﻿WEBVTT

00:00:01.490 --> 00:00:06.440
خب اینهم از ملکی که درموردش صحبت میکردیم ، بینظیر دارای تمامی امکانات بهمراه چشم اندازی فوق العاده زیبا

00:00:06.440 --> 00:00:10.760
با ماشین از قسمت مرکزی شهر برلین تا اینجا حدود 20 دقیقه طول میکشه

00:00:08.860 --> 00:00:11.940
شهر برلین

00:00:08.860 --> 00:00:11.940
(آلمان شرقی سابق)

00:00:10.760 --> 00:00:13.820
دسترسی راحت به حمل و نقل عمومی و در محیطی بسیار زیبا و آرام

00:00:14.920 --> 00:00:19.910
در آلمان شرقی ملکی شبیه این با اینهمه امکانات پیدا نخواهید کرد

00:00:19.910 --> 00:00:27.550
من شنیده ام که این عمارت مجلل قبلا متعلق به آقای لایبرت معاون سازمان تجارت و بازرگانی آلمان شرقی بوده درسته ؟

00:00:27.550 --> 00:00:28.880
هاه ؟

00:00:30.770 --> 00:00:33.380
چـــی ؟!؟ فقط برای اینکه اطلاعاتی درمورد آقای لایبرت بدست بیارید اومدین اینجا ؟!؟

00:00:33.980 --> 00:00:36.260
.... ای بابا ، خب از همون اول میگفتی مشتری نیستی

00:00:36.750 --> 00:00:40.260
من معذرت میخوام . ولی اینجا چیزهایی هست که باید ازشون سردربیارم

00:00:41.700 --> 00:00:45.270
من درمورد اون سیاستمداری که 10 سال پیش تقاضای پناهندگی کرد چیزی نمیدونم

00:00:45.270 --> 00:00:50.270
ظاهرا زمانی که آقا و خانم لایبرت اینجا زندگی میکردند اون دوقلوهارو به فرزندخوندگی قبول کردند

00:00:50.610 --> 00:00:52.890
بهتون که گفتم ، من درباره این موضوع چیزی نمیدونم

00:00:52.890 --> 00:00:54.740
مالک این عمارت کجاست ؟

00:00:54.740 --> 00:00:56.530
میتونم باهاش صحبت کنم ؟

00:00:56.530 --> 00:00:57.780
خووب گوش کن

00:00:57.780 --> 00:01:03.290
بیشتر زمینهای ملکی موجود در آلمان شرقی ، متعلق به یهودیان پروتمندی بوده که در دوران نازی ها ازینجا گریختند

00:01:03.970 --> 00:01:09.630
دولت آلمان شرقی هم برای یهودیان امکاناتی فراهم کرد تا بتونند درغرب و کشورهای خارجی تقاضای زمین و ملک کرده و در آنجا زندگی کنند

00:01:09.630 --> 00:01:12.250
مالک اصلی این زمینها هم کشوری خارجیست

00:01:12.250 --> 00:01:17.800
درثانی ، کمپانی ما در آلمان غربی جزو آژانسهای معتبر املاک و مستغلات بود ولی بعد از سقوط دیوار برلین به قسمت شرقی منتقل شد

00:01:17.800 --> 00:01:20.510
به همین دلیل ، از گذشته ها و اتفاقات اینجا چیزی نمیدونیم

00:01:20.510 --> 00:01:23.830
.... ببخشید ، میخوام درب اینجارو قفل کنم

00:01:23.830 --> 00:01:28.880
یعنی اینجا کسی نیست که درمورد آقای لایبرت یا اتفاقاتی که 10 سال پیش اینجا افتاده چیزی بدونه ؟

00:01:28.880 --> 00:01:33.630
براتون که توضیح دادم ، این عمارت فقط برای افراد رده بالای سیاسی و دولتی استفاده میشده

00:01:33.630 --> 00:01:37.220
وقتی که دیوار برلین سقوط کرد ، همه آنها ازینجا فرار کردند و کسی هم باقی نموند

00:01:37.220 --> 00:01:39.780
مقامات بلندپایه ی وزارتخانه های داخلی هم جزو کسانی بودند که اونموقع همراه بقیه فرار کردند

00:01:41.340 --> 00:01:43.790
.... اوه راستی الان یه چیزی یادم افتاد

00:01:44.260 --> 00:01:50.110
اینجا یکی هست که قبلا جزو مقامات رده بالای امور تجاری آلمان شرقی سابق بوده

00:01:50.790 --> 00:01:53.340
آقای لایبرت ؟

00:01:53.340 --> 00:01:56.170
اون نباید تقاضای پناهندگی میکرد ، واقعا دست به کار خطرناکی زده بود و برایش گران تمام میشد

