﻿WEBVTT

00:00:06.130 --> 00:00:07.420
‫چیزه...

00:00:07.830 --> 00:00:11.670
‫ترسوندمت؟ ببخشید.

00:00:12.210 --> 00:00:16.630
‫اسم من ریلمونده. مبارزه خیلی خوبی بود.

00:00:17.290 --> 00:00:18.210
‫ممنونم.

00:00:19.000 --> 00:00:24.080
‫همچین موجود قدرتمندی بدون اینکه حواسم باشه مراقبم بود... گاردمو زیادی آوردم پایین.

00:00:24.710 --> 00:00:28.330
‫می‌خوام بابت اینکه همچین نمایش بی‌نظیری نشونم دادی، ازت تشکر کنم.

00:00:28.630 --> 00:00:30.830
‫شنیدم برای تمرین اومدی اینجا.

00:00:31.540 --> 00:00:32.460
‫شنیده؟

00:00:34.170 --> 00:00:37.380
‫اگه اینطوره، شاید منم بتونم یکم کمکت کنم.

00:00:38.290 --> 00:00:41.630
‫گفت از داخل بیرونو دیدن سخته، نگفت...؟

00:00:43.460 --> 00:00:44.380
‫اوناهاش.

00:00:45.460 --> 00:00:46.710
‫برو سراغش!

00:00:48.170 --> 00:00:51.830
‫علی‌رغم ظاهرم، من مسئول طبقه‌ی دهم هستم.

00:00:53.750 --> 00:00:56.790
‫مطمئنم شریک تمرینی خوبی می‌شم.

00:01:00.040 --> 00:01:02.750
‫قدرت این هیولا به پای طبقه‌ی ده می‌رسه...

00:01:04.040 --> 00:01:06.630
‫من یه سلاح دارم، و هیچ آسیبی ندیدم.

00:01:07.630 --> 00:01:09.750
‫بنیه‌م هم خوبه.

00:01:10.130 --> 00:01:11.000
‫انجامش می‌دم.

00:01:13.880 --> 00:01:15.580
‫همینو می‌خواستم.

00:01:15.880 --> 00:01:18.080
‫ممنون می‌شم باهام مبارزه کنی.

00:01:19.040 --> 00:01:20.040
‫باشه...

00:01:22.880 --> 00:01:25.630
‫خب دیگه، شروع کنیم؟

00:01:25.654 --> 00:01:45.654
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:06.250 --> 00:03:10.380
‫حالا که بهش فکر می‌کنم، غیرممکنه پوست این به اندازه‌ی پوست اون هیولا سفت نباشه...

00:03:11.750 --> 00:03:16.130
‫با مهارتای فعلی من، احتمال زیاد حتی نمی‌تونم یه خط روش بندازم.

00:03:29.000 --> 00:03:30.830
‫خیلی‌خب، باید از عقب شروع کنم!

00:03:40.290 --> 00:03:42.330
‫تعجب کردم که جاخالی دادیش.

00:03:43.080 --> 00:03:45.630
‫یه آن حس کردم غافلگیرت کردم.

00:03:46.540 --> 00:03:51.460
‫بد شد. فقط دمش نیست. حتی گردنشم زیادی آزادانه می‌تونه تکون بده.

00:03:51.750 --> 00:03:54.170
‫اگه بذارم از محدوده‌ی دیدم قسر در برم، دردسر می‌شه.

00:03:54.170 --> 00:03:56.290
‫همه‌ش نمی‌شه جاخالی داد.

00:03:57.830 --> 00:03:58.790
‫تمرین...

00:04:00.420 --> 00:04:06.130
‫درسته. الان وقتشه تا هر تکنیکی که توش تجربه ندارم رو تقویت کنم...

00:04:06.420 --> 00:04:07.380
‫‍‫امتحانش می‌کنم.

00:04:08.920 --> 00:04:12.750
‫اگه قدرت جادویی توی موجودای زنده و مرده وجود داشته باشه،

00:04:13.080 --> 00:04:18.670
‫به‌جای استفاده از محدوده‌ی دیدم، باید بتونم اونو با
‫حضورش ترکیب کنم تا بتونم همه‌چیزو ببینم.

00:04:26.330 --> 00:04:29.330
‫گردنش چرخیده و پاهاش از هم باز شدن... الانه که گاز بگیره!

00:04:30.040 --> 00:04:32.880
‫به این سرعت جاخالی می‌ده! حرکاتمو می‌خونه؟

00:04:37.750 --> 00:04:39.330
‫واقعاً سفته...

00:04:39.960 --> 00:04:41.750
‫اما... جواب می‌ده.

