﻿WEBVTT

00:00:07.290 --> 00:00:12.500
‫من یه بچه‌ی به سرپرستی گرفته شده بودم،
‫هیچوقت مادر و پدر واقعی خودمو نشناختم.

00:00:14.710 --> 00:00:17.540
‫ظاهراً، والدینم با گیلد دزدان در ارتباط بودن.

00:00:19.040 --> 00:00:24.920
‫توی یه حادثه توی کارشون کشته شدن،
‫ برای همین تحت مراقبت گیلد قرار گرفتم.

00:00:25.750 --> 00:00:29.710
‫و ظاهراً، به پدر فعلیم وابسته شدم.

00:00:30.080 --> 00:00:32.960
‫اون‌موقع، بِرَنس...

00:00:33.420 --> 00:00:35.170
‫خب، یه رازه.

00:00:35.670 --> 00:00:37.710
‫راستش فکر می‌کنم یه دروغه.

00:00:39.960 --> 00:00:46.210
‫اما، یه خاطره دارم که توش لباس پدرم توی گیلد دزدا رو گرفتم.

00:00:47.630 --> 00:00:49.000
‫همین برام کافیه.

00:00:50.540 --> 00:00:54.790
‫برای پدرم، کسی که بزرگم کرده احترام قائلم.

00:00:55.170 --> 00:00:57.040
‫برای همین به این دانجن اومدم...

00:00:58.750 --> 00:01:01.830
‫اینجا اومدم دنبالش، جایی که توش ناپدید شد.

00:01:02.460 --> 00:01:08.460
‫هدف فعلیم پاکسازی طبقه‌ی نهمه...
‫و بعدش، می‌رم سراغ طبقه‌ی ده.

00:01:08.930 --> 00:01:10.830
‫و در مورد ارزش واقعی اینم کنجکاوم.

00:01:13.000 --> 00:01:20.630
‫و جدای اون، حس می‌کنم به کارمم یکم... فقط یکم عادت کردم.

00:01:20.654 --> 00:01:40.654
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:01.130 --> 00:03:01.920
‫صبح بخیر.

00:03:02.540 --> 00:03:03.790
‫صبح بخیر.

00:03:04.630 --> 00:03:08.710
‫به کارم عادت کردم... برای همین یه‌چیزی فهمیدم.

00:03:09.630 --> 00:03:12.460
‫امروز قبل از اینکه بریم سر کار، می‌شه یه‌چیزی ازت بپرسم؟

00:03:13.080 --> 00:03:14.630
‫بله بفرما.

00:03:15.170 --> 00:03:17.330
‫بل... تو کی می‌خوابی؟

00:03:18.000 --> 00:03:19.920
‫من هر روز می‌خوابم.

00:03:22.080 --> 00:03:23.540
‫شبا دیروقت...

00:03:27.130 --> 00:03:28.750
‫خوابت نمی‌بره؟

00:03:28.750 --> 00:03:29.670
‫راستش نه.

00:03:31.080 --> 00:03:34.580
‫گمونم بعضی از آدما روی یه بالشت متفاوت خوابشون نمی‌بره.

00:03:37.080 --> 00:03:38.960
‫و صبحایی که خیلی زود بیدار می‌شم...

00:03:40.500 --> 00:03:41.710
‫به این زودی بیدار شدی؟

00:03:42.080 --> 00:03:43.040
‫هه‌هه!

00:03:45.630 --> 00:03:48.170
‫همیشه داری کار می‌کنی.

00:03:49.290 --> 00:03:52.880
‫خب... اینجا محل سکونتمه.

00:03:53.290 --> 00:03:54.250
‫محل سکونت؟

00:03:54.790 --> 00:04:00.170
‫من یه اتاق شخصی دارم، اما کل این دانجن خونه‌مه.

00:04:00.630 --> 00:04:01.630
‫خونه‌ت...؟

00:04:02.420 --> 00:04:07.500
‫چون خونه‌شه... پس چون خونه‌شه؟

00:04:09.920 --> 00:04:10.960
‫آه کشید؟

00:04:12.460 --> 00:04:16.420
‫یه دانجن خونه‌ست... اولین باره همچین چیزی می‌شنوم.

00:04:17.380 --> 00:04:19.500
‫کجا بزرگ شدی، بل؟

00:04:20.580 --> 00:04:25.710
‫بزرگ شدم...؟ درسته، اینجا جاییه که بچگیمو گذروندم.

00:04:26.460 --> 00:04:27.290
‫که اینطور.

