﻿WEBVTT

00:00:17.120 --> 00:00:18.290
!آنا

00:00:21.410 --> 00:00:24.450
.فوجیمارو..! خوش برگشتی

00:00:24.450 --> 00:00:26.750
!مرلین تو هم انگاری هنوز زنده‌ای

00:00:26.750 --> 00:00:27.870
!به سلامتی

00:00:27.870 --> 00:00:30.540
.ما هم برگشتیم، آنا سان

00:00:30.540 --> 00:00:32.450
!اوه.. کلاهت

00:00:33.540 --> 00:00:34.580
!وای من

00:00:34.580 --> 00:00:36.290
.برعکس همیشه

00:00:36.290 --> 00:00:39.870
!امروز انگاری مثل یه گل نو شکفته شدی

00:00:39.870 --> 00:00:41.500
...چـ.. چیزه

00:00:41.500 --> 00:00:46.000
...حـ.. حالا هرچی، پادشاه منتظرمونه
.باید زودی بریم زیگوارت

00:00:51.790 --> 00:00:56.000
.و اینک عملیات یورش به گورگون را شروع می‌کنیم

00:00:56.024 --> 00:01:16.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:27.290 --> 00:02:28.790
،پس دوستان

00:02:28.790 --> 00:02:31.620
.وضعیت حال را به سرعت تشریح می‌کنم

00:02:31.620 --> 00:02:36.200
درحال حاضر، تمام نیروهای باقی مانده
بر دیوار شمالی اوروک جمع شده و

00:02:36.200 --> 00:02:39.580
.تا برابر حمله‌ی گورگون آمادگی داشته‌باشیم ...

00:02:39.580 --> 00:02:42.950
در همین حال، حیوانات اهریمنی هم
در جنگل سرو جمع شده‌اند

00:02:42.950 --> 00:02:45.200
.و تعدادشان ده برابر مردان ماست

00:02:45.200 --> 00:02:49.250
بلی. ردای این جنگ به خون بشریت 
.آغشته خواهد شد

00:02:49.250 --> 00:02:53.700
،برای فرار از این اتفاق
.باید نیروی خود را فقط صرف یورش به پایگاه دشمن کنیم

00:02:53.700 --> 00:02:56.660
پس منظورتون اینه که این‌بار هم باید بریم تو دل اونا؟

00:02:56.660 --> 00:02:57.830
.آری

00:02:57.830 --> 00:03:03.580
ما هم در اوروک با نیروهای خود
.نیم‌روز زمان برای شما می‌خریم

00:03:03.580 --> 00:03:09.330
در این کوتاه‌وقت شما باید پایگاه گورگون
.را فتح و پرچم پیروزی را بر دژِ خون آویز کنید

00:03:09.330 --> 00:03:13.250
.این‌طوری حداقلش اینه که شانس شکست دادن گورگون رو داریم

00:03:13.250 --> 00:03:15.950
ولی... به‌نظرت همه چی گل و بلبل پیش می‌ره؟

00:03:15.950 --> 00:03:19.410
تازشم.. چطور می‌خوای دژ خون رو نابود کنی؟

00:03:19.410 --> 00:03:23.200
.برای این کار، از تبر مردوخ استفاده خواهیم کرد

00:03:23.200 --> 00:03:28.500
آن تبر یارای نابودی دژ و باز کردن
.دری به داخل آن خواهد داشت

00:03:28.500 --> 00:03:30.080
...تبر مردوخ

00:03:30.080 --> 00:03:32.370
توسط سرونت‌هایی عجیب به نام 
 «سرویس بسته‌رسانی بلک جاگوار»

00:03:32.370 --> 00:03:34.040
از قبل به‌سمت محل مورد نظر فرستاده شده

00:03:34.040 --> 00:03:37.330
.و در حال رسیدن به دیوار شمالی ـست

00:03:37.330 --> 00:03:40.120
.ولی بازم هنوز دردسر داریم

00:03:40.120 --> 00:03:42.450
...اگه اون تبر به اون بزرگی رو ببریم اونجا

00:03:42.450 --> 00:03:45.660
حیوانات اهریمنی می‌بیننشون و
.می‌زنن دمار از روزگار اون بدبختایی که حملش می‌کنن در میارن

00:03:45.660 --> 00:03:48.080
!پس پرتابش خواهیم کرد

00:03:48.080 --> 00:03:50.000
از چه چونین رعشه به خود راه دادید؟

00:03:50.000 --> 00:03:53.950
باید یارای این کار را داشته‌باشی، ای الهه‌ی خورشید؟

