﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:07.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:08.750 --> 00:00:11.420
‫وقتی بچه بودم، توی
‫هرتفوردشایر زندگی می‌کردم،

00:00:11.510 --> 00:00:13.430
‫که خارج از لندن بود

00:00:13.880 --> 00:00:17.050
‫و من... عاشق برندها بودم

00:00:17.600 --> 00:00:19.640
‫عاشق ایده‌ی لوکس بودن بودم

00:00:19.660 --> 00:00:28.870
‫[امشب تو اتاق قدیمیم می‌مونیم]

00:00:20.600 --> 00:00:26.020
‫امروز، من و دیوید و بچه‌ها
‫اومدیم که به مامان و بابام سر بزنیم

00:00:26.100 --> 00:00:28.900
‫و این اتاق قدیمی منه

00:00:29.770 --> 00:00:31.150
‫خاطرات خوبیه

00:00:31.220 --> 00:00:37.570
‫دوست مامانم خیلی از عطرهای
‫کوکو شنل استفاده می‌کرد

00:00:40.410 --> 00:00:43.660
‫وقتی عطرهای کوکو شنلش
‫تموم میشد، اون‌ها رو به من می‌داد،

00:00:43.750 --> 00:00:46.880
‫یعنی، شیشه‌ها رو خالی می‌کرد،
‫چیزی برام باقی نمی‌ذاشت،

00:00:46.960 --> 00:00:50.000
‫ولی من اونا رو روی طاقچه پنجره‌ام می‌چیدم

00:00:50.420 --> 00:00:52.960
‫چون عاشق ظاهرشون بودم

00:00:54.090 --> 00:00:57.180
‫و یه بار یادمه که شیشه‌های خالی رو

00:00:57.260 --> 00:01:00.720
‫توی یه کیف پلاستیکی گوچی، بهم داد

00:01:01.970 --> 00:01:06.770
‫وای، خدای من، من هر
‫روز کتاب‌های مدرسه‌ام رو

00:01:06.850 --> 00:01:11.570
‫توی اون کیف پلاستیکی گوچی
‫می‌بردم مدرسه تا وقتی که کفش پاره شد

00:01:13.110 --> 00:01:14.940
‫ولی حس خاصی داشتم

00:01:15.360 --> 00:01:19.700
‫احساس می‌کردم یه قسمتی
‫از اون برند لوکس رو دارم

00:01:20.450 --> 00:01:22.540
‫منظورم فقط عطر نیستش،

00:01:23.120 --> 00:01:26.330
‫بلکه لباس‌ها و کیف‌ها و کفش‌ها بودن

00:01:26.870 --> 00:01:29.380
‫گوچی بودن و دانا کارن،

00:01:29.440 --> 00:01:34.150
‫می‌دونی، کلوین کلاین، رالف لورن، اون‌ها برای من همه چیز بودن

00:01:35.340 --> 00:01:37.970
‫و این قدرت برندها رو نشون میده

00:01:39.000 --> 00:01:44.190
‫[لحظه آمریکایی]

00:01:47.160 --> 00:01:49.690
‫[نیویورک]

00:01:52.020 --> 00:01:53.900
‫قراره با جنیفر لوپز مصاحبه کنیم؟

00:01:53.980 --> 00:01:55.940
‫اون میشه یه فیلمبرداری بزرگ

00:01:56.030 --> 00:01:57.200
‫گفته که می‌خواد انجام بده

00:01:58.200 --> 00:02:00.120
‫- باید انجامش بدی، خیلی عالیه...
‫-منظورم اینه، نگاه کن

00:02:00.200 --> 00:02:01.200
‫...با همه اون سوپرها

00:02:01.870 --> 00:02:04.330
‫باید دوباره با تهیه‌کننده‌ها صحبت کنم

00:02:04.410 --> 00:02:07.370
‫این روزها، من همیشه با
‫بریتیش وُگ میام نیویورک

00:02:07.460 --> 00:02:09.960
‫و فیلمبرداری‌ها خیلی شیک
‫و با شکوه از آب در میان

00:02:10.040 --> 00:02:11.040
‫باشه، می‌تونم از نائومی بپرسم،

00:02:11.130 --> 00:02:12.960
‫- ولی نمی‌تونه تلفنش رو زمین نمی‌ذاره.
‫-از نائومی بپرس،

00:02:13.040 --> 00:02:14.090
‫فقط یه پیام براش بفرست

00:02:14.170 --> 00:02:16.710
‫ وقتی اوایل دهه ۹۰ از لندن به اینجا اومدم،

00:02:16.800 --> 00:02:20.050
‫وای خدای من، انرژی همه جا مد و موسیقی بود

00:02:21.560 --> 00:02:24.560
‫یه چیزی توی خیابون‌ها جریان
‫داشت که خیلی شگفت‌انگیز بود

00:02:26.600 --> 00:02:28.770
‫یه دیگ جوشان واقعی بود

00:02:29.810 --> 00:02:33.440
‫منظورم اینه که خیلی از طراحان از
‫چیزهایی که می‌دیدن الهام می‌گرفتن

00:02:34.110 --> 00:02:37.760
‫اون دوره‌ای بود که باحال بودن

00:02:37.760 --> 00:02:40.660
‫[ادوارد انینفول]
‫[مشاور جهانی خلاقیت و فرهنگ مجله وُگ
‫]
‫و... «واقعی» بودن ارزش داشت

00:02:44.290 --> 00:02:46.420
‫یعنی، نیویورک خیلی با لندن فرق داشت

00:02:49.710 --> 00:02:51.990
‫واقعاً متوجه می‌شدی که هر جا می‌رفتی

00:02:52.020 --> 00:02:56.780
‫با این بیلبوردهای بزرگ که
‫همه جا بودن بمباران می‌شدی

00:02:58.240 --> 00:03:01.330
‫یه جورایی داشتن یه رویا رو
‫می‌فروختن، رویای آمریکایی

00:03:02.820 --> 00:03:07.660
‫و یادمه که فکر کردم، «وای خدای
‫من، یه روزی منم اینجا کار می‌کنم»

00:03:08.590 --> 00:03:10.990
‫اون فکر رو خیلی واضح یادمه

00:03:13.870 --> 00:03:17.630
‫وقتی اولین بار اوایل دهه ۹۰ به آمریکا اومدم

00:03:17.660 --> 00:03:19.480
‫تا با آنا توی وُگ کار کنم...

00:03:19.510 --> 00:03:23.440
‫میشه در مورد نوامبر صحبت
‫کنیم؟ برات... بی‌خیال

00:03:23.870 --> 00:03:27.120
‫...اون موقع دیگه خیلی مشخص بود

00:03:27.200 --> 00:03:31.120
‫که مد آمریکایی خیلی بیشتر تجاری شده بود

00:03:31.210 --> 00:03:33.460
‫من هنوز هیچ‌کدوم از لباس‌ها رو ندیدم، ولی...

00:03:33.540 --> 00:03:35.420
‫و به نظرم به خاطر همین موضوع بود

00:03:35.500 --> 00:03:40.670
‫که مد آمریکایی به اندازه
‫مد اروپایی احترام نمی‌گرفت

00:03:37.360 --> 00:03:40.640
‫[همیش باولز]
‫[سردبیر وُگ]

00:03:40.760 --> 00:03:45.650
‫وظیفه آنا به عنوان سردبیر وُگ این
‫بود که مد آمریکا رو جذاب جلوه بده

00:03:46.050 --> 00:03:49.310
‫می‌دونی، یادمه که مجله وُگ رو نگاه
‫می‌کردم و همه اون سرمقاله رو می‌دیدم

00:03:49.390 --> 00:03:50.520
‫که آنا ترتیبشون رو داده بود

00:03:51.990 --> 00:03:57.300
‫[حالا دیگر بیشتر ایده‌های مد
‫روز از نیویورک سرچشمه می‌گیرد]

00:03:54.020 --> 00:03:57.360
‫خیلی‌ها نمی‌دونن که آنا نصفش آمریکاییه

00:03:57.940 --> 00:04:00.440
‫اون واقعاً مد آمریکایی رو خوب می‌فهمید

00:04:01.650 --> 00:04:05.200
‫می‌دونی، از همون اول پیغامی فرستاد که یعنی

00:04:05.280 --> 00:04:07.160
‫«قراره یه چیز جدید ببینید،

00:04:07.240 --> 00:04:09.870
‫یه چیزی که به دل همه می‌شینه
‫[تان گودمن]
‫[سردبیر وُگ]

00:04:10.500 --> 00:04:12.210
‫و خودتون رو آماده کنید»

00:04:12.290 --> 00:04:15.380
‫اون همه رو با هم متحد کرد
‫[مایکل کورس]
‫[طراح]

00:04:18.350 --> 00:04:22.880
‫[در ۲۰ صفحه‌ی بعدی ما قهرمانان
‫مد آمریکایی را معرفی خواهیم نمود]

00:04:20.510 --> 00:04:23.680
‫اون زمان، طراحای آمریکایی داشتن می‌فهمیدن

00:04:23.760 --> 00:04:27.550
‫که مد داره بیشتر مردمی و در دسترس‌تر میشه

00:04:30.180 --> 00:04:32.980
‫نه فقط لباس‌های فوق‌العاده‌ای می‌ساختن،

00:04:33.060 --> 00:04:35.600
‫بلکه همه‌شون نابغه بودن توی اینکه

00:04:34.170 --> 00:04:37.160
‫[آنا وینتور]
‫[سردبیر جهانی مجله‌ی وُگ]

00:04:35.690 --> 00:04:38.820
‫قدرت ارتباطات رو خوب می‌فهمیدن

00:04:38.900 --> 00:04:42.690
‫و دنیا رو با کمپین‌های تبلیغاتی‌شون تسخیر کردن

00:04:44.650 --> 00:04:49.870
‫ما تو صنعتی کار می‌کنیم که
‫نمایانگر تغییر، فرهنگ و خلاقیته

00:04:52.620 --> 00:04:55.960
‫و از بین همه‌ی طراحایی که باهاشون تو وُگ کار می‌کنیم،

00:04:56.040 --> 00:04:58.670
‫کلوین بیشتر از هر کسی اینو می‌فهمید

00:05:01.000 --> 00:05:06.720
‫من گوی بلورن ندارم، می‌دونی،
‫یعنی... صرفاً حس ششم خوبی دارم

00:05:06.800 --> 00:05:08.220
‫این یکی‌ها رو هم بیشتر دوست دارم

00:05:08.300 --> 00:05:12.060
‫و سعی می‌کنم با اتفاقات روز در ارتباط بمونم

00:05:12.140 --> 00:05:14.060
‫مد یعنی تغییر

00:05:12.870 --> 00:05:17.360
‫[کلوین کلاین]
‫[طراح]
‫چیزی که هیجان‌انگیزه اینه که ما همیشه
‫در حال تغییر و انجام کارای جدید هستیم

00:05:19.480 --> 00:05:23.480
‫اوایل دهه ۹۰، کلوین تقریباً داشت ورشکست می‌شد

00:05:23.990 --> 00:05:25.860
‫یاسمین کجاست؟

00:05:26.950 --> 00:05:30.450
‫ولی نه‌تنها دوباره سر پا
‫شد، بلکه حتی قوی‌تر برگشت،

00:05:31.200 --> 00:05:33.330
‫و با یه برنامه اومد که برند سی‌کی رو

00:05:33.410 --> 00:05:37.370
‫تبدیل کنه به یکی از بزرگ‌ترین
‫و شناخته‌شده‌ترین برندهای دنیا

00:05:43.210 --> 00:05:46.800
‫کلوین کلاین نماینده مد
‫آمریکایی بود، بدون شک

00:05:46.880 --> 00:05:50.220
‫اون یه سبک استثنایی
‫داشت... داره، هنوز هم داره

00:05:50.300 --> 00:05:52.510
‫که مینیمال، شیک،

00:05:52.600 --> 00:05:55.890
‫و همیشه یه جور جذابیت جنسی
‫زیرپوستی هم توی همه طراح‌هاش بود

00:05:55.980 --> 00:05:58.480
‫اصلاً عجیب نیست که بهش میگن کلوین تمیز

00:05:58.560 --> 00:06:01.810
‫هیچ حقه‌ای اینجا نیست،
‫کلوین کلاین همیشه ساده‌ست

00:06:02.820 --> 00:06:04.780
‫مورمور شدم، مورمور شدم

00:06:05.230 --> 00:06:07.150
‫من عاشق سفیدم

00:06:07.860 --> 00:06:12.240
‫کلوین واقعاً یه ذهن خلاق و نابغه بود...

00:06:12.330 --> 00:06:14.120
‫بی‌نظیرـه!

00:06:14.200 --> 00:06:16.830
‫...اون آدم خفن‌ـه هر مهمونی‌ای بود...

