﻿WEBVTT

00:00:09.830 --> 00:00:12.040
‫اون اسکلت رو تجسم کن...

00:00:12.064 --> 00:00:22.064
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:25.420 --> 00:00:27.380
‫لعنتی، باید سریع‌تر باشم...

00:00:28.710 --> 00:00:30.130
‫چه تلاشی می‌کنی.

00:00:30.500 --> 00:00:32.330
‫خب؟ به‌نظرت از پسش بر میای؟

00:00:32.670 --> 00:00:34.880
‫راستش، خودم تنهایی از پسش بر نمیام.

00:00:35.290 --> 00:00:36.460
‫لاتّا تو چی می‌گی؟

00:00:36.790 --> 00:00:38.080
‫خب، بذار ببینم...

00:00:38.670 --> 00:00:45.130
‫دست خودم نیست ولی فکر می‌کنم اون اسکلتی که مبارزه باهاش
‫واسه‌مون انقدر سخت بود، رهبر اصلی‌شونه و لیچ نیست.

00:00:46.330 --> 00:00:48.080
‫آره خب منطقی به‌نظر میاد.

00:00:48.630 --> 00:00:50.830
‫نقشه‌ی بعدیمون رو با در نظر داشتن این بچینیم؟

00:00:51.170 --> 00:00:51.710
‫آره.

00:00:52.540 --> 00:00:55.210
‫ما پارتی برتر توی گیلد ماجراجویان هستیم.

00:00:55.630 --> 00:00:57.580
‫پس کم‌کم باید بریم و طبقه‌ی هفتم رو فتح کنیم.

00:00:57.920 --> 00:00:58.790
‫درسته.

00:02:36.960 --> 00:02:42.540
‫برای امروز، مصاحبه‌ی استخدام هیولاها رو برگزار می‌کنیم.

00:02:42.710 --> 00:02:46.000
‫مصاحبه...؟ واقعاً استخدامشون می‌کنی؟

00:02:46.000 --> 00:02:50.540
‫معلومه! آه، ولی اینطور نیست که با هرکسی مصاحبه کنیم.

00:02:50.960 --> 00:02:53.710
‫براساس بررسی مدارک‌شون انتخاب‌شون می‌کنیم.

00:02:54.330 --> 00:02:56.750
‫همچین مرحله‌ای ضروریه؟

00:02:56.750 --> 00:02:59.000
‫اوه، اصلاً چیز سختی نیست.

00:02:59.500 --> 00:03:04.880
‫تا وقتی که اونقدر باهوش باشن که مدارکو
‫بفهمن، حتی اگه نتونن حرف بزنن هم قبول می‌شن.

00:03:05.210 --> 00:03:07.040
‫حتی اگه نتونن حرف بزنن؟

00:03:07.380 --> 00:03:11.380
ن‫نه خب، منطقی نیست که هیولا نتونه حرف بزنه؟

00:03:12.170 --> 00:03:17.630
‫و اینکه، ممکنه مبارزه هم داشته باشیم،
‫پس لازمه سلاح همراهت داشته باشی.

00:03:18.920 --> 00:03:22.960
‫تا وقتی ازم نخوای همه‌جوره مایه بذارم،
‫همین یه دونه کفایت می‌کنه.

00:03:23.380 --> 00:03:25.460
‫مصاحبه بخش عملی هم داره؟

00:03:25.710 --> 00:03:28.630
‫نه، فقط باید گاهی بهمون حمله می‌کنن.

00:03:29.040 --> 00:03:30.460
‫چه راحت می‌گه...

00:03:31.330 --> 00:03:34.500
‫راستش، اشکالی نداره کاوشگری مثل من همراهیت کنه؟

00:03:34.880 --> 00:03:37.420
‫بحث هیولاهاییه که جاهای مختلف
‫ دانجن قرار می‌گیرن، نه؟

00:03:37.790 --> 00:03:40.460
‫آه، درسته. یه‌طور سود فرعی در نظر بگیرش.

00:03:40.880 --> 00:03:41.880
‫سود فرعی؟

00:03:42.710 --> 00:03:45.630
‫خانم کلی، تو که با آدمای بیرون حرف نمی‌زنی، نه؟

00:03:45.880 --> 00:03:48.580
‫آره، توی قراردادم هم اینطور نوشته شده بود.

00:03:49.330 --> 00:03:51.130
‫پس مشکلی نیست.

00:03:51.500 --> 00:03:55.130
‫اگه خیلی بخوایم درگیر جایگاهت به‌عنوان یه
‫کاوشگر باشیم که اصلاً نمی‌تونی کاری انجام بدی.

00:03:57.420 --> 00:03:58.710
‫آره اینم حرفیه...

00:03:59.540 --> 00:04:00.880
‫خب دیگه بریم.

