﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:12.600
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.600 --> 00:00:15.600
♫ <i>ماه در دستان من می خندد به آنچه هست در قلبم</i> ♫

00:00:15.600 --> 00:00:18.600
♫ <i>ابرهای روبه روی من زود به رختخواب می روند</i> ♫

00:00:18.600 --> 00:00:21.600
♫ <i>نسیم بهار نمی تواند کمر لاغر مرا خم کند</i> ♫

00:00:21.600 --> 00:00:24.600
♫ <i>من در شکوفه های بهاری هلو تندرست و پر جنب و جوش هستم</i> ♫

00:00:24.600 --> 00:00:27.600
♫ <i>جوان..نباید قلبی برای بازگشت زود داشته باشی</i> ♫

00:00:27.600 --> 00:00:30.600
♫ <i>چلچله ها نیز در جاهای مختلف پرواز می کنند</i> ♫

00:00:30.600 --> 00:00:33.600
♫ <i>هلو پیش از موعد می میرد و موزهای ژاپنی هم چنان سبز هستند</i> ♫

00:00:33.600 --> 00:00:36.600
♫ <i>چه کسی اهمیت می دهد اگر باران بیایدو  باد در شب بغرد و مشت بکوبد</i> ♫

00:00:36.600 --> 00:00:39.600
♫ <i>حتی اگر یک گل با رنگ قرمز تازه شکوفا شود..هنوز باید خشک شود</i> ♫

00:00:39.600 --> 00:00:42.600
♫ <i>قلب جوان هرگز پیر نمی شود</i> ♫

00:00:42.600 --> 00:00:45.600
♫ <i>همه چه پیر چه جوان می شنوند  </i> ♫

00:00:45.600 --> 00:00:48.600
♫ <i>که من به عنوان یک کودک می خواهم قایق را در آب برانم</i> ♫

00:00:48.600 --> 00:00:54.200
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟</i> ♫

00:00:54.200 --> 00:00:57.600
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟</i> ♫

00:00:57.600 --> 00:01:00.600
♫ <i>برگرد برای حرف زدن با شکوفه های بهاری</i> ♫

00:01:00.600 --> 00:01:06.000
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟</i> ♫

00:01:06.000 --> 00:01:09.600
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟</i> ♫

00:01:09.600 --> 00:01:12.600
♫ <i>برگرد برای حرف زدن با شکوفه های بهاری</i> ♫

00:01:12.600 --> 00:01:18.400


00:01:21.600 --> 00:01:24.900
♫ <i>من در شکوفه های بهاری هلو تندرست و پر جنب و جوش هستم</i> ♫

00:01:27.520 --> 00:01:30.390
♫ <i>برگرد برای حرف زدن با شکوفه های بهاری</i> ♫

00:01:30.400 --> 00:01:34.000
<i>هرگز نمی ذارم بری</i>

00:01:34.000 --> 00:01:36.700
<i>قسمت 10</i>

00:01:37.400 --> 00:01:40.600
بزرگترین آرزوم الان اینه که

00:01:41.600 --> 00:01:45.700
بوچی به عمارت بیاد

00:01:47.200 --> 00:01:48.600
باشه

00:01:48.600 --> 00:01:52.800
عالیجناب..شما رئیس این خانواده اید..اگه شما می خواین اون به اینجا بیاد..پس ما اینکار رو انجام میدیم

00:01:53.560 --> 00:01:58.640
شاید ایشون اگه خوشحال بشن..حالشون بهتر بشه

00:02:03.500 --> 00:02:06.000
من در مورد اون دختر نامشوع فکر می کنم

00:02:06.000 --> 00:02:09.900
پدر سلطنتی..خوب استراحت کنید..من فعلا میرم

00:02:25.400 --> 00:02:27.400
چینگ آر

00:02:27.400 --> 00:02:31.400
اینو ولش کن..برو ظرفا رو بشور

00:02:51.400 --> 00:02:54.400
چینگ آر چرا تو باید این کارا رو انجام بدی؟

00:02:54.400 --> 00:02:56.600
به دستای لطیفت نگاه کن

00:02:56.600 --> 00:02:59.600
که تو مجبوری هر روز باهاشون کارای سخت مثله این رو انجام بدی؟

00:02:59.600 --> 00:03:03.300
مهم نیست از چه کرمی استفاده کنی..دیگه مثله اولش نمیشه

00:03:06.400 --> 00:03:09.800
چینگ آر... اینجا

00:03:09.800 --> 00:03:14.000
من رئیسم..من سرپرست این آشپزخونه ام

00:03:14.000 --> 00:03:18.600
از حالا به بعد..اگه تو با من بمونی

00:03:18.600 --> 00:03:20.000
من بهت

00:03:20.000 --> 00:03:22.200
بهترین چیزا رو میدم

00:03:22.200 --> 00:03:24.600
اینقدر ناسپاس نباش

00:03:26.200 --> 00:03:27.800
تو..من..این

00:03:29.400 --> 00:03:31.400
ارباب جوان
جی شانگ

00:03:31.400 --> 00:03:34.000
سی ضربه شلاقش بزن و از اینجا پرتش کن بیرون

00:03:34.000 --> 00:03:35.600
نگهبانا

00:03:35.600 --> 00:03:37.000
من دیگه هیچ وقت اینکار رو نمی کنم..ارباب جوان

00:03:37.000 --> 00:03:40.200
منو ببخشید..من دیگه این کار رو نمی کنم..ارباب جوان

00:03:40.200 --> 00:03:42.200
ارباب جوان

00:03:42.200 --> 00:03:44.600
ممنون که ازم محافظت کردید..ارباب جوان

00:03:47.400 --> 00:03:50.000
وقتی بانو رو نجات میدادی من دیدم که قاطع و شجاع هستی

00:03:50.000 --> 00:03:52.600
چرا الان مقاومت نکردی؟

00:03:52.600 --> 00:03:56.700
من در این آشپزخونه کار می کنم..برای همین باید هر کاری اون میگه انجام بدم

00:04:01.400 --> 00:04:05.000
همتون گوش کنید..در عمارت مو

00:04:05.000 --> 00:04:07.700
از الان به بعد هر کسی جرات کنه از موقعیتش سواستفاده کنه و برای بقیه قلدری کنه

00:04:07.700 --> 00:04:09.800
من به شدت باهاش برخورد می کنم

00:04:09.800 --> 00:04:11.500
بله

00:04:14.200 --> 00:04:15.400
نگران نباش

00:04:15.400 --> 00:04:19.400
مشابه این اتفاق دیگه در عمارت مو رخ نمی ده

00:04:22.700 --> 00:04:25.800
من کلی کار داشتم که باید انجام میدادم..برای همین فراموش کردم اینو بهت بدم

00:04:25.800 --> 00:04:28.400
این کرم از داروی قبلی که خودت استفاده می کردی بهتره

00:04:28.400 --> 00:04:30.800
اگه از این استفاده کنی..جای زخمت نمی مونه

00:04:30.800 --> 00:04:34.000
خوب نیست که ی دختر جای زخم داشته باشه

00:04:34.940 --> 00:04:37.170
ممنون..ارباب جوان

00:05:00.800 --> 00:05:03.700
دراز کشیدن تو تخت برای مدت طولانی

00:05:04.800 --> 00:05:07.100
منو واقعا خسته کرده

00:05:08.000 --> 00:05:09.800
وارث آشکار هم ی چیزیشون میشه

00:05:09.800 --> 00:05:14.000
شما هنز زخماتون خوب نشده بود..و ایشون به نظر میرسید می خوان شما رو بکشن

00:05:14.000 --> 00:05:17.800
و باعث شدن شما سرما بخورید و چند روز دیگه هم در رختخواب بمونید

00:05:21.800 --> 00:05:24.400
باید اینقدر نزدیک منو دنبال کنی؟

00:05:24.400 --> 00:05:27.200
بانوی من..ارباب جوان گفتن که در طول جشن سال نو

00:05:27.200 --> 00:05:30.400
کلی اتفاق در عمارت مو افتاده..ایشون می ترسن که اتفاق بدی دوباره برای شما بیفته

00:05:30.400 --> 00:05:33.000
برای همین از من خواستند که شما رو از نزدیک دنبال کنم

