﻿WEBVTT

00:00:06.970 --> 00:00:08.480
.چه قشنگن

00:00:08.910 --> 00:00:11.370
امروزم اومدی ملاقات دخترعموت؟

00:00:11.970 --> 00:00:14.200
!تو هم زمانبندی ـت خیلی خوبه، ها

00:00:14.720 --> 00:00:16.290
...نمیدونم به خاطر منطقی ـه که داری

00:00:16.290 --> 00:00:18.830
یا اینکه یوکای بهت گفتن که من کجام؟

00:00:18.830 --> 00:00:21.570
.منم یه قرار معاینه برای چشم و پام دارم

00:00:21.570 --> 00:00:22.540
.اتفاقی همدیگه رو دیدیم

00:00:31.000 --> 00:02:00.960
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:00.960 --> 00:02:02.860
...از اون روز تا حالا

00:02:02.860 --> 00:02:06.100
.حرف زدن آیاکاشی‌ها درمورد تو، متوقف نمیشه

00:02:06.600 --> 00:02:09.760
...احتمالاً اون یه یوکای قدرتمنده"

00:02:08.760 --> 00:02:09.760 line:20%
!اوهــــی سامـــا

00:02:09.760 --> 00:02:12.610
"!و منتظر یه فرصته تا ما رو بگیره و بخوره

00:02:09.760 --> 00:02:12.610 line:20%
!اوهی ساما، کمکم کن

00:02:12.610 --> 00:02:15.480
با اینکه کمکشون کردم
اینجوری درموردم حرف میزنن؟

00:02:15.480 --> 00:02:18.110
.خب همین کمکی که کردی ترسوندشون

00:02:18.890 --> 00:02:22.120
دست چپت واقعاً مشکلی نداره؟

00:02:23.400 --> 00:02:25.620
چیه؟ نگرانمی؟

00:02:25.990 --> 00:02:28.370
تقصیر من بود که
.درگیر اون ماجرا شدی

00:02:33.510 --> 00:02:34.710
.خودت که می‌بینی

00:02:36.230 --> 00:02:40.530
از وقتی که توی 11 سالگی
...گوشت پری دریایی رو خوردم

00:02:40.530 --> 00:02:42.470
...هرقدرم که بدنم آسیب ببینه

00:02:42.470 --> 00:02:44.850
.خیلی زود خودش رو درمان میکنه

00:02:49.280 --> 00:02:51.730
گفته شده، اونایی که
...گوشت پری دریایی رو بخورن

00:02:52.140 --> 00:02:54.530
.تا ابد جوون و فنا ناپذیر میشن

00:02:54.530 --> 00:02:55.480
مشخصات
پری دریایی

00:02:55.480 --> 00:02:59.110
،ولی درمورد تو
.اصلاً شبیه یه بچۀ 11 ساله نیستی

00:02:59.110 --> 00:03:03.500
درسته، حتماً به خاطر
...گوشت یوکای دیگه‌ای بود که خوردم

00:03:03.500 --> 00:03:06.490
 و بعضی اثرات
.گوشت پری دریایی رو باطل کرده

00:03:06.490 --> 00:03:08.000
اون یکی چی بود؟

00:03:10.260 --> 00:03:12.000
.وقتشه دیگه برم

00:03:12.000 --> 00:03:14.050
.وگرنه به وقت ملاقات نمیرسم

00:03:16.160 --> 00:03:17.000
!کورو سان

00:03:19.350 --> 00:03:21.390
.راستش یه درخواستی ازت داشتم

00:03:22.370 --> 00:03:25.360
من امشب میخوام برم به
...کوهستان منطقۀ کناری

00:03:25.360 --> 00:03:29.270
و با مار بزرگی که
.نگهبان مرداب اونجاست، ملاقات کنم

00:03:29.660 --> 00:03:31.760
میتونی همراهیـم کنی؟

00:03:31.760 --> 00:03:33.220
یه روح نگهبان توی کوهستان؟

00:03:33.220 --> 00:03:33.770
!بله

00:03:34.410 --> 00:03:38.280
تقریباً 10 روز پیش
...یکی از خادم‌هاش اومد ملاقاتم

00:03:38.280 --> 00:03:40.640
و گفت، یه موضوعی
...ذهن نگهبان بزرگ رو درگیر کرده

00:03:40.640 --> 00:03:43.030
.که حتی نمیتونه شب‌ها بخوابه

00:03:43.620 --> 00:03:48.240
و اینجوری شد که خدای حکمت
.باید وارد عمل بشه

00:03:48.570 --> 00:03:51.380
بازم میخوای یه کار خطرناک کنی؟

00:03:51.380 --> 00:03:53.960
.تو که هیچ قدرت خاصی نداری

00:03:53.960 --> 00:03:55.000
!چه بی‌ادب

00:03:55.570 --> 00:03:57.700
من یه قدرت خاص دارم
...که بهم اجازه میده

00:03:57.700 --> 00:04:02.300
با آیاکاشی ها حرف بزنم
!و حتی ارواح رو لمس کنم

00:04:02.300 --> 00:04:03.970
ولی فقط همینه، مگه نه؟

00:04:03.970 --> 00:04:06.420
...قدرت بدنی بالا یا پرواز کردن

00:04:06.420 --> 00:04:09.230
...یا حتی استفاده از طلسم و کنترل پدیده‌ها

00:04:09.230 --> 00:04:11.980
در واقع تو هیچ قدرت بدنی
.یا قدرت روحانی نداری

00:04:12.470 --> 00:04:16.670
اگه مثل اون دفعه با یه یوکای
...بزرگ و عصبانی رو به رو بشی