00:06:16.910 --> 00:06:21.420
‫اون مطلقاً در اوج مینیمالیسم دهه ۹۰ بود
‫[گوئینت پالترو]
‫[بازیگر]

00:06:22.000 --> 00:06:24.130
‫و همیشه یه قدم جلوتر از همه بود

00:06:24.710 --> 00:06:29.300
‫اون از شورت مردونه یه
‫برند درست کرده بود، همین

00:06:30.930 --> 00:06:33.550
‫می‌خوای بدونی چی بین
‫من و کلوین‌هام هست؟

00:06:33.640 --> 00:06:34.680
‫هیچی

00:06:34.760 --> 00:06:36.930
‫و حالا داشت دنبال یه چیز جدید می‌گشت

00:06:37.020 --> 00:06:41.730
‫من داشتم به این نسل
‫بیست‌وچند ساله اکس فکر می‌کردم

00:06:42.190 --> 00:06:45.400
‫این‌ها فقط آمریکایی
‫نیستند، همه جای دنیا هستند

00:06:45.480 --> 00:06:47.780
‫یعنی، ایتالیایی‌اند، فرانسوی‌اند،

00:06:47.860 --> 00:06:50.200
‫آلمانی‌اند، انگلیسی‌اند،

00:06:50.280 --> 00:06:52.450
‫و همه جا هستن، حتی توی آسیا

00:06:53.030 --> 00:06:54.950
‫ما کار زیادی برای انجام دادن داریم

00:06:55.030 --> 00:06:59.870
‫کار کردن با کلوین برای من مثل بهشت بود

00:06:57.520 --> 00:07:00.800
‫[فابین بارون]
‫[طراح هنری]

00:06:59.960 --> 00:07:03.380
‫کلوین کلاین مثل یه اسفنج
‫بود، همه چی رو جذب می‌کرد،

00:07:03.460 --> 00:07:07.130
‫خیلی خوب در جریان اتفاقات روز و فرهنگ بود

00:07:07.710 --> 00:07:11.550
‫و وقتی کلوین اومد پیشم و گفت:
‫«باید یه چیز جدید درست کنیم،»

00:07:11.630 --> 00:07:13.090
‫من خیلی هیجان‌زده شدم

00:07:13.180 --> 00:07:15.680
‫طراح یه عطر جدید ساخته بود،

00:07:15.760 --> 00:07:20.350
‫اینش خبر خاصی نیست؛ جزء اینکه
‫این عطر هم برای مردهاست هم زن‌ها

00:07:20.440 --> 00:07:23.230
‫سی‌کی وان، اولین عطر یونیسکس (زنانه مردانه) بودش

00:07:23.310 --> 00:07:27.570
‫این‌که بتونی یه عطر رو بین مرد
‫و زن تقسیم کنی خیلی خاص بود

00:07:27.650 --> 00:07:30.070
‫و من فکر کردم این خیلی جالبه

00:07:30.150 --> 00:07:32.780
‫اما یه عطر یونیسکس چطور باید بو بده؟

00:07:32.860 --> 00:07:34.160
‫چه شکلی باید باشه؟

00:07:34.240 --> 00:07:37.660
‫و چطوری باید براش تبلیغات کنیم؟

00:07:43.790 --> 00:07:46.840
‫من داشتم با یه عکاس نابغه،
‫استیون مایزل، کار می‌کردم

00:07:46.920 --> 00:07:50.670
‫و ایده این بود که بچه‌ها رو بیاریم جلوی دوربین

00:07:50.760 --> 00:07:53.090
‫و از پلیکیدنشون فیلم بگیریم

00:07:53.800 --> 00:07:58.140
‫توی کارش از همه‌چیز داشت: آدم‌های
‫سیاه‌پوست، همجنس‌گراها، حتی پیرترها

00:07:58.220 --> 00:08:00.180
‫هرچی افراد عجیب‌غریب‌تر بودن، بهتر

00:08:00.980 --> 00:08:02.640
‫کیت هم خیلی هیجان‌زده بود

00:08:03.520 --> 00:08:04.980
‫ سی‌کی وان خیلی فان بود

00:08:05.480 --> 00:08:07.400
‫همه‌جور آدمی سر صحنه بود

00:08:06.880 --> 00:08:10.200
‫[کیت ماس]
‫[مدل]

00:08:07.520 --> 00:08:12.280
‫و از همه سن‌ها و شخصیت‌های
‫مختلف جمع شده بودن

00:08:13.240 --> 00:08:15.660
‫فکر می‌کنم کلوین می‌دونست
‫که نمیشه به همه دنیا

00:08:15.740 --> 00:08:18.160
‫فقط با همون چهره‌های سفید همیشگی فروخت

00:08:19.040 --> 00:08:21.160
‫می‌دونست که نیاز به یه زاویه جدید داره

00:08:22.540 --> 00:08:25.210
‫اون فقط دنبال فرهنگ جوانی بود، هرچی که بود،

00:08:25.290 --> 00:08:29.880
‫سیاه‌پوست، لاتین‌ها، همجنس‌گرا، نان باینری،
‫می‌خواست همه رو توی کمپینش نشون بده

00:08:30.460 --> 00:08:34.340
‫مثلاً جنی شیمیزو هم بود، یه
‫مکانیک سابق و آشکارا همجنس‌گرا

00:08:35.200 --> 00:08:38.660
‫[جنی شیمیزو]
‫[مدل]
‫اون اولین کمپین بزرگ من بود

00:08:38.140 --> 00:08:40.430
‫ااینجوری بود که مثلاً می‌گفتن:
‫«عالی به نظر میای، برو اون تو»

00:08:40.810 --> 00:08:41.970
‫من عاشق جنی‌ام

00:08:42.060 --> 00:08:45.770
‫خیلی باحال بود، هرچی
‫دلش می‌خواست می‌گفت،

00:08:45.850 --> 00:08:48.230
‫هرچی دوست داشت می‌پوشید، خودش بود

00:08:48.310 --> 00:08:52.030
‫و می‌تونست هر دختری رو
‫تور کنه، یعنی تو کل آژانس

00:08:52.400 --> 00:08:55.070
‫واقعا دیوونه‌وار بود، بزار تا این حد بگم

00:08:56.320 --> 00:08:59.780
‫قبل از اینکه مدل بشم، اصلاً
‫فکر نمی‌کردم بخوام مدل بشم

00:08:59.870 --> 00:09:02.540
‫یا بشم، به‌خاطر همه‌چیزهایی که هستم

00:09:02.620 --> 00:09:06.580
‫من جنی‌ام و می‌خوام نشون بدم چطور میشه یه تسمه شل ماشین رو درست کرد

00:09:06.670 --> 00:09:09.250
‫ولی کلوین، هیچ‌وقت نمی‌خواست اینو از من بگیره

00:09:09.340 --> 00:09:12.380
‫و می‌گفت: «می‌خوام استخدامت کنم به‌خاطر خودت

00:09:12.460 --> 00:09:15.970
‫هر جور دلت می‌خواد راه برو، می‌دونیم موهات کوتاهه

00:09:16.550 --> 00:09:19.300
‫این‌جوری می‌خوایم معرفیت کنیم»

00:09:19.390 --> 00:09:22.100
‫حتی وقتی داشتیم ویدیوهای
‫سی‌کی وان رو فیلم می‌گرفتیم،

00:09:22.180 --> 00:09:24.560
‫می‌گفت: «در مورد ماشین‌ها
‫حرف بزن، در مورد کامیون‌ها»

00:09:24.980 --> 00:09:27.520
‫هیچ‌چیزی بدتر از این نیست
‫که کاری کسل‌کننده انجام بدی

00:09:27.600 --> 00:09:29.230
‫که هیچ‌کس هم متوجه‌اش نشه

00:09:32.570 --> 00:09:36.150
‫این یکی از اولین کمپین‌های
‫تبلیغاتی فراگیر در دنیا بود

00:09:36.950 --> 00:09:37.950
‫واقعاً

00:09:39.200 --> 00:09:42.620
‫مردونه‌اش، زنونه‌اش...

00:09:43.450 --> 00:09:44.580
‫سی‌کی وان

00:09:48.290 --> 00:09:52.380
‫عطر شیرین موفقیت بار
‫دیگه ازان کلوین کلاین شد

00:09:52.460 --> 00:09:54.210
‫وقتی سی‌کی وان عرضه شد،

00:09:54.300 --> 00:09:58.050
‫برای ما نسل ایکس‌ها، کاملاً مناسب زمان خودش بود

00:09:58.130 --> 00:10:01.180
‫با حال بود، جوون بود، سکسی بود

00:10:01.260 --> 00:10:03.350
‫چند صد نفر از طرفداران
‫توی صف ایستاده بودن

00:10:03.430 --> 00:10:05.270
‫تا شانس ملاقات با طراح نیویورکی رو پیدا کنن

00:10:05.350 --> 00:10:06.680
‫اون یه تاجر خوبه

00:10:06.770 --> 00:10:10.730
‫می‌دونست که خیلی‌ها به
‫سمت سی‌کی وان جذب میشن،

00:10:10.810 --> 00:10:13.860
‫و می‌دونست که درآمدش خوب خواهد بود

00:10:16.280 --> 00:10:20.700
‫توی اولین سالش، ۱۰۰ میلیون دلار فروش داشت

00:10:21.160 --> 00:10:25.410
‫هر دقیقه ۲۰ شیشه فروش
‫می‌رفت... در سطح جهانی

00:10:25.490 --> 00:10:28.080
‫یعنی، کی می‌تونه هر
‫دقیقه ۲۰تا شیشه بفروشه؟

00:10:28.160 --> 00:10:29.870
‫اصلاً کسی تونسته؟

00:10:31.880 --> 00:10:33.670
‫اون تبلیغات کلوین کلاین

00:10:33.750 --> 00:10:37.760
‫کلاین رو یکی از پر بحث‌ترین طراحان جهان کرد

00:10:37.840 --> 00:10:41.640
‫یک‌دفعه، استایل کلوین کلاین

00:10:41.720 --> 00:10:43.550
‫همه‌جا فراگیر شدش

00:10:44.180 --> 00:10:46.180
‫همه می‌خواستن بخشی از سی‌کی باشن

00:10:48.640 --> 00:10:50.480
‫حتی توی فیلم‌هایی مثل «بی‌سرنخ»

00:10:51.350 --> 00:10:55.520
‫وای خدایا، یادم میاد
‫«بی‌سرنخ» رو انگار دیروز دیدم،

00:10:53.000 --> 00:10:55.680
‫[کیم کارداشیان]
‫[کارآفرین]

00:10:55.610 --> 00:10:57.150
‫روش گیر سه‌پیچ داده بودم

00:10:57.230 --> 00:10:58.900
‫منم همون لباس رو داشتم

00:10:59.700 --> 00:11:02.490
‫فکر می‌کنم واقعاً روی یه نسل تأثیر گذاشت

00:11:04.620 --> 00:11:07.290
‫اون زمان، خیلی از لباس‌های کلوین می‌پوشیدم،

00:11:07.370 --> 00:11:10.580
‫توی نیویورک زندگی می‌کردم
‫و حسابی خوش می‌گذروندم

00:11:10.670 --> 00:11:12.630
‫و با کلی پسر خوشگل قرار می‌ذاشتم

00:11:12.710 --> 00:11:16.300
‫یه جورایی، این طرز تفکر خیلی بی‌خیال

00:11:16.380 --> 00:11:19.970
‫درباره مد وجود داشت

00:11:20.050 --> 00:11:23.470
‫ما خودمون هر طوری که بودیم،
‫لباس‌هامون هم همین رو نشون می‌داد

00:11:24.260 --> 00:11:28.100
‫مد هیچ‌وقت در خلأ وجود نداشته

00:11:31.100 --> 00:11:33.480
‫کلوین میدید که اوضاع داره عوض میشه

00:11:36.190 --> 00:11:39.740
‫اون کمپین هنوز هم تا امروز دووم داشته

00:11:39.820 --> 00:11:45.420
‫می‌دونی، بچه‌های زیادی توی دنیا
‫بودن که می‌گفتن،«آره، این منم»

00:11:45.730 --> 00:11:47.980
‫و اکشن!

00:11:48.790 --> 00:11:53.670
‫مثل کیت ماس، جنی
‫شیمیزو هم نماد اون دوره شد

00:11:56.290 --> 00:11:59.380
‫او سر تا پا تتوـه، به‌طور
‫علنی همجنس‌گراست،

00:11:59.460 --> 00:12:02.010
‫و یه مکانیک سابقه که
‫موتورسیکلت‌ها رو دوست داره

00:12:02.090 --> 00:12:06.100
‫اون جنی شیمیزوـه. در آستانه
‫تبدیل شدن به سوپرمدل بعدی

00:12:06.240 --> 00:12:10.700
‫اگر جنی شیمیزو رو انتخاب
‫کردم، به خاطر... دلایل زیادی بود

00:12:07.950 --> 00:12:13.130
‫[ژان پل گوتیه]
‫[ژان پل گوتیه]

00:12:10.730 --> 00:12:13.020
‫اولاً، اون متفاوت بود، شخصیتی داشت،

00:12:13.390 --> 00:12:15.350
‫و دوست دختر مدونا بود

00:12:15.650 --> 00:12:17.020
‫منظورم اینه...

