﻿WEBVTT

00:00:05.300 --> 00:00:06.460
سال 1976

00:00:05.340 --> 00:00:06.460
داری گریه می کنی ؟

00:00:07.880 --> 00:00:10.510
از دوستم یه نامه بدستم رسیده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:10.800 --> 00:00:12.390
از بهترین دوستم ‏.‏

00:00:14.470 --> 00:00:16.350
وقتی که پانزده سالم بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:16.350 --> 00:00:19.310
سعی کردیم باهمدیگه از مرز چک رد بشیم ‏.‏

00:00:19.940 --> 00:00:23.980
ولی اون دستگیر شد و دوباره به پراگ فرستادنش ‏.‏

00:00:25.730 --> 00:00:27.320
نوشته که تمام سعیش رو کرد ‏.‏

00:00:28.190 --> 00:00:32.450
اون حتّی منو از والدین و اطرافیانم بهتر میشناخت ؛

00:00:32.450 --> 00:00:33.820
واقعاً بهترین دوستم بود ‏.‏

00:00:34.950 --> 00:00:36.740
مطمئنّاً براش خیلی سخت بوده که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:36.740 --> 00:00:40.330
بتونه این نامه رو باوجود قوانین سرسخت
سانسوری دولت بدستم برسونه ‏.‏

00:00:41.580 --> 00:00:44.210
‏"‏ اگر هنوزم شانسی برای دیدار مجدّد وجود داره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:00:44.210 --> 00:00:46.460
‏"‏ پس به اینجا بیا ‏.‏ ‏"‏

00:00:47.630 --> 00:00:51.340
‏"‏ پل سیداک ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ تابلوی سه قورباغه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:00:51.760 --> 00:00:54.720
دلم میخواد برگردم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ به پراگ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:56.310 --> 00:00:58.060
مارگوت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:05.690 --> 00:01:06.570
عزیزم ؟

00:01:06.860 --> 00:01:07.440
هـــــم ؟

00:01:13.200 --> 00:01:15.700
منو با اسم واقعیم صدا بزن ‏.‏

00:01:15.700 --> 00:01:18.700
حدّاقل امشب اسم واقعیم رو بگو ‏.‏

00:01:19.330 --> 00:01:22.580
میدونی که من ‏"‏ هِلِنکا نُواکُوا ‏"‏ ام ‏.‏

00:01:26.750 --> 00:01:29.920
فقط یه امشب نمیخوام مارگوت لانگِر باشم ‏.‏

00:01:35.200 --> 00:01:45.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:02:58.480 --> 00:03:02.470
نامه ای عاشقانه از یک هیولا

00:02:58.760 --> 00:03:02.470
سهامی که برای شرکت داروئی
‏"‏ ریزر برگر ‏"‏ داشتم رو زمان خوبی فروختم ‏.‏

00:03:03.260 --> 00:03:06.680
مدّتی بعد هم سهام یه شرکت تحقیقاتی بنام ‏"‏ نودِر ‏"‏ رو خریداری کردم ‏.‏

00:03:06.680 --> 00:03:07.970
تجربه ی مالی خوبی بود ‏.‏

00:03:08.470 --> 00:03:12.350
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بعدش هم باید یه جشن درست و حسابی می گرفتم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:12.350 --> 00:03:13.730
چیزی هم نوشیدی ؟

00:03:13.730 --> 00:03:15.230
فقط یه کوچولو بود ‏!‏

00:03:16.730 --> 00:03:18.230
واقعاً که خجالت آوره ‏!‏

00:03:18.360 --> 00:03:20.110
فقط یه کوچولو خوردم ‏!‏

00:03:20.110 --> 00:03:21.240
چندبار باید بگم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:03:21.240 --> 00:03:23.200
برای یه معتادِ الکلی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:23.610 --> 00:03:27.780
یه ذرّه خوردن با مقدار همیشگی هیچ تفاوتی براش نداره ‏.‏

00:03:27.780 --> 00:03:32.200
درثانی تابحال به گروه معتادان الکلی مراجعتی نداشتید و به توصیم عمل نکردید ‏.‏

00:03:32.210 --> 00:03:33.960
حالا ازینا گذشته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:34.830 --> 00:03:36.960
دکتر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ میشه یه حرف خصوصی بهتون بگم ؟

00:03:38.710 --> 00:03:41.170
همراهم زنی هست که میخوام ببینیدش ‏.‏

00:03:42.550 --> 00:03:44.680
بازم یکی دیگه از معشوقه هات ـه ؟

00:03:46.220 --> 00:03:49.180
آخه اون زن هم یه معتاد الکلی ـه ‏.‏

00:03:49.180 --> 00:03:50.470
الان بیرون منتظرم ـه ؛

00:03:50.470 --> 00:03:52.310
بگم بیاد ببینیدش ؟

00:03:52.850 --> 00:03:54.730
بدونِ وقت قبلی غیرممکنه ببینمش ‏.‏

00:03:54.730 --> 00:03:56.900
بهتره یه وقت براش بگیری ‏!‏

00:03:56.900 --> 00:04:00.070
دکتر یه نگاه کوچولو که مشکلی ایجاد نمی کنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:00.070 --> 00:04:02.280
الان جایی قرار دارم و باید برم ؛

