﻿WEBVTT

00:00:03.340 --> 00:00:06.080
شهر نایس
( جنوب کشور فرانسه )

00:00:05.210 --> 00:00:08.340
باربارا ‏،‏ نوشابه های مسکو رو دوست داری عزیزم ؟

00:00:08.340 --> 00:00:10.250
مرسی مایکل جان ‏!‏

00:00:11.300 --> 00:00:13.800
فریتز ‏،‏ برای توأم آب میوه آوردم ‏.‏

00:00:17.600 --> 00:00:18.890
فریتز ‏!‏

00:00:18.890 --> 00:00:20.350
چرا از پدرت تشکّر نمیکنی ؟

00:00:21.600 --> 00:00:23.100
ممنون ‏،‏ آقای مولر ‏.‏

00:00:23.520 --> 00:00:24.850
فریتز ‏!‏

00:00:24.850 --> 00:00:26.350
اذیّتش نکن ‏!‏

00:00:26.350 --> 00:00:27.350
بالاخره کم کم باهام کنار میاد ‏!‏

00:00:28.020 --> 00:00:30.770
شغل جدیدِ خودمم واقعاً سخت و مشکله داره اذیّتم میکنه ‏،‏

00:00:30.780 --> 00:00:32.820
ولی کم کم بالاخره باهاش کنار میام ‏.‏

00:00:32.820 --> 00:00:35.900
ولی برای من ‏،‏ همه چیز خیلی سریع اتّفاق افتاد ‏.‏

00:00:36.740 --> 00:00:39.320
تا بخودم اومدم یهو فهمیدم داخل همچین خونه ی زیبایی زندگی میکنم ‏،‏

00:00:39.330 --> 00:00:45.580
و اینکه الان همسرِ نازنینی دارم که برام نوشابه های خوشمزّه سرو میکنه ‏.‏

00:00:51.170 --> 00:00:54.050
عزیزم ‏،‏ یه چیزی برات عجیب نیست ؟

00:00:54.050 --> 00:00:55.220
چـی ؟

00:00:55.220 --> 00:00:56.300
همین خونه ی روبرویی ‏.‏

00:00:56.890 --> 00:01:00.800
گاهی اوقات حس میکنم انگار کسی ‏،‏ از پنجره های طبقه ی دوّم مارو دید میزنه ‏.‏

00:01:01.220 --> 00:01:02.260
بیخیال ‏.‏

00:01:02.270 --> 00:01:04.140
تو اون خوونه که کسی نیست ‏.‏

00:01:04.140 --> 00:01:05.810
میدونم ‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:06.520 --> 00:01:11.070
راستشو بخوای ‏،‏ از همسایمون خانوم داتریکس یه چیزایی شنیدم ‏.‏

00:01:11.070 --> 00:01:11.520
درمورد چی ؟

00:01:11.980 --> 00:01:13.360
بیست سال پیش ‏،‏

00:01:13.360 --> 00:01:17.910
داخل همین خونه ی روبرویی ‏،‏ زن و شوهری زندگی میکردند که بطرز فجیعی کشته شدند ‏.‏

00:01:17.910 --> 00:01:21.530
از اون موقع به بعد ‏،‏ میگن که روحشون درون اون خوونه وجود داره ‏.‏

00:01:24.950 --> 00:01:26.750
چیزی شده ‏،‏ مایکل ؟‏!‏؟

00:01:27.620 --> 00:01:31.540
فقط نگو که این چیزا رو باور کردی عزیزم ‏.‏

00:01:31.960 --> 00:01:34.880
هه ... نه بابا اصلاً ‏!‏

00:01:38.220 --> 00:01:39.260
بالاخره دارید میرید ؟

00:01:39.260 --> 00:01:40.090
بله ‏.‏

00:01:40.100 --> 00:01:41.100
من میرم ماشین رو بیارم ‏.‏

00:01:41.100 --> 00:01:42.390
ولش کن ‏،‏ نمیخواد ‏.‏

00:01:42.890 --> 00:01:45.890
بدنیست گهگاهی هم همراه خونوادم پیاده بریم بیرون و قدمی بزنیم ‏.‏

00:01:46.600 --> 00:01:48.850
اون موقع دیگه لازم نیست مزاحم بادیگاردمم بشم ‏!‏

00:01:48.850 --> 00:01:50.020
واقعاً ؟

00:01:50.020 --> 00:01:53.360
خب ‏،‏ من مطمئنّم که اینطوری فریتز هم راحت تر باهات گرم میگیره ‏.‏

