﻿WEBVTT

00:00:00.920 --> 00:00:02.810
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:02.840 --> 00:00:04.630
کسی ام که اونو به زندگی برگردوند ‏.‏

00:00:05.760 --> 00:00:08.880
من کسی ام که ‏‏"‏‏ مانستر ‏‏"‏‏ رو به زندگی برگردوندم ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

00:00:14.600 --> 00:00:15.430
خودشه ‏‏!‏‏

00:00:18.150 --> 00:00:19.650
چیزی شده ؟‏‏!‏‏؟

00:00:19.650 --> 00:00:22.570
مراسم اهدای کتاب اسکوالد ‏‏!‏‏

00:00:24.070 --> 00:00:25.780
یعنی تنمام اونجاست ؟

00:00:26.780 --> 00:00:29.240
دیتر ‏‏،‏‏ همینجا بمون ‏‏!‏‏

00:00:29.240 --> 00:00:30.160
دنبالم نیا ‏‏!‏‏

00:00:34.790 --> 00:00:36.120
اون اسکوالده ‏‏!‏‏

00:00:37.870 --> 00:00:40.920
میخوام هانس جورج اسکوالد رو ببینم ‏‏.‏‏

00:00:40.920 --> 00:00:42.170
باهاش تماس بگیر ‏‏.‏‏

00:00:42.170 --> 00:00:42.840
باشه ‏‏.‏‏

00:00:44.090 --> 00:00:48.050
اگه اشتباه نکنم امروز بخاطر مراسم اهدای کتابهاش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:48.050 --> 00:00:50.840
در دانشگاه مونیخ حاضر میشه ‏‏.‏‏

00:00:51.350 --> 00:00:53.100
باید سریعاً بریم اونجا ‏‏.‏‏

00:00:54.600 --> 00:00:57.850
هدف بعدی تنما ‏‏،‏‏ اسکوالده ‏‏.‏‏

00:01:02.150 --> 00:01:03.730
نینـــــا ‏‏!‏‏

00:01:08.400 --> 00:01:10.910
لوتّه ‏‏!‏‏ ممنون که اومدی ‏‏!‏‏

00:01:12.700 --> 00:01:13.830
معذرت میخوام ‏،‏

00:01:13.830 --> 00:01:15.950
همه جارو دنبالش گشتم امّا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:15.950 --> 00:01:19.000
کسی که میخواستم رو اینجا پیدا نکردم ‏.‏

00:01:19.000 --> 00:01:20.960
تازه داشتیم دوستای خوبی برای همدیگه می شدیم ‏‏.‏‏

00:01:20.960 --> 00:01:22.250
حیف شد ‏!‏

00:01:22.920 --> 00:01:24.130
شما دوتا ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

00:01:24.130 --> 00:01:26.000
دوقلو هستید ‏‏،‏‏ درسته ؟

00:01:27.970 --> 00:01:28.800
درست گفتم ؟

00:01:29.380 --> 00:01:30.220
درست گفتم نه ؟‏‏!‏‏؟

00:01:31.510 --> 00:01:33.600
این کتاب مصوّر چه معنایی داره ؟

00:01:33.600 --> 00:01:36.430
وقتی اینو دید بیهوش شد و افتاد ‏‏.‏‏

00:01:38.430 --> 00:01:39.940
کتاب مصوّر ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ ؟

00:02:26.200 --> 00:02:36.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:03:54.570 --> 00:03:56.400
‏"‏ روزی روزگاری ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:03:56.400 --> 00:04:00.610
‏"‏ در سرزمینی دور ‏،‏ هیولایی بدون نام زندگی می کرد ‏.‏ ‏"‏

00:04:04.120 --> 00:04:09.410
‏‏"‏‏ هیولا خیلی رنج میکشید و بخاطر همین به دنبال اسمی برای خود بود ‏‏.‏‏ ‏‏"‏‏

00:04:11.330 --> 00:04:16.710
‏"‏ به همین علّت ‏‏‏،‏‏‏ تصمیم گرفت تا به سفری دور و دراز برود تا اسمی برای خودش پیدا کند ‏.‏ ‏"‏

