﻿WEBVTT

00:00:06.880 --> 00:00:10.330
‫«شب‌ها صدای عجیبی مزاحم خوابم می‌شه.

00:00:10.330 --> 00:00:14.040
‫سگ و گربه‌های ولگرد بیشتر شدن.

00:00:14.040 --> 00:00:17.040
‫بابابزرگم رفت پیاده‌روی و هنوز برنگشته.

00:00:19.040 --> 00:00:22.250
‫جنگل نزدیک بهم یهویی ساکت شد.

00:00:22.250 --> 00:00:23.630
‫چندین روزه،

00:00:23.630 --> 00:00:26.580
‫دام‌ها از چیزی ترسیدن و باعث دردسر شده.»

00:00:26.960 --> 00:00:29.580
‫و این مکان تک تک این اتفاقاته.

00:00:31.290 --> 00:00:32.460
‫صبر کن...

00:00:33.960 --> 00:00:36.420
‫شبیه حادثه‌ی جنگل جونوره.

00:00:36.420 --> 00:00:40.330
‫اگه دشمن انقدر به پادشاهی نفوذ کرده...

00:00:40.830 --> 00:00:43.500
‫تمام اعضایی می‌تونن از سرچ و افشاء استفاده کنن،

00:00:43.500 --> 00:00:45.960
‫گروه تشکیل بدن و درجا برن به مکانای مشخص شده.

00:00:45.960 --> 00:00:49.790
‫تمام شش فرمانروا هم احضار کنین، موقعیت اضطراریه.

00:00:49.790 --> 00:00:51.330
‫همه‌شون رو؟!

00:00:51.330 --> 00:00:53.330
‫عجله کنین!

00:00:53.330 --> 00:00:54.670
‫بله!

00:00:55.540 --> 00:00:58.420
‫چرا زودتر نفهمیدم؟!

00:00:58.880 --> 00:01:00.670
‫این چه کوفتیه؟!

00:01:00.960 --> 00:01:04.920
‫اون حرومیای امپراتوری جادو، واقعاً حاضرن تا اینجا پیش برن؟!

00:01:05.500 --> 00:01:08.080
‫مگه کشورمون چیکارشون کرده؟!

00:01:08.080 --> 00:01:11.380
‫تا این حد دانجنو می‌خوان که همچین کارایی می‌کنن؟!

00:01:11.380 --> 00:01:14.000
‫مگه نمی‌فهمن جون چندین آدم بی‌گناه در خطره؟!

00:01:16.460 --> 00:01:19.290
‫این... مثل اینه که...

00:01:20.130 --> 00:01:24.540
‫می‌خوان بیان کشورمونو نابود کنن!

00:01:26.000 --> 00:01:33.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:03:01.130 --> 00:03:04.290
‫خوب شد آخرشم پاداشو گرفتیم، نه؟

00:03:04.290 --> 00:03:06.040
‫دقیقاً.

00:03:06.040 --> 00:03:08.920
‫ای بابا، نمی‌شه کاریش کرد.

00:03:10.130 --> 00:03:11.170
‫این چیه؟

00:03:11.170 --> 00:03:13.540
‫برای جشن گرفتن بابت اولین شکارته.

00:03:13.540 --> 00:03:15.290
‫بگیرش.

00:03:15.290 --> 00:03:16.290
‫مطمئنین؟
‫چیزی نیست بابا.

00:03:17.710 --> 00:03:21.380
‫یه گابلینم همین‌قدر ارزششه.

00:03:21.710 --> 00:03:24.210
‫غذا بعد از تموم کردن اولین شکارمون خیلی خوبه!

00:03:24.210 --> 00:03:25.210
‫آره!

00:03:27.500 --> 00:03:31.830
‫ولی تا کِی می‌خواد بهم بچسبه؟

00:03:32.540 --> 00:03:35.080
‫حتماً اعضای خانواده‌ش نگرانشن.

00:03:35.460 --> 00:03:37.210
‫بابت غذا ممنون.

00:03:37.830 --> 00:03:42.250
‫خب، دیگه برمی‌گردم خونه.

