﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:09.860
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:01.140 --> 00:00:04.390
‫هنوز نتونستی
‫ریکا-سان رو پیدا کنی؟

00:00:04.390 --> 00:00:07.140
‫بعضی وقتا از شاهدای
‫عینی گزارش میگیرم

00:00:07.140 --> 00:00:09.860
‫ولی همچین دستگیر نیست.

00:00:09.860 --> 00:00:12.240
‫الان اواسط جولای‌ـه.

00:00:12.240 --> 00:00:15.870
‫یه سال میشه که اون ناپدید شده.

00:00:15.870 --> 00:00:18.440
‫به همه یوکای ها
‫و آیاکاشی ها گفتم

00:00:18.440 --> 00:00:21.870
‫وقتی اون‌ـو دیدن
‫فورا با من تماس بگیرن

00:00:21.870 --> 00:00:25.830
‫ولی هیچ تضمینی نیست
‫که سریع به جواب برسیم.

00:00:25.830 --> 00:00:31.450
‫همچنین مطمئنم اون به جاهای
‫سفر میکنه که آیاکاشی های کمی داره.

00:00:31.450 --> 00:00:36.620
‫اگه یک‌ـم یه جا بند بشه برای
‫پیدا کردنش خیلی مفید واقع میشه.

00:00:37.260 --> 00:00:41.770
‫تو و ریکا-سان در یک نقطه
‫با هم کنار اومدین. درسته؟

00:00:41.770 --> 00:00:44.020
‫آره بگی نگی.

00:00:44.020 --> 00:00:48.710
‫وقتی تو عمارت من بود،
‫یه صحبت‌ـی با هم داشتیم...

00:00:49.200 --> 00:00:50.440
‫کوتوکو-سان...

00:00:50.440 --> 00:00:53.740
‫چی تو رو میترسونه؟

00:00:54.350 --> 00:00:55.990
‫خب...

00:00:55.990 --> 00:00:58.950
‫میتونم بگم یه فنجون
‫چای داغ برام ترسناکه.

00:00:59.680 --> 00:01:02.530
‫دقیقا به خاطر اینه
‫که ازت متنفرم.

00:01:02.530 --> 00:01:03.450
‫عه؟

00:01:03.450 --> 00:01:06.460
‫چطور ممکنه تو جواب
‫من مشکل‌ـی باشه؟

00:01:06.460 --> 00:01:08.490
‫ازت یه سوال پرسیدم

00:01:08.490 --> 00:01:13.500
‫ولی عین آدم جواب ندادی مثل
‫وقتی که داری "مانجو کوای میخونی".

00:01:13.500 --> 00:01:17.390
‫ولی بامزه بازی درآوردی.
‫دیگه این‌کارو نکن.

00:01:17.390 --> 00:01:19.650
‫داستان‌ـو برام لو دادی.

00:01:19.650 --> 00:01:22.830
‫چطوری یه داستان کلاسیک
‫راکوگو برات لو رفت؟

00:01:19.830 --> 00:01:22.830
‫راکوگو: یه چیزی شبیه استنداپ‌کمدی سنتی ژاپنی
‫ها که بازیگر با بادبزن کاغذی اونو انجام میده.

00:01:22.830 --> 00:01:27.630
‫منظورم اینه مطمئن نیستم
‫چطور به سوال‌ـت جواب بدم.

00:01:27.630 --> 00:01:30.450
‫تو دختری. از عنکبوت میترسی؟

00:01:30.450 --> 00:01:33.320
‫همین چند روز پیش من به
‫داد یه عنکبوت بزرگ رسیدم.

00:01:33.320 --> 00:01:35.730
‫نمیتونم بگم چقدر ترسیده بودم.

00:01:35.730 --> 00:01:40.370
‫شاید پاهای درازی داشت ولی
‫راحت میتونستم سرش‌ـو با مشت له کنم.

00:01:40.370 --> 00:01:41.740
‫از مار ها چی؟ میترسی؟

00:01:41.740 --> 00:01:43.240
‫به اونا عادت دارم.

00:01:43.240 --> 00:01:44.840
‫حشرات چطور؟

00:01:45.320 --> 00:01:47.620
‫احتمالا رابطه‌ـت
‫با اونا هم خوبه.

00:01:47.620 --> 00:01:49.070
‫اگه از حشرات میترسیدم

00:01:49.070 --> 00:01:52.960
‫نه میتونستم به کوهستان برم نه خونه های
‫متروکه که یوکای ها اونجا زندگی میکنن.

00:01:52.960 --> 00:01:55.780
‫خب اگه یه روزی کورو
‫ازت متنفر شد چی؟

00:01:55.780 --> 00:01:59.510
‫آها گمونم قبلا ازت متنفر شده.

00:01:59.510 --> 00:02:01.470
‫ازم متنفر نیست.

00:02:01.470 --> 00:02:05.580
‫هر رابطه ای، فراز و نشیب داره.

00:02:05.580 --> 00:02:07.310
‫چیزی برای ترسیدن نداریم ما.

00:02:07.310 --> 00:02:11.440
‫پس گمونم از این نمیترسی
‫که شاید کورو باهات کات کنه.

00:02:11.440 --> 00:02:14.840
‫اه بزار ببینم. اون واقعا
‫هم باهات کات کرده.

00:02:15.570 --> 00:02:17.570
‫باشه تو راس میگی.

00:02:17.570 --> 00:02:21.530
‫برای یک چیز اگه این سناریو بود، میتونستم اونو
‫با استفاده از هر وسیله ای که لازمه حل کنم.

00:02:21.530 --> 00:02:25.240
‫متوجه‌ـی که این باعث میشه
‫شبیه مزاحما به نظر بیای؟

00:02:25.240 --> 00:02:30.060
‫خیلی گستاخی وقتی تو خونه
‫منی اینطوری بهم توهین میکنی.

00:02:30.060 --> 00:02:33.380
‫خب والدین‌ـت منو دوست دارن.

00:02:33.380 --> 00:02:35.390
‫اگرچه این فقط یه بحث ساده است.

00:02:35.390 --> 00:02:39.120
‫ولی آخه چطور بابا مامان من میتونن یه
‫زن شبیه سوکیما اونو رو دوست داشته باشن؟

00:02:35.390 --> 00:02:39.120
‫لایتنس: سوکیما اونو اشاره به یک
‫فیلم ترسناک ژاپنی با همین نام داره.