00:04:18.510 --> 00:04:20.680
‏"‏ امّا دنیا جای خیلی بزرگی بود ؛ ‏"‏

00:04:21.890 --> 00:04:25.680
‏"‏ هیولا هم دو قسمت شد و هرکدام راهی جدا در پیش گرفتند ‏.‏ ‏"‏

00:04:26.770 --> 00:04:28.220
‏"‏ یکی بسوی غرب رفت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:04:29.640 --> 00:04:31.230
‏"‏ و دیگری بسوی شرق رهسپار شد ‏.‏ ‏"‏

00:04:33.150 --> 00:04:37.230
‏"‏ هیولایی که به سمت شرق رفته بود دهکده ای پیدا کرد ‏.‏ ‏"‏

00:04:38.440 --> 00:04:41.740
‏"‏ در ورودی دهکده آهنگری زندکی می کرد ‏.‏ ‏"‏

00:04:42.660 --> 00:04:47.200
‏"‏ هیولا گفت ‏:‏ آقای آهنگر ‏،‏ لطفاً اسمت را به من بده ‏.‏ ‏"‏

00:04:47.200 --> 00:04:49.330
‏"‏ آهنگر گفت ‏:‏ من نمیتوانم اسمم را به تو بدهم ‏.‏ ‏"‏

00:04:50.500 --> 00:04:51.960
‏"‏ هیولا گفت ‏:‏ اگر اسمت را به من بدهی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:04:51.960 --> 00:04:56.790
‏"‏ من میروم داخل تو و قدرتم را به تو میدهم ‏.‏ ‏"‏

00:04:56.800 --> 00:04:58.130
‏"‏ آهنگر گفت ‏:‏ واقعاً ؟ ‏"‏

00:04:58.130 --> 00:05:01.550
‏"‏ اگر بتوانی من را قوی تر کنی ‏،‏ آنوقت من هم اسمم رو بهت میدم ‏.‏ ‏"‏

00:05:05.180 --> 00:05:09.060
‏"‏ و هیولا داخل بدن آهنگر رفت ‏.‏ ‏"‏

00:05:10.560 --> 00:05:14.270
‏"‏ و هیولا تبدیل به ‏"‏ اُتتوی آهنگر ‏"‏ شد ‏.‏ ‏"‏

00:05:15.560 --> 00:05:20.440
‏"‏ اُتتوی آهنگر به قوی ترین مرد دهکده تبدیل شد ‏.‏ ‏"‏

00:05:20.440 --> 00:05:21.280
‏"‏ امّا یک روز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:05:22.450 --> 00:05:25.530
‏"‏ او گفت ‏:‏ منو ببینید ‏،‏ منو ببینید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:05:25.530 --> 00:05:29.040
‏"‏ هیولای درونم بزرگ شده و رشد کرده ‏.‏ ‏"‏

00:05:30.250 --> 00:05:34.290
Crunch Crunch ‏!‏ Munch Munch ‏!‏ Chomp Chomp ‏!‏ Gulp ‏!‏
خِرچ خِرچ ‏!‏ ملچ مولوچ ‏!‏ قووم قووم ‏!‏ قورت ‏!‏

00:05:36.790 --> 00:05:42.300
‏"‏ هیولای گرسنه ‏،‏ اُتتو را از درون جوید و خورد ‏.‏ ‏"‏

00:05:43.840 --> 00:05:48.260
‏"‏ و دوباره تبدیل به همان هیولای بی نام شد ‏.‏ ‏"‏

00:05:50.520 --> 00:05:53.180
‏"‏ با اینکه هیولا داخل بدن هانس کفّاش شد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:05:55.600 --> 00:06:00.860
Crunch Crunch ‏!‏ Munch Munch ‏!‏ Chomp Chomp ‏!‏ Gulp ‏!‏
خِرچ خِرچ ‏!‏ ملچ مولوچ ‏!‏ قووم قووم ‏!‏ قورت ‏!‏

