﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:12.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.520 --> 00:00:15.670
♫ <i>ماه در دستان من می خندد به آنچه هست در قلبم</i> ♫

00:00:15.670 --> 00:00:18.600
♫ <i>ابرهای روبه روی من زود به رختخواب می روند</i> ♫

00:00:18.600 --> 00:00:21.670
♫ <i>نسیم بهار نمی تواند کمر لاغر مرا خم کند</i> ♫

00:00:21.670 --> 00:00:24.590
♫ <i>من در شکوفه های بهاری هلو تندرست و پر جنب و جوش هستم</i> ♫

00:00:24.590 --> 00:00:27.690
♫ <i>جوان..نباید قلبی برای بازگشت زود داشته باشی</i> ♫

00:00:27.690 --> 00:00:30.650
♫ <i>چلچله ها نیز در جاهای مختلف پرواز می کنند</i> ♫

00:00:30.650 --> 00:00:33.610
♫ <i>هلو پیش از موعد می میرد و موزهای ژاپنی هم چنان سبز هستند</i> ♫

00:00:33.610 --> 00:00:36.620
♫ <i>چه کسی اهمیت می دهد اگر باران بیایدو  باد در شب بغرد و مشت بکوبد</i> ♫

00:00:36.620 --> 00:00:39.670
♫ <i>حتی اگر یک گل با رنگ قرمز تازه شکوفا شود..هنوز باید خشک شود</i> ♫

00:00:39.670 --> 00:00:42.570
♫ <i>قلب جوان هرگز پیر نمی شود</i> ♫

00:00:42.570 --> 00:00:45.620
♫ <i>همه چه پیر چه جوان می شنوند </i> ♫

00:00:45.620 --> 00:00:48.640
♫ <i>که من به عنوان یک کودک می خواهم قایق را در آب برانم</i> ♫

00:00:48.640 --> 00:00:53.820
♫ <i>درخت بید بی اراده می رود...رفتنی تا گوشه ی آسمان</i> ♫

00:00:53.820 --> 00:00:57.570
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟ </i> ♫

00:00:57.570 --> 00:01:00.640
♫ <i>برگرد برای حرف زدن با شکوفه های بهاری هلو</i> ♫

00:01:00.640 --> 00:01:05.900
♫ <i>درخت بید بی اراده می رود...رفتنی تا گوشه ی آسمان</i> ♫

00:01:05.900 --> 00:01:09.550
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟</i> ♫

00:01:09.550 --> 00:01:12.670
♫ <i>عجله کن برای صحبت کردن با شکوفه های بهاری</i> ♫

00:01:12.670 --> 00:01:18.920


00:01:21.480 --> 00:01:24.740
♫ <i>من در شکوفه های بهاری هلو تندرست و پر جنب و جوش هستم</i> ♫

00:01:27.570 --> 00:01:30.080
♫ <i>عجله کن برای صحبت کردن با شکوفه های بهاری</i> ♫

00:01:30.080 --> 00:01:34.040
<i>[هرگز نمی ذارم بری ]</i>

00:01:34.040 --> 00:01:36.700
<i>[ قسمت 13 ]</i>

00:01:46.040 --> 00:01:49.840
چطور می تونی هدیه ی امپراطور رو به اون فاحشه بدی؟

00:01:49.840 --> 00:01:54.250
تو چی می دونی؟..تازه من پرنسم

00:01:54.250 --> 00:01:56.730
به تو مربوط نیست که من اینو به کی میدم

00:02:08.690 --> 00:02:10.260
<i>لیو چینگ وو قطعا</i>

00:02:10.260 --> 00:02:12.820
<i>منتظره منه</i>

00:02:12.820 --> 00:02:16.330
<i>اگه الان برم..توسط اون به دام  میفتم</i>

00:02:16.330 --> 00:02:17.870
عالیجناب

00:02:18.740 --> 00:02:21.550
استاد ویلای مینگ یو..لیو مینگ یو درخواست دیدار با شما رو دارن

00:02:21.550 --> 00:02:25.740
ایشون گفتن که ی راهی برای به هوش آوردن پرنس دارن

00:02:28.300 --> 00:02:31.590
حتی پزشکای سلطنتی هم نمی دونن با بیماری پرنس چی کار کنن

00:02:31.590 --> 00:02:33.820
اونوقت ی زن تاجر مثله تو می دونه ؟

00:02:33.820 --> 00:02:37.900
عالیجناب دفعه قبل به دیدن من اومدن و از من دخترم چینگ وو رو خواستن

00:02:37.900 --> 00:02:40.460
تا برای پرنس مثله روز فستیوال برقصه

00:02:40.460 --> 00:02:43.480
من فکرشم نمی کردم که پرنس بیمار باشن

00:02:43.480 --> 00:02:47.500
وگرنه منم با اون می اومدم

00:02:48.860 --> 00:02:52.120
من بی استفاده بودم و نتونستم کمک زیادی بکنم

00:02:52.120 --> 00:02:56.370
اما مادر من به دورتادور دنیا سفر کرده و افراد با استعداد زیادی رو ملاقات کرده

00:02:56.370 --> 00:03:00.160
اون یاد گرفته چطور مردم رو درمان کنه

00:03:00.160 --> 00:03:02.920
من زیاد تمرین نکردم

00:03:02.920 --> 00:03:04.870
مطمئن نیستم که بتونم به پرنس کمک کنم

00:03:04.870 --> 00:03:08.830
من با خلوص نیت اینجا اومدم

00:03:08.830 --> 00:03:10.880
استاد لیو..چقدر مطمئنید که می تونید پدر من رو درمان کنید؟

00:03:10.880 --> 00:03:14.970
من باید شخصا ایشون رو ببینم بعد می تونم بگم

00:03:17.740 --> 00:03:21.590
عالیجناب بیماری پرنس نمی تونه بیش تر از این بدون هیچ درمانی رها بشه

00:03:21.590 --> 00:03:23.820
حتی پزشکای سلطنتی قصر هم نمی تونن کاری برای این بیماری انجام بدن

00:03:23.820 --> 00:03:27.590
چرا اجازه نمی دید من تلاشم رو بکنم؟

00:03:30.840 --> 00:03:32.690
دنبالم بیاید

00:04:28.160 --> 00:04:29.300
پدر
عالیجناب

00:04:29.300 --> 00:04:31.150
عالیجناب

00:04:38.860 --> 00:04:42.250
عالیجناب..فقط قسمتی از حواس پرنس بهبود پیدا کرده

00:04:42.250 --> 00:04:47.200
احتیاجه که من به کارم ادامه بدم تا سلامتی عالیجناب برگرده

00:04:49.510 --> 00:04:52.000
ما رو تنها بذارید

00:04:56.660 --> 00:04:58.010
بله

00:05:18.010 --> 00:05:21.590
عشق عالیجناب خیلی عمیقه و این قابل تحسینه

00:05:21.590 --> 00:05:24.900
فقط ی رقص می تونه عالیجناب رو طوری مریض کنه

00:05:24.900 --> 00:05:27.120
که حتی قادر به صحبت هم نباشن

00:05:27.120 --> 00:05:30.510
من بیشتر از هر کس دیگه ای می خوام شما رو درمان کنم

00:05:30.510 --> 00:05:32.670
من دیگه نگران نیستم

00:05:32.670 --> 00:05:34.790
وقتی شما بهبود پیدا کنید

00:05:34.790 --> 00:05:38.340
لیو مینگ یو..تو

00:05:40.010 --> 00:05:44.100
احتیاجی نیست نگران باشید عالیجناب..من قصد آسیب رسوندن به شما رو ندارم

00:05:44.100 --> 00:05:48.570
وارث آشکار از دختر من چینگ وو خواست که بیاد و برای عالیجناب برقصه

00:05:48.570 --> 00:05:51.730
حتی اینم نمی تونه کاری کنه که عالیجناب دوباره رو پاهاشون بایستن

