﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:08.760
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:00.120 --> 00:00:01.980
‫اوناگی

00:00:00.120 --> 00:00:01.980
‫اوناگی

00:00:01.980 --> 00:00:03.980
‫اوناگی

00:00:01.980 --> 00:00:03.980
‫بگو جوجوجی...

00:00:03.980 --> 00:00:08.760
‫تابحال به همچین مغازه اوناگی ای رفتی؟

00:00:03.980 --> 00:00:08.760
‫مارماهی

00:00:08.760 --> 00:00:11.140
‫نه، نمیتونم بگم همچین کاری کردم.

00:00:11.820 --> 00:00:13.860
‫اوناگی واقعاً خوشمزه
‫است ولی قیمتش...

00:00:13.860 --> 00:00:16.740 position:80% line:20%
‫منو اوناجیو ساده ۳۰۰۰ یِن مخصوص
‫۴۵۰۰ یِن مخصوص اضافی ۶۷۰۰ یِن

00:00:14.110 --> 00:00:16.740
‫نا گفته نمونه که فقط
‫پا گذاشتن تو همچین جایی،

00:00:16.740 --> 00:00:20.620
‫نیاز به سن و تجربه خاصی داره.

00:00:20.620 --> 00:00:22.500
‫آره...

00:00:22.780 --> 00:00:24.620
‫خب اونجا چخبره؟

00:00:25.260 --> 00:00:26.880
‫نمیتونم بگم...

00:00:30.940 --> 00:00:33.010
‫اوناجو مخصوص اضافی لطفا!

00:00:47.260 --> 00:00:53.060
در

00:00:47.260 --> 00:00:52.680
 /

00:00:47.260 --> 00:00:52.310
وهم

00:00:53.060 --> 00:00:53.600
در

00:00:52.680 --> 00:00:53.600
 /

00:00:52.310 --> 00:00:53.600
وهم

00:00:53.820 --> 00:00:56.360
زمستون زودگذرتر از چهار فصله

00:00:56.360 --> 00:00:58.230
زنی به زیبایی و خونسردی برف

00:00:58.500 --> 00:01:01.310
که در بافندگی چیره دسته

00:01:01.310 --> 00:01:04.310
اشک میریزه و تبدیل به درنا میشه

00:01:04.310 --> 00:01:06.540
کسی که راهی سفر شد تا دورترین پایانو بیابه

00:01:06.540 --> 00:01:09.280
پسر صورت خشک

00:01:09.280 --> 00:01:11.720
روح چراغو آزاد کرد

00:01:11.720 --> 00:01:14.520
و ثروت شگفت‌انگیز اونو بدست آورد

00:01:14.520 --> 00:01:19.710
حقیقت به خوبی پنهان شده به تصویر تبدیل میشه

00:01:19.710 --> 00:01:27.460
!فایدش چیه؟ زندگی! برای یکی! برای همه! یه معما

00:01:28.540 --> 00:01:33.050
پشت به خورشید

00:01:33.050 --> 00:01:38.360
به آرامی آینده بی‌شکلو رنگ‌آمیزی میکنیم

00:01:38.360 --> 00:01:42.960
با یه چای تازه دم

00:01:42.960 --> 00:01:46.240
مهمونی تازه شروع شده

00:01:46.240 --> 00:01:49.690
به من پاسخ بده، ای افسانه شب

00:02:03.320 --> 00:02:05.360
‫بنظرت چند سالشه؟

00:02:05.360 --> 00:02:08.480
‫دختر دبیرستانی؟
‫نه شاید هم راهنمایی...

00:02:08.720 --> 00:02:11.460
‫اگرچه ظاهر و چهرش
‫بالغانه به نظر میرسه.

00:02:11.460 --> 00:02:15.500
‫احتمالاً یه دختر پولداره.

00:02:22.090 --> 00:02:24.150
‫کاجیو، بهش خیره نشو.

00:02:24.150 --> 00:02:25.310
‫چه مرموز.

00:02:25.310 --> 00:02:29.510
‫یه دختر جوون تنها در فروشگاه اوناگی
‫که داره اوناجو ویژه اضافی سفارش میده...

00:02:29.960 --> 00:02:32.900
‫شبیه عروسکه.
‫یعنی اعضای بدن هم داره؟

00:02:32.900 --> 00:02:35.170
‫اگه اعضای بدن نداشته
‫باشه که نمیتونه اوناگی بخوره.

00:02:35.420 --> 00:02:38.240
‫شاید یه عروسکه
‫که داره اوناجو میخوره.

00:02:38.240 --> 00:02:41.490
‫اوناجو مخصوص؟
‫انگار دربارش نگرانی.

00:02:41.490 --> 00:02:42.930
‫اینقدر نگران اینی؟

00:02:42.930 --> 00:02:44.930
‫معما ها وجود ندارن...

00:02:44.930 --> 00:02:49.110
‫برای اطمینان از اینکه غذات طعم
‫خوبی داره و بتونی شب‌ـا راحت بخوابی.

00:02:49.720 --> 00:02:53.180
‫این آخرین روزیه که میخوام
‫چیزی شبیه اون داشته باشم.

00:02:54.420 --> 00:02:57.290
‫فراموشش کن که اون چرا الان
‫در این لحظه باید اینجا باشه.

00:02:57.290 --> 00:03:01.590
‫یعنی منو بیخودی دعوت کردی که
‫بیام اینجا با تو برای ناهار اوناگی بخورم؟

00:03:01.890 --> 00:03:03.870
‫خودشم تو همچین جای شیکی.

00:03:05.080 --> 00:03:08.580
‫۶ ماه از وقتی که
‫همسرم فوت کرده میگذره.

00:03:09.220 --> 00:03:12.390
‫از وقتی که یوکی فوت
‫کرده، بدنم سنگین شده

00:03:12.390 --> 00:03:14.590
‫و روزهاست که نتونستم بخوابم.

00:03:14.900 --> 00:03:18.640
‫پیش دکتر رفتم ولی اونا
‫هیچ مشکلیو نتونستن بفهمن.

00:03:18.640 --> 00:03:22.220
‫نهایتاً اینم یه مشکل
‫سلامت روانشناسیه.

00:03:22.570 --> 00:03:26.630
‫گمونم این سخته
‫که قلبتو خالی کنی.

00:03:28.140 --> 00:03:30.600
‫ولی الان، چیزا به
‫حالت عادی برگشتن.

