﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:12.600
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.600 --> 00:00:15.630
♫ <i>ماه در دستان من می خندد به آنچه هست در قلبم</i> ♫

00:00:15.630 --> 00:00:18.530
♫ <i>ابرهای روبه روی من زود به رختخواب می روند</i> ♫

00:00:18.530 --> 00:00:21.580
♫ <i>نسیم بهار نمی تواند کمر لاغر مرا خم کند</i> ♫

00:00:21.580 --> 00:00:24.640
♫ <i>من در شکوفه های بهاری هلو تندرست و پر جنب و جوش هستم</i> ♫

00:00:24.640 --> 00:00:27.620
♫ <i>جوان..نباید قلبی برای بازگشت زود داشته باشی</i> ♫

00:00:27.620 --> 00:00:30.600
♫ <i>چلچله ها نیز در جاهای مختلف پرواز می کنند</i> ♫

00:00:30.600 --> 00:00:33.580
♫ <i>هلو پیش از موعد می میرد و موزهای ژاپنی هم چنان سبز هستند</i> ♫

00:00:33.580 --> 00:00:36.640
♫ <i>چه کسی اهمیت می دهد اگر باران بیایدو  باد در شب بغرد و مشت بکوبد</i> ♫

00:00:36.640 --> 00:00:39.540
♫ <i>حتی اگر یک گل با رنگ قرمز تازه شکوفا شود..هنوز باید خشک شود</i> ♫

00:00:39.540 --> 00:00:42.590
♫ <i>قلب جوان هرگز پیر نمی شود</i> ♫

00:00:42.590 --> 00:00:45.520
♫ <i>همه چه پیر چه جوان می شنوند </i> ♫

00:00:45.520 --> 00:00:48.680
♫ <i>که من به عنوان یک کودک می خواهم قایق را در آب برانم</i> ♫

00:00:48.680 --> 00:00:53.970
♫ <i>درخت بید بی اراده می رود...رفتنی تا گوشه ی آسمان</i> ♫

00:00:53.970 --> 00:01:00.360
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟ برگرد برای حرف زدن با شکوفه های بهاری هلو</i> ♫

00:01:00.360 --> 00:01:05.850
♫ <i>درخت بید بی اراده می رود...رفتنی تا گوشه ی آسمان</i> ♫

00:01:05.850 --> 00:01:12.190
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟ برگرد برای حرف زدن با شکوفه های بهاری هلو</i> ♫

00:01:12.190 --> 00:01:15.620


00:01:15.620 --> 00:01:18.640


00:01:21.720 --> 00:01:24.610
♫ <i>من در شکوفه های بهاری هلو تندرست و پر جنب و جوش هستم</i> ♫

00:01:27.310 --> 00:01:30.390
♫ <i>عجله کن برای صحبت کردن با شکوفه های بهاری</i> ♫

00:01:30.390 --> 00:01:33.900
<i>[ هرگز نمی ذارم بری]</i>

00:01:33.900 --> 00:01:36.980
<i>[ قسمت 12 ]</i>

00:01:37.840 --> 00:01:40.630
چیزی که الان گفتید

00:01:40.630 --> 00:01:43.810
باعث شد من به پدرم فکر کنم..من نمی خوام به این موضوع اعتراف کنم

00:01:43.810 --> 00:01:46.830
اما پدرم هم کسی رو از دست داده

00:01:46.830 --> 00:01:50.660
برای همین بود که اون دنبال دختر نامشروعش می گشت

00:01:52.610 --> 00:01:55.690
پرنس خیلی با محبت و صادق اند

00:01:57.110 --> 00:01:59.730
با تشکر از شما

00:01:59.730 --> 00:02:02.290
من الان می فهمم پدرم چطور فکر می کنه

00:02:02.290 --> 00:02:04.550
اومدن من به اینجا بی نتیجه نبود

00:02:04.550 --> 00:02:07.780
الان دیروقته..خدافظ

00:02:07.780 --> 00:02:10.230
به سلامت عالیجناب

00:02:24.020 --> 00:02:25.890
استاد

00:02:25.890 --> 00:02:30.450
الان وارث آشکار بعد از گفتن ی سری حرف های مبهم و دوپهلو اینجا رو ترک کرد

00:02:30.450 --> 00:02:33.070
حالا..ما باید چی کار کنیم؟

00:02:33.070 --> 00:02:34.820
صبر

00:02:34.820 --> 00:02:40.210
صبر می کنیم تا پرنس و وارث آشکارش دوباره برای پیدا کردن ما بیان

00:02:40.210 --> 00:02:42.040
سرورم..من فقط در خیابون دعوا کردم

00:02:42.040 --> 00:02:46.190
من هیچ کار دیگه ای نکردم..چرا منو به زنجیر کشیدید؟
چرند گفتن رو تمومش کن

00:02:47.500 --> 00:02:51.890
فکر کردی فقط به خاطر دعوا تو خیابون دستگیر شدی؟

00:02:52.720 --> 00:02:56.430
دروازه تیانمن رو یادت میاد؟

00:02:56.430 --> 00:02:59.240
در مورد چی دارید حرف میزنید؟من چیزی نمی دونم

00:03:05.640 --> 00:03:08.420
به نظر میرسه..اگه من شکنجت نکنم

00:03:08.420 --> 00:03:11.560
تو دهنتو باز نمی کنی

00:03:16.400 --> 00:03:18.800
برو ی نگاهی به اون یکی بنداز

00:03:27.560 --> 00:03:30.940
عالیجناب..اون یکی هم مرده

00:03:34.210 --> 00:03:35.930
همشون مردن؟

00:03:35.930 --> 00:03:38.730
به نظر میرسه الان دیگه دشمن هوشیار شده

00:03:38.730 --> 00:03:42.770
ارباب جوان...حالا ما باید چی کار کنیم؟

00:03:51.130 --> 00:03:53.330
<i>فقط یکم درد میکنه..برادر بزرگ تر</i>

00:03:53.330 --> 00:03:55.490
<i>بذار ی چیزی بهت بگم..درست الان </i>

00:03:55.490 --> 00:03:57.240
<i>وقتی داشتم بین گل ها می رقصیدم</i>

00:03:57.240 --> 00:03:59.550
<i>من صورت اون زن رو که با ماسک پوشیده شده بود دیدم</i>

00:03:59.550 --> 00:04:03.320
<i>اون شبیه کسی بود که می خواست ما رو در دروازه تیانمن بکشه</i>

00:04:05.470 --> 00:04:08.090
ارباب جوان..برای شست و شو وسایل آماده شده

00:04:20.230 --> 00:04:22.140
ارباب جوان..لطفا

00:04:31.300 --> 00:04:32.410
چینگ آر

00:04:32.410 --> 00:04:33.180


00:04:33.180 --> 00:04:38.670
در شب سال نو ..تو روی جونت ریسک کردی تا بانو رو نجات بدی..تو حتما انگیزه ی دیگه ای هم داشتی

00:04:41.000 --> 00:04:45.390
ارباب جوان...یعنی شما به انگیزه من بدگمانید؟

00:04:47.440 --> 00:04:48.570
درسته

00:04:48.570 --> 00:04:51.140
من سر جونم ریسک کردم تا بانو رو نجات بدم

00:04:51.140 --> 00:04:54.500
و دنبالشون تا پشت ویلا رفتم نه فقط برای مراقبت از بانو

00:04:54.500 --> 00:04:56.730
من فقط دنبال ی موقعیت می گشتم

00:04:56.730 --> 00:04:59.050
تا ی استاد قابل اعتماد برای خودم پیدا کنم

00:04:59.050 --> 00:05:02.770
به نظر میرسه برای خلاص شدن از دست ناظر آشپزخونه

00:05:02.770 --> 00:05:04.680
تو خیلی سخت تلاش کردی

00:05:04.680 --> 00:05:06.700
لطفا منو تنبیه کنید

00:05:08.450 --> 00:05:12.650
ی دختر زیبا ولی پایین رتبه مثل من

00:05:12.650 --> 00:05:14.580
اگه این نقشه رو نمی کشیدم

00:05:14.580 --> 00:05:19.830
زندگیم..حتی از ی دختر زشت هم بدتر می شد

00:05:29.060 --> 00:05:30.660
نمی خواد خیلی نگران باشی

00:05:30.660 --> 00:05:36.670
چرا من نباید بفهمم؟تو فقط می خواستی ی فرصت برای عوض کردن سرنوشتت پیدا کنی

