﻿WEBVTT

00:00:24.440 --> 00:00:27.310
پس اونم یوهان رو دیده ‏‏.‏‏

00:00:29.400 --> 00:00:32.110
بهتره هرچه زودتر بکشمش ‏.‏

00:00:49.000 --> 00:00:59.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:02:27.100 --> 00:02:30.940
انگار چیزی رو دیدم که هیچوقت نباید میدیدم ‏.‏

00:02:30.940 --> 00:02:35.860
یوهانُ پارسال در شبی بارونی دیدمش ‏،‏ پسری جوون و خوشگل با موهایی بلوند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:35.860 --> 00:02:40.110
پس هرکسی که اونو ببینه باید کشته بشه ‏،‏ درست گفتم ؟‏!‏؟

00:02:43.530 --> 00:02:47.200
بعدِ اینکه صدای شلّیک گلوله شنیدم ‏،‏ خیلی ترسیدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:47.200 --> 00:02:49.200
فقط میخواستم زودتر فرار کنم ‏.‏

00:02:50.460 --> 00:02:53.830
یجورایی مطمئن بودم که به دکتر تنما شلّیک شده ‏.‏

00:02:54.750 --> 00:02:56.880
ولی روز بعدش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:56.880 --> 00:03:02.340
روزنامه های صبح نوشته بودند که اون شب ‏،‏ شخصی بنام جانکِرز به ضربِ سه گلوله کشته شده ‏.‏

00:03:03.430 --> 00:03:05.350
پس کارِ ‏"‏ اون ‏"‏ بوده ‏،‏ مگه نه ؟

00:03:07.390 --> 00:03:09.220
میخوای منو بُکشی ؟

00:03:13.060 --> 00:03:16.230
اگه اینکارو بکنی ‏،‏ هیچوقت به چیزی که میخوای نمیرسی ‏.‏

00:03:16.230 --> 00:03:20.400
همون عکسهایی که دنبالشون میگردی ‏،‏ عکس بچّگی های یوهان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:21.530 --> 00:03:24.110
به اینم فکرکردی که اگه بهم شلّیک کنی چه اتّفاقی میفته ؟‏!‏؟

00:03:24.110 --> 00:03:29.910
تمام اون عکسها اتوماتیک وار برای یکی از مأمورین ارشد گروه ‏"‏ بی کِی اِی ‏"‏ فرستاده میشه ‏.‏

00:03:30.660 --> 00:03:34.620
اگه اونارو میخوای ‏،‏ بهتره بهم بگی که تنما الان کجاست ‏.‏

00:03:47.350 --> 00:03:48.720
کجای حرفام خنده داشت ؟‏!‏؟

00:03:48.720 --> 00:03:51.140
آخه پاهات داره میلرزه ‏!‏

00:03:53.140 --> 00:03:57.020
ظاهراً که خیلی جدّی بودی ‏،‏ ولی معلومه که به زور روی پاهات ایستادی ‏!‏‏!‏

00:04:03.280 --> 00:04:04.860
واقعاً زنِ باحالی هستی ‏!‏

00:04:06.200 --> 00:04:07.990
باشه بهت میگم ‏.‏

00:04:09.240 --> 00:04:10.950
تنما الان چیکار میکنه ؟

00:04:10.950 --> 00:04:15.250
اینکه معلومه ‏،‏ هنوزم دکتره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ امّا غیرقانونی فعّالیت میکنه ‏.‏

00:04:15.250 --> 00:04:15.830
الان کجاست ؟

00:04:16.880 --> 00:04:21.880
شخصی بود که دیوانه وار تلاش میکرد تا بعنوان مرد شماره 2 سندیکایی در شهر هانوفر شناخته بشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:22.510 --> 00:04:26.470
رئیسِ سِندیکا هم خیلی ترسیده بود
و سعی میکرد یجوری اونو از بین ببرتش‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:26.470 --> 00:04:29.890
ولی از بختِ بدش فقط زخمی شد و تونست فرار کنه ‏.‏

00:04:29.890 --> 00:04:33.930
الان هم تنما مسئولِ مراقبت و درمان اونه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:34.890 --> 00:04:37.150
داخل ویلایی کوهستانی در نزدیکی فوسِّن ‏.‏

