﻿WEBVTT

00:00:03.830 --> 00:00:05.920
‫فاجعه‌ی بزرگی در راه‌ست.

00:00:06.460 --> 00:00:10.290
‫از آن دوری کنید که مظهر تباهی‌ست.

00:00:11.040 --> 00:00:15.630
‫به آن نزدیک نشوید زیرا پیشگوی مرگ است.

00:00:16.750 --> 00:00:18.920
‫ناله‌ی مادر مصیبت به بار می‌آورد.

00:00:19.380 --> 00:00:21.460
‫همانطور که ناله های نومیدی طنین انداز می شوند.

00:00:22.420 --> 00:00:25.540
‫پری که قسم خورده تا ارمغان آورنده‌ی عذاب باشد،

00:00:26.000 --> 00:00:30.130
‫شعله‌ی های سفید سرکش را به وضعیتی وحشتناک در می‌آورد.

00:00:33.170 --> 00:00:34.420
‫برحذر باش.

00:00:34.880 --> 00:00:36.580
‫این ضیافتی فلاکت‌بار است.

00:00:36.600 --> 00:00:41.600
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:43.460 --> 00:00:46.210
‫چی بود....الان دیدم...؟

00:00:46.670 --> 00:00:47.960
‫پیشگویی....

00:00:48.750 --> 00:00:50.130
‫...بود؟

00:00:50.920 --> 00:00:51.790
‫کاساندارا!

00:00:52.130 --> 00:00:53.170
‫بیدار شو!

00:00:54.460 --> 00:00:57.080
‫چـ...چی شده دافنه چان؟

00:00:57.250 --> 00:01:00.290
‫مردم دارن می گن ماجراجوها بیرون شهر به قتل رسیدن!

00:01:00.710 --> 00:01:02.750
‫به قتل رسیدن؟

00:02:37.630 --> 00:02:38.750
‫باورم نمی شه...

00:02:40.130 --> 00:02:41.380
‫بزن کنار!

00:02:44.880 --> 00:02:46.580
‫واقعا یکی کشتش.

00:02:47.460 --> 00:02:49.130
‫پس درش دیگه شکی نیست.

00:02:54.670 --> 00:02:57.380
‫با توجه به زخمش، طرف به قصد کشت زده.

00:02:57.710 --> 00:02:59.250
‫هیولاها اینطوری حمله نمی کنن.

00:02:59.500 --> 00:03:02.710
‫من دیدم که یه نفر با شنل داره از اینجا فرار می کنه!

00:03:03.000 --> 00:03:05.250
‫آره، داشت می رفت سمت طبقات زیرین!

00:03:05.790 --> 00:03:07.790
‫گفتم که! کار تندباد بود!

00:03:08.080 --> 00:03:12.420
‫من دقیقا قیافه‌ی اون الف رو وقتی جزئی از خانواده
‫آستارا بود یادم هست.

00:03:12.420 --> 00:03:14.960
‫اون کسیه که جین رو کشته!

00:03:15.330 --> 00:03:17.830
‫تندباد؟ منظورشون همون تندباده؟

00:03:17.830 --> 00:03:20.080
‫آره، انگار همینطوره.

00:03:20.540 --> 00:03:22.790
‫خیله خب، الان باید چیکار کنیم؟

00:03:22.790 --> 00:03:25.460
‫چیکار بکنیم نکنیم نداریم
‫خیلی هم معلومه بورس!

00:03:25.460 --> 00:03:26.960
‫باید پوستش رو بکنیم!

00:03:26.960 --> 00:03:27.790
‫ها؟

00:03:28.040 --> 00:03:29.750
‫تندباد رو زمین می زنیم!

00:03:29.920 --> 00:03:32.500
‫هیچجوری نمی تونه با کشتن یکی از ما
‫قسر در بره.

00:03:32.750 --> 00:03:33.920
‫گاماس گاماس.

00:03:33.920 --> 00:03:38.000
‫من تا حالا تندباد رو از نزدیک ندیدم
‫ولی نمی خوام جونم رو دو دستی تقدیم هیولای لول چهاری بکنم.

00:03:38.380 --> 00:03:41.000
‫جون حاجیت برای خودش در اولویته.

00:03:41.500 --> 00:03:45.130
‫تندباد همین الانش هم جایزه‌ی
‫بزرگی برای سرش هست دیگه نه؟

00:03:45.130 --> 00:03:48.750
‫آره، اگه اشتباه نکنم نزدیک 80 ملیون والیس بود.

00:03:48.750 --> 00:03:51.460
‫به خط شید اسکلا!
‫می ریم بکشیمش!

00:03:51.790 --> 00:03:55.210
‫سر تندباد رو می زنیم و انتقام خون
‫همرزممون رو می گیریم.

00:03:55.540 --> 00:03:57.170
‫آره!

00:03:57.170 --> 00:03:59.040
‫قشنگ معلومه به خاطر پول نظرش عوض شد...

00:03:59.540 --> 00:04:01.670
‫شهر ماجراجواست دیگه.

00:04:02.040 --> 00:04:05.000
‫هرچقدر هم قوی می خواد باشه،
‫در برابر این تعداد کارش تمومه.

00:04:05.000 --> 00:04:06.710
‫آره! همینو می خوایما!

