﻿WEBVTT

00:00:14.680 --> 00:00:16.230
بهم شلّیک کن ‏.‏

00:00:17.890 --> 00:00:19.850
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ جفتتون آماده اید ؟

00:00:19.850 --> 00:00:22.060
نگران هیچّی نباشید ‏.‏

00:00:22.070 --> 00:00:23.980
هدبند ات کج شده ؛

00:00:23.980 --> 00:00:25.480
وایسا درستش کنم ‏.‏

00:00:28.450 --> 00:00:29.280
حالا بخند ‏.‏

00:00:30.240 --> 00:00:32.490
حالا خیلی ناز شدی ‏!‏

00:00:33.030 --> 00:00:34.910
دستتون رو بدید من ‏.‏

00:00:36.250 --> 00:00:37.870
آماده شید که بریم ‏.‏

00:00:49.930 --> 00:00:53.640
آقای لایبِرت ‏‏،‏‏ مشاورِ سابقِ سازمانِ تجارت
و بازرگانی که در تبعید بسر میبرد ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

00:00:53.640 --> 00:00:56.810
بلأخره بهمراه اعضای خانواده جلوی دوربینهای خبری قرار گرفتند ‏‏.‏‏

00:00:57.520 --> 00:00:59.810
در چهره ی هیچکدام نشانی از خستگی و ناراحتی دیده نمیشه ‏،‏

00:00:59.980 --> 00:01:02.810
و درکنارِ پسر و دختر دوقلویشان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:02.810 --> 00:01:04.820
چهره ای خندان و شاد دارند ‏‏!‏‏

00:01:05.230 --> 00:01:07.820
نظر شما درمورد آلمان غربی چیه ؟

00:01:08.190 --> 00:01:10.780
واقعاً که سوال خیلی سختیه ‏!‏

00:01:11.870 --> 00:01:14.580
الان که آزادانه میتونم نظراتم رو بیان کنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:14.580 --> 00:01:17.200
چیزی برای گفتن تو ذهنم پدید نمیاد ‏.‏

00:01:17.370 --> 00:01:19.540
جالبه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ که اینطور ‏.‏

00:01:19.540 --> 00:01:21.960
راستش پاسخ سوالی که ازم پرسیدید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:21.960 --> 00:01:24.210
در لبخند همسر و فرزندانم نهفته ست ‏.‏

00:01:28.970 --> 00:01:32.010
به نظر فرزندانتون از آزادی که بدست آوردند خیلی خوشحالند ‏.‏

00:01:32.260 --> 00:01:34.510
درسته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ واقعاً همینطوره ‏.‏

00:01:34.890 --> 00:01:38.810
پس ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ میشه بهمون بگید وضعیت در آلمان شرقی چطوره ؟

00:01:39.350 --> 00:01:41.810
داداشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ داری چیکار می کنی ؟

00:01:42.310 --> 00:01:43.520
داداشی ؟‏!‏؟

00:01:48.650 --> 00:01:50.030
کدومو انتخاب می کنی ؟

00:01:53.240 --> 00:01:53.780
اینو ‏.‏

00:01:54.320 --> 00:01:55.490
درست گفتی ‏.‏

00:01:55.490 --> 00:01:57.790
بگیر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ دیگه مال توئه ‏.‏

00:01:58.580 --> 00:02:00.790
آخ جووون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بلوط ـه ‏!‏

00:02:01.290 --> 00:02:02.750
خب یه بار دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:02.750 --> 00:02:04.120
تو کدوم دستم ـه ؟

00:02:05.960 --> 00:02:06.840
اینه ‏.‏

00:02:06.840 --> 00:02:08.250
دوباره درست گفتی ‏.‏

00:02:08.250 --> 00:02:09.840
بگیر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ دیگه مال توئه ‏.‏

00:02:12.930 --> 00:02:15.340
داداشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ دوتا دستت رو بازکن ببینم ‏!‏

