﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:10.850
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:01.770 --> 00:00:05.570
‫آخه من چرا درگیر این موضوع شدم؟

00:00:06.760 --> 00:00:10.850
‫بابای من به عنوان پسر بزرگتر
،‫در خانواده ثروتمند بزرگ شد

00:00:10.850 --> 00:00:13.000
‫ولی اون مقام خودشو رد کرد
.‫و با پای خودش بیرون اومد

00:00:13.000 --> 00:00:15.480
‫و الانم یه رستوران
.‫سنتی ژاپنی اداره میکنه

00:00:15.480 --> 00:00:16.870
...‫بعدم یه روز

00:00:16.870 --> 00:00:19.620
.‫پدر چیز عجیبی مطرح کرده

00:00:17.370 --> 00:00:19.620
‫اسناد واگذاری ارث
‫خانواده اوتوناشی

00:00:19.910 --> 00:00:22.750
‫ریون، من دوست دارم تو
.‫جای من این کارو انجام بدی

00:00:23.090 --> 00:00:27.080
‫پدر گفته میخواد چیزی نشون
.‫بده که از جرمش پشیمونه

00:00:27.360 --> 00:00:32.260
‫اون احتمالا چیزی
.‫از حادثه مامان میدونه

00:00:30.980 --> 00:00:33.130
‫اسناد واگذاری ارث
‫خانواده اوتوناشی

00:00:33.130 --> 00:00:35.510
‫اگه بتونی در ارث
،‫اولویت پیدا کنی

00:00:35.510 --> 00:00:37.960
‫هرچقدرش رو که
.‫بخوای میتونی خرج کنی

00:00:40.860 --> 00:00:46.660
در

00:00:40.860 --> 00:00:46.280
/

00:00:40.860 --> 00:00:45.910
وهم

00:00:46.660 --> 00:00:47.200
در

00:00:46.280 --> 00:00:47.200
/

00:00:45.910 --> 00:00:47.200
وهم

00:00:47.420 --> 00:00:49.960
زمستون زودگذرتر از چهار فصله

00:00:49.960 --> 00:00:51.830
زنی به زیبایی و خونسردی برف

00:00:52.100 --> 00:00:54.910
که در بافندگی چیره دسته

00:00:54.910 --> 00:00:57.910
اشک میریزه و تبدیل به درنا میشه

00:00:57.910 --> 00:01:00.140
کسی که راهی سفر شد تا دورترین پایانو بیابه

00:01:00.140 --> 00:01:02.880
پسر صورت خشک

00:01:02.880 --> 00:01:05.320
روح چراغو آزاد کرد

00:01:05.320 --> 00:01:08.120
و ثروت شگفت‌انگیز اونو بدست آورد

00:01:08.120 --> 00:01:13.310
حقیقت به خوبی پنهان شده به تصویر تبدیل میشه

00:01:13.310 --> 00:01:21.060
!فایدش چیه؟ زندگی! برای یکی! برای همه! یه معما

00:01:22.140 --> 00:01:26.650
پشت به خورشید

00:01:26.650 --> 00:01:31.960
به آرامی آینده بی‌شکلو رنگ‌آمیزی میکنیم

00:01:31.960 --> 00:01:36.560
با یه چای تازه دم

00:01:36.560 --> 00:01:39.840
مهمونی تازه شروع شده

00:01:39.840 --> 00:01:43.290
به من پاسخ بده، ای افسانه شب

00:01:45.710 --> 00:01:49.520
‫این واقعیت که کسی تو
،‫خانوادم قربانی قتل شده

00:01:49.520 --> 00:01:53.660
‫این واقعیت که یه جوری باید
،‫توضیح بدم پدربزرگ پشتش بوده

00:01:53.660 --> 00:01:56.700
‫و مقدار زیادی ارث...هیچ
.‫کدوم منطقی نیست

00:01:57.370 --> 00:02:00.070
.‫لباس مناسبی هم نپوشیدم

00:02:00.070 --> 00:02:01.430
...‫خب، همه

00:02:01.430 --> 00:02:02.970
‫از همه بابت جمع شدن
.‫در اینجا تشکر میکنم

00:02:02.970 --> 00:02:04.490
‫مطمئنم همه شما

00:02:04.490 --> 00:02:09.440
‫درقبال من محتاط هستید. و ممکنه شما
"‫کنجکاو باشین و بگین "این یارو دیگه کیه؟

00:02:09.680 --> 00:02:11.780
.‫ولی لطفا درباره این فکر کنید

00:02:11.780 --> 00:02:14.070
‫من کسی هستم که بیشتر از
.‫همه درباره این موضوع ناراحتم

00:02:14.070 --> 00:02:16.700
.‫من اینجا یه غریبه ام

00:02:16.700 --> 00:02:18.700
‫با این حال ازم خواسته شده
‫که این نقش عجیبو بازی کنم

00:02:18.940 --> 00:02:21.820
‫و از وقتم گرفتم تا
.‫این همه راه بیام اینجا

00:02:22.110 --> 00:02:25.030
‫ممکنه بگین که من
،‫میتونستم یه نه بگم

00:02:25.030 --> 00:02:27.830
‫ولی من میتونستم به درخواست
‫رئیس اوتوناشی نه بگم؟

00:02:27.830 --> 00:02:31.000
‫ایشون از من میخواستن
...‫شما رو رتبه بندی کنم

00:02:31.000 --> 00:02:34.460
‫البته کسی که کمترین رتبه رو
...‫میگیره از من دلخورده میشه

00:02:34.460 --> 00:02:38.260
‫خدا میدونه اون برای
.‫تلاقی چه کاری میکنه

00:02:38.260 --> 00:02:41.510
‫نه بابا. هیچ یک از ما
.‫همچین کاری انجام نمیدیم

00:02:41.510 --> 00:02:43.380
.‫پدر ما اجازه همچین کاری نمیده

00:02:43.380 --> 00:02:46.970
‫ولی ترجیح میدم بعد فوت
.‫ایشون هم سراغ من نیاین

00:02:47.210 --> 00:02:49.770
،‫درحال حاضر، حال رئیس خوب است

00:02:49.770 --> 00:02:52.520
‫ولی اگه چیزی که ازم خواستن رو
.‫انجام ندم، حالشون نامساعد خواهد شد

00:02:52.520 --> 00:02:56.750
.‫مهم نیست چطور پیش میره
.‫وضعیت برای من باخت-باخت‌ـه

00:02:56.750 --> 00:03:00.680
،‫پس چرا پدربزرگ شما
‫ایواناگا-سان رو انتخاب کرد؟

00:03:02.300 --> 00:03:05.580
‫یعنی شما منو بررسی نکردین؟

00:03:05.800 --> 00:03:07.590
،‫من تلاش کردم

00:03:07.590 --> 00:03:11.040
‫ولی همه شرکت های
.‫تحقیقاتی مورد اعتماد نپذیرفتند

00:03:11.040 --> 00:03:14.750
‫بر اساس این، واضحه
.‫که شما خیلی خاص هستید

00:03:14.980 --> 00:03:19.380
‫برادرزاده من، در همون باشگاهی
.‫بوده که شما در دبیرستان اونجا بودین

