﻿WEBVTT

00:00:03.420 --> 00:00:05.210
چی بیارم ؟

00:00:05.210 --> 00:00:06.210
مثل همیشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:00:07.050 --> 00:00:09.550
این ‏"‏ مثل همیشه ‏"‏ که میگی یعنی چی ؟‏!‏؟

00:00:09.550 --> 00:00:11.430
خواهشاً خودت رو به اون راه نزن ‏،‏ روبی ‏.‏

00:00:12.050 --> 00:00:14.720
یه همبرگر با پنیر اضافی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:14.720 --> 00:00:18.020
یه عالمه سس و گوجه ریز شده هم کنارش باشه ‏.‏

00:00:18.020 --> 00:00:19.430
فقط وای بحالت خیارشور بذاری ‏!‏

00:00:19.770 --> 00:00:21.810
اونوقت میخوای همه اینارو همیشه یادم باشه ؟

00:00:34.490 --> 00:00:37.160
اون یارو چینی یا ویتنامی ـه سمت چپت رو میبینی ؟

00:00:37.160 --> 00:00:39.330
اینجا دائماً از تو آمار می گیره ‏.‏

00:00:39.660 --> 00:00:42.620
این اواخر سروکلّه اش اینجا زیاد پیدا میشه ‏.‏

00:00:42.630 --> 00:00:44.840
همش ازم می پرسه تو کی هستی ‏!‏

00:00:49.670 --> 00:00:53.260
اون یارو اصلاً چینی یا ویتنامی نیست ‏.‏

00:00:54.680 --> 00:00:56.220
فکرکنم ژاپنی ـه ؛

00:00:56.760 --> 00:00:58.970
و اینکه احتمالاً یه جرّاح مغزه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:58.980 --> 00:01:00.100
از نوع ماهرش ‏.‏

00:01:01.270 --> 00:01:02.730
درسته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:01:02.730 --> 00:01:05.310
مگه نه ‏،‏ دکتر تنما ؟

00:01:09.740 --> 00:01:10.940
جواب بده آشغال ‏!‏

00:01:16.240 --> 00:01:19.830
و اینکه جنابعالی نامزد سابق دختر رئیس بیمارستانت بودی ‏.‏

00:01:20.500 --> 00:01:22.330
قراره با اوا چیکار کنی ؟

00:01:23.170 --> 00:01:24.370
اوا ؟‏!‏؟

00:01:26.630 --> 00:01:28.500
خوب گوش بده دُکی دوزاری ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:28.510 --> 00:01:30.210
جنابعالی الان چیکاره ی اون هستی ؟

00:01:31.050 --> 00:01:32.550
طبق چیزایی که شنیدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:32.550 --> 00:01:35.220
دیگه دکترم نیستی ‏،‏ بلکه تحت تعقیبی ‏.‏

00:01:36.050 --> 00:01:38.970
پس عین بچّه ی آدم برو و خودت رو زودتر تسلیم کن ‏.‏

00:01:38.970 --> 00:01:41.640
خوب رفتار کن تا زودم آزاد بشی ‏!‏

00:01:43.060 --> 00:01:44.230
بذار اوا بره ‏!‏

00:01:45.190 --> 00:01:46.810
بذارم بره ؟

00:01:46.820 --> 00:01:49.900
نکنه فکرکردی من گروگان گرفتمش ؟‏!‏؟

00:01:49.900 --> 00:01:51.690
فعلاً که زندگی روبراهی داره ‏.‏

00:01:51.690 --> 00:01:53.610
هر روزم که میره مهمونی ‏.‏

00:01:54.410 --> 00:01:56.370
بذار ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اون رو ببینم ‏.‏

00:01:57.280 --> 00:01:58.780
‏"‏ ببینیش ‏"‏ ؟‏!‏؟

00:02:06.880 --> 00:02:08.000
هــــــی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:08.000 --> 00:02:09.920
رستوران منو به هم نریزید ‏!‏

00:02:12.590 --> 00:02:15.430
دیگه نبینم این طرفا آفتابی بشی ‏!‏ عوضّی ‏!‏

00:02:16.550 --> 00:02:18.430
اوا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:19.310 --> 00:02:20.930
برو گمشو ‏!‏

00:02:25.000 --> 00:02:35.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:03:48.170 --> 00:03:51.630
کسی که شیطان را نظاره کرد که بود ؟

