﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:12.600
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.600 --> 00:00:15.600
♫ <i>ماه در دستان من می خندد به آنچه هست در قلبم</i> ♫

00:00:15.600 --> 00:00:18.600
♫ <i>ابرهای روبه روی من زود به رختخواب می روند</i> ♫

00:00:18.600 --> 00:00:21.600
♫ <i>نسیم بهار نمی تواند کمر لاغر مرا خم کند</i> ♫

00:00:21.600 --> 00:00:24.600
♫ <i>من در شکوفه های بهاری هلو تندرست و پر جنب و جوش هستم</i> ♫

00:00:24.600 --> 00:00:27.600
♫ <i>جوان..نباید قلبی برای بازگشت زود داشته باشی</i> ♫

00:00:27.600 --> 00:00:30.800
♫ <i>چلچله ها نیز در جاهای مختلف پرواز می کنند</i> ♫

00:00:30.800 --> 00:00:33.600
♫ <i>هلو پیش از موعد می میرد و موزهای ژاپنی هم چنان سبز هستند</i> ♫

00:00:33.600 --> 00:00:36.600
♫ <i>چه کسی اهمیت می دهد اگر باران بیایدو  باد در شب بغرد و مشت بکوبد</i> ♫

00:00:36.600 --> 00:00:39.600
♫ <i>حتی اگر یک گل با رنگ قرمز تازه شکوفا شود..هنوز باید خشک شود</i> ♫

00:00:39.600 --> 00:00:42.600
♫ <i>قلب جوان هرگز پیر نمی شود</i> ♫

00:00:42.600 --> 00:00:45.600
♫ <i>همه می شنوند که من به عنوان یک کودک می خواهم قایق را در آب برانم</i> ♫

00:00:45.600 --> 00:00:48.800
♫ <i>همه می شنوند که من به عنوان یک کودک می خواهم قایق را در آب برانم</i> ♫

00:00:48.800 --> 00:00:54.000
♫ <i>درخت بید بی اراده می رود...رفتنی تا گوشه ی آسمان</i> ♫

00:00:54.000 --> 00:00:57.600
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟</i> ♫

00:00:57.600 --> 00:01:00.600
♫ <i> برگرد برای حرف زدن با شکوفه های بهاری</i> ♫

00:01:00.600 --> 00:01:06.000
♫ <i>درخت بید بی اراده می رود...رفتنی تا گوشه ی آسمان</i> ♫

00:01:06.000 --> 00:01:09.600
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟</i> ♫

00:01:09.600 --> 00:01:12.600
♫ <i> عجله کن برای صحبت کردن با شکوفه های بهاری</i> ♫

00:01:12.600 --> 00:01:18.500


00:01:21.800 --> 00:01:24.800
♫ <i>من در شکوفه های بهاری هلو تندرست و پر جنب و جوش هستم</i> ♫

00:01:27.600 --> 00:01:30.700
♫ <i>عجله کن برای صحبت کردن با شکوفه های بهاری</i> ♫

00:01:30.700 --> 00:01:34.000
<i>[ هرگز نمی ذارم بری ]</i>

00:01:34.000 --> 00:01:36.700
<i>[ قسمت 6]</i>

00:01:38.400 --> 00:01:40.400
ارباب جوان برگشتن

00:01:50.400 --> 00:01:51.900
ارباب جوان

00:01:53.100 --> 00:01:55.800
-ارباب جوان
-ارباب جوان

00:02:00.100 --> 00:02:02.000
ارباب جوان صدمه دیدن..برید به بانو خبر بدید

00:02:02.000 --> 00:02:03.700
بله

00:02:13.600 --> 00:02:17.200
من میگم ارباب مو به شدت مجروح شده..نباید برید دکتر خبر کنید؟

00:02:17.200 --> 00:02:19.400
از وقتی ارباب کوچیک بود

00:02:19.400 --> 00:02:21.800
بانو همیشه خودشون ایشون رو درمان می کردن

00:02:21.800 --> 00:02:23.400
غریبه ها نمی تونن وارد بشن

00:02:23.400 --> 00:02:25.300
پس بانو الان کجاست؟

00:02:27.700 --> 00:02:29.400
بانو

00:02:45.200 --> 00:02:46.800
یی شان

00:02:47.700 --> 00:02:50.600
بذار مادر ببینه..چطور اینقدر بد صدمه دیدی؟

00:02:50.600 --> 00:02:51.400
یی شان...

00:02:51.400 --> 00:02:54.400
من خوبم

00:02:54.400 --> 00:02:56.200
پسره ی احمق

00:02:56.200 --> 00:02:59.100
یی شان..یی شان

00:03:01.700 --> 00:03:03.400
یی شان

00:03:09.400 --> 00:03:11.000
واقعا به دکتر نیازی نیست؟

00:03:11.000 --> 00:03:13.400
به تو ربطی نداره؟

00:03:18.000 --> 00:03:19.800
بانو خواسته بیای تو

00:03:20.600 --> 00:03:22.000
تو

00:03:24.580 --> 00:03:26.610
ارباب مو

00:03:30.060 --> 00:03:32.250
بانو مو

00:03:41.600 --> 00:03:44.600
آب..آب

00:03:46.400 --> 00:03:48.000
آب

00:03:53.600 --> 00:03:55.600
آروم...آروم

00:03:59.200 --> 00:04:00.800
جی شانگ

00:04:00.800 --> 00:04:02.600
ارباب جوان

00:04:02.600 --> 00:04:06.200
خوب مراقب...خوب مراقب بوچی باش

00:04:06.200 --> 00:04:07.800
اون...

00:04:10.800 --> 00:04:12.300
بله

00:04:13.300 --> 00:04:17.800
برادر مو..خوب استراحت کن

00:04:17.800 --> 00:04:20.200
من دیگه اذیتت نمی کنم

00:04:42.600 --> 00:04:43.800
داریم کجا می ریم؟

00:04:43.800 --> 00:04:45.200
ارباب جوان

00:04:45.200 --> 00:04:48.800
از من خواسته خوب مراقبت باشم..من ی جا برات در نظر گرفتم

00:04:48.800 --> 00:04:50.800
بیا

00:04:57.700 --> 00:04:59.400
لطفا

00:05:01.200 --> 00:05:03.900
اینجا انبار هیزم نیست؟

00:05:05.100 --> 00:05:07.000
درو باز کن..داری چی کار می کنی؟

00:05:07.000 --> 00:05:08.800
ارباب مو بهت گفته که با من درست برخورد کنی

00:05:08.800 --> 00:05:12.200
اگه به خاطر اون ظرف آشغالت بر نمی گشتی...ارباب جوان آسیب نمی دید

00:05:12.200 --> 00:05:14.800
تو فقط اونجا منتظر بمون

00:05:14.800 --> 00:05:18.400
چطور جرات می کنی؟من پرنسسم

00:05:18.400 --> 00:05:22.600
اگه نذاری بیام بیرون..کاری می کنم که تو خیابونا گدایی کنی

00:05:22.600 --> 00:05:24.800
هیچ کس نمی دونه که تو پرنسس میشی یا ن

00:05:24.800 --> 00:05:29.000
حتی اگه تو پرنسس باشی..همه اخلاق پرنس رو در پایتخت می شناسن

00:05:29.000 --> 00:05:32.600
برای همین حتی اگه بتونی وارد عمارت بشی..اون ممکنه تو رو با شمشیرش بکشه