00:03:42.880 --> 00:03:44.170
‫خوبه!
‫مشکلی نداره، استاد؟

00:03:45.460 --> 00:03:47.580
‫نه اصلاً!

00:03:47.580 --> 00:03:49.420
‫امروز خیلی کمک کردی.

00:03:50.040 --> 00:03:55.250
‫چیزی نبود. اگه مشکلی ندارید بازم کمک می‌کنم.

00:03:55.630 --> 00:03:57.880
‫پس اینجا بودی، لین.

00:03:58.460 --> 00:03:59.790
‫برادر.

00:04:01.080 --> 00:04:02.210
‫جناب نوور.

00:04:03.670 --> 00:04:05.580
‫معذرت می‌خوام انقدر یهوییه،

00:04:05.580 --> 00:04:09.880
‫ولی می‌شه فردا صبح با لین برین به شهر کوهستانی؟

00:04:09.880 --> 00:04:10.880
‫ها؟
‫من؟

00:04:12.790 --> 00:04:15.290
‫یه کالسکه و نگهبان هم بهتون می‌دم.

00:04:15.290 --> 00:04:18.830
‫ببخشید، نمی‌تونم جزئیات بیشتری بدم.

00:04:18.830 --> 00:04:20.460
‫ولی مایلم بهمون کمک کنی.

00:04:20.460 --> 00:04:23.540
‫صحیح. پس انگار باید آماده‌ی سفر بشم.

00:04:23.540 --> 00:04:25.830
‫به‌اندازه‌ی خرج سفر پول می‌دیم.

00:04:25.830 --> 00:04:26.830
‫لطفاً.

00:04:26.830 --> 00:04:29.290
‫فقط رو تو می‌تونم حساب کنم.

00:04:33.630 --> 00:04:36.750
‫آخرش این درخواستو از طریق گیلد قبول کردیم.

00:04:37.420 --> 00:04:44.000
‫مستر هم گفت تو شرایط خوبی درخواستو گرفتیم،
‫خیالم راحت باشه و از سفر لذت ببرم.

00:04:44.630 --> 00:04:48.330
‫ولی دلیل اصلی‌ای که این کارو قبول کردم...

00:04:49.500 --> 00:04:53.960
‫تاحالا سوال کالسکه نشدم، می‌خواستم ببینم چطوریه.

00:05:05.170 --> 00:05:07.920
‫برای منی که فقط مکانای اطراف پایتختو بلده،

00:05:07.920 --> 00:05:10.130
‫این بهترین پاداشه.

00:05:10.330 --> 00:05:11.630
‫اگه شانس بیارم،

00:05:11.630 --> 00:05:13.920
‫شاید بتونم کشورای دیگه هم برم!

00:05:16.920 --> 00:05:19.420
‫لین، نمی‌خوای منظره رو ببینی؟

00:05:19.420 --> 00:05:21.960
‫الان موقع برداشت گندمم هست.

00:05:21.960 --> 00:05:24.210
‫جدی تو سرزمین حاصل‌خیزی زندگی می‌کنیم.

00:05:24.210 --> 00:05:26.670
‫عا، بله...

00:05:28.790 --> 00:05:33.670
‫منم می‌خوام یه ماجراجوی عادی بشم و تنهایی برم سفر.

00:05:34.580 --> 00:05:37.960
‫معذرت می‌خوام برادرم این مسئولیتو انداخت گردنتون.

00:05:37.960 --> 00:05:39.460
‫نگرانش نباش.

00:05:39.460 --> 00:05:44.170
‫دارم پولشو می‌گیرم، و بابت شکار گابلینم بهت مدیونم.

00:05:47.380 --> 00:05:50.790
‫اول، با کالسکه به شمال غربی پایتخت می‌رین،

00:05:50.790 --> 00:05:53.420
‫و از اونجا می‌رین سمت رشته‌کوه توروس،

00:05:53.420 --> 00:05:56.290
‫و یه‌مدت اونجا صبر می‌کنین.