00:04:02.280 --> 00:04:03.530
پس بذارش برای بعد ‏!‏

00:04:04.780 --> 00:04:07.530
بلأخره تونستم که به پراگ سفر کنم ‏.‏

00:04:07.820 --> 00:04:10.030
واقعاً شهر زیبا و بی نظیری ـه ‏.‏

00:04:10.790 --> 00:04:11.700
قصر پراگ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:11.700 --> 00:04:14.750
کلیسای جامع با اون سبک معماری گوتیک ـی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:14.750 --> 00:04:18.420
میدان قدیمی جمهوری در تاریکی شب واقعاً خیره کننده بود ‏.‏

00:04:18.790 --> 00:04:22.000
انگار در سرزمین های افسانه ای بسر می بردم ‏.‏

00:04:22.010 --> 00:04:23.420
پل سیداک چی ؟

00:04:23.920 --> 00:04:26.430
برای دیدن پل سیداک هم رفتید ؟

00:04:26.760 --> 00:04:30.140
البتّه ‏،‏ درست طبق چیزی که ازم خواسته بودید ؛

00:04:30.140 --> 00:04:31.760
حتّی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:31.770 --> 00:04:35.430
اون تابلوی سه قورباغه رو هم پیدا کردم ‏.‏

00:04:38.730 --> 00:04:40.440
اون زن اونجا بود ؟

00:04:41.110 --> 00:04:41.980
نه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:41.980 --> 00:04:43.440
کسی اونجا زندگی نمی کرد ‏.‏

00:04:44.110 --> 00:04:45.360
در حقیقت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:45.360 --> 00:04:48.450
حتّی نتونستم یه سرنخ و جواب درست پیدا کنم ‏.‏

00:04:48.950 --> 00:04:52.660
حتّی متوجّه نشدم نینا و دیتر اونجا بودند یا نه ؛

00:04:52.660 --> 00:04:54.950
هیچ ردّی هم از تنما پیدا نکردم ‏.‏

00:05:00.540 --> 00:05:01.460
اینو بگیر ‏!‏

00:05:04.840 --> 00:05:07.970
پای خرگوش ـه ‏،‏ واسه ی خوش شانسی ‏.‏

00:05:08.510 --> 00:05:12.720
وقتی بچّه مون متولّد شد از طرف من بده بهش ‏.‏

00:05:15.770 --> 00:05:19.270
مارگوت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ نه ‏،‏ هِلِنکا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:19.270 --> 00:05:19.940
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:27.450 --> 00:05:28.570
ازت ممنونم ‏.‏

00:05:36.230 --> 00:05:38.690
سال 1980 ‏،‏ شهر پراگ

00:05:56.020 --> 00:05:57.430
ببخشید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:57.430 --> 00:06:01.980
دنبال یه خانمی می گردم که از آلمان اومده اینجا و مدّتی ـه که غیبش زده ‏.‏

00:06:03.070 --> 00:06:04.770
شما میشناسیدش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:06:04.780 --> 00:06:06.230
اسمش مارگوت لانگره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:06.230 --> 00:06:09.490
اه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ منظورم هِلِنکا نُواکُواست ‏.‏

00:06:10.990 --> 00:06:12.660
هلنکا ؟‏!‏؟

00:06:14.080 --> 00:06:15.990
آقای اسکوالد یه چیز دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:16.500 --> 00:06:19.000
پسرتون کارل یه چیزایی بهم گفت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:19.500 --> 00:06:23.500
اینطور که متوجّه شدم مدتّی ـه که بموقع چیزی نمی خورید ‏.‏

00:06:25.960 --> 00:06:30.260
شما طی آتش سوزی در کتابخونه ی دانشگاه
مونیخ تجربه ی سخت و دردناکی داشتید ؛

00:06:30.260 --> 00:06:33.760
و میدونم که این اتّفاق خیلی روتون تأثیر گذاشته ‏.‏

00:06:34.600 --> 00:06:38.520
و مسلّم ـه که هنوزم نتونستید بر ترس و ناراحتیتون چیره بشید ‏.‏

00:06:38.850 --> 00:06:41.520
ولی شما هنوزم کارل رو دارید ؛

00:06:42.400 --> 00:06:46.020
اون واقعاً پسر شجاع و شگفت انگیزی ـه ‏.‏

00:06:47.990 --> 00:06:50.740
پس دیگه نیاز نیست نگران چیزی باشید ‏.‏

00:06:51.240 --> 00:06:53.490
پس به خودتون خوب برسید ‏!‏

00:06:54.160 --> 00:06:55.240
مانستر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:56.410 --> 00:07:00.450
تا زمانی که اون هیولای لعنتی وجود داره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:02.290 --> 00:07:09.460
اون هیولای لعنتی درمورد مارگوت لانگر تا چه حد میدونه و اون رو میشناسه ؟‏!‏؟

00:07:10.130 --> 00:07:15.720
اون حتّی از پسرش کارل که مدّتی هم
با هم بودند شناخت خیلی بیشتری داره ‏.‏