00:04:28.170 --> 00:04:31.540
‫اگه انقدر زمان توی این دانجن گذرونده که توش بزرگ شده باشه،

00:04:31.540 --> 00:04:35.500
‫پس معلوم می‌شه چرا عقل سلیمش انقدر منحرف شده‌ست.

00:04:36.710 --> 00:04:40.880
‫یه خونه... یه دانجن خونه باشه...

00:04:44.000 --> 00:04:48.880
‫ببخشید دیوار... ببخشید که دیوار خونه‌تو خراب کردم.

00:04:49.830 --> 00:04:52.630
‫ها؟... اشکالی نداره.

00:04:53.830 --> 00:04:59.380
‫به عبارتی، فقط چون توی محیط کارتی، به این معنی نیست که داری کار می‌کنی...؟

00:04:59.830 --> 00:05:03.790
‫خب، ممکنه اینطور باشه ممکنه هم نباشه...

00:05:04.210 --> 00:05:05.380
‫کدومش؟

00:05:06.420 --> 00:05:15.040
‫چـ ـ چطوری بگم...؟ خب... من همیشه اینطوری بودم...

00:05:18.420 --> 00:05:22.390
‫همیشه وقتی موقعیت اضطراری‌ای نیست که نیاز
‫ به رسیدگی داشته باشه هرکاری دلم بخواد می‌کنم.

00:05:22.540 --> 00:05:26.420
‫برای همین کار یه‌طور کارای خونه‌ست، گمونم....

00:05:26.920 --> 00:05:27.790
‫هوم...

00:05:28.670 --> 00:05:33.580
‫توی این دانجن اتاقی رو ندیدم که یه‌طور سرگرمی براش
‫ تلقی بشه، ‫جدای اونایی که برای توسعه‌ست.

00:05:33.960 --> 00:05:36.710
‫حتی وقتی وقت آزاد داره، هنوزم ترجیح می‌ده دانجنو مدیریت کنه؟

00:05:37.250 --> 00:05:38.290
‫با عقل جور در میاد...

00:05:39.500 --> 00:05:40.290
‫نه وایسا...

00:05:40.880 --> 00:05:46.170
‫باید یه‌طور سرگرمی‌ای چیزی داشته باشی، نه؟

00:05:46.630 --> 00:05:47.670
‫مثلاً...

00:05:48.210 --> 00:05:52.830
‫در مورد من، من وسایل کاوشو تعمیر می‌کنم...

00:05:54.080 --> 00:05:56.670
‫بل زیاد ازش استفاده نمی‌کنه، پس لازم نیست.

00:05:57.580 --> 00:05:59.250
‫راستش، عموماً کجا نگهش می‌داره؟

00:06:00.380 --> 00:06:03.670
‫در مورد تجدید منابع گیاهای دارویی و تجهیزات مختلف چی؟

00:06:03.670 --> 00:06:07.710
‫اینم یه‌طور کار بیشتر برای بل‌ـه.
‫و گمونم اونا رو می‌ذاره به‌عهده‌ی گولما.

00:06:08.380 --> 00:06:10.000
‫تمرین چی؟

00:06:10.330 --> 00:06:12.290
‫یه حسی بهم می‌گه بل از این کارا نمی‌کنه.

00:06:13.080 --> 00:06:16.630
‫دیگه چی...؟ دیگه چیزی می‌مونه...؟

00:06:22.290 --> 00:06:24.790
‫پس گمونم همینه.

00:06:26.580 --> 00:06:34.290
‫درسته، برای من، مدیریت دانجن یه‌طور کاره،
‫اما برای بل، کار روزمره‌ست.

00:06:34.920 --> 00:06:36.380
‫گیج‌کننده‌ست...

00:06:37.040 --> 00:06:40.750
‫من تجربه‌ای توی کارایی جز کاوشگری ندارم، برای همین نمی‌دونم.

00:06:42.000 --> 00:06:43.880
‫ببخشید که وقتتو گرفتم.

00:06:44.170 --> 00:06:45.250
‫نه نه.

00:06:45.580 --> 00:06:47.000
‫بریم سر کارمون؟

00:06:47.000 --> 00:06:52.040
‫بله. خب خانم کلی. امروز کاری هست که بخوای انجام بدی؟

00:06:54.040 --> 00:06:55.290
‫منظورت چیه؟

00:06:56.040 --> 00:06:58.290
‫اون‌روز به قلعه‌ی سلطنتی رفتیم، درسته؟

00:06:58.540 --> 00:06:59.460
‫آره رفتیم.

00:06:59.960 --> 00:07:05.960
‫بعد از سروکله زدن با چیز رومخی مثل اونا،
‫باید یکم مرخصی بگیری.