00:03:53.950 --> 00:03:56.950
از دیوار شمالی تا اونجا سی کیلومتره دیگه؟

00:03:56.950 --> 00:03:59.870
.خب.. اگه فقط شوندنه که می‌تونم

00:03:59.870 --> 00:04:02.330
واقعا می‌توانید؟

00:04:02.330 --> 00:04:04.250
.ولی بازم فایده‌ای نداره

00:04:04.250 --> 00:04:06.870
.آخه اتحاد سه‌الهه هم بود

00:04:06.870 --> 00:04:11.120
...همون قانونی که طرفین اتحاد نمی‌تونن به خودشون حمله کنن

00:04:11.120 --> 00:04:15.620
.آره.. هر الهه‌ای که قسم رو بشکنه از بین می‌ره

00:04:15.620 --> 00:04:17.540
!عـــــــا.. عــــا

00:04:17.540 --> 00:04:20.120
!این مشکلو من خودم یه‌کاریش می‌کنم

00:04:20.120 --> 00:04:23.750
تو؟ یه جادوگر چی از دستش برمیاد؟

00:04:23.750 --> 00:04:29.370
نه نه.. کل کاری که از من برمیاد شناور کردن و ول کردنه
...ولی خب.. هممم

00:04:29.370 --> 00:04:31.160
همچین چیزی به‌دردتون نمی‌خوره؟

00:04:31.160 --> 00:04:35.750
من و فوجیمارو دزدکی می‌ریم تو جنگل سرو و
.از اونجا به سمت معبد می‌ریم

00:04:35.750 --> 00:04:38.450
...وقتی به معبد نزدیک شدیم، علامت می‌دیم

00:04:38.450 --> 00:04:42.200
.و تو کافیه تبر رو سمت من پرتاب کنی

00:04:42.200 --> 00:04:45.620
...برای این کار هم.. چیزه.. این پارچه‌ی آبی رو

00:04:45.620 --> 00:04:47.410
.بپیچون دور تبر

00:04:47.410 --> 00:04:50.250
.این پارچه که باشه بهش متصل می‌شم

00:04:50.250 --> 00:04:53.290
.باقیش دیگه با من

00:04:53.290 --> 00:04:55.410
.پس اوکی

00:04:55.410 --> 00:04:57.910
،اگه من به معبد چپ نیگا نکنم

00:04:57.910 --> 00:05:02.290
.قسمت اتحاد هم از بین نمی‌ره
پادشاه تو با این مشکلی نداری؟

00:05:02.290 --> 00:05:07.620
،تکیه بر مرلین کاریست فرای حماقت
.اما چاره‌ای جز پذیرفتن بر من روا نیست

00:05:07.620 --> 00:05:09.540
نظری نداری فوجیمارو؟

00:05:10.870 --> 00:05:14.700
.پس برای آخرین بار برنامه را مرور می‌کنیم

00:05:14.700 --> 00:05:17.750
...گوه فوجیمارو از راهی انحرافی از دیوار شمالی

00:05:17.750 --> 00:05:19.750
.به‌سمت جنگل سرو خواهند رفت

00:05:19.750 --> 00:05:23.410
،به محض مشهاده‌ی علامت مرلین

00:05:23.410 --> 00:05:26.620
کتزوالکواتل تبر مردوخ را به سمت او می‌پرتابد

00:05:26.620 --> 00:05:30.410
و مرلینی که تبر را کنترل می‌کند
...دروازه‌ی معبد را

00:05:30.410 --> 00:05:31.870
می‌گشاید

00:05:31.870 --> 00:05:36.790
و در ادامه بر قلعه وارد می‌شوید
.و گورگون را شکست می‌دهید

00:05:36.790 --> 00:05:40.290
.بر آن «عملیات حمله‌ی رعدآسای مردوخ» می‌نهم

00:05:40.290 --> 00:05:41.870
،بر یاد خود حک کنید

00:05:41.870 --> 00:05:44.000
!سرنوشت دیوار شمالی بر این نبرد گره خورده

00:05:49.500 --> 00:05:53.540
.خب.. انگاری وقت خداحافظی فرا رسیده، گیلگمش‌شاه

00:05:55.250 --> 00:05:59.160
با شکست دادن گورگون، جام مقدس شاه جادوگران هم
پس گرفته می‌شه و