00:07:16.310 --> 00:07:22.850
اون یه دوست در شهر پراگ داشت که مارگوت رو حتّی از پدر و مادر و اطرافیانش بیشتر و بهتر می شناخت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:22.850 --> 00:07:25.440
اونا حتّی برای همدیگه نامه می فرستادند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:25.810 --> 00:07:27.110
حدود سال 1980 ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:27.110 --> 00:07:30.690
بعد اینکه خبری از مارگوت بدستتون نرسید ‏،‏
برای پیدا کردنش به اونجا رفتید ؛

00:07:31.030 --> 00:07:34.280
و اون زن رو همونجایی که حدس میزدید پیدا کردید ‏.‏

00:07:34.990 --> 00:07:36.280
درسته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:36.280 --> 00:07:42.410
به این فکر می کردم که ممکنه هنوزم
با مارگوت در ارتباط باشه و ازش چیزی بدونه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:42.410 --> 00:07:43.290
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:44.250 --> 00:07:47.210
اون هیچّی درموردش نمی دونست ‏.‏

00:07:47.210 --> 00:07:51.800
همون جلوی درب چند دقیقه ای درمورد مارگوت با همدیگه صحبت کردیم ‏.‏

00:07:52.840 --> 00:07:54.050
همون لحظه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:54.590 --> 00:07:56.640
اونام می شنیدند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:56.640 --> 00:07:58.430
همون حرفایی که گفته میشد ‏.‏

00:07:59.100 --> 00:07:59.930
منظورتون کی ـه ؟

00:08:00.640 --> 00:08:02.430
آروم پشت مادرشون ایستاده بودند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:03.640 --> 00:08:06.480
و با دقّت به حرفامون گوش می کردند ‏.‏

00:08:06.480 --> 00:08:08.650
منظورم همون دوقلوهاست ‏.‏

00:08:11.740 --> 00:08:13.440
بفرمائید داخل ‏.‏

00:08:14.700 --> 00:08:15.660
بفرمائید بشینید ‏.‏

00:08:17.780 --> 00:08:20.700
شما همون شخصی هستید که آقای دالباخ معرّفی کرده ‏،‏ درسته ؟

00:08:20.700 --> 00:08:24.460
پس شما هم به مشروبات الکلی گرایش شدیدی دارید ‏.‏ چیزی نیست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:24.460 --> 00:08:27.670
خب ‏،‏ بهتره همین ابتدا یه گفتگوی ساده داشته باشیم ‏.‏

00:08:28.500 --> 00:08:28.920
دکتــــــر ‏!‏

00:08:29.460 --> 00:08:30.750
چیزی شده خانم مِرِس ؟‏!‏؟

00:08:30.750 --> 00:08:32.170
الان وسط مشاوره ام ‏.‏

00:08:32.170 --> 00:08:33.420
تلویزیون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بیائید ببینید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:33.760 --> 00:08:35.420
تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ دکتر تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:36.590 --> 00:08:38.640
یه لحظه ببخشید ‏!‏

00:08:39.180 --> 00:08:40.720
تکرار می کنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:40.720 --> 00:08:41.810
پلیس چک ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:41.810 --> 00:08:43.810
بلأخره موفّق شد که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:43.810 --> 00:08:48.440
مظنون اصلی پرونده ی قتل بیمارستان
مغز و اعصاب ایسلر در آلمان ‏،‏

00:08:48.440 --> 00:08:52.650
پرونده ی قتل آقای مولر خبرنگار و همینطور
خانواده ی فورتنر در شهر هیدلبرگ ‏،‏

00:08:52.900 --> 00:08:55.440
و همینطور باغبان قلعه ی هیدلبرگ را دستگیر کند ‏.‏

00:08:55.450 --> 00:08:59.410
مظنون اصلی پرونده ها یعنی دکتر ژاپنی معروف ‏،‏ کنزو تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:59.410 --> 00:09:02.870
بعد از ظهر روز پنجم توسّط پلیس دستگیر و روانه ی زندان شد ‏.‏

00:09:02.870 --> 00:09:05.290
جزئیات بیشتر در رابطه با دستگیری این قاتل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:05.290 --> 00:09:11.980
در کنفرانس مطبوعاتی که توسّط پلیس برگزار خواهد شد ارائه گردیده و بدست شما خواهد رسید ‏.‏

00:09:08.830 --> 00:09:10.960
تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:09:10.960 --> 00:09:12.110
معذرت میخوام ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:12.130 --> 00:09:13.380
شما نباید بیائید اینجا ‏!‏

00:09:13.710 --> 00:09:17.130
لطفاً داخل همون اتاق منتظر بمونید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ خانم اوا هینمان ‏.‏

00:09:18.760 --> 00:09:20.140
کنزو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:21.510 --> 00:09:23.890
بابت تأخیرم از همه معذرت می خوام ‏.‏

00:09:24.470 --> 00:09:27.850
هسّه تو روحت چقدر جوون شدی تو ‏!‏

00:09:27.850 --> 00:09:30.230
حتماً بخاطر نوه هام ـه که بیشتر اوقات باهاشونم ‏.‏

00:09:30.900 --> 00:09:32.860
تو چطوریایی هوبرت ؟‏!‏؟

00:09:32.860 --> 00:09:36.240
بلأخره به سال آخر دبیرستان رسیدم و داره تموم میشه ‏.‏

00:09:36.860 --> 00:09:39.820
راستی آقای کیفِر شنیدم این اواخر زیادی فعّال بودی ‏!‏