00:03:52.020 --> 00:03:53.310
کنزو رو دیدی ؟

00:03:54.020 --> 00:03:55.770
آره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ دو روز پیش ‏.‏

00:03:56.820 --> 00:03:58.860
گفتم بهتره توأم بدونی ‏.‏

00:04:02.860 --> 00:04:04.820
اصرار داشت که تو رو ببینه ‏.‏

00:04:13.330 --> 00:04:15.540
دست که روش بلند نکردی ؟‏!‏؟

00:04:15.960 --> 00:04:18.000
ها .... نــــه ‏!‏

00:04:18.000 --> 00:04:20.340
چرا باید همچین کاری بکنم ؟

00:04:20.340 --> 00:04:21.630
بزن بریم ‏.‏

00:04:22.760 --> 00:04:25.300
مطمئنی مهمانی امروزت به انتهاش رسیده ؟

00:04:26.090 --> 00:04:27.760
فقط مربوط به امروز نیست ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:27.760 --> 00:04:29.720
کار من دیگه تموم شده ست ‏.‏

00:04:31.560 --> 00:04:32.430
اونم شاید ‏!‏

00:04:36.610 --> 00:04:38.440
ممنون از زحماتت ‏،‏ اوا ‏.‏

00:04:39.480 --> 00:04:41.690
دوست داری شام رو باهمدیگه صرف کنیم ؟

00:04:45.700 --> 00:04:46.570
حتماً ‏.‏

00:04:51.330 --> 00:04:52.200
اوهوم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:52.200 --> 00:04:55.080
اون رو برداشتی بردی به یه رستوران خفن ‏،‏ اونوقت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:55.080 --> 00:04:56.960
اومدی اینجا شام میخوری ؟

00:04:57.750 --> 00:05:01.000
همبرگرای اینجا یه سر و گردن بالاتر از غذاهای چنین رستوران هائی ـه ‏.‏

00:05:01.000 --> 00:05:03.630
واقعاً باید اعتراف کنم که حرف ندارند ‏!‏

00:05:04.130 --> 00:05:07.840
نمیدونم این حرفت رو باید به حساب تعریف بذارم یا برعکسش ‏.‏

00:05:22.650 --> 00:05:24.240
واقعاً که سمجی ‏!‏

00:05:24.950 --> 00:05:26.610
سرت به تنت زیادی کرده ؟

00:05:28.780 --> 00:05:30.870
انگار نشنیدی چی گفتم ‏-‏‏-‏‏-‏‏-‏‏-‏

00:05:34.960 --> 00:05:36.330
از جات تکون نخــــور ‏!‏

00:05:37.250 --> 00:05:38.330
همونجا بمون ‏!‏

00:05:39.040 --> 00:05:41.500
عجب دکتر خطرناکیم هستی ‏!‏

00:05:41.500 --> 00:05:42.840
کی اجیرت کرده ؟‏!‏؟

00:05:43.550 --> 00:05:47.800
خوب میدونم که رئیست کسی ـه که به اسم ‏"‏ بیبی ‏"‏ شناخته میشه ‏.‏

00:05:47.800 --> 00:05:50.340
ولی کسی که بهت دستور داده مراقب اوا باشی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:50.350 --> 00:05:52.220
یه آدم کلّه گنده از سازمان بوده ‏.‏

00:05:52.850 --> 00:05:53.930
بگو اسمش چیه ؟

00:05:54.930 --> 00:05:56.930
خودمم نمی دونم ‏.‏

00:05:58.270 --> 00:06:01.110
امّا قیافتاً اون رو خوب میشناسم ‏.‏

00:06:01.110 --> 00:06:02.820
یه آدم عینکی ـه ‏.‏

00:06:02.820 --> 00:06:04.480
یه آدم عینکی ؟‏!‏؟

00:06:04.480 --> 00:06:07.190
زودباش بگو از اوا چی میخواد ؟

00:06:07.200 --> 00:06:08.990
بهت که گفتم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:08.990 --> 00:06:11.740
ازش خواسته به یه سری مهمونی بره ‏.‏

00:06:11.740 --> 00:06:13.830
اونم میخوره و مینوشه و میره ‏.‏

00:06:13.830 --> 00:06:14.540
فقط همین ‏!‏

00:06:14.950 --> 00:06:16.790
فقط همینا نیست ‏!‏

00:06:16.790 --> 00:06:19.960
مطمئناً مجبورش کرده اونجا یه کار خاصّی انجام بده ‏.‏

