﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:12.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:12.800 --> 00:00:15.600
♫ <i>ماه در دستان من می خندد به آنچه هست در قلبم</i> ♫

00:00:15.600 --> 00:00:18.400
♫ <i>ابرهای روبه روی من زود به رختخواب می روند</i> ♫

00:00:18.400 --> 00:00:21.400
♫ <i>نسیم بهار نمی تواند کمر لاغر مرا خم کند</i> ♫

00:00:21.400 --> 00:00:24.600
♫ <i>من در شکوفه های بهاری هلو تندرست و پر جنب و جوش هستم</i> ♫

00:00:24.600 --> 00:00:27.600
♫ <i>جوان..نباید قلبی برای بازگشت زود داشته باشی</i> ♫

00:00:27.600 --> 00:00:30.600
♫ <i>حتی چلچله ها هم جفت جفت پرواز می کنند</i> ♫

00:00:30.600 --> 00:00:33.600
♫ <i>هلو پیش از موعد می میرد و موزهای ژاپنی هم چنان سبز هستند</i> ♫

00:00:33.600 --> 00:00:36.600
♫ <i>چه کسی اهمیت می دهد اگر باران بیایدو  باد در شب بغرد و مشت بکوبد</i> ♫

00:00:36.600 --> 00:00:39.500
♫ <i>حتی اگر یک گل با رنگ قرمز تازه شکوفا شود..هنوز باید خشک شود</i> ♫

00:00:39.500 --> 00:00:42.600
♫ <i>قلب جوان هرگز پیر نمی شود</i> ♫

00:00:42.600 --> 00:00:45.600
♫ <i>همه چه پیر چه جوان می شنوند</i> ♫

00:00:45.600 --> 00:00:48.600
♫ <i>که من به عنوان یک کودک می خواهم قایق را در آب برانم</i> ♫

00:00:48.600 --> 00:00:54.000
♫ <i>درخت بید بی اراده می رود...رفتنی تا گوشه ی آسمان</i> ♫

00:00:54.000 --> 00:00:57.600
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟</i> ♫

00:00:57.600 --> 00:01:00.600
♫ <i>که من به عنوان یک کودک می خواهم قایق را در آب برانم</i> ♫

00:01:00.600 --> 00:01:05.800
♫ <i>درخت بید بی اراده می رود...رفتنی تا گوشه ی آسمان</i> ♫

00:01:05.800 --> 00:01:09.400
♫ <i>آیا تا به حال آشفتگی در جهان مرگبار را دیده ای؟</i> ♫

00:01:09.400 --> 00:01:12.600
♫ <i>عجله کن برای حرف زدن با شکوفه های هلو</i> ♫

00:01:12.600 --> 00:01:18.400


00:01:21.600 --> 00:01:24.800
♫ <i>من در شکوفه های بهاری هلو تندرست و پر جنب و جوش هستم</i> ♫

00:01:27.600 --> 00:01:30.000
♫ <i>عجله کن برای حرف زدن با شکوفه های هلو</i> ♫

00:01:30.000 --> 00:01:34.000
<i>[ هرگز نمی ذارم بری ]</i>

00:01:34.000 --> 00:01:36.400
<i>[ قسمت 22]</i>

00:01:46.200 --> 00:01:48.600
اون پرید وسط میز

00:01:48.600 --> 00:01:50.400
اون سعی داره چی کار کنه؟

00:01:51.400 --> 00:01:53.000
...بانو

00:01:56.000 --> 00:01:59.600
نگران نباشید من از شما محافظت می کنم

00:02:05.500 --> 00:02:08.400
تو جرات کردی کسی مثله منو عصبانی کنی درحالی که من ازت خیلی قدرتمند ترم

00:02:08.400 --> 00:02:10.600
چرا نمیری از بقیه بپرسی تا بفهمی من کیم؟

00:02:10.600 --> 00:02:13.200
برادرا برای من بهش ی درس حسابی بدید

00:02:13.200 --> 00:02:15.200
<i> بزنینش </i>

00:02:45.800 --> 00:02:47.300
بزنینش

00:02:51.200 --> 00:02:53.800


00:02:53.800 --> 00:02:57.000
اینجا..اینجا..بزنینش

00:03:00.200 --> 00:03:02.600
می خوای ی مرگ رمانتیک داشته باشی آدم رذل؟

00:03:02.600 --> 00:03:04.400
حمله

00:03:07.600 --> 00:03:09.400
بزنینش

00:03:12.800 --> 00:03:15.100
شاوشا برو کمکش کن

00:03:26.800 --> 00:03:29.200
من لباس خدمتکارا رو پوشیدم و ی گوشه پنهان میشم

00:03:29.200 --> 00:03:32.000
کسی به من صدمه نمی زنه

00:03:33.000 --> 00:03:35.600
من جلوشون رو می گیرم....شما دو نفر سریع تر برید

00:03:35.600 --> 00:03:37.900
با مرگت ملاقات کن

00:03:43.400 --> 00:03:45.200
برادر بزرگ تر

00:04:15.200 --> 00:04:17.000
بزنینشون

00:04:34.200 --> 00:04:36.300
چقدر زیبا

00:04:50.700 --> 00:04:53.000


00:04:56.700 --> 00:04:59.800


00:05:01.400 --> 00:05:02.400
تو هنوزم قصد داری با ما سر ی میز بشینی؟

00:05:02.400 --> 00:05:04.000
نه دیگه...نه دیگه

00:05:04.000 --> 00:05:05.800
گمشو

00:05:09.000 --> 00:05:11.400
<i> عالی بود مبارزه عالیی بود </i>

00:05:11.400 --> 00:05:13.800
هاوها برمی گردیم

00:05:13.800 --> 00:05:15.700
بله بله

00:05:18.600 --> 00:05:20.400
بانو..بانو...بانو...لطفا ی لحظه صبر کنید

00:05:20.400 --> 00:05:22.900
بانو..لطفا ی لحظه صبر کنید..ی لحظه

00:05:23.600 --> 00:05:26.400
لرد..شما آسیب دیدید؟

00:05:26.400 --> 00:05:28.600
من نمی دونم..من ی احساس عجیبی در قلبم دارم

00:05:28.600 --> 00:05:31.700
از همون لحظه ای که شما رو دیدم

00:05:33.240 --> 00:05:35.510
من فکر می کنم شاید صدمه دیده باشم

00:05:38.600 --> 00:05:40.600
من فکر می کردم که شما ی دلاورید
ولم کن...ولم کن

00:05:40.600 --> 00:05:43.400
اما معلوم شد که شما هم قصد مزاحمت دارید

00:05:49.400 --> 00:05:50.600
بانو...بانو

00:05:50.600 --> 00:05:53.700
برادر یان..اونا دیگه رفتن

00:05:57.400 --> 00:05:59.400
اون ادما تو رستوران تو دردسر درست کردن

00:05:59.400 --> 00:06:02.400
چرا نیومدی ی نگاهی بندازی؟

00:06:02.400 --> 00:06:04.000
اسلحه آدما رو نمی شناسه

00:06:04.000 --> 00:06:08.600
من ترسیدم که نکنه صدمه ببینم

00:06:08.600 --> 00:06:10.000
خوشبختانه اونا توسط تو

00:06:10.000 --> 00:06:13.600
و دختر عموم کتک خوردن

00:06:13.600 --> 00:06:15.200
افراد

00:06:16.400 --> 00:06:17.600
برو به مامورا  گزارش بده

00:06:17.600 --> 00:06:21.300
تا همه ی این اراذل گستاخ رو دستگیر کنن و به دادگستری ببرن

00:06:21.300 --> 00:06:24.200
ی گزارش هم از خرابی های ایجاد شده اماده کن

00:06:24.200 --> 00:06:26.400
اونا باید غرامت بپردازن

00:06:26.400 --> 00:06:28.600
بله
برو

00:06:30.000 --> 00:06:31.400
برادر یوان

00:06:31.400 --> 00:06:35.800
ممنون به خاطر این عمل شجاعانت که از دختر عموی من محافظت کردی

00:06:35.800 --> 00:06:37.000
من هرگز تصورش رو هم نمی کردم که

00:06:37.000 --> 00:06:41.200
دختر عمویی که هرگز ندیدمش چنین مهارات های رزمی داشته باشه

00:06:41.200 --> 00:06:44.400
عالیجناب..میشه ی زحمتی بهتون بدم

00:06:44.400 --> 00:06:48.000
که منو به دختر عموتون معرفی کنید

00:06:48.000 --> 00:06:52.000
برادر یوان..تو به اون دختر علاقه مند شدی؟

00:06:55.800 --> 00:06:57.000
برادر یوان

00:06:57.000 --> 00:07:01.400
تو ارباب جوان عمارت شوبی در پایتختی....ارباب شوبی هم دارای جایگاه ارشد در دربار سلطنتی هستش