00:06:00.210 --> 00:06:02.580
‫بعد از اون، اگه چیز غیرعادی‌ای نشد،

00:06:02.580 --> 00:06:05.790
‫از کوه‌ها رد می‌شید و می‌رین کشور همسایه،

00:06:05.790 --> 00:06:08.080
‫یعنی حکومت دینی میثرا.

00:06:08.920 --> 00:06:12.040
‫مشکلی نیست فقط باهاش باشم؟

00:06:12.040 --> 00:06:15.460
‫آره، بیشتر شبیه سفره...

00:06:15.460 --> 00:06:17.580
‫البته اگه اتفاقی نیوفته.

00:06:20.630 --> 00:06:23.880
‫امیدوارم واقعاً چیزی نشه.

00:06:25.080 --> 00:06:26.670
‫نگران نباشید.

00:06:27.080 --> 00:06:29.460
‫برای همین من اینجام.

00:06:29.460 --> 00:06:30.790
‫اینس...

00:06:33.130 --> 00:06:36.500
‫من از شاهزاده یه دستور مخفی گرفتم.

00:06:37.920 --> 00:06:39.750
‫تو آینده‌ای نزدیک،

00:06:39.750 --> 00:06:42.540
‫فاجعه‌ی بی‌سابقه‌ای تو پایتخت رخ می‌ده.

00:06:43.630 --> 00:06:46.330
‫اگه خبر نابودی پایتخت بهت رسید،

00:06:47.290 --> 00:06:48.500
‫اون‌موقع،

00:06:48.500 --> 00:06:53.290
‫با جناب نوور، لین رو ببرید حکومت دینی میثرا.

00:06:54.630 --> 00:06:57.380
‫خانم لینبورگ خبر دارن؟

00:06:57.380 --> 00:06:59.000
‫بهش نگفتم.

00:06:59.000 --> 00:07:02.830
‫اگه می‌گفتم، مطمئنم می‌گفت می‌خواد بمونه.

00:07:02.830 --> 00:07:06.790
‫ولی وقتی وضعیت اضطراریه نمی‌شه من نباشم...

00:07:06.790 --> 00:07:09.250
‫وظیفه‌ای که گردنته از همه‌چی مهم‌تره.

00:07:09.250 --> 00:07:12.080
‫تنها کسی هستی که می‌تونم لین‌ رو بسپرم بهش.

00:07:12.460 --> 00:07:16.580
‫هرطور شده باید ببریش یه‌جای امن.

00:07:16.880 --> 00:07:18.290
‫روت حساب می‌کنم.

00:07:19.630 --> 00:07:21.500
‫به روی چشم.

00:07:29.710 --> 00:07:31.130
‫جناب نوور.

00:07:32.670 --> 00:07:36.380
‫معذرت می‌خوام قاتی شدی.

00:07:36.380 --> 00:07:39.170
‫چرا یه سفر ساده‌ رو انقد جدی می‌کنین؟

00:07:39.170 --> 00:07:42.580
‫تازه، از وقتی شروع کردیم خیلی رنگ‌ورو رفته‌ای.

00:07:42.580 --> 00:07:44.380
‫حالت خوبه؟

00:07:44.380 --> 00:07:47.130
‫یکم نگران چیزی‌ام.

00:07:47.920 --> 00:07:51.500
‫حفاظت از تو هم یکی از مسئولیت‌هامه.

00:07:51.500 --> 00:07:53.130
‫نیازی نیست نگران باشی.

00:07:53.130 --> 00:07:56.250
‫نه والا نگرانم نبودم.

00:07:56.250 --> 00:07:59.540
‫می‌خوام تا جای ممکن از خودم محافظت کنم.

00:07:59.540 --> 00:08:01.790
‫حداقل مطمئنم می‌تونم فرار کنم.

00:08:01.790 --> 00:08:03.500
‫نیازی بهش نیست.

00:08:04.670 --> 00:08:07.540
‫من یه سپر دارم.

00:08:08.380 --> 00:08:09.540
‫سپر؟

00:08:09.960 --> 00:08:13.380
‫ولی خب به‌نظر نمیاد چیزی داشته باشی.

