﻿WEBVTT

00:00:02.460 --> 00:00:05.540
من سه سال پیش طلاق گرفتم ‏.‏

00:00:05.540 --> 00:00:08.960
البتّه بهتره اینطور بگم ‏،‏ همسرم ولم کرد و رفت ‏.‏

00:00:09.460 --> 00:00:13.840
بهرحال بیشتر وقتم با گوش کردن به حرفهای تو گذشته ‏،‏

00:00:13.840 --> 00:00:17.680
در اصل به زنم هیچ احساسی نداشتم و حرفیم نمیزدم ‏.‏

00:00:17.850 --> 00:00:20.140
فقط یه روزی بهم گفت ‏،‏

00:00:20.140 --> 00:00:25.440
‏"‏تو دقیقاً کارت جمع آوری قلب و احساس آدم هاست درست مثل یه آرشیوباز‏"‏

00:00:26.600 --> 00:00:27.400
دکتر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:28.480 --> 00:00:30.150
انگار واقعاً مشکل داری ‏.‏

00:00:31.190 --> 00:00:32.940
شاید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:32.940 --> 00:00:37.660
شغلم ایجاب میکنه که با دقّت به عمق و شخصیّت انسانها خیره بشم و درون ذهن و قلبشون نفوذ کنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:37.660 --> 00:00:43.160
حتّی میشه گفت ممکنه خودمم گرفتار ژرفای قلب و ذهنم بشم ‏.‏

00:00:44.370 --> 00:00:49.040
خب ‏،‏ چهارمین قربانی کسی نیست جز دختری هجده ساله و اهلِ شهر مونیخ ‏،‏ درست گفتم ؟

00:00:49.040 --> 00:00:53.170
وقتیکه داشتی اونو باضرباتِ چاقو میکشتی ‏،‏ تحریک جنسی هم شدی ؟

00:00:56.470 --> 00:00:57.300
دکتر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:58.300 --> 00:01:01.850
بیخیال این بشو ‏!‏ چرا درموردِ دوازدهمین قربانی چیزی نمیپرسی ؟

00:01:02.890 --> 00:01:06.140
احتمالاً منظورت خانوم هانّا کِمپ هستش ‏،‏

00:01:06.140 --> 00:01:07.440
و 52 سالم سن داشته ‏،‏ درست گفتم ؟

00:01:08.360 --> 00:01:10.520
زمانیکه اونو کشتم ‏،‏ من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:10.520 --> 00:01:13.610
نمیخواد چیزی بگی ‏.‏

00:01:13.610 --> 00:01:15.650
بالاخره میفهمم هدفت چی بوده ‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:15.650 --> 00:01:20.030
فعلاً میخوام درمورد یازدهمین قربانی ازت چیزایی بپرسم ‏.‏

00:01:20.030 --> 00:01:20.950
فهمیدی ؟

00:01:21.530 --> 00:01:23.240
بهتره به این سوالم جواب بدی ‏:‏

00:01:23.240 --> 00:01:25.750
اوج تحریک جنسیت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:25.750 --> 00:01:29.420
قبل از کشتنِ قربانی رخ داده یا بعدش ؟‏!‏؟

00:01:34.000 --> 00:01:44.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:02:57.170 --> 00:03:03.130
طبق گفته های پیتر جورگِنز ‏،‏ بیشتر مقتولین دخترانی مو بلند و میانگین سنّی بین 16 تا 18 سال داشتند ‏.‏

00:02:57.530 --> 00:03:01.330
منجلاب مانستر

00:03:03.140 --> 00:03:07.510
و اینگونه قتل ها نیز مطمئنّاً بعنوان جرائم جنسی دسته بندی میشه ‏.‏

00:03:07.510 --> 00:03:11.230
و قاتل نیز تاکنون به 12 قتلی که انجام داده اعتراف کرده ‏.‏

00:03:11.230 --> 00:03:14.480
ولی درمورد یکی از قربانیان بنام خانم کِمپ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:14.480 --> 00:03:17.940
طبق گزارشات پزشکی قانونی ‏،‏ هیچ نشانه ای از تجاوز جنسی بر روی مقتول دیده نشده ‏.‏

00:03:18.690 --> 00:03:25.660
بعلاوه اینکه ‏،‏ قاتل اعلام کرده بخاطر درخواستِ دوستش مجبور شده این پیرزن رو بکشه ‏،‏ در بازجوئی ها نیز اثراتی از دستپاچه شدن و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:29.240 --> 00:03:30.120
کی اینجاست ؟

00:03:39.250 --> 00:03:41.010
گفتم کی اینجاست ؟‏!‏؟

00:03:42.300 --> 00:03:43.760
منم ‏،‏ رودی ‏.‏

00:03:50.140 --> 00:03:50.930
تنما ‏!‏

00:03:53.480 --> 00:03:55.520
نزدیک بود از ترس سکته کنم ‏.‏

00:03:56.110 --> 00:03:57.520
معذرت میخوام ‏.‏

00:03:57.520 --> 00:03:59.520
آخه چاره ای نداشتم ‏،‏ مجبور بودم اینطور رفتار کنم ‏.‏