00:02:18.310 --> 00:02:19.850
حالا فهمیدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:19.850 --> 00:02:22.180
پس هرکدوم رو می گفتم برنده بودم ‏.‏

00:02:22.190 --> 00:02:23.600
دقیقاً ‏.‏

00:02:24.100 --> 00:02:27.360
واسه اینکه تمام بلوط هایی که اینجاست مال توئه ‏.‏

00:02:34.660 --> 00:02:36.570
داداشی توأم اونارو دیدی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:02:36.570 --> 00:02:39.490
منظورم تمام شهرها و ساختمون هائی ـه که تا اینجا دیدیم ‏.‏

00:02:39.490 --> 00:02:41.410
با آلمان شرقی خیلی فرق داشتند ‏.‏

00:02:41.790 --> 00:02:44.080
تازه یه عالمه فروشگاه های گنده داره ‏!‏

00:02:44.080 --> 00:02:46.330
یه عالمه لباس و عروسک هم داره ‏!‏

00:02:46.330 --> 00:02:49.000
توأم اونارو دیدی ؟

00:02:49.000 --> 00:02:50.420
آره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ دیدمشون ‏.‏

00:02:52.130 --> 00:02:53.920
اونا همشون مال توأن ‏،‏ آنّــا ‏.‏

00:02:55.930 --> 00:02:56.930
واقعاً ؟

00:02:57.220 --> 00:02:58.720
آره واقعاً ‏.‏

00:02:58.720 --> 00:03:00.760
چرا همشون مال منن ؟

00:03:00.770 --> 00:03:02.140
واسه اینکه من میگم ‏.‏

00:03:11.200 --> 00:03:21.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:04:43.400 --> 00:04:46.200
من شمارو در تلویزیون دیدم آقای لیبرت ‏.‏

00:04:47.570 --> 00:04:49.660
بله درسته ‏،‏ بفرمائید داخل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:53.040 --> 00:04:56.330
داداشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ انگار یکی اومده اینجا ‏.‏

00:04:57.880 --> 00:04:59.330
داداشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:05:00.420 --> 00:05:01.290
داداشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:05:06.510 --> 00:05:08.130
داداشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:06:15.740 --> 00:06:17.410
داداشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:23.540 --> 00:06:26.420
داداشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چیکار کردی ؟

00:06:26.800 --> 00:06:27.760
اونارو تو کشتی ؟

00:06:30.470 --> 00:06:33.680
وقتی آقای جوزِف و خانوم کِلارا کشته شدند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:33.680 --> 00:06:35.640
مرگ آقای بِدگِر و آقای کِلِگِل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:35.970 --> 00:06:37.640
همشون کار تو بود ؟

00:06:39.770 --> 00:06:40.980
امروز روز خاصّی ـه ‏.‏

00:06:41.400 --> 00:06:43.270
گفتم کار تو بوده ؟

00:06:44.650 --> 00:06:46.020
چون امروز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:46.030 --> 00:06:47.900
یه هیولا به دیدنم اومد ‏.‏

00:06:47.900 --> 00:06:50.570
تو همه ی اونارو کشتی ‏،‏ درست نمیگم ؟

00:06:50.570 --> 00:06:53.700
یه هیولا اومد تا مارو باخودش ببره ‏.‏

00:06:56.040 --> 00:06:57.450
دستت رو بیار ‏.‏

00:07:06.550 --> 00:07:08.000
بهم شلّیک کن ‏.‏

00:07:16.350 --> 00:07:18.350
بعد شلّیک تمیزش کن و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:18.350 --> 00:07:20.020
از پنجره بندازش بیرون ‏.‏

00:07:20.810 --> 00:07:22.560
فقط به سرم شلّیک کن ‏.‏

00:07:23.810 --> 00:07:25.650
بعد این کار هم فرار کن ‏.‏

00:07:25.650 --> 00:07:28.320
فرارکن تا هیولا نتونه بگیرتت ‏.‏

00:07:28.780 --> 00:07:30.070
نترس ‏.‏

00:07:30.070 --> 00:07:31.690
حتّی اگه بمیرم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:31.700 --> 00:07:33.070
تو ‏،‏ من هستی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:33.070 --> 00:07:34.320
و من هم توأم ‏.‏

