﻿WEBVTT

00:01:34.920 --> 00:01:37.830
‫امروز همه داریم از یه صبح
‫زیبای دیگه لذت می‌بریم.

00:01:39.000 --> 00:01:42.000
‫تازگی‌ها روستای درخت بزرگ خیلی سرزنده بوده.

00:01:42.024 --> 00:01:44.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:44.790 --> 00:01:45.670
‫یک، دو...

00:01:45.670 --> 00:01:50.130
‫روز من وقتی شروع می‌شه که
‫آفتاب کامل طلوع کرده باشه.

00:01:52.210 --> 00:01:53.460
‫صبح بخیر.

00:01:53.880 --> 00:01:55.500
‫هی، صبح بخیر.

00:01:56.000 --> 00:01:57.750
‫حالت خوبه؟

00:01:57.750 --> 00:02:00.920
‫ای بابا، هربار منو می‌بینی اینو می‌پرسی.

00:02:00.920 --> 00:02:02.630
‫اوه، واقعاً؟

00:02:02.960 --> 00:02:05.040
‫اما مطمئنم اوضاع برات سخته.

00:02:05.040 --> 00:02:07.540
‫وقتی فهمیدیم که لو باردار بوده،

00:02:07.540 --> 00:02:10.540
‫کل روستا از شادی غوغا کردن.

00:02:10.790 --> 00:02:13.920
‫پس به این خاطر بوده که نمی‌تونستم تغییرشکل بدم.

00:02:14.040 --> 00:02:16.250
‫ا ـ اینطوری کار می‌کنه؟

00:02:16.250 --> 00:02:18.330
‫خودش از همه آروم‌تر بود.

00:02:18.670 --> 00:02:21.420
‫نیاز نیست انقدر خودت رو نگران کنی.

00:02:21.420 --> 00:02:23.380
‫مطمئنم همه‌چیز خوب پیش می‌ره.

00:02:24.710 --> 00:02:25.710
‫جدی؟

00:02:26.170 --> 00:02:27.170
‫آره.

00:02:27.460 --> 00:02:30.380
‫خب، من می‌رم به باغ
‫گیاه‌های دارویی سر بزنم.

00:02:30.380 --> 00:02:32.080
‫باشه؛ تنهایی مشکلی نداری؟

00:02:32.080 --> 00:02:33.130
‫دوباره.

00:02:33.130 --> 00:02:34.540
‫آه، شرمنده.

00:02:36.080 --> 00:02:37.960
‫برمی‌گردیم به برنامه صبگاهی‌م.

00:02:38.460 --> 00:02:40.080
‫به گفته آن و بقیه خدمتکارها،

00:02:40.080 --> 00:02:43.080
‫وظیفه منه که به همه‌چیز
‫تو این خونه نظارت کنم.

00:02:43.080 --> 00:02:44.460
‫صبح‌تون بخیر.

00:02:44.830 --> 00:02:46.460
‫هی، صبح بخیر.

00:02:46.460 --> 00:02:50.210
‫راستی، یه دلیلی هست که صبح‌ها زود بلند نمی‌شم.

00:02:51.380 --> 00:02:56.080
‫آن و بقیه خدمتکارها اصرار دارن
‫که زودتر از من بلند بشن.

00:02:56.580 --> 00:02:58.790
‫به‌خاطر اوناست که دیر بیدار می‌شم.

00:02:58.790 --> 00:03:01.080
‫اینطوری نیست که تنبلی می‌کنم.

00:03:01.540 --> 00:03:03.130
‫وقتی صبح‌ها می‌بینمش.

00:03:03.130 --> 00:03:05.330
‫می‌ذارم اگه گزارشی داره بهم بگه.

00:03:05.330 --> 00:03:08.460
‫دیشب اسلایمِ شراب
‫وارد انبار غذا شد

00:03:08.460 --> 00:03:10.380
‫و کل یه بشکه شراب رو خورد.

00:03:10.380 --> 00:03:13.380
‫همون بشکه‌ای که برای دور کردنش
‫از بقیه شراب‌ها گذاشته بودیم؟

00:03:13.380 --> 00:03:16.380
‫بله؛ نمی‌دونم باید موفقیت
‫نقشه‌مون رو جشن بگیریم،

00:03:16.380 --> 00:03:19.880
‫یا باید چون گذاشتیم از اول
‫وارد بشه عزاداری کنیم.

00:03:20.130 --> 00:03:22.630
‫خب، بیا بگیم طبق نقشه پیش رفته.

00:03:22.960 --> 00:03:25.710
‫وقتی به تمام خونه سر زدم، وقت صبحونه‌ست.

00:03:25.710 --> 00:03:28.130
‫همه نمی‌تونن همزمان داخل غذاخوری جا بشن،

00:03:28.130 --> 00:03:30.380
‫پس صبحونه رو به سه گروه تقسیم کردیم.

00:03:30.380 --> 00:03:32.250
‫برای منو اصلی صبحونه امروز،

00:03:32.250 --> 00:03:35.460
‫یه سوپ با تربچه، اسفناج، و کلم داریم،

00:03:35.460 --> 00:03:38.130
‫و همچنین خرگوش قاتل دودی‌شده داریم.

00:03:38.130 --> 00:03:39.500
‫ممنون.

00:03:39.750 --> 00:03:40.960
‫بنظر عالی میاد.

00:03:41.880 --> 00:03:46.130
‫یه میکروب، دو میکروب...

00:03:42.290 --> 00:03:43.380
‫فلورا؟

00:03:44.130 --> 00:03:46.130
‫یعنی چند وقته نخوابیدی؟

00:03:46.130 --> 00:03:48.630
‫در ساخت میسو پیشرفتی نداشتم.

00:03:48.880 --> 00:03:50.920
‫فکر کنم حدود 20 درصد تکمیل باشه...

00:03:51.920 --> 00:03:54.380
‫چون شما همچین‌ چیزایی می‌گید.

00:03:55.170 --> 00:03:57.000
‫مطمئنم فقط از این چیزا بیشتر می‌خوام.

00:03:57.000 --> 00:03:59.420
‫معذرت می‌خوام، و خواهشاً یکم بخواب.

00:04:00.210 --> 00:04:02.170
‫گروه دوم صبحونه، خدمتکارها هستن.

00:04:02.170 --> 00:04:03.880
‫گروه سوم هم

00:04:03.880 --> 00:04:06.670
‫کسایی هستن که به‌موقع به گروه اول و دوم نرسیدن.