00:05:32.600 --> 00:05:34.600
واقعا ممکنه این اتفاق بیفته؟

00:05:34.600 --> 00:05:37.200
ارباب مو هیچ وقت در این مورد چیزی نگفته بود

00:05:37.200 --> 00:05:40.400
پس من پدر نمی خوام..منو از اینجا بیار بیرون..همین حالا

00:05:40.400 --> 00:05:42.000
خیلی دیره

00:05:42.000 --> 00:05:43.200
بذار بهت بگم

00:05:43.200 --> 00:05:46.400
حالا که تو عمارت مو هستی باید همین جا بمونی

00:05:46.400 --> 00:05:49.000
تا وقتی که پرنس رو ببینی

00:05:50.600 --> 00:05:54.400
بذار از اینجا بیام بیرون..بذار از اینجا بیام بیرون

00:05:57.200 --> 00:05:58.200
اه خدای من

00:05:58.200 --> 00:06:02.400
من فکر کردم حالا ی پدر دارم...همین باعث شد که کلی آدم تعقیبم کنن

00:06:06.200 --> 00:06:10.400
حالا هم به نظر میرسه این پرنس مزخرف آدم خوبی نیست

00:06:10.400 --> 00:06:13.000
چقدر من بدشانسم

00:06:28.600 --> 00:06:29.800
این چندمیه؟

00:06:29.800 --> 00:06:33.200
هفتمی یا هشتمی

00:06:33.200 --> 00:06:35.400
<i>کی میدونست که پرنس هفتم این همه حروم زاده  داشته باشه</i>

00:06:36.200 --> 00:06:37.800
جای تعجبی نداره که همسر سلطنتی از خشم مرده

00:06:37.800 --> 00:06:39.600
من میگم که اون ی زن حسود بوده

00:06:39.600 --> 00:06:43.800
برای همین هم پرنس نتونسته چند تا زن داشته باشه

00:06:43.800 --> 00:06:47.700
منو ببخشید..منو ببخشید

00:06:49.000 --> 00:06:51.600
عالیجناب..اشی کجاست؟

00:06:51.600 --> 00:06:53.600
اون قصد داشت با من برگرده

00:06:53.600 --> 00:06:57.800
اما من نگران بودم که هان یو نتونه به تنهایی همه ی کارا رو انجام بده..برای همین اونو گذاشتم تا کمکش کنه

00:06:58.800 --> 00:07:01.800
قرص هویی چان رو به پدرم بده..من داخل نمیشم

00:07:05.000 --> 00:07:07.400
مادر...

00:07:07.400 --> 00:07:11.400
چرا جلوی ازدواج پدر با زو رو نگرفتی؟

00:07:11.400 --> 00:07:14.100
من می دونم که خوشحال نبودی

00:07:18.800 --> 00:07:21.400
شما مثله ی شکوفه آلو روی درخت بودید

00:07:21.400 --> 00:07:24.800
اما شما روی زمین افتادید..و هیچ کس برای شما دلسوزی نکرد

00:07:27.540 --> 00:07:29.820
من اشتباه کردم

00:07:30.600 --> 00:07:33.000
من نباید به اون گدا کوچولو ترحم می کردم

00:07:33.000 --> 00:07:35.400
و ازش تا پایتخت محافظت می کردم

00:07:36.400 --> 00:07:41.500
اما مادر نگران نباش..اجازه نمی دم وارد عمارت بشه

00:07:42.900 --> 00:07:44.600
ارباب جوام

00:07:44.600 --> 00:07:47.600
-پدر قرص رو دریافت کرد؟
-بله.

00:07:47.600 --> 00:07:50.800
همه ی عمارت ها چند تا ادم اینجا فرستادن؟

00:07:50.800 --> 00:07:53.000
حدود...هفت یا هشت تا

00:07:53.000 --> 00:07:55.400
این افراد دارن پرنس رو ناراحت می کنن

00:07:55.400 --> 00:07:57.600
تا وقتی که سنش درست باشه و چهره ش شبیه

00:07:57.600 --> 00:08:00.200
اونا این افراد رو می فرستن..بدون توجه به اینکه پرنس ناراحت میشن یا ن

00:08:00.200 --> 00:08:02.900
زو فی خیلی وقت پیش مرده

00:08:02.900 --> 00:08:05.600
هیچ کس نمی دونه دخترش چه شکلیه

00:08:05.600 --> 00:08:09.000
البته که اونا این فرصت رو برای نزدیک شدن به پرنس هفتم از دست نمی دن

00:08:09.850 --> 00:08:12.650
عمارت مو کسی رو نفرستاده؟

00:08:39.970 --> 00:08:43.130
ارباب مو چطوره؟بهوش اومده؟

00:08:45.400 --> 00:08:47.200
ارباب جوان ما به خاطر تو آسیب دیده

00:08:47.200 --> 00:08:50.200
اون با ی شمشیر مجروح شده

00:08:50.200 --> 00:08:53.200
اون هنوز تب داره

00:08:54.800 --> 00:08:57.000
چرا دکتر خبر نمی کنید؟

00:08:57.000 --> 00:09:01.500
حالا به فکرت رسیده که مراقب ارباب باشی..قبلا کجا بودی؟

00:09:03.600 --> 00:09:06.800
بانو خودشون از ارباب جوان مراقبت می کنن

00:09:06.800 --> 00:09:08.000
دارم بهت هشدار میدم

00:09:08.000 --> 00:09:12.500
اگه ارباب جوان نتونه امشب رو بگذرونه...مجبورت می کنم بهاش رو با جونت بدی

00:09:12.500 --> 00:09:14.200
بگیرش

00:09:16.800 --> 00:09:19.200
تو ی چیزی رو انداختی

00:09:22.600 --> 00:09:24.700
خودت بخورش

00:09:26.700 --> 00:09:29.600
بذار بهت بگم..تو توی دردسر افتادی..ی دردسر بزرگ

00:09:29.600 --> 00:09:31.600
فقط همینجا منتظر بمون

00:09:31.600 --> 00:09:35.600
نمی خوری؟درسته..به هر حال تو  توی دردسر بزرگی  افتادی

00:09:42.600 --> 00:09:46.500
بخواب..بخواب..بخواب..وقتی بخوابی احساس گرسنگی نمی کنی

00:09:53.400 --> 00:09:55.600
<i>چطور میشه آدم سیر بشه</i>

00:09:55.600 --> 00:09:58.100
<i>اونم فقط  با چند تا میوه کوچولو؟</i>

00:10:05.200 --> 00:10:06.700
<i>بوچی</i>

00:10:07.600 --> 00:10:09.200
<i>عمو جو</i>

00:10:10.600 --> 00:10:13.800
<i>عمو جو کجا رفته بودی؟من هیچ جا نتونستم پیداتون  کنم</i>

00:10:13.800 --> 00:10:15.100
<i>من داشتم دنبال غذا برات می گشتم</i>

00:10:15.100 --> 00:10:19.200
<i>امروز روز تولدته؟چطور می تونم بذارم گرسنه بمونی؟</i>

00:10:22.600 --> 00:10:24.600
<i>نون کماج</i>

00:10:24.600 --> 00:10:27.200
<i>این عالیه..عمو</i>

00:10:28.390 --> 00:10:31.590
<i>عمو جو خیلی دلم برات تنگ شده بود</i>

00:10:31.600 --> 00:10:36.000
<i>فکر می کردم دیگه هیچ وقت نمی بینمت</i>

00:10:36.000 --> 00:10:40.400
<i>دختر احمق..عمو جو هیچ وقت ترکت نمی کنه</i>

00:10:40.400 --> 00:10:42.200
<i>گریه نکن</i>

00:10:50.400 --> 00:10:52.200
عمو جو...