00:08:13.710 --> 00:08:17.290
‫به چیزی نیاز ندارم.

00:08:17.290 --> 00:08:20.040
‫درواقع اگه چیزی دم‌دستم نباشه بهتره.

00:08:21.920 --> 00:08:24.540
‫بهت نشون بدم راحت‌تره.

00:08:24.540 --> 00:08:25.960
‫سپر مقدس.

00:08:26.670 --> 00:08:28.080
‫برگام...
‫عجب چیزیه...

00:08:31.250 --> 00:08:33.500
‫پس این سپرته؟

00:08:33.500 --> 00:08:34.460
‫آره.

00:08:34.460 --> 00:08:38.420
‫اگه چیزی شد، پشت این سپر نور مخفی شو.

00:08:38.420 --> 00:08:40.830
‫بیشتر سلاح یا افسونا ازش رد نمی‌شن.

00:08:41.330 --> 00:08:44.580
‫فهمیدم. پس باشه.

00:08:44.920 --> 00:08:50.580
‫طبق حرف لین، اون نیزه‌داره که گذاشت باهاش تمرین کنم،

00:08:51.170 --> 00:08:53.080
‫گیل چی چی بود...؟

00:08:53.080 --> 00:08:54.540
‫وال؟ نه بابا...

00:08:55.170 --> 00:08:56.710
‫آرمادیلو بود!

00:08:56.710 --> 00:09:00.580
‫انقدر استعداد داره که تنها یه اژدها رو کشته.

00:09:00.580 --> 00:09:03.920
‫و اینم ازش ضعیف‌تر نیست.

00:09:03.920 --> 00:09:06.750
‫یه گابلین اون‌قدر بهم دردسر داد...

00:09:06.750 --> 00:09:08.830
‫جدی تو یه سطح دیگه‌ن.

00:09:09.170 --> 00:09:12.040
‫استعداد عالی‌ایه ها.

00:09:14.710 --> 00:09:17.210
‫استعداد، نه؟

00:09:19.500 --> 00:09:22.630
‫یه‌مدت بعد از رفتن تو یتیم‌خونه،

00:09:23.250 --> 00:09:27.500
‫متوجه قدرت عجیبی که درونمه شدم...

00:09:27.790 --> 00:09:29.880
‫اینس، اون چیه؟

00:09:29.880 --> 00:09:31.460
‫چه قشنگ!

00:09:34.330 --> 00:09:36.380
‫آخ! درد داشت!

00:09:36.380 --> 00:09:40.750
‫آخ!

00:09:37.130 --> 00:09:38.630
‫چی شد؟!

00:09:38.630 --> 00:09:41.540
‫یکی مدیر سین رو صدا بزنه!

00:09:44.250 --> 00:09:47.880
‫درمانش کردم، چیزی نیست.

00:09:48.420 --> 00:09:51.880
‫خب، اون قدرتت رو نشون بده.

00:09:58.130 --> 00:09:59.420
‫هم...

00:09:59.920 --> 00:10:03.130
‫این هدیه‌ای از بهشته.

00:10:03.580 --> 00:10:04.920
‫هدیه؟

00:10:04.920 --> 00:10:08.170
‫تازه، از نظر تاریخی خیلی هم کمیابه.

00:10:08.170 --> 00:10:11.710
‫می‌تونه تیغه‌ای بشه که هرچیزی رو می‌بره،

00:10:11.710 --> 00:10:14.790
‫یا سپری بشه که مقابل هرچیزی دفاع می‌کنه.

00:10:15.170 --> 00:10:19.250
‫بسته به جوری که ازش استفاده می‌کنی،
‫حتی می‌تونه یه کشورو هم نابود کنه.

00:10:21.630 --> 00:10:24.250
‫اینس بودی؟

00:10:24.540 --> 00:10:26.290
‫چیزی نیست.

00:10:26.290 --> 00:10:29.250
‫می‌تونی روش استفاده ازشو یاد بگیری.

00:10:31.630 --> 00:10:33.000
‫آماده‌م!