00:01:53.690 --> 00:01:55.940
ایول ‏،‏ هدفِ منم دقیقاً همینه ‏.‏

00:01:56.570 --> 00:01:58.650
موفّق باشی ‏،‏ ای پدر ‏!‏

00:02:02.740 --> 00:02:03.780
خب ‏،‏ بریم دیگه ‏.‏

00:02:12.000 --> 00:02:22.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:03:35.300 --> 00:03:39.800
تعطیلات لذّتبخش

00:03:37.710 --> 00:03:39.500
کاراگاه ‏،‏ روندِ کار تا الان چطور بوده ؟

00:03:39.880 --> 00:03:41.760
خب ‏،‏ اوّل با دکتر تنما شروع میکنیم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:42.220 --> 00:03:47.680
بعنوان مظنون اصلی پرونده ی قتل فورتنر ‏،‏ تحت تعقیب پلیسه ‏.‏

00:03:47.680 --> 00:03:49.810
در حال حاضر هم محلّ کنونیش نامشخّصه ‏.‏

00:03:51.520 --> 00:03:55.440
درهمون اوّلین بازجویی که توسّط پلیس انجام شده ‏،‏ یه چیزایی بهشون گفته ‏.‏

00:03:56.020 --> 00:03:59.440
گفته که بچّه ای رو درست 10 سال پیش عمل کرده و نجاتش داده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:59.440 --> 00:04:04.320
امّا همون بچّه بعد از کشتن رئیس بیمارستان ایسلر و دونفرِ دیگه از اونجا فرار کرده و قاتلِ اصلی اونه ‏.‏

00:04:04.740 --> 00:04:06.780
و اسمش هم یوهانه ‏.‏

00:04:06.780 --> 00:04:09.950
بعد از مدّتها ‏،‏ یوهان بازم در سنین جوانی خودشو نشون داده ‏،‏

00:04:09.950 --> 00:04:12.870
و این بار درست جلوی چشمانش ‏،‏ شخصِ دیگه ای رو بقتل رسونده ‏.‏

00:04:14.210 --> 00:04:16.080
نفرِ بعدی نینا فورتنره ‏.‏

00:04:16.630 --> 00:04:18.580
دخترِ خانوم و آقای فورتنر که قبلاً کشته شدند ‏.‏

00:04:18.960 --> 00:04:21.880
اینم در مکان نامعلومی بسر میبره ‏.‏

00:04:24.590 --> 00:04:26.130
نفرِ بعدی آقای مِسنِر هستش ‏.‏

00:04:26.140 --> 00:04:29.300
اونو داخلِ شهرِ فرانکفورت پیدا کردیم ‏.‏

00:04:30.390 --> 00:04:31.680
الان کجاست ؟

00:04:31.930 --> 00:04:33.390
اون مرده ‏.‏

00:04:34.100 --> 00:04:37.690
حدودِ دو ماه پیش ‏،‏ بوسیله ی ضربات چاقو بقتل رسیده ‏.‏

00:04:37.690 --> 00:04:41.320
شنیدم که بخاطر درگیری برای موادّ مخدّر بوده ‏.‏

00:04:44.110 --> 00:04:46.530
زمانی که بعنوان کاراگاه برای پلیس کار میکردم ‏،‏

00:04:46.530 --> 00:04:48.870
اونم همکارم بود ‏.‏

00:04:48.870 --> 00:04:50.620
.... متأسّفم

00:04:51.660 --> 00:04:56.080
دپارتمان پلیس بخاطر اعتیادش به موادّ مخدّر ‏،‏ اونو اخراج میکنه ‏.‏

00:04:56.080 --> 00:05:00.080
امّا بعدش ‏،‏ شخصی بنام ‏"‏ بِیبی ‏"‏ اونو زیر پر و بالش میگیره و نجاتش میده ‏.‏

00:05:00.460 --> 00:05:03.800
اون در اصل ‏،‏ رهبرِ سازمانی فاشیستی محسوب میشه و نفوذ زیادی داره ‏.‏

00:05:03.800 --> 00:05:04.840
خب این چه اهمّیتی داره ؟

00:05:05.300 --> 00:05:06.380
زمستانِ پارسال ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:06.380 --> 00:05:10.390
یه سری آتش سوزی ها در منطقه ی ترک نشینِ شهر فرانکفورت به وقوع پیوست ‏،‏ یادتون هست ؟‏!‏؟

00:05:10.390 --> 00:05:13.890
شایعاتی هست که نشون میده ‏"‏ بِیبی ‏"‏ در این آتش سوزی ها دست داشته ‏.‏

00:05:13.890 --> 00:05:17.850
و اینکه اون حادثه توسّط شخصی آسیایی کاملاً مهار شده ‏.‏

