﻿WEBVTT

00:00:09.890 --> 00:00:12.050
‏"‏ نوزدهم ماه ژوئن .... ‏"‏

00:00:12.060 --> 00:00:15.100
‏"‏ برای اوّلین بار بود که فرنز بناپارتا رو دیدم ‏.‏ ‏"‏

00:00:15.730 --> 00:00:18.390
‏"‏ R‏.‏F‏.‏ 17‏-‏19‏.‏ ‏"‏

00:00:18.390 --> 00:00:21.650
‏"‏ او مردی آرام و کم حرف بود ‏.‏ ‏"‏

00:00:21.650 --> 00:00:23.440
‏"‏ با ظاهری زیبا و برازنده ‏"‏

00:00:23.440 --> 00:00:25.190
‏"‏ و قامتی محکم و استوار ‏"‏

00:00:25.190 --> 00:00:25.650
‏"‏ بعدازظهر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:00:26.110 --> 00:00:28.700
‏"‏ همه ی بچّه ها جمع می شدند که براشون کتاب بخونه ‏.‏ ‏"‏

00:00:37.830 --> 00:00:39.040
کجا میخوای بری ؟

00:00:39.750 --> 00:00:40.960
لب مرز ‏.‏

00:00:40.960 --> 00:00:41.540
کدوم یکی ؟

00:00:42.290 --> 00:00:43.290
مرز چک ‏.‏

00:00:43.750 --> 00:00:44.920
بیا بالا ‏.‏

00:00:44.920 --> 00:00:46.550
ممنون ‏.‏

00:00:57.640 --> 00:01:01.400
‏"‏ بعدازظهر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ همه ی بچّه ها جمع می شدند که براشون کتاب بخونه ‏.‏ ‏"‏

00:01:01.400 --> 00:01:03.730
‏"‏ عمارت عجیب و غریبی بود ‏.‏ ‏"‏

00:01:03.730 --> 00:01:06.440
‏"‏ عمارت رز سرخ ‏"‏

00:01:06.440 --> 00:01:08.940
‏‏"‏‏ P ‏‏.‏‏ Brzevnov W ‏‏.‏‏‏‏"‏‏
‏‏"‏‏ پ ‏‏.‏‏ بیزِرونو غ ‏‏.‏‏ ‏‏"‏‏

00:01:08.950 --> 00:01:10.860
‏"‏ مناره ی کلیسا در سمت چپ ‏"‏

00:01:10.860 --> 00:01:12.820
‏"‏ و یک بادنما در سمت راست ‏"‏

00:01:13.700 --> 00:01:15.530
‏"‏ شأن و منزلت انسانی ‏.‏ ‏"‏

00:01:15.540 --> 00:01:17.240
‏"‏ آزمایشات ‏.‏ ‏"‏

00:01:17.250 --> 00:01:19.540
‏"‏ آزمایشاتی شگفت انگیز ‏.‏ ‏"‏

00:01:19.540 --> 00:01:21.040
‏"‏ انعزال کرامت انسانی ‏.‏ ‏"‏

00:01:21.040 --> 00:01:22.120
داداش اهل کجایی ؟‏!‏؟

00:01:23.790 --> 00:01:25.500
یعنی از کدوم کشور اومدی ؟‏!‏؟

00:01:26.000 --> 00:01:28.510
ام ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ من ژاپنی ام ‏.‏

00:01:28.510 --> 00:01:31.760
راستش نمیدونم ژاپنی ها اهل اینجور چیزا هستند یا نه ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:32.800 --> 00:01:33.890
بگیرش ‏.‏

00:01:33.890 --> 00:01:36.010
سهمیه ناهار امروزم ـه ‏.‏

00:01:36.010 --> 00:01:37.350
ممنون ؛

00:01:37.350 --> 00:01:37.810
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:37.810 --> 00:01:38.470
بگیرش ‏.‏

00:01:39.390 --> 00:01:41.480
قیافه ات تابلوئه که الاناست غش کنی و بیفتی ‏!‏

00:01:44.400 --> 00:01:48.480
زنم صبح تا شب غرمیزنه و هی میگه باید وزن کم کنم ‏.‏

00:01:48.490 --> 00:01:50.400
واقعاً ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ممنونم ‏.‏