00:04:42.670 --> 00:04:46.630
‫تا الان هیچوقت نتونستم دقتمو توی حس کردن حضور و قدرت جادویی بالا ببرم،

00:04:47.460 --> 00:04:49.040
‫اما الان خوب داره جواب می‌ده.

00:04:49.830 --> 00:04:52.420
‫به‌خاطر اینه که رفتم توی اون اسکلت؟

00:04:52.920 --> 00:04:55.920
‫احساس می‌کنم به استفاده از قدرت جادویی بیشتر عادت کردم.

00:04:56.630 --> 00:05:00.420
‫در هر صورت، فکر کنم بتونم مبارزه کنم.

00:05:29.790 --> 00:05:32.290
‫لعنت، گاردمو...

00:05:45.630 --> 00:05:47.040
‫ای وای...

00:05:47.540 --> 00:05:51.630
‫حتی اینم برای کشتنت کافی نبود، چقدر عجیب.

00:05:54.540 --> 00:05:59.210
‫قدرت جادویی رو توی بازوت اشباع کردی تا حمله‌ی
‫منو منحرف کنی، هرکسی از پس همچین کاری بر نمیاد.

00:05:59.830 --> 00:06:01.130
‫اما نتیجه‌ش اینه.

00:06:02.250 --> 00:06:07.210
‫با سلاحم به موقع نرسیدم. هنوز خیلی خیلی بی‌تجربه‌م...

00:06:08.040 --> 00:06:11.750
‫خب، منم به این روز افتادم.
‫وضعیت دوتامون یکیه.

00:06:11.750 --> 00:06:15.130
‫خب... گمونم تلاش خوبی برای نشون دادن قدردانیم بود.

00:06:16.420 --> 00:06:21.420
‫بذار پیشنهاد بدم که اینجا تمومش کنیم.

00:06:21.420 --> 00:06:22.130
‫ها؟

00:06:23.170 --> 00:06:24.290
‫نظرت چیه؟

00:06:25.750 --> 00:06:27.460
‫بـ ـ باشه...

00:06:27.830 --> 00:06:31.500
‫آخه من... از درد کشیدن بدم میاد.

00:06:32.630 --> 00:06:33.670
‫خب دیگه...

00:06:36.420 --> 00:06:37.130
‫ها؟

00:06:46.580 --> 00:06:48.330
‫از درد بدش میاد...؟

00:06:48.750 --> 00:06:50.380
‫خسته نباشی!

00:06:50.580 --> 00:06:51.880
‫آ ـ آره.

00:06:52.330 --> 00:06:54.580
‫میدون مبارزه چطور بود؟

00:06:54.580 --> 00:06:55.500
‫چطور بود؟

00:06:56.250 --> 00:06:58.210
‫به‌نظرم تمرین خوبی بود.

00:06:58.540 --> 00:07:00.920
‫متوجه ضعف‌هام شدم. اما...

00:07:02.290 --> 00:07:04.750
‫نمی‌دونم گفتنش درسته یا نه...

00:07:05.750 --> 00:07:07.500
‫انگیزه‌مو از دست دادم.

00:07:08.500 --> 00:07:09.670
‫منطقیه خب.

00:07:13.710 --> 00:07:16.960
‫پدرم قدرت جادویی رو مستقیماً توی انداماش جمع می‌کرد.

00:07:17.920 --> 00:07:25.750
‫من نمی‌تونستم ثابت نگهش دارم. به‌جاش،
‫می‌تونستم توی سلاحای آغشته به جادو واردش می‌کنم.

00:07:27.790 --> 00:07:28.830
‫اون‌موقع...

00:07:29.290 --> 00:07:34.380
‫سلاحام به موقع نمی‌رسیدن، برای همین
‫به‌جاش همه‌ی قدرت جادوییمو وارد دستم کردم.

00:07:35.460 --> 00:07:39.460
‫به‌خاطر این بود که دستم توی محافظت در برابر حمله‌ی تنفسی شکست خورد،

00:07:40.040 --> 00:07:45.080
‫یا اینکه اتفاقاً نتونست قدرت جادویی بی‌حساب و کتاب رو تاب بیاره؟

00:07:47.130 --> 00:07:56.540
‫موجودات جادویی مثل گولم، ویسپ، اسلایما،
‫به‌طور کلی بدون سلاحای تقویت‌شده‌ی جادویی آسیبی نمی‌بینن.

00:07:57.250 --> 00:08:00.880
‫موثرترین روش حمله، حمله با جادوـه.

00:08:01.460 --> 00:08:07.630
‫به عبارتی، یه زیر مجموعه از جادو مثل یه برش
‫پیچیده شده توی قدرت جادویی هم می‌تونه جواب بده.

