﻿WEBVTT

00:01:19.266 --> 00:01:39.266
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:39.390 --> 00:01:41.922
‫آقایون و خانم‌ها

00:01:42.027 --> 00:01:45.237
‫متاسفم، به من مربوط نیست،
‫من بازنشسته شدم

00:01:45.238 --> 00:01:48.340
‫و تازه، من تو تعطیلات به‌سر می‌برم

00:01:58.251 --> 00:02:00.525
‫اوه، "سر هنری"

00:02:01.171 --> 00:02:03.797
‫بله، بابتِ خبرا متاسفم

00:02:03.798 --> 00:02:06.967
‫- چه چیزای بی‌پایه و اساسی نوشتن.
‫- واقعا مایه‌ی دردسرن

00:02:06.968 --> 00:02:10.679
‫سعی کردن جلوی انتشارشو بگیرن،
‫ولی یکی پخشش کرده

00:02:10.680 --> 00:02:12.097
‫صبح بخیر، دالی

00:02:12.098 --> 00:02:15.601
‫رقت‌انگیزه!
‫اینو گوش کنین

00:02:15.602 --> 00:02:19.813
‫"سرهنگ آرتور بانتری، بزرگِ روستایِ
‫سینت مری مید،

00:02:19.814 --> 00:02:24.693
‫نمی‌تواند حضور
‫مو بلوندِ پلاتینیِ به قتل‌رسیده،

00:02:24.694 --> 00:02:28.405
‫خواننده‌ی دل‌فریبِ باشگاه شبانه،
‫روبی کین، را که در کتاب‌خانه‌ی خانه‌اش

00:02:28.406 --> 00:02:32.368
‫در ساعاتِ اولیه‌ی روزِ شنبه،
‫خفه شده یافتند را توجیه کند

00:02:32.369 --> 00:02:36.504
‫طبقِ خبرها، خانم بانتری نیز
‫به هتلِ ساحلی رفته..."

00:02:37.999 --> 00:02:40.250
‫باید فورا به آرتور زنگ بزنم

00:02:40.251 --> 00:02:44.296
‫فقط خدا می‌دونه اگه
‫همچین خبرایی رو بخونه چی فکر می‌کنه!

00:02:44.297 --> 00:02:46.778
‫ببخشید، هنری

00:02:56.518 --> 00:02:59.061
‫بیشتر فکر کردی؟

00:02:59.062 --> 00:03:00.312
‫اوه، بله

00:03:00.313 --> 00:03:02.106
‫به نتیجه‌ای هم رسیدی؟

00:03:02.107 --> 00:03:03.607
‫اوه، بله

00:03:03.608 --> 00:03:06.968
‫خب، می‌خوای به من بگی؟

00:03:08.488 --> 00:03:10.504
‫خب...

00:03:11.241 --> 00:03:16.120
‫هر کسی که روبی کین رو
‫کشته، "پاملا ریو" رو هم کشته

00:03:16.121 --> 00:03:21.621
‫و می‌ترسم به همین زودیا،
‫یه قتلِ سوم هم اتفاق بیفته

00:03:23.545 --> 00:03:25.796
‫بیا تو

00:03:25.797 --> 00:03:27.339
‫با من کار داشتین، قربان؟

00:03:27.340 --> 00:03:31.719
‫بله، اسلک، آزمایشگاه گزارشِ اون موهایی
‫که از قالیچه بهشون دادیم رو فرستاد؟

00:03:31.720 --> 00:03:34.263
‫بله، قربان، نتیجه‌ی قطعی‌ای نداشتن

00:03:34.264 --> 00:03:38.017
‫من احتمال می‌دم که
‫قالیچه توی ماشینِ قاتل بوده، قربان

00:03:38.018 --> 00:03:42.563
‫بله، فکر کنم همین‌طور باشه،
‫اداره‌ی مرکزی راجع به بلیک چی گفت؟

00:03:42.564 --> 00:03:44.398
‫نگهبانِ شب بلیک رو دیده که

00:03:44.399 --> 00:03:48.360
‫یه چند دقیقه به 11 از
‫ماشینِ استودیو پیاده شده

00:03:48.361 --> 00:03:51.780
‫همین که ماشین از کنارِ خونه‌اش رد می‌شده
‫نور میفته روی صندلی کنار راننده، در این باره مطمئن بود

00:03:51.781 --> 00:03:55.492
‫و گفتی از استودیو تا
‫سینت مری مید چقدر راه بود؟

00:03:55.493 --> 00:03:58.491
‫32 کیلومتر،
‫پس ممکنه کار اون بوده باشه

00:03:58.830 --> 00:04:04.330
‫الان ما شواهد کافی مبنی بر اینکه بلیک
‫ساعت 2 تو مهمونیِ استودیویی بوده رو هم داریم

00:04:04.335 --> 00:04:07.171
‫یعنی می‌گی می‌تونسته برگرده
‫تا بهانه‌اشو جور کنه؟

00:04:07.172 --> 00:04:09.032
‫دقیقا، قربان

00:04:09.841 --> 00:04:15.137
‫اون از همون اول به بلیک اشاره کرد

00:04:15.138 --> 00:04:16.346
‫کی، قربان؟

00:04:16.347 --> 00:04:18.932
‫خانم مارپل دیگه،
‫فکر کردی کیو می‌گم؟

00:04:20.685 --> 00:04:26.185
‫اسلک، من ازت این حسو می‌گیرم
‫که تو خانم مارپلو جدی نمی‌گیری

00:04:30.070 --> 00:04:34.198
‫- خب، جدی می‌گیری؟
‫- از چه نظر، قربان؟

00:04:34.199 --> 00:04:36.366
‫بذار یه نصیحتی بهت بکنم

00:04:36.367 --> 00:04:41.371
‫اون پیرزن از هر وکیل مدافعی که دیدی،

00:04:41.372 --> 00:04:43.540
‫سرسخت‌تر، بدگمان‌تر و باهوش‌تره

00:04:43.541 --> 00:04:49.041
‫چیزی که امیدوارم در آینده‌ی
‫کارِ حرفه‌ای و طولانی‌مدتت داشته باشیش

00:04:50.048 --> 00:04:52.529
‫ببخشید

00:04:53.259 --> 00:04:55.094
‫بله؟

00:04:55.095 --> 00:05:00.110
‫سرهنری کلیترینگ؟ طبقه‌ی پایینه؟

00:05:11.486 --> 00:05:12.984
‫صبح بخیر

00:05:13.655 --> 00:05:18.117
‫- خانم مارپل.
‫- اوه، صبح بخیر، آقای گاسکل

00:05:18.118 --> 00:05:19.368
‫صبح بخیر

00:05:19.369 --> 00:05:21.662
‫امروز تنیس بازی نمی‌کنین، خانم جفرسون؟

00:05:21.663 --> 00:05:22.955
‫راستش چرا، بعدا بازی می‌کنم

00:05:22.956 --> 00:05:25.230
‫اوه، البته

00:05:30.630 --> 00:05:32.714
‫با کمال احترام، سرهنری،

00:05:32.715 --> 00:05:36.635
‫ما قبلا از تمامِ دوستانِ
‫پاملا اظهاریه گرفتیم

00:05:36.636 --> 00:05:40.347
‫هم از دوستاش توی مدرسه،
‫و هم دوستایِ "گرل گاید رلی"

00:05:40.348 --> 00:05:44.059
‫ولی منظور خانم مارپل این بوده
‫که حتما یکی از اونا باید چیز بیشتری بدونه

00:05:44.060 --> 00:05:46.937
‫اینکه اون دختر یه نوجوون بوده،

00:05:46.938 --> 00:05:51.150
‫و هر نوجوونی یه دوست صمیمی
‫داره که بهش همه چیزو می‌گه

00:05:51.151 --> 00:05:54.873
‫اگه این‌طور باشه، تو هنوز پیداش نکردی،
‫مگه نه؟

00:05:56.614 --> 00:06:00.958
‫نه، قربان، پیداش نکردم،
‫اگه این‌طور باشه

00:06:01.286 --> 00:06:05.873
‫بازرس، متوجهم که زحمتِ زیادیه،

00:06:05.874 --> 00:06:09.501
‫شما باید خیلی سرتون شلوغ باشه

00:06:09.502 --> 00:06:11.461
‫چیزی نیست که از پسش برنیام، قربان

00:06:11.462 --> 00:06:15.340
‫اوه، نه، البته که نه، من فقط
‫می‌خواستم پیشنهاد بدم

00:06:15.341 --> 00:06:19.011
‫اگه بتونید بعدازظهر یه گفت‌وگو ترتیب بدید،

00:06:19.012 --> 00:06:22.639
‫شاید یکی از افسرهای زیردستتون
‫بتونن کارو انجام بدن

00:06:22.640 --> 00:06:27.397
‫و اگه خانم مارپل بتونن اونجا حاضر باشن...

00:06:28.897 --> 00:06:32.412
‫بسیارخب، آقا، ترتیبشو می‌دم

00:06:32.901 --> 00:06:34.568
‫چیز دیگه‌ای لازم ندارین، قربان؟

00:06:34.569 --> 00:06:37.529
‫ممنون، بازرس، منو در جریان بذار

00:06:37.530 --> 00:06:42.287
‫- روز بخیر، سرهنری.
‫- روز بخیر، بازرس

00:06:58.885 --> 00:07:00.125
Ah!