00:03:30.900 --> 00:03:34.480
‫این چند روز‌ـو تونستم
‫بخوابم و یکم هم وزن اضافه کردم.

00:03:34.480 --> 00:03:37.370
‫فکر کنم وقتش رسیده که
‫دوباره روی پاهای خودم بایستم.

00:03:37.370 --> 00:03:41.230
‫برای جشن گرفتن، فکر
‫کردم که یکم اوناگی بخورم.

00:03:41.550 --> 00:03:46.370
‫متوجهم. خب  بنظر که فوت
‫همسرت برات تأثیر گذار بوده...

00:03:46.730 --> 00:03:49.490
‫واقعاً هم باید یکم اوناگی بخوری.

00:03:49.490 --> 00:03:52.310
‫از دوره نارا به
‫خوبی ازش یاد شده.

00:03:52.790 --> 00:03:55.580
‫به گفته مان‌یوشو،
‫برای گرمازدگی هم خوبه.

00:03:55.580 --> 00:03:56.840
‫واو...

00:03:56.840 --> 00:04:01.070
‫همیشه خدا بی فایده
‫ترین چیزای ممکنو میدونی.

00:04:01.070 --> 00:04:04.550
‫کیمویاکی و اوماکی...یکم
‫هم از هون سِنبی هم بریزین.

00:04:04.550 --> 00:04:06.210
‫خانم. ما میخوایم سفارش بدیم.

00:04:06.210 --> 00:04:07.720
‫حتما. همینجا باش.

00:04:08.070 --> 00:04:09.600
‫متفاوت به قضیه نگاه کنیم.

00:04:09.600 --> 00:04:10.680
‫ها؟

00:04:10.680 --> 00:04:15.930
‫سخت میشه حدس زد که چرا این
‫دختر با همچین اطلاعاتی اینجاست.

00:04:15.930 --> 00:04:16.980
‫خب آره.

00:04:16.980 --> 00:04:19.000
‫بجاش بیا دربارش فکر
‫کنیم. (بجای حدس زدن)

00:04:19.350 --> 00:04:22.990
‫چطوری در نهایت با همچین
‫منظره عجیبی روبرو شدیم؟

00:04:23.300 --> 00:04:27.160
‫هر اتفاق عجیب یا
‫نادری برات اتفاق بیفته،

00:04:27.160 --> 00:04:30.490
‫همیشه به عنوان فال نیک
‫یا فال بد درنظر گرفته میشه.

00:04:30.490 --> 00:04:34.200
‫شاید این برای ما نشانه است.

00:04:34.200 --> 00:04:35.000
‫نشانه؟

00:04:35.310 --> 00:04:40.000
‫مثلاً میگن اگه گربه سیاه از مسیرت
‫عبور کنه، چیز بدی واست اتفاق میفته،

00:04:40.000 --> 00:04:42.590
‫یا اگه ساقه چای، در فنجان چای
‫قائم بایسته، اتفاق خوبی میفته.

00:04:43.470 --> 00:04:46.590
‫گمونم میگن برخورد با
‫ماشین نعش کش بدشانسی میاره.

00:04:46.590 --> 00:04:52.460
‫پس دیدن دختری که تنهایی در مغازه
‫شیک اوناگی اونجو میخوره چه معنی ای میده؟

00:04:53.070 --> 00:04:57.500
‫با توجه به ظاهر زیباش،
‫میخوام اینو به فال نیک بگیرم...

00:04:58.130 --> 00:04:59.860
‫این واقعیت که همچین چشم خوشگلی،

00:05:00.170 --> 00:05:05.580
‫کسی که شاید یه انسان
‫شاید هم نه، همچین جایی حاضر شده،

00:05:05.580 --> 00:05:08.030
‫باید معنی یا نِمادی پشتش باشه.

00:05:08.030 --> 00:05:08.870
‫درسته.

00:05:09.550 --> 00:05:11.150
‫اوناگی رو پیام رسان

00:05:11.540 --> 00:05:14.620
‫خدایان به ویژه کوکوزو
‫بوساتسو میشناسن.

00:05:15.390 --> 00:05:19.130
‫کوکوزو بوساتسو خدای
‫شناخته شده شانس و خِردـه.

00:05:19.130 --> 00:05:22.290
‫در دست چپ‌ـش چینتامی سنگی
‫نگه میداره که سمبل شانس‌ـه

00:05:22.290 --> 00:05:25.050
‫و در دست راستش هم  شمشیر
‫ارزشمندی نگهداشته که نماد خِرده.

00:05:25.050 --> 00:05:26.890
‫ها خرد؟

00:05:26.890 --> 00:05:28.410
‫نقطه دیگه درباره اوناگی اینه که

00:05:28.410 --> 00:05:30.970
‫چیزی که تو کانسای
‫هست با کانتو متفاوته.

00:05:31.390 --> 00:05:33.340
‫در منطقه کانتو،
‫از پشت بریده میشه،

00:05:33.340 --> 00:05:35.480
‫و در کانسای هم  از
‫شکم بریده میشه.

00:05:35.810 --> 00:05:37.240
‫سامورایی های
‫زیادی در کانتو بودن،

00:05:37.240 --> 00:05:39.990
‫بخاطر همینم اونا احتمالاً میخواستن
‫چیزی شبیه سپوکو نشون بدن.

00:05:39.990 --> 00:05:41.730
‫اینم یه نظریه...

00:05:41.730 --> 00:05:45.740
‫ولی بازم میگن که اینو تو غرب و
‫شرق به شکل های متفاوتی تهیه میکنن.

00:05:46.100 --> 00:05:47.700
‫به نظر میرسه که این مغازه خاص...

00:05:49.150 --> 00:05:51.660
‫از روش کانسای برای
‫تهیه اوناگی استفاده میکنن.

00:05:52.210 --> 00:05:55.680
‫به اون معنی اونا از شکم بازش میکنن
‫طوری که انگار کسی سِپوکو انجام داده.

00:05:55.680 --> 00:05:58.650
‫و چون سِرو اوناگی سخته،

00:05:58.650 --> 00:06:01.310
‫و اونا از استعاره ماهرانه ای
‫برای فرارش استفاده میکنن.

00:06:01.990 --> 00:06:03.670
‫با کنار هم گذاشتن این موارد،

00:06:03.670 --> 00:06:06.920
‫اون دختر عجیب، نماد
‫کوکوزو بوساتسو است

00:06:06.920 --> 00:06:11.050
‫و اوناگی نماد یک جنایت کاره
‫که سعی داره از جرم خودش فرار کنه.

