﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:06.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:06.810 --> 00:00:08.310
<c.cyan>« قسمت پنجاه و يکُم »</c>

00:00:20.910 --> 00:00:23.010
. راه بيفتيم

00:00:53.580 --> 00:00:55.880
. فراموشتون نمي کنم

00:00:57.410 --> 00:01:04.950
هميشه لطف و محبت هاتونُ
. به ياد خواهم داشت

00:01:06.950 --> 00:01:16.380
اگر روزي به اعتمادتون خيانت کردم ؛
. خواهش مي کنم مجازاتم کنيد

00:01:18.150 --> 00:01:21.020
. . اگر روزي از طبيب شدنم پشيمون شدم

00:01:21.950 --> 00:01:25.220
 . . اگر دست از سعي و تلاش برداشتم . .

00:01:26.950 --> 00:01:32.580
يا اگر مهارت هامُ صرفِ . .
. . ثروت اندوزي و حوائجِ شخصي کردم

00:01:34.950 --> 00:01:37.220
. خواهش ميکنم سخت مجازاتم کنيد . .

00:01:55.950 --> 00:02:01.280
. زمستانِ " يونگچون " سرد و طولانيِه

00:02:01.280 --> 00:02:05.950
اينُ بخاطر اين ميدونم که
. يه زمستونُ اونجا با شوهرم گذروندم

00:02:05.950 --> 00:02:09.950
. شب ها ؛ تو تاريکي مي لرزيدم

00:02:09.950 --> 00:02:15.650
صدايِ شکستنِ يخ ؛
. اطرافِ رودخانه يا نزديکِ کلبه امون به گوش مي رسيد

00:02:15.650 --> 00:02:22.950
. آره جونم . . بطرز وحشتناکي سرد بود
. مثل اينکه تابستون اينجا زودتر از راه مي رسه

00:02:22.950 --> 00:02:25.950
. حقيقتش ؛ اين روزا داره خيلي گرم ميشه

00:02:25.950 --> 00:02:28.950
راستي ؛ " جون " گفت کِي برمي گرده ؟

00:02:28.950 --> 00:02:31.950
. گفت سه چهار روزي طول مي کِشه

00:02:37.250 --> 00:02:38.950
. " جون "

00:02:42.950 --> 00:02:44.750
. شوهر

00:02:44.750 --> 00:02:46.850
چي شده ؟

00:02:46.850 --> 00:02:51.550
. بايد کمي استراحت کنم

00:02:58.950 --> 00:03:02.780
مگه نگفت ميره ديدنِ طبيب " يو " ؟

00:03:02.780 --> 00:03:04.720
. چرا ؛ گفت

00:03:04.720 --> 00:03:10.850
. مثل اينکه فراموشي گرفته
. برو داخل رختخوابشُ پهن کن

00:03:10.850 --> 00:03:12.720
. چشم مادر

00:03:34.050 --> 00:03:39.080
الان رختخوابتُ پهن ميکنم
. تا بتوني استراحت کني

00:03:40.950 --> 00:03:42.950
. لازم نيست

00:03:42.950 --> 00:03:44.950
. . جون " ؛ "

00:03:50.080 --> 00:03:52.880
قصدِ ازدواج نداري ؟

00:03:52.880 --> 00:03:56.880
. به خواستِ من که نيست
. دخترِ خاصيُ تو زندگيم ندارم

00:03:56.880 --> 00:04:01.880
. يونيون " ؛ ازدستِ اين عمو " يانگته " يِ بيچاره ات "

00:04:01.880 --> 00:04:06.950
. حالا نمي خواد خيلي هم برام دِلسوزي کنيد
. يه دختري هست که دوستم داره

00:04:06.950 --> 00:04:09.950
جدي ؟
کي هست ؟

00:04:09.950 --> 00:04:12.950
. يووُل " که قبلا خونه ي طبيب " يو " کار مي کرد "