00:07:01.400 --> 00:07:04.400
خانواده تو خیلی برجسته هست..تو قطعا می تونی خیلی خوب به دختر عموم کمک کنی

00:07:04.400 --> 00:07:06.600
اگه تو بری و پیشنهاد ازدواج بدی

00:07:06.600 --> 00:07:10.800
من اعتقاد دارم که استا د بزرگ زو از این پیشنهاد خیلی خوشحال میشه

00:07:10.800 --> 00:07:14.000
مسائل مربوط به این قضیه و مقدمات معرفی رو به عهده من بذار

00:07:14.000 --> 00:07:17.100


00:07:26.000 --> 00:07:27.200
شاوشا

00:07:27.200 --> 00:07:31.000
اون لرد الان خیلی جذبت شده بود

00:07:31.000 --> 00:07:32.600
اون فقط ی دختر بازه

00:07:32.600 --> 00:07:36.600
اینطوری درموردش حرف نزن اون حداقل کمکمون کرد

00:07:36.600 --> 00:07:40.400
اون فقط وقتی که دست تو رو نگه داشت نتونست به خودش کمکی کنه

00:07:42.400 --> 00:07:45.200
آدمای زیادی می خوان من بمیرم

00:07:45.200 --> 00:07:46.600
بانوی من اون گوشه پنهان بشید و حرکت نکنید

00:07:46.600 --> 00:07:48.000
باشه

00:07:59.800 --> 00:08:02.600
چرا افراد زو شو خودشون رو نشون نمی دن؟

00:08:09.600 --> 00:08:11.200
من هرگز تصورش رو هم نمی کردم که شاو شا همچین مهارت رزمی بالایی داشته باشه

00:08:11.200 --> 00:08:14.000
ارباب جوان..ما باید بریم و کمکشون کنیم؟

00:08:15.000 --> 00:08:18.800
یکم صبر کن...اینطور که میبینم خدمتکارش خیلی خوب می تونه مبارزه کنه

00:08:18.800 --> 00:08:21.000
بذار ببینیم چی پیش میاد

00:08:52.400 --> 00:08:54.830
ممنون که به ما کمک کردی لیان لی کی

00:08:58.120 --> 00:09:00.400
شاوشا سریع برو دنبالش

00:09:00.400 --> 00:09:02.600
بانوی من..لیان لی کی همیشه دوست داره تنها باشه

00:09:02.600 --> 00:09:04.600
اینجا خیلی خطرناکه...بهتره اول برگردیم خونه بعد درموردش حرف میزنیم

00:09:04.600 --> 00:09:06.900
من می خوام ببینمش
بانوی من

00:09:08.500 --> 00:09:10.800
<i> اون اینجاست اون تو شهر سو زو هستش </i>

00:09:10.800 --> 00:09:13.400
<i> به طور غیر منتظره ای اون اینجاست  </i>

00:09:13.400 --> 00:09:17.000
<i>اون دوباره منو نجات داد..یعنی اون منو دیده؟</i>

00:09:17.000 --> 00:09:19.800
<i> یعنی اون میدونه کسی که نجات داده من بودم؟ </i>

00:09:19.800 --> 00:09:22.600
<i>یعنی ممکنه که منو نشناخته باشه؟ </i>

00:09:22.600 --> 00:09:25.800
<i>اگه منو شناخته بود پس چرا رفت؟</i>

00:09:25.800 --> 00:09:28.200
بانو..خوبید؟

00:09:31.170 --> 00:09:33.610
<i>اون بازم رفت</i>

00:09:34.600 --> 00:09:39.000
<i> درسته..من هرگز نباید دوباره اون رو ملاقات کنم</i>

00:09:39.000 --> 00:09:42.400
<i>اگه من اون رو ملاقات کنم و اون بفهمه که من عضوی از خانواده زو هستم</i>

00:09:42.400 --> 00:09:47.000
<i>اگه به پرنس هفتم خبر بده عمارت زو به خطر می افته؟ </i>

00:09:47.770 --> 00:09:51.870
بانوی من ..من ی راهی پیدا می کنم تا لیان لی کی رو برای ملاقات با شما بیارم

00:09:53.200 --> 00:09:55.000
نیاز نیست

00:09:55.000 --> 00:09:58.800
دنبالش نگرد وگرنه من می ترسم که این حقیقت که من در عمارت زو هستم

00:09:58.800 --> 00:10:00.600
افشا بشه

00:10:00.600 --> 00:10:05.000
برگردیم من بعد از این همه عذابی که امروز کشیدم خسته ام

00:10:09.980 --> 00:10:12.000
مباشر شو برای چی زودتر نیومدید؟

00:10:12.000 --> 00:10:16.000
به نظر میرسه بانو حالشون خوب نیست..بیاید اول به عمارت بریم ..بعدا هم می تونیم صحبت کنیم

00:10:16.000 --> 00:10:17.800
بانو سان از خودشون شجاعانه به عنوان طعمه استفاده کردن

00:10:17.800 --> 00:10:21.200
استاد بزرگ فکر کردن این چیز بدی نیست که ایشون پیشاپیش

00:10:21.200 --> 00:10:23.500
خطرهایی که ممکنه در آینده باهاش مواجهه بشن رو تجربه کنن

00:10:24.200 --> 00:10:27.000
بانو هنوز جوان هستن..استاد خیلی احساسی عمل کردن

00:10:27.000 --> 00:10:28.600
انتظار استاد بزرگ از بانو خیلی زیاده

00:10:28.600 --> 00:10:31.600
استاد بزرگ الان خیلی پیر هستن و بانو تنها خویشاوند خونی ایشون هستن

00:10:31.600 --> 00:10:35.200
من نمی تونم برای نگرانی هایی که استاد بزرگ دارن کمکی کنم....من ی روز دیگه در این زمینه با استاد بزرگ صحبت می کنم

00:10:35.200 --> 00:10:36.380
اما شاو شا

00:10:36.380 --> 00:10:39.000
اگه استاد بزرگ نبود هر دوی ما هم امروز زنده نبودیم

00:10:39.000 --> 00:10:42.000
برای همین مهم نیست چه اتفاقی بیفته تو باید از امنیت بانو مطمئن باشی

00:10:42.000 --> 00:10:44.000
من افرادی رو می فرستم تا از نزدیک مراقب شما باشن

00:10:49.500 --> 00:10:52.800
یوان چانگ ..داری به چی فکر می کنی؟

00:10:52.800 --> 00:10:54.900
تو هنوز هم داری به اون دختر فکر می کنی؟

00:10:55.800 --> 00:10:57.200
جانگ شین

00:10:57.200 --> 00:11:00.800
وارث آشکار جینگ به من گفت که منو برای دیدن بانو سان به عمارت زو می بره

00:11:00.800 --> 00:11:03.400
تو فکر می کنی من چقدر شانس برای مطرح کردن پیشنهادم دارم؟

00:11:03.400 --> 00:11:07.000
من دیدم که اون دختر مهارت خوبی در جنگیدن داشت

00:11:07.000 --> 00:11:10.300
یان چانگ تو چشمای خوبی داری

00:11:10.300 --> 00:11:13.000
چطور تونستی ی دختر گرگ  خو رو به این سرعت پیدا کنی

00:11:13.000 --> 00:11:14.700
این خیلی هیجان انگیزه

00:11:15.700 --> 00:11:19.000
هر بار که فکر می کنم اون ی کوزه 5 کیلویی از شراب رو بلند کرد

00:11:19.000 --> 00:11:22.600
و به طرف اون آدم احمق پرت کرد احساس خوبی بهم دست میده

00:11:22.600 --> 00:11:24.600
اون خیلی زیبا بود

00:11:24.600 --> 00:11:28.800
وقتی باهاش ازدواج کردی چطور می خوای مدیریتش کنی؟

00:11:28.800 --> 00:11:32.500
چی رو مدیریت کنم؟من فقط می خوام اون منو مدیریت کنه

00:11:34.800 --> 00:11:38.000
صبر کن..حالا که بهش فکر می کنم

00:11:38.000 --> 00:11:42.200
اون آدم هایی که به رستوران اومده بودن و مزاحمت ایجاد می کردن حتما هدفی داشتن

00:11:42.200 --> 00:11:46.400
بهش فکر کن..بانو سان بعد از این همه سال در عمارت زو سروکلش پیدا شده

00:11:46.400 --> 00:11:48.000
حالا نه تنها افراد داخلی عمارت زو

00:11:48.000 --> 00:11:52.100
بلکه رقیب های اونا از عمارت زو و این دختر متنفرن

00:11:53.300 --> 00:11:56.000
من همش از خودم می پرسم بعد از اینکه اون رفت حالش خوبه یا نه

