﻿WEBVTT

00:00:00.770 --> 00:00:01.930
!اوهی ساما

00:00:01.930 --> 00:00:06.730
دلیل واقعی مجرم برای انداختن جسد
توی این مرداب چی بوده؟

00:00:06.730 --> 00:00:08.820
...مجرم، تانیو آئویی

00:00:08.820 --> 00:00:12.280
میخواست چیزی که دنبالش بود رو
.پلیس براش پیدا کنه

00:00:13.140 --> 00:00:16.130
اون قبلاً توی این مرداب
...چیزی رو انداخته بود

00:00:16.130 --> 00:00:17.820
...که بعد از قتل یوشیهارا هیرو

00:00:17.820 --> 00:00:20.450
متوجه شد
.باید اون رو دوباره بدست بیاره

00:00:20.770 --> 00:00:23.710
ولی پیدا کردن چیزی که
...توی این مرداب بزرگ غرق شده

00:00:23.710 --> 00:00:26.460
.برای یه دختر تنها تقریباً غیرممکنه

00:00:26.830 --> 00:00:29.460
برای همین کاری کرد
.که پلیس براش پیداش کنه

00:00:29.860 --> 00:00:32.050
...اگه به پلیس بگه سلاح قتل رو اینجا انداخته

00:00:32.370 --> 00:00:35.790
احتمال زیادی داره که پلیس
.مرداب رو برای پیدا کردنش جست و جو کنه

00:00:35.790 --> 00:00:38.030
پس حرفی که زمزمه کرد چی؟

00:00:38.030 --> 00:00:40.390
...اونی که میخواست پیدا بشه جسد نبود

00:00:40.390 --> 00:00:43.450
 بلکه چیزی بود که خیلی وقت پیش
.توی مرداب انداخته بود

00:00:43.450 --> 00:00:45.480
...مدت خیلی زیادی از انداختنش میگذره

00:00:45.880 --> 00:00:48.410
.بنابراین هیچ ضمانتی وجود نداره که پیدا بشه

00:00:48.410 --> 00:00:52.950
.برای همین دعا کرد و امیدوار بود پیدا بشه

00:00:53.590 --> 00:00:56.210
.امیدوارم که پیدا بشی

00:00:58.530 --> 00:01:01.990
.و این حرفی بود که شما شنیدید

00:01:01.990 --> 00:02:31.990
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:32.000 --> 00:02:34.730
ولی اینجوری نیازی نبود
...به خودش دردسر بده

00:02:34.730 --> 00:02:36.210
.و جسد رو تا اینجا بیاره

00:02:36.210 --> 00:02:39.130
فقط کافی بود بگه
.سلاح رو اینجا انداخته

00:02:39.130 --> 00:02:42.230
.ولی اینجوری ماجرا خیلی عجیب میشد

00:02:43.030 --> 00:02:45.510
...تانیو آئویی برای رسیدن به هدفش

00:02:45.510 --> 00:02:47.280
.نیاز داشت که پلیس از موضوع مطلع بشه

00:02:47.280 --> 00:02:49.520
.اون رو به عنوان مجرم بازداشت کنه

00:02:49.520 --> 00:02:53.020
.تا به پلیس بگه سلاح رو انداخته توی مرداب

00:02:53.360 --> 00:02:57.290
پس چطور باید کاری کنه
که پلیس متوجۀ قتل بشه؟

00:02:57.290 --> 00:03:00.090
.اول از همه لازمه که جسد پیدا بشه

00:03:00.090 --> 00:03:01.660
!دقیقاً همینطوره، کورو سان

00:03:02.090 --> 00:03:05.120
پس باید چیکار میکرد
تا جسد رو پیدا کنن؟

00:03:05.120 --> 00:03:06.390
...خب

00:03:06.390 --> 00:03:09.120
باید شخصاً اعتراف میکرد؟
!اینجوری فایده نداشت

00:03:09.120 --> 00:03:11.030
...انداختن سلاح توی مرداب

00:03:11.030 --> 00:03:13.570
!به معنای تلاش برای پنهان کردن قتله

00:03:13.570 --> 00:03:16.050
.همچین مجرمی، نمیتونه خودش اعتراف کنه

00:03:16.050 --> 00:03:17.250
.درسته

00:03:17.250 --> 00:03:19.270
...از اینجا کوهنوردهای زیادی رد میشن

00:03:19.270 --> 00:03:21.470
.پس جسد خیلی زود پیدا میشد

00:03:21.470 --> 00:03:23.340
...درضمن، توی بازجویی‌ها هم گفته بود

00:03:23.340 --> 00:03:25.770
.میخواست مار غول‌پیکر جسد رو بخوره

00:03:25.770 --> 00:03:30.100
و این باعث شد که پلیس
...به سلامت روانی اون مشکوک بشه

00:03:30.100 --> 00:03:32.930
.و برای پی بردن به حقیقت، بیشتر تلاش کنه

00:03:32.930 --> 00:03:36.350
پس... اون زن دنبال چه چیزی میگشت؟

00:03:36.350 --> 00:03:39.860
بر چه اساسی میگی که قبلاً
چیزی توی این مرداب انداخته بود؟