00:04:12.950 --> 00:04:15.520
همون دختره اي که رفت " هانيانگ " ؟

00:04:15.520 --> 00:04:16.920
. آره

00:04:16.920 --> 00:04:21.550
بهت بگما ؛
. الان ديگه سراغِ يه مَردِ ديگه رفته

00:04:21.550 --> 00:04:23.920
! يووُل " جونم هيچ وقت همچين کاري نمي کنه "

00:04:23.920 --> 00:04:25.650
. حالا زنِت که نيس اينطوري ميگي

00:04:25.650 --> 00:04:29.950
احتمالا الان پسرِه که
! جلويِ خونه اش صف کِشيده

00:04:29.950 --> 00:04:35.950
. کاملا درسته
. تا دلِت بخواد پسرهاي خانواده دار اونجان

00:04:35.950 --> 00:04:39.880
. احتمالا عاشق يکي ديگه شده

00:04:39.880 --> 00:04:44.220
! عُمرا
! اي لعنت به اين روزگار

00:04:44.950 --> 00:04:46.520
اين چشِه ؟

00:04:46.520 --> 00:04:50.280
. وقتي درباره ي " يووُل " حرف مي زنيم قاطي ميکنه

00:04:50.280 --> 00:04:54.950
يونيون " ؛ "
! مامانِت قديما ديوونه ام بود

00:04:54.950 --> 00:04:57.250
! چه دروغا

00:04:57.250 --> 00:04:59.880
آخه نگاه کن ؛
آخه " من " ؛ عاشق همچين صورتي ميشم ؟

00:04:59.880 --> 00:05:01.950
. خوب نگاه کن

00:05:01.950 --> 00:05:03.950
خوش تيپه . . هان ؟

00:05:04.950 --> 00:05:10.280
. سوپ خيلي خوشمزه اي بنظر مي رسه
چقدر مي خواد بخوابه ؟

00:05:12.950 --> 00:05:16.750
مي دوني ممکنه چه اتفاقي افتاده باشه ؟

00:05:16.750 --> 00:05:18.320
. نه

00:05:21.280 --> 00:05:24.220
. مادر . . منم

00:05:37.420 --> 00:05:38.950
. " جون "

00:05:38.950 --> 00:05:40.550
. شوهرم

00:05:41.980 --> 00:05:47.650
. الان سه روزه لب به غذا نزدي
. بايد گرسنه باشي

00:05:47.650 --> 00:05:50.350
. غذاشُ حاضر کن -
. چشم مادر -

00:05:50.350 --> 00:05:52.050
. ميل ندارم

00:05:52.680 --> 00:05:55.250
. مي خواستم چيزي بگم

00:05:56.950 --> 00:06:05.820
تو " ميليانگ " چه اتفاقي افتاده ؟
چرا اينقدر خسته بنظر ميرسي ؟

00:06:09.820 --> 00:06:15.920
. طبيب " يو " از دنيا رفتن

00:06:22.280 --> 00:06:27.950
. واي خدا . . پس . . اون مُرده

00:06:29.420 --> 00:06:36.950
مي خوام برم " هانيانگ " تا
. به ارباب " دوجي " و بانو " اوه " خبر بدم

00:06:36.950 --> 00:06:40.950
. که اينطور
. . درسته عاق شده

00:06:40.950 --> 00:06:48.450
اما اگر خبرِ مرگِ پدرشُ بشنوه . .
. بدجوري داغون ميشه

00:06:49.950 --> 00:06:55.950
. سه روزِه بي وقفه خواب بودي
مطمئني خوبي ؟

00:06:55.950 --> 00:06:59.880
. خوبم
. نگرانم نباش

00:07:11.420 --> 00:07:13.950
! " جون "
! " جون "

00:07:16.820 --> 00:07:18.950
داري " هانيانگ " ميري ؟

00:07:18.950 --> 00:07:21.150
 . آره
تو داري کجا ميري ؟

00:07:21.150 --> 00:07:23.220
. مي خوام همراهِت بيام اونجا

00:07:23.220 --> 00:07:26.680
. براي تفريح که نميرم ؛ پس فراموشِش کن

00:07:26.680 --> 00:07:30.680
مي دونم داري ميري تا خبرِ مرگِ
. طبيب " يو " رو به خانواده اش بدي