00:04:06.710 --> 00:04:08.040
‫لـ..لطفا صبر کنید!

00:04:08.500 --> 00:04:11.790
‫نمی تونیم هنوز مطمئن باشیم که تندباد
‫قاتل اصلیه.

00:04:12.330 --> 00:04:13.920
‫چی می گی پاخرگوشی؟

00:04:13.920 --> 00:04:15.380
‫چیزی دیدی؟

00:04:15.790 --> 00:04:17.630
‫نه، منظورم این نیست...

00:04:17.880 --> 00:04:21.880
‫ها!؟ پس می خوای بگی من دروغگوام!؟

00:04:22.290 --> 00:04:24.170
‫نمی گم دروغ می گی...

00:04:24.630 --> 00:04:26.630
‫ولی واقعا مطمئنی که اون بود!؟

00:04:26.830 --> 00:04:28.460
‫معلومه که مطمئنم!

00:04:28.460 --> 00:04:31.130
‫یه بار دیگه سرش باهام بحث کن
‫فکت رو میارم پایین!

00:04:31.380 --> 00:04:32.710
‫من دلیلی دارم!

00:04:33.170 --> 00:04:38.000
‫همه تو این شهر اتفاقاتی رو که
‫بعد از جالوت سیاه افتاد رو یادشون هست دیگه نه؟

00:04:38.250 --> 00:04:40.420
‫معلومه! منم تو اون جنگ بودم!

00:04:40.420 --> 00:04:41.330
‫خو که چی !؟

00:04:41.670 --> 00:04:43.040
‫اونوقتی تندباد..

00:04:43.040 --> 00:04:44.460
‫بسه پسرجون.

00:04:45.210 --> 00:04:46.420
‫عایشه سان...

00:04:46.750 --> 00:04:47.880
‫واقعا که.

00:04:48.040 --> 00:04:50.290
‫از این همه چیزی که می تونید سرش دعوا کنید...

00:04:51.580 --> 00:04:53.880
‫برید بین خودتون سرش دعوا کنید.

00:04:53.880 --> 00:04:55.080
‫بـ..باشه...

00:04:55.750 --> 00:04:59.380
‫پس! کدوم از شما کله خرا می خواد بره شکار!؟

00:04:59.380 --> 00:05:01.250
‫مَنِ مَنِ کله گنده!

00:05:01.540 --> 00:05:02.710
‫عایشه سان!

00:05:03.000 --> 00:05:06.040
‫این آدما واقعا می خوان برن به جنگ ریو سان!

00:05:06.040 --> 00:05:08.210
‫باید نظرشون رو عوض کنم!

00:05:08.210 --> 00:05:09.710
‫معلومه که نمی شه.

00:05:09.960 --> 00:05:12.710
‫اینطوری فقط خودت رو از جامعه طرد می کنی.

00:05:12.710 --> 00:05:13.880
‫ولی بازم!

00:05:13.880 --> 00:05:17.540
‫عایشه ساما درست می گن
‫فعلا باید بریم یه جای دیگه.

00:05:18.080 --> 00:05:21.750
‫اون خوابی که دیدم...
‫به این حادثه مربوط می شه؟

00:05:23.000 --> 00:05:25.460
‫اون الف قاتل در اومد؟

00:05:25.880 --> 00:05:28.580
‫بر اساس برداشت‌های شخصیم از ریو دونو،

00:05:28.920 --> 00:05:31.000
‫برام سخته که باور کنم.

00:05:31.460 --> 00:05:35.460
‫به هر حال، همه‌ی ما شنیدیم
‫بعد از اینکه خانواده‌اش از بین رفت چه اتفاقاتی افتاد.

00:05:35.750 --> 00:05:38.960
‫ظاهرا رفت و مقصرین اون اتفاق رو کشت.

00:05:39.540 --> 00:05:42.000
‫آخر هم رفت تو لیست سیاه

00:05:42.000 --> 00:05:43.080
‫اوکا!

00:05:43.080 --> 00:05:44.170
‫اشتباه برداشت نکن.

00:05:44.630 --> 00:05:48.170
‫منم امیدوارم اشتباهی شده باشه.

00:05:48.460 --> 00:05:51.630
‫شواهد جزئی نشون می دن که کار تندباد بوده.

00:05:52.040 --> 00:05:54.580
‫ولی، چندتا چیز هست که توجه منو جلب کرده.

00:05:54.960 --> 00:05:57.790
‫چند لحظه پیش من و دافنه سان
‫جسد رو آزمایش کردیم.

00:05:58.250 --> 00:06:00.170
‫شما همچین کاریی هم می تونید بکنید؟

00:06:00.710 --> 00:06:03.040
‫من که نمی خواستم صد کیلومتریش نزدیک بشم.

00:06:03.460 --> 00:06:06.710
‫به هرحال چیزی که من فهمیدم
‫تمام برش های عمیق روی دست و پا،

00:06:07.040 --> 00:06:09.670
‫احتمالش خیلی بالاست که توسط تندباد به وجود اومده باشه.

00:06:10.000 --> 00:06:14.170
‫برای فرار نکردنش....تاندونای کل بدنش رو پاره کرد.

00:06:14.750 --> 00:06:16.630
‫شرط می بندم که داشته ازش حرف می کشیده.

