﻿WEBVTT

00:00:08.420 --> 00:00:10.630
تابحال مربّا به این خوشمزّگی نخورده بودم ‏!‏

00:00:10.840 --> 00:00:12.850
خوشحالم که خوشتون اومده ‏.‏

00:00:12.850 --> 00:00:15.100
مزّه ی مربّاهای خونگی همیشه بی نظیره ‏.‏

00:00:15.350 --> 00:00:17.140
واقعاً ؟ خودتون درستش کردید ؟‏!‏؟

00:00:17.140 --> 00:00:22.600
راستش همیشه عکس شخصی همراهم هست که وقتی کسی
از خوردن مربّا لذّت برد نشونش بدم تا باهاش آشنا بشند ‏.‏

00:00:22.770 --> 00:00:24.900
این مربّای خوشمزّه کار ایشون هستش ‏.‏

00:00:24.900 --> 00:00:26.780
واقعاً ؟ میشه اسمش رو بگید ؟

00:00:26.780 --> 00:00:29.110
کُنراد اسم اصلیش ـه ‏.‏

00:00:29.400 --> 00:00:34.320
در قسمت جنوبی این شهر ناحیه ی وسیع و
سرسبزی هست که پر از بوته های زغال اخته ـست ‏.‏

00:00:34.330 --> 00:00:38.370
به مرور زمان نیز شرایط طوری پیش رفت که مالک تمام اون ناحیه ی سرسبز شد ‏.‏

00:00:38.540 --> 00:00:41.250
واقعاً که مربّاهای خارق العادّه ای درست میکنه ؛

00:00:41.250 --> 00:00:43.630
مطمئنّم نظیر این جایی پیدا نمیشه ‏.‏

00:00:43.840 --> 00:00:46.800
دقیــــقاً ‏،‏ خودش هم آدم مهربون و خوش برخوردی ـه ؛

00:00:46.800 --> 00:00:49.470
و جزو اندک کسانی ـه که دوستم محسوب میشند ‏.‏

00:00:50.300 --> 00:00:53.510
نشون دادن عکسش به مردم هم ایده ی خودش بود ‏.‏

00:00:53.510 --> 00:00:58.970
هدفش این بود که مردم با سازنده ی اصلی این مربّای خوشمزّه ‏،‏ کُنراد ‏،‏ آشنا بشند و ازش حمایت کنند ‏.‏

00:01:00.810 --> 00:01:04.560
پس بخاطر این مربّا هم که شده ‏،‏ بازم باید بیائیم اینجا ‏.‏

00:01:04.560 --> 00:01:06.110
منم موافقم ‏.‏

00:01:06.860 --> 00:01:11.200
خدا میدونه چقدر خوشحال میشه وقتی این حرف رو از شما بشنوه ‏.‏

00:01:32.100 --> 00:01:42.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:02:55.460 --> 00:02:59.800
‏"‏ اونا ‏"‏ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ واقعاً میخوان آرامش این شهر رو بهم بزنند ؟‏!‏؟

00:02:56.660 --> 00:03:01.840
زادگاهی آرامش بخش

00:02:59.800 --> 00:03:01.300
بهم بزنند ؟‏!‏؟

00:03:01.300 --> 00:03:03.140
در اصل دنبال چیز دیگه ایند ‏.‏

00:03:04.220 --> 00:03:07.810
مواردی بوده حتّی یه اسلحه هم شهری رو به خاک و خون کشیده ‏.‏

00:03:08.190 --> 00:03:11.520
برمیگرده به سال 1958 ‏،‏ شهر زایفِلشتات ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:12.270 --> 00:03:15.820
در شهر نیدِرزاکسِن یه سری قتل های زنجیره ای رخ داد ‏.‏

00:03:15.820 --> 00:03:19.200
اهالی اونجا حتّی به همسایه هاشون هم شک و سوءظن داشتند ‏.‏