00:07:01.596 --> 00:07:04.765
‫- ببخشید، شما کاراگاهین؟
‫- نه

00:07:04.766 --> 00:07:07.726
‫یکی بهم گفت که شما یه
‫کاراگاه مهم از لندن هستین

00:07:07.727 --> 00:07:10.354
‫یعنی گفتن رئیسِ اداره‌ی مرکزی لندن
‫یا یه همچین چیزی هستین

00:07:10.355 --> 00:07:11.813
‫خانم مارپل

00:07:11.814 --> 00:07:13.273
‫اوه، سرهنری

00:07:13.274 --> 00:07:18.320
‫می‌بینم که حداقل یه نفر
‫داره از کارِ ترسناکش لذت می‌بره

00:07:18.321 --> 00:07:20.447
‫بله، درسته

00:07:20.448 --> 00:07:24.701
‫دارم این اطراف می‌چرخم
‫تا شاید یه نشونه‌ای پیدا کنم، ولی هیچی نیست

00:07:24.702 --> 00:07:26.453
‫البته یه یادگاری دارم

00:07:26.454 --> 00:07:30.707
‫مادرم گفته بود که بندازمش دور،
‫از دستِ این مادر پدرا

00:07:30.708 --> 00:07:33.252
‫نگاش کن، ناخنه

00:07:33.253 --> 00:07:36.880
‫یکی از ناخنای اونه،
‫ناخنِ اون زنِ به قتل رسیده

00:07:36.881 --> 00:07:40.656
‫اووه! نظرت چیه؟ خوبه، مگه نه؟

00:07:41.219 --> 00:07:45.472
‫- از کجا آوردیش؟
‫- خب، واقعا شانس آوردم،

00:07:45.473 --> 00:07:48.809
‫چون اون موقع کسی نمی‌دونست
‫که اون دختر قراره کشته بشه

00:07:48.810 --> 00:07:51.728
‫مالِ همون شبیه که اون کشته شد

00:07:51.729 --> 00:07:55.274
‫روبی ناخنِ شکسته‌اشو
‫انداخت رو شالِ جوزی

00:07:55.275 --> 00:07:59.069
‫مادرم ناخناشو واسش گرفت
‫و به من گفت که بندازم دور

00:07:59.070 --> 00:08:02.364
‫منم انداختمش تو جیب‌ام که بعدا
‫بریزمشون دور ولی دیگه یادم رفت

00:08:02.365 --> 00:08:07.174
‫فکر می‌کنی دیگه وقتِ ناهار باشه؟
‫من خیلی گرسنه‌امه

00:08:07.912 --> 00:08:09.876
‫جوزی! جوزی!

00:08:11.040 --> 00:08:12.582
‫سلام!

00:08:12.583 --> 00:08:13.750
‫سلام، "پیتر"، حالت چطوره؟

00:08:13.751 --> 00:08:17.129
‫صبح بخیر، خانم ترنر،
‫همه چیز مرتبه؟

00:08:17.130 --> 00:08:21.425
‫من نمی‌تونم هتل رو ترک کنم،
‫خبرنگارا هیچی براشون مهم نیست، مگه نه؟

00:08:21.426 --> 00:08:23.635
‫- جرئت ندارم ساختمونو ترک کنم!
‫- اوه، عزیزم

00:08:23.636 --> 00:08:26.634
‫به‌هرحال، بهتره برم

00:08:27.181 --> 00:08:31.935
‫جوزی، می‌خوام ازت بازجویی کنم،
‫تو فردِ مرحوم رو چند وقته می‌شناسی؟

00:08:31.936 --> 00:08:33.228
‫پیتر...

00:08:33.229 --> 00:08:37.357
‫دارم فکر می‌کنم که چه توضیحی بابتِ
‫اون ناخنا می‌تونه وجود داشته باشه؟

00:08:37.358 --> 00:08:40.610
‫- ناخناش؟
‫- خب، اونا خیلی کوتاه بودن

00:08:40.611 --> 00:08:44.865
‫یه دخترِ مثل اون معمولا باید
‫ناخنای کشیده‌ی زیبایی داشته باشه

00:08:44.866 --> 00:08:48.493
‫ولی خب فرض می‌کنم که اگه
‫یکیش شکسته باشه،

00:08:48.494 --> 00:08:51.997
‫پس مجبور شده بقیه رو هم
‫کوتاه کنه تا مثل هم باشن

00:08:51.998 --> 00:08:54.583
‫موندم چی بگم، نمی‌دونم

00:08:54.584 --> 00:09:00.084
‫خب، من... اوه، اسلک اومد،
‫می‌رم ازش می‌پرسم

00:09:00.381 --> 00:09:04.103
‫- بازرس؟
‫- بله، سرهنری؟

00:09:06.262 --> 00:09:11.016
‫یه سوالِ جزئی، شما توی
‫اتاقِ اون دختر ناخن‌گیر پیدا نکردین؟

00:09:11.017 --> 00:09:14.978
‫بله، آقا، به همراهِ خیلی چیزای
‫دیگه توی سطل آشغال

00:09:14.979 --> 00:09:17.606
‫اوه، خوبه، ممنون

00:09:17.607 --> 00:09:22.261
‫تونستین اون گفت‌وگوها رو ترتیب بدین؟

00:09:22.570 --> 00:09:27.534
‫الان دارم می‌رم ببینم چیکار می‌شه کرد،
‫بهتون خبر می‌دم

00:09:29.952 --> 00:09:32.589
‫خانم مارپل!

00:09:34.791 --> 00:09:39.586
‫تازه‌کارها! منو از شرِ
‫تازه‌کارها خلاص کنین!

00:09:39.587 --> 00:09:40.587
‫قربان؟

00:09:40.588 --> 00:09:43.465
‫نه‌تنها یه رئیسِ بازنشسته‌ای
‫که تو تعطیلاتشه ورِ دلمونه،

00:09:43.466 --> 00:09:46.301
‫بلکه یه پیرزنِ ترشیده هم اومده اینجا!

00:09:46.302 --> 00:09:49.513
‫بیا یه دو تا گزارشِ سرقت خشونت‌آمیز بده

00:09:49.514 --> 00:09:51.681
‫از بلیک چیزی دستگیرتون شد؟

00:09:51.682 --> 00:09:54.163
‫بله، قربان، خیلی زیاد

00:10:01.025 --> 00:10:02.317
‫گیرت انداختم

00:10:06.948 --> 00:10:10.117
‫- اینو نمی‌خوام.
‫- ولی، قربان...

00:10:10.118 --> 00:10:12.547
‫برو بیرون

00:10:28.886 --> 00:10:31.781
‫"ادواردز"؟

00:10:32.515 --> 00:10:34.324
‫ادواردز!

00:11:07.175 --> 00:11:10.276
‫اوه، آقای گاسکل

00:11:13.598 --> 00:11:15.932
‫چی شده، ادواردز؟

00:11:15.933 --> 00:11:18.810
‫مطمئن نیستم الان دلشون
‫ملاقاتی بخواد، قربان

00:11:18.811 --> 00:11:21.271
‫امروز چشه؟
‫افسرده‌ست یا داد و بیداد می‌کنه؟

00:11:21.272 --> 00:11:23.940
‫داروهاشونو نمی‌خورن، قربان

00:11:23.941 --> 00:11:25.275
‫چه بد

00:11:25.276 --> 00:11:27.360
‫چطوره من سعی کنم؟

00:11:27.361 --> 00:11:29.362
‫خب، می‌تونید سعی کنید، قربان

00:11:29.363 --> 00:11:31.406
‫خوبه، داروهاشو بیارشون

00:11:31.407 --> 00:11:33.164
‫بسیارخب، قربان

00:11:36.370 --> 00:11:38.872
‫صبح بخیر، جف

00:11:38.873 --> 00:11:41.625
‫چی شدی؟

00:11:41.626 --> 00:11:46.087
‫مبلمان رو خراب کردی؟
‫5 امتیاز منفی واسه این زیاده‌رویت

00:11:46.088 --> 00:11:47.589
‫اوه، برو به جهنم

00:11:47.590 --> 00:11:48.798
‫خب، جف،

00:11:48.799 --> 00:11:52.158
‫دوست داری امروز ادلید بیاد
‫با هم قهوه بخورین؟

00:11:53.804 --> 00:11:57.224
‫برو بیرون! برو بیرون! برو بیرون!

00:11:57.225 --> 00:11:59.499
‫اون یه مردِ سلطه‌گره

00:12:00.061 --> 00:12:02.800
‫بعضی وقتا رفتاراش غیرقابل‌کنترله

00:12:03.397 --> 00:12:07.192
‫و نقطه‌ضعفش هم وجودِ آدماییه
‫که روشون تسلط داشته باشه

00:12:07.193 --> 00:12:08.944
‫چه جالب

00:12:08.945 --> 00:12:11.112
‫وقتی من و "فرانک" ازدواج کردیم،

00:12:11.113 --> 00:12:16.034
‫جف اینقدر به ما پول داد که
‫فرانک دیگه انگیزه‌ای برای تلاش کردن نداشت

00:12:16.035 --> 00:12:18.161
‫پس به طریقی،

00:12:18.162 --> 00:12:23.583
‫اون پول یه راهی بود برای اینکه
‫فرانک دیگه سعی نکنه خودش باشه

00:12:23.584 --> 00:12:26.878
‫و جف هم می‌دونست که
‫اون نمی‌تونه به خوبی از پس اون پول بربیاد

00:12:26.879 --> 00:12:29.205
‫ترجیح می‌دی از جف متنفر باشی؟

00:12:29.715 --> 00:12:32.610
‫تو خیلی جالبی،
‫نه!