00:01:56.170 --> 00:01:59.800
اگر کمی بیشتر صبر کرده بود ، آلمان شرقی هم منحل شده بود و میتونست راحت زندگیشو ادامه بده

00:02:01.070 --> 00:02:06.980
واقعا نمیدونم دلیل اصلیش برای ترک این کشور چی بوده ، ولی دیگه مهم نیست چون اون کشته شده

00:02:06.980 --> 00:02:10.940
یادتونه آقای لایبرت بچه های دوقلویی داشتند یا نه ؟

00:02:10.940 --> 00:02:12.620
بچه های دوقلو ؟

00:02:15.250 --> 00:02:16.820
حالا یادم اومد

00:02:17.390 --> 00:02:20.660
خودش میگفت که بچه هارو از یه یتیم خونه به فرزندخواندگی قبول کرده

00:02:20.660 --> 00:02:21.770
یتیم خونه ؟

00:02:21.770 --> 00:02:24.080
اونا واقعا بچه های بامزه ای بودند

00:02:24.520 --> 00:02:27.660
آقای لایبرت خیلی دلش میخواست بچه داشته باشه

00:02:27.660 --> 00:02:29.770
اسم اون یتیم خونه چی بود ؟

00:02:29.770 --> 00:02:31.290
....خب .... اگر اشتباه نکنم

00:02:33.100 --> 00:02:35.080
511

00:02:35.080 --> 00:02:36.840
خودشه

00:02:36.840 --> 00:02:39.510
اسمش 511 کیندرهایم بود

00:02:40.120 --> 00:02:43.660
.... کیندرهایم .... 511

00:02:43.660 --> 00:03:09.490
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:05:09.490 --> 00:05:13.750
یتیم خانه 511 کیندرهایم

00:05:21.750 --> 00:05:27.260
شنیدم که قراره ساختمان یتیم خونه بزودی تبدیل به فروشگاه بزرگی بشه

00:05:28.490 --> 00:05:33.020
خیلی خوشحالم که این ساختمون غیرعادی و وحشتناک بالاخره میخواد خراب بشه

00:05:35.040 --> 00:05:36.900
ببخشید

00:05:36.900 --> 00:05:39.520
شما در مورد سرنوشت بچه های این یتیم خونه چیزی میدونید ؟ کجا میتونم اونارو پیدا کنم ؟

00:05:40.960 --> 00:05:45.030
منظورت چیه ؟ کسی زنده نمونده که بخواهی پیداش کنی

00:05:46.260 --> 00:05:48.700
اصلا دوست ندارم درموردش چیزی بگم

00:05:48.700 --> 00:05:50.700
داستانش واقعا وحشتناکه

00:05:50.700 --> 00:05:52.200
ام - ببخشید

00:05:52.200 --> 00:05:54.790
اگر واقعا مشتاقی بدونی چه اتفاقی افتاده

00:05:55.370 --> 00:06:00.650
آقای هارتمن رئیس سابق وزارت بهداشت و درمان داخل همین خیابان 47 زندگی میکنه ، اون میتونه کمکت کنه

00:06:19.230 --> 00:06:23.220
عموجان یه سوال ، این اطراف شخصی به نام هارتمن زندگی میکنه ؟

00:06:27.200 --> 00:06:30.450
اتفاقی افتاده ؟ انگار دستت زخمی شده

00:06:30.450 --> 00:06:32.240
بذار ببینمش

00:06:32.840 --> 00:06:35.580
نگران نباش چیزی نیست ، نمیخوام که بترسونمت

00:06:35.580 --> 00:06:36.290
بذار پانسمانش کنم

00:06:37.640 --> 00:06:43.000
انگار قبلا هم دستت آسیب دیده ، چون دوباره همونجای دستت زخم شده

00:06:43.000 --> 00:06:45.380
آروم باش چیزی نیست ، فقط کمی میسوزونه

00:06:45.380 --> 00:06:46.700
ولی باعث میشه که زخمت خوب بشه

00:06:50.300 --> 00:06:52.580
خیله خب ، تموم شد

00:07:00.160 --> 00:07:01.770
مواظب باش دوباره زمین نخوری

00:07:01.770 --> 00:07:03.760
وگرنه زخمت بدتر میشه

00:07:09.050 --> 00:07:10.600
.... هارتمن

00:07:29.530 --> 00:07:35.890
بعد از فروپاشی آلمان شرقی قبول کردم که از تمام اون بچه های بی سرپرست نگهداری کنم