00:06:17.000 --> 00:06:19.830
‫آره، زخم‌های کشنده‌اش عجیب بودن.

00:06:20.210 --> 00:06:22.080
‫آبشون باهم تو یه جوب نرفت.

00:06:22.630 --> 00:06:25.080
‫اینقدر ضربه زدن هم زیاده رویه.

00:06:25.580 --> 00:06:28.540
‫احتمالش هست تایکی دیگه پیاز داغش
‫رو زیاد کرده باشه.

00:06:29.880 --> 00:06:31.130
‫چته کاساندارا؟

00:06:31.130 --> 00:06:32.710
‫ها!؟ هیچی.

00:06:32.920 --> 00:06:35.250
‫دافنه چان مثل کارآگاها شدی.

00:06:36.380 --> 00:06:37.710
‫فوق‌العاده‌ست.

00:06:39.270 --> 00:06:40.000
‫خفه شو!

00:06:40.920 --> 00:06:42.170
‫منم...

00:06:42.460 --> 00:06:46.000
‫مطمئنم اون یاور تارک درباره‌ی چیزی که دیده
‫داشت دروغ می گفت.

00:06:46.880 --> 00:06:51.750
‫وقتی اون جالوت سیاه اومد
‫ریو سان واقعا از جون و دل مایه گذاشت.

00:06:54.380 --> 00:06:56.500
‫اگه واقعا درباره‌ی ریو سان می دونه،

00:06:56.500 --> 00:06:58.920
‫پس یه جای کار می لنگه که اون لحظه ندیده باشتش.

00:06:59.080 --> 00:07:01.750
‫راست می گی، حق با توعه.

00:07:02.130 --> 00:07:04.170
‫هی هم داشت همه رو شیر می کرد که،

00:07:04.170 --> 00:07:07.580
‫ما باید تندباد رو بکشیم
‫برای من القا کننده بود.

00:07:07.920 --> 00:07:09.460
‫ولی بیشتر از اون..

00:07:10.000 --> 00:07:12.790
‫من باورم نمی شه ریو سان بیاد همچین کارهای وحشتناکی بکنه.

00:07:13.170 --> 00:07:16.330
‫ممکنه که پاش وسط کار خطرناکی باز شده.

00:07:17.000 --> 00:07:18.790
‫و اگه اینطوری باشه....

00:07:19.040 --> 00:07:20.250
‫نجاتش می دم.

00:07:20.630 --> 00:07:21.710
‫به خاطر همینم من...

00:07:21.710 --> 00:07:22.880
‫نظری دارم.

00:07:23.290 --> 00:07:26.170
‫نظرتون چیه همه‌مون عضو شکارش بشیم؟

00:07:26.170 --> 00:07:26.880
‫ها؟

00:07:27.420 --> 00:07:29.460
‫مـ...ما هم؟

00:07:30.290 --> 00:07:33.460
‫اگه هدف ما اینه که بی گناهی ریو سان رو ثابت کنیم،

00:07:33.750 --> 00:07:39.880
‫پس مهمترین چیز اینه که قبل از بقیه
‫ماجراجوها پیداش کنیم.

00:07:40.080 --> 00:07:43.460
‫که یعنی ما در ظاهر کمک به شکار کردنش می کنیم،

00:07:43.460 --> 00:07:46.080
‫بعد یه اتک می زنیم و قبل از اینکه بقیه برسن
‫پیداش می کنیم؟

00:07:46.580 --> 00:07:47.500
‫بله.

00:07:47.500 --> 00:07:49.080
‫نظرتون چیه، دوستان؟

00:07:49.460 --> 00:07:51.380
‫فکر می کنم که بریم، بل دونو!

00:07:51.580 --> 00:07:53.080
‫منم میام.

00:07:53.460 --> 00:07:57.040
‫یبوستیه برای خودش ولی کاریش نمی شه کرد.

00:07:57.250 --> 00:07:58.460
‫منم.

00:07:58.460 --> 00:08:00.750
‫خب همه که همنظریم، پس آماده بشیم!

00:08:01.130 --> 00:08:02.460
‫اییی...

00:08:02.460 --> 00:08:06.130
‫من واقعا حس بدی نسبت به روند اوضاع دارم...

00:08:07.330 --> 00:08:08.750
‫ممنونم بچه ها!

00:08:09.130 --> 00:08:10.790
‫بریم ریو سان رو پیدا کنیم!

00:08:10.790 --> 00:08:11.580
‫بله!

00:08:22.710 --> 00:08:23.790
‫لیون...

00:08:24.130 --> 00:08:25.880
‫فکر نکنم دیگه برگردی.

00:08:26.380 --> 00:08:28.080
‫قبلا اون خائنین چشات رو کور کرده بودن...

00:08:28.630 --> 00:08:30.920
‫ولی فکر کردم دیگه ازشون گذشتی.

00:08:38.580 --> 00:08:39.710
‫لیون!

00:08:40.630 --> 00:08:41.920
‫گذشته‌ی خونین...

00:08:42.500 --> 00:08:44.210
‫ارتباطت با خانواده‌ی آستریا

00:08:45.080 --> 00:08:47.000
‫همشون در آتش انتقام خواهند سوخت.

00:08:48.040 --> 00:08:49.580
‫دوباره به اون مسیر برمی گردی....