00:10:33.000 --> 00:10:36.630
‫داندالگ، فرمانروای سپر منو به سرپرستی گرفت،

00:10:36.630 --> 00:10:40.130
‫و از شش فرمانروا یاد گرفتم چطور از قدرتم استفاده کنم.

00:10:41.630 --> 00:10:47.380
‫با این‌حال نتونستم ترس آسیب زدن به کسی رو از بین ببرم.

00:10:47.710 --> 00:10:51.130
‫و خب، بین خودم و بقیه فاصله انداختم،

00:10:51.130 --> 00:10:55.420
‫و به‌نسبت کارها و حرف‌هاشون بی‌تفاوت شدم.

00:10:57.580 --> 00:10:59.040
‫یا این‌ فکرو می‌کردم...

00:10:59.710 --> 00:11:02.500
‫اگه مشکلی نیست، می‌شه اسمتو بدونم؟

00:11:02.750 --> 00:11:04.040
‫من نوورم.

00:11:04.460 --> 00:11:05.790
‫نوور؟

00:11:07.130 --> 00:11:09.790
‫اسمشو می‌شناختم.

00:11:23.040 --> 00:11:24.710
‫حواست پرت نشه.

00:11:24.710 --> 00:11:28.920
‫داندالگ، کسی که پدرخوانده‌م بود، و استاد محترمم بود،

00:11:28.920 --> 00:11:30.750
‫ببخشید، پدر.

00:11:30.750 --> 00:11:34.130
‫هرچیزی رو بهم می‌گفت، و ازش شنیده بودم...

00:11:31.960 --> 00:11:35.750
‫باز یه گله هیولا تو غرب پیداش شده.

00:11:35.750 --> 00:11:37.380
‫تمومی ندارن.

00:11:37.380 --> 00:11:39.420
‫وضعیت سخته ها.

00:11:39.750 --> 00:11:42.380
‫سربازا هم دارن خسته می‌شن.

00:11:43.670 --> 00:11:48.170
‫همچین مواقعی... ایکاش نوور بودش.

00:11:48.750 --> 00:11:50.170
‫دوباره اون اسم...

00:11:50.170 --> 00:11:52.580
‫عه، از دهنم پرید.

00:11:52.580 --> 00:11:54.420
‫فراموشش کن.

00:11:55.170 --> 00:11:56.420
‫نوور...

00:11:56.420 --> 00:11:58.920
‫کسی که اون پدرم به رسمیت می‌شناسه.

00:12:00.380 --> 00:12:02.920
‫با اینکه من اینجام...

00:12:03.290 --> 00:12:07.500
‫احساساتی که درونم جمع شد عجیب بود.

00:12:08.000 --> 00:12:13.750
‫انگار به مردی که تاحالا ندیدم حسودیم می‌شد.

00:12:16.670 --> 00:12:20.960
‫و از وقتی اون مرد جلوم پیداش شده، بدترم شدن.

00:12:32.380 --> 00:12:36.710
‫نه، نباید قضاوتو به احساساتم بسپرم.

00:12:37.170 --> 00:12:39.880
‫من سپر پادشاهی کلیس‌ـم.

00:12:39.880 --> 00:12:43.540
‫الان باید از بانو لینبورگ محافظت کنم.

00:12:43.540 --> 00:12:45.540
‫وظیفه‌م اینه.

00:12:48.750 --> 00:12:49.790
‫اون چیه؟

00:12:51.000 --> 00:12:53.710
‫وسط مزرعه‌ی گندم یه رد مونده.

00:12:53.710 --> 00:12:56.580
‫انگار یکی از اونجا رد شده.

00:12:56.580 --> 00:12:59.250
‫جناب نوور. چیزی شده؟

00:12:59.250 --> 00:13:03.080
‫نه، فک کردم یه‌چی تو مزرعه داره تکون می‌خوره.

00:13:05.130 --> 00:13:06.330
‫وایسا!

00:13:17.750 --> 00:13:19.000
‫افشاء!

00:13:34.380 --> 00:13:36.330
‫پس شروع شده.