00:09:39.820 --> 00:09:43.660
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم شما بعنوان
فیلمنامه نویس وارد هالیوود شدید ‏.‏

00:09:43.660 --> 00:09:44.990
بهتون تبریک میگم ‏!‏

00:09:45.000 --> 00:09:48.870
خب راستش خودمم باورم نمی شد یه تهیّه کننده
اتّفاقی منو ببینه و شانس منو به هالیوود بکشونه ‏.‏

00:09:49.630 --> 00:09:50.880
آخه جدیداً ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:50.880 --> 00:09:54.000
مغزم کارخونه ی تولید ایده های بکر و تازه شده ‏!‏

00:09:54.000 --> 00:09:55.550
بحق چیزای ندیده و نشنیده ‏!‏

00:09:56.970 --> 00:09:59.130
بعد از اون عمل جرّاحی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:01.180 --> 00:10:05.260
اگه عمل جراّحی ـم درست طبق روالش پیش نمی رفت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:05.270 --> 00:10:06.640
الان اینجا نبودم ‏.‏

00:10:07.940 --> 00:10:13.560
منم قادر نبودم بارها و بارها با نوه هام
تو پارک قدم بزنم و باهاشون باشم ‏.‏

00:10:13.570 --> 00:10:14.650
اون صندلی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:16.490 --> 00:10:19.650
همیشه اونجا می نشست و تنهایی چای می خورد ‏.‏

00:10:20.490 --> 00:10:23.450
گرچه باوجود کافه ای جدا مخصوص دکتران بیمارستان ‏،‏

00:10:23.450 --> 00:10:27.160
اون همیشه به کافه ی نزدیک بیمارستان مغز و اعصاب ایسلر میومد ‏.‏

00:10:27.830 --> 00:10:30.750
وقتی که ما ‏،‏ بیمارانش ‏،‏ به این کافه میومدیم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:30.750 --> 00:10:33.170
از روی همون صندلی بهمون نگاه می کرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:33.170 --> 00:10:36.500
لبخند میزد و برامون دست تکون می داد ‏.‏

00:10:36.510 --> 00:10:38.380
واقعاً دکتر مهربونی بود ‏.‏

00:10:38.380 --> 00:10:39.670
درسته ‏.‏

00:10:40.880 --> 00:10:44.300
دکتری مثل اون امکان نداره دست به چنین کارای کثیفی زده باشه ‏!‏

00:10:46.310 --> 00:10:49.140
برای همین امروز ازتون خواستم که به اینجا بیائید ‏.‏

00:10:49.560 --> 00:10:52.600
نه ‏،‏ حتّی بیماران دیگه ای هم که نتونستند امروز به اینجا بیایند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:52.600 --> 00:10:56.150
باید چنین عقیده ای نسبت به دکتر تنما داشته باشند ‏.‏

00:10:57.360 --> 00:10:59.150
دکتر اِسکومَن ‏،‏ خبرای بد ‏!‏

00:10:59.700 --> 00:11:01.650
مِرکِل پیر از حال رفته ‏!‏

00:11:03.160 --> 00:11:04.910
خیله خب بهش رسیدگی می کنم ؛

00:11:04.910 --> 00:11:06.870
فعلاً سرم بدجور شلوغ ـه ‏!‏

00:11:06.870 --> 00:11:08.700
همینجا صبرکن تا برگردم ‏.‏

00:11:08.700 --> 00:11:10.160
باشـــــه ‏!‏

00:11:11.710 --> 00:11:14.790
دکتر تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ هیچوقت چنین کاری انجام نمیده ‏!‏

00:11:14.790 --> 00:11:17.090
بهتره کمی آروم باشی ‏،‏ مامان ‏.‏

00:11:17.090 --> 00:11:19.130
زودباش برو کمکش کن ‏،‏ عزیزم ‏.‏

00:11:19.550 --> 00:11:21.720
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ولی پترا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:21.720 --> 00:11:23.760
واسه من امّا و آخه نیار ‏!‏

00:11:23.760 --> 00:11:26.640
دکتر تنما بخاطر کار نکرده دستگیر شده و افتاده زندان ‏.‏

00:11:26.930 --> 00:11:30.640
اگه کمک اون نبود ‏،‏ من الان نمی تونستم نفس بکشم ‏.‏

00:11:32.190 --> 00:11:37.400
یعنی میخوای چشم روی تمام این اتّفاقات ببندی و
وانمود کنی هیچ خطری ناجی همسرت رو تهدید نمی کنه ؟

00:11:39.070 --> 00:11:40.400
پس دهکده چی میشه ؟‏!‏؟

00:11:41.860 --> 00:11:44.950
من تنها دکتر این دهکده ام ‏.‏

00:11:44.950 --> 00:11:48.330
اگه اینجا نباشم ‏،‏ هیچ اتّفاقی اهالی دهکده رو تهدید نمی کنه ؟

00:11:49.160 --> 00:11:50.830
واسه من بهونه نیار ‏!‏

00:11:50.830 --> 00:11:52.160
تو میخوای کمکش کنی ؛

00:11:52.160 --> 00:11:54.330
پس زودتر برو و کمکش کن ‏!‏

00:11:55.210 --> 00:11:58.840
تا زمانیکه اینجا مریضی به دکترش وابسته ـس ‏،‏ اون نمیتونه جایی بره ‏.‏