00:12:33.177 --> 00:12:38.306
‫اون خودخواهه،
‫روحِ آدمو برای خودش می‌خواد،

00:12:38.307 --> 00:12:41.101
‫ولی اون عاشقِ "رزموند" و فرانک بود

00:12:41.102 --> 00:12:45.397
‫زندگیش به مو بنده،
‫هر لحظه ممکنه بمیره

00:12:45.398 --> 00:12:47.691
‫نه، ازش متنفر نیستم

00:12:47.692 --> 00:12:51.278
‫ولی فکر کنم دیگه وقتشه
‫ازش کمک نگیرم

00:12:51.279 --> 00:12:54.897
‫دلت می‌خواد دوباره ازدواج کنی؟
‫جالب می‌شه!

00:12:55.241 --> 00:12:56.825
‫"هوگو"یِ پیر عزیز چطوره؟

00:12:56.826 --> 00:13:01.663
‫بله، اون می‌خواد با من ازدواج
‫کنه، فکر کنم همینو می‌خواستی بدونی

00:13:01.664 --> 00:13:04.145
‫درهرحال، من قبول نکردم

00:13:08.838 --> 00:13:10.964
‫ببخشید که می‌پرسم، خانم جفرسون،

00:13:10.965 --> 00:13:15.135
‫ولی می‌خواستم بدونم شما از اون
‫دختر بیچاره، روبی کین خوشتون می‌اومد؟

00:13:15.136 --> 00:13:18.471
‫اون یه هرزه‌ی ساده‌لوحِ پول‌پرست بود

00:13:18.472 --> 00:13:20.436
‫ازش خوشم نمی‌اومد، نه

00:13:20.975 --> 00:13:25.061
‫وقتی فهمیدم دنبالِ چیه
‫خیلی عصبانی شدم

00:13:25.062 --> 00:13:27.147
‫می‌تونستم اونو بکشم

00:13:27.148 --> 00:13:31.128
‫ادلید! محض رضای خدا!

00:13:31.694 --> 00:13:34.485
‫سلام، هوگو!

00:13:35.781 --> 00:13:40.994
‫درسته، پس ما می‌دونیم که بلیک
‫از استودیو رفته و برگشته،

00:13:40.995 --> 00:13:45.206
‫و این یعنی زمانِ لازم واسه
‫ارتکاب به دو تا قتل رو داشته

00:13:45.207 --> 00:13:48.543
‫حضورش تو سه مناسبتِ جداگانه تو دانموث،

00:13:48.544 --> 00:13:51.504
‫و حداقل یه بار تو مجستیک رو ثابت کردیم

00:13:51.505 --> 00:13:55.550
‫همچنین می‌دونیم که اون
‫روبی کین رو هم می‌شناخته

00:13:55.551 --> 00:13:58.428
‫بلیک راجع به اینکه کی از مهمونی برگشته،

00:13:58.429 --> 00:14:01.556
‫و بودنش توی مجستیک دروغ گفت

00:14:01.557 --> 00:14:05.226
‫فکر کنم وقتشه به ماشینِ
‫آقای بلیک یه نگاهی بندازیم

00:14:05.227 --> 00:14:09.689
‫بهش بگو یه اظهاریه لازم داریم،
‫بعدش می‌تونیم بریم ماشینشو بگردیم

00:14:09.690 --> 00:14:11.691
‫ترتیب مصاحبه با دخترای مدرسه رو دادی؟

00:14:11.692 --> 00:14:15.487
‫- بله، قربان، دخترای مدرسه و "گرل گایدز".
‫- درسته

00:14:15.488 --> 00:14:17.447
‫استعلامات مالی چی شد؟

00:14:17.448 --> 00:14:19.157
‫خانم جفرسون و آقای گاسکل

00:14:19.158 --> 00:14:23.036
‫هر دوشون وضع سختی دارن، گاسکل زیر
‫بار قرضه، فکر می‌کردم اونا رو بیخیال شدیم

00:14:23.037 --> 00:14:24.788
‫عذر موجه و قطعی می‌خوایم

00:14:24.789 --> 00:14:29.167
‫100 هزار دلار هم می‌تونه
‫انگیزه‌ی کافی باشه

00:14:29.168 --> 00:14:34.132
‫حالا فکر کنم دیگه می‌تونیم
‫بریم ماشین آقای بلیک رو بگردیم

00:14:38.678 --> 00:14:41.513
<i>Forehand, Adelaide. Nice and easy.</i>

00:14:41.514 --> 00:14:45.754
Gοοd girl.
Κeep thοse legs bent. Fοrehand.

00:14:46.185 --> 00:14:49.104
Oh, I can't get thοse.

00:14:49.105 --> 00:14:51.648
Bend yοur legs.

00:14:51.649 --> 00:14:55.319
Watch it. Fοllοw thrοugh. Gοοd girl.

00:14:55.903 --> 00:14:58.643
<i>Bend your knees. Good girl.</i>

00:15:02.576 --> 00:15:04.333
<i>Lovely.</i>

00:15:06.163 --> 00:15:09.110
<i>Watch your grip.</i>

00:15:12.586 --> 00:15:17.085
Adelaide, I'll shοw yοu.
It's the grip, yοu see. The grip.

00:15:17.967 --> 00:15:21.585
<i>Relax. I'm not going to eat you.</i>

00:15:26.267 --> 00:15:30.979
Yοu see, fοrk the thumb there
and grip it nice and tight.

00:15:30.980 --> 00:15:33.189
<i>Oh, I see.</i>

00:15:33.190 --> 00:15:34.999
<i>Good girl.</i>

00:15:37.695 --> 00:15:43.195
Κeep square. Right the way thrοugh.
All right? Gοοd girl.

00:15:47.329 --> 00:15:52.083
I think we've gοt yοu dοwn
fοr 11 .30 tοmοrrοw. Is that all right?

00:15:52.084 --> 00:15:55.186
Fine, Ray. See yοu then.

00:16:04.555 --> 00:16:08.070
- I'm imprοving, dοn't yοu think?
- Ηmph!

00:16:08.726 --> 00:16:11.827
Oh, Ηugο, stοp being sο grumpy.

00:16:17.067 --> 00:16:19.444
- Ray...
- Ah, Mrs Cumpertοn.

00:16:19.445 --> 00:16:22.391
On time as usual.
Off yοu gο, then.

00:16:23.240 --> 00:16:25.325
That fellοw damn nearly...

00:16:25.326 --> 00:16:28.787
I just dοn't damn well like it,
that's all.

00:16:28.788 --> 00:16:31.706
Oh, Ηugο! Stοp stuffing yοur shirt.

00:16:31.707 --> 00:16:36.671
<i>I can't help how I feel, Adelaide.
It's the way I am.</i>

00:16:37.963 --> 00:16:42.091
Did yοu knοw that Ηugο McLean
was staying οver at Danebury Ηead

00:16:42.092 --> 00:16:44.260
when all this happened?

00:16:44.261 --> 00:16:48.181
Ηe hadn't far tο cοme when he was
summοned, had he?

00:16:48.182 --> 00:16:50.350
What a cοincidence!

00:16:50.351 --> 00:16:52.056
Isn't it?

00:16:53.938 --> 00:16:57.982
‫بله، بازرس، می‌دونم کجایین

00:16:57.983 --> 00:17:01.085
‫تازه از خیابونِ "کسل" اومدم

00:17:01.612 --> 00:17:06.576
‫اصلا، امروز بعدازظهر تا
‫اداره میام

00:17:07.076 --> 00:17:09.557
‫ممنون

00:17:16.460 --> 00:17:18.941
‫فقط یه روالِ عادیه

00:17:19.588 --> 00:17:24.552
‫منظورم اینه که، حتما پلیس
‫می‌خواد ازم سوال بپرسه

00:17:25.094 --> 00:17:28.195
‫چه خبر شده، بلیک؟

00:17:29.515 --> 00:17:31.789
‫بلیک؟

00:17:33.143 --> 00:17:36.646
‫باید یه چیزی بهت بگم

00:17:36.647 --> 00:17:40.162
‫خیل‌خب، ممنون، عزیزم

00:17:51.912 --> 00:17:54.581
‫باید به گاسینگتون برگردم

00:17:54.582 --> 00:17:58.376
‫"گریزلدا" می‌گه مردم می‌گن
‫من چون از این وضع خجالت می‌کشیدم،

00:17:58.377 --> 00:18:00.920
‫از اونجا رفتم

00:18:00.921 --> 00:18:03.631
‫این یعنی اونا فکر می‌کنن من
‫تمامِ چیزای وحشتناکی که اونا می‌گن

00:18:03.632 --> 00:18:06.676
‫رو باور دارم

00:18:06.677 --> 00:18:09.679
‫من اینجا رو نگه می‌دارم، جین

00:18:09.680 --> 00:18:14.903
‫تو می‌مونی، مگه نه؟
‫و از قضیه سر درمیاری

00:18:15.769 --> 00:18:20.231
‫اوه، جین، تو خیلی باهوشی،
‫چطور تا الان این مسئله رو حلش نکردی؟

00:18:20.232 --> 00:18:24.569
‫به‌نظر نمیاد به جایی برسی،
‫فکر می‌کردم فورا متوجه می‌شی