00:07:06.580 --> 00:07:09.960
‫منظورت مرخصی بعد از انجام یه‌کار بزرگه؟

00:07:10.460 --> 00:07:15.080
‫آه، منظورم مرخصی از کار نیست، بلکه یه‌طور مرخصی به‌عنوان کاره.

00:07:17.330 --> 00:07:18.460
‫فرقش چیه؟

00:07:19.130 --> 00:07:21.920
‫کار نمی‌کنی، ولی حقوق می‌گیری.

00:07:22.380 --> 00:07:24.460
‫همچین کله‌خری‌ای قابل قبوله؟

00:07:24.880 --> 00:07:26.080
‫کله‌خری؟

00:07:27.000 --> 00:07:35.210
‫عه خب... سروکله‌زدن با آدم‌ها خسته‌کننده‌تر
‫از سروکله‌ زدن با هیولاهاست، پس سخت‌کوشیت لایق پادشه.

00:07:35.830 --> 00:07:36.790
‫آها...

00:07:37.630 --> 00:07:40.630
‫در اون صورت، چرا خودت یه‌کاری که دوست داریو انجام نمی‌دی، بل؟

00:07:40.630 --> 00:07:44.540
‫نگران نباش. من همیشه دارم همین‌کارو می‌کنم...

00:07:45.080 --> 00:07:47.210
‫چه زندگی خوبی داره.

00:07:48.000 --> 00:07:51.630
‫پاداش... کاری که می‌خوام انجام بدم...

00:07:52.500 --> 00:07:57.880
‫هنوز به تنهایی نمی‌تونم از پس هیچ‌کدوم
‫ از کارای دانجن بر بیام،

00:07:57.880 --> 00:08:00.330
‫چه برسه کاری که خودم تنهایی بخوام انجام بدم.

00:08:00.710 --> 00:08:04.420
‫باید خیلی بیشتر مطالعه کنم، تا بتونم از پس این مدل کارا بر بیام...

00:08:05.580 --> 00:08:09.080
‫من می‌خوام کار کنم.

00:08:09.380 --> 00:08:10.540
‫چرا خب؟

00:08:11.420 --> 00:08:15.250
‫می‌خوام هرچه سریع‌تر بتونم به حد کافی
‫کار بکنم تا لایق حقوقم باشم.

00:08:15.630 --> 00:08:19.630
‫خب، اینجا ناتوانی منم مطرح می‌شه....

00:08:19.880 --> 00:08:20.880
‫منظورم این نبود...

00:08:21.380 --> 00:08:23.170
‫این کاریه که دلم می‌خواد بکنم.

00:08:24.500 --> 00:08:26.460
‫انقدر جدیه که نمی‌دونم چیکار کنم.

00:08:26.960 --> 00:08:33.920
‫آخه تو تازه اینجا مشغول به کار شدی خانم کلی،
‫برای همین من یه شغل ثابت به عهده‌ت نمی‌ذارم.

00:08:34.170 --> 00:08:38.500
‫بعدم، بیشتر کارای مدیریتی من برای انجام شدن به جادو نیاز دارن.

00:08:41.540 --> 00:08:46.710
‫ولی بازم، من و آقای رانگارد، همه
‫به اینکه تو همکارمون شدی عادت کردیم.

00:08:49.540 --> 00:08:52.420
‫هنوز خیلی کارها هست که ندیدیشون،

00:08:52.420 --> 00:08:55.920
‫پس بیا همه‌چیزو امتحان کنیم، تا ببینیم کدومش برات بهتره.

00:08:56.460 --> 00:09:02.790
‫چون، خب... چون اگه این وقتو بهم بدی کمک بزرگی برای منه.

00:09:03.130 --> 00:09:05.210
‫هنوز درگیر کار بعدی بود؟

00:09:07.040 --> 00:09:09.580
‫باشه، امروز مرخصی می‌گیرم.

00:09:10.830 --> 00:09:11.630
‫بله!

00:09:14.540 --> 00:09:18.420
‫همکار...؟

00:09:19.790 --> 00:09:21.130
‫یه‌طورایی خوشحال شدم...

00:09:39.630 --> 00:09:42.040
‫خیلی وقته ندیدمت، عه...

00:09:42.330 --> 00:09:45.880
‫اسم من پکوموـه. و بله، خیلی وقته ندیدمت.

00:09:46.670 --> 00:09:48.080
‫آه، درسته پکومو.

00:09:48.500 --> 00:09:49.750
‫چیزی لازم داری؟

00:09:49.750 --> 00:09:58.080
‫بیشتر وقتی این‌همه مدت اونجا وایسادی و
‫نگاه می‌کنی، باعث می‌شه یکم معذب‌کننده بشه...