00:05:36.670 --> 00:05:38.200
به خوبی به من خدمت کن

00:05:38.200 --> 00:05:39.680
من باهات بد برخورد نمی کنم

00:05:39.680 --> 00:05:41.810
ازتون ممنونم..ارباب جوان

00:05:52.640 --> 00:05:53.800
ارباب جوان

00:05:53.800 --> 00:05:57.750
ظاهر چینگ ار خیلی بی احساسه..همین طور صورتش

00:05:57.750 --> 00:06:00.810
دقیقا شبیه بانوی اول عمارت مینگ یو هستش

00:06:00.810 --> 00:06:04.190
این.... ارباب جوان

00:06:04.190 --> 00:06:07.900
اگه اونو کنار خودتون نگه دارید..ممکنه خطرناک باشه

00:06:07.900 --> 00:06:10.250
نگران نباش..من نقشه های خودم رو دارم

00:06:10.250 --> 00:06:13.850
نگه داشتن اون کنار خودم...ممکنه به ما کمک کنه

00:06:13.850 --> 00:06:15.920
تا از شر ویلای مینگ یو خلاص بشیم

00:06:19.010 --> 00:06:22.180
ارباب جوان..افرادی از عمارت یائولینگ اومدن

00:06:31.950 --> 00:06:34.390
ارباب مو
ارباب مو

00:06:34.390 --> 00:06:37.190
ارباب مو..به خاطر پدر فوت شده ی ما

00:06:37.190 --> 00:06:40.860
لطفا اجازه بدید ما اینجا بمونیم..این طوری ما جایی برای موندن داریم

00:06:40.860 --> 00:06:44.200
من هرگز این لطف بزرگ شما رو فراموش نمی کنم

00:06:44.200 --> 00:06:48.870
در بهشت؟چرا استاد مو اینقدر ناگهانی؟

00:06:48.870 --> 00:06:50.920
من اینو از شما مخفی نمی کنم

00:06:50.920 --> 00:06:53.540
ویلای مینگ یو ما رو در زمینه تجارت دارو مدام تهدید می کرد

00:06:53.540 --> 00:06:56.050
و از ما می خواست کارایی رو براش انجام بدیم

00:06:56.050 --> 00:06:59.820
عمارت یائولینگ فقط یکی از بازیچه های دست ویلای مینگ یو بوده

00:06:59.820 --> 00:07:02.890
پدر من دیگه نمی خواست عروسک دست اونا باشه

00:07:02.890 --> 00:07:06.260
برای همین دنبال ی موقعیت می گشت تا از زیر سلطه  اونا فرار کنه

00:07:06.260 --> 00:07:11.150
پدرم تصمیم گرفت تا هوآبوچی رو به شما بده تا اون رو به پایتخت بیارید

00:07:11.830 --> 00:07:15.260
ویلای مینگ یو در این مورد فهمید..و پدرم

00:07:16.620 --> 00:07:19.520
پدرم به دست ویلای مینگ یو کشته شد

00:07:19.520 --> 00:07:21.880
فقط من و خواهر کوچکترم

00:07:21.880 --> 00:07:24.700
موفق به فرار شدیم

00:07:24.700 --> 00:07:26.950
من ی بار شنیدم که پسر دایی جوان من می گفت

00:07:26.950 --> 00:07:29.390
دژ فی یان از عمارت یائولینگ دارو خریده

00:07:29.390 --> 00:07:31.470
اما اونا در راه دزدیده شدن

00:07:34.180 --> 00:07:39.230
دژ فی یان و ویلای مینگ یو هیچ وقت با هم رابطه خوبی نداشتن..با نگاه کردن به این اتفاقات

00:07:39.230 --> 00:07:42.780
پس ویلای مینگ یو واقعا داروها رو دزدیده

00:07:44.490 --> 00:07:46.170
دقیقا

00:07:46.170 --> 00:07:48.620
عمارت یائولینگ هم در این موضوع شرکت کرد

00:07:48.620 --> 00:07:50.650
چون ما هیچ چاره ی دیگه ای نداشتیم

00:07:50.650 --> 00:07:53.080
لطفا ما رو ببخشید

00:07:57.730 --> 00:07:59.510
ما هیچ جا برای رفتن نداریم

00:07:59.510 --> 00:08:02.260
لطفا ما رو قبول کنید

00:08:03.160 --> 00:08:05.050
عجله کنید..بلند شید

00:08:08.880 --> 00:08:12.140
وقتی من داشتم بوچی رو به پایتخت می آوردم به استاد لین قول دادم

00:08:12.140 --> 00:08:15.560
که برای انجام تجارت تو پایتحت کمکش کنم

00:08:16.770 --> 00:08:18.440
اینجا در آرامش بمونید

00:08:18.440 --> 00:08:20.120
من قطعا قولم رو نگه میدارم

00:08:20.120 --> 00:08:23.550
و کمکتون می کنم تا از نو در پایتخت شروع کنید

00:08:23.550 --> 00:08:26.630
ممنون ارباب مو
ممنون ارباب مو

00:08:29.770 --> 00:08:32.130
ارباب و بانوی جوان لین رو ببر تا استراحت کنن

00:08:32.130 --> 00:08:36.030
بله
اول کمی استراحت کنید..بعد از اینکه خوب استراحت کردید صحبت می کنیم

00:08:37.550 --> 00:08:38.310
لطفا با من بیاین

00:08:38.310 --> 00:08:39.780
باشه

00:08:46.820 --> 00:08:48.000
ارباب جوان

00:08:48.000 --> 00:08:51.100
اشتهای ویلای مینگ یو خیلی زیاده

00:08:51.100 --> 00:08:52.860
اگه ما اونا رو قبول کنیم

00:08:52.860 --> 00:08:55.060
برامون خطرناک نیست؟

00:08:55.060 --> 00:08:59.860
در دروازه تیانمن ویلای مینگ یو برای ما کمین کرد..ما خیلی وقته هدف اونا قرار گرفتیم

00:08:59.860 --> 00:09:06.190
من اون خواهر برادر رو قبول کردم اولا چون من نمی خواستم کسی باشم که قولش رو میشکنه

00:09:06.190 --> 00:09:09.610
دوما من می خوان از طریق اونا اطلاعات بیش تری در مورد ویلای مینگ یو به دست بیارم

00:09:09.610 --> 00:09:14.230
می تونه این ی تله باشه که عمارت یائولینگ پهن کرده؟

00:09:14.230 --> 00:09:16.890
چی میشه اگه واقعا ویلای مینگ یو اونا رو اینجا فرستاده باشه؟

00:09:16.890 --> 00:09:20.460
تا اونا همه ی حرکت های ما رو زیر نظر بگیرن

00:09:22.190 --> 00:09:23.870
تو هم باهوشیا

00:09:23.870 --> 00:09:26.200
ارباب جوان خوب به من آموزش دادن

00:09:26.200 --> 00:09:28.690
چند نفر رو بفرست تا در مورد عمارت یائولینگ تحقیق کنن

00:09:28.690 --> 00:09:30.790
ببینن که واقع لین مرده یا نه

00:09:30.790 --> 00:09:33.820
بله..من الان میرم وسایلم رو می بندم

00:09:47.390 --> 00:09:50.440
خواهر کوچولو..زیاد در موردش فکر نکن

00:09:50.440 --> 00:09:52.870
از اونجایی که ما الان وارد عمارت مو شدیم

00:09:52.870 --> 00:09:54.700
من فکر می کنم ارباب مو

00:09:54.700 --> 00:09:57.220
کسی نیست که از حرفی که زده برگرده

00:09:59.450 --> 00:10:00.920
...برادر بزرگ تر

00:10:01.660 --> 00:10:04.000
من فقط دلم برای پدر تنگ شده

00:10:06.420 --> 00:10:08.790
توی مجرم..جونتو به من بده

00:10:17.030 --> 00:10:18.750
برادر بزرگ تر

00:10:18.750 --> 00:10:20.600
تو کی هستی؟

00:10:20.600 --> 00:10:22.300
چرا می خوای ما رو بکشی؟
برادر بزرگ تر

00:10:22.300 --> 00:10:25.170
من ارباب جوان دژ فی یان هستم

00:10:25.170 --> 00:10:28.350
من برای مدت طولانی مشکوک بودم که شما با ویلای مینگ یو در ارتباطید