00:08:50.670 --> 00:08:51.630
‫لیون...

00:08:55.920 --> 00:08:58.500
‫نمی تونم اون خواب رو از سرم بیرون کنم.

00:08:59.500 --> 00:09:03.880
‫اگه چیزی تغییر نکنه
‫می ترسم که به واقعیت تبدیل بشه.

00:09:06.000 --> 00:09:09.210
‫نه، باید آروم باشم و منطقی فکر کنم.

00:09:09.880 --> 00:09:11.170
‫شاید هم...

00:09:14.250 --> 00:09:17.380
‫پری که قسم خورده تا ارمغان آورنده‌ی عذاب باشه

00:09:18.960 --> 00:09:21.830
‫نکنه تندباد!؟ اگه باشه...

00:09:22.540 --> 00:09:23.540
‫ولف ساما.

00:09:23.790 --> 00:09:26.460
‫تجهیزات همه رو چک کردید مشکلی نداشت؟

00:09:26.460 --> 00:09:28.750
‫آره، هنوز شمشیر جادویی داریم.

00:09:29.080 --> 00:09:30.250
‫سمت تو همه چی خوبه؟

00:09:30.250 --> 00:09:31.380
‫البته!

00:09:31.710 --> 00:09:36.670
‫نامه رو به دست ماجراجویی رسوندم که داره به سطح برمی گرده.

00:09:37.130 --> 00:09:38.210
‫دوستان!

00:09:38.580 --> 00:09:40.380
‫کاساندارا، وسایلت کجاست؟

00:09:40.380 --> 00:09:41.170
‫ام،....

00:09:41.500 --> 00:09:44.130
‫نمی شه بیخیال بشیم؟

00:09:44.130 --> 00:09:44.960
‫ها؟

00:09:46.790 --> 00:09:47.630
‫چی؟

00:09:47.750 --> 00:09:49.960
‫می دونم که اتفاق وحشتناکی قراره بیافته.

00:09:49.960 --> 00:09:53.000
‫پس از این کار منصرف شید و همینجا بمونیم.

00:09:53.380 --> 00:09:55.630
‫ام، ولی چرا آخه...

00:09:55.630 --> 00:09:59.290
‫نگو که دوباره خواب دیدی و داری بزرگش می کنی.

00:09:59.580 --> 00:10:02.500
‫خب، می دونی درسته...

00:10:02.500 --> 00:10:03.830
‫ولی ایندفعه...

00:10:04.000 --> 00:10:06.420
‫چندبار باید بهت بگم تمومش کنی!

00:10:06.420 --> 00:10:07.540
‫همیشه‌ی همیشه!

00:10:09.040 --> 00:10:10.880
‫باورم نمی کنن....

00:10:11.170 --> 00:10:13.080
‫هیچکی تاحالا باورم نکرده...

00:10:14.000 --> 00:10:15.750
‫ولی شاید اون بکنه!

00:10:15.750 --> 00:10:17.830
‫بـ..بل سان! ام...

00:10:18.250 --> 00:10:19.500
‫منصرف نمی شید؟

00:10:19.500 --> 00:10:20.210
‫ها؟

00:10:22.670 --> 00:10:27.210
‫ببخشید، کاساندارا سان، باید ریو سان رو نجات بدم!

00:10:29.750 --> 00:10:32.500
‫وای، نمی تونم جلوی اینا رو بگیرم.

00:10:32.630 --> 00:10:33.460
‫کاساندارا!

00:10:33.460 --> 00:10:35.080
‫حالتون خوبه!؟

00:10:35.420 --> 00:10:38.880
‫بچه‌ها ببخشید،‌فکر کنم بهتره که نیاد.

00:10:39.130 --> 00:10:42.290
‫خوشم نمیاد، ولی مجبورم اینجا باهاش بمونم...

00:10:42.290 --> 00:10:43.080
‫نه!

00:10:43.080 --> 00:10:43.790
‫ها؟

00:10:43.790 --> 00:10:45.040
‫اصلا راه نداره!

00:10:46.920 --> 00:10:47.960
‫هرچیزی جز این!

00:10:47.960 --> 00:10:49.210
‫نه!

00:10:49.580 --> 00:10:53.580
‫با اینکار....یعنی اینا رو بسپری به دست سرنوشتشون.

00:10:53.920 --> 00:10:55.420
‫نمی تونم همچین کاری کنم!

00:10:55.880 --> 00:10:57.630
‫ببخشید که خواستم منصرفتون کنم.

00:10:57.880 --> 00:11:00.630
‫مشکلی نیست، منم میام.

00:11:03.920 --> 00:11:08.670
‫شاید بتونیم سرنوشت با چیزی که تو خواب من رقم خورده
‫رو عوض کنیم.

00:11:09.500 --> 00:11:10.380
‫من...

00:11:11.040 --> 00:11:13.170
‫باید همه‌شون رو نجات بدم.

00:11:16.130 --> 00:11:21.210
‫خیر سرم یه روز مرخصی گرفتم ولی چه فایده بل کون اینا
‫هیچکدومشون نیستن...

00:11:21.580 --> 00:11:23.250
‫تنهایی بهت سخت گذشته پس.

00:11:23.250 --> 00:11:24.750
‫آره بابا.