00:12:17.110 --> 00:12:20.780
‫تو دهه ۹۰ نمی‌تونی به مدونا نه بگی

00:12:24.860 --> 00:12:26.870
‫ببینید، مثل این میمونه که...

00:12:26.950 --> 00:12:31.790
‫نه تنها حس خوبی داشت که مثل یه
‫روسپی لاکچری به نظر می‌رسیدم،

00:12:31.870 --> 00:12:34.710
‫چون واقعاً همین‌طور
‫بود. مثلاً یه زنگ می‌زد،

00:12:34.790 --> 00:12:38.170
‫«هی، می‌تونی به نمایش من تو
‫پاریس بیای؟ تو اروپا هستی، نه؟»

00:12:38.250 --> 00:12:41.090
‫و من می‌گفتم،«آره، تازه دارم
‫کارم رو با پرادا تموم می‌کنم»

00:12:41.170 --> 00:12:43.590
‫«بعد از پرادا، سوار هواپیما میشم و میام،»

00:12:43.670 --> 00:12:45.430
‫و واقعاً این کارو می‌کردم. می‌رفتم هتلش،

00:12:45.510 --> 00:12:46.840
‫می‌رفتم ریتز

00:12:47.760 --> 00:12:50.720
‫ساعت چهار صبح، سکس
‫می‌کردم و بعد برمی‌گشتم میلان

00:12:50.810 --> 00:12:53.350
‫واقعاً... همسرم قراره بکشتم بعد این

00:12:55.140 --> 00:12:57.480
‫اون دوران خیلی
‫دیوانه‌وار و خوش‌گذران بودش

00:12:57.980 --> 00:13:00.940
‫ولی واقعاً بعضی لحظه‌ها حس عمیقی داشت

00:13:02.280 --> 00:13:05.490
‫یادمه که دوستام منو به میدان تایمز بردند،

00:13:07.490 --> 00:13:11.830
‫و گفتند، «ببین!» و من نگاه کردم و...

00:13:12.660 --> 00:13:15.500
‫و تازه یه کمپین برای
‫بنانا رپابلیک انجام داده بودم

00:13:16.830 --> 00:13:20.840
‫و زیرش نوشته بود «زیبای آمریکایی»

00:13:22.920 --> 00:13:28.550
‫هرگز توی زندگیم به عنوان یه
‫آمریکایی و زیبا توصیف نشده بودم

00:13:31.060 --> 00:13:36.690
‫من ژاپنی هستم و والدینم
‫تو اردوگاه‌های بازداشت بودند

00:13:36.770 --> 00:13:39.100
‫و همجنس‌گرا هستم و، می‌دونی،

00:13:40.270 --> 00:13:43.320
‫وقتی که تو خیابون راه می‌رفتم
‫همیشه مورد آزار قرار می‌گرفتم،

00:13:43.400 --> 00:13:47.530
‫برای یه لحظه، دیدن اون کمپین شگف زده‌ام کرد!

00:13:48.410 --> 00:13:49.910
‫این یه...

00:13:51.580 --> 00:13:55.040
‫به واقع یه بیانیه بزرگ بود،

00:13:56.160 --> 00:13:59.830
‫و واقعاً از کلوین سپاسگزارم،

00:13:59.920 --> 00:14:05.010
‫چون واقعاً کار مثبت و جهانی‌ای کرد

00:14:06.720 --> 00:14:09.300
‫توی بیل‌بوردهای سرتاسر دنیا بودن،

00:14:09.800 --> 00:14:12.970
‫برای بچه‌های سیاه پوست شگفت‌انگیزه،
‫[تایسون بک‌فورد]
‫[مدل]

00:14:13.060 --> 00:14:14.310
‫این برای ما متفاوت بود

00:14:17.640 --> 00:14:19.190
‫اسم من تایسون بکفوردـه

00:14:19.270 --> 00:14:22.570
‫من تو جامائیکا بزرگ شدم، تو وست ایندیز،

00:14:22.650 --> 00:14:23.730
‫و در برانکس، نیویورک

00:14:24.730 --> 00:14:26.900
‫اونجا گنگ‌هایی بودن، می‌دونی

00:14:26.990 --> 00:14:29.490
‫ ضرب‌المثل «نخوری خورده میشی»،

00:14:29.570 --> 00:14:32.030
‫این واقعیت من بود

00:14:32.120 --> 00:14:35.450
‫می‌دونی، نشستن جلوی
‫دوربین‌ها و این چیزا، یه خیال بود

00:14:35.540 --> 00:14:38.960
‫این چیزی بود که به عنوان بچه‌ها رویاش
‫رو می‌دیدی، «من می‌خوام مدل بشم»

00:14:39.040 --> 00:14:41.330
‫می‌دونی،«می‌خوام کیت ماس رو بغل کنم»

00:14:44.320 --> 00:14:48.820
‫برای همه تو وُگ، به نظر
‫می‌رسید که مد در حال تغییره

00:14:48.880 --> 00:14:51.930
‫توی دهه ۹۰، این روند عمومی شد
‫[میسی الیوت]
‫[موسیقی‌دان]

00:14:52.010 --> 00:14:54.430
‫و به جاهای مختلف رسید

00:14:54.510 --> 00:14:56.890
‫مردم به شیوه خودشون لباس می‌پوشیدند

00:14:59.480 --> 00:15:02.480
‫می‌دونی، برای همه عادی شده بودش،

00:15:03.060 --> 00:15:08.030
‫تنوع و فراگیری، گرایش جنسی، نژاد

00:15:08.820 --> 00:15:12.280
‫و در اون زمان، می‌شد دید که
‫حتی پرمدعا‌ترین خانه‌های مد هم

00:15:12.360 --> 00:15:13.570
‫در حال تغییر بودند

00:15:14.450 --> 00:15:17.160
‫هر کسی یکم رویای خاصی داره

00:15:17.240 --> 00:15:19.080
‫همه می‌خوان اون آدم توی فیلم بشند،

00:15:19.160 --> 00:15:22.080
‫می‌خوان اون آدمی بشند که یه زندگی خاص داره

00:15:19.230 --> 00:15:24.290
‫[رالف لورين]
‫[طراح]

00:15:22.880 --> 00:15:27.300
‫پس، لباس برای من این نقش
‫رو ایفا می‌کرد، واردش می‌شدی

00:15:28.880 --> 00:15:30.880
‫چیزی که خیلی‌ها درباره رالف نمی‌دونن

00:15:30.970 --> 00:15:34.140
‫اینه که اون تو یه خانواده
‫کارگری معمولی بزرگ شده

00:15:34.970 --> 00:15:36.640
‫می‌دونی، یه پسر از برانکس بود

00:15:37.560 --> 00:15:39.060
‫ آمریکا درباره رویاست

00:15:39.140 --> 00:15:41.060
‫هیچ‌وقت به پول فکر نکردم، چون نداشتم

00:15:41.140 --> 00:15:42.650
‫و نمی‌خواستم بهش فکر کنم

00:15:42.730 --> 00:15:44.730
‫فقط به کارایی فکر می‌کردم
‫که می‌خواستم انجام بدم

00:15:46.610 --> 00:15:50.240
‫وقتی تو رالف لورن استخدام
‫شدم، واقعا هیجان‌زده بودم

00:15:48.670 --> 00:15:52.190
‫[ورا ونگ]
‫[طراح]

00:15:50.320 --> 00:15:52.030
‫مثل همه طراحای بزرگ،

00:15:52.110 --> 00:15:53.660
‫اونم یه داستان‌گو بود

00:15:54.280 --> 00:15:58.700
‫اون آمریکا رو از دیدی
‫فوق‌العاده زیبا میدید

00:15:58.790 --> 00:16:01.540
‫و شاید زندگی‌ای که تو بچگی نداشته،

00:16:01.620 --> 00:16:03.670
‫زندگی‌ای که همیشه آرزوش رو داشته

00:16:04.630 --> 00:16:09.130
‫ما کت‌وشلوارای شیک، تاکسیدوها
‫و لباس شب طراحی می‌کردیم،

00:16:09.960 --> 00:16:11.840
‫ولی لباس‌های وسترن هم داشتیم،

00:16:12.590 --> 00:16:14.430
‫تماماً تم آمریکایی

00:16:15.510 --> 00:16:20.560
‫اون همه جنبه‌های سبک زندگی
‫رو پوشش می‌داد، نه فقط مد

00:16:21.140 --> 00:16:24.520
‫ اما نبوغش این بود که فهمید همه،

00:16:24.600 --> 00:16:28.860
‫نه فقط یه گروهی کوچک، دنبال
‫رویای شکوه و موهبت هستن

00:16:30.230 --> 00:16:31.820
‫ اون کسیه که

00:16:32.570 --> 00:16:36.280
‫نه‌تنها به چیزی که باور داره عمل
‫می‌کنه، بلکه اون رو زندگی می‌کنه

00:16:38.530 --> 00:16:40.080
‫اگه یه چشم‌انداز برای زندگی دارم،

00:16:40.580 --> 00:16:43.660
‫دلیل اینکه دنیاها رو طراحی
‫می‌کنم اینه که توشون زندگی می‌کنیم

00:16:45.080 --> 00:16:48.840
‫می‌تونم لباس‌ها رو طراحی کنم، می‌تونم دختر
‫رو طراحی کنم، می‌تونم خونه رو طراحی کنم،

00:16:48.920 --> 00:16:50.750
‫می‌تونم کف‌پوش و رنگ‌ها رو طراحی کنم،

00:16:52.260 --> 00:16:53.800
‫و دنیای اونا رو پر کنم

00:16:55.380 --> 00:16:57.760
‫ کمپین‌های تبلیغاتی رالف

00:16:57.850 --> 00:17:02.810
‫نمایشگر این دید ایده‌آلی از رویای آمریکایی بودن

00:17:04.480 --> 00:17:07.400
‫پولو (چوگان) فقط یک بازی
‫نیست، یک سنت هم هست

00:17:11.610 --> 00:17:16.530
‫ این حس رفتن به کلوب‌های
‫خاص و سطح بالا رو می‌داد

00:17:16.610 --> 00:17:18.370
‫پولو به سبک رالف لورن

00:17:18.450 --> 00:17:20.530
‫ اون موقع دوران خیلی متفاوتی بود

00:17:20.620 --> 00:17:22.620
‫یعنی هیچ جنجالی وجود نداشت،

00:17:22.700 --> 00:17:26.250
‫همه خوشحال بودن و این یه رویای اشرافی بود

00:17:26.920 --> 00:17:28.830
‫می‌تونم رک باشم؟

00:17:29.330 --> 00:17:33.130
‫مد اوایل دهه ۹۰ واقعاً سفید بود

00:17:37.470 --> 00:17:41.600
‫یادمه اون موقع تو
‫خیابونای نیویورک بودم

00:17:42.140 --> 00:17:44.560
‫و برام جالب بود که میدیدی

00:17:44.640 --> 00:17:47.520
‫بچه‌هایی که لباس رالف لورن می‌پوشیدن، پولو می‌پوشیدن

00:17:50.770 --> 00:17:53.570
‫یه سری بچه توی پروژه‌های
‫مسکونی بروکلین بودن

00:17:53.650 --> 00:17:55.990
‫که به خودشون لو لایفز می‌گفتن

00:17:56.070 --> 00:17:59.280
‫ما مادرجنده‌های رالفی از سنت جان، یوتیکا و...

00:17:59.310 --> 00:18:01.760
‫و مادر جنده...

