﻿WEBVTT

00:00:05.880 --> 00:00:07.220
.من نميزارم زحماتش به باد بره

00:00:07.700 --> 00:00:09.180
، حالا که آرچرو از دست دادم

00:00:09.180 --> 00:00:10.690
.ما بايد همين حالا برسکرو شکست بديم

00:00:20.200 --> 00:00:22.180
!نه، هشت، هفت

00:00:30.510 --> 00:00:31.550
!برسکر

00:00:31.550 --> 00:00:33.030
!لهش کن

00:00:33.320 --> 00:02:00.380
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:22.860 --> 00:02:23.480
!سيبر

00:02:23.710 --> 00:02:24.780
!برسکر

00:02:24.780 --> 00:02:25.980
!زود باش بکشش

00:02:30.030 --> 00:02:30.660
!سيبر

00:02:46.180 --> 00:02:47.720
!عوضي

00:02:48.660 --> 00:02:50.870
!بزار اون بره

00:02:51.230 --> 00:02:51.910
!شيرو

00:03:00.640 --> 00:03:01.290
!شيرو

00:03:05.010 --> 00:03:06.540
احمق بازي در نيار...کافيه

00:03:06.540 --> 00:03:07.860
!خواهش مي کنم عقب بکش استاد

00:03:08.160 --> 00:03:09.190
...بزار بره

00:03:21.360 --> 00:03:22.330
!تو نمي توني

00:03:30.480 --> 00:03:32.260
تو نمي توني، از اون استفاده نکن سيبر

00:03:38.540 --> 00:03:40.680
...چرا

00:03:41.990 --> 00:03:45.500
مگه اين تنها وسيله اي نيست که ما داريم؟

00:03:46.750 --> 00:03:49.300
وقتي اون اينطوري ضعيف ميشه
فقط شمشيرو بکش

00:03:50.020 --> 00:03:52.570
تو الان قدرتي نداري که از اون شمشير استفاده کني

00:03:53.270 --> 00:03:54.390
.پس فقط همونجا صبر کن

00:03:55.620 --> 00:03:57.410
،اگه نمي توني حريفت رو
تو واقعيت شکست بدي

00:03:57.410 --> 00:03:59.920
چيزي رو تصور کن که بهت اجازه ميده
تو تصوراتت شکستش بدي

00:04:03.620 --> 00:04:04.830
.من به خاطر تو يکي ميسازم

00:04:06.790 --> 00:04:09.970
.چون اين تنها کاريه که مي توني بکني

00:04:22.420 --> 00:04:25.400
...من يه شمشير مي سازم

00:04:27.280 --> 00:04:28.590
!که بتوني ازش استفاده کني...

00:04:42.820 --> 00:04:43.750
...اون شمشير

00:04:44.650 --> 00:04:45.330
...مال...

00:05:08.130 --> 00:05:09.250
...فقط يه بار ديگه

00:05:09.630 --> 00:05:12.000
...يه شمشير که نبايد تيکه تيکه بشه

00:05:12.000 --> 00:05:14.110
يه نقص تو تصورات من بود...

00:05:14.600 --> 00:05:16.400
!شروع ميشه...ترسيم

00:05:22.790 --> 00:05:25.080
چيزي  که من بايد باهاش رو به رو بشم خودمه

00:05:25.820 --> 00:05:28.120
من نميتونم بي نظمي رو اصلاً تحمل کنم

00:05:30.100 --> 00:05:30.720
!شيرو

00:05:33.560 --> 00:05:35.910
من بايد چارچوبي که پايه رو شکل ميده تصور کنم

00:05:36.290 --> 00:05:38.680
من بايد مواد اين ترکيب رو دوبرابر کنم

00:05:39.030 --> 00:05:41.340
تمام عمرم داشتم اين مواد رو با هم ترکيب ميکردم

00:05:41.640 --> 00:05:43.950
من بايد خودمو براي بهتر بودن تو همه ي کارها فدا کنم

00:05:48.390 --> 00:05:51.220
بزار همه ي خطاهاي حسيم رو
در هم بپيچم و شمشيرمو همينجا شکل بدم