00:11:25.040 --> 00:11:28.830
‫بچه های خودت چی میاح
‫دافنه کون و کاساندارا کون؟

00:11:28.830 --> 00:11:30.210
‫نگرانشون نیستی؟

00:11:30.540 --> 00:11:35.580
‫البته که همیشه نگرانشونم
‫ولی باید اینم بگم که تنهایی با نازا بهم بد نمی گذره.

00:11:35.880 --> 00:11:37.710
‫دیگه خیلی وقته همدیگه رو می شناسیم.

00:11:37.920 --> 00:11:39.500
‫به خاطر همین خیلی باهاش راحتم.

00:11:40.920 --> 00:11:43.420
‫چای....براتون آوردم.

00:11:43.670 --> 00:11:45.630
‫به...ممنونم نازا.

00:11:45.880 --> 00:11:48.790
‫شما دوتا کفتر عاشق رو ببین....

00:11:50.540 --> 00:11:53.040
‫امیدوارم بل کون اینا حالشون خوب باشه!

00:11:55.380 --> 00:11:59.040
‫خوابتون نبره! از هیچ چیز مشکوکی غافل نشید!

00:11:59.460 --> 00:12:03.750
‫الان وقت خودنمایی حیوانماهاست
‫اون حواس حساستون رو به رخ بشکید!

00:12:03.920 --> 00:12:04.960
‫هاره!

00:12:05.670 --> 00:12:08.960
‫می گن که تندباد حتی از کل لول چهارها هم بهتره.

00:12:09.170 --> 00:12:12.000
‫پاخرگوشی! تو برگ برندمونی.

00:12:12.000 --> 00:12:14.080
‫ام، بله...

00:12:14.330 --> 00:12:16.380
‫همه رو میندازه رو دوش این و اون.

00:12:16.380 --> 00:12:17.790
‫واقعا که!

00:12:18.130 --> 00:12:19.920
‫ولی این به نفع ما شد.

00:12:20.500 --> 00:12:24.380
‫بودن بل تو مرکز گروه به ما تو جمع کردن اطلاعات
‫کمک می کنه.

00:12:24.830 --> 00:12:29.580
‫باید زودتر پیداش کنم،
‫راهی که باهاش بچه‌ها رو از بلا دور کنم.

00:12:30.630 --> 00:12:32.830
‫حالا راستی کاساندارا کون....

00:12:33.210 --> 00:12:37.290
‫حتی وقتی تو خانواده‌ی آپولون بود یه چیز مرموزی
‫ازش وایب می گرفتم، می دونی چی می گم؟

00:12:37.540 --> 00:12:39.420
‫آره، قدرت آینده نگری داره.

00:12:40.000 --> 00:12:42.710
‫قدرت دیدن چیزهایی که حتی
‫ما خدایان هم قادر نیستیم.

00:12:43.080 --> 00:12:46.250
‫که یعنی  بار دنیایی از ناشناخته‌های طبقات زیرین
‫بر دوششه.

00:12:46.500 --> 00:12:48.460
‫واقعا کارش سخته.

00:12:48.460 --> 00:12:51.460
‫پس بگو چرا همیشه اینقدر ناراحت و افسرده‌ست.

00:12:51.670 --> 00:12:55.130
‫درسته که کاساندارا
‫همیشه یه چیزی هست که تو سرش باشه.

00:12:55.460 --> 00:12:59.920
‫ولی دیدمش بعضی وقتا که از ته دل می خنده
‫مثل وقتی که کنار بل‌عه.

00:12:59.920 --> 00:13:01.540
‫چـ...چی گفتی؟

00:13:01.540 --> 00:13:05.920
‫نـ...نـ...نگو این یکی دیگه از این سلیطه‌هاست
‫که می خواد بل کون رو واسه خودش کنه!

00:13:06.460 --> 00:13:08.630
‫فکر نکنم اینطوری باشه...

00:13:11.420 --> 00:13:12.580
‫این کیه دیگه؟

00:13:16.580 --> 00:13:19.580
‫ماجراجویی بود که ازش خواسته بودن از طبقه
‫18ام پیغامی روبرسونه.

00:13:20.920 --> 00:13:23.170
‫نامه‌ای از سمت پشتیبان کون‌عه.

00:13:23.380 --> 00:13:27.330
‫برای همچین کارایی اونم از هزارتو
‫باید تا دسته پیاده شی.

00:13:27.500 --> 00:13:30.330
‫اون پشتیبان نشسته پا بخت من پولمو بخوره...

00:13:32.210 --> 00:13:33.000
‫چی!؟

00:13:33.290 --> 00:13:36.000
‫اون الفه تو مسافرخونه به قتل متهم شده!؟

00:13:36.000 --> 00:13:38.540
‫رفتن که بکشنش!؟

00:13:39.540 --> 00:13:41.080
‫منظورت چیه هستیا؟

00:13:41.080 --> 00:13:43.920
‫مـ...من خودمم درست نفهمیدم.

00:13:44.210 --> 00:13:48.290
‫ولی ظاهرا بل کون اینا هر کاری می کنن
‫تا جلوی کشتنش رو بگیرن.

00:13:48.750 --> 00:13:51.080
‫این نامه رو فرستادن و می خوان کاری براشون انجام بدم.