00:04:00.400 --> 00:04:02.070
مطمئنّم که از اوضاع و احوالم باخبری ‏.‏

00:04:02.070 --> 00:04:04.150
خب یه چیزایی شنیدم ‏.‏

00:04:04.150 --> 00:04:07.410
یعنی واقعاً باور میکنی که من یه قاتلِ سریالیم ؟

00:04:08.410 --> 00:04:09.030
خودمم نمیدونم ‏.‏

00:04:09.990 --> 00:04:15.420
از طریق روزنامه ها ‏،‏ تلویزیون و دوستای قدیمی دانشگاه چیزایی متوجّه شدم ‏،‏ اما خب خیلی سخت این چیزارو باور میکنم ‏.‏

00:04:17.710 --> 00:04:21.630
ولی چرا بین این همه دوست و رفیق ‏،‏ یکراست باید بیایی سراغِ من ؟‏!‏؟

00:04:21.630 --> 00:04:23.880
اینطور که معلوم بود ما دوستای خوب و صمیمی نبودیم ‏.‏

00:04:23.880 --> 00:04:25.050
و اینکه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:25.680 --> 00:04:27.640
. تو با دیده ی حقارت به من نگاه میکردی

00:04:29.760 --> 00:04:32.270
همیشه وقتی میبینمت ‏،‏ اوّلین چیزی که تو ذهنم میاد همینه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:32.270 --> 00:04:34.640
... تو با رفتارت منو حقیر میشمردی

00:04:37.190 --> 00:04:38.900
حالا فهمیدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:39.230 --> 00:04:42.400
ازنظر مالی تو بد مخمصه ای گیر کردی و برای همینم اومدی سراغم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:42.400 --> 00:04:43.230
ازم پول میخوای ؟

00:04:43.240 --> 00:04:44.400
نه اشتباه میکنی ‏.‏

00:04:44.950 --> 00:04:47.910
شنیدم که در زمینه ی روانشناسی جنائی خیلی حرفه ای هستی ‏.‏

00:04:48.820 --> 00:04:51.870
یه چیزی هست که باید نشونت بدم ‏.‏

00:04:55.830 --> 00:04:58.330
‏‏"‏‏ بهم نگاه کن ‏‏!‏‏ بهم نگاه کن ‏‏!‏‏ ‏‏"‏‏

00:04:58.330 --> 00:05:03.300
‏‏"‏‏ دکتر تنما ‏‏!‏‏ هیولای درونم بیش از اندازه بزرگ شده ‏‏.‏‏‏‏"‏‏

00:05:04.340 --> 00:05:05.300
‏‏"‏ ‏کمکم کن ‏‏!‏ ‏‏‏"‏‏

00:05:05.300 --> 00:05:07.930
‏"‏‏‏ هیولای درونم در حال انفجاره ‏!"‏

00:05:09.510 --> 00:05:11.140
این دیگه چیه ؟

00:05:14.390 --> 00:05:16.140
حالا فهمیدم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:16.140 --> 00:05:19.850
پس یوهان قاتل اصلی رئیس بیمارستانِ ایسلره ‏،‏

00:05:19.860 --> 00:05:22.770
و همینطور قاتلِ تمام والدین ناتنی که اونو به فرزندخوندگی قبول کردند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:22.780 --> 00:05:26.440
و الانم این پیغام ها رو باقی گذاشته و ناپدید شده ‏.‏

00:05:26.990 --> 00:05:29.950
من باید زودتر اونو پیداش کنم ‏!‏

00:05:30.320 --> 00:05:34.450
پس هرچه زودتر میخوای ثابت کنی که بیگناهی ‏،‏ درسته ؟

00:05:42.040 --> 00:05:44.050
حدود بیست سال پیش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:44.050 --> 00:05:46.010
در دانشکده ی پزشکی واقع در یکی از دانشگاه های معروف ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:46.010 --> 00:05:48.970
مردی بود که بعنوان بهترین دانشجو شناخته میشد ‏.‏

00:05:49.430 --> 00:05:50.340
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:50.340 --> 00:05:52.680
همون موقع ها دانشجویی ژاپنی برای دانشکده پذیرش شد و به اینجا منتقل شد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:52.680 --> 00:05:54.970
همین باعث شد که موقعیّتِ بهترین دانشجو دستخوشِ تغییرات بشه ‏.‏

00:05:55.560 --> 00:05:59.560
اون خیلی خوش مشرب بود ‏،‏ و خیلی سریع تونست بین همه محبوب بشه ‏.‏

00:05:59.560 --> 00:06:01.480
از همه مهمتر ‏،‏ نمره های عالی میگرفت ‏،‏

00:06:01.480 --> 00:06:06.980
و همین باعث شد که کم کم بعنوان دانشجوی نخبه و نمونه شناخته بشه ‏.‏

00:06:07.860 --> 00:06:09.200
امتحان نهایی بود ‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:09.200 --> 00:06:13.240
دانشجوی ممتاز قبلی ناامیدانه درصدد گرفتن جایگاهش بود ‏،‏ چیزی که حقّ اون بود ‏.‏

00:06:13.240 --> 00:06:16.450
اون تا انتها ‏،‏ مصمّم و جدّی برای هدفش میجنگید ‏.‏

00:06:16.450 --> 00:06:17.500
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:17.710 --> 00:06:23.000
امتحان نهایی دقیقاً چیزی بود که بزرگترین ضعف اون محسوب میشد ‏،‏ درس مقدّمه ای بر پزشکی بالینی ‏.‏