00:05:37.400 --> 00:05:38.400
بانوی من

00:05:38.400 --> 00:05:41.200
ارباب جوان گفتن که شما نمی تونید حیاط رو ترک کنید

00:05:41.200 --> 00:05:45.000
باشه..این چطوره که تو بری بپرسی پسر دایی ارباب جوان کجاست؟

00:05:45.000 --> 00:05:47.800
اون منو نجات داده..من باید ازش تشکر کنم..درسته

00:05:47.800 --> 00:05:51.400
بانوی من..چطوره باهم بریم؟

00:05:52.500 --> 00:05:54.200
اینم میشه

00:05:56.600 --> 00:05:59.000
لانگ..یعنی دایی تو رو در روزای دیگه میزنه؟

00:05:59.000 --> 00:06:00.800
اون معمولا هر وقت که می نوشه می خواد منو بزنه

00:06:00.800 --> 00:06:02.600
اما اون نمی تونه منو بگیره

00:06:02.600 --> 00:06:04.800
بنابراین..این هنوز خوبه که یاد بگیرم چطور مبارزه کنم

00:06:04.800 --> 00:06:07.600
حداقلش..می تونم هر وقت لازم شد سریع تر در برم

00:06:07.600 --> 00:06:10.600
تو خوشانسی که دایی باید میرفت تا با مقامات پایتخت ملاقات کنه

00:06:10.600 --> 00:06:14.600
وگرنه من باید بین شما دو تا واسطه می شدم..اونوقت ممکن بود از خستگی بمیرم

00:06:14.600 --> 00:06:16.200
پسر عمه تو بهترینی

00:06:16.200 --> 00:06:19.700
بانوی من..اون فردی که ی شمشیر بزرگ تو دستشه پسر دایی ارباب جوان هستش

00:06:19.700 --> 00:06:21.200
بوچی..
ارباب جوان..پسر دایی ارباب جوان

00:06:21.200 --> 00:06:22.600
برادر بزرگ تر

00:06:23.600 --> 00:06:26.000
بانوی من
لانگ

00:06:26.000 --> 00:06:27.600
بوچی

00:06:27.600 --> 00:06:29.600
اون فقط شیطونه..اون می خواست باهات شوخی کنه

00:06:29.600 --> 00:06:32.400
نترس..من اینجام

00:06:33.930 --> 00:06:35.480
نترس

00:06:36.600 --> 00:06:37.800
بوچی

00:06:37.800 --> 00:06:42.400
اسمش یان لانگ ..اون پسر دایی منه..تو هم میتونی پسر دایی صداش کنی

00:06:57.620 --> 00:07:01.260
ممنون..که منو نجات دادید

00:07:02.200 --> 00:07:04.000
ما الان ی خانواده ایم

00:07:04.000 --> 00:07:07.600
خواهر کوچولو..نمی خواد اینقدر مودب باشی

00:07:07.600 --> 00:07:09.000
برادر بزرگ تر

00:07:09.000 --> 00:07:11.800
یادته زمانی که تازه به زی هائو رسیده بودی

00:07:11.800 --> 00:07:14.200
من تو رو به جای ی دزد اشتباه گرفته بودم؟

00:07:14.200 --> 00:07:17.500
البته..تو فکر می کردی جی شانگ دزده

00:07:17.500 --> 00:07:21.400
من مجبور شدم وقتی بارون میومد دنبالت تو کوه بگردم..و ما با هم تو ی غار گیر افتادیم

00:07:21.400 --> 00:07:22.800
در حقیقت

00:07:22.800 --> 00:07:25.800
دزده اونقدرا هم کارش خوب نبود

00:07:25.800 --> 00:07:28.200
<i>اون حتی نمی تونست از روی دیوار حیاط پشتی فرار کنه</i>

00:07:29.000 --> 00:07:32.400
اما..سوراخ سگی که آهوانگ ازش استفاده می کرد رو دید

00:07:32.400 --> 00:07:36.600
و شیرجه زد توش..این خیلی مضحک بود

00:07:36.600 --> 00:07:41.000
اگه باهوش می بودی..با پات بهش لگد میزدی؟

00:07:41.000 --> 00:07:42.000
البته

00:07:42.000 --> 00:07:43.800
من قطعا این کار رو انجام میدم

00:07:43.800 --> 00:07:45.600
ببخشید..پسر دایی یان

00:07:45.600 --> 00:07:49.000
من خیلی عصبانیم..تازه اون دزده

00:07:49.000 --> 00:07:50.100
ی چیزایی در مورد کشتن من می گفت

00:07:50.100 --> 00:07:53.600
وقتی داشت میرفت

00:07:54.400 --> 00:07:56.800
خداروشکر که من یائولینگ رو ترک کردم

00:07:56.820 --> 00:08:00.000
من الان بانوی عمارت مو هستم

00:08:00.000 --> 00:08:02.800
من توسط برادر بزرگ تر و پسر دایی یان محافظت میشم

00:08:02.800 --> 00:08:06.800
حتی اگه دزده منو پیدا کنه..نمی تونه باهام کاری کنه

00:08:06.800 --> 00:08:08.000
البته

00:08:08.000 --> 00:08:12.000
اگه کسی جرات کنه تو رو لمس کنه..من قطعا

00:08:12.000 --> 00:08:14.400
شما خیلی به من لطف دارید

00:08:14.400 --> 00:08:18.000
درسته لانگ..من باید برای انجام چند تا کار به بانک برم

00:08:18.000 --> 00:08:20.600
می تونی امروز مراقب بوچی باشی؟..لطفا

00:08:20.600 --> 00:08:23.500
البته..نمی خواد نگران چیزی باشی

00:08:23.500 --> 00:08:28.000
من قطعا از خواهر کوچیک تر به خوبی مراقبت می کنم

00:08:28.000 --> 00:08:31.600
برادر بزرگ تر برو کاراتو انجام بده..من در امنیتم

00:08:31.600 --> 00:08:35.000
با تشکر از پسر دایی یان که جونمو نجات داد

00:08:38.500 --> 00:08:41.900
زی چان تو هم می تونی ما رو تنها بذاری..من خودم امروز مراقب خواهر کوچیک تر هستم

00:08:41.900 --> 00:08:43.300
بله

00:08:45.900 --> 00:08:48.200
بچه بدبو
دزد

00:08:48.200 --> 00:08:50.000
بچه بدبو

00:08:50.000 --> 00:08:54.900
من همه جا دنبالت گشتم..و تو الان درست روبه روی منی

00:08:54.900 --> 00:08:58.200
خدا به من اجازه داد که پیدات کنم

00:08:58.200 --> 00:09:01.600
تو اینجا وایسادی و نمی لرزی

00:09:01.600 --> 00:09:04.800
من میذارم امرو زنده بمونی  اونم به خاطر

00:09:04.800 --> 00:09:06.400
عمه و پسر عمه

00:09:06.400 --> 00:09:09.800
اما من شایسته ی ارباب فی یان بودم نیستم

00:09:09.800 --> 00:09:13.400
اگه اینقدر نزنمت که بری جهنم

00:09:13.400 --> 00:09:16.200
من مطمئنم که تو جرات کشتن من رو الان نداری

00:09:16.200 --> 00:09:18.400
اگه من امروز انتقام آهوانگ رو نگیرم

00:09:18.400 --> 00:09:20.800
من  در حق به آهوانگ ستم کردم

00:09:20.800 --> 00:09:22.300
انتقام گرفتن از من؟

00:09:22.300 --> 00:09:24.800
من باید کسی باشم که انتقام می گیره

00:09:24.800 --> 00:09:27.600
تازه..آهوانگ کیه؟

00:09:27.600 --> 00:09:31.900
تو...آهوانگ اون سگی بود که تو کشتیش

00:09:33.200 --> 00:09:36.600
بعد از اینکه عمو جو مرد..من و آهوانگ به هم دیگه وابسته شدیم

00:09:36.600 --> 00:09:38.800
اون می تونست تا وقتی پیر بشه زیر نورخورشید از زندگی کردن لذت ببره

00:09:38.800 --> 00:09:40.800
اما تو اونو کشتی

00:09:40.800 --> 00:09:43.300
فکر نمی کنی این منم که باید از تو انتقام بگیرم؟

00:09:43.300 --> 00:09:45.800
بذار بهت بگم...غلبه کردن به تو

00:09:45.800 --> 00:09:49.600
برای من آسونه..من دارم از خودم میپرسم چرا اون روز اونقدر با چوب نزدمت که بمیری

