﻿WEBVTT

00:00:04.500 --> 00:00:06.670
‏‏‏"‏‏‏‏کورینای عزیز ...."‏‏‏

00:00:06.670 --> 00:00:11.460
‏‏"‏‏چرا نامه هایت اینقدر کوتاه شده ؟‏‏"‏‏

00:00:11.460 --> 00:00:18.390
‏‏"‏‏درست شبیه یوپالیس و طالع بینی هایش ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏"‏‏

00:00:18.390 --> 00:00:21.970
‏‏"‏‏قلبم بخاطرِ تو بینهایت اندوهگین و پریشانه ‏‏.‏‏‏‏"‏‏

00:00:21.980 --> 00:00:25.390
‏‏"‏‏طلای ایداس بی نور و کمرنگ شده ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏"‏‏

00:00:25.400 --> 00:00:27.190
‏‏"‏‏درست شبیه صنعتگرانِ کالونیوس ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏"‏‏

00:00:27.190 --> 00:00:29.480
بسّه دیگه ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏
‏‏"‏‏درست شبیه صنعتگرانِ کالونیوس ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏"‏‏

00:00:30.360 --> 00:00:33.690
بهت که گفتم ‏،‏ لازم نیست ادامه بدی ‏.‏

00:00:34.070 --> 00:00:35.950
ام ‏.‏‏.‏‏.‏ اشتباهی مرتکب شدم ؟

00:00:36.240 --> 00:00:38.030
گفتم کافیه ‏!‏

00:00:38.030 --> 00:00:39.450
برو خونتون ‏!‏

00:00:40.580 --> 00:00:42.620
ام ‏،‏ معذرت میخوام ‏.‏

00:00:42.620 --> 00:00:44.580
اگه اشتباهی مرتکب شدم بهم بگید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:44.580 --> 00:00:51.000
کسی که نمیتونه حتّی حروفِ لاتینُ درست تلفّظ کنه‏،‏ بهتره دیگه اینجا برای کتاب خوندن پیداش نشه ‏!‏

00:00:51.000 --> 00:00:52.920
منو ‏-‏ ببخشید ‏.‏

00:00:52.920 --> 00:00:54.590
سعی میکنم بیشتر دقّت کنم ‏.‏

00:00:54.590 --> 00:00:56.340
گفتم برو خونتون ‏!‏

00:01:10.700 --> 00:01:20.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:02:34.670 --> 00:02:38.540
پسرِ پنج شنبه

00:02:42.200 --> 00:02:44.600
دانشگاه مونیخِ آلمان
‏‏دانشکده ی فِرِدریک اِمانوئل

00:02:48.700 --> 00:02:51.500
پس کسی که همیشه سرزنش میشه توئی ‏!‏

00:02:53.080 --> 00:02:54.670
اینقدر سخت نگیر ‏!‏

00:02:54.670 --> 00:02:56.790
آقای کارل نیومَن ‏،‏ دانشجوی علم اقتصاد ‏!‏

00:02:59.550 --> 00:03:01.800
منو از کجا میشناسی ؟ کی هستی ؟‏!‏؟

00:03:02.300 --> 00:03:05.600
من لوتِه فِرانک هستم ‏،‏ دانشجوی رشته ی مردم شناسی فرهنگی ‏.‏

00:03:05.600 --> 00:03:09.930
پس شما هم نیمه وقت براش کتاب میخونید ؟‏!‏؟

00:03:09.930 --> 00:03:12.560
نه ‏،‏ من فقط پرستارش هستم ‏.‏

00:03:13.520 --> 00:03:17.480
فقط دانشجویانِ پسر مجازن برای کتاب خواندن برن پیشش ‏!‏

00:03:17.480 --> 00:03:19.280
!تو هم که شیفتت روزهای سه شنبه اس

00:03:19.280 --> 00:03:24.570
روزای دیگه هم دانشجوهایی هستند که میان و براش کتاب میخونند ‏،‏ انگار خودش نابیناست و نمیتونه ‏!‏

00:03:25.410 --> 00:03:32.080
بگو ببینم درمورد شخصیّتِ مرموز و ثروت بی انتهای هانس جورج اِسکوالد چه نظری داری ؟

00:03:32.460 --> 00:03:34.290
ام ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ نمیدونم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:34.290 --> 00:03:38.090
فقط خیلی خوش شانسم که بابت همین کارم پول خوبی بهم میرسه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:39.000 --> 00:03:42.220
تو هم شایعاتی که درموردش گفته میشه رو شنیدی ؟‏!‏؟

00:03:42.220 --> 00:03:45.430
گفته میشه با تلفنی که داخلِ اتاقشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:45.430 --> 00:03:47.800
خیلی راحت تمام شهرهای آلمان رو زیرنظر داره ‏!‏

00:03:48.760 --> 00:03:51.470
مردم بهش میگن هاوارد هیوگزِ شهرِ بایرن ‏!‏

00:03:52.690 --> 00:03:53.600
خانواده ای نداره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:53.600 --> 00:03:55.770
هیچ دوست و رفیقی هم نداره ‏.‏

00:03:55.770 --> 00:03:58.400
ولی ثروتش روز به روز داره زیادتر میشه ‏!‏

00:03:58.400 --> 00:04:00.980
تو فکر میکنی با این همه پول میخواد چیکار کنه ؟‏!‏؟

00:04:00.980 --> 00:04:01.820
نمیدونم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:02.070 --> 00:04:04.700
هنوز یه رازِ بزرگ مونده که نگفتم ‏.‏