00:01:50.400 --> 00:01:51.860
قربانت ‏،‏ نوش جوون ‏!‏

00:01:52.280 --> 00:01:55.070
اگه به شکمت نرسی از پس سفرهای طولانی برنمیای ‏.‏

00:02:00.210 --> 00:02:04.290
باید هرچی زودتر این سفر طولانی مدت رو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ تمومش کنم ‏.‏

00:02:10.200 --> 00:02:20.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:03:33.330 --> 00:03:37.020
سفری طولانی و بی پایان

00:03:35.670 --> 00:03:36.970
چی گفتی ؟‏!‏؟

00:03:37.340 --> 00:03:39.050
یعنی گذاشتی بره ؟‏!‏؟

00:03:39.050 --> 00:03:40.970
گذاشتی تنما از دستت فرار کنه ؟‏!‏؟

00:03:41.350 --> 00:03:41.970
آره ‏.‏

00:03:41.970 --> 00:03:44.810
واسه چی جلوش رو نگرفتی ؟‏!‏؟

00:03:44.810 --> 00:03:48.850
خودتم خوب میدونی که هیچوقت نمیشه جلوش رو گرفت ‏.‏

00:03:48.850 --> 00:03:49.730
بله ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:50.110 --> 00:03:51.400
چیزی که الان مهمّه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:51.400 --> 00:03:56.150
اینه که اوا هینمان توسّط افراد ناشناس
ربوده شده و زندگیش در خطره ‏.‏

00:03:56.150 --> 00:03:58.860
تنما هم بخاطر نجات اون بود که فرار کرد ‏.‏

00:04:06.910 --> 00:04:10.080
اون وکیلی که خودش رو ‏"‏ بائول ‏"‏ معرّفی می کرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:10.080 --> 00:04:14.960
به احتمال زیاد همون شخصی ـه که
در کلینیک قصد کشتن منو داشت ‏.‏

00:04:15.760 --> 00:04:17.970
هدفش فقط نزدیک شدن به من بود ؛

00:04:17.970 --> 00:04:20.470
تا اینکه دفترچه خاطرات پدرم رو بدست بیاره ‏.‏

00:04:21.430 --> 00:04:25.010
نوشته های داخلش حتماً خیلی مهم و دردسرسازند ‏.‏

00:04:25.020 --> 00:04:26.520
منم باید برم ‏.‏

00:04:26.520 --> 00:04:27.230
کجا ؟‏!‏؟

00:04:28.100 --> 00:04:30.230
جایی که تنما قراره بره ‏.‏

00:04:30.230 --> 00:04:32.610
منظورت عمارت رز سرخ ـه ؟‏!‏؟

00:04:32.610 --> 00:04:33.730
کجاست ؟

00:04:34.150 --> 00:04:37.860
اون دفترچه پر از نوشته های سخت و غیرقابل درک بود ‏.‏

00:04:37.860 --> 00:04:40.450
امّا فکر نمی کنم تمام اونا رمزی نوشته شده باشند ‏.‏

00:04:40.450 --> 00:04:42.450
‏"‏ عمارت رز سرخ ‏"‏

00:04:42.450 --> 00:04:45.910
‏‏"‏‏ P ‏‏.‏‏ Brzevnov W ‏‏.‏‏‏‏"‏‏
‏‏"‏‏ پ ‏‏.‏‏ بیزِرونو غ ‏‏.‏‏ ‏‏"‏‏

00:04:45.910 --> 00:04:47.790
‏‏"‏‏ پ ‏‏"‏‏ مخفّف پراگ ـه ‏‏.‏‏

00:04:47.790 --> 00:04:49.790
‏‏"‏‏ غ ‏‏"‏‏ هم مخفّف غرب ‏‏.‏‏

00:04:49.790 --> 00:04:52.750
پس بیرون از شهر پراگ در غرب بیزِرونو ـه ‏.‏

00:04:53.250 --> 00:04:54.790
‏"‏ مناره ی کلیسا در سمت چپ ‏"‏

00:04:54.800 --> 00:04:57.260
‏"‏ و یک بادنما در سمت راست ‏"‏

00:04:58.170 --> 00:04:59.510
که اینطور ‏.‏

00:05:00.590 --> 00:05:06.510
اگه خوش شانس باشیم ممکنه بتونیم یه شاهد اونجا پیدا کنیم
که بتونه بهمون بگه درون اون عمارت واقعاً چه گذشته ‏.‏