00:08:08.540 --> 00:08:13.460
‫این نظریه شامل حال پوست‌ها و فلس‌هایی که با قدرت
‫جادویی ازشون محافظت می‌شه هم می‌شه؟

00:08:15.380 --> 00:08:18.750
‫عالیه. احساس می‌کنم فرصتا دارن خودشونو نشون می‌دن.

00:08:19.880 --> 00:08:24.500
‫انتظار نداشتم بتونم توی مدیریت قدرت جادویی تا این حد ماهر بشم.

00:08:26.130 --> 00:08:29.880
‫از کراییتزه و بل برای اینکه همچین فرصتی بهم دادن، ممنونم.

00:08:31.630 --> 00:08:37.920
‫هدف فعلیم باید افزاش سرعت و دقت استفاده از
‫قدرت جادوییم باشه. بعدش هم...

00:08:39.040 --> 00:08:42.210
‫موارد کارت؟

00:08:42.210 --> 00:08:45.460
‫آره. من درنهایت اینجا چیکاره‌م؟

00:08:46.130 --> 00:08:51.920
‫همه‌ش داشتی این اطرافو نشونم می‌دادی. تا الان
‫به زور کاری کردم که بشه اسمشو گذاشت کار.

00:08:52.130 --> 00:08:52.830
‫ها!؟

00:08:53.790 --> 00:08:56.460
‫ولی تو صندوقچه‌های گنجمون رو دوباره پر کردی، نه؟

00:08:56.830 --> 00:08:58.880
‫ساده‌ترین بخش کارو انجام دادم.

00:09:00.460 --> 00:09:02.080
‫عه...

00:09:03.580 --> 00:09:05.960
‫حساب اون کاوشگرای طبقه‌ی هفتمم رسیدی!

00:09:06.210 --> 00:09:09.130
‫اونو که تو به درخواستم گوش دادی.

00:09:11.830 --> 00:09:16.170
‫خانم کلی، اولین باره که جایی مشغول کار می‌شی، نه؟

00:09:18.210 --> 00:09:21.000
‫آره اولین باریه که کاریو گرفتم که گلید بهم نداده.

00:09:21.460 --> 00:09:26.540
‫اولاً، تو با صرف اینجا بودنت داری کارتو انجام می‌دی.

00:09:26.830 --> 00:09:29.380
‫فقط با اینجا بودنم کار می‌کنم؟

00:09:32.460 --> 00:09:34.580
‫این که با عقل جور در نمیاد.

00:09:34.580 --> 00:09:41.040
‫خانم کلی تو به‌خاطر اینکه من استخدامت کردم اینجایی،
‫نه که با اراده‌ی خودت اینجا باشی، درسته؟

00:09:41.040 --> 00:09:41.540
‫ها؟

00:09:42.540 --> 00:09:47.380
‫اگه شاغلی ولی کاری برای انجام دادن
‫نداری، موضوع شکست توی مدیریته.

00:09:47.380 --> 00:09:50.460
‫اینطور نیست که تو کارتو انجام نمی‌دی.

00:09:51.380 --> 00:09:54.420
‫به عبارتی، به ناتوانی من برمی‌گرده.

00:09:56.460 --> 00:10:00.460
‫آها... پس انگار من یه آماده‌باشم که منتظر دستورم؟

00:10:00.830 --> 00:10:04.250
‫شکست توی مدیریت... عجب.

00:10:04.710 --> 00:10:07.880
‫دردآوره که تو هم در کمال آرامش تکرارش کنی.

00:10:08.330 --> 00:10:14.000
‫به هر حال، من هنوز تصمیم نگرفتم در چه زمینه‌ای
‫می‌خوام ازت کمک بگیرم خانم کلی.

00:10:14.630 --> 00:10:15.830
‫هنوز تصمیم نگرفتی؟

00:10:16.460 --> 00:10:23.210
‫کارکنای بیشتری می‌خواستم، اما وقتی تو رو استخدام
‫کردم هنوز به مرحله‌ی اجرایی نرسیده بودم.

00:10:23.540 --> 00:10:25.750
‫دیوار و ...

00:10:26.170 --> 00:10:27.790
‫آه. اونو می‌گی.

00:10:29.540 --> 00:10:35.580
‫برای همین گفتم فعلاً تو رو کنار خودم نگه می‌دارم تا همه‌طور کاری رو تجربه کنی.

00:10:36.000 --> 00:10:37.790
‫آها فهمیدم.