00:07:35.890 --> 00:07:37.020
بچه های بی سرپرست ؟

00:07:37.020 --> 00:07:42.770
من ازشون مراقبت کردم تا زمانیکه اونارو یکی یکی به فرزندخوندگی قبول کردند یا که خودشون برای ادامه زندگیشون تصمیم گرفتند

00:07:43.620 --> 00:07:48.490
اون پسری که عکسش وسطه ، مدیرعامل یکی از کمپانیهای معروف تولید لباس به فرزندخوندگی قبولش کرد

00:07:48.490 --> 00:07:51.890
عکس سمت چپ ، الان یکی از سربازان زبده ارتشه

00:07:52.550 --> 00:07:54.990
بازم هنوز یکی هست که ازش مراقبت میکنم

00:07:54.990 --> 00:07:56.700
مطمئنا شغل مشکل و پردردسری دارید

00:07:56.700 --> 00:07:59.770
.... البته من به چشم " شغل " به اینکار نگاه نمیکنم

00:08:00.810 --> 00:08:06.670
من موقعی که رئیس بهداشت و درمان این منطقه بودم با بچه های بی سرپرست زیادی سروکار داشتم

00:08:06.670 --> 00:08:09.460
ولی اونموقع همیشه با شیوه ها و قوانین دولت مشکل داشتم

00:08:12.320 --> 00:08:18.220
وقتی حکومت سوسیالیسمی سقوط کرد ، تلاش زیادی کردم تا بتونم به اون بچه ها کمک کنم

00:08:18.990 --> 00:08:22.370
اونموقع وضع مالی خوبی نداشتم ، بخاطر همینم اونجور که میخواستم پیش نرفت

00:08:22.370 --> 00:08:26.730
ولی بازم روش زندگی و راحتی اونا از اون یتیم خونه قدیمی بهتر بود

00:08:27.920 --> 00:08:34.240
باید بگم که 511 کیندرهایم ، یتیم خونه ویژه ای بود که توسط دونهاد مهم و دولتی اداره میشد

00:08:35.680 --> 00:08:41.450
تمام یتیم خونه های موجود در آلمان شرقی قدیم شرایط بد و متفاوتی داشتند

00:08:42.180 --> 00:08:46.240
ولی اونایی که ویژه و خاص بودند ، شرایطشون واقعا افتضاح و وحشتناک بود

00:08:46.240 --> 00:08:49.800
هیچ تسهیلاتی برای بچه ها درنظر گرفته نمیشد ، اونجا کسی نبود که بدرستی از اونا مراقبت کنه

00:08:49.800 --> 00:08:54.960
اونجا مجموعه ای از بچه هایی بود که والدینشون جزو جنایتکاران و مجرمان سیاسی بودند که با تقاضای پناهندگی بدنبال راه فرار میگشتند

00:08:54.960 --> 00:09:00.470
و همینطور بچه های والدینی که به خیانت و جاسوسی متهم شده بودند

00:09:01.240 --> 00:09:05.850
بخاطرهمین ، تبعیض و رفتارهای غیرانسانی و وحشیانه در اونجا امری رایج بود

00:09:05.850 --> 00:09:09.690
بچه ها هیچگونه حق اعتراض نداشتند ، هربلائی سرشون میومد برای کسی اهمیت نداشت

00:09:11.710 --> 00:09:17.190
اونجا محلی برای انکار ذاتی تفاوت های جامعه گرایی و استبداد بود ، جائی برای شستشوی مغزی بچه ها

00:09:17.190 --> 00:09:23.750
شعار دولت سوسیالیست این بود که تمام این بچه ها باید بعنوان نمونه های برتر آموزشی و تحصیلی شناخته بشند

00:09:23.750 --> 00:09:26.030
ولی در عوض ، مثل جنایتکاران و وحشیها باهاشون رفتار میکردند

00:09:26.030 --> 00:09:29.360
از همه بدتر و وحشی تر ، مدیر و مربیان اونجا بودند

00:09:30.440 --> 00:09:35.470
اینقدر اوضاع افتضاح و وخیم بود که برای رفع نیازهای خودشون ، حتی از بچه ها سوءاستفاده میکردند

00:09:35.980 --> 00:09:38.700
هیچکس باورنمیکنه که اونا چه جنایتکاران مخوفی بودند

00:09:39.200 --> 00:09:43.940
در تمام یتیم خونه های ویژه ترس و خشونت بدی حاکم بود

00:09:43.940 --> 00:09:47.940
هیچکدوم از بچه های اونجا مراحل رشد و تربیت عادی هم نداشتند و آینده ای نامعلوم درانتظارشون بود