00:04:11.000 --> 00:04:12.380
‫اینجا...

00:04:14.630 --> 00:04:16.790
‫آخرین بخشه، نه؟

00:04:16.790 --> 00:04:20.830
‫بله، چون اینجا می‌تونیم با هرکسی هرچقدر هم که بزرگ باشه ارتباط برقرار کنیم.

00:04:21.000 --> 00:04:21.710
‫که اینطور...

00:04:26.960 --> 00:04:29.710
‫اون میز و مبله به‌طور عجیبی به اینجا نمی‌خورن...

00:04:30.580 --> 00:04:32.920
‫تو هر دفعه اینا رو می‌ذاری؟

00:04:33.130 --> 00:04:35.250
نه، همینجا می‌مونن.

00:04:35.380 --> 00:04:36.710
‫می‌مونن...

00:04:36.830 --> 00:04:39.920
‫البته، نمی‌خواستم توی مبارزه‌ی من با تو توی
‫ دست و پا باشن و خراب بشن،

00:04:39.920 --> 00:04:43.130
‫برای همین اون مبارزه رو یکم دورتر برگزار کردیم.

00:04:43.420 --> 00:04:45.290
‫یکم اون‌ورتر.

00:04:46.630 --> 00:04:48.500
‫من همین‌جا بودم...

00:04:49.750 --> 00:04:52.210
‫پس کسایی که باهاشون مصاحبه می‌شه میان اینجا؟

00:04:52.830 --> 00:04:53.920
‫درسته.

00:04:55.880 --> 00:04:59.040
‫من برای هر نفر یه دایره‌ی احضار درست می‌کنم.

00:04:59.500 --> 00:05:01.210
‫خیلی سخت به‌نظر میاد.

00:05:01.500 --> 00:05:03.330
‫چاره‌ای نداریم.

00:05:03.330 --> 00:05:11.420
‫هر مورد اندازه و شرایط ویژه‌ی خودشو داره، برای
‫همین نمی‌تونم با همه‌شون برخورد یکسانی‌ داشته باشم.

00:05:11.420 --> 00:05:12.540
‫که اینطور.

00:05:14.500 --> 00:05:17.380
‫خب، اولین کاندیدو احضار می‌کنم.

00:05:17.710 --> 00:05:23.500
‫من خودم بهشون رسیدگی می‌کنم، ولی
‫خانم کلی اگه چیزی به‌نظرت اومد لطفاً بگو.

00:05:23.500 --> 00:05:24.380
‫باشه.

00:05:25.130 --> 00:05:34.000
‫از زمان و مکانی ناشناخته، از فضایی که با دیواری نامرئی جدا شده، به پیش بیا...

00:05:35.250 --> 00:05:37.040
‫این زمین و آن یکی را وارونه کن.

00:05:35.250 --> 00:05:39.830 line:20%
‫اوی اوی این قدرت جادویی انقدر قویه که با پوستم حسش می‌کنم.

00:05:40.880 --> 00:05:43.880
‫به جریان قدرت متصل شو، و روی قسمتی که مشخص شده، فرود بیا.

00:05:54.290 --> 00:05:56.210
‫آقای پاراپوپوپارو هستین، درسته؟

00:05:57.830 --> 00:05:58.710
‫غرش کرد؟!

00:05:59.460 --> 00:06:00.420
‫بفرمایید.

00:06:03.880 --> 00:06:06.210
‫ممنون که برای شغل درخواست دادین.

00:06:06.460 --> 00:06:10.540
‫با شرایط کاری که توی مدارک ذکر شده، مشکلی ندارین؟

00:06:11.960 --> 00:06:14.040
‫بله، پس به همین ترتیب ادامه می‌دیم.

00:06:15.420 --> 00:06:15.920
‫بله.

00:06:17.040 --> 00:06:17.750
‫آه، بله.

00:06:18.040 --> 00:06:21.080
‫الان دارن حرف می‌زنن؟ حروفشون اوناست؟

00:06:18.170 --> 00:06:20.420 line:20%
‫این باید به این معنی باشه که...

00:06:23.080 --> 00:06:26.170
‫خب دیگه، بعداً جزئیات رو براتون می‌فرستم.

00:06:32.330 --> 00:06:33.380
‫نظرت چیه؟

00:06:33.880 --> 00:06:34.920
‫خب...

00:06:36.790 --> 00:06:38.580
‫این دیگه چطور زبونی بود؟

00:06:39.210 --> 00:06:44.040
‫به‌نظر می‌فهمید بل چی می‌گه،
‫ولی داشتن در مورد چی حرف می‌زدن؟

00:06:44.290 --> 00:06:49.710
‫اون‌موقع گفت از دنیای زیرین استخدام می‌کنه،
‫ولی این دنیای زیرین اصلاً چطور جاییه؟

00:06:49.710 --> 00:06:52.170
‫بعدم اصلاً...