00:11:56.000 --> 00:11:57.400
من باید دنبالشون میرفتم

00:11:57.400 --> 00:12:01.400
نگران نباش بانو زو حالش خوبه

00:12:01.400 --> 00:12:04.400
فقط دختر جوانی که کنارش بود توسط  یکی از اون مردا  مورد حمله قرار گرفت

00:12:04.400 --> 00:12:07.600
وقتی من این صحنه رو دیدم ی تیر به طرف اون مرد پرتاب کردم و اون دختر رو نجات دادم

00:12:08.400 --> 00:12:11.400
بانو زو حتی با خودش محافظ هم نیاورده بود

00:12:11.400 --> 00:12:14.600
فقط به این خاطر که اون میدونه چطور مبارزه کنه

00:12:15.980 --> 00:12:17.980
اگه اینقدر بهش اهمیت میدی

00:12:18.000 --> 00:12:20.300
چرا نمیری تا یکی از محافظاش بشی؟

00:12:21.640 --> 00:12:23.990
این عالیه

00:12:24.900 --> 00:12:27.200
من از این سفر چیزی نصیبم نشد

00:12:27.200 --> 00:12:31.600
اما تو با نگاه اول عاشق بانو سان شدی

00:12:31.600 --> 00:12:36.000
فراموشش کن..تو می تونی درزو شو بمونی و به عشقت ادامه بدی

00:12:36.000 --> 00:12:38.800
و همین طور در مدتی که اینجایی دنبال اون دکتر بگردی

00:12:38.800 --> 00:12:41.000
تو داری برمی گردی؟

00:12:42.800 --> 00:12:47.000
من برای بیست روزه که اینجام..من یکم در مورد وضعیت پدرم نگرانم

00:12:47.000 --> 00:12:50.800
من فردا صبح زود به پایتخت برمی گردم

00:12:50.800 --> 00:12:53.800
ایده خوبیه..تو برو من می مونم

00:12:53.800 --> 00:12:57.500
شاید تونستم تو چند روز آینده دکتر رو پیدا کنم

00:12:57.500 --> 00:12:59.000


00:13:13.600 --> 00:13:16.400
<i>عمارت زو</i>

00:13:36.200 --> 00:13:38.800
این روزا هوا خیلی گرم شده

00:13:38.800 --> 00:13:40.500
حشرات همه جا هستن

00:13:40.500 --> 00:13:43.000
جیرجیرک ها هم هر شب کلی سروصدا می کنن

00:13:43.000 --> 00:13:44.600
خیلی ازار دهنده است

00:13:44.600 --> 00:13:46.700
ناراحت نباشید استاد

00:13:46.700 --> 00:13:51.200
من به خدمتکارا دستور میدم که تمام حشرات رو از بین ببرن

00:13:51.200 --> 00:13:54.600
استاد... یخ هم براتون به زودی میرسه

00:13:54.600 --> 00:13:56.600
اونا حدود دو روز دیگه به اینجا میرسن

00:13:56.600 --> 00:13:58.000
راستی

00:13:58.000 --> 00:13:59.860
حشره های اتاق بوچی

00:13:59.860 --> 00:14:02.000
و اون عوضی های توی رستوران

00:14:02.000 --> 00:14:03.800
و قورباغه های برکه

00:14:03.800 --> 00:14:06.000
باید از بین برن

00:14:06.000 --> 00:14:07.000
استاد

00:14:07.000 --> 00:14:11.100
من چند تا از اون مهاجما رو گرفتم و دیشب بازجویی شون کردم

00:14:11.100 --> 00:14:14.000
یکیشون که دیگه نمی تونست بازجویی رو تحمل کنه

00:14:14.000 --> 00:14:16.700
اعتراف کرد که توسط عمه اول فرستاده شده

00:14:17.600 --> 00:14:20.800
همین طور من همین الان از دادگاه سو زو برمی گردم

00:14:20.800 --> 00:14:24.400
اون وو که برای بانو دردسر درست کرده بود از یکی پول گرفته بود

00:14:24.400 --> 00:14:27.800
برای همین من نتونستم ازش چیزی در بیارم

00:14:27.800 --> 00:14:30.600
اما من اطلاعاتی

00:14:30.600 --> 00:14:32.800
در مورد پیشینه اون به دست آوردم

00:14:32.800 --> 00:14:36.000
که این مدارک نشون میده اون به عمه چهارم نزدیک بوده

00:14:36.800 --> 00:14:40.600
نگاه کن..نگاه کن...ببین خانواده زو داره به کجا میره؟

00:14:40.600 --> 00:14:44.400
ما مثل گلابی پوسیده ای شدیم که مدام توسط حشرات نیش زده میشه

00:14:44.400 --> 00:14:47.400
اون حشرات هم بیرون هم داخل هستن

00:14:47.400 --> 00:14:49.400
من در مورد تو صحبت نمی کنم

00:14:49.400 --> 00:14:51.000
استاد

00:14:51.800 --> 00:14:56.000
بانو سان دفعه قبل به بیش از ده مغازه سر زدن

00:14:56.000 --> 00:14:58.200
اونا همشون مربوط به تجارت عمارت زو

00:14:58.200 --> 00:15:02.200
در زمینه چای و ابریشم و غلات بودن

00:15:02.200 --> 00:15:03.800
بانو سان خیلی باهوش هستن

00:15:03.800 --> 00:15:06.200
ایشون از شاوشا خواستن که تظاهر کنه بانوی عمارت زو هست

00:15:06.200 --> 00:15:10.000
و اینطوری اطلاعات زیادی در مورد مدیران مغازه ها به دست آوردن

00:15:10.000 --> 00:15:12.400
و همین طور در مورد عمه هاشون

00:15:12.400 --> 00:15:17.200
که با مدیران اون مغازه ها در ارتباط اند

00:15:17.200 --> 00:15:20.800
اونا فکر می کنن که من ی احمق پیرم

00:15:20.800 --> 00:15:23.100
اونا فکر می کنن من از کارایی که پشت سرم می کنن

00:15:23.100 --> 00:15:25.200
خبر ندارم

00:15:25.200 --> 00:15:27.200
تا زمانی که اونا از خط خارج نشن

00:15:27.200 --> 00:15:30.000
من باهاشون کاری ندارم

00:15:30.000 --> 00:15:31.800
اما اونا الان بارها و بارها از خطشون خارج شدن

00:15:31.800 --> 00:15:35.000
اونا الان دنبال قلدری کردن برای نوه ی من هستن

00:15:35.000 --> 00:15:37.200
عصبانی نشید استاد

00:15:41.000 --> 00:15:42.900
طبق چیزی که من می دونم

00:15:42.900 --> 00:15:46.000
به جز دشمنایی که در بیرون هستن

00:15:46.000 --> 00:15:49.800
ی سری موش هم داخل

00:15:49.800 --> 00:15:52.600
عمارت زو وجود داره

00:15:52.600 --> 00:15:54.600
وقتی بانو سان بیرون رفتن

00:15:54.600 --> 00:15:59.400
سه تا از خدمتکارای باغ ایشون هم برای بیرون رفتن بهانه آوردن

00:15:59.400 --> 00:16:04.800
من حدس میزنم اونا با اون مهاجما در ارتباط اند

00:16:04.800 --> 00:16:08.600
سه تا؟از چهارتا؟

00:16:09.400 --> 00:16:10.800
استاد

00:16:10.800 --> 00:16:15.400
این ی فهرست از مدیران و مغازه هایی هست که بانو از اونا بازدید کرده

00:16:15.400 --> 00:16:17.000
بفرمایید

00:16:17.000 --> 00:16:19.200
من نمی خوام این رو بخونم..منو ناراحت می کنه

00:16:19.200 --> 00:16:21.200
الان بانو سان همه چیز رو اداره می کنه

00:16:21.200 --> 00:16:23.400
فقط برو اینو بهش نشون بده

00:16:23.400 --> 00:16:27.600
الان وقتشه که عمارت زو  پاکسازی بشه

00:16:27.600 --> 00:16:28.900
بله

00:16:44.800 --> 00:16:46.200
بانو

00:16:46.200 --> 00:16:48.800
من اشتباه کردم بانو

00:16:51.510 --> 00:16:55.080
لطفا ما رو ببخشید بانو

00:17:01.000 --> 00:17:02.800
برای چی داری گریه می کنی؟

00:17:02.800 --> 00:17:05.600
من نه زدمت نه سرزنشت کردم

00:17:05.600 --> 00:17:08.600
اگه بزنمت اونوقت احساس بهتری داری؟

00:17:08.600 --> 00:17:10.000
من نمی خوام اینکار رو بکنم

00:17:10.000 --> 00:17:13.600
من دوست ندارم خدمتکارا رو هدف قرار بدم

00:17:13.600 --> 00:17:16.700
بفروشمشون یا به حدمرگ بزنمشون

00:17:16.700 --> 00:17:20.400
زندگی کردن آسون نیست

00:17:20.400 --> 00:17:24.400
لطفا منو ببخشید بانو..من دیگه اینکار رو تکرار نمی کنم