00:04:37.270 --> 00:04:40.940
حکایت میز نهارخوری

00:05:03.880 --> 00:05:06.130
آقا ‏!‏ شما چرا اینجا وایسادی تکونم نمیخوری ؟‏!‏؟

00:05:14.100 --> 00:05:16.890
الان دیگه وقتِ ناهاره ها ‏!‏

00:05:27.910 --> 00:05:30.370
چیکار دارید میکنید ؟‏!‏؟

00:05:30.370 --> 00:05:31.240
چیکار میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:05:32.660 --> 00:05:34.950
خب ‏،‏ هوا که به این خوبی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:34.950 --> 00:05:36.950
گفتم بهتره امروز ناهارُ بیرون بخوریم ‏.‏

00:05:37.710 --> 00:05:39.670
ناهار اونم اینجا ؟‏!‏؟

00:05:39.670 --> 00:05:41.960
دیتِر ‏،‏ لطفاً بشقابها رو بردار بیار ‏!‏

00:05:42.800 --> 00:05:43.920
چشم قربان ‏!‏

00:05:45.920 --> 00:05:48.300
زخماتون که کم کم رو به بهبودیه ‏.‏

00:05:48.300 --> 00:05:50.720
آفتاب گرفتن هم برای بهترشدن حالتون خیلی مفیده ‏.‏

00:05:51.600 --> 00:05:56.390
دکتر تنما ‏،‏ واقعاً ازتون ممنونم که جونمُ نجات دادید ‏.‏

00:05:56.390 --> 00:06:01.230
جرّاحی که شما تو اون کلینیک قدیمی انجام دادید ‏‏ نشون میده که واقعاً دکترِ چیره دستی هستید ‏.‏

00:06:01.860 --> 00:06:06.940
اینطوریام نیست ‏،‏ زخمای روی سرتون که خیلی شدید نبود‏،‏ بقیّه گلوله ها هم که به ساقِ پاتون اصابت کرده بود ‏.‏

00:06:07.650 --> 00:06:09.490
شريان تيبيال قدامي پاتون هم خوشبختانه سالم بود ‏.‏

00:06:10.200 --> 00:06:12.160
واقعاً که خوش شانس بودید ‏!‏

00:06:14.280 --> 00:06:16.200
خوش شانس بودم ؟

00:06:16.790 --> 00:06:19.460
ناهار آمادست ‏!‏

00:06:20.460 --> 00:06:21.250
اِیول عجب بوئی ‏!‏

00:06:26.460 --> 00:06:28.760
مزّش چطوره ؟ خووب درست شده ؟‏!‏؟

00:06:29.550 --> 00:06:33.850
هرچند هِکِل تاحالا آشپزی نکرده بوده ‏،‏ امّا خب دستپخت خووبی داره ‏.‏

00:06:33.850 --> 00:06:35.970
منظورت از حرفی که زدی چی بود ؟‏!‏؟

00:06:36.470 --> 00:06:39.350
به این غذا میگن
(( Chicken Marengo ))

00:06:39.350 --> 00:06:41.640
تمام مزّه ی این غذا به سس خارق العادشه ‏.‏

00:06:41.650 --> 00:06:45.150
دستور پختشُ از یه رستورانِ سه ستاره ی فرانسوی کِش رفتم ‏.‏

00:06:45.150 --> 00:06:47.320
باز دوباره لاف زدنش شروع شد ‏!‏

00:06:47.320 --> 00:06:50.610
باز این بچّه ی مزاحم پرید وسطِ حرفام ‏!‏

00:06:50.610 --> 00:06:53.450
اگه کمی سس سویا بهش اضافه میکردی ‏،‏ مزّش بهتر میشد ‏.‏

00:06:53.820 --> 00:06:56.410
تو روحت ‏،‏ انگار نافتُ با سس سویا بریدند ‏!‏

00:06:56.410 --> 00:06:58.160
یکبار شد چیزی بخوری و غُر نزنی ؟‏!‏؟

00:06:59.080 --> 00:07:00.960
یه میزِ ناهارخوری ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:01.830 --> 00:07:04.380
همیشه دوست داشتم پشتِ چنین میزی بشینم ‏.‏

00:07:06.840 --> 00:07:10.920
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بخاطر پول دست به هرکاری میزدم ‏.‏