00:05:06.810 --> 00:05:09.680
هرچند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ احتمالش خیلی کمه ‏.‏

00:05:09.690 --> 00:05:10.440
نـــه ‏!‏

00:05:11.940 --> 00:05:15.980
‏"‏ بعدازظهر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ همه ی بچّه ها جمع می شدند که براشون کتاب بخونه ‏.‏ ‏"‏

00:05:15.980 --> 00:05:18.480
اینو هم لابلای نوشته های پدرم دیدم ‏.‏

00:05:18.490 --> 00:05:22.030
یعنی ممکنه بتونیم یکی از همون بچّه هارو پیدا کنیم ؟

00:05:22.030 --> 00:05:23.610
وردمن سان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:24.910 --> 00:05:29.370
بابت اینکه خیلی راحت گذاشتی تنما بره خیلی ناراحت و عصبی بودم ‏.‏

00:05:29.370 --> 00:05:32.540
ولی اگه منم جای شما بودم و میخواستم کاری بکنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:32.540 --> 00:05:34.000
مثل شما تصمیم می گرفتم ‏.‏

00:05:36.000 --> 00:05:38.000
خب دیگه ‏،‏ بریم ‏.‏

00:05:42.430 --> 00:05:44.510
من قبلاً اینجا بودم ‏.‏

00:05:45.850 --> 00:05:47.760
تو همین شهر زندگی می کردم ‏.‏

00:05:50.730 --> 00:05:52.390
و اینکه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:54.980 --> 00:05:55.770
خوش اومدی ‏.‏

00:06:00.240 --> 00:06:00.990
حالت خوبه نینا ؟

00:06:04.620 --> 00:06:05.700
چیزی نیست ‏.‏

00:06:08.540 --> 00:06:11.540
من که میگم دیگه ادامه ندیم ‏.‏

00:06:12.000 --> 00:06:15.040
هردفعه که این کارو می کنیم ‏،‏ بعدش گم میشیم ‏.‏

00:06:15.380 --> 00:06:18.340
نه ‏،‏ یه چیزایی داره یادم میاد ‏.‏

00:06:18.340 --> 00:06:22.470
قبلاً ‏،‏ وقتی که یوهان باهام صحبت می کرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:22.470 --> 00:06:25.050
بهم گفت که اونو از ساختمون ‏"‏ سه قورباغه ‏"‏ بردند ‏.‏

00:06:25.050 --> 00:06:28.300
بهم گفت که کجا بردنش و چه بلاهایی سرش آوردند ‏.‏

00:06:29.310 --> 00:06:30.680
از ایستگاه قطار گذشته بودند ‏.‏

00:06:30.680 --> 00:06:32.680
سمت چپش میتونست شهرو ببینه ‏.‏

00:06:32.680 --> 00:06:35.520
و درست هم مسیر قطار مترو حرکت می کردند ‏.‏

00:06:43.780 --> 00:06:44.650
بپیچ سمت راست ‏!‏

00:06:44.660 --> 00:06:46.530
نمیشه ‏!‏

00:06:49.370 --> 00:06:51.910
تو نباید هیچ چیزی رو ازش مخفی کنی ‏.‏

00:06:54.960 --> 00:06:56.870
گفتید برم سمت راست ؟

00:06:59.210 --> 00:07:00.090
چی شده ؟‏!‏؟

00:07:01.630 --> 00:07:04.590
هیچی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چیزی نشده ‏.‏

00:07:09.930 --> 00:07:10.970
خــــب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:10.970 --> 00:07:12.770
جایی واست آشنا نیست ؟

00:07:15.350 --> 00:07:16.100
نمیدونم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:17.650 --> 00:07:19.810
گفتم که بیفایدست ‏!‏

00:07:19.820 --> 00:07:24.610
از اوّلم می دونستم که چیزای خیلی وقت پیش رو یادت نمیاد ‏.‏

00:07:24.610 --> 00:07:26.110
نـــینـــــا ‏!‏

00:08:00.230 --> 00:08:02.820
یه بادنما در سمت راست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:12.330 --> 00:08:14.950
و یه مناره ی کلیسا در سمت چپ ‏.‏