00:17:25.800 --> 00:17:28.200
تو الان ترسیدی؟

00:17:28.200 --> 00:17:30.800
چرا وقتی من داشتم میرفتم بیرون نترسیدی

00:17:30.800 --> 00:17:33.100
و نامه به بیرون از عمارت فرستادی؟

00:17:37.400 --> 00:17:39.020
اگه من تو رو تنبیه نکنم

00:17:39.020 --> 00:17:41.400
راضی نمیشم

00:17:41.400 --> 00:17:43.800
اما اگه هم ولت کنم بری

00:17:43.800 --> 00:17:46.500
تو هم قطعا راحت نمیشی

00:17:53.180 --> 00:17:57.270
این چطوره

00:17:58.450 --> 00:18:02.110
من تو رو مجبور می کنم که  گل آفتابگردون رو رو سقف اتاقم بکاری

00:18:03.200 --> 00:18:05.400
اون چی گفت؟

00:18:05.400 --> 00:18:07.600
کاشتن گل آفتابگردون

00:18:07.600 --> 00:18:08.800
کاشتن چی؟

00:18:08.800 --> 00:18:10.800
آفتابگردون

00:18:10.800 --> 00:18:13.000
من امروز حالم خیلی خوبه

00:18:13.000 --> 00:18:16.250
تو بهتره آرزو کنی که من هر روز حالم خوب باشه

00:18:17.000 --> 00:18:19.400
از حالا به بعد بدون اجازه من

00:18:19.400 --> 00:18:22.000
هیچ کس این حیاط رو ترک نمی کنه

00:18:22.800 --> 00:18:25.200
اگه من بفهمم که یکی از شما دزدکی بیرون رفته

00:18:25.200 --> 00:18:27.700
پاهاشو میشکونم

00:18:27.700 --> 00:18:30.200
لطفا ما رو ببخشید

00:18:32.600 --> 00:18:35.400
اگه روی ی قطعه کاغذ نوشته بشه

00:18:35.400 --> 00:18:40.100
یا نقاشی بشه دیگه تمیز نیست

00:18:40.100 --> 00:18:43.900
درست مثله مردم

00:18:43.900 --> 00:18:48.600
تو امروز اشتباهی کردی که جبران نمیشه

00:18:48.600 --> 00:18:51.200
اما بانو به تو ی شانس دیگه داد

00:18:51.200 --> 00:18:53.600
تا تو اشتباهت رو جبران کنی

00:18:53.600 --> 00:18:56.500
برو در موردش به طور جدی فکر کن

00:18:57.500 --> 00:19:02.000
اگه از شما کسی سرکشی کنه و رام نشه

00:19:02.000 --> 00:19:05.200
دفعه بعد بانو رو فراموش کنید

00:19:05.200 --> 00:19:08.800
من بهش اجازه نمیدم قسر در بره

00:19:08.800 --> 00:19:10.000
فهمیدید؟

00:19:10.000 --> 00:19:11.200
بله

00:19:11.200 --> 00:19:13.000
الان بلند شید

00:19:26.400 --> 00:19:28.200
لطفا برو بهشون خبر بده که

00:19:28.200 --> 00:19:31.200
وارث آشکار جینگ اینجاست تا بانو زو رو ملاقات کنه

00:19:50.600 --> 00:19:52.000
استاد

00:19:52.000 --> 00:19:56.200
وارث آشکار جینگ با خودش لرد جوان عمارت فرمانده قصر رو آورده اینجا

00:19:56.200 --> 00:19:58.400
تا بانو رو ملاقات کنند

00:19:58.400 --> 00:20:01.600
اون بچه اینجا چی کار می کنه؟

00:20:01.600 --> 00:20:04.400
تازه یکی رو هم با خودش از پایتخت اورده؟

00:20:04.400 --> 00:20:06.000
استاد ی موضوعی هست

00:20:06.000 --> 00:20:10.400
جایی که شاوشا دیروز در اونجا دعوا کرده رستوران وارث آشکار جینگ بوده

00:20:10.400 --> 00:20:14.800
و لرد جوان از عمارت فرمانده قصر در پایتخت به شاوشا کمک کرده

00:20:14.800 --> 00:20:20.000
برای همین اونا الان اینجان چون در مورد امنیت بانو نگران هستن

00:20:20.000 --> 00:20:23.400
اینا احساسات الکیه

00:20:28.000 --> 00:20:32.800
رفتار بوچی با اون خدمتکارا چطوری پیش رفت؟

00:20:32.800 --> 00:20:34.000
بانو سان

00:20:34.000 --> 00:20:37.800
هنوز خیلی دل رحم هستن

00:20:37.800 --> 00:20:41.800
اما راهی که ایشون اونا رو مجبور کردن تا به اشتباهشون اعتراف کنن عالی بود

00:20:41.800 --> 00:20:43.600
ایشون خدمتکارا رو خبر کردن

00:20:43.600 --> 00:20:48.000
و بدون اینکه به اونا چیزی بگن فقط بهشون نگاه کردن

00:20:48.000 --> 00:20:50.800
و اون خدمتکارا نتونستن تحمل کنن

00:20:50.800 --> 00:20:54.600
و شروع کردن به التماس کردن و طلب بخشش کردن چون خیلی ترسیده بودن

00:20:55.700 --> 00:20:59.800
بوچی به تجربه های بیش تری نیاز داره

00:20:59.800 --> 00:21:01.200
برو ازش بپرس

00:21:01.200 --> 00:21:04.200
چطور می خواد دربرابر درخواست

00:21:04.200 --> 00:21:06.900
ملاقات با وارث آشکار جینگ مقابله کنه

00:21:13.600 --> 00:21:18.200
من باید چی کار کنم زو شو؟

00:21:19.500 --> 00:21:21.600
مگه این اسون نیست بانو؟

00:21:21.600 --> 00:21:25.200
فقط هر کاری دوست دارید انجام بدید

00:21:28.400 --> 00:21:30.800
من ی شرایط غیر منتظره رو پشت سر گذاشتم

00:21:30.800 --> 00:21:33.200
و دیشب هم خیلی ترسیده بودم

00:21:33.200 --> 00:21:35.200
برای همین مریض شدم

00:21:35.200 --> 00:21:39.500
از اونجایی که من مریضم نمی تونم بیرون بیام و به ملاقات کننده ها خوشامد بگم

00:21:40.500 --> 00:21:42.800
از طرف من ازشون عذرخواهی کن

00:21:42.800 --> 00:21:46.400
و با پسر عمه ی نهمم به خوبی برخورد کنید

00:21:46.400 --> 00:21:51.800
از اونجایی که بانو مریض هستن و نمی تونن با مهمانان ملاقات کنن

00:21:51.800 --> 00:21:54.600
برای همین من به این موضوع رسیدگی می کنم

00:21:54.600 --> 00:21:58.600
من میرم و بهشون میگم که بانو نمی تونن با مهمان ها ملاقات کنن

00:21:58.600 --> 00:22:00.800
ممنون مدیر شو

00:22:00.800 --> 00:22:02.600
بعدا میبینمتون

00:22:16.120 --> 00:22:21.010
متاسفم که برای مدت طولانی منتظر شدید

00:22:21.010 --> 00:22:22.870
مهم نیست مدیر شو

00:22:22.870 --> 00:22:26.020
عذر می خوام که افراد من نتونستن به خوبی از بانو دیروز مراقبت کنن

00:22:26.020 --> 00:22:29.250
و بانو سان در رستوران خودشون مورد مزاحمت قرار گرفتن

00:22:29.250 --> 00:22:31.390
برای همین پدر من مخصوصا از من خواستن

00:22:31.390 --> 00:22:33.530
که امروز برای عذرخواهی بیام

00:22:33.530 --> 00:22:35.910
اینطوری نگید وارث آشکار

00:22:35.910 --> 00:22:39.410
رستوران شما هم در حادثه دیروز

00:22:39.410 --> 00:22:41.530
ی قربانی بوده

00:22:41.530 --> 00:22:47.020
اگر به خاطر لرد یوان نبود بانوی ما دیروز سالم برنمی گشتن