00:10:54.600 --> 00:10:56.800
<i>عمو جو</i>

00:11:15.890 --> 00:11:18.980
<i>بوچی..نون کماج کافیه؟</i>

00:11:18.980 --> 00:11:22.480
<i>چطور می تونه؟من می تونم بیش تر از اینا بخورم</i>

00:11:39.020 --> 00:11:40.470
<i>بگیر.</i>

00:11:41.150 --> 00:11:43.470
<i>رون مرغ</i>

00:11:46.090 --> 00:11:47.690
رون مرغ

00:11:49.030 --> 00:11:50.720
رون مرغ

00:11:55.770 --> 00:11:57.620
رون مرغ...

00:11:59.910 --> 00:12:02.760
چطور این  فقط ی رویا بود

00:12:18.190 --> 00:12:24.330
عمو جو خیلی عالی می شد..اگه  تو این ظرف غذا ظاهر می شد

00:12:24.890 --> 00:12:29.760
مثلا رون مرغ ظاهر می شد..و من می تونستم هر قدر که بخوام رون مرغ داشته باشم

00:12:29.760 --> 00:12:34.500
باعث شرمندگیه که من فقط می تونم  بشینم و به ی جا خیره بشم

00:12:35.300 --> 00:12:38.070
من حتی نمی تونم از این انبار بیرون برم

00:12:48.940 --> 00:12:51.140
من متاسفم..موش کوچولو

00:12:51.700 --> 00:12:54.170
اگه من نتونم تو رو بخورم..چیز دیگه ای برای خوردن ندارم

00:12:54.170 --> 00:12:58.250
خیلی بده که اینجا اصلا گل نیست

00:12:58.250 --> 00:13:02.520
من نمی تونم تو رو باگل بپوشونم و کبابت کنم

00:13:02.520 --> 00:13:05.780
اما..من فقط می تونم تو رو خام بخورم

00:13:05.780 --> 00:13:07.650
رون مرغ می خوای؟

00:13:10.390 --> 00:13:14.480
روح!برادر جی شانگ..برادر جی شانگ!درو باز کن

00:13:14.480 --> 00:13:19.090
--درو باز کن...ی روح اینجاست
-جیغ نزن..هیچکس این اطراف نیست

00:13:19.090 --> 00:13:23.400
من بهت رون مرغ میدم...تو..اونو نخورش

00:13:25.890 --> 00:13:29.730
من رون مرغ می خورم..رون مرغ می خورم

00:13:46.200 --> 00:13:48.570
نمی ترسی این رون مرغ سمی باشه؟

00:13:52.240 --> 00:13:54.640
این هنوز بهتر از اینه که از گرسنگی بمیری

00:13:59.010 --> 00:14:03.140
تازه با توجه به چیزایی که تا حالا دیدم..تو جز اون گروه از آدمایی نیستی که می خوان منو بکشن

00:14:03.140 --> 00:14:07.720
اگه اونا بودن..اونا فقط منو می کشتن

00:14:07.720 --> 00:14:11.450
تو معمولا..موش می خوردی؟

00:14:11.450 --> 00:14:14.230
اگه خوش شانس می بودم

00:14:14.230 --> 00:14:18.620
ی بار قحطی شد..من و عمو جو برای سه روز هیچی نخوردیم

00:14:18.620 --> 00:14:23.220
ما دیگه می خواستیم کثافت بخوریم..تو حتی نمی تونی تصورشو بکنی که اون با آدم چی کار میکنه

00:14:23.220 --> 00:14:26.890
کسایی که برای ی روز از اون خورده بورن...ظاهرشون مثله کسی بود که ده ماهه حامله ست

00:14:26.890 --> 00:14:29.830
می دونی..اون واقعا می تونه آدما رو پر کنه و بکشتشون؟

00:14:29.830 --> 00:14:35.580
ما واقعا خوش شانس بودیم که عمو جو تونست از ی جایی ی مقدار پول پیدا کنه

00:14:35.580 --> 00:14:38.820
و با اون پولی که پیدا کرده بود تونست ی مقدار برنج از فرمانداری بخره

00:14:38.820 --> 00:14:40.800
این طوری ما زنده موندیم

00:14:47.830 --> 00:14:53.150
من می دونم تو چرا اینجایی..چون فهمیدی من دختر نامشروع پرنس هفتمم..درسته؟

00:14:53.150 --> 00:14:56.830
اگه ن..من نمی تونم بفهمم چرا به من علاقه نشون میدی؟

00:14:56.830 --> 00:15:00.260
اگه بگم..من اینجام تا بکشمت..تو می ترسی؟

00:15:03.460 --> 00:15:07.290
زندگی من خیلی بی ارزشه..چرا باید بترسم؟

00:15:17.690 --> 00:15:22.660
فقط اینکه من اون کاری  رو که به عمو جو قول دادم انجام ندادم

00:15:23.760 --> 00:15:25.660
من احساس تاسف می کنم

00:15:25.660 --> 00:15:27.810
اون اینقدر برات مهم بوده؟

00:15:28.180 --> 00:15:31.740
تا حالا فکر کردی..که اگه به خاطر اون نبود

00:15:31.740 --> 00:15:33.370
تو الان ی پرنسس بودی؟

00:15:33.860 --> 00:15:36.450
و ی زندگی راحت داشتی؟

00:15:36.450 --> 00:15:40.580
هیچ کس برات قلدری نمی کرد..و مجبور نبودی گدایی کنی؟

00:15:41.970 --> 00:15:46.700
چی میشه اگه گدا باشی؟تمام چیزی که من می دونم اینه که عمو جو با من خوب بود

00:15:46.700 --> 00:15:50.010
اگه چیز خوبی برای خوردن بود..اون اجازه می داد من اول بخورم

00:15:50.620 --> 00:15:52.810
در موقع بارش برف در زمستان

00:15:52.810 --> 00:15:56.560
اگه به خاطر عمو نبود که منو بین بازوهاش می گرفت..من از سرما یخ زده بودم

00:15:57.790 --> 00:16:00.650
نگاه نکن که عمارت لین منو به عنوان دختر خوندشون قبول کرده

00:16:00.650 --> 00:16:03.960
و عمارت مو می خواد منو به عمارت پرنس بفرسته تا پرنس رو ملاقات کنم

00:16:05.050 --> 00:16:09.090
اونا فقط دارن از من استفاده می کنن..فکر می کنی مردم کاری رو انجام میدن

00:16:09.090 --> 00:16:10.910
بدون به دست آوردن سود؟

00:16:10.910 --> 00:16:13.520
تو فکر می کنی..عمو جوت هیچ وقت ازت سو استفاده نکرده؟