00:06:20.830 --> 00:06:21.960
نـــه ‏!‏

00:06:25.960 --> 00:06:27.470
ولی امروز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:27.470 --> 00:06:28.720
چی ؟

00:06:28.720 --> 00:06:31.090
ولش کن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ چیزی نیست ‏.‏

00:06:31.090 --> 00:06:32.970
اون به یه نفر اشاره کرد ‏.‏

00:06:33.890 --> 00:06:34.970
به کی ؟

00:06:35.930 --> 00:06:37.230
به یه مرد جوون ‏.‏

00:06:38.440 --> 00:06:39.730
مرد جوون ؟

00:06:40.310 --> 00:06:41.730
اینطوری ‏.‏

00:06:42.400 --> 00:06:43.690
مردی بلوند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:43.690 --> 00:06:46.320
با چهره ای خیلی زیبا ‏.‏

00:06:47.280 --> 00:06:49.150
فقط این کارو کرد ‏.‏

00:06:51.280 --> 00:06:53.240
اوا .... الان کجاست ؟

00:06:53.990 --> 00:06:56.990
باهمون یارو عینکی که گفتم شام میخوره ‏.‏

00:06:57.000 --> 00:06:58.250
کـ ‏-‏ کجا ؟

00:06:58.460 --> 00:06:59.410
بگـــــــو ‏!‏

00:06:59.410 --> 00:07:00.580
اون کجاست ؟

00:07:01.630 --> 00:07:04.000
اونا اوا رو فقط برای همین کار می خواستند ‏.‏

00:07:06.630 --> 00:07:08.510
‏"‏ وقتی کارم تموم بشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:07:09.170 --> 00:07:10.720
‏"‏ اونا منو می کشند ‏.‏ ‏"‏

00:07:11.220 --> 00:07:13.890
‏"‏ کار من دیگه تموم شده ست ‏.‏ ‏"‏

00:07:14.350 --> 00:07:16.350
اوا الان کجاست ؟

00:07:20.140 --> 00:07:20.980
وایسا ‏!‏

00:07:46.300 --> 00:07:48.050
اون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ کجاست ؟

00:07:48.920 --> 00:07:50.300
فرستادمش بره هتل ‏.‏

00:07:55.680 --> 00:07:58.060
راستی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ الان اسلحه همراهت ـه ؟

00:07:58.520 --> 00:08:00.220
نــ ‏-‏ نه ‏.‏

00:08:00.230 --> 00:08:02.770
تصمیم گرفتم با خودم حملش نکنم ‏.‏

00:08:02.770 --> 00:08:05.060
پس از این استفاده کن ‏.‏

00:08:08.110 --> 00:08:10.530
میخوام که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اون رو بکشی ‏.‏

00:08:13.160 --> 00:08:14.740
اون روز ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:14.740 --> 00:08:17.740
جشن عین روال همیشگی خودش پیش رفت ‏.‏

00:08:20.370 --> 00:08:22.120
بوی الکل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:22.120 --> 00:08:24.000
رایحه ی عطر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:24.000 --> 00:08:25.500
خنده های بی معنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:26.710 --> 00:08:28.250
همه چیز مثل همیشه بود ؛

00:08:30.510 --> 00:08:32.420
بجز اون لحظه ی خاص ‏.‏

00:08:35.180 --> 00:08:37.600
لحظه ای که اوا به مرد جوانی اشاره کرد ‏.‏

00:08:42.230 --> 00:08:45.020
همون لحظه مرد عینکی با یکی دیگه اومد و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:45.020 --> 00:08:48.810
به اون جوان خوش لباس نزدیک شد و شروع به صحبت کردند ‏.‏

00:08:49.820 --> 00:08:51.820
بعدش اون دو مرد جوان به همدیگه دست دادند ‏.‏

00:08:52.240 --> 00:08:53.900
و صحبت کردند ‏.‏

00:08:55.160 --> 00:08:57.570
اون لحظه متوجّه نشدم ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:57.570 --> 00:08:58.620
بنظر میومد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:59.240 --> 00:09:01.240
کار اوا به پایان رسیده ‏.‏