00:05:18.230 --> 00:05:20.980
و اسم اون شخص هم تنما بوده ‏.‏

00:05:20.980 --> 00:05:24.360
اگه اون واقعاً خودش باشه ‏،‏ پس ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:24.650 --> 00:05:25.610
راستی ‏،‏ یه چیز دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:25.610 --> 00:05:28.570
دلیلِ آتش سوزی که ‏"‏ بِیبی ‏"‏ راه انداخته بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:28.570 --> 00:05:35.500
نوعی جشن خوش آمدگوئی برای شخصی خاص بود که قرار بود به عنوان رهبرِ سازمان انتخاب بشه ‏.‏

00:05:35.500 --> 00:05:36.700
شخصی خاص ؟‏!‏؟

00:05:36.710 --> 00:05:41.380
اسم اون بچّه ای که دکتر تنما 10 سال پیش از مرگ نجاتش داد چی بود ؟

00:05:45.260 --> 00:05:46.130
یوهان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:47.470 --> 00:05:52.800
اسم اون شخص خاصّی که ‏"‏ بِیبی ‏"‏ قصد داشت بعنوان رهبرِ سازمان انتخابش کنه هم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:52.810 --> 00:05:54.010
دقیقاً یوهان بود ‏.‏

00:06:48.940 --> 00:06:51.490
حرکت بدی نبود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:53.120 --> 00:06:54.320
راستی ‏،‏ روبرتو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:54.870 --> 00:06:58.830
بنظرت زندگیم یجورایی ‏.‏‏.‏‏.‏ شبیه مهره های سربازِ شطرنج نیست ؟

00:06:59.120 --> 00:07:02.790
چی شده ؟ چیزی نگرانت کرده ؟

00:07:03.630 --> 00:07:04.330
چند وقته پیش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:05.040 --> 00:07:07.960
درست قبل از اون تماسِ تلفنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:07.960 --> 00:07:11.170
اوضاع زندگیم اصلاً روبراه نبود ‏.‏

00:07:11.180 --> 00:07:12.840
زمانیکه هنوزم کاراگاه بودم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:12.840 --> 00:07:17.310
من و همکارم مِسنِر ‏،‏ دستامون به فروش موادّ مخدّر مصادره شده آلوده شده بود ‏.‏

00:07:18.600 --> 00:07:20.810
شخصی که بهم زنگ زده بود همه چیزو میدونست ‏.‏

00:07:21.270 --> 00:07:23.480
اون گفت اگه دوست دارید که لو نرید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:23.480 --> 00:07:25.610
بهتره زن و شوهری که میگم رو بکشید ‏.‏

00:07:25.610 --> 00:07:28.070
زوجی بنام فورتنر در شهر هیدلبرگ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:28.570 --> 00:07:31.030
یجورایی زندگیمون در گرو کشتن اونا بود ‏.‏

00:07:35.780 --> 00:07:38.030
اون شب ‏،‏ یکی دیگه هم اونجا بود ‏.‏

00:07:38.040 --> 00:07:40.540
اگر اشتباه نکنم روزنامه نگار بود ‏.‏

00:07:40.540 --> 00:07:43.330
بهرحال ‏،‏ من و مِسنِر هر 3 نفرو کشتیم ‏.‏

00:07:44.830 --> 00:07:48.000
بعد از اون ‏،‏ پول زیادی به حسابمون واریز شد ‏.‏

00:07:48.550 --> 00:07:52.670
بعد از اینکه استعفاء دادم و از پلیس اومدم بیرون ‏،‏ وارد اتّحادیه ای صنفی شدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:52.680 --> 00:07:55.890
همون اوّل کار ‏،‏ پست و مقامی عالی نصیبم شد که خیلی هم کمکم کرد ‏.‏

00:07:55.890 --> 00:07:58.510
خیلی راحت و بی دردسر ‏،‏ پول هنگفتی بدست میاوردم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:58.930 --> 00:08:02.520
بعدشم که با همسرت آشنا شدی و از اون اتّحادیه اومدی بیرون ‏.‏

00:08:03.940 --> 00:08:07.110
آخه چطور اینقدر راحت از اون اتّحادیه و کارم دل کندم ؟‏!‏؟

00:08:07.690 --> 00:08:10.400
کسی که بهم زنگ زده بود واقعاً کی بود ؟‏!‏؟

00:08:10.780 --> 00:08:13.990
کسی که اون همه پول به حسابم واریز کرد واقعاً کی بود ؟‏!‏؟