00:16:14.890 --> 00:16:17.080
چه سو استفاده ای از من می خواست بکنه؟

00:16:19.070 --> 00:16:21.620
عمو جوی من فقط ی گدا بود

00:16:24.340 --> 00:16:28.930
اما اون با جونش از من مراقبت کرد و بهم غذا داد

00:16:31.120 --> 00:16:36.200
من سالای زیادی باهاش زندگی کردم

00:16:37.200 --> 00:16:39.100
تو فکر می کنی من نمی تونستم اونو بفهمم؟

00:16:42.940 --> 00:16:47.630
نرو..ما به هر حال کاری برای انجام دادن نداریم...چرا بیش تر حرف نزنیم؟

00:16:49.920 --> 00:16:55.140
اشکال نداره اگه حرفم نزدیم...چطوره برام رون مرغ بیش تری بیاری؟

00:16:57.350 --> 00:17:01.350
اگه رون مرغ هم نباشه ایرادی نداره..یکم نونم خوبه

00:17:19.430 --> 00:17:21.800
راستی اون کی بودش؟

00:17:24.590 --> 00:17:29.530
چرا اون دزدکی داخل انبار شد و به من بال مرغ داد؟

00:17:32.060 --> 00:17:34.240
یعنی بازم میاد؟

00:17:38.500 --> 00:17:41.510
مینگ یو

00:17:44.780 --> 00:17:49.330
خواهر..این همه آدم حتی نتونستن..سه نفر رو بکشن

00:17:49.330 --> 00:17:54.070
اگه من جای تو بودم..خودمو تو  اتاقم  می کشتم

00:17:54.070 --> 00:17:57.670
و خودمو با اینجا اومدن شرمنده نمی کردم

00:17:58.890 --> 00:18:01.400
خیلی خوشحال نباش

00:18:01.400 --> 00:18:07.450
چرا نمی تونم خوشحال باشم؟استاد از من خواسته تا عمارت زو رو متقاعد کنم و حق گردش مالی پول رو بگیرم

00:18:07.450 --> 00:18:10.730
عمارت زو موافقت کرده..پس من وظیفم رو انجام دادم

00:18:10.730 --> 00:18:15.060
اما..تو خواهر..پشت سر هم در ماموریتات شکست می خوری

00:18:15.060 --> 00:18:21.600
من فکر می کنم تو هرگز شایسته رقابت با من برای رسیدن به پست ریاست مینگ یو نیستی

00:18:23.570 --> 00:18:28.230
ارباب دنبالم می گرده..دیگه بهتره حرف زدن رو تمومش کنم

00:18:33.800 --> 00:18:37.200
لیان لی کی..مو روفی..گدا کوچولو

00:18:37.610 --> 00:18:39.730
همتون رو می کشم

00:18:57.980 --> 00:18:59.370
مادر

00:19:01.210 --> 00:19:04.230
یی شان..اینجا..آروم باش

00:19:05.930 --> 00:19:10.720
-یی شان
-این اشتباه من بود..من شما رو نگران کردم

00:19:11.240 --> 00:19:14.650
پسره ی احمق؟الان حالت بهتره؟

00:19:14.650 --> 00:19:18.480
تنفسم نرمال شده..فقط زخمام هنوز کمی درد می کنه

00:19:18.480 --> 00:19:20.820
اما چیز جدی نیست

00:19:21.260 --> 00:19:25.240
خدا رو شکر..پسرم از ی مشکل دیگه  نجات پیدا کرد

00:19:26.090 --> 00:19:29.080
-جی شانگ
-ارباب جوان

00:19:29.080 --> 00:19:31.890
هیچ ردی از کسایی که می خواستن ما رو بکشن پیدا نکردی؟

00:19:31.890 --> 00:19:36.060
ن هنوز..اما نگران نبا شید..من تصویر قاتل رو  بیرون همه جا پخش کردم

00:19:36.060 --> 00:19:38.200
تا مردم بتونن اونو ببینن

00:19:38.200 --> 00:19:42.790
کی اونقدر احمقه..که خواسته به عمارت مو صدمه بزنه؟

00:19:42.790 --> 00:19:46.960
من می ترسم که این قضیه با پیشنهاد مزایده دولت در ارتباط باشه

00:19:46.960 --> 00:19:50.210
پرنس هفتم هنوز بابت نرخ بهره پیشنهادی ما که بالاست ناراضیه

00:19:50.210 --> 00:19:53.330
اون چند بار به من راجبش گفته اما من نادیده اش گرفتم

00:19:53.330 --> 00:19:57.500
به نظر می رسه کسی از این موضوع خبر داره..برای همین این حمله رو ترتیب داده

00:19:57.500 --> 00:19:59.620
همین طور در گذشته...شما

00:20:02.920 --> 00:20:05.350
این اشتباه من بود

00:20:05.350 --> 00:20:09.910
مادر زیر پل همیشه آب هست..خودتون رو سرزنش نکنید

00:20:09.910 --> 00:20:14.410
وقتی هوآبوچی رو به عمارت پرنس هفتم بفرستیم

00:20:14.410 --> 00:20:18.350
و اون بفهمه که بوچی دختر گمشدشه..این می تونه اونو خوشحال کنه

00:20:19.600 --> 00:20:21.980
جی شانگ؟بوچی چطوره؟

00:20:21.980 --> 00:20:27.360
بوچی..هوآبوچی..اون...من فکر کنم..

00:20:27.360 --> 00:20:32.610
-چی شده؟
-اگه به خاطر اون نبود شما این قدر بد مجروح نمی شدین

00:20:32.610 --> 00:20:34.420
هوآبوچی کجاست؟

00:20:35.870 --> 00:20:37.700
بگو

00:20:38.150 --> 00:20:41.230
-من اون رو تو انبار هیزم زندانی کردم
-چطور جرات کردی؟

00:20:43.460 --> 00:20:47.420
-ارباب جوان..هوابوچی ممکنه اون کسی نباشه که پرنس دنبالشه؟
-یی شان

00:20:49.000 --> 00:20:53.290
حتی اگه اون واقعی نباشه..من واقعیش می کنم

00:20:54.390 --> 00:20:57.400
-من منظورم..ارباب جوان
-یی شان

00:21:06.800 --> 00:21:08.800
دیگه مزه نمی ده

00:21:11.590 --> 00:21:16.980
ارباب مو....بهترید؟....من متاسفم که باعث شدم صدمه ببینید

00:21:16.980 --> 00:21:20.170
من خوبم..گرسنه ای؟

00:21:21.240 --> 00:21:23.730
بیا..من چیزای خوب برات آماده می کنم تا بخوری

00:21:23.730 --> 00:21:27.410
من خیلی قویم..من برای دو روز هیچی نخوردم

00:21:27.410 --> 00:21:29.320
کلی هیزم اینجا بود

00:21:34.530 --> 00:21:37.440
تنبیه کردن اون رو تموم کنید..اون فقط نگران شما بود

00:21:37.440 --> 00:21:40.710
از اونجایی که بوچی برای تو تقاضا بخشش کرد ..پاشو

00:21:40.710 --> 00:21:43.090
ممنون ارباب..ممنون بانو

00:21:44.030 --> 00:21:48.290
تو برو به پرنس هفتم بگو..من یکی رو پیدا کردم

00:21:48.290 --> 00:21:50.320
-و ازش بپرس من کی می تونم اونو پیشش بفرستم
-بله

00:21:50.320 --> 00:21:52.000
احتیاجی نیست

00:21:55.100 --> 00:21:56.840
عالیجناب

00:22:01.900 --> 00:22:06.040
من که گفتم این گدا کوچولو حرمزاده ی پدرم نیست

00:22:06.540 --> 00:22:09.620
یی شان فقط برنامه داشت که بوچی رو بیاره پایتخت تا اوقات خوبی داشته باشه