00:06:11.380 --> 00:06:15.080
‫بنابرین کوکوزو بوساتسو درحال دستگیری
‫یک جنایت کار با شمشیر ارزشمندشه که

00:06:15.080 --> 00:06:16.810
‫که از جرمش فرار کرده.

00:06:16.810 --> 00:06:19.190
‫و میخواد اونو وادار
‫به سپوکو کنه.S

00:06:19.190 --> 00:06:21.510
‫همش به خوبی کنار هم جمع شد.

00:06:21.510 --> 00:06:22.190
‫آره.

00:06:22.580 --> 00:06:26.730
‫اون دختر که اینجا ظاهر
‫شده، ممکنه که الهامی باشه از

00:06:26.730 --> 00:06:29.450
‫شخصی عاقل که گناهکاران رو آشکار و
‫بخاطر جنایتشون اونا رو مجازات میکنه.

00:06:30.110 --> 00:06:31.700
‫کاجیو، تو...

00:06:32.490 --> 00:06:33.700
‫تو...

00:06:35.160 --> 00:06:36.710
‫همسرت یوکی-سانو
‫کشتی؟ اینطور نیست؟

00:06:40.710 --> 00:06:42.540
‫میدونی، من داشتم فکر میکردم که

00:06:42.540 --> 00:06:44.810
‫واقعاً اشکالی نداره
‫کوکوزو بواتسو اوناگی بخوره،

00:06:44.810 --> 00:06:47.320
‫با توجه به این که اون
‫قراره پیام رسانش باشه؟

00:06:47.800 --> 00:06:48.970
‫من مطمئنم که بوساتسو قادره

00:06:48.970 --> 00:06:52.170
‫آزادانه تعیین کنه که چطوری
‫با پیام رسانش رفتار کنه.

00:06:52.930 --> 00:06:56.430
‫خوبه...حالا چرا فکر
‫میکنی من یوکی رو کُشتم؟

00:06:56.430 --> 00:07:00.850
‫شیش ماه پیش، یوکی شب
‫توسط یه سارق مورد حمله قرار گرفت.

00:07:00.850 --> 00:07:03.570
‫کیف‌ـشو برداشت
‫و اونو زد و اونم افتاد.

00:07:03.570 --> 00:07:07.230
‫ضربه محکمی به سرش خورد
‫و متأسفانه جونش رو از دست داد.

00:07:07.640 --> 00:07:11.170
‫این همون چیزیه که بر اساس
‫پیدا شدن جسد، استنباط شد.

00:07:11.580 --> 00:07:15.240
‫هیچ کس شاهد لحظه قتل نبود.

00:07:16.230 --> 00:07:19.260
‫بعد از اینکه
‫یوکی-سان‌ـو زدی و کُشتی،

00:07:19.260 --> 00:07:22.750
‫می تونست به راحتی اینطور بنظر برسه
‫که توسط یه سارق مورد حمله قرار گرفته.

00:07:24.000 --> 00:07:26.060
‫اگرچه این قتل نبود،

00:07:26.060 --> 00:07:30.510
‫ولی حوادث مشابهی، قبل از
‫حمله برای یوکی اتفاق افتاده.

00:07:30.760 --> 00:07:33.460
‫از زمان مرگ یوکی
‫چند حادثه رخ داده.

00:07:33.460 --> 00:07:36.850
‫بخاطر همینم اونا مرگ اونو
‫به عنوان زورگیری بررسی کردن.

00:07:37.140 --> 00:07:40.810
‫ولی اگه تو یوکی-سان‌ـو میکشتی
‫تا شبیه زورگیری بنظر بیاد،

00:07:40.810 --> 00:07:42.180
‫هیچ کسی بهت مشکوک نمی‌شد.

00:07:42.510 --> 00:07:47.330
‫یا حتی میشه گفت تو
‫مرتکب  رشته دزدی شدی،

00:07:47.330 --> 00:07:50.110
‫تا انگیزه واقعی خودتو پنهان کنی.

00:07:50.570 --> 00:07:52.320
‫هنوز قاتلو نگرفتن.

00:07:52.320 --> 00:07:55.220
‫!مراقب زورگیر ها باشید

00:07:52.750 --> 00:07:55.360
‫تا وقتی کسی جز
‫یوکی-سان مرده پیدا نشه،

00:07:53.570 --> 00:07:58.580
‫اگه متوجهشون شدین،
‫به ۱۱۰ زنگ بزنید!

00:07:55.360 --> 00:07:58.580
‫برای استتار جرم
‫اونقدرا هم خطری نیست.

00:07:58.930 --> 00:08:02.540
‫یوکی-سان از اینکه اینقدر وابسته و
‫قابل کنترل شده بودی خسته شده بود

00:08:02.540 --> 00:08:04.460
‫و میخواست ازت طلاق بگیره.

00:08:05.030 --> 00:08:06.360
‫ولی با دونستن حال تو،

00:08:06.360 --> 00:08:10.360
‫هیچ راهی نبود که بشه با
‫یه مَرد دیگه خاتمه پیدا کنه.

00:08:10.950 --> 00:08:13.560
‫درواقع کاملاً قابل
‫باوره که تو اونو بکشی،

00:08:13.560 --> 00:08:16.350
‫فقط برای اینکه بتونی
‫اونو برای همیشه مال خودت کنی.

00:08:16.350 --> 00:08:17.850
‫مدرک‌ـت چیه؟

00:08:19.600 --> 00:08:21.480
‫هیچ مدرک فیزیکی ای ندارم.

00:08:21.740 --> 00:08:27.480
‫ولی واقعیت اینکه بعد مرگ
‫یوکی-سان، نتونستی بخوای و وزن کم کردی،

00:08:27.480 --> 00:08:29.960
‫تمام مدرکیه که دارم.

00:08:29.960 --> 00:08:31.990
‫منظورت از گفتن اینا چیه؟

00:08:32.760 --> 00:08:36.990
‫تو از اون دسته آدما نیستی که فقط
‫بخاطر مُردن یوکی-سان، ناراحت بشی.

00:08:37.370 --> 00:08:40.560
‫تو کسی هستی که با نهایت
‫نفرت و خشم خودتو به آب و آتیش میزنی

00:08:40.560 --> 00:08:42.120
‫تا اون زورگیری که
‫همسرتو کشته پیداکنی

00:08:42.340 --> 00:08:44.370
‫و فقط به انتقام
‫گرفتن ازش فکر کنی.