00:03:39.860 --> 00:03:42.210
...احتمالاً چیزی بود که به دوست پسر سابقش

00:03:42.210 --> 00:03:44.530
.ماچی یوشیکازو سان مربوط میشده

00:03:45.170 --> 00:03:49.290
حتماً بابت اتفاقات 5 سال پیش
...ماچی سان رو مقصر میدونسته

00:03:49.290 --> 00:03:52.040
ولی اینا همش نقشه‌های
.یوشیهارو هیرو بود

00:03:52.400 --> 00:03:54.990
.فهمید که ماچی بی‌گناه بوده

00:03:54.990 --> 00:03:56.150
...حتماً تانیو آئویی

00:03:56.150 --> 00:03:58.800
به خاطر شک کردن به دوست‌پسرش
.پشیمون شده بود

00:03:59.050 --> 00:04:00.500
...که اینطور

00:04:00.500 --> 00:04:04.760
طبیعیه هر چیزی از کسی که
.بهت خیانت کرده رو بخوای دور بندازی

00:04:03.210 --> 00:04:04.760


00:04:05.140 --> 00:04:07.680
.و الان میخواست دوباره بدستش بیاره

00:04:07.680 --> 00:04:13.460
ولی این کارها
برای پیدا کردن یه وسیله، زیادی روی نبود؟

00:04:13.460 --> 00:04:14.900
.دقیقاً همینطوره

00:04:14.900 --> 00:04:17.020
اون دختر بعد از اتفاقی که
...برای دوست پسرش افتاد

00:04:17.020 --> 00:04:20.950
از شهری که تنهایی توش زندگی میکرد
.به زادگاهش برگشت

00:04:20.950 --> 00:04:25.450
احتمالاً قبل از حرکت، از بیشتر
.متعلقات دوست پسرش خلاص شده بود

00:04:25.810 --> 00:04:28.970
حتی اگه چندتایی عکس و هدیه هم باقی مونده باشه

00:04:28.970 --> 00:04:31.480
فقط کافی بود بسوزونه
.یا بندازشون توی زباله‌ها

00:04:31.480 --> 00:04:35.090
پس چه چیزی رو انداخته توی مرداب؟

00:04:40.470 --> 00:04:41.910
...بذار ببینم

00:04:42.450 --> 00:04:45.260
میتونه بچه‌ای باشه
...که از دوست پسرش داشت

00:04:49.270 --> 00:04:53.060
کمی بعد از مرگ دوست پسرش
...و برگشتن به زادگاه

00:04:53.060 --> 00:04:55.230
.متوجه شد که از اون مرد باردار شده

00:04:55.230 --> 00:04:57.850
...برای اون دختر که از حقیقت خبر نداشت

00:04:57.850 --> 00:04:59.940
این بچۀ مردی بوده
.که بهش خیانت کرده بود

00:05:00.490 --> 00:05:02.430
...اون بچه هیچ گناهی نداشت

00:05:02.430 --> 00:05:04.240
.پس تصمیم گیری خیلی براش بوده

00:05:05.340 --> 00:05:06.990
...ولی یه روز

00:05:07.370 --> 00:05:10.580
به خاطر فشار روحی
...دچار سقط جنین شد

00:05:10.580 --> 00:05:13.910
.و جسد جنین توی دستاش باقی‌ موند

00:05:14.370 --> 00:05:16.540
.و این موضوع حسابی براش مشکل ساز بود

00:05:17.030 --> 00:05:20.210
،بدون اینکه به کسی بگه
.تک و تنها ترتیبش رو داد

00:05:21.660 --> 00:05:26.010
و ماه پیش، وقتی تانیو آئویی
...حقیقت مرگ دوست پسرش رو فهمید

00:05:26.010 --> 00:05:28.380
.از کردۀ خودش پشیمون شد

00:05:29.620 --> 00:05:31.140
...به این فکر کرد که حداقل

00:05:31.140 --> 00:05:33.930
جسد جنین رو پیدا کنه
.و به شکل مناسبی دفنش کنه

00:05:34.580 --> 00:05:38.810
برای همین کاری کرد که پلیس
.مرداب رو براش جست و جو کنه

00:05:38.810 --> 00:05:43.810
پس تو میگی جسد بچۀ اون زن
کف این مرداب پیدا میشه؟

00:05:43.810 --> 00:05:45.430
.بعید میدونم

00:05:46.220 --> 00:05:48.300
...مگه شما قبلاً نگفتید

00:05:48.870 --> 00:05:51.660
.که مرتباً این مرداب رو تمیز میکنید

00:05:53.070 --> 00:05:57.690
احتمالاً 4 سالی میشه بچۀ اون زن
.توی مرداب غرق شده باشه

00:05:57.690 --> 00:06:01.340
پس حتماً آیاکاشی‌های کوهستان
.خیلی وقته اون رو بیرون کشیدن