00:07:30.680 --> 00:07:32.950
. . اما منم بايد

00:07:32.950 --> 00:07:38.380
. آخه منم يه موردِ فوري دارم
. خواهش ميکنم اجازه بده همراهت بيام

00:07:40.750 --> 00:07:43.880
. باشه
. راه بيفت بريم

00:07:52.950 --> 00:07:54.480
. قربان

00:07:54.480 --> 00:07:56.950
خب . . چي شد ؟

00:07:56.950 --> 00:08:05.920
. تمام مسافرخونه هاي " هانيانگ"ـو گشتم
. اما نتونستم خانمُ پيدا کنم

00:08:10.080 --> 00:08:13.710
. باشه
. مرخصي

00:08:24.820 --> 00:08:27.980
. بانوي من ؛ " يووُل " هستم

00:08:27.980 --> 00:08:29.950
. بياتو

00:08:37.950 --> 00:08:40.750
مي خواستيد منُ ببنيد خانم ؟

00:08:40.750 --> 00:08:43.720
. مي خواستم يه کاري برام بکني

00:08:45.480 --> 00:08:47.480
يِجين " کيه ؟ "

00:08:48.950 --> 00:08:51.120
کيه ؟

00:08:51.120 --> 00:08:55.950
قبلا ؛ تو کلينيکِ " سانيوم " ؛
. با ارباب " دوجي " همکار بود

00:08:55.950 --> 00:09:03.680
بچه که بود ؛ طبيب " يو " به فرزندخوندگي گرفته
. بودش ؛ بخاطر همينم مثل خواهر و برادر بزرگ شدن

00:09:03.950 --> 00:09:07.950
دوجي " ؛ بعنوان زنِ زندگيش "
بهش علاقمنده ؟

00:09:09.380 --> 00:09:10.950
. جوابمُ بده

00:09:10.950 --> 00:09:14.950
. بانوي من . . چيزي نمي دونم

00:09:14.950 --> 00:09:16.080
! " يووُل "

00:09:16.080 --> 00:09:20.780
. منُ ببخشيد
. واقعا نمي دونم

00:09:32.950 --> 00:09:36.350
کسي خونه اس ؟

00:09:43.280 --> 00:09:45.820
. . تو

00:09:46.120 --> 00:09:48.080
تو اينجا چکار مي کني ؟

00:09:49.180 --> 00:09:52.950
. بايد ارباب " دوجي"ـو ببينم

00:10:17.120 --> 00:10:21.320
چي شده اينهمه راهُ از " هانيانگ " اينجا اومدي ؟

00:10:24.950 --> 00:10:26.620
. بانوي من

00:10:35.950 --> 00:10:38.950
اين روزا ؛ شوهرم حالش خوبه ؟

00:10:47.050 --> 00:10:49.080
. . طبيب " يو " ؛

00:10:52.520 --> 00:10:54.820
. از دنيا رفتن . .

00:11:05.480 --> 00:11:07.950
چي داري ميگي ؟

00:11:07.950 --> 00:11:11.950
. اون که صحيح و سالم بود
چرا اينقدر ناگهاني فوت کرده ؟

00:11:13.120 --> 00:11:15.950
. از سرطان معده مُردن

00:11:16.950 --> 00:11:18.720
سرطان معده ؟

00:11:20.680 --> 00:11:22.650
اون ديگه چيه ؟

00:11:23.950 --> 00:11:26.120
. يه بيماري لاعلاجِه

00:11:37.950 --> 00:11:40.950
فکر مي کردم بعدازاينکه به من و " دوجي " پشت کرد
. زندگي خيلي طولاني اي داشته باشه

00:11:40.950 --> 00:11:48.950
چطور تونست اينقدر ناگهاني بميره ؟
. مردِ خيلي بي عاطفه اي بود