00:10:28.350 --> 00:10:31.980
امروز من از پسر عمم شنیدم که واقعا این طور بوده

00:10:31.980 --> 00:10:34.720
شما ها باعث شدید اپیدمی بین اسب های فی یان پخش بشه

00:10:34.720 --> 00:10:36.660
ما الان به اندازه کافی اسب جنگی نداریم

00:10:36.660 --> 00:10:38.500
من برای تحقیق به عمارت یائولینگ اومدم

00:10:38.500 --> 00:10:41.700
و به سختی مجروح شدم..و نزدیک بود به دست شما کشته بشم

00:10:41.700 --> 00:10:43.990
حرف بزن..چرا من نخوام تو رو بکشم؟

00:10:48.890 --> 00:10:52.000
برو کنار
خواهر کوچولو

00:10:54.130 --> 00:10:56.960
خواهر کوچولو...خوبی؟
پسر عمه

00:10:56.960 --> 00:11:01.600
-صدمه دیدی؟
-اینجا چه خبره؟تو کی این شخصیت گستاخت رو عوض می کنی؟

00:11:01.600 --> 00:11:05.660
من تازه شروع کردم به صحبت کردن با تو..اونوقت تو فوری اومدی تا به اونا حمله کنی

00:11:06.400 --> 00:11:08.010
چیزی نیست..چیزی نیست

00:11:08.010 --> 00:11:12.090
عمارت یائولینگ توسط ویلای مینگ یو مورد استفاده قرار گرفته و تهدید شده

00:11:12.090 --> 00:11:14.790
افراد ویلای مینگ یو استاد لین رو کشتن

00:11:14.790 --> 00:11:17.120
دشمن مشترک ما ویلای مینگ یو هستش

00:11:17.120 --> 00:11:21.460
ما باید با هم  علیه ویلای مینگ یو متحد بشیم

00:11:29.330 --> 00:11:31.040
عذر خواهی کن

00:11:39.720 --> 00:11:44.280
گریه نکن...من وقتی تو عمارت یائولینگ صدمه دیدم گریه نکردم

00:11:44.280 --> 00:11:48.050
من فقط تو رو هل دادم..اونوقت تو اینطوری گریه می کنی

00:11:51.860 --> 00:11:55.260
باشه..باشه..گریه نکن..این چطوره؟

00:11:55.260 --> 00:11:59.450
من بهت اجازه میدم من رو بزنی..ی ضربه در برابر ی ضربه

00:12:09.800 --> 00:12:14.840
شما افراد خانواده لین واقعا جالبید..تو با ی ضربه گریه کردن رو تموم کردی؟

00:12:23.940 --> 00:12:29.790
عالیجناب..پزشک سلطنتی گفت شما نباید زیاد فکر کنید

00:12:29.790 --> 00:12:33.490
عالیجناب..فکر کردن درمورد این موضوع رو تموم کنید

00:12:34.850 --> 00:12:37.860
لیو مینگ یو

00:12:37.860 --> 00:12:41.220
چطور در مورد این رقص می دونست؟

00:12:41.220 --> 00:12:46.090
زمانیکه..من به خاطر پرونده ی بانک دولتی

00:12:46.090 --> 00:12:49.190
باید پایتخت رو برای سه ماه ترک می کردم

00:12:49.190 --> 00:12:54.710
زوفی خودش این رقص  زیر نور ماه رو طراحی کرد

00:12:54.710 --> 00:12:59.870
و این آواز رو خوند..در حالی که منتظر برگشت من بود

00:13:00.490 --> 00:13:04.870
این موضوع..فقط ما دو نفر درموردش می دونستیم

00:13:04.870 --> 00:13:10.850
عالیجناب..منظورتون اینه که..ویلای مینگ یو با زوفی ارتباط داشته؟

00:13:10.850 --> 00:13:13.340
می تونه اون هنوز زنده باشه؟

00:13:14.950 --> 00:13:20.270
این ممکن نیست..من و شما اونجا بودیم وقتی زوفی مرد

00:13:32.080 --> 00:13:35.160
<i>جنازه زوفی کجاست؟</i>

00:13:35.160 --> 00:13:38.920
<i>عالیجناب..وقتی ما داشتیم دنبال بچه می گشتیم</i>

00:13:38.920 --> 00:13:41.100
<i>یکی باید اومده باشه و جنازه رو برداشته باشه</i>

00:13:41.100 --> 00:13:46.030
بگو..ممکنه یکی اونو نجات داده باشه

00:13:46.030 --> 00:13:51.100
و جونش رو نجات داده باشه؟الان..ویلای مینگ یو ی دفعه سروکلش پیدا شده

00:13:51.100 --> 00:13:55.170
زمان من محدوده

00:13:55.970 --> 00:13:58.450
تو باید بری برای من تحقیق کنی
عالیجناب

00:13:58.450 --> 00:14:01.990
پدر..استاد..برو پزشک سلطنتی رو پیدا کن..عجله کن
باشه

00:14:01.990 --> 00:14:04.630
پزشک سلطنتی..پزشک سلطنتی

00:14:21.190 --> 00:14:23.680
پرنسس..معشوقه گان..وارث آشکار

00:14:23.680 --> 00:14:27.840
به نظر میرسه اثرات قرص بهاری به حد خودش رسیده

00:14:27.840 --> 00:14:30.440
اگه دوباره ازش استفاده کنن

00:14:30.440 --> 00:14:32.920
مفید نخواهد بود

00:14:32.920 --> 00:14:35.090
کاری دیگه از دست من برای ایشون بر نمیاد

00:14:35.090 --> 00:14:39.320
پس ما الان باید چی کار کنیم؟یعنی بیماری پرنس قابل درمان نیست؟

00:14:39.320 --> 00:14:43.040
پرنسس..معشوقه گان..بدن پرنس همیشه خیلی ضعیف بوده

00:14:43.040 --> 00:14:45.500
بعد از چند برابر شدن جریانای متضاد در بدنشون..من می ترسم

00:14:46.040 --> 00:14:49.390
می ترسم..زمان ایشون محدود باشه

00:14:49.390 --> 00:14:53.240
غیر ممکنه..هیچ اتفاقی نمی تونه برای ایشون بیفته

00:14:55.380 --> 00:15:00.620
پزشک سلطنتی..پدرم می تونه بهوش بیاد؟

00:15:00.620 --> 00:15:06.920
وارث آشکار..بیماری قلبی به داروی قلبی نیاز داره...من مرخص میشم

00:15:10.150 --> 00:15:12.080
عالیجناب

00:15:12.080 --> 00:15:16.250
هوآبوچی مراقب پدر باش..من میرم بیرون

00:15:16.250 --> 00:15:18.090
فهمیدم

00:15:28.900 --> 00:15:32.060
شنیدم پرنس هفتم بیمارن

00:15:32.060 --> 00:15:36.620
امسال وارث آشکار..چنگ یو..مسئول اداره بانک دولتی میشه

00:15:36.620 --> 00:15:39.880
بنابراین همه ی تاجرا شروع به تحقیق در مورد شخصیت اون کردن

00:15:39.880 --> 00:15:44.210
کی فکرشو می کرد که این مشخصات اینقدر سریع پخش بشه

00:15:44.210 --> 00:15:48.130
چیزی از این مشخصات درست هست؟

00:15:48.130 --> 00:15:51.220
همش یاوه هست..هیچیش درست نیست

00:15:51.220 --> 00:15:56.610
براساس چیزی که اون روز دیدی وارث آشکار چه جور فردی هست؟

00:15:56.610 --> 00:16:00.690
همه میگن که اون عیاشه

00:16:00.690 --> 00:16:06.220
اونطوری که من دیدم..اون ی خوکه..ی خوک که می تونه ی ببر رو بخوره