00:04:07.000 --> 00:04:11.830
‫بعضی‌وقتا هاکورن حتی برای
‫گروه سوم هم به‌موقع نمی‌سه.

00:04:12.830 --> 00:04:14.710
‫شهردار، گزارشی دارم.

00:04:14.710 --> 00:04:16.080
‫اتفاقی افتاده؟

00:04:16.380 --> 00:04:20.540
‫دیروز، یه گروه از خرگوش‌های قاتل
‫قصد نفوذ به روستا رو داشتن،

00:04:20.540 --> 00:04:22.580
‫اما کورو-سان و سگ‌ها
‫شکست‌شون دادن.

00:04:22.960 --> 00:04:25.670
‫که اینطور؛ اون خرگوش‌ها هیچوقت یاد نمی‌گیرن.

00:04:25.670 --> 00:04:27.790
‫خب، حداقل ما برای اینکه

00:04:27.790 --> 00:04:31.580
‫می‌تونیم ازشون به عنوان غذا
‫استفاده کنیم، قدردان باشیم.

00:04:31.580 --> 00:04:32.710
‫نکته خوبیه.

00:04:33.170 --> 00:04:38.040
‫اینم بگم، با وجود اینکه گرنماریا و
‫فرشته‌ها همیشه خونسرد و رسمی‌ان،

00:04:38.040 --> 00:04:41.170
‫وقتی خارج از شیفتن، وارد حالت تنبلی می‌شن.

00:04:41.920 --> 00:04:43.630
‫نمی‌تونن کار خونه‌ای انجام بدن،

00:04:43.630 --> 00:04:45.500
‫و خدمتکارها غذاشون رو حاضر می‌کنن؛

00:04:45.500 --> 00:04:49.790
‫و برای رختشویی هم، به
‫داگا و لیزاردمن‌ها تکیه می‌کنن.

00:04:50.750 --> 00:04:54.830
‫خب، درعوض برای حفاظت از
‫روستا سخت تلاش می‌کنن.

00:04:54.830 --> 00:04:56.710
‫پس از داشتن‌شون خوشحالم.

00:04:58.330 --> 00:05:00.170
‫هی؛ صبح بخیر.

00:05:02.380 --> 00:05:05.540
‫وقتی غذا خوردم، وقت کار کردن تو زمین‌ها بود.

00:05:06.830 --> 00:05:08.580
‫دوباره این چیزا؟

00:05:09.170 --> 00:05:12.790
‫هیچ‌کدوم از آفت‌های باغ که
‫می‌شناسم تو این دنیا وجود ندارن،

00:05:12.790 --> 00:05:14.830
‫اما درعوض این چیزای سیاه رو داریم

00:05:14.830 --> 00:05:17.710
‫که با زندگی رو گیاه‌ها، برگ‌هاشون رو می‌خورن.

00:05:18.250 --> 00:05:22.790
‫خوشبختانه، بچه‌های زابوتون یا کورو و سگ‌ها
‫می‌تونن برامون شناسایی‌شون کنن؛

00:05:22.790 --> 00:05:25.630
‫پس برای فعلاً، دردسری ایجاد نکردن.

00:05:26.000 --> 00:05:27.710
‫و روش دفع‌شون هم...

00:05:29.920 --> 00:05:33.170
‫استفاده از ابزار مطلق به‌عنوان یه آبپاشه.

00:05:33.670 --> 00:05:36.790
‫ظاهراً، قدرت اینو داره که آفت‌ها رو دفع کنه.

00:05:37.630 --> 00:05:41.460
‫زمین‌هایی که آروم گسترش
‫می‌‌دادیم خیلی بزرگ شده.

00:05:41.460 --> 00:05:43.420
‫رسیدگی به همه‌شون یکم سخته،

00:05:43.790 --> 00:05:46.920
‫اما دیدن بزرگ شدن همه محصولات،

00:05:46.920 --> 00:05:49.830
‫با احساس رضایت از کارهام
‫باعث خوشحالیم می‌شه.

00:05:51.420 --> 00:05:54.210
‫وقتی مشغول کار بودم، وقت ناهار رسید.

00:05:54.750 --> 00:05:58.790
‫ناهاری که آن و خدمتکارها برام
‫حاضر کردن رو بین کارم می‌خورم.

00:06:01.420 --> 00:06:05.830
‫ظاهراً تو این دنیا خوردن ناهار یه چیز غیرعادیه.

00:06:06.210 --> 00:06:08.080
‫یه غذا تو بعدازظهر؟

00:06:08.080 --> 00:06:10.210
‫اما همین صبح خورده بودیم.

00:06:10.210 --> 00:06:13.040
‫منم اولین‌بار که اینجا اومدم همین حسو داشتم.

00:06:13.500 --> 00:06:17.630
‫لیا و های‌الف‌ها حتی راجب
‫خوردن صبحونه هم نگران بودن.

00:06:17.630 --> 00:06:19.750
‫اشکالی نداره که امروز هم بخوریم؟

00:06:19.750 --> 00:06:22.130
‫با این وضع ذخیره غذایی‌مون تموم نمی‌شه؟

00:06:22.130 --> 00:06:25.710
‫طبق گفته‌هاشون، بعضی وقت‌ها حتی
‫نمی‌تونستن روزی یه غذا بخورن.

00:06:25.920 --> 00:06:28.290
‫یعنی می‌تونیم هرروز غذا بخوریم؟

00:06:28.290 --> 00:06:31.880
‫پس حتماً می‌خواین مارو از
‫روستا پرت کنید بیرون، نه؟

00:06:31.880 --> 00:06:33.790
‫چطور به این نتیجه رسید؟

00:06:34.330 --> 00:06:36.330
‫می‌خوام مطمئن بشم که هیچ‌کدوم‌شون

00:06:36.330 --> 00:06:38.580
‫تا وقتی اینجان نگران غذا نباشن.

00:06:39.540 --> 00:06:40.540
‫شهردار.

00:06:41.290 --> 00:06:43.420
‫گاوها بچه‌دار شدن.

00:06:43.420 --> 00:06:46.040
‫اجازه می‌خوام تا تخصیص غذاشون رو افزایش بدم.

00:06:46.040 --> 00:06:47.630
‫باشه، انجامش بده.