00:05:51.730 --> 00:05:55.110
من مجبور شدم شخصا بیام

00:05:55.110 --> 00:05:58.220
من از سوزن برای تحریک نقاط فشار استفاده می کنم

00:05:58.220 --> 00:06:01.780
و رگ هاتون رو باز می کنم

00:06:01.780 --> 00:06:04.180
این طوری عالیجناب می تونن به طور نرمال فعالیت کنن

00:06:04.180 --> 00:06:07.260
اما تا وقتی که سوزن داخله بدنتونه

00:06:07.260 --> 00:06:11.630
سوزن در طول رگ های شما حرکت می کنه

00:06:12.470 --> 00:06:17.030
و وقتی به قلبتون برسه..شما دیگه نمی تونید زنده بمونید

00:06:17.030 --> 00:06:20.060
من می تونم مرگ شما رو سه تا چهار ما به تعویق بندازم

00:06:20.060 --> 00:06:22.730
عالیجناب با این روش موافقید؟

00:06:22.730 --> 00:06:24.310
تو

00:06:25.680 --> 00:06:27.470
شرایطت چیه؟

00:06:27.470 --> 00:06:32.100
من فکر می کردم که عالیجناب برای مذاکره با من بیان

00:06:32.100 --> 00:06:34.020
وقتی رقص رو دیدن

00:06:34.020 --> 00:06:36.480
که این خیلی آسان خواهد بود

00:06:36.480 --> 00:06:39.500
کی فکرشو می کرد که عالیجناب بیمار بشن و در تخت بیفتن

00:06:39.500 --> 00:06:43.090
امپراطور به وارث آشکار دستور داده که مدیریت بانک دولتی رو به عهده بگیره

00:06:43.090 --> 00:06:46.080
مزایده ده روز دیگه شروع میشه

00:06:46.080 --> 00:06:48.530
اگرچه وارث آشکار علاقه ای به عمارت مو نداره

00:06:48.530 --> 00:06:51.770
من هنوز آسوده نیستم

00:06:51.770 --> 00:06:54.190
تو واقعا چی می خوای؟

00:06:54.190 --> 00:06:57.500
من می خوام عمارت زو جای عمارت مو رو بگیره

00:06:57.500 --> 00:07:00.360
و حق گردش پول دولت رو به دست بیاره

00:07:03.430 --> 00:07:07.560
چرا ویلای مینگ یو نباشه؟

00:07:07.560 --> 00:07:11.220
من نه تنها حق گردش مالی دولت رو می خوام

00:07:11.220 --> 00:07:16.740
من همین طور می خوام مزایده ظروف چینی و بخور قصر رو هم برنده بشم

00:07:16.740 --> 00:07:19.540
این طوری من به اندازه کافی نقره نخواهم داشت

00:07:19.540 --> 00:07:22.400
برای همین تصمیم گرفتم با عمارت زو همکاری کنم

00:07:22.400 --> 00:07:26.090
تا عمارت زو حق گردش پول دولت رو برای ما به دست بیاره

00:07:26.820 --> 00:07:29.080
که اینطور؟

00:07:29.080 --> 00:07:31.180
عالیجناب..نگران نباشید

00:07:31.940 --> 00:07:36.380
من ی سری خورده حساب شخصی با عمارت مو دارم

00:07:36.380 --> 00:07:39.080
من باری رو به عالیجناب تحمیل نمی کنم

00:07:43.040 --> 00:07:47.360
داشتن سلامتی برای چند ماه هم نمی تونه عالیجناب رو متقاعد کنه

00:07:47.360 --> 00:07:52.150
بذارید ببینم چی دیگه می تونه عالیجناب رو متقاعد کنه

00:07:52.150 --> 00:07:53.950
عالیجناب

00:07:54.770 --> 00:07:57.480
تمایل دارید زوفی رو ببینید؟

00:08:06.150 --> 00:08:08.100
اون نمرده؟

00:08:08.100 --> 00:08:10.510
زوفی خیلی وقت پیش مرده

00:08:10.510 --> 00:08:14.730
پس از من می خوای چی رو ببینم؟

00:08:15.490 --> 00:08:18.290
من دیگه نمی تونم فی آرم رو ببینم

00:08:18.290 --> 00:08:21.940
عالیجناب نمی خوان بدن اون رو ببینن؟

00:08:21.940 --> 00:08:25.180
دارویی وجود داره که بهش قرص حفظ زیبایی می گن

00:08:25.180 --> 00:08:27.620
اون کاری می کنه که بدن ی فرد مرده تازه و سالم بمونه

00:08:28.480 --> 00:08:30.720
این قرص حفظ زیبایی

00:08:30.720 --> 00:08:33.850
الان تو دهان زوفی هست

00:08:33.850 --> 00:08:37.280
تو چه ارتباطی با اون داشتی؟

00:08:37.280 --> 00:08:40.030
چطور می دونی که اون کجاست؟

00:08:40.030 --> 00:08:42.640
اگه من به عالیجناب تمام دلایلی که پشت این ماجراست  رو نگم

00:08:42.640 --> 00:08:45.140
عالیجناب نمی تونن به من اعتماد کنن

00:08:45.140 --> 00:08:49.000
هرچند من قصد نداشتم از خاطرات قدیمی یاد کنم

00:08:49.000 --> 00:08:53.330
اما حالا که عالیجناب می خوان بدونن پس من به عالیجناب می گم

00:08:53.820 --> 00:08:58.340
روستای  زو فقط ی بانو زو نداشت

00:09:00.130 --> 00:09:04.680
من خواهر زوفی از ی مادر دیگه بودم

00:09:04.680 --> 00:09:09.050
اما مادر من خدمتکار بود و جایگاهش خیلی پایین بود

00:09:09.050 --> 00:09:13.250
من شنیدم که روستای زو

00:09:13.250 --> 00:09:17.290
دچار ی آتش سوزی بزرگ شده که همه رو کشته

00:09:17.290 --> 00:09:20.280
و حتی زوفی هم کشته شده

00:09:20.280 --> 00:09:23.120
اگرچه من و زوفی خواهر بودیم

00:09:24.040 --> 00:09:27.060
من شانس اینکه به عنوان ی بانو به دنیا بیام رو نداشتم

00:09:27.060 --> 00:09:31.150
مادام وقتی من به دنیا اومدم من رو به معبد برد

00:09:31.150 --> 00:09:34.680
من به طور تصادفی هنرهای رزمی رو یاد گرفتم

00:09:34.680 --> 00:09:37.350
وقتی عمارت زو دچار آتش سوزی شد

00:09:37.350 --> 00:09:40.030
من از روی شانس نجات پیدا کردم

00:09:40.030 --> 00:09:43.290
و همین طور حقیقت آتش سوزی رو فهمیدم

00:09:43.290 --> 00:09:45.440
حقیقت

00:09:49.270 --> 00:09:53.660
<i>بگو..کی تو رو فرستاده؟</i>

00:09:57.970 --> 00:10:00.810
یعنی این اتفاقی نبود؟

00:10:01.650 --> 00:10:03.870
اتفاق؟

00:10:03.870 --> 00:10:07.370
عالیجناب بازی هایی که مردم در دادگاه می کنن رو دیدید

00:10:07.370 --> 00:10:11.080
و شما هنوز باور دارید که این ماجرا اتفاقی بوده؟

00:10:11.080 --> 00:10:15.080
مادام عمارت مو بود که

00:10:15.080 --> 00:10:19.040
از روی حسادت همه ی افراد عمارت زو رو کشت

00:10:19.040 --> 00:10:23.550
من از اون به خاطر کشتن تمام افراد عمارت زو متنفر نیستم