00:16:06.220 --> 00:16:08.790
پس اون اینطوریه

00:16:08.790 --> 00:16:13.730
اگرچه..الان همین کافیه که اون در این زمان به عمارت مو کمک نکنه

00:16:14.340 --> 00:16:17.090
اگه ما به پرنس هفتم صدمه نزنیم

00:16:17.090 --> 00:16:21.990
چه وارث آشکار  هویت خودشو خوب پنهان کنه یا نه..نمی تونه با ما کاری انجام بده

00:16:22.750 --> 00:16:25.950
وارث آشکار همیشه از اون دختر نامشروع متنفر بوده

00:16:25.950 --> 00:16:28.820
حالا که هوآبوچی در این زمان مشکل درست کرده

00:16:28.820 --> 00:16:31.630
الان بیش تر از ی دلیل هست که از عمارت مو متنفر باشه

00:16:31.630 --> 00:16:35.180
مزایده دولت قطعا در این زمان به نفع موروفی نخواهد بود

00:16:35.180 --> 00:16:39.180
اگه وارث آشکار واقعا از اون دختر نا مشروع متنفره

00:16:39.180 --> 00:16:42.760
اون روز در طول فستیوال فانوسا نباید نجاتش میداد

00:16:42.760 --> 00:16:45.270
استاد..منظورتون اینه که

00:16:45.270 --> 00:16:48.070
هیچ چیز معلوم نیست..ما نباید بی دقت باشیم

00:16:48.070 --> 00:16:53.500
هوآبوچی ممکنه اون روز به این دلیل وارد قایق شده باشه که به تو مشکوک شده

00:16:53.500 --> 00:16:55.420
مراقب باش

00:16:55.420 --> 00:16:58.930
استاد..زوفی چقدر زیبا بوده؟

00:16:58.930 --> 00:17:02.400
که پرنس هفتم اینقدر عاشقش بوده

00:17:02.400 --> 00:17:06.890
من نقاشیش رو دیدم..اون فقط ی زیبایی معمولی داشته

00:17:07.480 --> 00:17:09.400
فقط پرنس هفتم نبوده که مجذوب اون شده

00:17:09.400 --> 00:17:13.910
در گذشته ارباب هم عاشق زوفی بوده

00:17:13.910 --> 00:17:17.260
اون شبیه بازتاب نور ماه در اولین برف زمستانی بود

00:17:17.260 --> 00:17:19.750
اون ابرها رو از حرکت متوقف می کرد و گل های بهاری رو با خودش می آورد

00:17:19.750 --> 00:17:23.920
اون باعث غرق شدن بی لوشین شد

00:17:23.920 --> 00:17:27.590
چطور ی نقاشی می تونه جذابیت اون رو نشون بده؟

00:17:27.590 --> 00:17:32.190
چرا این رقص همچین تاثیر زیادی روی پرنس هفتم گذاشت؟

00:17:32.190 --> 00:17:36.620
این در واقع شدت بیماری اون رو افزایش داد

00:17:36.620 --> 00:17:39.580
این تازه قدم اول ماست

00:17:42.130 --> 00:17:45.800
استاد ویلا..وارث آشکار پرنس هفتم چنگ یو اینجا اومدن

00:17:48.770 --> 00:17:51.300
شما از ترفند های خیلی خوبی استفاده کردید

00:17:52.040 --> 00:17:55.000
من نمی دونم منظور شما چیه؟

00:17:56.930 --> 00:17:59.780
اونا فقط در خیابون دعوا کردن

00:17:59.780 --> 00:18:01.720
نیاز بود که همشون رو بکشید؟

00:18:01.720 --> 00:18:06.830
عالیجناب حتما دارن شوخی می کنن...افراد ویلای مینگ یو تصادفی در زندان مردن

00:18:06.830 --> 00:18:11.870
من هم می خواستم بپرسم چطور این اتفاق افتاد..چطور من می تونم اونا رو کشته باشم؟

00:18:29.100 --> 00:18:32.140
ی گل مانند برف از روی درخت پرواز می کنه

00:18:32.140 --> 00:18:34.750
ظرف چینی جیانشینگ مثله ماه کامل سفیده

00:18:34.750 --> 00:18:37.900
این همون ظرف چینی جیانشینگی هست که امپراظور هم حتی اونو ستایش می کنه؟

00:18:37.900 --> 00:18:40.790
شما واقعا ذوق و سلیقه خوبی دارید

00:18:41.910 --> 00:18:46.660
ویلای مینگ یو متخصص ساخت ظروف چینی برای قصر هست..شما واقعا شایسته این شهرت هستید

00:18:46.660 --> 00:18:50.500
در مزایده دولتی امسال استاد ویلای مینگ یو شرکت می کنن

00:18:50.500 --> 00:18:55.650
من می ترسم که دیگه کسی نتونه در چین با ویلای مینگ یو رقابت کنه

00:18:55.650 --> 00:19:01.760
شما خیلی فکر می کنید..من  دیگه قصد دارم مسئولیت هام رو به چینگ آر واگذار کنم

00:19:01.760 --> 00:19:08.890
سال هایی که سپری کردم..به سرعت ی رویای طولانی گذشت..من در تمام این سال ها ویلای مینگ یو رو مدیریت کردم... الان خسته ام

00:19:08.890 --> 00:19:14.720
من فقط می خوام باقی عمرم رو در ویلای مینگ یو در آرامش سپری کنم..امسال

00:19:14.720 --> 00:19:18.260
سال آخری هست که من در مزایده شرکت می کنم

00:19:18.260 --> 00:19:22.280
در طول جشنواره فانوس...من یک بار بانو لیو رو ملاقات کردم

00:19:22.280 --> 00:19:27.090
بانو لیو باهوش و سخت کوش هستن..ایشون باید شجاعت و هوش شما رو به ارث برده باشن

00:19:27.090 --> 00:19:30.010
رقص اون در فستیوال پرنس رو ترسوند

00:19:30.010 --> 00:19:33.330
من می خواستم ایشون رو ملاقات کنم و عذرخواهی کنم

00:19:46.770 --> 00:19:49.080
این عجیبه

00:19:50.470 --> 00:19:54.140
وقتی من به دیدن بانو لیو رفتم

00:19:54.140 --> 00:19:58.620
من بهشون نگفتم که پدرم به خاطر اون رقص و آواز دچار ترس شده

00:20:01.790 --> 00:20:04.420
چطور شما در این مورد می دونید؟

00:20:04.940 --> 00:20:10.000
یا ..نکنه این رقص مخصوصا برای پدر من آماده شده بوده؟

00:20:10.500 --> 00:20:13.240
انگیزه ویلای مینگ یو چی هست؟

00:20:13.240 --> 00:20:15.640
شما دارید به اشتباه ما رو سرزنش می کنید

00:20:15.640 --> 00:20:19.660
من چطور جرات می کنم پرنس رو ناراحت کنم؟

00:20:19.660 --> 00:20:23.030
چینگ وو به خاطر ملاقات ناگهانی شما وحشت کرده بود

00:20:23.030 --> 00:20:27.050
بعد هم ..شایعات افراد عادی در مورد اینکه بیماری پرنس به خاطر اون شدت پیدا کرده رو شنید

00:20:27.050 --> 00:20:30.910
اگه من رو باور ندارید..می تونید از افراد عادی بپرسید

00:20:30.910 --> 00:20:34.910
برام مهم نیست که اون رقص و آواز برای کی بوده

00:20:34.910 --> 00:20:38.510
پدر من به خاطر رقص و آواز اون ترسیده

00:20:38.510 --> 00:20:40.850
بانو لیو باید با من بیاد

00:20:40.850 --> 00:20:46.330
اگه اون نتونه راهی پیدا کنه تا حال پدر من بهتر بشه..اون برنخواهد گشت

00:20:47.170 --> 00:20:50.470
لطفا اون رو ببخشید..چینگ وو فقط دید که من

00:20:50.470 --> 00:20:53.040
دلتنگ همسر از دست دادم هستم..برای همین این رقص و آهنگ رو ساخت

00:20:53.040 --> 00:20:57.590
اون نمی دونست که این ممکنه پرنس رو بترسونه..چینگ وو هنوز جوانه