00:06:01.860 --> 00:06:05.320
‏"‏ و دوباره تبدیل به همان هیولای بی نام شد ‏.‏ ‏"‏

00:06:06.490 --> 00:06:08.950
‏"‏ با اینکه هیولا وارد بدن توماس شکارچی شد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:06:10.120 --> 00:06:15.000
Crunch Crunch ‏!‏ Munch Munch ‏!‏ Chomp Chomp ‏!‏ Gulp ‏!‏
خِرچ خِرچ ‏!‏ ملچ مولوچ ‏!‏ قووم قووم ‏!‏ قورت ‏!‏

00:06:16.080 --> 00:06:19.340
‏"‏ و دوباره تبدیل به همان هیولای بی نام شد ‏.‏ ‏"‏

00:06:20.670 --> 00:06:25.470
‏"‏ هیولا وارد قلعه شد تا اسمی شگفت انگیز برای خودش پیدا کند ‏.‏ ‏"‏

00:06:30.470 --> 00:06:35.020
‏"‏ درون قلعه ‏،‏ پسرکی مریض زندگی می کرد ‏.‏ ‏"‏

00:06:37.560 --> 00:06:41.270
‏"‏ هیولا گفت ‏:‏ اگر اسمت را به من بدهی ‏،‏
آنوقت من هم قدرتم را به تو می دهم ‏.‏ ‏"‏

00:06:42.320 --> 00:06:46.530
‏"‏ پسرک گفت ‏:‏ اگر من را قوی و سالم کنی ‏،‏
آنوقت من هم اسمم را به تو می دهم ‏.‏ ‏"‏

00:06:46.530 --> 00:06:50.660
‏"‏ و هیولا وارد بدن او شد ‏.‏ ‏"‏

00:06:53.830 --> 00:06:56.500
‏"‏ پسرک خیلی خیلی قوی شد ‏.‏ ‏"‏

00:06:57.330 --> 00:06:59.880
‏"‏ شاه هم خیلی خوشحال شده بود ‏.‏ ‏"‏

00:06:59.880 --> 00:07:03.880
‏"‏ شاهزاده قوی شده ‏،‏ شاهزاده خوب شده ‏.‏ ‏"‏

00:07:05.050 --> 00:07:09.760
‏"‏ هیولا هم عاشق اسم پسرک شده بود ‏.‏ ‏"‏

00:07:09.760 --> 00:07:11.890
‏"‏ اون عاشق زندگی درون قلعه شده بود ‏.‏ ‏"‏

00:07:13.060 --> 00:07:17.350
‏"‏ با اینکه گرسنه اش شده بود ‏،‏ امّا باز هم همانجا ماند ‏.‏ ‏"‏

00:07:17.350 --> 00:07:22.520
‏"‏ هر روز گرسنه و گرسنه تر می شد امّا باز هم همانجا ماند ‏.‏ ‏"‏

00:07:22.520 --> 00:07:25.900
‏"‏ ولی یک روز خیلی خیلی گرسنه شد و گفت ‏:‏ ‏"‏

00:07:26.990 --> 00:07:29.950
‏"‏ منو ببینید ‏،‏ منو ببینید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:07:29.950 --> 00:07:33.080
‏"‏ هیولای درونم بزرگ شده و رشد کرده ‏.‏ ‏"‏

00:07:34.790 --> 00:07:39.500
‏"‏ پسرک بطرف شاه ‏،‏ خدمتکارها و همه ی
آدمهای درون قلعه رفت و آنها را خورد ‏.‏ ‏"‏

00:07:43.630 --> 00:07:44.750
Crunch Crunch ‏!‏
خِرچ خِرچ ‏!‏

00:07:45.510 --> 00:07:46.510
Munch Munch ‏!‏
ملچ مولوچ ‏!‏

00:07:47.420 --> 00:07:48.420
Chomp Chomp ‏!‏
قووم قووم ‏!‏

00:07:49.380 --> 00:07:50.840
Gulp ‏!‏
قورت ‏!‏

00:07:53.600 --> 00:07:55.680
‏"‏ بخاطر اینکه دیگه کسی باقی نمونده بود ‏،‏ ‏"‏

00:07:56.430 --> 00:07:58.520
‏"‏ پسرک به سفر رفت ‏.‏ ‏"‏

00:08:03.190 --> 00:08:06.860
‏"‏ او روزها و روزها راه میرفت و حرکت می کرد ‏.‏ ‏"‏