00:08:44.370 --> 00:08:46.670
‫یوکی-سان مال تو بود.

00:08:46.670 --> 00:08:50.750
‫هیچ جوره به کَتم نمیره که اجازه دادی
‫یه نفر با همچین کاری که کرده فرار کنه.

00:08:51.160 --> 00:08:52.380
‫برای استدلال،

00:08:52.380 --> 00:08:54.510
‫حالا که یوکی-سان مُرده،

00:08:54.510 --> 00:08:57.470
‫دیگه نیاز نداری واسه رابطه
‫داشتن به مرد دیگه ای نگرانش باشی.

00:08:57.470 --> 00:09:01.640
‫تصمیمی میگیری که نهایتاً نتیجه میده و
‫اجازه میدی زورگیر بدون مجازات قسر‌ـو در بره.

00:09:01.930 --> 00:09:05.690
‫این به این معنیه که
‫از نتیجه راضی هستی.

00:09:05.690 --> 00:09:07.950
‫شاید به ظاهر از
‫این خوشحال نباشی،

00:09:07.950 --> 00:09:10.270
‫و بازم میتونی عین قبل ادامه بدی.

00:09:10.620 --> 00:09:11.900
‫تو هرگز تسلیم اضطراب نمیشی،

00:09:11.900 --> 00:09:14.970
‫یا اجازه نمیدی از نظر
‫ذهنی یا بدنی ضعیف بشی.

00:09:15.500 --> 00:09:16.120
‫همم.

00:09:16.120 --> 00:09:17.490
‫دراین مورد حق میگه.

00:09:18.040 --> 00:09:21.980
‫ولی واضحه که مثل هر شوهر عادی
‫ای، بعد از دست دادن همسر مورد علاقت،

00:09:21.980 --> 00:09:23.450
‫کمرت شکست.

00:09:24.050 --> 00:09:26.210
‫کایجو، حالت خوبه؟

00:09:26.210 --> 00:09:29.710
‫آ-آره... ببخشید.
‫یکم سرم گیج رفت.

00:09:30.350 --> 00:09:31.580
‫غیر قابل تصوره.

00:09:31.580 --> 00:09:33.710
‫باید حقیقت داشته باشه!

00:09:34.220 --> 00:09:37.500
‫به عبارت دیگه، میترسیدی که
‫پلیس و اطرافیانت اینو ببینن که

00:09:37.500 --> 00:09:39.850
‫تو از مرگ همسرت خوشحالی
‫و یعنی یک انگیزه داشتی،

00:09:40.160 --> 00:09:42.220
‫بخاطر همینم هیچ
‫انتخاب دیگه ای نداشتی.

00:09:42.220 --> 00:09:44.930
‫از اونجایی که تو قاتل هستی،
‫باید بیشتر از همه تلاش میکردی تا

00:09:44.930 --> 00:09:48.290
‫تا مثل یک شوهر عزاداری که تازه
‫همسرش رو از دست داده رفتار کنی.

00:09:48.290 --> 00:09:50.060
‫هیچ کسی هم بهت گیرنمیده!

00:09:51.960 --> 00:09:53.320
‫که اینطور.

00:09:53.610 --> 00:09:55.060
‫الان فهمیدم.

00:09:56.050 --> 00:09:59.450
‫تو این دخترو آوردی اینجا

00:10:00.380 --> 00:10:04.420
‫تا به طرز غافلگیرانه ای
‫اعلام کنی که من یوکیو کشتم

00:10:04.420 --> 00:10:07.960
‫تا منو مضطرب کنی و از
‫نظرروانی منو گیر بندازی.

00:10:11.350 --> 00:10:12.210
‫نه.

00:10:12.540 --> 00:10:14.960
‫یه مشتریه که کاری با این نداره.

00:10:15.330 --> 00:10:19.630
‫علاوه بر این، تو منو یه
‫ساعت پیش برای ناهار دعوت کردی.

00:10:19.630 --> 00:10:23.350
‫چی...دختره بازم یه راز میمونه.

00:10:23.350 --> 00:10:26.550
‫چه بد.میخواستم
‫این موضوع روشن بشه.

00:10:27.100 --> 00:10:29.130
‫این واقعیته که
‫بعد اینکه اونو دیدیم،

00:10:29.130 --> 00:10:34.870
‫به کوکوزو بوساتسو، جنایتکاری که میخواد
‫از جنایتش فرار کنه و سپوکو فکر میکردم.

00:10:35.320 --> 00:10:40.390
‫حضور اون اینجا باعث شد احساس کنم
‫سوءظن هایی که داشتم درست هستند.

00:10:40.710 --> 00:10:44.390
‫بنظرم وحی اللهی بود
‫که تو رو محاکمه کنم...

00:10:46.110 --> 00:10:49.120
‫ولی من کلاً در اشتباه
‫بودم. این اشتباه من بود.

00:10:49.510 --> 00:10:50.630
‫منو ببخش.

00:10:50.910 --> 00:10:52.570
‫تو قاتل نیستی.

00:10:54.340 --> 00:10:55.990
‫چی باعث این شد؟

00:10:56.330 --> 00:10:59.550
‫اینطور نیست که
‫تصادفاً چیزی بهم گفتی؟

00:10:59.900 --> 00:11:03.160
‫علاوه بر این، بیشتر
‫تحلیل‌ـت درباره من درسته...

00:11:03.550 --> 00:11:05.790
‫این به دلیل اینه
‫که تحلیل من درسته.

00:11:05.790 --> 00:11:07.470
‫اگه واقعاً قاتل بودی،

00:11:07.470 --> 00:11:09.740
‫بعد اینکه من این
‫اتهامات‌ـو مطرح کردم،

00:11:09.740 --> 00:11:13.400
‫به هیچ وجه نمیتونستی غذاتو
‫با بی‌خیالی و خوشحالی بخوری.

00:11:13.660 --> 00:11:16.530
‫تو دیگه هیچ وقت
‫نگران این دختر نخواهی بود.

00:11:16.760 --> 00:11:22.280
‫باید یکم از مغزتو برای
‫ارزیابی من و موقعیت به کار بندازی.

00:11:22.520 --> 00:11:26.180
‫بعدش میتونم درباره
‫فرضیم مطمئن باشم.

00:11:26.180 --> 00:11:30.220
‫ولی بنظر میرسه که تو بدون
‫توجه به همه چیز در دنیا، سرگرم شدی.