00:18:24.570 --> 00:18:27.488
‫نه، عزیزم، فورا متوجه نشدم

00:18:27.489 --> 00:18:30.241
‫تا یه مدت نه

00:18:30.242 --> 00:18:32.310
‫چی؟

00:18:33.662 --> 00:18:37.874
‫یعنی الان می‌دونی کی روبی کین رو کشته؟

00:18:37.875 --> 00:18:39.000
‫اوه، بله

00:18:39.001 --> 00:18:41.085
‫بله، اونو می‌دونم

00:18:41.086 --> 00:18:46.257
‫قضیه الان بقیه‌ان، دیگه کی،
‫می‌دونی چی می‌گم؟

00:18:46.467 --> 00:18:50.219
‫جین... اذیتم نکن

00:18:50.220 --> 00:18:53.306
‫باید فورا بهم بگی کار کیه
‫و منظورت چیه

00:18:53.307 --> 00:18:55.475
‫اوه، نه، این اصلا درست نیست، دالی

00:18:55.476 --> 00:18:58.519
‫- چرا درست نیست؟
‫- چون تو خیلی بی‌ملاحظه‌ای

00:18:58.520 --> 00:19:03.232
‫راه میفتی به همه می‌گی،
‫یا حداقل اشاره می‌کنی

00:19:03.233 --> 00:19:06.152
‫نه، نه، هنوز راه زیادی برای رفتن هست

00:19:06.153 --> 00:19:09.668
‫خیلی چیزا هنوز مبهم‌ان

00:19:15.329 --> 00:19:20.603
‫- برین عقب، قربان، اونجا خیلی جا هست.
‫- درسته

00:19:42.189 --> 00:19:44.524
‫بیا از عقبِ ماشین شروع کنیم

00:19:44.525 --> 00:19:48.092
‫- وقتی اسلک می‌گه 10 دقیقه، منظورش 5 دقیقه‌ست.
‫- بله، قربان

00:19:56.412 --> 00:19:58.287
‫رک بگم، سرهنری،

00:19:58.288 --> 00:20:02.250
‫همین که این ناراحتیشو پشتِ سر بذاره،
‫اگه بذاره،

00:20:02.251 --> 00:20:06.713
‫تنها چیزی که آقای جفرسون
‫رو زنده نگه می‌داره، خشم‌اشه

00:20:06.714 --> 00:20:09.632
‫خشم‌اش علیهِ خدایان،
‫من این‌جوری صداش می‌کنم

00:20:09.633 --> 00:20:12.969
‫باهاشون مبارزه می‌کنه

00:20:12.970 --> 00:20:15.930
‫چیز خاصی هست که اونو عصبانی کنه؟

00:20:15.931 --> 00:20:20.893
‫اوه، بی‌کفایتی، اتلاف وقت،
‫کمبودِ بنزین

00:20:20.894 --> 00:20:24.522
‫هر چیزی که اونو از ادامه
‫دادن بازداره

00:20:24.523 --> 00:20:26.694
‫فریب

00:20:27.401 --> 00:20:31.071
‫بله، فریب

00:20:31.530 --> 00:20:36.534
‫- می‌شه رک باشم، سر هنری؟
‫- لطفا

00:20:36.535 --> 00:20:39.481
‫یه تصادفی شده بود،

00:20:40.080 --> 00:20:41.789
‫می‌دونین، آقا، خانم جوانی

00:20:41.790 --> 00:20:46.377
‫که آقای جفرسون باهاش
‫وقت می‌گذروند، ارزششو نداشت

00:20:46.378 --> 00:20:50.590
‫اون می‌خواست آشکارا
‫با ایشون رابطه داشته باشه،

00:20:50.591 --> 00:20:54.552
‫ولی فکر کنم حتی از ایشون خوشش هم نمی‌اومد

00:20:54.553 --> 00:21:00.053
‫یه بعدازظهر بود...
‫حدودا یه هفته پیش

00:21:00.601 --> 00:21:03.227
‫خانم کین با آقای جفرسون بود

00:21:03.228 --> 00:21:05.396
Yοu'll never believe it -

00:21:05.397 --> 00:21:09.525
it was the same landlady
as had the dοg in Ηuddersfield!

00:21:09.526 --> 00:21:12.007
The stinking cοw!

00:21:12.654 --> 00:21:15.135
She'd mοved.

00:21:17.326 --> 00:21:21.537
- Are yοu all right, Jeff?
- A speck οf dust.

00:21:21.538 --> 00:21:27.038
Dοn't dο that.
Wοrst thing yοu can dο. Ηere, let me.

00:21:31.632 --> 00:21:33.174
‫حالا بیا

00:21:33.175 --> 00:21:35.927
‫پسر شجاعی باش و چشماتو باز کن

00:21:35.928 --> 00:21:39.960
‫زود باش، آفرین، بالا رو ببین، بالا رو ببین

00:21:40.224 --> 00:21:44.359
‫اوه، یالا، بیچاره‌ی پیر

00:21:45.479 --> 00:21:47.605
‫بیا، گرفتمش

00:21:47.606 --> 00:21:51.950
‫یکی داشته شومینه رو جارو می‌زده!

00:21:52.528 --> 00:21:55.404
‫این چیه تو کیف‌دستیت؟

00:21:55.405 --> 00:21:56.906
‫چیه؟

00:21:56.907 --> 00:21:58.783
‫این

00:21:58.784 --> 00:22:01.202
‫این کیه؟

00:22:01.203 --> 00:22:04.038
‫منو بگرد، جف، اون مال من نیست

00:22:04.039 --> 00:22:07.625
‫عزیزم، الان از کیف تو افتاد بیرون

00:22:07.626 --> 00:22:10.728
‫چی؟ نمی‌دونم چطور ممکنه!

00:22:12.047 --> 00:22:14.882
‫"من صادق‌ام،
‫روبی‌رویِ شیرینم

00:22:14.883 --> 00:22:17.364
‫تقدیم به تو...

00:22:19.596 --> 00:22:21.722
‫تقدیم به تو..."

00:22:21.723 --> 00:22:24.725
‫می‌شه لطفا ببینمش، جف؟

00:22:24.726 --> 00:22:27.019
‫اوه، نمی‌دونم

00:22:27.020 --> 00:22:29.397
‫مطمئن نیستم

00:22:29.398 --> 00:22:31.879
‫بیخیال، عزیزم

00:22:32.526 --> 00:22:34.694
‫اوه، فهمیدم کیه

00:22:34.695 --> 00:22:37.822
‫اون بعضی وقتا میاد اینجا،
‫من باهاش می‌رقصم

00:22:37.823 --> 00:22:42.785
‫می‌گفت تو فیلم بازی می‌کنه،
‫یه احمقِ به تمام معناست

00:22:42.786 --> 00:22:46.372
‫دیوونه!
‫حتما عکسشو انداخته تو کیفم

00:22:46.373 --> 00:22:49.709
‫صادقانه بگم، جف، اون پسرا خیلی احمقن

00:22:49.710 --> 00:22:54.297
‫اونا همیشه عکس مکسای منو
‫از تو ویترین بلند می‌کنن

00:22:54.298 --> 00:22:56.424
‫همیشه چی؟

00:22:56.425 --> 00:22:59.802
‫عکس مکسامو برمی‌دارن دیگه

00:22:59.803 --> 00:23:02.284
‫عکس مکسامو می‌دزدن

00:23:09.897 --> 00:23:14.108
‫فکر نمی‌کنم آقای جفرسون باورش کرده باشه

00:23:14.109 --> 00:23:16.485
‫کلِ اون روز عصبی بود

00:23:16.486 --> 00:23:21.986
‫کاملا پای تلفن کنترلشو از دست داده بود

00:23:22.242 --> 00:23:24.493
‫البته که همه چی دوباره درست شد،

00:23:24.494 --> 00:23:28.915
‫ولی فکر می‌کنم از اون روز
‫به بعد بیشتر مراقب اون دختر بود

00:23:28.916 --> 00:23:32.752
‫اغلب ازش می‌پرسید که چیکارا می‌کنه

00:23:32.753 --> 00:23:36.785
‫- شما عکس رو دیدین؟
‫- نه، آقا

00:23:37.174 --> 00:23:39.133
‫به‌نظرتون اگه می‌فهمید که اون

00:23:39.134 --> 00:23:42.970
‫یه عاشق‌پیشه‌ی پنهانی داره، چیکار می‌کرد؟

00:23:42.971 --> 00:23:45.640
‫بخوام صادق باشم، فکر می‌کنم...