00:20:57.590 --> 00:21:03.550
من فقط همین ی  دختر رو دارم..لطفا به من رحم کنید

00:21:03.550 --> 00:21:06.430
کالسکه بیرون منتظره

00:21:06.430 --> 00:21:11.430
شما بهتره امیدوار باشید که بانو لیو بتونه به بهبود پدرم کمک کنه

00:21:12.790 --> 00:21:18.090
دربار پر از چینی سفید جیانشینگ هست..اگه من از امپراطور درخواست کنم که این برند رو عوض کنه

00:21:18.090 --> 00:21:20.330
من معتقدم که ایشون با این موضوع موافقت می کنن

00:21:42.330 --> 00:21:46.510
<i>عمو جو..اون پدرمه..اما چرا؟</i>

00:21:46.510 --> 00:21:51.080
<i>وقتی میبینم اون مریضه..قلبم اصلا به درد نمیاد</i>

00:21:51.080 --> 00:21:54.220
<i>وقتی شما مریض می شدید من خیلی می ترسیدم</i>

00:21:54.220 --> 00:21:56.610
<i>من الان مدتیه اینجام</i>

00:21:56.610 --> 00:21:59.800
<i>اما نمی تونم با پرنس هفتم احساس صمیمیت و نزدیکی کنم</i>

00:21:59.800 --> 00:22:04.000
<i>من احساس می کنم اون وقتی نگاهش می کنم حالتش عجیبه</i>

00:22:13.640 --> 00:22:15.800
چرا شما اونو به اینجا آوردید؟

00:22:15.800 --> 00:22:19.800
بانو لین..اگه کارتون رو خوب انجام بدید من قطعا برای ویلای مینگ یو جبران می کنم

00:22:19.800 --> 00:22:22.400
شما چطور می خواین برای من جبران کنید؟

00:22:22.400 --> 00:22:24.800
می تونید ی درخواست من رو انجام بدید؟

00:22:24.800 --> 00:22:27.000
به نظر میرسه شما ی ایده هایی دارید

00:22:27.000 --> 00:22:30.200
بهم بگید..می خواین من با چی موافقت کنم؟

00:22:30.200 --> 00:22:33.000
وقتی پرنس رقص من و آهنگ رو دیدن و خوب شدن

00:22:33.000 --> 00:22:35.200
اونوقت من به شما خواهم گفت

00:22:35.200 --> 00:22:36.900
شروع کن

00:23:02.000 --> 00:23:08.000
♫<i> جوهر در حال پخش شدن در آب است..گذرگاه یک تالاب آبی و سفید هست ♫</i>

00:23:08.000 --> 00:23:14.000
♫<i> با دیدن رنگ قرمز غروب..من چوب های بامبو رو برمی دارم تا به خانه بروم ♫</i>

00:23:14.000 --> 00:23:20.200
♫<i> باد وحشیانه می کوبد و زمین را از توت وحشی و کنف می پوشاند ♫</i>

00:23:20.200 --> 00:23:26.200
♫<i>با لباسی که بر تن دارم..دراز می کشم و با اشتیاق استراحت می کنم♫</i>

00:23:26.200 --> 00:23:32.400
<i> شکوفه های هلو تا ده مایل ادامه دارن...سن انتظار برای ازدواج فرارسیده است ♫</i>

00:23:32.400 --> 00:23:38.400
♫<i> مروارید های روی تاج پادشاهی..درون موهای من انباشته شده اند ♫</i>

00:23:38.400 --> 00:23:44.800
♫<i> همراه با بوی شانه ی چوبی...دستبند یشم من روی لباس ابریشمی من کشیده می شود♫</i>

00:23:44.800 --> 00:23:50.800
♫<i> افسوس ..فقط یک فنجان از جوانه چای رنگی باقی مانده♫</i>

00:23:50.800 --> 00:23:54.600
♫<i> اگر منظره های درون قلبم ♫</i>

00:23:54.600 --> 00:23:58.000
♫<i>می توانست با چشم های تو دیده شود♫</i>

00:23:58.000 --> 00:24:03.000
♫<i> آنگاه من در کنار هر درخت دعا می کردم ♫</i>

00:24:03.000 --> 00:24:07.000
♫<i> چه کسی می دانست که زندگی چیزی جز کندن علف های وحشی نیست</i> ♫

00:24:07.000 --> 00:24:10.200
♫<i>و زمان برای پیر کردن ما عجله دارد  ♫</i>

00:24:10.200 --> 00:24:15.400
♫<i> باد..ماه..گل ها..و پرنده ها غیر ضرورین..با یک لبخند بی دغدغه ما گره بسته شدن به دنیای فانی را باز می کنیم ♫</i>

00:24:15.400 --> 00:24:19.000
♫<i> اگر منظره های درون قلبم ♫</i>

00:24:19.000 --> 00:24:22.400
<i>♫ می توانست با چشم های تو دیده شود♫</i>

00:24:22.400 --> 00:24:27.400
♫<i> آنگاه من در کنار هر درخت دعا می کردم ♫</i>

00:24:27.400 --> 00:24:31.400
♫<i> چه کسی می دانست که زندگی چیزی جز کندن علف های وحشی نیست ♫</i>

00:24:31.400 --> 00:24:35.200
♫<i> و زمان برای پیر کردن ما عجله دارد ♫</i>

00:24:35.200 --> 00:24:39.800
♫<i> باد..ماه..گل ها..و پرنده ها غیر ضرورین..با یک لبخند بی دغدغه ما گره بسته شدن به دنیای فانی را باز می کنیم♫</i>

00:24:39.800 --> 00:24:43.800
♫<i> چه کسی می دانست که زندگی چیزی جز کندن علف های وحشی نیست♫</i>

00:24:43.800 --> 00:24:47.000
<i> ♫ و زمان برای پیر کردن ما عجله دارد ♫</i>

00:24:47.000 --> 00:24:52.200
♫<i> باد..ماه..گل ها..و پرنده ها غیر ضرورین..با یک لبخند بی دغدغه ما گره بسته شدن به دنیای فانی را باز می کنیم ♫</i>

00:24:52.200 --> 00:24:56.000
♫<i> چه کسی می دانست که زندگی چیزی جز کندن علف های وحشی نیست</i> ♫

00:24:56.000 --> 00:24:59.200
♫<i> و زمان برای پیر کردن ما عجله دارد ♫</i>

00:24:59.200 --> 00:25:08.200
♫<i> باد..ماه..گل ها..و پرنده ها غیر ضرورین..با یک لبخند بی دغدغه ما گره بسته شدن به دنیای فانی را باز می کنیم  ♫</i>

00:25:10.600 --> 00:25:13.000
شما سخت کار کردید

00:25:13.000 --> 00:25:17.200
لطفا چند روز در عمارت بمونید تا ببینید می تونید پدرم رو به هوش بیارید

00:25:17.200 --> 00:25:21.800
من قطعا بهترین تلاشم رو می کنم

00:25:21.800 --> 00:25:23.400
بانو لیو رو ببرید تا استراحت کنن

00:25:23.400 --> 00:25:24.700
بله

00:25:38.600 --> 00:25:42.400
<i>درسته..اگه همون علامت رو بدنش باشه</i>

00:25:42.400 --> 00:25:45.400
<i>من می تونم مطمئن بشم که اون همون کسیه که عمو جو رو کشته</i>

00:25:45.400 --> 00:25:47.200
وقتی لیو چینگ وو ماسک می پوشه

00:25:47.200 --> 00:25:50.100
واقعا شبیه کسی میشه که قصد داشت هوآبوچی و بکشه

00:25:50.100 --> 00:25:51.200
شیائو لی

00:25:51.200 --> 00:25:55.600
به آیو بگو حمام رو آماده کنه و ببینه که آیا اون روی بدنش علامتی داره یا نه

00:25:55.600 --> 00:25:57.100
بله

00:26:15.160 --> 00:26:17.570
عالیجناب گفتن بانو لیو از رقصیدن خسته شدن

00:26:17.600 --> 00:26:19.600
و از ما خواستن حمام رو آماده کنیم

00:26:19.600 --> 00:26:22.200
و کمکتون کنیم تا برای رفع خستگی حمام کنید

00:26:22.200 --> 00:26:25.000
عالیجناب خیلی با ملاحظه اند..ایشون به همه چیز فکر کردن