00:04:16.670 --> 00:04:18.270
چیکار میکنی؟

00:04:18.270 --> 00:04:21.190
.اگه خیلی نگرانمی، خب همراهیم کن

00:04:21.670 --> 00:04:25.330
...اگه اونا به خاطر ترس از تو، همکاری کنن

00:04:25.330 --> 00:04:29.120
مذاکرات و میانجی‌گری‌ها
.راحتـتر انجام میشن

00:04:29.120 --> 00:04:30.330
.امشب نمیتونم

00:04:30.330 --> 00:04:31.330
ها؟

00:04:31.940 --> 00:04:34.790
امشب میخوام تونجیرویی که پختم رو
...در آرامش بخورم

00:04:34.790 --> 00:04:36.290
.خودت تنها برو

00:04:38.610 --> 00:04:40.050
!واقعاً که

00:04:40.050 --> 00:04:42.010
آخه چرا اینجوریه!؟

00:04:42.010 --> 00:04:46.500
کی میذاره یه دختر بی‌دفاع
!نصفه شبی تک و تنها بره کوه؟

00:04:44.680 --> 00:04:46.500


00:04:46.500 --> 00:04:49.680
.واقعاً شرمنده، اوهی ساما

00:04:49.680 --> 00:04:53.020
.اوه! دیگه رسیدیم به مرداب

00:05:12.700 --> 00:05:20.210
از شما بابت آمدن
...به همچین مکان دوری واقعاً سپاسگزارم

00:05:20.720 --> 00:05:22.650
!اوهی ساما

00:05:26.220 --> 00:05:29.390
...نه، این وظایفۀ منه

00:05:29.390 --> 00:05:31.470
.نیازی به تشکر نیست

00:05:31.890 --> 00:05:35.710
...شما زمانی به عنوان خدای آب عبادت میشدید

00:05:35.710 --> 00:05:39.490
.این طبیعیه اگه کمک خواستی به اینجا بیام

00:05:39.490 --> 00:05:45.200
عبادت کردنم به عنوان خدای آب
.توسط انسان‌ها، مال خیلی وقت پیشه

00:05:45.200 --> 00:05:47.270
...معبدم مدت‌هاست که فراموش شده

00:05:47.270 --> 00:05:50.330
.و دیگه کسی هم برای باران پیشکشی نمیاره

00:05:50.330 --> 00:05:52.420
...البته حتی اگه برای بارانم دعا کنن

00:05:52.420 --> 00:05:55.460
.من که قدرت کنترل آب و هوا رو ندارم

00:05:55.460 --> 00:05:58.170
برای همین بعد از مدتی من رو
.به عنوان یه خدای مغرور معرفی کردن

00:05:58.170 --> 00:06:00.920
.طبیعیه که فراموشم کنن

00:06:02.720 --> 00:06:05.300
...دنیای انسان‌ها به سرعت درحال توسعه است

00:06:05.300 --> 00:06:07.800
.چیزایی که ازشون سر در نمیارم خیلی زیاد شدن

00:06:08.110 --> 00:06:11.960
...برای همین یکی از خدمتگزارانم رو

00:06:11.960 --> 00:06:15.560
.برای آوردن خدای حکمت پر آوازه فرستادم

00:06:15.560 --> 00:06:17.560
...خب میدونی

00:06:18.770 --> 00:06:22.600
واقعاً معذرت میخوام که نمیتونم
...در این کوهستان از شما به خوبی پذیرایی کنم