00:02:39.120 --> 00:02:41.800
‫چطوری میتونی همچین
‫حرفای بیرحمانه درمورد

00:02:41.800 --> 00:02:43.510
‫دختر عموی دوست پسرت بگی؟

00:02:43.850 --> 00:02:49.640
‫دقیقا بخاطر اینه که برام هیچ فایده
‫ای نداره بهت بگم از چی میترسم.

00:02:50.090 --> 00:02:51.650
‫خب ریکا-سان

00:02:51.650 --> 00:02:54.020
‫تو از چی میترسی؟

00:02:55.890 --> 00:02:58.320
‫از همه چیز بیشتر
‫تو منو میترسونی.

00:02:58.780 --> 00:03:00.530
‫کوتوکو-سان.

00:03:00.530 --> 00:03:04.060
‫واقعا ریکا-سان ازت متنفره.

00:03:04.060 --> 00:03:06.570
‫عهه؟ آخرین چیزی
‫که اون گفت باعث نمیشه

00:03:06.570 --> 00:03:10.540
‫به نظر من دوست داشتی باشه؟

00:03:10.540 --> 00:03:13.040
‫منظورم اینه میبینی؟ "مانجو کوای"

00:03:15.350 --> 00:03:19.300
‫کنجکاوم ببینم الان
‫داره چیکار میکنه.

00:03:19.940 --> 00:03:22.800
‫دو ماه بعد

00:03:34.690 --> 00:03:36.690
‫سلام ساکوراوا-سان.

00:03:36.690 --> 00:03:41.800
‫سلام مدیر-سان. مشکلی هست؟

00:03:41.800 --> 00:03:45.410
‫یادم رفته بود نوار صندوق
‫پست اتاق ۳۰۵ رو بردارم.

00:03:45.410 --> 00:03:50.690
‫شرمنده. با اینکه یه هفته است به
‫اینجا اومدی، متوجه‌ـش نشده بودم.

00:03:50.690 --> 00:03:53.930
‫نه بابا این خوبه. دیگه هیچ
‫نامه ای هم دریافت نمیکنم.

00:03:53.930 --> 00:03:55.330
‫کازایوکی!

00:03:55.330 --> 00:03:58.050
‫عه مستاجر جدیده؟

00:03:58.050 --> 00:04:00.890
‫آره هفته پیش به اینجا اومده.

00:04:00.890 --> 00:04:02.650
‫من ساکوراگاوا ریکاـم.

00:04:02.650 --> 00:04:05.470
‫ایشون دوست دختر
‫من، اوکی مارومی هستن.

00:04:05.470 --> 00:04:07.170
‫از دیدنت خوشحالم.

00:04:07.170 --> 00:04:08.850
‫داری به جایی میری؟

00:04:08.850 --> 00:04:11.060
‫آره به مسابقه اسب دوانی میرم.

00:04:11.460 --> 00:04:12.690 position:20% line:20%
‫۵۶۲۳۱

00:04:11.460 --> 00:04:12.690 position:20% line:20%
‫کانتو

00:04:11.420 --> 00:04:12.690 position:20% line:20%
‫مسابقه

00:04:11.420 --> 00:04:12.690 position:20% line:20%
‫جایزه سویهانابی

00:04:11.460 --> 00:04:12.690 line:50 %
‫کوینلا

00:04:11.060 --> 00:04:12.690
‫اسب‌دوانی؟

00:04:12.690 --> 00:04:16.350
‫انتظارش رو نداشتم.
‫امیدوارم برنده بشی.

00:04:16.350 --> 00:04:19.340
‫ممنون. فعلا.

00:04:20.700 --> 00:04:22.700
‫دختره خیلی خوشگله.

00:04:23.670 --> 00:04:26.260
‫ولی تو تنها دختر
‫برای منی مارومی.

00:04:26.260 --> 00:04:30.120
‫میدونم. دختره به تو نمیخوره.

00:04:30.120 --> 00:04:34.820
‫ولی یه هاله خفن دورش حس کردم.

00:04:35.580 --> 00:04:37.500
‫میگم کازویوکی...

00:04:37.500 --> 00:04:40.880
‫این آپارتمان...

00:04:57.680 --> 00:04:58.940
‫ساکوراگاوا-سان نیست؟

00:04:59.300 --> 00:05:02.850
‫ایشون خواست جون بچه‌ـم
‫رو نجات بده و بعدش...

00:05:02.850 --> 00:05:04.610
‫مارومی! زنگ بزن به آمبولانس.

00:05:04.610 --> 00:05:05.700
‫ب-باشه.

00:05:05.700 --> 00:05:07.510
‫ساکوراگاوا-سان!

00:05:07.510 --> 00:05:09.130
‫نگران نباش.

00:05:09.130 --> 00:05:10.620
‫من خوبم.

00:05:14.830 --> 00:05:16.380
‫ها؟ ولی ...

00:05:16.380 --> 00:05:19.810
‫صبر کن ببینم. خون چی
‫شد؟ هیچ زخمی نداری؟

00:05:19.810 --> 00:05:20.730
‫هیچی.

00:05:20.730 --> 00:05:22.090
‫هیچی؟

00:05:22.090 --> 00:05:26.450
‫آخه غیر ممکنه. تو
‫آسمون ملعق زدی...

00:05:26.450 --> 00:05:30.350
‫اون فقط تو سریال اتفاق می‌افته. شخصیت چند
‫بار به در و دیوار میخوره و آسیب نمیبینه.

00:05:30.350 --> 00:05:33.600
‫مثل اثابت لبه شمشیر.

00:05:33.600 --> 00:05:36.600
‫مثل جلوی یه ماشین؟

00:05:37.350 --> 00:05:41.550
‫من توسط عمو‌ـم مامور شدم
‫تا این آپارتمان رو مدیریت کنم.

00:05:41.550 --> 00:05:46.490
‫آپارتمانی که سه تا
‫قربانی خودکشی داره.

00:05:46.800 --> 00:05:49.870
‫چیزایی مثل این معمولا
‫ملک شوم یاد میشه.

00:05:49.870 --> 00:05:53.850
‫اتاق ۳۰۵ بالاخره یه
‫مستاجر جدید گرفته...

00:05:53.850 --> 00:05:55.620
‫و اون ساکوراگاوا-سان‌ـه.

00:05:55.900 --> 00:06:01.060
‫اگه این چهار بشه... به
‫طور جدی یه جهنم میشه.

00:05:55.900 --> 00:06:01.060
‫لایتنس:  عدد ۴ در
‫فرهنگ ژاپن یه عدد نحسه.

00:06:01.060 --> 00:06:06.220
‫شاید باید یکی از بستگان
‫ساکوراگاوا-سان‌ـو مطلع کنیم.