00:06:52.670 --> 00:06:54.830
‫هدف از این مصاحبه چیه؟

00:06:55.210 --> 00:06:58.290
‫راست می‌گی، یادم رفت توضیح بدم.

00:06:58.750 --> 00:07:03.540
‫با اینکه اسمشو گذاشتم مصاحبه، ولی در مورد
‫ما این مثلاً یه‌طور کار برای تعیین اینکه استخدامشون کنیم یا نه نیست،

00:07:03.540 --> 00:07:06.210
‫بلکه یه‌طور بررسی نهایی و دیدار حضوری باهاشونه.

00:07:07.040 --> 00:07:10.460
‫اینکه قبل از شروع کار هم‌دیگه رو ببینیم اعصاب رو آروم می‌کنه،

00:07:10.460 --> 00:07:14.170
‫و اینکه گاهی وقتا بعضیا این فکر به سرشون می‌زنه که،

00:07:14.170 --> 00:07:18.580
‫«من زیر دست همچین آدم ضعیفی کار می‌کنم!»
‫پس فرصت خوبیه تا بهشون یه درس بدم.

00:07:18.750 --> 00:07:19.960
‫درس...؟

00:07:20.710 --> 00:07:23.000
‫اما طبق حرفای الانمون،

00:07:23.000 --> 00:07:27.630
‫مثل اینکه هرکسی رو که کم‌ترین میزان لازم
‫هوشو داشته باشه، استخدام می‌کنی.

00:07:27.920 --> 00:07:29.960
‫بله، هرکسی مناسبه.

00:07:31.880 --> 00:07:34.750
‫اینطوری بیشتر به دانجن می‌خوره.

00:07:37.040 --> 00:07:39.040
‫جدی؟ درست می‌گی...

00:07:40.080 --> 00:07:42.630
‫می‌شه شرکت‌کننده‌ی بعدیو احضار کنم؟

00:07:42.960 --> 00:07:44.630
‫راستی، یه سوال دارم.

00:07:44.830 --> 00:07:45.540
‫بله؟

00:07:45.880 --> 00:07:51.750
‫اون یارو... پاراپوپارو بود؟
‫من هیچی از حرفاش نفهمیدم.

00:07:51.750 --> 00:07:55.170
‫آه، ببخشید، کلاً یادم رفت.

00:07:56.080 --> 00:08:01.960
‫خانم کلی، تو هیچ مهارت ارتباطی‌ای نداری...

00:08:02.210 --> 00:08:03.380
‫نـ ـ ندارم...

00:08:03.580 --> 00:08:09.630
‫می‌تونیم از یه وسیله برای کمک گرفتن استفاده کنیم،
‫اما الان چیزی همرام ندارم... چیکار کنیم؟

00:08:10.000 --> 00:08:13.790
‫که اینطور. پس خودم نگاه می‌کنم و سعی می‌کنم تا جای ممکن بفهمم.

00:08:14.130 --> 00:08:15.880
‫می‌شه ادامه بدیم؟

00:08:16.130 --> 00:08:19.080
‫جدی می‌گی؟ باشه پس همین‌کاری که گفتی رو می‌کنیم.

00:08:27.630 --> 00:08:29.130
‫خانم فوکا هستین، درسته؟

00:08:30.210 --> 00:08:33.580
‫گربه... نه نیست. چیه این؟

00:08:34.750 --> 00:08:36.250
‫لطفاً بفرمایید بشینید.

00:08:39.170 --> 00:08:43.540
‫آه، درسته. نمی‌تونین تکون بخورین. باشه پس همین‌جا.

00:08:45.080 --> 00:08:48.630
‫نمی‌تونه تکون بخوره...؟ پس چطور زنده مونده؟

00:08:52.880 --> 00:08:55.080
‫درسته، پس یه اتاق ثابت.

00:08:56.290 --> 00:08:57.290
‫بله درسته.

00:08:58.630 --> 00:08:59.630
‫مشکلی نیست!

00:09:05.500 --> 00:09:07.210
‫تکون نخوره هم مشکلی نیست؟

00:09:07.500 --> 00:09:11.250
‫درسته یه اتاق ثابتو می‌سپرم بهش.

00:09:29.830 --> 00:09:30.790
‫بزرگه!

00:09:31.460 --> 00:09:35.290
‫از آشناییتون خوشوقتم، ترورو هستم.

00:09:35.750 --> 00:09:39.080
‫من ناظر دانجن، بیل‌هیلا لانگ‌دس هستم.

00:09:39.420 --> 00:09:40.790
‫منم دستیارش کلی‌ام.

00:09:41.710 --> 00:09:45.540
‫ازتون خیلی ممنونم که منو دعوت کردین.