00:10:38.210 --> 00:10:40.670
‫خب، کار امروزم چیه؟

00:10:41.040 --> 00:10:45.330
‫پس، می‌شه ازت بخوام توی ساخت گنج کمک کنی؟

00:10:46.000 --> 00:10:49.420
‫گنج؟ مثل همونا که می‌رن توی صندوقچه‌ی گنج؟

00:10:49.670 --> 00:10:51.170
‫درسته.

00:10:55.130 --> 00:10:56.130
‫از این طرف.

00:10:57.330 --> 00:11:00.880
‫دور از کاتالیزورها و انبار ذخیره‌ی مواد معدنیه؟

00:11:01.920 --> 00:11:07.080
‫درسته. نمی‌خوایم اگه اشتباهی رخ داد چیزی منفجر بشه.

00:11:07.080 --> 00:11:08.080
‫منفجر بشه...؟

00:11:09.210 --> 00:11:10.330
‫اینجاست!

00:11:12.830 --> 00:11:13.880
‫کثیفه!

00:11:14.710 --> 00:11:20.330
‫آقای رانگارد مواد اولیه‌ رو برامون آماده کرده،
‫پس فقط هر اثر جادویی‌ای که می‌خوای بهشون اضافه کن.

00:11:20.790 --> 00:11:22.880
‫هر اثر جادویی؟

00:11:25.380 --> 00:11:28.000
‫انقدر الابختکی درستشون می‌کنین...؟

00:11:28.210 --> 00:11:32.750
‫آه نه نه! اون سلاحی که تو داری خیلی درست و حسابیه.

00:11:33.380 --> 00:11:37.210
‫می‌دونی، توی طبقه‌ی‌های پایین آیتمای بی‌کیفیت‌تر می‌دیم.

00:11:37.460 --> 00:11:39.710
‫اما نرخ باز کردن صندوقچه‌ها بالاست،

00:11:39.710 --> 00:11:44.290
‫برای همین زیاد ازشون نیازه، و
‫ساختشون فوراً کسل‌کننده می‌شه.

00:11:44.710 --> 00:11:48.540
‫برای همین سعی کردم چیزایی
‫بسازم که یکم غیرمعمول‌ترن، ولی...

00:11:49.290 --> 00:11:53.630
‫آقای رانگارد عصبانی شد و گفت همه‌شو بریزم دور.

00:11:53.630 --> 00:11:55.880
‫اونایی که توی انبار سوم بودن؟

00:11:56.330 --> 00:11:59.920
‫خب... میای با هم در موردش هم‌فکری کنیم؟

00:12:00.920 --> 00:12:04.040
‫باشه. هرکاری ازم بربیاد می‌کنم.

00:12:04.040 --> 00:12:05.250
‫خیلی کمک‌حاله.

00:12:05.250 --> 00:12:08.880
‫اما، تموم که شد این اتاقو تمیز می‌کنیم.

00:12:10.080 --> 00:12:10.880
‫جوابت؟

00:12:14.420 --> 00:12:15.960
‫زره چرمی درخشان!

00:12:17.460 --> 00:12:19.710
‫باندانا با قدرت خنک‌کننده.

00:12:21.000 --> 00:12:23.670
‫خنجری که رده‌های درخشان به‌جا می‌ذاره.

00:12:26.040 --> 00:12:29.080
‫صندوقچه‌ها جای دور ریختن آیتم‌های جدید نیست.

00:12:29.750 --> 00:12:32.460
‫چرا عقلتو دادی دست این، کلی؟

00:12:32.460 --> 00:12:38.540
‫ببخشید، نمی‌دونستم وارد کردن جادو همچین
‫تأثیرای متفاوتی داشته باشه، کنترلمو از دست دادم.

00:12:38.880 --> 00:12:40.420
‫ببین چطور باهام رفتار می‌کنن...

00:12:41.330 --> 00:12:44.040
‫چاره‌ای نیست. از این بعد بیشتر حواستونو جمع کنین.

00:12:44.040 --> 00:12:47.960
‫و اینکه... چطوره بعد از این یه دستی توی ساخت تجهیزات جدید ببری؟

00:12:48.420 --> 00:12:50.500
‫می‌شه بعد از تمیزکاری انجامش بدیم؟

00:12:51.920 --> 00:12:53.710
‫همه‌طوره هواتو دارم.

00:12:53.710 --> 00:12:54.790
‫بسپرش به خودم.

00:12:54.814 --> 00:13:01.814
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:13:01.920 --> 00:13:04.080
‫اهالی دانجن.

00:13:06.790 --> 00:13:09.630
‫لازم نیست انقدر با احتیاط باهاشون رفتار کنین. نمی‌شکنن.