00:22:47.020 --> 00:22:53.040
برای همین عمارت زو باید از شما دو نفر تشکر کنه

00:22:53.710 --> 00:22:55.390
مدیر شو

00:22:55.390 --> 00:22:58.280
هر دوی ما در مورد امنیت بانو سان نگرانیم

00:22:58.280 --> 00:23:01.870
برای همین به اینجا اومدیم تا ایشون رو ملاقات کنیم..ایشون کجا هستن؟

00:23:01.870 --> 00:23:04.750
چرا اینجا نیستن؟

00:23:04.750 --> 00:23:06.420
من متاسفم

00:23:06.420 --> 00:23:09.220
بانوی ما دچار شوک شدن

00:23:09.220 --> 00:23:12.660
برای همین الان در حال استراحت هستن و نمی تونن از مهمان ها پذیرایی کنن

00:23:12.660 --> 00:23:15.880
چطوره برای چند روز منتظر بمونید؟

00:23:15.880 --> 00:23:18.380
عمارت ما برنامه داره ی مهمانی برپا کنه

00:23:18.380 --> 00:23:21.650
و بازگشت بانو به خانواده رو در روز تولدشون جشن بگیره

00:23:21.650 --> 00:23:27.380
چطوره شما هم در روز تولد ایشون برای ملاقاتشون بیاین؟

00:23:29.010 --> 00:23:30.910
خب الان بانو سان دارن چیکار می کنن؟

00:23:30.910 --> 00:23:35.920
من شنیدم که ی گروه در خیابان لیو یان به ایشون حمله کردن

00:23:35.920 --> 00:23:37.430
ایشون که صدمه ندیدن؟

00:23:37.430 --> 00:23:39.150
نگران نباشید لرد جوان؟

00:23:39.150 --> 00:23:42.370
بانو سان فقط دچار شک شدن ولی حالشون خوبه

00:23:42.370 --> 00:23:48.320
دکتر هم ایشون رو معاینه کرده..بعد از چند روز استراحت حالشون خوب میشه

00:23:48.320 --> 00:23:49.940
مدیر شو

00:23:51.090 --> 00:23:54.110
از اونجایی که بانو حالشون برای ملاقات با مهمان ها مناسب نیست

00:23:54.110 --> 00:23:56.390
پس استاد چرا نیومدن؟

00:23:56.390 --> 00:24:01.430
حتی بهش اشاره هم نکنید استاد ما شنیدن که بانو سان وقتی بیرون بودن مورد حمله قرار گرفتن

00:24:01.430 --> 00:24:03.860
برای همین خیلی عصبانی شدن که بانو بیش تر مراقب خودشون نبودن

00:24:03.860 --> 00:24:07.850
ایشون همین طور بابت اینکه خیلی از افراد در سوزو  می خوان جان بانو سان رو بگیرن عصبانی شدن

00:24:07.850 --> 00:24:11.870
برای همین ایشون هم به خاطر این شوک مریض شدن

00:24:13.090 --> 00:24:15.520
چه تصادفی که هر دوی اونا با هم مریض شدن

00:24:15.520 --> 00:24:17.310
منم همین رو میگم

00:24:17.310 --> 00:24:20.640
هر دو نفری که عمارت زو رو مدیریت می کردن مریض شدن

00:24:20.640 --> 00:24:24.170
ما الان دچار ی آشفتگی و هرج و مرج شدیم

00:24:30.920 --> 00:24:32.910
اگه اینطوریه

00:24:33.520 --> 00:24:35.980
ما دیگه مرخص میشیم

00:24:35.980 --> 00:24:39.420
لطفا مراقب خودتون باشید ببخشید که تا بیرون همراهیتون نمی کنم

00:24:51.500 --> 00:24:53.420
چقدر ناسپاس

00:24:53.420 --> 00:24:54.790
چی؟
با جایگاهی که من دارم

00:24:54.790 --> 00:24:58.060
مهم نیست عمارت زو چقدر ثروت داره اونا باید بیرون می اومدن و به من خوشامد می گفتن

00:24:58.060 --> 00:25:00.590
من هرگز انتظارشو نداشتم که ی ناظر برای خوشامد گویی بیاد

00:25:00.590 --> 00:25:02.990
درحالی که ما هدایایی هم برای ملاقات با بانو زو آورده بودیم

00:25:05.000 --> 00:25:09.260
من فکر می کنم اون دیروز دچار شک شده

00:25:09.260 --> 00:25:11.120
شوک؟

00:25:11.120 --> 00:25:13.460
اون ی کوزه شراب رو رو سر وو خرد کرد

00:25:13.460 --> 00:25:15.690
به نظرت اون به این راحتیا دچار شک میشه؟

00:25:15.690 --> 00:25:17.930
این فقط ی بهانه بود

00:25:17.930 --> 00:25:21.020
عمارت زو قطعا

00:25:21.020 --> 00:25:23.190
نمی خوان افراد زیادی چهره اون دختر رو قبل از مراسم ببینن

00:25:23.190 --> 00:25:25.740
برای همین اونا سعی در متوقف کردن ما برای دیدن اون داشتن

00:25:25.740 --> 00:25:31.010
پس الان چی کار کنیم؟اگه ما نتونیم از راه معمول اون رو ملاقات کنیم ی راه دیگه ای وجود نداره؟

00:25:32.440 --> 00:25:35.200
راه دیگه ای نیست

00:25:35.200 --> 00:25:37.370
عمارت زو اون دختر رو برای سالای زیادی مخفی کرده بود

00:25:37.370 --> 00:25:38.910
اونا ازش خیلی خوب مراقبت کردن

00:25:38.910 --> 00:25:40.260
بهم نگو که

00:25:40.260 --> 00:25:42.470
قصد داری از دیوار بالا بری

00:25:46.150 --> 00:25:49.920
بریم..بریم...بریم

00:25:51.350 --> 00:25:56.320
من فکر می کنم بالا رفتن از دیوار ایده خوبیه...چطوره امشب با من بیای تا این کار رو انجام بدیم؟

00:25:56.320 --> 00:25:59.430
هی هی هی..کار احمقانه ای نکن

00:25:59.430 --> 00:26:02.080
عمارت زو جنگجو ها و نگهبانای خیلی خوبی استخدام کرده

00:26:02.080 --> 00:26:03.530
مخصوصا خدمتکارا

00:26:03.530 --> 00:26:05.500
اونا مبارزای عالی هستن

00:26:05.500 --> 00:26:08.990
اگه اتفاقی برای تو بیفته من چطور باید برای فرمانده ارشد توضیح بدم؟

00:26:08.990 --> 00:26:11.250
نگران نباش نگران نباش..اتفاقی نمی افته

00:26:11.250 --> 00:26:12.830
تازه

00:26:12.830 --> 00:26:16.230
من تو فرار کردن مهارت خوبی دارم

00:26:16.870 --> 00:26:18.250
در این مورد عجله نکن

00:26:18.250 --> 00:26:20.300
بذار به ی راه دیگه فکر کنم

00:26:21.540 --> 00:26:24.420
آهان

00:26:24.420 --> 00:26:27.330
این برای مردا مناسب نیست که به ملاقات خانوما برن

00:26:27.330 --> 00:26:30.570
اگه استاد اجازه نده ما کاری نمی تونیم بکنیم..درسته؟

00:26:30.570 --> 00:26:35.640
اما اگه ی زن برای ملاقات با بانو بیاد اونوقت استاد نمی تونه کاری انجام بده..درسته؟

00:26:37.100 --> 00:26:41.030
نگو که قراره مثله زنای خدمتکار لباس بپوشیم تا بتونیم بریم داخل؟

00:26:41.030 --> 00:26:44.470
تازه ی خدمتکار زن به قدبلندی من مگه وجود داره؟

00:26:45.550 --> 00:26:48.400
من که نمی گم مثله زنای خدمتکار لباس بپوشیم

00:26:48.400 --> 00:26:52.300
مگه اون به خاطر اتفاقی که در رستوران ما افتاد دچار شوک نشد و حتی نتونست اونجا غذا بخوره؟

00:26:52.300 --> 00:26:54.920
من برمی گردم و از مادرم می خوام

00:26:54.920 --> 00:26:57.050
به عنوان عمه نهم اون به ملاقاتش بیاد

00:26:57.050 --> 00:27:00.400
ما کل رستوران رو خالی می کنیم و از بانو دعوت می کنیم که به اونجا بیاد

00:27:00.400 --> 00:27:04.170
اینطوری تو هم می تونی اونو ببینی..درسته؟

00:27:04.920 --> 00:27:06.430
باشه..این فکر خوبیه

00:27:06.430 --> 00:27:08.730
ممنون وارث آشکار که می خواید مسبب این اتفاق بشید

00:27:08.730 --> 00:27:12.640
خواهش می کنم..بریم..بانوی جوان

00:27:12.640 --> 00:27:17.990
بانو..بانو..بانو...من تونستم جلوی لرد جوان و وارث آشکار رو برای الان بگیرم