00:09:49.600 --> 00:09:53.700
بچه ی بوگندو..خوب گوش کن

00:09:53.700 --> 00:09:56.200
من اون سگ لعنتیت رو نکشتم

00:09:56.200 --> 00:09:58.000
تو منو مجبور کردی که از سوراخ سگ فرار کنم

00:09:58.000 --> 00:10:01.000
تو نمی دونی من به چند تا روش برای کشتنت فکر کردم

00:10:01.000 --> 00:10:04.300
سگ من مرده..حالا تو هم منکرش میشی

00:10:04.300 --> 00:10:06.200
اگه ی بار دیگه به من دست بزنی

00:10:06.200 --> 00:10:10.000
بذار بهت بگم..من از پرنس هفتم می خوام که  عمارت مو رو خراب کنه

00:10:10.000 --> 00:10:12.600
و فرداش هم دژ فی یان رو..و بعدش از یکی می خوام که تصویر خزیدنت تو سوراخ سگ رو بکشه

00:10:12.600 --> 00:10:16.200
و همه جا پخشش کنه

00:10:16.200 --> 00:10:18.600
هر روزی که من درتختم دراز می کشم تا زخمام خوب بشه

00:10:18.600 --> 00:10:22.000
تو باید با زانوهات که روی زمینه به من خدمت کنی

00:10:22.000 --> 00:10:24.400
اگه باهوش باشی..زانو میزنی و تقاضای بخشش می کنی

00:10:24.400 --> 00:10:27.000
منم ممکنه ببخشمت

00:10:27.000 --> 00:10:28.600
چطور جرات می کنی

00:10:28.600 --> 00:10:33.200
بچه ی بوگندو..من کلی راه برای کشتنت دارم

00:10:33.200 --> 00:10:36.000
بدون اینکه مو و فی یان رو درگیر کنم؟

00:10:36.000 --> 00:10:38.400
می خوای امتحان کنی؟

00:10:38.400 --> 00:10:40.800
اگه من بمیرم

00:10:40.800 --> 00:10:45.400
تو سه روز..تصویر خزیدنت تو سوراخ سگ همه جا پخش میشه

00:10:45.400 --> 00:10:48.000
جرات داری امتحانش کنی؟
تو

00:10:53.600 --> 00:10:56.800
بذار ببینم اگه زنم بشی بازم اینطوری گستاخ می مونی یا نه؟

00:10:56.800 --> 00:10:58.300
تو

00:11:00.010 --> 00:11:04.390
بچه بوگندو...من به عنوان پسر ارباب دژ  فی یان بهت پیشنهاد ازدواج میدم

00:11:04.400 --> 00:11:09.400
پرنس هفتم..عمه ..و پسر عمه هم قبول می کنن

00:11:10.600 --> 00:11:13.300
یعنی زیاده روی کردم؟

00:11:19.450 --> 00:11:23.210
دزد احمق..نمی تونم باور کنم که اون اینطوری منو اذیت کنه

00:11:23.870 --> 00:11:27.090
من به برادر بزرگ تر میگم..اونم پاهاتو میشکنه

00:11:29.270 --> 00:11:32.810
زی چان فکر می کنه من با اون دزده ام

00:11:32.810 --> 00:11:35.320
و اون دزده هم که دنبالم نیومد

00:11:35.320 --> 00:11:38.990
اگه الان فرار نکنم..پس کی کنم؟

00:11:39.470 --> 00:11:40.860
بریم

00:11:44.570 --> 00:11:46.290
چرا دارید می رید بیرون؟

00:11:46.290 --> 00:11:47.980
ماهیمون داره تموم میشه..من دارم میرم بازم ماهی بخرم

00:11:47.980 --> 00:11:51.500
راست..این امضای عمو موهستش

00:11:55.510 --> 00:11:56.890
می تونی بری

00:12:00.420 --> 00:12:02.090
بانوی دوم

00:12:17.060 --> 00:12:20.820
شما باید همه ی گوشه های آشپزخونه رو به خوبی تمیز کنید

00:12:20.820 --> 00:12:22.200
فهمیدی؟فهمیدم

00:12:22.200 --> 00:12:25.280
چرا امروز آشغالا از روزای دیگه سنگین ترن؟

00:12:25.280 --> 00:12:27.560
همه چیز توشه..معلومه که سنگین میشه

00:12:27.560 --> 00:12:29.100
صبر کنید

00:12:35.240 --> 00:12:37.980
چرا درش رو باز نمی کنید تا چکش کنید؟

00:12:39.950 --> 00:12:41.420
بازش کنید

00:12:44.540 --> 00:12:47.650
باشه..باشه..از اینجا ببرینش

00:12:49.900 --> 00:12:52.800
شما باید سخت گیر تر باشید وقتی نگهبانی میدید

00:12:52.800 --> 00:12:56.220
حتی در آشغالا هم باید باز بشه تا توش بررسی بشه..فهمیدید؟

00:12:56.220 --> 00:12:57.550
بله

00:13:29.790 --> 00:13:32.100


00:13:36.430 --> 00:13:38.550
من بالاخره بیرونم

00:13:41.590 --> 00:13:43.420
چه بوی بدی

00:13:43.420 --> 00:13:47.500
این بوی چیه؟چه بوی بدی

00:13:51.140 --> 00:13:54.530
لطفا..لطفا..ممنونم

00:13:55.520 --> 00:13:59.860
لطفا کمک کنید..ممنونم

00:14:04.760 --> 00:14:07.280
<i>بیاین ی نگاهی بندازید</i>

00:14:07.280 --> 00:14:09.790
<i>بیاین اینجا نگاه کنید</i>

00:14:10.540 --> 00:14:12.380
بلند شو

00:14:12.960 --> 00:14:15.440
وقتشه یکم پول در بیاری

00:14:25.650 --> 00:14:27.660
پسر دایی ارباب جوان

00:14:28.460 --> 00:14:31.300
پسردایی ارباب جوان..بانوی دوم کجاست؟

00:14:31.300 --> 00:14:34.490
اون خیلی وقته که دیگه اینجا نیست..چرا؟..نیستش؟

00:14:34.490 --> 00:14:37.440
ایشون هنوز برنگشتن..من حس کردم چیزی اشتباهه

00:14:37.440 --> 00:14:41.060
برای همین اومدم ازتون بپرسم...اوه..نه

00:14:41.060 --> 00:14:42.710
ایشون دوباره گم شدن

00:14:43.400 --> 00:14:45.780
نگو که اون از من ترسیده برای همین ی جا قایم شده

00:14:45.780 --> 00:14:47.720
باید چی کار کنیم..ارباب جوان؟

00:14:47.720 --> 00:14:51.790
چی کار می تونیم بکنیم.. البته که باید بریم دنبالش بگردیم..من میرم عمارت رو بگردم..تو هم برو به پسر عمم خبر بده.

00:14:51.790 --> 00:14:53.120
بله

00:15:02.190 --> 00:15:05.210
این لباس خیلی راحته

00:15:06.490 --> 00:15:08.600
بگیر

00:15:08.600 --> 00:15:11.320
راستی..قسمت جنو....