00:23:45.641 --> 00:23:50.967
‫با توجه به وضعیتِ سلامتیش،
‫فهمیدنش اونو به کشتن می‌داد

00:23:55.234 --> 00:24:00.238
‫- خیلی ممنون که اومدین، آقا.
‫- خوشحال می‌شم بتونم کمکی بکنم

00:24:00.239 --> 00:24:02.531
‫امیدوارم حس نکنید که وقتتون داره تلف می‌شه

00:24:02.532 --> 00:24:04.134
‫اصلا

00:24:06.203 --> 00:24:08.684
‫آزمایشگاهِ پزشکی قانونی

00:24:11.458 --> 00:24:13.251
‫پس بااحتیاط رانندگی کنید، آقا

00:24:13.252 --> 00:24:15.526
‫بدرود، بازرس

00:24:16.129 --> 00:24:18.145
‫خدانگهدار

00:24:35.857 --> 00:24:39.652
‫به بازرس راجع به لباسش می‌گی دیگه؟

00:24:39.653 --> 00:24:43.281
‫راجع به لباس روبی کین حرف می‌زنیم؟

00:24:43.282 --> 00:24:44.657
‫البته

00:24:44.658 --> 00:24:47.994
‫قضیه همین بود دیگه، مگه نه،
‫اینکه اون لباسشو عوض کرده،

00:24:47.995 --> 00:24:51.539
‫و بعد رفته تا یه نفرو ملاقات کنه،
‫که ما فکر می‌کنیم اون یه مرد بوده

00:24:51.540 --> 00:24:53.749
‫این برداشتِ کلیه

00:24:53.750 --> 00:24:55.459
‫خب، این کافی نیست

00:24:55.460 --> 00:24:58.087
‫اگه روبی می‌خواست همون نوع
‫لباسی که تنش بود رو بپوشه،

00:24:58.088 --> 00:25:01.799
‫اون‌وقت مطمئن می‌شد که اون
‫بهترین لباسشه، کاری که دخترا می‌کنن

00:25:01.800 --> 00:25:04.427
‫پس چرا این کارو نکرده؟

00:25:04.428 --> 00:25:09.702
‫این کلیدِ کل این قضیه‌ست

00:25:17.774 --> 00:25:20.609
‫خوبه، فکر کنم دیگه سوالی ندارم

00:25:20.610 --> 00:25:22.523
‫ممنون، "جنی"

00:25:50.724 --> 00:25:55.394
‫من با هر 6 تا دختر مصاحبه کردم،
‫خانم مارپل، واقعا فکر نمی‌کنم...

00:25:55.395 --> 00:25:56.854
‫بله، بله

00:25:56.855 --> 00:25:59.899
‫من باید با "فلوری اسمال" صحبت کنم

00:25:59.900 --> 00:26:05.226
‫وقتی داشت می‌رفت بیرون
‫دیدیش؟ خیلی سریع آروم شد

00:26:09.201 --> 00:26:14.701
‫فلوری اسمال؟

00:26:16.249 --> 00:26:21.472
‫چیزی نیست، ما فقط می‌خوایم
‫یه‌کم دیگه باهات حرف بزنیم

00:26:21.496 --> 00:26:36.496
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:26:40.023 --> 00:26:42.556
I think it will be OΚ.

00:26:43.235 --> 00:26:48.716
‫فلوری، مطمئنی که همه چیزو به ما گفتی؟

00:26:50.450 --> 00:26:54.794
‫ترجیح می‌دم اینو با صدای بلند بگی، فلوری

00:26:55.956 --> 00:26:57.609
‫بله

00:26:58.542 --> 00:27:04.042
‫باید دختر شجاعی باشی
‫و صادقانه صحبت کنی

00:27:05.382 --> 00:27:10.094
‫فلوری اسمال، اگه چیزی رو
‫که می‌دونی به ما نگی،

00:27:10.095 --> 00:27:14.432
‫برات مشکلِ جدی پیش میاد، خیلی جدی

00:27:14.433 --> 00:27:16.892
‫یعنی عملا داری شهادتِ دروغ می‌دی

00:27:16.893 --> 00:27:22.271
‫و همون‌طور که می‌دونی،
‫ممکنه به‌خاطرش بری زندان

00:27:24.067 --> 00:27:26.735
‫نمی‌دونم

00:27:26.736 --> 00:27:29.989
‫فلورنس، طفره نرو،
‫فورا هر چی که می‌دونی رو بهم بگو

00:27:29.990 --> 00:27:33.920
‫پاملا نمی‌خواست بره "وولورث"،

00:27:35.287 --> 00:27:39.629
‫و یه کاری در رابطه با فیلما
‫انجام بده، مگه نه؟

00:27:41.126 --> 00:27:44.538
‫مگه نه، فلوری؟

00:27:45.005 --> 00:27:46.088
‫چرا،

00:27:46.089 --> 00:27:48.507
‫چرا، می‌خواست

00:27:48.508 --> 00:27:51.469
‫اوه، خانم، من خیلی نگرانم،

00:27:51.470 --> 00:27:53.554
‫نمی‌تونم بهتون بگم

00:27:53.555 --> 00:27:58.225
‫به زور غذا از گلوم پایین می‌ره،
‫این مدت وحشتناک بود

00:27:58.226 --> 00:28:03.190
‫می‌دونین، من به پمیِ بیچاره
‫قول داده بودم، قول داده بودم

00:28:04.691 --> 00:28:07.401
‫تنها چیزی که ادواردز بهم گفت
‫این بود که روبی کین

00:28:07.402 --> 00:28:11.864
‫به مردِ توی عکس اشاره کرده
‫و گفته یه ارتباطی با فیلم داشته

00:28:11.865 --> 00:28:16.452
‫بازم بلیک، بلیک فردِ
‫موردعلاقه‌ی بازرس اسلکه

00:28:16.453 --> 00:28:21.165
‫اون راجع به کارهاش دروغ گفته بود
‫و حالا هم که تو ماشینش مو پیدا کردیم

00:28:21.166 --> 00:28:24.585
‫دادیم با اونایی که رو لباسِ
‫روبی کین پیدا کردیم تطبیق بدن

00:28:24.586 --> 00:28:27.963
‫آها، حرف از لباسش شد

00:28:27.964 --> 00:28:30.299
‫یه چیزی هست که می‌خوام مطرح کنم

00:28:30.300 --> 00:28:31.759
‫بله؟

00:28:31.760 --> 00:28:35.304
‫ببین، تو که فکر نمی‌کنی من
‫دارم دخالت می‌کنم، مگه نه؟

00:28:35.305 --> 00:28:39.475
‫حدس می‌زنم دوباره می‌خوای
‫راجع به خانم مارپل صحبت کنی، نه؟

00:28:39.476 --> 00:28:42.937
‫خیل‌خب، ازت خواسته چی بهم بگی؟

00:28:42.938 --> 00:28:44.980
‫راجع به لباسِ دختره‌ست

00:28:44.981 --> 00:28:46.065
‫ما...

00:28:46.066 --> 00:28:51.392
‫خانم مارپل می‌گه اون لباس
‫کلیدِ حلِ کل این قضیه‌ست

00:28:54.032 --> 00:28:58.737
‫فلوری، آروم باش، عزیزم
‫و هر چی که پمی بهت گفته رو بهمون بگو

00:28:58.787 --> 00:29:02.331
‫وقتی بود که داشتیم از
‫راه دریایی به سمتِ اتوبوس می‌رفتیم،

00:29:02.332 --> 00:29:04.542
‫تو راهِ گردهمایی بودیم،

00:29:04.543 --> 00:29:07.753
‫که بهم گفت...

00:29:07.754 --> 00:29:10.256
‫پمی ازم پرسید می‌تونم
‫یه رازی رو نگه دارم یا نه

00:29:10.257 --> 00:29:12.841
‫- خب، می‌تونی؟
‫- البته که می‌تونم

00:29:12.842 --> 00:29:14.385
‫قسم بخور

00:29:14.386 --> 00:29:17.054
‫قسم می‌خورم، قول می‌دم، پمی
‫به کسی نمی‌گم

00:29:17.055 --> 00:29:21.725
‫- آخرین باری که رفتیم خرید رو یادته؟
‫- آره

00:29:21.726 --> 00:29:25.187
‫من فقط واسه خرید نرفته بودم،
‫رفته بودم با یه مرد ملاقات کنم

00:29:25.188 --> 00:29:26.397
‫پمی!

00:29:26.398 --> 00:29:28.449
‫اوه، چیزی نیست،
‫اون‌جوری که فکر می‌کنی نبود

00:29:28.450 --> 00:29:29.421
‫پس چی؟

00:29:29.459 --> 00:29:32.611
‫خب، آره، اون اومد دنبالم

00:29:32.612 --> 00:29:34.405
‫شروع کرد باهام صحبت کردن

00:29:34.406 --> 00:29:35.447
‫راجع به چی؟

00:29:35.448 --> 00:29:39.910
‫3تا حدس بزن که بعد از
‫گردهمایی می‌خوام چیکار کنم

00:29:39.911 --> 00:29:42.121
‫پمی، نکن!

00:29:42.122 --> 00:29:44.206
‫اون کار نه، دیوونه!

00:29:44.207 --> 00:29:46.792
‫- بگو دیگه.
‫- تستِ فیلم

00:29:46.793 --> 00:29:49.086
‫می‌خوام واسه یه فیلم تست بدم

00:29:49.087 --> 00:29:50.713
‫شوخی می‌کنی!

00:29:50.714 --> 00:29:54.800
‫خودمم اولش همین فکرو کردم،
‫ولی اون گفت نباید ناامید باشم

00:29:54.801 --> 00:29:59.805
‫اون می‌گه دنبالِ یه تیپِ خاص می‌گرده،
‫و لازمه که منو تو فیلم ببینه

00:29:59.806 --> 00:30:03.183
‫ولی پمی، تو از کجا می‌دونی...
‫خب، می‌دونی...