00:07:11.930 --> 00:07:15.550
ولی بعدش با اون همه پول حتّی نمیدونستم باید چیکار کنم ‏.‏

00:07:16.310 --> 00:07:19.810
خانوادم منو طرد کردند ‏،‏ برادرام باهام دشمن شدند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:19.810 --> 00:07:22.020
همسر و بچّم بخاطر من کشته شدند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:22.480 --> 00:07:26.270
ولی بازم منتظر روزی بودم که پشتِ چنین میزی بشینم ‏.‏

00:07:38.740 --> 00:07:40.750
پولِ لعنتی انسانُ به تباهی میکشونه ‏.‏

00:07:41.500 --> 00:07:43.790
شماها هم این داستانُ شنیدید ؟‏!‏؟

00:07:48.380 --> 00:07:51.050
پنج سال پیش ‏،‏ چیزی شبیه به بانک بوجود اومد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:51.050 --> 00:07:55.220
که تمام دارایی های بازار سیاه آلمان در انحصارش بود ‏.‏

00:07:55.220 --> 00:07:58.180
اونا واقعاً کارشون حرفه ای بود ‏.‏

00:07:58.180 --> 00:08:03.520
تمام پول های کثیفی که واردِ اون بانک میشد ‏،‏ در چشم بهم زدنی تبدیل به پولِ قانونی میشد ‏.‏

00:08:04.230 --> 00:08:06.350
منظورتون همون پول شوئیه دیگه ؟‏!‏؟

00:08:06.360 --> 00:08:07.610
آره ‏.‏

00:08:07.610 --> 00:08:13.360
معاملات و دادوستدی که سازمان انجام میداد دقیقاً شبیه یه بانک معمولی بود ‏.‏

00:08:13.360 --> 00:08:19.780
درعرض 5 سال هم تونستند به ثروتی عظیم و غیرقابل تصوّر برسند ‏.‏

00:08:21.290 --> 00:08:28.040
همون سال بود که رهبرِ سازمان ‏،‏ کسی که همه چیز تحت کنترل اون بود ناگهان غیبش زد ‏.‏

00:08:29.170 --> 00:08:30.800
فکر میکنید بعدش چه اتّفاقی افتاد ؟

00:08:32.630 --> 00:08:34.010
هرج و مرج ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:34.930 --> 00:08:36.970
واقعاً غیرقابل تصوّر بود ‏.‏

00:08:38.220 --> 00:08:43.270
اونایی که باقی مونده بودند ‏،‏ بخاطر تصّرف
پولها به جنگی خونین روی آوردند ‏.‏

00:08:44.940 --> 00:08:49.270
خیلی از اونا کشته شدند ‏،‏ سازمان هم خیلی زود از هم پاشیده شد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:50.150 --> 00:08:55.280
اونا هم یه روزی آرزوشون این بود که دور چنین
.میزی بشینند و همراه بقیّه ناهار بخورند ‏‏

00:08:59.030 --> 00:09:03.290
خیلی عجیبه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ دوست دارم بدونم ‏"‏ اون ‏"‏ کجا غیبش زد ‏!‏

00:09:04.620 --> 00:09:08.040
منظورم همون رئیس سازمانه که یهویی غیبش زد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:08.040 --> 00:09:10.710
حدس میزنم یکی اونو کشته ‏!‏

00:09:10.710 --> 00:09:11.540
نه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:12.250 --> 00:09:13.800
مطمئنّم که هنوز زندست ‏.‏

00:09:14.920 --> 00:09:17.800
ممکنه الان دانشجوی یکی از دانشگاهها باشه ‏!‏

00:09:18.430 --> 00:09:19.590
دانشجو ؟!؟

00:09:20.850 --> 00:09:23.010
اوهوم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ خودمم وقتی شنیدم شکّه شدم ‏.‏

00:09:23.640 --> 00:09:29.400
طبقِ شایعاتی که شنیدم ‏،‏ اون شخص ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏نه
اون بچّه ای که 5 سال پیش سازمان رو تأسیس کرد ‏.‏‏‏‏ ‏..‏. ‏

00:09:29.400 --> 00:09:32.900
فقط پانزده سالش بوده ‏.‏

00:09:38.610 --> 00:09:42.910
یه بچّه ی پانزده ساله ؟‏!‏؟ واقعاً که شوخیِ باحالی بود ‏!‏