00:06:06.220 --> 00:06:10.290
‫ولی اون فقط با یه
‫چمدون به اینجا اومده.

00:06:10.290 --> 00:06:10.840
‫ها؟

00:06:10.840 --> 00:06:16.260
‫مثل اینکه با کمترین لباس
‫و چیزای دیگه فرار کرده.

00:06:16.260 --> 00:06:20.770
‫به عموم زنگ زدم و اون گفت
‫ساکوراگاوا-سان هیچ یار و یاوری نداره

00:06:20.770 --> 00:06:24.670
‫به علاوه نمیتونه هیچ
‫فامیل یا آشنایی اختیار بگیره.

00:06:24.670 --> 00:06:27.780
‫سابقه دار به نظر میاد. حدس
‫میزنم اون واقعا این کار‌ـو میکنه.

00:06:27.780 --> 00:06:32.030
‫به خاطر همینه که با اجاره
‫کردن یه اتاق شوم مشکلی نداشته.

00:06:32.160 --> 00:06:34.540
‫جایزه سویهانابی

00:06:32.160 --> 00:06:36.460
‫کمتر از ۲۰۰ متر تا خط پایان،
‫شماره دَه سوناگیمو شیوجا، پیشتازه.

00:06:34.540 --> 00:06:37.550
‫این مال سوکوروگاوا-سان نیست؟

00:06:37.550 --> 00:06:40.420
‫آره. رو زمین افتاده بود.

00:06:40.440 --> 00:06:42.530
‫یاگن نانکوتسو جلو
‫افتاده و پیشتازه.

00:06:42.530 --> 00:06:47.560
‫ولی نه شماره دَه سونگاگیمو شویوجی از
‫یاگن نانکوتسو رد میشه و برنده مسابقه میشه!

00:06:44.170 --> 00:06:46.600
‫پشمام. دختره برنده شد.

00:06:46.600 --> 00:06:47.560
‫ممکن نیست!

00:06:47.560 --> 00:06:50.300
‫کنجکاو‌ـم بدونم واقعا چیزی درباره
‫مسابقه اسب‌دوانی میدونه یا نه.

00:06:50.300 --> 00:06:51.850
‫چقدر برنده شده؟

00:06:51.850 --> 00:06:57.830
‫خب یه کوینلا انتخاب کرده
‫که ۱۳۰۰۰ ین جایزشه.

00:06:58.460 --> 00:06:59.560
‫شماره ۵۶۲۳۱

00:06:58.460 --> 00:06:59.560
‫کانتو

00:06:58.460 --> 00:06:59.560
‫اسب‌دوانی

00:06:58.460 --> 00:06:59.560
‫جایزه سویناهابی

00:06:58.460 --> 00:06:59.560
‫کوینلا

00:06:58.460 --> 00:06:59.560
‫کل

00:06:57.830 --> 00:07:01.310
‫با ضریب دو هزار تا... پس اون...

00:06:59.750 --> 00:07:01.310
‫کل

00:07:01.310 --> 00:07:03.310
‫۲.۶ میلیون ین؟

00:07:03.310 --> 00:07:04.090
‫ها؟

00:07:04.090 --> 00:07:06.530
‫شاید محاسباتم اشتباه شده.

00:07:07.480 --> 00:07:10.780
‫سوناگیمو شیواجی... بلیتش
‫حداقل ۱۰۰ برابر بیشتر ازش داره؟

00:07:10.780 --> 00:07:12.550
‫پشمام...

00:07:15.180 --> 00:07:16.820
‫ساکوراگاوا-سان.

00:07:16.820 --> 00:07:19.080
‫برای تمام مشکلاتی که بعد از ظهر
‫براتون ایجاد کردم معذرت میخوام.

00:07:19.080 --> 00:07:20.520
‫بیمارستان نبودی؟

00:07:20.520 --> 00:07:21.960
‫تازه مرخص شدم.

00:07:21.960 --> 00:07:24.960
‫همونطور که میبینی حالم خوبه.

00:07:24.960 --> 00:07:29.440
‫که اینطور. از شنیدنش خوشحالم.

00:07:29.720 --> 00:07:32.800
‫این یه معجزه است که بعد
‫اون تصادف سالم موندی.

00:07:33.070 --> 00:07:34.800
‫این برای تشکر از شماست.

00:07:34.800 --> 00:07:36.200
‫نه بابا. این چ..

00:07:36.200 --> 00:07:38.930
‫ساکوراگاوا-سان این بلیطیه که حداقل
‫۱۰۰ برابر پولی که دادی، به فروش میره.

00:07:38.930 --> 00:07:43.440
‫عه. تو این‌ـو
‫برداشتی؟ خیلی ممنون.

00:07:43.440 --> 00:07:46.830
‫ولی اون واقعا پول کلانیه...

00:07:43.880 --> 00:07:52.990
‫کونو

00:07:46.830 --> 00:07:51.200
‫اونقدرا هم نادر نیست. فعلا.

00:07:51.200 --> 00:07:52.990
‫میگم ساکوراگاوا-سان.

00:07:53.980 --> 00:07:57.570
‫چرا نمیای یه چیز بزنیم تو رگ؟

00:08:00.030 --> 00:08:04.020
‫شنیده بودم ۳ نفر
‫اینجا خودکشی کردن...

00:08:04.020 --> 00:08:05.380
‫ولی من هیچی حس نکردم.

00:08:05.380 --> 00:08:08.950
‫و اجاره مکان برام ساد‌ه‌ـتر شد.

00:08:09.760 --> 00:08:12.260
‫چیز غیر عادی‌ای برات رخ داده؟

00:08:12.620 --> 00:08:15.500
‫مثل شنیدن یه صدای عجیب

00:08:15.500 --> 00:08:17.980
‫یا دیدن چیزای عجیب
‫ناواضح برات رخ نداده؟

00:08:17.980 --> 00:08:19.520
‫نه هیچی.

00:08:19.520 --> 00:08:23.640
‫ولی نگران روح و
‫چیزای دیگه نیستی؟

00:08:23.640 --> 00:08:26.630
‫اولین کسی که تو
‫آپارتمان خودکشی کرد

00:08:26.630 --> 00:08:29.570
‫به یه چهره تو سقف اشاره کرد...

00:08:29.570 --> 00:08:32.780
‫که خیلی خوبه اگه
‫اون چیز، اونو بکشه.

00:08:33.160 --> 00:08:38.030
‫علاوه بر این، بیشتر ویژگی
‫های شوم بودن منطقی هستن.