00:07:44.500 --> 00:07:45.790
اون شب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:45.790 --> 00:07:47.750
در اون شب بارونی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:47.750 --> 00:07:49.050
یه نفر اومد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:49.050 --> 00:07:49.590
نینا ؟

00:07:50.130 --> 00:07:52.170
یه نفر به اون عمارت اومد ‏.‏

00:07:52.170 --> 00:07:52.970
نینا ‏!‏

00:07:52.970 --> 00:07:53.880
کی بود ؟

00:07:53.880 --> 00:07:55.840
اون کی بود ؟ کی ؟‏!‏؟

00:07:57.550 --> 00:08:00.060
یه ‏"‏ هیولا ‏"‏ اومد ‏.‏

00:08:03.020 --> 00:08:04.060
نینـــا ‏!‏

00:08:04.600 --> 00:08:05.810
نینـــــا ‏!‏

00:08:08.940 --> 00:08:13.320
آن شب واقعاً چه گذشت ؟

00:08:09.150 --> 00:08:10.960
وحشتناک ـه ‏!‏

00:08:10.980 --> 00:08:11.940
آره ‏.‏

00:08:14.150 --> 00:08:16.950
عمارت به این بزرگی چطور آتیش گرفته ؟

00:08:16.950 --> 00:08:18.830
اینجا که کسی زندگی نمی کرده ‏.‏

00:08:19.240 --> 00:08:20.910
حتماً کار کسی بوده ‏.‏

00:08:20.910 --> 00:08:22.500
چه اوضاعی شده ‏!‏

00:08:23.290 --> 00:08:24.660
دکتر تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:27.380 --> 00:08:29.840
ممکنه همراه ما بیائید ؟

00:08:29.840 --> 00:08:31.920
ژنرال ولف منتظر شما هستند ‏.‏

00:08:32.800 --> 00:08:35.430
ژنرال ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ولف ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:08:56.740 --> 00:08:57.910
ژنرال ولف ‏.‏

00:09:01.660 --> 00:09:03.660
دکتر تنما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:03.660 --> 00:09:04.660
بله ‏.‏

00:09:04.660 --> 00:09:07.420
پس توأم دعوت شده بودی درسته ؟

00:09:07.790 --> 00:09:11.130
‏"‏ در عمارت رز سرخ منتظرت هستم ‏.‏ ‏"‏

00:09:11.130 --> 00:09:13.550
یوهان اینو تو نامه اش نوشته بود ‏.‏

00:09:13.550 --> 00:09:18.550
ولی شرایط جسمانیم منو زمینگیر کرد و سر از این بیمارستان درآوردم ‏.‏

00:09:19.140 --> 00:09:21.010
پس شما هم اون نامه رو دریافت کردید ‏.‏

00:09:21.390 --> 00:09:23.220
واقعاً ناراحت کنندست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:23.220 --> 00:09:27.810
حالا دیگه تنها کسی که برای شخصی بنام ولف نامه میفرسته یوهان ـه ‏.‏

00:09:30.770 --> 00:09:32.820
نباید زیاد صحبت کنید ‏.‏

00:09:33.400 --> 00:09:36.440
من در خانواده ای نظامی بدنیا اومدم ‏.‏

00:09:37.280 --> 00:09:42.410
از همون بچّگی هم به خودم قول دادم تو زندگیم آدم بزرگ و برتری باشم ‏.‏

00:09:42.700 --> 00:09:44.330
ولی حالا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:44.330 --> 00:09:48.330
تنها کسی که منو به اسم واقعیم میشناسه اون هیولای لعنتی ـه ‏!‏

00:09:49.290 --> 00:09:53.090
شنیدم که عمارت رز سرخ آتیش گرفته و از بین رفته ‏.‏

00:09:53.090 --> 00:09:55.250
بزودی تمام اونا پیدا میشند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:55.260 --> 00:09:58.630
و روشنایی روز رو از نزدیک می بینند ‏.‏