00:11:30.220 --> 00:11:33.540
‫درمورد اون دختر فکر
‫میکردی که...غیر قابل تصوره.

00:11:33.930 --> 00:11:37.550
‫راستشو بخوای شکلی که کمر
‫شکسته بودی خیلی طبیعی بنظر میرسید.

00:11:38.050 --> 00:11:40.550
‫تشخیص اینکه این واقعی
‫بود یا نه سخت بنظر میاد.

00:11:40.980 --> 00:11:42.610
‫میدونستم اگه یهویی
‫این اتهاماتو مطرح کنم،

00:11:42.610 --> 00:11:45.580
‫دیگه خورشید پشت
‫ابر نمی‌مونه، ولی...

00:11:48.170 --> 00:11:52.230
‫حدسم اینه که واقعاً بخاطر از
‫دست دادن یوکی-سان ناراحت بودی.

00:11:52.530 --> 00:11:54.970
‫به این معنیه که تو
‫نمیتونی قاتل باشی.

00:11:57.480 --> 00:11:58.980
‫خدا میدونه.

00:11:59.450 --> 00:12:05.070
‫حقیقتش خودم هم فکر نمیکردم
‫که مرگ یوکی اینقدر روم اثر بزاره.

00:12:06.360 --> 00:12:10.190
‫من پول همه چیزو حساب میکنم.
‫این تنها کاریه که میتونم بکنم.

00:12:10.190 --> 00:12:11.750
‫نه بابا. نگرانش نباش.

00:12:12.260 --> 00:12:16.000
‫راستی چرا به پیش پلیس نرفتی؟

00:12:16.260 --> 00:12:19.000
‫مگه میتونم رفیقمو
‫به پلیس بفروشم؟

00:12:19.350 --> 00:12:23.350
‫اگه حداقل بهت فرصت
‫اعتراف نمیدادم،راضی نمیشدم.

00:12:23.350 --> 00:12:24.510
‫عجب.

00:12:24.820 --> 00:12:27.560
‫اینطور که بنظر میرسه
‫تو باید مهمون من باشی،

00:12:27.560 --> 00:12:30.520
‫از اونجایی که من تورو
‫دعوت کردم به بیرون جوجوجی.

00:12:32.350 --> 00:12:34.110
‫دمت گرم مشتی.

00:12:34.110 --> 00:12:35.750
‫بابت غذا متشکرم.

00:12:40.660 --> 00:12:42.280
‫بسیار متشکریم.

00:12:54.780 --> 00:12:57.250
‫کارش چی بود پس؟

00:13:03.280 --> 00:13:07.970
‫روز شانس در رستوران اوناگی

00:13:07.970 --> 00:13:10.650
‫وقتی میری خونه مواظب باش.

00:13:10.650 --> 00:13:11.720
‫باشه...

00:13:11.720 --> 00:13:14.590
‫دفعه بعدی مهمون منی.

00:13:18.490 --> 00:13:19.990
‫یه لحظه وقت داری،

00:13:20.300 --> 00:13:21.610
‫کاجیو تاکایا-سان؟

00:13:22.700 --> 00:13:23.380
‫اوهو.

00:13:24.060 --> 00:13:25.950
‫کوزوکو بوساتسو.

00:13:27.050 --> 00:13:28.760
‫اسم منو از کجا میدونی؟

00:13:29.160 --> 00:13:31.740
‫گمونم بی ادبی باشه
‫که اسمم رو به شما نگفتم.

00:13:32.630 --> 00:13:34.250
‫من ایواناگا کوتوکو هستم.

00:13:34.490 --> 00:13:40.000
‫درخواستی درمورد شما دریافت کردم،
‫میتونم چند دقیقه وقت شما رو بگیرم؟

00:13:40.000 --> 00:13:42.370
‫حتماً. اون چیه؟

00:13:42.370 --> 00:13:45.860
‫میخوای خودتو به پلیس تسلیم کنی؟

00:13:47.110 --> 00:13:50.100
‫از کشتن همسرت پشیمونی

00:13:50.390 --> 00:13:52.640
‫و به این فکری که
‫خودتو تحویل بدی. نه؟

00:13:54.790 --> 00:13:57.520
‫استنباط جوجوجی درست بود.

00:13:57.970 --> 00:14:02.900
‫شیش ماه قبل، تصمیم گرفتم یوکی
‫رو بکشم تا کسی نتونه اونو مال خودش کنه.

00:14:03.280 --> 00:14:07.280
‫فکر میکردم بعد کشتن یوکی،
‫بازم میتونمبه زندگی عادیم ادامه بدم.

00:14:07.760 --> 00:14:10.530
‫این دقیقاً اون آدمیه که من هستم.

00:14:11.050 --> 00:14:15.880
‫برای اینکه انگیزه واقعی قتلمو
‫پنهان کنم، چند تا زورگیری انجام دادم،

00:14:15.880 --> 00:14:18.370
‫و کاری کردم که شبیه
‫زورگیری های سریالی بشه

00:14:18.370 --> 00:14:21.290
‫که به طور اتفاقی زیاده
‫روی کرد و یوکی رو کشته.

00:14:23.470 --> 00:14:28.530
‫یوکی مُرد و پلیس بهم مظنون
‫نشد. همه چیز طبق نقشه پیش رفت.

00:14:29.210 --> 00:14:31.800
‫تنها چیزی که بهش فکر
‫نکرده بودم این بود که...

00:14:32.120 --> 00:14:37.570
‫بعد تشییع جنازه یوکی، بدنم
‫سنگین شده بود و نمیتونستم بخوابم.

00:14:40.900 --> 00:14:45.740
‫فکر میکردم اگه همسرمو بکشم راضی میشم،
‫ولی این اعتماد به نفس بیش از اندازه بود.

00:14:46.260 --> 00:14:52.440
‫کشتن کسی که دوسش داشتم خیلی
‫بیشتر از چیزی که تصور میکردم عذابم میداد.

00:14:52.860 --> 00:14:56.400
‫یعنی در اعماق وجودم آرزو
‫داشتم که یوکی زنده بمونه

00:14:56.400 --> 00:14:58.830
‫حتی اگه با یه نفر
‫دیگه رابطه میداشت؟

00:14:58.830 --> 00:15:00.940
‫باید جزاء جرایمم رو بدم...

00:15:01.700 --> 00:15:04.020
‫تصمیم گرفتم که خودمو تسلیم کنم.