00:06:02.550 --> 00:06:06.720
تانیو آئویی قبلاً جسد کوچیکی رو
.توی این مرداب انداخته بود

00:06:07.060 --> 00:06:11.430
بدون اینکه کسی متوجه بشه
.تنها توی شب به این کوه اومده بود

00:06:11.430 --> 00:06:16.270
برای همین به این فکر افتاد، جسد اون مرد رو
.به همین شکل توی مرداب بندازه

00:06:16.620 --> 00:06:18.890
...با انداختن اون جسد توی مرداب

00:06:18.890 --> 00:06:22.480
.سعی کرد جسد عزیزش رو بدست بیاره

00:06:25.230 --> 00:06:27.990
...این با چیزایی که شما گفتی تناقضی نداشت

00:06:27.990 --> 00:06:29.700
و محتمل‌ترین نظریه بود، نه؟

00:06:33.030 --> 00:06:37.470
انسان‌ها به چیزای وحشتناکی
...فکر میکنن و انجامش میدن

00:06:37.470 --> 00:06:38.870
...واقعاً که، موافقم

00:06:38.870 --> 00:06:41.930
،نه، اوهی ساما
...شما هم دست کمی ندارید

00:06:41.930 --> 00:06:43.630
...ولی وحشتناک‌تر از همه

00:06:45.340 --> 00:06:47.460
!نه! واقعاً وحشتناکه

00:06:49.930 --> 00:06:52.430
مراقب
آتش روشن کردن
!در کوه باشید

00:06:50.550 --> 00:06:52.430
این نظری که دادی واقعیت داشت؟

00:06:52.950 --> 00:06:54.720
...جسد یه جنین دیگه خیلی

00:06:54.720 --> 00:06:59.310
تا اونجا که میدونم
...تانیو آئویی تقریباً هیچ دروغی به پلیس نگفت

00:06:59.930 --> 00:07:03.440
واقعاً امیدوار بود نگهبان مرداب
.جسد رو بخوره

00:07:04.210 --> 00:07:05.790
...قبل از ملاقات با نگهبان مرداب

00:07:05.790 --> 00:07:10.240
.یه روح فرستادم به زندان تانیو آئویی

00:07:10.850 --> 00:07:13.820
پس مار بزرگ جسد رو پیدا نکرد، ها؟

00:07:13.820 --> 00:07:15.950
.و همچین چیزی گفت

00:07:16.330 --> 00:07:19.660
این رو میدونستی
ولی دروغ سر هم کردی؟

00:07:19.660 --> 00:07:21.630
.بله، همینطوره

00:07:21.630 --> 00:07:26.780
ولی با این حال، توضیحاتم
.منطقی به نظر میرسیدن، پس حل شد

00:07:26.780 --> 00:07:31.110
ولی هیچ تضمینی وجود نداره که مجرم
.منطقی عمل کرده باشه

00:07:32.270 --> 00:07:36.000
،نگهبان مرداب گفت
...اگه میخواست من جسد رو بخورم

00:07:36.000 --> 00:07:37.320
.فقط کافی بود ازم درخواست کنه

00:07:37.320 --> 00:07:41.410
ولی برای اون دختر
.مهمترین چیز، پیدا کردن جسد توسط مار بود

00:07:41.410 --> 00:07:43.100
.برای همین اون حرف رو زده بود

00:07:43.100 --> 00:07:46.310
.به نظرم که غیر منطقی هم نیست

00:07:47.150 --> 00:07:53.410
حتی ممکنه که نگهبان مرداب
.حرفای اون دختر رو اشتباه متوجه شده باشه

00:07:51.780 --> 00:07:53.410


00:07:53.770 --> 00:07:56.810
.در این صورت، تمام فرضیه‌ها باطل میشن

00:07:57.220 --> 00:08:00.220
یه یوکای بزرگ که به عنوان
...نگهبان مرداب شناخته میشه

00:08:00.220 --> 00:08:02.090
هیچوقت قبول نمی‌کنه اشتباه شنیده، ها؟

00:08:02.090 --> 00:08:05.900
درسته! برای همینم
.از قدرت حکمتم استفاده کردم

00:08:06.810 --> 00:08:09.240
...دیگه متوجه قدرتت شدم

00:08:09.240 --> 00:08:13.840
ولی به نظرم باید بیشتر مراقب رفتارت باشی
.تا خودت رو توی خطر نندازی