00:08:38.030 --> 00:08:41.660
‫اولی چرا خودکشی کرد؟

00:08:43.750 --> 00:08:47.170
‫اولی یه مرد مجرد و ۴۰ ساله بود

00:08:47.170 --> 00:08:52.190
‫و ظاهرا به خاطر مشکلات در سر
‫کار، دچار حملات عصبی شدید شده بود.

00:08:52.190 --> 00:08:56.300
‫یعنی یه دلیلی داشت که
‫ربطی به این اتاق نداشت.

00:08:56.650 --> 00:09:00.560
‫و به خاطر اون خودکشی چاره
‫ای جز کاهش اجاره بها نداشتی

00:09:00.560 --> 00:09:03.310
‫و با این کار، اینجا رو برای کسایی که
‫گذشته تاریکی داشتن قابل دسترس تر میکردی.

00:09:03.310 --> 00:09:08.390
‫و احتمالا به این معنیه که نفر
‫دوم هم دلیلی برای خودکشی داشته.

00:09:08.390 --> 00:09:09.940
‫آره. خب...

00:09:09.940 --> 00:09:13.120
‫دومی یه زن که
‫نهایتا ۲۰ ساله میشد

00:09:13.120 --> 00:09:16.320
‫که ظاهرا توسط دوست پسرش به صورت
‫خیلی وحشتناک، کنار گذاشته شده بوده.

00:09:16.320 --> 00:09:19.700
‫بخاطر همینم به اینجا میومد
‫چون جایی برای زندگی نداشت.

00:09:19.700 --> 00:09:25.960
‫شروع تازه ای داشت ولی
‫بعد ۳ ماه خودکشی کرد.

00:09:25.960 --> 00:09:27.210
‫هیچ یاداشت یا وصیت‌ـی
‫از خودش به جا نذاشته بود.

00:09:27.210 --> 00:09:30.760
‫انگار توسط مردی که خودکشی
‫کرده بود ترغیب شده بود.

00:09:30.760 --> 00:09:32.970
‫اون کسی بود که بعد جدایی‌ـیش

00:09:32.970 --> 00:09:35.970
‫میتونست خودکشی کنه. نه؟

00:09:35.970 --> 00:09:38.920
‫اول کار تونست از پس‌ـش بر بیاد

00:09:38.920 --> 00:09:42.020
‫ولی آخر سر نتونست
‫بر درد جدایی غلبه کنه و

00:09:42.020 --> 00:09:44.670
‫به زندگیش پایان داد.

00:09:44.670 --> 00:09:47.390
‫این یه اتفاق روزمره است.

00:09:47.390 --> 00:09:50.360
‫ولی برای قربانی سوم
‫نمیشه این حرف‌ـو زد.

00:09:50.770 --> 00:09:53.080
‫اون مردی بود که به
‫۳۰ سالگی رسیده بود

00:09:53.080 --> 00:09:56.740
‫ولی اون‌ـم سه ماه اول
‫مستاجری‌ـیش خودکشی کرد.

00:09:56.740 --> 00:09:59.690
‫شغل‌ـش خوب بود و
‫حتی تو رابطه هم بود.

00:09:59.690 --> 00:10:03.200
‫هیچ دلیل آشکاری برای خودکشی‌ـش نبود و ما
‫نتونستیم یاداشت یا وصیت نامه ای پیدا کنیم.

00:10:03.200 --> 00:10:06.910
‫ولی وقتی پلیس تصیم
‫گرفت مرگ‌ـو بررسی کنه

00:10:06.910 --> 00:10:10.000
‫متوجه شدیم که این مرد،
‫دوست پسر سابق زنه بود.

00:10:10.000 --> 00:10:12.210
‫همون زنی که خودکشی کرد.

00:10:12.210 --> 00:10:14.820
‫همونی که به طرز وحشتناکی
‫خودشو انداخته پایین؟

00:10:14.820 --> 00:10:16.800
‫آره. عجیبه نه؟

00:10:16.800 --> 00:10:18.860
‫به هیچ وجه من الوجود ممکن
‫نیست که به صورت اتفاقی

00:10:18.860 --> 00:10:21.140
‫به خونه دوست دختر
‫خودکشی کرده اسباب کشی کنی.

00:10:21.140 --> 00:10:25.270
‫از طرف دیگه تصورش سخته با دونستن این موضوع، بازم بیای اینجا.

00:10:25.270 --> 00:10:30.650
‫بدون اجازه وارد نشوید.

00:10:25.270 --> 00:10:30.650
‫MPD

00:10:25.650 --> 00:10:29.040
‫به خاطر همین پلیس فکر کرد
ممکنه چیزی پشت ماجرا باشه

00:10:29.040 --> 00:10:30.650
‫و تحقیقات ادامه پیدا کرد

00:10:30.650 --> 00:10:33.260
‫ولی هیچ نشانه ای
از قتل بودن پیدا نشد

00:10:33.260 --> 00:10:35.970
‫بنابرین تشخیص دادن
خودکشی تکانشی رخ داده.

00:10:35.970 --> 00:10:40.700
‫بعد دو خودکشی اول
شایعات بدی پخش شد.

00:10:40.700 --> 00:10:43.490
‫ولی همشون با مرگ سوم تایید شد.

00:10:43.910 --> 00:10:46.930
‫اگه این تو رو ناراحت
نکنه عالیه. ساکوراگاوا-سان.

00:10:46.930 --> 00:10:50.790
‫ولی حتی اگه یه کم هم
اذیت شدی، به ما خبر بده.

00:10:50.790 --> 00:10:52.810
‫از نگرانی شما ممنونم.

00:10:52.810 --> 00:10:54.040
‫میگم...

00:10:54.040 --> 00:10:57.420
‫چرا به این آپارتمان
اومدی ساکوراگاوا-سان؟

00:10:58.520 --> 00:11:01.760
‫شنیدم به سختی خودتو رسونی اینجا

00:11:01.760 --> 00:11:05.990
‫ولی خرپول به نظر میای.

00:11:08.480 --> 00:11:12.600
‫پسر عموی من که ۳ سال ازم
کوچیکتره با یه دختر افتضاح روبرو شده.

00:11:12.600 --> 00:11:13.790
‫پسر عمو؟

00:11:13.790 --> 00:11:15.520
‫فکر کردم اگه کاری هم نکنم

00:11:15.520 --> 00:11:18.590
‫رابطه‌ـشون زیاد دوام نمیاره.

00:11:18.590 --> 00:11:21.150
‫ولی اونا در عوض دارن
به هم دیگه نزدیکتر میشن.

00:11:22.960 --> 00:11:27.040
‫متوجه شدم که این نمیتونه ادامه پیدا کنه.
به خاطر همین سعی کردم به اون خاتمه بدم.