00:08:14.950 --> 00:08:16.200
نینـــــا ‏!‏

00:08:41.060 --> 00:08:43.560
این عمارت رز سرخ ـه ‏!‏

00:08:49.200 --> 00:08:50.740
تو اینجا بودی ؟

00:08:51.910 --> 00:08:53.370
نمیدونم ‏.‏

00:08:54.580 --> 00:08:56.490
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:56.500 --> 00:08:58.580
اینجا برام آشناست ‏.‏

00:09:10.840 --> 00:09:12.220
ترسناکه ‏!‏

00:09:25.520 --> 00:09:27.900
اون دیگه چیه ؟

00:09:38.200 --> 00:09:41.870
انگار یکی دیوار اینجارو خراب کرده و به این درب رسیده ‏.‏

00:10:18.290 --> 00:10:20.290
داخل اتاق که هیچی نیست ‏.‏

00:10:22.660 --> 00:10:23.870
نینا ‏!‏

00:10:23.870 --> 00:10:25.370
نینـــا ‏!‏

00:10:25.380 --> 00:10:26.670
نینـــــــا ‏!‏

00:10:28.840 --> 00:10:29.590
شیطان لعنتی ‏!‏

00:10:30.340 --> 00:10:35.340
میکشمت ‏!‏ میکشمــت ‏!‏ میکشمـــــــت ‏!‏

00:10:41.980 --> 00:10:44.060
و شیطان بلأخره کشته شد ‏.‏

00:11:12.840 --> 00:11:14.920
امروز حالت چطوره ؟

00:11:22.260 --> 00:11:24.720
خوش اومدی آقای لیپیسکی ‏.‏

00:11:24.720 --> 00:11:26.020
امروز مشتری داشتید ؟

00:11:26.730 --> 00:11:30.060
ام نه ‏،‏ کاسبی مثل همیشه خراب بود ‏.‏

00:11:30.060 --> 00:11:32.020
ولی این عروسک ها که خیلی نازند ‏.‏

00:11:33.650 --> 00:11:36.740
اونی که الان قراره بسازمش از تمام اینا بهتر و قشنگتره ‏.‏

00:11:41.120 --> 00:11:44.200
دلم میخواد زودتر ببینمش ‏.‏

00:11:44.200 --> 00:11:47.370
وقتی تموم شد ‏،‏ اوّل به خودت نشونش میدم ‏.‏

00:11:47.910 --> 00:11:50.210
وقتشه برم سر کارم ‏.‏

00:11:50.210 --> 00:11:51.210
رستوران ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:11:51.210 --> 00:11:55.170
آره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ با درآمد این عروسک ها نمیشه زندگی کرد ‏.‏

00:11:55.170 --> 00:11:58.380
ببخشید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ این چند وقته خیلی مزاحم شما بودم ‏.‏

00:11:58.880 --> 00:12:00.130
این چه حرفیه نینا ؟‏!‏؟

00:12:00.130 --> 00:12:01.640
دیگه اینو نگو ‏.‏

00:12:03.140 --> 00:12:07.020
لیپیسکی سان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ یه سوال ازتون داشتم ‏.‏

00:12:07.020 --> 00:12:09.100
چـــ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چی هست ؟

00:12:09.890 --> 00:12:11.440
سه ماه پیش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:11.440 --> 00:12:15.270
شما من رو بیهوش پیدا کردید و به بیمارستان بردید‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:15.270 --> 00:12:16.940
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:12:16.940 --> 00:12:20.280
شما داخل اون عمارت چیکار می کردید ؟

00:12:20.280 --> 00:12:21.400
نینــا ‏!‏

00:12:21.410 --> 00:12:22.110
نینــــا ‏!‏

00:12:22.620 --> 00:12:24.120
نینــــــــا ‏!‏

00:12:24.620 --> 00:12:27.040
تروخّدا جواب بده نینا ‏.‏

00:12:27.040 --> 00:12:28.200
نینــــــــا ‏!‏

00:12:29.160 --> 00:12:30.330
چی شده ؟‏!‏؟

00:12:35.380 --> 00:12:37.630
زمانی که اونجا میرم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:37.630 --> 00:12:40.340
ایده های بکری برای کار تو ذهنم میاد ‏.‏

00:12:41.010 --> 00:12:42.760
چطور بگم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:45.470 --> 00:12:47.350
الان مهمترین چیز برام ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:51.730 --> 00:12:54.230
نگران چیزی نباش و استراحت کن ‏.‏