00:09:59.180 --> 00:10:02.640
همون کسانی که مثل من اسم و هویّتشون رو ازشون گرفتند ‏.‏

00:10:05.600 --> 00:10:07.850
دلیل آتش سوزی هنوز مشخّص نشده ؟

00:10:07.850 --> 00:10:08.770
بله ‏.‏

00:10:08.770 --> 00:10:10.480
از طبقه ی دوّم شروع شده ‏.‏

00:10:11.020 --> 00:10:13.690
باتوجّه به اوضاع خرابی و سوختگی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:13.690 --> 00:10:15.230
نفت یا بنزین علّت اصلی بوده ‏.‏

00:10:15.230 --> 00:10:16.030
نفت ؟

00:10:16.190 --> 00:10:18.240
پس آتش سوزی عمدی بوده ‏.‏

00:10:18.240 --> 00:10:21.490
تا تحقیقاتمون کامل نشه نمیتونیم با اطمینان بگیم ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:21.490 --> 00:10:23.700
قبلش دیوار یکی از اتاق ها خراب شده بوده ‏.‏

00:10:24.160 --> 00:10:25.410
منظورش چیه ؟

00:10:25.410 --> 00:10:26.490
نمیدونم ‏.‏

00:10:26.500 --> 00:10:27.450
ببخشیـــد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:27.450 --> 00:10:29.410
بیائید اونجارو ببینید ‏!‏

00:10:29.420 --> 00:10:30.460
چی شده ؟

00:10:33.840 --> 00:10:35.800
یا خدا ‏!‏

00:10:37.510 --> 00:10:40.430
زیر بوته ی رز ها یه چیزی دیدم و وقتی اینجارو کندم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:40.590 --> 00:10:42.890
یهویی این استخون ها جلوی چشمام ظاهر شدند ‏!‏

00:10:44.430 --> 00:10:49.640
انگار سالها اینجا مدفون بودند ‏،‏ ولی بلأخره
روشنایی روز اونارو از تاریکی نجات داد ‏.‏

00:10:50.390 --> 00:10:51.140
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:51.690 --> 00:10:55.650
دیگه کسی نیست که اسم و هویّت اونارو به خاطر بیاره ‏.‏

00:10:57.900 --> 00:10:59.360
وای خدای من ‏!‏

00:10:59.360 --> 00:11:01.400
کاملاً سوخته و ازبین رفته ‏.‏

00:11:01.410 --> 00:11:04.820
تنها سرنخ ما از محل کنونی تنما هم سوخت و نابود شد ‏.‏

00:11:04.830 --> 00:11:05.620
تف به شانس ‏!‏

00:11:05.620 --> 00:11:07.040
برید کنار ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بذارید رد بشم ‏!‏

00:11:07.040 --> 00:11:07.700
برید کنار ‏!‏

00:11:11.460 --> 00:11:12.500
چه خبره ؟‏!‏؟

00:11:13.250 --> 00:11:15.080
یه ‏-‏‏-‏‏-‏ یه مورد اضطراری پیش اومده ‏.‏

00:11:15.090 --> 00:11:16.250
پشتیبانی لازم ـه ‏.‏

00:11:16.250 --> 00:11:17.130
داخل اینجا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:17.130 --> 00:11:18.500
کلّی اسکلت پیدا شده ‏.‏

00:11:19.130 --> 00:11:20.630
چهل و شش نفر ؟‏!‏؟

00:11:20.630 --> 00:11:23.590
درسته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ این چیزی ـه که من شنیدم ‏.‏

00:11:24.640 --> 00:11:26.850
در سال 1981 ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:26.850 --> 00:11:31.890
چهل و شش نفر بطور ناگهانی داخل اون
عمارت بدون هیچ ردّی ناپدید میشند ‏.‏