00:09:59.380 --> 00:10:02.250
‫قصدم نبود، عذر می‌خوام.

00:10:02.670 --> 00:10:04.960
‫امروز مرخصی‌ای؟ چرا اینجایی؟

00:10:05.500 --> 00:10:09.460
‫دنبال یه نفر... یعنی دنبال یه هیولا می‌گردم.

00:10:09.920 --> 00:10:11.830
‫لازم نبود دقیق بگی...

00:10:12.920 --> 00:10:17.920
‫روز اول همشون دوره‌م کرده بودن تا باهام
‫حرف بزنن، اما امروز همه‌شون فاصله گرفتن.

00:10:18.250 --> 00:10:19.670
‫باعث می‌شه نزدیک شدن بهشون سخت بشه.

00:10:20.080 --> 00:10:21.330
‫خب، می‌دونی...

00:10:23.330 --> 00:10:29.460
‫در جریان باشین نسبت به هرکسی که در برابر
‫خانم کلی بی‌احتیاطی کنه، رحم نمی‌کنم.

00:10:32.750 --> 00:10:33.880
‫آه، هیچی.

00:10:33.880 --> 00:10:36.630
‫احتمالاً استرس گرفتن.

00:10:36.630 --> 00:10:39.750
‫آخه، با یه اژدها سرشاخ شدی.

00:10:39.750 --> 00:10:40.630
‫هوممم...

00:10:40.920 --> 00:10:44.950
‫بعدم، دنبال کی می‌گردی؟

00:10:45.150 --> 00:10:47.790
‫من اینجام، می‌تونم کمکت کنم.

00:10:48.170 --> 00:10:49.830
‫آه، ممنون می‌شم.

00:10:50.670 --> 00:10:53.040
‫می‌دونی، اولین روزی که اومده بودم اینجا...

00:10:55.460 --> 00:10:58.380
‫هی هی، تو دختر همون یارو بادبُری؟

00:10:59.130 --> 00:11:00.210
‫بادبُر؟

00:11:01.500 --> 00:11:03.210
‫بادبُر؟

00:11:03.790 --> 00:11:06.080
‫اگه گفتن «دختر» پس یعنی پدرته؟

00:11:06.080 --> 00:11:07.630
‫می‌خوام همینو بفهمم.

00:11:08.380 --> 00:11:10.080
‫ولی چطوری می‌خوای دنبالش بگردی؟

00:11:10.880 --> 00:11:12.830
‫من به صداشون گوش می‌دادم.

00:11:13.250 --> 00:11:13.920
‫صدا؟

00:11:14.540 --> 00:11:17.000
‫صدایی که اون‌موقع شنیدم...

00:11:17.710 --> 00:11:19.670
‫اوی، تو دختر بادبُری، درسته؟

00:11:30.290 --> 00:11:31.420
‫پیداش کردم...

00:11:36.130 --> 00:11:38.130
‫اهالی دانجن.

00:11:43.330 --> 00:11:45.170
‫اهالی دانجن.

00:11:46.380 --> 00:11:47.330
‫پیداشون کردم...

00:11:48.080 --> 00:11:49.420
‫ها؟ چه‌خبره؟

00:11:52.330 --> 00:11:53.670
‫و بعدش...

00:11:53.670 --> 00:11:54.580
‫ببخشید.

00:11:55.290 --> 00:11:56.580
‫عه، تویی.

00:11:56.580 --> 00:11:59.670
‫ببخشید که مزاحم صحبتت شدم، یه سوالی ازت داشتم.

00:11:59.670 --> 00:12:01.330
‫می‌شه یکم وقتتو بگیرم؟

00:12:02.210 --> 00:12:04.040
‫بله بله؟ چیه چیه؟

00:12:04.040 --> 00:12:07.130
‫راستش، منم یه سوال دارم که ازت بپرسم، اول از همه...

00:12:07.130 --> 00:12:07.830
‫چه نزدیک!

00:12:07.830 --> 00:12:10.170
‫آه، منو بینکی صدا کن.

00:12:10.170 --> 00:12:13.960
‫خب، اسم اصلیم خیلی طولانی‌تره،
‫ولی گمونم اینطوری صدام کنی راحت‌تره.

00:12:13.960 --> 00:12:15.290
‫ آ ـ آها...

00:12:15.290 --> 00:12:16.670
‫و می‌دونی...

00:12:21.830 --> 00:12:24.460
‫ببخشید، می‌شه آروم باشی؟

00:12:26.210 --> 00:12:27.790
‫من که آرومم!