00:03:19.380 --> 00:03:22.500
‫اسمش آماچی مانابو‌ـه. یادت میاد؟

00:03:22.500 --> 00:03:25.180
‫اویا! اون فامیل رئیسه؟

00:03:25.180 --> 00:03:28.850
‫به من گفت به هر قیمتی که
.‫شده باهات دشمنی نتراشم

00:03:31.910 --> 00:03:36.380
‫انگار بدون اطلاع من
.‫شایعاتی درباره من منتشر شده

00:03:36.380 --> 00:03:39.110
‫و رئیس اوتوناشی
.‫از من خوشش اومده

00:03:39.560 --> 00:03:43.950
‫این به کنار. من نمیخوام هیچ کسی از من
.‫به خاطر نقشی که دارم کینه به دل بگیره

00:03:43.950 --> 00:03:47.510
.‫کورو-سنپای اینجا دستیار من نیست

00:03:47.510 --> 00:03:50.200
‫ایشون دوست پسر
.‫من از زمان دبیرستانه

00:03:50.200 --> 00:03:51.540
‫دوست پسر؟

00:03:51.540 --> 00:03:55.040
‫دوست پسرم و من در این
.‫هتل دوست داشتی اقامت داریم

00:03:55.040 --> 00:03:58.050
‫طبیعتاً ما میخوایم
.‫اینجا لذت ببریم

00:03:58.050 --> 00:04:01.670
،‫حمام اتاقی که داریم خیلی بزرگه

00:04:01.670 --> 00:04:03.920
‫so we can get in together, he
,‫can "wash his fingers" in my vagina

00:04:03.920 --> 00:04:06.140
‫and who knows
—‫where that might lead

00:04:08.090 --> 00:04:11.280
‫من از شما عذر میخوام. خواسته
.‫هامو بیشتر از حد علنی کردم

00:04:11.280 --> 00:04:12.600
‫ولی مطمئنم که هیچ کدومتون

00:04:12.600 --> 00:04:16.610
‫نمیخواین تا فردا تو یه
‫گوشه قایم بشین. درسته؟

00:04:16.610 --> 00:04:21.190
‫همینطوره. من ترجیح
.‫میدم روابطمون تیره نشه

00:04:21.530 --> 00:04:23.780
‫در این صورت، من
.‫اتحادو به شما پیشنهاد میکنم

00:04:23.780 --> 00:04:24.990
‫اتحاد؟

00:04:25.830 --> 00:04:27.240
‫آنچه که از شما درخواست میشه

00:04:27.520 --> 00:04:28.920
‫اینه که توضیح بدین چگونه

00:04:28.920 --> 00:04:32.510
‫رئیس اتوناشی، اوتاناشی
.‫سومی-سان رو ۲۳ سال قبل کشت

00:04:32.510 --> 00:04:34.230
‫پس بیاین با هم کار
‫کنیم تا به جوابی برسیم

00:04:34.230 --> 00:04:36.830
.‫که رئیس ازش راضی باشه

00:04:36.830 --> 00:04:41.100
‫همه شما میتونین درباره
،‫تقسیم ارث صحبت کنید

00:04:41.100 --> 00:04:43.340
‫شما تصمیم میگیرین که به چه
‫ترتیبی خواسته هاتون برآورده بشه

00:04:43.340 --> 00:04:45.800
‫و ما یک رتبه بندی به
.‫رئیس گزارش میکنیم

00:04:45.800 --> 00:04:50.220
‫ما رتبه بندی رو بر اساس
...‫مشارکت شما تعیین میکنیم

00:04:50.740 --> 00:04:55.440
‫درواقع شنیدن سه نوع پاسخ
.‫جداگانه از شما، عذاب آور میشه

00:04:55.440 --> 00:04:57.800
‫حدودا یک ساعت از
.‫محضر شما مرخص میشم

00:04:57.800 --> 00:05:01.570
‫تا اون موقع، لطفا درباره
.‫پیشنهاد من گفت و گو کنید

00:05:07.490 --> 00:05:12.410
‫یعنی این پیشنهاد پدر بوده یا
‫خانم ایواناگا خودش مطرح کرده؟

00:05:12.410 --> 00:05:16.080
‫من شک دارم اون کاری انجام
.‫بده که رئیس ازش نخواسته

00:05:16.080 --> 00:05:19.480
‫ولی صادقانه به نظر میرسه که
.‫خانومه با انجام این مشکلی نداشته باشه

00:05:19.480 --> 00:05:22.420
‫دختره اونقدرا هم
.‫پیشنهاد بدی نمیده

00:05:22.420 --> 00:05:24.130
.‫منطقیه

00:05:24.810 --> 00:05:27.090
‫نظرت درباره ارثیه چیه؟

00:05:27.090 --> 00:05:29.640
‫بخشی از دارایی‌ـش و همچین
.‫بخشی از حقوقش اونجا هست

00:05:29.640 --> 00:05:31.260
‫من خودم به شخصه
.‫دوست دارم اونو داشته باشم

00:05:31.260 --> 00:05:32.930
،‫اگه داشتنش برای من تضمین بشه

00:05:33.150 --> 00:05:35.510
‫برام مهم نیست که
.‫رتبه چند میگیرم

00:05:35.510 --> 00:05:37.350
‫نظر تو چیه کائوروکو-اونه‌سان؟

00:05:37.350 --> 00:05:41.140
‫به نظر که کائورکو به
‫ایده تو علاقه زیادی نداشت

00:05:41.140 --> 00:05:42.780
‫و فقط تو و ریوما-سان
.‫از این بهره ببرین

00:05:42.780 --> 00:05:46.650
‫از اونجایی که تو گروه رو اداره
.‫میکنی، رئیس خیلی بهت علاقه داره

00:05:46.650 --> 00:05:48.370
،‫اون به ریوما-سان هم علاقه داره

00:05:48.370 --> 00:05:51.910
‫کسی که دل و جربزه داره
.‫تا دقیقا خلاف جهتو طی کنه

00:05:51.910 --> 00:05:57.210
،‫برعکس به نظر کائوروکو
.‫پدرش اونو دوست نداره

00:05:57.210 --> 00:06:00.710
‫به نظر اون نمیتونه این واقعیت
‫رو تحمل کنه که ممکنه به شما دوتا

00:06:00.710 --> 00:06:02.840
.‫ارث بیشتری بده

00:06:03.070 --> 00:06:07.420
‫خواهرم فقط با پیروزی مقابل
.‫من و داداشم رضایت پیدا میکنه

00:06:07.420 --> 00:06:10.010
‫ریوما-سان چه نظری
‫درباره ارثیه داره؟

00:06:10.010 --> 00:06:12.140
‫فایده ای نداره که درباره
.‫این از داداشم بپرسم

00:06:12.430 --> 00:06:14.520
‫اون میگه یه ارث بزرگ
.‫فقط باعث دردسره

00:06:14.520 --> 00:06:18.640
‫پس ریون هرچی بخواد و
.‫هرچقدر بخواد میتونه داشته باشه

00:06:18.640 --> 00:06:23.970
‫عمو، اگه اینقدر پدرمو درک
‫میکنی، چرا هنوزم باهاش کنار نمیای؟