00:09:46.170 --> 00:09:50.000 line:20%
‫‫خواهش می‌کنم، ما ازتون ممنونیم که این‌همه راه تشریف آوردین.

00:09:48.040 --> 00:09:50.380
‫پس این‌یکی باهامون هم‌زبونه.

00:09:50.670 --> 00:09:55.880
‫لطفاً بفرمایید... مثل اینکه شدنی نیست.

00:09:57.170 --> 00:09:58.290
‫مشکلی نیست.

00:09:58.880 --> 00:10:01.670
‫من برای بررسی نهایی اومدم، درسته؟

00:10:02.080 --> 00:10:02.790
‫بله.

00:10:03.000 --> 00:10:09.080 line:20%
‫‫اینجا با همه به‌طور حضوری دیدار می‌کنم تا رضایتشون
‫رو تأیید کنم و در مورد خط مشی‌ـمون باهاشون صحبت کنم...

00:10:05.500 --> 00:10:09.080
‫رفتاراش معصومن، ولی بر خلاف این هیکل درشتش،

00:10:09.630 --> 00:10:11.000
‫هیچ گاردش پایین نیست...

00:10:12.790 --> 00:10:19.130 line:20%
‫معمولاً کسی وارد طبقه‌ی دهم نمی‌شه،
‫ولی پاداش خوبی می‌گیرین.

00:10:15.460 --> 00:10:19.130
‫طبقه‌ی دهم؟ که اینطور...

00:10:20.210 --> 00:10:23.040
‫اوهوم، متوجه‌ام. خیلی ممنونم.

00:10:23.330 --> 00:10:26.130
‫خودمون نمی‌تونیم گوهر جادویی بسازیم.

00:10:26.580 --> 00:10:30.630
‫تهیه‌شون مستقیماً از دنیای زیرین خیلی کمک حاله.

00:10:30.920 --> 00:10:33.170 line:20%
‫‫مشتاق همکاری باهاتون هستم.

00:10:30.920 --> 00:10:33.460
‫گوهر جادویی؟ دنیای زیرین؟

00:10:33.170 --> 00:10:34.420
‫منم.

00:10:34.670 --> 00:10:36.420
‫خب دیگه، بازم هم‌دیگه رو می‌بینیم.

00:10:36.710 --> 00:10:38.580
‫بله. منتظرتون هستم.

00:10:43.170 --> 00:10:45.880
‫هیولای طبقه‌ی دهم؟

00:10:46.040 --> 00:10:49.330
‫آه، بله. پس در موردش کنجکاو شدی؟

00:10:49.330 --> 00:10:52.630
‫تو ذهنم که می‌مونه، اما بیشتر این مکالمه نظرمو جلب کرد.

00:10:52.880 --> 00:10:54.540
‫مکالمه؟

00:10:54.960 --> 00:10:57.330
‫گوهر جادویی چیه؟

00:10:57.330 --> 00:11:04.040
‫گوهر جادویی... خانم کلی اون سنگی که وقتی توی
‫کریستال ثبت شدی ازش استفاده کردی رو یادته؟

00:11:04.040 --> 00:11:07.080
‫آره. اونی که جونمو ضمانت می‌کنه.

00:11:08.130 --> 00:11:09.330
‫بله خودش.

00:11:10.880 --> 00:11:17.330
‫از همون تکنیک برای وارد کردن قدرت جادویی به
‫سنگ‌ها استفاده می‌شه که بهشون گوهر می‌گیم.

00:11:17.790 --> 00:11:21.830
‫از اون‌‌جایی برای حفظ قدرت جادویی
‫ازشون استفاده می‌شه، ارزشمندن.

00:11:22.290 --> 00:11:29.500
‫عجب. یه‌چیز دیگه، ترورو گفت مستقیم می‌تونه از
‫دنیای زیرین تهیه‌شون کنه، منظورش چی بود؟

00:11:29.880 --> 00:11:32.880
‫آه درسته، اون...

00:11:32.880 --> 00:11:34.420
‫موضوع حساسیه؟

00:11:34.670 --> 00:11:36.580
‫نه، اینطور نیست...

00:11:37.750 --> 00:11:40.290
‫یه‌طورایی پیچیده‌ست.

00:11:43.500 --> 00:11:44.960
‫می‌شه ساده و خلاصه بگی؟

00:11:45.960 --> 00:11:47.080
‫ساده و خلاصه؟

00:11:48.040 --> 00:11:52.420
‫هیولاها به این دنیا، دنیای زیرین می‌گن.

00:11:53.580 --> 00:11:56.500
‫این دنیا، دنیای زیرینه...؟

00:11:57.130 --> 00:12:00.460
‫چیزه، بذار به‌ترتیب توضیح بدم.

00:12:01.130 --> 00:12:04.830
‫تعداد زیادی از هیولاها، نمی‌تونن از جادو استفاده کنن.