00:15:11.320 --> 00:15:13.290
<i>نه..من نمی تونم از اون بپرسم</i>

00:15:13.290 --> 00:15:15.270
<i>چی میشه اگه برادر بزرگ تر این گدا رو پیدا کنه؟</i>

00:15:15.270 --> 00:15:18.250
<i>اونوقت اون میفهمه من کجا رفتم..من باید از ی نفر دیگه بپرسم</i>

00:15:18.250 --> 00:15:19.690
مهم نیست

00:15:31.710 --> 00:15:33.500
<i>[ فروشگاه رهنی شینگ یان]</i>

00:15:36.770 --> 00:15:40.620
بعد از کلی سختی من بالاخره پیدات کردم

00:15:41.540 --> 00:15:43.190
هی..هی

00:15:43.190 --> 00:15:47.150
صبر کن..صبر کن..من دنبال آقای زو می گردم
کی؟

00:15:47.150 --> 00:15:48.560
آقای زو

00:15:48.560 --> 00:15:50.470
ما کسی با این اسم اینجا نداریم

00:15:55.530 --> 00:15:58.620
پس من می خوام با رئیس اینجا حرف بزنم..من می خوام ی چیزی  رو گرو بذارم

00:15:58.620 --> 00:16:02.320
ی گدا میخواد ی چیزی رو گرو بذاره؟تو حتما اونو دزدیدی...برو..برو

00:16:04.520 --> 00:16:06.360
داری چی کار می کنی؟
آقای زو

00:16:06.360 --> 00:16:08.260
ما همچین کسی اینجا نداریم
آقای زو

00:16:08.260 --> 00:16:10.400
اون اینجا نیست
منو ول کن

00:16:10.400 --> 00:16:12.830
شیا و داری چی کار می کنی؟
آقای زو

00:16:12.830 --> 00:16:16.160
ولش کن..درو ببند

00:16:18.530 --> 00:16:20.960
شما آقای زو هستید؟

00:16:21.460 --> 00:16:23.410
من نیستم

00:16:23.410 --> 00:16:25.480
..پس

00:16:25.480 --> 00:16:27.090
آقای زو کیه؟

00:16:27.090 --> 00:16:29.580
لطفا..من می خوام ببینمش

00:16:29.580 --> 00:16:31.480
ما اینجا آقای زو نداریم

00:16:31.480 --> 00:16:36.720
اینجا باید یکی به این اسم باشه..عمو جواز من خواسته بود که دنبال آقای زو بگردم...اون به من دروغ نمی گه

00:16:36.720 --> 00:16:40.560
عمو جو؟
عمو جوی من حدودا چهل سالشه

00:16:40.560 --> 00:16:45.220
یکم از شما قدبلند تره...در سالای گذشته به خاطر اینکه قاتلا دنبالش بودن مخفی شده بود

00:16:45.220 --> 00:16:47.870
برای همین مجبور بود به خاطر زنده موندن گدایی کنه

00:16:47.870 --> 00:16:51.370
اما بالاخره اون گروه از آدمای سیاهپوش ما رو پیدا کردن

00:16:51.370 --> 00:16:56.590
اون قبل از اینکه بمیره از من خواست که به مغازه رهنی شینگ یان در جنوب پایتخت بیام و دنبال آقای زو بگردم

00:16:56.590 --> 00:16:59.370
لطفا بذارید من ایشون رو ملاقات کنم

00:16:59.370 --> 00:17:02.160
من واقعا می خوام بدونم عمو جو کی بوده

00:17:02.160 --> 00:17:06.400
چرا اون از من خواسته که بیام اینجا و دنبال آقای زو بگردم؟و من کی هستم؟

00:17:06.400 --> 00:17:09.350
اون به من گفت که هویتم رو بهم می گه وقتی برسیم پایتخت

00:17:09.350 --> 00:17:13.110
دختر کوچولو..تو نمی تونی اینطوری کسی رو پیدا کنی

00:17:13.110 --> 00:17:14.810
بذار بهت یادآوری کنم

00:17:14.810 --> 00:17:18.640
تو ی چیزی رو اشتباهی فراموش نکردی؟....یا ی چیزی رو جا نذاشتی؟

00:17:20.710 --> 00:17:23.230
ی چیزی رو جا بذارم؟

00:17:23.230 --> 00:17:27.090
<i>بوچی.تو باید زنده بمونی...هرگز اجازه نده اونا بگیرنت</i>

00:17:27.090 --> 00:17:31.010
<i>این ظرف رو بگیر و برو آقای زو و در مغازه ی رهنی شینگ یان در جنوب پایتخت پیدا کن</i>

00:17:31.010 --> 00:17:34.130
<i>بهش ظرف رو بده..یادت باشه..قسمت جنوبی پایتخت</i>

00:17:34.130 --> 00:17:37.210
<i>مغازه ی رهنی شینگ یان ..آقای زو</i>

00:17:37.210 --> 00:17:39.970
<i>این ظرف رو به هیچ کس دیگه نده..یادت می مونه؟</i>

00:17:39.970 --> 00:17:42.860
ظرف صدقه..شما دارید در مورد ظرف صدقه حرف میزنید..درسته؟

00:17:42.860 --> 00:17:45.570
من چیزی در مورد ظرفی که در موردش صحبت می کنی نمی دونم..
...اون ی ظرف

00:17:45.570 --> 00:17:48.930
دختر کوچولو..من فقط بهت یادآوری کردم که چیزی رو جاننداخته باشی

00:17:48.930 --> 00:17:52.260
ما داریم مغازه رو می بندیم..اگه تو چیز باارزشی داری

00:17:52.260 --> 00:17:54.440
مثله اون ظرف صدقه ای که داری در موردش صحبت می کنی

00:17:54.440 --> 00:17:57.470
ما در مغازه رهنی بهت خوشامد می گیم

00:17:57.470 --> 00:18:00.400
اما..چی میشه اگه ی آدم مزاحم اون ظرف رو از من گرفته باشه؟

00:18:00.400 --> 00:18:04.310
اون حتما اون ظرف رو انداخته دور..چی میشه اگه من نتونم اون ظرف رو پیدا کنم؟

00:18:04.310 --> 00:18:06.310
اونوقت آقای زو منو نمی بینه؟

00:18:06.310 --> 00:18:10.390
پس شما دیگه باید برید..ما اینجا آقای زو نداریم

00:18:10.390 --> 00:18:13.300
ما ی چیری رو با ی چیز دیگه مبادله می کنیم..ببینید..ما دیگه می خوایم مغازه رو ببندیم

00:18:13.300 --> 00:18:17.710
اگه چیزی برای گرو گذاشتن داشتید..مثله چیزی که من گفتم..هر زمانی که به اینجا بیاین ما به شما خوشامد می گیم

00:18:17.710 --> 00:18:20.570
شیا و..به بیرون راهنمایشون کن

00:18:21.300 --> 00:18:23.630
خانوم..لطفا
خانوم لطفا برید

00:18:23.630 --> 00:18:26.630
لطفا برید
..من

00:18:28.840 --> 00:18:30.300
برو

00:18:40.090 --> 00:18:42.230
مدیر فو..نیازی ندارید که من تعقیبش کنم؟

00:18:42.230 --> 00:18:43.690
احتیاجی نیست

00:18:44.390 --> 00:18:48.680
ما هنوز نمی دونیم اون کیه..بهتره مراقب باشیم

00:18:48.680 --> 00:18:51.650
زو شو...ما به اندازه ی کافی نقره داریم؟

00:18:51.650 --> 00:18:55.260
ما به پول نقد کافی برای رقابت با عمارت مو در گرفتن حق گردش پول دولت نیاز داریم

00:18:55.260 --> 00:19:00.000
نگران نباشید..ما الان با مینگ یو کار می کنیم..ما به اندازه ی کافی نقره داریم

00:19:03.430 --> 00:19:06.290
من خیلی احمقم

00:19:06.290 --> 00:19:08.830
عمو جو این راز رو برای سالای زیادی نگه داشته بود

00:19:09.350 --> 00:19:12.020
آقای زو هم حتما ی فرد خیلی محتاطه

00:19:12.020 --> 00:19:15.560
من اصلا مدرکی ندارم...البته که اونا به من اعتماد نمی کنن

00:19:16.860 --> 00:19:19.800
به نظر میرسه من هنوز باید اون ظرف رو برگردونم

00:19:20.620 --> 00:19:22.930
وارث آشکار وحشی

00:19:22.930 --> 00:19:25.490
برات بهتره که هنوز اون ظرف رو دور ننداخته باشی

00:19:25.490 --> 00:19:27.710
وگرنه..راحتت نمی ذارم

00:19:30.710 --> 00:19:32.990
پیداش کردید؟
نه

00:19:34.930 --> 00:19:37.540
یکی دیده که اون از این خیابون رد شده

00:19:37.540 --> 00:19:40.950
شما ها پخش بشید و این این اطراف رو بگردید..اما یادتون باشه شلوغش نکنید

00:19:40.950 --> 00:19:44.370
من نمی خوام کسی بفهمه که بانوی عمارت مو گم شده

00:19:44.370 --> 00:19:47.030
بله
برید بگردید

00:19:47.720 --> 00:19:49.980
ارباب جوان..بیاین بریم این مسیر رو بگردیم

00:19:49.980 --> 00:19:51.820
<i>بیاین ی نگاهی بندازید</i>

00:19:51.820 --> 00:19:55.770
چطور پیش رفت؟
من کل عمارت رو گشتم ولی نتونستم اونو پیدا کنم