00:06:47.830 --> 00:06:51.290
‫شهردار، اتاق ذخیره محصولات‌مون
‫به‌زودی پر می‌شه.

00:06:51.290 --> 00:06:54.960
‫چطوره از مایکل-سان بخوایم تا
‫محصولات بیشتری برامون بفروشه؟

00:06:54.960 --> 00:06:57.710
‫باشه، بیا بعد صحبت با فلو مقدارش رو تعیین کنیم.

00:07:00.420 --> 00:07:03.080
‫بعد از اتمام ناهار، وقت برگشت به کاره.

00:07:05.290 --> 00:07:08.500
‫داشتن افراد بیشتر کمک زیادی
‫تو مزرعه‌داری کرده.

00:07:11.380 --> 00:07:17.250
‫اما شخم زمین‌های جدید یا کاشت محصولات جدید کاریه که خودم با ابزار مطلق انجام می‌دم.

00:07:21.170 --> 00:07:23.710
‫تا الان فقط محصولات خوردنی می‌کاشتم،

00:07:23.710 --> 00:07:25.420
‫اما اضافه کردن یکم رنگ

00:07:25.420 --> 00:07:28.000
‫برای متمدن شدن از واجباته.

00:07:28.540 --> 00:07:30.500
‫بیرون از کارهای مزرعه،

00:07:31.290 --> 00:07:34.670
‫روستایی‌ها ازم می‌خوان تا
‫همه‌جور چیز براشون بسازم.

00:07:35.670 --> 00:07:37.750
‫به لطف ابزار مطلق،

00:07:38.250 --> 00:07:40.750
‫حتی با اینکه تجربه‌ای تو ساخت‌وساز نداشتم

00:07:40.750 --> 00:07:42.460
‫تونستم از پسش بر بیام.

00:07:42.790 --> 00:07:44.750
‫یه‌بار دیگه، از نعمت خدا متشکرم.

00:07:45.420 --> 00:07:46.500
‫و اینکه...

00:07:48.330 --> 00:07:50.960
‫دوست دارم گهگاه به تمرینات جنگی ملحق بشم.

00:07:51.580 --> 00:07:54.500
‫دلم می‌خواست تو این روستا
‫به این تمرینات نیاز نداشتیم،

00:07:54.500 --> 00:07:58.000
‫اما آن و خدمتکارها اصرار زیادی
‫در نگه داشتن تمرینات داشتن

00:07:58.000 --> 00:08:00.000
‫محض این که اتفاقی بیفته.

00:08:00.250 --> 00:08:03.960
‫اوه خب، تمرینات بیشتر برای سلامت همه خوبه.

00:08:06.880 --> 00:08:09.000
‫خیلی‌خب، بیا ادامه بدیم!

00:08:09.000 --> 00:08:12.830
‫اگه همینطور به خوردن و خوابیدن
‫تو این روستا ادامه بدیم،

00:08:12.830 --> 00:08:17.040
‫یه‌روز دیگه نمی‌تونیم یونیفرم‌های
‫مقدس خدمتکاری‌مون رو بپوشیم!

00:08:17.580 --> 00:08:20.750
‫فکر کنم برای من الانشم یکم تنگ‌تر شده!

00:08:20.750 --> 00:08:21.540
‫بیا!

00:08:21.540 --> 00:08:23.750
‫شاید منم یکم تمرین بخوام...

00:08:23.774 --> 00:08:33.774
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:08:34.790 --> 00:08:36.670
‫الانم به حدم رسیدم.

00:08:37.580 --> 00:08:39.380
‫مطمئنم با اون بهتر کار می‌کنم!

00:08:39.380 --> 00:08:40.580
‫می‌شه امتحانش کنم؟

00:08:40.580 --> 00:08:42.710
‫باشه، مشکلی ندارم.

00:08:44.670 --> 00:08:46.210
‫از انتظارم سخت‌تره.

00:08:48.830 --> 00:08:52.330
‫انگاری واقعاً نمی‌تونم خوب از
‫سلاح‌های عادی استفاده کنم.

00:08:52.330 --> 00:08:54.290
‫اما هنوزم این نیزه رو دارم!

00:08:58.130 --> 00:09:00.790
‫محشر بود! چطوری اون کارو کردید؟

00:09:00.790 --> 00:09:03.290
‫البته مطمئن نیستم کِی می‌تونم ازش استفاده کنم...

00:09:04.710 --> 00:09:06.330
‫وقتی خورشید داشت غروب می‌کرد،

00:09:06.330 --> 00:09:08.330
‫کار رو تموم  کردم و رفتم خونه.

00:09:08.630 --> 00:09:11.080
‫اوه، تا حالا این غذا رو ندیده بودم.

00:09:11.080 --> 00:09:13.540
‫این منو جدیدیه که امروز امتحان می‌کنیم.

00:09:13.540 --> 00:09:18.290
‫خرگوش قاتل آبپزشده به همراه
‫یه سس عسل شیرین.

00:09:18.290 --> 00:09:19.500
‫چقدر خاطرجمعی؟

00:09:19.500 --> 00:09:20.880
‫حدود 20 درصد.

00:09:20.880 --> 00:09:22.250
‫چقدر کم...

00:09:22.330 --> 00:09:23.380
‫شیرینه!

00:09:23.380 --> 00:09:27.210
‫اگه می‌شه، می‌خوام فقط غذاهایی که
‫بالای 50 درصد بهشون خاطرجمعی رو...

00:09:27.210 --> 00:09:28.630
‫امکان‌پذیر نیست.

00:09:28.880 --> 00:09:31.330
‫نباید هیچ غذایی رو اسراف کنیم.

00:09:31.330 --> 00:09:32.750
‫درسته.

00:09:35.170 --> 00:09:37.790
‫تمام تلاشمو کردم تا از غذا لذت ببرم.

00:09:39.290 --> 00:09:42.460
‫زمان شام، که افراد بیشتری دور میز جمع می‌شن،

00:09:42.460 --> 00:09:45.330
‫فرصتیه تا هرچیزی نیازه بقیه بشنون رو گزارش بدیم.

00:09:45.580 --> 00:09:46.630
‫شهردار.

00:09:47.000 --> 00:09:49.250
‫یوری-ساما این نامه رو براتون فرستادن.

00:09:49.710 --> 00:09:50.880
‫چی هست؟

00:09:50.880 --> 00:09:54.920
‫خب... "می‌خوام دوباره سیب‌های روستاتون رو بخورم؛

00:09:54.920 --> 00:09:56.830
‫و یه لباس هم می‌خوام."