00:13:13.210 --> 00:13:14.830
‫انتظار نداشتم واقعاً بیای.

00:13:15.080 --> 00:13:16.710
‫عادت دارم سر قولم بمونم.

00:13:19.420 --> 00:13:22.630
‫اشکالی نداره بیخیال پر کردن صندوقچه‌ها بشی؟

00:13:22.630 --> 00:13:26.330
‫نه بابا. اینطور نیست که وظیفه‌م باشه.

00:13:27.040 --> 00:13:30.460
‫وقتی من نیستم، کوچولوها بهش رسیدگی می‌کنن.

00:13:30.830 --> 00:13:31.960
‫فهمیدم.

00:13:33.880 --> 00:13:35.710
‫اینجا سنگ‌ معدنی حفر می‌کنیم.

00:13:36.540 --> 00:13:38.380
‫اون دوتا برای این کار کافی‌ان؟

00:13:38.380 --> 00:13:42.380
‫همم؟ آره، این‌ کار برای کارکنای اضافه‌ست.

00:13:42.670 --> 00:13:43.750
‫کارکنای اضافه؟

00:13:44.080 --> 00:13:45.830
‫اون اتاقه‌ست.

00:13:51.710 --> 00:13:53.670
‫عجب اتاق تمیز و بزرگی.

00:13:54.000 --> 00:13:56.000
‫پس داریم می‌ریم پشت اینجا؟

00:13:56.380 --> 00:14:03.040
‫نه. این اتاقه نتیجه‌ی اینه که اون خانوم کوچولو با
‫جادو حفاری کرده.

00:14:03.380 --> 00:14:08.540
‫ظاهراً همه‌چیو حفر می‌کنه بعد مرتبشون می‌کنه.
‫می‌گه این روش خیلی کارآمدتره.

00:14:04.500 --> 00:14:06.710
‫تنهایی این کارو کرده؟

00:14:08.960 --> 00:14:10.790
‫چقدر طول کشید؟

00:14:11.000 --> 00:14:13.790
‫زودتر از این بود که بتونم تا ده بشمارم.

00:14:14.830 --> 00:14:16.880
‫انقدر سریع...؟

00:14:21.040 --> 00:14:24.710
‫واقعاً می‌تونم شکستش بدم؟

00:14:25.750 --> 00:14:32.830
‫و برای اینکه منطق از هوشمون نره،
‫یکم حفاری عادی انجام می‌دیم.

00:14:33.330 --> 00:14:36.210
‫یه‌طورایی می‌فهمم ولی نمی‌فهمم...

00:14:43.130 --> 00:14:45.040
‫اینجا آهنگری مشترکه.

00:14:45.710 --> 00:14:48.830
‫انگار گولما دارن خودشون تنهایی می‌چرخوننش.

00:14:50.170 --> 00:14:51.420
‫آره، درسته.

00:14:52.040 --> 00:14:57.330
‫با توجه به نرخ باز شدن صندوقچه‌ها تو طبقات بالاتر،
‫خودم نمی‌تونم به‌اندازه‌ی کافی تجهیزات بسازم.

00:14:57.750 --> 00:15:01.210
‫برای همین به کوچولوها یاد دادم چطوری
‫بهش رسیدگی کنن.

00:15:02.000 --> 00:15:04.210
‫این گولما زیادی به‌درد نمی‌خورن؟

00:15:04.210 --> 00:15:08.580
‫نه، براساس شخصیتشون، یکم تفاوت شخصی دارن.

00:15:09.040 --> 00:15:13.130
‫برای همین مهمه که براساس نقاط ضعف و قوت
‫مختلفشون بهشون کار بدیم.

00:15:13.130 --> 00:15:14.630
‫جدی خیلی سخته.

00:15:14.630 --> 00:15:16.960
‫تفاوت براساس شخصیتشون...

00:15:17.380 --> 00:15:19.250
‫شخصیت دارن؟

00:15:19.250 --> 00:15:23.750
‫معلومه. فکر کردی دقیقاً گولما چی‌ان؟

00:15:23.750 --> 00:15:25.210
‫گـ ـ گولم.

00:15:26.130 --> 00:15:28.080
‫آره، گولمن دیگه.

00:15:28.080 --> 00:15:30.080
‫پس منطقیه، نیست؟

00:15:30.790 --> 00:15:32.080
‫اصلاً...

00:15:33.500 --> 00:15:39.000
‫برای مثال اون رگرد‌ـی که اونجاست.
‫کارش تو چیزای جزئی بده، ولی تو کارای قدرتی خوبه.

00:15:39.000 --> 00:15:40.920
‫اسمش بود؟! کدومشونه...؟!