00:19:57.680 --> 00:20:00.030
پسر دایی..اینا همش اشتباه من بود

00:20:00.030 --> 00:20:02.250
من نباید اونو عصبانی می کردم

00:20:02.250 --> 00:20:05.550
من فقط می خواستم بترسونمش...من فکرشم نمی کردم که اون واقعا بذاره بره

00:20:05.550 --> 00:20:08.940
ترسوندیش؟چرا؟

00:20:13.820 --> 00:20:17.110
پسر دایی ..من باید بهت ی چیزی بگم..ولی تو به بقیه نگو

00:20:17.110 --> 00:20:20.000
حرف بزن..منمن نکن

00:20:20.770 --> 00:20:26.310
اون کسی که اون بچه داشت در موردش امروز حرف میزد..همون کسی که پرید تو سوراخ سگ..من بودم

00:20:26.310 --> 00:20:28.590
بعد از اینکه تو رفتی....اون شروع کرد به کل کل کردن با من

00:20:28.590 --> 00:20:31.230
من عصبانی شدم..من

00:20:31.230 --> 00:20:33.020
منم بوسیدمش

00:20:33.020 --> 00:20:35.390
تو

00:20:35.390 --> 00:20:38.250
اعتبار ی زن خیلی براش مهمه..چطور تونستی اینقدر سبک مغز باشی؟

00:20:38.250 --> 00:20:39.820
من میدونم اشتباه کردم

00:20:39.820 --> 00:20:43.510
منو سرزنش نکن...من وقتی اون برگشت ازش عذرخواهی می کنم

00:20:43.510 --> 00:20:46.570
اولویت ما الان پیدا کردن اونه

00:20:47.570 --> 00:20:50.680


00:20:55.020 --> 00:20:56.240
بوچی

00:20:56.240 --> 00:20:57.710
ارباب جوان

00:20:58.870 --> 00:21:00.590
چرا این لباس رو پوشیدی؟

00:21:00.590 --> 00:21:04.310
ی..ی بانو از من خواست که این لباسا رو بپوشم..اون به من نقره داد

00:21:04.310 --> 00:21:07.060
ی بانو؟اون بانو کجا رفت؟
من نمی دونم

00:21:07.060 --> 00:21:08.540
ارباب جوان

00:21:09.380 --> 00:21:13.940
ارباب جوان..یکی بانو رو نزدیک عمارت پرنس دیده

00:21:17.920 --> 00:21:20.210
شما به گشتن ادامه بدید..من به عمارت پرنس میرم
بله

00:21:20.210 --> 00:21:21.580
ارباب جوان

00:21:29.720 --> 00:21:34.860
فو..من نمی دونم می تونم زنده بمونم تا

00:21:34.860 --> 00:21:37.360
روزی که بی لوشن رو پیدا کنیم

00:21:37.360 --> 00:21:41.560
قبل از مرگم..من فقط نگران دو تا چیزم

00:21:41.560 --> 00:21:46.260
اولیش نقشه ی بی لوشن

00:21:46.260 --> 00:21:48.540
که هنوز پیدا نشده

00:21:48.540 --> 00:21:51.990
دومیش هم یوآر

00:21:51.990 --> 00:21:55.440
ما هیچ وقت در مورد بی لوشن بهش نگفتیم

00:21:55.440 --> 00:21:58.870
حالا هم اون خیلی سرکش شده

00:21:58.870 --> 00:22:02.600
من نمی دونم که اون خواسته ی من قبل مرگم رو انجام  بده یا نه

00:22:02.600 --> 00:22:07.170
و دنبال بی لوشن بگرده

00:22:09.360 --> 00:22:13.670
عالیجناب..یوآر واقعا ی فرزند شایسته هست

00:22:13.670 --> 00:22:18.030
اون فقط خیلی جوونه و نمی تونه عصبانیتش رو کنترل کنه

00:22:18.030 --> 00:22:20.300
دیدید چطور یوآر از شما  در تختتون پرستاری می کرد

00:22:20.300 --> 00:22:23.010
وقتی در این چند روز گذشته بیمار بودید

00:22:23.010 --> 00:22:27.370
این بچه دیگه بزرگ شده

00:22:27.370 --> 00:22:32.850
ما به ی راهی نیاز داریم تا قلبشو نرم کنیم

00:22:32.850 --> 00:22:37.050
تا اون موافقت کنه که هوآبوچی وارد عمارت بشه

00:22:37.050 --> 00:22:39.870
فقط اون موقع من می تونم در آرامش باشم

00:22:43.850 --> 00:22:46.400
عالیجناب..وارث آشکار اینجان

00:22:53.360 --> 00:22:54.730
عالیجناب

00:22:55.260 --> 00:22:59.270
<i>فو..من دارم میمیرم</i>

00:22:59.270 --> 00:23:05.840
اما من امیدوارم که یوآر فرزند شایسته ای باشه

00:23:05.840 --> 00:23:08.270
تا اون بتونه منو بفهمه

00:23:08.270 --> 00:23:10.900
<i>و موافقت کنه که هوآبوچی وارد عمارت بشه</i>

00:23:10.900 --> 00:23:14.350
<i>اگه همه ی خانواده در کنار هم خوشحال باشن</i>

00:23:14.350 --> 00:23:17.230
من می تونم در آرامش استراحت کنم

00:23:18.090 --> 00:23:19.680
عالیجناب

00:23:30.940 --> 00:23:34.810
ارباب جوان..اینقدر به خودتون سخت نگیرید

00:23:36.770 --> 00:23:41.330
برو به معشوقه گان بگو من موافقم که هوآبوچی وارد عمارت بشه

00:23:41.330 --> 00:23:43.010
فهمیدم

00:23:43.010 --> 00:23:45.560
<i>[ عمارت پرنس زین ]</i>

00:23:50.300 --> 00:23:52.750
<i>این حتی حفاظتش از عمارت مو هم بیش تره</i>

00:23:52.750 --> 00:23:56.030
<i>چطور من می تونم با این لباس برم تو؟</i>

00:23:56.030 --> 00:24:00.310
<i>اگه به اون سگ وحشی برخورد کنم..اون ممکنه منو واقعا بکشه</i>

00:24:01.690 --> 00:24:05.920
<i>فراموشش کن..بهتره برم به صاحب مغازه رهنی شیانگ یان التماس کنم</i>

00:24:05.920 --> 00:24:10.080
<i>شاید دلش بسوزه و ی اطلاعاتی در مورد آقای زو بهم بده</i>

00:24:12.380 --> 00:24:14.840
<i>من هنوز باید اون ظرف رو برگردونم</i>

00:24:28.410 --> 00:24:29.940
برادر بزرگ تر

00:24:29.940 --> 00:24:32.340
سریع تر با من برگرد خونه
من

00:24:32.340 --> 00:24:36.680
من می دونم یان لانگ چی کار کرده..من مجبورش می کنم ازت عذرخواهی کنه

00:24:36.680 --> 00:24:40.540
وارث آشکار نمی خواد تو نزدیک عمارت پرنس بشی...مشکل درست نکن

00:24:40.540 --> 00:24:43.180
برادر بزرگ تر..من نمی خوام برگردم..من می خوام ظرفم رو پس بگیرم

00:24:43.180 --> 00:24:44.740
نه

00:24:44.740 --> 00:24:47.750
زی چان..کمکش کن تا تمیز بشه

00:24:47.750 --> 00:24:51.160
باید چهار چشمی حواست بهش باشه...نذار حتی ی قدم هم ازت دور بشه

00:24:51.160 --> 00:24:54.110
زی چان..زی چان کجاست؟

00:24:54.110 --> 00:24:55.690
ارباب جوان شما هم اینجایید

00:24:55.690 --> 00:24:58.720
زی چان..کمک کن به بانو تا تمیز بشه

00:24:58.720 --> 00:25:01.150
معشوقه گان از عمارت پرنس اومدن تا بانو رو ببرن

00:25:01.150 --> 00:25:02.760
چی؟

00:25:02.760 --> 00:25:04.560
من شنیدم پرنس بیماره؟

00:25:04.560 --> 00:25:07.320
معشوقه گان می خوان بانو وارد عمارت بشن و از پرنس مراقبت کنن

00:25:07.320 --> 00:25:10.090
خوشبختانه وضعیت سلامتی پرنس هفتم در حال بهبوده

00:25:10.820 --> 00:25:14.270
آیا وارث آشکار هم موافقت کرده؟
وارث آشکار قبلا موافقت کردن