00:18:01.840 --> 00:18:05.460
‫اسم من ثیرستین هاول سومه

00:18:05.510 --> 00:18:08.310
‫پولو ریکن، فیلسوف مهارت‌ها،

00:18:07.730 --> 00:18:12.210
‫[ثیرستین هاول سوم]
‫[موسس گروه لو لایفز]
‫مهارت‌دار پولدار. یکی از بنیان‌گذاران لو لایفز هستم

00:18:15.410 --> 00:18:18.490
‫می‌دونی، این اسم از بخش دوم پولو

00:18:18.510 --> 00:18:21.590
‫میاد، ما نماینده زندگی پولویی بودیم

00:18:22.400 --> 00:18:26.320
‫اسم من راک لوئه، منو
‫پدرخوانده پولو صدا می‌کنن

00:18:26.480 --> 00:18:27.810
‫این یه برند سبک زندگی بود، نه؟

00:18:27.890 --> 00:18:29.770
‫ولی فقط چون نمی‌تونستیم بریم قایق سواری،

00:18:29.850 --> 00:18:33.400
‫دلیل نمی‌شد لباسای مخصوص
‫قایق‌سواری رو نپوشیم
‫[راک لو]
‫[موسس گروه لو لایفز]

00:18:33.480 --> 00:18:37.650
‫تیپ زدن، خوش‌لباس بودن و پوشیدن رالف لورن

00:18:38.240 --> 00:18:42.120
‫باعث م‌یشد حس کنی فرار
‫هستی یا انگار از اینجا نیستی،

00:18:42.200 --> 00:18:44.370
‫می‌دونی، بهش می‌گفتن خوش‌تیپ شدن

00:18:44.450 --> 00:18:48.000
‫بقیه برندها یه لوگو داشتن، پولو پنجاه تا داشت

00:18:50.080 --> 00:18:52.330
‫و گروه ما، لو لایفز،

00:18:52.420 --> 00:18:56.380
‫هی بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شد

00:18:56.460 --> 00:18:59.930
‫بی، چه حسی داره با گروه لو لایفز بودن؟

00:19:04.010 --> 00:19:08.600
‫اون موقع یادمه تو قطار
‫بودم و این بچه‌ها رو می‌دیدم

00:19:09.230 --> 00:19:13.690
‫از سر تا پا لباسای رالف لورن پوشیده بودن

00:19:13.770 --> 00:19:17.230
‫و با خودم می‌گفتم، «این بچه‌ها تو دبیرستانن

00:19:17.320 --> 00:19:19.110
‫هم‌سن خودمن،

00:19:19.190 --> 00:19:21.780
‫و از خودم می‌پرسیدم این لباسا رو از کجا میارن؟»

00:19:21.860 --> 00:19:24.990
‫من کسی رو نمی‌شناختم که بتونه اینا رو بخره

00:19:25.530 --> 00:19:27.740
‫ازشون می‌پرسیدم «این‌ها رو از کجا آوردین؟»

00:19:27.870 --> 00:19:28.950
‫دزدی بودن

00:19:30.410 --> 00:19:31.750
‫نمی‌خوام ازش تعریف کنم،

00:19:31.830 --> 00:19:34.920
‫ولی لو لایفز به خاطر دزدی‌های دسته‌جمعی معروف بود

00:19:36.300 --> 00:19:40.260
‫یعنی همینطوری میری تو مغازه، هر
‫چی می‌تونی برمی‌داری و فرار می‌کنی

00:19:40.340 --> 00:19:42.430
‫رفیق، شاید کاپشن قرمز داشته باشن

00:19:42.510 --> 00:19:44.340
‫هر رنگ دیگه‌ای که هست رو دارن

00:19:45.430 --> 00:19:47.060
‫تو یکی از همین دزدی‌ها،

00:19:47.140 --> 00:19:50.180
‫رفتیم تو فروشگاه و دیدیم

00:19:51.100 --> 00:19:54.980
‫که یه عالمه حوله پولو با رنگای مختلف دارن

00:19:55.650 --> 00:19:59.070
‫هیچ نگهبانی نبود و درست کنار در خروجی بودن

00:20:01.360 --> 00:20:04.320
‫یه نگاه سریع به دور و بر کردیم و در عرض چند ثانیه...

00:20:04.410 --> 00:20:07.080
‫همه حوله‌ها رو جمع کردیم

00:20:07.160 --> 00:20:10.290
‫مردم داشتن حوله‌ها رو می‌نداختن،
‫کارآگاه‌ها داد می‌زدن: «وایسا وایسا.»

00:20:10.370 --> 00:20:15.710
‫یادمه داشتم می‌دویدم، یه بلوک که
‫رفتم، سه تا قهرمان دنبال من بودن

00:20:15.790 --> 00:20:19.800
‫هر چی بیشتر می‌دویدم،
‫قهرمانای بیشتری دنبال من بودن،

00:20:20.380 --> 00:20:24.430
‫و ما همون بعد از ظهر ترفتیمو
‫پیست اسکیت امپایر

00:20:29.140 --> 00:20:31.930
‫ مردم نمی‌تونستن باور کنن

00:20:32.100 --> 00:20:34.690
‫که ما با حوله‌های واقعی اومده بودیم تو پیست اسکیت

00:20:35.270 --> 00:20:38.570
‫و ما اونقدر حوله داشتیم
‫که وقتی وارد پیست شدیم،

00:20:38.650 --> 00:20:40.070
‫همه رو پوشوندیم

00:20:42.320 --> 00:20:43.740
‫صحنه‌ی عجیبی بود

00:20:44.610 --> 00:20:47.490
‫نمی‌خوام تشویق کنم یا بزرگش کنم،

00:20:47.570 --> 00:20:52.450
‫ولی راستش این یکی از خاطره‌انگیزترین روزای لو لایفز بود

00:20:53.790 --> 00:20:56.580
‫هیچ مغازه‌ای امن نبود، هیچ دختری در امان نبود،

00:20:56.670 --> 00:20:58.590
‫چون ما دنبال دخترا بودیم،

00:20:58.670 --> 00:21:01.710
‫یا بهتره بگم، دخترا دنبال ما بودن

00:21:01.800 --> 00:21:06.130
‫اونا واقعاً دنبالت راه می‌افتادن
‫نذار زبونم لال زنم اینو بشنوه.

00:21:06.680 --> 00:21:10.600
‫یعنی ما تو محله، پولو رو لباس رسمی کردیم

00:21:10.680 --> 00:21:13.430
‫ما اون رو تبدیل کردیم به یه چیز مقدس

00:21:13.520 --> 00:21:16.060
‫که مردم براش زندگی‌شون رو وقف می‌کردن

00:21:16.140 --> 00:21:18.440
‫فقط به خاطر این یه برند

00:21:20.270 --> 00:21:23.110
‫مردم بهش جواب دادن و من دقیقاً نمی‌دونم

00:21:23.190 --> 00:21:26.240
‫چی ازش درمیارن، شاید همون
‫رویایی که من دارم رو می‌بینن

00:21:26.320 --> 00:21:29.160
‫و این یه سبک زندگیه که می‌خوان
‫برای خودشون داشته باشن

00:21:29.240 --> 00:21:32.200
‫و اینجوری می‌خوان به نظر برسن.
‫می‌گفتن، «رالف، از کجا می‌دونستی؟»

00:21:35.500 --> 00:21:39.840
‫رؤیای آمریکایی یا بهتره بگم، ظاهر آمریکایی،

00:21:39.920 --> 00:21:41.250
‫گنگستره

00:21:42.550 --> 00:21:43.960
‫این راه و رسم آمریکاست

00:21:45.670 --> 00:21:49.390
‫جامعه سیاه‌پوستان، ما استایل داریم. همینه که هست

00:21:49.970 --> 00:21:51.140
‫ما استایل داریم

00:21:52.350 --> 00:21:56.690
‫اینجوریه که، می‌دونی، یه جامعه‌ای میاد

00:21:56.770 --> 00:21:59.440
‫از آدمایی که این استایل رو دارن

00:21:59.520 --> 00:22:04.900
‫و شاید همین باعث شد طراح‌ها
‫به خیابون‌ها بیشتر توجه کنن

00:22:05.690 --> 00:22:07.360
‫ یکی از چیزای این کار اینه که

00:22:07.450 --> 00:22:09.740
‫نمی‌تونی به گذشته نگاه کنی

00:22:10.320 --> 00:22:12.030
‫باید به جلو حرکت کنی

00:22:12.120 --> 00:22:14.330
‫و مطمئن شی که اون صدایی که بیرون هست رو می‌شنوی

00:22:14.410 --> 00:22:16.290
‫و آماده‌ای که اونو تغییر بدی

00:22:17.250 --> 00:22:21.080
‫اون لحظه‌ای بود که مدل جوون
‫شگفت‌انگیز، تایسون بک‌فورد،

00:22:21.170 --> 00:22:23.170
‫به دامن رالف اُفتاد

00:22:23.250 --> 00:22:26.590
‫من یه جورایی، مثل یه
‫بچه خیابونی از برانکس بودم

00:22:26.670 --> 00:22:29.510
‫من به خاطر برادر مرحومم پاتریک، وارد مدلینگ شدم

00:22:29.970 --> 00:22:33.390
‫یه بار برای مجله هیپ‌هاپ
‫سورس عکس‌برداری کردم

00:22:33.470 --> 00:22:37.390
‫یادم میاد که نشونش دادم و اون
‫از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت،

00:22:37.480 --> 00:22:40.810
‫عملاً بهم گفت، «از تو خیابون بیا بیرون

00:22:40.900 --> 00:22:44.570
‫و برو بازیگر شو، مدل شو،
‫هر چی که می‌خوای بشو»

00:22:45.030 --> 00:22:49.700
‫و یادمه یه تماس گرفتم، مثلاً

00:22:49.780 --> 00:22:53.080
‫شاید، مثلاً، ساعت ۳ صبح
‫که اون رو به قتل رسونده بودن

00:22:56.040 --> 00:22:58.960
‫کلاً ذهنم بگا بود، می‌دونی،

00:22:59.040 --> 00:23:03.920
‫و رفتم تو مترو که برم
‫اونایی که کشتنش رو بکشم

00:23:04.500 --> 00:23:06.590
‫می‌دونی، من... من دارم اسلحه‌ام رو آماده می‌کنم

00:23:08.670 --> 00:23:13.050
‫و یاد حرفاش اُفتادم، انگار که کنارم وایساده باشه

00:23:18.180 --> 00:23:21.100
‫یه دفعه متوجه شدم که این
‫دیگه اون زندگی نیست، می‌دونی؟

00:23:22.900 --> 00:23:24.770
‫و اساساً زندگی منو تغییر داد

00:23:26.570 --> 00:23:29.990
‫از کارای بد کردن

00:23:30.070 --> 00:23:33.030
‫به این سمت رفتم که بخوام برم به تست‌ها و انتخاب‌ها

00:23:35.030 --> 00:23:38.500
‫یه روز، یه تماس برای تست رالف لورن داشتیم

00:23:38.580 --> 00:23:41.120
‫سعی کردم خیلی هیجان‌زده نشم،

00:23:41.210 --> 00:23:43.960
‫ولی ازم خواستن چندتا
‫عکس فوری بدون پیراهن بگیرم

00:23:44.880 --> 00:23:48.590
‫مثل دو تا دختر دبیرستانی ذوق
‫می‌کردن و می‌خندیدن و می‌گفتن:

00:23:48.670 --> 00:23:51.340
‫«باشه، مرسی. می‌ریم با رالف حرف بزنیم»

00:23:51.430 --> 00:23:53.550
‫اصلاً فکر نمی‌کردم منظورشون همون رالف باشه

00:23:55.680 --> 00:23:57.390
‫- بذار اینا رو بچینم.
‫- عالیه

00:23:58.680 --> 00:24:03.520
‫می‌دونی، تقریباً ۲۰، ۳۰ دقیقه از تست بیرون اومده بودم،

00:24:03.600 --> 00:24:07.570
‫گوشیم زنگ خورد و اون طرف خط ایجنتم بود و گفت:

00:24:07.650 --> 00:24:11.320
‫«خدای من! قبول شدی!» گفتم: «چی؟

00:24:11.400 --> 00:24:13.610
‫جایی که همین الان ازش اومدم؟ نه بابا»

00:24:20.410 --> 00:24:23.040
‫بعد از اینکه تبلیغات پولو اومد بیرون،

00:24:23.580 --> 00:24:25.830
‫یکدفعه، من شدم چهره برند؟

00:24:29.590 --> 00:24:33.130
‫اون روز، همون لحظه، زندگیم تغییر کرد

00:24:33.630 --> 00:24:37.550
‫از اون روز به بعد مردم خیلی
‫متفاوت به من نگاه می‌کردن

00:24:35.700 --> 00:24:38.980
‫[میسا هیلتون]
‫[استایلیست]

00:24:37.680 --> 00:24:41.480
‫برای ما به عنوان سیاه‌پوست‌های خلاق تو مد،

00:24:41.560 --> 00:24:43.980
‫اون یه لحظه سرنوشت‌ساز بود

00:24:44.060 --> 00:24:46.940
‫وقتی شما تایسون بک‌فورد رو
‫می‌بینی، فقط مدل رو می‌بینی،

00:24:47.020 --> 00:24:48.570
‫یه مرد سیاه‌پوست خوشتیپ

00:24:48.650 --> 00:24:51.230
‫خیلی جذاب و خوشتیپ

00:24:51.320 --> 00:24:54.740
‫و برای رالف لورن عالی بود،

00:24:54.820 --> 00:24:56.360
‫یعنی واقعاً اون لباس‌ها رو می‌فروخت

00:24:56.950 --> 00:24:58.580
‫ تایسون، دیوونه‌وار‌ نیست؟

00:24:59.160 --> 00:25:00.950
‫ من رو به فروشگاه‌ها فرستادن،

00:25:01.040 --> 00:25:04.040
‫که اصلاً، اصلاً قبلش سابقه نداشت

00:25:10.050 --> 00:25:13.260
‫حتی به یه فروشگاه توی سنگاپور رفتم

00:25:13.510 --> 00:25:17.010
‫تا جایی که چشم کار می‌کرد،
‫فقط دخترای جیغ‌جیغو بودن

00:25:17.090 --> 00:25:19.390
‫و چند تا مرد هم بودن

00:25:19.470 --> 00:25:21.100
‫- نظرت راجع به تایسون چیه؟
‫- زیباست!