00:06:23.970 --> 00:06:25.610
.‫به خاطر اینه که من درکش میکنم

00:06:25.910 --> 00:06:28.860
‫داداش همیشه کارهایی
.‫میکنه که من خوشم نمیاد

00:06:28.860 --> 00:06:31.370
‫اگه برادر بزرگترم از
‫ارثیه خودش صرف نظر کنه

00:06:31.370 --> 00:06:33.390
‫یا اگه هر کدوم از ما یک
،‫سهم نامتعارف دریافت کنیم

00:06:33.390 --> 00:06:35.020
.‫همه مشکوک میشن

00:06:35.020 --> 00:06:38.250
‫حتی کسایی هستن که
.‫فک کنن این کار من بوده

00:06:38.250 --> 00:06:42.450
‫سختی هایی که برای جلوگیری
...‫از اون باید محتمل بشم

00:06:42.450 --> 00:06:45.340
‫مطمئنم داداش از اینکه میتونه
.‫به خودش اعتماد کنه، خوشحاله

00:06:45.660 --> 00:06:47.210
...‫ببخشید

00:06:47.210 --> 00:06:49.540
.‫این مشکل تو نیست که ریون

00:06:49.540 --> 00:06:51.180
.‫اون پدرته

00:06:51.180 --> 00:06:56.780
‫پس چرا عمو کویا رو اول نزاریم تا
‫عمه کائوروکو بتونه شأنش رو حفظ کنه

00:06:56.780 --> 00:07:02.690
،‫و شما دوتا درباره تقسیم ارثیه
‫تصمیم بگیرین؟ این بهتر نیست؟

00:07:02.920 --> 00:07:04.980
‫حقیقت‌ـش برام اهمیتی نداره
.‫که کدوم رتبه قرار بگیرم

00:07:04.980 --> 00:07:09.180
‫تا وقتی که کائوروکو
.‫راضی باشه برای من خوبه

00:07:09.180 --> 00:07:10.070
‫نظر تو چیه سوسومو-سان؟

00:07:10.070 --> 00:07:15.630
‫این خیلی راحتر از بحث کردن سر
.‫اینه که کی بهترین استدلال رو داره

00:07:15.630 --> 00:07:18.370
‫اینطوری‌ـم نیست که از
.‫اول بخوام برای ارثیه بجنگم

00:07:18.370 --> 00:07:20.460
.‫پس دربارش تصمیم گرفتیم

00:07:20.460 --> 00:07:21.140
.‫آره

00:07:21.140 --> 00:07:21.750
.‫بله

00:07:21.750 --> 00:07:23.990
.‫عجب مخمصه عجیبی

00:07:23.990 --> 00:07:27.900
‫همچین پول هنگفتی در خطره
.‫ولی همه چیز مسالمت آمیز حل شد

00:07:28.710 --> 00:07:29.970
...‫میگم

00:07:30.200 --> 00:07:32.430
‫این تلکیف از اول‌ جواب داشت؟

00:07:33.330 --> 00:07:38.360
‫اگه پدربزرگ یه مجرمه و میخواد
،‫با فاش شدن جرمش، توبه کنه

00:07:38.360 --> 00:07:41.440
‫اون وقت اگه فقط به ما بگه اونو
.‫چطوری مادربزرگ رو کشته، سریعتره

00:07:41.440 --> 00:07:44.440
‫آخه چرا ما رو مجبور
‫کرده تا درباره‌ـش فکر کنیم؟

00:07:44.920 --> 00:07:47.770
‫به نظرتون این واگذاری
‫هدف دیگه ای هم داشته؟

00:07:48.000 --> 00:07:52.690
‫پدر بزرگ چیز خاصی رو
.‫میدونه و میتونه همه اونو فاش کنه

00:07:52.690 --> 00:07:54.890
‫شاید اون داره تلاش میکنه که
.‫ما رو متوجه اون موضوع کنه

00:07:54.890 --> 00:07:56.990
‫این چیزی بود که
.‫پدرم پیشنهاد داد

00:07:56.990 --> 00:07:59.700
‫حتی اگه ما با هدف
،‫ایواناگا خانم همراه باشیم

00:07:59.700 --> 00:08:01.870
.‫هنوزم کلی سوال هست

00:08:01.870 --> 00:08:04.120
‫نه. بیش از حد دارین
.‫دربارش فکر میکنید

00:08:04.120 --> 00:08:07.260
‫رئیس اوتوناشی در مرگ
.‫سومی-سان دخیله بوده

00:08:07.260 --> 00:08:11.940
‫ولی اون فکر میکنه اگه بهتون بگه
...‫چطوری سومی-سان رو کشته باور کنید

00:08:12.610 --> 00:08:16.090
‫اون فقط میخواد بچه هاش بفهمن
.‫که اون چطوری این کار کرده

00:08:16.090 --> 00:08:18.350
‫واقعا میتونیم اینو باور کنیم؟

00:08:18.350 --> 00:08:19.850
.‫یه پاسخ هست

00:08:19.850 --> 00:08:24.010
‫اگه همتون به دنبال حقیقت
.‫باشین، بالاخره بهش میرسید

00:08:24.010 --> 00:08:27.110
‫ولی هیچ چیز مشکوکی
.‫درباره پدرم وجود نداره

00:08:27.110 --> 00:08:28.480
‫اینطوریه؟

00:08:28.730 --> 00:08:30.340
،‫مثلا وقتی حادثه رخ داد

00:08:30.340 --> 00:08:33.610
‫رئیس اوتوناشی و کسای دیگه ای بودن
.‫که نمیخواستن به اونا شکی وارد بشه

00:08:33.610 --> 00:08:37.410
،‫آیا این مشکوک نیست که ریومو-سان
‫کائوروکو-سان، سوسومو-سان

00:08:37.410 --> 00:08:40.590
‫و کویا-سان همشون
‫توجیه زمانی داشتن؟

00:08:40.590 --> 00:08:43.330
.‫انگار همشون داشتن محافظت میشدن

00:08:43.330 --> 00:08:48.090
‫فکر نمیکنین تنها کسی که قادر به انجام
‫این کار بوده، رئیس اوتوناشی بوده؟

00:08:49.090 --> 00:08:54.190
،‫حادثه ۲۳ سال قبل در روز جمعه
.‫۱۸ فوریه حدودا ساعت ۷ شب رخ داد

00:08:54.190 --> 00:08:56.090
‫در اون زمان
.‫سومی-سان ۵۸ ساله بود

00:08:56.090 --> 00:08:59.600 line:20%
‫کلینیک استئوپاتی اوکاموتو

00:08:56.420 --> 00:08:59.600
‫ایشون به یه کلینیک
.‫ماساژ مستقل رفته بود

00:08:59.600 --> 00:09:03.600
‫این یه سرویس خصوصی بود که اون
.‫ماهی یک بار برای استراحت به اونجا میرفت

00:09:03.960 --> 00:09:07.010
‫حتی یه ماشینم نداشت
.‫که باهاش این و اونر بره

00:09:07.010 --> 00:09:10.350
‫و در راه بازگشت مورد
.‫حمله شخصی قرار میگیره

00:09:10.350 --> 00:09:11.580
!‫دزد

00:09:11.580 --> 00:09:13.450
‫یه نفر کمک کنه! مردک‌ـــ

00:09:14.130 --> 00:09:18.620
‫یکی جلوی اون مرد سیاه پوش رو
!‫بگیره! به سمت ایستگاه فرار کرد