00:09:42.910 --> 00:09:45.750
امکان نداره یه بچّه با این سن ‏،‏ بتونه چنین کاری بکنه ‏!‏

00:09:45.750 --> 00:09:47.910
چیزی که گفتم حقیقت داره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:47.920 --> 00:09:52.500
انگار داشت با اینکارش درموردِ رفتار بزرگسالان نسبت به پول تحقیق میکرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:53.000 --> 00:09:56.300
درست شبیه بچّه ای که درحال مچاله کردنِ دسته ای از مورچه هاست ‏.‏

00:09:58.260 --> 00:09:58.880
کجا ؟

00:09:59.840 --> 00:10:03.300
محلّ اصلی اون سازمان کجا بوده ؟‏!‏؟

00:10:03.310 --> 00:10:06.310
قرارگاهِ اصلی گروه در شهرِ دوسِلدورف بود ‏.‏

00:10:06.310 --> 00:10:12.110
رهبرِ اصلی سازمان هم بخاطر نقشش دائماً به جاهای مختلفی نقلِ مکان میکرد ‏.‏

00:10:13.900 --> 00:10:17.360
آخرین بار ‏،‏ قبلِ اینکه ناپدید بشه کجا بوده ؟‏!‏؟

00:10:18.400 --> 00:10:25.080
درمورد این زیاد چیزی نمیدونم ‏،‏ ولی شنیدم افرادی که چشمشون به اون پولا افتاده بود همه به سمت مونیخ راه افتاده بودند ‏.‏

00:10:26.120 --> 00:10:27.540
مونیخ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:27.540 --> 00:10:30.290
چیزی شده دکتر ؟ انگار خیلی نگرانی ‏.‏

00:10:31.460 --> 00:10:34.840
راستی ‏،‏ برم به اون آقایی که تو جنگل بود بگم بیاد ناهار بخوره ؟‏!‏؟

00:10:35.380 --> 00:10:38.380
ها ‏-‏ باشه ‏،‏ برو ‏.‏

00:10:38.380 --> 00:10:42.090
معذرت میخوام ‏،‏ ولی اون بادیگاردمه داره به وظیفش عمل میکنه ‏.‏

00:10:43.640 --> 00:10:47.060
از نظرِ اونا ‏،‏ شما خیلی وقته که مردید ‏.‏

00:10:47.060 --> 00:10:49.230
هنوزم فکر میکنید که بازم میان سراغتون ؟

00:10:50.060 --> 00:10:54.480
به نظرِخودت زندگی ای که قراره از الان به بعد
داشته باشی ‏،‏ نیازی به بادیگارد داره ؟

00:11:07.040 --> 00:11:10.160
من اونو خیلی وقته که میشناسم ‏.‏

00:11:11.620 --> 00:11:13.920
پسرجون ‏،‏ برو هِلموتُ صداش کن بیاد ‏!‏

00:11:14.460 --> 00:11:17.170
پس اسمِ اون آقاهه هِلموته ‏!‏

00:11:17.170 --> 00:11:22.090
آره عزیزم ‏،‏ برو بهش بگو دیگه نمیخوام بعنوان بادیگاردم کار کنه ‏!‏

00:11:24.640 --> 00:11:27.600
اون تنها دوستیه که دارم ‏.‏

00:11:27.600 --> 00:11:32.190
بهش بگو ‏:‏ میزِ ناهارخوری انتظارشُ میکشه ‏،‏ بعدش قراره درمورد آینده باهم صحبت کنیم ‏.‏

00:11:32.770 --> 00:11:33.480
چشم ‏.‏

00:11:58.500 --> 00:12:01.260
آقای هِلموت ‏،‏ ناهار حاضره ‏!‏

00:12:01.260 --> 00:12:03.010
همه منتظرِ شمان ‏!‏

00:12:07.810 --> 00:12:10.180
تنما درست بالای همین تپّه ست ‏.‏

00:12:11.890 --> 00:12:14.060
میخواستی اونو بکشی ‏،‏ درسته ؟‏!‏؟

00:12:27.740 --> 00:12:29.080
چیزی شده ؟

00:12:29.080 --> 00:12:32.290
پائینِ تپّه ها یه اتّفاقی برای هِلموت افتاده ‏.‏

00:12:33.910 --> 00:12:37.380
احتمالاً اونم الان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:39.630 --> 00:12:41.500
یعنی بازم اومدن سراغتون ؟‏!‏؟