00:12:27.790 --> 00:12:28.710
‫مگه بچه‌ای؟

00:12:29.000 --> 00:12:30.630
‫چطوره بریم یه‌جا دیگه؟

00:12:32.130 --> 00:12:34.330
‫کلی توجه جلب کردیم.

00:12:34.790 --> 00:12:36.080
‫بـ ـ‌ببخشید.

00:12:38.130 --> 00:12:39.290
‫همین‌جا خوبه.

00:12:40.750 --> 00:12:41.830
‫تا بعد!

00:12:42.500 --> 00:12:43.630
‫فعلاً!

00:12:44.500 --> 00:12:47.380
‫خب چی می‌خواستی بپرسی؟ خیلی کنجکاوم!

00:12:47.380 --> 00:12:49.580
‫جدی همینطوریه؟

00:12:50.790 --> 00:12:56.040
‫قبلاً پرسیده بودی دختر بادبُرم یا نه،
‫می‌خوام بیشتر توضیج بدی.

00:12:56.040 --> 00:12:58.460
‫ها؟ همچین چیزی پرسیدم؟

00:12:58.460 --> 00:12:59.580
‫هوی، این چیزا رو یادت بمونه!

00:13:00.460 --> 00:13:06.130
‫موقعی بود که بل، یعنی ناظر منو معرفی کرد.

00:13:06.500 --> 00:13:10.750
‫عا آره...؟

00:13:11.170 --> 00:13:12.130
‫خب چی شد؟

00:13:12.130 --> 00:13:14.750
‫معمولاً هرچی تو ذهنمه رو می‌گم.

00:13:14.750 --> 00:13:17.580
‫اینطور نیست که جزئیات کل حرفات یادت بمونه، نه؟

00:13:18.000 --> 00:13:20.580
‫آره خب منطقیه.

00:13:21.080 --> 00:13:22.920
‫هوی، این چیزا رو یادت بمونه!

00:13:24.000 --> 00:13:28.040
‫بگذریم... می‌خوام راجع به بادبُر توضیح بدی.

00:13:28.040 --> 00:13:29.420
‫باشه!

00:13:29.960 --> 00:13:33.920
‫بادبُر کاوشگر خیلی خطری‌ایه!

00:13:35.000 --> 00:13:38.580
‫حس می‌کنی صدای برش باد می‌شنوی...
‫و بعدش کشته می‌شی.

00:13:38.670 --> 00:13:41.290
‫برای همین به این اسم صداش می‌زنن.

00:13:42.540 --> 00:13:44.830
‫منبع صداش، پرتاب چاقوئه.

00:13:45.330 --> 00:13:51.210
‫از بیرون دیدت پرتاب می‌شن، ولی انقدر
‫سریعن از که روبه‌رو هم نمی‌شه دید‌شون.

00:13:51.750 --> 00:13:53.630
‫درحال‌حاضر راهی برای مقابله باهاش نیست.

00:13:56.670 --> 00:13:58.210
‫باهاش جنگیدی؟

00:13:58.580 --> 00:14:02.290
‫راستش قبل از اینکه بفهمم مردم.

00:14:03.750 --> 00:14:07.040
‫اون برش بادش عین چی دروغ بود.
‫اصلاً صدایی نشنیدم.

00:14:07.040 --> 00:14:10.250
‫اگه به‌اندازه‌ی کافی مهارت نداشته باش
‫عمراً اینم بفهمی.

00:14:10.830 --> 00:14:14.080
‫ببخشید که تو طبقه‌ی پنجم! خودت اصن چی؟!

00:14:14.080 --> 00:14:16.580
‫منم تاحالا ندیدمش.

00:14:17.540 --> 00:14:19.040
‫یه‌چیزی مشکوکه...

00:14:19.064 --> 00:14:29.064
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:14:31.250 --> 00:14:31.960
‫چیه؟

00:14:32.210 --> 00:14:35.170
‫منم باید با مشت می‌زدمش.

00:14:35.170 --> 00:14:39.290
‫نه بابا. اون بیرون کلی چیز هست
‫که با مشت‌زنی نمی‌شه حریف‌شون شد.

00:14:39.710 --> 00:14:43.790
‫می‌تونی سلاح عوض کنی، ولی اگه
‫دستت بشکنه بد می‌شه.

00:14:43.790 --> 00:14:45.170
‫ها؟ ولی...

00:14:45.960 --> 00:14:48.710
‫حتی منم بسته به حریفم از سلاح استفاده می‌کنم.

00:14:48.960 --> 00:14:52.960
‫مشت زدن... بیشتر یه‌نوع وسواس شخصیه.
‫یا یه‌نوع سرگرمی.