00:26:25.000 --> 00:26:27.200
پس من کمکتون می کنم

00:26:27.200 --> 00:26:30.000
من عادت ندارم کسی پیشم باشه وقتی دارم حمام می کنم

00:26:30.000 --> 00:26:31.400
تو می تونی اول بری

00:26:31.400 --> 00:26:32.800
شما مهمان باارزش ما هستید

00:26:32.800 --> 00:26:35.100
عالیجناب دستور دادن که ما به شما به خوبی خدمت کنیم

00:26:35.100 --> 00:26:38.500
اگه کارمون رو درست انجام ندیم عالیجناب ما رو تنبیه خواهند کرد

00:26:38.500 --> 00:26:40.600
از اونجایی که تو برای خدمت به من اینجا فرستاده شدی

00:26:40.600 --> 00:26:42.800
پس باید به حرف من گوش کنی

00:26:42.800 --> 00:26:44.400
تو می تونی بری

00:26:44.400 --> 00:26:49.000
پس..پس من بیرون می ایستم اگه دستوری داشتید

00:26:49.000 --> 00:26:50.400
فقط من رو صدا کنید

00:26:50.400 --> 00:26:51.800


00:27:23.500 --> 00:27:24.800
درود بر پرنسس

00:27:24.800 --> 00:27:26.000
بانو لیو داخله؟

00:27:26.000 --> 00:27:28.200
پرنسس..بانو لیو دارن داخل حمام می کنن

00:27:28.200 --> 00:27:31.200
چیزی لازمه که من به ایشون بگم؟

00:27:31.200 --> 00:27:34.400
احتیاجی نیست..من می خواستم ازش بخوام که بهم یاد بده چطور برقصم

00:27:34.400 --> 00:27:36.200
حالا که ایشون دارن حمام می کنن من مزاحمشون نمیشم

00:27:36.200 --> 00:27:38.000
بعدا بهشون بگو

00:27:38.000 --> 00:27:39.600
بله

00:29:22.800 --> 00:29:25.200
<i>چی کار کنم؟چی کار کنم؟چه بهانه ای می تونم</i>

00:29:25.200 --> 00:29:27.000
<i>برای ورودم بیارم؟</i>

00:29:28.220 --> 00:29:29.800
بانو لیو

00:29:33.200 --> 00:29:34.900
عالیجناب

00:29:39.600 --> 00:29:42.800
عالیجناب
من مزاحمتون شدم

00:29:45.140 --> 00:29:47.860
لطفا ی لحظه صبر کنید

00:29:54.840 --> 00:29:57.230
چرا پنجره بازه؟

00:29:58.740 --> 00:30:02.800
بیرون سرده..شما تازه حمام کردید

00:30:02.800 --> 00:30:05.000
مراقب باشید سرما نخورید

00:30:05.000 --> 00:30:08.400
ممنون بابت توجهتون..شما به موقع اومدید

00:30:08.400 --> 00:30:12.200
وقتی داشتم حمام می کردم..پنجره بسته بود

00:30:12.200 --> 00:30:16.000
من نمی دونم چرا بعد از حمام کردن پنجره باز شده

00:30:16.000 --> 00:30:19.200
من داشتم از خودم می پرسیدم که نکنه کسی دزدکی وارد شده باشه

00:30:23.200 --> 00:30:25.200
شما بیش از حد نگرانید

00:30:25.200 --> 00:30:29.200
بیرون ی دفعه هوا طوفانی شد..شاید وزش باد پنجره رو باز کرده

00:30:29.200 --> 00:30:33.000
شاید هم شما به درستی یادتون نمیاد که پنجره رو بسته بوده یا نه

00:30:34.800 --> 00:30:36.600
حق با شماست

00:30:39.600 --> 00:30:43.400
عالیجناب..چرا به اینجا اومدید؟

00:30:43.400 --> 00:30:46.000
من ی دفعه یادم اومد که

00:30:46.000 --> 00:30:49.800
من شما رو بارها در زیاهو دیدم

00:30:49.800 --> 00:30:54.400
برای همین اومدم اینجا تا این رو تایید کنم

00:30:56.000 --> 00:30:58.000
شهر زیاهو؟

00:30:58.000 --> 00:31:01.000
خیلی نزدیک بود..نزدیک بود گیر بیفتم

00:31:01.800 --> 00:31:05.400
خدا رو شکر که اون سگ وحشی از اون خوشگله خوشش میاد

00:31:05.400 --> 00:31:08.000
و برای من کمی زمان خرید

00:31:12.200 --> 00:31:13.800
خیلی نزدیک بود

00:31:13.800 --> 00:31:17.000
که اون علامت رو ببینم

00:31:17.000 --> 00:31:19.800
حالا لیو چینگ وو مشکوک شده

00:31:19.800 --> 00:31:22.400
دیدن اون علامت در آینده سخت تر هم میشه

00:31:22.400 --> 00:31:24.400
من باید به ی راهی فکر کنم

00:31:24.400 --> 00:31:27.400
وقتی من در زی هاوو بودم تا برای پدرم دارو بگیرم

00:31:27.400 --> 00:31:29.400
من شما رو دیدم

00:31:29.400 --> 00:31:32.400
شما هم اغلب برای گرفتن دارو به عمارت یائولینگ می رفتید؟

00:31:32.400 --> 00:31:35.600
عمارت یائولینگ یکی از دارایی های فرعی ویلای مینگ یو هست

00:31:39.210 --> 00:31:42.340
عمارت یائولینگ متعلق به ویلای مینگ یو هست؟

00:31:43.300 --> 00:31:46.600
استاد لیو واقعا در تجارت نابغه اند

00:31:46.600 --> 00:31:50.800
فقط اینکه..شما  با من صادق نیستید

00:31:50.800 --> 00:31:52.800
وقتی من در حال گردش در زی هاوو بودم

00:31:52.800 --> 00:31:55.400
من شما رو به همراه ی گروه از افراد سیاهپوش دیدم

00:31:55.400 --> 00:31:58.000
که دنبال کسی در جنگل می گشتید

00:32:00.200 --> 00:32:01.800
شما حتما اشتباه دیدید

00:32:01.800 --> 00:32:04.600
من قبلا هرگز در زیا هوو نبودم

00:32:04.600 --> 00:32:06.500
چطور ممکنه؟

00:32:07.800 --> 00:32:10.800
ی دختر زیبا مثله شما رو

00:32:10.800 --> 00:32:13.500
چطور ممکنه من اشتباه دیده باشم؟

00:32:14.700 --> 00:32:19.000
پس شاید یکی دیگه بوده که شبیه من بوده

00:32:19.000 --> 00:32:23.600
من هرگز قبلا در جنگل زیا هوو نبودم

00:32:28.200 --> 00:32:30.800
پس من باید ی نقاشی از اون بکشم

00:32:30.800 --> 00:32:33.600
اون خیلی شبیه شما بود

00:32:33.600 --> 00:32:36.600
اگه شما می گید که شما نبودید..پس شما نبودید

00:32:36.600 --> 00:32:40.800
درسته..زمانی که من می خواستم دوباره از زیاهوو دارو بگیرم

00:32:40.800 --> 00:32:43.700
شنیدم که استاد لین فوت کردن

00:32:47.400 --> 00:32:49.000
دارو های ارزشمند گیاهی بی شماری وجود داره

00:32:49.000 --> 00:32:51.800
اما در نهایت..بیماری هایی هم وجود داره که  درمان نمی شن

00:32:51.800 --> 00:32:55.600
وقتی من با عجله به اونجا رفتم..استاد لین دفن شده بودن

00:32:55.600 --> 00:32:59.800
برای همین هم نمی دونم بیماری ایشون چی بوده

00:32:59.800 --> 00:33:02.100
ویلای مینگ یو نمی خواد تحقیق کنه؟

00:33:02.100 --> 00:33:05.800
چی میشه اگه علیه استاد لین توطئه ای صورت گرفته باشه؟