00:11:32.480 --> 00:11:36.900
طبق اطّلاعات ناچیزی که اون زمان از آلمان شرقی بدستم رسید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:37.570 --> 00:11:41.400
متوجّه شدم که یسری آزمایشات خاص
در داخل اون عمارت انجام می شده ‏.‏

00:11:41.780 --> 00:11:43.150
آزمایش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟‏!‏؟

00:11:43.160 --> 00:11:44.410
لطفاً برید عقب ‏!‏

00:11:44.490 --> 00:11:47.030
این فقط یه نظریه ست ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:48.580 --> 00:11:53.460
فکر میکنم اون بچّه ها ‏( آدما )‏ داخل همون عمارت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ متولّد شدند ‏.‏

00:12:03.670 --> 00:12:07.090
داداشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ سردمه ‏.‏

00:12:07.340 --> 00:12:09.340
دیگه نمی تونم راه برم ‏.‏

00:12:09.340 --> 00:12:11.590
خیلی هم گرسنمه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:16.850 --> 00:12:18.060
داداشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:18.060 --> 00:12:21.600
قراره همینجا بمیریم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ درست نمیگم ؟

00:12:24.860 --> 00:12:28.650
داداشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ میشه اسمم رو صدا بزنی ؟

00:12:29.690 --> 00:12:32.570
میخوام اسمم رو بدونم ‏.‏

00:12:37.330 --> 00:12:40.080
ما دوتا ..... هیچ اسمی نداریم ‏.‏

00:12:40.960 --> 00:12:43.290
اسمم رو بگو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:43.290 --> 00:12:44.580
اسمم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:01.430 --> 00:13:02.310
پتو بیار ‏.‏

00:13:02.310 --> 00:13:02.930
چشم ‏.‏

00:13:02.940 --> 00:13:04.980
نوشیدنی گرم هم بردار بیار ‏.‏

00:13:04.980 --> 00:13:05.480
چشم ‏.‏

00:13:32.300 --> 00:13:35.680
‏"‏ یوهان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ واقعاً اسم شگفت انگیزی ـه ‏.‏ ‏"‏

00:13:39.600 --> 00:13:40.720
یوهان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:41.850 --> 00:13:44.890
اون بچّه ها هیچ اسم و هویّتی نداشتند ‏.‏

00:13:44.890 --> 00:13:48.360
وقتی برای اون اسم یوهان رو انتخاب کردم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:48.650 --> 00:13:52.530
انگار درونش یه چیزی بیدار شد و تغییرش داد ‏.‏

00:13:52.780 --> 00:13:54.030
کافیه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:54.030 --> 00:13:57.200
راجع به گذشته حرف زدن هیچ سودی نداره ‏.‏

00:13:57.200 --> 00:13:59.530
بهتره درمورد آینده صحبت کنیم ؛

00:13:59.740 --> 00:14:02.620
با اینکه واسه من فردایی وجود نداره ‏.‏

00:14:05.250 --> 00:14:07.460
بخودت فشار نیار ژنرال ولف ‏.‏

00:14:07.460 --> 00:14:08.830
بهتره دیگه حرف نزنید ‏.‏

00:14:08.840 --> 00:14:11.250
اوا هینمان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:11.420 --> 00:14:17.010
اوا هینمان در حال حاضر پیش کسی ـه که عضو سازمان فوق سرّی ماست ‏.‏

00:14:18.640 --> 00:14:22.600
همون گروهی که چهار نفر اون رو خلق کردند و گسترش دادند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:22.600 --> 00:14:26.730
پروفسور گِیدِلیتز که بقتل رسید ‏،‏ خودم و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:27.270 --> 00:14:31.730
دو نفر دیگه که اوا الان پیش اوناست ‏.‏

00:14:33.440 --> 00:14:35.990
اونا سعی دارند ازش استفاده کنند ‏.‏

00:14:36.320 --> 00:14:38.610
نباید بذاری اونا همدیگه رو ببینند ‏.‏

00:14:39.450 --> 00:14:42.490
چه زنده بمونم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چه بمیرم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:42.540 --> 00:14:45.080
باعث متوقّف شدن چیزی نمیشه ‏.‏