00:09:56.830 --> 00:09:57.880
‫این چیه؟

00:09:57.880 --> 00:10:01.380
‫اون واقعاً لباس‌هایی که زابوتون
‫می‌سازه رو دوست داره،

00:10:01.380 --> 00:10:04.170
‫و می‌خواست ببینه امکان ساخت بیشتر هست یا نه.

00:10:04.170 --> 00:10:05.290
‫که اینطور.

00:10:05.290 --> 00:10:09.540
‫ببخشید؛ بهش می‌گم تا دیگه
‫انقدر درخواست نفرسته.

00:10:09.540 --> 00:10:13.250
‫خب، مطمئنم زابوتون از اینکه چیزی
‫براش درست کنه خوشحالم می‌شه.

00:10:15.460 --> 00:10:19.130
‫وقتی یکم بعد شام استراحت کردم، وقت حموم بود.

00:10:20.750 --> 00:10:23.420
‫تقریباً کل حموم مردونه منحصر به خودمه.

00:10:23.790 --> 00:10:27.040
‫وقتی فقط یه حموم داشتیم،
‫اصلاً نمی‌تونستم راحت باشم.

00:10:27.040 --> 00:10:30.540
‫واقعاً از اینکه مجبورشون کردم
‫یه حموم مردونه بسازن خوشحالم.

00:10:32.500 --> 00:10:34.330
‫به این می‌گن بهشت.

00:10:35.500 --> 00:10:38.000
‫بعد از خارج شدن از حموم، وقت استراحته...

00:10:38.000 --> 00:10:39.920
‫یا حداقل می‌خواستم باشه.

00:10:40.170 --> 00:10:43.170
‫معمولاً این زمانیه که حس بدی پیدا می‌کنم.

00:10:47.500 --> 00:10:49.170
‫داره وارد خونه می‌شه.

00:10:49.540 --> 00:10:51.540
‫از اینجا حواسم بهش هست.

00:10:52.210 --> 00:10:54.330
‫مستقیم داره سمت اتاقش می‌ره.

00:10:54.880 --> 00:10:55.960
‫دریافت شد.

00:10:59.330 --> 00:11:03.330
‫چرا حتی داخل اتاق هم دارم
‫نگاه‌هاشون رو حس می‌کنم؟

00:11:05.080 --> 00:11:07.330
‫آه! یکی کمکم کنه!

00:11:09.960 --> 00:11:11.130
‫پوشش‌مون برملا شد.

00:11:11.130 --> 00:11:12.380
‫همگی، عقب‌نشینی!

00:11:11.130 --> 00:11:15.750
‫مطمئنم اونا فقط برای
‫امنیت خودم زیر نظرم گرفتن.

00:11:15.750 --> 00:11:17.420
‫این چیزیه که به خودم گفتم.

00:11:19.170 --> 00:11:21.630
‫خب، حتی با همچین چیزایی،

00:11:21.630 --> 00:11:24.710
‫نمی‌تونستم از روزمرۀ اینجام شادتر باشم.

00:11:25.290 --> 00:11:30.000
‫خداوندا، برای اینکه فرصت زندگی
‫دوباره رو بهم دادی، واقعاً متشکرم.

00:11:30.710 --> 00:11:32.880
‫فردا هم تمام تلاشم رو می‌کنم.

00:11:33.750 --> 00:11:37.710
‫و باید فردا اون درهای مخفی رو مهر و موم کنم.

00:11:38.500 --> 00:11:39.500
‫مزرعه‌داری...

00:11:39.500 --> 00:11:40.710
‫در...

00:11:40.710 --> 00:11:41.880
‫دنیای دیگر.

00:11:44.000 --> 00:11:46.380
‫چه شب و چه روز توی این روستا،

00:11:46.380 --> 00:11:49.540
‫دونووان و دورف‌ها سخت
‫درحال ساخت الکل هستن.

00:11:49.880 --> 00:11:51.960
‫وقتی حرف دورف‌ها می‌شه،

00:11:51.960 --> 00:11:55.170
‫این تصور رو داشتم که همیشه
‫خودشون رو با الکل مست می‌کنن، اما...

00:11:56.000 --> 00:12:00.330
‫امکان نداره وقتی وسط کار مست کردیم،
‫بتونیم الکل خوبی درست کنیم.

00:12:00.330 --> 00:12:01.750
‫بله، درست می‌گید.

00:12:02.540 --> 00:12:05.000
‫حتی کسی که حواسش به آتیش هست...

00:12:05.000 --> 00:12:08.000
‫خوردن الکل برای کسی که
‫پای آتیش وایساده غدقنه!

00:12:08.000 --> 00:12:09.830
‫اگه همه‌جا آتیش بگیره چی؟

00:12:09.830 --> 00:12:11.130
‫بله، درست می‌گید.

00:12:11.420 --> 00:12:14.540
‫همینطور که معلومه،
‫شغلشون رو خیلی جدی می‌گیرن.

00:12:16.710 --> 00:12:18.670
‫این‌یکی خیلی خوب در اومده، نه؟

00:12:18.670 --> 00:12:21.210
‫نخیر؛ این الکل به‌درد نمی‌خوره.

00:12:21.920 --> 00:12:23.540
‫دیگه عطر و طعم نداره.

00:12:23.540 --> 00:12:27.170
‫این یه مشروبِ معیوبه که
‫فقط گلوت رو می‌سوزونه.

00:12:27.170 --> 00:12:29.540
‫پس، می‌خوای بندازیش دور؟

00:12:29.540 --> 00:12:30.750
‫نه؛

00:12:30.750 --> 00:12:32.920
‫هنوزم براش استفاده‌هایی داریم.

00:12:32.920 --> 00:12:37.080
‫یکم بیشتر تقطیرش می‌کنیم و
‫بعد با آبمیوه قاتیش می‌کنیم.

00:12:37.290 --> 00:12:39.330
‫خیلی‌خب، برمی‌گردیم سر نقشه‌کشی.

00:12:39.330 --> 00:12:41.580
‫بیاید دوباره راجب تقطیر کردنش فکر کنیم.

00:12:41.580 --> 00:12:45.670
‫برای اشتیاقی که برای ساخت
‫الکل دارن، خیلی احترام قائلم.

00:12:45.670 --> 00:12:47.210
‫هی، شهردار.