00:06:22.600 --> 00:06:25.000
.اگه ممکنه از من ناراحت نباشید

00:06:25.000 --> 00:06:27.030
.اوه، نه، ایرادی نداره

00:06:27.370 --> 00:06:30.280
...به خاطر شما هم نیست که ناراحتم

00:06:30.280 --> 00:06:32.280
.از یه شخص دیگه دلخورم

00:06:32.280 --> 00:06:34.580
یه شخص دیگه؟

00:06:34.580 --> 00:06:35.790
.بله

00:06:37.320 --> 00:06:41.200
من یه دوست پسر دارم
.به اسم ساکوراگاوا کورو

00:06:41.200 --> 00:06:42.980
...ازش خواستم برای اومدن به اینجا همراهیم کنه

00:06:42.980 --> 00:06:46.760
ولی به بهانۀ خوردن تونجیرو
.درخواستم رو رد کرد

00:06:46.760 --> 00:06:48.510
<font size="45">ساکوراگاوا</c>

00:06:51.830 --> 00:06:54.220
از چندتا یوکای خواستی تعقیبم کنن، ها؟

00:06:54.220 --> 00:06:57.710
!کورو سان، لطفاً یه نگاهی به این بنداز

00:07:01.520 --> 00:07:03.290
اوه! واقعاً تونجیرو پخته بودی؟

00:07:03.290 --> 00:07:05.400
!بی اجازه نیا تو خونۀ مردم

00:07:05.400 --> 00:07:06.020
...وایسا ببینم

00:07:06.020 --> 00:07:08.570
با این لباسا میخوای بری کوه؟

00:07:08.570 --> 00:07:10.900
!خوب چشمایی داری، کورو سان
.میدونستم خوشت میاد

00:07:11.250 --> 00:07:13.910
،اینا لباسای بهاری منن
.آخه دعوت شدم دیگه

00:07:13.910 --> 00:07:16.540
!به کوه دعوتت کردن، ها

00:07:16.540 --> 00:07:19.540 line:20%
!نه! صبر کن! اینقدر خشن رفتار نکن

00:07:17.570 --> 00:07:19.540
!آروم بگیر! اینقدر دست و پا نزن

00:07:19.850 --> 00:07:22.050
ایـ... این چیه!؟

00:07:22.050 --> 00:07:24.910
لباس کوهنوری منه
.مال وقتی که ابتدایی بودم

00:07:24.910 --> 00:07:27.400
چطور همچین چیزی رو
اینقدر سریع پیدا کردی؟

00:07:28.480 --> 00:07:29.850
داری چیکار میکنی!؟

00:07:29.850 --> 00:07:31.300
.اسپری دفع حشراته

00:07:37.090 --> 00:07:39.320
...این چه کاریه که... میکنی

00:07:39.320 --> 00:07:41.520
.بیا اینم تونجیرو، با خودت ببر

00:07:41.890 --> 00:07:43.410
.اونیگیری هم برات گذاشتم

00:07:43.410 --> 00:07:44.020
...این

00:07:45.080 --> 00:07:46.730
!کورو سان

00:07:47.150 --> 00:07:49.100
.بازم بی‌کله بازی در نیاری، ها

00:07:50.790 --> 00:07:52.630
...و اینجوری شد

00:07:52.630 --> 00:07:55.950
با اینکه بهش گفتم دارم میرم دیدن یه مار بزرگ
...که ممکنه من رو بخوره

00:07:55.950 --> 00:07:57.700
.ولی به حرفام هیچ توجهی نکرد

00:07:57.700 --> 00:08:02.120
امکان نداره! هرگز به خودم اجازه نمیدونم
!که شما رو بخورم، اوهی ساما

00:08:02.500 --> 00:08:05.430
درضمن انسان‌ها
...با این لباسایی که می‌پوشن

00:08:05.430 --> 00:08:07.720
.خوردنشون سخت و نچسبه

00:08:07.720 --> 00:08:10.170
پس قبلاً چندتایی خوردی، ها؟

00:08:10.170 --> 00:08:12.220
...خب نمیتونم انکارش کنم

00:08:12.220 --> 00:08:16.750
...یه زمانی هم معروف بودم اوروچی آدمخوار

00:08:16.750 --> 00:08:19.250
.ولی انسان‌ها اصلاً خوشمزه نیستن

00:08:19.250 --> 00:08:20.530
...مخصوصاً انسان‌های این دوره

00:08:20.530 --> 00:08:24.070
خیلی دردسر سازن
.کلاً ترجیح میدم درگیرشون نشم

00:08:24.070 --> 00:08:26.190
...راستی، اوهی ساما

00:08:26.500 --> 00:08:28.720
...اگه می‌تونستی غذا رو تا اینجا حمل کنی

00:08:28.720 --> 00:08:31.580
چرا دوست پسرت همراهت نیومد
تا همینجا با هم غذا رو بخورید؟

00:08:34.070 --> 00:08:39.450
!اوه! نه... حتماً ظرف دیگه‌ای نداشت
!مطمئنم همینطور بوده

00:08:41.450 --> 00:08:44.210
،از موضوع اصلی دور شدیم
.بهتره بریم سر اصل مطلب

00:08:44.510 --> 00:08:49.500
چیزی که ذهنت رو مشغول کرده
جسدی بود که توی مرداب پیدا شد، درسته؟

00:08:49.940 --> 00:08:53.000
...بله! چرا اون زن این همه راه تا اینجا اومد

00:08:53.000 --> 00:08:55.610
که یه جسد توی مرداب بندازه؟

00:08:55.610 --> 00:08:59.850
.لطفاً جوری برام توضیح بدید که قانع بشم

00:09:00.650 --> 00:09:05.600
،حدود یک ماه پیش
...در 23 آوریل، ساعت 2 بعد از ظهر

00:09:05.600 --> 00:09:08.690
...توی این مرداب، جسد یک مرد

00:09:08.690 --> 00:09:11.610
.توسط دو کوهنورد پیدا شد

00:09:12.690 --> 00:09:15.490
چون آثار ضربۀ چاقو
...روی سینۀ جسد دیده میشد

00:09:15.490 --> 00:09:17.310
.به عنوان یه قتل تشخیصش دادن

00:09:17.310 --> 00:09:19.500
...با وجود اینکه چند روز از قتل گذشته بود

00:09:19.500 --> 00:09:23.360
و اون فرد هیچ مدرک شناسایی
...یا موبایلی همراهش نداشت