00:27:17.990 --> 00:27:19.520
چون اونا مرد بودن..درسته؟

00:27:19.520 --> 00:27:21.920
اما من نمی تونم جلوی عمه هاتون رو بگیرم

00:27:21.920 --> 00:27:25.080
اول از همه چون اونا خانوم اند دوما اگرچه اونا با بیرون از عمارت ازدواج کردن

00:27:25.080 --> 00:27:27.560
اونا با نیم دارایی که دارن با عمارت زو در تجارت همکاری می کنن

00:27:27.560 --> 00:27:29.790
طوری که حتی استاد زو هم باید با اونا با احترام برخورد کنه

00:27:29.790 --> 00:27:32.910
ما نمی تونیم اونا رو ناراحت کنیم

00:27:32.910 --> 00:27:35.460
یعنی اونا اینقدر مشتاقن که صورت منو ببینن؟

00:27:35.460 --> 00:27:39.190
مردم واقعا احمقن..هرچی بیش تر از دیدنشون ممانعت کنی اونا بیش تر می خوان که تو رو ببینن

00:27:39.190 --> 00:27:42.650
چطوره به من اجازه بدید که تظاهر کنم بانو سان هستم؟

00:27:42.650 --> 00:27:44.060
ایرادی نداره

00:27:44.060 --> 00:27:46.080
من به همه گفتم که مریضم

00:27:46.080 --> 00:27:47.450
من الان دچار شوک شدم

00:27:47.450 --> 00:27:48.980
بذار اونا

00:27:48.980 --> 00:27:52.010
بانو سان مریض از عمارت زو رو ببینن

00:27:54.870 --> 00:27:57.090
خواهر نهم

00:27:57.090 --> 00:28:01.420
بانو حق با شما بود عمه هفتم و عمه هشتم هم اینجان

00:28:02.320 --> 00:28:04.320
چه تصادفی

00:28:04.320 --> 00:28:06.990
من اومدم اینجا که بانو سان عمارت زو رو ببینم

00:28:06.990 --> 00:28:09.160
من فکر نمی کردم که به شما ها برخورد کنم

00:28:09.160 --> 00:28:12.510
زمان زیادیه که همو ندیدیم..این روزا چی کار می کنید؟

00:28:12.510 --> 00:28:15.410
من خوبم
خواهر نهم بذار ببینمت

00:28:15.410 --> 00:28:18.930
از زمانی که وارد عمارت پرنس جین شدی

00:28:18.930 --> 00:28:21.770
همش مشغول اداره امور عمارت بودی

00:28:21.770 --> 00:28:27.300
من تو رو برای ی سال کامل ندیدم..که این منو ناراحت می کنه

00:28:27.300 --> 00:28:31.670
ناراحت نباش خواهر..من حالم کاملا خوبه..تازه ما الان همو دیدیم..درسته؟

00:28:31.670 --> 00:28:36.020
من به خاطر کارای عمارت پرنس جین به تو بی توجه بودم

00:28:36.020 --> 00:28:38.500
از حالا به بعد ما باید همو بیش تر ملاقات کنیم

00:28:38.500 --> 00:28:39.760
مثله وقتی که بچه بودیم

00:28:39.760 --> 00:28:41.090
ما خواهرا

00:28:41.090 --> 00:28:42.360
همیشه کنار هم در عمارت بودیم

00:28:42.360 --> 00:28:46.260
خوب به نظر میرسه..خواهر نهم از وقتی که جوان بود در حرف زدن خیلی خوب بودن

00:28:46.260 --> 00:28:50.030
فقط با حرفایی که شما زدید من تقریبا می خوام گریه کنم

00:28:51.460 --> 00:28:55.070
صحبت از کودکیمون شد...خواهر نهم اون موقع نیا هوا خیلی نزدیک بود

00:28:55.070 --> 00:28:57.320
اما جین هوا سال ها پیش گم شد

00:28:57.320 --> 00:29:00.000
و یکدفعه بانو سان پیدا شده

00:29:00.000 --> 00:29:02.380
این واقعا عجیبه

00:29:02.380 --> 00:29:05.690
من امیدوارم برادر بزرگمون گول نخورده باشه

00:29:07.000 --> 00:29:08.660
ماهمون دفعه اول که اون رو ببینیم

00:29:08.660 --> 00:29:10.700
می فهمیم که شبیه جیا هوا هست یا نه

00:29:17.390 --> 00:29:20.820
بانو

00:29:20.820 --> 00:29:23.270


00:29:23.270 --> 00:29:24.790
چقدر سرده

00:29:24.790 --> 00:29:28.550
نگید که شما واقعا قصد دارید خودتون رو مریض کنید

00:29:28.550 --> 00:29:29.960
چی کار می تونم بکنم؟

00:29:29.960 --> 00:29:32.100
اگه بخوام تظاهر کنم باید کاری کنم که واقعی به نظر برسه

00:29:33.290 --> 00:29:35.990
آتیش رو روشن کن

00:29:35.990 --> 00:29:37.820
درها بستن؟

00:29:39.330 --> 00:29:41.690
من تصور نمی کنم با همچین اتاق گرمی

00:29:41.690 --> 00:29:44.820
این عمه ها بخوان زیاد بمونن

00:29:46.730 --> 00:29:48.590
عمه هاتون اینجان

00:29:59.960 --> 00:30:02.060
جو جو

00:30:03.660 --> 00:30:05.720
جو جو

00:30:07.300 --> 00:30:09.820
تو جو جو هستی...درسته؟

00:30:10.760 --> 00:30:12.590
من عمه نهمت هستم

00:30:12.590 --> 00:30:17.070
این عمه اول و عمه هفتم تو هست

00:30:20.570 --> 00:30:21.970
جو جو

00:30:21.970 --> 00:30:25.210
به عمه ها خوشامد میگه

00:30:25.210 --> 00:30:28.760
تو خیلی شایسته ای

00:30:29.830 --> 00:30:32.430
چرا دستات اینقدر سرده؟

00:30:32.430 --> 00:30:34.930
دکتر اون رو دیده؟

00:30:36.530 --> 00:30:40.490
بله

00:30:40.490 --> 00:30:43.040
دکتر گفته که من نمی تونم بیرون برم

00:30:43.040 --> 00:30:46.060
بنابراین ما تمام درها رو بستیم

00:30:46.060 --> 00:30:47.360
و اینجا آتیش درست کردیم

00:30:47.360 --> 00:30:49.100
من بعد از کمی استراحت خوب میشم

00:30:52.760 --> 00:30:56.610
جوجو صورتت چی شده؟

00:30:58.090 --> 00:31:00.620
اسلحه ها آدما رو نمی بینن

00:31:00.620 --> 00:31:03.330
صورت من زخم شده

00:31:04.390 --> 00:31:06.300
حمله دیروز

00:31:06.300 --> 00:31:09.000
خیلی ترسناک بود

00:31:09.840 --> 00:31:11.530
این اولین باری بود که

00:31:11.530 --> 00:31:14.460
من افرادی رو می دیدم که می خوان من رو بکشن

00:31:14.460 --> 00:31:15.660
خون

00:31:15.660 --> 00:31:17.470
همه جا روی زمین بود

00:31:18.640 --> 00:31:21.270
نگران نباشید...استاد دستور دادن

00:31:21.270 --> 00:31:23.410
افراد بیش تری به اینجا برای مراقبت از شما فرستاده بشن

00:31:26.130 --> 00:31:27.330
خدا لعنتش کنه

00:31:27.330 --> 00:31:28.270
کی بوده

00:31:28.270 --> 00:31:31.610
که همچین کاری رو با ی دختر کوچولو کرده؟
منم همین رو میگم

00:31:31.610 --> 00:31:33.500
جوجو بعد از ده سال برگشته

00:31:33.500 --> 00:31:35.960
و این طوری دچار شوک شده

00:31:35.960 --> 00:31:38.340
اونا فکر کردن عمارت زو دل رحمه و به راحتی از این موضوع میگذره؟

00:31:38.340 --> 00:31:39.650
اگه برادر بزرگمون کاری نکنه

00:31:39.650 --> 00:31:42.430
ما عمه هات ته توی ماجرا رو در میاریم

00:31:42.430 --> 00:31:43.570
بله

00:31:43.570 --> 00:31:48.320
خواهر نهم من شنیدم که جو جو در رستوران مورد قلدری قرار گرفته