00:08:11.490 --> 00:08:13.950
‏"‏ یک روز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:08:13.950 --> 00:08:16.830
‏"‏ پسرک هیولائی که به سمت غرب رفته بود را دید ‏.‏ ‏"‏

00:08:19.290 --> 00:08:21.000
‏"‏ پسرک گفت ‏:‏ من اسم دارم ‏.‏ ‏"‏

00:08:21.000 --> 00:08:23.380
‏"‏ اسم خیلی زیبایی هم دارم ‏.‏ ‏"‏

00:08:23.380 --> 00:08:25.630
‏"‏ هیولایی که به سمت غرب رفته بود گفت ‏:‏ ‏"‏

00:08:26.550 --> 00:08:28.840
‏"‏ تو به اسم احتیاج نداری ‏.‏ ‏"‏

00:08:28.840 --> 00:08:31.180
‏"‏ تو بدون اسم هم میتونی خوشحال باشی ‏.‏ ‏"‏

00:08:32.220 --> 00:08:36.010
‏"‏ برای اینکه ما هیولاهایی بدون نام هستیم ‏.‏ ‏"‏

00:08:37.720 --> 00:08:42.730
‏"‏ پسرک هیولایی که به سمت غرب رفته بود را خورد ‏.‏ ‏"‏

00:08:44.440 --> 00:08:47.110
‏"‏ با اینکه اسمی برای خودش پیدا کرده بود ‏،‏ ‏"‏

00:08:47.110 --> 00:08:49.990
‏"‏ امّا دیگر کسی وجود نداشت که اسم او را صدا بزند ‏.‏ ‏"‏

00:08:51.320 --> 00:08:52.700
‏"‏ یوهان ‏"‏ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:52.700 --> 00:08:54.530
‏" واقعاً اسم شگفت انگیزی بود ‏. "‏

00:08:59.200 --> 00:09:03.000
هیولایی بی نام و نشان

00:09:10.010 --> 00:09:12.550
این کتاب مصوّر رو خوب میشناسی درسته ؟

00:09:13.340 --> 00:09:14.930
میتونی چِکی بخونی ؟

00:09:16.010 --> 00:09:16.970
اهل چک هستی ؟

00:09:20.930 --> 00:09:22.020
نمیدونم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:22.690 --> 00:09:24.730
یعنی چی که ‏"‏ نمیدونم ‏"‏ ؟‏!‏؟

00:09:24.730 --> 00:09:25.980
حس میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:26.940 --> 00:09:31.530
حس میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ خیلی وقت پیش ها یک نفر این کتاب رو برام خونده ‏.‏

00:09:33.070 --> 00:09:35.160
تو دیگه کی هستی ؟

00:09:35.160 --> 00:09:38.700
واقعاً اسمت نینا فورتنره ؟‏!‏؟

00:09:39.870 --> 00:09:41.290
جواب قانع کننده بده ‏.‏

00:09:41.830 --> 00:09:43.960
تو کی هستی ؟‏!‏؟

00:09:48.710 --> 00:09:49.460
نمیدونم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:52.260 --> 00:09:55.050
نمیدونی ؟‏!‏؟ آخه مگه میشه ؟

00:09:55.930 --> 00:09:57.890
چطور درمورد خودت چیزی نمیدونی ؟

00:09:58.680 --> 00:09:59.970
جوابمو بده ‏!‏

00:09:59.970 --> 00:10:01.930
هرچی میدونی بهم بگو ‏!‏

00:10:01.930 --> 00:10:05.900
چرا با خوندن این کتاب حسّ بدی پیدا کردم ؟

00:10:06.900 --> 00:10:10.980
فارن همون دانشجوئی که ادّعا میکرد پسر
واقعی اسکوالده ‏،‏ دست به خودکشی زد ؛