00:14:45.790 --> 00:14:48.500
اونا همه چیزو از کنترل خارج می کنند ‏.‏

00:14:48.880 --> 00:14:50.250
جلوشون رو بگیر ‏.‏

00:14:50.250 --> 00:14:52.170
نجاتشون بده تنما ‏!‏

00:14:52.920 --> 00:14:54.920
دکتـــــر تنمــــا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:57.430 --> 00:15:00.050
اسم کوچیکم هلموت ـه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:00.050 --> 00:15:02.220
هِلموت ولف ‏.‏

00:15:03.140 --> 00:15:07.390
کسانی که منو به اسم واقعیم می شناسند همه مردند و ازبین رفتند ‏.‏

00:15:07.390 --> 00:15:09.940
دیگه هیچکس برام باقی نمونده ‏.‏

00:15:10.270 --> 00:15:12.360
میخوام که اسمم رو بشنوم ‏.‏

00:15:12.360 --> 00:15:15.280
این نشون میده که هنوزم وجود دارم ‏.‏

00:15:15.820 --> 00:15:16.820
هلموت ‏.‏

00:15:16.820 --> 00:15:18.280
بلندتر بگو ‏.‏

00:15:18.950 --> 00:15:20.280
هلموت ‏!‏

00:15:20.280 --> 00:15:22.410
شما هلموت ولف هستید ‏!‏

00:15:23.950 --> 00:15:28.540
پس این ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چیزی ـه که یوهان با چشماش دیده ؟

00:15:34.750 --> 00:15:38.050
یه دنیای بی نام و نشون ‏.‏

00:15:43.140 --> 00:15:44.800
ژنرال ولف ‏.‏

00:16:08.250 --> 00:16:09.910
همه جاش آتیش گرفته ‏.‏

00:16:10.210 --> 00:16:12.290
دروازه رو هم قفل و زنجیر کردند ‏.‏

00:16:12.290 --> 00:16:15.290
حتماً پلیس اینجا رو ورود ممنوع کرده ‏.‏

00:16:23.430 --> 00:16:24.470
بیفایدست ‏.‏

00:16:25.810 --> 00:16:27.010
لیپیسکی سان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:27.810 --> 00:16:32.520
خوب میدونم که اینجا چقدر براتون مهم بوده چون بیشتر لحظات بچّگیتون اینجا حضور داشتید ‏.‏

00:16:32.900 --> 00:16:33.650
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:33.650 --> 00:16:35.310
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:35.310 --> 00:16:37.770
مطمئنّاً این مکان واسه توأم خیلی مهم ـه ‏.‏

00:16:38.780 --> 00:16:43.030
این عمارت باعث می شد که بتونی خاطرات
گمشده ی گذشتت رو دوباره به یاد بیاری ‏.‏

00:16:45.160 --> 00:16:46.530
یه صحنه ای یادم اومد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:47.030 --> 00:16:49.080
در هال بزرگ همین عمارت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:49.080 --> 00:16:52.870
کلّی آدم مرده دیدم که روی همدیگه افتاده بودند ‏.‏

00:16:53.460 --> 00:16:56.540
این صحنه ای که الان ازش گفتی انگار واقعیّت داره ‏.‏

00:16:56.540 --> 00:16:58.550
وقتی تو اخبار دیدم خودمم تعجّب کردم ‏.‏

00:16:58.550 --> 00:17:02.630
اونا گفتند که اجساد مدفون شده ی چهل و شش نفر
رو در عمارت رز سرخ کشف کردند ‏.‏

00:17:03.220 --> 00:17:07.640
پس حرفای برادرت یوهان ‏،‏ اینجا درست از آب در میاد ‏.‏

00:17:07.640 --> 00:17:08.810
یعنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:08.810 --> 00:17:10.770
یوهان اونجا چی دیده ؟‏!‏؟