00:15:04.460 --> 00:15:09.590
‫بعد اینکه فکر همه چیزو
‫کردم، بدنم احساس آرامش کرد.

00:15:09.590 --> 00:15:11.450
‫اوناگی

00:15:09.590 --> 00:15:11.450
‫اوناگی

00:15:10.030 --> 00:15:13.090
‫من میخواستم در آخرین روز
‫زندگیم، چیز خوشمزه بخورم،

00:15:13.090 --> 00:15:15.350
‫و دوست خوبم ببینم.

00:15:13.090 --> 00:15:15.350
‫این ساکه عالیه!

00:15:15.350 --> 00:15:20.600
‫قبل اینکه جوجوجی اینو مطرح کنه،
‫تصمیم گرفته بودم که خودمو تحویل بدم.

00:15:21.070 --> 00:15:24.610
‫ولی اونجا آخرین جایی بود که فکر
‫میکردم اون منو به کشتن یوکی متهم میکنه.

00:15:21.260 --> 00:15:24.610
‫میدونم این همه مدت
‫بهت مشکوم بودم...

00:15:24.610 --> 00:15:28.600
‫ولی بازم به دوستی
‫با من ادامه میدی؟

00:15:25.340 --> 00:15:28.610
‫حداقل باید به
‫جوجوجی میگفتم؟ نه...

00:15:28.610 --> 00:15:31.060
‫خب. الان میخوام با
‫یه لبخند ازش جدا بشم.

00:15:29.950 --> 00:15:31.060
‫البته.

00:15:31.380 --> 00:15:35.120
‫بعداً غافلگیر کردنش
‫سرگرم کننده تره.

00:15:31.750 --> 00:15:34.170
‫کاجیو! ای حروم زاده!

00:15:35.570 --> 00:15:39.560
‫قرار بود امروز خودمو تحویل
‫بدم و به کل این موضوع پایان بدم.

00:15:39.560 --> 00:15:42.870
‫این دختره از کجا حقیقتو میدونه؟

00:15:44.360 --> 00:15:46.750
‫عجب! این همه چیو حل میکنه.

00:15:47.980 --> 00:15:51.170
‫شما باید کارگاه یا
‫بازپرس خصوصی باشید.

00:15:51.550 --> 00:15:54.680
‫شرط میبندم که بستگان همسرم
‫ازت خواستن که درباره من تحقیق کنی

00:15:54.900 --> 00:15:58.180
‫و یک شنود به آپارتمانم نصب
‫کردی که بفهمی جریان از چه قراره.

00:15:58.680 --> 00:16:02.950
‫انجام این کار برای کسی به
‫شغل شما، غیر منطقی بنظر میرسه

00:16:02.950 --> 00:16:04.940
‫ولی گمونم به اندازه
‫ظاهرتون جوان نیستید.

00:16:05.230 --> 00:16:09.130
‫کاری که در فروشگاه اوناگی
‫انجام دادین بالاخره نتیجه داد.

00:16:09.130 --> 00:16:13.450
‫حتماً منو زیر نظر داشتی و خودتو
‫برای رویارویی با من آماده میکردی.

00:16:13.950 --> 00:16:18.450
‫یه دختری مثل شما تنهایی مغازه معتبر
‫اوناگی، مثل گاو پیشونی سفید میمونه.

00:16:18.450 --> 00:16:20.270
‫و اگه دختره ناگهان درباره

00:16:20.270 --> 00:16:24.460
‫جرایمم پرسید، بدیهیه که من وحشت
‫کنم و شما دست بالاترو داشته باشید.

00:16:24.460 --> 00:16:27.870
‫من حدس می‌زنم افشاگری که او در مورد
‫آن صحبت می‌کرد یک اشتباه کامل نبود.

00:16:27.870 --> 00:16:28.960
‫تو واقعاً

00:16:29.230 --> 00:16:33.380
‫کوکوزو بوساتسو هستی که در
‫دستش شمشیر خرد‌ـو نگه داشته.

00:16:34.610 --> 00:16:37.470
‫متأسفانه، من با هیچ
‫بوساتسو ای رابطه ندارم.

00:16:37.810 --> 00:16:40.840
‫و من به طور اتفاقی وارد مغازه
‫ای شدم که شما هم اونجا بودین.

00:16:40.840 --> 00:16:42.930
‫واقعا؟

00:16:43.670 --> 00:16:48.920
‫با این حال وقتی داشتم اوناجو
‫میخوردم، همسرتون ازم چیزی خواست.

00:16:50.490 --> 00:16:51.650
‫همسرم؟

00:16:52.650 --> 00:16:55.580
‫کاجیو-سان، از
‫زمانی که همسرت مُرد،

00:16:55.580 --> 00:16:59.660
‫بدن سنگینی داشتی و
‫نمیتونستی بخوابی، درسته؟

00:16:59.930 --> 00:17:01.470
‫البته که نه.

00:17:01.470 --> 00:17:04.890
‫چون روح همسرت که
‫اونو به قتل رسوندی،

00:17:04.890 --> 00:17:08.070
‫تا جایی که میتونست بهت میچسبید.

00:17:08.540 --> 00:17:09.670
‫روح؟

00:17:09.940 --> 00:17:11.810
‫تابحال نشنیدی نه؟

00:17:12.140 --> 00:17:14.420
‫بَختک یا سایر
‫آزار های ناشی از ارواح؟

00:17:14.940 --> 00:17:17.180
‫این چیزیه که واست اتفاق افتاده.

00:17:17.460 --> 00:17:22.430
‫اونچه که در بدنت میگذره ناشی
‫از یک مسئله روانی از گناهت نیست.

00:17:23.060 --> 00:17:25.940
‫توسط یک نیروی
‫خارجی تحت فشار هستی.

00:17:27.060 --> 00:17:28.940
‫وقتی وارد فروشگاه اوناگی شدم،

00:17:28.940 --> 00:17:32.090
‫کسی رو دیدم که روحی ازش
‫آویزون شده بود و میل انتقام داشت.

00:17:32.090 --> 00:17:33.940
‫یکم شگفت زده شدم.

00:17:34.260 --> 00:17:40.450
‫بعد روح همسرت اومد پیش
‫من و همه چیزو توضیح داد.

00:17:40.450 --> 00:17:44.310
‫از اونجایی که هر دقیقه و هر روز بعد از
‫کشته شدندش توسط شما، شما رو تسخیر کرده بود،

00:17:44.310 --> 00:17:45.690
‫اون قتل و هرچیزی که

00:17:45.690 --> 00:17:48.960
‫اخیراً انجام داده
‫بودی‌ـو میدونست.