00:04:04.700 --> 00:04:07.950
یه اسمِ مستعارِ دیگه هم داره بنام ‏‏"‏‏ بایرن ومپایر ‏‏"‏‏ ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

00:04:07.950 --> 00:04:08.830
‏‏"‏‏ وَمپایِر ‏‏"‏‏ ؟‏‏!‏‏؟

00:04:09.740 --> 00:04:11.790
نیمه شب ‏،‏ بعد از صدای ناقوس ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:11.790 --> 00:04:17.420
اون همراه پیشخدمتش از اتومبیلی که شبیه ماشین نعشه کِش میمونه پیاده میشه و در شهر پرسه میزنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:17.420 --> 00:04:21.340
درست شبیه یکی از صحنه های ترسناک  داستانهای گوتیک ‏.‏

00:04:21.880 --> 00:04:23.720
شاید دوست داره اون موقع شب قدم بزنه ‏!‏

00:04:23.720 --> 00:04:27.010
بزودی متوجّه میشم که هدفش فقط قدم زدنه یا نه ‏!‏

00:04:27.010 --> 00:04:29.350
منظورت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چیه ؟‏!‏؟

00:04:29.350 --> 00:04:31.060
بالاخره موضوعِ تحقیقمه ‏!‏

00:04:32.470 --> 00:04:36.890
‏‏"‏‏ فعّالیت ها و دغدغه های ذهنیِ چهره های معروف شهر بایرن در قرون وسطی و دنیای امروز ‏‏"‏‏ ‏‏.‏‏

00:04:37.770 --> 00:04:39.560
مطمئنّم که برای تحقیقاتم شخصِ مناسبیه ‏.‏

00:04:40.070 --> 00:04:42.860
خب پس چرا به من گیر دادی و اومدی طرفم ؟‏!‏؟

00:04:43.690 --> 00:04:46.240
تنها چیزائی که ازت میدونم اسم و رشته ی درسیته ‏!‏

00:04:46.240 --> 00:04:49.990
اینقدرم بخاطرِ بدخلقی های اسکوالد ناراحت نباش ‏،‏ با همه همینطور رفتار میکنه ‏.‏

00:04:49.990 --> 00:04:52.580
شایدم بدتر و ترسناک تر باشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:53.250 --> 00:04:54.370
اوهوم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:54.370 --> 00:04:56.790
از بچّگی همینطور باهام رفتار کردند ‏،‏ دیگه عادت کردم ‏!‏

00:04:57.920 --> 00:04:58.540
از بچّگی ؟‏!‏؟

00:04:58.830 --> 00:05:00.840
ام ‏-‏ آره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:00.840 --> 00:05:04.550
بارها و بارها توسّط والدینِ ناتنیم با چنین رفتارهایی مواجه شدم ‏.‏

00:05:04.920 --> 00:05:08.930
پس با این اوصاف ‏،‏ در دبیرستانی محلّی درس خوندی و فارغ التحصیل شدی درسته ؟‏!‏؟

00:05:08.930 --> 00:05:11.510
پس تو کامل آمارمو در آوردی و چیزی نمیگی ‏!‏

00:05:11.510 --> 00:05:13.100
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:13.100 --> 00:05:15.100
پس همشون حقیقت داره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:16.810 --> 00:05:17.810
بذار حقیقت رو بهت بگم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:17.810 --> 00:05:21.940
بخاطر اینکه بتونم مادرمُ ببینم ‏،‏ اومدم اینجا و دانشگاه مونیخ ثبت نام کردم ‏.‏

00:05:21.940 --> 00:05:24.230
پس مادرت هم اینجاست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:24.230 --> 00:05:25.900
یعنی میتونی بری و ببینیش ؟

00:05:26.700 --> 00:05:29.320
نه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ دیگه برام مهم نیست ‏.‏

00:05:29.320 --> 00:05:30.820
هاه ؟‏!‏؟ آخه چرا ؟‏!‏؟

00:05:31.200 --> 00:05:32.990
مثلاً پسرشی ‏!‏

00:05:33.790 --> 00:05:36.080
اسم مادرتُ که حدّاقل میدونی ‏،‏ مگه نه ؟

00:05:36.080 --> 00:05:37.120
آره ‏.‏

00:05:37.120 --> 00:05:38.160
اسمش چیه ؟‏!‏؟

00:05:39.380 --> 00:05:41.330
گفتم دیگه نمیخوام ببینمش ‏!‏

00:05:41.340 --> 00:05:42.920
بگو دیگه ‏!‏

00:05:42.920 --> 00:05:45.880
الان که کنجکاو شدم ‏،‏ مطمئن باش دیر یا زود خودم متوجّه میشم ‏!‏

00:05:47.130 --> 00:05:48.380
مارگوت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:49.550 --> 00:05:50.800
مارگوت لانگِر ‏.‏

00:05:51.430 --> 00:05:54.310
با اطّلاعاتی که درموردش داری ‏،‏ راحت میشه پیداش کرد ‏!‏