00:11:59.630 --> 00:12:02.340
مطمئنّم دکتر تنما هم بود همین رو میگفت ‏.‏

00:12:03.380 --> 00:12:05.340
دکتر ‏،‏ من دوساعته اینجا معطّلما ‏!‏

00:12:05.890 --> 00:12:08.220
دارم آماده میشم ‏،‏ بهتره صبر داشته باشی ‏!‏

00:12:08.220 --> 00:12:09.930
دوساعته مارو علّاف خودت کردی ‏!‏

00:12:09.930 --> 00:12:11.470
تازه صداتم بالا میبری ‏؟!؟

00:12:11.480 --> 00:12:14.190
دکتر اخیراً رفته سراغ ادامه ی تحصیلات پزشکیش ؛

00:12:14.190 --> 00:12:17.980
با اینکه ریسکش زیاده ولی بازم اینجارو اداره می کنه ‏!‏

00:12:21.360 --> 00:12:26.030
‏‏"‏‏ هرچی بیشتر داخل تاریکی بمونی ‏‏،‏‏ فقط خودت
رو به اعماقش نزدیک تر کردی ‏‏.‏‏ ‏‏"‏‏

00:12:26.030 --> 00:12:28.320
‏‏"‏‏ پس بهش نور بتابان ‏‏.‏‏ ‏‏"‏‏

00:12:28.330 --> 00:12:29.490
‏"‏ توانایی انجامش رو داری ‏‏.‏‏ ‏"‏

00:12:30.740 --> 00:12:34.710
‏"‏ مطمئنّم که میتونی دکتر بزرگ و موفّقی بشی ‏‏.‏‏ ‏"‏

00:12:34.710 --> 00:12:36.250
دکتر تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:45.880 --> 00:12:48.050
خیله خب ‏،‏ دیگه شروع می کنیم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:48.050 --> 00:12:49.510
اوّلین مریض بیاد داخل ‏.‏

00:12:50.600 --> 00:12:52.010
باید براش وکیل بگیریم ‏.‏

00:12:52.020 --> 00:12:52.520
درسته ؛

00:12:53.180 --> 00:12:58.520
ولی مشکل اینجاست که هنوز دقیق نمیدونیم
تنما رو به کجای آلمان منتقل کردند ‏.‏

00:12:59.060 --> 00:13:03.030
پس بهتره از تمام نواحی یه وکیل انتخاب کنی ؛

00:13:04.700 --> 00:13:07.530
بهترین وکلای جنایی رو براش در نظر بگیر ‏.‏

00:13:07.950 --> 00:13:08.910
چشم ‏.‏

00:13:08.910 --> 00:13:10.530
فقط اون میتونه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:11.700 --> 00:13:14.250
فقط اون میتونه این کارو به سرانجام برسونه ‏.‏

00:13:15.120 --> 00:13:18.290
فقط اون میتونه مانستر رو به نابودی بکشونه ‏.‏

00:13:21.460 --> 00:13:23.300
اوّل از همه باید نفراتمون بیشتر بشه ‏!‏

00:13:23.750 --> 00:13:26.880
بهتره به تمام بیماران دکتر تنما زنگ بزنیم و تقاضای همکاری کنیم ‏.‏

00:13:27.300 --> 00:13:31.640
یک دست مطمئنّا صدا نداره ‏،‏ ولی وقتی
که تعدادمون زیادتر بشه اونوقت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:31.640 --> 00:13:32.350
دقیقاً ؛

00:13:33.100 --> 00:13:36.850
باید به بیمارستان مغز و اعصاب ایسلر بریم و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:36.850 --> 00:13:38.180
ازشون کمک بخواهیم ‏.‏

00:13:38.190 --> 00:13:39.350
زیاد زحمت نکشید ‏!‏

00:13:40.560 --> 00:13:44.570
هیچکدوم از دکترها و اعضای بیمارستان ایسلر به کمکتون نمیاند ‏.‏

00:13:46.280 --> 00:13:48.570
از اینجا به حرفاتون گوش میکردم ‏.‏

00:13:48.570 --> 00:13:50.820
واقعاً چه تراژدی غم انگیزی بود ‏!‏

00:13:51.070 --> 00:13:54.830
فقط ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ کافیه یه کم به مغزتون فشار بیارید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:56.040 --> 00:13:58.830
شماها چطور میخواهید بی گناهی تنما رو اثبات کنید ؟

00:13:59.870 --> 00:14:01.330
دکتر بکر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:01.920 --> 00:14:06.500
اون برای اینکار انگیزه ای داشته و عذری درش پذیرفته نیست ‏.‏

00:14:06.510 --> 00:14:09.840
تازه اعلام شده که یه سری مدارک و اسناد فیزیکی هم پیدا کردند ‏.‏

00:14:10.800 --> 00:14:17.850
حتّی اگه برای این کار یه تشکّل درست کنید ‏،‏ حتّی اگه
این همه راه رو بخاطرش تا اونجا هم برید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:18.350 --> 00:14:23.440
حتّی اگه بهترین وکلاء رو هم بخدمت بگیرید
بازم غیرممکنه بتونید بی گناهیش رو اثبات کنید ‏.‏