00:09:17.010 --> 00:09:21.390
از قبلم خوب میدونستم اونا آخر تورو واسه کشتن من می فرستند ‏.‏

00:09:23.730 --> 00:09:25.640
کارت رو انجام بده ؛

00:09:25.640 --> 00:09:29.190
تاجایی که میتونستم خوردم و مست کردم ‏.‏

00:09:29.190 --> 00:09:32.150
دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارم ‏.‏

00:09:36.070 --> 00:09:38.450
ام ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ حالا فهمیدم ‏.‏

00:09:38.450 --> 00:09:41.530
تو نمیتونی تو اتاق هتل بهم شلّیک کنی ‏.‏

00:09:41.540 --> 00:09:43.950
یادمه گفتی به دوست دخترت شلّیک کردی و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:43.950 --> 00:09:46.870
وسط دریایی از خون ایستاده بودی ‏.‏

00:09:47.620 --> 00:09:50.130
پس منو ببر بیرون و بهم شلّیک کن ‏.‏

00:09:50.130 --> 00:09:53.630
وگرنه باید یکی رو استخدام کنی گندکاری اینجارو تمیز کنه ‏.‏

00:09:56.970 --> 00:10:00.640
اوه راستی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ کاری هست که میخوام انجامش بدم ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:01.220 --> 00:10:04.140
دیگه واسم اهمّیتی نداره ‏.‏

00:10:06.390 --> 00:10:09.730
راستی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ دیدی که امروز چیکار کردم ؟

00:10:09.730 --> 00:10:12.650
توأم اون کسی که بهش اشاره کردم رو دیدی درسته ؟

00:10:13.440 --> 00:10:17.280
حس میکنم دست به کار وحشتناکی زدم ‏.‏

00:10:17.280 --> 00:10:21.660
اجازه دادم یه آدم مخوف با اون هیولای لعنتی آشنا بشه ‏.‏

00:10:22.280 --> 00:10:25.410
گذاشتم ‏"‏ فاوست و مِفیستو ‏"‏ همدیگه رو ملاقات کنند ‏.‏

00:10:27.330 --> 00:10:28.920
این چیزا دیگه مهم نیست ‏.‏

00:10:32.500 --> 00:10:36.630
با اینکه اونا دیگه به من احتیاجی ندارند که به مهمونی برم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:37.670 --> 00:10:41.640
هنوزم چندتایی از دعوت نامه هاشون برام باقی مونده ‏.‏

00:10:42.890 --> 00:10:44.640
بعد اینکه منو کشتی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:45.100 --> 00:10:49.060
بجای من به مهمونی ها برو و تا میتونی خوش باش ‏!‏

00:10:53.230 --> 00:10:54.270
خب دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:54.270 --> 00:10:56.400
زودباش کارم رو تموم کن ‏.‏

00:10:59.030 --> 00:10:59.900
فرارکن ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:02.160 --> 00:11:03.870
بیا باهم فرار کنیم ‏.‏

00:11:07.750 --> 00:11:10.540
چنین چیز مزخرفی چطور به مغزت خطور کرده ؟‏!‏؟

00:11:10.540 --> 00:11:12.080
با تو فرار کنم ؟‏!‏؟

00:11:12.080 --> 00:11:13.580
شوخیت گرفته ؟

00:11:15.250 --> 00:11:18.880
از کی تاحالا ما دو تا اینقدر بهم نزدیک و وابسته شدیم ؟‏!‏؟

00:11:20.300 --> 00:11:21.090
من ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:22.050 --> 00:11:23.590
دیگه نمی خوام کسی رو بکشم ‏.‏

00:11:23.930 --> 00:11:26.140
نمیخوای کسی رو بکشی ؟

00:11:26.140 --> 00:11:28.520
اونوقت میتونی شیطان رو بکشی ؟

00:11:28.520 --> 00:11:29.680
چون من شیطانم ‏.‏

00:11:30.230 --> 00:11:33.060
اون کت و شلوار و کراواتی که انداختی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:33.060 --> 00:11:35.900
درست همون چیزایی بودند که کنزو هم می پوشید ‏.‏