00:09:48.790 --> 00:09:51.690
.... تا اینکه اون حادثه اتفاق افتاد

00:09:52.190 --> 00:09:52.990
حادثه ؟

00:09:52.990 --> 00:09:55.370
چه اتفاقی برای اون یتیم خونه و بچه هاش افتاد ؟

00:09:55.370 --> 00:10:00.140
تو گفتی که میخوای درمورد اون دوقلوها بیشتر بدونی درسته ؟

00:10:00.140 --> 00:10:03.210
..... مطمئنم که شما درموردشون یه چیزایی میدونید

00:10:03.210 --> 00:10:07.960
درمورد اون دختربچه چیز زیادی نمیدونم ، چون اون به یتیم خونه دیگه ای فرستاده شده بود

00:10:07.960 --> 00:10:11.960
اما درمورد برادرش یوهان خیلی چیزا میدونم

00:10:12.420 --> 00:10:15.950
یوهان .... درسته خودشه ، لطفاً هرچی درموردش میدونید بهم بگید

00:10:21.710 --> 00:10:26.430
من ..... نمیتونم چیزی بگم ، جزو اطلاعات فوق محرمانست

00:10:26.430 --> 00:10:30.940
دولت آلمان شرقی بهم دستور اکید داده بود که درموردش چیزی گفته نشه

00:10:30.940 --> 00:10:35.660
ولی الان دیگه سقوط کرده و دستوری وجود نداره

00:10:35.660 --> 00:10:38.360
پس مسلما بابت گفتن اطلاعات و اون حادثه مشکلی برام پیش نمیاد

00:10:38.360 --> 00:10:40.110
چه اتفاقاتی برای یتیم خونه افتاد ؟

00:10:40.520 --> 00:10:45.120
درمورد یوهان چی میدونید ؟ اون چیکار کرده ؟

00:10:48.430 --> 00:10:49.870
یوهان .... شورش کرد

00:10:55.590 --> 00:10:57.240
من برگشتم

00:10:57.240 --> 00:11:01.340
دیتر ، حواست باشه مهمون داریم . مودب باش و سلام کن

00:11:02.200 --> 00:11:03.050
دیتــر

00:11:03.540 --> 00:11:05.500
چرا اونجا ایستادی ؟ نشنیدی چی گفتم ؟

00:11:05.500 --> 00:11:07.420
گفتم بیا اینجا و سلام کن

00:11:07.420 --> 00:11:08.810
عیبی نداره

00:11:08.810 --> 00:11:11.430
من قبلا جلوی درب ورودی دیدمش

00:11:11.430 --> 00:11:12.560
درسته ؟

00:11:13.580 --> 00:11:17.820
اگر اجازه میدید به ادامه صحبتهامون بپردازیم

00:11:17.820 --> 00:11:21.020
ببخشید ، جلوی دیتر نمیتونم صحبتی بکنم

00:11:21.020 --> 00:11:22.700
درسته ، متوجه شدم

00:11:23.440 --> 00:11:26.850
دیروقته بهتره منم برم ، بعدا دوباره صحبت میکنیم

00:11:28.810 --> 00:11:29.660
دیتــر

00:11:32.980 --> 00:11:35.420
شام حاضره ، دوست دارم دور هم بخوریم البته اگر قبول کنید

00:11:35.420 --> 00:11:37.490
اگر اینطوره .... باشه

00:11:44.870 --> 00:11:52.220
تنما یه سوال ، اگر شما خبرنگار بودید مطمئنا درمورد داستان امروز و صحبتهامون  یه مقاله طولانی مینوشتید ، درست نمیگم ؟

00:11:52.220 --> 00:11:54.190
خب ، راستش .... همینطوره

00:11:54.190 --> 00:11:58.550
پس من ازتون میخوام خیلی واضح و زیبا درموردش بنویسید

00:11:59.090 --> 00:12:03.160
بزرگ شدن هر بچه ای مستقیما به کسی برمیگرده که این وظیفه برعهدشه

00:12:04.010 --> 00:12:08.060
تربیت و رشد صحیح فرزندان وظیفه ی اصلی والدین اوناست

00:12:09.720 --> 00:12:14.510
اگر چنین روندی شکل بگیره ، بچه هم کم کم آرزوهایی درون ذهنش بوجود میاد ، آرزوهایی عجیب و شگفت انگیز