00:12:00.520 --> 00:12:02.950
مراسم خاکسپاريُ انجام دادي ؟

00:12:03.950 --> 00:12:05.950
. بله

00:12:07.920 --> 00:12:10.950
تو آرامگاهِ خانوادگيمون خاکِش کردي ؟

00:12:12.950 --> 00:12:15.950
. خير ؛ در کوهستان " چانگوانگ " دفنِشون کردم

00:12:17.480 --> 00:12:19.450
منظورت " ميليانگِ"ـه ؟

00:12:21.950 --> 00:12:26.420
. ما که هيچ قوم و خويشي اونجا نداريم
چرا اونجا ؟

00:12:26.950 --> 00:12:31.650
. طبيب " يو " آرزو داشتن اونجا به خاک سپرده بشن

00:12:39.520 --> 00:12:40.950
. بيا داخل

00:12:47.580 --> 00:12:49.880
. ايشون همسرم هستن

00:12:57.650 --> 00:12:59.950
بانو " يِجين " کجان ؟

00:12:59.950 --> 00:13:04.380
وقتي تو نبودي ؛
. راهيِ " هانيانگ " شد

00:13:04.380 --> 00:13:05.950
چرا اونجا ؟

00:13:05.950 --> 00:13:11.950
. رفت با " دوجي " ازدواج کنه

00:13:12.950 --> 00:13:14.950
. يکم غذا و شراب برامون بيار

00:13:14.950 --> 00:13:16.750
. باشه عزيزم

00:13:31.950 --> 00:13:33.920
! " يووُل "

00:13:35.950 --> 00:13:37.950
. مي بينم خوشگل تر شدي

00:13:41.120 --> 00:13:44.950
. يووُل " ؛ خيلي دِلتنگِت شده بودم "

00:13:44.950 --> 00:13:46.950
. منم همينطور

00:13:48.480 --> 00:13:51.820
ببينم ؛ اينجا که با کسي آشنا نشدي ؟ هان ؟

00:13:51.820 --> 00:13:55.950
منُ چي فرض کردي ؟

00:13:55.950 --> 00:13:59.980
. ببخشيد
! " يووُل "

00:14:08.450 --> 00:14:10.580
داري چه غلطي مي کني ؟

00:14:13.950 --> 00:14:16.720
ببينم ؛ تو هيچي شرم و حيا نداري ؟

00:14:26.950 --> 00:14:29.380
ميگم ؛ وضعِ آقايِ " ليم " تو " هانيانگ " چطوره ؟

00:14:29.380 --> 00:14:30.950
چي ؟

00:14:30.950 --> 00:14:35.650
پيامي چيزي برام نفرستاده ؟

00:14:35.650 --> 00:14:37.150
. نه

00:14:38.950 --> 00:14:43.750
اگر بازم ببينم داري براي " يووُل " مزاحمت
! درست مي کني ؛ به دردسر ميفتي

00:14:44.720 --> 00:14:46.020
. واي خدا

00:14:50.420 --> 00:14:52.950
. . يووُل " ؛ "

00:15:00.650 --> 00:15:02.250
. بنوش

00:15:11.950 --> 00:15:16.080
وضعيتِ پدرمُ موقع بيماري تحتِ نظر داشتي ؟

00:15:18.950 --> 00:15:20.280
. بله

00:15:20.280 --> 00:15:26.950
. فقط تو کتاب ها درباره يِ سرطان معده خوندم
. اما هرگز بيماريُ که واقعا بهش دچار باشه نديدم

00:15:27.920 --> 00:15:34.080
. شنيدم باعث استفراغ و درد ميشه
براي پدرم هم همينطور بود ؟

00:15:35.950 --> 00:15:37.780
. بله

00:15:46.050 --> 00:15:52.550
چرا " ميليانگ " دفنِش کردي ؟
چرا همچين وصيتي کرده بود ؟

00:15:57.020 --> 00:15:58.950
. . قربان

00:16:03.950 --> 00:16:08.220
نتونستم خودمُ راضي کنم که . .
. درحضور بانو " اوه " اينُ بهتون بگم