00:11:35.900 --> 00:11:37.320
نمیفهمی ؟

00:11:37.320 --> 00:11:39.690
این کارو کردم چون میخواستم شبیه کنزو باشی ‏!‏

00:11:40.530 --> 00:11:42.200
منو بکش ‏!‏

00:11:47.330 --> 00:11:49.910
زودباش لعنتی منو بکش ‏!‏

00:11:51.160 --> 00:11:52.710
زودباش ‏!‏

00:11:55.460 --> 00:11:57.670
زودباش لعنتی منو بکش ‏!‏

00:12:00.420 --> 00:12:02.010
اگه این کارو نکنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:03.640 --> 00:12:05.800
خودتی که کشته میشی ‏.‏

00:12:19.320 --> 00:12:22.530
‏"‏ اونوقت میتونی شیطان رو بکشی ؟ ‏"‏ ها ؟

00:12:28.790 --> 00:12:31.170
مامان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بیدار شو ‏!‏

00:12:31.170 --> 00:12:32.830
حالم خوبه ‏.‏

00:12:32.840 --> 00:12:35.710
فقط میخوام یه کم بخوابم ‏.‏

00:12:35.960 --> 00:12:36.880
نباید بخوابی ؛

00:12:36.880 --> 00:12:39.090
اگه اینجا بخوابی ‏،‏ میمیری ‏.‏

00:12:39.090 --> 00:12:42.840
عیبی نداره ‏،‏ فقط همینجا ولم کن ‏.‏

00:13:34.810 --> 00:13:36.270
امروز قیافت در هم ـه ‏!‏

00:13:37.230 --> 00:13:39.070
من که همیشه اینطوریم ‏.‏

00:13:40.320 --> 00:13:42.820
کسی اینجا دنبالم نیومد ؟

00:13:42.820 --> 00:13:44.280
نه نیومد ‏.‏

00:13:45.030 --> 00:13:48.950
فقط اون یارو ژاپنی ـه اینو دیشب بهم داد که بدم بهت ‏.‏

00:13:51.040 --> 00:13:54.210
هتل هِلبائو ‏،‏ اتاق 205 ‏.‏

00:13:54.210 --> 00:13:57.130
گفت اگه خبری شد ‏،‏ میتونی اینجا پیداش کنی ‏.‏

00:13:57.670 --> 00:13:59.170
حالا چی میخوای ؟

00:13:59.170 --> 00:14:00.840
همون همیشگی ؟‏!‏؟

00:14:00.840 --> 00:14:02.550
نه ممنون ‏.‏

00:14:02.550 --> 00:14:05.470
اگه یکی دیگه از اون همبرگرای کوفتی بخورم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:05.470 --> 00:14:07.260
دیگه نمیتونم از جام تکون بخورم ‏.‏

00:14:07.260 --> 00:14:08.140
کجا میخوای بری ؟

00:14:09.770 --> 00:14:10.680
یه مهمونی ‏.‏

00:14:13.520 --> 00:14:15.350
مسخره ست ‏!‏

00:14:15.350 --> 00:14:17.770
با یه کراوات هرجا دلم بخواد میتونم برم ‏.‏

00:14:19.360 --> 00:14:20.940
فقط با همین یه کراوات ‏!‏

00:14:32.250 --> 00:14:33.160
خودش ـه ‏.‏

00:14:34.210 --> 00:14:36.580
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ حالا اون شیطان ـه ؟

00:14:38.540 --> 00:14:40.340
با کلّی آدم دست میده ؛

00:14:40.340 --> 00:14:42.710
اصلاً ازین کار خسته هم نمیشه ‏.‏

00:14:43.970 --> 00:14:46.590
و بعدش سالن مهمانی رو ترک میکنه و میره ‏.‏

00:15:21.960 --> 00:15:23.210
طبقه ی ششم ؟‏!‏؟

00:15:27.430 --> 00:15:29.050
حالا داخل کدوم اتاق ـه ؟

00:15:36.690 --> 00:15:38.690
وقت بخیر ‏،‏ لطفاً بیائید داخل ‏.‏

00:15:41.820 --> 00:15:44.230
راحت باشید ‏،‏ بفرمائید بشینید ‏.‏

00:15:44.240 --> 00:15:45.650
فکر کنید خونه ی خودتون ـه ‏.‏

00:15:50.580 --> 00:15:52.660
شمام دوست داری اون رو ببینی ؟

00:15:53.620 --> 00:15:54.790
کی رو ؟

00:15:54.790 --> 00:15:56.540
منم مثل شما منتظرشم ‏.‏

00:15:56.540 --> 00:15:58.170
بزودی میاد اینجا ‏.‏

00:15:58.830 --> 00:16:02.170
تا اون برسه بیا درمورد یه چیزی صحبت کنیم ‏.‏

00:16:02.170 --> 00:16:04.500
حالا درمورد چی حرف بزنیم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:16:04.510 --> 00:16:05.920
آهان .... فهمیدم ؛