00:11:27.040 --> 00:11:30.460
‫اما اون واقعا...دختر وحشتناکیه.

00:11:31.630 --> 00:11:33.610
‫و حاضر نیست پسرعمومو تنها بزاره.

00:11:33.610 --> 00:11:34.540
‫عجب...

00:11:34.540 --> 00:11:37.760
‫اگه من و پسر عموم
یکم شایسته تر بودیم

00:11:37.760 --> 00:11:39.980
‫میتونستیم دختره
رو شوت کنیم بیرون.

00:11:39.980 --> 00:11:44.050
‫بخاطر همینم از روش
های مختلفی استفاده کردم

00:11:44.050 --> 00:11:48.180
‫ولی هر دفعه دختره مدام مداخله میکرد
و من کسی هستم که ازشون مخفی شدم.

00:11:48.180 --> 00:11:50.540
‫شایسته؟

00:11:50.540 --> 00:11:52.300
‫خب هیچ معنی عمیقی پشتش نیست.

00:11:52.300 --> 00:11:54.270
‫اون دورترین چیز از شایستگیه.

00:11:54.270 --> 00:11:58.960
‫بخاطرهمین...تصمیم گرفتم
این آپارتمان رو موقتا اجاره کنم.

00:11:58.960 --> 00:12:00.860
‫اگه اون دختر ما رو پیا کنه
چیزی جز دردسر برامون نداره

00:12:00.880 --> 00:12:03.070
‫بنابرین من احتمالا نمیتونم
مدت زیادی اینجا باشم.

00:12:05.220 --> 00:12:08.800
‫نگران نباشین! من کار
غیرقانونی انجام ندادم.

00:12:08.800 --> 00:12:11.580
‫ولی اگه پسر عموم
این راهو ادامه بده

00:12:11.580 --> 00:12:16.130
‫و به طرز وحشتناکی توسط اون
دختره رها بشه، پسره الاغ بدبخت میشه.

00:12:16.130 --> 00:12:20.340
‫اگرچه شاید متوجه این موضوع
نیست. چون از اول یه کم احمق بوده.

00:12:21.590 --> 00:12:24.090
‫میخوام در اسرع وقت به
این موضوع رسیدگی کنم.

00:12:24.090 --> 00:12:27.480
‫این پسرعمو باید
برات خیلی مهم باشه.

00:12:29.820 --> 00:12:32.540
‫قرار بود مال من باشه.

00:12:38.360 --> 00:12:43.030
‫بازگشت ریکا

00:12:45.530 --> 00:12:49.280
‫کوننو

00:12:47.150 --> 00:12:49.280
‫عه اینجا چیکار میکنی؟

00:12:49.280 --> 00:12:50.900
‫بابت مزاحمت

00:12:50.900 --> 00:12:52.500
‫این وقت شب معذرت میخوام.

00:12:52.500 --> 00:12:56.730
‫به نظر میرسه پسرعموم و
اون دختره فهمیدن من کجام.

00:12:56.730 --> 00:12:59.610
‫میدونم ناگهانیه ولی
برای مدتی ناپدید میشم.

00:12:59.610 --> 00:13:00.380
‫عه؟

00:13:00.740 --> 00:13:03.380
‫این چیز زیادی نیست ولی لطفا به
خاطر اینکه اسباب زحمت بودم قبولش کنید.

00:13:03.380 --> 00:13:04.380
‫ها؟ اِ..

00:13:04.380 --> 00:13:10.390
‫احتمالا وقتی من آپارتمان رو تَرک کنم
شایعات بدتری برای آپارتمان ایجاد بشه.

00:13:10.390 --> 00:13:12.860
‫نه آخه...

00:13:14.300 --> 00:13:17.650
‫پسرعموم و دختره همین الان میرسن.

00:13:18.030 --> 00:13:20.840
‫مطمئنم اون حتما یه توضیح منطقی

00:13:20.840 --> 00:13:24.400
‫درباره چگونگی
خودکشی ها بهت میگه.

00:13:24.400 --> 00:13:28.030
‫بعد اون دیگه مشکلی برای
اجاره آپارتمان ها نخواهین داشت.

00:13:28.780 --> 00:13:31.280
‫برای همه چیز ممنونم.

00:13:31.280 --> 00:13:32.290
‫مواظب خودتون باشین.

00:13:36.990 --> 00:13:37.790
‫میگم..

00:13:38.290 --> 00:13:40.920
‫امیدوارم مشکلت با
پسرعموت حل بشه.

00:13:47.060 --> 00:13:48.300
‫یعنی اینقدر احساس‌ـش قویه

00:13:48.300 --> 00:13:51.130
‫یا اینکه آینده مناسب
رو انتخاب کرده؟

00:13:51.760 --> 00:13:54.240
‫در هر صورت به نظر
میرسه که فرار کرده باشه.

00:13:55.100 --> 00:13:58.100
‫کوننو

00:13:55.550 --> 00:13:58.100
‫شرمنده اول صبح آخر
.هفته مزاحمتون شدم

00:13:58.100 --> 00:14:00.380
‫من ایوانگا کوتوکو هستم.

00:14:00.380 --> 00:14:03.110
‫ایشون پسر عموی
ساکوراگاوا ریکا-سان،

00:14:03.110 --> 00:14:06.980
‫ساکوراگاوا کورو-سان هستن.
‫البته دوست پسر منم هستن.

00:14:06.980 --> 00:14:09.240
‫ممنون که هوای
ریکا-سان رو داشتین.

00:14:09.240 --> 00:14:12.870
‫آخه این دختره وحشتناکه؟

00:14:12.870 --> 00:14:14.950
‫چیزی درباره من
شما رو نگران کرده؟

00:14:14.950 --> 00:14:18.140
‫نه چیز مهمی نیست...

00:14:18.140 --> 00:14:21.840
‫با چیزی که ساکوراگاوا-سان
ازت گفته خیلی فرق داری.

00:14:21.840 --> 00:14:26.290
‫فکر نمیکردم دوست دخترِ پسرعموی
ریکا-سان شبیه یه عروسک باشه.

00:14:26.290 --> 00:14:29.730
‫یه عروسک؟ ولی در رگ
های من خون جریان داره.

00:14:29.730 --> 00:14:34.620
‫و ایواناگا پشمالوئه و به خاطر
همینم با عروسک خیلی فرق داره.

00:14:34.620 --> 00:14:36.340
‫به کی میگی پشمالو؟

00:14:36.340 --> 00:14:38.310
‫من اصلا پشم ندارم!