00:13:51.500 --> 00:13:54.670
‫چه....اتفاقی داره تو هزارتو می افته؟

00:13:55.460 --> 00:13:58.210
‫کل راه تا طبقه 21ام هیچ خبری ازش نبود...

00:13:59.210 --> 00:14:02.670
‫بیاید موافقت کنیم دیگه هیچ وقت
‫پی پیدا کردن کسی تو هزارتو نریم.

00:14:03.420 --> 00:14:05.380
‫چون واقعا الافی محضه.

00:14:05.960 --> 00:14:08.420
‫ناله‌ی مادر مصیبت به بار می آورد

00:14:09.040 --> 00:14:11.330
‫مطمئنم که منظورش از اون مادر هزارتوعه.

00:14:11.580 --> 00:14:13.210
‫ولی چه مصیبتی؟

00:14:13.830 --> 00:14:15.080
‫نکنه...

00:14:15.580 --> 00:14:20.040
‫ام...لیلی سان؟
‫می دونی کی غول این طبقه احضار می شه؟

00:14:20.170 --> 00:14:22.170
‫آمفیسوباین رو می گی؟

00:14:22.630 --> 00:14:26.250
‫دست کم نگیرم. دوبار چک کردم و مطمئن
‫شدم که کی پیداش می شه!

00:14:26.540 --> 00:14:29.420
‫آخرین باری که شکست داده شد 15 روز پیش بود.

00:14:29.750 --> 00:14:32.630
‫که یعنی ما هنوز دو هفته دیگه فرصت داریم
‫تا احضار بشه.

00:14:32.790 --> 00:14:34.460
‫تمام زمینه‌ها رو پوشش دادم!

00:14:34.830 --> 00:14:36.920
‫آ...آره دیگه.

00:14:37.630 --> 00:14:40.630
‫آمفیسوباین؟ همون رکس طبقات پایینه دیگه نه؟

00:14:40.960 --> 00:14:43.210
‫تو طبقه 27ام ظاهر می شد اگه درست یادم باشه.

00:14:43.420 --> 00:14:47.130
‫عایشه دونو وقتی تو خانواده‌ی ایشتار بودید
‫باهاش جنگیدید؟

00:14:47.580 --> 00:14:48.670
‫آره دیگه.

00:14:48.670 --> 00:14:53.670
‫انجمن بعد از تحقیق لولش رو 6 تصمیم گرفت
‫با توجه به قدرت و محیط آبی‌ای که زندگی می کنه.

00:14:53.880 --> 00:14:56.630
‫ولی بر اساس قدرت خالی من می گم
‫پنجی بیش نبود.

00:14:56.750 --> 00:14:59.330
‫با توجه به تعداد سطح بالا افرادی که تو این گروهن.

00:14:59.460 --> 00:15:02.630
‫اگه حتی سر و کله‌اش هم پیدا بشه
‫جای نگرانی نیست.

00:15:02.630 --> 00:15:05.580
‫گفتم که! قرار نیست بیاد!

00:15:03.710 --> 00:15:07.380
‫اگه غول طبقه نیست، پس چی می تونه باشه؟

00:15:08.920 --> 00:15:09.830
‫بل سان!؟

00:15:09.830 --> 00:15:14.210
‫می گم، اگه چیزی هست که ذهنت رو درگیر
‫کرده به ما هم بگو.

00:15:14.210 --> 00:15:15.040
‫ها؟

00:15:15.420 --> 00:15:19.420
‫شاید از خانواده‌های متفاوتی باشیم
‫ولی الان تو یه گروهیم.

00:15:19.670 --> 00:15:22.460
‫به خاطر همینم اگه کاری در توانم هست
‫می خوام کمک کنم.

00:15:22.750 --> 00:15:26.960
‫اینو بفرما، الان گرفتمش، تازه و خوشمزه‌ست.

00:15:27.130 --> 00:15:29.750
‫ام، ممنونم از شما.

00:15:31.000 --> 00:15:32.330
‫مــ...می گم!

00:15:32.330 --> 00:15:33.170
‫بورس!

00:15:34.420 --> 00:15:35.540
‫ماموتا دارن میان!

00:15:36.000 --> 00:15:37.920
‫یه گله از اون کله خرا!؟

00:15:38.330 --> 00:15:39.670
‫آماده شید حیف نونا!

00:15:40.290 --> 00:15:41.790
‫پا خرگوشی جستی بیا ببینم!

00:15:42.080 --> 00:15:43.210
‫چشم!

00:15:45.380 --> 00:15:47.330
‫شعله‌های سفید سرکش.

00:15:47.790 --> 00:15:49.670
‫این قسمت احتمالا خودشه.

00:15:50.580 --> 00:15:54.790
‫بل سان تندباد رو ملاقات می کنه
‫و در کارش دخیل می شه...

00:15:56.210 --> 00:15:59.040
‫برخلاف بقیه رویام اینطوری نبود که اون بمیره.

00:15:59.790 --> 00:16:02.540
‫ولی قسمت مصیبت شدید..

00:16:03.170 --> 00:16:04.460
‫ام، کروزو سان؟

00:16:05.920 --> 00:16:07.130
‫ولف کافیه!

00:16:07.880 --> 00:16:10.790
‫و...ولف سان...ام...