00:06:04.110 --> 00:06:04.740
!شيرو

00:06:06.130 --> 00:06:08.250
امکان نداره بتوني برسکرو شکست بدي

00:06:11.140 --> 00:06:14.030
گفتم که، شمشيري خلق مي کنم
که برسکرو شکست بده

00:06:14.650 --> 00:06:17.150
ولي من نمي تونم حتي از اين شمشير استفاده کنم

00:06:28.420 --> 00:06:29.650
.شيرو، شمشير

00:07:38.170 --> 00:07:42.220
اين...شمشير توئه، سيبر؟

00:07:43.420 --> 00:07:44.730
...اين کاليبرنه

00:07:45.380 --> 00:07:47.560
شمشير توي سنگ که پادشاه رو انتخاب مي کنه

00:07:47.560 --> 00:07:49.560
شمشيري که تاابد از دستش داده بودم

00:07:50.220 --> 00:07:54.680
هرچند، اين هيچي بيشتر از يه خطاي حسي
که اون آدم خلق کرده نيست

00:07:55.520 --> 00:07:57.890
يه شمشيري که هرگز دوباره به وجود نخواهد اومد

00:07:58.860 --> 00:07:59.810
...ولي

00:08:01.120 --> 00:08:03.470
از اون خطاي حسي نميشه چشم پوشي کرد

00:08:04.060 --> 00:08:06.240
...کي فکرشو مي کرد که يه ضربه

00:08:06.650 --> 00:08:10.080
...بتونه بدن منو هفت بار شکست بده...

00:08:23.930 --> 00:08:24.630
...شيرو

00:08:25.080 --> 00:08:26.730
.نه، من خوبم

00:08:30.140 --> 00:08:30.800
...امکان نداره

00:08:32.160 --> 00:08:33.280
...برسکر

00:08:33.890 --> 00:08:35.440
تو مُردي؟

00:08:38.570 --> 00:08:39.550
!نه، سيبر

00:08:40.320 --> 00:08:42.190
.به ايليا کاري نداشته باش

00:08:42.500 --> 00:08:45.230
...حالا که برسکر رفته، ايليا

00:09:06.930 --> 00:09:08.820
...بيدار شدي، شيرو

00:09:13.710 --> 00:09:16.090
حالت چطوره؟

00:09:16.630 --> 00:09:18.010
چي شده، سيبر؟

00:09:18.290 --> 00:09:20.230
تو روز روشن اين قيافه ي جدي رو به خودت گرفتي

00:09:20.590 --> 00:09:21.220
.نه

00:09:22.190 --> 00:09:24.480
.من فقط يه خواب ديدم

00:09:24.890 --> 00:09:25.550
يه خواب؟

00:09:28.290 --> 00:09:30.140
...چقد سر و صدا مي کنيد

00:09:39.300 --> 00:09:40.480
اين کاسه ها رو ببرم؟

00:09:40.770 --> 00:09:42.100
.آره، شرمنده تو زحمت افتادي

00:09:55.060 --> 00:09:56.100
...صبح بخير

00:09:59.690 --> 00:10:02.400
شرمنده، ميزاري  يه کم شير بخورم، شيرو

00:10:02.800 --> 00:10:03.640
.صبح بخير

00:10:04.170 --> 00:10:06.740
...پسر...سرم داره مي ترکه

00:10:07.420 --> 00:10:10.330
ها، اين ديگه چيه؟
اين چيزاي قروقاطي چيه پختين؟

00:10:10.820 --> 00:10:12.910
.استيک همبرگره

00:10:14.760 --> 00:10:16.300
امروز تنبل به نظر مياي، رين

00:10:17.700 --> 00:10:21.200
برسکر مرده، البته که خسته شدم

00:10:21.400 --> 00:10:25.900
تمام خدمتکاراي باقيمونده مي تونن
به راحتي از تو شکست بخورن، سيبر