00:16:12.720 --> 00:16:17.980
. طبيب " يو " خودکُشي کردن

00:16:24.350 --> 00:16:28.980
چي گفتي ؟
خودکُشي " ؟ "

00:16:52.120 --> 00:16:53.950
اين چيه ؟

00:16:54.850 --> 00:16:56.550
. لطفا نگاهي بهش بندازيد

00:17:07.950 --> 00:17:09.950
. . اين

00:17:11.520 --> 00:17:19.280
طرحِ تمام اعضاي داخلي ؛ رگ ها و همينطور
. تمام استخوان هايِ بدنِ انسانه

00:17:21.950 --> 00:17:27.950
براي کِشيدن همچين طرح هايي
. بايد يه جسد واقعيُ کالبدشکافي کني

00:17:32.080 --> 00:17:34.380
. اين طرح ها رو خودم کِشيدم

00:17:37.950 --> 00:17:42.950
. براي کِشيدنشون هم از جسدِ طبيب " يو " استفاده کردم

00:17:55.820 --> 00:18:00.950
تو ! جسد پدرمُ کالبدشکافي کردي ؟

00:18:02.780 --> 00:18:04.080
. بله

00:18:12.150 --> 00:18:16.020
چطور جرات کردي جسدشُ معيوب کني ؟

00:18:16.950 --> 00:18:20.950
. بايد عصباني باشيد

00:18:21.220 --> 00:18:25.950
. اما ؛ اين ؛ آخرين وصيتِ ايشون بود

00:18:28.050 --> 00:18:34.950
فقط بخاطر اينکه من بتونم اعضايِ داخلِ بدنشُ ببينم
. دست به خودکُشي زد

00:18:35.350 --> 00:18:37.450
. التماس مي کنم منُ ببخشيد

00:18:38.950 --> 00:18:40.620
! تو ديوانه اي

00:18:41.080 --> 00:18:44.950
! تو و بابام . . هرجفتِتون بي عقليد

00:18:54.950 --> 00:19:06.080
مي خواست اينکارُ بکنم بلکه بتونم
. علت امراضُ کشف کنم

00:19:11.550 --> 00:19:26.950
مي خواست اعضاي بدن و رگ ها و استخوان ها رو
. اونطوري که داخل بدن جاگرفتن ملاحظه کنم

00:19:28.950 --> 00:19:34.950
. انتخاب ديگه اي بجز اطاعت نداشتم

00:19:36.950 --> 00:19:42.320
. الان هم نتايجُ براتون آوردم قربان

00:19:45.950 --> 00:19:54.180
لطفا از طرح ها يادبگيريد و سعي کنيد
. تبديل به پزشکي واقعي بشيد

00:19:59.380 --> 00:20:00.950
! ساکت شو

00:20:00.950 --> 00:20:02.380
. . قربان

00:20:02.380 --> 00:20:04.880
اين نقاشي هاي نفرين شده رو بردار
! و گورتُ از خونه ام گُم کن بيرون

00:20:04.880 --> 00:20:05.950
! قربان

00:20:05.950 --> 00:20:08.680
! فورا از اينجا برو

00:20:43.980 --> 00:20:50.280
پدر ؛ چطور تونستي باهام اينطور کني ؟

00:20:51.720 --> 00:20:57.850
حتي وقتي عاقم کردي ؛ بازم بهش بعنوان
. يکي ديگه از درس هايِ زندگيت نگاه کردم

00:20:58.020 --> 00:21:07.950
قسم خورده بودم طبيب سلطنتي بشم
. و کاري کنم که بهم افتخار کني

00:21:08.950 --> 00:21:16.620
اما ؛ مگه " هُجون " برات چقدر مهم بود ؟

00:21:17.950 --> 00:21:24.480
چطور تونستي بهش اعتماد کني و بدنتُ
دراختيارش بذاري و کاري کني احساس بي ارزشي کنم ؟