00:05:59.160 --> 00:06:01.870
.این دوران از سقوط نجات پیدا می‌کنه

00:06:01.870 --> 00:06:04.950
.و وظیفه‌ای که روی گردن تو گذاشته شده، با این تموم می‌شه

00:06:06.160 --> 00:06:07.830
.بلی

00:06:07.830 --> 00:06:10.580
.خوب تا این دم دوام آوردی

00:06:10.580 --> 00:06:12.870
...تا پایان این سیاره

00:06:12.870 --> 00:06:16.700
.پایدار باشی، ای جادوگر گل‌ها

00:06:16.700 --> 00:06:20.580
،اگر قرار باشه افسانه‌ی تو باقی بمونه

00:06:20.580 --> 00:06:23.370
.توی آینده‌ای دور.. بازم همدیگه رو می‌بینیم

00:06:34.120 --> 00:06:38.200
.این دیگه غزل خداحافظی ما با اینجاست

00:06:38.200 --> 00:06:41.330
...هم خوش‌حالم هم ناراحت

00:06:41.330 --> 00:06:43.000
.راس می‌گی

00:06:43.000 --> 00:06:47.370
.تو باقی ماموریت‌ها انقده با بقیه‌ی آدما هم‌صحبت نشده بودیم

00:06:47.370 --> 00:06:51.580
.کلی هم کنارشون زندگی کردیم

00:06:51.580 --> 00:06:54.330
.با پایگاهمون که باید خداحافظی کنیم

00:06:54.330 --> 00:06:55.830
.آره

00:06:55.830 --> 00:06:58.500
...دلم می‌خواست این بار آخری دستی به سر و صورتش بکشم