00:03:19.200 --> 00:03:22.780
طولی نکشید که همشون درگیر حمله های عصبی و اختلالات فکری شدند ‏.‏

00:03:23.240 --> 00:03:25.990
سایه ی بیماری ‏"‏ هیستِری ‏"‏ دهکده رو فرا گرفته بود ‏.‏

00:03:25.990 --> 00:03:29.250
یکی از اونا با اسلحه ای که برای حفاظت از خودش خریده بود ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:29.250 --> 00:03:30.500
به همسایه اش شلّیک میکنه ‏.‏

00:03:31.170 --> 00:03:33.960
بعدِ این اتّفاق ‏،‏ همه با هم درگیر شدند ‏.‏

00:03:33.960 --> 00:03:35.550
شهر میدان جنگ بود و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:35.550 --> 00:03:38.090
اون لحظه هر چیزی حکم سلاح پیدا می کرد ‏.‏

00:03:39.630 --> 00:03:41.680
همه درگیر قتل عامی عظیم شدند و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:41.680 --> 00:03:43.800
حتّی یک نفر هم زنده نموند ‏.‏

00:03:45.720 --> 00:03:46.970
باورم نمیشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:46.970 --> 00:03:49.890
چنین بلایی قراره سر این شهر هم بیاد ؟‏!‏؟

00:03:49.890 --> 00:03:53.690
باید جلوش رو بگیریم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ قبل اینکه اتّفاق بدی بیفته ‏.‏

00:03:53.690 --> 00:03:54.560
نه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:55.860 --> 00:03:58.730
این ‏"‏ اتّفاق بد ‏"‏ خیلی وقته که شروع شده ‏.‏

00:04:07.700 --> 00:04:09.160
عوضّی ‏،‏ رد کن بیاد ‏!‏

00:04:09.160 --> 00:04:10.330
میدونم که پول داری ‏!‏

00:04:10.330 --> 00:04:11.830
بده بیاد لعنتـــــی ‏!‏

00:04:11.830 --> 00:04:13.500
تروخّدا پسش بده ‏!‏ اون مال منه ‏!‏

00:04:13.500 --> 00:04:16.040
با این پول میخوای بری واسه باباجونت الکل جورکنی بدبخت ؟‏!‏؟

00:04:16.920 --> 00:04:19.670
الکل زیادم واسه سلامتیش ضرر داره عزیزم ‏!‏

00:04:19.670 --> 00:04:21.590
مارو باش خواستیم کمکش کنیم ‏!‏

00:04:23.260 --> 00:04:25.140
پایه اید بریم یه چیزی بخوریم ؟

00:04:25.140 --> 00:04:26.970
آخ دمت گرم ‏!‏

00:04:33.480 --> 00:04:34.810
بچّه جون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:36.610 --> 00:04:38.020
ازشون متنفّری ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:04:40.110 --> 00:04:43.450
اونقدر متنفّری که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ دلت میخواد اونارو بکشی ؟‏!‏؟

00:04:48.870 --> 00:04:51.040
کجا داری میری عزیزم ؟

00:04:51.040 --> 00:04:53.160
دارم میرم با کُنراد صحبت کنم ‏.‏

00:04:53.670 --> 00:04:55.670
صحبت کنی ؟ واسه چی ؟‏!‏؟

00:04:55.670 --> 00:04:57.420
اون روز وقتی کافی شاپ بودیم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:57.420 --> 00:05:01.840
مگه ندیدی رالف عوضّی و مشتری های کافه
چطوری بهمون خیره شده بودند و چپ چپ نگاه می کردند ؟

00:05:01.840 --> 00:05:05.680
خب حتماً واسه اینه که ما دوتا رو کنار همدیگه خیلی کم می بینند ‏.‏

00:05:06.470 --> 00:05:08.550
نـــه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ انگار هنوزم متوجّه نشدی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:08.560 --> 00:05:13.350
اگه همشون بفهمند ما تو مسابقه ی بخت آزمایی بیست میلیون
مارک برنده شدیم معلوم نیست چه بلایی سرمون میارن ‏!‏