00:10:23.550 --> 00:10:26.980
اما اون حتی از مادر بیچاره ی من هم نگذشت

00:10:27.860 --> 00:10:30.850
به من بگید..آیا من نباید از عمارت مو انتقام بگیرم؟

00:10:30.850 --> 00:10:33.460
تو هیچ مدرکی هم داری؟

00:10:33.460 --> 00:10:36.050
حتی اگه مدرکی هم باشه

00:10:36.050 --> 00:10:40.810
من نمی خوام برای این موضوع به دادگاه برم

00:10:40.810 --> 00:10:43.780
من می خوام شخصا عمارت مو رو نابود کنم

00:10:46.050 --> 00:10:48.540
باشه..اگه واقعا عمارت مو پشت  ماجرا ی

00:10:48.540 --> 00:10:51.050
کشته شدن زوفی بوده

00:10:51.890 --> 00:10:54.650
من بهت قول میدم

00:10:56.790 --> 00:11:01.510
که حق گردش مالی دولت رو به عمارت مو ندم

00:11:01.510 --> 00:11:03.090
نگران نباش

00:11:03.090 --> 00:11:07.130
تا زمانی که عالیجناب قولشون رو نگه دارن

00:11:07.130 --> 00:11:10.160
من هر کاری که عالیجناب درخواست کنن انجام میدم

00:11:16.160 --> 00:11:19.840
من سوزن رو وارد می کنم

00:11:43.030 --> 00:11:46.960
پرنس الان بهوش اومدن..شما می تونید برید داخل

00:11:46.960 --> 00:11:49.830
پدر..پدر

00:11:49.830 --> 00:11:53.630
عالیجناب..عالیجناب

00:11:53.630 --> 00:11:56.740
شما بالاخره بهوش اومدید..من داشتم از نگرانی می مردم

00:11:56.740 --> 00:12:01.480
یوآر..من بازم می تونم تو رو ببینم

00:12:01.480 --> 00:12:05.690
پدر حرف نزنید..این خیلی خوبه که شما به هوش اومدید

00:12:05.690 --> 00:12:11.700
پدر
از اونجایی که حال عالیجناب بهتر شده..من دیگه مزاحمتون نمیشم

00:12:11.700 --> 00:12:16.510
من دخترم رو بر می گردونم و برای مزایده آماده میشم

00:12:16.510 --> 00:12:22.080
از اونجایی که استاد لیو سرشون شلوغه..من شما رو اینجا نگه نمی دارم

00:12:22.080 --> 00:12:27.540
یوآر...تا بیرون همراهیشون کن

00:12:31.830 --> 00:12:38.740
عالیجناب
من کمی خسته ام..اجازه بده استراحت کنم

00:12:38.740 --> 00:12:44.940
عالیجناب..اجازه بدید من اینجا بمونم و از شما مراقبت کنم
آفو کافیه

00:12:44.940 --> 00:12:47.800
عالیجناب
معشوقه سلطنتی

00:12:54.750 --> 00:12:59.060
آفو
عالیجناب

00:13:00.970 --> 00:13:06.530
من فقط چهار ماه زنده ام

00:13:06.530 --> 00:13:08.310
عالیجناب

00:13:11.250 --> 00:13:15.990
ویلای مینگ یو در طول بیست سال

00:13:15.990 --> 00:13:21.090
یکی از چهار خانواده بزرگ بوده

00:13:21.090 --> 00:13:23.960
اگرچه لیو مینگ یو باهوشه

00:13:23.960 --> 00:13:30.370
من فکر می کنم که ی نفر وجود داره که به اون کمک می کنه

00:13:30.370 --> 00:13:33.110
لیو مینگ یو به من گفت که

00:13:33.110 --> 00:13:36.420
اون با زوفی رابطه خویشاوندی داشته

00:13:36.420 --> 00:13:39.600
من فکر می کنم

00:13:39.600 --> 00:13:44.500
اون ی ربطی به بی لوشن داره

00:13:44.500 --> 00:13:47.320
آفو
عالیجناب

00:13:48.330 --> 00:13:50.430
در مورد اون زن تحقیق کن

00:13:51.850 --> 00:13:53.590
بله

00:14:03.760 --> 00:14:05.320
عالیجناب

00:14:06.540 --> 00:14:08.570
ممنون..استاد لیو

00:14:09.370 --> 00:14:14.570
اگر در آینده من کمکی می تونستم بکنم..فقط به من خبر بدید

00:14:14.570 --> 00:14:16.840
ممنون..عالیجناب

00:14:16.840 --> 00:14:19.680
این اتفاق به خاطر رقص چینگ وو افتاد

00:14:19.680 --> 00:14:22.630
کمک من تنها کار درستی بود که من می تونستم انجام بدم

00:14:22.630 --> 00:14:27.910
حالا که پرنس بهبود پیدا کردن..نباید زیاد خودشون رو خسته کنن

00:14:27.910 --> 00:14:30.890
هنور نیازه که عالیجناب مزایده رو مدیریت کنن

00:14:30.890 --> 00:14:35.930
اگرچه من به دفعات در مزایده شرکت کردم..اما هنوز نگرانم

00:14:35.930 --> 00:14:40.730
من امیدوارم که به عالیجناب نزدیک شده باشم

00:14:40.730 --> 00:14:44.470
این طوری من می تونم دیگه نگران نباشم

00:14:44.470 --> 00:14:48.910
استاد لیو..نیازی نیست نگران باشید تا زمانی که هیچ رسوایی وجود نداشته باشه

00:14:48.910 --> 00:14:52.660
امپراطور چیزی نمی گن..حتی اگه قیمت کمی بالا باشه

00:14:52.660 --> 00:14:56.440
ممنون..عالیجناب..خدافظ

00:14:56.440 --> 00:14:58.090
خدافظ

00:15:05.320 --> 00:15:10.350
<i>پس اونچه که ویلای مینگ یو دنبالشه برنده شدن در مزایده هست</i>

00:15:15.030 --> 00:15:16.830
کالسکه رو نگه دار

00:15:19.130 --> 00:15:20.700
پیاده شو

00:15:22.690 --> 00:15:27.440
ا..استاد
ی تیکه آشغال بی مصرف

00:15:27.440 --> 00:15:32.280
تو در همه ی ماموریت هات شکست خوردی و هنوزم تو کالسکه من نشستی؟

00:15:32.280 --> 00:15:34.150
پیاده شو

00:15:47.730 --> 00:15:52.980
پدر ..شما تازه خوب شدید..زیاد سرپا نمونید

00:15:52.980 --> 00:15:54.930
بیاین بریم اونجا بشینیم

00:15:55.000 --> 00:16:01.000
آدما ارزش ی چیز رو وقتی می دونن که اون رو از دست میدن

00:16:01.000 --> 00:16:05.130
وقتی مریض میشی تازه می فهمی که سلامتی چقدر مهمه

00:16:05.950 --> 00:16:10.280
منو نگاه کن..من همش در تخت دراز می کشم

00:16:10.280 --> 00:16:13.670
اما هنوز مغزم کار می کنه

00:16:13.670 --> 00:16:17.840
یوآر..تو نمی فهمی که این چقدر سخته

00:16:17.840 --> 00:16:22.610
حالا که بالاخره بلند شدم..بیا نشینیم

00:16:22.610 --> 00:16:27.620
پدر..وقتی زمان نشستنه..باید بشینید

00:16:27.620 --> 00:16:32.150
باشه..همون طور که تو می خوای میشینم

00:16:32.150 --> 00:16:35.510
وگرنه حالتون بدتر میشه

00:16:37.480 --> 00:16:42.910
پدر شما تازه بهبود پیدا کردید..افراد عمارت هیچ وقت اینقدر خوشحال نبودن

00:16:42.910 --> 00:16:47.520
پدر شما واقعا باید بیش تر مراقب خودتون باشید

00:16:48.690 --> 00:16:52.250
فقط اینکه لیو مینگ یو واقعا متفاوته

00:16:52.250 --> 00:16:56.760
اون نه تنها ویلای مینگ یو رو در ی زمان کوتاه به همچین موقعیتی رسونده..اون حتی می دونه چطور بیماری ها رو درمان کنه