00:09:18.620 --> 00:09:21.620
‫وقتی فریادش رو
،‫شنیدن به سمتش رفتن

00:09:21.620 --> 00:09:23.900
.‫سومی-سان مرده بود

00:09:24.230 --> 00:09:27.540
‫بدن‌ـش هنوز گرم بود. از این مشخص
.‫شد که حادثه به تازگی اتفاق افتاده

00:09:27.780 --> 00:09:31.080
‫علت مرگ هم شوک هِموراژیک ناشی از

00:09:31.080 --> 00:09:32.850
.‫دو ضرب چاقو نزدیک قلبش بوده

00:09:27.780 --> 00:09:32.850
‫شوک هِموراژیک، شوکی ناشی از خونریزی یا
‫کم آبی زیاد که از نشانه های آن لب سفید رنگ
(‫یا دست و پای سرد اشاره کرد.(ویکیپدیا

00:09:32.850 --> 00:09:34.680
‫اونا نمیدونن چاقو متعلق به کیه

00:09:34.680 --> 00:09:36.950
‫و قادر به شناسایی
.‫اثر انگشت هم نبودند

00:09:36.950 --> 00:09:40.100
‫سومی-سان عادت داشت با
.‫مقداری پول نقد پیاده روی کنه

00:09:40.330 --> 00:09:43.210
‫همیشه بیشتر از یک
‫میلیون یِن در کیفتش داشت

00:09:43.210 --> 00:09:46.230
‫و تمام اسکناس هایی که در
.‫اون کیف بود، برداشته شده بود

00:09:46.230 --> 00:09:47.940
.‫دزدی و قتل

00:09:47.940 --> 00:09:50.290
‫در نگاه اول به نظر
.‫یه جنایت ساده میاد

00:09:50.290 --> 00:09:55.110
‫مظنون قصد داشت پول‌ش رو
.‫بگیره ولی با مقاومت مقتول مواجه شد

00:09:55.480 --> 00:09:57.220
‫درنهایت هم با چاقو
.‫سومی-سان رو به قتل رسوند

00:09:57.220 --> 00:09:59.990
‫ولی تحقیقتا بلافاصله
‫به بن‌بست خورد؛

00:09:59.990 --> 00:10:01.990
.‫چون هیچ مدرک دیگه ای وجود نداشت

00:10:02.240 --> 00:10:05.460
‫پلیس متوجه شد که به
،‫احتمال زیاد دزدی و قتل بوده

00:10:05.460 --> 00:10:08.580
‫ولی احتمال اینم درنظر گرفت
‫که ممکنه این قتلی باشه که

00:10:08.810 --> 00:10:11.240
.‫تظاهر به دزدی بودن میکنه

00:10:11.240 --> 00:10:15.210
‫از اونجایی که افراد زیادی از سومی-سان
.‫به خاطر کاراش کینه به دل گرفته بودن

00:10:15.210 --> 00:10:18.720
‫خانواده ایشون و کویا-سان هم
.‫انگیزه های احتمالی قتل رو داشتند

00:10:18.720 --> 00:10:24.110
‫همه شما میدونستید که سومی-سان
.‫یک بار در ماه به کلینیک ماساژ میره

00:10:24.110 --> 00:10:27.600
‫پس این امکان وجود داشت که شما
.‫برای کمین در راه خونه اون برنامه بریزین

00:10:27.990 --> 00:10:31.160
‫ایشون مخالف ازدواج
،‫کائوروکو-سان با کویا-سان بود

00:10:31.160 --> 00:10:33.970
‫و مخالف شغل های ریوما-سان
.‫و سوسومو-سان هم بود

00:10:33.970 --> 00:10:36.490
‫رئیس اوتوناشی از بچه
‫هاش احساس ناراحتی کرد

00:10:36.490 --> 00:10:38.400
.‫و فکر کرد که گروه در خطره

00:10:38.680 --> 00:10:41.660
‫دلیلی برای شما وجود داشت
.‫که فکر کنید سومی-سان در راهه

00:10:41.660 --> 00:10:43.900
‫در اون زمان من و برادرم
‫فکر میکردیم که بهتر بود

00:10:43.900 --> 00:10:46.660
.‫مادرمون قبلتر ها میمرد

00:10:46.920 --> 00:10:50.170
.‫من هیچ وقت ازش خوبی ندیدم

00:10:50.170 --> 00:10:53.890
‫اون حتی منو تهدید کرد
‫که شرکتمو نابود میکنه

00:10:53.890 --> 00:10:56.130
‫اگه من رابطمو با
.‫کائوروکو قطع نکنم

00:10:56.130 --> 00:10:58.700
‫البته که ممکنه کسی
.‫به قتل اون فکر کنه

00:10:58.700 --> 00:11:01.170
‫ولی از اونجایی که همه
،‫شما توجیه زمانی داشتین

00:11:01.170 --> 00:11:03.220
‫همون اول شما از لیست
.‫مظنونین خارج شدین

00:11:03.220 --> 00:11:05.560
‫رئیس اوتوناشی هم
‫در یک استان دیگر بود

00:11:05.560 --> 00:11:09.310
‫و حوالی ساعت 7 عصر با
.‫بیش از ده نفر در جلسه بود

00:11:09.530 --> 00:11:11.880
‫ریوما سان و سوسومو
،‫سان در مقر گروه بودند

00:11:11.880 --> 00:11:14.760
‫که یک ساعت با محل
.‫حادثه فاصله داره

00:11:14.760 --> 00:11:19.280
‫و در حوالی  زمان وقوع
.‫جرم، درحال جر و بحث بودند

00:11:19.280 --> 00:11:21.450
.‫اون موقع هر دو جوان بودیم

00:11:21.770 --> 00:11:24.780
‫من بیست ساله بودم و برادر
.‫تازه وارد سی سالگی شده بود

00:11:24.780 --> 00:11:29.450
‫برادر دور از چشم مادرمون، در یک
‫رستوران معروف، به عنوان آشپز دوره میدید

00:11:29.450 --> 00:11:32.290
‫ولی این مسئله براش فاش شد و
‫اونو مجبور کرد که به دفتر بیاد

00:11:32.290 --> 00:11:34.280
.‫و اونو تحت فشار قرار داد

00:11:34.710 --> 00:11:38.880
‫منو به عنوان دستیار برادرم
.‫گذاشتن و این منو ناراحت میکرد

00:11:39.120 --> 00:11:44.350
‫برادرم مجبور به انجام کاری
.‫شد که من میخواستم انجامش بدم

00:11:44.350 --> 00:11:46.600
‫البته ما سر چیزای بی
.‫اهمیت دعوا میکردیم

00:11:46.600 --> 00:11:51.480
‫آره. اطرافیان هم میدونستن
‫که شما دوتا با هم هماهنگ نیستید

00:11:51.480 --> 00:11:54.990
‫ولی شما دوتا قبلاُ در
.‫دفتر دعوا نکرده بودین

00:11:54.990 --> 00:11:57.480
‫به خاطر همینم این
.‫توجیه زمانی شما بود

00:11:57.780 --> 00:12:00.240
‫ممکنه تصادفی شده
.‫باشه، ولی خوب انجام شده

00:12:08.300 --> 00:12:13.000
‫بچه های ساکت

00:12:13.430 --> 00:12:17.210
‫در طول این حادثه، کویا-سان برای
‫بازدید از شرکای تجاری، بیرون رفته بود