00:05:13.350 --> 00:05:14.980
و ‏-‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:14.980 --> 00:05:18.190
حرفم اینه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بجای اینهمه سوءظن و دلشوره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:18.190 --> 00:05:20.650
میخوام برم رو در رو با اون عوضّی صحبت کنم ‏!‏

00:05:20.980 --> 00:05:25.950
من میخوام یه چیز دیگه بگم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اصلاً از کجا معلوم که
کنراد خبر داره ما در بخت آزمایی برنده شدیم ؟‏!‏؟

00:05:25.950 --> 00:05:27.660
تا حالا به اینم فکر کردی تو ؟‏!‏؟

00:05:29.240 --> 00:05:31.830
حلّال همه ی مشکلات رشوه دادن ـه ‏.‏

00:05:31.830 --> 00:05:33.910
اینطوری زیپ دهنش رو می بندیم ‏.‏

00:05:34.290 --> 00:05:36.370
ولی اگه کنراد آدم حریصی باشه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:36.380 --> 00:05:39.250
و دائماً بخواد ازمون پول بگیره اونوقت چی ؟‏!‏؟

00:05:39.250 --> 00:05:41.090
ا ‏-‏‏-‏‏-‏ اون وقت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:41.090 --> 00:05:42.420
باهاش چیکار می کنی ؟‏!‏؟

00:05:42.760 --> 00:05:43.630
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:44.510 --> 00:05:46.380
فعلاً نمی دونم ‏!‏

00:05:50.850 --> 00:05:55.140
مگه نباید این اطراف باشه ؟ همیشه اینجا سرگرم زغال اخته ها بود ‏.‏

00:05:57.100 --> 00:05:58.230
عزیزم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:59.360 --> 00:06:02.400
کُنراد هیچ وقت آدم شیطان صفت ــی نبوده ‏.‏

00:06:03.110 --> 00:06:03.990
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:04.240 --> 00:06:06.570
کنراد ازون دسته آدما نیست که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:06.570 --> 00:06:09.410
بخواد خوشبختی و آینده ی قشنگمون رو خراب کنه ‏.‏

00:06:10.410 --> 00:06:11.490
درست نمی گم عزیزم ؟

00:06:20.920 --> 00:06:22.250
چیزی شده ؟‏!‏؟

00:06:27.720 --> 00:06:28.800
خدای من ‏!‏ نــه ‏!‏

00:06:28.800 --> 00:06:30.300
نکنه تو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:06:30.300 --> 00:06:31.550
کار من نبوده ‏!‏

00:06:31.560 --> 00:06:33.970
باورم نمیشه باهاش چنین کاری کردی ‏!‏

00:06:34.560 --> 00:06:36.180
گفتـــم من این کارو نکـــردم ‏!‏

00:06:36.190 --> 00:06:37.980
پس کی این بلارو سرش آورده ؟‏!‏؟

00:06:37.980 --> 00:06:39.100
از کجا بدونم ؟

00:06:39.100 --> 00:06:41.310
با اسلحه ای که خریدم تاحالا یکبارم شلّیک نکردم ‏!‏

00:06:47.110 --> 00:06:48.650
خفه شو لعنتی ‏!‏

00:06:48.660 --> 00:06:50.950
داره رو اعصابم راه میره ‏!‏

00:06:50.950 --> 00:06:52.530
لعنت بهت ‏!‏

00:06:58.370 --> 00:07:01.210
به به می بینم که امروز خیلی شاد و سرحالی ‏.‏

00:07:01.840 --> 00:07:04.210
خبری ـه ؟ که اینقدر شنگولت کرده ؟‏!‏؟

00:07:05.300 --> 00:07:07.130
بلأخره پیداش شد ‏!‏

00:07:07.130 --> 00:07:08.800
اونوقت کی پیداش شده ؟‏!‏؟

00:07:11.050 --> 00:07:14.310
همون مرد آرزوهام که قراره منو ازین شهر خراب شده ببره ‏!‏