00:14:27.230 --> 00:14:28.690
واقعاً تأسّف برانگیزه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:28.690 --> 00:14:30.320
اونم از چنین دکتر برجسته ای ‏.‏

00:14:32.490 --> 00:14:34.660
واقعاً که شرم آوره ‏.‏

00:14:36.790 --> 00:14:38.290
دوباره سوال میپرسم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:38.830 --> 00:14:41.830
شما تنما رو از کجا میشناسید ؟

00:14:45.800 --> 00:14:47.420
خانم اوا هینمان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:47.420 --> 00:14:49.300
شمارو درست نمیشناسم ‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:50.130 --> 00:14:53.550
بنده قصد دارم هرطور شده به تنما کمک کنم ‏.‏

00:14:53.550 --> 00:14:57.310
اگه واسه سرگرمی و اتلاف وقت همراهم اومدید ‏،‏ بهتره همینجا جدا بشیم ‏.‏

00:14:57.680 --> 00:14:58.970
اوا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:58.980 --> 00:15:00.810
هینمان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:01.440 --> 00:15:02.520
هینمان ؟‏!‏؟

00:15:03.060 --> 00:15:04.230
غلط نکنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:04.230 --> 00:15:05.520
یعنی شما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:06.190 --> 00:15:12.610
دختر رئیس سابق همون بیمارستان مغز و اعصاب ایسلر
در دوسلدورف هستید که بوسیله ی سم بقتل رسید ؟

00:15:12.610 --> 00:15:14.280
دکتر تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:14.570 --> 00:15:18.290
همون مردی ـه که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ زندگیم رو به تباهی کشوند ‏.‏

00:15:19.830 --> 00:15:20.540
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:21.080 --> 00:15:24.250
من تنها کسی ـم که میتونه نجاتش بده ‏.‏

00:15:26.710 --> 00:15:27.750
من اونو دیدم ‏.‏

00:15:28.000 --> 00:15:29.460
کی رو ؟‏!‏؟

00:15:35.990 --> 00:15:38.660
بیمارستان اس‏.‏تی جارومیر

00:15:36.510 --> 00:15:39.640
شخصی که اخیراً در شهر پراگ دستگیر شده ‏،‏ کنزو تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:39.640 --> 00:15:44.730
طی دو سه روز آینده به کشور آلمان منتقل خواهد شد تا محاکمه شود ‏.‏

00:15:44.730 --> 00:15:49.440
اون به شهر دوسلدورف ‏،‏ یعنی جایی که اوّلین
زنجیره ی قتل ها شکل گرفته منتقل خواهد شد ‏.‏

00:15:49.440 --> 00:15:50.940
بعد از انجام تحقیقات ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:50.940 --> 00:15:55.080
بخاطر ارتباطش با مقتولین بعنوان مظنون اصلی این قتل ها شناخته میشود ‏.‏

00:15:51.490 --> 00:15:52.940
امکان نداره ‏!‏

00:15:52.950 --> 00:15:54.900
این اشتباهه ‏!‏

00:15:54.910 --> 00:15:56.200
اون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:56.200 --> 00:15:57.820
اون دکتر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:57.830 --> 00:15:59.370
ایشون دکتر تنماست ‏.‏

00:15:59.370 --> 00:16:02.080
سوک ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ این کسی ـه که زندگیت رو مدیونشی ‏.‏

00:16:02.870 --> 00:16:05.500
همش بخاطر کمکهای اولّیه اورژانسی بود که انجام داد ‏.‏

00:16:05.500 --> 00:16:09.710
دکتر تنما هم بخاطر جنایتی که مرتکب نشده تحت تعقیب ـه ‏.‏

00:16:09.710 --> 00:16:13.550
اون هم مثل تو گرفتار شرایط ناخواسته و بدی شده ‏.‏

00:16:13.550 --> 00:16:15.430
اون زندگیم رو نجات داد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:15.430 --> 00:16:17.800
شرایطش مثل خودم بود ‏.‏

00:16:17.800 --> 00:16:19.050
پس شما کاراگاهی ‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏

00:16:20.060 --> 00:16:21.390
یه کاراگاه پلیس ‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏

00:16:21.390 --> 00:16:24.560
در تمامی شرایط باید با خونسردی کامل رفتار کنه ‏‏‏.‏‏‏

00:16:25.520 --> 00:16:28.270
‏"‏ اگه دیگه نمیخوای بیشتر ازین بهت خیانت بشه ‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏ ‏"‏

00:16:29.440 --> 00:16:32.320
‏"‏ پس به کسی شک کن که کمترین شبهه رو نسبت بهش داری ‏‏‏.‏‏‏ ‏"‏

00:16:41.370 --> 00:16:42.870
باید برم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:42.870 --> 00:16:45.290
باید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ به پراگ برگردم ‏.‏

00:16:45.290 --> 00:16:48.170
باید زودتر با دکتر تنما صحبت کنم ‏.‏

00:16:52.380 --> 00:16:54.130
دنبالت می گشتیم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ سوک ‏.‏

00:16:54.840 --> 00:16:56.420
کاراگاه بِرِیجِک ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:56.430 --> 00:16:58.510
کاراگاه اِستِرانکسی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:58.510 --> 00:16:59.470
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:59.470 --> 00:17:01.140
اینقدر بخودت فشار نیار ‏.‏