00:08:14.410 --> 00:08:16.110
واقعاً کی زندگیِ منو کنترل میکرد ؟‏!‏؟

00:08:16.820 --> 00:08:17.570
اون کی بوده ؟‏!‏؟

00:08:20.080 --> 00:08:25.580
روبرتو ‏،‏ من واقعاً ازت ممنونم ‏.‏‏.‏‏.‏ که این همه وقت ازم مراقبت کردی ‏.‏

00:08:26.040 --> 00:08:28.840
عوضِ تشکّر ‏،‏ بیا مهرتو برگردون سرجاش ‏!‏

00:08:35.180 --> 00:08:37.590
عمراً اینکا رو نمیکنم ‏!‏‏!‏

00:08:37.590 --> 00:08:39.550
واقعاً خیلی نامردی ‏!‏

00:08:43.560 --> 00:08:45.560
عزیزم ‏،‏ ما داریم میریم ‏.‏

00:08:45.940 --> 00:08:47.810
باشه ‏،‏ مراقبِ خودتون باشید ‏.‏

00:08:48.020 --> 00:08:50.520
مامان ‏،‏ برام اسباب بازی میخری ؟

00:08:50.520 --> 00:08:53.070
فریتز ‏،‏ اوّل بهتر نبود با پدرت خداحافظی کنی ؟‏!‏؟

00:08:53.650 --> 00:08:55.150
اینقدر اذیّتش نکن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:55.150 --> 00:08:57.280
فعلاً فکر و خیالش سمتِ اسباب بازیه ‏!‏

00:08:57.280 --> 00:08:59.320
خداحافظ ‏،‏ بابایی ‏!‏

00:09:01.580 --> 00:09:03.410
ما داریم میریم ‏!‏

00:09:17.380 --> 00:09:18.890
روبرتو ‏!‏

00:09:18.890 --> 00:09:21.220
کاراگاه زنگ نزد ؟

00:09:21.220 --> 00:09:23.390
دیگه باید میرسید اینجا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:23.390 --> 00:09:24.310
روبرتو ‏!‏

00:09:32.480 --> 00:09:33.610
روبرتو ‏!‏

00:09:33.610 --> 00:09:35.400
کاراگاه کشته شده ‏!‏

00:09:35.400 --> 00:09:36.690
زود بیا اینجا ‏!‏

00:09:36.700 --> 00:09:37.780
روبرتو ‏!‏

00:09:40.820 --> 00:09:42.620
تــ ‏-‏ تو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:43.540 --> 00:09:46.160
من دخترِ خونواده فورتنرم ‏،‏ همون کسانی که بیرحمانه کشتیشون ‏.‏

00:09:46.870 --> 00:09:48.750
پس تو اونو کشتی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:48.750 --> 00:09:50.000
روبرتو ‏!‏

00:09:50.000 --> 00:09:53.170
بادیگاردت ‏،‏ روبرتو ‏،‏ اونو کشت نه من ‏!‏

00:09:54.710 --> 00:09:55.920
روبرتو ؟

00:09:55.920 --> 00:09:58.090
من از خونه ی روبروئی همه چیزو زیرنظر داشتم ‏.‏

00:09:58.470 --> 00:10:00.010
امکان نداره ‏!‏

00:10:00.010 --> 00:10:02.800
من به روبرتو کاملاً اعتماد دارم ‏!‏

00:10:02.810 --> 00:10:05.060
و ‏-‏ ولی تو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:05.060 --> 00:10:08.560
تو اومدی اینجا که ازم انتقام بگیری ‏،‏ مگه نه ؟‏!‏؟

00:10:08.560 --> 00:10:09.850
ر ‏-‏ روبرتو ‏!‏

00:10:10.190 --> 00:10:10.850
روبرتو ‏!‏

00:10:19.110 --> 00:10:20.990
من این کیفو با خودم میبرم ‏!‏

00:10:20.990 --> 00:10:23.070
توأم اگه دوست داری اینجا بمونی ‏،‏ خب بمون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:23.780 --> 00:10:27.250
من حقیقت رو بهت گفتم ‏،‏ دیگه خودت باید تصمیم بگیری چیکار کنی ‏!‏

00:10:35.550 --> 00:10:37.880
مشکلی پیش اومده ، آقای مولر ؟

00:10:49.020 --> 00:10:50.810
آقای مولِر ؟

00:11:11.620 --> 00:11:12.920
ماشینو روشن کن ‏!‏

00:11:13.460 --> 00:11:14.000
زود باش ‏!‏

00:11:28.890 --> 00:11:33.230
پس تو بودی که این همه وقت منو از خونه ی روبرویی زیرنظر داشتی ‏،‏ درسته ؟‏!‏؟