00:10:26.290 --> 00:10:29.010
.هيچي تو جنگ از پيش تعيين شده نيست

00:10:29.250 --> 00:10:30.730
اوه، انقدر خجالتي نباش

00:10:31.190 --> 00:10:36.680
تمام اين ها براي کينگ آرتوره،همي اين قهرمانان براي اون ميجنگن

00:10:36.950 --> 00:10:37.730
!توساکا

00:10:38.570 --> 00:10:41.940
تو قبلا...هويت سيبرو...ميدونستي؟

00:10:42.560 --> 00:10:43.590
...سربسته

00:10:44.050 --> 00:10:45.950
.من تازه ديروز مطمئن شدم

00:10:48.430 --> 00:10:52.500
فقط يه نفره که مي تونه به خوبي
اين شمشير مقدس بزرگ رو به کار ببره

00:11:01.020 --> 00:11:01.790
...شيرو

00:11:02.040 --> 00:11:03.920
حالا نقشه ت چيه؟

00:11:04.190 --> 00:11:06.680
ها؟ نقشه واسه چي؟

00:11:07.030 --> 00:11:09.760
واسه اون بچه ي لوسي که تو اتاق بغلي خوابيده؟

00:11:10.060 --> 00:11:13.770
خيلي صريح بگو تو اتاق شيرو خوابيده ديگه

00:11:13.770 --> 00:11:16.150
...هاه؟ ام

00:11:16.610 --> 00:11:19.220
...نه، من...ام

00:11:19.220 --> 00:11:20.770
.شيرو منم بايد اينو بگم

00:11:21.550 --> 00:11:24.860
تو يه چيزيت شده که مي خواي از ايلياسويل مراقبت کني

00:11:25.310 --> 00:11:27.490
من نمي تونم بزارم اون همينطوري بره

00:11:27.490 --> 00:11:29.030
.ايليا هنوز يه بچه س

00:11:29.580 --> 00:11:32.840
بعد از اون جهنمي که واسمون درست کرد
تو هنوزم اين حرفا رو ميزني؟

00:11:32.840 --> 00:11:35.120
اگه يه نفر باشه که درست و غلط رو بهش ياد بده

00:11:35.120 --> 00:11:37.280
.ايليا ديگه از اين کارا نمي کنه

00:11:37.770 --> 00:11:38.550
...به علاوه

00:11:39.240 --> 00:11:42.210
من تو اين نبرد واسه کشتن استادا نمي جنگم

00:11:42.800 --> 00:11:45.790
.من براي تموم شدن اين نبرد مي جنگم

00:11:46.170 --> 00:11:50.620
پس تو داري ميگي، تمام کارايي
که اون کرده رو بخشيدي؟

00:11:55.030 --> 00:11:57.540
من خيال ندارم به خاطر کاري که با آرچر کرد ببخشمش

00:11:59.640 --> 00:12:04.270
چي؟ به هرحال خدمتکارا آخرسر همشون ناپديد ميشن

00:12:04.840 --> 00:12:08.810
تو به خاطر داشتن افکاري مثل اين
به عنوان يه استاد شکست خوردي

00:12:08.810 --> 00:12:10.030
!چي زر زدي؟

00:12:14.040 --> 00:12:16.610
من از شما قدرشناسي مي کنم
استادِ سيبر

00:12:17.200 --> 00:12:21.180
از ته ِ قلبم ازت ممنونم که
از من مراقبت کردي، از دشمنت

00:12:27.410 --> 00:12:28.550
!نه

00:12:28.830 --> 00:12:30.520
.واو، بوش که محشره

00:12:30.520 --> 00:12:32.140
اين واسه منه؟

00:12:32.350 --> 00:12:33.510
من خيلي خوشحالم

00:12:33.960 --> 00:12:36.260
!بکش عقب، آدم گستاخ

00:12:36.490 --> 00:12:38.770
تو چقدر ضدِحالي که موقع ناهار اين چيزا رو ميگي

00:12:39.270 --> 00:12:41.160
.تو واقعا اخلاق گَندي داري

00:12:42.030 --> 00:12:42.890
!شيرو

00:12:43.270 --> 00:12:47.320
تو نمي فهمي که درست کردن يه پناهگاه
واسه ايلياسويل هيچ فايده اي نداره
جز اينکه مانع کارمون ميشه؟