00:25:17.490 --> 00:25:21.870
برادر بزرگ تر..الان این اونا هستن که دارن التماس می کنن تا من وارد عمارت سلطنتی بشم

00:25:22.840 --> 00:25:26.980
ما ی پدر داریم..چرا من باید در خارج از خونه زندگی کنم؟

00:25:26.980 --> 00:25:29.800
من میرم اونجا تا ظرفم رو پس بگیرم

00:25:38.150 --> 00:25:40.910
بوچی..بوچی

00:25:40.910 --> 00:25:46.140
چون پرنس هفتم بیماره..وارث آشکار در آخر قبول کرده که تو وارد عمارت سلطنتی بشی

00:25:46.140 --> 00:25:49.410
من امیدوارم که تو زیاد اون رو تحریک نکنی..باشه؟

00:25:49.410 --> 00:25:52.360
برادر بزرگ تر..در روزهایی که من اینجا در عمارت مو بودم

00:25:52.360 --> 00:25:55.860
شما به من همه چیز رو یاد دادید...من اونا رو فراموش نمی کنم

00:25:57.140 --> 00:26:00.440
خوبه..زودتر خودتو تمیز کن پس

00:26:00.440 --> 00:26:03.020
زی چان برو به بانو کمک کن
بله

00:26:03.020 --> 00:26:04.420
بریم

00:26:07.040 --> 00:26:09.730
<i>[ عمارت مو ]</i>

00:26:22.710 --> 00:26:25.390
به سلامت..معشوقه سلطنتی گان

00:26:25.940 --> 00:26:28.010
به بانو بوچی کمک کن سوار کالسکه بشه

00:26:28.010 --> 00:26:29.520
بله..سرورم

00:27:04.700 --> 00:27:09.050
مادر..رفتن بوچی به عمارت پرنس اتفاق خوبیه

00:27:09.050 --> 00:27:11.550
زیاد نگران نباشید

00:27:11.550 --> 00:27:15.710
مگه نمی خواستی پرنس هفتم به ما مدیون باشه..برای همین هم گذاشتی بوچی در عمارت ما بمونه؟

00:27:15.710 --> 00:27:19.030
برای همین اون می تونست در طول مزایده به ما کمک کنه

00:27:19.030 --> 00:27:21.990
اما..الان عمارت پرنس اون رو با خودشون بردن

00:27:21.990 --> 00:27:26.170
تو هنوز هم به  بردن مزایده دولت دلگرمی؟

00:27:26.170 --> 00:27:28.550
من شنیدم که پرنس بیماره

00:27:28.550 --> 00:27:31.570
وارث آشکار ممکنه مزایده رو برپا کنه

00:27:31.570 --> 00:27:34.910
حالا هم که افراد عمارت پرنس خواستن بوچی به خاطر حال بد پرنس به اونجا بره

00:27:34.910 --> 00:27:38.690
این به این معنیه که شایعات در مورد اینکه وارث آشکار مسئول مزایده میشه درسته

00:27:38.690 --> 00:27:42.950
پس من می تونم به بهانه ی ملاقات با بوچی به وارث آشکار نزدیک تر بشم

00:27:42.950 --> 00:27:47.450
بدشانسی و خوش شانسی همیشه با هم میان..شاید من الان ی قدم از بقیه جلوتر باشم

00:27:47.450 --> 00:27:51.700
یی شان..ایرادی نداره اگه ما حق گردش مالی دولت رو به دست نیاریم

00:27:51.700 --> 00:27:54.350
اونوقت فقط پول کمتری به دست میاریم

00:27:54.350 --> 00:27:57.410
تو وقتی بمیری نمی تونی با خودت پول ببری

00:27:57.410 --> 00:27:59.550
با ثروتی که الان داریم

00:27:59.550 --> 00:28:03.140
ما می تونیم مثله قبل به زندگیمون ادامه بدیم

00:28:04.920 --> 00:28:09.370
مادر..تاجرا بیش تر می ترسن که اعتبارشون رو از دست بدن

00:28:09.370 --> 00:28:14.200
اگه عمارت مو نتونه حق گردش مالی دولت رو به دست بیاره..این فقط پول نیست که ما از دست میدیم

00:28:15.370 --> 00:28:19.810
عمارت مو این همه مدت فقط به خاطر برند طلایش باقی مونده

00:28:19.810 --> 00:28:24.760
اگه برند ما خراب بشه..حتی اگه ی نفر ی ضربه کوچیک بهمون وارد کنه ما فرو میریزیم

00:28:24.760 --> 00:28:26.810
مهم نیست چقدر ثروت داشته باشیم

00:28:27.320 --> 00:28:29.670
ما نمی تونیم جلوی تنزل پیدا کردن قبیلمون رو بگیریم

00:28:31.640 --> 00:28:35.200
تازه..اون خاندانی که جیره خور ما هستن

00:28:35.200 --> 00:28:39.750
که الان دارن به خوبی بیرون اینجا زندگی می کنن...به نظرتون با این موضوع مشکلی ندارن؟

00:28:41.050 --> 00:28:45.890
این ممکنه که ما ی درگیری هم در خانواده داشته باشیم درست مثله زمان های گذشته

00:28:48.330 --> 00:28:50.470
وقتی من ده سالم بود

00:28:52.030 --> 00:28:55.190
اقواممون می خواستن ما رو مجبور کنن تا از عمارت مو بیرون بریم

00:28:55.190 --> 00:28:57.490
مادر..اینو فراموش کردی؟

00:28:58.710 --> 00:29:00.450
من فراموش نکردم

00:29:02.270 --> 00:29:04.840
هیچ کس

00:29:04.840 --> 00:29:07.760
نمی تونه بالاتر از ما باشه

00:29:12.850 --> 00:29:16.070
یی شان..
من می دونم چی کار باید انجام بدم

00:29:16.070 --> 00:29:20.180
نمی خواد نگران موضوعات تجاری باشید

00:29:22.190 --> 00:29:25.590
باشه ..باشه

00:29:44.350 --> 00:29:48.650
عمو مو..پلکام اخیرا می پره

00:29:48.650 --> 00:29:51.180
من احساس بدی دارم

00:29:51.180 --> 00:29:55.320
من می ترسم اتفاق بدی برای یی شان بیفته

00:29:55.320 --> 00:29:57.390
به خاطر این مزایده ی دولتی

00:29:57.390 --> 00:30:00.030
مادام..شما زیادی فکر می کنید

00:30:00.030 --> 00:30:02.090
من زیادی فکر نمی کنم

00:30:02.090 --> 00:30:03.780
یی شان برای برنده شدن تلاش می کنه

00:30:03.780 --> 00:30:06.730
اون هرگز  اجازه گرفتن حق گردش مالی دولت رو به کسی نمیده

00:30:06.730 --> 00:30:09.910
دفعه ی قبل ..افرادی سعی کردن اون رو در دروازه تیانمن بکشن

00:30:09.910 --> 00:30:13.870
الان..کی میدونه که چه اتفاقی قراره بیفته

00:30:13.870 --> 00:30:16.180
ارباب جوان...در تجارت نابغه هستن

00:30:16.180 --> 00:30:19.820
حق گردش مالی دولت برند ماست

00:30:19.820 --> 00:30:22.510
ارباب جوان حق دارن که اینقدر تلاش کنن تا این حق رو از دست ندن

00:30:22.510 --> 00:30:27.210
این درست مثله  به حرکت درآوردن  بادبان در خلاف جهت جریان یا حرکت نکردن رو به جلو و عقب نشینی کردنه

00:30:27.210 --> 00:30:30.350
همچنین ارباب یان و ارباب جوان ما از وقتی کودک بودن با هم دوستن

00:30:30.350 --> 00:30:33.550
همینطور عمارت مو و دژ فی یان از طریق رابطه خویشاوندی به هم مرتبط اند

00:30:33.550 --> 00:30:36.350
این طوری ما در هر زمانی می تونیم به هم کمک کنیم

00:30:36.350 --> 00:30:40.540
اگه این طوری که تو میگی باشه پس این ایده آله

00:30:40.540 --> 00:30:44.100
جای تاسفه که هوآبوچی وارد عمارت پرنس شده

00:30:45.340 --> 00:30:49.800
ما دیگه نمی تونیم اونو مسموم کنیم

00:30:52.960 --> 00:30:57.900
نگران نباشید..معشوقه گان اونو برای مدت طولانی در عمارت پرنس نگه نمیداره