00:07:20.150 --> 00:07:21.650
الکل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:21.650 --> 00:07:23.400
الکل میخوام ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:23.570 --> 00:07:24.820
لعنت ‏!‏

00:07:27.320 --> 00:07:28.990
حرومزاده ها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:29.820 --> 00:07:31.990
فقط بلدن مسخره ام کنند ‏!‏

00:07:32.820 --> 00:07:34.410
حرومزاده ها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏!‏

00:07:44.090 --> 00:07:45.500
الکل ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:45.500 --> 00:07:47.630
چیزی که دنبالش میگردی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:56.270 --> 00:07:58.060
اینه ‏،‏ مگه نه ؟

00:08:04.650 --> 00:08:07.020
قبلاً به پسرت هم یکی دادم ‏.‏

00:08:14.620 --> 00:08:15.490
صدای شلّیک ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:19.620 --> 00:08:21.830
اون سگ هم دیگه پارس نمی کنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:35.390 --> 00:08:36.260
جالب بود ‏!‏

00:08:36.260 --> 00:08:37.470
آره موافقم ‏!‏

00:08:38.810 --> 00:08:39.890
لیپسکی سان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:42.270 --> 00:08:45.190
شما ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ پسر فرنز بناپارتا هستید درسته ؟

00:08:46.400 --> 00:08:48.440
ازتون میخوام بهم بگید پدرتون کجاست ‏!‏

00:08:48.860 --> 00:08:50.740
وقت زیادی برام نمونده ‏.‏

00:08:50.740 --> 00:08:52.070
اگه بهم نگید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:52.070 --> 00:08:53.280
اتّفاق بدی می افته ‏.‏

00:08:55.490 --> 00:08:59.450
شما خوب میدونید پدرتون کجاست لیپسکی سان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ درست نمی گم ؟

00:09:03.120 --> 00:09:05.540
این عروسک رو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ از چهره ی نینا ساختید درسته ؟

00:09:07.000 --> 00:09:10.800
راستش نینا بهم گفت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ میتونم شمارو اینجا پیدا کنم ‏.‏

00:09:11.260 --> 00:09:12.380
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:09:16.890 --> 00:09:17.720
پرده ها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:18.390 --> 00:09:20.010
میشه بِکِشیشون کنار ؟

00:09:20.100 --> 00:09:20.930
باشه ‏.‏

00:09:21.390 --> 00:09:24.600
چند وقته ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ که چنین جایی بستری ام ؟

00:09:26.190 --> 00:09:27.020
نگران نباش ‏.‏

00:09:28.020 --> 00:09:30.110
تو احتیاج به استراحت مطلق داری ‏.‏

00:09:30.900 --> 00:09:31.900
ممنونم ‏.‏

00:09:32.820 --> 00:09:34.820
اینو خوب میدونم که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:35.700 --> 00:09:37.280
داشتی ازم مراقبت می کردی ‏.‏

00:09:38.450 --> 00:09:39.780
نگران من نباش ‏.‏

00:09:40.490 --> 00:09:42.540
الان دیگه حالم خوبه ‏.‏

00:09:43.290 --> 00:09:45.040
قصدم ندارم که خودکشی کنم ‏.‏

00:09:46.670 --> 00:09:50.420
دکتر ریچوین و دیتر ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ به زودی میان پیشت ‏.‏

00:09:50.420 --> 00:09:51.300
تو چی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:09:52.130 --> 00:09:53.130
من باید برم ‏.‏

00:09:53.720 --> 00:09:54.220
کجا ؟

00:09:58.390 --> 00:10:01.560
اونجا دنبال کلّی دلیل و مدرک بودی ‏،‏ درست نمی گم ؟