00:11:33.230 --> 00:11:35.230
از من چی میخوای ؟‏!‏؟

00:11:35.860 --> 00:11:38.480
مطمئنّم اینو میدونی که بینهایت ازت متنفّرم ‏.‏

00:11:38.480 --> 00:11:39.820
اندازه ای که دلم میخواد فقط بکشمت ‏!‏

00:11:40.780 --> 00:11:43.820
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اون کا رو کردم چون تهدید شده بودم ‏!‏

00:11:45.910 --> 00:11:48.240
بهم گفته شده بود که اگر پدر و مادرت رو نکشم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:48.240 --> 00:11:50.790
به همه لو میده که ما دونفر چیکار کردیم ‏!‏

00:11:51.540 --> 00:11:55.420
بخاطر همین ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ با مِسنِر اینکارو کردیم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چون چاره ای نداشتیم ‏.‏

00:11:56.380 --> 00:11:58.460
ما هیچ حقّ انتخابی نداشتیم ‏!‏

00:12:01.510 --> 00:12:03.470
چاره ای نداشتید ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟‏!‏؟

00:12:03.880 --> 00:12:06.840
حقّ انتخاب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ نداشتید ؟‏!‏؟

00:12:08.680 --> 00:12:09.810
نگهدار ‏!‏

00:12:10.640 --> 00:12:12.020
گفتم ماشین رو نگهدار ‏!‏

00:12:19.020 --> 00:12:20.900
اونا آدمای خووبی بودند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:21.900 --> 00:12:23.150
واقعاً شگفت انگیز بودند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:28.910 --> 00:12:32.910
پدر و مادرم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ منو با تموم وجودشون دوست داشتند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:32.910 --> 00:12:34.120
صــ ‏-‏ صبرکن ‏!‏

00:12:35.080 --> 00:12:37.790
حتّی با وجودِ اینکه دخترِ واقعیشون نبودم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:37.790 --> 00:12:39.880
پدر و مادرم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:41.050 --> 00:12:43.590
واقعاً دوستم داشتند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:43.590 --> 00:12:44.340
واقعاً ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:44.630 --> 00:12:46.170
تروخدا ‏!‏

00:12:46.180 --> 00:12:46.970
تروخدا شلیک نکن ‏!‏

00:12:48.180 --> 00:12:51.010
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ توئه آشغال اونا رو کشتی ‏!‏

00:12:58.860 --> 00:13:00.270
باربارا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:00.270 --> 00:13:01.190
فریتز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:02.780 --> 00:13:06.320
باربارا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ فریتز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:21.250 --> 00:13:21.960
بیا بغلم ‏!‏

00:13:25.260 --> 00:13:28.130
باربارا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ فریتز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:28.130 --> 00:13:28.590
چی ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:13:29.510 --> 00:13:30.800
معلوم هست چی میگی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:13:31.220 --> 00:13:32.510
خودت حرفت رو میفهمی ؟‏!‏؟

00:13:37.690 --> 00:13:39.730
تازه الان میفهمم که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:41.110 --> 00:13:42.940
چه دردی رو تحمّل میکنی ‏.‏

00:13:43.940 --> 00:13:45.650
فریتز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:45.650 --> 00:13:49.820
بالاخره برای اوّلین بار ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:49.820 --> 00:13:50.700
منو ‏"‏ بابایی ‏"‏ صدا زد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:52.580 --> 00:13:54.120
نمیخوام اونا رو از دست بدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:55.240 --> 00:13:57.580
جفتشون برام بیشتر از هرچیزی ارزش دارند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:58.830 --> 00:13:59.830
باربارا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:00.630 --> 00:14:02.170
فریتز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:03.380 --> 00:14:05.000
شهر دوسلدورف ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:05.000 --> 00:14:08.090
هرروز ساعت 8:30 صبح ‏،‏ روبروی رستوران ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:08.090 --> 00:14:10.630
زمانیکه هنوزم عضو اتّحادیه بودم ‏،‏ رئیسم بهم دستور داده بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:11.470 --> 00:14:15.890
درست مثل یه تاجر معمولی رفتار کنم و مثل اونا هم لباس بپوشم ‏.‏

00:14:16.520 --> 00:14:20.390
هر روز ‏،‏ مادری همراه پسرش درست از جلوی رستوران رد میشدند و میرفتند ‏.‏

00:14:20.690 --> 00:14:24.900
اون تنها رابطِ من برای درک یه زندگی آروم و لذّتبخش بود ‏.‏