00:25:21.180 --> 00:25:22.640
‫فوق‌العاده!

00:25:22.720 --> 00:25:24.100
‫عکس خوبی افتاد، تایسون!

00:25:28.440 --> 00:25:31.690
‫من وقتی که تبلیغات
‫تایسون رو دیدم زندان بودم

00:25:31.780 --> 00:25:32.940
‫پشمامون ریخته بود

00:25:33.530 --> 00:25:34.900
‫یعنی: «نگاه کن این یارو رو.»

00:25:34.990 --> 00:25:37.030
‫خیلی چیزا رو می‌گفت، می‌دونی

00:25:37.110 --> 00:25:40.240
‫یعنی، «باشه، یکی از خودمونه
‫که اون بالاست و داره کارش رو می‌کنه»

00:25:40.350 --> 00:25:43.560
‫هر وقت می‌دیدمش، می‌گفتم: «تو واقعاً می‌فهمی؟

00:25:43.620 --> 00:25:46.920
‫تو معروف‌ترینی. همیشه پشت اسم ما میگن «سیاه»
‫[تایرا بنکس]
‫[مدل]

00:25:47.000 --> 00:25:48.420
‫ربطی به رنگ نداره،

00:25:48.500 --> 00:25:52.210
‫تو معروف‌ترین مدل مرد همه دوران‌ها هستی»

00:25:53.130 --> 00:25:55.550
‫و من فقط یادمه که بهش خیلی افتخار می‌کردم

00:25:55.630 --> 00:25:57.430
‫به نظر می‌رسه که جذاب‌ترین مردی،

00:25:57.510 --> 00:25:59.220
‫- یعنی همه جا می‌بینمت.
‫-اوهوم

00:25:59.300 --> 00:26:02.560
‫من تو آوریل به دنیا اومدم، این
‫عکس... وایسا، این عکس اینجا،

00:26:02.640 --> 00:26:05.350
‫صبر کن، اوه، وای، انگار آب خیلی سرد بود

00:26:05.430 --> 00:26:07.190
‫نه! خیلی هم گرم بود

00:26:12.020 --> 00:26:13.360
‫خیلی عجیب بودش

00:26:13.440 --> 00:26:16.570
‫و بعد زنی به اسم نائومی کمبل اومد

00:26:16.650 --> 00:26:19.070
‫توی اون دوره دهه نود،
‫[نائومی کمبل]
‫[مدل]

00:26:19.160 --> 00:26:22.450
‫برای خیلی‌ها شوی لباس می‌رفتم،

00:26:22.580 --> 00:26:26.330
‫ولی وقتی بحث تبلیغات میشد، حتی
‫بهش فکر هم نمی‌کردن و این درد داشت

00:26:26.410 --> 00:26:28.620
‫فقط می‌گفتم: «چرا نه؟»

00:26:28.710 --> 00:26:31.670
‫ولی رالف واقعاً یه جنتلمن فوق‌العاده بود

00:26:31.750 --> 00:26:34.630
‫و به من تو پرو گفت:

00:26:35.460 --> 00:26:37.170
‫«کمپین تبلیغاتی رو بهت میدم»

00:26:37.260 --> 00:26:41.180
‫گفتم: «اصلاً امکان نداره که
‫منو با تایسون بک‌فورد بذاری

00:26:41.260 --> 00:26:44.850
‫کل کمپین تبلیغاتی سیاهه،
‫باورم نمیشه، نمی‌تونم باور کنم»

00:26:44.930 --> 00:26:49.270
‫و واقعاً شوکه شدم که
‫این مرد سر حرفش وایساد

00:26:53.610 --> 00:26:56.610
‫ گفته میشه که این یکی از عکسای مورد علاقه رالفه

00:26:58.280 --> 00:26:59.990
‫اگه یه بار دیگه به دنیا بیام،

00:27:00.070 --> 00:27:03.830
‫نمی‌دونم بتونم کار به این
‫نمادین انجام بدم، می‌دونی؟

00:27:10.500 --> 00:27:13.290
‫ وقتی اون تبلیغات توی مجله وُگ چاپ شد،

00:27:14.170 --> 00:27:19.260
‫همه می‌تونستن ببینن که این
‫یه لحظه خیلی مهم برای...

00:27:19.840 --> 00:27:22.890
‫برای مد بود. نه فقط مد آمریکایی، بلکه کل دنیای مد

00:27:23.930 --> 00:27:29.770
‫تأثیرش قطعاً بازی رو عوض کرد

00:27:31.600 --> 00:27:35.860
‫یعنی وقتی تایسون رو استخدام
‫کرد، خودش یه انقلاب بود

00:27:35.940 --> 00:27:38.690
‫و بعد اینکه ما دو تا رو با هم آورد،

00:27:38.780 --> 00:27:43.280
‫دو تا جامائیکایی قوی توی یه کمپین،

00:27:43.370 --> 00:27:47.540
‫نمی‌دونستم همچین تأثیری می‌ذاره، ولی گذاشت

00:27:48.040 --> 00:27:49.540
‫این موضوع توی کل دنیا پیچید،

00:27:49.620 --> 00:27:52.000
‫می‌دونی، ظرف چند روز،
‫این عکس‌ها همه جا رو گرفت،

00:27:52.080 --> 00:27:55.170
‫چون نفوذ رالف همه جا بود

00:27:57.210 --> 00:28:00.170
‫همه می‌خواستن یه رالف لورن
‫داشته باشن، همه پولو می‌خواستن

00:28:00.260 --> 00:28:03.800
‫یادمه پسرعموهام توی منچستر می‌گفتن،

00:28:03.890 --> 00:28:07.760
‫«لطفاً وقتی از آمریکا میای، برام
‫یه پولو بیار، یه پولو بیار» یعنی...

00:28:08.430 --> 00:28:10.640
‫می‌دونی، بیا روراست باشیم،
‫سیاه‌پوست‌ها استایل دارن،

00:28:10.730 --> 00:28:12.980
‫و وقتی سیاه‌پوست‌ها یه چیزی رو قبول کنن،

00:28:13.060 --> 00:28:15.650
‫می‌دونی، اون دیگه واقعاً استایل شده

00:28:16.560 --> 00:28:22.320
‫و برام جالب بود که می‌دیدم رالف
‫لورن که یه جورایی... اشرافی بود،

00:28:22.400 --> 00:28:24.530
‫می‌دونی، اسب‌سواری و این چیزا،

00:28:25.740 --> 00:28:28.620
‫تبدیل شد به نماد اصالت شهری

00:28:28.720 --> 00:28:32.810
‫فکر کنم این یکی از بزرگترین
‫موفقیت‌های دهه ۹۰ بود

00:28:32.870 --> 00:28:34.330
‫مردم...

00:28:33.270 --> 00:28:36.790
‫[مری جی بلایژ]
‫[موسیقی‌دان]
‫همه جا داشتن از این مد پیروی می‌کردن

00:28:38.840 --> 00:28:43.430
‫می‌دونی، من کلی کاپشن اسکی پوشیدم،
‫ولی خب، ما به روش خودمون انجامش دادیم

00:28:43.510 --> 00:28:48.640
‫یادمه یه عکس از خودم و دیوید توی منچستر هست

00:28:49.220 --> 00:28:51.850
‫که من شلوار ورزشی پوشیده
‫بودم، یه کلاه بیسبال داشتم،

00:28:51.660 --> 00:28:54.010
‫[ویکتوریا بکهام]
‫[طراح]
‫و یه کاپشن پفی رالف لورن تنم بود

00:28:57.310 --> 00:28:59.270
‫و اون عکسیه که بچه‌هام بهش نگاه می‌کنن

00:28:59.360 --> 00:29:02.530
‫و میگن «مامان، تو توی
‫دهه ۹۰ خیلی باحال بودی»

00:29:03.740 --> 00:29:07.200
‫یه اسم برند چقدر ارزش داره؟
‫خب، برند پولوی رالف لورن،

00:29:07.280 --> 00:29:10.410
‫حدود ۷۶۷ میلیون دلار ارزش داره

00:29:12.920 --> 00:29:15.560
‫[سال ۱۹۹۲]

00:29:15.580 --> 00:29:18.500
‫ و اوهایو ۱۴۴ رأی داد

00:29:18.590 --> 00:29:21.300
‫به رئیس‌جمهور بعدی ایالات متحده،

00:29:21.840 --> 00:29:24.630
‫بیل کلینتون!

00:29:24.720 --> 00:29:26.760
‫چیزی که حیرت‌انگیز بود این بود که

00:29:26.840 --> 00:29:30.180
‫فقط توی خیابون‌ها نبود که مد داشت تغییر می‌کرد

00:29:31.720 --> 00:29:33.810
‫ کلینتون‌ها اومدن توی کشور

00:29:33.890 --> 00:29:35.940
‫مثل یه نفس عمیق تازه

00:29:37.060 --> 00:29:39.110
‫البته فقط یه رئیس‌جمهور جدید نبود،

00:29:39.610 --> 00:29:41.610
‫یه زوج ریاست جمهوری جدید بود

00:29:43.440 --> 00:29:46.990
‫یه دوره باورنکردنی و خیلی معنادار بود

00:29:47.070 --> 00:29:50.280
‫شوهرم به قول معروف «اولین
‫رئیس‌جمهور نسل انفجار جمعیت» بود،
‫[هیلاری کلینتون]
‫[بانوی اول، ۱۹۹۲ - ۲۰۰۱]

00:29:50.370 --> 00:29:54.290
‫من هم به اصطلاح «اولین بانوی اول
‫حرفه‌ای» بودم، هر چی که معنیش باشه

00:29:56.000 --> 00:29:58.710
‫طرز زندگی ما، ظاهر ما

00:29:59.210 --> 00:30:03.210
‫موضوع جذابی توی کل دنیا بود، می‌دونی

00:30:03.300 --> 00:30:06.220
‫هیچ‌وقت از خواب بیدار می‌شی و میگی
‫«واو، من دارم توی کاخ سفید زندگی می‌کنم؟»

00:30:06.300 --> 00:30:08.180
‫می‌دونی، بعضی وقت‌ها
‫هنوزم خودمو نیشگون می‌گیرم

00:30:09.720 --> 00:30:14.600
‫ولی باید اعتراف کنم، هیچ‌وقت
‫توجه زیادی به مد یا لباس نداشتم

00:30:15.310 --> 00:30:18.060
‫چیزی نبود که طبیعتاً برام مهم باشه

00:30:20.730 --> 00:30:26.530
‫و به همین خاطر، چند تا از دوستام
‫دانا رو آوردن که بهم راهنمایی بده

00:30:26.600 --> 00:30:29.450
‫خیلی غافلگیر شدم، خوشحال بودم
‫[دانا کرن]
‫[طراح]

00:30:29.530 --> 00:30:32.780
‫گمونم کار‌ها رو به روش معمول انجام نمی‌دادم،

00:30:32.870 --> 00:30:35.290
‫و فکر کردم این خیلی باحال میشه

00:30:35.370 --> 00:30:37.580
‫ دانا کرن فوق‌العاده بود

00:30:37.660 --> 00:30:41.210
‫برندش دی‌کی‌ان‌وای خیلی بزرگ بود

00:30:41.290 --> 00:30:43.170
‫همه جا بود

00:30:44.340 --> 00:30:45.920
‫باورم نمیشه

00:30:46.010 --> 00:30:48.720
‫ بزرگترین خانه مد که توی دهه گذشته ظهور کرده...

00:30:48.800 --> 00:30:49.840
‫صبح بخیر همگی

00:30:50.930 --> 00:30:55.600
‫شرکتش در سال ۱۹۹۲،
‫۲۷۵ میلیون دلار درآمد داشت

00:30:55.680 --> 00:30:59.600
‫دانا کرن واقعاً نماد زن شاغل آمریکایی شده

00:31:00.310 --> 00:31:04.400
‫اون خودش همون زنه، اون زن
‫رو دوست داره، مشتریش رو می‌فهمه

00:31:04.420 --> 00:31:07.270
‫[در دنیای مد نام او همتراز با
‫کلویل کلاین و رالف لورن بود]

00:31:07.530 --> 00:31:11.570
‫دانا یه کمد لباس جمع کرده بود

00:31:11.660 --> 00:31:14.950
‫که خیلی مدرن بود، کاملاً به روز

00:31:14.980 --> 00:31:16.110
‫[...طراحی برای زن شاغل...]