00:12:17.210 --> 00:12:21.230
‫و در حال مذاکرات بود و درنتیجه
.‫نمیتونست از اونجا خارج بشه

00:12:21.230 --> 00:12:23.590
.‫من در اون زمان ۳۳ سال داشتم

00:12:23.590 --> 00:12:26.320
‫من هیچ پارتی ای نداشتم، به خاطر
.‫همین اون موقع اکثر مردم منو رد میکردن

00:12:26.320 --> 00:12:29.350
‫برنامه روزانه من این بود که تا
.‫جایی که میشه با زور مذاکره کنم

00:12:29.350 --> 00:12:33.500
‫درسته. و به خاطر همینه که
.‫شما یک توجیه زمانی موثقی دارید

00:12:33.500 --> 00:12:35.650
‫اگه به راحتی در
،‫مذاکرات عقب مینشستی

00:12:35.650 --> 00:12:39.270
‫ممکن بود برای رفتن به محل وقوع
.‫جرم، وقت کافی رو داشته بودی

00:12:39.270 --> 00:12:41.780
‫همیشه باید بهترینتون
.‫رو انجامب بدید

00:12:42.050 --> 00:12:44.320
‫پای چپ کائوروکو-سان
.‫آسیب دیده بود

00:12:44.320 --> 00:12:49.270
‫بخاطر همینم اون برنامه های اون روزش رو کنسل
.‫کرده بود و به تنهایی در خونه کویا-سان بود

00:12:49.270 --> 00:12:53.540
‫ظاهرا، کائوروکو اون بعد از
.‫ظهر، جلوی خونه به زمین افتاده بود

00:12:53.540 --> 00:12:57.330
‫اون در اتاق استراحت میکرد
،‫ولی عصر ورم پاش بدتر شد

00:12:57.560 --> 00:13:00.100
‫به خاطر همینم من اون
.‫شب، اونو بردم به بیمارستان

00:13:00.100 --> 00:13:02.860
‫متوجه شدیم که استخوان
‫درشت نی‌ـش شکسته

00:13:02.860 --> 00:13:04.550
.‫و همون شب‌ـم بستری شد

00:13:04.550 --> 00:13:09.380
‫و به دلیل این حادثه، سوءظن
.‫از کائوروکو-سان حذف شد

00:13:09.380 --> 00:13:14.500
‫راهی نیست که با این پا بشه به
.‫سومی-سان حمله کرد و ایشون رو کشت

00:13:14.500 --> 00:13:16.100
.‫چه شانسی داره

00:13:16.410 --> 00:13:17.850
‫اسناد واگذاری ارثیه
‫خانواده اوتوناشی

00:13:16.810 --> 00:13:17.850
.‫اواناگا-سان

00:13:17.850 --> 00:13:19.610
‫میخوای چی بگی؟

00:13:20.590 --> 00:13:24.900
‫پدربزرگ من منتظر لحظه ای بود
‫که همه توجیه زمانی داشته باشن

00:13:24.900 --> 00:13:26.840
‫تا مادربزرگمو بکشه؟

00:13:26.840 --> 00:13:28.740
‫گفتن این از روی بد اندیشی نیست؟

00:13:28.740 --> 00:13:32.710
‫همه به جز عمه کائوروکو درباره
‫برنامه قتل مادربزرگم میدونستن

00:13:32.710 --> 00:13:35.860
‫و عمداً مطمئن شدن که زمان
.‫ارتکاب جرم توجیه زمانی دارند

00:13:35.860 --> 00:13:37.370
.‫این چیزی که من از تو میشنوم

00:13:37.370 --> 00:13:40.630
‫ممکن نیست من همچین
.‫کار ناخوش‌آیندی انجام بدم

00:13:40.890 --> 00:13:43.630
،‫من واقعا پیشنهاد اتحاد رو دادم

00:13:43.630 --> 00:13:49.260
‫ولی علیرغم خودگذشتگی شما، هرگز
.‫فکر نمیکردم مسئله به این راحتی حل بشه

00:13:49.260 --> 00:13:53.020
‫ارثیه پول زیادیه و همچنین
.‫شامل اداره گروه هم میشه

00:13:53.020 --> 00:13:56.780
‫و کائوروکو-سان و ریوما-سان کسایی هستند که
.‫بخشی از این موضوع هستند، که حضور ندارند

00:13:56.780 --> 00:13:58.560
‫پس منم فکر کردم که شما
.‫میخواین دربارش بیشتر فکر کنید

00:13:58.560 --> 00:14:01.810
‫انگار این موضوع رو قبل از بروز

00:14:01.810 --> 00:14:04.440
.‫هر نوع ناراحتی شخصی حل کردید

00:14:04.830 --> 00:14:07.950
‫این اتحاد برخلاف خواسته
.‫های رئیس اوتوناشی‌ـیه

00:14:07.950 --> 00:14:12.550
‫بنابراین اگر هیچ دلهره ای وجود نداشت، فکر
.‫می کردم همه چیز به طور جدی پیش می رود

00:14:13.090 --> 00:14:15.990
‫ممکنه برای همه شما به طور
.‫اتفاقی توجیه زمانی داشته باشند

00:14:15.990 --> 00:14:17.370
،‫ولی در زمان وقوع حادثه

00:14:17.620 --> 00:14:20.180
‫ریوما-سان،سوسومو-سان-کویا-سان

00:14:20.180 --> 00:14:22.580
‫و رئیس اوتاناشی میتونستن
‫با هم توطئه بچینن تا

00:14:22.580 --> 00:14:25.130
‫مطمئن بشن که هرکدوم
.‫توجیه زمانی موجه‌ـی دارند

00:14:25.420 --> 00:14:29.890
‫کائوروکو-سان درمورد هیچ یک از اینا مطلع
.‫نبود. پس برای اونم نیازی به توجیه زمانی نبود

00:14:30.210 --> 00:14:32.970
‫آیا این استنتاج
‫سرگرم کننده نیست؟

00:14:33.980 --> 00:14:36.310
.‫من هیچ علاقه ای به ارثیه ندارم

00:14:36.310 --> 00:14:37.390
‫عمو هام تصمیم گرفتن

00:14:37.390 --> 00:14:41.100
‫که پدربزرگ من درباره ارثیه
.‫هیچ کار غیر منطقی ای انجام نده

00:14:41.100 --> 00:14:43.410
‫این برای اونا بهتره که

00:14:43.410 --> 00:14:46.000
‫با تو همراهی کنن، به جای
.‫اینکه با خانواده دعوا کنن

00:14:46.000 --> 00:14:48.950
‫و با این وجود تو جرئت اینو داری
‫که اینو مسخره کنی و جالب بنامیش؟

00:14:49.320 --> 00:14:50.950
!‫واقعا که بد سلیقه ای

00:14:54.370 --> 00:14:57.880
‫اگه این چهار نفر از جمله
،‫پدر بزرگ، شریک جرم هستند