00:12:47.790 --> 00:12:50.580
‫می‌تونی مقدار انگور برداشتی رو افزایش بدی؟

00:12:50.580 --> 00:12:52.830
‫سه‌برابر برداشت فعلی احتیاج دارم.

00:12:52.830 --> 00:12:55.250
‫باشه... ببینم چی می‌شه.

00:12:55.670 --> 00:12:58.790
‫افزایش برداشت؛ سه‌برابر.

00:12:59.080 --> 00:13:01.040
‫سه‌برابر، ها؟

00:13:01.040 --> 00:13:03.540
‫خب، همگی اینجا شراب دوست دارن.

00:13:03.540 --> 00:13:04.830
‫شهردار!

00:13:06.040 --> 00:13:07.250
‫چی شده؟

00:13:08.210 --> 00:13:10.960
‫اونجا... یه مرد عجیبه...

00:13:11.500 --> 00:13:13.000
‫یه مرد عجیب؟

00:13:18.000 --> 00:13:19.460
‫یه مرد عجیبه!

00:13:19.460 --> 00:13:22.460
‫اصلاً از اول چطوری تا اینجا اومده؟

00:13:22.750 --> 00:13:26.500
‫تونست بدون جلب توجه
‫گرنماریا اینا و زابوتون وارد بشه؟

00:13:26.710 --> 00:13:29.040
‫اوه؟ جدّ بزرگ؟

00:13:29.210 --> 00:13:31.210
‫لولوسی!

00:13:31.210 --> 00:13:34.830
‫امم... جد بزرگ؟

00:13:37.130 --> 00:13:39.330
‫خیلی وقت می‌شه ندیدمتون، جد بزرگ.

00:13:39.330 --> 00:13:41.080
‫بنظر حال تو هم خوبه، فلورا.

00:13:41.080 --> 00:13:42.130
‫بله.

00:13:42.130 --> 00:13:44.710
‫وقتی شنیدم که لولوسی بچه‌دار شده،

00:13:44.710 --> 00:13:47.580
‫اول فکر می‌کردم باید
‫اشتباهی چیزی شده باشه.

00:13:47.880 --> 00:13:49.330
‫انگار درست بوده.

00:13:49.330 --> 00:13:52.130
‫آره؛ خودمم تعجب کردم.

00:13:52.330 --> 00:13:53.460
‫درسته؛

00:13:53.460 --> 00:13:57.540
‫ما خون‌آشام‌ها معمولاً نسل‌مون رو
‫با ایجاد پیمان‌های خونی ادامه می‌دیم.

00:13:57.540 --> 00:13:58.880
‫این کم اتفاق میفته.

00:13:59.460 --> 00:14:03.000
‫اما بچه‌ها مثل گنج می‌مونن،
‫پس بهتره خوب ازش مراقبت کنی.

00:14:03.000 --> 00:14:05.670
‫حتماً؛ خیلی ممنونم.

00:14:06.000 --> 00:14:07.830
‫منظورت از جد بزرگه چیه؟

00:14:08.880 --> 00:14:13.500
‫اگه ساده بخوام بگم، می‌تونی بگی
‫یه‌چیزی شبیه پدربزرگم می‌مونه.

00:14:13.500 --> 00:14:15.040
‫پدربزرگ؟

00:14:15.040 --> 00:14:16.210
‫درست می‌گه.

00:14:16.210 --> 00:14:17.960
‫من الان حدود 4,000 سالمه.

00:14:17.960 --> 00:14:19.250
‫4,000؟

00:14:19.250 --> 00:14:21.460
‫عدد دقیقش رو فراموش کردم.

00:14:21.630 --> 00:14:25.290
‫نمی‌تونم اونو به عنوان چیزی
‫به‌جز یه مرد جوون ساده ببینم.

00:14:25.290 --> 00:14:29.290
‫رمز این زندگی طولانی، اینه که
‫هر چند وقت یه‌بار حافظتو پاک کنی.

00:14:29.290 --> 00:14:30.420
‫حافظه رو؟

00:14:30.420 --> 00:14:34.580
‫مطمئن می‌شم چیزای مهم
‫مثل اسم و قبیله‌م رو یادم بمونه،

00:14:34.580 --> 00:14:37.540
‫و بعد هرچیز دیگه‌ای
‫پوف می‌شه و می‌ره کنار.

00:14:37.540 --> 00:14:40.790
‫پوف می‌شه؟ این یه‌جورایی ترسناک نیست؟

00:14:40.790 --> 00:14:44.710
‫دفعه اول ترسناک بود،
‫اما دیگه بهش عادت کردم.

00:14:44.710 --> 00:14:47.580
‫یه 200 سال از بار آخری که
‫حافظمو پاک کردم می‌گذره،

00:14:47.580 --> 00:14:50.250
‫پس الان یه‌جورایی حس جوون بودن دارم.

00:14:50.580 --> 00:14:53.330
‫نمی‌دونستم خون‌آشام‌ها همچین قابلیتی دارن.

00:14:53.330 --> 00:14:56.250
‫نداریم؛ براش از جادو استفاده کردم.

00:14:56.250 --> 00:14:58.540
‫این جادو واقعاً به‌درد بخوره‌ها.

00:14:58.750 --> 00:15:03.250
‫راستی، خیلی متأسفم که
‫بدون اطلاع قبلی وارد روستاتون شدم.

00:15:03.250 --> 00:15:06.330
‫در اصل می‌خواستم
‫یکم اطرافو بگردم و سریع برم.

00:15:06.330 --> 00:15:08.920
‫اما وجود چیزی توجهم رو جلب کرد.

00:15:08.920 --> 00:15:09.830
‫وجود چیزی؟

00:15:09.830 --> 00:15:12.330
‫همون مجسمه‌ای که
‫زیر اون درخت بزرگه!

00:15:12.330 --> 00:15:14.210
‫واقعاً فوق‌العاده بود!

00:15:14.210 --> 00:15:17.080
‫شباهت بی‌همتایی که
‫به خالقِ بزرگ داشت!

00:15:17.080 --> 00:15:18.960
‫ناخودآگاه بهش تعظیم کرده بودم.

00:15:18.960 --> 00:15:20.830
‫آه، پس برا همین بود.

00:15:21.080 --> 00:15:23.920
‫این یعنی شما قبلاً خدا رو ملاقات کردید؟

00:15:23.920 --> 00:15:26.790
‫بله؛ درست زمانی که متولد شدم.