00:12:05.130 --> 00:12:05.830
‫هم...

00:12:06.380 --> 00:12:10.210
‫ولی لاغره... چیز، شیلدمورگ می‌تونست، نه؟

00:12:10.580 --> 00:12:13.790
‫اون یه‌چیز دیگه به اسم هنرهای معنوی‌ـه.

00:12:14.000 --> 00:12:15.960
‫و یه دسته‌بندی ناشناخته پیدا شد!

00:12:16.540 --> 00:12:19.250
‫برخلاف هنر الهی، یعنی چیزی که ما استفاده می‌کنیم،

00:12:19.250 --> 00:12:24.170
‫به‌جای دست‌کاری قدرت جادویی،
‫یه‌چیزی پیشکش می‌کنن.

00:12:24.170 --> 00:12:25.960
‫عا، واقعاً؟

00:12:26.540 --> 00:12:27.540
‫نمی‌فهمم!

00:12:28.210 --> 00:12:32.130
‫برای همین، تکنیکی جهت کنترل قدرت جادویی ندارن.

00:12:32.580 --> 00:12:37.380
‫و منو به‌چشم موجود جادویی‌ای می‌بینن که
‫می‌تونه اون قدرت رو دست‌کاری کنه، و هیولای جادویی صدام می‌زنن.

00:12:38.080 --> 00:12:44.080
‫چون از نظرشون اینجا دنیاییه که هیولاهای جادویی
‫داخلش زندگی می‌کنن، بهش دنیای زیرین می‌گن.

00:12:45.080 --> 00:12:46.080
‫بابا...

00:12:46.210 --> 00:12:47.540
‫سوءتفاهم‌شون زیادی گنده‌ست!

00:12:48.330 --> 00:12:51.830
‫ولی اینجا کسایی که از جادو استفاده می‌کنن، کم‌تر نیستن؟

00:12:51.830 --> 00:12:53.170
‫باید بهشون بفهمونی.

00:12:53.170 --> 00:12:55.290
‫آره درسته،اما...

00:12:56.380 --> 00:13:02.250
‫من کسی‌ام که احضارشون می‌کنه، و ناظر اینجام،
‫و کسی که باهاش سروکله می‌زنن.

00:13:02.670 --> 00:13:06.290 position:80% line:20%
‫فقط هم اینجا کار می‌کنن، برای
‫همین با دنیای بیرون ارتباطی ندارن.

00:13:06.500 --> 00:13:08.580 position:80%
‫راستش شک دارم
‫باورشون بشه.

00:13:10.380 --> 00:13:14.750
‫خانم کلی، خودتم نمی‌تونی از جادو استفاده کنی،
‫ولی بازم می‌تونی قدرت جادویی رو کنترل کنی، نه؟

00:13:15.750 --> 00:13:19.920
‫همچین چیزی، قدرت نژادی‌ای حساب نمی‌شه،
‫و بیشتر یه تکنیکه.

00:13:20.080 --> 00:13:20.920
‫هم.

00:13:22.250 --> 00:13:25.170
‫نه، اونطوری نیست...

00:13:29.330 --> 00:13:34.540
‫من که حساب نیستم...؟ یا منم یه هیولای جادویی‌ام...؟

00:13:35.040 --> 00:13:37.630
‫خب پس، بعدی رو صدا می‌زنم.

00:13:37.630 --> 00:13:39.460
‫باش. ببخشید دردسر دادم.

00:13:43.250 --> 00:13:44.170
‫عه...؟

00:13:48.750 --> 00:13:51.670
‫شما... آقای ماروکوداته‌ـاین دیگه؟

00:13:51.670 --> 00:13:55.330
‫هه! اون یارو رو من کشتم!

00:13:57.170 --> 00:14:03.080
‫عه، پس یعنی آقای ماروکوداته رو کشتین؟

00:14:03.500 --> 00:14:05.920
‫هه، پس چی؟

00:14:05.920 --> 00:14:09.210
‫اینجا به‌عنوان سرزمین هیولاهای جادویی، خیلی برهوته...

00:14:09.210 --> 00:14:11.750
‫پس تو ارباب شیاطینی؟

00:14:12.080 --> 00:14:13.040
‫ارباب شیاطین!؟

00:14:13.290 --> 00:14:17.420
‫پس اون سیاهه که پشتته، مامور ویژه‌ته؟

00:14:17.420 --> 00:14:18.540
‫هر دوتاشو اشتباه گفت.

00:14:19.330 --> 00:14:21.080
‫همچین چیزایی هم زیاد پیش میاد؟

00:14:21.540 --> 00:14:25.500
‫نه، این اولین موردیه که کسی یه شرکت‌کننده
‫رو کشته و جاشو گرفته.