00:14:53.880 --> 00:14:55.830
‫مشت‌زنی به‌عنوان سرگرمی...!

00:14:56.420 --> 00:15:01.880
‫پدری که من می‌شناسم فاصله رو کم
‫می‌کرد و از هنرای رزمی استفاده می‌کرد.

00:15:02.330 --> 00:15:06.380
‫فکر نمی‌کنم کارش تو پرتاب بد باشه،
‫ولی اینکه همچین چیزیو سلاح اصلیش کرده...

00:15:07.460 --> 00:15:09.080
‫حس غلطی داره.

00:15:09.580 --> 00:15:13.250
‫ولی طبق حرفات، به طبقه‌ی ده رسید، نه؟

00:15:13.750 --> 00:15:16.540
‫فک نمی‌کنم اگه می‌جنگیدیمم حریفش می‌شدم.

00:15:16.540 --> 00:15:17.580
‫جدی؟

00:15:18.000 --> 00:15:18.960
‫درسته...!

00:15:20.080 --> 00:15:21.170
‫طبقه‌ی ده.

00:15:21.710 --> 00:15:24.880
‫واضحه مشت‌زدن فایده‌ای نداره.

00:15:26.790 --> 00:15:31.170
‫اگه بگیم داشته سبکشو برای مقابله
‫با اونا عوض می‌کرده...

00:15:32.630 --> 00:15:35.710
‫نه، تصورش سخته.

00:15:36.630 --> 00:15:41.000
‫بابام چاقو پرت کنه؟ نمی‌فهمم.

00:15:41.540 --> 00:15:44.330
‫ولی بازم چرا می‌گی دخترشه؟ مگه شبیه‌ان؟

00:15:44.880 --> 00:15:49.420
‫یه داستان خیلی معروفه که بادبُر
‫دخترشو با خودش برای تمرین آورده بود.

00:15:49.630 --> 00:15:51.000
‫تاحالا نشنیدی؟

00:15:51.250 --> 00:15:53.250
‫جدی؟ نشنیده بودم.

00:16:06.040 --> 00:16:07.250
‫بادبُر.

00:16:08.960 --> 00:16:12.000
‫فقط آدمی مثل بابای من با خودش
‫بچه‌شو میاره دانجن.

00:16:13.000 --> 00:16:18.460
‫ولی خیلی درگیر مشت‌زدن بود،
‫بعد بیاد چاقو پرت کنه...؟ نمی‌فهمم واقعاً.

00:16:20.170 --> 00:16:27.420
‫تازه الان فهمیدم... تاحالا ندیده
‫بودم بابام جدی باشه.

00:16:31.000 --> 00:16:36.920
‫و بازم، همه‌ش می‌گفتم ازش پیشی می‌گیرم...
‫چقدر پررو.

00:16:37.330 --> 00:16:41.000
‫خیلی خجالت‌آوره. خوشحالم به بل نگفتم...

00:16:42.290 --> 00:16:47.130
‫ولی بازم، هدفم برای قوی‌تر شدن هنوز همونه.

00:16:47.580 --> 00:16:48.500
‫تنها چیزی که نیازه...

00:16:51.420 --> 00:16:52.380
‫یه سلاحه!

00:16:56.710 --> 00:16:59.250
‫خیلی دلم می‌خواد یکی از سلاح‌های
‫آقا رانگاردو بگیرم.

00:16:59.830 --> 00:17:03.790
‫فعلاً تو طبقه‌ی نُه می‌گردم و تمرین می‌کنم.

00:17:05.790 --> 00:17:08.540
‫پس لقبش بادبُره، نه؟

00:17:10.790 --> 00:17:14.580
‫برای اون پیرمرد زیادی خفنه.

00:17:22.000 --> 00:17:25.330
‫یعنی پایگاه گابلینا تو دانجنه؟

00:17:25.670 --> 00:17:29.170
‫آره. همین‌جا هم اصلاح نژاد انجام می‌دیم.

00:17:29.540 --> 00:17:30.880
‫اصلاح... ها؟

00:17:31.130 --> 00:17:32.170
‫چی گفت؟

00:17:34.460 --> 00:17:37.000
‫پایگاه‌شون اینجاست.

00:17:37.000 --> 00:17:37.920
‫صحیح.

00:17:45.960 --> 00:17:49.170
‫جدی یه روستای گابلینه!

00:17:51.630 --> 00:17:52.540
‫سلام.

00:17:54.750 --> 00:17:57.540
‫بله درسته. همون بازرسی همیشگیه.

00:17:57.540 --> 00:17:58.920
‫زبون گابیلنا...