00:06:23.340 --> 00:06:26.710
اگر رد میشد ‏،‏ مطمئنّاً تمام زحمات و سخت کوشی هاش از بین میرفت ‏.‏

00:06:30.800 --> 00:06:33.220
. از سر ناچاری به آخرین شانسش متوسّل شد

00:06:34.470 --> 00:06:35.970
‏"‏حالا دیگه میتونم به جایگاهم برسم ‏!‏‏"‏

00:06:37.020 --> 00:06:38.470
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:46.150 --> 00:06:49.400
بهرحال ‏،‏ دانشجوی ژاپنی درمورد تقلّبم به کسی چیزی نگفت ‏.‏

00:06:49.400 --> 00:06:52.700
و اون مرد نیز ‏،‏ به جایگاه همیشگیش بعنوان دانشجوی نمونه دست یافت ‏.‏

00:06:57.410 --> 00:07:01.830
میشه بهم بگی که درمورد این دو پیغام چه چیزایی متوجّه شدی ؟‏!‏؟

00:07:01.830 --> 00:07:04.290
بنظر خودت اون دچار اختلال شخصیّت چندگانه شده ؟

00:07:06.710 --> 00:07:13.300
یعنی میخوای بگی که یه شخصیّت میل به کشتن و قتل داره ‏،‏
اونوقت شخصیّت دوّم قصد داره اونو متوقّف کنه ؟‏!‏؟

00:07:14.800 --> 00:07:20.310
قاتل های سریالی زیادی بودند که بعد از ارتکاب قتل ‏،‏ در صحنه ی جرم از خودشون پیغامی باقی میگذاشتند ‏.‏

00:07:20.730 --> 00:07:25.770
ولی گهگاهی هم ممکنه این یادداشت ها بهونه ای برای فرار از مسئولیّت گناهان مرتکب شده باشه ‏.‏

00:07:27.110 --> 00:07:32.280
دقیقاً همینجاست که مهارتهای روانکاوی به کار میاد ‏.‏

00:07:32.280 --> 00:07:37.280
بیشتر انسانها اشتباهاً فکر میکنند که قاتلان سریالی افرادی منزوی و درونگرا هستند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:37.280 --> 00:07:38.790
ولی این کاملاً اشتباهه ‏.‏

00:07:39.370 --> 00:07:43.790
برخی از اونا واقعاً هوش فوق العاده ای دارند ‏،‏ همینطور مهارت اجتماعی بالائی دارند و خووب ارتباط برقرار میکنند ‏.‏

00:07:44.670 --> 00:07:47.040
از همه مهمتر ‏،‏ دروغگوهای بزرگی هم هستند ‏.‏

00:07:50.010 --> 00:07:51.630
یعنی من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:51.630 --> 00:07:53.760
بازیچه ی دستِ اونم ؟‏!‏؟

00:07:54.090 --> 00:07:57.850
صبرکن ‏،‏ هنوز حرفم کامل تموم نشده ‏.‏

00:07:57.850 --> 00:08:01.020
میتونی درمورد یوهان بیشتر برام توضیح بدی ؟

00:08:01.890 --> 00:08:04.690
من سه سال پیش طلاق گرفتم ‏.‏

00:08:04.690 --> 00:08:08.230
البتّه بهتره اینطور بگم ‏،‏ همسرم ولم کرد و رفت ‏.‏

00:08:10.150 --> 00:08:11.400
ازت ممنونم ‏،‏ رودی ‏.‏

00:08:11.400 --> 00:08:13.950
واقعاً گفتگوی لذّت بخشی داشتیم تنما ‏.‏

00:08:13.950 --> 00:08:16.410
ازت میخوام که کاملاً درموردِ این موضوع تحقیق و بررسی کنی ‏.‏

00:08:16.410 --> 00:08:18.700
من هفته ی دیگه دوباره میام پیشت ‏.‏

00:08:20.830 --> 00:08:22.500
خب ‏،‏ درموردش چطور فکر میکنی ؟‏!‏؟

00:08:23.660 --> 00:08:25.000
کاملاً درکش میکنم ‏.‏

00:08:26.460 --> 00:08:28.500
اونوقت به چه دلیل ؟‏!‏؟

00:08:29.340 --> 00:08:32.510
بخاطر ‏"‏ مانستر ‏"‏ ‏،‏ کسی که ازش میگفت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:33.510 --> 00:08:35.130
که اینطور ‏.‏

00:08:35.130 --> 00:08:36.880
پس ‏"‏ مانستر ‏"‏ وجود داره ‏.‏

00:08:37.640 --> 00:08:39.100
اینکه کاملاً واضحه ‏،‏

00:08:39.100 --> 00:08:43.770
حتّی درون اون ‏،‏ درون خودت و من هم چنین چیزی وجود داره ‏.‏

00:08:44.140 --> 00:08:44.980
بسّه دیگه ‏.‏

00:08:46.850 --> 00:08:48.440
این فقط یه منطقِ نظریه ‏.‏

00:08:49.360 --> 00:08:49.980
چـــی ؟

00:08:51.230 --> 00:08:55.490
میخوام بگم که موجودی بنام ‏"‏ مانستر ‏"‏ واقعاً در این دنیا وجود داره ‏.‏