00:08:13.840 --> 00:08:18.180
...برای همین گفتم اگه تو همراهم بیای

00:08:18.500 --> 00:08:20.070
...نگفتی برای همراهی کردنت

00:08:20.070 --> 00:08:22.780
.باید توی شکار یوکای کمکت کنم

00:08:22.780 --> 00:08:25.060
پس قرار گذاشتن ـمون رو قبول کردی، ها؟

00:08:26.550 --> 00:08:28.050
.منظورم این نبود

00:08:44.000 --> 00:08:48.690
سال بعد 2

00:08:50.410 --> 00:08:54.490
...خب میدونی، دختری که همکارمه خیلی خوشکله

00:08:54.490 --> 00:08:57.010
.درضمن، چیزای خیلی بزرگی هم داره

00:08:57.820 --> 00:08:59.510
ها؟ منظورم چیه؟

00:09:00.020 --> 00:09:01.140
...سینه‌هاش

00:09:01.140 --> 00:09:02.220
...بزرگ

00:09:16.340 --> 00:09:17.410
!هی، یومیهارا

00:09:17.900 --> 00:09:18.570
بله؟

00:09:18.950 --> 00:09:21.570
اون روز که برای خودن کباب دعوتت کردم

00:09:21.570 --> 00:09:25.500
 گفتی خوردن کباب تو رو یاد
...دوست پسری سابقت میندازه که بد ازش جدا شدی

00:09:25.500 --> 00:09:27.000
...حالت رو بد میکنه

00:09:27.000 --> 00:09:28.440
.پس دعوتم رو رد کردی

00:09:28.440 --> 00:09:31.210
پس چرا الان داری کباب میخوری؟

00:09:31.210 --> 00:09:34.210
چون فهمیدم نباید تا ابد
...تو گذشته باقی بمونم

00:09:34.210 --> 00:09:37.410
و الان دارم تلاش میکنم
.از اون گذشته عبور کنم

00:09:37.410 --> 00:09:38.340
واقعاً؟

00:09:38.340 --> 00:09:40.010
.هر وقت ازش عبور کردی، خبرم کن

00:09:40.010 --> 00:09:41.810
.بازم برای کباب دعوتت میکنم

00:09:42.310 --> 00:09:43.450
...راستی، تو

00:09:43.450 --> 00:09:45.980
گزارش تصادف رودخانۀ ماکوراگاوا رو نوشتی؟

00:09:45.980 --> 00:09:46.690
.بله

00:09:47.070 --> 00:09:48.340
...توی گزارش اومده که

00:09:48.340 --> 00:09:50.630
...راننده یه توله سگ جلوی ماشینش دید

00:09:50.630 --> 00:09:54.150
.هول کرد، زد به گاردریل و افتاد تو رودخونه

00:09:54.470 --> 00:09:57.800
.ولی با حرفای اولش که خیلی فرق داره

00:09:57.800 --> 00:10:00.100
اون حرفا رو وقتی زده بود که
...تازه از رودخونه نجاتش داده بودن

00:10:00.100 --> 00:10:02.120
.و هنوز گیج بود

00:10:02.540 --> 00:10:06.230
،وقتی آروم شد
.تأیید کرد که موضوع چیز دیگه‌ای بود

00:10:06.230 --> 00:10:09.630
پس حقیقت داره
...که اون دانشجو اولش گفته

00:10:10.020 --> 00:10:12.630
...دختری دیده که یه تیرآهن 2 متری دستش بوده

00:10:12.630 --> 00:10:16.380
...یه لباس قرمز و سیاه با دامن کوتاه هم تنش بود

00:10:16.380 --> 00:10:19.840
روی سرش یه روبان بزرگ بود
...ولی هیچ چهره‌ای نداشت

00:10:19.840 --> 00:10:23.890
،ناگهان جلوی ماشین ظاهر شد
.منم هول کردم و فرمون رو چرخوندم

00:10:24.950 --> 00:10:26.120
ها؟

00:10:26.120 --> 00:10:27.110
.بله

00:10:27.110 --> 00:10:29.770
پس چرا توی گزارش نهایی توله سگ نوشتی؟

00:10:30.330 --> 00:10:33.930
.چون تو گزارش فرقی نمی‌کرد شبح باشه یا توله سگ

00:10:33.930 --> 00:10:35.460
.زمین تا آسمون فرق دارن

00:10:35.460 --> 00:10:36.780
...ترادا سان

00:10:37.730 --> 00:10:40.030
داری دنبال کوجین ناناسه میگردی؟

00:10:37.730 --> 00:10:40.030 line:20%
."مترجم: "کوجین ناناسه" یعنی "ناناسۀ تیرآهن به دست

00:10:40.870 --> 00:10:42.170
کوجین ناناسه؟

00:10:42.170 --> 00:10:43.700
درموردش نشنیدی؟

00:10:43.700 --> 00:10:45.190
پس ناناسه کارین رو چطور؟

00:10:45.190 --> 00:10:46.750
...آه... اگه اشتباه نکنم

00:10:47.160 --> 00:10:49.670
یه آیدول بود که اوایل امسال مرد، درسته؟

00:10:49.670 --> 00:10:53.000
یادمه به خاطر یه سری شایعات ناخوشایند
.رسانه‌ها حسابی ازش بد میگفتن

00:10:53.000 --> 00:10:54.460
.درسته

00:10:54.460 --> 00:10:56.590
...و برای دور شدن از همون رسانه‌ها

00:10:56.590 --> 00:10:59.420
...توی هتل شهر ماکورازاکا مخفی شده بود

00:10:59.420 --> 00:11:03.660
ولی به خاطر افتادن یه تیر آهن
.از ساختمون درحال ساختِ نزدیک هتل، کشته شد