00:12:14.510 --> 00:12:16.670
.... آرزو

00:12:17.330 --> 00:12:19.170
دیتر ، بگو ببینم آرزوی تو چیه ؟

00:12:21.620 --> 00:12:22.670
توپ فوتبال

00:12:24.500 --> 00:12:26.680
دلم میخواد یه توپ فوتبال داشته باشم

00:12:27.090 --> 00:12:28.430
که اینطور

00:12:30.260 --> 00:12:31.970
بابت پذیرائی و شام ازتون ممنونم

00:12:31.970 --> 00:12:34.190
برای ادامه صحبتهامون باید یکبار دیگه مزاحمتون بشم

00:12:34.790 --> 00:12:38.940
اینحرفا چیه ، مراحمید . خلاصه ببخشید که گفتگو ناتمام موند

00:12:40.350 --> 00:12:43.650
اشکالی نداره ، من فردا صبح دوباره میام پیشتون

00:12:54.780 --> 00:12:55.570
دیتــــر

00:13:28.420 --> 00:13:30.220
ببخشید آقا

00:13:31.250 --> 00:13:32.870
اون توپ پشت ویترین قیمتش چنده ؟

00:13:41.930 --> 00:13:43.410
آقای هارتمن

00:13:43.410 --> 00:13:44.620
منم ، تنما

00:13:44.620 --> 00:13:45.940
آقای هارتمن

00:13:48.940 --> 00:13:50.720
آقای هارتمن ! آقای هارتمن

00:13:51.170 --> 00:13:53.030
اتفاقی افتاده ؟

00:13:54.730 --> 00:13:56.640
آقای هارتمن

00:13:56.640 --> 00:13:58.910
.... تنما

00:14:00.740 --> 00:14:01.720
دیتر

00:14:02.680 --> 00:14:04.140
چی شده ؟

00:14:04.140 --> 00:14:08.030
از روی صندلیش افتاد زمین

00:14:08.030 --> 00:14:09.940
دیتر ، چیزی نیست

00:14:09.940 --> 00:14:12.930
.... زخمم .... زخمم

00:14:12.930 --> 00:14:14.700
دیتر کجات زخم شده ؟

00:14:14.700 --> 00:14:16.680
دردمیکنـــــــه

00:14:16.680 --> 00:14:18.780
آقای هارتمن ، سریعتر آمبولانس خبرکنید

00:14:18.780 --> 00:14:20.250
باشه .... باشه

00:14:20.880 --> 00:14:23.250
دیتر ، بذار ببینم چی شده

00:14:26.260 --> 00:14:30.030
این کبودی ها چیه روی بدنت ؟

00:14:30.600 --> 00:14:34.270
اینجاست ؟ اینجات درد میکنه ؟

00:14:34.270 --> 00:14:36.470
دوتا از دنده هات شکسته

00:14:36.470 --> 00:14:40.140
.... و شانه سمت چپت هم ازجا در رفته

00:14:40.140 --> 00:14:42.860
امکان نداره همه اینا بخاطر افتادنت از روی صندلی باشه

00:14:43.300 --> 00:14:45.850
آمبولانس بزودی میرسه اینجا

00:14:45.850 --> 00:14:48.590
لازم نیست نگران چیزی باشید

00:14:49.360 --> 00:14:51.370
ولی .... این کبودی ها بخاطر چیه ؟

00:14:51.370 --> 00:14:53.650
بهتون که گفتم چیز خاصی نیست

00:14:53.650 --> 00:14:55.530
شما دیگه بهتره برید

00:14:55.530 --> 00:14:56.530
.... ولی

00:14:56.530 --> 00:15:01.580
از همه مهمتر ، اینکه متوجه کبودی و شکستگی شدید .... نشون میده که شما دکتری

00:15:02.030 --> 00:15:03.180
.... اه ، خب

00:15:03.680 --> 00:15:07.630
تنما .... حس میکنم این اسمو قبلا هم شنیدم

00:15:08.180 --> 00:15:10.340
درسته .... تو باید دکتر باشی

00:15:10.920 --> 00:15:13.600
همون دکتری که بخاطر قتل تحت تعقیبه

00:15:15.520 --> 00:15:17.240
.... این کبودی ها

00:15:17.240 --> 00:15:19.810
زخم و کبودی همه جای بدن دیتر هست ، دلیل اینا چیه ؟

00:15:20.200 --> 00:15:25.210
راستی دکتر تنما ، این به نفعت نیست که سریعتر ازینجا فرار کنی ؟

00:15:25.210 --> 00:15:28.320
همون موقع که برای آمبولانس زنگ زدم به پلیس هم همه چیزو گفتم

00:15:28.880 --> 00:15:33.070
آقای هارتمن ! مثل اینکه متوجه نشدید ، گفتم دلیل اینهمه زخم و کبودی چیه ؟