00:15:26.790 --> 00:15:30.460
‫گفت حتی با اینکه کمی بدن
‫غیرعادی‌ای دارم، تمام تلاشمو بکنم.

00:15:30.580 --> 00:15:32.880
‫از بدن غیرعادی منظورش خون‌آشام بودنه؟

00:15:32.880 --> 00:15:34.210
‫اینطور فکر می‌کنم.

00:15:34.210 --> 00:15:36.590
‫به‌لطف اون از خیلی سختی‌ها گذشتم

00:15:36.590 --> 00:15:39.380
‫و حس می‌کنم دفعات زیادی جونمو نجات داده...

00:15:39.380 --> 00:15:42.500
‫اما از اونجایی که
‫خاطراتمو پاک کردم یادم نیست!

00:15:42.500 --> 00:15:45.040
‫اما فکر می‌کنم تمام تلاشمو کرده باشم.

00:15:46.670 --> 00:15:47.500
‫آها.

00:15:47.830 --> 00:15:50.920
‫با این‌حال، هنوزم خالق رو به‌یاد دارم.

00:15:51.250 --> 00:15:54.500
‫اما به دلایلی نمی‌تونم
‫شکل دقیقش رو به خاطر بیارم.

00:15:54.500 --> 00:15:56.540
‫اون یه پیرمرد بود؟

00:15:56.540 --> 00:15:58.250
‫یا شایدم یه مرد جوون؟

00:15:58.250 --> 00:16:00.500
‫چه رنگ چشمی داشت؟
‫موهاش چه رنگی بود؟

00:16:00.500 --> 00:16:03.630
‫چندین بار تلاش کردم تا
‫چیزی شبیه‌ش رو بسازم،

00:16:03.630 --> 00:16:06.460
‫اما هیچوقت چیزی
‫به اون صحت نساخته بودم.

00:16:07.000 --> 00:16:09.500
‫مطمئنم زندگی در نزدیکی همچین شاهکاری...

00:16:09.500 --> 00:16:12.750
‫باعث می‌شه زندگی
‫خیلی محشری رو تجربه کنی...

00:16:12.750 --> 00:16:14.250
‫واقعاً باید عالی باشه!

00:16:14.250 --> 00:16:15.960
‫چقدر حسودیم می‌شه!

00:16:16.630 --> 00:16:18.000
‫می‌خوادش، مگه نه؟

00:16:18.750 --> 00:16:21.040
‫امم، درباره اون مجسمه...

00:16:21.580 --> 00:16:25.130
‫اون متعلق به روستائه،
‫پس فکر نمی‌کنم بتونم به شما بدمش.

00:16:25.790 --> 00:16:28.920
‫البته؛ متوجهم؛ چقدر بد شد...

00:16:29.380 --> 00:16:30.790
‫اما واقعاً بد شد...

00:16:30.790 --> 00:16:33.290
‫وقعاً بده، ها؟

00:16:35.790 --> 00:16:37.380
‫چقدر بد...

00:16:36.130 --> 00:16:37.380
‫اگه مشکلی ندارید...

00:16:38.040 --> 00:16:40.040
‫می‌تونم براتون یکی دیگه بسازم...

00:16:40.040 --> 00:16:44.210
‫من یه مجسمه‌ساز نیستم،
‫پس نمی‌دونم اگه واقعاً می‌خواید یا نه.

00:16:44.210 --> 00:16:45.290
‫واقعاً؟

00:16:45.290 --> 00:16:46.920
‫واقعاً عالی می‌شه!

00:16:46.920 --> 00:16:49.460
‫خیلی خوشحالم؛ ممنونم!

00:16:53.000 --> 00:16:54.670
‫این بنظرتون چطوره؟

00:16:55.670 --> 00:16:57.380
‫انگاری خوشش اومده.

00:16:57.380 --> 00:16:58.670
‫آره فکر کنم.

00:16:58.670 --> 00:17:01.210
‫واقعاً خیلی بهت زحمت دادم.

00:17:01.500 --> 00:17:03.210
‫باید براش چقدر پرداخت کنم؟

00:17:03.210 --> 00:17:05.710
‫هیچی؛ نمی‌تونم براش پولی قبول کنم.

00:17:06.210 --> 00:17:09.210
‫خدا چیزی نیست که بتونی بفروشیش.

00:17:09.500 --> 00:17:10.630
‫که اینطور.

00:17:11.080 --> 00:17:14.130
‫پس به روش دیگه‌ای برای قدردانی فکر می‌کنم.

00:17:14.130 --> 00:17:14.960
‫لو.

00:17:15.580 --> 00:17:17.080
‫بچه سالمی به‌دنیا بیاری‌ها.

00:17:17.080 --> 00:17:18.170
‫حتماً.

00:17:18.170 --> 00:17:19.710
‫فلورا، تو هم مراقب خودت باش.

00:17:19.710 --> 00:17:21.460
‫چشم، شما هم همینطور.

00:17:22.920 --> 00:17:25.250
‫شهردار، برای همه‌چیز ممنونم.

00:17:25.710 --> 00:17:27.710
‫هم برای مجسمه و هم لو،

00:17:27.710 --> 00:17:29.880
‫واقعاً ممنونم.

00:17:29.880 --> 00:17:31.920
‫بازم ازش خوب مراقبت کن، باشه؟

00:17:31.920 --> 00:17:32.920
‫چشم.

00:17:36.500 --> 00:17:39.880
‫اولش یکم تعجب کردم،
‫اما بنظر آدم خونسردی میاد، نه؟

00:17:39.880 --> 00:17:40.960
‫آره واقعاً.

00:17:40.960 --> 00:17:44.250
‫و فکر اینکه همچین کسی
‫انقدر آدم رده بالایی باشه.

00:17:45.880 --> 00:17:47.920
‫واقعاً انقدر آدم مهمیه؟

00:17:48.540 --> 00:17:50.630
‫اعلی‌حضرت!

00:17:50.880 --> 00:17:52.920
‫خوش برگشتید.

00:17:52.920 --> 00:17:55.380
‫زمان زیادی گذشته؛
‫چند سال تا الان شده؟

00:17:55.380 --> 00:17:58.170
‫فکر می‌کنم تا الان 50 سالی شده باشه.

00:17:58.170 --> 00:18:01.630
‫همون‌طور که می‌بینید،
‫حالا دیگه یه پیرمرد شدم.