00:12:41.510 --> 00:12:42.960
نمیدونم ‏.‏

00:12:42.970 --> 00:12:43.510
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:44.130 --> 00:12:46.510
مطمئنّم یکی داره میاد اینجا ‏.‏

00:12:49.050 --> 00:12:51.220
آقای هِلموت ‏!‏

00:13:35.390 --> 00:13:36.220
بهش بگو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:38.480 --> 00:13:39.900
هرچه زودتر ازینجا فرار کنه ‏!‏

00:13:41.810 --> 00:13:43.650
زودباش برو بهش اینو بگو ‏!‏

00:13:45.230 --> 00:13:45.900
برو دیگه ‏!‏

00:13:52.280 --> 00:13:53.240
خانوم ‏!‏

00:13:53.950 --> 00:13:55.790
عجله کن ازینجا برو ‏!‏

00:13:55.790 --> 00:13:56.540
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:56.540 --> 00:13:57.700
ولی پاتون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:57.710 --> 00:13:59.620
من خوبم ‏،‏ فقط برو ‏!‏

00:13:59.710 --> 00:14:00.370
کجاست ؟‏!‏؟

00:14:01.080 --> 00:14:02.710
از کجا شلّیک کرد ؟‏!‏؟

00:14:06.590 --> 00:14:08.630
شما خودتون فهمیدید ؟

00:14:08.630 --> 00:14:09.800
. خودمم نمیدونم

00:14:09.800 --> 00:14:12.260
فراموشش کن ‏،‏ گفتم برو ‏!‏

00:14:12.260 --> 00:14:15.970
آخه نمیتونم ‏!‏ اگه همینجا ولتون کنم ‏،‏ مطمئنّم که میمیرید ‏!‏

00:14:16.680 --> 00:14:18.810
نگرانِ من نباش ‏،‏ فقط برو ‏!‏

00:14:18.810 --> 00:14:20.270
گفتم نمیتونم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:20.270 --> 00:14:22.600
پشتِ درختا بهترین جا برای پنهوون شدنه ‏!‏

00:14:23.730 --> 00:14:25.190
هرزه ی احمق ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:25.190 --> 00:14:27.400
از همون اوّلم میدونستم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:27.940 --> 00:14:30.240
که اون لعنتی نمیتونه تنما رو بکشه ‏.‏

00:14:33.660 --> 00:14:35.780
خانوم ‏،‏ شما حالتون خوبه ؟

00:14:35.790 --> 00:14:36.790
فعلاً آره ‏.‏

00:14:37.540 --> 00:14:41.120
ولی فکرکنم اون لعنتی رفته سمتِ ویلای بالای تپّه ‏!‏

00:14:41.790 --> 00:14:42.920
نمیشه ‏!‏

00:14:42.920 --> 00:14:46.710
فقط این جادّست که بطرف بالای تپّه میره ‏.‏

00:14:47.380 --> 00:14:48.590
منظورت چیه ؟‏!‏؟

00:14:48.590 --> 00:14:51.430
از بس رفتم بالا و برگشتم که متوجّه این شدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:51.430 --> 00:14:53.890
از بقیه راهها نمیشه بالا رفت ‏،‏ چون پر از پرتگاه و صخرست ‏!‏

00:14:54.760 --> 00:14:56.220
پس یعنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:56.220 --> 00:15:00.140
تا زمانیکه اینجا هستیم ‏،‏ اون نمیتونه خودشُ برسونه اون بالا ‏!‏

00:15:00.730 --> 00:15:02.810
اونی که بهت شلّیک کرد کی بود ؟

00:15:02.810 --> 00:15:03.850
روبرتو ‏.‏

00:15:04.900 --> 00:15:07.360
اون میخواد تنما رو بکشه ‏.‏

00:15:07.360 --> 00:15:09.820
تنما ؟‏!‏؟ شما کی هستی خانوم ؟

00:15:09.820 --> 00:15:11.110
دوستِ تنما هستی ؟

00:15:18.580 --> 00:15:20.000
چرا داری میخندی ؟‏!‏؟

00:15:20.000 --> 00:15:22.410
اینقدر منو ‏"‏ خانوم ‏"‏ صدا نکن ‏،‏ بچّه ‏!‏

00:15:23.170 --> 00:15:27.130
حالا پاشو ‏،‏ زودتر برو پیش تنما و بهش بگو فرار کنه ‏!‏