00:17:02.560 --> 00:17:04.640
میدونم کلّی دردسر برات درست کردیم ‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:05.390 --> 00:17:06.640
از اتّهاماتت مبرا شدی ‏.‏

00:17:08.810 --> 00:17:11.150
ما یه نامه از مرکز دریافت کردیم ‏.‏

00:17:11.150 --> 00:17:12.150
البتّه اصلش نیست ‏.‏

00:17:13.280 --> 00:17:14.150
نامه ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:17:14.490 --> 00:17:16.320
یه اقرار نامه ـست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:16.320 --> 00:17:19.160
شامل جزئیات تمام پرونده های قتل که فقط قاتل ازشون باخبره ‏.‏

00:17:19.910 --> 00:17:22.160
بخاطر همین تو دیگه مظنون شناخته نمیشی ‏.‏

00:17:22.160 --> 00:17:23.870
کــ ‏-‏ کی این نامه رو فرستاده ؟

00:17:24.370 --> 00:17:26.500
شخصی بنام گریمر این کارو کرده ‏.‏

00:17:27.540 --> 00:17:28.210
چی گفتی ؟‏!‏؟

00:17:28.870 --> 00:17:32.880
طبق مدارکی که قبلاً بدستمون رسیده بود
گریمر هم جزو مظنونین اصلی بوده ‏.‏

00:17:33.050 --> 00:17:34.840
یـــ ‏-‏ یه لحظه صبر کنید ‏!‏

00:17:35.130 --> 00:17:37.630
دیگه لازم نیست نگران باشی ‏،‏ سوک ‏.‏

00:17:37.630 --> 00:17:41.970
پرونده ی قتل کاراگاه زمن ‏،‏ رئیس پلیس و کاراگاهان همراهش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:41.970 --> 00:17:44.220
و همینطور اعضای گروه مخصوص پلیس ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:45.140 --> 00:17:47.230
همشون دیگه بسته شدند ‏.‏

00:18:54.790 --> 00:18:56.460
کدوم گوری هستی رانگ ؟‏!‏؟

00:18:56.800 --> 00:18:58.590
کلّی هم پیغام برات گذاشته بودم ‏.‏

00:18:58.800 --> 00:19:00.220
راستش رئیس ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:00.220 --> 00:19:01.590
رفته بودم پیاده روی ‏!‏

00:19:01.590 --> 00:19:04.090
معلوم هست کدوم گوری پنهون شدی ؟‏!‏؟

00:19:04.470 --> 00:19:05.850
پنهون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟‏!‏؟

00:19:05.850 --> 00:19:07.220
منظورتون چیه ؟

00:19:07.220 --> 00:19:08.560
فعلاً بیخیال ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:08.560 --> 00:19:10.680
فقط نگو که اخبار رو هنوز نشنیدی ‏.‏

00:19:11.190 --> 00:19:12.390
آهان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:12.400 --> 00:19:14.440
پس درمورد دستگیری دکتر تنماست ‏.‏

00:19:14.730 --> 00:19:16.690
بهت تبریک میگم ‏،‏ رانگ ‏.‏

00:19:16.690 --> 00:19:17.520
ها ؟‏!‏؟

00:19:17.530 --> 00:19:19.150
تو میدونستی که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:19.150 --> 00:19:21.190
تنما خودش رو در شهر پراگ مخفی کرده ‏.‏

00:19:22.030 --> 00:19:23.990
کارت عالی بود ‏،‏ رانگ ‏.‏

00:19:23.990 --> 00:19:27.780
بلأخره ثمره ی تحقیقات خستگی ناپذیرت به بار نشست ‏!‏

00:19:27.790 --> 00:19:33.460
پلیس جنایی آلمان سریعاً با پلیس چک وارد مذاکره شد
و قرار شده تیم ما ‏،‏ تنما رو به اینجا منتقل کنه ‏.‏

00:19:33.870 --> 00:19:37.340
از اونجایی که زحمت اصلی رو خودت کشیدی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:37.340 --> 00:19:39.170
ازت میخوام که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:39.170 --> 00:19:42.470
شخصاً بر این انتقال نظارت داشته باشی ‏.‏

00:19:42.970 --> 00:19:45.050
بهرحال ‏،‏ کارت عالی بود رانگ ‏!‏

00:19:45.050 --> 00:19:46.470
تبریک میگم ‏!‏

00:19:46.470 --> 00:19:49.010
بهتره کس دیگه ای رو بجای من قرار بدید ‏.‏

00:19:49.020 --> 00:19:50.180
چــــــی ؟‏!‏؟

00:19:50.180 --> 00:19:52.020
پراگ واقعاً شهر زیبائی ـه ‏.‏

00:19:52.020 --> 00:19:53.350
چی گفتی ؟

00:19:53.350 --> 00:19:55.060
از طرفی من الان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:55.480 --> 00:19:57.770
تو دوران مرخّصی ام ‏.‏