00:12:47.760 --> 00:12:49.450
.اون واسه ما خطري نداره

00:12:50.040 --> 00:12:52.450
.ايليا ديگه يه استاد نيست

00:12:53.000 --> 00:12:54.250
.گوش کن شيرو

00:12:54.660 --> 00:12:56.950
.اون هنوزم يه استاده

00:12:57.530 --> 00:12:59.050
،حتي اگه خدمتکارشو از دست داده باشه

00:12:59.050 --> 00:13:01.950
دارم بهت ميگم تا وقتي که اون
جادوي فرمانش رو داره، هنوزم يه استاده

00:13:02.970 --> 00:13:04.700
.واسه خدمتکارا هم همينطوره

00:13:05.060 --> 00:13:08.350
حتي اگه اونا استادشون رو از دست بدن
قبل از اينکه ناپديد بشن يه مقدار زمان دارن

00:13:08.650 --> 00:13:11.780
اگه يه خدمتکار آواره با اون پيمان ببنده

00:13:13.280 --> 00:13:17.640
من با هيچ خدمتکار ديگه اي شريک نميشم

00:13:21.640 --> 00:13:26.200
.خدمتکار ايليا هميشه برسکره

00:13:39.330 --> 00:13:43.620
اه، ولي اگه شيرو ببازه
من سيبرو مال خودم مي کنم

00:13:44.060 --> 00:13:48.100
من دلم نمي خواد خدمتکار تو بشم

00:13:49.080 --> 00:13:52.980
.اوه، اينم خوبه

00:13:53.190 --> 00:13:57.900
فرقي نمي کنه من ببرم يا سيبر
، محافظت شيرو رو داشته باشه
همش عاقبت يکيه

00:14:01.880 --> 00:14:02.970
.واسه من اينطور نيست

00:14:03.270 --> 00:14:05.360
رين، تو هم يه چيزي به شيرو بگو

00:14:05.360 --> 00:14:08.080
اه، شرمنده، حواسم نبود

00:14:08.080 --> 00:14:09.400
يه بار ديگه بگو چي گفتي سيبر؟

00:14:09.400 --> 00:14:13.650
ما مخالف پناه دادن ايلياسويل اينجا هستيم

00:14:13.650 --> 00:14:14.970
مشکلي نيست، مگه نه؟

00:14:16.380 --> 00:14:17.910
...توساکا، تو

00:14:17.910 --> 00:14:19.290
!ايول

00:14:19.550 --> 00:14:20.410
!خيلي خوشحالم

00:14:20.750 --> 00:14:22.720
!من اين حرکاتو تحمل نمي کنم

00:14:22.780 --> 00:14:24.230
...اه، ايليا

00:14:24.230 --> 00:14:26.160
.يالا، صبحانه تو بخور

00:14:26.670 --> 00:14:31.100
تصميم شيرو ممکنه حرکت درستي باشه

00:14:46.970 --> 00:14:47.750
...او

00:14:51.490 --> 00:14:53.440
اين واقعا آموزشه؟

00:14:53.710 --> 00:14:54.460
هاه؟

00:14:55.540 --> 00:14:58.260
يا سيبر داره خودداري مي کنه

00:14:58.260 --> 00:15:00.600
يا اينکه با فکر اجازه ميدي تو فرار کني

00:15:00.600 --> 00:15:02.660
.به نظر مياد باهات جدي نيست

00:15:02.660 --> 00:15:04.160
!اين درست نيست

00:15:04.530 --> 00:15:09.090
ولي راست ميگه ها، تو انگار
يه مقدار بيشتر از هميشه آروم به نظر ميرسي

00:15:09.990 --> 00:15:15.670
عملکرد من مهم نيست، مهم اينه که جنگ رو رودر رو شروع کنيم

00:15:16.050 --> 00:15:18.170
رو در رو؟

00:15:18.500 --> 00:15:21.640
ولي اگه اين کارو بکنيم
بسته به اينکه جنگ چطور گسترش پيدا کنه

00:15:22.990 --> 00:15:25.180
بدنمون ممکنه به هم بخوره...