00:10:02.600 --> 00:10:04.140
چیزی دستگیرت شد ؟‏!‏؟

00:10:05.850 --> 00:10:08.020
ایرادی نداره ‏،‏ هرچی هست بهم بگو ‏.‏

00:10:12.070 --> 00:10:14.860
از چند نفر از کسانی که به نحوی با پلیس مخفی
سابق چکسلواکی در ارتباط بودند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:14.860 --> 00:10:16.950
و همینطور افراد ژنرال ولف ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:16.950 --> 00:10:19.910
تونستم یسری اطّلاعات مهم و باارزش گیر بیارم ‏.‏

00:10:20.740 --> 00:10:22.790
به فرنز بناپارتا مربوط میشه ؟

00:10:23.080 --> 00:10:24.330
آره ‏.‏

00:10:24.330 --> 00:10:26.250
واقعاً که آدم مرموزی ـه ؛

00:10:26.250 --> 00:10:28.500
دارم سعی میکنم تیکّه های پازل رو کنار همدیگه بذارم ‏.‏

00:10:29.710 --> 00:10:31.590
اون دورگه ی آلمانی ‏-‏ چکسلواکی تباره ‏.‏

00:10:32.340 --> 00:10:34.840
‏"‏ فرنز بناپارتا ‏"‏ بنظرم یه اسم جعلی ـه ‏.‏

00:10:35.920 --> 00:10:37.430
بعدِ جنگ جهانی دوّم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:37.510 --> 00:10:39.260
دورگه های آلمانی ‏-‏ چکسلواکی تبار زیادی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:39.470 --> 00:10:42.720
از زادگاهشون ‏،‏ بوهِمیان ‏،‏ فرار کردند و رفتند ‏.‏

00:10:42.720 --> 00:10:45.470
ولی خانواده هاشون همونجا به زندگی ادامه دادند ‏.‏

00:10:46.640 --> 00:10:49.020
در نظام کمونیستی چکسلواکی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:49.020 --> 00:10:52.270
هنوزم مشخّص نیست که چه نقشی رو ایفا می کرده ‏.‏

00:10:53.280 --> 00:10:56.530
فقط متوجّه شدم با زنی چک تبار ازدواج کرده و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:56.530 --> 00:10:59.030
ماحصل این ازدواج یه فرزند پسره ‏.‏

00:10:59.780 --> 00:11:02.370
پسرش در واقع یکی از همون دانش آموزانی بوده که ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:02.370 --> 00:11:05.370
در سمینارهای مرموز کتابخوانی پدرش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:05.370 --> 00:11:10.000
که در اوایل دهه ی 60 برگزار میشده شرکت کرده و همراهش بوده ‏.‏

00:11:12.590 --> 00:11:14.670
‏"‏ پسر بناپارتا در شهر پراگ ـه ‏.‏ ‏"‏

00:11:15.670 --> 00:11:18.760
بنظرم آخرین کلمات پیتر کپک قبلِ مرگش هم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:18.760 --> 00:11:20.800
اشاره به همون پسر بناپارتا داره ‏.‏

00:11:21.600 --> 00:11:23.970
با اینکه این عکس خیلی قدیمی ـه ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:23.970 --> 00:11:26.020
تونستم یه کپی ازش گیر بیارم ‏.‏

00:11:26.020 --> 00:11:29.390
عکس تمام بچّه هایی که در سمینارهای کتابخوانی دهه 60 شرکت داشتند ‏.‏

00:11:30.350 --> 00:11:33.940
آخرین بچّه ای که سمت چپ تصویر ایستاده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:33.940 --> 00:11:35.860
‏"‏ پسر کندذهن و غیراستثنائی ‏"‏

00:11:36.990 --> 00:11:39.990
همیشه از جلسات کتابخوانی حذفش می کردند چون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:39.990 --> 00:11:41.950
هیچوقت ‏"‏ استثنائی ‏"‏ نبود ‏.‏