00:14:38.310 --> 00:14:39.950
‫حتی از اینکه نمیتونی
از نوشیدن واکامازاکه

00:14:39.950 --> 00:14:44.030
‫لذت ببری، فشاری شدی.

00:14:44.030 --> 00:14:46.160
‫خب من یادم نمیاد درباره
اون فشاری شده باشم

00:14:46.160 --> 00:14:49.190
‫حتی نمیدونم اون چیه.

00:14:49.190 --> 00:14:52.690
‫مطمئنم این چیزیه که
احترام منو بیشتر میکنه.

00:14:52.690 --> 00:14:53.910
‫نمیدونی اون چیه؟

00:14:52.690 --> 00:14:53.910
‫لایتنس: والا قبل اینکه تو بگی
منم نمیدونستم دخترک منحرف :\

00:14:53.910 --> 00:14:56.370
‫پس بیا امشب امتحانش بکنیم.

00:14:56.370 --> 00:14:57.910
‫گمونم میتونیم بگیم

00:14:57.910 --> 00:14:59.920
‫این دختر خیلی مبتذله.

00:15:00.290 --> 00:15:01.290
‫میگم...

00:15:01.290 --> 00:15:04.480
‫چرا دنبال اون دختر میگردی؟

00:15:04.480 --> 00:15:06.550
‫به نظر که آدم بدی نبود.

00:15:06.550 --> 00:15:12.310
‫در واقع شما دو نفر کسایی نیستین
که اونو مجبور به مخفی شدن کردین؟

00:15:12.310 --> 00:15:16.510
‫اینطور نیست که بخوایم
به ریکا-سان آسیب برسونیم.

00:15:16.510 --> 00:15:19.840
‫میتونم بگم اگه اجازه بدیم
برای مدت بیشتری آزاد باشه

00:15:19.840 --> 00:15:22.350
‫این میتونه برای
جامعه خطرناک باشه.

00:15:22.900 --> 00:15:28.760
‫درواقع ممکنه ما کسایی باشیم
که توسط ریکا-سان گیر افتادیم.

00:15:28.760 --> 00:15:32.520
‫ریکا-سان درباره برنامه
ای که داشته واستون گفته؟

00:15:32.520 --> 00:15:34.240
‫ام...

00:15:34.240 --> 00:15:37.140
‫احتمالا من نباید درباره چیزی
که با هم صحبت کردیم به اونا بگم.

00:15:37.140 --> 00:15:39.340
‫مخصوصا قسمتی که اون
میخواد، این دوتا رو از هم جدا کنه.

00:15:39.340 --> 00:15:42.970
‫درمورد اینکه میخواد
چیکار کنه صحبت کرد

00:15:42.970 --> 00:15:45.070
‫ولی جزئیات زیادی نگفت.

00:15:45.070 --> 00:15:50.170
‫به خاطر اینکه مدت زیادی تو یه نقطه
مونده بود، امروز تونستیم ردیابی‌ش کنیم.

00:15:50.170 --> 00:15:52.550
‫و مطمئنم که اون دوباره
این اشتباه‌ـو نمیکنه.

00:15:52.550 --> 00:15:54.510
‫خیلی درد داره.

00:15:56.390 --> 00:15:58.310
‫بابت همه چیز ممنونم.

00:15:58.310 --> 00:16:01.180
‫اگه چیزی درمورد
ریکا-سان به یاد آوردین

00:16:01.180 --> 00:16:03.210
‫لطفا با من تماس بگیرین.

00:16:03.210 --> 00:16:04.300
‫باشه.

00:16:04.300 --> 00:16:06.820
‫اگه به هر مشکلی برخوردین
هم با من تماس بگیرین.

00:16:07.670 --> 00:16:12.350
‫گمونم درمورد این
آپارتمان شوم نگران باشین.

00:16:12.350 --> 00:16:13.280
‫آره.

00:16:13.280 --> 00:16:15.090
‫نترسین.

00:16:15.090 --> 00:16:18.800
‫اینجا هیچ روح، نفرین
یا چیز دیگه ای نداره.

00:16:18.800 --> 00:16:21.160
‫اگه نزارین افراد مایل به
خودکشی اینجا مستاجر بشن

00:16:21.160 --> 00:16:23.280
‫دیگه چیزی شبیه
این اتفاق نمیافته.

00:16:23.280 --> 00:16:24.880
‫ولی آخه...

00:16:24.880 --> 00:16:26.290
‫اولین قربانی خودکشی

00:16:26.290 --> 00:16:29.360
‫به وضوح دلیلی برای تحمل داشت.

00:16:29.930 --> 00:16:32.920
‫دومی از نظر احساسی
خیلی شکننده بود

00:16:32.920 --> 00:16:35.550
‫بنابرین تعجبی نداشت که
وضعش مثل اون یکی بشه.

00:16:35.550 --> 00:16:39.430
‫دلیل خودکشی ها تا حدی به
خاطر اجاره بهای ارزون بود

00:16:39.430 --> 00:16:42.370
‫ولی بیشتر از یه
تصادف ناگوار نبود.

00:16:42.370 --> 00:16:45.440
‫ولی این توضیح برای
مرد سومی قابل قبول نیست.

00:16:45.440 --> 00:16:48.730
‫چرا دوست پسر دختری
که اینجا خودکشی کرده

00:16:48.730 --> 00:16:51.130
‫این مکان رو اجاره میکنه

00:16:51.130 --> 00:16:53.820
‫و سه ماه بعد خودکشی میکنه.

00:16:53.820 --> 00:16:57.820
‫چون فقط باید خودش میفهمید.

00:16:58.350 --> 00:16:59.580
‫خودش میفهمید؟

00:16:59.930 --> 00:17:03.070
‫اگه دوست دختر سابقش که اون به طرز
وحشتناکی رهاش کرده بود، خودکشی میکرد

00:17:03.070 --> 00:17:06.170
‫ممکن بود در دادگاه قضاوت نشه

00:17:06.170 --> 00:17:08.620
‫ولی اطرافیانش سرزنشش میکردن

00:17:08.620 --> 00:17:10.300
‫و نادیده میگرفتنش.

00:17:10.710 --> 00:17:13.220
‫حتی که به روش دوستانه کات میکردن

00:17:13.220 --> 00:17:18.900
‫دختره فکر میکرد که
خیلی وحشتناکتر بوده.

00:17:18.900 --> 00:17:25.250
‫ولی اینم درسته که پسره دلیل
بزرگی برای مردن دختره بود.

00:17:25.250 --> 00:17:29.440
‫این برای افراد عادی مشکل بزرگیه.