00:16:06.590 --> 00:16:08.880
درمورد پایان دنیا حرف میزنیم ‏.‏

00:16:11.470 --> 00:16:14.930
اون مرد جوون با ذوق و شوق به حرف زدن ادامه داد ‏.‏

00:16:16.100 --> 00:16:17.600
درست عین بچّه ها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:17.600 --> 00:16:22.310
که وقتی از مدرسه برمی گردن واسه والدینشون همه ی اتّفاقات مدرسه رو تعریف می کنند حرف میزد ‏.‏

00:16:24.150 --> 00:16:26.690
لحن صحبتش که دقیقاً اینطوری بود ‏!‏

00:16:28.400 --> 00:16:30.700
اصلاً حالیش میشد ‏"‏ پایان دنیا ‏"‏ یعنی چی ؟

00:16:31.570 --> 00:16:34.410
فقط یاد گرفته بود یسری چرت و پرت بلغور کنه ‏!‏

00:16:34.410 --> 00:16:36.040
اون لحظه فقط همین بذهنم رسید ‏!‏

00:16:38.460 --> 00:16:39.750
نظرت چیه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:16:39.750 --> 00:16:41.880
من که میگم داستان خیلی جالبی بود ‏.‏

00:16:41.880 --> 00:16:44.130
شما ازش لذّت نبردید ‏،‏ مارتین سان ؟

00:16:46.130 --> 00:16:48.340
تو دیگه اسم منو از کجا میدونی ؟

00:16:50.550 --> 00:16:51.800
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:51.800 --> 00:16:53.470
میخواهید درمورد خودتون صحبت کنیم ؟

00:16:54.810 --> 00:16:57.680
سه سالی میشه که برای ‏"‏ بیبی ‏"‏ کار میکنی درسته ؟

00:16:57.680 --> 00:16:59.480
پس آمار همه چیزم رو درآوردی ‏!‏

00:16:59.980 --> 00:17:02.020
قبل از اون هم زندان بودی ‏.‏

00:17:02.560 --> 00:17:04.820
مطمئنّاً هشت سالِ سخت و طاقت فرسایی بوده ‏.‏

00:17:04.820 --> 00:17:06.690
زندانی نمونه ای بودی درسته ؟

00:17:06.690 --> 00:17:09.990
با اینکه قاتل بودی اما خیلی زود از زندان اومدی بیرون ‏.‏

00:17:10.740 --> 00:17:12.450
راستی سرگرم کننده بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:17:12.450 --> 00:17:13.740
زندگی با ‏"‏ اون ‏"‏ منظورم ـه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:14.580 --> 00:17:16.740
دوست دخترت که بهش شلّیک کرده بودی ؛

00:17:16.740 --> 00:17:18.160
اسمش هم ‏"‏ اِدّا ‏"‏ بود ‏.‏

00:17:19.080 --> 00:17:21.500
بچّه جوون بهتره مواظب حرف زدنت باشی ‏!‏

00:17:22.000 --> 00:17:24.880
اون زن یه معتاد خیلی داغون بود درست نمی گم ؟

00:17:24.880 --> 00:17:28.340
توأم دائماً تلاش می کردی که ترکش بدی مگه نه ؟

00:17:28.340 --> 00:17:30.420
همچین کار آسونی هم نبود ‏!‏

00:17:31.430 --> 00:17:33.140
یعنی بخاطر عشق بوده ؟

00:17:33.970 --> 00:17:35.640
سرت به تنت زیادی کرده ؟‏!‏؟

00:17:36.350 --> 00:17:38.430
انگار برات چیزی کم نمی ذاشت ‏.‏

00:17:38.430 --> 00:17:41.520
برات غذا درست میکرد و منتظر میموند تا برسی خونه ‏.‏

00:17:41.520 --> 00:17:43.150
باهاش زندگی شادی داشتی ‏.‏

00:17:43.770 --> 00:17:46.150
انگار هوس گوشمالی کردی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بچّه جوون ‏!‏