00:14:26.000 --> 00:14:34.080
‫چیزه، ببخشید، من ارباب شیاطین نیستم.
‫اما ناظر اینجا، بیل‌هیلا لانگ‌دس هستم.

00:14:34.460 --> 00:14:36.130
‫اسم‌تون چیه؟

00:14:36.460 --> 00:14:37.960
‫من هل‌دانده‌م.

00:14:38.420 --> 00:14:44.250
‫ممنون. خب، آقای هل‌دانده.
‫برای چی اومدین اینجا؟

00:14:44.710 --> 00:14:47.330
‫هه! ارباب شیاطینو بیار!

00:14:47.710 --> 00:14:49.790
‫حداقل این چیزیه که می‌خوام بگم، ولی بگذریم.

00:14:50.250 --> 00:14:53.580
‫دنبال گوهرهای جادویی‌ام. الکی زور
‫نزن بگی چیزی ندارین.

00:14:53.580 --> 00:14:55.380
‫نشونم بده کجان!

00:14:56.210 --> 00:15:02.750
‫پس جای آقای ماروکوداته نیومدین مصاحبه؟

00:15:02.960 --> 00:15:03.750
‫ها؟!

00:15:03.750 --> 00:15:09.750
‫طبق حرف‌تون، به‌دنبال گوهرهای جادویی
‫به اینجا نفوذ کردین، درسته؟

00:15:10.920 --> 00:15:13.460
‫نفوذ، نه؟ خوشم اومد.

00:15:13.790 --> 00:15:16.960
‫فکر می‌کردم خودتو زدی به اون راه،
‫ولی انگار خوب فهمیدی، نه؟

00:15:16.960 --> 00:15:18.080
‫چیکار کنیم؟

00:15:18.580 --> 00:15:26.210
‫معمولاً برای نفوذ با تعداد زیاد میان، و چندتاشون
‫رو زنده می‌ذارم تا درس عبرت بشن.

00:15:26.670 --> 00:15:32.290
‫ولی آقای هل‌دانده تنها اومده. و یکی
‫از شرکت‌کننده‌هامونو کشته.

00:15:33.790 --> 00:15:36.130
‫فکر نمی‌کنم بذاریم زنده برگرده.

00:15:37.000 --> 00:15:38.960
‫به‌شکل عجیبی، تردید نکردی.

00:15:39.380 --> 00:15:46.130
‫به‌نظرم نباید به کسایی که عمدی قوانین رو می‌کشنن
‫آروم بگیری، و باید با زور جواب همچین نفوذایی رو بدی.

00:15:46.580 --> 00:15:48.380
‫به‌هرحال، اینجا دانجنه.

00:15:48.630 --> 00:15:49.630
‫درسته.

00:15:51.920 --> 00:15:53.750
‫حرفاتون تموم شد؟!

00:15:54.170 --> 00:15:56.750
‫خب، کدوم‌تون قراره راهنمام باشه؟

00:15:57.500 --> 00:15:59.580
‫یا نکنه می‌خواین ارباب شیاطینو صدا بزنین؟

00:15:59.580 --> 00:16:06.630
‫مگه به حرفامون گوش نداد؟ نفهمید جریان چیه؟

00:16:07.540 --> 00:16:09.210
‫خب هرچی. فعلاً...

00:16:10.130 --> 00:16:12.380
‫بل، می‌شه بسپریش دست من؟

00:16:12.790 --> 00:16:14.880
‫آره، لطف می‌کنی.

00:16:15.460 --> 00:16:16.540
‫حتماً.

00:16:19.380 --> 00:16:21.920
‫هه؟ چیه؟ تنت می‌خاره؟

00:16:22.250 --> 00:16:23.290
‫جناب هل‌دانده.

00:16:23.290 --> 00:16:24.130
‫ها؟

00:16:24.330 --> 00:16:29.630
‫خانم کلی قراره حکم نماینده‌ی ما رو داشته باشه.
‫این مسئله رو می‌سپرم به خودش.

00:16:31.210 --> 00:16:34.630
‫به‌نظرم که خوبه. اگه مردی ناراحت نشیا.

00:16:34.960 --> 00:16:37.540
‫مشکلی نیست. ولی اینو من باید بگم.

00:16:38.330 --> 00:16:39.580
‫بیا جلو ببینم!

00:16:39.604 --> 00:16:43.604
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:16:43.630 --> 00:16:46.130
‫کاوش اون‌روز خانم کلی...

00:16:48.710 --> 00:16:49.830
‫عه‌وا، چه سریع!

00:16:50.920 --> 00:16:53.130
‫کم‌تر از همیشه طول کشید.

00:16:53.920 --> 00:16:55.170
‫چرا؟

00:16:56.420 --> 00:16:59.500
‫احتمال زیاد، به‌دلیل اینه که کل
‫ قدرت جادوییش رو استفاده کرده بود.