00:06:58.500 --> 00:07:01.250
.ولی باید دیگه بریم سمت شمال

00:07:04.620 --> 00:07:06.660
...آخیش

00:07:08.250 --> 00:07:09.950
.ممنون ننه

00:07:09.950 --> 00:07:13.950
..خواهش.. خب
کاری با ما داشتید که اومدید اینجا؟

00:07:13.950 --> 00:07:17.120
...اون دختر کوچیکه ننه

00:07:17.120 --> 00:07:19.040
.اومده بودم ازش تشکر کنم ننه

00:07:19.040 --> 00:07:20.660
تشکر گفتید؟

00:07:20.660 --> 00:07:22.660
.آره ننه

00:07:22.660 --> 00:07:25.040
...نه که من از اون خیره‌سرا بودم ننه

00:07:25.040 --> 00:07:30.830
حرف بچه‌هامو گوش نکردم و
.گل فروشی رو تعطیل نکردم

00:07:30.830 --> 00:07:34.660
!آخه اون دختره هم میومد کمکم ننه

00:07:34.660 --> 00:07:39.700
چشام سو نمونده بود واسشون
.ولی نورشو می‌دیدم

00:07:39.700 --> 00:07:44.450
.اون چند روز حس می‌کردم جوون شدم

00:07:44.450 --> 00:07:49.500
.ولی بعدش مریضی امونم نداد

00:07:49.500 --> 00:07:54.450
.بچه‌هام دیگه امیدشونو ازم بریدن و ولم کردن

00:07:54.450 --> 00:07:57.000
...ولی اون دختره

00:07:58.830 --> 00:08:01.830
!هنوز عمه زنده ـست

00:08:01.830 --> 00:08:05.040
!پس تو رو خدا ولش نکنین

00:08:06.200 --> 00:08:08.330
!همینه دیگه ننــــه

00:08:08.330 --> 00:08:13.040
.یهو حس کردم هنوز وقت مرگم نرسیده

00:08:13.040 --> 00:08:18.080
.چشامو که باز کردم اون دختره پیشم بود ننه

00:08:18.080 --> 00:08:21.080
...ولی زهرم ترکید

00:08:21.080 --> 00:08:24.120
...چرا زیر لباس قایمشون کردی

00:08:24.120 --> 00:08:28.790
...تو حتما خوشگل‌ترین دختره شهری

00:08:28.790 --> 00:08:31.750
!پس صورتتو بالا بگیر

00:08:31.750 --> 00:08:36.500
.ولی بدون گل‌سر که فایده نداره

00:08:36.500 --> 00:08:39.540
...واسه همین گفتم اینو به اون دختره بدم

00:08:39.540 --> 00:08:42.290
.و بهش بگم قربونت بشم ننه

00:08:42.290 --> 00:08:43.790
...خیلی ممنون

00:08:43.790 --> 00:08:45.950
.که با آنا مهربون بودید

00:08:45.950 --> 00:08:50.160
مطئنم آنا هم از پیش شما بودن
.کلی لذت برده عمه

00:08:50.160 --> 00:08:54.950
.پس این عمر طولانیم بی‌فایده نبوده

00:08:54.950 --> 00:08:58.040
...با اینکه پیرزن یه‌پالب‌گوری هستم، ولی

00:08:58.040 --> 00:09:02.750
.شاید بازم بتونم به یکی کمک کنم، ننه

00:09:10.120 --> 00:09:11.830
!مرلین

00:09:11.830 --> 00:09:13.700
احیانا خسته نشدی؟

00:09:13.700 --> 00:09:16.700
،من جاتو می‌گیرم
چطوره دو دیقه هم استراحت کنی؟

00:09:18.540 --> 00:09:21.330
ازم می‌پرسی که دلم می‌خواد بخوابم یا نه؟

00:09:21.330 --> 00:09:25.500
.عجب.. راس می‌گیا.. هنوز جریانو بهت نگفتم

00:09:25.500 --> 00:09:27.660
جریان؟

00:09:27.660 --> 00:09:31.040
.کلا من هیچی از تو نمی‌دونم

00:09:31.040 --> 00:09:33.370
،آخه از اوناش نیستم در مورد خودم حرف بزنم

00:09:33.370 --> 00:09:36.750
...و معمولا یا طفره می‌رم و یا دروغ می‌گم، ولی

00:09:36.750 --> 00:09:40.540
.خب، بهتر از بیکار موندنه

00:09:40.540 --> 00:09:43.910
پس.. اول خودت سوال کن ببینم چی می‌پرسی؟

00:09:43.910 --> 00:09:47.000
.فقط این یه دفه درست جوابتو می‌دم

00:09:47.000 --> 00:09:48.450
...پـــــس

00:09:48.450 --> 00:09:50.790
چرا به گیلگمش‌شاه خدمت می‌کردی؟

00:09:50.790 --> 00:09:52.540
...اوه.. این

00:09:52.540 --> 00:09:58.870
هومم.. حقیقتش اینه که
.منو گیلگمش‌شاه خیلی چیزامون شبیه هم بود

00:09:58.870 --> 00:10:03.540
.نه من، نه اون.. هیشکدوم هیچ دلبستگی‌ای به انسان‌ها نداریم

00:10:03.540 --> 00:10:07.700
.اون یه قاضی ـه که سعی می‌کنه عدالت رو بین آدما محقق کنه

00:10:07.700 --> 00:10:11.910
همینه که از بشریت محافظت می‌کنه
.ولی شخصا وارد عمل نمی‌شه

00:10:11.910 --> 00:10:14.950
.ولی.. من فقط یه ناظر ام

00:10:14.950 --> 00:10:17.370
.هیچ‌وقت با کسی یار نشدم

00:10:17.370 --> 00:10:22.000
.بشریت.. آدما.. سرآخر کاری به کار هیشکدوم ندارم

00:10:22.000 --> 00:10:26.040
ولی من که از هرطرف نگاتون می‌کنم
.جز عشق به آدما چیزی ازتون نمی‌بینم

00:10:27.120 --> 00:10:30.910
.عجب موزماری هستی تو که انقده رک این‌طوری می‌گی

00:10:30.910 --> 00:10:33.450
.ولی خب.. انکار نمی‌کنم

00:10:33.450 --> 00:10:36.040
.هم من و هم اون.. عاشق آدماییم

00:10:36.040 --> 00:10:38.200
...دلبستگی به آدما ندارین ولی

00:10:38.200 --> 00:10:41.660
...عاشق آدمایین
از نظر شخص شخیص شما این تناقض نیست؟

00:10:41.660 --> 00:10:45.620
!خب.. البته یکم هم تو دیدگاه، زاویه داریم

00:10:45.620 --> 00:10:50.250
گیلگمش‌شاه پیش خودش می‌گه
.«حتما دلیلی داشته که آدما آفریده شدن»