00:17:46.900 --> 00:17:48.480
ولی اون شب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:48.480 --> 00:17:51.650
وقتی رسیدی خونه ‏،‏ بدترین لحظه ی عمرت اومد جلوی چشمات ‏.‏

00:17:52.610 --> 00:17:54.740
دوست پسر قبلی اون داخل اتاق بود ‏.‏

00:17:58.580 --> 00:18:00.950
مشخّص بود که دوباره مواد مصرف کرده ‏.‏

00:18:00.960 --> 00:18:02.750
به چشمات خیره شد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:02.750 --> 00:18:04.460
و یه چیزی گفت ‏.‏

00:18:04.460 --> 00:18:06.170
و بارها و بارها تکرارش کرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:06.880 --> 00:18:07.880
متأسّفم ‏.‏

00:18:08.460 --> 00:18:09.250
متأسّفم ‏.‏

00:18:09.840 --> 00:18:10.510
متأسّفم ‏.‏

00:18:11.220 --> 00:18:12.380
متأسّفم ‏.‏

00:18:12.970 --> 00:18:13.880
متأسّفم ‏.‏

00:18:15.760 --> 00:18:19.140
ولی در آخر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ تو به اون و دوست پسر سابقش شلّیک کردی ‏.‏

00:18:19.770 --> 00:18:22.730
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ این دقیقاً همون چیزی بود که در دادگاه اقرار کردی ‏.‏

00:18:23.690 --> 00:18:25.400
چرا دروغ گفتی ؟‏!‏؟

00:18:27.360 --> 00:18:29.020
اون خودکشی کرد ‏،‏ مگه نه ؟

00:18:30.030 --> 00:18:33.320
وکیلت ثابت کرد که روی دستاش اثر باروت پیدا کرده ؛

00:18:33.320 --> 00:18:36.070
و به این نتیجه رسید که اون خودکشی کرده ‏.‏

00:18:36.070 --> 00:18:39.910
ولی تو بازم پافشاری کردی که قاتل اصلی اون خود توئی ‏.‏

00:18:42.460 --> 00:18:45.870
اون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ خودش ازت خواست که بکشیش مگه نه ؟

00:18:48.290 --> 00:18:49.590
آخ جووون ‏!‏

00:18:49.590 --> 00:18:50.590
پس درست گفتم ‏!‏

00:18:51.170 --> 00:18:52.710
اینو خوب می دونستم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:52.720 --> 00:18:54.840
تو کسی نبودی که بهش شلّیک کرده ؛

00:18:55.590 --> 00:18:57.800
دراصل خواسته ی اون از تو بوده ‏.‏

00:18:57.800 --> 00:18:59.350
‏"‏ منو بکش ‏.‏ ‏"‏

00:19:00.720 --> 00:19:02.350
‏"‏ منو بکش ‏.‏ ‏"‏

00:19:04.770 --> 00:19:06.850
تروخّدا اونطوری نگام نکن ‏!‏

00:19:06.850 --> 00:19:10.480
منو بکش ‏!‏ ازت خواهش میکنم منو بکـــــش ‏!‏

00:19:11.900 --> 00:19:13.030
مــــــــارتـــــیــــــن ‏!‏

00:19:26.670 --> 00:19:27.460
اون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:27.880 --> 00:19:29.670
خودش به خودش شلّیک کرد ‏!‏

00:19:29.670 --> 00:19:30.960
کار من نبود ‏.‏

00:19:37.430 --> 00:19:38.180
ببین ‏!‏

00:19:38.180 --> 00:19:39.970
من کاری نکردم ‏!‏

00:19:46.940 --> 00:19:48.350
می دونستم ‏.‏

00:19:48.350 --> 00:19:50.150
پس درست زدم به وسط هدف ‏.‏

00:19:50.820 --> 00:19:51.400
نـــه ‏!‏

00:19:51.980 --> 00:19:54.230
تو اجازه دادی اون بمیره ‏.‏

00:19:54.240 --> 00:19:56.700
اینطوری به آخرین خواسته ی اون هم عمل کردی ‏.‏

00:19:57.030 --> 00:19:57.650
نــــــه ‏!‏

00:19:58.110 --> 00:19:59.660
پس ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ مادرتم یادت رفته ؟