00:12:54.230 --> 00:12:56.440
هرچقدر بخوای میتونی اینجا بمونی ‏.‏

00:13:30.730 --> 00:13:31.640
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:13:35.310 --> 00:13:36.690
میتونم بیام تو ؟

00:13:37.150 --> 00:13:39.400
ام ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ البتّه ‏.‏

00:13:39.400 --> 00:13:41.780
حالت خوب شده که از تختت اومدی بیرون ؟

00:13:41.780 --> 00:13:43.320
آره ‏.‏

00:13:43.320 --> 00:13:44.860
عالی اند ‏!‏

00:13:44.860 --> 00:13:47.870
پس عروسک های جدید داخل این اتاق متولّد میشند ‏.‏

00:13:47.870 --> 00:13:51.450
ولی هیچکس دلش نمی خواد نمایش اونارو ببینه ‏.‏

00:13:51.450 --> 00:13:53.460
چجور داستان هایی تعریف می کنید ؟

00:13:55.540 --> 00:13:57.290
داستان هایی درمورد ‏"‏ شیطان ‏"‏ ‏.‏

00:14:00.340 --> 00:14:01.880
چیزی شده نینا ؟

00:14:01.880 --> 00:14:03.300
نه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ادامه بدید ‏.‏

00:14:04.930 --> 00:14:08.930
درمورد دیو شیطان صفتی ـه که به سفری طولانی میره
تا اژدهایی که قراره دنیارو نابود کنه رو بکشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:08.930 --> 00:14:11.220
ولی درمیانه ی راه مرگ زمینگیرش می کنه ‏.‏

00:14:12.730 --> 00:14:18.560
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ یه مرد جوان رهگذر اتّفاقی اون رو می بینه و از مرگ نجاتش میده ‏.‏

00:14:19.520 --> 00:14:22.530
بعد میفهمه کسی که نجاتش داده ‏"‏ شیطان ‏"‏ بوده ؛

00:14:22.530 --> 00:14:24.440
بعد راه میفته که پیداش کنه ‏.‏

00:14:25.320 --> 00:14:28.910
وقتی پیداش می کنه ‏،‏ خنجری بدست می گیره و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:29.580 --> 00:14:32.870
با اون شیطان رو می کشه ‏.‏

00:14:34.620 --> 00:14:36.460
به نظرم داستان قشنگی ـه ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:36.460 --> 00:14:38.580
هیچکس ازش خوشش نمیاد ‏.‏

00:14:39.710 --> 00:14:42.590
ام ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ حالت خوبه نینا ؟

00:14:42.590 --> 00:14:44.380
منم بودم همین کارو می کردم ‏.‏

00:14:46.800 --> 00:14:48.140
اینو مطمئنّم ‏.‏

00:14:50.140 --> 00:14:51.220
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:51.220 --> 00:14:54.640
به ‏"‏ اون ‏"‏ هیچوقت اجازه نمی دادم این کارو انجام بده ‏!‏

00:14:54.640 --> 00:14:55.810
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟‏!‏؟

00:14:55.810 --> 00:14:57.730
هر انسانی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:59.110 --> 00:15:01.520
میتونه اون ‏"‏ شیطان ‏"‏ رو نجات بده ‏.‏

00:15:01.520 --> 00:15:04.030
یه چیزی عجیبه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:04.030 --> 00:15:07.610
شک ندارم که ‏"‏ اون ‏"‏ بینهایت عاشق اینجور داستان هاست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:07.610 --> 00:15:08.610
‏"‏ اون ‏"‏ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:15:08.610 --> 00:15:09.610
بیا اینجارو ببین ‏.‏

00:15:11.200 --> 00:15:12.620
تمام کتابهاش اینجاست ‏.‏

00:15:13.910 --> 00:15:15.750
یاکوب فاروبِک ‏.‏

00:15:15.750 --> 00:15:17.580
کلاوس پوپّه ‏.‏

00:15:17.580 --> 00:15:18.620
اِمیل شِربِه ‏.‏

00:15:20.590 --> 00:15:22.130
‏"‏ هیولایی بی نام و نشان ‏"‏ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:15:23.710 --> 00:15:25.130
این کتاب رو میشناسی ؟‏!‏؟