00:17:11.560 --> 00:17:13.390
چیزای وحشتناکی رو دیده ؟

00:17:14.190 --> 00:17:16.020
وحشت حقیقی رو دیده ؟

00:17:16.360 --> 00:17:19.020
اگه اون واقعاً خودم بودم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:19.030 --> 00:17:21.530
اگه من جای اون اونجا بودم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:23.070 --> 00:17:25.700
یعنی ‏"‏ مانستر ‏"‏ کسی غیر از خودم نبوده ؟

00:17:26.820 --> 00:17:30.910
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ باید بگم چه خوب شد که این عمارت سوخت و ازبین رفت ‏.‏

00:17:31.700 --> 00:17:33.960
همیشه فکر میکردم سخت و دردناکه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:34.830 --> 00:17:38.000
فکر میکردم اگه اینجارو از دست بدم دیگه زندگی سخت و غیرممکن ـه ‏.‏

00:17:39.420 --> 00:17:41.880
ولی حالا دیگه چنین حسّی ندارم ‏.‏

00:17:42.420 --> 00:17:45.550
شاید بخاطر اینه که اینجا فقط یادآور خاطرات تلخ و ناراحت کننده ست ‏.‏

00:17:46.800 --> 00:17:49.470
من دانش آموز باهوش و با استعدادی نبودم ؛

00:17:49.470 --> 00:17:50.890
این ناراحتم می کرد ‏.‏

00:17:51.850 --> 00:17:54.770
هیچوقت نتونستم انتظاراتی که ازم داشتند رو برآورده کنم ؛

00:17:54.770 --> 00:17:56.230
این ناراحتم می کرد ‏.‏

00:17:57.360 --> 00:17:58.310
ایکاش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:58.980 --> 00:18:02.190
ایکاش فقط میتونستم انتظاراتش رو برآورده کنم ‏.‏

00:18:03.240 --> 00:18:06.320
ولی گفتن این چیزا دیگه فایده ای نداره ‏.‏

00:18:06.320 --> 00:18:08.820
من از همون اوّلم بچّه ی ناخواسته بودم ‏.‏

00:18:09.450 --> 00:18:12.540
لیپیسکی سان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ شما پدر و مادرم دارید ؟

00:18:13.000 --> 00:18:14.370
بله دارم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:14.370 --> 00:18:17.040
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ هیچوقت در کنارشون نبودم ‏.‏

00:18:18.210 --> 00:18:19.840
اگه خاطراتت برگشتند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:19.840 --> 00:18:22.630
اگه وضعیّت حافظه ات مثل روز اوّلش شد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:22.630 --> 00:18:25.260
امیدوارم سرشار از خاطرات خوب باشه ‏.‏

00:18:26.050 --> 00:18:27.760
‏"‏ خاطرات خوب ‏"‏ ؟

00:18:27.760 --> 00:18:28.890
آره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:28.890 --> 00:18:30.550
دقیقاً همین رو گفتم ‏.‏

00:18:33.980 --> 00:18:37.480
ایکاش می دونستم خاطره ی خوب داشتن چه حس و حالی داره ‏.‏

00:18:37.480 --> 00:18:38.900
تنما همیشه میگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:39.980 --> 00:18:43.070
‏"‏ اگه خاطره ی خوبی تو ذهنت نداری ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ پس یکی بساز ‏.‏ ‏"‏

00:18:45.240 --> 00:18:49.160
‏"‏ دست به کار شو و خاطره ی خوب ایجاد کن ‏.‏ ‏"‏ اینو تنما می گفت ‏.‏

00:19:39.040 --> 00:19:41.830
دیتــــر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چرا صورتت رو سس مالی کردی ؟‏!‏؟

00:19:41.830 --> 00:19:42.710
اینو بخودت بگو ‏!‏

00:19:51.300 --> 00:19:52.340
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:53.720 --> 00:19:57.430
الان دارم یه نمایش عروسکی جدید آماده می کنم ‏.‏