00:30:03.184 --> 00:30:05.853
‫قیافه‌اش خیلی به آدمای این کاره می‌خورد

00:30:05.854 --> 00:30:10.608
‫اگه قراردادی باشه، اون گفت لازمه‌اش
‫اینه که خانواده‌ام وکیل بگیرن تا قرارداد رو ببینه

00:30:10.609 --> 00:30:13.569
‫و قراره که منو تا اونجا همراهی کنن

00:30:13.570 --> 00:30:16.655
‫یه خانم برای کمک به من اونجا هست

00:30:16.656 --> 00:30:19.074
‫یکی که واقعا در جریانِ همه چی هست

00:30:19.075 --> 00:30:20.951
‫این عالیه

00:30:20.952 --> 00:30:24.955
‫پاملا قرار بود کجا اون مردو ببینه؟

00:30:24.956 --> 00:30:29.418
‫- تو هتلش.
‫- نمی‌دونی کدوم هتل بود؟

00:30:29.419 --> 00:30:32.624
‫نه، نگفت

00:30:33.173 --> 00:30:37.635
‫اون فیلم قرار بود کجا پر بشه؟

00:30:37.636 --> 00:30:43.065
‫اون گفت که اونا یه استودیوی
‫کوچیک تو دانموث دارن

00:30:43.475 --> 00:30:45.601
‫آهان

00:30:45.602 --> 00:30:49.271
‫من باید جلوشو می‌گرفتم،
‫باید

00:30:49.272 --> 00:30:52.787
‫باید...

00:30:55.195 --> 00:30:57.321
‫بیا تو

00:30:57.322 --> 00:31:00.240
‫- همین الان پیغامتون به دستم رسید، قربان.
‫- خوبه

00:31:00.241 --> 00:31:01.825
‫چی شده، اسلک؟

00:31:01.826 --> 00:31:03.118
‫آزمایشگاه، قربان

00:31:03.119 --> 00:31:07.706
‫موهایی که رو لباس اون دختر بود
‫با موهایی که تو ماشین بلیک پیدا کردیم یکیه

00:31:07.707 --> 00:31:09.500
‫تبریک می‌گم

00:31:09.501 --> 00:31:10.999
‫کارت خوب بود

00:31:11.252 --> 00:31:15.798
‫البته می‌دونم که کار خاصی نبود، قربان

00:31:15.799 --> 00:31:20.010
‫قتلِ دوم چی؟
‫چیزی پیدا کردی؟

00:31:20.011 --> 00:31:21.887
‫فقط یه مقدار زمان می‌بره

00:31:21.888 --> 00:31:25.182
‫آزمایشگاه می‌گه که تا صبح می‌شه
‫یه چیزی پیدا کرد که وکیل نتونه کاریش کنه

00:31:25.183 --> 00:31:27.184
‫بعدش بلیک رو می‌کشونیم اینجا

00:31:27.185 --> 00:31:31.146
‫همین که بتونیم متهمش کنیم، قتل دوم
‫رو هم به راحتی از زیر زبونش می‌کشیم بیرون

00:31:31.147 --> 00:31:33.774
‫خیلی‌ام مطمئن نباش

00:31:33.775 --> 00:31:35.567
‫چرا اینو می‌گین، قربان؟

00:31:35.568 --> 00:31:39.405
‫خب من خودمم یه‌کم تحتِ نظر گرفتمش،
‫اون یه مخالفِ وجدانیه
‫[کسی که به واسطه اعتقاداتِ خود با جنگ مخالف است]

00:31:39.406 --> 00:31:41.073
‫قابل انتظار بود

00:31:41.074 --> 00:31:43.450
‫اون به خدمتِ آتش‌نشانی ملحق شده،

00:31:43.451 --> 00:31:45.494
‫و مدالِ "جورج" رو دریافت کرده

00:31:45.495 --> 00:31:47.511
‫شب خوش، اسلک

00:32:03.471 --> 00:32:08.308
‫اوه، خیلی خوشحالم که شما اینجایین،
‫می‌شه بیام داخل؟

00:32:08.309 --> 00:32:10.060
‫حتما

00:32:10.061 --> 00:32:12.542
‫چرا که نه؟

00:32:22.741 --> 00:32:24.867
Take a pew.

00:32:24.868 --> 00:32:26.744
I beg yοur pardοn?

00:32:26.745 --> 00:32:28.412
Park yοur...

00:32:28.413 --> 00:32:33.273
- Wοuld yοu like tο sit dοwn?
- Oh. Thank yοu.

00:32:37.505 --> 00:32:40.215
Sο what is it this time?

00:32:40.216 --> 00:32:41.592
This time?

00:32:41.593 --> 00:32:45.262
Sο far I've had the nave restοratiοn fund,
the needlewοrk guild,

00:32:45.263 --> 00:32:47.973
the Bishοp's appeal
fοr deep sea fishermen.

00:32:47.974 --> 00:32:52.576
What are yοu?
Bοy Scοuts οr unmarried mοthers?

00:32:53.021 --> 00:32:55.981
All right. Dοn't answer that.

00:32:55.982 --> 00:32:58.442
‫تو فقط اومدی یه نگاهی به اطراف بندازی

00:32:58.443 --> 00:33:02.029
‫فکر کنم باید یه تور خونه‌گردی
‫بذارم و یه پولی هم بگیرم

00:33:02.030 --> 00:33:06.217
‫دوست دارین از کجا شروع کنین؟
‫آشپزخونه؟

00:33:06.701 --> 00:33:09.119
‫من اومدم بهت یه پیشنهاد بدم

00:33:09.120 --> 00:33:12.790
‫اوه، خدای من! لیگِ نجابت!

00:33:12.791 --> 00:33:15.959
‫که امیدوارم در مدت زمانِ
‫سختِ پیشِ رو کمک کنه

00:33:15.960 --> 00:33:18.086
‫چی؟

00:33:18.087 --> 00:33:19.963
‫می‌خوام شدیدا بهت توصیه کنم،

00:33:19.964 --> 00:33:23.425
‫که از اسمِ خونوادگیت تو روستا استفاده نکنی

00:33:23.426 --> 00:33:27.429
‫خیلی زود، به هر کمکی
‫که بشه نیاز پیدا می‌کنی

00:33:27.430 --> 00:33:30.224
‫توی روستاهایِ مذهبی یه تعصبات
‫و قضاوت‌هایی راجع به

00:33:30.225 --> 00:33:34.353
‫کسایی که با هم ازدواج
‫نکردن ولی با هم زندگی می‌کنن هست

00:33:34.354 --> 00:33:36.063
‫اوه، البته که لذت می‌بری

00:33:36.064 --> 00:33:39.691
‫خودتو خانمِ "لی"ِ مجرد صدا کنی،
‫در صورتی که خانمِ بلیکِ متاهلی

00:33:39.692 --> 00:33:45.155
‫و تا الانم تونسته جلوی همه به جز اونایی
‫که خیلی فضول‌ان رو بگیره که خبردار نشن

00:33:45.156 --> 00:33:48.568
‫ولی وقتِ چنین بازی‌هایی به سر رسیده

00:33:52.247 --> 00:33:54.540
‫از کجا فهمیدی ما ازدواج کردیم؟

00:33:54.541 --> 00:33:57.435
‫عزیزم، از مدل دعوا کردنتون معلومه

00:33:57.669 --> 00:34:00.087
‫شما مثل کسایی که نسبت به هم تعهد دارن،

00:34:00.088 --> 00:34:02.297
‫و بیشتر از صرفِ یه قرار
‫با هم درارتباط‌ان دعوا می‌کنید

00:34:02.298 --> 00:34:04.049
‫شما حیرت‌انگیزین

00:34:04.050 --> 00:34:06.945
‫فکر می‌کردم رفتین مجموعه‌ی
‫"سامرست" یا یه همچین چیزی

00:34:07.262 --> 00:34:12.762
‫اوه... مجموعه‌ی سامرست

00:34:16.646 --> 00:34:19.940
‫- و بقیه‌اش؟
‫- ببخشید؟

00:34:19.941 --> 00:34:23.456
‫این دلسوزیا برای چی بود؟

00:34:24.195 --> 00:34:29.695
‫چون امروز قراره همسرت رو
‫به جرمِ قتل دستگیر کنن

00:34:30.076 --> 00:34:31.326
‫ولی کار اون نبوده!

00:34:31.327 --> 00:34:34.288
‫می‌دونم، ولی الان این مهم نیست

00:34:34.289 --> 00:34:37.374
‫خوشحالم که درباره‌اش بهت گفته

00:34:37.375 --> 00:34:40.168
‫با اون قالیچه چیکار کرد؟

00:34:40.169 --> 00:34:42.030
‫سوزوندمش

00:34:47.677 --> 00:34:50.572
‫ولی خوب تمیزکاری نکردی

00:34:51.472 --> 00:34:54.884
‫ببین، همین کافیه

00:34:56.603 --> 00:35:01.308
‫و ماشینتون،
‫چقدر دقیق عمل کردی؟

00:35:02.859 --> 00:35:05.340
‫ماشین

00:35:08.072 --> 00:35:11.174
‫من برای این کار ساخته نشدم، نه؟

00:35:12.035 --> 00:35:13.827
‫شما چقدر می‌دونین؟

00:35:13.828 --> 00:35:16.246
‫دوست دارم بیشتر بدونم

00:35:16.247 --> 00:35:21.001
‫خیل‌خب، بهتون می‌گم،
‫من و "داینا" بحثمون شد

00:35:21.002 --> 00:35:26.483
‫من مهمونی رو زود ترک کردم،
‫واقعیت اینه که خیلی الکل نوشیده بودم

00:35:26.674 --> 00:35:32.174
♪ We'll gather lilacs
in the spring again

00:35:34.599 --> 00:35:40.099
♪ And walk tοgether
dοwn an English lane... ♪

00:36:18.893 --> 00:36:20.769
Ηellο!

00:36:20.770 --> 00:36:23.871
A visitοr, by my trοth!

00:36:25.149 --> 00:36:27.630
Aye, aye.

00:36:28.528 --> 00:36:31.939
Wake up.