00:11:41.950 --> 00:11:42.740
میشناسیش ؟

00:11:43.740 --> 00:11:46.740
بناپارتا اونو طرد کرده و بعنوان پسرش قبولش نداره ‏.‏

00:11:47.450 --> 00:11:50.500
احتمالاً همون مردی ـه که در شهر پراگ باهاش آشنا شدم ‏.‏

00:11:50.750 --> 00:11:53.880
یعنی اون میدونه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ که پدرش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:11:53.880 --> 00:11:56.550
بناپارتا الان کجاست ؟

00:11:56.550 --> 00:11:58.050
نمیدونم ؛

00:11:58.050 --> 00:12:00.590
ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ تنها سرنخی ـه که باقی مونده ‏.‏

00:12:01.470 --> 00:12:04.800
باید عجله کنی ‏،‏ وگرنه اتّفاق وحشتناکی میفته ‏.‏

00:12:04.810 --> 00:12:05.760
‏"‏ اتّفاق وحشتناک ‏"‏ ؟‏!‏؟

00:12:06.220 --> 00:12:07.600
بلأخره فهمیدم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:08.560 --> 00:12:11.230
یوهان قصد داره چیکار بکنه ‏.‏

00:12:11.230 --> 00:12:12.020
قصدش چیه ؟

00:12:13.190 --> 00:12:14.520
‏"‏ خودکشی بی عیب و نقص ‏"‏

00:12:15.610 --> 00:12:17.070
‏"‏ انزوای حقیقی ‏"‏

00:12:17.690 --> 00:12:20.030
‏"‏ تجلّی واقعی از عشق و دوست داشتن ‏"‏

00:12:20.400 --> 00:12:21.570
اگه عجله نکنی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:22.320 --> 00:12:25.410
بیگناه های زیادی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ به کام مرگ خواهند رفت ‏.‏

00:12:29.000 --> 00:12:30.620
قفسه ی کتابخونه ات ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:32.540 --> 00:12:35.500
پر از کتابهایی ـه که بناپارتا با اسامی ساختگی نوشته ‏.‏

00:12:36.000 --> 00:12:38.210
اتّفاقاً بیشتر این کتاب هارو خوندم ‏.‏

00:12:39.090 --> 00:12:42.220
هرچی بیشتر می خوندم ‏،‏ نکته های بیشتری ازش دستگیرم می شد ‏.‏

00:12:43.300 --> 00:12:46.720
نمی دونم چرا بیشتر شخصیت های کتابهاش اسامی آلمانی دارند ‏!‏

00:12:46.890 --> 00:12:50.020
‏"‏ خدای صلح و آرامش ‏"‏ نوشته ی کلاوس پوپّه ‏.‏

00:12:50.020 --> 00:12:51.480
بقیّه هم همینطورند ‏.‏

00:12:52.070 --> 00:12:55.360
مشکل اصلی من سرِ همین اسم یعنی ‏"‏ کلاوس پوپّه ‏"‏ هستش ‏.‏

00:12:56.410 --> 00:12:58.490
اسم کنونی خودش و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:58.490 --> 00:13:00.830
بقیّه اسامی ساختگیش ‏،‏ همگی چکی هستند ‏.‏

00:13:01.540 --> 00:13:04.040
ولی این یکی با بقیّه متفاوت ـه و آلمانی ـه ‏.‏

00:13:06.880 --> 00:13:08.460
یعنی ممکنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:08.460 --> 00:13:13.130
‏"‏ کلاوس پوپّه ‏"‏ همون اسم واقعی پدر دورگه ی آلمانی ‏-‏ چکسلواکی تبارت باشه ؟

00:13:17.140 --> 00:13:19.220
یه کاراگاهی بود که متوجّه شد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:19.220 --> 00:13:22.640
اسم واقعی پدرم چیه و اونم همین روند رو پیش گرفته بود ‏.‏