00:17:01.290 --> 00:17:04.790
‫اخیراً خانم کلی برای کنترل قدرت
‫جادوییش داره تمرین می‌کنه...

00:17:05.670 --> 00:17:10.960
‫اون تمرکز و کنترل به‌صورت ناخودآگاه تاثیر
‫کلی‌ای روی بدنش گذاشته.

00:17:11.540 --> 00:17:14.630
‫برای حرکت دادن بدن فقط با ماهیچه‌ها یه محدودیتی هست.

00:17:15.250 --> 00:17:19.710
‫ولی، با اون محدودیت، روبه‌رو شدن با
‫هیولاهای سطح‌بالا سخته.

00:17:20.460 --> 00:17:22.880
‫سطحی که فقط با ماهیچه‌ها نمی‌شه بهش رسید.

00:17:23.540 --> 00:17:26.670
‫پس چطوری می‌شه به اون سطح رسید؟

00:17:28.330 --> 00:17:29.710
‫با حرکت کردن همراهِ قدرت جادویی.

00:17:32.000 --> 00:17:35.290
‫معمولاً قدرت جادویی، هیچ نیروی فیزیکی‌ای نداره.

00:17:35.750 --> 00:17:40.250
‫به‌عنوان ابزاری برای استفاده از جادو
‫درنظر گرفته می‌شه، اما استثناء‌هایی هم هست.

00:17:41.040 --> 00:17:42.880
‫می‌تونی رو بدن خودت ازش استفاده کنی.

00:17:43.540 --> 00:17:47.630
‫وقتی بعد از تموم شدن بنیه‌ت، یهو قدرتت می‌زنه بالا،

00:17:47.980 --> 00:17:53.420
‫یا وقتی از روی احساسات یهو قدرت بیشتری
‫درونت آزاد می‌شه؛ درواقع داری از قدرت جادویی استفاده می‌کنی.

00:17:53.420 --> 00:17:56.210
‫ولی به‌صورت همگانی، عموم این حقیقت رو نمی‌دونن.

00:17:56.920 --> 00:18:02.000
‫قدرت جادویی توانایی حرکت دادن روحی
‫که ساکن بدنه رو داره.

00:18:02.670 --> 00:18:06.330
‫ولی بازم، استفاده از قدرت جادویی روی روح سخته،

00:18:06.330 --> 00:18:12.040
‫و اگه بخوای به‌زور بهش اضافه کنی، یا
‫حرکتش بدی، به‌راحتی ممکنه بدنت نابود بشه.

00:18:13.000 --> 00:18:17.000
‫احتمال می‌دم خانم کلی اخیراً
‫زیر همچین تمرینی رفته باشه.

00:18:18.670 --> 00:18:22.500
‫ممکنه تمرینی برای افسون کردن سلاحش با
‫قدرت جادویی باشه،

00:18:24.420 --> 00:18:28.080
‫ولی تونسته یاد بگیره چطوری با قدرت جادویی حرکت کنه.

00:18:29.000 --> 00:18:30.920
‫بدون‌شک داره قوی‌تر می‌شه.

00:18:38.210 --> 00:18:40.670
‫این قدرتت چه مرگشه؟!

00:18:41.580 --> 00:18:44.960
‫راستش، فکر می‌کردم قوی‌تر باشی.

00:18:45.630 --> 00:18:46.710
‫داره تحریکش می‌کنه؟!

00:18:47.540 --> 00:18:50.630
‫انقدر خوب پیش رفت،
‫به خودم اومدم دیدم زدمش زمین.

00:18:51.040 --> 00:18:52.630
‫آ ـ آها صحیح.

00:18:54.630 --> 00:18:59.170
‫چیزه، آقای هل‌دانده، حرف آخری نداری؟

00:18:59.750 --> 00:19:04.880
‫هه! جادوگر آشغال! تو این فاصله...

00:19:06.170 --> 00:19:06.790
‫برو بالا!

00:19:07.830 --> 00:19:12.080
‫عه... خوشحالم تسلیم نشد.

00:19:12.460 --> 00:19:15.710
‫اگه می‌خواست برای جونش التماس کنم، یه‌طوری می‌شدم.

00:19:16.080 --> 00:19:16.920
‫آره جدی.

00:19:17.960 --> 00:19:18.960
‫شماها، چطوری جرئت کردین...

00:19:24.540 --> 00:19:27.710
‫خب، حالا چی؟ ادامه بدیم؟

00:19:28.210 --> 00:19:31.750
‫نه، از اولش فقط برای همین چهارتا امروز برنامه داشتیم.

00:19:32.750 --> 00:19:34.500
‫این جسده رو چیکار کنیم؟

00:19:34.960 --> 00:19:37.290
‫بیا زامبیش کنیم.