00:17:29.440 --> 00:17:30.390
‫گمونم حق با توئه.

00:17:30.390 --> 00:17:34.490
‫مگر اینکه خیلی بی‌احساس باشه.

00:17:34.490 --> 00:17:39.370
‫ولی چرا این آپارتمان؟ اون
موقع بیشتر احساس گناه نمیکرد؟

00:17:39.370 --> 00:17:43.680
‫دقیقا به خاطر این بود
که میخواست مطمئن بشه

00:17:43.680 --> 00:17:48.420
‫دلیل خودکشی آپارتمانه و نه خودش.

00:17:48.740 --> 00:17:53.420
‫از اونجایی که احساس گناه میکرد، میخواست
چیزی پیدا کنه که تقصیرو بندازه گردن اون.

00:17:54.290 --> 00:17:57.990
‫وقتی که اون فوت کرد، شایعات
درمورد تسخیر این ساختمان پخش شد؛

00:17:57.990 --> 00:18:01.830
‫چون به صورت متوالی بر اثر
خودکشی جونشون رو از دست میدادن.

00:18:01.830 --> 00:18:02.560
‫درسته.

00:18:02.560 --> 00:18:07.310
‫مقداری نیروی ماورایی در اتاق کار
میکرد و مستاجرانش رو به مرگ سوق میداد.

00:18:07.310 --> 00:18:10.810
‫سلسله خودکشی ها تو اون اتاق
خیلی وقت پیش شروع شده بود.

00:18:10.810 --> 00:18:14.730
‫موی کسایی که مردن
روی دیوار ها و سقف هست.

00:18:14.730 --> 00:18:18.320
‫این شایعات همشون قابل قبول به
نظر میرسن و منتشر خواهند شد.

00:18:18.320 --> 00:18:21.940
‫آره منم چیزی شبیه‌ـش شنیدم.

00:18:21.940 --> 00:18:26.540
‫بعد شنیدن این موضوع، آپارتمان
رو مقصر مرگ اِکس‌ـش دونست.

00:18:26.540 --> 00:18:30.210
‫به این باعث شد که بتونه
از زیربار مسئولیت فرار کنه.

00:18:30.210 --> 00:18:33.970
‫برای اینکه تایید کنه
اینجا روح واقعی هست

00:18:33.970 --> 00:18:35.710
‫به اینجا اسباب کشی کرد.

00:18:35.710 --> 00:18:39.330
‫معلوم نیست که اطرافیانش
واقعا باور کردن یا نه.

00:18:39.330 --> 00:18:41.900
‫اما اگه خودش اینو تجربه میکرد

00:18:41.900 --> 00:18:45.550
‫میتونست خودشو متقاعد کنه
که خودکشی تقصیر اون نبوده.

00:18:45.550 --> 00:18:48.730
‫فشار بزرگی روی دوشش بود.

00:18:48.730 --> 00:18:51.590
‫اگه چیز شبه مانندی در آپارتمان

00:18:51.590 --> 00:18:53.480
‫تایید میشد، بلافاصله میرفت.

00:18:53.480 --> 00:18:58.240
‫تایید میشد؟ ولی دونستن
این ترسناکتر نیست؟

00:18:58.240 --> 00:19:00.600
‫اگه چیز شبه مانندی
اینجا وجود داشت

00:19:00.600 --> 00:19:03.570
‫با خارج شدنش، شبه
نمیتونست کاری بکنه.

00:19:03.570 --> 00:19:06.250
‫ولی گناه همیشه با اون بود

00:19:06.250 --> 00:19:09.370
‫و نمیتونست فرار کنه.

00:19:09.740 --> 00:19:12.070
‫همه ترس های متفاوتی دارن

00:19:12.070 --> 00:19:13.720
‫در هر حال، در آن زمان

00:19:13.720 --> 00:19:18.280
‫مرد بیشتر از هر چیز
فرا‌طبیعی از گناهش میترسید.

00:19:19.420 --> 00:19:22.670
‫به خاطر این خودکشی کرد؟

00:19:22.670 --> 00:19:26.070
‫اگه میخواست آپارتمان
جن زده رو ترک کنه،

00:19:26.070 --> 00:19:28.040
‫دلیلی وجود نداشت که برای پایان
زندگیش، خودشو تحت فشار بزاره.

00:19:28.040 --> 00:19:28.930
‫اشتباه فکر میکنی.

00:19:28.930 --> 00:19:31.020
‫بعد رد شدن ۳ ماه

00:19:31.020 --> 00:19:36.070
‫و نبودن هیچی در آپارتمان،
اون برای مردن تحت فشار بود.

00:19:36.070 --> 00:19:39.680
‫نه تنها چیزی تو اتاق نبود

00:19:39.680 --> 00:19:41.150
‫بلکه اون عامل مرگ دختره هم بود.

00:19:41.150 --> 00:19:43.450
‫واقعیت واضحتر هم شد.

00:19:43.450 --> 00:19:46.200
‫چیزی که باعث شد
احساس گناه‌ـش بیشتر بشه

00:19:46.640 --> 00:19:50.210
‫و دیگه نتونه از اون فرار کنه.

00:19:50.210 --> 00:19:53.530
‫اگه اتاق مشکلی
داشت خودکشی نمیکرد،

00:19:53.530 --> 00:19:55.960
‫و اگه مشکلی نداشت خودکشی میکرد؟

00:19:55.960 --> 00:20:01.220
‫دلیل اینکه یاداشت خودکشی
نذاشت این بود که ازنظر ذهنی...

00:20:01.220 --> 00:20:04.160
‫یا اینکه با مرگ بدون یاداشت

00:20:04.160 --> 00:20:07.770
‫سعی داشت کاری کنه که این خودکشی

00:20:07.770 --> 00:20:09.970
‫تو چیز دیگه ای که تو
اتاق هست اتفاق افتاده.

00:20:09.970 --> 00:20:14.030
‫میخواست مطمئن بشه که بعد
مرگش دیگه سرزنش نمیشه.

00:20:14.030 --> 00:20:15.610
‫این آخرین اقدام مقاومتیش بود.

00:20:15.610 --> 00:20:17.740
‫چه بازنده وحشتناکی.

00:20:17.740 --> 00:20:24.240
‫ولی خانواده متعصبش شاید
از خودکشی اون خوشنود باشن.

00:20:24.240 --> 00:20:26.800
‫داشتن فامیلی که نه تنها دختری
رو وادار به خودکشی کرده

00:20:26.800 --> 00:20:28.620
‫و خودش هم خودکشی میکنه

00:20:28.910 --> 00:20:33.120
‫برای بقیه خانواده خشن خواهد بود.