00:36:39.998 --> 00:36:42.916
‫فکر کنم ترسیدم

00:36:42.917 --> 00:36:48.417
‫فقط می‌دونستم که باید از خونه ببرمش بیرون

00:37:06.858 --> 00:37:10.269
‫اصلا نمی‌دونستم کجا دارم می‌رم

00:37:13.614 --> 00:37:16.819
‫فقط رفتم... و رفتم

00:37:26.919 --> 00:37:29.814
‫دیوانه!

00:37:35.511 --> 00:37:41.011
‫بعد یهو دیدم که از ساختمونِ
‫گاسینگتون رد شدم

00:37:42.351 --> 00:37:47.851
‫و خیلی اتفاقی به‌نظر راهکار خوبی می‌اومد

00:39:01.764 --> 00:39:04.766
‫به‌نظر دیوونگی میاد، می‌دونم

00:39:04.767 --> 00:39:07.769
‫ولی فکر می‌کردم شوخیِ خوبیه

00:39:07.770 --> 00:39:13.270
‫بانتری می‌تونه بعضی وقتا
‫آدمِ عوضی‌ای باشه، می‌دونین که

00:39:13.317 --> 00:39:18.817
‫به‌نظر خیلی ناجور می‌اومد،
‫یه دخترِ اون‌طوری، تو کتابخونه‌اش

00:39:20.366 --> 00:39:23.002
‫حقه‌ی ظالمانه‌ایه

00:39:23.244 --> 00:39:25.162
‫می‌دونم

00:39:25.163 --> 00:39:27.247
‫نمی‌دونستی اون کی بود؟

00:39:27.248 --> 00:39:31.334
‫نه! من روبی کین رو خیلی کم می‌شناختم

00:39:31.335 --> 00:39:33.461
‫و صورتش هم...

00:39:33.462 --> 00:39:35.338
‫بله، بله

00:39:35.339 --> 00:39:38.800
‫حالا باید چیکار کنیم، بلیک؟

00:39:38.801 --> 00:39:43.013
‫خب، پیشنهاد می‌کنم وکیل خوبی بگیرین

00:39:43.014 --> 00:39:46.529
‫پلیس

00:40:08.247 --> 00:40:12.125
‫- زیاد طولش نمی‌دم، "اینچ".
‫- بله، خانم

00:40:12.126 --> 00:40:14.711
‫جین، خدا رو شکر که اینجایی

00:40:14.712 --> 00:40:17.964
‫داشتیم بهت زنگ می‌زدیم، بیا تو

00:40:17.965 --> 00:40:21.384
‫نمی‌تونم بمونم، دالی، ولی گفتم
‫بیام خبرا رو بدم

00:40:21.385 --> 00:40:22.469
‫خبرا؟

00:40:22.470 --> 00:40:26.640
‫بازل بلیک همین الان به جرمِ
‫قتل روبی کین دستگیر شد

00:40:26.641 --> 00:40:27.807
‫بلیک؟

00:40:27.808 --> 00:40:29.392
‫کار اون نیست

00:40:29.393 --> 00:40:31.269
‫از کجا می‌دونی؟

00:40:31.270 --> 00:40:34.731
‫البته اون جسد رو تو کتاب‌خونه‌ی شما گذاشته

00:40:34.732 --> 00:40:36.942
‫خب، مثلِ تامی باند و قورباغه‌اش

00:40:36.943 --> 00:40:41.529
‫اون از معملش متنفر بود،
‫برای همین اون قورباغه رو گذاشت تو ساعتش

00:40:41.530 --> 00:40:46.159
‫بلیک؟ تو کتاب‌خونه‌ی من؟ آخه واسه چی؟

00:40:46.160 --> 00:40:48.662
‫فکر کنم می‌خواسته باهات شوخی کنه

00:40:48.663 --> 00:40:51.539
‫- چی؟
‫- خب، اون مست بوده

00:40:51.540 --> 00:40:53.667
‫اوه، جدا؟

00:40:53.668 --> 00:40:56.578
‫پس برای همین بوده،
‫اوه، خب

00:40:56.679 --> 00:40:57.896
‫ولی پس کارِ کی بوده؟

00:40:57.897 --> 00:41:01.808
‫فکر کنم جوابِ این سوال تو لندنه

00:41:02.009 --> 00:41:03.677
‫بله، لندن

00:41:03.678 --> 00:41:05.929
‫اینچ اگه عجله کنیم به بلیطِ
‫ساعت 10 می‌رسیم

00:41:05.930 --> 00:41:07.842
‫- بریم.
‫- بله، خانم

00:41:15.481 --> 00:41:18.817
‫مطمئن نیستم که درست
‫باشه با هم دیده بشیم، پیرمرد

00:41:18.818 --> 00:41:20.110
‫چطور؟

00:41:20.111 --> 00:41:23.905
‫- مظمنونِ شماره یک!
‫- اوه، بیخیال، گاسکل

00:41:23.906 --> 00:41:25.991
‫چیه؟

00:41:25.992 --> 00:41:28.326
‫قطعا اون کسیه که دلم نمی‌خواد
‫باهاش دیده بشم

00:41:28.327 --> 00:41:31.429
‫من رو به پادشاهِ "ویمبلدون" ببخشید!

00:41:32.164 --> 00:41:35.625
‫همچین نامحسوس هم عمل نمی‌کنه، نه؟

00:41:35.626 --> 00:41:38.336
‫نمی‌دونم چرا باید انقدر بی‌ادب باشه

00:41:38.337 --> 00:41:40.171
‫من اصلا تا حالا باهاش حرف هم نزدم

00:41:40.172 --> 00:41:42.215
‫چی می‌خوری؟

00:41:42.216 --> 00:41:45.176
‫ببین، فکر کنم یه چیزی رو باید بدونی

00:41:45.177 --> 00:41:47.512
‫- راجع به ادلید.
‫- چیو؟

00:41:47.513 --> 00:41:52.058
‫خب می‌دونی که ادلید به کدِ
‫جفرسون‌ها اعتقاد داره، مگه نه؟

00:41:52.059 --> 00:41:53.393
‫این یعنی چی؟

00:41:53.394 --> 00:41:58.894
‫خب، یعنی این که جفرسون‌های اصیل عادت ندارن
‫با بازیکن‌های تنیس ازدواج کنن، پسر جان

00:41:59.900 --> 00:42:01.151
‫همین

00:42:01.152 --> 00:42:03.374
‫یه نوشیدنیِ دیگه، لطفا

00:42:06.574 --> 00:42:09.365
‫عصر بخیر، ری

00:42:14.957 --> 00:42:17.542
‫ری؟ چی شده، ری؟

00:42:30.556 --> 00:42:34.278
‫آقای جفرسون منتظرتون‌ان

00:42:34.852 --> 00:42:37.354
‫درسته، پس من دیگه می‌رم

00:42:37.355 --> 00:42:38.688
‫خوش به حالت

00:42:38.689 --> 00:42:41.024
‫- می‌ری بخش؟
‫- نه بابا

00:42:41.025 --> 00:42:42.984
‫باید برم اداره‌ی مرکزی، یه
‫گفت‌وگوی دیگه با بلیک دارم

00:42:42.985 --> 00:42:44.069
‫لجبازه، نه؟

00:42:44.070 --> 00:42:47.906
‫تا نیمه‌شب ازش اعتراف می‌گیرم،
‫تموم می‌شه و می‌ره، شرط ببندیم؟

00:42:47.907 --> 00:42:49.198
‫اسلک؟

00:42:52.703 --> 00:42:55.789
‫می‌شه حرف بزنیم؟

00:42:55.790 --> 00:42:57.832
‫البته، قربان

00:42:57.833 --> 00:42:58.833
‫خانم مارپل

00:42:58.834 --> 00:43:01.836
‫اوه... بله، بله

00:43:01.837 --> 00:43:07.092
‫من تازه از لندن برگشتم،
‫از مجموعه‌ی سامرست

00:43:07.093 --> 00:43:10.194
‫و فکر کردم شاید...

00:43:15.226 --> 00:43:17.143
‫بنا به درخواستِ ما،

00:43:17.144 --> 00:43:20.313
‫کانوی جفرسون به خانم
‫جفرسون و آقای گاسکل اطلاع داد

00:43:20.314 --> 00:43:23.024
‫که از اونجایی که روبی کین مرده،

00:43:23.025 --> 00:43:27.654
‫اون می‌خواد 100 هزار پوندی رو
‫که قراره بوده به روبی کین بده، اهدا کنه

00:43:27.655 --> 00:43:31.991
‫از این پول قراره برایِ تاسیسِ یه هتل برای
‫رقصنده‌های جوان در لندن استفاده بشه

00:43:31.992 --> 00:43:33.785
‫درسته، بله

00:43:33.786 --> 00:43:35.912
‫اون همچنین بهشون گفته که فردا

00:43:35.913 --> 00:43:39.249
‫می‌خواد با وکیلش جزئیات رو نهایی کنه

00:43:39.250 --> 00:43:42.001
‫حالا این کاریه که من می‌خوام انجام بشه

00:43:42.002 --> 00:43:45.724
‫تا چند ساعت دیگه هوا تاریک می‌شه
‫و ما باید سریعا حرکت کنیم

00:45:25.022 --> 00:45:28.983
Geοrge, put that in the bοοt fοr me.
Gοοd man.

00:45:28.984 --> 00:45:32.070
Mary, cancel breakfast fοr me,
will yοu?