00:15:27.010 --> 00:15:29.630
اون داستان های مصوّر زیادی نوشته ‏.‏

00:15:30.220 --> 00:15:31.930
یاکوب فاروبِک ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:31.930 --> 00:15:33.310
کلاوس پوپّه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:33.310 --> 00:15:35.350
اِمیل شِربِه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:35.350 --> 00:15:38.350
اینا همه اسامی مستعار یک نفر هستند ؛

00:15:39.400 --> 00:15:42.610
‏"‏ فرنز بناپارتا ‏"‏ اسم اصلیش ـه ‏.‏

00:15:43.480 --> 00:15:46.610
فرنز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بناپارتا ؟‏!‏؟

00:15:47.280 --> 00:15:48.610
انسان ها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:49.450 --> 00:15:52.120
پتانسیل مبدّل شدن به هرچیزی رو دارند ‏.‏

00:15:54.580 --> 00:15:57.450
اونموقع دانش آموز ممتاز و باهوشی نبودم ‏،‏ بخاطر همین ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:57.460 --> 00:15:59.830
از کتابخوانی دسته جمعی منع شدم ‏.‏

00:16:00.460 --> 00:16:01.580
کتابخوانی دسته جمعی ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟‏!‏؟

00:16:03.000 --> 00:16:08.300
سمینار کتابخوانی بناپارتا برای بچّه ها همیشه در عمارت رز سرخ برگزار می شد ‏.‏

00:16:08.300 --> 00:16:10.590
منم یکی ازون بچّه ها بودم ‏.‏

00:16:11.550 --> 00:16:16.720
بچّه ی باهوشی نبودم ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏
فهمیدم بناپارتا قصد داشت چی بهمون بگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:17.930 --> 00:16:20.100
‏"‏ بیا معامله کنیم ‏.‏ بیا باهم معامله کنیم ‏.‏ ‏"‏

00:16:21.100 --> 00:16:23.440
شیطان این حرف رو زد ‏.‏

00:16:23.440 --> 00:16:25.690
‏"‏ نه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ من این کارو نمی کنم ‏.‏ ‏"‏

00:16:25.690 --> 00:16:27.860
مرد چشم قلنبه این حرف رو زد ‏.‏

00:16:28.400 --> 00:16:30.650
‏"‏ موافقم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بیا معامله کنیم ‏.‏ ‏"‏

00:16:30.660 --> 00:16:33.870
مرد دهن گشاد این حرف رو زد ‏.‏

00:16:33.870 --> 00:16:37.370
باغ مرد دهن گشاد پر از گل ها و گیاهان قشنگ شد ‏.‏

00:16:38.450 --> 00:16:43.880
مرد چشم قلنبه فقیر و بی پول شد و از گرسنگی داشت تلف میشد ‏.‏

00:16:45.290 --> 00:16:50.260
مرد دهن گشاد هر روز شاد و خوشحال به زندگی ادامه میداد ‏.‏

00:16:50.260 --> 00:16:53.550
شکمش هر روز پر از میوه های خوشمزّه و رنگارنگ بود ‏.‏

00:16:53.550 --> 00:16:56.100
ولی هیچوقت متوجّه نشد که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:56.100 --> 00:16:59.640
گل ها و گیاهان باغش دارن پژمرده میشند ‏.‏

00:16:59.640 --> 00:17:02.520
در باغی که دیگر هیچوقت چیزی رشد نمی کرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:02.520 --> 00:17:06.480
مرد دهن گشاد با صدای بلند گریه می کرد و میگفت ‏:‏

00:17:07.820 --> 00:17:11.150
‏"‏ ایکاش هیچوقت با شیطان معامله نکرده بودم ‏.‏ ‏"‏

00:17:12.200 --> 00:17:17.450
مرد چشم قلنبه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اینقدر گرسنه بود که هر لحظه ممکن بود بمیره ‏.‏

00:17:17.450 --> 00:17:21.370
درحالی که ناله می کرد و اشک میریخت ‏،‏ میگفت ‏:‏

00:17:21.540 --> 00:17:24.170
‏"‏ ایکاش با شیطان معامله کرده بودم ‏.‏ ‏"‏

00:17:25.080 --> 00:17:28.210
‏"‏ بیا معامله کنیم ‏.‏ بیا باهم معامله کنیم ‏.‏ ‏"‏