00:20:03.200 --> 00:20:04.870
وقتی ده سالت بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:04.870 --> 00:20:07.660
مادرت از شدّت سرما مرد درست نمیگم ؟

00:20:07.670 --> 00:20:10.420
همونجا ولش کردی و گذاشتی که بمیره ‏.‏

00:20:13.090 --> 00:20:14.170
درست گفتم ؟‏!‏؟

00:20:14.170 --> 00:20:14.960
ایول ‏!‏

00:20:14.960 --> 00:20:15.960
بی نظیره ‏!‏

00:20:15.970 --> 00:20:17.920
ایول به خودم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ مهارتم حرف نداره ‏!‏

00:20:19.140 --> 00:20:24.970
هر روز کارت این بود که بری دنبال مادر الکلی ـت و کولش کنی تا ببریش خونه ‏،‏ مگه نه ؟

00:20:24.970 --> 00:20:26.980
مادرتم همیشه بهت میگفت ‏:‏

00:20:26.980 --> 00:20:29.190
‏"‏ همینجا ولم کن ‏.‏ ‏"‏

00:20:29.270 --> 00:20:33.230
ولی بازم به دوش می کشیدیش و می بردیش خونه ‏.‏

00:20:34.070 --> 00:20:35.610
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اون شب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:36.780 --> 00:20:39.530
نباید بخوابی ‏!‏ الان وقت خواب نیست ‏!‏

00:20:39.530 --> 00:20:42.070
بیخیال کوچولوی من ‏!‏

00:20:42.070 --> 00:20:44.700
همینجا ولم کن و برو ‏.‏

00:20:50.290 --> 00:20:51.290
بیدارشــــــو ‏!‏

00:21:09.310 --> 00:21:11.230
اون رو پشت سرت جا گذاشتی ‏.‏

00:21:11.440 --> 00:21:12.900
درست نمی گم ؟

00:21:12.900 --> 00:21:14.820
مادرت رو پشت سرت جا گذاشتی و رفتی ‏.‏

00:21:15.690 --> 00:21:17.400
صبح روز بعد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:17.400 --> 00:21:19.360
فهمیدی که مادرت از شدّت سرما مرده ‏.‏

00:21:19.360 --> 00:21:21.610
ولی بعدش پیش خودت گفتی ‏:‏

00:21:21.610 --> 00:21:22.860
‏"‏ تقصیر من نبود ‏.‏ ‏"‏

00:21:22.870 --> 00:21:25.700
‏"‏ اون خودش ازم خواست همونجا ولش کنم و برم ‏.‏ ‏"‏

00:21:26.330 --> 00:21:27.660
درسته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:27.660 --> 00:21:29.040
تقصیر تو نبود ‏.‏

00:21:29.040 --> 00:21:33.080
هم مادرت و هم دوست دختر معتادت جفتشون می خواستند که بمیرند ‏.‏

00:21:33.460 --> 00:21:36.590
تو فقط بهشون اجازه دادی به خواسته شون برسند و بمیرند ‏.‏

00:21:36.960 --> 00:21:39.460
اشتباه نکردی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بلکه کار درست رو انجام دادی ‏!‏

00:21:39.920 --> 00:21:42.970
فقط اونارو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ از این زندگی نکبت بار نجات دادی ‏.‏

00:21:47.180 --> 00:21:50.810
اوا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اونم دلش میخواد بمیره ‏.‏

00:22:03.030 --> 00:22:05.870
همون لحظه ها بود که شیطان سر رسید ‏.‏

00:22:09.620 --> 00:22:12.290
از کنارش رد شدم و حتّی نگاهشم نکردم ‏.‏

00:22:14.630 --> 00:22:16.000
نباید ببینمش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:16.320 --> 00:22:17.460
نباید ببینمش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:17.840 --> 00:22:19.460
نباید ببینمش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:20.970 --> 00:22:23.300
عین بچّه ها دائماً تکرارش می کردم ‏.‏

00:22:28.700 --> 00:22:42.800
...آری .... چشم بدوز به آنچه هم اکنون در این دنیا هویداست

00:22:45.300 --> 00:23:00.300
... آری .... با چشمانت به مهربانی ایمان بیاور

00:23:18.300 --> 00:23:26.300
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین یگانگی ات

00:23:26.600 --> 00:23:34.600
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین خلوص و پاکی ات

00:23:35.100 --> 00:23:36.500
... خانه ات را بنا کن