00:19:57.430 --> 00:19:58.730
داستانش درمورد چیه ؟

00:19:59.230 --> 00:20:03.060
با اینکه هیچکس دوست نداره نمایش های عروسکی منو ببینه ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:03.730 --> 00:20:07.230
فکر کنم مردم از این یکی نمایش خیلی خوششون بیاد ‏.‏

00:20:07.610 --> 00:20:09.780
پس بزن بریم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ میخوام ببینمش ‏!‏

00:20:09.780 --> 00:20:10.740
منم موافقم ‏!‏

00:20:15.740 --> 00:20:18.370
من دختری هستم که حافظه اش رو از دست داده ‏.‏

00:20:19.250 --> 00:20:21.870
روزی خواب می دیدم که توسّط هیولایی تعقیب میشم ‏.‏

00:20:21.870 --> 00:20:24.000
این تعقیب هیولا همیشه ادامه داشت ‏.‏

00:20:25.800 --> 00:20:27.590
ولی من عاشق آوازم ؛

00:20:29.340 --> 00:20:30.720
و عاشق رقصیدن ‏.‏

00:20:32.640 --> 00:20:35.140
یک روز منم رویای قشنگی خواهم داشت ‏.‏

00:20:35.140 --> 00:20:37.430
یک روز رویایم به حقیقت تبدیل خواهد شد ‏.‏

00:20:39.730 --> 00:20:41.430
یک روز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:44.270 --> 00:20:46.150
ازینجا به بعد نمی دونم چی بگم ‏.‏

00:20:47.320 --> 00:20:51.320
ولی میخوام که داستان این دختر پایان خوب و خوشی داشته باشه ‏.‏

00:20:51.320 --> 00:20:51.900
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:52.910 --> 00:20:54.780
چیز خاصّی بذهنم نمیرسه ‏.‏

00:20:55.830 --> 00:20:57.490
فقط میخوام پایان خوشی داشته باشه ؛

00:20:58.580 --> 00:21:00.660
چون چنین چیزی واقعاً لایقش ـه ‏.‏

00:21:04.880 --> 00:21:06.500
ممنون ‏.‏

00:21:08.590 --> 00:21:11.510
دخترک تصمیم گرفت تا به سفر بره ‏.‏

00:21:12.300 --> 00:21:14.760
اون نمی دونست چه سفری در انتظارش خواهد بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:15.850 --> 00:21:19.180
حتّی نمی دونست چه چیزهایی سر راهش قرار خواهند گرفت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:21.390 --> 00:21:22.730
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:22.730 --> 00:21:25.900
اون محکم و با اراده به سفرش ادامه خواهد داد ‏.‏

00:21:27.980 --> 00:21:31.070
دخترک بارها و بارها برگشت و دستش را تکان داد ‏.‏

00:21:31.820 --> 00:21:33.490
بارها و بارها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:34.950 --> 00:21:36.990
و سپس دور شد و رفت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:44.000 --> 00:21:46.540
تا بدنبال پایان خوش اش بگردد ‏.‏

00:22:04.770 --> 00:22:06.690
نینــــا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ نینــــا ‏!‏

00:22:07.150 --> 00:22:08.610
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ پس برگشتــــ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:10.690 --> 00:22:13.940
دنبالتون می گشتم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ لیپیسکی سان ‏.‏

00:22:14.280 --> 00:22:17.320
شما پسر مالک عمارت رز سرخ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:17.780 --> 00:22:21.330
فرنز بناپارتا هستید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ درست نگفتم ؟

00:22:28.400 --> 00:22:42.500
...آری .... چشم بدوز به آنچه هم اکنون در این دنیا هویداست

00:22:45.000 --> 00:23:00.000
... آری .... با چشمانت به مهربانی ایمان بیاور

00:23:00.024 --> 00:23:08.024
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:08.048 --> 00:23:15.048
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:18.000 --> 00:23:26.000
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین یگانگی ات

00:23:26.300 --> 00:23:34.300
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین خلوص و پاکی ات

00:23:34.800 --> 00:23:36.200
... خانه ات را بنا کن