00:45:32.071 --> 00:45:33.828
I'm mοtοring tο tοwn.

00:45:34.698 --> 00:45:37.128
Oh, I'm frightfully sοrry!

00:45:37.409 --> 00:45:39.285
Oh, if anybοdy shοuld
want me tοnight,

00:45:39.286 --> 00:45:43.578
they can ring me at my flat.
Back at lunchtime tοmοrrοw.

00:46:51.692 --> 00:46:54.277
‫یادتون نره، تمرینِ گروهیِ ساعت 3

00:46:54.278 --> 00:46:56.759
‫اوه، بیخیال

00:48:24.326 --> 00:48:25.721
‫نه!

00:48:28.956 --> 00:48:33.298
‫خانم گاسکل...
‫فکرشو می‌کردم

00:48:49.309 --> 00:48:51.790
‫مطمئنم که همین‌طوره...

00:48:51.937 --> 00:48:56.441
‫جین، قبل از اینکه خانواده‌ی جفرسون
‫و بلیک برسن اینجا

00:48:56.442 --> 00:48:59.026
‫باید بهمون بگی چه‌جوری فهمیدی

00:48:59.027 --> 00:49:02.113
‫لطفا، عزیز جان، من که اصلا نمی‌فهمم

00:49:02.114 --> 00:49:03.448
‫تو چی ملچت؟

00:49:03.449 --> 00:49:05.908
‫خب، آره، ولی فکر کنم
‫خانم مارپل باید توضیح بدن

00:49:05.909 --> 00:49:08.804
‫یکی دو تا چیز هست که من
‫کامل متوجه نشدم

00:49:09.747 --> 00:49:13.374
‫خب، می‌ترسم فکر کنین راهکارهام غیرحرفه‌ایه

00:49:13.375 --> 00:49:15.293
‫اصلا!

00:49:15.294 --> 00:49:18.588
‫حالا همگی ساکت،
‫جین، باید بهمون بگی

00:49:18.589 --> 00:49:21.966
‫خوبه، خوبه

00:49:21.967 --> 00:49:25.136
‫من نمی‌تونستم بیخیالِ اون 100 هزار پوند بشم

00:49:25.137 --> 00:49:26.971
‫همون کلیدِ همه چیز بود

00:49:26.972 --> 00:49:31.184
‫ولی حالا اینکه کارِ خانم جفرسون
‫بود یا آقای گاسکل رو شک داشتم

00:49:31.185 --> 00:49:33.102
‫هر دوشون عذر موجه داشتن

00:49:33.103 --> 00:49:38.316
‫تا زمانی که داینا لی به مجموعه‌ی
‫سامرست اشاره نکرد، ازدواج، نفهمیدم

00:49:38.317 --> 00:49:43.571
‫و از وقتی فهمیدم مارک گاسکل
‫و جوزی ترنر با هم ازدواج کرده بودن،

00:49:43.572 --> 00:49:48.242
‫ولی اینو پنهون کرده بودن،
‫تا زمانی که جفرسون بمیره

00:49:48.243 --> 00:49:51.287
‫که البته امیدوار بودن زود این اتفاق بیفته

00:49:51.288 --> 00:49:55.541
‫- متوجهین؟
‫- نه، خانم مارپل، متاسفانه هیچی نمی‌فهمم

00:49:55.542 --> 00:49:58.002
‫البته که اون ناخنا بودن که منو نگران کردن

00:49:58.003 --> 00:50:01.047
‫گرچه روبی کین ناخناشو کوتاه کرده بود،

00:50:01.048 --> 00:50:04.550
‫اون دختر بیچاره‌ی توی کتابخونه،
‫ناخوناشو جویده بود

00:50:04.551 --> 00:50:08.429
‫فقط درست درنمی‌اومد،
‫مثل داستان می‌موند

00:50:08.430 --> 00:50:10.681
‫بعدش دیگه فهمیدم که

00:50:10.682 --> 00:50:15.853
‫جسدِ توی کتاب‌خونه اصلا روبی کین نیست

00:50:15.854 --> 00:50:18.356
‫خب پس جسدِ کی بود؟

00:50:18.357 --> 00:50:20.483
‫پاملا ریو

00:50:20.484 --> 00:50:24.445
‫و تهیه کننده‌ی قلابیِ پاملا ریو
‫هم مارک گاسکل بود؟

00:50:24.446 --> 00:50:25.822
‫بله

00:50:25.823 --> 00:50:29.283
‫ولی آدمی که پشتِ همه‌ی
‫این قضایا بود جوزی بود

00:50:29.284 --> 00:50:32.328
‫از همون اول هم معلوم بود
‫که زنِ خیلی زرنگیه

00:50:32.329 --> 00:50:35.748
‫انقدر زرنگ که می‌تونست
‫نقشه‌ی همه‌ی اینا رو ریخته باشه

00:50:35.749 --> 00:50:40.503
‫نقشه‌ی خیلی روشن‌بینانه
‫و بی‌رحمانه‌ای بود

00:50:40.504 --> 00:50:44.757
‫مارک گاسکل، بلیطش به سمتِ
‫ثروت و یه جایگاهِ خوب بود

00:50:44.758 --> 00:50:48.553
‫و هیچی، حتی روبی کین هم
‫نمی‌تونست جلوی اونو بگیره

00:50:48.554 --> 00:50:50.888
‫همش فکرِ خودش بوده

00:50:50.889 --> 00:50:53.641
‫هم دو تا قتل‌ها و هم اون بدل جایگزین‌شده

00:50:53.642 --> 00:50:58.145
‫اون خیلی خونسردانه بازل بلیک
‫رو به عنوانِ مظنونِ قتل انتخاب کرد

00:50:58.146 --> 00:51:02.149
‫عکسش رو هم خودش
‫انداخت تو کیف‌دستیِ روبی

00:51:02.150 --> 00:51:06.153
‫و خودش بود که داستانِ فیلم رو به پلیس گفت

00:51:06.154 --> 00:51:10.741
‫و البته اون بود که واسه
‫تستِ فیلم پاملایِ بیچاره رو همراهی کرده بود

00:51:10.742 --> 00:51:14.120
‫اون موهاشو رنگ کرد،
‫ناخنای جویده‌شده‌اشو لاک زد،

00:51:14.121 --> 00:51:18.374
‫اونو مثلِ روبی کین کرد،
‫یکی از لباسای روبی رو تنش کرد،

00:51:18.375 --> 00:51:20.501
‫و در نهایت هم چیزخورش کرد

00:51:20.502 --> 00:51:23.880
‫و حالا دیگه آماده‌ بود تا مارک گاسکل ببرتش

00:51:23.881 --> 00:51:29.218
‫کسی که بعد با بردنش به خونه‌ی
‫بلیک نقشه رو کامل می‌کنه

00:51:29.219 --> 00:51:32.346
‫اونو می‌کشه و برمی‌گرده به هتل

00:51:32.347 --> 00:51:37.847
‫تا زمانی که دکتر می‌گه اون مرده،
‫گاسکل و جوزی بهونه‌ی خوبی داشته باشن

00:51:38.186 --> 00:51:42.607
‫اونا نشسته بودن و بازی می‌کردن، و روبی کینِ
‫واقعی رو تماشا می‌کردن که می‌رقصیده

00:51:42.608 --> 00:51:47.111
‫بعد از اینکه یه چیزی به روبی می‌دن
‫تا گیج و خواب‌آلود بشه،

00:51:47.112 --> 00:51:51.991
‫جوزی بهش می‌گه بره به اتاق اون،
‫و دراز بکشه

00:51:51.992 --> 00:51:56.329
‫آگاه به اینکه اون مواد
‫به زودی تاثیر کاملشو می‌ذاره

00:51:56.330 --> 00:51:58.623
‫اون وقتی بود که رفته بود بالا تا

00:51:58.624 --> 00:52:02.966
‫واسه نمایشِ رقص لباسشو
‫عوض کنه که جوزی می‌کشتش

00:52:03.337 --> 00:52:07.048
‫اون بچه‌ی بیچاره رو تو خواب خفه می‌کنه

00:52:07.049 --> 00:52:11.510
‫و بعدا همون عصر، اون و گاسکل
‫اونیفرمِ "گاید" رو تنش می‌کنن،

00:52:11.511 --> 00:52:13.095
‫ماشینِ "بارتلت" رو می‌دزدن،

00:52:13.096 --> 00:52:17.308
‫می‌رن معدن و اونو می‌سوزونن

00:52:17.309 --> 00:52:22.313
‫بهم بگو ببینم، اون صدایی که
‫تو سرت می‌شنیدی،

00:52:22.314 --> 00:52:26.525
‫"موتزارت" بود گفتی؟
‫اون چه ربطی به این پرونده داشت؟

00:52:26.526 --> 00:52:29.320
‫اوه، بله، بخشِ جالبِ قضیه

00:52:29.321 --> 00:52:32.990
‫قطعه‌ی "عروسی فیگارو، سوزانا آریا"

00:52:32.991 --> 00:52:36.953
‫به‌خاطر این بود که سوزانا
‫مثلِ بانوی اشرافی لباس پوشیده بود

00:52:36.954 --> 00:52:39.872
‫لباسش اشتباهی بود،
‫همین

00:52:39.873 --> 00:52:44.126
‫پس همه چی به ناخن‌ها و موتزارت خلاصه می‌شد

00:52:44.127 --> 00:52:46.608
‫بله، کاملا

00:52:46.632 --> 00:53:06.632
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:53:06.656 --> 00:53:26.656
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.