00:16:11.380 --> 00:16:12.630
‫یه خواهشی ازتون دارم!

00:16:34.920 --> 00:16:36.830
‫می خوای که من اینکار رو بکنم؟

00:16:37.750 --> 00:16:39.080
‫نمی تونید؟

00:16:39.080 --> 00:16:42.630
‫شدنش رو که می شه
‫ولی زیاد به من نمیاد.

00:16:43.130 --> 00:16:45.630
‫من فقط می خوام دست سازای خودم رو بهش بدم.

00:16:45.960 --> 00:16:47.380
‫تصمیمیه که گرفتم.

00:16:48.250 --> 00:16:52.460
‫شاید براتون سخت باشه که باور کنید
‫ولی این حس شیشممه.

00:16:52.960 --> 00:16:56.290
‫می تونم بگم که بل سان قراره تو خطر بزرگی قرار
‫بگیره.

00:16:56.580 --> 00:17:01.130
‫به خاطر اینکه برای بقیه بیش از حد تلاش می کنه
‫تو ذاتشه.

00:17:01.670 --> 00:17:03.920
‫به خاطر همین می خوام از سرنوشتش نجاتش بدم!

00:17:06.380 --> 00:17:07.670
‫باشه گرفتم انجامش می دم.

00:17:08.630 --> 00:17:10.040
‫و...واقعا!؟

00:17:10.040 --> 00:17:13.130
‫آره، منم همین مشکل رو با شمشیرای جادویی دارم.

00:17:13.130 --> 00:17:15.630
‫ولی دیگه غرورم رو جلوی رفیقام علم نمی کنم.

00:17:16.040 --> 00:17:20.330
‫به علاوه، خیلی احتمالش هست که بل زیاده روی کنه
‫موافقم شدید.

00:17:21.040 --> 00:17:22.790
‫تا الان که حداقل خیلی اینطوری مورد داشتیم.

00:17:23.040 --> 00:17:24.960
‫این آدمیه که همرزمشم.

00:17:25.880 --> 00:17:28.000
‫لیفسقل، ابزارم رو بیار.

00:17:29.170 --> 00:17:32.130
‫قبل از اینکه همه هیولاها رو بکشن کارم تمومه.

00:17:44.460 --> 00:17:46.790
‫تقریبا یه روز کامل گذشته.

00:17:47.080 --> 00:17:49.170
‫سرعتمون برای رسیدن بهش کمه.

00:17:49.170 --> 00:17:52.250
‫شاید، ولی طبقه 24ام هم نزدیکه.

00:17:52.630 --> 00:17:57.210
‫اگه ریو سان تو هزارتوی عظیم جنگلی باشه،
‫به زودی باید ردی ازش پیدا کنیم.

00:17:57.880 --> 00:18:00.380
‫نه، تندباد اینجا نیست.

00:18:01.130 --> 00:18:04.460
‫با فرض بر اینکه خواب من درست دربیاد
‫و این مصیبت اتفاق بیافته...

00:18:11.630 --> 00:18:13.630
‫چی؟ انفجار؟

00:18:13.630 --> 00:18:14.750
‫از زیرمونه!

00:18:15.710 --> 00:18:17.000
‫بورس! خودشه!

00:18:32.460 --> 00:18:34.540
‫انگار از طبقه 27ام میاد.

00:18:34.880 --> 00:18:37.420
‫خیله خب! تقسیم گروه می کنیم و به پایین
‫حرکت می کنیم.

00:18:37.420 --> 00:18:40.290
‫هرکی عقب بمونه باید حواسش به این گذرگاه باشه!

00:18:40.290 --> 00:18:42.330
‫چشم!

00:18:43.250 --> 00:18:47.040
‫خواب من تو طبقه‌ی 27ام اتفاق افتاد
‫ کنار جایی که آبشار بزرگ تموم می شه.

00:18:47.420 --> 00:18:49.380
‫نمی تونم اجازه بدم برن پایین.

00:18:49.790 --> 00:18:53.670
‫دیگه وقتشه
‫باید عجله کنیم و ریو سان رو قبل از بقیه ماجراجوها پیدا کنیم.

00:18:53.670 --> 00:18:54.380
‫باشه.

00:18:54.710 --> 00:18:57.580
‫اگه هممون موافق باشیم
‫با گروهی که داره می ره به طبقه‌ی 27...

00:18:57.580 --> 00:18:58.580
‫ببخشید!

00:18:58.790 --> 00:19:01.210
‫واقعا نیازه که ماهم بریم؟

00:19:01.210 --> 00:19:01.920
‫ها؟

00:19:02.210 --> 00:19:05.130
‫خـ..خب، اگه اینهمه آدم تو گروهشون هست...

00:19:05.460 --> 00:19:07.790
‫عبور از غارهای باریک و اینا سخت تر می شه.

00:19:09.000 --> 00:19:11.790
‫نـ..نمی شه هیچ جوری نمی تونم.

00:19:12.580 --> 00:19:14.920
‫با کاساندارا موافقم.

00:19:16.460 --> 00:19:19.290
‫به قدر کافی برای سر و کله زدن با طبقات پایینی
‫تجربه نداریم.

00:19:19.630 --> 00:19:21.630
‫همینطوری سر رو بندازیم پایین
‫و بریم سخت هست.