00:05:54.310 --> 00:05:55.640
لااقل برو ببینش ‏!‏

00:05:55.640 --> 00:05:57.350
مطمئنّاً خیلی خوشحال میشه ‏!‏

00:05:57.350 --> 00:05:59.980
ای بابا ‏،‏ انگار متوجّه حرفم نمیشی ‏!‏

00:06:04.070 --> 00:06:06.940
مارگوت لانگِر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ مارگوت لانگِر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:09.910 --> 00:06:11.030
امکان نداره ‏!‏

00:06:12.830 --> 00:06:15.160
‏‏"‏‏بیباک و چالاک همانند اسب شاه بلوطی ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏"‏‏

00:06:16.000 --> 00:06:18.540
‏‏"‏‏گرد آمد همانند تندر داخل حوضچه ای از خون ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏"‏‏

00:06:19.160 --> 00:06:20.670
‏‏"‏‏و باعث طغیان جریان شد ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ ‏‏"‏‏

00:06:20.670 --> 00:06:22.250
غیرقابل تحمّله ‏!‏

00:06:22.790 --> 00:06:25.880
چیزی که زیبا باشه ‏،‏ لایق دوست داشتنم هست ‏.‏

00:06:26.880 --> 00:06:28.300
واقعاً غیرقابل تحملّه ‏!‏

00:06:33.300 --> 00:06:36.390
چرا موضوع به این مهمّی رو ازم پنهوون کردی ؟‏!‏؟

00:06:38.060 --> 00:06:40.060
من دنبال اطّلاعاتی از مادرت بودم ‏.‏

00:06:42.020 --> 00:06:43.650
نمیدونم چرا گفتی که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:43.650 --> 00:06:46.690
برای همین بود که بهت گفتم نمیخوام ببینمش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:46.690 --> 00:06:51.030
کارل ‏،‏ اگه چیزی هست بگو شاید بتونم کمکت کنم ‏.‏

00:06:51.030 --> 00:06:52.070
ممنون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:52.070 --> 00:06:52.860
چیزی نیست ‏.‏

00:06:53.740 --> 00:06:54.870
کارل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:58.410 --> 00:06:59.870
لوتّه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:59.870 --> 00:07:05.340
یادمه بهم گفتی که میخوای بفهمی چرا هانس اِسکوالد اون موقع شب بیرون پرسه میزنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:06.590 --> 00:07:08.880
منم میتونم باهات بیام ؟

00:07:08.880 --> 00:07:10.760
چرا که نه ‏!‏

00:07:10.760 --> 00:07:13.050
اینطوری خیلی بهترم میشه ‏!‏

00:07:17.310 --> 00:07:18.810
حقیقت همینه ‏!‏

00:07:18.810 --> 00:07:22.060
از زمان خلقِ گروهِ تحقیقاتِ ماوراءالطّبیعه تابحال ‏،‏ این بزرگترین خبره ‏!‏

00:07:22.810 --> 00:07:24.520
چه جالب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:24.520 --> 00:07:25.810
بهرحال ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:25.810 --> 00:07:29.860
این منظومه مطمئنّاً توسّط یکی از موسّسان همین دانشگاه بنام بیشاپ گِرُپیوس نوشته شده ‏.‏

00:07:29.860 --> 00:07:33.700
اونم در سال 1502 ‏،‏ شکّی هم درش نیست ‏!‏

00:07:33.700 --> 00:07:35.070
مهمترین قسمتش همین بندِشعره ‏!‏

00:07:36.160 --> 00:07:38.740
‏‏"درست یکی ماقبلِ آخرین سال کبیسه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏"‏‏

00:07:38.740 --> 00:07:41.830
‏‏"‏‏پسرِ پنج شنبه به این محل خواهد آمد ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏"‏‏

00:07:41.830 --> 00:07:43.830
‏‏"‏‏تمام کتاب ها را شعله هایی سوزان دربر خواهد گرفت‏‏"‏‏

00:07:43.830 --> 00:07:46.630
‏‏"‏‏و سرتاسر جهان را غم و اندوه فرا خواهد گرفت ‏‏.‏‏‏‏"‏‏

00:07:47.500 --> 00:07:49.090
خب که چی ؟‏!‏؟

00:07:49.840 --> 00:07:52.420
تو چقدر احمقی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:52.420 --> 00:07:55.590
داره میگه : درست یکی ماقبلِ آخرین سال کبیسه ‏.‏‏.‏‏.‏‏

00:07:55.590 --> 00:07:58.050
منظورش سال 1996 ‏!‏

00:07:58.060 --> 00:08:00.100
به عبارتِ دیگه ‏،‏ منظورش امساله ‏!‏

00:08:00.100 --> 00:08:01.720
خب چرا ؟

00:08:01.730 --> 00:08:04.770
یعنی درمورد سال کبیسه چیزی نمیدونید ؟‏!‏؟

00:08:04.770 --> 00:08:07.860
تنها سال کبیسه ای که در این قرن باقیمونده ‏،‏ یکی همین امساله یکی هم سال 2000

00:08:09.530 --> 00:08:12.320
‏"‏اون شخص به این محل خواهد آمد‏"‏
‏‏"‏‏تمام کتاب ها را شعله هایی سوزان دربر خواهد گرفت‏‏‏‏"‏

00:08:12.950 --> 00:08:14.610
وقتی داره به اینا اشاره میکنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:14.610 --> 00:08:17.320
منظورش نابودی و آتیش گرفتنِ این دانشگاهه ‏!‏