00:17:28.210 --> 00:17:30.050
شیطان این حرف رو زد ‏.‏

00:17:32.930 --> 00:17:39.180
‏"‏ مرد دهن گشاد و مرد چشم قلنبه ‏"‏ ‏،‏ کاری از یاکوب فاروبِک ‏.‏

00:17:39.890 --> 00:17:42.770
جمعه ها ساعت 3 بعدازظهر جمع می شدیم ؛

00:17:42.770 --> 00:17:44.940
تا در کتابخوانی شرکت کنیم ‏.‏

00:17:45.940 --> 00:17:48.440
هممون دورش حلقه میزدیم و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:48.440 --> 00:17:51.820
و با دقّت به حرف هاش گوش میکردیم ‏.‏

00:17:51.820 --> 00:17:53.860
صدای آرومی داشت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:53.860 --> 00:17:56.740
خیلی آروم و آهسته برامون کتاب میخوند ‏.‏

00:17:57.990 --> 00:18:01.540
بعدش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ موقعی که کتاب خوندن تموم میشد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:01.540 --> 00:18:04.290
از تک تک ما سوال می کرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:06.830 --> 00:18:08.920
معنای داستان رو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:09.420 --> 00:18:10.630
متوجّه شدی ؟

00:18:13.010 --> 00:18:15.550
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ متوجّه شدم ‏.‏

00:18:15.550 --> 00:18:19.390
منم بارها و بارها خوندمش تا آخر متوجّه شدم ‏.‏

00:18:19.390 --> 00:18:19.890
بعدش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:20.390 --> 00:18:23.390
کتاب دیگه ای برمیداشت و بدست می گرفت ‏.‏

00:18:23.850 --> 00:18:27.650
‏"‏ خدای صلح و آرامش ‏"‏ کاری از کلاوس پوپّه ‏.‏

00:18:28.270 --> 00:18:31.150
بیائید کتاب بعدی رو شروع کنیم ‏.‏

00:18:39.080 --> 00:18:41.910
انگار اوّلین باره که وارد چنین عمارتی میشم ‏.‏

00:18:43.410 --> 00:18:46.120
با اینکه زمان خیلی زیادی گذشته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:48.500 --> 00:18:51.960
ولی حالا تمام خاطراتم بهم برگشتند ‏.‏

00:18:57.300 --> 00:19:00.140
خدای صلح و آرامش همیشه سرش شلوغ بود ‏.‏

00:19:00.140 --> 00:19:01.810
حتّی وقت نداشت به آینه نگاه کنه ‏.‏

00:19:01.810 --> 00:19:04.390
او هر روز شیپورش رو به صدا درمی آورد ‏.‏

00:19:04.390 --> 00:19:08.940
صدای شیپور خدای صلح و آرامش باعث شادی و خوشحالی همه میشد ‏.‏

00:19:08.940 --> 00:19:11.570
خدای صلح و آرامش همیشه سرش شلوغ بود ‏.‏

00:19:11.570 --> 00:19:13.400
حتّی وقت نداشت به آینه نگاه کنه ‏.‏

00:19:13.400 --> 00:19:16.070
ولی آب جادوئیش هر روز جاری بود ‏.‏

00:19:16.070 --> 00:19:19.030
آب اسرارآمیز زمین ها رو سرسبز می کرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:19.030 --> 00:19:23.450
و باعث میشد گل ها و محصولات جوانه زده و رشد کنند ‏.‏

00:19:23.450 --> 00:19:26.200
خدای صلح و آرامش همیشه سرش شلوغ بود ‏.‏

00:19:26.210 --> 00:19:27.870
حتّی وقت نداشت به آینه نگاه کنه ‏.‏

00:19:27.870 --> 00:19:30.380
اون برای هرکس اسمی انتخاب می کرد ‏.‏

00:19:31.040 --> 00:19:33.340
‏"‏ اسم تو اوتّو ست ‏.‏ ‏"‏

00:19:33.340 --> 00:19:35.710
‏"‏ اسم تو هانس ـه ‏.‏ ‏"‏

00:19:35.720 --> 00:19:37.380
‏"‏ اسم تو توماس ـه ‏.‏ ‏"‏

00:19:38.470 --> 00:19:40.390
‏"‏ و اسم تو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:19:40.510 --> 00:19:42.550
‏"‏ یوهان ـه ‏.‏ ‏"‏