00:09:23.360 --> 00:09:25.620
.ولی خیلی زود اون رو شناسایی کردن

00:09:25.620 --> 00:09:30.130
یوشیهارا هیرو

00:09:25.910 --> 00:09:28.500 line:20%
...یوشیهارا هیرو، 35 ساله

00:09:28.500 --> 00:09:30.130 line:20%
.کارمند یه شرکت ساختمانی بزرگ

00:09:31.080 --> 00:09:34.880
بعد از مدتی یه زن 30 ساله
.به عنوان مظنون دستگیر شد

00:09:35.550 --> 00:09:36.880
.تانیو آئویی

00:09:36.880 --> 00:09:38.730
...کاملاً درست میگید

00:09:39.300 --> 00:09:40.890
...با اینکه اون زن اعتراف کرد

00:09:41.230 --> 00:09:43.000
ولی هنوزم خیلی از سؤالات
...بی‌جواب باقی موندن

00:09:43.000 --> 00:09:45.890
.پس هنوزم درحال بررسی شواهد هستن

00:09:47.380 --> 00:09:50.900
به عنوان یه پروندۀ قتل
.میشه گفت تقریباً بسته شده

00:09:51.210 --> 00:09:54.000
ممکنه جسد رو
...توی مرداب انداخت تا مخفیش کنه

00:09:54.000 --> 00:09:56.400
یا شایدم به تأخیر انداختن پیدا کردنش؟

00:09:56.400 --> 00:09:59.450
!نه! برای مخفی کردن نبود

00:09:59.450 --> 00:10:01.910
وقتی که جسد رو مینداخت
.به صورت اتفاقی دیدمش

00:10:21.330 --> 00:10:24.890
من گاهی اوقات
...از آب این مرداب می‌نوشم

00:10:24.890 --> 00:10:28.320
انداختن یه جسد توی اون
.کار خیلی ناپسندی بود

00:10:28.320 --> 00:10:30.550
البته بعضی وقتا هم
.اجساد حیوانات توش پیدا میشه

00:10:30.550 --> 00:10:33.370
انسان‌هایی هم پیدا میشن
.که آشغال توش میندازن

00:10:33.370 --> 00:10:37.490
برای همین آیاکاشی‌هایی در خدمت دارم
.که مرتباً مرداب رو تمیز میکنن

00:10:37.940 --> 00:10:40.240
...اینش مشکلی نیست

00:10:40.630 --> 00:10:43.240
!ولی هنوزم نمیتونم قانع بشم

00:10:43.860 --> 00:10:45.880
...اون زن بدون اینکه به جسد چیزی ببنده

00:10:45.880 --> 00:10:48.000
.اون رو توی مرداب انداخت

00:10:48.000 --> 00:10:52.500
برای همین جسد بالا اومد
.و خیلی زود پیدا شد

00:10:52.500 --> 00:10:57.260
مهمتر از همه
...خیلی واضح شنیدم که گفت

00:10:58.100 --> 00:11:01.260
.امیدوارم که پیدا بشی

00:11:03.470 --> 00:11:07.220
با اینکه این همه راه اومد تا اینجا
...که جسد رو بندازه

00:11:07.220 --> 00:11:10.920
ولی با این حال آرزو داشت
.که جسد پیدا بشه

00:11:10.920 --> 00:11:15.170
در نگاه اول به نظر میاد
.مجرم هدف خاصی داشته

00:11:15.170 --> 00:11:17.360
.درسته، منم اصلاً درکش نمیکنم

00:11:18.090 --> 00:11:20.350
...برای یه زن حمل کردن یه جسد با گاری

00:11:20.350 --> 00:11:23.120
.اونم نیمه شب توی کوه، خیلی سخته

00:11:23.390 --> 00:11:26.870
پلیسم در این مورد خیلی مشکوک بود
...و از اون سؤال کرد

00:11:26.870 --> 00:11:30.750
چرا به خودت اینقدر زحمت دادی"
"که جسد رو توی این مرداب بندازی؟

00:11:31.210 --> 00:11:34.250
...و تانیو آئویی هم این جواب رو داد

00:11:34.250 --> 00:11:36.890
شنیده بودم که توی اون مرداب
...یه مار بزرگ زندگی میکنه

00:11:36.890 --> 00:11:39.270
.که آدما رو میخوره

00:11:39.270 --> 00:11:42.820
با خودم گفتم اگه جسد رو بندازم اونجا
.حتماً اون مار میخورش

00:11:43.910 --> 00:11:46.530
...چون اعترافش خیلی غیرمعقول بود

00:11:46.530 --> 00:11:48.740
.حتی توی روزنامه‌ها هم درموردش نوشتن

00:11:49.270 --> 00:11:52.020
پیدا شدن جسد یک مرد در کوهستان

00:11:49.270 --> 00:11:52.020
.منم اون اعتراف رو دیدم

00:11:52.400 --> 00:11:56.420
خونۀ خانوادگی تانیو آئویی
.در دامنه‌های همین کوهستانه

00:11:56.420 --> 00:12:01.250
احتمالاً داستان‌هایی که
.از بچگی شنیده بود رو باور داشته