00:15:27.670 --> 00:15:30.760
ولی خانوم اگه اینکارو بکنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:30.760 --> 00:15:33.180
بهت که گفتم ‏،‏ من حالم خوبه ‏.‏

00:15:33.180 --> 00:15:35.140
ولی خونریزیِ پاتون خیلی بده ‏!‏

00:15:35.850 --> 00:15:39.640
مطمئنّم که تنما صدای شلّیکُ شنیده و برای کمک میاد اینجا ‏!‏

00:15:40.310 --> 00:15:46.150
تو چرا نمیفهمی ؟ روبرتو قصد داره تنما رو بکشه ‏،‏ باید زودتر جلوشو بگیریم ‏.‏

00:15:46.150 --> 00:15:48.860
اگه اون بیاد اینجا ‏،‏ روبرتو هم به خواستش رسیده ‏.‏

00:15:49.480 --> 00:15:54.150
ولی خانوم ‏،‏ اگه الان باهم فرار کنیم بخاطر خونریزی ممکنه بمیری ‏!‏

00:15:54.160 --> 00:15:55.910
بهت گفتم منو ‏"‏ خانوم ‏"‏ صدا نزن ‏!‏

00:16:00.410 --> 00:16:02.750
تنما چه نسبتی با تو داره ؟

00:16:02.750 --> 00:16:05.620
دوستمه ‏.‏ ام خانوم ‏،‏ شما چی ؟

00:16:09.210 --> 00:16:11.510
شمام از دوستای تنما هستی ؟

00:16:11.510 --> 00:16:14.630
با اینکه زخمی شدید ‏،‏ ولی بازم سعی میکنید که مراقبش باشید ‏.‏

00:16:16.340 --> 00:16:18.550
پس تنما رو دوست دارید ‏،‏ مگه نه ؟

00:16:19.640 --> 00:16:20.850
دوست دخترش هستید ؟

00:16:21.850 --> 00:16:23.600
حواست به اونطرف باشه ‏!‏

00:16:28.190 --> 00:16:29.770
تو چی ؟ تنما رو دوست داری ؟

00:16:29.770 --> 00:16:31.820
اوهوم ‏،‏ خیلی زیاد ‏.‏

00:16:31.820 --> 00:16:33.400
چرا دوستش داری ؟

00:16:34.030 --> 00:16:36.860
خب شما چرا دوستش داری ؟‏!‏؟

00:16:43.750 --> 00:16:48.630
روبرتو ‏!‏ اگه فکرکردی با قایم شدن پشت درختها میتونی بهمون نزدیک بشی ‏،‏ کور خوندی ‏!‏

00:16:49.090 --> 00:16:50.460
بهت که گفتم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:50.460 --> 00:16:54.260
اگه من بمیرم ‏،‏ عکسهای یوهان که دنبالشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:54.260 --> 00:16:58.590
خیلی سریع برای گروه ‏"‏ بی کِی اِی ‏"‏ فرستاده میشه ‏.‏

00:16:59.100 --> 00:17:02.600
اگه اون عکسا رو میخوای ‏،‏ بهتره خودتُ نشون بدی لعنتی ‏!‏

00:17:07.310 --> 00:17:09.940
انگار از نقطه ضعفشم کامل خبرداری ‏!‏

00:17:09.940 --> 00:17:10.980
همش دروغه ‏.‏

00:17:10.980 --> 00:17:12.150
هاه ؟

00:17:12.150 --> 00:17:15.900
اون آدمی نیست که این چیزا رو راحت باور کنه ‏.‏

00:17:16.740 --> 00:17:18.110
حالتون خوبه خانوم ؟

00:17:18.950 --> 00:17:21.580
مگه میشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ خوب باشم ؟

00:17:24.370 --> 00:17:27.580
هی ‏،‏ زودباش ازینجا برو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:28.210 --> 00:17:29.920
گفتم که نمیتونم اینکارو بکنم ‏.‏