00:19:57.770 --> 00:19:58.690
هی ‏!‏ رانگ ‏!‏

00:19:58.690 --> 00:20:00.030
معلوم هست چی میگی ؟‏!‏؟

00:20:00.030 --> 00:20:00.570
هــــی ‏!‏

00:20:01.860 --> 00:20:04.200
خواهش میکنم اجازه بدید تنما رو ببینم ‏!‏

00:20:04.660 --> 00:20:08.120
بهتون که گفتم ‏،‏ نمیتونم چنین اجازه ای صادر کنم ‏!‏

00:20:08.120 --> 00:20:09.450
آخه چرا ؟‏!‏؟

00:20:09.450 --> 00:20:11.580
یعنی دموکراسی در این کشور حاکم نیست ؟‏!‏؟

00:20:12.000 --> 00:20:15.580
تنما طبق برنامه ریزی ها قراره به آلمان منتقل بشه ‏.‏

00:20:15.580 --> 00:20:18.250
حدّاقل بذارید قبل انتقال چند دقیقه ای ببینمش ‏.‏

00:20:18.250 --> 00:20:20.460
فقط داریم وقتمون رو تلف می کنیم ‏!‏

00:20:20.460 --> 00:20:23.050
اینهمه راه تا اینجا اومدیم آخرشم هیچی ‏!‏

00:20:23.050 --> 00:20:23.880
خواهشاً ‏!‏

00:20:23.880 --> 00:20:25.340
فقط چند ثانیه ‏!‏

00:20:27.850 --> 00:20:28.850
بیا بیرون ‏.‏

00:20:32.140 --> 00:20:33.560
همراهمون بیا ‏.‏

00:20:46.320 --> 00:20:48.110
وقتی درحال بازجوئی هستیم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:48.120 --> 00:20:51.730
فکر میکنی دشوارترین انسان ها
از نظر کشف و شناخته شدن چه کسانی اند ؟‏!‏؟

00:20:52.290 --> 00:20:55.540
اشخاصی که سیما و حالتشون هیچوقت تغییر نمی کنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:55.920 --> 00:20:58.250
اشخاصی که هیچوقت حرفی به زبون نمیارند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:01.090 --> 00:21:03.510
شخصی مثل اون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:13.560 --> 00:21:16.850
‏"‏ نامه ای عاشقانه از یک هیولا به بانویی زیبارو ‏"‏

00:21:16.850 --> 00:21:19.650
مثل پیش نویسی برای یه رمّان می مونه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:22.110 --> 00:21:24.610
‏"‏ من تمام مدّت نظاره گر تو بودم ‏.‏ ‏"‏

00:21:24.610 --> 00:21:28.030
‏"‏ تمام مدّت نظاره گرت بودم تا بتوانم درکت کنم ‏.‏ ‏"‏

00:21:28.030 --> 00:21:32.950
‏"‏ ولی تو ‏،‏ همان کسی بودی که تمام این مدّت من را از درون می بلعید ‏.‏ ‏"‏

00:21:33.160 --> 00:21:38.040
‏"‏ به عنوان کسی که در آستانه ی سقوط و فروپاشی ام چطور بنظر می رسم ؟ ‏"‏

00:21:38.040 --> 00:21:42.670
‏"‏ چیزهایی که برایم باقی گذاشتی ‏،‏ دلیل اصلی فروپاشی درونی من هستند ‏.‏ ‏"‏

00:21:42.670 --> 00:21:46.170
‏"‏ منظورم همان دو گوهر نابی ـست که برایم باقی مانده ‏.‏ ‏"‏

00:21:46.420 --> 00:21:49.430
‏"‏ همان دوقلوهای جاوید و ابدی ‏.‏ ‏"‏

00:21:50.760 --> 00:21:52.640
‏"‏ بزرگترین گناه یک شخص ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:21:52.640 --> 00:21:54.640
‏"‏ ربودن نام شخصی دیگه ـست ‏.‏ ‏"‏

00:21:55.430 --> 00:21:57.680
‏"‏ نامت را پس بگیر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:21:57.690 --> 00:21:59.390
‏"‏ میخواهم نامت را بهت برگردانم ‏.‏ ‏"‏

00:22:00.650 --> 00:22:02.400
‏"‏ نام تو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ آنــّاست ‏.‏ ‏"‏

00:22:03.400 --> 00:22:05.730
‏"‏ حالا فقط ناراحت و اندوهگین ـم ‏.‏ ‏"‏

00:22:06.360 --> 00:22:07.490
‏"‏ ناراحت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:22:08.610 --> 00:22:09.780
‏"‏ ناراحت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:22:10.700 --> 00:22:11.950
‏"‏ ناراحت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:22:14.450 --> 00:22:15.990
اون وجود داره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:22:16.540 --> 00:22:19.790
افراد زیادی داخل اون اتاق تسلیم مرگ شدند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:19.790 --> 00:22:21.630
و اینکه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:21.630 --> 00:22:24.000
مطمئنّاً اونجا هیولائی دهشتناک متولّد شده ‏.‏

00:22:28.400 --> 00:22:42.500
...آری .... چشم بدوز به آنچه هم اکنون در این دنیا هویداست

00:22:45.000 --> 00:23:00.000
... آری .... با چشمانت به مهربانی ایمان بیاور

00:23:18.000 --> 00:23:26.000
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین یگانگی ات

00:23:26.300 --> 00:23:34.300
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین خلوص و پاکی ات

00:23:34.800 --> 00:23:36.200
... خانه ات را بنا کن