00:10:50.250 --> 00:10:51.950
،از اون‌ور منم

00:10:51.950 --> 00:10:54.620
.دلم می‌خواد ببینم آخر داستان شما آدما چی می‌شه

00:10:54.620 --> 00:10:58.290
.فقط به‌خاطر همین الان زنده ـم

00:10:58.290 --> 00:11:02.950
!خب همینم یعنی هر دومون ناانسانیم

00:11:02.950 --> 00:11:06.080
.من از هم‌خوابی موما و انسان به‌وجود اومدم

00:11:06.080 --> 00:11:10.620
با این‌که کلی در مورد انسان تحقیق کردم
.ولی هنوزم نمی‌تونم احساساتشو درک کنم

00:11:10.620 --> 00:11:14.950
!آخه.. موما هرجا هم که بره تو خواب یکیه

00:11:19.370 --> 00:11:22.580
،ولی همچین منی هم با یه چیزایی خوش‌حال می‌شه

00:11:22.580 --> 00:11:25.660
.با هدفی که فقط واسه‌ی خودمه

00:11:25.660 --> 00:11:26.750
چیه؟

00:11:26.750 --> 00:11:31.200
!معلومه.. یه هپی اند واسه شما بشریت

00:11:31.200 --> 00:11:33.540
...آخرین آخرین بشریت رو

00:11:33.540 --> 00:11:37.330
!آخرین خوابی که انسان می‌بینه رو دلم می‌خواد ببینم

00:11:38.620 --> 00:11:42.120
...انسان موجودی احمق و پُرعیبه

00:11:42.120 --> 00:11:46.750
!ولی وقعا تاریخ ـتون زیباست

00:11:46.750 --> 00:11:49.040
...حالا هر پایانی هم که داشته باشه

00:11:49.040 --> 00:11:52.000
.ارزش باقی موندن توی این جهان رو داره

00:11:52.024 --> 00:11:58.024
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:11:58.330 --> 00:11:59.660
!عصر به‌خیر

00:12:01.120 --> 00:12:03.450
آنا خوابت نمیاد؟

00:12:03.450 --> 00:12:06.540
.خوابم نمی‌گیره.. ولی حداقلش استراحت می‌کنم

00:12:07.450 --> 00:12:10.000
فوجیمار خودت.. اشکالی نداره نمی‌خوابی؟

00:12:10.000 --> 00:12:14.080
.اوهوم.. تا صبح می‌خوام بیدار بمونم

00:12:14.080 --> 00:12:16.540
.خیلی ممنون

00:12:16.540 --> 00:12:21.330
.همین نکته ـت به‌نظرم خصوصیتیه که بهت ابهت می‌ده

00:12:21.330 --> 00:12:25.370
.تا الان هیچی ازم نپرسیدی

00:12:25.370 --> 00:12:26.580
...اینو

00:12:27.500 --> 00:12:30.870
!گفتش که خوشگل‌ترین دختر آینده‌ی شهر می‌شی

00:12:31.870 --> 00:12:33.450
...این

00:12:33.450 --> 00:12:36.250
...مال همون عمه ـهه ـست

00:12:36.250 --> 00:12:42.160
اون عمه ـهه توی اون خونه‌ی تاریک و افسرده
.از گُلای خشکیده مراقبت می‌کرد

00:12:42.160 --> 00:12:45.080
کلی قصه واسم تعریف کرد و

00:12:45.080 --> 00:12:50.000
...با اینکه چشماش دیگه نمی‌دید
.ولی عمه خیلی گرم و مهربون بود

00:12:50.870 --> 00:12:54.000
!با هم کیک خوردیم

00:12:54.000 --> 00:12:56.250
.«و بهم گفت «خوش‌مزه ـست

00:12:56.250 --> 00:13:00.120
...با این‌که دیگه زبونش مزه‌ها رو درک نمی‌کرد

00:13:00.120 --> 00:13:03.910
.آخه حتما.. واسش خوش‌مزه بوده

00:13:06.540 --> 00:13:09.700
.من از آدما متنفرم

00:13:09.700 --> 00:13:12.040
...ولی واقعا گرم اند

00:13:12.040 --> 00:13:15.120
...شهر اوروک واسه من عین رویا بود

00:13:15.120 --> 00:13:17.160
...دلم می‌خواست به آدما مهربونی کنم

00:13:17.160 --> 00:13:19.370
.دلم می‌خواست باهام مهربون باشن

00:13:19.370 --> 00:13:24.660
«...دلم می‌خواست این‌‌طوری بشه.. اگه این‌طوری می‌شد چه خوب بود»
...اون گذشته‌ی من