00:18:00.040 --> 00:18:03.540
‫گابلین‌ها... هیولاهایی که تو طبقات بالاتر گذاشته شدن.

00:18:04.130 --> 00:18:07.830
‫می‌تونن از خنجر و چماغ استفاده کنن،
‫ولی ترجیح‌شون سلاح‌های اولیه‌ست.

00:18:08.670 --> 00:18:11.580
‫گفته می‌شه به‌صورت تنها خیلی ضعیفن.

00:18:12.420 --> 00:18:13.960
‫معمولاً هم گوهر نمیندازن.

00:18:14.670 --> 00:18:17.960
‫پس یعنی برنمی‌گردن تو کریستال.

00:18:18.540 --> 00:18:22.290
‫هرروز تعداد زیادی‌شون کشته می‌شن.

00:18:23.290 --> 00:18:27.790
‫که یعنی حتماً سرعت تولیدمثل‌شون خیلیه...

00:18:28.170 --> 00:18:30.080
‫و در رابطه با روش تولیدمثل‌شون...

00:18:30.540 --> 00:18:34.250
‫زن‌های نژادهای دیگه رو اسیر و حامله می‌کنن!

00:18:37.290 --> 00:18:38.540
‫چی شده؟

00:18:40.170 --> 00:18:44.330
‫داشتم فکر می‌کردم بچه‌گابلینای
‫اینجا چطور به‌دنیا اومدن.

00:18:44.540 --> 00:18:50.130
‫عا صحیح. اتفاقاً الان قراره بریم ببینیم.
‫بیشتر توضیح می‌دم.

00:18:51.330 --> 00:18:52.210
‫ها؟

00:18:55.750 --> 00:18:57.580
‫این مزرعه‌ست، نه...؟

00:18:57.920 --> 00:18:58.540
‫آره.

00:19:00.960 --> 00:19:01.880
‫جوونه...

00:19:01.880 --> 00:19:03.790
‫اینجا مزرعه‌ی گابلیناست.

00:19:03.790 --> 00:19:05.250
‫مزرعه‌ی گابلینا...؟

00:19:06.500 --> 00:19:09.920
‫پس یعنی یه مزرعه‌ برای پرورش غذا برای گابلیناست؟

00:19:10.960 --> 00:19:13.210
‫اینجا گابلینی کار نمی‌کنه، نه؟

00:19:13.210 --> 00:19:15.670
‫مناسب این‌کار نیستن.

00:19:16.290 --> 00:19:19.960
‫پس اونقدر هوش ندارن که بخوان خودشون
‫ سبزیجات برداشت کنن؟

00:19:20.500 --> 00:19:22.580
‫عه؟ ها، اشتباه فهمیدی.

00:19:22.580 --> 00:19:25.880
‫اینا گابلینن که دارن تو مزرعه رشد می‌کنن.

00:19:28.460 --> 00:19:31.540
‫اینا گابلینن... که دارن رشد می‌کنن؟!

00:19:32.380 --> 00:19:34.960
‫پـ ـ پس این گابلینه...؟

00:19:35.420 --> 00:19:39.580
‫درسته. جوونه زده، برای همین یکم دیگه زمان نیاز داره.

00:19:39.830 --> 00:19:41.750
‫عه، چه به موقع.

00:19:42.750 --> 00:19:45.710
‫اونا قراره برداشت بشن، بریم ببینیم.

00:19:49.880 --> 00:19:50.920
‫اومدیم بررسی کنیم.

00:19:59.290 --> 00:20:01.170
‫از شاخش جوونه زده بیرون...

00:20:04.290 --> 00:20:05.130
‫کنده شد!

00:20:07.080 --> 00:20:10.500
‫اسبق من این روش رو ایجاد کرد.

00:20:10.500 --> 00:20:11.830
‫صحیح.

00:20:11.830 --> 00:20:19.170
‫ظاهراً اولش گابلین عادی گذاشته بود،
‫ولی جای تولیدمثل، داشتن منقرض می‌شدن.

00:20:19.170 --> 00:20:20.880
‫خب گابلینن دیگه...

00:20:21.750 --> 00:20:26.790
‫اسیر کردن همون چندتا کاوشگر زنی که
‫میومدن و تولیدمثل از اون طریق سخت بود...

00:20:27.500 --> 00:20:30.960
‫وقتی اون‌طرف داستانی، همچین
‫مشکلاتی هم داری... نه؟

00:20:31.330 --> 00:20:34.250
‫برای همین اسبقم کلی تحقیق کرد،

00:20:34.250 --> 00:20:37.580
‫و فهمید گابلینا به‌شدت با ارواح خاک سازگارن.