00:15:25.470 --> 00:15:27.220
.خب ما داريم مي جنگيم

00:15:27.510 --> 00:15:28.430
.اين مشخصه

00:15:32.720 --> 00:15:33.830
.ديگه ظهر شده

00:15:38.810 --> 00:15:40.640
!اوم، اوم

00:15:40.640 --> 00:15:42.770
آشپزي شيرو خوبه، هاه؟

00:15:46.410 --> 00:15:47.120
.وايسا

00:15:47.720 --> 00:15:48.510
چيه؟

00:15:48.510 --> 00:15:49.530
سيبر؟

00:15:55.260 --> 00:15:56.520
اين واسه چي بود؟

00:15:57.050 --> 00:15:59.720
فکر کردم تو دوسم نداري، سيبر

00:16:00.170 --> 00:16:01.800
ما با تو هيچ دشمني اي ندارم

00:16:02.620 --> 00:16:04.660
.تو الان مهمون شيرو هستي

00:16:05.210 --> 00:16:09.480
بنابراين، منم بايد اقلا
يه مقدار تواضع از خودم نشون بدم

00:16:21.380 --> 00:16:23.400
از بس کار کردم عرق کردم

00:16:27.350 --> 00:16:29.200
!شرمنده، اشتباه من بود

00:16:29.460 --> 00:16:31.350
نميدونستم اينجايي

00:16:31.990 --> 00:16:33.300
...من شرمنده ام

00:16:33.800 --> 00:16:37.330
خواهش مي کنم تو اين ساعت از حموم استفاده نکن

00:16:38.360 --> 00:16:40.790
اين براي تو طبيعيه که بدنت رو بشوري

00:16:41.640 --> 00:16:44.210
.من نمي تونم کاراي استادم رو محدود کنم

00:16:44.500 --> 00:16:51.760
...ولي...بدن من
...مثل رين نيست...مثل دخترا

00:16:52.550 --> 00:16:53.570
...سيبر

00:16:54.270 --> 00:16:56.780
من کشته مرده ي اين نيستم که بدنمو ببيني، شيرو

00:16:57.140 --> 00:17:01.360
يه بدن عضله اي مثل اين
واسه مردا جذاب نيست، نه؟

00:17:01.360 --> 00:17:02.610
...احمق، اينطور نيست

00:17:07.170 --> 00:17:10.200
چطور ميتونه اينطوري باشه
به هر حال، باي

00:17:15.250 --> 00:17:17.120
به نظر نميرسه طوريت شده باشه

00:17:17.740 --> 00:17:18.950
.باورم نميشه

00:17:19.640 --> 00:17:22.060
...بعد از انجام دادن اون جادوي ترسيم

00:17:22.650 --> 00:17:23.550
ترسيم؟

00:17:23.920 --> 00:17:24.570
.آره

00:17:25.040 --> 00:17:26.880
براي مثال، احضار يک قطعه يا يک شمشير خاص

00:17:26.880 --> 00:17:31.170
ميشه با قدرت دروني مانا، به راحتي اين تصورات رو تکثير کرد

00:17:31.730 --> 00:17:34.820
ولي تصورات مردم هميشه پر از نقصه، نه؟

00:17:35.600 --> 00:17:38.050
اما ميشه گفت اين غير ممکن نيست براي يک جادوي اصيل

00:17:38.050 --> 00:17:39.650
.پس اين يه جادوي ناقصه

00:17:41.780 --> 00:17:44.150
.آره، زودي غيبش زد

00:17:44.150 --> 00:17:47.440
براي تعقيبش به ماناي خيلي زيادي نياز داريم

00:17:47.840 --> 00:17:51.520
براي اين کار بايد از تمام ماناي شمشير سايبر استفاده کرد