00:16:56.760 --> 00:17:02.000
پدر من کنجکاوم بدونم اون چطور شما رو درمان کرد؟

00:17:02.000 --> 00:17:04.140
رابطه اون با زوفی چی بوده؟

00:17:04.140 --> 00:17:09.230
تو چطور می دونی که اون با زوفی رابطه داشته؟

00:17:12.560 --> 00:17:16.750
قبل از اینکه بیهوش بشید..داشتید این رو به استادم گفتید که

00:17:16.750 --> 00:17:21.750
رقص لیو چینگ وو توسط زوفی برای شما طراحی شده بود

00:17:21.750 --> 00:17:26.160
پس فقط شما و زوفی باید از این خبر می داشتید..چطور اون اینو می دونسته؟

00:17:26.160 --> 00:17:31.390
همین طور ویلای مینگ یو تصمیم گرفت از این رقص در طول فستیوال فانوس استفاده کنه که به وضوح از اینکارش هدفی داشته

00:17:31.390 --> 00:17:34.030
یعنی این کارا فقط به خاطر مزایده دولتی بوده؟

00:17:34.030 --> 00:17:39.350
لیو مینگ یو و زوفی خواهر هایی از مادر های متفاوت بودن

00:17:39.350 --> 00:17:43.360
برای همین هم لیو مینگ یو در مورد این رقص می دونست

00:17:43.360 --> 00:17:49.160
اون از این رقص استفاده کرد تا حق گردش مالی دولت رو به دست بیاره

00:17:49.160 --> 00:17:54.020
و این طوری توجه منو جلب کنه

00:17:54.020 --> 00:17:56.660
هنوز ی چیزی هست که من نمی فهمم

00:17:57.020 --> 00:18:00.640
این واضحه که اونا انتظار نداشتن شما بیهوش بشید

00:18:00.640 --> 00:18:04.830
پس این رقص برای این بود که بتونن با شما ملاقات کنن

00:18:04.830 --> 00:18:07.660
اونا از چی برای مذاکره با شما استفاده کردن؟

00:18:07.660 --> 00:18:11.170
نگید که اونا می دونن زوفی کجاست؟

00:18:11.170 --> 00:18:16.330
یوآر..تو لایه لایه از واقعیت پنهان پرده برداشتی

00:18:16.330 --> 00:18:20.100
و به جواب درست رسیدی...چرا نیاز داری که هنوز من بهت جواب بدم؟

00:18:20.100 --> 00:18:24.340
پدر..شما دیدید که زوفی جلوی چشم شما مرد

00:18:24.340 --> 00:18:27.870
چرا جنازش رو برنگردوندید؟

00:18:28.860 --> 00:18:31.690
<i>اما وقتی من سوزن رو وارد بدنتون کنم</i>

00:18:31.690 --> 00:18:36.080
<i>سوزن درون رگ هاتون حرکت می کنه</i>

00:18:36.960 --> 00:18:41.850
<i>وقتی به قلبتون برسه شما دیگه زنده نیستید</i>

00:18:43.110 --> 00:18:46.990
<i>این ممکنه سه تا چهار ماه طول بکشه</i>

00:18:51.970 --> 00:18:53.850
اینجا رو ترک کنید

00:18:57.220 --> 00:18:58.950
یوآر

00:19:00.700 --> 00:19:04.580
بذار خوب نگاهت کنم

00:19:11.560 --> 00:19:14.150
خیلی سریع گذشت

00:19:14.880 --> 00:19:18.750
وقتی تازه به دنیا اومده بودی

00:19:18.750 --> 00:19:21.750
من می تونستم تو رو با ی دست نگه دارم

00:19:21.750 --> 00:19:24.760
من از نگاه کردن به تو خسته نمی شدم

00:19:24.760 --> 00:19:29.090
و خیلی زود..تو بزرگ شدی

00:19:30.140 --> 00:19:33.530
و من الان پیرم..اما وقتی بهت نگاه می کنم

00:19:33.530 --> 00:19:36.760
تو منو یاد مادر فوت شدت میندازی

00:19:36.760 --> 00:19:41.360
مادر خیلی مهربان  بود

00:19:41.360 --> 00:19:43.420
من هم اغلب بهش فکر می کنم

00:19:43.420 --> 00:19:48.170
درسته..فردا سالگرد فوت مادرته

00:19:48.170 --> 00:19:52.710
همه وسایل رو آماده کردی؟
همه چیز آماده هست

00:19:52.710 --> 00:19:54.600
خوبه

00:19:56.110 --> 00:20:00.930
یوآر..الان عمارت فقط دو تا مرد داره

00:20:00.930 --> 00:20:04.710
تو و من

00:20:04.710 --> 00:20:11.180
چیزی که می خوام بهت بگم ی حرفه بین ی مرد با ی مرد دیگه هست

00:20:11.180 --> 00:20:15.360
تو باید به حرفم گوش بدی..اگرچه الان

00:20:15.360 --> 00:20:18.630
من بهبود پیدا کردم

00:20:18.630 --> 00:20:22.300
اما ممکنه  چند روز دیگه من دوباره بی حس در رختخواب بیفتم

00:20:22.300 --> 00:20:25.620
بعد از این بیماری

00:20:25.620 --> 00:20:29.610
من فکر می کنم که باید ی چیزایی رو تا دیر نشده بهت بگم

00:20:29.610 --> 00:20:34.130
وگرنه..می ترسم خیلی دیر بشه

00:20:34.130 --> 00:20:35.930
یوآر

00:20:36.800 --> 00:20:41.420
امپراطور و من

00:20:41.420 --> 00:20:45.830
برادرهای سلطنتی هستیم

00:20:45.830 --> 00:20:51.410
اما فقط ی نفر

00:20:51.410 --> 00:20:55.020
روی تخت سلطنتی میشینه تا جهان رو اداره کنه

00:20:55.020 --> 00:20:59.080
فقط صدای ی نفره که

00:20:59.080 --> 00:21:02.640
در مورد مرگ و زندگی در دربار تصمیم می گیره

00:21:02.640 --> 00:21:07.020
من فقط در دربار ی ناظر بودم

00:21:07.020 --> 00:21:10.380
من حتی نمی تونستم آه حسرت بکشم

00:21:10.380 --> 00:21:13.680
بعد از هر جلسه از روی ترس من باید کاملا مراقب

00:21:13.680 --> 00:21:20.090
حرف هایی که به امپراطئر می گفتم می بودم

00:21:21.450 --> 00:21:25.400
من باید جلوی خودم رو می گرفتم تاکه به عنوان عضوی از ی گروه دیده نشم

00:21:25.400 --> 00:21:29.950
این شهر بزرگ پایتحت مثله ی زندا بزرگ بود که منو تو خودش حبس کرده بود

00:21:29.950 --> 00:21:35.060
من فقط رنج رو میشناسم

00:21:35.060 --> 00:21:41.390
برای همین اجازه نمی دم تو جا پای من بذاری

00:21:41.390 --> 00:21:46.350
نگران نباش پدر..بعد از مزایده

00:21:46.350 --> 00:21:50.270
من می خوام به همه جای دنیا سفر کنم..و خودم رو در پایتخت محدود نمی کنم

00:21:50.270 --> 00:21:52.680
من نمی خوام تو

00:21:52.680 --> 00:21:58.060
ی پرنس در حال سفر بشی که کاری برای انجام دادن نداره

00:21:58.940 --> 00:22:00.880
یوآر

00:22:01.360 --> 00:22:05.880
تو هنوز منظور منو نمی فهمی؟

00:22:10.540 --> 00:22:19.460
همین طور بوچی باید در عمارت ما زندگی کنه

00:22:19.460 --> 00:22:21.950
چرا اون باید در عمارت بمونه؟

00:22:24.400 --> 00:22:27.000
بعدا می فهمی

00:22:27.000 --> 00:22:28.400
باشه

00:22:29.500 --> 00:22:32.200
برو امور بانک دولتی رو آماده کن

00:22:32.200 --> 00:22:35.600
همین طور وسایل سالگرد مادرت رو

00:22:35.600 --> 00:22:36.900
پدر

00:22:37.600 --> 00:22:40.400
چیز دیگه ای نیست که بخواین به من بگین؟

00:22:40.400 --> 00:22:43.200
شما فکر می کنید من هنوز با بوچی به عنوان عضوی از خانواده برخورد نمی کنم؟