00:14:25.530 --> 00:14:28.360
ســ ‏-‏ سلام ‏.‏ صحبتون بخیر ‏.‏

00:14:30.110 --> 00:14:31.910
صبح شما هم بخیر ‏.‏

00:14:35.620 --> 00:14:38.330
کاراگاهی که استخدام کرده بودی دنبال چه چیزایی بود ؟

00:14:38.620 --> 00:14:40.910
پیدا کردن خودت و تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:40.920 --> 00:14:45.090
و اینکه چه اتّفاقی برای همکار سابقیم ‏،‏ مِسنِر افتاده ‏.‏

00:14:45.090 --> 00:14:47.840
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏ مِسنِر مرده ‏.‏

00:14:48.380 --> 00:14:49.840
یعنی یکی اونو کشته ‏.‏

00:14:50.260 --> 00:14:53.970
برای همینم ازش خواستم کمی بیشتر درموردش تحقیق کنه ‏.‏

00:14:53.970 --> 00:14:56.050
همین دیشب ‏،‏ کاراگاه باهام تماس گرفت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:57.060 --> 00:14:59.470
اتّفاقاتِ عجیبی افتاده ‏.‏

00:14:59.480 --> 00:15:00.390
عجیب ؟‏!‏؟

00:15:00.390 --> 00:15:00.930
دقیقاً ‏.‏

00:15:00.940 --> 00:15:02.520
مِسنِر یه معتاد هروئینی بوده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:02.520 --> 00:15:07.110
و همینطور کسی نبوده که بخواد برای سازمان فاشیستی مزاحمتی ایجاد کنه ‏.‏

00:15:07.570 --> 00:15:08.480
و یه چیزِ دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:08.480 --> 00:15:12.240
قاتل هم کسی بوده که هیچگونه ارتباطی با اون سازمان نداشته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:12.240 --> 00:15:13.570
اون خودش اهل فرانکفورت بوده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:13.570 --> 00:15:14.610
دوسِلدورف ؟

00:15:14.620 --> 00:15:17.620
وقتی دیدمتون درموردش بیشتر صحبت میکنیم ‏.‏

00:15:18.120 --> 00:15:18.830
خودشه ‏،‏

00:15:19.450 --> 00:15:21.500
این چرکنویسِ گزارششه ‏.‏

00:15:21.500 --> 00:15:23.170
‏"‏پرونده ی قتلِ مِسنِر‏"‏

00:15:23.170 --> 00:15:23.830
‏‏"‏‏قاتل ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏"‏‏ ؟

00:15:24.380 --> 00:15:26.340
‏"‏روبرتو ‏.‏‏.‏‏.‏ اون دیگه کیه ؟‏!‏؟‏"‏

00:15:27.380 --> 00:15:30.260
معنیِ این متن رو متوجّه میشی ؟‏!‏؟

00:15:38.970 --> 00:15:39.890
الو ؟

00:15:39.890 --> 00:15:41.980
بهتره هرچه زودتر اون کیف رو برگردونی ‏.‏

00:15:41.980 --> 00:15:43.100
ر ‏-‏ روبرتو ؟‏!‏؟

00:15:43.900 --> 00:15:47.900
همسرت و فریتز ‏،‏ همین الان دقیقاً جلوم نشستند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:47.900 --> 00:15:49.980
چــ ‏-‏ چی گفتی ؟‏!‏؟

00:15:50.780 --> 00:15:52.320
با خانوادم کاری نداشته باش لعنتی ‏!‏

00:15:52.320 --> 00:15:56.820
بخاطر ‏"‏ تعطیلات لذّتبخشتم‏"‏ که شده باید زودتر برگردی خوونه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:11.340 --> 00:16:12.380
اسلحت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:14.510 --> 00:16:16.300
میشه اسلحت رو بهم قرض بدی ؟‏!‏؟

00:16:18.760 --> 00:16:22.140
این اسلحه فقط برای اهداف نزدیک کاربرد داره ‏.‏

00:16:22.140 --> 00:16:23.430
فقط هم 4 گلوله برای شلیک داری ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:23.770 --> 00:16:25.100
همین کافیه ‏.‏

00:16:25.100 --> 00:16:27.350
بالاخره خودمم یه زمانی پلیس بودم ‏.‏

00:16:27.360 --> 00:16:28.730
مراقب باش ‏.‏

00:16:28.730 --> 00:16:30.230
اگه من بمیرم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:30.230 --> 00:16:32.980
دیگه کسی نیست که به پلیس حقیقت رو بگه ‏.‏