00:33:05.800 --> 00:33:09.600
ویلای مینگ یو انتقام استاد لین رو خواهد گرفته

00:33:09.600 --> 00:33:13.400
فقط اینکه..ما هنوز چیزی پیدا نکردیم

00:33:14.400 --> 00:33:15.810
من خیلی حرف زدم

00:33:17.090 --> 00:33:19.140
از اونجایی که یائولینک یکی از دارایی های ویلای مینگ یو هست

00:33:19.800 --> 00:33:22.010
پس وقتی من به دارو برای پدرم نیاز داشته باشم

00:33:22.010 --> 00:33:23.770
از شما درخواست می کنم..بانو لیو

00:33:23.770 --> 00:33:25.460
در اون زمان

00:33:25.460 --> 00:33:26.980
خسیس نباشید

00:33:26.980 --> 00:33:30.760
وقتی قرص احیای بهاری آماده شد..من تعدادی رو برای عالیجناب نگه میدارم

00:33:30.760 --> 00:33:34.380
اگه عالیجناب اون رو بخوان..من با خوشحالی تقدیمشون می کنم

00:33:34.380 --> 00:33:35.680
ممنون بانو لیو

00:34:11.480 --> 00:34:13.060
بیا بیرون

00:34:17.550 --> 00:34:19.070
هوآبوچی

00:34:19.070 --> 00:34:21.980
چی می خوای

00:34:21.980 --> 00:34:23.520
لیو چینگ وو

00:34:24.640 --> 00:34:28.310
من باید تو رو بانوی دوم عمارت مو صدا بزنم

00:34:28.310 --> 00:34:29.820
...یا

00:34:29.820 --> 00:34:31.270
پرنسس..البته

00:34:31.270 --> 00:34:35.260
رقصی که در فستیوال فانوس انجام دادی پدر من رو بیمار کرد

00:34:35.260 --> 00:34:37.370
الان پدر من بی هوشه

00:34:37.370 --> 00:34:39.240
و تو هم نمی تونی اونو بهوش بیاری

00:34:39.240 --> 00:34:40.750
بگو چه جرمی مرتکب شدی

00:34:40.750 --> 00:34:42.110
زانو بزن

00:34:44.220 --> 00:34:46.580
پرنس هنوز اعلام نکردن که تو پرنسسی

00:34:46.580 --> 00:34:50.620
تو فقط به عمارت پرنس واد شدی...اما هنوزم داری مثله ی پرنسس متکبر رفتار می کنی

00:34:50.620 --> 00:34:52.860
زانو بزن

00:34:54.500 --> 00:34:56.220
تو هنوزم می خوای من زانو بزنم؟

00:35:04.650 --> 00:35:06.080
بس کنید

00:35:15.350 --> 00:35:17.070
ی ضربه به خاطر ی سیلی

00:35:17.070 --> 00:35:19.000
ارزشش رو داشت

00:35:19.000 --> 00:35:20.900
پس تو می دونی چطور مبارزه کنی؟

00:35:20.900 --> 00:35:22.340
چه اتفاقی افتاده؟

00:35:24.980 --> 00:35:28.170
بانوی دوم منو مجبور می خواست بکنه که جلوش زانو بزنم..منم امتناع کردم

00:35:28.170 --> 00:35:30.140
اونم منو روی زمین هل داد

00:35:30.140 --> 00:35:33.160
من وقتی صدای شما رو شنیدم می خواستم تمومش کنم

00:35:33.160 --> 00:35:36.120
اما اون بدون هیچ شرمی به من سیلی زد

00:35:36.120 --> 00:35:38.970
بعد هم شما دیدید که چه اتفاقی افتاد

00:35:38.970 --> 00:35:42.550
اگرچه پرنس به خاطر رقص من دچار شک شدن

00:35:42.550 --> 00:35:44.110
اما من اومدم

00:35:44.110 --> 00:35:46.460
که با تمام خلوص نیتم کمک کنم تا پرنس خوب بشن

00:35:46.460 --> 00:35:49.350
اگرچه ما ..ویلای مینگ یو..تاجریم

00:35:49.350 --> 00:35:51.470
اما ما اجازه نمی دیم که کسی به ما زور بگه

00:35:51.470 --> 00:35:54.690
من همیشه شنیدم که معشوقه سلطنتی گان در اداره عمارت پرنس منصف هستن

00:35:54.690 --> 00:35:57.900
لطفا در این زمینه از من دفاع کنید

00:36:00.100 --> 00:36:01.760
بانولیو

00:36:01.760 --> 00:36:03.630
شما الان اون رو بانوی  دوم صدا کردید

00:36:03.630 --> 00:36:06.550
پس کسی که شما رو زده از عمارت مو بوده

00:36:06.550 --> 00:36:08.890
اگه ویلای مینگ یو هنوز در این مورد عصبانیه

00:36:08.890 --> 00:36:11.100
شما باید برید با عمارت مو دعوا کنید

00:36:11.100 --> 00:36:13.780
تا وقتی شما دو تا در عمارت پرنس هستید

00:36:13.780 --> 00:36:16.340
باید از قوانین عمارت پرنس پیروی کنید

00:36:16.340 --> 00:36:18.200
هوآبوچی

00:36:18.200 --> 00:36:21.070
فکر کردی عمارت پرنس بازاره

00:36:21.070 --> 00:36:23.550
که هر کاری دلت بخواب انجام بدی مثله وقتی که ی گدا بودی؟

00:36:23.550 --> 00:36:26.690
من دیدم که تو اول بانو لیو رو زدی

00:36:26.690 --> 00:36:28.760
عذرخواهی کن

00:36:32.680 --> 00:36:34.940
اگه مردی تو رو دوست داشته باشه

00:36:34.940 --> 00:36:37.160
اون حتما خواجه است

00:36:37.160 --> 00:36:38.530
آدم احمق

00:36:38.530 --> 00:36:40.370
چرا منو بچه زن هرزه صدا نمی کنی؟

00:36:40.370 --> 00:36:42.270
من اونو بیش تر دوست دارم

00:36:42.270 --> 00:36:43.600
بچه زن هرزه

00:36:43.600 --> 00:36:44.690
ساکت شو

00:36:44.690 --> 00:36:46.500
بانو لیو دارن چی می گن؟

00:36:46.500 --> 00:36:49.830
عالیجناب شما به موقع اومدید..اون به من توهین کرد

00:36:53.960 --> 00:36:57.680
عالیجناب..نذارید بره..اون می خواست منو بکشه

00:36:57.680 --> 00:36:59.210
عالیجناب

00:36:59.210 --> 00:37:02.740
من فقط اونو هل دادم..من نمی خواستم بکشمش

00:37:02.740 --> 00:37:06.370
مزخرفه..تو همون کسی بودی که می خواستی منو تو دروازه تیانمن بکشی

00:37:06.370 --> 00:37:08.900
تو برای ما کمین کرده بودی و سعی کردی من و برادر مو رو بکشی

00:37:10.030 --> 00:37:12.740
عالیجناب..من اینکار رو نکردم

00:37:12.740 --> 00:37:17.260
من هرگز قبلا بانوی دوم رو ملاقات نکردم و من هیچ کینه ای ازشون ندارم

00:37:17.260 --> 00:37:19.910
چرا من بخوام اونو بکشم؟

00:37:21.620 --> 00:37:24.910
چه مدرکی برای اثباتش داری؟

00:37:24.910 --> 00:37:26.940
علامت روی بدنش

00:37:26.940 --> 00:37:28.430
من قطعا اشتباه نمی کنم

00:37:28.430 --> 00:37:30.080
فقط به خاطر ی نقش روی بدن

00:37:30.080 --> 00:37:31.450
و دیگه هیچی؟

00:37:31.450 --> 00:37:33.100
به نظرت این کافی نیست؟

00:37:34.130 --> 00:37:35.780
نه شاهدی..نه مدرکی

00:37:35.780 --> 00:37:37.610
و تو بازم سعی داری اونو متهم کنی؟

00:37:37.610 --> 00:37:39.550
هوآبوچی

00:37:39.550 --> 00:37:41.660
من فکر می کنم

00:37:41.660 --> 00:37:44.160
تو فقط به مهارت اون در رقصیددن حسادت می کنی

00:37:44.160 --> 00:37:46.380
و در این مورد عصبانی هستی که اون تو رو در فستیوال فانوسا زده