00:15:33.460 --> 00:15:39.390
تو اصلا شبیه آدمی نیستی که بخاطر قتل تحت تعقیبه

00:15:42.170 --> 00:15:46.410
از یه فراری بیشتر ازینا انتظار داشتم . اصلا بهت نمیاد عصبی بشی

00:15:46.410 --> 00:15:47.920
پس شما اینکارو کردی

00:15:48.400 --> 00:15:49.830
چیکار کردم ؟

00:15:49.830 --> 00:15:50.420
متوجه منظورتون نمیشم

00:15:50.420 --> 00:15:54.190
منظورم بدرفتاری و سوءاستفاده از دیتره

00:15:54.190 --> 00:15:54.930
بدرفتاری ؟ سوءاستفاده ؟

00:15:55.550 --> 00:15:58.550
استغفراله ، من و اینحرفا ؟ من هیچوقت با اون اینطور رفتار نکردم

00:15:58.550 --> 00:15:59.810
مگه نه دیتر ؟

00:16:04.020 --> 00:16:05.520
میخوای چیکار کنی ؟

00:16:05.910 --> 00:16:08.030
باید اونو برسونم بیمارستان

00:16:08.420 --> 00:16:11.670
پس بغیر از قتل ، آدم ربایی هم جزو اهدافته ؟

00:16:12.280 --> 00:16:13.440
تکون نخور لعنتی

00:16:13.440 --> 00:16:16.530
حتی اگه اینکارو هم بکنی ، مطمئن باش پلیسا دست از سرت برنمیدارن

00:16:22.970 --> 00:16:25.880
آروم باش دیتر ، تو خوب میشی . الان میبرمت بیمارستان

00:16:27.180 --> 00:16:29.160
من ..... از بیمارستان میترسم

00:16:29.160 --> 00:16:30.130
ترس نداره که

00:16:30.540 --> 00:16:32.900
اونجا دکترا بهت میرسن زود خووب میشی . نگران چیزی نباش

00:16:32.900 --> 00:16:38.140
همیشه وقتی جائیم دردمیگرفت یا زخم میشد ، آقای هارتمن معاینم میکرد

00:16:44.150 --> 00:16:47.900
با اینهمه درد و زخمی که داری ، هیچوقت نشده که بری بیمارستان ؟

00:16:48.560 --> 00:16:50.230
..... میترسیدم که برم

00:16:50.230 --> 00:16:54.530
دنیای امروز پر شده از آدم ها و چیزهای بد

00:16:54.530 --> 00:16:58.330
بخاطر همین ، من میخوام که قویتر بشم

00:16:58.330 --> 00:16:59.910
.... خیلی قوی

00:17:00.300 --> 00:17:01.910
آقای هارتمن این مزخرفاتو بهت گفته ؟

00:17:01.910 --> 00:17:04.250
دنیارو تاریکی و سیاهی گرفته

00:17:04.250 --> 00:17:05.920
فردا روز سیاه و نحسیه

00:17:10.760 --> 00:17:11.920
هیچکدوم اینا حقیقت نداره

00:17:13.270 --> 00:17:15.430
اینکه دنیا تاریک و سیاه شده ، دروغ بزرگ و مزخرفیه

00:17:16.390 --> 00:17:17.180
واقعا ؟

00:17:17.790 --> 00:17:19.860
آره

00:17:19.860 --> 00:17:21.200
!!! آخ ، دیدی یادم رفت

00:17:21.800 --> 00:17:23.270
بفرما ، اینم چیزی که آرزوشو داشتی

00:17:23.620 --> 00:17:24.480
هااا

00:17:26.350 --> 00:17:29.110
مطمئنا فردا روز قشنگ و زیبائی خواهد بود

00:17:34.980 --> 00:17:37.840
معذرت میخوام بدموقع مزاحم شدم و شمارو تو زحمت انداختم

00:17:37.840 --> 00:17:38.770
.... اینحرفا چیه میزنید

00:17:38.770 --> 00:17:43.500
فقط برای بهبودی کاملش کمی زمان لازمه ، چون ما هم بخاطر بیماران اورژانسی سرمون شدید شلوغه

00:17:43.500 --> 00:17:45.720
امکانش نیست که خودتون معاینش کنید ؟

00:17:45.720 --> 00:17:49.500
..... آخه تصادفی رخ داده و خیلی وحشتناک بوده ، راننده اتوبوس درجا کشته شده ولی

00:17:48.500 --> 00:17:52.610
ما باید درمورد اتفاقی که افتاده از راننده کامیون سوالاتی بپرسیم

00:17:52.610 --> 00:17:55.430
اگر جفت پاهاش هم قطع شده باشه ، بازم که میتونه حرف بزنه