00:13:25.660 --> 00:13:31.000
...احتمالا دیگه حقیقت منو متوجه شده باشی فوجیمارو

00:13:31.000 --> 00:13:32.450
.آره

00:13:32.450 --> 00:13:39.160
این رویایی بود که منِ بزرگ شده.. منِ رشد کرده
.دیگه یادش نمی‌اومد

00:13:40.330 --> 00:13:43.620
.واقعا.. نمی‌تونم اینو قبول کنم

00:13:43.620 --> 00:13:50.450
آخه نوه‌های اون عمه.. توی این دیوار شمالی به‌دست
.حیوانات اهریمنی کشته شدن

00:13:53.200 --> 00:13:57.330
.موقع طلوع عازم می‌شیم و گورگون رو شکست می‌دیم

00:13:57.330 --> 00:14:00.370
!به همین خاطر.. من اینجام

00:14:00.370 --> 00:14:04.790
.ولی توی این سفر یکم دلیلم عوض شد

00:14:04.790 --> 00:14:08.660
...من تا قبل این به‌خاطر خودم می‌جنگیدم

00:14:08.660 --> 00:14:10.790
...ولی الان

00:14:10.790 --> 00:14:14.620
!برای مردم اوروک.. می‌جنگم

00:14:17.580 --> 00:14:22.370
...پس ای آدمی‌زاد.. با خیال راحت از من استفاده کن

00:14:22.370 --> 00:14:26.500
...هدف من.. داستان بلند شماست

00:14:26.500 --> 00:14:29.450
،برای کامل شدن همون تک پیروزی شما

00:14:29.450 --> 00:14:33.330
.از تمام وجودم مایه می‌ذارم

00:14:38.660 --> 00:14:39.950
!موج بعدی حمله رسید

00:14:39.950 --> 00:14:41.370
!موج سوم، آماده باش

00:14:41.370 --> 00:14:44.410
!وقت استفاده از آموزه‌های لئونیداس‌شاه ـه

00:14:53.790 --> 00:14:59.290
می‌گم.. نکنه.. تیم انحرافی کارش سخت‌تره؟

00:15:00.200 --> 00:15:02.700
...آب خوردنم از اینا آسون‌تره

00:15:02.700 --> 00:15:04.790
!ولی مثی‌که بزرگتر ـشون اومد

00:15:07.910 --> 00:15:11.790
.که بودن تو سوالی بزرگ برایم شده بود
.حدس نمی‌زدم تو باشی، کتزوالکواتل

00:15:11.790 --> 00:15:13.910
...اگر تو این‌جا باشی

00:15:13.910 --> 00:15:17.450
...پس بدین معناست که به اتحاد سه‌الهه خیانت کرده‌ای

00:15:17.450 --> 00:15:19.290
.مایه‌ی بسی تاسف است

00:15:22.370 --> 00:15:24.410
!کینگو

00:15:37.750 --> 00:15:39.080
جعلی؟

00:16:13.410 --> 00:16:17.120
.با این گمونم دیگه حیوانات اهریمنی باقی‌مونده تموم شدن

00:16:17.120 --> 00:16:22.040
!مرلین
.صد متر از شما جلوتر نشونه‌های موجودیتِ الهی بزرگی رو می‌بینم