00:15:41.830 --> 00:15:44.290
‫خب بگذریم. محل کار من اون پشته.

00:15:47.580 --> 00:15:49.460
‫به‌شکل عجیبی کوچیکه.

00:15:50.670 --> 00:15:54.330
‫اینطوری راحت‌تر دستم به ابزار اینا می‌رسه، برام بهتره.

00:15:55.460 --> 00:15:56.540
‫هممم...

00:15:56.750 --> 00:15:58.830
‫همه‌چی دم‌دسته!

00:16:00.460 --> 00:16:03.790
‫دوتاشون یه منطقه، پس چرا انقدر متفاوت به‌نظر میان...؟

00:16:05.670 --> 00:16:06.250
‫بفرما.

00:16:08.630 --> 00:16:09.630
‫خنجر؟

00:16:10.130 --> 00:16:13.710
‫مرکز جاذبه‌شونو دست‌کاری کردم.
‫کدومش برات راحت‌تره؟

00:16:15.000 --> 00:16:19.080
‫که اینطور... یکی تیغه‌ی سنگین‌تره
‫یکی هم مرکزش...

00:16:20.040 --> 00:16:22.040
‫از دوتاش می‌تونم استفاده کنم.

00:16:23.210 --> 00:16:26.580
‫برای شخصی‌سازی می‌پرسم، چیزی هست که ترجیح بدی؟

00:16:28.290 --> 00:16:31.380
‫ممنونم، ولی نیاز نیست انقدر پیش بری.

00:16:32.250 --> 00:16:34.170
‫صرفاً سلاحیه که الان ازش استفاده می‌کنم.

00:16:34.500 --> 00:16:38.880
‫شانس اینکه تو آینده یه‌چیز بهتر
‫گیرم بیاد هست، نه؟

00:16:39.250 --> 00:16:43.080
‫از نظر توانایی شاید درست باشه، ولی
‫تضمینی نیست خنجر بهتری پیدا کنی.

00:16:43.830 --> 00:16:46.080
‫انقدر صندوقچه باز می‌کنم تا پیدا کنم.

00:16:47.210 --> 00:16:48.880
‫نمی‌شه راضیت کرد، نه؟

00:16:49.290 --> 00:16:54.880
‫با دیدن اون کار یکم پیش فهمیدم،
‫اینو هم خودت ساختی، نه؟

00:16:55.380 --> 00:16:59.710
‫و سه‌تای دیگه‌ای که دارمو گولما ساختن، نه؟

00:16:59.710 --> 00:17:02.380
‫درسته. از کجا فهمیدی؟

00:17:03.040 --> 00:17:03.750
‫از رو غریزه‌م.

00:17:04.080 --> 00:17:05.210
‫غریزه؟

00:17:05.830 --> 00:17:08.040
‫و با این‌ وجود، یه‌سوال دارم.

00:17:08.290 --> 00:17:09.170
‫چی شده؟

00:17:09.830 --> 00:17:13.880
‫تو صندوقچه‌های طبقه‌ی نُه خنجری
‫هست که ساخته باشی؟

00:17:14.290 --> 00:17:15.330
‫اوه؟

00:17:16.250 --> 00:17:20.880
‫هست. ولی نمی‌دونم الانم تو صندوقچه‌ن یا نه،
‫اما آره، ساختم.

00:17:21.130 --> 00:17:23.420
‫پس خوبه. انگیزه پیدا کردم.

00:17:24.130 --> 00:17:29.540
‫نمی‌خوام بهت ضدحال بزنم، ولی کیفیت‌شون برابر
‫با چیزیه که کوچولوها برای اون طبقه ساختن.

00:17:29.790 --> 00:17:31.540
‫آره، ولی مشکلی نیست.

00:17:32.040 --> 00:17:34.460
‫واقعاً؟ درکت نمی‌کنم...

00:17:35.750 --> 00:17:41.960
‫واقعاً؟ صرفاً خیلی خوشحالم که دارم از سلاح
‫دست‌ساز یکی از نزدیکام استفاده می‌کنم.

00:17:44.210 --> 00:17:48.580
‫واقعاً کارش تو روحیه دادن عالیه.

00:17:52.540 --> 00:17:53.670
‫چایه.

00:17:54.920 --> 00:17:55.790
‫ممنون.

00:17:56.920 --> 00:17:59.380
‫شیمون، مثل همیشه باملاحظه‌ای.

00:18:00.040 --> 00:18:00.830
‫شیمون!؟

00:18:06.540 --> 00:18:10.500
‫فرصت خوبیه، چطوره یکم صحبت کنیم؟

00:18:10.880 --> 00:18:11.580
‫باش.