00:17:51.930 --> 00:17:54.570
اگه يه بار ديگه انجامش بدي
مثل اينه که مرتکب خودکشي بشي

00:17:54.880 --> 00:17:59.060
اوه، آره، تو ميدونستي
اکسکاليبر مثل چي مي مونه؟

00:17:59.380 --> 00:18:03.040
اکسکاليبر...اسمش که
با پادشاه آرتور جور در مياد، نه؟

00:18:03.650 --> 00:18:05.140
شمشير معروفي که مي تونه هر چيزي رو بِبُره

00:18:05.570 --> 00:18:07.670
.و تيغه ش هيچ وقت نمي شکنه...

00:18:08.700 --> 00:18:09.620
...ميدونستم

00:18:10.920 --> 00:18:12.850
خيلي بيشتر از چيزيه که فکر مي کردم

00:18:12.850 --> 00:18:15.380
...گوش کن، مهم ترين بخش

00:18:15.710 --> 00:18:17.520
.شمشير نيست، غلافشه...

00:18:17.770 --> 00:18:18.570
غَلاف؟

00:18:18.890 --> 00:18:19.540
.آره

00:18:19.830 --> 00:18:21.720
، تاو قتي که اون غلاف رو داره

00:18:22.030 --> 00:18:24.070
پادشاه آرتور يه قطره هم از خونش ريخته نميشه

00:18:24.460 --> 00:18:26.110
.به عبارت ديگه، اون شکست ناپذير بوده

00:18:26.780 --> 00:18:27.620
..اوم

00:18:27.950 --> 00:18:30.160
پس چرا پادشاه آرتور مُرد؟

00:18:31.210 --> 00:18:32.400
...اوه، آره

00:18:32.850 --> 00:18:35.970
طبق افسانه ها، غلاف اکسکاليبر درزديده شد

00:18:36.340 --> 00:18:37.640
چي داري ميگي؟

00:18:37.780 --> 00:18:39.300
واسه چي نگران اون هستي؟

00:18:39.300 --> 00:18:40.330
!خفه شو

00:18:40.880 --> 00:18:43.540
من فقط فکر کردم اگه اينطور باشه
اون شکست ناپذير ميشه

00:18:43.740 --> 00:18:46.360
خب منم بعضي وقتا اشتباه مي کنم

00:18:46.520 --> 00:18:47.380
فقط بعضي وقتا؟

00:18:48.860 --> 00:18:50.410
...اه...نه

00:18:54.650 --> 00:18:57.010
توساکا به من گفت که دوباره
...ازش استفاده نکن، ولي

00:19:01.590 --> 00:19:03.220
!شروعِ...ترسيم

00:19:12.070 --> 00:19:13.490
...پس تو اينجا بودي

00:19:14.900 --> 00:19:15.630
.آره

00:19:16.420 --> 00:19:19.360
من نمي تونستم بخوابم واسه همينم
سعي کردم ذهنمو تمرين بدم

00:19:20.030 --> 00:19:22.110
اين تمرين رو هر روز انجام ميدي؟

00:19:22.380 --> 00:19:23.890
.تا جايي که بتونم، آره

00:19:24.830 --> 00:19:26.840
اين يه تمرين روزانه س که پدرم
گفته بود انجامش بدم

00:19:30.810 --> 00:19:34.960
اوه آره... تو گفتي که
صبح يه خوابي ديدي

00:19:35.970 --> 00:19:38.100
.خدمتکارا خواب نمي بينن

00:19:39.950 --> 00:19:44.480
چيزي که من ديدم خواب تو بود و گذشته ت

00:19:45.210 --> 00:19:49.310
استادا و خدمتکارا تو سطع معنوي
با هم درارتباطن

00:19:50.100 --> 00:19:52.030
،اگه اين ارتباط به اندازه کافي قوي باشه

00:19:52.390 --> 00:19:54.820
يه روز حتي گذشته ي همديگه رو هم مي بينن

00:19:56.010 --> 00:19:56.940
.منو ببخش

00:19:59.160 --> 00:20:01.180
.اين تقصير تو نيست سيبر

00:20:02.740 --> 00:20:05.210
...به هر حال، اون خواب

00:20:06.250 --> 00:20:07.540
...يه آتيش سوزي بزرگ بود

00:20:09.170 --> 00:20:10.910
، تو مثل مني شيرو

00:20:11.170 --> 00:20:13.050
پس منم اشتباهات تو رو درک مي کنم

00:20:13.500 --> 00:20:16.420
پس ما ميتونيم اتفاقاتي که براي ما افتاده رو به راحتي درک کنيم