00:31:16.330 --> 00:31:21.540
‫اون لباس‌های قشنگی داشت که باعث می‌شد
‫زن‌ها احساس خفن بودن و سکسی بودن بکنن

00:31:23.000 --> 00:31:29.010
‫دانا کرن واقعاً یه اسطوره‌ست،
‫می‌دونی، یه کارآفرین زن نابغه

00:31:29.090 --> 00:31:31.180
‫اون یه مادر بود، یه همسر بود

00:31:31.260 --> 00:31:35.140
‫درباره شوهرش حرف می‌زد،
‫درباره دخترش گبی حرف می‌زد

00:31:35.720 --> 00:31:39.640
‫گبی، تو لباس‌ها رو نپوشیدی!
‫به خاطر این یکی تو دردسر می‌افتی

00:31:39.730 --> 00:31:42.150
‫باحال بود، متفاوت بود، می‌دونی

00:31:42.230 --> 00:31:46.400
‫مثل این نبود که یکی فقط سعی
‫کنه خودشو جای پسرها جا بزنه

00:31:46.480 --> 00:31:48.320
‫اون کاملاً یه زن بود

00:31:49.030 --> 00:31:50.700
‫می‌دونی، اون روزها،

00:31:50.780 --> 00:31:54.660
‫واقعاً درباره این بود که خودم رو به عنوان یه زن بفهمم

00:31:54.740 --> 00:31:57.950
‫و اون یه زن قوی بود، یه زن قدرت‌مند،

00:31:58.040 --> 00:31:59.620
‫این همون کسی بود که من باهاش حرف می‌زدم

00:31:59.700 --> 00:32:03.250
‫زن‌هایی که همیشه در حال رفت و
‫آمدن، زن‌هایی که دائماً مشغول بودن،

00:32:03.330 --> 00:32:06.750
‫می‌دونی، از صبح تا شب کار‌هاشون
‫رو انجام می‌دادن، و هیلاری همین‌طور بود

00:32:06.840 --> 00:32:08.090
‫دانا یه حرفی داره،

00:32:08.170 --> 00:32:11.090
‫«مهم نیست یه زن چند سالشه،
‫شونه‌هاش همیشه خوب به نظر میان»

00:32:11.170 --> 00:32:13.840
‫این قسمت، این هیچ‌وقت چاق نمیشه

00:32:13.930 --> 00:32:16.680
‫بقیه بدن برام مهم نیست،
‫این قسمت هیچ‌وقت چاق نمیشه

00:32:17.180 --> 00:32:20.060
‫پس، اون خیلی طرفدار
‫لباس‌های یقه باز بود

00:32:20.140 --> 00:32:21.350
‫یه ایده عالی داشتم

00:32:21.480 --> 00:32:24.400
‫توی روز، یقه اسکی
‫می‌پوشی، بعد کتت رو در میاری،

00:32:24.480 --> 00:32:26.730
‫شونه‌هات لخت میشن و یه
‫ظاهر سکسی پیدا می‌کنی،

00:32:26.810 --> 00:32:28.150
‫آماده‌ای که از روز به شب بری
‫پوشیدمش و عاشقش شدم

00:32:30.650 --> 00:32:34.300
‫فکر کردم خیلی باهوشانه‌ست. یعنی...
‫هیچ‌وقت چیزی شبیهش ندیده بودم

00:32:34.500 --> 00:32:39.950
‫و خب، یکی از اولین
‫شام‌های ما توی کاخ سفید بود

00:32:40.950 --> 00:32:42.120
‫و من پوشیدمش

00:32:44.120 --> 00:32:45.920
‫ببین چقدر توش خوشگل شده بود

00:32:47.340 --> 00:32:48.750
‫خیلی زیباست

00:32:50.420 --> 00:32:52.510
‫ ما فقط داشتیم با جریان پیش می‌رفتیم

00:32:52.590 --> 00:32:54.550
‫هیجان‌انگیز بود، خوش می‌گذشت

00:32:54.630 --> 00:32:57.220
‫یه لباس یقه باز بپوش، خوش بگذرون

00:32:57.300 --> 00:33:00.350
‫یهو دیدم رفتم روی جلد نیویورک تایمز

00:33:01.600 --> 00:33:03.520
‫فکر کنم یه حرفی زد

00:33:05.310 --> 00:33:09.190
‫هیلاری کلینتون واقعاً ایده اینکه یه بانوی اول

00:33:09.270 --> 00:33:10.480
‫باید چطور باشه رو زیر و رو کرد

00:33:10.570 --> 00:33:14.530
‫ما با خانواده بوش زندگی کرده بودیم

00:33:14.610 --> 00:33:17.620
‫و قبل از اون، می‌دونی، ریگان‌ها رو داشتیم

00:33:18.370 --> 00:33:23.250
‫پس، اساساً، برای مدت
‫طولانی، هیچ سبکی وجود نداشت

00:33:24.080 --> 00:33:26.750
‫اینکه یه بانوی اول این‌قدر
‫متفاوت توی کاخ سفید داشته باشیم

00:33:26.830 --> 00:33:29.500
‫حس می‌کردیم داریم وارد یه دوره جدید می‌شیم

00:33:29.590 --> 00:33:34.090
‫و بعد یه شباهتی بود بین چیزی
‫که دانا نمایندگیش رو می‌کرد

00:33:34.170 --> 00:33:36.930
‫و چیزی که بانوی اول نمایندگیش رو می‌کرد،

00:33:37.010 --> 00:33:39.010
‫یعنی، یه ترکیب کامل بود

00:33:39.100 --> 00:33:40.430
‫سلام، حالتون چطوره؟

00:33:40.510 --> 00:33:46.730
‫تیم وُگ مدام می‌اومدن خیابون هفتم
‫شماره ۵۵۰ تا دانا کرن رو ببینن

00:33:46.810 --> 00:33:50.440
‫و حالا، نه فقط برای کلکسیون
‫بلکه برای دی‌کی‌ان‌وای هم هست

00:33:51.020 --> 00:33:54.570
‫ چیزی به اسم بازدید کوتاه وجود
‫نداشت، ساعت‌ها اونجا می‌موندی

00:33:54.650 --> 00:33:58.780
‫مثلاً، جلوت لخت می‌شد،
‫همه لباس‌ها رو امتحان می‌کرد،

00:33:59.530 --> 00:34:02.370
‫ازت می‌پرسید چه حسی داری، چی می‌خوای

00:34:02.450 --> 00:34:04.700
‫همیشه خیلی خوش می‌گذشت

00:34:05.370 --> 00:34:08.960
‫برای اینکه یه زن امروز لباس بخره،
‫فکر می‌کنم اون لباس باید خاص باشه

00:34:09.540 --> 00:34:11.040
‫باید بگن،«منو بخر»

00:34:11.130 --> 00:34:16.380
‫نمی‌تونن بگن، «من فقط یه چیز معمولی‌ام»

00:34:18.010 --> 00:34:19.260
‫این خیلی باحاله

00:34:19.340 --> 00:34:20.930
‫- چیه عزیزم؟
‫- گبی...

00:34:21.010 --> 00:34:24.640
‫می‌خواد فقط یه دقیقه باهات حرف
‫بزنه. می‌تونی... می‌تونی جواب بدی؟

00:34:24.720 --> 00:34:28.270
‫من کارمند شماره یک شرکت دانا کرن هستم
‫[پتی کوهن]
‫[رئیس بازاریابی جهانی، دانا کرن]

00:34:28.350 --> 00:34:32.270
‫زن‌های قدرت‌مند مختلفی
‫همیشه می‌اومدن پیش ما

00:34:32.360 --> 00:34:35.320
‫با گوئینت کار می‌کردیم.
‫همه چیز رو امتحان می‌کرد

00:34:35.400 --> 00:34:39.360
‫لیزا توی راهروها راه می‌رفت
‫و، می‌دونی، مدلینگ می‌کرد

00:34:39.450 --> 00:34:41.410
‫مدونا می‌اومد بالا

00:34:41.490 --> 00:34:44.370
‫و لوردس، دخترش، زیر میز من بازی می‌کرد،

00:34:44.450 --> 00:34:46.660
‫ولی هیلاری واقعاً بهترینشون بود

00:34:46.750 --> 00:34:47.750
‫ببین کی برگشته!

00:34:47.830 --> 00:34:51.500
‫ چون اون خودش بود با شغل خودش

00:34:51.580 --> 00:34:55.510
‫و پشت سر رئیس‌جمهور
‫با لبخند مؤدبانه نمی‌ایستاد

00:34:57.510 --> 00:35:01.470
‫و بنابراین، ما توی وُگ برنامه‌ریزی
‫کردیم تا این رو جشن بگیریم

00:35:03.740 --> 00:35:06.560
‫آنا، آنی لیبوویتز رو فرستاد کاخ سفید

00:35:06.640 --> 00:35:08.270
‫و خیلی هیجان‌انگیز بود

00:35:08.850 --> 00:35:11.810
‫وقتی داشتیم عکس می‌گرفتیم، به
‫باربارا استرایسند گوش می‌دادیم،

00:35:11.900 --> 00:35:15.190
‫این یه راه عالی بود که یه
‫جورایی وارد حال و هوا بشیم

00:35:19.360 --> 00:35:22.320
‫البته من یه لباس دانا کرن پوشیده بودم

00:35:22.910 --> 00:35:23.910
‫ببینش تو رو خدا

00:35:24.410 --> 00:35:26.240
‫اول از همه، یه کم شبیه من به نظر میان

00:35:26.330 --> 00:35:28.330
‫فوق‌العاده خوشگل

00:35:32.580 --> 00:35:36.550
‫به عکس‌های خودت از ۲۵ سال
‫پیش نگاه می‌کنی و میگی، «واو!»

00:35:37.560 --> 00:35:38.670
‫می‌دونی؟

00:35:39.220 --> 00:35:41.340
‫عکس‌ها یه جورایی پر زرق و برق بودن،

00:35:41.430 --> 00:35:44.350
‫یه کم حسی و توجه همه رو جلب می‌کردن

00:35:44.430 --> 00:35:45.810
‫و من از این موضوع خیلی ذوق‌زده بودم

00:35:46.390 --> 00:35:51.480
‫و خلاصه، ما توی وُگ مثل بقیه از واکنش‌ها شوکه شدیم

00:35:51.560 --> 00:35:54.190
‫یهو همه فکر کردن این یه افتضاحه

00:35:54.210 --> 00:35:55.250
‫[ملوسک]
‫[عشوه‌گر]

00:35:56.010 --> 00:35:57.010
‫[اغواگر]
‫[الهه‌ی سکس]

00:35:57.700 --> 00:35:58.460
‫[بی‌حیا]

00:35:58.480 --> 00:36:01.780
‫ اون خودش رو در این سطح در معرض قضاوت قرار داده

00:36:01.860 --> 00:36:05.580
‫همه جا بی‌وقفه درباره‌ش حرف می‌زدن، می‌دونی
‫[سارا جسیکا پارکر]
‫[بازیگر]

00:36:05.990 --> 00:36:09.910
‫به نظر میاد همسر شما، بانوی اول، جنجالی‌ترین بانوی اول باشه،

00:36:10.000 --> 00:36:11.210
‫حداقل توی سیاست مدرن

00:36:12.080 --> 00:36:15.840
‫من مونده بودم، «نمی‌فهمم، چرا باید منفی باشن؟»

00:36:15.920 --> 00:36:17.800
‫«چون خیلی خوشگل به نظر میاد؟»

00:36:17.880 --> 00:36:21.840
‫می‌دونی، وقتی توی کاخ سفیدی،
‫همه چیز یه واکنشی ایجاد می‌کنه،

00:36:21.920 --> 00:36:27.310
‫چون یه... یه لحظه بزرگ تغییر فرهنگی بود

00:36:29.680 --> 00:36:32.060
‫می‌دونی، خیلی خنده‌داره
‫چون بعد از اون عکاسی

00:36:32.140 --> 00:36:36.770
‫و همه خبرهایی که ایجاد کرد،
‫معلومه، بوم، حسابی ترکوند

00:36:38.020 --> 00:36:39.940
‫ هیچ اسم بزرگی توی دنیای مد نیست

00:36:40.030 --> 00:36:41.820
‫که اینجا توی خیابون باند نماینده نداشته باشه

00:36:41.900 --> 00:36:43.910
‫و دانا کران هم اومده اینجا

00:36:43.990 --> 00:36:46.570
‫دانا کر-ان نیستش، دانا کرن‌ـه

00:36:46.660 --> 00:36:48.330
‫ما داشتیم مدام رشد می‌کردیم،
‫رشد می‌کردیم، رشد می‌کردیم