00:30:57.900 --> 00:31:01.970
وقتی اون جایی برای برگشتن نداشته باشه..اون به اینجا برخواهد گشت

00:31:01.970 --> 00:31:04.140
ما هنوز شانسی داریم

00:31:32.780 --> 00:31:36.560
معشوقه سلطنتی گان از کالسکه پیاده شده..چرا ما هنوز سوار کالسکه ایم؟

00:31:36.560 --> 00:31:39.630
بانوی من..سرورم دستور دادن که

00:31:39.630 --> 00:31:42.040
که ما از دروازه کناری وارد بشیم

00:31:42.040 --> 00:31:43.620
کالسکه  رو نگه دارید

00:31:45.110 --> 00:31:47.590
اگه نگه ندارید..من می پرم بیرون

00:31:49.340 --> 00:31:52.330
بانوی من...سرورم دستور رو صادر کردن

00:31:52.330 --> 00:31:55.430
کالسکه باید به دروازه کناری بره

00:31:56.590 --> 00:31:59.530
ایشون گفتن که کالسکه باید به دروازه کناری بره

00:31:59.530 --> 00:32:02.470
نگفتن که من..یعنی هوآبوچی باید از دروازه کناری وارد شم

00:32:02.470 --> 00:32:04.190
من داخل می بینمتون

00:32:06.130 --> 00:32:08.290
تو کی هستی؟

00:32:08.290 --> 00:32:10.390
من مهمان معشوقه سلطنتی گان هستم

00:32:10.390 --> 00:32:13.680
لطفا بهش بگید که من از دروازه کناری وارد نمی شم..من

00:32:13.680 --> 00:32:15.600
من شنیدم که اونا برگشتن

00:32:17.280 --> 00:32:19.390
من از دروازه کناری میرم تو..ممنون نگهبانا

00:32:19.390 --> 00:32:21.190
<i>[ عمارت پرنس زین ]</i>

00:32:45.850 --> 00:32:48.490
چرا اصلا درخت تو حیاط نداریم؟

00:32:48.490 --> 00:32:51.330
برای جلوگیری از مخفی شدن آدم کشا پشت درختا

00:32:52.830 --> 00:32:55.100
عمارت پرنس هم واقعا ی چیزیش میشه

00:32:57.430 --> 00:33:01.580
بانوی من..سرورم گفتن

00:33:01.580 --> 00:33:05.610
که شما باید امشب اینجا بمونید

00:33:07.360 --> 00:33:10.750
چرا این محوطه اینقدر مترکه هست؟

00:33:15.380 --> 00:33:19.090
چرا اینجا اینقدر کثیفه؟کسی به اینجا رسیدگی نمی کنه؟

00:33:25.890 --> 00:33:30.600
وای ..اینجا دیگه کجاست؟

00:33:40.480 --> 00:33:42.160
چرا منو اینجا زندانی کردی؟

00:33:42.160 --> 00:33:45.110
بانوی من..امروز در عمارت کارای زیادی برای انجام شدن هست

00:33:45.110 --> 00:33:47.010
سرورم امروز وقت آزاد برای ملاقات با شما ندارن

00:33:47.010 --> 00:33:50.340
من فردا شما رو می برم تا سرورم رو ببینید

00:33:50.340 --> 00:33:53.000
هی..هی..نرید

00:33:53.000 --> 00:33:54.770
حداقل ی کاسه برنج

00:33:54.770 --> 00:33:56.510
یا ی چراغ بهم بدید

00:33:56.510 --> 00:33:59.200
هی ..هی

00:34:19.630 --> 00:34:23.670
برادر بزرگ تر..اونا کسایی هستن که اول با من بد برخورد کردن

00:34:23.670 --> 00:34:26.550
حتی بهشت هم از اینجا صدای من رو نمی شنوه..احتمالا اگه داد بزنم هم کسی جواب نده

00:34:26.550 --> 00:34:29.000
من قطعا میمیرم..اگه برای دو روز اینجا حبس باشم

00:34:30.480 --> 00:34:35.160
نه..من نمی تونم اجازه بدم اونا اینطوری منو زندانی کنن..من

00:34:49.660 --> 00:34:51.690
اونم تو همچین جای متروکی

00:34:51.690 --> 00:34:54.240
شماها فکر می کنید..می تونید منو زندانی کنید

00:35:22.090 --> 00:35:24.150
از اونجایی که شما هوآبوچی رو به عمارت آوردید

00:35:24.150 --> 00:35:27.970
چرا مستقیما اون رو به اتاق پدر سلطنتی نبردید..اینطوری پدر می تونست در آرامش باشه؟

00:35:31.310 --> 00:35:33.460
وارث آشکار شما چرا اینقدر عجله می کنید؟

00:35:33.460 --> 00:35:37.490
من دستور دادم تا اون رو از در پشتی ببرن..بعد هم در تالار جینگ در قسمت غربی عمارت برای ی شب زندانیش کردم

00:35:37.490 --> 00:35:39.460
این روح سرکش اون رو یکم رام می کنه

00:35:39.460 --> 00:35:42.230
این طوری  ... اون دیگه تا وقتی در اینجا در عمارت پرنس هست به این  فکر نمی کنه

00:35:42.230 --> 00:35:45.530
که ادعا کنه عضوی از خاندان ماست

00:35:45.530 --> 00:35:49.760
از اونجایی که هوآبوچی شخصا توسط شما از عمارت موآورده شده

00:35:49.760 --> 00:35:52.430
شما می تونید از اون در هر مکانی که فکر می کنید مناسبه نگه داری کنید

00:35:52.430 --> 00:35:55.700
فقط اینکه پدر خیلی احساس تاسف نسبت به اون دختر داره

00:35:55.700 --> 00:35:58.560
اگه اتفاق بدی برای اون دختر بیفته

00:35:58.560 --> 00:36:01.380
پدر سلطنتی به راحتی از کنارش نمی گذره

00:36:01.380 --> 00:36:03.040
وارث آشکار لطفا نگران نباشید

00:36:03.040 --> 00:36:04.980
من می دونم چطوری محدودیتام رو اجرا کنم

00:36:04.980 --> 00:36:07.510
من فقط ی تنبیه سبک برای چند شب به اون دادم

00:36:07.510 --> 00:36:11.590
من به خدمتکار ارشد دستور دادم که بعد از دو روز اون رو آزاد کنه

00:36:40.020 --> 00:36:44.200
اوه..خدای من..برای جلوگیری از اومدن آدمکشا

00:36:44.200 --> 00:36:48.390
هیچ درختی کنار ساختمونا نیست..من چطور می تونم برم پایین؟

00:36:49.640 --> 00:36:53.980
بدترین گزینه الان اینه که..من فقط می تونم پایین بپرم

00:37:25.550 --> 00:37:27.740
ممنون

00:37:27.740 --> 00:37:30.030
عالیجناب

00:37:30.030 --> 00:37:32.930
عالیجناب..من باید از شما عذرخواهی کنم

00:37:32.930 --> 00:37:35.190
من عمیقا متوجه اشتباهم شدم

00:37:35.190 --> 00:37:37.470
من نباید اونطوری حرف میزدم

00:37:37.470 --> 00:37:40.450
من...من خیلی بد حرف زدم

00:37:40.450 --> 00:37:43.360
اما من هرگز قصد توهین به همسر پرنس رو نداشتم

00:37:43.360 --> 00:37:47.320
من بهتون التماس می کنم که سخاوت مردان بزرگ رو داشته باشید ...می تونید ظرفم رو به من برگردونید؟

00:37:47.320 --> 00:37:49.220
نگران نباش

00:37:49.220 --> 00:37:51.790
تا وقتی تو از پدر سلطنتی من به خوبی مراقبت کنی

00:37:51.790 --> 00:37:53.610
من اون ظرف رو طبیعتا بهت برمی گردونم

00:37:53.610 --> 00:37:57.530
واقعا

00:37:57.530 --> 00:38:02.280
عالیجناب..فقط اینکه من الان یکم گرسنه ام

00:38:02.280 --> 00:38:04.130
می تونید کمکم کنید ی چیزی برای خوردن پیدا کنم؟

00:38:04.130 --> 00:38:06.100
چرا من باید بهت کمک کنم تا ی چیزی برای خوردن پیدا کنی؟