00:13:36.790 --> 00:13:38.040
‫گزارش می‌دم!

00:13:38.380 --> 00:13:41.040
‫چندین هیولا در سرتاسر پایتخت پدیدار شدن!

00:13:41.040 --> 00:13:43.000
‫جوخه‌ی سربازها دارن باهاشون می‌جنگن،

00:13:43.000 --> 00:13:45.080
‫ولی به‌اندازه‌ی کافی نیرو نداریم!

00:13:45.080 --> 00:13:48.580
‫به جوخه‌ی شمشیرزن بگو جاده‌ها رو ببندن،

00:13:48.580 --> 00:13:51.210
‫و حین تخلیه‌ی شهروندان، هیولاها رو پس بزنن.

00:13:51.210 --> 00:13:57.750
‫جای جوخه‌ی شکارچی و جوخه‌ی مخبوء رو هم
‫عوض کن تا جای ممکن نیرو برای مقابله با هیولاها داشته باشیم!

00:13:57.750 --> 00:13:59.880
‫نذارید حتی یه شهروند کشته بشه!

00:13:59.880 --> 00:14:00.710
‫بله!

00:14:03.880 --> 00:14:05.540
‫دریداس حرومی...

00:14:06.290 --> 00:14:09.790
‫پشیمونت می‌کنم!

00:14:10.750 --> 00:14:15.670
‫اومده تهدیدشو عملی کنه، نه؟

00:14:15.670 --> 00:14:20.000
‫متاسفانه این تازه شروعشه. فکر نمی‌کنم حالا حالاها تموم شه.

00:14:20.000 --> 00:14:21.420
‫حدس می‌زنم.

00:14:23.000 --> 00:14:24.250
‫شش فرمانروا چی؟

00:14:24.250 --> 00:14:26.380
‫همه‌شون اعزام شدن.

00:14:26.380 --> 00:14:29.500
‫تو مکان‌های مختلف، هیولاهای قدرت‌مندی پیدا شدن،

00:14:29.500 --> 00:14:32.630
‫و هرکدوم‌شون به ناچارا برای رسیدگی بهشون رفتن.

00:14:43.040 --> 00:14:45.290
‫هرطور شده از اینجا محافظت کنین!

00:14:45.290 --> 00:14:47.130
‫نذارین حتی یکی‌شون در بره!

00:15:11.920 --> 00:15:16.170
‫پس کاملاً نیروهامونو تقسیم کردن؟

00:15:16.170 --> 00:15:17.540
‫بله.

00:15:18.080 --> 00:15:22.250
‫لین و بقیه سالمن. موندم به شهر رسیدن؟

00:15:27.790 --> 00:15:31.540
‫اگه نکشم، کشته می‌شم...
‫ اگه نکشم، کشته می‌شم...

00:15:44.540 --> 00:15:46.170
‫نکنه اون...

00:15:46.170 --> 00:15:47.790
‫اژدهای مرگ سیاه!

00:15:47.790 --> 00:15:51.080
‫چرا همچین هیولای ترسناکی اینجاست!؟

00:15:54.420 --> 00:15:56.000
‫صبر کن! اون-

00:16:16.580 --> 00:16:17.420
‫پری!

00:16:20.830 --> 00:16:22.210
‫متوجه شدید؟

00:16:23.170 --> 00:16:26.710
‫اون پسره همینطور اونجا نبود،

00:16:26.710 --> 00:16:32.170
‫وقتی از افشاء استفاده کردید، با اژدها ظاهر شد.

00:16:33.250 --> 00:16:35.750
‫پس یعنی اون بچه‌...

00:16:36.670 --> 00:16:38.000
‫شیاطین؟
‫آره.

00:16:39.250 --> 00:16:40.790
‫شنیدی، نه؟

00:16:40.790 --> 00:16:41.500
‫بله.

00:16:42.750 --> 00:16:44.920
‫ظاهرشون مثل آدماست،

00:16:44.920 --> 00:16:47.130
‫ولی شبه‌انسان‌هایی هستن که

00:16:47.130 --> 00:16:49.750
‫توانایی برقرار ارتباط ذهنی با هیولاها رو دارن.