00:21:26.120 --> 00:21:28.350
. خيلي بي رحمي

00:21:29.920 --> 00:21:34.950
چطور تونستي باهام اينطور کني ؟

00:22:14.880 --> 00:22:21.580
. حتي حاضر نيستم بيام " ميليانگ " سرِ مزارت

00:22:21.950 --> 00:22:28.950
. براي هميشه تمام رابطه هامُ باهات قطع مي کنم
. تمام و کمال فراموشِت ميکنم

00:22:29.380 --> 00:22:38.880
و تبديل به طبيبي خيلي بزرگتر و بهتر از
! هُجون " جونِت ميشم "

00:22:39.020 --> 00:22:44.850
. حالا صبرکن و ببين چي ميشه پدر
 . وايسا ببين

00:22:57.950 --> 00:23:00.220
. مادر . . منم

00:23:03.950 --> 00:23:05.950
. بياتو

00:23:27.950 --> 00:23:30.150
. اونطوري نيگام نکن

00:23:32.050 --> 00:23:39.480
وقتي از " سانيوم " اومدم
. تمام رابطه هامُ براي هميشه با شوهرم قطع کردم

00:23:39.950 --> 00:23:43.550
. اون فقط و فقط به بيمارهاش اهميت ميداد

00:23:44.950 --> 00:23:54.950
دوجي"ـو بابت اينکه بجايِ درمانِ بيمار "
. رفته بود آزمون بده ملامت مي کرد

00:23:54.950 --> 00:23:57.320
. حتي بطور کامل باهاش قطع رابطه کرد

00:24:00.950 --> 00:24:06.750
حتي در آخرين لحظات زندگيش هم
. دنبال پسرش نفرستاد

00:24:08.280 --> 00:24:16.950
البته خب ؛ نمي خواستم تو زندگي پشيموني خاصي
. .  داشته باشم ؛ بخاطر همين مي خواستم برم " سانيوم " و

00:24:19.950 --> 00:24:21.950
. مادر

00:24:23.980 --> 00:24:26.520
! اي نامردِ بي عاطفه

00:24:27.950 --> 00:24:31.950
چطور تونستي با وجود اين بار سنگين رو دوشم
تنهام بذاري و بري ؟

00:24:31.950 --> 00:24:35.950
. مثل اينکه نمي خواسته تو زندگي بعديش باهام باشه

00:24:36.780 --> 00:24:41.380
آخه من و " دوجي " چطور اينطوري زندگي کنيم ؟

00:24:51.950 --> 00:24:57.020
. دوجي " از منم غمگين تر ميشه "

00:24:57.950 --> 00:25:00.520
. بهش دلدار بده

00:25:01.950 --> 00:25:04.380
. چشم مادر

00:25:13.450 --> 00:25:14.950
. " جون "

00:25:15.880 --> 00:25:22.650
مگه نگفتي بانو " يِجين " رفته " سانيوم " ؛
تا همسرِ " دوجي " بشه ؟

00:25:22.950 --> 00:25:26.350
. اما اون که با يکي ديگه ازدواج کرده

00:25:26.350 --> 00:25:32.020
شنيدم يه دونه دخترِ يکي از آدمايِ
. خيلي قدرتمند و ثروتمندِه

00:25:33.950 --> 00:25:37.950
پس ؛ بانو " يِجين " کجا مي تونه باشه ؟

00:25:43.950 --> 00:25:47.450
. اونقدرها هم غيرقابل پيش بيني نبود

00:25:48.350 --> 00:25:51.950
. مطمئنم " دوجي " بشدت قلبِش شکسته

00:25:54.950 --> 00:25:59.950
حالا که برگشتي ؛
. من بايد برم

00:26:00.580 --> 00:26:07.950
سانگهوا " مي خواد ازت يادبگيره ؛ "
. پس ؛ خواهش مي کنم خوب بهش رسيدگي کن

00:26:07.950 --> 00:26:11.920
اما . . کلينيکُ چکار کنم ؟

00:26:11.920 --> 00:26:15.950
حالا که طبيب " يو " مُرده ؛
. تو مسئولِ کلينيک هستي