00:08:59.070 --> 00:09:01.080
چرا اینطور بهم خیره شدی ؟‏!‏؟

00:09:01.080 --> 00:09:02.990
بسّه دیگه تمومش کن ‏!‏

00:09:08.540 --> 00:09:10.210
من از خوار و ذلیل شدن متنفّرم ‏!‏

00:09:14.550 --> 00:09:15.510
داری چیکار ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟‏!‏؟

00:09:19.640 --> 00:09:21.760
باید ‏‏-‏‏ نگهبانو ‏‏-‏‏ ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ ‏‏!‏‏

00:09:25.560 --> 00:09:26.770
بدجوری ترسیدی مگه نه ؟

00:09:27.270 --> 00:09:28.770
از ترس داری میمیری ؟‏!‏؟

00:09:28.770 --> 00:09:29.520
هاههههه ؟؟

00:09:31.690 --> 00:09:32.820
ولی خووب گوش بده ‏.‏

00:09:32.820 --> 00:09:35.530
چیزایی ترسناک تر و مهیب تر از این تو دنیا وجود داره ‏.‏

00:09:36.950 --> 00:09:39.280
نشونت میدم ‏،‏ فقط خوب گوش کن ‏!‏‏!‏

00:09:40.570 --> 00:09:42.530
از همکاریتون واقعاً ممنونم ‏.‏

00:09:43.160 --> 00:09:46.250
پس شما مطمئنّید که اون حتماً به محلّ ملاقات میاد ؟

00:09:46.870 --> 00:09:48.250
خیالتون راحت باشه ‏.‏

00:09:48.670 --> 00:09:51.330
هر اتّفاقی بیفته سریعاً بهتون خبر میدم ‏!‏

00:09:52.090 --> 00:09:52.750
با اینحال ‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:53.880 --> 00:09:54.750
با اینحال چی ؟‏!‏؟

00:09:55.630 --> 00:10:00.260
بعد از دستگیری ‏،‏ تمایل دارم که از اون برای پیشرفت در تحقیقاتم استفاده کنم ‏.‏

00:10:00.760 --> 00:10:04.180
برای اینکه دکتر تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:04.180 --> 00:10:06.970
جنایتکارِ واقعاً جذّابیه ‏.‏

00:10:15.440 --> 00:10:17.360
نشونت میدم ‏،‏ فقط خوب گوش کن ‏!‏‏!‏

00:10:19.660 --> 00:10:21.860
برو داخل عمارتِ خانم کِمپ ‏.‏

00:10:22.620 --> 00:10:24.580
بعدش برو زیرزمین و وارد انباری بشو ‏.‏

00:10:24.580 --> 00:10:27.370
وقتی پاتو اونجا بذاری ‏،‏ از همه چیز سردرمیاری ‏!‏‏!‏

00:10:33.710 --> 00:10:38.880
و همینطور مدارکی که ‏.‏‏.‏‏.‏ نشون میده مانستر وجود داره ‏.‏

00:10:44.300 --> 00:10:45.180
. بفرمائید

00:10:47.430 --> 00:10:48.930
سلام تنما ‏.‏

00:10:49.730 --> 00:10:51.940
خوبه ‏،‏ اتّفاقاً منم میخوام که ببینمت ‏.‏

00:10:53.020 --> 00:10:54.400
باشه باشه ‏.‏

00:10:55.270 --> 00:10:56.860
پس منتظرتم ‏.‏

00:10:58.610 --> 00:11:00.110
کاراگاه کول شمائید ؟‏!‏؟

00:11:00.110 --> 00:11:01.860
قرارِ ملاقات با تنما گذاشته شد ‏.‏

00:11:02.570 --> 00:11:06.240
امشب رأس ساعت هشت ‏،‏ درست جلوی آب نمای مرکزی پارکِ اودِر ‏.‏

00:11:06.240 --> 00:11:07.330
موفّق باشید ‏!‏

00:11:14.130 --> 00:11:19.630
من الان دقیقاً در عمارتی هستم که جورگِنز در آن مرتکب قتل شده ‏.‏

00:11:19.630 --> 00:11:24.470
طبق اعترافات جورگنز ‏،‏ اون وارد انباری شده و برای چند ساعتی اونجا بوده ‏.‏

00:11:25.600 --> 00:11:27.800
و دقیقاً زمانیکه خانوم کِمپ وارد عمارت شده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:27.810 --> 00:11:29.890
با زور و تهدید اونو به اتاق خوابِ واقع در طبقه ی دوّم برده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:29.890 --> 00:11:31.220
و بعد مرتکبِ قتل شده ‏.‏

00:11:36.810 --> 00:11:39.440
هیچ چیزی غیرعادّی نیست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:39.440 --> 00:11:39.860
فقط ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:40.780 --> 00:11:42.190
قاب عکس هایی وجود داره ‏.‏

00:11:42.200 --> 00:11:43.530
البتّه تعدادشون زیاده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:44.700 --> 00:11:46.870
در تمامِ عکسها خانوم کِمپ حضور داره ‏.‏

00:11:57.630 --> 00:11:59.590
یه عروسک بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:59.590 --> 00:12:01.420
منکه اینجا چیزِ عجیبی ندیدم ‏.‏

00:12:01.960 --> 00:12:05.930
هیچگونه مدرکی از ‏"‏ مانستری ‏"‏ که جورگِنز درموردش صحبت میکرد دیده نمیشه ‏.‏