00:22:44.400 --> 00:22:46.700
من می دونم این تقصیر اون نبوده

00:22:46.700 --> 00:22:48.600
من اینو تو قلبم می فهمم

00:22:48.600 --> 00:22:49.600
پدر..من

00:22:49.600 --> 00:22:53.200
یوآر..برو کاراتو انجام بده

00:22:53.200 --> 00:22:57.300
من یکم خسته ام..بذار استراحت کنم

00:23:00.110 --> 00:23:01.990
من مرخص میشم

00:23:36.200 --> 00:23:37.200
عالیجناب

00:23:37.200 --> 00:23:41.600
چیز جدیدی در مورد ویلای مینگ یو نیست؟

00:23:41.600 --> 00:23:43.600
نه هنوز

00:23:45.200 --> 00:23:47.600
این زن ی چیزایی داره

00:23:47.600 --> 00:23:50.600
اون کسی بود که با مهارت سعی کرد منو تحت کنترل دربیاره

00:23:50.600 --> 00:23:56.400
اما من به زودی کنترل همه چیز رو به دست می گیرم

00:23:56.400 --> 00:24:00.200
عالیجناب..شما چیزی به یوآر نگفتید؟

00:24:00.200 --> 00:24:03.200
چطور می تونم بهش چیزی بگم؟

00:24:03.200 --> 00:24:05.100
امپراطور

00:24:05.100 --> 00:24:08.600
از نزدیک مراقب ما دوتاست

00:24:08.600 --> 00:24:13.200
من می ترسم اون ی حرکت احمقانه کنه و همه ی نقشه هامون رو خراب کنه

00:24:13.200 --> 00:24:16.200
من فقط امیدوارم اون بتونه پایتخت رو ترک کنه

00:24:16.200 --> 00:24:20.400
و مالک ی سرزمین بشه..اینطوری اون می تونه گنج بی لوشن رو پیدا کنه

00:24:20.400 --> 00:24:23.800
و ی ارتش برای خودش بسازه و امپراطور رو سرنگون کنه

00:24:23.800 --> 00:24:28.200
اما برای اینکه اینا حقیقت پیدا کنن

00:24:28.200 --> 00:24:33.000
ما باید زندگی من رو با این معاوضه کنیم

00:24:36.120 --> 00:24:38.230
متوجهم

00:24:46.400 --> 00:24:48.000
امپراطور

00:24:49.140 --> 00:24:50.930
امپراطور

00:24:59.600 --> 00:25:02.200
لیو مینگ یو پرنس هفتم رو درمان کرد

00:25:02.200 --> 00:25:05.400
و تقاضای گرفتن حق گردش مالی دولت رو کرد

00:25:07.790 --> 00:25:09.200
عالیجناب

00:25:11.600 --> 00:25:15.000
عالیجناب..من می خوام بهم ی لطفی بکنید

00:25:15.000 --> 00:25:18.200
می تونم برای سالگرد فوت شاهزاده خانوم به عمارت مو برگردم

00:25:18.200 --> 00:25:19.600
و شب اونجا بمونم؟

00:25:19.600 --> 00:25:20.600
برگردی به عمارت مو؟

00:25:20.600 --> 00:25:24.800
من مدتیه عمارت مو رو ندیدم..من دلم برای برادر مو تنگ شده

00:25:24.800 --> 00:25:27.000
پرنس بهتر شدن

00:25:27.000 --> 00:25:30.600
شما هم که دلتون نمی خواد من موقع مراسم سالگرد شاهزاده خانوم این اطراف باشم درسته؟

00:25:30.600 --> 00:25:33.400
چرا به من اجازه نمیدید که به عمارت مو برای دیدن برادر مو برم

00:25:33.400 --> 00:25:36.000
حداقل من باعث آزار شما نمیشم

00:25:38.200 --> 00:25:41.200
از کی تو اینقدر بافکر شدی؟

00:25:41.200 --> 00:25:44.400
باشه..برو

00:25:44.400 --> 00:25:47.400
من نمی خوام تو رو در ساگرد  فوت مادرم ببینم

00:25:47.400 --> 00:25:50.000
درسته درسته درسته
بعد از مراسم سالگرد برگرد

00:25:50.000 --> 00:25:52.400
ممنون عالیجناب

00:26:03.400 --> 00:26:04.800
مادر

00:26:06.000 --> 00:26:08.800
بوچی از وقتی بچه بوده گدایی می کرده

00:26:08.800 --> 00:26:11.600
من نمی خوام دیگه سختی بکشه

00:26:11.600 --> 00:26:13.700
اجازه بده در عمارت بمونه

00:26:27.600 --> 00:26:29.800
اینا رو در کالسکه بذارید

00:26:29.800 --> 00:26:33.500
مراقب باشید اینا کادو برای برادر مو هستن..اونا رو نندازید

00:26:33.500 --> 00:26:34.900
بله

00:26:41.400 --> 00:26:43.400
من به مراتع غربی می رم

00:26:43.400 --> 00:26:46.800
آلانگ تو هم برو در مورد مراتع کوچیک  پرورش اسب اطراف پایتخت اطلاعات جمع کن

00:26:46.800 --> 00:26:48.800
منتظر پیامم بمون

00:26:48.800 --> 00:26:52.700
یی شان..به خاطر من مراقب این باش ..اینطوری اون دیگه اشتباهی نمی کنه

00:26:52.700 --> 00:26:55.600
نگران نباشید دایی..مراقبم که هیچ اشتباهی رخ نده

00:26:55.600 --> 00:26:58.400
پدر..من روی اسب ها بزرگ شدم

00:26:58.400 --> 00:27:01.400
من بهتر از هر کس دیگه ای در مورد اسب ها می دونم

00:27:01.400 --> 00:27:04.000
تو در مورد اسبا می دونی ..اما اینم می دونی که چطور تجارت کنی؟

00:27:04.000 --> 00:27:06.000
از یی شان یاد بگیر

00:27:06.000 --> 00:27:08.000
اینقدر سرکش نباش

00:27:08.000 --> 00:27:11.600
متوجهم پدر..تازه یون چی هم اینجاست

00:27:11.600 --> 00:27:13.000
هیچ اتفاقی نمی افته

00:27:13.000 --> 00:27:15.400
پس خوبه..می بینمتون

00:27:15.400 --> 00:27:17.400
خدافظ
مراقب باش پدر

00:27:32.300 --> 00:27:34.400
پسر عمه..چرا نمیای بریم تو؟

00:27:35.200 --> 00:27:37.200
بوچی دیشب یکی رو فرستاده بود تا برای من نامه بیاره

00:27:37.200 --> 00:27:39.400
اون گفته بود که امشب رو در عمارت مو می گذرونه

00:27:39.400 --> 00:27:43.000
الانا دیگه باید بیاد

00:27:43.000 --> 00:27:44.300
درسته آلانگ

00:27:44.300 --> 00:27:47.900
تونستی شانس عذرخواهی از بوچی رو پیدا کنی؟

00:27:48.800 --> 00:27:52.600
یون چی بیا بریم در مورد نقشه بحث کنیم..این طوری ما بدون آگاهی کاری رو انجام نمی دیم

00:27:52.600 --> 00:27:54.400
بریم

00:27:54.400 --> 00:27:56.600
من شنیدم که بوچی کارش رو در عمارت پرنس به خوبی انجام داده

00:27:56.600 --> 00:27:59.700
اون مدت زیادی رو در کنار وارث آشکار مونده

00:27:59.700 --> 00:28:02.000
این مخالف با شخصیت اونه

00:28:02.000 --> 00:28:05.700
من می ترسم که اون مورد اذیت و آزار قرار گرفته باشه

00:28:06.500 --> 00:28:10.400
ارباب جوان..فکر می کنید بانو از اون دسه آدمایی باشه که کسی بتونه اذیتش کنه؟