00:18:12.210 --> 00:18:15.670
‫برای شروع، ما با ابزار و تجهیزات کار می‌کنیم.

00:18:15.670 --> 00:18:19.210
‫درحالی که خانوم کوچولو، با جادو به همه‌چی رسیدگی می‌کنه.

00:18:20.210 --> 00:18:23.210
‫درسته... اون چیزی نیست که بشه ازش تقلید کرد.

00:18:24.710 --> 00:18:28.630
‫کاری که ازمون بر میاد به‌اندازه‌ی
‫انگشت کوچیکه‌ی خانوم کوچولوئه.

00:18:29.040 --> 00:18:33.210
‫تقریباً کل دانجن حول محور خودش می‌چرخه.

00:18:34.040 --> 00:18:36.500
‫به‌نظرت به‌اندازه‌ی شستش ازتون بر نمیاد؟

00:18:36.960 --> 00:18:37.960
‫فرقش چیه؟

00:18:38.830 --> 00:18:43.330
‫سیستم کلی از زمان رئیس قبلی عوض نشده.

00:18:43.790 --> 00:18:47.210
‫رئیس قبلی؟ ناظری که قبل از بل بود؟

00:18:47.500 --> 00:18:48.210
‫آره...

00:18:48.960 --> 00:18:53.630
‫یه آدم غیرعادی بود که برای ساخت دانجن زندگی می‌کرد،

00:18:53.630 --> 00:18:57.130
‫کسی بود که برای دانجن هرکاری می‌کنه و
‫چیزای دیگه براش اهمیتی نداره.

00:18:57.130 --> 00:18:58.250
‫غیرعادی...

00:18:59.130 --> 00:19:01.710
‫اگه خانوم کوچولو هم اونطور بود، اوضاع بهتر می‌شد.

00:19:02.500 --> 00:19:05.580
‫همم؟ اگه غیرعادی بود بهتر می‌شد؟

00:19:06.380 --> 00:19:07.420
‫درسته...

00:19:08.130 --> 00:19:13.170
‫طوری بود که مسئولیت‌پذیریش باعث
‫می‌شد به مدیریتش بهتر برسه.

00:19:13.830 --> 00:19:15.080
‫مسئولیت...؟

00:19:16.790 --> 00:19:20.670
‫خانوم کوچولو گفت دست‌تنهاییم و کمک نیاز داریم.

00:19:21.210 --> 00:19:23.670
‫برای همین من شرایط استخدامو جور کردم.

00:19:23.670 --> 00:19:32.420
‫می‌خواستم بهش ثابت کنم چقدر غیرممکنه،
‫و فکر نمی‌کردم کاندید مناسبی پیدا کنه... یعنی تو رو.

00:19:32.790 --> 00:19:34.170
‫بـ ـ ببخشید؟

00:19:34.170 --> 00:19:35.540
‫نگرانش باش.

00:19:38.380 --> 00:19:41.790
‫چیزی که خانوم کوچولو کم داشت کارمند نبود.

00:19:42.460 --> 00:19:45.630
‫یه متحد بود که بتونه باهاش صحبت کنه
‫و در کنارش بمونه.

00:19:46.630 --> 00:19:54.630
‫در حین تماشای گروه دوستانه‌ی ماجراجوها که
‫میومدن کاوش دانجن، بیشتر احساس تنهایی کرد.

00:19:58.420 --> 00:19:59.790
‫خسته نباشی!

00:19:59.790 --> 00:20:01.210
‫ممنون. من برگشتم.

00:20:02.170 --> 00:20:05.210
‫خب؟ کار کردن با آقای رانگارد چطور بود؟

00:20:05.210 --> 00:20:06.250
‫عالی بود.

00:20:07.130 --> 00:20:09.630
‫برای شروع قدرت جادوییتو تو سطح پخش و صاف می‌کنی.

00:20:09.920 --> 00:20:10.880
‫صاف؟!

00:20:11.250 --> 00:20:12.920
‫فکر نمی‌کنم بتونم اون‌ کارو بکنم.

00:20:15.000 --> 00:20:19.250
‫خانم کلی، مطمئنم با تمرین می‌تونی.

00:20:19.580 --> 00:20:20.960
‫مسیر طولانی‌ای در انتظارمه...

00:20:23.210 --> 00:20:24.500
‫صحبتم کردیم.

00:20:24.500 --> 00:20:26.830
‫عا، برای همین انقدر طول کشید.

00:20:27.500 --> 00:20:29.670
‫و راجع به تو هم یکم بهم گفت.