00:11:01.510 --> 00:11:03.660
اخطار

00:11:03.660 --> 00:11:05.760
.خیلی سر و صدا به پا کرد

00:11:05.760 --> 00:11:08.490
.اخیراً بازم شایعاتش داغ شده

00:11:08.490 --> 00:11:10.630
حتماً میگن خودکشی کرده بود، ها؟

00:11:10.630 --> 00:11:11.400
...نه

00:11:12.100 --> 00:11:13.370
.پیداش شده

00:11:13.900 --> 00:11:16.610
.میگن شب‌ها توی شهر ماکورازاکا پیداش میشه

00:11:17.010 --> 00:11:19.420
.با همون لباسی که زمان آیدولی تنش میکرد

00:11:19.420 --> 00:11:22.180
.تیرآهنی که با اون کشته شد، توی دستشه

00:11:22.180 --> 00:11:25.580
!روح بی‌چهرۀ ناناسه کارین

00:11:25.940 --> 00:11:27.450
تو چه نظری داری؟

00:11:27.900 --> 00:11:31.890
به نظرم توی گزارشات رسمی
.اسمی از روح برده نشه، بهتره

00:11:31.890 --> 00:11:33.940
!منظورم این قسمتش نبود

00:11:33.940 --> 00:11:35.500
.میخوام نظرت رو راجع به این داستان بدونم

00:11:36.070 --> 00:11:38.840
نمیدونم این کوجین ناناسه
...یه روحه یا یه هیولا

00:11:39.290 --> 00:11:41.390
به نظرت امکان داره همچین چیزی
این اطراف ول بچرخه؟

00:11:43.750 --> 00:11:45.810
...چهرۀ وحشت‌زدۀ اون دانشجو

00:11:45.810 --> 00:11:48.220
...اثر تایرها و گاردریل شکسته شده

00:11:49.290 --> 00:11:50.220
...و همینطور

00:11:52.550 --> 00:11:56.580
حس عجیبی که هنوز
.توی اون محیط باقی مونده بود، واقعی بودن

00:11:57.630 --> 00:12:00.970
مطمئنم چیز غیرعادی‌ای که
...اون دانشجو دیده

00:12:00.970 --> 00:12:02.630
.واقعیت داشته

00:12:04.810 --> 00:12:09.040
ایستگاه‌های پلیس حاشیۀ شهر گزارش دادن
...فردی با مشخصات کوجین ناناسه

00:12:09.040 --> 00:12:12.550
.به بعضی از افراد منطقه حمله کرده

00:12:13.220 --> 00:12:15.170
مستقیماً به ایستگاه پلیس گزارش دادن؟

00:12:15.580 --> 00:12:20.260
پلیس منطقه میگه
...اوایل گزارشات رو سوءتفاهم برداشت کردیم

00:12:20.260 --> 00:12:22.220
...ولی از اواسط ماه پیش

00:12:22.220 --> 00:12:24.260
...مواردی از حملات تصادفی

00:12:24.260 --> 00:12:27.720
و یا تلاش برای حمله
.در سراسر شهر رو به افزایشه

00:12:27.720 --> 00:12:29.100
!ترادا سان

00:12:29.100 --> 00:12:31.390
...واقعاً اعتقاد داری که کوجین ناناسه

00:12:31.760 --> 00:12:34.100
داره به مردم حمله میکنه؟

00:12:36.440 --> 00:12:40.600
...هوی هوی
!جوری نگو که انگار مغزم عیب کرده

00:12:40.600 --> 00:12:42.320
.من به روح موح اعتقادی ندارم

00:12:42.850 --> 00:12:45.260
.حتماً کار یه آدم زنده است

00:12:46.020 --> 00:12:50.660
اگه واقعاً کسی با لباس مبدل
...داره اینور و اونور می‌چرخه

00:12:50.660 --> 00:12:53.910
،برای یه شوخی یا زورگیری
.داره زیادی به خودش دردسر میده

00:12:54.350 --> 00:12:56.080
...منم درگیر همین موضوعم

00:12:56.080 --> 00:12:59.620
...اگه این همه دردسر داره به خودش میده

00:12:59.620 --> 00:13:03.290
حتماً باید دلیل مهم
.یا هدف خاصی داشته باشه

00:13:04.070 --> 00:13:07.260
،چیزی که شوخی نیست
.بلکه یه جرم واقعیه

00:13:07.900 --> 00:13:12.850
گزارشاتی که مستقیماً به ایسگاه پلیس داده شده
...از دو هفتۀ پیش شروع شدن

00:13:09.850 --> 00:13:12.850
!استفاده نکنید
<font size="13.5" color="#c46f77">!از سایت‌های دوست یابی استفاده نکنید</c>

00:13:09.850 --> 00:13:12.850
!!حتی میتونه این مرد باشه

00:13:09.850 --> 00:13:12.850
ما منتظر
یاری افسران پلیس
برای نجات
این شهر هستیم

00:13:09.850 --> 00:13:12.850
بیایید همه با هم از این شهر محافظت کنیم

00:13:12.850 --> 00:13:16.560
در حادثه اخیر یک دانشجو بعد از برخورد
!به گاردریل، به درون رودخانه سقوط کرد