00:11:58.800 --> 00:12:01.250


00:12:01.250 --> 00:12:05.280
و با یه تلاش نا امیدانه
...جسد رو تا اینجا حمل کرد

00:12:05.740 --> 00:12:10.860
،پس چیز قابل توجه‌ای نیست
.درواقع مجرم میخواسته جسد رو مخفی کنه

00:12:10.860 --> 00:12:13.300
...اون نمی‌خواست جسد رو دفن یا غرق کنه

00:12:13.300 --> 00:12:17.110
فقط می‌خواست شما جوری جسد رو بخوری
.که اثری ازش نمونه

00:12:17.110 --> 00:12:21.170
پس حرفی که اون زن
موقع انداختن جسد گفت، چی؟

00:12:21.750 --> 00:12:25.800
درسته که اینجا انداختمت"
".ولی امیدوارم یکی تو رو پیدا کنه

00:12:25.800 --> 00:12:28.070
.همچین معنی‌ای نمیده

00:12:28.070 --> 00:12:32.640
،شاید منظورش این بود
".امیدوارم نگهبان مرداب قبل از بقیه پیداش کنه"

00:12:32.640 --> 00:12:36.770
نه! حتی اگه جسد رو پیدا میکردم
!هیچ تضمینی نبود که بخورمش

00:12:37.160 --> 00:12:39.730
اگه آرزوی واقعی اون زن
...محو کردن جسد بود

00:12:39.730 --> 00:12:44.280
میتونست بگه
"!امیدوارم تو رو بخوره"

00:12:45.040 --> 00:12:48.450
این نگهبان مردابم با اینکه خیلی بزرگه
!ولی به جزئیات ریزی گیر میده، ها

00:12:49.190 --> 00:12:52.020
...اینجوری یه سؤال دیگه هم برام پیش اومد

00:12:52.020 --> 00:12:55.280
چرا اون زن یه اعتراف دورغی کرد؟

00:12:55.280 --> 00:12:58.230
.به نظر میاد قانع کردنش خیلی زمان ببره

00:12:58.230 --> 00:13:02.210
شاید انداختن جسد توی مرداب
.برای مخفی کردن دلیل اصلی بوده

00:13:02.570 --> 00:13:06.970
!اوه! لطفاً توضیحی بدید که من رو قانع کنه

00:13:11.990 --> 00:13:16.980
<font size="80">چیزی که مار نگهبان مرداب شنید</c>

00:13:11.990 --> 00:13:16.980
قسمت دوم

00:13:17.610 --> 00:13:20.140
.بهتره جزئیات ماجرا رو کمی مرور کنیم

00:13:20.140 --> 00:13:25.740
به نظر میاد شما خیلی آگاه هستید
.ولی باید مطمئن بشیم چیزی از قلم نیوفتاده باشه

00:13:25.740 --> 00:13:28.230
.ماجرا از 5 سال پیش شروع شد

00:13:28.230 --> 00:13:32.370
تانیو آئویی، دوست پسری
.به اسم ماچی یوشیکازو داشت

00:13:33.030 --> 00:13:37.500
...ولی اون و یه زن دیگه که همکارش بود

00:13:37.500 --> 00:13:40.380
در وضعیتی پیداش شدن
.که به نظر میومد با هم خودکشی کردن

00:13:40.380 --> 00:13:45.170
...ماچی توی یه شرکت ساختمانی حسابدار بود

00:13:45.170 --> 00:13:47.150
...ولی بعد از مرگش مشخص شد

00:13:47.150 --> 00:13:50.140
با سوءاستفاده از موقعیت
.داشته اختلاص میکرده

00:13:50.750 --> 00:13:54.500
ماچی متوجه شد
...نمیتونه این کار رو مخفی نگه داره

00:13:54.500 --> 00:13:56.390
برای همین با شریک جرمش
.تصمیم گرفتن که خودکشی کنن

00:13:56.830 --> 00:13:59.050
.البته این چیزی بود که بقیه میگفتن

00:14:00.740 --> 00:14:03.400
آئویی که به شدت
...ضربۀ روحی خورده بود، تنها

00:14:03.730 --> 00:14:06.190
.به خونۀ خانوادگی خودشون برگشت

00:14:07.440 --> 00:14:10.080
تقریباً 2 سال
...در تنهایی زندگیش رو گذروند

00:14:10.080 --> 00:14:12.660
ولی بالاخره در نزدیکی خونه ـش
...یه شغل پیدا کرد

00:14:12.660 --> 00:14:15.710
.و کم کم تونست به زندگی عادی برگرده

00:14:17.160 --> 00:14:19.920
...و درست همین زمان بود که

00:14:19.920 --> 00:14:24.670
جمعه 21 آوریل امسال
...حوالی ساعت 7:30 شب

00:14:25.060 --> 00:14:28.260
.یوشیهارا هیرو، به خونۀ آئویی اومد

00:14:28.260 --> 00:14:30.430
میخوام بابت اتفاق 5 سال پیش
.ازت عذرخواهی کنم

00:14:30.780 --> 00:14:35.390
یوشیهارا همکار ماچی بود
.پس آئویی رو دیده بود و میشناخت