00:17:55.430 --> 00:18:00.010
فعلا تحت مداوای تیم درمانی هست ، اگر ممکنه تحقیقاتتون را بذارید برای بعداً

00:18:00.010 --> 00:18:03.060
پس ما همینجا منتظر میمونیم

00:18:02.000 --> 00:18:04.090
.... اممم .... خب

00:18:04.090 --> 00:18:06.140
حدود دوساعت دیگه برمیگردم

00:18:07.010 --> 00:18:09.650
لطفا مراقبش باشید

00:18:11.430 --> 00:18:17.110
اگر کسی غیرازمن اینجا اومد و خواست اونو ببینه ، به هیچوجه بهش اجازه ندید

00:18:17.110 --> 00:18:18.640
ممنونم

00:18:18.640 --> 00:18:20.280
... اه ... ببخشید

00:18:20.620 --> 00:18:22.590
صحنه تصادف هنوز پاکسازی نشده ؟

00:18:22.590 --> 00:18:24.330
هنوز نه ، فعلا که اونجا ترافیک شدیدی راه افتاده

00:18:26.280 --> 00:18:29.600
حالا باید چیکار کنم ؟ کجا باید برم ؟

00:18:29.600 --> 00:18:32.340
اول از همه ، باید کسی را پیداکنم که مدتی مراقب دیتر باشه

00:18:32.340 --> 00:18:36.340
حتی اگه بخوام اونو به پلیس تحویلش بدم ، خودم که نمیتونم اینکارو انجام بدم

00:18:38.750 --> 00:18:45.350
درمورد اون دختربچه چیز زیادی نمیدونم ، چون اون به یتیم خونه دیگه ای فرستاده شده بود

00:18:46.010 --> 00:18:47.850
یه یتیم خونه دیگه ؟

00:18:48.680 --> 00:18:50.560
حالا فهمیدم

00:18:58.940 --> 00:19:01.570
بگو ببینم بچه ای داری که میخوای به ما بسپری ؟

00:19:02.060 --> 00:19:04.370
الان مشکلت چیه ؟ دنبال چیزی میگردی ؟

00:19:04.370 --> 00:19:06.500
!!! خودتم نمیدونی اینوقت شب اینجا چیکار میکنی و چی میخوای

00:19:06.930 --> 00:19:09.310
.... متوجهم که درخواستم کمی عجیب و غیرممکنه

00:19:09.310 --> 00:19:10.980
..... ولی اون بچه

00:19:10.980 --> 00:19:14.270
شما بهم گفتید که اون بچه قربانی کودک آزاری شده

00:19:14.270 --> 00:19:16.840
.... ولی تا وقتی که نبینمش و ندونم چه نسبتی با شما داره

00:19:16.840 --> 00:19:19.070
.... خب ، راستش اون

00:19:19.070 --> 00:19:24.460
شرمنده ، از غریبه ای همچون شما نمیتونم بچه ای قبول کنم

00:19:24.460 --> 00:19:26.020
.... ام .... خب

00:19:26.020 --> 00:19:30.400
اینجا همون یتیم خونه ایه که از آنا لایبرت مراقبت و نگهداری میکرد ؟

00:19:30.400 --> 00:19:32.570
آنــا لایبرت ؟

00:19:32.570 --> 00:19:35.150
شما اونو میشناسی ؟

00:19:35.670 --> 00:19:38.750
پس اون اینجا بوده

00:19:38.750 --> 00:19:41.260
بله بله ، حالا یادم اومد منظورتون کیه

00:19:41.260 --> 00:19:42.840
حالش چطوره ؟

00:19:42.840 --> 00:19:44.280
حسابی بزرگ شده نه ؟

00:19:44.280 --> 00:19:45.910
.... راستش .... بله

00:19:46.400 --> 00:19:49.290
الانم در دانشگاه هیدلبرگ به تحصیلاتش ادامه میده

00:19:49.290 --> 00:19:50.310
.... که اینطور

00:19:50.310 --> 00:19:51.870
پس برای خودش کسی شده

00:19:52.290 --> 00:19:54.290
آنا دختر خوب و نازنینی بود

00:19:54.290 --> 00:20:00.570
یادمه خانم و آقای لایبرت هم والدین ناتنی اون بودند ، همون مشاور وزارت بازرگانی .... یه برادر دوقلو هم داشت

00:20:00.570 --> 00:20:03.070
اممممم ، اسمش چی بود؟!؟!؟

00:20:03.070 --> 00:20:04.110
یوهـــان

00:20:04.110 --> 00:20:06.430
آره خودشه ، اسمش یوهان بود

00:20:06.430 --> 00:20:08.700
اونا خیلی بهم وابسته بودند

00:20:08.700 --> 00:20:12.640
اما از روزی که مجبور شدند از هم جدا بشند ، دائم نگران و آشفته بود