00:12:06.340 --> 00:12:08.800
درست همونطور که فکرمیکردم ‏،‏ جورگِنز دوازدهمین قتلش رو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:08.810 --> 00:12:11.850
برای فرار از بازجوئی و گمراهی تحقیقات اینطور جلوه داده ‏.‏

00:12:11.850 --> 00:12:15.390
اون اقرار کرده بود که بخاطر درخواست یکی از دوستاش مرتکبِ چنین قتلی شده ‏!‏

00:12:16.190 --> 00:12:19.940
بخاطر درخواستِ دوستی که ‏"‏ مانستر ‏"‏ معرّفیش میکنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:41.300 --> 00:12:43.090
وقتی که بچّه بودم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:43.090 --> 00:12:45.670
هر روز مادرم منو کتک میزد و تحقیرم میکرد ‏.‏

00:12:46.590 --> 00:12:48.010
داخل اتاقک ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:48.010 --> 00:12:52.100
عروسک بزرگی بود که مادرم اونو خیلی دوست داشت ‏.‏

00:12:52.100 --> 00:12:55.480
عروسکی با موهای بلندِ طلائی ‏.‏

00:12:56.520 --> 00:13:00.480
موقعی که کتک میخوردم ‏،‏ از اون عروسک عاجزانه میخواستم که کمکم کنه ‏.‏

00:13:00.480 --> 00:13:04.570
ولی اون فقط اونجا مینشست و بهم پوزخند میزد ‏.‏

00:13:05.780 --> 00:13:10.070
اون انباری تاریک ‏،‏ همیشه پر از عکسهای مادرم بود ‏.‏

00:13:11.580 --> 00:13:15.450
هرجایی که نگاه میکردی ‏،‏ فقط و فقط مادرم دیده میشد ‏،‏ مادرم ‏،‏ مادرم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:15.460 --> 00:13:19.080
تمام مدّت به من خیره شده بود ونگاهم میکرد ‏.‏

00:13:20.290 --> 00:13:21.670
واقعاً اینجا چه خبره ؟‏!‏؟

00:13:23.000 --> 00:13:24.880
اینجا دقیقاً شبیه اتاقیه که توضیح داده بود ‏!‏

00:13:24.880 --> 00:13:30.090
خودش گفت همون روز برای چندساعتی اینجا بوده ‏،‏ یعنی ممکنه وسایل اینجارو دقیقاً مثل دوران بچّگیش چیده باشه ؟‏!‏؟

00:13:42.020 --> 00:13:45.110
این دقیقاً عکسِ دوران بچّگیه اونه ‏!‏

00:13:45.570 --> 00:13:46.610
امکان نداره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:46.610 --> 00:13:49.700
اینو مطمئنّم زمانیکه بچّه بوده ‏،‏ هیچگونه رابطه ای بین اون و خانوم کِمپ وجود نداشته ‏!‏‏!‏

00:13:51.490 --> 00:13:53.410
امّا این عکسها چیز دیگه ای نشون میدن ‏!‏‏!‏

00:14:03.170 --> 00:14:06.630
عجیبه ! چهره ی جورگِنز جایگزینِ قبلی شده ؟‏!‏؟

00:14:12.600 --> 00:14:13.100
اینم همینطوره ‏!‏

00:14:13.550 --> 00:14:15.680
حتّی این ‏!‏

00:14:17.060 --> 00:14:18.020
واقعاً عجیبه ‏!‏

00:14:19.440 --> 00:14:22.020
خانوم کِمپ اصلاً بچّه ای نداشته ‏!‏

00:14:23.860 --> 00:14:25.360
پس اون بچّه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:26.690 --> 00:14:28.440
اون دیگه کیه ؟‏!‏؟

00:14:29.320 --> 00:14:33.320
مدارکی که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ نشون میده ‏"‏ مانستر ‏"‏ وجود داره ‏.‏

00:14:35.410 --> 00:14:39.500
من فقط کاری رو انجام دادم که دوستم در نامش ازم درخواست کرده بود ‏.‏

00:14:39.620 --> 00:14:41.500
دو ‏-‏ دوستت ؟‏!‏؟

00:14:42.000 --> 00:14:43.250
یه روز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:43.250 --> 00:14:49.130
نامه ای بدستم رسید که روی اون هیچ اثری از اسم و آدرس فرستنده نبود ‏.‏

00:14:49.130 --> 00:14:51.550
همون اوّل ‏،‏ خیلی عصبی شدم ‏.‏

00:14:51.550 --> 00:14:55.800
برای اینکه داخل اون نامه ی عجیب نوشته شده بود که منو درکم میکنه ‏.‏

00:14:55.810 --> 00:14:59.310
امّا بعدش ‏،‏ هفته ای یکبار نامه ای دستم میرسید ‏.‏

00:15:00.600 --> 00:15:02.440
انگار نامه ها ازطرفِ شیطان بود ‏.‏

00:15:05.480 --> 00:15:07.400
امّا بعد مدّتی ‏،‏ نامه ها دیرتر و دیرتر بدستم میرسید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:07.400 --> 00:15:10.440
دیگه نمیتونستم برای دریافت نامه بعدی صبرکنم ‏!‏