00:18:02.330 --> 00:18:04.380
‫پس تو الان مسئول معبدی؟

00:18:04.380 --> 00:18:07.040
‫بله، برای 30 سال می‌شه.

00:18:07.040 --> 00:18:09.580
‫خب تو همیشه یه مؤمن واقعی بودی.

00:18:09.580 --> 00:18:11.250
‫این راست‌کار خودته.

00:18:11.250 --> 00:18:13.130
‫خیلی ازتون ممنونم.

00:18:13.580 --> 00:18:14.920
‫چیزی تغییر کرده؟

00:18:14.920 --> 00:18:18.830
‫خیر؛ همه‌چیز مثل همیشه‌ست.

00:18:18.830 --> 00:18:19.880
‫که اینطور.

00:18:19.880 --> 00:18:21.750
‫واقعاً باعث خوشحالیه،

00:18:21.750 --> 00:18:23.960
‫اما از امروز قراره تغییر بزرگی رخ بده.

00:18:23.960 --> 00:18:25.920
‫و اون چی می‌تونه باشه؟

00:18:25.920 --> 00:18:28.630
‫می‌خوام این مجسمه رو
‫به عنوان ضریح اینجا بذارم.

00:18:28.630 --> 00:18:31.250
‫واقعاً؟ اون دیگه چه‌جور مجسمه‌ایه؟

00:18:31.250 --> 00:18:33.040
‫فقط باید منتظر دیدنش باشی.

00:18:33.040 --> 00:18:35.170
‫می‌خوام اینو توی بهترین محل اینجا بذاری.

00:18:35.420 --> 00:18:37.670
‫خب، این یعنی...

00:18:37.670 --> 00:18:41.080
‫ما مجبوریم مجسمه خالقی که
‫مجسمه‌ساز، توروک ساخته بود رو...

00:18:41.080 --> 00:18:43.460
‫از محلش جابه‌جا کنیم.

00:18:43.460 --> 00:18:46.830
‫فکر نمی‌کنم امکانش باشه
‫همچین مجسمه محبوبی رو

00:18:46.830 --> 00:18:48.210
‫از آرامگاهش برداریم...

00:18:48.210 --> 00:18:50.170
‫آره؛ معلومه که می‌تونیم.

00:18:50.420 --> 00:18:51.540
‫چ‍ ـ چشم!

00:18:55.330 --> 00:18:59.670
‫این واقعاً... چه هنر دست باشکوهیه.

00:18:59.670 --> 00:19:02.750
‫این حتماً باید توسط مجسمه‌ساز
‫معروفی ساخته شده باشه.

00:19:02.750 --> 00:19:06.080
‫باید مطمئن بشیم که حتماً اسمش
‫احترام کافی رو کسب کنه.

00:19:06.080 --> 00:19:07.960
‫بنظرم بهتره که اینکارو نکنیم.

00:19:08.540 --> 00:19:12.290
‫اون آدمی بنظر نمیاد که
‫به این‌چیزا علاقه‌ای داشته باشه.

00:19:12.670 --> 00:19:16.040
‫تازه، نمی‌خوام چیزی
‫مزاحم زندگی آرومش بشه.

00:19:16.670 --> 00:19:18.460
‫واقعاً مایه تأسفه.

00:19:18.750 --> 00:19:22.210
‫اما فکر نمی‌کنم مشکلی
‫تو حمایتش از پشت‌پرده باشه.

00:19:22.210 --> 00:19:23.330
‫بله درسته.

00:19:23.330 --> 00:19:25.830
‫بیا به بقیه هم توی معبد بگیم؛

00:19:25.830 --> 00:19:30.960
‫بهشون بگو که باید به اون،
‫و همینطور روستای درخت بزرگ احترام بذارن.

00:19:30.960 --> 00:19:32.040
‫الساعه.

00:19:33.670 --> 00:19:35.130
‫حالتون خوبه؟

00:19:35.130 --> 00:19:36.670
‫آ ـ آره.

00:19:36.670 --> 00:19:38.710
‫فقط یهو زهره ترک شدم.

00:19:38.710 --> 00:19:41.210
‫چند وقتی می‌شه عطسه نکرده بودم.

00:19:44.250 --> 00:19:47.460
‫جد بزرگ پیانوی محشری رو برای ما فرستاد.

00:19:48.210 --> 00:19:50.420
‫من قبول نکردم که برای مجسمه چیزی بگیرم.

00:19:50.420 --> 00:19:52.750
‫پس گفت که این یه هدیه برای زایمان لوـه.

00:19:52.750 --> 00:19:54.960
‫برای آدم به این مهمی واقعاً با ملاحظه‌ست.

00:19:56.880 --> 00:19:59.170
‫یه‌مدت برای اینکه کجا بذاریمش حرف زدیم.

00:19:59.170 --> 00:20:01.080
‫خیلی‌خب.

00:20:01.540 --> 00:20:03.880
‫تصمیم شد تا توی غذاخوریِ روستا بذاریمش.

00:20:03.880 --> 00:20:05.750
‫ممنون؛ خسته نباشید.

00:20:05.750 --> 00:20:07.170
‫شما هم خسته نباشید.

00:20:07.670 --> 00:20:09.330
‫اون پیانو...

00:20:09.330 --> 00:20:12.580
‫اون همونی نیست که فقط
‫تو معبد بزرگ پیدا می‌کنی؟

00:20:12.580 --> 00:20:16.460
‫آره؛ اون یه‌جور پیانوئه که فقط
‫تو مراسم‌های بزرگ استفاده می‌شه.

00:20:16.460 --> 00:20:18.830
‫هی، هی، فکر می‌کنید می‌تونیم باهاش بزنیم؟

00:20:18.830 --> 00:20:20.920
‫درسته، اینو فقط یه‌بار-

00:20:20.920 --> 00:20:24.330
‫نه... هیچوقت نمی‌شه
‫فرصتش رو تو زندگی پیدا کرد.

00:20:25.380 --> 00:20:28.000
‫پس یعنی اگه الان بتونیم اجراش کنیم،

00:20:28.000 --> 00:20:30.750
‫تا آخر عمر می‌تونیم پزش رو بدیم، نه؟

00:20:34.830 --> 00:20:36.290
‫شما می‌تونید اول بزنید.

00:20:37.420 --> 00:20:39.170
‫منم با بعداً زدن مشکلی ندارم.