00:16:52.500 --> 00:16:56.210
‫درواقع بیشتر از انسان، شبیه هیولان.

00:16:56.210 --> 00:16:58.170
‫و وجودشون غیرقابل بخششه.

00:16:59.330 --> 00:17:00.710
‫طبق برخی گزارشات، ۲۰۰ سال پیش،

00:17:00.710 --> 00:17:07.250
‫حکومت دینی میثرا تقریباً توسط شیاطینی که
‫هیولاهای قوی‌ای رو کنترل می‌کردن، نابود شد.

00:17:07.790 --> 00:17:10.830
‫و به‌همون خاطر، شیاطین به‌شکل گسترده‌ای
‫توسط آدما شکار شدن،

00:17:10.830 --> 00:17:12.830
‫و گفته می‌شه منقرض شدن.

00:17:14.460 --> 00:17:17.540
‫انگار نواده‌هاشون هنوز زنده‌ن.

00:17:19.250 --> 00:17:20.540
‫پس اگه اونطوریه،

00:17:20.540 --> 00:17:24.710
‫حتماً خیلی از آدما تنفر دارن.

00:17:26.500 --> 00:17:29.750
‫یعنی اون بچه اژدها رو تا اینجا کنترل کرده و آورده؟

00:17:29.750 --> 00:17:32.670
‫اون هیولا معمولاً تو مرداب زندگی می‌کنه.

00:17:32.670 --> 00:17:36.130
‫کم پیش میاد تو محل زندگی آدما باشن.

00:17:36.460 --> 00:17:39.880
‫یعنی، اون بچه کامل قصد داشته

00:17:39.880 --> 00:17:43.040
‫این هیولای ترسناکو ببره تو پایتخت.

00:17:44.460 --> 00:17:48.130
‫احتمالاً به‌خاطر افشاء شوکه شده،

00:17:48.130 --> 00:17:51.540
‫و کنترلش روی اژدها رو از دست داده.

00:17:51.790 --> 00:17:55.130
‫باورم نمی‌شه برای کمک به کسی مثل اون رفته.

00:18:01.330 --> 00:18:02.630
‫احمقانه‌ست.

00:18:04.250 --> 00:18:05.750
‫بیش از حد...

00:18:08.880 --> 00:18:14.000
‫با خودش چه فکری کرده؟!

00:18:17.830 --> 00:18:20.500
‫بگذریم، بریم کمکشون!

00:18:21.130 --> 00:18:22.580
‫صبر کنید.

00:18:22.960 --> 00:18:26.630
‫دیگه نمی‌شه به جناب نوور کمک کرد.

00:18:27.460 --> 00:18:29.130
‫این قورباغه...

00:18:29.130 --> 00:18:32.000
‫زیاد قوی نیست، خیلی هم کنده.

00:18:32.000 --> 00:18:34.500
‫اون گابلینه خیلی ازش فراتر بود.

00:18:34.500 --> 00:18:36.460
‫اگه تا وقتی که اینس و لین میان تحمل کنم،

00:18:36.460 --> 00:18:38.000
‫می‌تونیم یه‌کاریش کنیم.

00:18:41.080 --> 00:18:43.420
‫اگه جاخالی بدم، بچه‌هه می‌میره.

00:18:52.000 --> 00:18:53.380
‫این چیه؟

00:18:55.500 --> 00:18:56.630
‫استاد!

00:18:56.630 --> 00:19:00.130
‫اون چیزیه که اژدها رو ترسناک می‌کنه.

00:19:03.250 --> 00:19:06.790
‫سمه... خیلی هم مرگباره...

00:19:07.210 --> 00:19:08.670
‫سرم گیج می‌ره...

00:19:08.670 --> 00:19:10.670
‫نمی‌تونم بدنمو کنترل کنم...

00:19:11.380 --> 00:19:14.040
‫اینس می‌خواست یه‌چی بگه...

00:19:15.040 --> 00:19:16.830
‫می‌خواست بگه که...