00:22:09.620 --> 00:22:13.280
درست همان طور که عالیجناب گفتن..اون دختر پرنس نیست

00:22:15.080 --> 00:22:18.810
اما وقتی ما در باره ی گذشته ی اون در مسیرمون صحبت کردیم

00:22:18.810 --> 00:22:21.080
فهمیدم که اون شباهت های زیادی داره

00:22:21.080 --> 00:22:23.340
پرنس هفتم هم در مورد پرنسس نگرانن

00:22:25.240 --> 00:22:28.410
بعد از کمی تامل..فکر کردم که بهتر باشه پرنس اونو ملاقات کنه

00:22:28.410 --> 00:22:29.920
اینطوری اشتباهی رخ نمی ده

00:22:32.320 --> 00:22:36.590
می دونی چند تا دختر با عنوان دختر نامشروع پدرم به عمارت فرستاده شدن؟

00:22:39.150 --> 00:22:42.060
شما مردم دیوانه شدید

00:22:42.060 --> 00:22:44.320
اونم فقط برای نزدیک شدن به پدر من

00:22:44.320 --> 00:22:46.320
هر کسی رو می فرستید

00:22:46.320 --> 00:22:48.180
با اینحال هیچ کدوم واقعی نیستن

00:22:49.890 --> 00:22:52.360
من فقط دارم بهت تذکر می دم که بیش تر دقت کنی

00:22:54.910 --> 00:22:59.160
به خاطر هیچی خودتو تو تله مرگ ننداز

00:23:03.290 --> 00:23:06.610
ممنون عالیجناب..من بیش تر دقت می کنم

00:23:06.610 --> 00:23:09.760
ما رو تنها بذارید..من باید با اون تنها حرف بزنم

00:23:15.700 --> 00:23:16.950
چی شده؟

00:23:17.590 --> 00:23:21.330
کسی دیگه به دستورات پسر پرنس اهمیت نمی ده؟

00:23:21.330 --> 00:23:22.850
من جراتش رو ندارم

00:23:25.010 --> 00:23:26.390
بوچی

00:23:47.250 --> 00:23:49.150
عالیجناب فقط می خواد باهات حرف بزنه

00:23:49.150 --> 00:23:50.960
نترس

00:23:52.190 --> 00:23:53.770
خدافظ

00:24:01.310 --> 00:24:02.920
گدا کوچولو

00:24:02.920 --> 00:24:06.770
این دو روز در عمارت مو  چطور بودی؟

00:24:08.430 --> 00:24:09.950
خوب بود

00:24:23.300 --> 00:24:25.050
می خوای وارد عمارت پرنس بشی؟

00:24:26.700 --> 00:24:28.760
ن نمی خوام وارد عمارت پرنس بشم

00:24:28.760 --> 00:24:31.200
هیچ چیز خوبی درموردش نیست

00:24:31.200 --> 00:24:34.700
هرچند غذای خوب و لباس خوب هست..اما آدم  اونجا آزاد نیست

00:24:34.740 --> 00:24:37.560
من فقط می خوام آخرین خواسته عمو جو رو برآورده کنم

00:24:37.560 --> 00:24:39.720
پس خودت اینو گفتی

00:24:39.720 --> 00:24:44.750
پس وقتی وارد عمارت پرنس شدی و پرنس رو ملاقات کردی مثله اون روز تو مهمانسرا نقش بازی کن

00:24:44.750 --> 00:24:47.920
این طوری پرنس از تو خوشش نمیاد..فهمیدی؟

00:24:47.920 --> 00:24:50.600
من نمی تونم اینکارو بکنم..من نمی تونم به ارباب مو صدمه بزنم

00:24:50.600 --> 00:24:53.650
تو نمی خواد نگران موروفی باشی..من خودم حواسم بهش هست

00:24:55.000 --> 00:24:58.240
نه نه..ارباب مو داشت به خاطر من می مرد

00:24:58.240 --> 00:25:00.430
من نمی تونم اینکارو باهاش بکنم

00:25:00.430 --> 00:25:03.430
تازشم..مگه شما نگفتید که من دختر واقعی پرنس نیستم؟

00:25:03.430 --> 00:25:06.090
چرا پس من باید نقش بازی کنم؟

00:25:07.060 --> 00:25:09.890
-نگو که من...
-تو نیستی

00:25:11.230 --> 00:25:13.040
اگه هم باشی

00:25:13.410 --> 00:25:15.240
من تو رو همون لحظه می کشم

00:25:16.260 --> 00:25:19.460
یادت باشه

00:25:19.460 --> 00:25:21.180
من ی چیز رو دوبار نمی گم

00:25:21.180 --> 00:25:24.050
بله بله بله..عالیجناب..هرچی شما بگید

00:25:24.050 --> 00:25:27.120
وقتی پرنس رو ببینم ادای  آدمای دیوونه رو در میارم..این طوری دیگه تو عمارت نمی مونم

00:25:27.120 --> 00:25:28.840
به من کلک نزن

00:25:28.840 --> 00:25:30.780
من می تونم هر وقت که بخوام بکشمت

00:25:40.920 --> 00:25:43.680
به نظر می رسه من نباید وارد عمارت پرنس بشم

00:25:45.640 --> 00:25:48.710
من متاسفم..ارباب مو

00:25:59.370 --> 00:26:01.240
ارباب مو.

00:26:02.360 --> 00:26:03.520
بوچی

00:26:03.520 --> 00:26:06.840
عالیجناب چی بهت گفت؟

00:26:06.840 --> 00:26:11.110
هیچی..فقط بهم هشدار داد که به فکر موندن تو عمارت پرنس نباشم

00:26:15.090 --> 00:26:17.870
عالیجناب آدم بدی نیست

00:26:17.870 --> 00:26:22.630
زیاد نگران نباش..برو کمی استراحت کن..من  میگم برات غذای خوشمزه آماده  کنن

00:26:22.630 --> 00:26:24.120
جدا؟

00:26:26.700 --> 00:26:30.740
به محض اینکه جی شانگ برگرده من تو رو به عمارت می فرستم

00:26:40.480 --> 00:26:42.900
بانو

00:26:42.900 --> 00:26:47.320
بانو من خدمتکار شما زی چان هستم..می خوام کمکتون کنم لباساتون رو عوض کنید

00:26:47.320 --> 00:26:49.550
نه..نه..نه..نه

00:26:49.550 --> 00:26:53.950
من ی کودکی ناخوشایند داشتم..دلم نمی خواد کسی به من خدمت کنه

00:26:53.950 --> 00:26:55.680
این چطوره؟

00:26:55.680 --> 00:26:58.260
وقتی لباسم رو عوض کردم..میذارم بیای داخل

00:26:58.260 --> 00:27:00.700
پس من تنهاتون میذارم

00:27:00.700 --> 00:27:02.930
برو..برو..برو

00:27:02.930 --> 00:27:17.680


00:27:23.140 --> 00:27:25.360
ما  باید کمی خون رو برای آزمایش به عمارت پرنس بفرستیم؟