00:38:06.100 --> 00:38:08.730
هوآبوچی..مغزت به خاطر تب از بین رفته؟

00:38:08.730 --> 00:38:11.470
من کسی بودم که دفعه قبل تو رو در عمارت مو تو آب هل داد

00:38:11.470 --> 00:38:15.360
و تو همون کسی هستی که دفعه قبل گستاخانه با من حرف زد..و منم تقریبا داشتم خفت می کردم

00:38:15.360 --> 00:38:18.900
چطور می تونی همه ی اینا رو فراموش کنی در حالی که هنوز دو روز هم نگذشته؟

00:38:18.900 --> 00:38:21.830
الان  این عمارت پرنس  هستش که برای کمک من درخواست داده

00:38:21.830 --> 00:38:24.890
منم اینکار رو نمی کنم..اگه بهم کمک نکنید غذا پیدا کنم

00:38:24.890 --> 00:38:26.350


00:38:26.350 --> 00:38:28.730
باشه..باشه..باشه..فقط تظاهر کنید منو ندیدید

00:38:28.730 --> 00:38:32.420
من..من خودم میرم دنبال ی چیزی برای خوردن بگردم

00:38:43.110 --> 00:38:45.060
عالیجناب

00:38:45.060 --> 00:38:46.610
عالیجناب

00:38:46.610 --> 00:38:48.930
یکم خوراکی آماده کنید

00:38:48.930 --> 00:38:51.990
عالیجناب گرسنه اید؟کافی بود ی نفر رو بفرستید تا به ما خبر بده

00:38:51.990 --> 00:38:53.490
ما خوراکی ها رو به اتاقتون می فرستیم

00:38:53.490 --> 00:38:56.790
من ازتون خواستم یکم خوراکی آماده کنید..چرا اینقدر حرف میزنید..عجله کنید

00:38:56.790 --> 00:38:58.630
بله
بله

00:39:05.150 --> 00:39:07.090
همتون الان می تونید برید

00:39:08.020 --> 00:39:11.330
زودتر برید
بله

00:39:34.160 --> 00:39:37.400
چرا عمارت پرنس اینقدر بزرگه

00:39:38.770 --> 00:39:40.870
من دارم از گشنگی میمیرم

00:39:57.870 --> 00:40:00.330
آشپزخانه ی عمارت پرنس

00:40:06.500 --> 00:40:11.060
چرا کسی شیفت شب نیست تا مراقب اجاق باشه؟

00:40:12.760 --> 00:40:15.700
همه ی  غذاها هم که بیرونن

00:40:16.780 --> 00:40:22.740
نکنه اون صدایی که الان شنیدم می خواست منو برای غذا به آشپزخونه بکشه؟

00:40:27.000 --> 00:40:29.490
کی می تونه باشه؟

00:40:32.310 --> 00:40:34.730
<i> چرا من باید کمکت کنم تا غذا پیدا کنی؟ </i>

00:40:34.730 --> 00:40:39.560
نه..اون نمی تونه باشه...مهم نیست کیه هر کی هست اون سگ وحشی نیست

00:40:41.550 --> 00:40:43.350
کی می تونه باشه؟

00:41:09.930 --> 00:41:11.890
اوه..نه..اون فرار کرده

00:41:11.890 --> 00:41:15.380
سریع..سریع..سریع..باید به سرورم خبر بدیم

00:41:16.360 --> 00:41:19.120
بانوی من..بانوی من..لطفا در رو سریع تر باز کنید

00:41:19.120 --> 00:41:23.400
معشوقه سلطنتی گان منتظر شماست..سریع تر در رو باز کنید

00:41:23.400 --> 00:41:26.640
چی میشه اگه من در رو باز نکنم؟

00:41:26.640 --> 00:41:29.000
سرورم ما رو توبیخ میکنه اگه این موضوع به تاخیر بیفته

00:41:29.000 --> 00:41:31.150
خوب این به من چه ربطی داره؟

00:41:32.960 --> 00:41:36.730
چرا از همون راهی که من اومدم بیرون بیرون نمیاین؟

00:41:36.730 --> 00:41:39.300
<i> من قبلا امتحانش کردم..خیلی راحته </i>

00:41:39.300 --> 00:41:43.950
اگه الان شروع به تلاش برای بیرون اومدن کنید ..تاخیرتون زیاد طولانی نمیشه

00:41:44.640 --> 00:41:48.240
<i> -بانوی من ..لطفا نرید </i>
  - تا وقتی من به خوبی مراقب پرنس باشم همه چیز درست میشه...معشوقه گان دیگه کیه؟

00:41:48.240 --> 00:41:51.260
<i> -لطفا در رو باز کنید..بانوی من </i>
 - من وقت ندارم توسط اون اذیت بشم.

00:41:51.970 --> 00:41:54.970
پدر سلطنتی..من  دستور دادم هوآبوچی رو  به اینجا بیارن

00:41:54.970 --> 00:41:58.510
معشوقه سلطنتی گان..دیروز اون رو به اینجا آورده

00:41:58.510 --> 00:42:02.380
اون دیروز به اینجا آورده شده؟چرا الان داری به من میگی؟

00:42:02.380 --> 00:42:04.400
اون کجاست؟

00:42:11.430 --> 00:42:13.250
پرنس

00:42:18.390 --> 00:42:20.410
پرنس

00:42:22.330 --> 00:42:27.490
پرنس..وارث آشکار  گفتن شما حالتون خوب نیست

00:42:27.490 --> 00:42:32.240
من خیلی نگران شدم..سرورم هم اجازه دادن بیام شما رو ببینم

00:42:32.240 --> 00:42:36.170
من هم فورا اومدم..الان حالتون بهتره؟

00:42:36.170 --> 00:42:38.660
این فقط ی بیماری قدیمیه..من خوبم

00:42:38.660 --> 00:42:41.680
شما باید مراقب خودتون باشید..حتی اگه این ی بیماری قدیمی باشه

00:42:41.680 --> 00:42:43.830
شما باید غذاهای مفید برای بهبود وضعیت بدنتون بخورید

00:42:43.830 --> 00:42:47.050
وقتی در عمارت مو بودم..کاری برای انجام دادن نداشتم..برای همین از آشپز اونجا چند تا چیز یاد گرفتم

00:42:47.050 --> 00:42:50.560
-من ی روز دیگه براتون سوپ درست می کنم
-ی روز دیگه؟

00:42:50.560 --> 00:42:54.770
چرا ی روز دیگه باید برام سوپ درست کنی؟..الان دیگه خیلی دیره

00:42:54.770 --> 00:42:59.870
فردا..فردا برام یکم سوپ درست کن..چطوره؟
باشه

00:42:59.870 --> 00:43:02.540
وقتی پرنس اون سوپ رو بخورن..حتما حالشون بهتر میشه

00:43:02.540 --> 00:43:07.800
من شما رو برای دیدن فانوس ها همراهی می کنم..من شنیدم که فستیوال فانوسا در پایتخت خیلی جالبه و پرجنب و جوشه

00:43:07.800 --> 00:43:14.200
تو درست میگی..بازرگانان مختلف ی رقابت شدید در جشنواره فانوسا با هم دارن

00:43:14.200 --> 00:43:18.960
در میان اونا زیباترین فانوسا برای عمارت مینگ یو و عمارت مو هستش

00:43:18.960 --> 00:43:23.740
هرسال من باید امپراطور رو همراهی کنم تا بهترین فانوس رو در رقابت تعیین کنه..من امسال تو رو هم با خودم میبرم

00:43:23.740 --> 00:43:26.680
این واقعا عالیه
پدر سلطنتی

00:43:26.680 --> 00:43:29.920
شما تازه بهبود پیدا کردید..باید بیشتر استراحت کنید

00:43:29.920 --> 00:43:33.290
من به تمام مسائل مربوط به بوچی رسیدگی می کنم..پدر سلطنتی لطفا نگران نباشید

00:43:34.250 --> 00:43:39.870
پس شما باید خوب استراحت کنید پرنس..فردا که سوپ رو آماده کردم به دیدنتون میام

00:43:39.870 --> 00:43:41.560
بیا بریم

00:43:46.500 --> 00:44:06.500
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:44:06.524 --> 00:44:34.524
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.