00:10:10.980 --> 00:10:14.070
کاراگاهی که اسکوالد استخدامش کرده بود هم کشته شد ؛

00:10:14.070 --> 00:10:17.870
فاحشه ای که خودش رو مارگوت لانگر معرّفی
میکرد هم با شلّیک گلوله بقتل رسید ؛

00:10:18.580 --> 00:10:22.080
بعد از خواندن این کتاب حس میکنم
تمام اتّفاقاتی که اخیراً رخ داده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:22.080 --> 00:10:26.370
تنها بخشی از یه حادثه ی بزرگ و ترسناکه ‏.‏

00:10:26.380 --> 00:10:30.960
چرا حس میکنم تمام اینا در آخر به یوهان ختم میشه ؟

00:10:33.170 --> 00:10:34.550
معذرت میخوام ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:34.550 --> 00:10:36.630
کنترل خودم رو از دست دادم ‏.‏

00:10:42.890 --> 00:10:45.390
شخصی که بعد خوندن کتاب بیهوش شد و افتاد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:46.600 --> 00:10:48.150
خیلی شبیه من بود ؟

00:10:51.190 --> 00:10:52.650
درست مثل دوقلوها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:53.990 --> 00:10:56.450
اینقدر شبیه من بود انگار دوقلو بودیم درسته ؟

00:10:57.490 --> 00:10:59.160
منظورم همون دوستت ‏،‏ یوهان ـه ‏.‏

00:11:02.870 --> 00:11:04.410
الان کجاست ؟

00:11:05.790 --> 00:11:10.460
الان داخل کتابخانه ی دانشگاه مونیخ ـه ‏،‏ امروز
قراره مراسم اهدای کتاب برگزار بشه ‏.‏

00:11:18.510 --> 00:11:20.680
هــ ‏-‏ هیی ‏،‏ صـ ‏-‏ صبرکن

00:11:20.680 --> 00:11:21.720
نــ ‏-‏ نینا ‏!‏

00:11:21.720 --> 00:11:22.680
وایسا منم بیام ‏.‏

00:11:22.680 --> 00:11:24.140
گفتم وایسا ‏!‏

00:11:27.390 --> 00:11:30.980
امروز ‏،‏ آقای هانس جورج اسکوالد گرانقدر
در حالی مجموعه ای عظیم و باارزش از ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:30.980 --> 00:11:34.530
کتابهای خود را به کتابخانه ی فردریک
امانوئل اهدا می کنند که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:34.530 --> 00:11:39.610
این کتابها از ارزش مادّی و معنوی بسیار بالایی برخوردارند ‏.‏

00:11:39.620 --> 00:11:41.700
میتوان گفت که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:41.700 --> 00:11:44.910
این مجموعه مایه ی افتخار دانشگاه مونیخ خواهد بود ‏،‏

00:11:44.910 --> 00:11:49.420
و همینطور گنجی ارزشمند برای زبان و فرهنگ کشور آلمان ‏.‏

00:11:49.420 --> 00:11:53.340
در مقابل چنین گنجی شگرف از حکمت و خرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:53.340 --> 00:11:56.550
ما وظیفه داریم که بخاطر نسل جوان آینده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:56.840 --> 00:11:59.590
از آن بخوبی حفاظت و نگهداری کنیم ‏.‏

00:12:08.230 --> 00:12:11.980
در ادامه رئیس کتابخانه ی فردریک امانوئل
نظرات خود را ارائه خواهند داد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:11.980 --> 00:12:14.690
لطفاً تشویق بفرمائید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:35.880 --> 00:12:36.750
لعنت ‏!‏

00:12:40.010 --> 00:12:41.800
ماشه ی لعنتی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:41.800 --> 00:12:42.760
اگه ماشه رو بکشم ‏،‏