00:31:48.320 --> 00:31:52.130
اون رستوران متعلق به تجارت خونه عمارت تو هستش

00:31:53.000 --> 00:31:56.690
نگران نباشید...ما ی فرد متخصص میفرستیم

00:31:56.690 --> 00:31:58.300
عمارت پرنس

00:31:58.300 --> 00:32:02.520
دادگاه رو مجبور می کنه تا کسی که پشت این ماجرا بوده رو پیدا کنه

00:32:02.520 --> 00:32:05.330
...پس

00:32:05.330 --> 00:32:07.400
ممنون عمه ها

00:32:09.730 --> 00:32:11.940


00:32:11.940 --> 00:32:14.740
تو حتی دیروز نتونستی غذات رو تموم کنی

00:32:14.740 --> 00:32:19.060
من داشتم فکر می کردم که به رستورانم دعوتت کنم و ی ضیافت بزرگ ترتیب بدم

00:32:19.060 --> 00:32:23.000
من فکرش رو هم نمی کردم که تو بیمار شدی و نمی تونی بیرون بری

00:32:23.000 --> 00:32:25.460
پس ما الان نمی تونیم کاری انجام بدیم

00:32:25.460 --> 00:32:30.070
وقتی بهبود پیدا کردی ..من بیرون می برمت و برات ی چیز خوب می خرم

00:32:33.090 --> 00:32:34.530
باشه

00:32:34.530 --> 00:32:36.290
وقتی خوب شدم

00:32:36.290 --> 00:32:39.670
من میام تا همه شما رو ملاقات کنم

00:32:43.660 --> 00:32:46.330
عمه ها لطفا بیرون برید

00:32:46.330 --> 00:32:48.630
دکتر گفت که  این بیماری  قابل انتقاله

00:32:53.440 --> 00:32:56.200
پس تو مراقب بانو باش
بله

00:32:56.200 --> 00:32:59.600
خواهر بزرگ تر..خواهر هفتم بریم
ما تو زمان اشتباهی اومدیم

00:32:59.600 --> 00:33:01.730
بریم

00:33:01.730 --> 00:33:05.570
جوجو مراقب خودت باش ما چند روز دیگه برای دیدنت میایم

00:33:05.570 --> 00:33:08.970


00:33:16.970 --> 00:33:19.830
دارم از گرما می میرم

00:33:36.290 --> 00:33:39.260
بانوی من

00:33:39.260 --> 00:33:41.390
اونا هنوز نرفتن؟
اونا رفتن

00:33:41.390 --> 00:33:45.820
سریع تر سریع تر..منقل رو ببرید و درا رو باز کنید
باشه

00:33:45.820 --> 00:33:48.650
وقتی ی دفعه هوا سرد و گرم میشه احتمال سرما خوردن خیلی زیاده

00:33:48.650 --> 00:33:52.540
من باید فورا ی حمام گرم بگیرم

00:33:53.150 --> 00:33:57.170
اگرچه من نتونستم واضح صورتش رو ببینم..اما با توجه به رفتارش

00:33:57.170 --> 00:33:59.520
من می تونم بگم که اون هشتاد درصد شبیه جیا هوا هستش

00:33:59.520 --> 00:34:03.260
به نظر میرسه اون واقعا دختر نامشروع جیا هوا هستش

00:34:03.260 --> 00:34:06.000
برادر بزرگ تر واقعا این همه وقت اون رو خوب مخفی کرده بود

00:34:17.540 --> 00:34:19.970
<i> عمه نهم لطفا صبر کنید </i>

00:34:19.970 --> 00:34:22.910
<i> لطفا صبر کنید</i>
 <i>کالسکه رو برای ی مدت نگه دارید </i>

00:34:23.840 --> 00:34:26.330
<i> عمه نهم </i>

00:34:26.330 --> 00:34:28.230
عمه نهم

00:34:35.050 --> 00:34:39.100
حافظه من رو ببین..من فراموش کردم هدیه بانو سان رو بدم..سریع برگرد

00:34:39.100 --> 00:34:40.730
بله

00:34:47.640 --> 00:34:50.880
بعد از حمام کردن من واقعا احساس راحتی می کنم
بانوی من..بانوی من

00:34:50.880 --> 00:34:54.670
اتفاقی افتاده
چی شده؟
عمه نهم ی دفعه تصمیم گرفتن برگردن

00:34:54.670 --> 00:34:58.650
ایشون گفتن که فراموش کردن هدیه شما رو بهتون بدن

00:34:58.650 --> 00:35:02.470
من واقعا با این اخلاق سرد و گرم اون زجر می کشم...حتی اگه الان حالم خوب باشه به زودی مریض میشم

00:35:02.470 --> 00:35:04.820
این عمه نهم واقعا خیلی باهوشه

00:35:04.820 --> 00:35:08.730
درست تو زمان مناسب..یکی باید براش خبرچینی  کرده باشه

00:35:08.730 --> 00:35:10.920
زو شو برو به عمه نهم خوشامد بگو

00:35:10.920 --> 00:35:14.590
شاوشا..همه ی خدمتکارای عمارت داخلی رو به اینجا احضار کن
بله

00:35:16.270 --> 00:35:17.900


00:35:22.540 --> 00:35:25.130
سریع تر..وسایل رو بیارید

00:35:25.130 --> 00:35:26.740
حرف بزنید

00:35:27.200 --> 00:35:30.430
کی بوده که برای عمه نهم خبرچینی می کرده؟

00:35:35.920 --> 00:35:38.690
نکنه چون من جوانم

00:35:38.690 --> 00:35:41.040
فکر می کنید می تونید برای من قلدری کنید؟

00:35:43.140 --> 00:35:46.610
من قصد داشتم ماجرای دیروز رو فراموش کنم

00:35:47.960 --> 00:35:50.860
اما مثله اینکه یکی واقعا می خواد به شرارتش ادامه بده

00:35:52.650 --> 00:35:55.430
من امروز به همه ی شما ی درس خوب میدم

00:35:58.300 --> 00:35:59.910
شاوشا

00:36:08.590 --> 00:36:12.770
وقتی عمه نهم  از در جلویی عبور کنه

00:36:12.770 --> 00:36:16.500
کسی که به گناهش اعتراف می کنه ده ضربه شلاق می خوره

00:36:20.450 --> 00:36:25.230
کسی که بعد از اینکه عمه نهم از پل رد شد اعتراف کنه  بیست ضربه می خوره

00:36:27.350 --> 00:36:32.720
کسی که وقتی عمه نهم وارد حیاط جلویی بشه اعتراف کنه سی ضربه می خوره

00:36:33.250 --> 00:36:38.350
اما اگه کسی بعد از ورود عمه نهم به این حیاط اعتراف کنه اونقدر ضربه می خوره تا بمیره

00:36:44.140 --> 00:36:47.960
می خوام ببینم کی دلش می خواد بمیره

00:36:49.230 --> 00:36:52.770
تا ببینم که عمه نهم می تونه جلوی من رو بگیره و

00:36:52.770 --> 00:36:55.060
جون اون رو نجات بده؟

00:37:03.140 --> 00:37:07.650
عمه نهم خیلی با ملاحظه هستند..چطور می تونیم شما رو دوباره به زحمت بندازیم؟

00:37:09.330 --> 00:37:11.500
<i> تو خیلی بدجنس هستی</i>

00:37:11.500 --> 00:37:14.890
چرا تظاهر کردی بیماری در حالی که کاملا سالم بودی؟

00:37:18.670 --> 00:37:23.320
چه اتفاقی افتاده؟چرا شماها زانو زدید؟

00:37:23.320 --> 00:37:27.520
یعنی همه شما باعث رنجشش بانو شدید؟

00:37:27.520 --> 00:37:29.560
شاوشا بزنش

00:37:29.560 --> 00:37:32.050
بانوی من..بانوی من...من نبودم

00:37:32.050 --> 00:37:36.200
<i>بانوی من..من نبودم</i>

00:37:36.200 --> 00:37:39.600
بانوی من..بانوی من...من نبودم

00:37:40.540 --> 00:37:44.630
<i> بانوی من </i>
 جوجو
 <i> من واقعا نبودم بانوی من</i>
 جوجو

00:37:44.630 --> 00:37:49.150
چرا درست به محض اینکه من رفتم داری خدمتکارا رو تنبیه می کنی؟

00:37:49.150 --> 00:37:52.000
واقعا چه اتفاقی اینجا افتاده؟

00:37:52.000 --> 00:37:55.680
عمه نهم شما باید در تصمیم گیری به من کمک کنید

00:37:55.680 --> 00:37:59.760
<i>لطفا حرف بزن </i>
 <i> خدمتکارای این عمارت خیلی بازیگوش هستن</i>
 بانوی من..من نبودم

00:37:59.760 --> 00:38:05.050
اونا هیچ وقت از من اطاعت نمی کنن..خبرچینی می کنن و اخبار نادرست به بیرون می فرستن