00:27:25.360 --> 00:27:26.340
بله

00:27:26.400 --> 00:27:31.300
کلی دختر اونجا رفتن و ادعا کردن که پرنسس هستن

00:27:31.440 --> 00:27:35.000
ن تنها دوک در این مورد ناراحته پرنس  هم عصبانی بود

00:27:35.000 --> 00:27:37.930
برای همین دوک  گفته که دیگه کسی اجازه نداره اونجا دختر بفرسته

00:27:37.930 --> 00:27:41.000
فقط کمی خون و وسایلی که به دختر تعلق داره برای  دوک فرستاده بشه

00:27:41.000 --> 00:27:43.490
هر چی بهش تعلق داره؟این چه معنی میده؟

00:27:43.490 --> 00:27:46.940
این چه معنی میده....این می تونه ی وسیله برای دوک باشه

00:27:46.940 --> 00:27:49.820
تا در مورد هویت پرنسس مطمئن بشه

00:27:49.820 --> 00:27:53.210
دوک نگفته اون وسیله چیه

00:27:53.210 --> 00:27:56.070
چون می ترسه بقیه تقلبیش رو بسازن

00:27:57.050 --> 00:27:59.470
پس تو برو و از هوآبوچی کمی خون بگیر

00:27:59.470 --> 00:28:02.480
و هر چی تو کیفشه برای دوک بفرست

00:28:02.500 --> 00:28:07.800
ارباب جوان..فراموش نکنید که دوک هر کی رو که سعی در جعل کردن هویت داشته تو زندان انداحته

00:28:07.960 --> 00:28:11.790
تازه..پرنس هم گفت که هوآبوچی دختر دوک نیست

00:28:11.790 --> 00:28:15.770
چی میشه اگه ما اون وسایل رو بفرستیم و دوک ی دلیلی پیدا کنه و شما رو بازداشت کنه

00:28:15.770 --> 00:28:18.770
اونوقت من چی کار کنم؟بانو چی کار کنه؟عمارت مو چی کار کنه؟

00:28:18.770 --> 00:28:20.730
باشه باشه..برو  و اینکارو انجام بده

00:28:20.730 --> 00:28:23.720
من می خوام در مورد ی چیزایی فکر کنم..برو

00:28:31.130 --> 00:28:35.240
واو..این خیلی قشنگه

00:28:37.270 --> 00:28:39.510
<i>بانو..لباس پوشیدید؟</i>

00:28:39.510 --> 00:28:41.650
بله..تموم شد

00:28:49.200 --> 00:28:51.170
داره چه اتفاقی می افته؟

00:28:53.480 --> 00:28:55.190
شما ها دارید چی کار می کنید؟

00:28:55.190 --> 00:29:00.200
شما ها دارید چی کار می کنید؟...دارید چی کار می کنید؟

00:29:42.090 --> 00:29:43.320
ارباب جوان

00:29:43.320 --> 00:29:45.020
این چیه؟

00:29:45.990 --> 00:29:49.440
مهم نیست خون کی باشه..تا وقتی ما از این سم استفاده کنیم

00:29:49.440 --> 00:29:53.920
این با خون دوک ترکیب میشه..من اینو در کتاب خوندم

00:29:53.920 --> 00:29:55.920
من فکر نمی کردم  ی روز به درد بخوره؟

00:29:55.920 --> 00:30:00.030
چی میشه اگه دوک بفهمه؟

00:30:00.030 --> 00:30:02.960
فقط ما دو نفر می دونیم..نکنه تو می خوای بری به دوک بگی؟

00:30:02.960 --> 00:30:05.480
ارباب جوان..به من اعتماد ندارید؟

00:30:57.140 --> 00:30:59.000
شگفت انگیزه

00:30:59.000 --> 00:31:01.250
بعد از این همه سال

00:31:01.250 --> 00:31:04.210
ما بالاخره الهه بی لوشن رو پیدا کردیم

00:31:04.210 --> 00:31:06.720
تبریک میگم

00:31:06.720 --> 00:31:07.910
برو

00:31:07.910 --> 00:31:09.630
برو این چیزایی که

00:31:09.630 --> 00:31:13.710
موروفی برام فرستاده چک کن..ببین که

00:31:13.710 --> 00:31:15.940
هیچ نشونی از زو هوا و الهه  هست؟

00:31:30.640 --> 00:31:34.030
زو هوا کی بوده؟

00:31:35.060 --> 00:31:39.580
اون کسی بود که زو فی رو به عمارت مو فرستاد تا مراقبش باشن

00:31:39.580 --> 00:31:42.870
رابطش با زو فی چی بوده؟

00:31:42.870 --> 00:31:46.250
یعنی زو فی بچه اونو باردار بوده؟

00:31:46.250 --> 00:31:49.930
بعد از کلی گشتن..ما فقط ی اسم ازش می دونیم

00:31:49.930 --> 00:31:52.950
ما هیچ چیز در موردش نمی دونیم..این مضحکه

00:31:52.950 --> 00:31:55.840
نگران نباشید عالیجناب

00:31:55.840 --> 00:31:58.110
ما الهه رو پیدا کردیم

00:31:58.110 --> 00:32:00.860
این به این معنیه که ما ی قدم به پیروزی نزدیک تر شدیم

00:32:00.860 --> 00:32:02.840
من

00:32:02.840 --> 00:32:05.320
در چنین وضعیتی هستم

00:32:05.320 --> 00:32:08.160
من نمی دونم چند سال از عمرم باقی مونده

00:32:08.160 --> 00:32:10.310
چطور می تونم در موردش نگران نباشم؟

00:32:10.310 --> 00:32:12.240
تو

00:32:12.240 --> 00:32:17.310
برای سال های زیادیه که دنبال بقیه نقشه بی لوشن می گردی

00:32:17.310 --> 00:32:20.560
و تو هنوز هیچ ردی پیدا نکردی..بدون نقشه بی لوشن

00:32:20.560 --> 00:32:24.080
ما حتی نمی دونیم ورودی بی لوشن کجاست

00:32:24.080 --> 00:32:25.490
حالا

00:32:25.490 --> 00:32:29.100
اگر چه ما همه این چیزا رو پیدا کردیم

00:32:29.100 --> 00:32:32.350
ما تازه برگشتیم به وقتی که زو فی زنده بود

00:32:32.350 --> 00:32:36.020
ما به پیروزی نزدیک نشدیم

00:32:36.020 --> 00:32:37.440
عالیجناب

00:32:37.500 --> 00:32:42.300
اون مرد مرموز وارد بی لوشن شد و تونست نصف نقشه رو بدزده

00:32:42.370 --> 00:32:45.300
اگه اون گنج رو می خواست

00:32:45.300 --> 00:32:49.620
اون به ی راهی فکر می کرد تا بقیه نقشه و الهه و اشیای مقدس رو به دست بیاره

00:32:49.620 --> 00:32:54.140
تمام این سالا من این خبر رو که اشیای مقدس

00:32:54.140 --> 00:32:57.670
در پایتخت هستن رو همه جا منتشر کردم اگه اون فرد این اخبار رو دریافت می کرد