00:15:10.450 --> 00:15:12.280
اون نامه ها واقعاً جالب و سرگرم کننده بودند ‏.‏

00:15:12.910 --> 00:15:14.360
درموردشون به چیز جالبی رسیده بودم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:14.370 --> 00:15:18.290
اینکه ‏"‏ اون ‏"‏ واقعاً ممکنه ‏"‏ دوستم ‏"‏ باشه ‏.‏

00:15:18.290 --> 00:15:19.620
امّا یه روزی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:19.620 --> 00:15:22.160
داخلِ نامه نوشته شده بود که برم جائی ‏!‏

00:15:22.170 --> 00:15:25.290
بهم گفته بود که وارد انباری زیرزمین بشم ‏!‏

00:15:25.710 --> 00:15:27.790
منظورت اتاقک انباری عمارت خانم کِمپه ؟؟

00:15:32.380 --> 00:15:34.300
خیلی برام عجیب بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:36.510 --> 00:15:41.140
که اون چطور درموردِ دوران بچّگیم میدونست ‏!‏‏!‏

00:15:42.140 --> 00:15:45.810
وقتی وارد اونجا شدم ‏،‏ گیج بودم و دست و پامو گم کرده بودم ‏!‏‏!‏

00:15:45.810 --> 00:15:47.860
چیزی که میدیدم باور نمیکردم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:47.860 --> 00:15:49.860
یعنی واقعاً خانوم کِمپ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:49.860 --> 00:15:51.820
مادرم بود ؟‏!‏؟

00:15:53.400 --> 00:15:57.120
وقتی به حالت طبیعی خودم برگشتم ‏،‏ فهمیدم که طبقه ی دوّم بودم و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:58.620 --> 00:16:00.580
‏"‏ انگار نامه ها ازطرفِ شیطان بود ‏.‏ ‏"‏

00:16:01.250 --> 00:16:03.830
مطمئنّاً ‏"‏ رفیقش ‏"‏ نامه هایی هم برای خانوم کِمپ فرستاده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:16:17.800 --> 00:16:18.800
اینکه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:22.390 --> 00:16:23.230
اینم همینطوره ‏!‏

00:16:24.390 --> 00:16:25.230
حتّی این یکی ‏!‏

00:16:26.900 --> 00:16:27.850
خیلی عجیبه ‏!‏

00:16:29.270 --> 00:16:31.780
‏‏"‏‏ بهم نگاه کن ‏‏!‏‏ بهم نگاه کن ‏‏!‏‏ ‏‏"‏‏

00:16:31.780 --> 00:16:35.650
‏"‏‏‏ هیولای درونم در حال انفجاره ‏!"‏

00:16:35.660 --> 00:16:36.740
‏‏"‏ ‏کمکم کن ‏‏!‏ ‏‏‏"‏‏

00:16:36.740 --> 00:16:40.240
‏"‏‏‏ هیولای درونم در حال انفجاره ‏!"‏

00:16:41.160 --> 00:16:43.200
اینا نامه هایی هستند که یوهان برام گذاشته ‏!‏‏!‏

00:16:45.160 --> 00:16:46.210
دقیقاً شبیه همند ‏!‏

00:16:51.920 --> 00:16:53.550
پس دوستش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:53.550 --> 00:16:54.420
یوهان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:55.800 --> 00:16:57.300
واقعاً حقیقت داره ‏!‏

00:17:06.100 --> 00:17:06.690
هنوز خبری نشده ؟

00:17:07.310 --> 00:17:09.270
ساعت که از هشت گذشته ‏!‏

00:17:09.900 --> 00:17:10.860
کاراگاه کول ‏!‏

00:17:11.360 --> 00:17:12.400
خودشه ‏.‏

00:17:16.240 --> 00:17:17.400
هدف شناسایی شد ‏.‏

00:17:18.280 --> 00:17:20.450
مردی آسیایی با موهایی بلند ‏.‏

00:17:28.580 --> 00:17:30.830
معذرت میخوام که بدموقع مزاحمت شدم ‏،‏ رودی ‏.‏

00:17:32.050 --> 00:17:35.550
سعی خودمو کردم چیزایی که گفته بودی رو کامل بررسی کنم ‏.‏

00:17:35.550 --> 00:17:37.340
ولی تمام این اطّلاعات ساختگی و دروغه ‏!‏

00:17:37.510 --> 00:17:40.010
میخوام بگم که یوهانی وجود نداره ‏!‏

00:17:40.010 --> 00:17:43.100
در اصل یه شخصیّت خیالی و غیرقابل باوره ‏!‏

00:17:44.520 --> 00:17:45.930
رودی ‏،‏ تروخدا به حرفام گوش بده ‏!‏

00:17:45.930 --> 00:17:47.060
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:47.060 --> 00:17:52.480
درحال حاضرم ‏،‏ درمورد قاتلی سریالی بنام جورگِنز تحقیق و مطالعه میکنم ‏!‏

00:17:52.480 --> 00:17:56.610
البته این یه مورد معمولیه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ در پروندش چیزی بجز کلاهبرداری و قتلهای زنجیره ایش چیزِ دیگه ای نیست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:57.030 --> 00:17:59.110
رودی ‏،‏ بذار منم حرفامو بزنم ‏!‏