00:26:15.950 --> 00:26:17.380
چطور مي تونم ؟

00:26:17.380 --> 00:26:22.950
مي خواي کلينيک تعطيل بشه ؟
غير از تو ديگه کي ميتونه رئيسِ اينجا باشه ؟

00:26:22.950 --> 00:26:25.950
پس ؛ مريض هاي بدبخت بيچاره يِ " سانيوم " چي ميشن ؟

00:26:26.750 --> 00:26:28.950
. راس ميگه ها

00:26:28.950 --> 00:26:34.950
. کيلنيکِ مالِ خانواده ي طبيب " يو"ـئه
چطور مي تونم به خودم جراتِ ارث بُردنِشُ بدم ؟

00:26:34.950 --> 00:26:37.950
. ارباب " دوجي " بايد اينجا رو صاحب بشه

00:26:37.950 --> 00:26:43.720
. مسخره نشو
. دوجي " الان " هانيانگِ"ـه "

00:26:43.720 --> 00:26:49.780
فکر کردي حاضر ميشه بخاطر همچين شهر کوچيکي
دست از موقعيت و سِمتِ خودِش بکِشه ؟

00:26:49.780 --> 00:26:51.950
. عُمرا

00:26:51.950 --> 00:26:58.580
. من کمکِت مي کنم
. هرکاريُ براي حمايت ازت انجام ميدم

00:26:58.580 --> 00:27:04.520
آره ؛ مطمئنم اين چيزيه که
. اگر طبيب " يو " بود هم خواهانِش بود

00:27:13.950 --> 00:27:14.950
! خانم

00:27:14.950 --> 00:27:16.950
چي شده اينجا اومدين ؟

00:27:16.950 --> 00:27:23.680
حقيقت داره که طبيب " هُو " ؛
داره صاحبِ کيلينيک ميشه ؟

00:27:24.220 --> 00:27:27.720
از کجا همچين چيزيُ شنيديد ؟

00:27:27.720 --> 00:27:31.120
حقيقت داره ؟
! جوابمُ بديد

00:27:31.120 --> 00:27:33.050
. بله . واقعيت داره

00:27:35.520 --> 00:27:38.950
! حالا ديگه يه طبيب واقعيه

00:27:38.950 --> 00:27:41.950
. فکر کنم بالاخره اونهمه سختکوشي نتيجه داد

00:27:41.950 --> 00:27:45.880
: درسته ؛ بخاطر همينه که مي گن
« نابُرده رنج ؛ گنج ميسر نمي شود »

00:27:45.880 --> 00:27:50.880
. مبارک باشه -
. تبريک ميگم -

00:27:50.880 --> 00:27:55.950
ميگم ؛ بايد از امروز ديگه شما رو
بانوي من " صدا بزنم ؟ "