00:20:33.530 --> 00:20:35.760
‫این واقعیت که اون
راهی برای فرار میداد

00:20:35.760 --> 00:20:37.880
‫آخرین اقدام محبت آمیزش تلقی میشد

00:20:38.370 --> 00:20:41.570
‫چون مرد جای دیگه ای برای
مرگ نداشت و باید می‌مرد.

00:20:42.910 --> 00:20:45.630
‫خب این یه مثال کامله

00:20:45.630 --> 00:20:48.100
‫که چرا نباید با
ماورا‌الطبیعی ها درگیر نشین.

00:20:48.760 --> 00:20:52.280
‫به نظر میرسه که این
دوتا با هم خوب کنار میان.

00:20:52.280 --> 00:20:54.350
‫آره برای پسر عموـش

00:20:54.350 --> 00:20:57.660
‫ایوانگا-سان واقعا مهمه.

00:20:57.660 --> 00:20:59.770
‫ولی ایواناگا-سان

00:21:01.280 --> 00:21:02.830
‫واقعا وحشتناکه.

00:21:02.830 --> 00:21:03.780
‫آره.

00:21:03.780 --> 00:21:07.090
‫ولی نمیدونم که ساکوروگاوا-سان
به خاطر این حسادت میکرد

00:21:07.090 --> 00:21:08.910
‫که دختره پسر عموش
رو ازش دور کرده یا نه.

00:21:09.240 --> 00:21:13.840
‫فکر نکنم پسر عمو فقط با بودن
کنار ایواناگا-سان ناراضی باشه.

00:21:13.840 --> 00:21:15.040
‫من که مطمئن نیستم.

00:21:15.040 --> 00:21:19.420
‫اونا ممکنه الان با هم کنار بیان، ولی
معلوم نیست آینده چه اتفاقی می‌افته.

00:21:19.830 --> 00:21:23.420
‫توضیحات‌ـت درمورد
آپارتمان درست بود؟

00:21:23.420 --> 00:21:24.630
‫کی میدونه.

00:21:24.630 --> 00:21:26.320
‫اینطوری نیست که بتونم حقیقت ـو

00:21:26.320 --> 00:21:28.940
‫با اطلاعات کم و بدون
آمادگی حدس بزنم.

00:21:29.710 --> 00:21:33.180
‫مرد سومی که خودکشی کرد،
به طرز عجیبی بی احساس بود

00:21:33.180 --> 00:21:36.210
‫و مرگ اکس‌ـش براش اهمیتی نداشت.

00:21:36.210 --> 00:21:39.940
‫با وجود اونچه که میدونیم، احتمالا از
ارزون بودن اجاره بها خوشحال شده باشه.

00:21:39.940 --> 00:21:43.670
‫اون ممکنه که فریب خورده باشه
و تنها راه نجاتش خودکشی باشه،

00:21:43.670 --> 00:21:48.320
‫و بستگانش به خاطر شرم آور
بودنش، قضیه رو مخفی کرده باشن.

00:21:48.320 --> 00:21:51.440
‫چیزی که من گفتم با
واقعیت فرقی نداشت،

00:21:51.440 --> 00:21:55.580
‫فهم و درکش راحتر
بود و اذیت هم نمیکرد.

00:21:55.960 --> 00:21:59.790
‫تنها چیزی که اونجا لازم بود

00:21:59.790 --> 00:22:02.590
‫توضیحی بود که خیال
مدیر‌ـو راحت میکرد.

00:22:02.590 --> 00:22:04.460
‫همین قدر فکر کرده بودم ولی...

00:22:04.460 --> 00:22:07.220
‫و من وظیفه شناس نبودم.

00:22:07.220 --> 00:22:10.440
‫هیچ چیز تو اون آپارتمان
آزاری برای ساکنین نداره.

00:22:10.440 --> 00:22:13.220
‫به خاطر همینم در آینده هیچ
چیز ماورا الطبیعی اونجا رخ نمیده.

00:22:13.600 --> 00:22:15.640
‫علاوه بر این هیچ روحی ساکن

00:22:15.640 --> 00:22:17.600
‫خونه ای که ریکا-سان اونجا
زندگی میکرد وجود نداشت.

00:22:17.600 --> 00:22:19.930
‫اون بدنی شبیه بدن تو داره

00:22:19.930 --> 00:22:23.550
‫و همه موجودات فراطبیعی، اون‌ـو
بدبو یا وحشتناک احساس میکنن.

00:22:24.110 --> 00:22:26.740
‫حتی اگه چیزی
آزارشون بده، فرار میکنن.

00:22:26.740 --> 00:22:31.290
‫در اون صورت حتی زودتر
هم به من اطلاع میدادن.

00:22:40.140 --> 00:22:42.460
‫باید ریکا-سان رو در
اولین فرصت متوقف کنیم.

00:22:42.920 --> 00:22:47.340
‫ولی کنجکاوم بدونم که ریکا-سان
منو چطور به بقیه شناسونده.

00:22:47.340 --> 00:22:50.140
‫مطمئنم باعث شده که من یه
زن وحشتناک به حساب بیام.

00:22:50.140 --> 00:22:54.430
‫خب با توجه به اینکه از هیچی
نمیترسی، میتونی وحشتناک به نظر بیای.

00:22:54.430 --> 00:22:57.060
‫خب منم از چیزایی میترسم.

00:22:57.060 --> 00:22:58.310
‫مثل چی؟

00:22:58.310 --> 00:23:01.670
‫بدون زنگ آتشین،
همه چیز به فنا میره.

00:23:02.310 --> 00:23:04.990
‫خب الانم داری از "طبل
آتش" راکوگو، نقل میکنی؟

00:23:04.990 --> 00:23:08.360
‫چشمگیره کورو-سنپای. تو
اصلا شبیه ریکا-سان نیستی.

00:23:08.360 --> 00:23:11.750
‫آیا تلاش برای مخفی شدن پشت
منگنه های راکوگو رو متوقف میکنی؟

00:23:11.750 --> 00:23:15.210
‫این تو رو باهوش جلوه نمیده.

00:23:15.210 --> 00:23:17.960
‫خب نمیتونم به چیز
دیگه ای فکر کنم.

00:23:21.130 --> 00:23:24.130
‫زن و مرد اگه یکی
دوتا راز داشته باشن،

00:23:24.130 --> 00:23:26.190
‫روابطشون بهتر میشه.

00:23:47.020 --> 00:23:50.030
‫ادامه دارد.

00:23:50.030 --> 00:24:20.030
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:20.054 --> 00:25:00.054
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.