00:28:11.400 --> 00:28:13.300
اون اینجاست..ارباب جوان

00:28:13.300 --> 00:28:14.900
بانو

00:28:23.400 --> 00:28:24.400
نیازی نیست
بوچی

00:28:24.400 --> 00:28:26.400
برادر بزرگ تر

00:28:26.400 --> 00:28:29.000
من ی ضیافت برات ترتیب دادم..تمام غذاهای مورد علاقت هم آماده کردم

00:28:29.000 --> 00:28:31.000
واقعا؟من رون مرغ می خوام

00:28:31.000 --> 00:28:34.200
من تمام رونای مرغ پایتخت رو خریدم

00:28:34.200 --> 00:28:36.900
بخور..بوچی..
باشه

00:28:42.800 --> 00:28:45.700
برادر..می دونی

00:28:45.700 --> 00:28:49.600
عمارت پرنس..وقتی من در ابتدا به اونجا وارد شدم هیچی بهم ندادن که بخورم

00:28:49.600 --> 00:28:51.400
بعدشم که من ترسیدم اون معشوقه گان بخواد منو مسموم کنه

00:28:51.400 --> 00:28:54.000
برای همین می ترسیدم که غذا بخورم یا چیزی بنوشم

00:28:54.000 --> 00:28:56.000
من حتی جرات نمی کردم چیزی بگم

00:28:56.000 --> 00:28:58.200
خیلی سخت بود

00:28:58.200 --> 00:29:01.800
اما تو چاق تر شدی

00:29:03.600 --> 00:29:07.400
تو غذا می دزدیدی..درسته؟

00:29:07.400 --> 00:29:09.600
تو منو خیلی خوب می شناسی..برادر

00:29:09.600 --> 00:29:11.400
افرادی بودن که در طول روز مراقب من بودن

00:29:11.400 --> 00:29:14.800
اما هیچ کس در طول شب نمی تونه منو کنترل کنه

00:29:14.800 --> 00:29:18.200
خیلی راحت بود که در شب غذا پیدا کنم

00:29:18.200 --> 00:29:19.800
راحت باش

00:29:19.800 --> 00:29:23.000
همه ی اینا مال تو هستش

00:29:23.000 --> 00:29:25.800
برادر..یکم بخور

00:29:29.400 --> 00:29:32.400
درسته..بوچی اگرچه تو بیماری پرنس رو

00:29:32.400 --> 00:29:34.600
درمان نکردی

00:29:34.600 --> 00:29:36.800
اما تو همکاری  و کمک کردی

00:29:36.800 --> 00:29:38.800
پرنس اعلام نکرده که تو دخترشی

00:29:38.800 --> 00:29:40.800
برای همین تو هنوز بانوی دوم عمارت مو هستی

00:29:40.800 --> 00:29:43.600
این همکاری توسط عمارت مو برنامه ریزی شده بود

00:29:43.600 --> 00:29:46.100
بهم بگو..چه جایزه ای تو دوست داری؟

00:29:47.400 --> 00:29:49.400
جایزه؟

00:29:50.200 --> 00:29:52.400
بذار فکر کنم

00:29:52.400 --> 00:29:57.000
وقتی من از برادر بزرگ تر پرتقال ها رو قاپیدم شما به من ده تا تیکه طلا دادید

00:29:57.000 --> 00:29:59.800
پس کم کم

00:29:59.800 --> 00:30:01.600
هزار تیل طلا خوبه

00:30:03.400 --> 00:30:05.600
ی همچین پول زیادی

00:30:05.600 --> 00:30:09.800
باشه..من بهت قول میدم..به هر حال تو خواهر منی

00:30:09.800 --> 00:30:13.800
برادر بزرگ تر..من همینطوری ی عددی گفتم

00:30:13.800 --> 00:30:15.600
واقعا باهاش مشکلی نداری؟

00:30:15.600 --> 00:30:17.800
شما خیلی با من خوبید..برادر

00:30:24.210 --> 00:30:25.750
ارباب جوان

00:30:28.800 --> 00:30:31.600
این سوپی هست که مادام خواسته شما بخورید

00:30:31.600 --> 00:30:33.000
تا گرمه بخورینش

00:30:33.750 --> 00:30:37.810
<i>من باید تو رو بانوی دوم عمارت مو صدا کنم</i>

00:30:45.800 --> 00:30:48.400
بوچی..مشکل چیه؟

00:30:50.400 --> 00:30:52.800
هیچی..هیچی

00:30:53.800 --> 00:30:55.800
برادر بزرگ تر..من سیر شدم

00:30:55.800 --> 00:30:59.900
می تونی منو برای قدم زدن تو حیاط پشتی همراهی کنی؟

00:30:59.900 --> 00:31:01.200
باشه

00:31:01.200 --> 00:31:04.400
من همش تو ساختمون کار کردم برای همین ریاد راه نرفتم

00:31:04.400 --> 00:31:06.000
بیا بریم

00:31:08.200 --> 00:31:10.200
مزایده دولتی نزدیکه

00:31:10.200 --> 00:31:13.000
بوچی..تو الان نصف ی ساله که اینجایی

00:31:13.000 --> 00:31:15.600
من یادم میاد وقتی تو تازه به عمارت وارد شده بودی

00:31:15.600 --> 00:31:18.400
تو دختری بودی که هیچی نمی دونست

00:31:18.400 --> 00:31:22.200
الان که به تو نگاه می کنم...واقعا مثله ی بانوی واقعی شدی

00:31:22.200 --> 00:31:25.200
برادر دوباره منو دست انداختی

00:31:26.340 --> 00:31:28.580
پایتخت بزرگه

00:31:28.580 --> 00:31:30.780
اما من نمی تونم جاهای زیادی برم

00:31:30.800 --> 00:31:34.400
من فقط می تونم در عمارت پرنس یا عمارت مو باشم

00:31:34.400 --> 00:31:37.200
اگه خسته ای..تو می تونی بیرون بری

00:31:37.200 --> 00:31:40.800
تا وقتی زیاد بیرون نری و دیوونه بازی در نیاری

00:31:40.800 --> 00:31:43.600
پرنس و وارث آشکار مانعت نمی شن

00:31:43.600 --> 00:31:45.600
منم امیدوارم

00:31:45.600 --> 00:31:50.000
راستی..کی خدمتکارت رو عوض کردی؟

00:31:50.000 --> 00:31:51.900
در مورد چینگ آر حرف میزنی؟

00:31:52.600 --> 00:31:54.600
یادت نمیاد؟وقتی که از برج اژدها

00:31:54.600 --> 00:31:58.100
در شب سال نو افتادی پایین..چینگ ار کسی بود که تو رو گرفت

00:31:58.770 --> 00:32:01.000
بعد از اون..کلی اتفاق در عمارت مو افتاد

00:32:01.000 --> 00:32:03.200
برای همین یادم رفت بهت بگم

00:32:03.200 --> 00:32:08.000
این خدمتکار همیشه کنار تو هستش..هیچ وقت جایی نمیره؟

00:32:09.400 --> 00:32:11.800
این عجیبه

00:32:11.800 --> 00:32:13.600
چی؟

00:32:13.600 --> 00:32:17.000
برادر..یادت میاد در شب فستیوال فانوسا بهت گفتم

00:32:17.000 --> 00:32:18.200
که من شک دارم که لیو چینگ وو

00:32:18.200 --> 00:32:21.900
همون کسیه که سعی کرد در دروازه تیانمن ما رو بکشه؟

00:32:22.700 --> 00:32:24.800
من اون رو در عمارت پرنس هفتم دیدم

00:32:24.800 --> 00:32:28.200
و دیدم که اون همون علامتی رو که قاتل روی بدنش داشته داره