00:08:17.320 --> 00:08:20.240
خب اونوقت این یارو ‏"‏ پسرِ پنج شنبه ‏"‏ کیه ؟‏!‏؟

00:08:20.660 --> 00:08:21.870
خب ‏،‏ پنج شنبه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:21.870 --> 00:08:24.870
محسوب میشه Donner یجورایی ریشه لغت

00:08:24.870 --> 00:08:26.250
بعبارتی همون تندر ‏!‏

00:08:26.500 --> 00:08:27.830
یعنی خدای تندر ‏!‏

00:08:28.920 --> 00:08:30.380
توروحت ‏،‏ عجب داستانی ‏!‏

00:08:31.010 --> 00:08:32.760
زهرمار ‏،‏ نخندید ‏!‏

00:08:32.760 --> 00:08:34.880
چنین موضوعی باید تیتر شماره ی بعدی روزنامه باشه ‏!‏

00:08:34.880 --> 00:08:38.720
ما که حرفی نداریم ‏،‏ ولی واقعاً کی این مزخرفاتُ باور میکنه ؟‏!‏؟

00:08:39.180 --> 00:08:42.720
خدایی کی باورش میشه که خدای ویرانی قراره بیاد و‏‏ این دانشگاهُ نابود کنه ؟

00:08:54.030 --> 00:08:56.450
کدوم خری اسمشُ گذاشته ‏"‏ بایرن ومپایر ‏"‏ ؟

00:08:56.450 --> 00:08:59.700
پس حقیقتِ ولگردی های شبانش اینه ‏!‏

00:09:00.700 --> 00:09:02.040
دارم درمورد سرخوردگی و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:02.040 --> 00:09:03.330
هیس ‏،‏ دارن میان ‏!‏

00:09:08.920 --> 00:09:11.170
واقعاً که مسخرست ‏!‏

00:09:11.170 --> 00:09:12.300
من میرم خونه ‏!‏

00:09:12.300 --> 00:09:13.800
باشه ‏،‏ مراقب خودت باش ‏.‏

00:09:14.550 --> 00:09:16.420
من میرم یه نگاهی بندازم ‏.‏

00:09:16.430 --> 00:09:18.090
کجا داری میری ؟‏!‏؟

00:09:26.810 --> 00:09:30.060
بهتره ازینجا بریم ‏،‏ باشه ؟‏!‏؟

00:09:30.060 --> 00:09:33.070
موافقم ‏،‏ دخترا نباید چنین جاهایی بیان ‏!‏

00:09:33.070 --> 00:09:34.070
بهتره بری خونتون ‏.‏

00:09:34.860 --> 00:09:37.780
‏"‏ چیزی که زیبا باشه ‏،‏ لایق دوست داشتنم هست ‏.‏ ‏"‏

00:09:41.030 --> 00:09:42.030
میخوام بفهمم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:43.040 --> 00:09:46.040
اون لعنتی تا چه حدّی تو منجلاب فرو رفته ‏!‏

00:09:50.500 --> 00:09:51.540
درب بازه ‏!‏

00:09:58.930 --> 00:10:02.680
اگه دنبال کسی برای عشق و حال میگردی ‏،‏ آدرسُ اشتباه اومدی ‏!‏

00:10:02.680 --> 00:10:05.390
بنده خیلی وقته که بازنشسته شدم ‏!‏

00:10:06.270 --> 00:10:07.350
تو کی هستی ؟‏!‏؟

00:10:09.520 --> 00:10:12.860
جنابعالی پاتُ گذاشتی اینجا ‏،‏ فکرکنم بنده باید این سوالُ ازت بپرسم ‏!‏

00:10:17.780 --> 00:10:19.360
منم مارگوت لانگِر هستم ‏.‏

00:10:22.950 --> 00:10:25.080
بهت میخوره بچّه درسخون باشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:25.540 --> 00:10:27.500
اوهوم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:27.500 --> 00:10:30.790
من نیمه وقت برای آقای هانس اِسکوالد کار میکنم ‏.‏

00:10:30.790 --> 00:10:33.380
خب ‏،‏ حالا از من چی میخوای ؟

00:10:33.380 --> 00:10:34.540
اون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:34.550 --> 00:10:37.460
میخوام بدونم که چرا همیشه میاد اینجا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:39.430 --> 00:10:41.220
برای شیطونی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:42.140 --> 00:10:44.510
این چیزیه که باید بگم ‏،‏ ولی خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:44.510 --> 00:10:48.560
اون دیگه سن و سالش به اینکارا قد نمیده ‏!‏

00:10:51.060 --> 00:10:52.980
برای حساب و کتاب میاد ‏!‏

00:10:54.310 --> 00:10:55.690
جای تعجّبم داره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:55.690 --> 00:10:58.530
وقتی دیدمش و بهش گفتم کی بودم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:58.530 --> 00:11:01.240
فقط گریه میکرد و ازم معذرت میخواست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:01.910 --> 00:11:05.740
بلأخره بابای بچّم بود ‏،‏ ولی آخرش مثل یه تیکه آشغال باهامون رفتار کرد ‏!‏