00:36:48.410 --> 00:36:51.000
‫همه جا فروشگاه افتتاح می‌شد، همه جا

00:36:51.830 --> 00:36:54.420
‫جنوب شرق آسیا، سنگاپور، لندن

00:36:57.380 --> 00:37:00.630
‫می‌دونم یه جایی از چین
‫بودیم ولی یادم نمیاد کدوم قسمت

00:37:00.710 --> 00:37:03.720
‫آخرش ۹۷ تا فروشگاه توی خاورمیانه داشتیم

00:37:03.800 --> 00:37:05.930
‫یادمه توی هنگ کنگ بودیم

00:37:06.010 --> 00:37:09.350
‫و اون می‌گفت، «به اسرائیل زنگ بزن.»
‫من می‌گفتم، «شماره‌شون رو داری؟»

00:37:09.430 --> 00:37:12.810
‫یعنی، اون... ما باید
‫یه ریئلتی شو می‌شدیم

00:37:14.440 --> 00:37:19.070
‫فکر می‌کنم بین طراحی یه کلکسیون

00:37:19.150 --> 00:37:21.150
‫و طراحی یه برند فرق هست

00:37:21.730 --> 00:37:24.280
‫کلوین، رالف، دونا،

00:37:24.360 --> 00:37:28.820
‫هر کدوم از ما، از ته دل، برند رو طراحی کردیم،

00:37:29.330 --> 00:37:32.910
‫چون موضوع فقط لباس نیست، موضوع زندگیه

00:37:33.000 --> 00:37:35.210
‫من فقط داشتم نقطه‌ها رو به هم وصل می‌کردم

00:37:40.090 --> 00:37:41.750
‫ اون موقع، به نظر همه ما می‌اومد

00:37:41.840 --> 00:37:45.840
‫که کلوین، رالف و دانا دنیا رو اداره می‌کنن

00:37:45.930 --> 00:37:47.680
‫بازاریابی‌شون عالیه

00:37:47.760 --> 00:37:51.810
‫یعنی، فکر می‌کنم کمپین‌های
‫تبلیغاتی این سه تا طراح فوق‌العاده‌ست

00:37:54.020 --> 00:37:58.600
‫برای همه ما که عاشق مد و
‫خلاقیت بودیم، خیلی هیجان‌انگیز بود

00:38:00.400 --> 00:38:01.980
‫همه می‌شناختنشون

00:38:02.070 --> 00:38:05.570
‫یعنی، اولین باری بود که طراح‌ها
‫مثل ستاره‌های راک شده بودن

00:38:05.700 --> 00:38:12.660
‫رالف، کلوین و دانا، همه تونستن تخیلات مختلف

00:38:12.740 --> 00:38:16.540
‫گروه‌های مختلف جامعه رو جذب کنن

00:38:16.620 --> 00:38:19.670
‫و بعد، همونطور که توی فرهنگ آمریکایی معموله،

00:38:19.750 --> 00:38:23.590
‫مطمئناً بعدش، یه جورایی به بقیه دنیا هم سرایت کرد

00:38:25.320 --> 00:38:27.570
‫[میلان]

00:38:27.590 --> 00:38:32.810
‫اون موقع بود که یه آمریکایی دیگه
‫سعی کرد تاج و تختشون رو تصاحب کنه

00:38:34.680 --> 00:38:36.060
‫ تام فورد وارد می‌شود

00:38:36.140 --> 00:38:38.940
‫وُگ میگه طراح جدید گوچی، تام فورد، جذابه

00:38:39.020 --> 00:38:42.230
‫با ترکیب شور و نشاط
‫آمریکایی و صنعتگری ایتالیایی،

00:38:42.320 --> 00:38:45.780
‫تام برند گوچی رو دوباره به خط مقدم شیک بودن برگردوند

00:38:45.860 --> 00:38:48.400
‫من آمریکایی بودم ولی توی ایتالیا زندگی می‌کردم،

00:38:48.180 --> 00:38:51.260
‫[تام فورد]
‫[طراح]
‫و برای یه برند تاریخی، گوچی، طراحی می‌کردم

00:38:54.160 --> 00:38:56.830
‫ما همیشه عاشق این
‫بودیم که بریم تام رو ببینیم

00:38:56.910 --> 00:39:00.080
‫می‌دونی، قلب آنا وقتی مشکی می‌بینه تندتر می‌زنه...

00:39:00.210 --> 00:39:01.790
‫مشکی پرفروش‌ترین رنگ ماست

00:39:01.880 --> 00:39:03.500
‫توی همه چیز، هر فصل، همیشه

00:39:03.590 --> 00:39:06.840
‫- حتی توی بهار و تابستون هم؟
‫- قطعاً. توی کیف، کفش، لباس،

00:39:06.920 --> 00:39:09.430
‫- مشکی پرفروش‌ترین رنگمونه.
‫- خوشمان آمد

00:39:10.010 --> 00:39:12.010
‫اون قبلاً گوچی رو نجات داده بود،

00:39:12.140 --> 00:39:18.140
‫ولی حالا می‌شد دید چقدر مصمم بود
‫که همه چیز رو به سطح بعدی ببره

00:39:18.230 --> 00:39:20.940
‫و با برندهای آمریکایی رقابت کنه

00:39:23.270 --> 00:39:26.070
‫نذار مردم بهت بگن چی می‌خوان،

00:39:26.150 --> 00:39:28.990
‫تو بهشون بگو چی می‌خوان

00:39:30.280 --> 00:39:33.870
‫و بعد وقتی می‌بیننش، اولین
‫واکنششون ممکنه «اوه»،

00:39:33.950 --> 00:39:37.910
‫و بعد، «واو، اوه، عاشقشم»

00:39:38.000 --> 00:39:43.210
‫تام یه دید کامل داشت از
‫اینکه گوچی باید چی باشه

00:39:43.290 --> 00:39:45.880
‫و پشت سر هم کلکسیون می‌ساخت،

00:39:45.960 --> 00:39:49.300
‫و نمایش‌هاش واقعاً حیرت‌انگیز بودن

00:39:49.380 --> 00:39:50.930
‫هیچ‌وقت از تعجب کردن دست نمی‌کشم

00:39:51.010 --> 00:39:54.930
‫که این جمعیت مد چه باغ‌وحش
‫دیوونه‌ای می‌تونن باشن،

00:39:55.010 --> 00:39:58.970
‫ولی، می‌دونی، کی می‌تونه
‫سرزنششون کنه؟ این نمایش برای گوچیه!

00:40:00.560 --> 00:40:05.020
‫کل ارزش برند به موفقیت
‫کلکسیون زنانه بستگی داره

00:40:06.730 --> 00:40:09.650
‫می‌دونی، همه تو رو با مد زنانه قضاوت می‌کنن

00:40:10.690 --> 00:40:12.450
‫وای خدا، خیلی هیجان‌انگیز بود

00:40:17.910 --> 00:40:19.910
‫هر فصل سکسی‌تر

00:40:20.000 --> 00:40:21.660
‫و جسورتر می‌شد

00:40:21.750 --> 00:40:24.750
‫اون فقط تا جایی که می‌تونست پیش می‌رفت
‫[گریس گودینگتون]
‫[سردبیر وُگ]

00:40:24.830 --> 00:40:26.290
‫یه پد کوچیک جلوشه،

00:40:27.130 --> 00:40:30.760
‫ولی پشتش، هیچی نداری جز یه نخ، عزیزم

00:40:30.840 --> 00:40:35.590
‫شورت جی‌استرینگ واقعاً درباره به چالش
‫کشیدن ایده سکسی بودن بود، خیلی جنجالگر بودش

00:40:35.680 --> 00:40:39.430
‫و هنوز، امیدوارم، تا آخرین
‫حد ممکن شهوت انگیز باشه

00:40:40.100 --> 00:40:43.520
‫و من اونو هم روی یه
‫دختر نشون دادم هم یه پسر

00:40:44.350 --> 00:40:45.650
‫یه مدل عالی داشتم

00:40:45.730 --> 00:40:48.690
‫وقتی برگشت که بره روی سن،

00:40:48.770 --> 00:40:53.740
‫متوجه شدم، وای خدا،
‫یعنی، انگار پیتر خرگوش بود

00:40:53.820 --> 00:40:55.780
‫و برگشتم سمت آرایشگرمون اون موقع

00:40:55.870 --> 00:40:57.450
‫و گفتم،«یه ماشین اصلاح بهم بده،»

00:40:57.530 --> 00:41:01.250
‫و واقعاً از این پسر جوون خواستم خم بشه

00:41:01.330 --> 00:41:04.870
‫و خیلی سریع یه اصلاح
‫زودهنگام مردونه بهش دادم

00:41:04.960 --> 00:41:08.210
‫و اون بلند شد و رفت روی سن

00:41:10.300 --> 00:41:12.420
‫و خیلی جنجالی بود

00:41:12.510 --> 00:41:16.840
‫اونا پسر بودن، به سمتت
‫راه می‌رفتن و بعد برمی‌گشتن

00:41:21.850 --> 00:41:24.890
‫می‌دونی، یه نمایش خیلی سرگرم‌کننده بود

00:41:25.310 --> 00:41:27.900
‫و مردم واقعاً واکنش نشون دادن

00:41:27.980 --> 00:41:30.150
‫دیدن شورت روی سن،

00:41:30.230 --> 00:41:32.530
‫وای خدا، خیلی دیوونه‌کننده بود

00:41:33.360 --> 00:41:36.240
‫من کلی لباس از اون کلکسیون دارم

00:41:36.320 --> 00:41:41.830
‫تام فورد چشم‌های منو به
‫یه ایده کاملاً متفاوت

00:41:41.910 --> 00:41:43.830
‫از، شیک بودن باز کرد

00:41:46.790 --> 00:41:50.040
‫و من اون نمایش رو با یه
‫سری لباس سفید تموم کردم

00:41:52.960 --> 00:41:54.760
‫این لباس‌های باورنکردنی،

00:41:54.840 --> 00:41:56.800
‫سفید، خیلی ساده،

00:41:56.880 --> 00:41:58.180
‫ولی یه برش داشت

00:41:58.260 --> 00:42:00.510
‫که یه شورت جی‌استرینگ رو نشون می‌داد

00:42:00.600 --> 00:42:03.680
‫یا یه چیزی که قرار نبود دیده بشه،

00:42:03.770 --> 00:42:05.560
‫یه جورایی حیرت‌انگیز بودش

00:42:06.230 --> 00:42:08.310
‫این چیزیه که من عاشقشم، عاشق سکسی بودنم

00:42:08.400 --> 00:42:11.940
‫و این یکی از بهترین‌ها بود و واقعیه،
‫[کارلین سرف د دودزل]
‫[سردبیر وُگ]

00:42:12.020 --> 00:42:13.190
‫مردم می‌تونن اینو بپوشن

00:42:16.450 --> 00:42:18.780
‫ جذابیت محضه

00:42:19.740 --> 00:42:21.450
‫و اون لباس سفید، یادمه،

00:42:21.530 --> 00:42:24.450
‫همه دوستام می‌گفتن،
‫«این لباس عروسی ماست»

00:42:28.580 --> 00:42:30.080
‫قدرت‌مند. شهوت انگیز

00:42:30.170 --> 00:42:32.550
‫ولی از همه مهم‌تر خودنما

00:42:32.630 --> 00:42:35.010
‫روی سن مد، تام فورد

00:42:35.090 --> 00:42:37.720
‫اون کلکسیون خیلی قابل
‫پوشیدن بود، خیلی خواستنی،

00:42:37.800 --> 00:42:40.340
‫همه کیف‌هاش رو می‌خواستن،
‫کفش‌هاش رو می‌خواستن و...