00:32:28.200 --> 00:32:30.400
اون  همون قاتله هستش

00:32:30.400 --> 00:32:34.700
و چینگ آر هم خیلی شبیه لیو چینگ وو هست

00:32:39.200 --> 00:32:41.800
بوچی..من تو رو دست کم گرفتم

00:32:42.600 --> 00:32:45.800
نگران نباش..من قبلا متوجه شدم

00:32:45.800 --> 00:32:49.600
من اون رو برای دلایل دیگه ای کنار خودم نگه داشتم

00:32:50.610 --> 00:32:52.680
حالا که خودت می دونی خوبه

00:32:52.700 --> 00:32:56.200
پس من برم دنبال زی چان بگردم..من براش هدیه آوردم

00:32:56.200 --> 00:32:57.800
برو

00:33:03.090 --> 00:33:04.930
بیا بیرون

00:33:04.930 --> 00:33:06.850
پسر عمه

00:33:06.850 --> 00:33:08.990
استاد جوان وشریف دژ فی یان

00:33:08.990 --> 00:33:12.800
جرات اینکه اشتباهش رو بپذیره و بره برای مجازات درخواست کنه رو نداره و در عوض ی گوشه پنهان میشه

00:33:12.800 --> 00:33:14.420
اونوقت فکر می کنی تو باهوشی؟
...من

00:33:14.420 --> 00:33:16.500
من فقط تصادفی داشتم از اینجا رد می شدم

00:33:16.500 --> 00:33:19.140
پس .. کارات رو انجام دادی؟

00:33:19.140 --> 00:33:22.920
همه چیزحل شده..به هر حال..کیفیت اسب های اطراف پایتخت خیلی پست تر از اسب های فی یان هستش

00:33:22.920 --> 00:33:26.510
و اونا می خوان با ی قیمت بالا اونا رو بفروشن...به هر حال خوبه که ی چند تایی ازشون بخریم

00:33:26.510 --> 00:33:30.500
بد نیست...پس تو می دونی چطور دقیق برنامه ریزی و بودجه بندی کنی

00:33:32.380 --> 00:33:38.510
درسته لانگ...تو واقعا قصد نداری از بوچی عذرخواهی کنی؟

00:33:38.510 --> 00:33:40.540
کی گفته من نمی خوام عذرخواهی کنم؟

00:33:40.540 --> 00:33:43.270
من هنوز ی راه خوب براش پیدا نکردم..فقط همین

00:33:45.400 --> 00:33:48.490
پس خوب در موردش فکر کن..من دیگه میرم

00:34:12.630 --> 00:34:15.210
زی چان

00:34:15.990 --> 00:34:19.520
بانو..بانو..شما برگشتید

00:34:19.520 --> 00:34:20.780
من برگشتم

00:34:20.780 --> 00:34:24.060
زندگیتون در عمارت پرنس چطوری بود؟

00:34:24.060 --> 00:34:25.940
خوب بود

00:34:25.940 --> 00:34:29.020
از وقتی شما رفتید..ارباب جوان به من دستور دادن که از این حیاط  به تنهایی مراقبت کنم

00:34:29.020 --> 00:34:32.130
حتی کسی هم نبود که من بتونم باهاش حرف بزنم..من تا حد مرگ حوصلم سررفته بود

00:34:32.130 --> 00:34:35.690
به تنهایی؟چه کار زجر آوری

00:34:35.690 --> 00:34:39.300
عمارت پرنس زیبا بود؟بزرگ بود؟

00:34:39.300 --> 00:34:40.780
اون کاملا بزرگ بود

00:34:40.780 --> 00:34:43.740
اما..بیا در موردش حرف نزنیم

00:34:43.740 --> 00:34:45.340
تو خیلی خوب به نظر می رسی

00:34:45.340 --> 00:34:48.220
<i> سریع تر..سریع تر..کارتون رو سریع تر انجام بدید </i>

00:34:49.940 --> 00:34:51.860
<i> مراقب باش </i>

00:34:51.860 --> 00:34:53.740
<i> آروم..آروم </i>

00:34:55.820 --> 00:34:57.280
<i> درسته..درسته..درسته </i>

00:34:59.720 --> 00:35:01.310
<i> خوبه..خوبه..خوبه </i>

00:35:01.310 --> 00:35:03.670
یکم بیا عقب تر...یکم عقب تر
ارباب جوان..این

00:35:04.500 --> 00:35:06.730
این فانوسا واقعا زیبا هستن

00:35:07.430 --> 00:35:08.950
خواهر بوچی

00:35:09.740 --> 00:35:12.820
جشنواره فانوسا الان دیگه تموم شده

00:35:12.820 --> 00:35:15.170
اما مثله اینکه هنوز یکی می خواد یادآوریش کنه

00:35:15.170 --> 00:35:18.260
نکنه وقتی جوون بودی هیچ فانوسی روشن نکردی؟

00:35:18.260 --> 00:35:20.270
من از پسر عمم شنیدم که تو اینا رو دوست داری

00:35:20.270 --> 00:35:22.730
من همه ی اینا رو مخصوصا برای تو آماده کردم

00:35:22.730 --> 00:35:24.610
دوستشون داری؟

00:35:24.610 --> 00:35:26.880
تو بدون هیچ دلیلی ی دفعه سروکلت اینجا پیدا شده..حتما ی قصد شیطانی دیگه داری

00:35:26.880 --> 00:35:28.850
تو واقعا چی می خوای؟

00:35:28.850 --> 00:35:31.820
من اون موقع خیلی بی ادب بودم و شما رو ناراحت کردم

00:35:31.820 --> 00:35:33.700
پسر عمه به خاطر همین موضوع منو تنبیه کرد

00:35:33.700 --> 00:35:36.470
در حقیقت من می خواستم برای عذرخواهی از خواهر بوچی به عمارت پرنس بیام

00:35:36.470 --> 00:35:38.970
اما وقتی من شنیدم که پرنس برای مدت زیادیه که بیماره

00:35:38.970 --> 00:35:41.120
تصمیم گرفتم که به اونجا نیام

00:35:41.120 --> 00:35:45.240
خواهر بوچی امروز برگشتن برای همین من تمام این فانوسا رو مخصوصا برای شما آماده کردم

00:35:45.240 --> 00:35:47.300
تا بتونم از خواهر بوچی عذرخواهی کنم

00:35:47.300 --> 00:35:50.400
مهم نیست..دوباره در آینده مزاحم من نشو

00:35:50.400 --> 00:35:52.820
این بهترین عذرخواهیه

00:35:52.820 --> 00:35:54.950
<i> بانو..بانو </i>

00:35:57.300 --> 00:36:01.170
<i> خواهر بوچی..من واقعا آهوانگ رو نکشتم </i>

00:36:01.170 --> 00:36:03.300
لطفا منو باور کن

00:36:12.830 --> 00:36:15.720
<i> به چی نگاه می کنید..فانوسا رو سریع وصل کنید </i>

00:36:19.470 --> 00:36:22.100
<i> [ عمارت مو ] </i>

00:36:29.130 --> 00:36:32.910
من از خیابون چاوون رد می شم وقتی فردا می خوام به عمارت پرنس برگردم

00:36:32.910 --> 00:36:36.900
کلی آدم در خیابان چاوون هست من حتما قادرم به راحتی فرار کنم

00:36:36.900 --> 00:36:39.680
و به مغازه زی شینگ یان برم

00:36:39.680 --> 00:36:44.320
عمو جو شما باید از من مراقبت کنید و به من کمک کنید تا آقای زو رو ملاقات کنم

00:36:52.980 --> 00:36:57.340
بانو..بانو..سریع بیاین..نگاه کنید..ارباب جوان تمام فانوسا رو آماده کردن

00:36:59.160 --> 00:37:03.350
چه رشوه ای ازش قبول کردی؟چرا داری در موردش اینطوری حرف میزنی؟

00:37:04.110 --> 00:37:08.310
باشه..به نظر میرسه ارباب جوان..تمام اینکارا رو بیهوده انجام دادن