00:17:49.220 --> 00:17:53.460
‫و ظاهراً حتی اگه خودت‌ـو هم
‫تحویل بدین هم شما رو ترک نخواهد کرد.

00:17:53.870 --> 00:17:55.590
‫بنابرین کاجیو-سان،

00:17:55.960 --> 00:17:58.370
‫حتی اگه خودتو تسلیم
‫کنی و مورد پسند جامعه بشی،

00:17:58.370 --> 00:18:00.360
‫آزار‌ـت بهتر نخواهد شد.

00:18:00.360 --> 00:18:02.510
‫لطفاً به زندگی خودت
‫همانطور که بود ادامه بده.

00:18:06.930 --> 00:18:10.860
‫نمیتونی چیزای کذبی
‫مثل روح و بختک بگی؟

00:18:11.120 --> 00:18:15.540
‫از وقتی که تصمیم گرفتم خودمو تحویل
‫بدم، بدنم سبکتر شده و راحتر میتونم بخوابم.

00:18:15.540 --> 00:18:17.860
‫دلیلش هم اینه که گناهم برطرف شد.

00:18:18.130 --> 00:18:20.120
‫این فقط تصور توئه.

00:18:20.120 --> 00:18:23.990
‫فقط این احساس داشتین چون فکر
‫میکردین که اگه کفاره گناهانتو بدی،

00:18:24.310 --> 00:18:26.360
‫رَنجت از بین میره.

00:18:27.270 --> 00:18:28.870
‫میبینی؟ حتی الان...

00:18:28.870 --> 00:18:31.030
‫بدن‌ـت احساس سنگینی
‫میکنه، اینطور نیست؟

00:18:46.310 --> 00:18:49.020
‫همسرت ازم خواست که اینو بهت بگم.

00:18:49.640 --> 00:18:54.110
‫تو دیگه انسان پاکیزه و محجوب نمیشی،
‫کسی که بخاطر گناه احساس بیماری میکنه.

00:18:54.740 --> 00:18:57.310
‫تو همسرتو کشتی چون
‫میخواستی اونو بیش از حد کنترل کنی،

00:18:57.310 --> 00:18:59.890
‫و حتی قلبی هم نداری
‫تا احساس گناه کنی.

00:18:59.890 --> 00:19:01.670
‫تو فقط یک شخص بی‌عاطفهی.

00:19:02.510 --> 00:19:04.220
‫این که خودتو انسان
‫شایسته ای تصور کنی

00:19:04.220 --> 00:19:07.220
‫که میتونه درمورد
‫هرچیزی احساس گناه کنه،

00:19:07.220 --> 00:19:10.290
‫همسرتو عصبانی میکنه.

00:19:10.700 --> 00:19:12.860
‫احساس گناهی که فکر میکردی،

00:19:12.860 --> 00:19:14.790
‫دروغی بود که
‫خودتو خودتو غول بزنه

00:19:15.230 --> 00:19:18.660
‫تا فکر کنی که چقدر رنج میکشی.

00:19:19.000 --> 00:19:21.050
‫تو واقعا فقط چیزا رو تصور میکنی.

00:19:21.530 --> 00:19:23.070
‫میتونی بری خودتو تحویل بدی

00:19:23.070 --> 00:19:25.430
‫یا زندگی در بیرون،
‫مثل اونچه که بود ادامه بدی.

00:19:25.820 --> 00:19:29.680
‫در زندان آزادیتو از دست
‫میدی ولی لباس و غذا خواهی داشت.

00:19:29.680 --> 00:19:32.100
‫اگه بیرون زندگی کنی آزادی داری،

00:19:30.570 --> 00:19:34.120
‫این...این نمیتونه اتفاق بیفته...

00:19:32.100 --> 00:19:35.660
‫ولی باید به تلاش برای امرار
‫معاش با این شرایط ادامه بدی.

00:19:36.650 --> 00:19:38.410
‫خودمم نمیدونم کدوم واست راحتره.

00:19:40.980 --> 00:19:42.920
‫ص-صبر کن!

00:19:43.230 --> 00:19:46.590
‫تو میتونی روح ها رو
‫ببینی و صداشونو بشنوی؟

00:19:46.590 --> 00:19:49.870
‫پس اگه همسرم منو تسخیر
‫کرده باشه، میتونی تطهیرش کنی؟

00:19:49.870 --> 00:19:53.820
‫این کاروبرای من
‫انحام میدی؟ هزینه...

00:19:54.620 --> 00:19:59.590
‫من خدای خرد باکومونو ها،
‫آیاکاشی ها، روح ها و شیاطین‌ـم.

00:19:59.810 --> 00:20:02.580
‫حتی اگه فکر کنی که میتونم به
‫درخواست همسرت احترام بزارم چون روحه،

00:20:02.580 --> 00:20:05.000
‫ولی  هیچ تعهدی برای انجام
‫درخواست های انسان ها ندارم.

00:20:05.430 --> 00:20:10.770
‫اگه مالکیت همسرت از تو
‫خلاف منطق این جهان بود، یه چیزه،

00:20:10.770 --> 00:20:14.350
‫ولی این مجازاته
‫و کاملاً هم منطقیه.

00:20:14.570 --> 00:20:16.770
‫پس ضروری نیست
‫کار دیگه ای انجام بدم.

00:20:16.770 --> 00:20:20.490
‫مطمئنم همسرت روزی از اینکه
‫تورو تصاحب کنه، خسته میشه.

00:20:20.940 --> 00:20:23.240
‫باید فقط به زندگی
‫باهاش تا اون موقع ادامه بدی.

00:20:23.480 --> 00:20:28.000
‫ناگفته نمونه که میتونی با همسری
‫که خیلی دوستش داشتی و کُشتیش بمونی.

00:20:28.000 --> 00:20:29.620
‫این همون چیزی نبود که میخواستی؟

00:20:30.070 --> 00:20:32.070
‫این دختره دیگه کیه؟

00:20:32.610 --> 00:20:35.820
‫اگه مثل یوکی اونو زمین بزنم...

00:20:37.130 --> 00:20:38.650
‫دختر ریزه میزه ایه.

00:20:39.500 --> 00:20:41.130
‫خیلی راحته که...

00:20:43.400 --> 00:20:44.660
‫بوساتسو...