00:32:57.670 --> 00:33:00.590
اون باید تو تله ما می افتاد

00:33:00.590 --> 00:33:02.590
منم امیدوارم

00:33:04.980 --> 00:33:08.040
موروفی اون دختر رو پیدا کرده

00:33:08.040 --> 00:33:11.390
و من می خوام اون دختر به عمارتم بیاد

00:33:11.390 --> 00:33:14.180
تا وقتی اون رو در کنارم داشته باشم

00:33:14.180 --> 00:33:16.890
من احساس امنیت می کنم

00:33:16.900 --> 00:33:21.600
از معشوقه گان و یوآر بخواه تو سالن منتظر من باشن

00:33:21.690 --> 00:33:23.480
بله

00:33:40.770 --> 00:33:55.000


00:34:00.080 --> 00:34:04.030
عمارت مو

00:34:04.030 --> 00:34:06.530
اینو امروز اینجا فرستاده

00:34:26.470 --> 00:34:28.780
اونا در حال ترکیبن

00:34:34.330 --> 00:34:36.640
شما همتون اینو می بینین

00:34:37.230 --> 00:34:42.140
بعد از این همه سال..من بالاخره اونو پیدا کردم

00:34:42.140 --> 00:34:48.010
این می تونه اثبات کنه که هوآبوچی که در عمارت مو هستش

00:34:48.010 --> 00:34:51.710
دختر گمشده ی منه

00:34:51.710 --> 00:34:55.250
شرایط من بهم اجازه نمی ده برای مدت طولانی زندگی کنم

00:34:55.250 --> 00:34:58.330
اینکه بتونم کنار دخترم باشم

00:34:58.330 --> 00:35:00.640
آرزوی من برای سالای زیادی بوده

00:35:00.640 --> 00:35:03.790
شما معشوقه من

00:35:03.790 --> 00:35:05.920
و پسر من هستید

00:35:05.920 --> 00:35:08.560
من امیدوارم منو درک کنید

00:35:08.560 --> 00:35:13.570
من می خوام اون به عمارت بیاد

00:35:16.850 --> 00:35:18.970
شما نباید ایتو بگین

00:35:18.970 --> 00:35:21.050
شما ارباب این عمارت هستید

00:35:21.050 --> 00:35:23.740
هرچی تصمیم بگیرید درسته

00:35:23.740 --> 00:35:27.290
اما این دختر خیلی باارزشه و عزیزه

00:35:27.290 --> 00:35:29.520
ما باید افرادی رو قرار بدیم که مراقبش باشن

00:35:29.520 --> 00:35:31.950
نباید بذاریم که قسمت من باعث تعجب و شگفتیش بشه

00:35:31.950 --> 00:35:34.580
من  نمی خوام مسئولیتش رو قبول کنم

00:35:34.580 --> 00:35:37.060
اگه اتفاق بدی براش بیفته

00:35:37.060 --> 00:35:38.990
نگران نباش

00:35:39.560 --> 00:35:42.680
چه اون اینجا باشه چه نباشه

00:35:42.680 --> 00:35:46.470
من نمی ذارم مزاحمت بشه

00:35:48.360 --> 00:35:51.370
یوآر  تو چی می گی؟

00:35:51.370 --> 00:35:53.880
اگه اون وارد عمارت بشه

00:35:53.880 --> 00:35:56.250
من همون لحظه می کشمش

00:35:56.250 --> 00:35:58.200
یو آر

00:35:58.960 --> 00:36:01.560
نمیشه تو با ملاحظه ی بیش تری با من برخورد کنی؟

00:36:01.560 --> 00:36:04.660
شما کی به احساسات مادر من توجه کردید؟

00:36:08.800 --> 00:36:10.560
درسته

00:36:11.160 --> 00:36:15.850
رفتار من با مادرت اشتباه بود

00:36:15.850 --> 00:36:18.150
اما اون الان مرده

00:36:18.150 --> 00:36:20.590
من هیچ راهی برای جبران رفتارم نسبت به اون ندارم

00:36:20.590 --> 00:36:24.660
نمی تونی فقط به این فکر کنی که من تا حالا با تو به نادرستی رفتار نکردم؟

00:36:24.660 --> 00:36:27.840
مگه هرچی می خواستی برات فراهم نکردم؟

00:36:27.840 --> 00:36:30.070
یوآر

00:36:30.070 --> 00:36:34.130
چرا نمی تونی منو بفهمی؟

00:36:34.130 --> 00:36:37.630
من می خوام اون هرگز پاشو اینجا نذاره..می تونید اینو به من بدید؟

00:36:39.220 --> 00:36:40.520
یوآر...

00:36:40.520 --> 00:36:42.330
عالیجناب...عالیجناب

00:36:42.330 --> 00:36:45.200
عالیجناب..مراقب وضعیتتون باشید

00:36:45.200 --> 00:36:46.840
یوآر

00:36:47.340 --> 00:36:49.770
پدر ضعیف و بیماره

00:36:50.640 --> 00:36:53.120
و همین طور باید به قیمتا نظارت کنه

00:36:53.120 --> 00:36:56.630
موضوع پیش پا افتاده ای مثله هوآوچی نباید باعث نگرانی شما بشه

00:36:56.630 --> 00:36:59.620
چرا فقط اونو به من نمی سپرید

00:36:59.620 --> 00:37:01.890
و منم مراقبش خواهم بود

00:37:02.570 --> 00:37:07.890
تا وقتی که بمیره..این طوری شایعه ها هم از بین میره

00:37:07.890 --> 00:37:10.110
پدر..چی فکر می کنید؟

00:37:14.520 --> 00:37:17.920
یوآر..یوآر..یوآر

00:37:18.480 --> 00:37:19.950
عایجناب

00:37:19.950 --> 00:37:23.970
حرومزاده..چه حرومزاده ای

00:37:23.970 --> 00:37:25.610
من بیش از اندازه اونو لوس کردم

00:37:25.610 --> 00:37:27.760
عالیجناب..عصبانی نشید

00:37:27.760 --> 00:37:30.340
اون از وقتی بچه بوده این طوری بوده..مگه فراموش کردید؟

00:37:30.340 --> 00:37:32.250
شما نباید عصبانی بشید...این برای شرایطتتون خوب نیست

00:37:32.250 --> 00:37:35.590
بله..عالیجناب...درسته که یوآر اون حرفا رو زد..ولی اون قلب مهربانی داره

00:37:35.590 --> 00:37:39.410
اون واقعا الهه...پرنسس رو نمی کشه

00:37:39.410 --> 00:37:41.800
آ فو

00:37:43.290 --> 00:37:46.860
یوآر از تو یاد گرفته چطور مبارزه کنه

00:37:46.860 --> 00:37:51.130
به خاطر همین تو ی رابطه ی نزدیک باهاش داری

00:37:51.130 --> 00:37:55.390
برو..باهاش حرف بزن

00:38:00.050 --> 00:38:01.860
عالیجناب

00:39:00.360 --> 00:39:04.350
این روزا هنرهای رزمیتون پیشرفت کرده

00:39:04.350 --> 00:39:06.280
من می ترسم تا دوسال دیگه

00:39:06.280 --> 00:39:09.820
دیگه نتونم در مبارزه حریفتون بشم

00:39:09.820 --> 00:39:11.730
استاد..شما همین الان به من ضربه زدید

00:39:11.730 --> 00:39:14.440
اما ایرادی نداره..من صبر می کنم

00:39:14.440 --> 00:39:19.190
ی روز شما پیر میشید و دیگه نمی تونید این طوری بپرید..اونوقت من بدون زحمت برنده میشم