00:20:43.250 --> 00:20:46.420
‫این حتی برای اجرا کردن ما هم زیادی ترسناکه!

00:20:46.420 --> 00:20:48.500
‫دست‌های منم خیلی عرق می‌کنن!

00:20:48.500 --> 00:20:51.380
‫اگه بشکنیمش، دیگه زندگی‌مون تمومه!

00:20:52.500 --> 00:20:54.330
‫یه پیانو دیگه می‌خواید؟

00:20:54.330 --> 00:20:56.250
‫ب‍ ـ برای تمرین کردن.

00:20:56.250 --> 00:20:59.880
‫خواهشاً؛ حتی اگه قدیمی و
‫داغون هم باشه اشکال نداره.

00:20:59.880 --> 00:21:02.380
‫راستش، داغون باشه بهتره.

00:21:02.750 --> 00:21:04.540
‫با همون پیانو که داریم نمی‌شه؟

00:21:04.540 --> 00:21:06.670
‫نه، نمی‌شه!

00:21:06.670 --> 00:21:09.080
‫ها؟ گریه می‌کنید؟

00:21:09.880 --> 00:21:14.130
‫به مایکل-سان سپردیم تا
‫یه پیانو برامون فراهم کنه.

00:21:18.000 --> 00:21:20.210
‫خیلی چیزی راجب اینا نمی‌دونم،

00:21:20.210 --> 00:21:23.130
‫اما اونی که جد بزرگ داد تجملی‌تر میاد.

00:21:23.130 --> 00:21:26.540
‫حالا از اینکه چنین چیز خوبی
‫بهمون داده احساس بدی دارم.

00:21:30.960 --> 00:21:33.670
‫پیانو عالی بود؛ و همه
‫می‌خواستن استفاده‌ش کنن.

00:21:35.580 --> 00:21:37.210
‫تنها کسایی که بلد بودن

00:21:37.210 --> 00:21:39.790
‫فلورم و دخترهای قلمرو شیطانی بودن،

00:21:41.130 --> 00:21:44.670
‫اما انگار همه دارن از تمرین
‫و بهتر شدن لذت می‌برن.

00:21:44.694 --> 00:21:57.694
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:57.718 --> 00:22:10.718
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:11.580 --> 00:22:13.790
‫فقط ای کاش نصف‌شب انجامش ندن...

00:03:48.630 --> 00:03:54.380


00:03:48.630 --> 00:03:54.380
‫آزمودن طعم میسو

00:05:12.220 --> 00:05:17.710


00:05:12.220 --> 00:05:17.710
‫آفت باغ (شاید)

00:11:49.870 --> 00:11:51.720
‫دورف‌ها

00:11:49.870 --> 00:11:51.720


00:11:49.870 --> 00:11:51.720
‫دونووان

00:11:49.870 --> 00:11:51.720


00:11:49.870 --> 00:11:51.720
‫کراس

00:11:49.870 --> 00:11:51.720


00:11:49.870 --> 00:11:51.720
‫ویلکاکس

00:13:42.090 --> 00:13:47.580


00:13:42.090 --> 00:13:47.580
‫جد خون‌آشام‌ها

00:13:42.090 --> 00:13:47.580
‫وارگریف

00:23:46.000 --> 00:23:50.980
‫دفعه بعدی

00:23:46.410 --> 00:23:50.980
‫قسمت دوازدهم

00:23:46.410 --> 00:23:50.980
‫تولد

00:00:12.790 --> 00:00:20.210
‫وقتی چشماتو باز می‌کنی و
‫نور تماماً سفیدی را می‌بینی، داستان آغاز می‌شه

00:00:20.210 --> 00:00:26.920
‫به دنیای جدیدی وارد می‌شیم،
‫چه‌جور گلی رو قراره شکوفه شکوفه بدیم؟

00:00:27.120 --> 00:00:34.540
‫حتی اگه ابری باشه،
‫حتی اگه توسط یه چاله کثیف بشیم

00:00:34.540 --> 00:00:37.370
‫ما ادامه می‌دیم

00:00:37.370 --> 00:00:44.120
‫آینده تصورناپذیری
‫برای ما وجود داره، ازش مطمئنم

00:00:44.420 --> 00:00:48.000
‫به قدری باهم دیدار می‌کنیم، تا به‌هم برسیم

00:00:48.000 --> 00:00:51.290
‫اگه تو لبخند بزنی،
‫همه اطرافیانت هم لبخند می‌زنن

00:00:51.290 --> 00:00:55.330
‫بیا دونۀ کوچیکی بکاریم و پرورشش بدیم

00:00:55.330 --> 00:00:59.420
‫روزی قراره به گل بزرگی تبدیل بشه

00:00:59.420 --> 00:01:02.920
‫پیشیمونی و شکست‌ها رو به محرک تبدیل کن

00:01:02.920 --> 00:01:06.210
‫اگه سرشار از احساس خوشحالی شدی

00:01:06.210 --> 00:01:10.420
‫ما دست‌رودست هم می‌ذاریم و اشتراک می‌دیمش

00:01:10.420 --> 00:01:16.290
‫این حلقۀ گل رو در سراسر دنیا پخش می‌کنیم

00:22:30.220 --> 00:22:38.970
‫می‌تونم بادهای ملایم فصلی که به آرومی
‫روی انگشتانم حرکت می‌کنند رو احساس کنم

00:22:39.310 --> 00:22:47.890
‫بیا بر روی ابرهای شناور آسمان،
‫برای چیزی که دوست داریم کاوش کنیم

00:22:47.890 --> 00:22:52.680
‫عقربه‌های ساعت رو برای الان فراموش کن

00:22:52.680 --> 00:22:57.100
‫سعی کن تا یه نفس عمیق بکشی

00:22:57.100 --> 00:23:06.720
‫چشم‌انداز رنگین‌کمون
‫قلب من رو به طنین میندازه

00:23:08.060 --> 00:23:13.060
‫مطمئنم هر آرزویی که دارم به واقعیت می‌پیونده

00:23:13.060 --> 00:23:17.600
‫چون تو در کنار منی

00:23:17.600 --> 00:23:22.180
‫تو هر روز رو برای من مثل یه رویا می‌کنی

00:23:22.430 --> 00:23:26.970
‫توی جایی پرحرارت و بامحبت

00:23:26.970 --> 00:23:34.140
‫صورت خندونت رو تا ابد بهم نشون بده