00:14:36.070 --> 00:14:40.400
!من ماچی رو کشتم
!کسی که اختلاص کرده بود من بودم

00:14:41.050 --> 00:14:44.400
ماچی و اون زن فهمیدن
.و به من اخطار دادن

00:14:44.400 --> 00:14:47.490
.گفتن اگه اعتراف نکنم، به پلیس اطلاع میدن

00:14:47.490 --> 00:14:49.620
...برای همین کشتمشون

00:14:50.490 --> 00:14:53.620
...نقشۀ یوشیهارا هیرو خوب پیش رفت

00:14:53.620 --> 00:14:55.350
...و تونست از جرم اختلاص فرار کنه

00:14:55.370 --> 00:14:58.500
و میگن بعد از اون
.زندگی خیلی خوبی هم داشت

00:14:58.920 --> 00:15:02.650
ولی از اوایل امسال
.دچار چندین بدبیاری شد

00:15:03.630 --> 00:15:06.230
.یه اشتباه خیلی بزرگ توی کار مرتکب شد

00:15:06.230 --> 00:15:08.190
همسر و فرزندش رو
.توی یه تصادف از دست داد

00:15:08.190 --> 00:15:12.230
علاوه بر این
.یه تومور بدخیم توی بدنش پیدا کردن

00:15:12.640 --> 00:15:15.390
یه سری اتفاقات ناگوار
.که هرگز انتظارشون رو نداشت

00:15:15.390 --> 00:15:19.140
یوشیهارا فکر میکرد این مصیبت‌ها
...به خاطر گناه 5 سال پیشش به سرش اومدن

00:15:19.140 --> 00:15:23.310
.و برای توبه کردن به دیدن آئویی اومد

00:15:23.310 --> 00:15:27.350
فکر میکرد اگه الان توبه کنه
...میتونه از مجازات روزگار فرار کنه

00:15:27.350 --> 00:15:30.740
و حداقل شاید بتونه
.جون خودش رو نجات بده

00:15:32.390 --> 00:15:33.950
...معذرت میخوام

00:15:35.950 --> 00:15:37.930
!معذرت میخوام

00:15:39.450 --> 00:15:43.390
.اعترافات تانیو آئویی که اینجوری میگه

00:15:44.070 --> 00:15:47.960
ظاهراً یوشیهارا
.با برادر کوچیکتر ماچی هم تماس گرفته بود

00:15:47.960 --> 00:15:49.920
گفته بود درمورد اتفاق 5 سال پیش
...میخواد صحبت کنه

00:15:49.920 --> 00:15:52.090
.و اگه ممکنه همدیگه رو ببینن

00:15:52.540 --> 00:15:57.470
برادر ماچی اون لحظه مشغول کار بود
.و نتونست درست و حسابی حرف بزنه

00:15:57.470 --> 00:16:00.600
.برای همین، اول به دیدن آئویی رفت

00:16:04.200 --> 00:16:05.340
...با ادامۀ تحقیقات

00:16:05.340 --> 00:16:08.370
ماجرای اختلاص
...و خودکشی دونفری روشن شد

00:16:08.370 --> 00:16:10.860
و فهمیدن تانیو آئویی
...فرد مرتبط با اون پرونده

00:16:10.860 --> 00:16:14.120
در دامنۀ کوهی که جسد پیدا شده
...زندگی میکنه

00:16:14.120 --> 00:16:15.550
.و حلقه‌های ماجرا به هم وصل شدن

00:16:17.470 --> 00:16:23.150
،یوشیهارا سان تقریباً هم اندازۀ من بود
.البته به دلیل بیماری خیلی ضعیف شده بود

00:16:23.150 --> 00:16:25.880
.حمل کردنش خیلی هم سخت نبود

00:16:26.330 --> 00:16:28.430
...روز بعدش در شنبه 22 آوریل

00:16:28.430 --> 00:16:32.480
.به دلیل بارون کسی به مرداب نرفته بود

00:16:30.280 --> 00:16:32.480


00:16:32.480 --> 00:16:35.890
بنابراین، جسد
.روز بعدش، در 23 آوریل کشف شد

00:16:36.170 --> 00:16:39.910
گفتم شاید مار به خاطر
...کیف پول و موبایل جسد رو نخوره

00:16:39.910 --> 00:16:41.390
.برای همین اونا رو برداشتم

00:16:41.700 --> 00:16:43.810
.مدارکش رو توی خونه سوزوندم

00:16:43.810 --> 00:16:46.750
.چاقو هم همراه جسد انداختم تو مرداب

00:16:47.170 --> 00:16:48.010
...ولی

00:16:49.050 --> 00:16:51.150
.آخر نخوردش

00:16:51.150 --> 00:16:56.660
اخیراً در طول روز
.پلیس مرتباً به اینجا سر میزنه

00:16:56.660 --> 00:16:59.660
.پس انگار دنبال اون چاقو میگردن

00:16:59.660 --> 00:17:02.520
فکر نکنم اینجا
.راحت بتونن پیداش کنن

00:17:02.520 --> 00:17:07.410
خب، نگهبان بزرگ، اون زن به جز جسد
چیز دیگه ای هم توی مرداب انداخت؟

00:17:07.410 --> 00:17:09.380
...مطمئن نیستم

00:17:10.880 --> 00:17:13.670
متأسفانه اطلاعاتی که میتونم
...بدست بیارم، محدود هستن