00:37:46.380 --> 00:37:48.560
من حقیقت رو گفتم

00:37:48.560 --> 00:37:50.010
اگه باور نمی کنید..اشکالی نداره

00:37:50.010 --> 00:37:51.460
وایسا

00:37:52.930 --> 00:37:55.830
تو بعد از اینکه بانو لیو رو به اشتباه متهم کردی داری میری؟

00:37:55.830 --> 00:37:59.230
اگه این ماجرا به بیرون درز کنه مردم میگن که عمارت پرنس هیچ قانونی نداره

00:37:59.230 --> 00:38:01.900
به تالار سکوت برو و برای دو روز زانو بزن

00:38:01.900 --> 00:38:03.290
درد می کنه

00:38:09.730 --> 00:38:11.020
مادر گان

00:38:11.020 --> 00:38:14.010
هوآبوچی به خاطر بیماری پدر اینجاست

00:38:14.010 --> 00:38:17.000
با اینکه اون قوانین رو شکسته اما این بار اون رو تنبیه نکنید

00:38:17.000 --> 00:38:18.620
عالیجناب نمی تونن ببینن که

00:38:18.620 --> 00:38:20.080
این دختر تظاهر می کنه که غش کرده؟

00:38:20.080 --> 00:38:21.260
واقعا؟

00:38:21.260 --> 00:38:23.410
مادر گان فکر می کنن که اون تظاهر می کنه؟

00:38:30.340 --> 00:38:32.120
این فقط ی ضربه آروم بود

00:38:32.120 --> 00:38:33.530
و اون غش کرد؟

00:38:34.260 --> 00:38:36.110
به من نگو

00:38:36.110 --> 00:38:38.340
اون به ظرافت ی پرنسس واقعیه

00:38:40.700 --> 00:38:42.100
درسته

00:38:42.910 --> 00:38:45.470
ی بانوی شکننده مثله بانو لیو

00:38:46.230 --> 00:38:47.800
قادر نخواهند بود که حتی ی ساقه نازک رو

00:38:47.800 --> 00:38:50.110
با ی ضربه پا بشکنن

00:38:51.800 --> 00:38:54.800
از اونجا که پدر به رقص بانو لیو واکنشی نشون ندادن

00:38:54.800 --> 00:38:57.060
پس من شما رو اینجا نگه نمی دارم

00:38:57.060 --> 00:38:58.440
مرخصید

00:39:00.980 --> 00:39:04.970
من متاسفم که پرنس به رقص من واکنش نشون ندادن

00:39:04.970 --> 00:39:08.240
من میرم برای رفتن وسایلم رو جمع کنم

00:39:19.700 --> 00:39:21.290
صبر کنید بانو لیو

00:39:24.620 --> 00:39:26.210
بعد از فکر کردن

00:39:26.210 --> 00:39:28.330
به این نتیجه رسیدم که بانو لیو چند روز دیگه هم در عمارت بمونن

00:39:28.330 --> 00:39:30.790
چون پدر من هنوز هیچ حسی نداره

00:39:30.790 --> 00:39:34.580
ممکنه روزی که بهوش اومدن با دیدن رقص شما بهتر بشن

00:39:34.580 --> 00:39:36.750
اگه بانو لیو بتونن به من کمک کنن

00:39:36.750 --> 00:39:38.780
من حتما جبران می کنم

00:39:40.710 --> 00:39:43.950
من تقاضای عالیجناب رو رد نمی کنم

00:39:57.700 --> 00:40:00.470
هیچ کس این اطراف نیست..می تونی بلند شی

00:40:01.620 --> 00:40:03.380
من فهمیدم که تو چی گفتی

00:40:03.380 --> 00:40:05.270
دردسر درست کردن رو تمومش کن

00:40:05.270 --> 00:40:07.050
ممنون عالیجناب

00:40:07.050 --> 00:40:08.260
لطفا من رو پایین بذارید

00:40:08.260 --> 00:40:09.350
باشه

00:40:12.300 --> 00:40:14.900
خوشحالی هوآبوچی؟

00:40:14.900 --> 00:40:17.500
خوشحال میشی اگه مردم تو رو دختر ی زن هرزه صدا کنن؟

00:40:21.730 --> 00:40:23.860
هر وقت که سرت داد میزنم تو غش می کنی

00:40:23.860 --> 00:40:27.330
هوآبوچی..نکنه نشانه زودیاک تو حلزونه؟

00:40:27.330 --> 00:40:31.260
اگه الان بلند نشی من واقعا بهت لگد میزنم

00:40:39.390 --> 00:40:41.160
چرا اینقدر سرده؟

00:40:48.060 --> 00:40:49.250
هوآبوچی

00:40:49.250 --> 00:40:52.380
کارم خوبه؟تو گذاشتی من دوبار بیفتم

00:40:52.380 --> 00:40:54.130
به نظر میرسه کافیت نبوده

00:40:55.430 --> 00:40:58.520
اگه ی بار دیگه منو بندازی..منم به پرنس کمک نمی کنم

00:41:00.590 --> 00:41:01.900
باشه

00:41:02.490 --> 00:41:04.240
پس من اجازه نمی دم که بیفتی

00:41:04.240 --> 00:41:07.000
بیا بریم..من تو رو پیش پدرم میبرم

00:41:07.000 --> 00:41:08.900
من واقعا نیرو زیادی ندارم

00:41:09.000 --> 00:41:12.200
قبل از اینکه منو بندازی من انرژی داشتم

00:41:12.220 --> 00:41:14.720
من دارم بیهوش میشم
هی هی هی هی هی

00:41:34.450 --> 00:41:35.920
دکتر زو

00:41:35.920 --> 00:41:37.620
چطوره؟

00:41:37.620 --> 00:41:39.110
عالیجناب

00:41:39.110 --> 00:41:41.320
اندام های داخلیش آسیب ندیدن

00:41:41.320 --> 00:41:43.950
بعد از چند روز استراحت..حالشون خوب میشه

00:41:43.950 --> 00:41:45.480
این چطوره

00:41:45.480 --> 00:41:47.990
من برای الان ی سری دارو تجویز می کنم

00:41:47.990 --> 00:41:49.810
من چند روز دیگه برای ملاقاتش بازم میام

00:41:49.810 --> 00:41:51.080
ممنون دکتر زو

00:41:51.080 --> 00:41:53.060
خدافظ

00:41:53.060 --> 00:41:54.570
لطفا

00:42:03.260 --> 00:42:04.580
شیا لیو

00:42:04.580 --> 00:42:07.140
می دونی هوآبوچی چی دیده؟

00:42:11.790 --> 00:42:13.510
اگه همون باشه

00:42:14.250 --> 00:42:15.560
 یعنی بانو لیو

00:42:15.560 --> 00:42:17.900
همون قاتلیه که سعی کرد پرنسس رو بکشه؟

00:42:19.580 --> 00:42:21.500
ویلای مینگ یو

00:42:21.500 --> 00:42:23.970
سعی کرد بوچی رو بکشه

00:42:23.970 --> 00:42:25.820
با اینکه می دونستن بوچی دختر پرنس هست

00:42:27.570 --> 00:42:29.630
رقص لیو چینگ وو

00:42:29.630 --> 00:42:32.090
هدفش پدر من بود

00:42:34.160 --> 00:42:37.370
پس این خطرناک نیست که لیو چینگ وو در عمارت بمونه؟

00:42:45.750 --> 00:42:47.940
بوچی الان اونو هوشیار کرده

00:42:47.940 --> 00:42:50.490
ما سرنخ های زیادی نداریم

00:42:50.490 --> 00:42:53.700
شیا لیو نگهبانای بیشتری برای مراقبت از اون بفرست

00:42:53.700 --> 00:42:55.030
ما باید ببینیم که چی پیش میاد

00:42:55.030 --> 00:42:56.060
فهمیدم

00:43:19.110 --> 00:43:20.680
من باعث رنجت شدم

00:43:46.800 --> 00:44:06.800
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:44:06.824 --> 00:44:34.824
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.