00:12:43.720 --> 00:12:45.550
همه چیز تموم میشه ‏.‏

00:12:46.890 --> 00:12:48.890
تکون بخور ‏!‏

00:12:48.890 --> 00:12:50.810
کمکم کن دکتر ‏!‏

00:12:50.810 --> 00:12:52.270
من نمیخوام بمیرم ‏!‏

00:12:52.520 --> 00:12:54.270
دکتـــــر ‏!‏

00:12:55.190 --> 00:12:58.280
دکتـــــر ‏!‏

00:13:21.050 --> 00:13:22.090
آقای مولر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:33.060 --> 00:13:34.400
باید شلّیک کنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:43.320 --> 00:13:44.360
باید بکشمش ‏!‏

00:14:12.100 --> 00:14:17.190
و حالا مهمان عزیز و افتخاری ما قراره برایمان صحبت کنند ‏.‏

00:14:19.860 --> 00:14:21.230
خوب نگاه کن دکتر ‏!‏

00:14:21.740 --> 00:14:23.780
اینطوری باید شلّیک کرد ‏.‏

00:14:25.570 --> 00:14:30.120
و حالا وقت آن رسیده که مهمان عزیزمان برایمان سخنرانی کنند ‏.‏

00:14:30.120 --> 00:14:35.410
کسی که خدمت بزرگی به جامعه ی فرهنگی بایرن انجام دادند ‏.‏

00:14:35.580 --> 00:14:40.880
بنده این افتخار نصیبم شده تا این مرد
بزرگ رو به شما معرّفی کنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:41.550 --> 00:14:44.550
خانم ها و آقایان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:44.550 --> 00:14:48.430
آقای هانس جورج اسکوالد ‏!‏

00:14:53.260 --> 00:14:55.470
قشنگ نگاه کن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:55.730 --> 00:14:58.860
اینطوری ماشه رو میکشند ‏!‏

00:15:05.750 --> 00:15:08.010
قشنگ نگاه کن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:08.410 --> 00:15:10.830
اینطوری ماشه رو میکشند ‏!‏

00:15:27.060 --> 00:15:30.520
مشخّصه که کلّی آدم اینجا جمع شدند ‏،‏ پس آدم محبوبیه ‏.‏

00:15:31.020 --> 00:15:34.560
آقای اسکوالد واقعاً محبوب قلبهاست ‏!‏

00:15:35.400 --> 00:15:36.980
واقعاً که ‏!‏

00:15:40.910 --> 00:15:45.450
و اینکه با اهدای مجموعه ای عظیم و باارزش از کتابهای خود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:45.450 --> 00:15:50.910
خدمت بزرگی به حوزه فرهنگی بایرن انجام دادند ‏.‏

00:15:50.920 --> 00:15:56.840
بنده این افتخار نصیبم شده تا این مرد بزرگ رو به شما معرّفی کنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:56.840 --> 00:15:59.550
خانم ها و آقایان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:59.840 --> 00:16:03.300
آقای هانس جورج اسکوالد ‏!‏

00:16:50.810 --> 00:16:53.980
من همون کسی ام که تو میخوای ‏،‏ درسته ؟

00:16:54.940 --> 00:16:56.810
آدمای زیادی اینجا جمع شدند ‏.‏

00:16:58.320 --> 00:17:02.070
دسته ی بزرگی اومدن اینجا برای دیدن شما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:26.930 --> 00:17:29.260
حالا فهمیدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:30.350 --> 00:17:32.770
نمیتونم باور کنم که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:36.730 --> 00:17:39.440
صدات در نیاد لعنتی ‏!‏