00:13:12.850 --> 00:13:16.560 line:20%
توی اینترنتم، از همون موقع
.اطلاعات شروع به پخش شدن کرد

00:13:16.970 --> 00:13:20.980
برای پخش کردن شایعاتم
.زمان کافی داشتن

00:13:20.980 --> 00:13:24.820
.و این اواخر شروع به کار کردن

00:13:25.140 --> 00:13:29.070
برای یه پلیس خیلی بده
.که همچین شایعاتی رو باور کنه

00:13:31.070 --> 00:13:32.700
!ولی قطعاً یه چیزایی پشتش هست

00:13:33.160 --> 00:13:37.890
این اواخر حومۀ شهر‌ها
.شده کانون جرم‌های سازمان یافته

00:13:37.890 --> 00:13:40.710
.یعنی الانم همه چی رو زیر نظر دارن

00:13:41.220 --> 00:13:43.750
ترادا سان باور داره
...ظاهر شدن کوجین ناناسه

00:13:43.750 --> 00:13:46.110
.شروعی برای جرم‌های بزرگتره

00:13:46.610 --> 00:13:47.300
...ولی

00:13:47.980 --> 00:13:49.930
!کوجین ناناسه، واقعیه

00:13:50.550 --> 00:13:54.280
یه روح واقعیه که هیچ ارتباطی
.با جرم‌های دیگه نداره

00:13:54.280 --> 00:13:56.060
...از حالا به بعد، هر اتفاقی هم که بیوفته

00:13:56.060 --> 00:13:58.330
.پلیس نمیتونه از پس اون بربیاد

00:13:59.950 --> 00:14:02.620
.خیلی خوب میشه اگه تو هم کمکم کنی

00:14:02.620 --> 00:14:03.480
...ترادا سان

00:14:03.890 --> 00:14:05.990
!لطفاً این رو یادت بمونه

00:14:06.660 --> 00:14:11.070
احتمال وجود ارواح و یوکای"
"!توی این دنیا هم وجود داره

00:14:12.530 --> 00:14:16.350
چی شده، یومیهارا؟
تو از اون آدمایی که به این چیزا باور دارن؟

00:14:16.790 --> 00:14:18.460
...من تا حالا روح ندیدم

00:14:18.860 --> 00:14:21.330
.ولی یوکای رو دیدم

00:14:21.330 --> 00:14:22.540
درمورد چی حرف میزنی؟

00:14:23.020 --> 00:14:25.780
اگه با موجوداتی
...فراتر از تصورت روبه‌رو بشی

00:14:26.300 --> 00:14:28.840
یا فکر کنی نباید همچین موجوداتی
...توی این دنیا وجود داشته باشن

00:14:28.840 --> 00:14:30.720
!قدرت حرکتت رو از دست میدی

00:14:30.720 --> 00:14:31.850
...باشه

00:14:32.900 --> 00:14:34.770
...ولی میدونم گفتنش فایده‌ای نداره

00:14:36.420 --> 00:14:38.760
...به خاطر اینکه به این چیزا اعتقادی نداشتم

00:14:38.760 --> 00:14:41.020
باعث شد رابطه ـم
.با دوست پسرم به هم بخوره

00:14:41.700 --> 00:14:46.350
اوه! آه... این دوست پسرت
یوکای یا روح بوده؟

00:14:58.620 --> 00:14:59.340
!ببخشید

00:14:59.340 --> 00:15:00.710
!هوی! یومیهارا

00:15:10.740 --> 00:15:14.470
انگار با خوردن گوشت
.واقعاً حالت بد میشه

00:15:14.810 --> 00:15:16.690
میخوای برات آب بیارم؟

00:15:16.690 --> 00:15:18.700
.نه، خوبم

00:15:18.700 --> 00:15:19.980
...با این حال، ترادا سان

00:15:20.870 --> 00:15:23.990
.موجوداتی فراتر از درک انسان‌ها وجود دارن

00:15:23.990 --> 00:15:25.690
.لطفاً مراقب خودتون باشید

00:15:25.690 --> 00:15:27.690
.باشه، متوجه شدم

00:15:27.690 --> 00:15:31.530
حداقل متوجه شدم که تو درگیر
.یه رابطۀ پیچیده بودی

00:15:31.530 --> 00:15:35.700
.اِه، خب... راستش آخرش پیچیده شد

00:15:36.150 --> 00:15:38.450
.پس تا بعد، روی کمکت حساب میکنم

00:15:46.830 --> 00:15:47.890
!کورو کون

00:15:53.090 --> 00:15:55.100
...انسان‌ها وحشتناکن

00:15:55.560 --> 00:15:59.850
،شماها هرچیزی رو میخورید
.با هر چیزی هم قاطی میشید

00:15:59.850 --> 00:16:02.770
...حتی هیولایی مثل تو رو خلق کردن

00:16:02.770 --> 00:16:05.020
!چه وحشتناک

00:16:11.970 --> 00:16:14.340
...همچین هیولایی نامزدمه"