00:20:44.660 --> 00:20:46.390
‫باز هم شخص اشتباهیو انتخاب کردی.

00:20:46.860 --> 00:20:50.390
‫میتونی...میتونی
‫آخرین حرفتو بزنی؟

00:20:50.690 --> 00:20:54.270
‫چرا به فروشگاه
‫اوناگی تنها اومدی؟

00:20:54.270 --> 00:20:57.130
‫نمیتونم اینو متوجه بشم.

00:20:57.130 --> 00:20:58.540
‫چرا؟ خب...

00:20:58.990 --> 00:21:01.140
‫امشبو تو خونه
‫دوست پسرم میگذرونم،

00:21:01.140 --> 00:21:03.800
‫فک کردم که قدرت و انرژی ای
‫که میتونم بدست بیارمو نیاز دارم.

00:21:04.260 --> 00:21:06.910
‫اینطور شد که وارد اولین
‫فروشگاه اوناگی که دیدم شدم.

00:21:08.710 --> 00:21:12.040
‫اوناگی به عنوان نماد بارداری
‫سالم و زایمان ساده شناخته میشه.

00:21:12.040 --> 00:21:14.460
‫و شبیه اندام تناسلی مردانه،

00:21:14.460 --> 00:21:17.000
‫و همچنین نماد هماهنگی
‫بین زوج متأهل هم هست.

00:21:17.000 --> 00:21:19.500
‫دختر پولداره وابسته...

00:21:19.790 --> 00:21:21.750
‫باید بگم که فکر
‫میکنم الان سرحالم.

00:21:22.300 --> 00:21:24.260
‫مظهر بوساتسو...

00:21:24.510 --> 00:21:26.260
‫امشب تمام تلاشمو میکنم!

00:21:26.480 --> 00:21:29.010
‫اون خیلی خره!

00:21:29.330 --> 00:21:31.340
‫خب، از بقیه زندگیتون لذت ببرید!

00:21:35.930 --> 00:21:37.640
‫هماهنگی بین زوجین متأهل...

00:21:39.670 --> 00:21:40.680
‫یوکی...

00:21:44.040 --> 00:21:46.950
‫یعنی من اینقدر بی‌عاطفه بودم؟

00:21:48.030 --> 00:21:50.520
‫کارت خوب بود کورو-کون.

00:21:48.030 --> 00:21:52.040 line:50 %
‫خدمات تحویل تورانِکو

00:21:50.520 --> 00:21:52.040
‫همچین.

00:21:52.040 --> 00:21:54.010
‫انگار یه نفر اومده دنبالت،

00:21:52.040 --> 00:21:55.790
‫پذیرش تحویل

00:21:54.010 --> 00:21:55.790
‫میتونی بعد ثبت خروج وقت‌ـتبری.

00:21:55.790 --> 00:21:57.220
‫دنبال من اومدن؟

00:21:57.220 --> 00:21:58.350
‫سنپای.

00:22:01.310 --> 00:22:02.800
‫کار امروزت عالی بود.

00:22:02.800 --> 00:22:05.800
‫سوپر مارکت

00:22:03.720 --> 00:22:05.800
‫پس این اتفاق افتاد.

00:22:05.800 --> 00:22:08.050
‫ارزان

00:22:05.800 --> 00:22:08.050
‫برش نازک گوشت کباب شده

00:22:05.800 --> 00:22:12.060
‫این یارو کاجیو قطعاً لیاقت کاری که کرده
‫بودو بدست آورد. ولی مطمئن شدم که تو بی‌رحمی.

00:22:12.290 --> 00:22:16.390
‫من فقط وظیفمو به عنوان
‫خدای خرد به باکومونو انجام دادم.

00:22:16.660 --> 00:22:19.070
‫آره همه اینو میدونم.
‫هرچی که باشه حالا.

00:22:19.070 --> 00:22:23.150
‫ولی از این به بعد اینطوری
‫به هیچ مغازه اوناگی ای نرو.

00:22:23.690 --> 00:22:24.670
‫توپ میوه ای

00:22:23.880 --> 00:22:27.060
‫احتمالاً مالک هم از
‫حضورت ناراحت شده بوده.

00:22:27.400 --> 00:22:30.070
‫من که مشکلی نمیبینم.

00:22:28.340 --> 00:22:29.260
‫چیپس خوب طوری که
‫نمیتونی نخوری! کم نمک

00:22:30.920 --> 00:22:34.160
‫شاید بجای اون باید یه
‫ظرف لاکپشت نرم میخوردم.

00:22:34.400 --> 00:22:36.540
‫بخاطر عشق به همه چیز
‫مقدس اینکارو نکن دیگه.

00:22:36.920 --> 00:22:38.160
‫جداً نکن.

00:22:38.900 --> 00:22:42.580
‫حسادت میکنی که همچین اوناگی
‫گرونی رو واسه خودم برداشتم؟

00:22:41.170 --> 00:22:44.170
‫بسته

00:22:43.050 --> 00:22:46.030
‫ولی تو در طول روز کار داشتی،

00:22:46.030 --> 00:22:48.300
‫پس اگه من دعوتت میکردم
‫هم نمیتونستی بیای.

00:22:49.830 --> 00:22:53.420
‫خب چرا دفعه بعد مهمونت نکنم؟

00:22:53.420 --> 00:22:55.560
‫بحث اصلاً این نیست.

00:22:55.900 --> 00:22:58.810
‫به هر حال تو خیلی
‫کار میکنی سنپای.

00:22:59.220 --> 00:23:01.690
‫حتی برای قرار هم وقت نداریم.

00:23:02.220 --> 00:23:05.440
‫کدوم دانشجو سه چار
‫تا کار سنگین بدنی رو

00:23:05.660 --> 00:23:08.410
‫بدون هیچ خواب و
‫مرخصی ای انجام میده؟

00:23:09.450 --> 00:23:14.300
‫داشتن دوست پسری که
‫هیچ معنی ای نداره مشلکه.

00:23:14.680 --> 00:23:16.280
‫مثل اینکه اهل حرف زدنی...

00:23:16.280 --> 00:23:20.960
‫به هر حال. من اوناگی خوردم و
‫باید قدرتشو آزمایش کنیم!

00:23:21.480 --> 00:23:24.250
‫نیازی نیست که امشبو
‫از من دریغ کنی سنپای!

00:23:25.960 --> 00:23:29.970
‫پایان

00:23:29.994 --> 00:23:59.994
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:24:00.018 --> 00:25:00.018
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.