00:19:37.750 --> 00:19:42.210
‫هیولاهای سطح‌بالای طبقات بالاتر خیلی وحشی‌ان،
‫برای همین سخته پشت هم جایگزین‌شون کرد.

00:19:42.710 --> 00:19:44.130
‫صـ ـ صحیح...

00:19:45.080 --> 00:19:49.130
‫راستی، با یه‌سریاشون تو طبقات ۴ و ۵ بارها جنگیدم.

00:19:50.000 --> 00:19:52.830
‫جایگزینی، نه؟ صحیح...

00:19:53.750 --> 00:19:54.830
‫وایسا.

00:19:55.250 --> 00:19:59.460
‫به‌نظرم هل‌دانده برای طبقات بالاتر زیادی قوی باشه.

00:19:59.880 --> 00:20:04.880
‫وقتی زامبی بشی، هوشت‌ـو از دست
‫می‌دی، این به اون در.

00:20:05.080 --> 00:20:09.790
‫اون به کنار... مخالف استفاده از جسدش نیستی، نه؟

00:20:11.290 --> 00:20:16.580
‫زیاد شنیدم کاوشگرایی که جسداشون پیدا نشده،
‫بعداً به‌عنوان زامبی دیده شدن.

00:20:16.960 --> 00:20:18.580
‫جریان همینه دیگه، نه؟

00:20:19.080 --> 00:20:20.960
‫آره، درسته...

00:20:22.080 --> 00:20:28.130
‫همچین تصمیم‌گیری سریعی، به‌خاطر
‫قدرت خانم کلی‌ـه، ولی بازم یکم نگرانم.

00:20:29.500 --> 00:20:33.500
‫وقتی زامبی می‌شی، هوشت رو از دست می‌دی
‫و ضعیف‌تر می‌شی...

00:20:33.960 --> 00:20:35.790
‫الان که بهش فکر می‌کنم، منطقیه.

00:20:36.170 --> 00:20:42.250
‫پس احتمالاً اینکه بابامو هنوز به‌شکل زامبی
‫پیدا نکردم، خبر خوبی باشه.

00:20:42.830 --> 00:20:48.420
‫ولی نه، اگه بل جدی شده باشه،
‫هیچی ازش باقی‌ نمونده که.

00:20:49.880 --> 00:20:53.040
‫ولی یکم پیش، فقط یه‌لحظه...

00:20:53.460 --> 00:20:57.460
‫حس کردم منم دارم قوی‌تر می‌شم.

00:21:01.750 --> 00:21:04.880
‫ولی با دیدن بل، فهمیدن مسیر طولانی‌ای در پیش دارم.

00:21:07.830 --> 00:21:09.250
‫خودم اونو میارم.

00:21:18.420 --> 00:21:21.130
‫انگار این‌یکی کنده، چیکار کنیم؟

00:21:21.630 --> 00:21:25.170
‫بزنین بریم. باید پیشروی کنیم.

00:21:34.790 --> 00:21:36.710
‫گربه‌هه قوی‌ بودا...

00:21:37.000 --> 00:21:40.960
‫آره جدی. زیادی اون توپای آتیشیش رو داشت تکون می‌داد.

00:21:41.670 --> 00:21:45.830
‫ببخشید. فکر کنم زیادی تمرکزم رو اون اسکلت قبلیه‌ست.

00:21:46.580 --> 00:21:49.040
‫ولی باید حساب کلی هیولا رو برسیم.

00:21:53.290 --> 00:21:54.920
‫نمی‌تونیم با این وضع بمونیم.

00:21:55.580 --> 00:21:59.130
‫می‌خوام از اول شروع کنم. باهام میاین؟

00:22:17.380 --> 00:22:18.790
‫درست نیست...

00:22:18.814 --> 00:22:38.814
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:38.838 --> 00:22:58.838
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:58.830 --> 00:24:00.670
‫اسم بنده ماروکوداته‌ست.

00:24:01.130 --> 00:24:08.830
‫اگه کاوشگران احمق با من در دانجن مبارزه کنند،
‫تنها چیزی که در انتظارشونه، نااُمیدی می‌باشد!

00:24:09.080 --> 00:24:12.540
‫بی‌شک متوجه خامی خود خواهند شد!

00:24:13.130 --> 00:24:15.960
‫قسمت بعدی «اهالی دانجن»، قسمت ۶،

00:24:15.960 --> 00:24:17.790
‫«بازسازی و استخدام.»

00:24:18.460 --> 00:24:21.790
‫به به، عالی بود! برم برای مصاحبه هم
‫سنگ‌تموم بذارم!

00:24:22.290 --> 00:24:25.710
‫عه؟ هل‌دانده تویی که! اینجا چیکار می‌کنی؟

00:02:30.020 --> 00:02:36.040
مصاحبه‌ی کاری هیولاها

00:24:13.770 --> 00:24:18.150
بازسازی و استخدام