00:27:55.950 --> 00:27:57.920
. احمق نشو

00:27:57.920 --> 00:28:01.380
. ما فقط همسايه اتون هستيم ؛ نه بالاسري

00:28:01.950 --> 00:28:03.520
. اوه . . چه خوب

00:28:03.520 --> 00:28:06.020
! مبارک باشه

00:28:06.020 --> 00:28:09.120
. بسه ديگه

00:28:26.950 --> 00:28:28.980
! بانوي من

00:28:29.650 --> 00:28:31.680
. مدتي ميشه همديگه رو نديديم

00:28:32.950 --> 00:28:35.620
! " طبيب " هُو
! " طبيب " هُو

00:28:36.020 --> 00:28:38.420
! بانو " اوه " تشريف آوردن

00:28:38.950 --> 00:28:40.920
بانو " اوه " ؟
منظورت چيه ؟

00:28:40.920 --> 00:28:43.050
! خب ؛ همسرِ طبيب " يو " ديگه

00:28:55.880 --> 00:28:57.750
. سلام عرض مي کنم بانوي من

00:29:01.280 --> 00:29:03.950
چي شد اينجا تشريف آوردين ؟

00:29:04.150 --> 00:29:08.950
منظورت چيه ؟
نميشه اينجا بيام ؟

00:29:10.550 --> 00:29:13.950
کي بهت اجازه داده کلينکُ صاحب بشي ؟

00:29:13.950 --> 00:29:16.950
طبيب " هُو " فقط
. به وصيتِ طبيب " يو " عمل کردن

00:29:16.950 --> 00:29:18.950
! خفه

00:29:19.950 --> 00:29:25.420
. اين کلينيک ؛ متعلق به خاندانِ " يو"ـئه
چطور جرات کردي بالا بکِشيش ؟

00:29:25.420 --> 00:29:27.150
. سوء تفاهم شده

00:29:27.150 --> 00:29:32.950
فقط داريم مطابق خواستِ طبيب " يو " ؛
. به بيمارها رسيدگي مي کنيم

00:29:32.950 --> 00:29:34.980
. مستقيم ميرم سراغِ اصلِ مطلب

00:29:34.980 --> 00:29:38.220
مي خوام کلينيکُ بفروشم ؛
. پس بايد بند و بساطِتونُ جمع کنيد

00:29:38.220 --> 00:29:41.450
روشن گفتم ؟

00:29:41.950 --> 00:29:43.950
. بريم

00:29:56.350 --> 00:30:00.980
. ميدونستم همچين روزي بالاخره مي رسه
. اما نه به اين زودي

00:30:01.820 --> 00:30:04.550
حالا چکار ميکنيد طبيب " هُو " ؟

00:30:04.550 --> 00:30:10.120
. اين کلينيک چندين نسل بازبوده
حالا بيمارها چکار کنن ؟

00:30:10.120 --> 00:30:15.950
تازه ؛ من و " ميگيوم " چي ميشيم ؟

00:30:15.950 --> 00:30:19.950
اي پُررويِ گستاخ ؛
فکر کردي همچين چيزي الان اولويت داره ؟

00:30:19.950 --> 00:30:23.120
بيمارها رو بيرون کنيم ؟

00:30:23.120 --> 00:30:26.950
. کاشکي ميشد نذاريم کلينيکُ بفروشه

00:30:28.180 --> 00:30:31.020
. اما کاري ازمون ساخته نيست

00:30:33.480 --> 00:30:39.820
ازشون مي خوام بهمون وقت بدن
. تا بيمارهايِ فعليُ درمان کنيم

00:30:39.950 --> 00:30:43.950
. لطفا از بيمارها مراقبت کنيد

00:31:08.950 --> 00:31:11.950
. مراقب باشيد
. مراقب باشيد

00:31:11.950 --> 00:31:13.950
. زودباشيد

00:31:25.080 --> 00:31:26.080
اوضاع چطوره ؟

00:31:26.080 --> 00:31:27.950
. تقريبا ديگه تموم شده بانوي من

00:31:27.950 --> 00:31:29.950
. راهِ درازي پيشِ رو داريم ؛ پس عجله کنيد

00:31:29.950 --> 00:31:30.950
. چشم بانوي من

00:31:30.950 --> 00:31:34.080
با کتاب هايِ پزشکيِ طبيب " يو " چکار کنم ؟

00:31:34.080 --> 00:31:36.250
کتابهايِ طبيش ؟ -
. بله بانوي من -

00:31:36.250 --> 00:31:40.220
براي ارباب " دوجي " بيارمشون ؟

00:31:43.880 --> 00:31:47.950
. کتابهاي مهم زيادي تو کتابخونه ي قصر هستن

00:31:47.950 --> 00:31:52.380
دوجي " مي تونه هروقت بخواد "
. از کتابخونه قرضِشون بگيره

00:31:52.380 --> 00:31:54.950
. اون کتابها ؛ فقط بار اضافين
. بذاريدِشون همينجا بمونن

00:31:54.950 --> 00:31:55.950
. چشم بانوي من

00:32:00.000 --> 00:32:20.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:32:20.024 --> 00:32:57.224
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.