00:16:32.990 --> 00:16:33.440
درسته ؟

00:16:33.990 --> 00:16:35.200
آره ‏.‏

00:16:35.200 --> 00:16:36.150
هرطور شده باید زنده بمونی ‏.‏

00:16:36.740 --> 00:16:39.200
منم از خونه ی بغلی مراقبتم خیالت راحت ‏!‏

00:16:57.470 --> 00:16:58.640
بابایی ‏!‏

00:16:59.470 --> 00:17:00.930
فریتز ‏!‏

00:17:00.930 --> 00:17:03.810
بابایی ببین ‏!‏ چوب ماهیگیری خریدم ‏!‏

00:17:03.810 --> 00:17:07.850
بچّت کلّه ی منو خورد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ از بس که گفت قراره با پدرش صحبت کنه و باهاش بره ماهیگیری ‏.‏

00:17:08.650 --> 00:17:10.020
باربارا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:11.980 --> 00:17:13.530
روبرتو کجاست ؟

00:17:13.530 --> 00:17:15.150
اوه راستی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:15.150 --> 00:17:18.740
چند نفری از دوستاش که مامورین امنیتی هم هستند ‏،‏ الان داخل خوونه هستند ‏.‏

00:17:18.740 --> 00:17:20.320
انگار زمانیکه خوونه نبودیم یه اتّفاقی افتاده ‏.‏

00:17:20.660 --> 00:17:21.950
دوستاش ؟

00:17:21.950 --> 00:17:23.490
نگران نباش ‏.‏

00:17:23.490 --> 00:17:25.370
اونا گفتند که چیز خاصّی نبوده ‏.‏

00:17:27.250 --> 00:17:28.750
روبرتو ‏!‏

00:17:28.750 --> 00:17:29.880
مایکل برگشته ‏.‏

00:17:30.420 --> 00:17:32.000
نگران نباشید قربان ‏.‏

00:17:32.000 --> 00:17:34.460
فقط شیشه ی یکی از پنجره ها شکسته ‏.‏

00:17:35.130 --> 00:17:36.970
احتمالاً یکی از پسربچّه های همین اطراف میخواسته سربه سرتون بذاره ‏.‏

00:17:37.510 --> 00:17:39.840
دیگه لازم نیست نگران چیزی باشید ‏.‏

00:17:48.310 --> 00:17:50.310
جسد کجاست ؟‏!‏؟

00:17:50.310 --> 00:17:52.110
من مطمئنّم که جسدِ کاراگاه همینجا افتاده بود ‏.‏

00:17:52.480 --> 00:17:54.690
هیچ جسدی اینجا نبوده ‏.‏

00:17:55.780 --> 00:17:58.320
روبرتو ‏،‏ تو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:17:58.320 --> 00:18:00.410
تو کی هستی ؟‏!‏؟

00:18:00.410 --> 00:18:02.740
همسرت و فریتز دارند واردِ خوونه میشند ‏!‏

00:18:02.910 --> 00:18:06.160
فقط کافیه کیفِ کاراگاه رو بدی بهم ‏.‏

00:18:06.160 --> 00:18:07.410
زودباش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:11.000 --> 00:18:12.250
آفرین ‏.‏

00:18:12.250 --> 00:18:15.210
حالا تصوّر کن که امروز هیچ اتّفاقی اینجا نیفتاده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:15.670 --> 00:18:18.220
دقیقاً مثل روزای دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:18.880 --> 00:18:21.130
انگار که آب از آب تکون نخورده ‏.‏

00:18:24.510 --> 00:18:25.220
نینا ‏!‏

00:18:29.100 --> 00:18:29.730
نینــا ‏!‏

00:18:31.730 --> 00:18:33.110
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:34.400 --> 00:18:36.730
واقعاً که دخترِ ناز و خوشگلی بود ‏.‏

00:18:37.280 --> 00:18:38.690
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:38.700 --> 00:18:40.360
چه بلایی سرش آوردی لعنتی ؟‏!‏؟

00:18:40.360 --> 00:18:42.240
نگرانش نباش ‏،‏ با دقّت ازش مراقبت میکنیم ‏.‏

00:18:42.620 --> 00:18:45.740
در حقیقت اون برای شخصی خاص ‏،‏ مهمانی خیلی ویژه محسوب میشه ‏.‏

00:18:46.160 --> 00:18:47.290
‏‏"‏‏ شخصی خاص ‏‏"‏‏ ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ ؟

00:18:47.290 --> 00:18:49.620
نامِ اون مردِ جوون هم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:49.620 --> 00:18:51.160
یوهان بود ‏.‏

00:18:52.210 --> 00:18:54.330
یوهان ‏!‏ یوهان ‏!‏ یوهان ‏!‏

00:18:54.340 --> 00:18:56.340
یوهان دیگه کدوم خریه ؟‏!‏؟

00:18:56.340 --> 00:18:58.710
شما لعنتی ها دیگه کی هستید ؟‏!‏؟

00:18:58.720 --> 00:19:02.300
خووب میدونم که دوست داری کنار همسرت
و فریتز زندگی شاد و آرومی داشته باشی ‏.‏