00:11:06.540 --> 00:11:08.330
کارل ‏،‏ یعنی تو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:08.330 --> 00:11:11.830
واقعاً تو پسرِ هانس اِسکوالدی ؟‏!‏؟

00:11:11.830 --> 00:11:12.750
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:12.750 --> 00:11:14.040
این دروغه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:14.040 --> 00:11:15.590
تو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:15.590 --> 00:11:18.210
تو مارگوت لانگِر نیستی ‏!‏

00:11:19.050 --> 00:11:20.090
دقیقاً ‏!‏

00:11:20.090 --> 00:11:21.880
همین یکسال پیش روزنامه ها درموردش نوشته بودند ‏:‏

00:11:21.880 --> 00:11:22.880
‏"‏فاحشه ای معروف ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏"‏

00:11:24.470 --> 00:11:27.220
‏"‏مارگوت لانگِر فاحشه ی معروف ‏،‏ کشته شد ‏!‏‏"‏

00:11:27.220 --> 00:11:28.930
‏"‏قاتل هنوز شناسائی نشده ‏.‏‏"‏

00:11:29.350 --> 00:11:31.180
مادرش خیلی وقته که مرده ‏!‏

00:11:31.640 --> 00:11:33.850
تو فقط از اسمش سوء استفاده میکنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:34.900 --> 00:11:39.530
با اینکار خودتُ جای مادرم جا میزنی و از اِسکوالد کلاهبرداری میکنی ‏!‏

00:11:44.620 --> 00:11:46.490
خودشم خبر داره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:47.330 --> 00:11:51.410
با اینکه خوب میدونه من مارگوت لانگِر واقعی نیستم ‏،‏ ولی بازم بهم پول میده ‏!‏

00:11:51.870 --> 00:11:57.170
برای اینکه مارگوتِ واقعی دیگه تو این دنیا وجود نداره ‏،‏ که بخواد اشتباهشُ جبران کنه ‏.‏

00:11:57.170 --> 00:11:59.920
انگار داره کفّاره گناهشُ پرداخت میکنه ‏!‏

00:12:00.260 --> 00:12:02.550
پــول ‏!‏ پــول ‏!‏ پــول ‏!‏

00:12:02.550 --> 00:12:05.130
برای کسی مثل اون که بخاطر پول زندگی میکنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:05.140 --> 00:12:07.550
این تنها راهِ ممکنه ‏.‏

00:12:10.970 --> 00:12:12.890
شاید این حرفم گستاخانه باشه ‏،‏ امّا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:12.890 --> 00:12:14.640
هیچ تفاوتی بین انسان ها وجود نداره ‏.‏

00:12:15.480 --> 00:12:19.320
زمانِ مرگش زیاد دور نیست ‏،‏ پس تو میتونی همیشه خودتُ پسرش معرّفی کنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:19.650 --> 00:12:24.110
و با اینکار ثروتِ عظیمشُ مال خودت کنی ‏.‏

00:12:24.110 --> 00:12:25.570
منظورت چیه ؟‏!‏؟

00:12:25.570 --> 00:12:27.780
شماها فکر میکنید دروغ میگم ‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:28.830 --> 00:12:32.950
کی متوجّه این قضیه میشه ؟

00:12:34.370 --> 00:12:36.580
هنوز شخصِ دیگه ای هم وجود داره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:36.580 --> 00:12:39.380
که میتونه ادّعا کنه پسرشه ‏!‏

00:12:40.840 --> 00:12:45.880
اونم مثل تو اومد اینجا ‏،‏ و همین سوال ها رو ازم پرسید ‏.‏

00:12:46.300 --> 00:12:48.890
این ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ غیرممکنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:12:51.020 --> 00:12:51.890
دروغه ‏!‏

00:12:51.890 --> 00:12:53.350
اونه که داره دروغ میگه ‏!‏

00:12:56.100 --> 00:12:59.230
کی میدونه این وسط کدوم حرف راسته ؟‏!‏؟

00:12:59.230 --> 00:13:02.400
از نظر من جفتتون دغل بازید ‏.‏

00:13:02.400 --> 00:13:04.030
اون شخص کیه ؟‏!‏؟

00:13:04.030 --> 00:13:05.490
یکی مثلِ خودت ‏.‏

00:13:05.490 --> 00:13:10.620
اسکوالد برای کتاب خواندن روزانه در ایّام
هفته افراد زیادی استخدام کرده ‏،‏ درسته ؟

00:13:11.450 --> 00:13:13.950
اونم یکی از هموناست ‏.‏

00:13:13.950 --> 00:13:16.540
ام ‏،‏ اگه اشتباه نکنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:16.540 --> 00:13:18.830
اون پسرِ پنج شنبه اس ‏.‏

00:13:22.960 --> 00:13:25.840
چرا حالیش نکردی که تو پسر واقعی اِسکوالدی ؟‏!‏؟

00:13:26.630 --> 00:13:28.050
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:28.050 --> 00:13:32.260
من دائم بین والدینِ ناتنیم دست به دست میشدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:32.260 --> 00:13:34.560
این اتّفاق بارها برام افتاده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:35.640 --> 00:13:39.390
ولی الان پدرومادر ناتنیم باهام خیلی خوب رفتار میکنند ‏.‏