00:19:22.170 --> 00:19:24.210
‫درسته حق باشماست.

00:19:24.330 --> 00:19:28.960
‫گروهی که داره می ره پایین باید سریع حرکت کنه
‫پس بیاید بیخیال بقیه بشیم.

00:19:29.380 --> 00:19:30.130
‫باشه.

00:19:31.540 --> 00:19:35.500
‫پس افرادی که به طبقه‌ی 27ام می رن بل ساما و عایشه ساما
‫هستن.

00:19:35.500 --> 00:19:36.710
‫بقیه هم....

00:19:38.080 --> 00:19:39.830
‫ع....عههه!

00:19:39.830 --> 00:19:42.420
‫فکر می کنم موندن عایشه سان بهتر باشه!

00:19:43.460 --> 00:19:44.830
‫واسه چی اونوقت؟

00:19:45.040 --> 00:19:46.330
‫خـ...خب...

00:19:47.080 --> 00:19:48.830
‫برای هاروهیمه سان!

00:19:49.630 --> 00:19:54.500
‫اوندفعه‌ای من کسی بودم که هاروهیمه سان
‫رو تا طبقه 18ام آورد.

00:19:54.500 --> 00:19:56.420
‫برام خیلی سخت بود.

00:19:56.830 --> 00:19:58.130
‫سنگین بود!

00:19:59.750 --> 00:20:04.580
‫بـ...به خاطر همین، فکر می کنم اگه دوباره
‫همچین اتفاقی بیافته، عایشه سان اینجا باشن بهتره.

00:20:04.960 --> 00:20:07.040
‫هاروهیمه سان خیلی سنگینه!

00:20:09.250 --> 00:20:11.960
‫دارم دروغ می گم، ببخشید!

00:20:11.960 --> 00:20:15.790
‫خب، طبیعتا نسبت به اون زمان‌هایی
‫که تو شرق دور بودیم تو پر تر شده.

00:20:15.790 --> 00:20:17.080
‫مخصوصا اطراف سینه!

00:20:17.080 --> 00:20:18.130
‫واقعا!؟

00:20:18.500 --> 00:20:20.040
‫شما دوتا!

00:20:20.460 --> 00:20:23.330
‫اینطوری خودت باید بیشتر تلاش کنی.

00:20:23.630 --> 00:20:27.040
‫چون حتی اگه باشم هم نمی تونم
‫همیشه مراقبش باشم.

00:20:28.250 --> 00:20:29.920
‫چـ...چشم.

00:20:30.960 --> 00:20:32.380
‫می گم، عایشه سان؟

00:20:33.210 --> 00:20:37.710
‫فکر می کنم حق با کاساندارا سان‌عه
‫می شه شما تو طبقه‌ی 25 بمونید؟

00:20:41.830 --> 00:20:45.420
‫که اینطور، می دونم چرا این حرف رو می زنی.

00:20:45.830 --> 00:20:46.710
‫ولی...

00:20:47.380 --> 00:20:49.460
‫وقتی با اون الف روبرو شدی،

00:20:49.880 --> 00:20:52.710
‫شک دارم خودت به تنهایی بتونی با اون الف
‫سر و کله بزنی.

00:20:55.000 --> 00:20:56.830
‫من به ریو سان باور دارم.

00:20:58.790 --> 00:20:59.750
‫زرشک.

00:21:00.500 --> 00:21:01.790
‫زندگی خودته.

00:21:03.960 --> 00:21:06.500
‫خب دیگه بل، یه چیزی برات دارم.

00:21:08.130 --> 00:21:09.170
‫این؟

00:21:10.000 --> 00:21:12.080
‫از ردای لیفسقل کندمش تا درستش کنم.

00:21:13.130 --> 00:21:14.710
‫شال جالوته.

00:21:15.670 --> 00:21:18.830
‫ممنونم، ولی ولف مطمئنی؟

00:21:18.830 --> 00:21:22.790
‫البته بیشتر نظرم این بود که
‫وسایلی رو که من درست کردم استفاده کنی.

00:21:22.790 --> 00:21:24.790
‫ولی اون خانومی ازم خواست.

00:21:26.500 --> 00:21:27.290
‫ها؟

00:21:30.580 --> 00:21:33.380
‫کاساندارا سان ممنونم.

00:21:33.790 --> 00:21:35.130
‫نفرمایید.

00:21:35.630 --> 00:21:39.250
‫شاید بل سان اگه درباره‌ی خوابم باهاش
‫حرف بزنم باور کنه.

00:21:39.250 --> 00:21:42.830
‫ولی، حتی اگه باورم کنه بازم
‫باعث نمی شه عقب بشینه.

00:21:42.830 --> 00:21:45.330
‫بل سان، لطفا سالم برگردید.

00:21:45.920 --> 00:21:50.330
‫وقتی به سطح برگشتیم
‫دوست دارم بیشتر باهاتون صحبت کنم.

00:21:51.580 --> 00:21:54.960
‫خیله خب دیگه حیف نونایی که می خوان بیان طبقه
‫28 لشتون رو بیارید اینجا!

00:21:58.080 --> 00:22:00.170
‫خب....من می رم!

00:22:00.190 --> 00:22:10.190
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:36.580 --> 00:23:38.710
‫قسمت بعد: میرابلیس