00:14:57.880 --> 00:15:00.330
‫هیچ فایده ای برای این
.‫اتحاد و یا واگذاری نیست

00:15:00.560 --> 00:15:04.070
‫چون عمو هام میدونستن
.‫که پدربزرگم شریک جرمه

00:15:04.070 --> 00:15:07.800
‫درسته. ولی من باور نمیکنم
.‫که همه اونا شریک جرم باشن

00:15:08.100 --> 00:15:10.750
‫رئیس اوتوناشی هم این
.‫موضوع رو رد میکنه

00:15:10.750 --> 00:15:12.510
‫ولی رئیس اینم گفت که

00:15:12.510 --> 00:15:15.220
.‫مجازات باید متناسب با جرم باشه

00:15:17.150 --> 00:15:20.130
‫یعنی بابا میخواد منو مجبور
‫به  اعتراف کردن کنه؟

00:15:20.820 --> 00:15:23.010
‫این هدف واگذاریه؟

00:15:23.500 --> 00:15:24.630
‫عمو؟

00:15:26.610 --> 00:15:27.430
‫ها؟

00:15:27.430 --> 00:15:28.360
.‫نمیتونم بگم

00:15:28.610 --> 00:15:31.360
‫حتی تلاش برای قتل
.‫هم جرم محسوب میشه

00:15:31.360 --> 00:15:33.530
.‫خیلی خب. من بهش اعتراف میکنم

00:15:33.530 --> 00:15:38.620
‫بیست وسه سال پیش من و برادرم نقشه
.‫داشتیم تا مادرمون رو به قتل برسونیم

00:15:39.610 --> 00:15:45.060
.‫مادرمون وقتی مرد که ما هنوز داشتیم نقشه میکشیدیم
.‫پس یعنی ما هرگز نقشه مون رو اجرا نکردیم

00:15:45.060 --> 00:15:49.930
‫با پدرم؟ ولی شما که بیشتر از
!‫۳۰ ساله رابطه خوبی با هم ندارین

00:15:49.930 --> 00:15:51.630
‫حتی روز قتل هم
.‫داشتین دعوا میکردین

00:15:51.630 --> 00:15:53.580
‫این به دلیل اونه که اونا
‫به قدری با هم کنار نمیاان

00:15:53.580 --> 00:15:56.120
‫که کسی به همدست بودن
.‫اونا با هم مظنون نشه

00:15:56.120 --> 00:15:59.860
.‫ولی منافع اونا همسوئه

00:15:59.860 --> 00:16:02.640
.‫پس همه چیزو میدونی

00:16:02.870 --> 00:16:03.880
،‫در روز جنایت

00:16:03.880 --> 00:16:07.840
‫شما دوتا با صدای بلند دعوا
.‫کردین که بقیه متوجه بشن

00:16:07.840 --> 00:16:10.030
‫به همین دلیل شما توجیه
.‫زمانی محکمی داشتید

00:16:10.030 --> 00:16:13.910
‫ولی اگه واقعا شریک جرم بودین و طوری
‫رفتار کردین که انگار درحال دعوا هستین، چی؟

00:16:14.180 --> 00:16:17.950
‫مثلا اگه شما دوتا موقع
،‫بحث کردن در اتاق تنها بودین

00:16:17.950 --> 00:16:20.910
‫شاید اطرافیان شما، صدا
.‫ها رو از بیرون شنیده باشند

00:16:21.260 --> 00:16:24.170
‫یا هم میتونید چیزی که قبلا
.‫ضبط شده رو پخش کنید

00:16:24.170 --> 00:16:26.050
.‫من نمیخوام این کارو بکنم

00:16:24.410 --> 00:16:26.040
‫و طوری رفتار کنید که
.‫انگار دارین دعوا میکنید

00:16:26.040 --> 00:16:28.390
‫حتی اگه فقط یکی از
.‫شما در اتاق بوده باشه

00:16:26.050 --> 00:16:27.920
!‫تو هیچی نمیفهمی. برادر

00:16:27.920 --> 00:16:29.650
‫منظورت از اینا چیه؟

00:16:28.390 --> 00:16:30.670
‫این باعث میشه مردم
.‫فکر کنن شما دوتا اونجایین

00:16:29.650 --> 00:16:30.670
!‫همیشه اینطوری بودی

00:16:31.130 --> 00:16:33.920
‫در این بین هم
.‫دیگری قتل‌ـو انجام بده

00:16:33.920 --> 00:16:36.940
‫آره اینطوری بود که
.‫توجیه زمانی ما ایجاد میشد

00:16:38.220 --> 00:16:39.060
.‫برادر

00:16:39.410 --> 00:16:42.190
‫چی میخوای؟ واسه
‫چی به من زنگ زدی؟

00:16:42.840 --> 00:16:45.060
‫من فکر میکنم که تو تنها کسی
.‫هستی که میتونم اینو ازش بخوام

00:16:45.350 --> 00:16:50.340
‫به سرعت، آینده ما و
.‫همچنین گروه خراب میشه

00:16:51.050 --> 00:16:53.180
.‫پس ما باید مامان رو بکشیم

00:16:53.740 --> 00:16:56.740
‫تنها کاری که انجام بدی اینه
.‫که توجیه زمانی منو ایجاد کنی

00:16:57.020 --> 00:16:58.830
‫من تمام کار های
.‫کثیفو انجام میدم

00:16:59.710 --> 00:17:01.370
...‫پس یه نقشه داری

00:17:01.640 --> 00:17:04.210
‫در مجموعه برنامه همونطور
.‫بود که توضیحش رو دادی

00:17:04.600 --> 00:17:07.790
‫ولی ما به چندتا ترفند دیگه هم نیاز داشتیم
.‫تا مطمئن بشیم کسی به ما مشکوک نیست

00:17:08.620 --> 00:17:10.790
‫چی؟ دارن دعوا میکنن؟

00:17:11.110 --> 00:17:14.420
‫فکر میکردم رابطه
...‫اونا بدتر شده ولی

00:17:14.420 --> 00:17:16.760
.‫یکی باید جلوشون رو بگیره

00:17:16.990 --> 00:17:21.210
‫دعوای من و برادرم
.‫تو دفتر غیر عادی نبود

00:17:21.210 --> 00:17:24.810
‫پس اگه افراد متوجه میشدن
،‫که ما تو اتاق داریم دعوا میکنیم

00:17:24.810 --> 00:17:26.520
‫براشون بهتر میبود
.‫که از اونجا دور بمونن

00:17:26.910 --> 00:17:29.770
‫این جَوی بود که ما
.‫میخواستیم ایجاد کنیم

00:17:30.330 --> 00:17:32.530
!‫رئیس اوتوناشی، بسه

00:17:32.530 --> 00:17:33.630
...‫رئیس

00:17:34.180 --> 00:17:37.030
‫همون روز بود که
...‫مادرمون به قتل رسید

00:17:37.320 --> 00:17:42.230
‫و این دعوایی بود که ۲۳ سال قبل در
.‫روز ۱۸ فوریه تبدیل به توجیه زمانی ما شد

00:17:43.700 --> 00:17:47.250
‫تا به حال مشکوک شدین که ممکنه
‫رئیس اوتوناشی قتل‌ـو انجام داده؟