00:13:40.310 --> 00:13:42.400
ولی من هیچوقت ازشون تشکّر نکردم ‏.‏

00:13:43.070 --> 00:13:47.650
بخاطر اینکه فکر میکردم بلأخره روزی میرسه که میرم پیش خانواده ی واقعیم ‏.‏

00:13:47.650 --> 00:13:51.740
حالا که دیدم چه پدر دیوانه و بی بند و باری دارم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:51.740 --> 00:13:54.660
دلم میخواد با همین خانوادم بمونم و از ته قلبم دوستشون داشته باشم ‏.‏

00:13:55.660 --> 00:13:58.250
این ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چیزیه که میخوام ‏.‏

00:14:02.590 --> 00:14:06.170
تاحالا نشده ‏"‏ پسرِ پنج شنبه ‏"‏ رو ببینی ؟‏!‏؟

00:14:06.550 --> 00:14:10.090
من پنج شنبه ها تعطیلم و نمیرم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:10.090 --> 00:14:13.390
ولی یکبار وقتی برگشتم تا چیزیُ که جا گذاشته بودم بردارم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:14.220 --> 00:14:15.970
تو اونو دیدیش ؟

00:14:15.970 --> 00:14:17.140
یادته چه شکلی بود ؟

00:14:17.140 --> 00:14:18.350
چه شکلی که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:18.770 --> 00:14:22.440
موهاش بلوند بود و چهره ی زیبائی هم داشت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:28.210 --> 00:14:31.150
دوشنبه

00:14:30.910 --> 00:14:32.450
اون کیه ؟

00:14:32.450 --> 00:14:34.120
پسرِ پنج شنبه دیگه کیه ؟

00:14:36.240 --> 00:14:40.620
شخصی از همین دانشگاه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ داره وانمود میکنه که جای منو بگیره ‏.‏

00:14:42.880 --> 00:14:45.840
کارل ‏،‏ به حرفای مامانت خوب گوش بده ‏.‏

00:14:46.340 --> 00:14:48.840
این پولُ بگیر و سوار قطارِ خطّ پنج بشو ‏.‏

00:14:49.380 --> 00:14:52.840
ایستگاه هشتم که پیاده شدی ‏،‏ اونجا خانمی بنام مارتا منتظرته ‏.‏

00:14:53.890 --> 00:14:55.510
مامان تو نمیایی ؟‏!‏؟

00:14:55.510 --> 00:14:57.720
بهت که گفتم ‏،‏ نمیتونم بیام ‏.‏

00:14:59.140 --> 00:15:01.350
یعنی پلیسا دستگیرت کردند ؟‏!‏؟

00:15:03.060 --> 00:15:04.480
نمیخوام ازت جدا شم ‏!‏

00:15:04.480 --> 00:15:05.310
نه عزیزم ‏!‏

00:15:05.310 --> 00:15:08.230
اگه بخوای باهام بمونی ‏،‏ آخرش مجبوری بری پرورشگاه ‏!‏

00:15:08.230 --> 00:15:11.320
اگه اینجا بمونی ‏،‏ تا ابد بعنوان بچّه یه فاحشه شناخته میشی ‏!‏

00:15:13.160 --> 00:15:14.660
زودباش برو ‏!‏

00:15:14.660 --> 00:15:15.870
پس بابا چی ؟‏!‏؟

00:15:16.830 --> 00:15:21.410
میدونم که اسمِ بابا هانس جورج اسکوالده ‏،‏ مگه نه ؟

00:15:21.910 --> 00:15:23.500
اینو ازکجا شنیدی ؟

00:15:23.500 --> 00:15:26.250
خاله بِلّا که اونطرفِ خیابونه بهم گفت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:26.250 --> 00:15:27.460
اون پولداره مگه نه ؟

00:15:28.630 --> 00:15:32.170
اون بهم گفت که بابام منو طرد کرده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:37.310 --> 00:15:38.890
اون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اینکا رو نکرده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:39.720 --> 00:15:42.140
پس من میرم پیش بابائی ‏!‏

00:15:42.690 --> 00:15:43.810
الان نه ‏!‏

00:15:43.810 --> 00:15:45.270
پس کِی ؟‏!‏؟

00:15:46.480 --> 00:15:47.730
وقتی که بزرگتر شدی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:48.820 --> 00:15:51.110
اونموقع حتّی اگه بازم میخواستی پدرتو ببینی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:52.240 --> 00:15:54.490
بازم نباید ازش انتظار داشته باشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:54.490 --> 00:15:57.120
حتّی اگه بدخلقی کرد یا باهات سرد بود ‏،‏ نباید ازش متنفّر باشی ‏!‏

00:15:57.120 --> 00:15:58.450
چرا ؟

00:16:02.620 --> 00:16:04.620
چون مادرتم ازش متنفّر نیست ‏.‏

00:16:13.880 --> 00:16:15.970
بیا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اینو بگیر ‏.‏

00:16:15.970 --> 00:16:18.800
این چیزیه که وقتی بدنیا اومدی ‏،‏ پدرت دوست داشت بهت بده ‏.‏

00:16:24.350 --> 00:16:26.440
کارل ‏،‏ پیداش کردم ‏!‏

00:16:26.770 --> 00:16:29.730
بلأخره فهمیدم پسرِ پنج شنبه کیه ‏!‏

00:16:32.110 --> 00:16:34.490
اسمش اِدموند فارِنه ‏.‏

00:16:34.490 --> 00:16:36.530
و دانشجوی ادبیاته ‏.‏

00:16:36.530 --> 00:16:39.990
مطمئنّم که اونم برای کتاب خوندن میره پیش اِسکوالد ‏.‏