00:39:20.640 --> 00:39:25.860
یوآر..این مدت که تو زی هوا بودی چیزی هم   یاد گرفتی؟

00:39:26.840 --> 00:39:28.800
من چیزی یاد نگرفتم

00:39:28.800 --> 00:39:31.480
من اونجا فقط برای قرص هویی چان رفته بودم

00:39:32.200 --> 00:39:35.970
من از درخواست پدرم برای پیدا کردن دختر گمشدش امتناع کردم

00:39:36.750 --> 00:39:39.350
اما اون دختر به هر حال پیدا شدش

00:39:39.350 --> 00:39:45.900
یوآر ..تو وقتی در عمارت هستی با چنین شدتی با دوک می جنگی

00:39:45.900 --> 00:39:49.550
اما وقتی بیرون از عمارت هستی ... ایشون  رو در ذهنت نگه میداری همش به ایشون و بهش فکر می کنی

00:39:49.550 --> 00:39:51.520
شما پسرا واقعا ی چیزیتون میشه

00:39:51.520 --> 00:39:54.740
استاد..من نمی خوام باهاش دعوا کنم

00:39:54.740 --> 00:39:58.720
من واقعا می خوام مدت بیش تری رو با پدرم باشم..برای همین رفتم قرص هویی چان رو براش آوردم

00:39:59.470 --> 00:40:03.550
اما اون به همه در مورد دختر گمشدش گفته

00:40:03.550 --> 00:40:05.690
الان همه دارن می گن که مادر من ی زن حسود بوده

00:40:05.690 --> 00:40:08.160
من چطور می تونم این طوری زندگی کنم؟

00:40:08.160 --> 00:40:12.090
این موضوع اشتباه دوک نبوده

00:40:12.090 --> 00:40:14.840
من ایشون رو متقاعد کردم که این کار رو انجام بدن

00:40:15.570 --> 00:40:18.370
من دیدم که ایشون همیشه ناراحتن

00:40:18.370 --> 00:40:22.230
و بسیار آه حسرت می کشن..برای همین از روی دلسوزی اینکار رو انجام دادم

00:40:23.580 --> 00:40:28.630
یوآر اگه می خوای کسی رو سرزنش کنی..منو سرزنش کن

00:40:28.630 --> 00:40:31.070
استاد ..من منظور شما رو خوب می فهمم

00:40:31.070 --> 00:40:34.650
اما شما نمی تونید مسئول همه چیز باشید

00:40:35.870 --> 00:40:37.730
یوآر

00:40:38.660 --> 00:40:41.210
تو از وضعیت دوک خبر داری

00:40:41.650 --> 00:40:46.780
تو واقعا می خوای به پدرت اجازه بدی که با این ترس

00:40:46.780 --> 00:40:49.640
روزای آخر عمرشو سپری کنه؟

00:40:52.810 --> 00:40:59.910
خانواده و عشق دو تا چیزن که دست کشیدن ازشون خیلی سخته

00:41:01.140 --> 00:41:04.230
فقط نبین که پدرت به ظاهر همیشه باهات جروبحث می کنه

00:41:04.230 --> 00:41:08.300
همه چیز برای تو هستش

00:41:11.130 --> 00:41:11.970
یوآر

00:41:11.970 --> 00:41:15.560
راه های خیلی زیادی برای مراقبت از دختر گمشده ی پدر وجود داره

00:41:15.560 --> 00:41:17.230
اما اون دختر نباید وارد عمارت بشه

00:41:17.230 --> 00:41:20.280
-یوآر
-استاد..از متقاعد کردن من دست بردارید

00:41:20.280 --> 00:41:23.680
من اجازه نمی دوم اون دختر پاشو تو عمارت بذاره

00:41:23.680 --> 00:41:25.490
عمارت مو

00:41:25.490 --> 00:41:27.590
شما ها می خواین چی کار کنید؟

00:41:27.590 --> 00:41:30.510
با..بانو..این سوپ خرما برای شماست

00:41:30.510 --> 00:41:32.650
شماها...

00:41:33.670 --> 00:41:35.040
کیف من کجاست؟

00:41:35.040 --> 00:41:39.400
پرنس هفتم خواستن که تمام وسایل شما رو به عمارتشون بفرستیم

00:41:39.400 --> 00:41:41.130
چی؟

00:41:42.370 --> 00:41:46.820
<i> مغازه عتیقه فروشی زینگ یان رو در پایتخت پیدا کن..دنبال آقای زو بگرد</i>

00:41:46.820 --> 00:41:48.500
<i>و این ظرف رو بهش بده </i>

00:41:48.500 --> 00:41:53.930
<i>یادت باشه..آقای زو..در مغازه عتیفه فروشی زینگ یان.</i>

00:41:54.480 --> 00:41:56.770
کی بهتون اجازه داد که  به وسایل من دست بزنید؟

00:41:56.770 --> 00:41:58.640
بانو

00:42:00.740 --> 00:42:03.510
ولم کن برم..من باید جی شانگ رو پیدا کنم

00:42:05.460 --> 00:42:09.330
بوچی..تو به زودی پرنس هفتم رو ملاقات می کنی

00:42:09.330 --> 00:42:12.230
حتی اگه من ازت انتظار نداشته باشم که مثله ی بانو رفتا کنی

00:42:12.230 --> 00:42:15.150
اما بیش تر از این دیوونه بازی در نیار

00:42:15.150 --> 00:42:17.970
بعلاوه..چرا تو باید جی شانگ رو ببینی؟

00:42:17.970 --> 00:42:20.160
چرا اون دست به وسایل من زده؟

00:42:20.160 --> 00:42:23.350
چرا بدون اجازه من وسایلم رو به عمارت دوک فرستاده؟

00:42:23.350 --> 00:42:26.550
دنبال این می گردی؟

00:42:28.910 --> 00:42:32.440
من در دروازه تیانمن دیدم حتی اگه جونت هم در خطر باشه باز هم باید این ظرف رو به دست بیاری

00:42:32.440 --> 00:42:34.570
می دونم این ظرف برات خیلی معنی داره

00:42:34.570 --> 00:42:37.970
اما از دید بقیه این فقط ی وسیله برای گدایی کردنه

00:42:37.970 --> 00:42:40.470
برای همین من اینو برات نگه داشتم

00:42:41.110 --> 00:42:43.730
اما من دارم با خودم فکر می کنم

00:42:43.730 --> 00:42:46.740
چرا این قدر برای این ظرف نگرانی؟

00:42:46.740 --> 00:42:49.340
رازی در مورد این ظرف نیستش؟

00:42:50.410 --> 00:42:53.030
ارباب مو..شما خیلی فکر می کنید

00:42:53.030 --> 00:42:57.370
من برای این ظرف نگرانم..چون این تنها چیزیه که عمو جو برای من باقی گذاشته

00:42:57.370 --> 00:43:00.560
این از جونم هم برام مهم تره

00:43:00.560 --> 00:43:02.870
واقعا هیچ رازی نیست؟

00:43:05.460 --> 00:43:07.240
شما می تونید خودتون ببینینش

00:43:07.240 --> 00:43:09.020
باشه

00:43:09.020 --> 00:43:12.230
اما شما نمی تونید اینو از من بگیرید

00:43:13.900 --> 00:43:33.900
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:33.924 --> 00:44:01.924
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.