00:19:16.830 --> 00:19:19.290
‫این یه قورباغه‌ی عادی نیست، و سمیه؟!

00:19:25.710 --> 00:19:28.920
‫چون برای تمام موجودات زنده مرگ سیاه به ارمغان میاره،

00:19:28.920 --> 00:19:30.920
‫اسمش اژدهای مرگ سیاهه.

00:19:33.670 --> 00:19:35.040
‫استاد نوور!

00:19:35.880 --> 00:19:37.420
‫نباید برید!

00:19:37.420 --> 00:19:39.670
‫قراره بخار سمی بزرگ‌تری آزاد کنه.

00:19:39.670 --> 00:19:41.040
‫لطفاً بذار برم کمک‌شون!
‫نمی‌تونم.

00:19:42.080 --> 00:19:45.130
‫وظیفه‌م محافظت از شماست!

00:19:45.880 --> 00:19:50.830
‫می‌تونم اینجا حملاتشو پس بزنم تا
‫حداقلش شما فرار کنید...

00:19:51.330 --> 00:19:53.170
‫اونطوری شانسی برای احیاء پادشاهی داریم.

00:19:53.580 --> 00:19:55.040
‫لطفاً درک کنید.

00:19:55.500 --> 00:19:57.420
‫بحث وجودیت کل کشوره!

00:19:57.420 --> 00:19:58.630
‫ولی-

00:19:58.920 --> 00:20:03.460
‫درهرصورت، یه ضربه از اون بخار، کشنده‌ست.

00:20:03.460 --> 00:20:05.750
‫حتی اگه فرمانروای درمان، سین اینجا بودن،

00:20:05.750 --> 00:20:07.790
‫درمانش کار راحتی نبود.

00:20:07.790 --> 00:20:09.420
‫بیخیال...

00:20:13.420 --> 00:20:15.830
‫داره میاد! سریع برید پشتم!

00:20:17.460 --> 00:20:20.670
‫فعلاً، فقط باید زنده بمونید!

00:20:26.000 --> 00:20:27.330
‫تطهیر!

00:20:31.540 --> 00:20:33.460
‫تطهیر به‌موقع نمی‌رسه!

00:20:37.540 --> 00:20:38.790
‫استاد...

00:20:39.830 --> 00:20:42.330
‫جناب نوور. ببخشید.

00:20:42.330 --> 00:20:44.500
‫منم چیزی جز یه سرباز نیستم.

00:20:44.500 --> 00:20:47.420
‫چون فرمانروای سپر رو تحسین می‌کردم
‫پا تو این مسیر گذاشتم.

00:20:48.040 --> 00:20:51.380
‫اگه کسی جلوم تو خطر باشه، دوست دارم کمکش کنم،

00:20:51.380 --> 00:20:53.170
‫ولی الان...

00:20:58.790 --> 00:20:59.790
‫نکنه...

00:21:06.290 --> 00:21:08.380
‫با اون وضعیت، بازم...؟!

00:21:09.500 --> 00:21:13.960
‫همچین مواقعی... ایکاش نوور بودش.

00:21:14.380 --> 00:21:16.380
‫منظورش این بود؟

00:21:16.880 --> 00:21:18.710
‫ابله نیست.

00:21:18.710 --> 00:21:23.380
‫اون دقیقاً آدمیه که دلم می‌خواست بشم.

00:21:23.790 --> 00:21:27.420
‫انجام هرکاری که می‌تونی برای نجات بقیه،
‫حتی اگه به قیمت جونت باشه...

00:21:27.420 --> 00:21:29.130
‫یه سپر حقیقی!

00:21:30.630 --> 00:21:33.380
‫ولی... اون دیگه...

00:21:33.400 --> 00:21:40.400
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:58.750 --> 00:22:00.290
‫خوبه...

00:22:01.330 --> 00:22:04.670
‫اینطوری می‌تونم یه‌کاری کنم.

00:22:06.040 --> 00:22:11.000
m 35 10 l 820 10 820 469 35 469
یه قورباقه رو پری کردم