00:19:02.800 --> 00:19:04.800
همین برات کافی نیست ؟

00:19:05.430 --> 00:19:08.020
مطمئنّم که کافیه ‏.‏

00:19:08.520 --> 00:19:11.060
ازت ممنونم که همیشه حمایتم کردی ‏.‏

00:19:11.060 --> 00:19:13.230
لحظه ی خداحافظی فرا رسیده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:16.770 --> 00:19:18.280
چه بلایی قراره سرِ نینا بیاری ؟

00:19:19.780 --> 00:19:20.490
میخوای اونو بکشی ؟!؟

00:19:22.780 --> 00:19:24.820
امیدوارم زندگیِ خوبی داشته باشی ‏.‏

00:19:32.330 --> 00:19:35.210
بابایی ‏،‏ کِی باهمدیگه میریم ماهیگیری ؟‏!‏؟

00:19:36.210 --> 00:19:40.050
اممم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ همین فردا ‏،‏ البته اگه هوا آفتابی باشه ‏.‏

00:19:40.510 --> 00:19:41.260
آخ جووون ‏!‏

00:19:45.180 --> 00:19:48.310
جالبه ‏،‏ دیگه نمیتونم روحی ببینم ‏.‏

00:19:59.610 --> 00:20:01.490
چه چشمای خوشگلی داری ‏!‏

00:20:01.490 --> 00:20:04.990
واقعاً خیلی شبیه برادرتی ‏.‏
پس کی میتونم یوهان رو ببینم ؟

00:20:05.780 --> 00:20:09.530
بدونِ اینکه مقاومت کنم تسلیم شدم ‏،‏ فقط برای اینکه گفتی میتونم ببینمش ‏.‏

00:20:09.540 --> 00:20:13.000
خب راستش رو گفتم ‏،‏ اتّفاقاً اونم دوست داره هرچه زودتر تو رو ببینه ‏.‏

00:20:13.000 --> 00:20:14.710
پس الان کجاست ؟‏!‏؟

00:20:15.120 --> 00:20:17.750
شهر مونیخ ‏،‏ راحت داره زندگی میکنه ‏.‏

00:20:18.250 --> 00:20:19.250
مونیخ ؟‏!‏؟

00:20:19.630 --> 00:20:22.260
از چشمای نازت خیلی خوشم میاد ‏.‏

00:20:22.260 --> 00:20:23.760
ولی واقعاً دلم برات میسوزه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:32.060 --> 00:20:33.890
حالا ‏،‏ تنها کسی که باقی مونده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:39.020 --> 00:20:40.980
دکتر تنماست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:16.810 --> 00:21:18.520
چرا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:18.520 --> 00:21:19.730
چرا اینجا اومدی ؟‏!‏؟

00:21:20.690 --> 00:21:21.610
بهت که گفته بودم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:22.400 --> 00:21:24.820
من قبلاً افسرِپلیس بودم .

00:21:46.970 --> 00:21:49.590
تا خونه ات راه زیادی نمونده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:49.590 --> 00:21:50.930
ممنون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:51.970 --> 00:21:57.270
من به فریتز قول دادم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ فردا ببرمش ماهیگیری ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:59.400 --> 00:22:00.230
عالیه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:01.400 --> 00:22:03.820
امیدوارم هوا آفتابی باشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:19.330 --> 00:22:22.380
. من مطمئنّم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ که فردا هوا آفتابیه

00:22:29.470 --> 00:22:31.600
...آرام آرام

00:22:33.000 --> 00:22:37.350
حقیقت را درک خواهی کرد

00:22:39.690 --> 00:22:44.980
و همیشه نیز همینطور بوده

00:22:47.440 --> 00:22:54.530
تو فقط میتونی نهایت تلاشت رو بکنی

00:22:56.120 --> 00:22:59.960
اگه به اندازه کافی بازی کنی

00:22:59.960 --> 00:23:08.130
میتونی اعتماد منو بدست بیاری

00:23:13.220 --> 00:23:17.060
به خاطر عشق به زندگی

00:23:18.600 --> 00:23:22.390
رابطه ای وجود داره

00:23:24.480 --> 00:23:28.360
امکان داره شکست بخوریم

00:23:28.360 --> 00:23:36.410
ولی بازم به مبارزه ادامه میدیم

00:23:36.434 --> 00:23:46.434
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:46.458 --> 00:23:54.458
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.