00:38:05.050 --> 00:38:08.740
اگه من الان بهشون نظم ندم اونا مثله موم منو تو دستاشون می گیرن

00:38:08.740 --> 00:38:12.410
البته..البته

00:38:14.710 --> 00:38:18.990
تو باید اونا رو برای خبرچینی تنبیه کنی جوجو

00:38:18.990 --> 00:38:23.440
چرا توتظاهر کردی که مریضی؟اگه من به خاطر برگردوندن کادویی که فراموش کرده بودم نمی اومدم

00:38:23.440 --> 00:38:25.300
من توسط تو فریب می خوردم

00:38:25.300 --> 00:38:29.700
ما اومدیم تا تو رو ببینیم اما مجبور شدیم زود برگردیم چون تو تظاهر کردی که بیماری

00:38:29.700 --> 00:38:32.070
اگه عمه بزرگ تر و عمه هفتم در این مورد بشنوتد

00:38:32.070 --> 00:38:35.220
من نمی دونم که اونا چقدر عصبانی میشن

00:38:35.220 --> 00:38:38.960
کاری نیست که من بتونم در این زمینه انجام بدم چون پدربزرگ از من خواست که پنهان کاری بکنم

00:38:38.960 --> 00:38:42.360
اون نمی خواد که من خودم رو نشون بدم ..اون از من می خواد که خودم رو مخفی کنم

00:38:42.360 --> 00:38:46.990
بنابراین ما می تونیم عمه ها رو در طول جشن روز پانزده آگوست سورپرایز کنیم

00:38:46.990 --> 00:38:49.900
این کار برادر بزرگ تر خیلی مسخره نیست؟

00:38:49.900 --> 00:38:52.360
ما اینجا اومدیم تا بچه بزرگ پسر برادرمون رو ببینیم

00:38:52.360 --> 00:38:55.200
چطور اون می تونه همچین ایده مسخره ای داشته باشه؟

00:38:55.200 --> 00:38:58.000
لطفا پدربزرگ رو سرزنش نکنید

00:38:58.000 --> 00:39:00.880
اون می خواد من رئیس این خانواده بشم

00:39:00.880 --> 00:39:08.320
پدربزرگ گفته قبل از اینکه من رئیس عمارت زو بشم ما نباید به بقیه اجازه بدیم که در مورد هویت من به عنوان بانو عمارت زو باخبر بشن چون ممکنه اونا بخوان به من آسیب برسونن

00:39:08.320 --> 00:39:11.740
اما من خیلی بازیگوش بودم و برای قدم زدن و تفریح کردن بیرون رفتم

00:39:11.740 --> 00:39:14.370
و من اون گردن کلفتای وحشی رو دیدم

00:39:14.370 --> 00:39:18.430
و اسمش چی بود؟وولوان..اون حتی مزاحم من شد

00:39:18.430 --> 00:39:21.210
من در این مورد دیروز شنیدم

00:39:21.210 --> 00:39:25.600
وقتی من برگشتم خونه پدربزرگ خیلی عصبانی شد..اون منو از دوباره بیرون رفتن منع کرده

00:39:25.600 --> 00:39:28.760
همین طور به من اجازه ملاقات با بازدید کننده ها رو هم نمی ده

00:39:28.760 --> 00:39:33.070
من واقعا نمی فهمم ..عمه ها که افراد خارجی نیستن

00:39:33.070 --> 00:39:37.840
من نمی دونم چرا پدربزرگ مخصوصا از من خواست تا تظاهر کنم که بیمارم

00:39:37.840 --> 00:39:43.260
عمه های من خویشاوندان نزدیک من هستن..شما که کاری نمی کنید که به من آسیب برسه..درسته؟

00:39:43.260 --> 00:39:46.300
من واقعا نمی دونم پدربزرگ به چی فکر میکنه

00:39:46.300 --> 00:39:49.530
پدربزرگ تو برای سالای زیادی که داره تجارت میکنه

00:39:49.530 --> 00:39:54.300
اون فکر می کنه که همه مثله ی روباه پیر موذی هستن که می خوان به اون صدمه بزنن

00:39:54.300 --> 00:39:58.200
من از همون لحظه ای که چشمم به تو خورد ازت خوشم اومد...من واقعا می خوام تمام محبتم رو به تو بدم

00:39:58.200 --> 00:40:00.290
چرا من بخوام به تو صدمه بزنم؟

00:40:00.290 --> 00:40:03.500
عمه نهم واقعا با من خوب هستن

00:40:11.350 --> 00:40:15.900
نگاه کن جوجو..اون به خاطر ضربه خوردن دچار خونریزی شده

00:40:15.900 --> 00:40:19.230
اگه تو به زدنش ادامه بدی..من می ترسم که اون بمیره

00:40:19.230 --> 00:40:21.080
شاوشا

00:40:21.970 --> 00:40:26.610
عمه نهم رو نترسون..ببین اون نفس می کشه یا نه

00:40:32.350 --> 00:40:34.880
بانوی من..اون دیگه نفس نمی کشه

00:40:35.840 --> 00:40:39.140
ما که ی مدت کوتاه داشتیم می زدیمش چرا اون دیگه نفس نمی کشه؟

00:40:39.140 --> 00:40:41.860
عمه نهم هنوز حتی نشسته

00:40:43.360 --> 00:40:45.980
نکنه همه ی خدمتکارایی که توسط زو فو انتخاب شدن از ی بیماری مزمن رنج میبرن؟

00:40:45.980 --> 00:40:49.370
بانوی من..این خدمتکار مشکل قلب داشته

00:40:49.370 --> 00:40:54.130
دفعه قبل که کتک خورد خیلی سریع از حال رفت

00:40:54.130 --> 00:40:59.550
پس این اشتباه شاوشا نبوده..اون به خاطر اعمال شیطانیش بیش تر از این نمی تونسته زنده بمونه

00:41:00.560 --> 00:41:05.630
جوجو..این فقط ی خدمتکار بود..لطفا به دل نگیر

00:41:05.630 --> 00:41:10.700
من فردا دو تا دختر باهوش می فرستم تا از تو مراقبت کنن

00:41:13.030 --> 00:41:16.760
چرا شما دو تا هنوز زانو زدید ..؟سریع تر بلند شید

00:41:16.760 --> 00:41:20.540
این بانو رو تند مزاج جلوه میده اگه به بیرون از اینجا درز کنه

00:41:27.930 --> 00:41:32.710
شماها کرید؟چیزی که عمه نهم گفت رو نشنیدید؟

00:41:32.710 --> 00:41:36.030
اون جسد رو زودتر از اینجا ببرید
بله

00:41:37.890 --> 00:41:40.790
عمه نهم بریم داخل

00:41:40.790 --> 00:41:44.460
شاوشا اون النگو سرخ رنگی که استاد بزرگ برای من آماده کرده بود رو اینجا بیار

00:41:44.460 --> 00:41:46.080
بله

00:41:51.910 --> 00:41:57.660
عمه نهم..لطفا اینو بپوشید..این کمک می کنه تا بدشانسی از شما دور بشه

00:41:57.660 --> 00:42:03.400
من خیلی غیر مسئولم..من اجازه دادم شما شاهد ی چیز بد باشید اونم دفعه اولی که شما رو می بینم

00:42:03.400 --> 00:42:06.800
جو جو تو بچه خیلی مسئولیت پذیری هستی

00:42:07.410 --> 00:42:10.430
من بعد از مراسم پانزدهم آگوست شما رو می بینم

00:42:10.430 --> 00:42:14.380
خیلی خوبه..من منتظرت می مونم

00:42:15.040 --> 00:42:18.990
دیگه داره دیر میشه..من باید برگردم

00:42:18.990 --> 00:42:21.920
باشه..فقط من نمی تونم از اینجا بیرون برم

00:42:21.920 --> 00:42:24.580
برای همین من نمی تونم شخصا شما رو بدرقه کنم

00:42:25.300 --> 00:42:30.170
زو شو و شاوشا لطفا به جای من عمه نهم رو بدرقه کنید
بله

00:42:30.170 --> 00:42:33.480
لطفا مراقب سلامتی خودت باش

00:42:52.100 --> 00:42:54.400
اون اینبار دیگه واقعا رفت؟

00:42:54.400 --> 00:42:57.130
ایشون واقعا رفتن

00:42:58.610 --> 00:43:03.010
شاوشا من ازت خواستم اون رو بزنی تا عمه نهم رو بترسونیم

00:43:03.010 --> 00:43:05.030
چرا تو تا حد مرگ اون رو زدی؟

00:43:07.500 --> 00:43:27.500
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:43:27.524 --> 00:43:55.524
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.