00:17:47.250 --> 00:17:50.640
‫آره ولی پدر‌ هم یه
.‫توجیه زمانی داشت

00:17:50.640 --> 00:17:53.230
‫و هیچ نشونه ای از این نبود که اون
.‫کسی رو برای قتل استخدام کرده باشه

00:17:53.230 --> 00:17:56.760
‫به خاطر همینم بود که مرگ
.‫مادرمون یک دزدی و قتل تلقی شد

00:17:57.030 --> 00:17:59.030
.‫و حالا هم این واگذاری

00:17:59.030 --> 00:18:00.760
،‫اگه پدر ما قاتل نبوده

00:18:00.760 --> 00:18:02.380
‫نمیتونم فکر نکنم که پدرمون
‫میخواسته ما اعتراف کنیم

00:18:02.380 --> 00:18:04.390
‫که من و برادرم در
‫گذشته نقشه قتل کشیدیم

00:18:04.650 --> 00:18:07.890
‫و تاوان جرممون
.‫رو هم باید بپردازیم

00:18:08.450 --> 00:18:10.520
.‫شاید برادرم متوجه این شده بود

00:18:10.520 --> 00:18:15.110
‫شاید اون ریون رو به اینجا فرستاد
‫تا از جنایت خودش مطلعش کنه

00:18:15.110 --> 00:18:17.780
‫و  سعی کنه به
.‫نحوی اونو جبران کنه

00:18:18.780 --> 00:18:20.120
...‫نکنه که عمو

00:18:20.120 --> 00:18:23.660
‫و پدرم طوری رفتار میکردین
.‫که انگار از هم متنفرید

00:18:23.660 --> 00:18:26.670
‫و هیچ کسی هم مشکوک نیست که
.‫این همه مدت شما همدست بودین

00:18:26.670 --> 00:18:30.380
‫تصور اشتباهی نداشته
.‫باش. من از برادرم متنفرم

00:18:30.670 --> 00:18:34.450
‫برادرم کاری رو گذاشت کنار که من میخواستم
.‫انجامش بدم و  رفت تا کار خودش رو انجام بده

00:18:34.450 --> 00:18:37.840
‫با اینکه اون همیشه تو
.‫این کار از من بهتر بود

00:18:37.840 --> 00:18:41.010
‫همیشه کنارش احساس
...‫حقارت میکردم

00:18:42.070 --> 00:18:44.060
.‫ولی الان احساس بهتری دارم

00:18:44.290 --> 00:18:48.360
‫از اینکه این فرصت برای
.‫اعتراف برام محیا شد خوشحالم

00:18:48.730 --> 00:18:52.020
‫خب کویا-سان و
‫کائوروکو-سان شما چطور؟

00:18:52.310 --> 00:18:55.930
‫نقشه ای برای قتل
‫اوتوناشی سومی-سان داشتید؟

00:18:55.930 --> 00:18:59.150
.‫وقت مصدومیت کائوروکو-سان مناسبه

00:18:59.500 --> 00:19:02.660
‫به خاطر این سعی کردم توجیه
.‫های زمانی اشتباه رو پیدا کنم

00:19:02.910 --> 00:19:04.910
،‫بعد از ظهری که قتل رخ داد

00:19:04.910 --> 00:19:06.790
‫کائوروکو-سان عمدا
‫جلوی مردم افتاد زمین

00:19:07.200 --> 00:19:09.110
‫و طوری رفتار کرد
.‫که پاش آسیب دیده

00:19:09.110 --> 00:19:11.670
‫در اون مرحله، واقعا بهش صدمه ای
.‫وارد نشده بود چه برسه به اینکه شکسته باشه

00:19:11.970 --> 00:19:14.040
‫سپس شب از خونه رفت بیرون

00:19:14.310 --> 00:19:17.510
‫و سومی-سان رو کشت
.‫و اونو شبیه یک دزدی کرد

00:19:17.510 --> 00:19:21.760
‫و بعد اون به خونه
.‫برگشت و پاش رو شکست

00:19:22.760 --> 00:19:26.470
‫اینطور به نظر میرسید که
،‫پاش بعد از ظهر شکسته شده

00:19:26.470 --> 00:19:28.520
‫تا مردم باور کنند که اون
.‫نمیتونه این قتل رو انجام بده

00:19:28.520 --> 00:19:30.090
.‫این تخیلیه

00:19:30.090 --> 00:19:33.750
.‫با شنیدن این پام درد گرفت

00:19:33.750 --> 00:19:35.900
‫ولی حتی اگه صورتش
‫رو هم پنهون کرده باشه هم

00:19:36.140 --> 00:19:39.110
‫راهی نیست که نتونه دختر
.‫خودش رو تشخیص بده

00:19:39.110 --> 00:19:43.160
‫از آخرین جیغ سومی-سان
.‫میدونیم که مظنون یک مَرده

00:19:43.160 --> 00:19:47.160
‫اون گفت: "یه نفر اون
."!‫مرد سیاه پوش رو بگیره

00:19:47.160 --> 00:19:51.160
‫ولی اون جیغ‌ـا واقعا
‫از سومی-سان بود؟

00:19:51.440 --> 00:19:54.880
‫فکر نمیکنم که ساکنین اون منطقه
.‫میدونستن سومی-سان چه صدایی داره

00:19:54.880 --> 00:19:57.170
‫اگر برای اینکه مردم
،‫فکر کنن قاتل یک مرده

00:19:57.170 --> 00:19:59.450
‫چی میشد که کائوروکو-سان
‫مثل سومی-سان

00:19:59.450 --> 00:20:03.050
‫در نزدیکی جسدش فریاد میزد تا
‫مطمئن بشه مردم صدا رو شنیدن؟

00:20:03.050 --> 00:20:05.860
.‫این نقشه خیلی خطرناکه

00:20:05.860 --> 00:20:08.550
‫اگه یکی از ساکنین بعد
،‫شنیدن جیغ به بیرون اومده بود

00:20:08.550 --> 00:20:10.610
.‫کائوروکو پیدا میشد

00:20:10.610 --> 00:20:11.730
.‫که اینطور

00:20:12.010 --> 00:20:15.220
‫منظورم اینه اگه نقشه قتلی
،‫رو تو منطقه مسکونی داشتید

00:20:15.220 --> 00:20:18.400
‫شما باید مطمئن میشدید که
‫مقتول نمیتونه هنگام قتل صحبت کنه

00:20:18.400 --> 00:20:21.290
‫و احتمالا قاتل مطمئن میشه که

00:20:21.290 --> 00:20:24.030
‫قبل ترک صحنه جرم هیچ
.‫مدرکی جا نذاشته باشه

00:20:25.020 --> 00:20:25.780
...‫ولی

00:20:25.780 --> 00:20:27.500
.‫این فرصت طلایی شماست

00:20:27.500 --> 00:20:31.190
‫به گفته سوسومی-سان این فرصت
.‫مناسبی بود که شما یکم بهتر بشین

00:20:32.140 --> 00:20:35.420
.‫خیلی خب حقیقت رو میگم. برعکسه

00:20:35.640 --> 00:20:39.250
‫اینطوری نیست که کائوروکو پاش
.‫رو شکست و بعدم قتل انجام شد