00:20:37.580 --> 00:20:41.630
‫و معلوم‌ شد خصوصیات سبزیجاتی‌ای دارن.

00:20:43.920 --> 00:20:44.880
‫چیزه...

00:20:45.290 --> 00:20:51.200
‫وقتی یه گابلین داخل دانجن می‌میره، دانجن جذبش
‫می‌کنه و این درخت همه‌شونو تبدیل به بذر می‌کنه.

00:20:51.310 --> 00:20:55.790
‫بعد ارواح یه‌کاری می‌کنن که بشه
‫تو مزرعه پرورش‌شون داد.

00:20:58.380 --> 00:20:59.170
‫صحیح.

00:20:59.420 --> 00:21:01.080
‫قیافه‌ش داد می‌زنه نفهمیده!

00:21:03.580 --> 00:21:05.210
‫چی دارن می‌خورن؟

00:21:05.540 --> 00:21:07.250
‫یه‌نوع کود مغذی مخصوص.

00:21:07.670 --> 00:21:11.420
‫سعی می‌کنیم زیاد چیزای متفرقه بهشون
‫ندیم تا مزه‌شون بهم‌ نریزه.

00:21:11.880 --> 00:21:13.380
‫چقد دردسر دارن...

00:21:13.920 --> 00:21:19.130
‫می‌خوام یکم بیشتر بهبودشون بدم،
‫ولی این تکنیک اسبقمه و من ندارمش.

00:21:19.330 --> 00:21:20.250
‫نداریش...؟

00:21:20.580 --> 00:21:24.130
‫بله. بهم یادش نداد.

00:21:24.830 --> 00:21:29.330
‫ولی به‌این معنی نیست که تسلیم شدم!
‫خودم کم کم دارم تحقیق می‌کنم!

00:21:32.040 --> 00:21:35.420
‫پس چیزایی هستن که بلم از پس‌شون بر نمیاد...

00:21:32.580 --> 00:21:34.460
‫وقتی آماده شد خودم می‌برمش.

00:21:42.170 --> 00:21:44.750
‫شبیه مجرمای اسیرشده‌ن...

00:21:44.750 --> 00:21:49.420
‫عا، اگه به‌حال خودشون ول‌شون کنیم
‫مزرعه رو می‌کنن و اونایی که کاشته شدنو می‌خورن.

00:21:49.420 --> 00:21:50.290
‫هم‌نوع‌خواری؟!

00:21:50.290 --> 00:21:53.750
‫برای همین تا وقتی که آماده‌ بشن،
‫می‌بریم‌شون تو بخش مسکونی.

00:21:55.330 --> 00:21:59.170
‫ولی بازم، گابلینا از بذر متولد می‌شن...

00:22:01.290 --> 00:22:04.500
‫کاوشگرا تنها با تعداد به هیولاها غلبه می‌کنن.

00:22:05.420 --> 00:22:10.290
‫برای همین احیاء با کریستال و همچین
‫سیستمی ضروریه.

00:22:11.580 --> 00:22:14.130
‫وایسا، ضروریه...؟

00:22:17.380 --> 00:22:18.250
‫چی شده؟

00:22:18.630 --> 00:22:20.420
‫عا، هیچی.

00:22:21.380 --> 00:22:26.580
‫چرا بل این‌همه زحمت می‌کشه تا
‫از این دانجن نگه‌داری کنه...؟

00:22:26.604 --> 00:22:46.604
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:46.628 --> 00:23:06.628
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:58.420 --> 00:24:01.250
‫هیولای کهن رعب‌آوری...

00:23:59.040 --> 00:24:02.580
‫هوی، مطمئنم می‌خوای اسممو بفهمی، نه؟
‫ولی عمراً بهت بگم!

00:24:01.250 --> 00:24:05.880
‫ممکنه حتی نتونی چهره‌اش
‫را مشاهده نمایی...

00:24:02.580 --> 00:24:06.420
‫چی گفتی؟ می‌خوای سیلکی صدام کنی؟
‫نه بابا ول کن!

00:24:06.580 --> 00:24:09.500
‫قسمت بعدی «اهالی دانجن»، قسمت ۱۱،

00:24:09.500 --> 00:24:10.670
‫«کسانی که تحت حفاظت نیستن.»

00:24:10.670 --> 00:24:11.710
‫چیزی می‌خوای؟

00:24:11.710 --> 00:24:12.540
‫خیر.

00:02:54.020 --> 00:03:00.020
دختر بادبُر

00:24:08.650 --> 00:24:13.020
کسانی که تحت حفاظت نیستن