00:16:39.990 --> 00:16:41.080
شیفت کاریش پنج شنبه هاست ‏.‏

00:16:42.290 --> 00:16:43.660
اِدموند فارِن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:46.040 --> 00:16:47.460
همینجاست ‏.‏

00:16:47.460 --> 00:16:50.170
انگار کلاسش تموم شده ‏.‏

00:16:53.300 --> 00:16:54.090
ببخشید ‏!‏

00:16:54.840 --> 00:16:57.130
با اِدموند فارِن کار داشتیم ‏.‏

00:16:59.640 --> 00:17:01.760
اِدموند ‏،‏ هستی ؟‏!‏؟

00:17:01.760 --> 00:17:03.100
اِدموند ؟

00:17:03.100 --> 00:17:05.350
امروز کلاس نیومده ‏.‏

00:17:05.350 --> 00:17:06.520
شرمنده ‏.‏

00:17:06.520 --> 00:17:07.520
ممنون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:12.940 --> 00:17:15.070
عجب بدشانسی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:15.070 --> 00:17:17.070
ولی هنوزم وقت داریم ‏.‏

00:17:17.070 --> 00:17:20.200
بلأخره خیلی زود اون نامردِ کلاهبردارو گیرش میندازیم ‏!‏

00:17:20.200 --> 00:17:23.410
تو تنها وارثِ ثروتِ اِسکوالد هستی ‏.‏

00:17:24.040 --> 00:17:25.500
مهم نیست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:26.870 --> 00:17:28.920
من چشمم دنبال ثروتش نیست ‏.‏

00:17:29.290 --> 00:17:30.330
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:30.340 --> 00:17:33.750
برام مهم نیست اون دنبال ثروتِ اِسکوالده یا هر چیز دیگه ای ‏!‏

00:17:34.420 --> 00:17:34.920
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:35.510 --> 00:17:36.170
ولی چی ؟

00:17:36.840 --> 00:17:41.090
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اون اِدموند فارِن عوضّی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:41.100 --> 00:17:43.890
ازش نمیگذرم بخاطر اینکه اسم منو مادرمُ لکّه دار کرده ‏!‏

00:17:51.490 --> 00:17:55.230
سه شنبه

00:17:51.690 --> 00:17:54.230
‏"‏گلبرگ های گلهای ابریشمی ات ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏"‏

00:17:54.230 --> 00:17:56.650
‏"‏با وزش باد میلرزند ‏.‏‏"‏

00:17:56.650 --> 00:17:59.150
‏"‏مرغ مقلّد درون قلبم درحال گریستن است ‏.‏‏"‏

00:18:06.750 --> 00:18:09.710
آقای اِسکوالد ‏،‏ چرا امروز بهم چیزی نگفتید ؟

00:18:12.130 --> 00:18:15.710
چرا با وجود این همه بداخلاقی ‏،‏ هنوزم اینجائی ؟

00:18:18.170 --> 00:18:20.470
برای اینکه پول خوبی میگیری ؟

00:18:20.470 --> 00:18:21.640
نه اصلاً ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:18:25.260 --> 00:18:27.430
دلیلم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ این نیست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:28.980 --> 00:18:31.140
چرا شما فقط درموردِ پول صحبت میکنید ؟

00:18:32.940 --> 00:18:34.820
حرفت درسته ‏!‏

00:18:35.820 --> 00:18:38.030
پدر و مادرت کجا زندگی میکنند ؟

00:18:40.200 --> 00:18:42.910
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ با والدینِ ناتنیم زندگی میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:43.320 --> 00:18:44.740
که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:44.740 --> 00:18:46.200
ببخش اگه اینُ ازت میپرسم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:47.120 --> 00:18:49.660
نمیخوای پدر و مادرِ واقعیتُ ببینی ؟‏!‏؟

00:18:53.880 --> 00:18:54.880
راستش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:55.920 --> 00:18:56.670
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:57.170 --> 00:19:01.800
فکرکنم اون پسری که همیشه این موقع ها اینجا بود ‏،‏ خودِ واقعیش باشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:03.220 --> 00:19:05.800
اونم بخاطر پول اینجا نمیومد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:06.560 --> 00:19:07.310
‏‏"‏‏ اون ‏‏"‏‏ ؟

00:19:07.600 --> 00:19:12.810
هیچّی ولش کن ‏،‏ باخودم حرف میزدم ‏.‏ دیگه میتونی بری خونتون ‏.‏

00:19:17.360 --> 00:19:19.400
راستی ‏،‏ یادم رفت بگم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:21.650 --> 00:19:23.240
لهجه ی لاتینت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:24.320 --> 00:19:26.240
خیلی بهتر شده ‏.‏

00:19:27.660 --> 00:19:29.200
ممنون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:36.560 --> 00:19:38.950
چهارشنبه

00:19:39.760 --> 00:19:42.550
انگار اِدموند فارِن امروزم دانشگاه نیومده ‏.‏

00:19:43.470 --> 00:19:46.550
احتمالاً سرما خورده و خونه گرفته خوابیده ‏.‏

00:19:47.310 --> 00:19:50.020
بهتره بازم صبر کنیم ‏،‏ فردام پنج شنبه اس ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:50.020 --> 00:19:52.310
برای کتاب خوندن هم که شده باید بره پیش اِسکوالد ‏.‏