00:42:40.430 --> 00:42:41.720
‫دیگه حتی مد هم نبود

00:42:41.800 --> 00:42:44.470
‫یه نمایش تام فورد حالا یه رویداد جهانی بود

00:42:44.560 --> 00:42:48.940
‫یکی از بزرگترین آهنگ‌های آر ‌اند بی
‫اون زمان، «قلبمو نشکن» تونی برکستون،

00:42:49.020 --> 00:42:51.610
‫که مدل اون زمان، تایسون بک‌فورد، هم توش بود،

00:42:52.190 --> 00:42:56.780
‫همش درباره تونی توی اون لباس
‫سفید تام فورد با لوگوی گوچی بود

00:43:05.790 --> 00:43:09.290
‫اون از تریلرش با اون لباس سفید

00:43:09.320 --> 00:43:11.040
‫تام فورد مثل یه فرشته٬ اومد بیرون

00:43:11.130 --> 00:43:15.090
‫انگار که، می‌دونی، روی ما فانی‌ها نزول می‌کنه

00:43:15.170 --> 00:43:16.170
‫خیره‌کننده بود

00:43:18.510 --> 00:43:24.680
‫دیدن تونی برکستون که اون آهنگ
‫رو با اون لباس می‌خونه همه چیز بود

00:43:24.760 --> 00:43:27.220
‫تنها چیزی که می‌دونستم
‫این بود که اون گوچی بود

00:43:30.140 --> 00:43:33.980
‫تو ویدیوی «ماما»، یه شلوار
‫تام فورد گوچی پوشیده بودم،

00:43:34.060 --> 00:43:36.030
‫فکر کنم یه چاک روی شلوار بود،

00:43:36.980 --> 00:43:38.690
‫و یه نیم‌تنه بیکینی کوچیک

00:43:39.570 --> 00:43:43.570
‫برای ویدیویی که قرار بود با
‫مامانم توش باشم خیلی سکسی بود،

00:43:43.660 --> 00:43:46.240
‫که عجیب بود، ولی مهم نبود، چون گوچی بود

00:43:48.000 --> 00:43:49.330
‫ من همیشه عاشق ویکتوریا بودم

00:43:49.410 --> 00:43:52.830
‫چون وقتی بقیه داشتن، می‌دونی، مد خیابونی می‌پوشیدن،

00:43:52.920 --> 00:43:55.540
‫اون فقط تام فورد می‌پوشید، ولی بقیه نمی‌دونستن

00:43:55.630 --> 00:43:57.460
‫پس وقتی همه تو خیابون کارنبی بودن،

00:43:57.550 --> 00:43:59.380
‫ویکتوریا داشت بودجه
‫رو خرج تام فورد می‌کرد

00:43:59.470 --> 00:44:01.220
‫و من می‌گفتم، «آره، خوش بگذره»

00:44:01.300 --> 00:44:03.510
‫یعنی، این دختر منه

00:44:05.100 --> 00:44:07.350
‫ صعود سریع تام فورد در خانه گوچی

00:44:07.430 --> 00:44:09.810
‫یکی از داستان‌های موفقیت بزرگ این دهه بوده،

00:44:09.890 --> 00:44:11.850
‫که سالانه بیش از ۱ میلیارد دلار فروش داشته

00:44:11.940 --> 00:44:15.610
‫گوچی قصد داره در دو سال
‫آینده ۲۰ تا فروشگاه دیگر باز کند،

00:44:15.690 --> 00:44:18.690
‫رشد تو ژاپن و بقیه منطقه آسیا-اقیانوسیه،

00:44:18.780 --> 00:44:21.990
‫از آمریکا و اروپای غربی بیشتره

00:44:22.700 --> 00:44:26.530
‫همه کار‌هاش، یه کم منو یاد کلوین تو روزای اولش می‌نداخت،

00:44:26.620 --> 00:44:29.790
‫چه لباس‌های سفید الهه‌ای یا
‫اون شورت جی‌استرینگ معروف

00:44:29.870 --> 00:44:32.750
‫یا کمپین‌های تبلیغاتی فوق‌العاده‌ای که انجام داد

00:44:32.830 --> 00:44:36.920
‫خیلی جسورانه و بی‌پرده بود،

00:44:37.000 --> 00:44:40.050
‫ولی همیشه به زیبایی کنترل شده بود

00:44:40.130 --> 00:44:41.670
‫می‌دونی، خیلی جسورانه بودن

00:44:43.630 --> 00:44:46.970
‫یه زمانی تو فرهنگ ما بود که هر طراح مدی

00:44:47.050 --> 00:44:49.260
‫اساساً یه کلکسیون پر از لوگو می‌فرستاد بیرون

00:44:49.850 --> 00:44:52.640
‫تقریباً همه لباس‌های من جی، جی، جی، جی، جی بود

00:44:52.730 --> 00:44:55.480
‫فکر کردم، می‌دونی، «این دیگه خیلی زیاده‌روی شده،

00:44:55.560 --> 00:45:01.360
‫«چرا یه مرد رو نشون ندیم که داره
‫رو دوست دخترش لوگو می‌ذاره؟»

00:45:02.780 --> 00:45:05.610
‫یه خانمی تو لُس‌آنجلس بود

00:45:05.740 --> 00:45:08.410
‫که خیلی از مدل‌ها و آدم‌ها می‌رفتن پیشش

00:45:08.490 --> 00:45:11.500
‫که موهای زائدشون رو به هر
‫شکلی که می‌خواستن درمی‌آورد

00:45:11.580 --> 00:45:13.660
‫می‌تونست شبیه پرچم آمریکا درستش کنه،

00:45:13.750 --> 00:45:15.620
‫رنگش می‌کرد، کوتاهش می‌کرد

00:45:15.710 --> 00:45:18.670
‫بعداً تو یه قسمت از «سکس
‫و شهر» ازش استفاده شد

00:45:18.750 --> 00:45:22.170
‫که سامانتا با یه مردی میره بیرون که یه رعد و برق

00:45:22.260 --> 00:45:23.420
‫روی موهای زائدش می‌تراشه

00:45:24.430 --> 00:45:26.010
‫ثتور همین‌طور به تراشیدن ادامه داد

00:45:27.970 --> 00:45:31.140
‫اون فکر می‌کنه، «واو،
‫چه باحال، این کارو کرد»

00:45:31.220 --> 00:45:32.470
‫و میره باشگاه

00:45:32.560 --> 00:45:34.850
‫و یه زن دیگه رو می‌بینه با همون رعد و برق

00:45:41.110 --> 00:45:43.990
‫و می‌فهمه، «وای خدا، اون
‫با این یکی دیگه هم می‌خوابه،

00:45:44.070 --> 00:45:46.740
‫«این کارو برای هر زنی که
‫باهاش می‌خوابه انجام میده»

00:45:46.820 --> 00:45:50.200
‫سامانتا فهمید که رعد و برق
‫واقعاً دو بار به یه جا می‌زنه

00:45:50.280 --> 00:45:53.120
‫پس فکر کردم، «باشه، این
‫عالی میشه، بیاین اینو انجام بدیم»

00:45:53.700 --> 00:45:56.870
‫و یه جی روی موهای زائد یه زن جوون تراشیدم

00:45:58.460 --> 00:45:59.750
‫ اون، اوم...

00:46:02.420 --> 00:46:04.550
‫خب، چی... چطوری باید...

00:46:04.630 --> 00:46:07.470
‫واژن معروف، چی می‌تونم بگم، درسته؟

00:46:07.550 --> 00:46:09.050
‫چی... چی بهش میگن؟

00:46:09.140 --> 00:46:12.350
‫یعنی، وقتی گوچی رو تراشیدن روی...

00:46:12.930 --> 00:46:15.890
‫یعنی، یه عکس محشر بود، محشر

00:46:15.980 --> 00:46:18.940
‫پس این ایده راشیدن برند،

00:46:19.020 --> 00:46:21.860
‫که احتمالاً امروز انجامش نمی‌دادم

00:46:21.940 --> 00:46:25.490
‫امروز، شاید می‌گفتم دختره
‫رو پسره برند بتراشه، نمی‌دونم

00:46:25.570 --> 00:46:29.910
‫ولی اون موقع، به نظر می‌رسید
‫از نظر فرهنگی خیلی قابل فهمه

00:46:34.120 --> 00:46:37.080
‫ وای خدا، وقتی وُگ اون تبلیغ رو چاپ کرد،

00:46:37.160 --> 00:46:38.960
‫یه جنجال حسابی به پا شد

00:46:39.630 --> 00:46:41.290
‫دیلی میل عصبانی شد

00:46:43.710 --> 00:46:45.380
‫ستون‌نویس‌های گاسیپ عصبانی شدن

00:46:47.550 --> 00:46:51.350
‫حتی سازمان استانداردهای تبلیغات هم وارد ماجرا شد

00:46:51.430 --> 00:46:53.930
‫و سعی کرد مجله رو از دکه‌ها جمع کنه

00:46:54.010 --> 00:46:57.770
‫ یعنی، شاید مردم به اندازه امروز محتاط نبودن

00:46:57.850 --> 00:47:00.060
‫تام اینجوری فکر نمی‌کرد

00:47:00.150 --> 00:47:03.440
‫می‌خواست تحریک‌کننده
‫باشه ولی ناراحت‌کننده نباشه

00:47:03.520 --> 00:47:07.070
‫اون... فقط می‌خواست دید رو عوض کنه

00:47:08.740 --> 00:47:12.320
‫اون موقع، صفحه‌ها رو ورق
‫می‌زدی، امروز، اسکرول می‌کنی

00:47:12.910 --> 00:47:16.700
‫چیزی که می‌خوای اینه که
‫یه چیزی چشمت رو بگیره...

00:47:16.790 --> 00:47:17.790
‫و بهش نگاه کنی

00:47:20.540 --> 00:47:23.960
‫و این همیشه تو ساختن یه تصویر مهم بوده،

00:47:24.040 --> 00:47:26.670
‫باید تو رو سر جات میخکوب کنه

00:47:26.760 --> 00:47:29.930
‫خب، اون یکی مردم رو سر جاشون میخکوب کرد،

00:47:30.010 --> 00:47:33.140
‫کلمه گوچی رو خوندن، گوچی رفت تو ذهنشون

00:47:34.680 --> 00:47:36.520
‫و این هدف تبلیغاته

00:47:41.690 --> 00:47:44.900
‫دهه ۹۰ زمانی بود که حرفه من اوج گرفت

00:47:45.900 --> 00:47:48.030
‫یه دهه باورنکردنی بود

00:47:48.110 --> 00:47:51.360
‫درباره جذابیت بود، درباره موسیقی بود،

00:47:51.450 --> 00:47:53.370
‫درباره سوپرمدل‌ها بود

00:47:53.490 --> 00:47:56.950
‫مثل این بود که، «سلام!»

00:47:57.040 --> 00:48:00.620
‫به نظر واقعاً... شادی‌آور می‌اومد

00:48:00.710 --> 00:48:02.710
‫یه دوره خیلی باحال بود

00:48:06.340 --> 00:48:08.840
‫دهه ۹۰ فوق‌العاده بود، همه حضور داشتن

00:48:08.920 --> 00:48:11.970
‫هر نوع موسیقی، هر نوع سبک

00:48:12.050 --> 00:48:16.930
‫مد یهو درباره جوونی شد و نه درباره نظام حاکم

00:48:17.010 --> 00:48:19.390
‫همه هویت خودشون رو داشتن

00:48:19.470 --> 00:48:23.310
‫و همه می‌خواستن فقط کاری
‫رو بکنن که خودشون می‌خوان

00:48:23.980 --> 00:48:26.520
‫معصومیت، جسارت،

00:48:27.190 --> 00:48:28.480
‫بی‌باکی

00:48:28.570 --> 00:48:33.070
‫همه ما یه میل جمعی داشتیم که داستان‌هامون رو بگیم

00:48:33.160 --> 00:48:36.280
‫فکر می‌کنم، می‌دونی،

00:48:36.370 --> 00:48:39.750
‫یه رویکرد «به تخمم» نسبت به مد وجود داشت

00:48:39.830 --> 00:48:43.250
‫می‌دونی، ما همونی بودیم که بودیم
‫و لباس‌هامون این رو نشون می‌داد

00:48:44.080 --> 00:48:47.590
‫اگه فقط خودت باشی، همین
‫کافیه تا دنیا رو عوض کنی

00:48:50.170 --> 00:48:53.930
‫ یه نسل کامل از طراح‌ها
‫بودن که به دنیا نگاه می‌کردن

00:48:54.010 --> 00:48:57.010
‫و دنیا رو به یه شکل متفاوت به ما نشون می‌دادن

00:48:57.890 --> 00:49:00.890
‫یه کم کلیشه‌ای به نظر میاد
‫که بگیم رویاهای بزرگ داشتن

00:49:00.970 --> 00:49:04.390
‫و واقعاً قصد داشتن قوانین رو بشکنن،

00:49:04.480 --> 00:49:06.770
‫ولی تقریباً درسته

00:49:07.560 --> 00:49:11.860
‫آخرش، مثل اینه که بگی،
‫«واو. واقعاً این اتفاق اُفتاد؟»

00:49:11.940 --> 00:49:14.610
‫داری منو وسوسه می‌کنی برگردم به دهه ۹۰!

00:49:15.240 --> 00:49:17.740
‫با وجود همه اینا، خوش گذروندیم

00:49:18.240 --> 00:49:20.200
‫خاص بود. واقعاً دلم براش تنگ شده

00:49:20.290 --> 00:49:22.500
‫فکر می‌کنم یه دوره خیلی آزاد بود

00:49:22.580 --> 00:49:26.420
‫که یعنی خیلی خلاقانه بود، و چقدر عالیه این

00:49:27.040 --> 00:49:34.040
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.