00:16:14.340 --> 00:16:17.780
و باید جدی درمورد
".ادامۀ رابطه ـمون تصمیم میگرفتم

00:16:17.780 --> 00:16:19.940
کورو... کون؟

00:16:21.700 --> 00:16:22.620
.ساکی سان

00:16:24.890 --> 00:16:26.780
.نمیدونم چرا همچین فکری به ذهنم اومد

00:16:29.470 --> 00:16:30.510
...از اون روز به بعد

00:16:30.510 --> 00:16:33.320
...دنیایی که بهش اعتقاد داشتم به هم ریخت

00:16:33.320 --> 00:16:35.640
...و با ترس و لرز به زندگیم ادامه دادم

00:16:36.260 --> 00:16:39.390
درحالی که بیشتر از پیش
.میتونستم وجود اونا رو حس کنم

00:16:40.030 --> 00:16:43.230
نمیدونم تا کی میتونم
.به همچین زندگی غم‌انگیزی ادامه بدم

00:16:45.010 --> 00:16:49.150
حتی این شیبی که هر روز
.ازش بالا میرم، نگرانم میکنه

00:16:51.900 --> 00:16:57.280
...اوه... اوه! اوه! آه

00:16:58.110 --> 00:16:58.990
یه دختر بچه؟

00:17:04.070 --> 00:17:05.130
حالت خوبه؟

00:17:05.130 --> 00:17:05.870
.بله

00:17:06.200 --> 00:17:08.460
در مقایسه با درد از دست دادن بکارتم
.اینکه چیزی نیست

00:17:08.810 --> 00:17:12.490
چرا تو همچین موقعیتی
از این مقایسۀ ناجور استفاده میکنی؟

00:17:12.490 --> 00:17:13.840
...خب آخه

00:17:13.840 --> 00:17:17.340
،دردناکترین تجربه‌ای بود که داشتم
.کاریش نمیشه کرد

00:17:19.380 --> 00:17:21.270


00:17:21.690 --> 00:17:24.230
بچه‌های این دوره زمونه
.چه شوخی‌های عجیبی میکنن

00:17:24.760 --> 00:17:28.150
بچه؟
وایسا، یعنی چند سالشه؟

00:17:28.460 --> 00:17:32.110
نمیدونم کی هستی و از کجا اومدی
.ولی خیلی ممنونم

00:17:32.110 --> 00:17:34.770
.خیلی کوچولو و بانمکه

00:17:34.770 --> 00:17:35.400
...ولی

00:17:36.070 --> 00:17:38.450
،این حضور اسرارآمیزی که ازش حس میکنم
چی میتونه باشه؟

00:17:39.690 --> 00:17:42.290
...میدونم لطف کردی و کمکم کردی

00:17:42.290 --> 00:17:45.410
،منم قصد ندارم بترسونمت
!ولی بهتره فرار کنی

00:17:45.410 --> 00:17:46.430
از چی؟

00:18:00.740 --> 00:18:02.940
!کوجین ناناسه

00:18:02.940 --> 00:18:03.990
!فرار کن

00:18:03.990 --> 00:18:05.890
.اون وهم و خیال نیست

00:18:06.410 --> 00:18:08.170
...اون دقیقاً از همون موجوداته

00:18:08.170 --> 00:18:11.760
،که به عنوان روح
.هیولا و یا یوکای می‌شناسنشون

00:18:11.760 --> 00:18:15.070
،خودم میدونم
!این هاله‌ای که داره، واقعیه

00:18:15.070 --> 00:18:17.500
.اون سینه‌های بزرگشم واقعی هستن

00:18:17.500 --> 00:18:19.740
!الان که وقت این حرفا نیست

00:18:22.590 --> 00:18:24.230
!این شوخی بردار نیست

00:18:24.230 --> 00:18:25.580
!دیگه خسته شدم

00:18:29.250 --> 00:18:32.540
...از اون کاپا فرار کردم
...از کورو کون فرار کردم

00:18:32.540 --> 00:18:35.340
.و دارم یه زندگی پر از افسردگی رو میگذرونم

00:18:35.690 --> 00:18:39.680
دیگه خسته شدم از اینکه
.این چیزا دائم رو زندگیم تأثیر بذارن