00:17:13.670 --> 00:17:17.390
بنابراین مجبورم
.از حدسیات خودم استفاده کنم

00:17:17.390 --> 00:17:20.340
...احتمالاً دلیل انداختن جسد توی مرداب

00:17:20.340 --> 00:17:22.320
.باید چیز خیلی ساده‌ای باشه

00:17:22.320 --> 00:17:24.390
چیز ساده؟

00:17:24.390 --> 00:17:25.320
.بله

00:17:25.320 --> 00:17:28.980
در همچین مواقعی این کار
.برای محافظت از قاتل اصلیه

00:17:29.340 --> 00:17:32.460
،تانیو آئویی
...قبلاً از یوشیهارا هیرو تماسی برای

00:17:32.460 --> 00:17:35.240
.روز ملاقات دریافت کرده بود

00:17:35.240 --> 00:17:37.680
...اون شخص مربوط میشد به گذشتۀ تاریکش

00:17:37.680 --> 00:17:39.490
به نظرت حاضر میشد تنهایی ملاقاتش کنه؟

00:17:39.490 --> 00:17:41.120
...اینم نکتۀ مهمیه

00:17:41.120 --> 00:17:44.070
اگه زمان ملاقات با یوشیهارا
...شخص دیگه‌ای کنارش باش

00:17:44.070 --> 00:17:45.830
.دیگه جای شکی باقی نمی‌مونه

00:17:45.830 --> 00:17:49.500
درسته، برادر کوچیکتر ماچی
.میتونه شخص خوبی باشه

00:17:49.850 --> 00:17:52.500
برادر ماچی، احتمالاً
...از طریق تلفن یوشیهارا مطلع شده بود که

00:17:52.500 --> 00:17:55.260
...با دوست دختر برادرشم قبلاً تماس گرفته

00:17:55.620 --> 00:17:59.010
و چون نگرانش شده بود
.با آئویی تماس گرفته بود

00:17:59.300 --> 00:18:03.850
وقتی حقیقت کشته شدن برادرش رو شنید
.نتونست تحمل کنه و اون رو کشت

00:18:07.980 --> 00:18:09.960
...اون یه جوون آینده دار بود

00:18:09.960 --> 00:18:14.480
ولی از طرف دیگه، آئویی یه فرد گوشه گیر بود
.که تقریباً چیزی برای ازدست دادن نداشت

00:18:14.820 --> 00:18:18.240
پس آئویی برای حفاظت از اون
.همیچن کاری کرد

00:18:18.670 --> 00:18:20.990
...بعد از فراری دادن قاتل واقعی

00:18:20.990 --> 00:18:23.990
تصمیم گرفت جسد رو به کوه ببره
.و توی مرداب بندازه

00:18:23.990 --> 00:18:25.780
...به سه دلیل

00:18:25.780 --> 00:18:28.750
...اول، آب مرداب اثرات احتمالی

00:18:28.750 --> 00:18:31.750
از قاتل واقعی که ممکنه
.روی جسد مونده باشه رو بشوره

00:18:31.750 --> 00:18:35.170
دوم، دادن فرصت به قاتل واقعی
.برای توجیه زمان جرم

00:18:35.170 --> 00:18:42.330
پس... چرا اون زن گفت
امیدوارم که پیدا بشی."؟"

00:18:42.330 --> 00:18:45.870
!برای همین گفتم به سه دلیل

00:18:45.870 --> 00:18:49.920
تانیو آئویی سعی کرد هر اثری
.از قاتل واقعی رو از توی خونه ـش پاک کنه

00:18:49.920 --> 00:18:53.150
...خونه رو خوب میتونست پاک کنه

00:18:53.510 --> 00:18:56.150
ولی بیرون از خونه چطور؟

00:18:57.810 --> 00:19:01.140
اصلاً معلوم نبود کجا و چه اثری
.از قاتل به جا مونده باشه

00:19:01.870 --> 00:19:05.370
برای همین آئویی
!جسد رو تو مرداب شما انداخت

00:19:05.370 --> 00:19:07.200
منظورت چیه؟

00:19:07.200 --> 00:19:10.310
،معلومه دیگه
!به خاطر باریدن بارون

00:19:11.490 --> 00:19:13.680
...شما به عنوان خدای آب شناخته شدید

00:19:13.680 --> 00:19:16.010
و در گذشته هم از شما
درخواست بارون میکردن، مگه نه؟

00:19:16.010 --> 00:19:22.300
،اگه یه بارون شدید بباره
.هر اثری از قاتل واقعی هم کامل از بین میره

00:19:20.240 --> 00:19:22.300


00:19:22.300 --> 00:19:23.760
!یه لحظه صبر کن

00:19:24.760 --> 00:19:28.480
معروف بودن من به عنوان خدای آب
.برمیگرده به خیلی وقت پیش

00:19:28.480 --> 00:19:31.770
درضمن، انداختن جسد توی مرداب
.به عنوان پیشکش، غیرقابل قبوله