00:19:42.560 --> 00:19:46.390
یوهان هم بعنوان تشکّر کلاهش را به خدا داد ‏.‏

00:19:47.640 --> 00:19:50.310
خدا خیلی خیلی خوشحال شد ‏.‏

00:19:50.310 --> 00:19:52.770
خدا میخواست که خودش رو تو آینه ببینه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:52.770 --> 00:19:56.150
بخاطر همین برای اوّلین بار جلوی آینه ایستاد ‏.‏

00:19:56.150 --> 00:19:58.200
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:58.200 --> 00:20:02.450
چیزی که در آینه نمایان شد ‏،‏ تصویری از شیطان بود ‏.‏

00:20:02.450 --> 00:20:04.120
شیطان به او گفت ‏:‏

00:20:04.620 --> 00:20:05.950
‏"‏ تو ‏،‏ من هستی ‏.‏ ‏"‏

00:20:05.950 --> 00:20:07.120
‏"‏ و من هم توأم ‏.‏ ‏"‏

00:20:08.660 --> 00:20:09.920
‏"‏ وای نه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:20:09.920 --> 00:20:13.380
‏"‏ با وجود شیطان ‏،‏ هیچکس نمیتونه در صلح و آرامش زندگی کنه ‏.‏ ‏"‏

00:20:13.380 --> 00:20:16.630
‏"‏ چیکار کنم ؟ چیکار کنم ؟ ‏"‏

00:20:16.630 --> 00:20:19.130
خدا خیلی آشفته شد ‏.‏

00:20:19.970 --> 00:20:22.140
میدونی بعدش چی شد ؟‏!‏؟

00:20:22.760 --> 00:20:24.850
من میدونم ‏.‏

00:20:25.560 --> 00:20:27.140
تو متوجّه شدی ؟

00:20:27.140 --> 00:20:29.680
میدونی ‏"‏ خدا ‏"‏ بعدش چیکار کرد ؟

00:20:33.480 --> 00:20:34.610
آره ‏.‏

00:20:37.240 --> 00:20:38.990
بلأخره همدیگه رو دیدیم ‏.‏

00:20:40.450 --> 00:20:42.490
من برگشتم ‏.‏

00:20:42.490 --> 00:20:44.120
خوش اومدی ‏.‏

00:20:45.280 --> 00:20:47.240
این منم ‏،‏ مامان ‏.‏

00:20:49.540 --> 00:20:53.000
حتّی توأم نمیتونی مارو از همدیگه تشخیص بدی ‏.‏

00:20:53.000 --> 00:20:55.920
اون منه و منم اونم ‏.‏

00:20:55.920 --> 00:20:58.960
‏"‏ تو ‏،‏ من هستی و منم توأم ‏.‏ ‏"‏

00:20:58.970 --> 00:21:01.420
حالا همه چیزو فهمیدم ‏.‏

00:21:01.430 --> 00:21:03.680
اینکه از کجا اومدیم و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:03.680 --> 00:21:05.890
قراره به کجا بریم ‏.‏

00:21:08.060 --> 00:21:11.430
هوای بیرون خیلی عالیه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ مامان ‏.‏

00:21:26.200 --> 00:21:29.120
آتش قراره همه چیزو در خودش ببلعه ‏.‏

00:21:51.600 --> 00:21:53.810
خوب میدونم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:53.810 --> 00:21:55.600
خدا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:10.870 --> 00:22:13.460
اسلحه رو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:13.460 --> 00:22:15.000
به سمتش نشونه گرفت ‏.‏

00:22:23.880 --> 00:22:25.380
‏"‏ بهم شلّیک کن ‏.‏ ‏"‏

00:22:28.400 --> 00:22:42.500
...آری .... چشم بدوز به آنچه هم اکنون در این دنیا هویداست

00:22:45.000 --> 00:23:00.000
... آری .... با چشمانت به مهربانی ایمان بیاور

00:23:18.000 --> 00:23:26.000
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین یگانگی ات

00:23:26.300 --> 00:23:34.300
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین خلوص و پاکی ات

00:23:34.800 --> 00:23:36.200
... خانه ات را بنا کن

00:23:36.224 --> 00:23:44.224
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:44.248 --> 00:23:52.248
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.