00:18:39.680 --> 00:18:41.970
...این مزخرفات رو

00:18:42.340 --> 00:18:44.760
!همین امشب تموم میکنم

00:18:58.570 --> 00:18:59.950
...این

00:19:00.350 --> 00:19:01.710
!غیر منطقیه

00:19:01.710 --> 00:19:04.080
!برای همین بهت گفتم فرار کن

00:19:31.980 --> 00:19:33.650


00:19:57.420 --> 00:19:59.150
فرار کرد، ها؟

00:19:59.150 --> 00:20:02.290
ولی این چیزی نیست که بتونم
.با زور از پسش بربیام

00:20:05.090 --> 00:20:06.550
.اصلاً سر در نمیارم

00:20:06.980 --> 00:20:08.850
چطور تونست یه روح رو با لگد بزنه؟

00:20:09.260 --> 00:20:11.060
این دختره واقعاً کیه؟

00:20:11.980 --> 00:20:14.580
!نکنه که اونم آدم نیست

00:20:14.580 --> 00:20:16.670
.نگران نباش، اون مصنوعیه

00:20:17.750 --> 00:20:20.690
جوری ساخته شده
.که هر وقت بخوام در بیاد

00:20:20.690 --> 00:20:24.360
چون اگه در نیاد
.ممکنه بدجور به بدنم آسیب برسه

00:20:24.360 --> 00:20:28.090
،من نتونستم اون رو لمس کنم
تو چطور تونستی لمسش کنی؟

00:20:29.070 --> 00:20:31.150
تو هم یوکای هستی؟

00:20:31.740 --> 00:20:33.000
!آ... نه

00:20:33.000 --> 00:20:36.450
...تقریباً چیزی بین نا بین

00:20:38.250 --> 00:20:41.460
نمیدونم کی هستی و از کجا اومدی
.ولی خیلی شجاعی

00:20:41.460 --> 00:20:43.800
.اتفاق امروز رو فراموش کن

00:20:43.800 --> 00:20:47.510
خودم به زودی
.ترتیب کوجین ناناسه رو میدم

00:20:47.890 --> 00:20:50.430
.برای همینه که به اینجا اومدم

00:20:50.430 --> 00:20:52.980
...ترجیح میدم با پلیس‌ها درگیر نشم

00:20:52.980 --> 00:20:56.350
.پس لطفاً به کسی نگو که من رو دیدی

00:20:57.810 --> 00:21:01.450
،جزئیات بیشتر رو توی ایستگاه پلیس بگو
.پایین همین تپه است

00:21:01.980 --> 00:21:02.960
!جون من

00:21:02.960 --> 00:21:06.930
شاید پات مشکلی نداشته باشه
.ولی تمام بدنت کبودی و زخمه

00:21:06.930 --> 00:21:08.070
.خودم بهشون میرسم

00:21:08.660 --> 00:21:09.860
.نگران نباش

00:21:08.660 --> 00:21:13.830
بخش ترافیک
افسر پلیس
یومیهارا ساکی

00:21:09.860 --> 00:21:13.830
نمیخوام ازت اعتراف بگیرم
.یا با خانواده ـت تماس بگیرم

00:21:14.390 --> 00:21:15.620
...همین الان توی ادارۀ پلیس

00:21:15.620 --> 00:21:18.750
حوادثی گزارش شده که معتقدن
.کوجین ناناسه مسئول اوناست

00:21:18.750 --> 00:21:20.780
.پس نمیتونم از این موضوع چشم پوشی کنم

00:21:21.460 --> 00:21:24.760
...افسر پلیس بخش ترافیک، یومیهارا ساکی

00:21:26.380 --> 00:21:28.770
،نکنه که تو
همون ساکی سان هستی؟

00:21:28.770 --> 00:21:32.520
...خب... نمیدونم داری از چی حرف می

00:21:34.390 --> 00:21:37.420
...موهات کوتاه‌تر شده و کمی وزن کم کردی

00:21:37.420 --> 00:21:39.900
!واسه همین نشناختمت

00:21:39.900 --> 00:21:43.560
!آه! اگه می‌دونستم تویی، نجاتت نمیدادم

00:21:43.560 --> 00:21:46.400
...خب منظورم این نیست که میذاشتم بمیری

00:21:47.610 --> 00:21:49.420
!جوری حرف بزن که منم متوجه بشم

00:21:49.420 --> 00:21:50.980
تو من رو میشناسی؟

00:21:52.220 --> 00:21:54.620
.من که یادم نمیاد تو رو دیده باشم

00:21:54.620 --> 00:21:59.250
قبلاً یه بار با هم ملاقات کردیم
.ولی اولین باره خودم رو معرفی میکنم

00:21:59.850 --> 00:22:01.760
.من ایواناگا کوتوکو هستم

00:22:01.760 --> 00:22:04.760
دوست دختر فعلی
.ساکوراگا کورو سنپای هستم

00:22:10.260 --> 00:22:11.450
!آخ

00:22:12.000 --> 00:22:42.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:42.000 --> 00:23:45.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:45.000 --> 00:23:46.980
قسمت بعد

00:23:45.860 --> 00:23:47.740
...کوجین ناناسه

00:23:47.740 --> 00:23:51.700
یه آیدول سابق به اسم ناناسه کارین
.که به طرز مرموزی مرد

00:23:51.700 --> 00:23:53.160
...برای شکست دادن کوجین ناناسه

00:23:53.160 --> 00:23:56.560
.باید حقیقت واقعی ناناسه کارین رو پیدا کنیم

00:23:56.560 --> 00:23:59.500
.قسمت بعد: آیدولی که با تیرآهن مرد