00:37:08.310 --> 00:37:10.940
من در رو میبندم

00:37:29.370 --> 00:37:31.620
بانو..ارباب جوان

00:37:31.620 --> 00:37:35.110
تمام بعداز ظهر رو صرف کردن تا این فانوسا رو وصل کنن

00:37:38.170 --> 00:37:41.010
اون فقط ی بعدازظهر از نسیم لذت نبرده؟

00:37:41.910 --> 00:37:46.220
آهوانگ تو شب های سرد منو همراهی می کرد

00:37:46.220 --> 00:37:48.820
زی چان..در رو ببند

00:37:48.820 --> 00:37:53.400
هیچ چیز قشنگی برای تماشا کردن نیست..وقتی باد میاد تو کمی سرده

00:38:17.970 --> 00:38:21.250
یک بانوی جوان در وسط تالاب نشسته

00:38:21.250 --> 00:38:24.610
اون ی کت صورتی به همراه ی دامن سبز ابریشمی پوشیده

00:38:24.610 --> 00:38:26.280
اون خیلی زیباست

00:38:26.280 --> 00:38:30.470
ی نوع گل رو حدس بزن..کسی که درست حدس بزنه ی سکه جایزه می گیره

00:38:30.470 --> 00:38:32.990
بانوی جوانی که داخلن..آیا قادرن حدس بزنن؟

00:38:32.990 --> 00:38:36.230
ارباب..این لوتوس هست

00:38:36.230 --> 00:38:37.870
چه باهوش

00:38:44.950 --> 00:38:48.600
شیشه ای گرد و گرد و قرمز...با ی سر پوش گرد

00:38:48.600 --> 00:38:52.090
توش پر از آب عسل شیرینه

00:38:52.090 --> 00:38:56.610
ی نوع میوه رو حدس بزن..کسی که درست حدس بزنه ی سکه جایزه می گیره

00:38:56.610 --> 00:38:58.480
ارباب جوان..این خرمالو هستش

00:38:58.480 --> 00:39:00.000
بدنیست

00:39:01.420 --> 00:39:04.350
ما با معما بعدی ادامه میدیم..کسی که درست بگه

00:39:04.350 --> 00:39:06.830
ی مجسمه شکری جایزه می گیره

00:39:10.780 --> 00:39:15.740
ی کدو تنبل که از دو انتهاش خالی شده..و گل های درخشان در شکمش شکوفه کردن

00:39:15.740 --> 00:39:19.950
این مثله ی میوه هست که برگ های زیادی نداره..و هر چیزی که در مقابل شماست رو قرمز روشن می کنه.

00:39:19.950 --> 00:39:23.810
ی شی رو حدس بزنید..اگه خواهر بوچی هنوز نرفته بخوابه

00:39:23.810 --> 00:39:25.880
می تونه تلاش کنه و ی حدسی بزنه

00:39:28.470 --> 00:39:31.080
این همون فانوسای توی حیاط نیستن

00:39:31.080 --> 00:39:33.230
خواهر بوچی واقعا باهوشه

00:39:33.230 --> 00:39:36.070
باشه..این مجسمه های شکری الان برای خواهر بوچی هستش

00:39:36.070 --> 00:39:40.030
الان دیگه دیروقته..وقتی خواهر بوچی اینا رو خوردن باید برن دیگه استراحت کنن

00:39:46.390 --> 00:39:49.880
بانو..من میرم براتون مجسمه های شکری رو بیارم

00:40:08.990 --> 00:40:11.190
بگیر
ممنون ارباب جوان

00:40:37.610 --> 00:40:42.090
بانو..ارباب جوان به خاطر اینکه شما رو ناراحت کردن خیلی مضطرب بودن

00:40:42.090 --> 00:40:45.410
ایشون از این ترفند ها استفاده کردن تا از شما عذرخواهی کنن

00:40:45.410 --> 00:40:49.700
درحقیقت اینطوری به نظر میرسه که ی آدم کوچیک از ی آدم کوچیک دیگه عذرخواهی کنه

00:40:49.700 --> 00:40:52.990
این آدم حقه باز.. به هر حال همه چیز رو به خوبی آماده کرده

00:41:12.700 --> 00:41:15.870
<i> آهوانگ..اون واقعا داره عذرخواهی می کنه</i>

00:41:15.870 --> 00:41:19.900
<i>و به نظر میرسه وقتی می گه تو رو نکشته دروغ نمی گه </i>

00:41:19.900 --> 00:41:22.770
<i> تو..تو واقعا توسط اون کشته نشدی..درسته؟ </i>

00:41:22.770 --> 00:41:26.020
<i> چرا ما این دزد کوچولو رو نبخشیم؟ </i>

00:41:26.020 --> 00:41:29.260
<i> من ی مدت دیگه باید عمارت مو رو ترک کنم </i>

00:41:29.260 --> 00:41:32.140
<i> داشتن ی دوست بیش تر بهتر از داشتن ی دشمن بیش تره </i>

00:41:32.140 --> 00:41:33.900
<i> تو اینطور فکر نمی کنی؟</i>

00:41:53.450 --> 00:41:56.580
تو نمی دونی که پول تنها چیزیه که من دوست دارم؟

00:41:56.580 --> 00:42:00.500
اگه به عقلت رسیده که تمام این کارها رو انجام بدی..چرا به جاش مستقیما به من پول ندادی؟

00:42:00.500 --> 00:42:02.630
بفر مایید

00:42:02.630 --> 00:42:06.450
خواهر بوچی حدس درستی در مورد معمای فانوس زدن..این سی تیل نقره جایزه ی شماست

00:42:06.450 --> 00:42:08.630
خواهر بوچی ممکنه لطف کنید اینو قبول کنید؟

00:42:17.730 --> 00:42:21.110
خوب پس...چون تو در این مورد صادقی

00:42:21.110 --> 00:42:24.090
و اینم حساب کنیم که تو ی بار جون من رو نجات دادی

00:42:24.090 --> 00:42:27.570
و همین طور به خاطر این سی تیل نقره که به من دادی...من الان تو رو می بخشم

00:42:27.570 --> 00:42:29.980
ممنون..خواهر کوچک تر بوچی

00:42:29.980 --> 00:42:32.110
اما تو نمی تونی در آینده اینقدر بی ادبانه با من رفتار کنی

00:42:32.110 --> 00:42:33.490
بله

00:42:35.990 --> 00:42:37.490
من خسته ام

00:43:00.260 --> 00:43:01.810
کالسکه رو نگه دار

00:43:05.680 --> 00:43:09.180


00:43:09.180 --> 00:43:11.280
بانو..چی شده؟

00:43:11.280 --> 00:43:13.740
من اینی که قبلا خریدم دوست ندارم.

00:43:13.740 --> 00:43:15.530
می خوام برش گردونم تا عوضش کنم

00:43:15.530 --> 00:43:18.350
نه..نه..وارث اشکار دستور دادن که بانو نباید در عموم دیده بشن

00:43:18.350 --> 00:43:20.240
لطفا بذارید من این رو براتون عوض کنم

00:43:20.240 --> 00:43:24.240
چی میشه اگه اونی که تو برام به جای این گرفتی رو دوست نداشته باشم؟

00:43:24.240 --> 00:43:27.380
نگران نباش..من در پایتخت شناخته شده نیستم

00:43:27.380 --> 00:43:30.740
کالسکه رو یکم اونورتر نگه دارید..این طوری زیاد تو چشم نیست

00:43:30.740 --> 00:43:33.140
وارث آشکار هم در مورد این موضوع چیزی نمی فهمه

00:43:42.210 --> 00:43:44.080
<i> بانوی من </i>
 <i> بانوی من </i>

00:43:44.080 --> 00:43:46.720
یکی پول منو دزدیده

00:43:46.720 --> 00:43:49.430
پول..پول

00:43:49.430 --> 00:43:51.000
<i> بانوی من </i>

00:43:54.500 --> 00:44:14.500
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:44:14.524 --> 00:44:42.524
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.