00:20:13.260 --> 00:20:18.650
اون دوتا قبل اینکه به اینجا بیایند ، خیلی تنها و مظلوم بودند و سرپرستی نداشتند

00:20:19.900 --> 00:20:23.760
اونا بهمون گفتند وقتی نزدیک مرز چک-اسلواکی پیداشون کردند

00:20:23.760 --> 00:20:29.040
در سرمای شدید با اینکه میلرزیدند ، دست همدیگرو گرفته بودند و بی هدف پرسه میزدند

00:20:30.360 --> 00:20:35.640
آقای لایبرت فقط قصد داشت که یوهان را به فرزندخوندگی قبول کنه

00:20:35.640 --> 00:20:38.490
ولی یوهان قبول نکرد و میگفت بدون خواهرش هیچ جایی نمیره

00:20:38.490 --> 00:20:42.130
اون همیشه میخواست که خواهرش شاد و خوشحال باشه

00:20:42.630 --> 00:20:47.030
.... من درمورد یتیم خونه های اون زمان در آلمان شرقی چیزهای وحشتناک و بدی شنیدم ، ولی

00:20:47.030 --> 00:20:50.890
اینجا درمقابل یتیم خونه 511 کیندرهایم اصلا قابل قیاس نیست

00:21:02.690 --> 00:21:06.390
اینگه ، دستشوئی که اینطرفی نیست عزیزم

00:21:06.390 --> 00:21:08.120
متوجه شدی ؟

00:21:10.780 --> 00:21:12.620
مامــــان

00:21:12.620 --> 00:21:14.870
آروم باش عزیزم ، آروم باش

00:21:14.870 --> 00:21:17.150
دختر خووب که گریه نمیکنه

00:21:17.150 --> 00:21:20.170
دستشوئی اونطرفه . حالا دیگه میتونی خودت بری

00:21:27.300 --> 00:21:31.570
این بچه ها هیچکدوم درمورد عشق و محبت والدین چیزی نمیدونند چون حسش نکردند

00:21:31.570 --> 00:21:35.740
برای رشد و بزرگ شدن اونا ، بیشتر ازهرچیزی محبت و عشق مادری مهمه

00:21:35.740 --> 00:21:40.690
همونطور که گفتید ، بیشتر یتیم خونه های زمان آلمان شرقی واقعا وحشتناک و مخوف بودند

00:21:40.690 --> 00:21:46.000
اسم قبلی اینجا هم "یتیم خونه شماره 47" بود

00:21:46.000 --> 00:21:49.740
.... بهرحال ، همیشه دنبال راه فرار بودیم

00:21:49.740 --> 00:21:52.660
.... تا جایی که امکان داشت از دستورات وحشتناک دولت وقت سرپیچی میکردیم

00:21:53.120 --> 00:21:56.120
برای اینکه هیچوقت نمیخواستیم به سرنوشت 511 کیندرهایم دچار بشیم

00:21:58.160 --> 00:22:03.200
کیندرهایم 511 ، یتیم خونه ویژه ای بود که توسط دونهاد مهم و دولتی تحت نظارت شدید بود

00:22:03.200 --> 00:22:05.340
بنظرت این چه معنی میتونه داشته باشه ؟

00:22:05.340 --> 00:22:06.380
نمیدونم

00:22:06.380 --> 00:22:10.810
تمامی اتفاقات داخلی اونجا تحت کنترل کامل وزارت کشور بود

00:22:11.420 --> 00:22:13.890
.... برای اینکه اونجا

00:22:14.430 --> 00:22:18.280
آزمایشگاه سری دولت آلمان شرقی بود

00:22:19.990 --> 00:22:26.470
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:22:28.470 --> 00:22:36.350
و به آرامی،تو حقیقت رو درک میکنی

00:22:38.690 --> 00:22:43.980
این همونطوریه که باید باشه

00:22:46.440 --> 00:22:53.530
تو فقط میتونی نهایت تلاشت رو بکنی

00:22:55.120 --> 00:22:58.960
اگه به اندازه کافی بازی کنی

00:22:58.960 --> 00:23:07.130
میتونی اعتماد منو بدست بیاری

00:23:12.220 --> 00:23:16.060
به خاطر عشق به زندگی

00:23:17.600 --> 00:23:21.390
رابطه ای وجود داره

00:23:23.480 --> 00:23:27.360
ما میتونستیم ببازیم

00:23:27.360 --> 00:23:35.410
ولی ما به مبارزه ادامه میدیم