00:20:39.250 --> 00:20:42.800
‫اون پاش رو شکست و این
.‫نقشه قتل ما رو بهم ریخت

00:20:44.130 --> 00:20:47.890
‫درواقع کائوروکو و من داشتیم
.‫نقشه قتل مادرش رو میکشیدیم

00:20:48.520 --> 00:20:50.720
‫ما حتی برای قتل اون وقتی که به
.‫خونه بر میگشت برنامه ریخته بودیم

00:20:50.720 --> 00:20:52.270
.‫مثل سوسومو-سان  ریوما-سان

00:20:52.270 --> 00:20:56.120
‫این تنها زمانی
.‫بود که اون تنها بود

00:20:56.120 --> 00:20:59.020
‫و اون روز قرار بود
.‫نقشه رو اجرا کنیم

00:20:59.360 --> 00:21:03.110
‫همونطور که گفتین، قرار بود شکستن
.‫پا برای گمراه کردن استفاده کنیم

00:21:03.110 --> 00:21:07.130
‫روز حادثه، برای
،‫جعل توجیه زمانی من

00:21:07.130 --> 00:21:09.080
‫من کل روز درحال مذاکره بودم

00:21:09.080 --> 00:21:11.330
.‫و شب به خونه برگشتم

00:21:11.330 --> 00:21:14.710
‫کائوروکو باید قبلاً قتل رو
.‫در اون لحظه انجام میداد

00:21:17.800 --> 00:21:18.840
‫کائوروکو؟

00:21:21.290 --> 00:21:23.290
.‫کویا-سان منو ببخش

00:21:24.140 --> 00:21:25.930
...‫خراب کردم

00:21:25.930 --> 00:21:27.010
!‫کائوروکو

00:21:27.400 --> 00:21:31.890
‫وقتی امروز میخواستم الکی به
.‫زمین بخورم، واقعنی پام شکست

00:21:32.600 --> 00:21:34.180
!‫چقدر احمقم من

00:21:34.180 --> 00:21:37.860
‫حتی اگه میتونستم واسش کمین
.‫کنم، با این پا نمیتونستم دنبالش برم

00:21:37.860 --> 00:21:40.620
‫هیچ راهی وجود نداشت
.‫که اونو بُکشم و فرار کنم

00:21:41.410 --> 00:21:45.360
‫وقتی کائوروکو رو به بیمارستان
.‫بردم، متوجه مرگ مادرش شدیم

00:21:45.360 --> 00:21:48.240
.‫یه نفر اونو کشته بود

00:21:48.240 --> 00:21:52.260
،‫اگه این معجزه از بهشت بود
.‫واقعا احساس وحشتناکی داشت

00:21:52.590 --> 00:21:55.630
‫من فکر کردم که شاید رئیس
‫اوتوناشی متوجه نقشه ما شده و

00:21:55.630 --> 00:21:59.960
‫تصمیم گرفت که جون خودش
.‫رو بگیره تا ما بیشتر زندگی کنیم

00:21:59.960 --> 00:22:01.750
‫چون که میدونستیم
.‫نجات پیدا کردیم

00:22:01.970 --> 00:22:04.070
‫و بعدش هم این
.‫واگذاری اتفاق افتاد

00:22:04.070 --> 00:22:08.380
‫فکر کردیم که اون میخواد ما رو به
.‫اعتراف خطا های گذشتمون وادار کنه

00:22:08.720 --> 00:22:12.990
‫کائوروکو از اون زمان میترسید و
.‫من باید کسی بودم که اینجا حاضر میشد

00:22:12.990 --> 00:22:19.150
‫ولی هیچ وقت تو خوابم هم نمیدیم که سوسومو-سان
.‫و ریومو-سان نقشه ای برای قتل اون داشتند

00:22:19.150 --> 00:22:21.980
‫شاید رئیس  هم این احساس رو کرده
‫بود با اینکه زمان زیادی براش باقی نمونده

00:22:21.980 --> 00:22:24.780
.‫و میخواست گذشته اش رو پاک کنه

00:22:25.030 --> 00:22:29.280
‫شاید از ما میخواست اعتراف به
.‫گناه کنیم تا بار گناه از پشتمون کم بشه

00:22:31.020 --> 00:22:32.530
‫خب ایوانگا خانم؟

00:22:32.850 --> 00:22:35.370
.‫خب گناهان ما مشخص شد

00:22:35.370 --> 00:22:37.450
‫حالا میتونیم به این
‫مسخره بازی خاتمه بدیم؟

00:22:38.040 --> 00:22:39.710
.‫ولی هنوز تموم نشده

00:22:40.810 --> 00:22:46.590
‫من هیچ علاقه ای به کار هایی که شما
.‫کردین ویا شنیدن توبه های شما ندارم

00:22:46.940 --> 00:22:50.590
‫در حال حاضر از محدودیت های
.‫قانونی گذشته و بحث سر این نیست

00:22:50.820 --> 00:22:54.220
،‫بحث سر اینه که رئیس اوتوناشی چطوری
.‫اوتوناشی سومی-سان رو در اون زمان کشت

00:22:54.220 --> 00:22:57.020
.‫این چیزیه که اون میخواد بشنوه

00:22:57.240 --> 00:22:59.770
‫همه گناهان شما در
.‫کنار گناه اون ناچیزه

00:23:00.180 --> 00:23:01.300
‫پس چرا تو

00:23:01.300 --> 00:23:04.570
‫از همه ما اعتراف
‫توطئه قتل رو گرفتی؟

00:23:04.570 --> 00:23:08.610
‫همه شما نگران این بودید که
.‫چطوری جنایات خودتون رو پنهان کنید

00:23:08.610 --> 00:23:11.360
.‫شما برای پاسخ واقعی آماده نشدین

00:23:11.600 --> 00:23:14.520
‫من مطمئنم که ریون
‫سان نمیتونست به تمام

00:23:14.520 --> 00:23:16.330
.‫اسرار معلق در هوا تمرکز کنه

00:23:16.600 --> 00:23:20.000
‫به همین دلیل است که فکر کردم، اگر ابتدا به
.‫آن رسیدگی نمی شد، نمی توانستیم شروع کنیم

00:23:20.000 --> 00:23:24.670
‫من برای قضاوت در این مورد انتخاب شدم، بنابراین
.‫باید مطمئن شوم که این وظیفه به درستی انجام می شود

00:23:24.670 --> 00:23:28.160
‫رئیس اوتوناشی میخواد
‫موفقیت گذشته اش

00:23:28.160 --> 00:23:30.630
‫که ناشی از مرگ یه نفر
.‫دیگه است، اصلاح بشه

00:23:30.630 --> 00:23:34.910
‫موفقیت گاهی به افراد آسیب میرسونه
.‫و اونا رو به سمت نابودی سوق میده

00:23:34.910 --> 00:23:37.750
‫بخاطر همینم اصلاح
.‫گذشته لازم و ضروریه

00:23:38.570 --> 00:23:39.540
...‫و حالا

00:23:39.540 --> 00:23:44.690
‫جوابی هست که چطوری رئیس
.‫اوتوناشی، سومی-سان رو کشت

00:23:44.690 --> 00:23:46.180
.‫لطفا با دقت فکر کنید

00:23:47.020 --> 00:23:50.050
‫ادامه دارد

00:23:50.050 --> 00:24:20.050
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:20.074 --> 00:25:00.074
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.