00:16:22.040 --> 00:16:23.660
!دژ خون ـه

00:16:23.660 --> 00:16:26.080
.اون‌جا رو به کتزوالکواتل نشون بده

00:16:26.080 --> 00:16:28.950
!باشه عجقم
.راسته‌ی کار خودمه

00:16:28.950 --> 00:16:31.500
!آبراکادابرا

00:16:36.080 --> 00:16:38.790
!بازی تموم شد کینگو

00:16:46.750 --> 00:16:49.450
چـ.. تبر مردوخ؟

00:17:16.040 --> 00:17:18.950
چنین چیز بزرگی را می‌خواهی به کدامین زخمت بزنی؟

00:17:21.120 --> 00:17:22.540
!اومد اومد

00:17:22.540 --> 00:17:24.160
!اینجام اینجام

00:17:25.700 --> 00:17:26.950
!مرلین؟

00:17:26.950 --> 00:17:29.080
!مرلین -
!اوهو! دستم خودش رفت -

00:17:29.080 --> 00:17:30.450
!آهای

00:17:37.620 --> 00:17:40.540
!از اولش کاری با تو نداشتم

00:17:40.540 --> 00:17:43.040
!اون همه چرخیدم تا تبر رو رد کنم

00:17:43.040 --> 00:17:45.500
...ژوووووون

00:17:46.830 --> 00:17:49.580
!الهیت گورگون در حال سقوط است

00:17:49.580 --> 00:17:51.870
آن ضربه قلعه را نابود ساخت؟

00:17:51.870 --> 00:17:53.120
!لعنت

00:17:53.120 --> 00:17:56.160
.آن الهه‌ی کوچک اینجا نیست

00:17:56.160 --> 00:17:58.790
.انگار سرت هنوز ردای ماند بر بدن بر تن دارد

00:17:58.790 --> 00:18:02.250
.کشتن تو باشد برای بعد از یاری رساندن به گورگون

00:18:03.250 --> 00:18:08.000
!اووووه! نصف خداییت کوکولون پرید

00:18:08.000 --> 00:18:10.160
...با اینکه قسم الهه‌ای رو شکوندی

00:18:10.160 --> 00:18:13.790
!چون با دست خودت نبود... تا همین‌قدر احتمالا پیش نره

00:18:13.790 --> 00:18:16.580
!دستت درد نکنه مرلین

00:18:16.580 --> 00:18:18.500
...ولی جا خورم

00:18:18.500 --> 00:18:22.750
...کینگو... در حد خودش از اون زنیکه

00:18:29.290 --> 00:18:30.910
...این

00:18:37.540 --> 00:18:39.160
...بهتره نگاه نکنی

00:18:39.160 --> 00:18:41.500
.چیزی نیست که آدم ازش خوشش بیاد

00:18:41.500 --> 00:18:43.040
...لطفا وایسیا.. اینا

00:18:43.040 --> 00:18:44.870
...مش

00:18:44.870 --> 00:18:47.330
!ولی زنده ان

00:18:47.330 --> 00:18:49.500
--با اینکه عوض شدن، ولی هنوز

00:18:49.500 --> 00:18:50.700
!مش

00:18:51.580 --> 00:18:52.870
!بریم

00:18:56.120 --> 00:18:58.120
.باید گورگون رو بکشیم

00:18:58.120 --> 00:19:03.200
،به‌خاطر انتقام گرفتن از انسان
...تبدیل کردنشون به یه موجود غیر از انسان

00:19:03.200 --> 00:19:04.950
!دو سر باخت که می‌گن اینه

00:19:04.950 --> 00:19:06.950
!من می‌برمتون

00:19:06.950 --> 00:19:08.620
!شرمنده مش

00:19:08.620 --> 00:19:13.950
.ولی ما برای شکست دادن گورگون به قدرت تو احتیاج داریم

00:19:22.080 --> 00:19:25.330
!این تَه دژ خون ـه

00:19:25.330 --> 00:19:28.750
!کجایی گورگون؟ خودتو نشون بده

00:19:49.790 --> 00:19:51.870
...سوال چه بودن شما ذهن مارا به خود مشغول کرده بود

00:19:51.870 --> 00:19:55.870
!پس همان حشره‌های موذی کم‌جان هستید

00:19:55.870 --> 00:19:57.500
تو همچین کاری رو... ؟

00:19:57.500 --> 00:20:00.750
چرا؟ مگه نگفتی انتقامت رو از آدمیزاد می‌گیری؟

00:20:00.750 --> 00:20:04.000
ولی آخه با این کار به اون هدفت می‌رسی؟

00:20:04.000 --> 00:20:10.540
!صد البته خواهم رسید
.چرا که ما انسان‌ها را نابود خواهیم کرد

00:20:11.250 --> 00:20:15.580
اوروک را نابود می‌کنم و 
...انسان‌ها را خُرد خواهم ساخت

00:20:15.580 --> 00:20:18.080
.و با دستان خود خواهمْشان کشت

00:20:18.080 --> 00:20:21.410
.انتقام همان چیزی است که مایه‌ی حرکت ما شده

00:20:21.410 --> 00:20:25.500
...پس نابود خواهم کرد.. همه را

00:20:25.500 --> 00:20:30.910
.انگار دخترک ـمان از پلیدی دنیا بی‌خبر است

00:20:30.910 --> 00:20:32.540
...آ.. آخه

00:20:32.540 --> 00:20:34.500
...فوجیمارو ریتسوکا

00:20:34.500 --> 00:20:39.160
.تو باید یارای درک این منطق را داشته باشی

00:20:39.160 --> 00:20:41.450
...اگر هدف مرا بپذیری

00:20:41.450 --> 00:20:44.540
!تو را به‌عنوان مستر خود رستگار خواهم کرد

00:20:44.540 --> 00:20:49.200
چرا که دلیلی هم بر جنگیدن 
.برای انسان‌های این دوره نیست