00:20:17.600 --> 00:20:19.190
من ميدونم چون ما شبيه هم هستيم

00:20:19.980 --> 00:20:22.000
من نمي تونم کار اشتباهي بکنم، نه؟

00:20:22.580 --> 00:20:24.950
منم مثل پدرم ميشم پشتيبان عدالت

00:20:24.950 --> 00:20:27.940
.اين...همون کار اشتباهه

00:20:28.920 --> 00:20:30.740
:رين اينو قبلا گفته بود که

00:20:31.420 --> 00:20:33.700
.قرباني کردن خودت غيرعاديه

00:20:35.380 --> 00:20:41.160
از همون اولم، زندگي خودت
بخشي از هيجاناتت نبود

00:20:45.770 --> 00:20:48.420
من بايد به هر قيمتي که شده
جام مقدس رو بدست بيارم

00:20:48.870 --> 00:20:49.420
...هرچند

00:20:51.260 --> 00:20:53.050
.شيرو هم به جام مقدس احتياج داره

00:20:54.050 --> 00:20:58.140
اين واسه تو يه اتفاق حتمي بود
که منو احضار کني، شيرو

00:21:03.760 --> 00:21:06.090
پس جنگ حالا وارد مرحله ي مياني شده

00:21:07.390 --> 00:21:10.110
،نه، حالا که برسکر مُرده

00:21:10.110 --> 00:21:12.390
ديگه هيچي نيست که ازش بترسيم

00:21:13.170 --> 00:21:15.870
تنها دشمنون الان لَنسر و سيبر هستن

00:21:16.640 --> 00:21:19.390
مقدار نيروي جادويي ذخيره شدش
به زودي به پايان ميرسه

00:21:20.170 --> 00:21:23.090
تنها کاري که بايد بکنيم احضار يک شعبده بازه تا بتونيم از قدرتش استفاده کنيم

00:21:23.540 --> 00:21:26.420
و ما بتونيم با قدرتش جام مقدس رو احضار کنيم

00:21:26.690 --> 00:21:27.930
يه جادوگر، هاه؟

00:21:28.550 --> 00:21:30.420
پس من نبايد بتونم وظايفم رو انجام بدم

00:21:30.760 --> 00:21:32.060
.نگران نباش

00:21:32.710 --> 00:21:36.770
ما به يک استاد شعبده باز شديداً نياز داريم

00:21:37.100 --> 00:21:39.970
هرچند، يه بدني که واسه جام مقدس ظرف ميشه

00:21:40.220 --> 00:21:44.550
پس اين جادوگر بايد يه مقدار زيادي
از توانايي پنهانش تو جادوگري رو
خرج کنه يا اينکه فايده اي نداره

00:21:45.910 --> 00:21:48.880
هوش اين دختر کوچولو معرکه ست

00:21:49.340 --> 00:21:51.310
ولي اون يه خورده زيادي مثل پسرا مي مونه

00:21:53.340 --> 00:21:56.520
تمام چيزي که ما احتياج داريم
يه نفر از تبارِ جادوگراس

00:21:57.030 --> 00:22:01.820
در حال حاضر اين جادوگر براي ما مثل رگ حياتي ميمونه

00:22:03.070 --> 00:22:08.020
به نظر ميرسه تو مي توني اون هدف رو تکميل کني
خانوم کوچولو

00:22:11.000 --> 00:22:41.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:41.024 --> 00:23:41.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:03.440 --> 00:24:05.980
قسمت بعدي: نشانِ جادوگر