00:19:52.690 --> 00:19:54.390
فهمیدم چی شد ‏!‏

00:19:54.400 --> 00:19:58.190
پس میخوای جلوی خونه اش کمین کنی تا وقتی پیداش شد گیرش بندازی ‏!‏

00:19:58.860 --> 00:19:59.980
من که پایه ام ‏!‏

00:19:59.980 --> 00:20:01.360
نقشه ات حرف نداره ‏!‏

00:20:01.980 --> 00:20:04.360
پنج شنبه

00:20:05.370 --> 00:20:07.120
هنوز خودشُ نشون نداده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:07.120 --> 00:20:09.450
یک ساعتِ قبل باید پیداش میشد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:10.160 --> 00:20:13.620
اگه اون واقعاً سرماخورده ‏،‏ پس هنوزم خونه خوابیده و استراحت میکنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:14.580 --> 00:20:15.170
هــی ‏!‏

00:20:16.290 --> 00:20:18.790
پایه ای بریم ملاقاتش ؟ اینطوری راحت میتونیم گیرش بندازیم ‏!‏

00:20:18.800 --> 00:20:21.550
تو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ حتّی به آدرس خونشم رحم نکردی ؟

00:20:26.220 --> 00:20:27.340
204‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:27.680 --> 00:20:28.720
204‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:28.720 --> 00:20:29.760
204

00:20:30.770 --> 00:20:31.850
خودشه ‏!‏

00:20:35.900 --> 00:20:37.150
در بزن ‏!‏

00:21:10.520 --> 00:21:13.030
جمعه

00:21:14.520 --> 00:21:16.230
واقعاً اتّفاق ناگواریه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:16.770 --> 00:21:19.730
تمام دانشجوها دارن درموردِ ادموند فارِن صحبت میکنند ‏.‏

00:21:20.480 --> 00:21:22.400
هیچکس فکرشم نمیکرد که خودکشی کنه ‏.‏

00:21:23.820 --> 00:21:27.490
خبرِ خودکشیش حتّی داخل روزنامه ی دانشگاه هم نوشته شده ‏،‏ درسته ؟

00:21:28.110 --> 00:21:30.410
‏"‏دیگه بیشتر از این نمیتونم فریبش بدم ‏.‏‏"‏

00:21:31.660 --> 00:21:32.740
حتماً منظورش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:33.750 --> 00:21:34.950
درسته ‏.‏

00:21:34.950 --> 00:21:37.830
اینقدر به اسکوالد نزدیک شده بود که با
تظاهر ‏،‏ خودشُ جای بچّشم جا زد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:37.830 --> 00:21:39.750
ولی آخرش تسلیم عذاب وجدان شد ‏.‏

00:21:41.000 --> 00:21:45.260
اگه بخاطر اشتباهاتش و خودکشی اینقدر گیج و سردرگم بوده ‏،‏ دلیل نمیشه که همین اوّل تصمیمشُ عملی کنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:51.430 --> 00:21:54.060
لوتّه ‏،‏ مطمئنّم روز بدیُ پشت سر گذاشتی ‏.‏

00:21:54.970 --> 00:21:56.430
درسته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:56.430 --> 00:21:59.980
واقعاً که پلیسا تمام روز با سوالاتشون منو کلافه کرده بودند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:00.520 --> 00:22:03.860
منم شیفت امروزم برای کتاب خوندن کنسل شد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:03.860 --> 00:22:06.030
آقای اِسکوالد واقعاً ناراحت و آشفته بود ‏.‏

00:22:06.440 --> 00:22:09.030
کارل بذار معرّفیشون کنم ‏،‏

00:22:09.030 --> 00:22:11.160
ایشون شیفتش جمعه ها هستش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:11.160 --> 00:22:12.570
خوشحالم میبینمت ‏.‏

00:22:12.580 --> 00:22:13.830
منم همینطور ‏!‏

00:22:13.830 --> 00:22:15.740
من کارل نیومَن هستم ‏،‏ دانشجوی اقتصاد ‏.‏

00:22:20.290 --> 00:22:23.880
منم یوهان لایبرت هستم ‏،‏ دانشجوی حقوق ‏!‏

00:22:28.000 --> 00:22:34.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:22:29.470 --> 00:22:31.600
...آرام آرام

00:22:33.000 --> 00:22:37.350
حقیقت را درک خواهی کرد

00:22:39.690 --> 00:22:44.980
و همیشه نیز همینطور بوده

00:22:47.440 --> 00:22:54.530
تو فقط میتونی نهایت تلاشت رو بکنی

00:22:56.120 --> 00:22:59.960
اگه به اندازه کافی بازی کنی

00:22:59.960 --> 00:23:08.130
میتونی اعتماد منو بدست بیاری

00:23:13.220 --> 00:23:17.060
به خاطر عشق به زندگی

00:23:18.600 --> 00:23:22.390
رابطه ای وجود داره

00:23:24.480 --> 00:23:28.360
امکان داره شکست بخوریم

00:23:28.360 --> 00:23:36.410
ولی بازم به مبارزه ادامه میدیم