00:17:40.610 --> 00:17:42.650
فقط خفه شو و تماشا کن ‏.‏

00:17:42.650 --> 00:17:43.740
فهمیدی ؟

00:17:49.830 --> 00:17:52.950
ازتون میخوام که به حرفام خوب گوش بدید ‏.‏

00:17:53.830 --> 00:17:58.290
لطفاً آروم باشید و به حرفام با دقّت گوش بدید ‏.‏

00:17:59.460 --> 00:18:01.750
همتون میدونید که بینائی خوبی ندارم ‏.‏

00:18:02.960 --> 00:18:07.970
پس نمیتونم ببینم که چندنفر در اینجا حاضر هستند ‏.‏

00:18:08.890 --> 00:18:11.220
لطفاً هرچه زودتر اینجا رو ترک کنید ‏.‏

00:18:22.570 --> 00:18:23.730
چی ؟‏!‏؟

00:18:23.730 --> 00:18:26.440
از جات جم نمیخوری ‏!‏

00:18:28.410 --> 00:18:31.530
فقط نگاه کن که میخوام چیکار کنم ‏!‏

00:18:45.010 --> 00:18:48.170
همتون به آرومی پشت سرهم قرار بگیرید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:49.050 --> 00:18:51.340
و از ساختمون برید بیرون ‏.‏

00:19:39.190 --> 00:19:40.140
چی شده ؟‏!‏؟

00:19:40.140 --> 00:19:41.140
اینجا چه خبره ؟‏!‏؟

00:19:42.650 --> 00:19:43.980
کتاب ها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:43.980 --> 00:19:44.650
آتیش گرفتند ‏!‏

00:19:50.820 --> 00:19:51.780
خاموشش کنید ‏!‏

00:19:51.780 --> 00:19:52.660
زودباشید ‏!‏

00:20:09.090 --> 00:20:10.170
اینجا چه خبره ؟‏!‏؟

00:20:10.800 --> 00:20:13.180
قرار بود من به اسکوالد شلّیک کنم ‏.‏

00:20:13.890 --> 00:20:15.390
پس چی شد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:20:21.020 --> 00:20:22.020
حالا فهمیدم ‏!‏

00:20:22.020 --> 00:20:24.900
پس یوهان تغییر عقیده داده ‏.‏

00:20:24.900 --> 00:20:26.150
اینطوری بهتره ‏.‏

00:20:26.150 --> 00:20:27.770
بهترین کاره ‏.‏

00:20:28.440 --> 00:20:32.150
عین مورچه های بدبخت دارند از آتیش فرار میکنند و میچرخند ‏.‏

00:20:35.910 --> 00:20:38.490
عالی بود ‏،‏ کارت عالی بود یوهان ‏.‏

00:20:38.490 --> 00:20:39.540
عـــــــالی

00:20:52.130 --> 00:20:54.260
بهتره توأم یه نگاهی بندازی ‏.‏

00:21:08.360 --> 00:21:09.110
کتاب ها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:09.110 --> 00:21:10.780
همشون دارن میسوزن ‏!‏

00:21:15.950 --> 00:21:17.450
فقط تماشا کن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:18.080 --> 00:21:21.700
ببین چطور برای فرار کردن دست و پا میزنند ‏.‏

00:21:25.000 --> 00:21:26.040
حسّش میکنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:21:27.710 --> 00:21:29.340
ترس و وحشتی که اینجا برقراره ؟

00:21:40.930 --> 00:21:42.310
باید شلّیک کنم ‏.‏

00:21:44.270 --> 00:21:46.230
جربزه این کارو نداری ‏.‏

00:21:46.230 --> 00:21:47.270
من باید شلّیک کنم ‏.‏

00:21:48.440 --> 00:21:50.270
به قیافت نمیخوره ‏!‏

00:21:50.270 --> 00:21:51.270
باید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:51.690 --> 00:21:53.780
تو فقط یه دکتری ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:55.280 --> 00:21:59.070
تنها کاری که بلدی نجات جون انسانهاست ‏.‏

00:22:00.790 --> 00:22:03.830
کار منم گرفتن جوون انسانهاست ‏.‏

00:22:07.460 --> 00:22:09.330
این کارا به تو نیومده ‏.‏

00:22:28.400 --> 00:22:42.500
...آری .... چشم بدوز به آنچه هم اکنون در این دنیا هویداست

00:22:45.000 --> 00:23:00.000
... آری .... با چشمانت به مهربانی ایمان بیاور

00:23:18.000 --> 00:23:26.000
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین یگانگی ات

00:23:26.300 --> 00:23:34.300
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین خلوص و پاکی ات

00:23:34.800 --> 00:23:36.200
... خانه ات را بنا کن