00:17:29.920 --> 00:17:31.380
تنما الانا پیداش میشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:31.380 --> 00:17:32.790
اون نمیاد ‏.‏

00:17:32.800 --> 00:17:35.170
دروغه ‏!‏ تنما همیشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:36.050 --> 00:17:38.680
اون هیچوقت برای نجاتم نمیاد ‏.‏

00:17:40.180 --> 00:17:41.550
اون نمیاد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:45.890 --> 00:17:46.770
دیتِر ‏!‏

00:17:47.850 --> 00:17:49.440
دیتر ‏!‏ کجایی ؟

00:17:51.810 --> 00:17:53.900
تنما ‏،‏ من اینجام ‏!‏

00:17:53.900 --> 00:17:54.900
الان میام پیشت ‏!‏

00:17:55.780 --> 00:17:57.610
جایی که هستی بمون ‏!‏

00:17:57.610 --> 00:17:58.900
تروخّدا نیااااا ‏!‏

00:18:00.160 --> 00:18:03.530
اگه بیایی اینجا ‏،‏ اون لعنتی تو رو میکشه ‏!‏

00:18:03.530 --> 00:18:06.500
هدفش فقط کشتنِ توئه ‏!‏

00:18:06.500 --> 00:18:09.120
او ‏-‏ اون صدا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:10.000 --> 00:18:12.880
این خانوم دوستته تنما ‏!‏

00:18:12.880 --> 00:18:15.130
اون تیر خورده ‏،‏ خونریزیشم خیلی شدیده ‏!‏

00:18:16.340 --> 00:18:17.380
اِوا ‏!‏

00:18:18.130 --> 00:18:20.720
نمیخوام بخاطرِ من اینجا بمیری ‏!‏

00:18:20.720 --> 00:18:24.890
آرزوم اینه که دستگیرت کنم و زنده به پلیس تحویلت بدم ‏.‏

00:18:25.640 --> 00:18:29.140
میخوام که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بقیّه عمرتُ پشت میله های زندان بگذرونی ‏،‏ بخاطرِ کارایی که انجام دادی ‏!‏

00:18:30.100 --> 00:18:33.650
و حسرت بخوری از اینکه منو مثل آشغال انداختی دور ‏!‏

00:18:33.650 --> 00:18:35.820
نباید اینقدر بلند صحبت کنی ‏!‏

00:18:41.110 --> 00:18:43.370
دیتر ‏!‏ صدامُ میشنوی ؟

00:18:44.370 --> 00:18:46.580
میتونی بهم بگی اون لعنتی از کدوم طرف شلّیک کرد ؟

00:18:49.120 --> 00:18:49.830
نمیدونم ‏!‏

00:18:50.500 --> 00:18:53.580
نفهمیدم ازکدوم طرف بهش شلّیک شد ‏!‏

00:18:56.670 --> 00:18:57.800
تروخّدا نیا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:58.760 --> 00:19:00.590
نمیخوام که بمیری ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:02.890 --> 00:19:04.590
طاقت بیار ‏،‏ خانوم ‏!‏

00:19:05.350 --> 00:19:06.850
بهش بگو اینجا نیاد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:07.930 --> 00:19:09.680
نمیخوام نجاتم بده ‏.‏

00:19:13.860 --> 00:19:15.020
اون نباید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:15.020 --> 00:19:16.310
خانوم ‏!‏

00:19:25.240 --> 00:19:27.280
اون نباید بیاد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:53.350 --> 00:19:55.190
تن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:59.980 --> 00:20:02.240
چیکار دارید میکنید ؟‏!‏؟

00:20:02.240 --> 00:20:03.150
وقتِ ناهاره ‏.‏

00:20:04.110 --> 00:20:06.820
روندِ بهبودیت که خیلی خووب بوده ‏.‏

00:20:06.820 --> 00:20:10.160
ناهار خوردن در چنین هوایی هم واقعاً لذّتبخشه ‏.‏

00:20:10.950 --> 00:20:13.500
واقعاً خیلی خوش شانس بودی ‏.‏

00:20:13.500 --> 00:20:14.670
خوش شانس ؟

00:20:15.250 --> 00:20:16.790
آره ‏.‏

00:20:16.790 --> 00:20:20.380
کسی که قصد داشته تو رو بکشه یه قاتلِ تمام عیّاره ‏.‏