00:17:59.410 --> 00:18:02.950
تعطیله دیگه ‏،‏ برای امروز کافیه ‏!‏

00:18:02.950 --> 00:18:04.080
حتماً بازم اینجا بیائید ‏!‏

00:18:04.790 --> 00:18:06.330
انگار جشن تموم شد ‏.‏

00:18:07.250 --> 00:18:08.580
به تمام افراد اعلام کن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:08.580 --> 00:18:11.080
وقتی گفتم برای دستگیری هدف اقدام کنند ‏!‏

00:18:11.080 --> 00:18:11.700
چشم قربان ‏!‏

00:18:12.090 --> 00:18:14.340
با دقّت به حرفایی که میزنم گووش بدید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:18:14.800 --> 00:18:18.050
تنما،تو به من با دیده ی حقارت نگاه میکردی، یادته؟

00:18:19.220 --> 00:18:22.470
حتّی زمانیکه دیدی دارم تقلّب میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:22.470 --> 00:18:25.470
رفتارت واقعاً تحقیرآمیز بود ‏.‏

00:18:25.470 --> 00:18:26.310
درست نمیگم ؟‏!‏؟

00:18:29.390 --> 00:18:30.770
کاراگاه کول ‏!‏

00:18:30.770 --> 00:18:31.560
اوضاع خووب نیست ‏!‏

00:18:32.150 --> 00:18:35.610
دکتر گیلِن و تنما دقیقاً دارند بسمت درب خروجی غربی میرند ‏!‏

00:18:36.280 --> 00:18:39.530
دقیقاً سمتِ ازدحام جمعیّتی میرند که بعد از اتمام جشن راهی درب خروجی شدند ‏!‏

00:18:40.070 --> 00:18:43.740
دوست ندارم بخاطر اینکه منو حقیر میشمردی سرزنشت کنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:43.740 --> 00:18:45.620
رودی ‏،‏ الان وقتِ این حرفا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:45.620 --> 00:18:47.080
هنوزم یادته ؟‏!‏؟

00:18:47.080 --> 00:18:50.790
کاغذ تقلّبم رو درست زیر آستینم قایم کرده بودم ‏.‏

00:18:51.750 --> 00:18:52.790
دقیقاً همینجوری ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:55.170 --> 00:18:56.090
‏"‏ زودتر فرار کن ‏!‏ ‏"‏

00:18:56.090 --> 00:18:57.550
‏"‏ پلیس مارو زیر نظر گرفته ‏!‏ ‏"‏

00:18:58.210 --> 00:18:59.760
پشت سرتو نگاه نکن ‏!‏ به راه رفتن ادامه بده ‏!‏

00:19:01.840 --> 00:19:03.640
یعنی تنما داره اونو تهدیدش میکنه ؟‏!‏؟

00:19:03.640 --> 00:19:07.060
راستش صدای مردمِ اطراف خیلی بلنده ‏،‏ بخاطر همینم درست نمیتونم چیزی رو بشنوم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:11.480 --> 00:19:16.060
جورگِنز میگفت بخاطر درخواستِ دوستش مجبور شده خانوم کِمپ رو بکشه ‏.‏

00:19:18.570 --> 00:19:20.240
این که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:20.530 --> 00:19:23.240
این عکس رو داخل انباری عمارتِ خانوم کِمپ پیداش کردم ‏.‏

00:19:25.450 --> 00:19:28.240
اینو مطمئنّم که اون بچّه ای نداشته ‏.‏

00:19:29.290 --> 00:19:33.250
یوهانی که تو دنبالش میگردی و دوستی که جورگِنز درموردش صحبت میکنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:33.250 --> 00:19:34.750
احتمالاً این دوتا یک شخصیّت هستند ‏.‏

00:19:38.840 --> 00:19:40.210
اونا از درب خروجی غربی خارج شدند ‏.‏

00:19:40.210 --> 00:19:41.510
دستور چیه قربان ؟‏!‏؟

00:19:41.510 --> 00:19:42.300
صبرکنید ‏!‏

00:19:42.300 --> 00:19:44.260
ممکنه تنما اسلحه همراهش باشه ‏!‏

00:19:45.180 --> 00:19:49.770
داخل عمارتِ خانوم کِمپ نامه های یکسان دقیقاً مثل همون چیزی که بهم دادی وجود داشت ‏.‏

00:19:49.770 --> 00:19:52.180
یوهان برای مدّتی کوتاه پیش اون زندگی میکرده ‏،‏

00:19:52.190 --> 00:19:55.600
و درست موقعی که بهش احتیاج نداشته ‏،‏ اونو کشته ‏.‏

00:19:55.610 --> 00:19:58.770
احتمالاً با این کارش میخواسته گذشته خودشو از بین ببره ‏.‏

00:20:01.650 --> 00:20:03.360
تو بیگناهی ‏.‏

00:20:05.240 --> 00:20:07.820
الان اصلاً وقتِ گفتگو و سخنرانی نیست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:07.830 --> 00:20:10.370
فقط میتونم تمام چیزایی که تا الان فهمیدم رو بهت بگم ‏.‏

00:20:10.830 --> 00:20:12.790
نمیدونم چطوری بگم ‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:12.790 --> 00:20:15.830
یوهان خیلی راحت میتونه یه قاتل رو شناسایی کنه ‏.‏

00:20:15.830 --> 00:20:18.500
حتّی میتونه بینشون نفوذ کنه یا اینکه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:18.500 --> 00:20:20.630
خیلی راحت اونا رو کنترل کنه ‏!‏‏!‏