00:20:29.670 --> 00:20:33.920
‫ها؟ راجع به من؟

00:20:35.080 --> 00:20:38.130
‫حرفای خوب زد یا بد؟

00:20:38.460 --> 00:20:41.080
‫تشخیصش سخته.

00:20:46.330 --> 00:20:47.540
‫احساس تنهایی کرد؟

00:20:48.670 --> 00:20:51.170
‫مگه مدیریت دانجن همینطوری نیست؟

00:20:51.500 --> 00:20:56.380
‫درسته... ولی اینطور پیش نرفت.

00:20:56.880 --> 00:21:00.380
‫تا وقتی که وظیفه‌ی رئیس قبلیو بگیره
‫و از هم جدا بشن، تمام مدت پیشش بود.

00:21:12.170 --> 00:21:13.170
‫صحیح...

00:21:14.670 --> 00:21:18.210
‫بل، نظرت راجع به آقای رانگارد چیه؟

00:21:18.210 --> 00:21:20.460
‫ها؟! خب...

00:21:20.460 --> 00:21:21.830
‫چیزه...

00:21:22.380 --> 00:21:26.170
‫اصلاً، آقای رانگارد داره دوش به دوشش باهاش کار می‌کنه.

00:21:26.710 --> 00:21:29.500
‫باید بتونه خودش به مشکل رسیدگی کنه.

00:21:30.210 --> 00:21:32.210
‫چطور بگم...

00:21:32.630 --> 00:21:33.830
‫عا، ببخشید.

00:21:34.210 --> 00:21:38.000
‫می‌خواستم ببینم به‌چشم همکار
‫می‌بینیش یا یه‌چیز فراتر.

00:21:38.290 --> 00:21:45.250
‫عا، می‌شه گفت یه‌چیز فراتر. بیشتر شبیه خانواده‌مه.

00:21:46.500 --> 00:21:47.330
‫دیدی؟

00:21:47.630 --> 00:21:49.380
‫پس، خودتم باید بتونی...

00:21:49.380 --> 00:21:55.000
‫و به‌چشم یه بابابزرگ کله‌شق می‌بینمش
‫که قبول نمی‌کنه بازنشسته بشه.

00:21:55.670 --> 00:21:59.330
‫پس به‌نظرم... نتونی خیلی کنارش وایسی...

00:22:00.750 --> 00:22:07.330
‫از زمان رئیس قبلی اینجا کار می‌کرده،
‫و منم زیاد همراهی کرده.

00:22:10.170 --> 00:22:13.420
‫پس انقدرا هم ساده نیست؟

00:22:14.790 --> 00:22:16.710
‫به‌نظرم بهتره روراست بپرسم.

00:22:17.040 --> 00:22:19.250
‫فکر می‌کنی نظر آقای رانگارد نسبت بهتـ-

00:22:19.250 --> 00:22:22.330
‫قبلاً ازش پرسیدم! گفت...

00:22:23.790 --> 00:22:25.170
‫مجبورم نکن بگم!

00:22:25.750 --> 00:22:27.080
‫چقد ضایع!

00:22:27.104 --> 00:22:47.104
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:47.128 --> 00:23:07.128
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:58.630 --> 00:24:01.580
‫کم کم اون احساس درونم به‌وجود آمد.

00:24:01.830 --> 00:24:05.670
‫یه احساس شرورانه برای پیشرفته‌تر کردن
‫مهارت شمشیرزنیم.

00:24:05.670 --> 00:24:09.460
‫هنگامی که مانند شیری یا دایناسوری گوشت
‫را گاز زدم، این افکار در ذهنم جاری شدند.

00:24:09.460 --> 00:24:10.330
‫خانم کلی!

00:24:10.750 --> 00:24:15.500
‫ببین. داری کم‌ کم شاداب‌تر و خنده‌دارتر می‌شی...

00:24:15.500 --> 00:24:19.250
‫با خنده بخونش...

00:24:22.080 --> 00:24:24.830
‫قسمت بعدی «اهالی دانجن»، قسمت ۶،

00:24:24.830 --> 00:24:26.040
‫«کاوش و آشپزی.»

00:12:58.510 --> 00:13:04.960
‫بعضی اوقات، آیتم‌های بی‌هدفی در صندوقچه‌ها پیدا می‌شن.
‫مناسب مبارزه نیستن، برای همین معمولاً به اشرافی‌ها
‫و کلکسیونرها به قیمت بالای فروخته می‌شن.
‫به‌نظر می‌رسه یه‌سری از ماجراجوها برای دست‌یابی
‫به همچین چیزایی وارد دانجن می‌شدن.

00:12:58.510 --> 00:13:04.960
آیتم‌های مرموز