00:20:20.380 --> 00:20:25.680
اون ازقبل همه چیزُ تخمین زده و میدونسته
.وارد شدن به اینجا چقدر سخت و مشکله ‏‏

00:20:26.680 --> 00:20:29.260
تنها یک راه برای واردشدن به ویلا وجود داره ‏،‏

00:20:29.260 --> 00:20:31.930
کاملاً واضحه که نمیتونسته به همین راحتیا وارد بشه ‏،‏

00:20:31.930 --> 00:20:37.440
اونم بدون شناخت درمورد سیستمهای امنیتی
.و خیلی چیزای دیگه که مانعش میشده ‏‏

00:20:37.980 --> 00:20:41.020
بخاطرِ همینم از تو استفاده کرده ‏.‏

00:20:41.030 --> 00:20:42.530
ازمن استفاده کرده ؟‏!‏؟

00:20:43.240 --> 00:20:44.650
دقیقاً ‏.‏

00:20:44.650 --> 00:20:50.780
اون خووب میدونسته تنها راه برای اینکه واردِ اینجا بشه و به هدفش برسه ‏،‏ استفاده از زنی ولگرده ‏!‏

00:20:51.490 --> 00:20:53.910
ولی تو بهش خیانت کردی ‏،‏

00:20:53.910 --> 00:20:57.170
برای همینم وقتی دید که شکست خورده ‏،‏

00:20:57.170 --> 00:20:59.500
سریعاً فرار کرده و رفته ‏.‏

00:21:00.210 --> 00:21:01.750
فرار کرد ؟‏!‏؟

00:21:01.750 --> 00:21:02.460
آره ‏.‏

00:21:03.260 --> 00:21:05.630
اون پشتِ درختها قایم نشده بوده ‏!‏

00:21:07.090 --> 00:21:10.260
به این غذا میگن
(( Chicken Marengo ))

00:21:10.970 --> 00:21:14.890
نمیدونم مزّش خووبه یا نه ‏،‏ چون طرز پختشُ از کسی یاد گرفتم ‏.‏

00:21:15.940 --> 00:21:19.310
هنوزم یه دلیلِ دیگه برای خوش شانسیت هست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:19.310 --> 00:21:23.480
اونم اینکه پزشک نابغه ای همچون دکتر تنما ‏،‏ از مرگ نجاتت داده ‏.‏

00:21:28.240 --> 00:21:29.240
تنما کجاست ؟

00:21:30.620 --> 00:21:32.080
خیلی وقته که رفته ‏.‏

00:21:32.080 --> 00:21:33.240
کجا رفت ؟

00:21:33.240 --> 00:21:35.250
یکدفعه بدجوری هوس مونیخ به سرش زد و رفت ‏.‏

00:21:36.290 --> 00:21:37.540
مونیخ ؟

00:21:41.540 --> 00:21:44.840
خب دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بهتره زودتر شروع کنیم ‏.‏

00:21:45.720 --> 00:21:49.550
معلومه تو هم شبیه خودمی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:49.550 --> 00:21:53.180
انگار خیلی وقته که لذّت نشستن
.پشت چنین میزی رو فراموش کردی ‏‏

00:21:53.204 --> 00:22:05.204
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:05.228 --> 00:22:17.228
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:28.970 --> 00:22:31.100
...آرام آرام

00:22:32.500 --> 00:22:36.850
حقیقت را درک خواهی کرد

00:22:39.190 --> 00:22:44.480
و همیشه نیز همینطور بوده

00:22:46.940 --> 00:22:54.030
تو فقط میتونی نهایت تلاشت رو بکنی

00:22:55.620 --> 00:22:59.460
اگه به اندازه کافی بازی کنی

00:22:59.460 --> 00:23:07.630
میتونی اعتماد منو بدست بیاری

00:23:12.720 --> 00:23:16.560
به خاطر عشق به زندگی

00:23:18.100 --> 00:23:21.890
رابطه ای وجود داره

00:23:23.980 --> 00:23:27.860
امکان داره شکست بخوریم

00:23:27.860 --> 00:23:35.910
ولی بازم به مبارزه ادامه میدیم