00:20:50.410 --> 00:20:52.080
...گورگون

00:20:52.080 --> 00:20:55.290
...درسته که تو هدفت خلق کردن انسانه

00:20:55.290 --> 00:20:56.370
...ولی

00:20:56.370 --> 00:20:58.450
!من تو رو قبول نمی‌کنم

00:20:59.450 --> 00:21:02.410
!حرفات چیزی به‌عنوان منطق ندارن

00:21:02.410 --> 00:21:05.910
!این شکلت هم بازتابی از قلب ـته

00:21:05.910 --> 00:21:10.790
خب.. تو فقط متقلبی هستی که جام مقدس
.بهت قدرت الهه بودن داده

00:21:10.790 --> 00:21:11.870
...تازشم

00:21:11.870 --> 00:21:15.830
مادر برای ساختن موجود جدید
...به باقی موجودات احتیاجی نداره

00:21:15.830 --> 00:21:18.290
...که تازه بعدش بیاد باهاشون از طرف مقابلش انتقام بگیره

00:21:18.290 --> 00:21:21.290
.خدایی که همچین کار بی‌فایده‌ای بخواد انجام بده، وجود نداره

00:21:22.450 --> 00:21:24.000
...گورگون

00:21:24.000 --> 00:21:29.870
.تو فقط هیولایی هستی که حتی چشم دیدن خودتم از دست دادی

00:21:29.870 --> 00:21:31.410
...تو

00:21:31.410 --> 00:21:33.290
چیست این سرما؟

00:21:33.290 --> 00:21:35.370
...روانمان را در هم می‌فشارد

00:21:35.370 --> 00:21:37.910
چه شده‌است کینگو؟

00:21:37.910 --> 00:21:43.500
!این هیولای رقت‌انگیز را از این معبد بیرون بیانداز

00:21:43.500 --> 00:21:46.580
!پس واقعا نمی‌تونی منو ببینی

00:21:46.580 --> 00:21:49.370
...اگه می‌تونستی ذره‌ای منو ببینی

00:21:49.370 --> 00:21:54.040
.یکم احتمال وجود داشت که نجاتت بدیم

00:21:54.040 --> 00:21:56.330
مطمئنی.. آنا؟

00:21:56.330 --> 00:21:57.830
.آره

00:21:57.830 --> 00:22:04.410
،من تا الان همیشه به خودم می‌گفتم
.من نباید زنده بمونم

00:22:04.410 --> 00:22:09.450
،نباید اینجا باشم
.نباید بخندم

00:22:09.450 --> 00:22:13.000
!ولی واقعا دلم می‌خواست زنده بمونم

00:22:13.000 --> 00:22:14.870
دلم می‌خواست اینجا باشم و

00:22:14.870 --> 00:22:16.620
.می‌خواستم بخندم

00:22:17.580 --> 00:22:22.500
!نتیجه ـش شد اون زن.. من

00:22:22.500 --> 00:22:27.910
.و اینکه.. ممنون بابت اینکه متوجه شدی.. فوجیمارو

00:22:27.910 --> 00:22:29.250
.عجب

00:22:29.250 --> 00:22:32.000
پس دیگه آماده‌ای آنا؟

00:22:32.000 --> 00:22:36.120
.این‌طوری الهیتی که تا الان قایم کرده بودی رو آزاد می‌کنی

00:22:36.120 --> 00:22:39.540
.آره.. اجازه رو صادر می‌کنم.. مرلین

00:22:41.790 --> 00:22:44.330
منی که سوار این نیشخند تو شدم رو

00:22:44.330 --> 00:22:46.700
!وقتشه جوابمو بگیرم

00:22:46.700 --> 00:22:49.660
...فوجیمارو.. مش

00:22:49.660 --> 00:22:52.540
!قدرتتون رو به من قرض بدین

00:22:58.040 --> 00:23:00.830
...چشم‌افزار اون زن

00:22:59.000 --> 00:23:04.000
.چشم‌افزار: همون چیزی که تا الان با عنوان «چشم عرفانی» ترجمه شده بود

00:23:00.830 --> 00:23:04.000
!همون چشم‌افزار منه

00:23:04.000 --> 00:23:07.870 line:20%
نبرد سرنوشت‌ساز

00:23:07.894 --> 00:23:19.894
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:19.918 --> 00:23:31.918
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.