00:20:21.260 --> 00:20:27.640
تنما یادمه بهم گفتی که درست بعد از دوران نوجوانیش ‏،‏ پرونده ی قتلی از والدین ناتنیش پیدا نکردی درسته ؟‏!‏؟

00:20:28.430 --> 00:20:33.640
شاید بخاطر سنّ بالا و بالغ بودنش دیگه احتیاجی به والدین ناتنی نداشته ‏.‏

00:20:33.640 --> 00:20:35.810
امّا احتمال دیگه ای هم وجود داره ‏.‏

00:20:37.190 --> 00:20:40.570
اینکه یوهان بالاخره خانواده ی دلخواهش رو پیدا کرده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:40.570 --> 00:20:42.150
و بعدم به اونا پیوسته ‏.‏

00:20:42.530 --> 00:20:45.490
ولی عجیبه ‏،‏ چرا سعی میکنه گذشتش رو از بین ببره ؟‏!‏؟

00:20:45.490 --> 00:20:48.160
! مطمئنّاً برای اینکارش دلیل خاصّی داره

00:20:48.160 --> 00:20:53.160
ولی از همه مهمتر ‏،‏ ممکنه بخاطر اهدافی خاص عضو خانواده ای شده باشه ؟‏!‏؟

00:20:53.750 --> 00:20:55.750
شاید دنبال هدف بزرگیه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:00.210 --> 00:21:02.880
بالاخره به ایستگاه اتوبوس رسیدیم ‏.‏

00:21:03.510 --> 00:21:05.880
اتوبوسی که سوار شده رو پیداش کنید ‏!‏

00:21:06.380 --> 00:21:08.050
تمام اونا رو دونه به دونه بگردید ‏!‏

00:21:08.050 --> 00:21:09.390
نباید بذارید فرار کنه ‏!‏

00:21:09.390 --> 00:21:09.890
چشم ‏،‏ قربان ‏!‏

00:21:12.930 --> 00:21:16.140
بگیرش ‏،‏ قبلاً برات بلیط اتوبوس گرفتم ‏!‏

00:21:16.140 --> 00:21:17.600
.... تنما

00:21:17.600 --> 00:21:20.730
هنوزم راه هایی برای اثبات بی گناهیت وجود داره ‏،‏ پس ناامید نباش ‏!‏

00:21:21.320 --> 00:21:22.730
مطمئن باش کمکت میکنم ‏!‏

00:21:23.940 --> 00:21:24.900
من ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:25.700 --> 00:21:28.740
بخاطر اثبات بی گناهیم دنبال یوهان نیستم ‏.‏

00:21:30.160 --> 00:21:32.240
بابت همه چیز ممنونم ‏،‏ رودی ‏.‏

00:21:34.290 --> 00:21:34.950
تنما ‏!‏

00:21:35.250 --> 00:21:37.210
نکنه قصد داری که اونو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:21:37.540 --> 00:21:39.370
راستی یادم رفت ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:39.380 --> 00:21:42.380
. من هیچوقت با دیده ی حقارت به تو نگاه نمیکردم

00:21:42.380 --> 00:21:43.210
عیناً حقیقتو گفتم ‏.‏

00:21:43.800 --> 00:21:47.920
از نظرم تو همیشه آدم جالب و بزرگی بودی ‏،‏ امّا هیچوقت فرصت نشد اینو بهت بگم ‏.‏

00:21:47.930 --> 00:21:50.890
ولی از حالا به بعد ‏،‏ ما باهم دوستیم ‏!‏

00:21:50.890 --> 00:21:52.100
ولی آخه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:52.100 --> 00:21:54.720
تو منو دیدی که داشتم تقلّب میکردم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:54.930 --> 00:21:57.730
دقیقاً همون موقع سرتو چرخوندی و بهم خیره شدی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:00.020 --> 00:22:02.730
منم مثل خودت داشتم تقلّب میکردم ‏.‏

00:22:05.690 --> 00:22:06.940
چـــی ؟‏!‏؟

00:22:07.200 --> 00:22:10.610
تمام اتوبوس ها همشون با هم حرکت کردند ؟‏!‏؟

00:22:17.330 --> 00:22:18.660
.... تنما

00:22:28.000 --> 00:22:34.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:22:29.470 --> 00:22:31.600
...آرام آرام

00:22:33.000 --> 00:22:37.350
حقیقت را درک خواهی کرد

00:22:39.690 --> 00:22:44.980
و همیشه نیز همینطور بوده

00:22:47.440 --> 00:22:54.530
تو فقط میتونی نهایت تلاشت رو بکنی

00:22:56.120 --> 00:22:59.960
اگه به اندازه کافی بازی کنی

00:22:59.960 --> 00:23:08.130
میتونی اعتماد منو بدست بیاری

00:23:13.220 --> 00:23:17.060
به خاطر عشق به زندگی

00:23:18.600 --> 00:23:22.390
رابطه ای وجود داره

00:23:24.480 --> 00:23:28.360
امکان داره شکست بخوریم

00:23:28.360 --> 00:23:36.410
ولی بازم به مبارزه ادامه میدیم

00:23:36.434 --> 00:23:44.434
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:44.458 --> 00:23:52.458
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.