00:19:31.770 --> 00:19:34.310
واقعاً فکر کردن با پیشکش کردن
...جسد یه انسان کثیف

00:19:34.310 --> 00:19:36.760
 باران بهشون عطا میشه؟

00:19:36.760 --> 00:19:38.530
...اگه میخواست چیزی پیشکش کنه

00:19:38.530 --> 00:19:40.530
!باید یه دختر زیبا و زنده پیشکش میکرد

00:19:40.530 --> 00:19:44.740
!به عنوان پیشکش یه دختر برام بیار

00:19:44.740 --> 00:19:46.280
نگهبان مرداب؟

00:19:46.280 --> 00:19:49.850
دو نوع مراسم
.برای بارون وجود داره

00:19:49.850 --> 00:19:54.010
اول اینکه خدای بارون رو دعا کنی
.و از اون درخواست کنی

00:19:54.010 --> 00:19:55.540
.این روش سنتی ـه

00:19:55.880 --> 00:20:00.270
اما روش دیگه‌ای هم هست
...که توی اون خدای آب رو عصبانی میکنی

00:20:00.270 --> 00:20:02.880
.که باعث بارش بارون شدیدی میشه

00:20:02.880 --> 00:20:05.930
.آره، یه همچین چیزایی رو قبلاً هم شنیدم

00:20:05.930 --> 00:20:09.140
و به نظر میاد که شما هم
.واقعاً عصبانی شدید

00:20:09.140 --> 00:20:11.500
...جل الخالق

00:20:11.500 --> 00:20:14.350
.اتفاقاً روز بعدش هم بارون بارید

00:20:14.350 --> 00:20:18.640
خیلی خب، حالا دیگه
.حرفی که شنیدید رو میشه توضیح داد

00:20:18.640 --> 00:20:24.110
تانیو آئویی میخواست
.شما جسد رو پیدا کنید و عصبانی بشید

00:20:24.410 --> 00:20:29.120
برای همین گفت
".امیدوارم که پیدا بشی"

00:20:31.320 --> 00:20:34.500
!نه! این توضیح هنوزم کافی نیست

00:20:34.950 --> 00:20:38.450
اگه اینطوره باید میگفت
".امیدوارم بارون خوبی بباره"

00:20:38.450 --> 00:20:43.760
."!یا "امیدوارم مار بزرگ واقعاً عصبانی بشه

00:20:43.760 --> 00:20:45.180
!همینطوره که میگی

00:20:46.180 --> 00:20:51.640
،اگه یکی  با ماشین به دیدنش میومد
.ممکن بود اهالی اینجا اون رو ببینن

00:20:51.950 --> 00:20:53.990
...حتماً پلیسم در این مورد تحقیق کرده

00:20:53.990 --> 00:20:57.520
تا ببینن قاتل، همدست
.یا شریک جرمی نداشته باشه

00:20:57.520 --> 00:21:01.030
...خیلی راحت تمام فرضیات خودت رو رد کردی

00:21:01.030 --> 00:21:03.780
.برای همینه که تنها مجرم تانیو آئویی ـه

00:21:04.140 --> 00:21:08.160
.اکثر حرفایی که اعتراف کرده، درست بودن

00:21:08.160 --> 00:21:10.010
...تنها موردی که تفاوت داشت

00:21:10.010 --> 00:21:12.710
.دلیل انداختن جسد توی مرداب بوده

00:21:30.930 --> 00:21:32.640
!کورو سان

00:21:33.670 --> 00:21:37.560
اوه! پس اون دوست پسر اوهی ساماست؟
!چه موجود وحشتناکی

00:21:39.520 --> 00:21:41.250
کی دوست پسرته؟

00:21:41.250 --> 00:21:43.120
پس اومدی، ها؟

00:21:43.120 --> 00:21:45.770
!حرفت رو تصحیح کن
!بهش بگو که دوست پسرت نیستم

00:21:45.770 --> 00:21:48.390
.دعواهای عاشقانه رو بذار واسه بعد

00:21:48.390 --> 00:21:51.200
.الان باید سؤالات نگهبان مرداب رو جواب بدیم

00:21:51.200 --> 00:21:54.200
.همینطوره که میگی، اوهی ساما

00:21:55.070 --> 00:21:57.430
چه نقشه‌ای تو سرت داری؟

00:21:57.430 --> 00:22:00.810
اگه داشتی می‌شنیدی چرا زودتر نیومدی؟

00:22:00.810 --> 00:22:01.950
!اوهـــی ساما

00:22:02.400 --> 00:22:08.380
دلیل واقعی مجرم برای انداختن جسد
توی این مرداب چی بوده؟

00:22:11.960 --> 00:22:41.960
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:41.960 --> 00:23:44.960
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:44.960 --> 00:23:46.940
قسمت بعد

00:23:46.050 --> 00:23:48.480
موجی از حوادث مربوط به یک شبح قاتل
!در شهر ماکورازاوا اتفاق میوفته

00:23:48.480 --> 00:23:51.400
مجرم یه زن با لباس قرمز
!و صورتی بدون چهره است

00:23:51.850 --> 00:23:54.160
آیا عامل این حوادث
...شبح یه آیدول سابقه

00:23:54.160 --> 00:23:56.240
معروف به ناناسۀ تیر آهن به دست؟

00:23:56.870 --> 00:23:58.820
!قسمت بعد: شایعات دختر تیر آهن به دست