00:13:22.640 --> 00:13:23.770
‏"‏ کاراگاه ‏"‏ ؟‏!‏؟

00:13:23.770 --> 00:13:26.140
کاراگاه رانگ از گروه بی کی ای ‏.‏

00:13:26.310 --> 00:13:27.520
رانگ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟‏!‏؟

00:13:27.520 --> 00:13:28.980
اون اینجا بود ؟

00:13:28.980 --> 00:13:31.570
چند هفته ی پیش ازینجا رفت ‏.‏

00:13:31.570 --> 00:13:32.860
رفت ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟‏!‏؟

00:13:32.860 --> 00:13:35.150
چیزای دیگه ای هم دستگیرش شد ‏.‏

00:13:35.150 --> 00:13:37.530
راستش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ بیشتر شبیه شخصی دیگه بود تا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:37.230 --> 00:13:39.860
اینطوری بتونه به چیزایی که میخواد برسه ‏.‏

00:13:40.150 --> 00:13:41.940
‏"‏ من کلاوس پوپّه هستم ‏.‏‏"‏

00:13:42.650 --> 00:13:44.400
‏"‏ هیچ جایی برای سکونت ندارم ‏.‏ ‏"‏

00:13:45.160 --> 00:13:47.450
‏"‏ برای رسیدن به آرامش قلبی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏

00:13:47.450 --> 00:13:49.950
‏"‏ باید هر طور شده به زادگاهم برگردم ‏.‏ ‏"‏

00:13:50.290 --> 00:13:54.460
درست زمانیکه آلمان بازنده ی جنگ شد ‏،‏ دورگه های آلمانی ‏-‏ چکی تبار ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:54.460 --> 00:13:56.040
از وطنشون طرد شدند ‏.‏

00:13:56.830 --> 00:13:59.170
میدونی اجدادش برای کدوم قسمتِ آلمان بودند ؟

00:13:59.750 --> 00:14:01.630
درموردشون چیزی نمی دونم ‏.‏

00:14:01.630 --> 00:14:05.300
فقط وقتی بچّه بودم ‏،‏ پدرم یکبار بهم گفت ‏:‏

00:14:06.180 --> 00:14:10.220
‏"‏ زادگاهمون جایی در جنوب آلمان و در
میان کوه هاست ‏،‏ گویی بینشان محصور شده ‏.‏ ‏"‏

00:14:12.020 --> 00:14:13.980
من بهش احتیاج نداشتم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:13.980 --> 00:14:15.890
واسه همینم به کاراگاه رانگ دادمش ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:16.980 --> 00:14:19.230
منظورم کارت پستالی ـه که 3‏-‏4 سال پیش بدستم رسید ‏.‏

00:14:20.320 --> 00:14:22.070
آدرس فرستنده نداشت ‏.‏

00:14:22.070 --> 00:14:26.280
یه طراحی از منظره ی دهکده ای محصور در میان کوههای بلند بود ‏.‏

00:14:26.280 --> 00:14:28.700
با امضای ک ‏.‏ پ

00:14:29.070 --> 00:14:29.990
ک ‏.‏ پ ‏.‏

00:14:31.040 --> 00:14:33.120
کلاوس ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ پوپّه ‏.‏

00:14:34.040 --> 00:14:36.210
فقط همینارو می دونستم ‏.‏

00:14:36.500 --> 00:14:38.210
جنوب آلمان ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:38.210 --> 00:14:39.830
شهری در میان کوه ها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:39.840 --> 00:14:41.210
پدرم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:41.380 --> 00:14:43.710
پدرم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ قراره بدست کسی کشته بشه ؟‏!‏؟

00:14:44.550 --> 00:14:45.470
نمی دونم ‏.‏

00:14:46.380 --> 00:14:48.260
ولی نقطه ی پایان هم نیست ‏.‏

00:14:48.260 --> 00:14:49.470
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

00:14:49.680 --> 00:14:51.760
نینا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ اون در امان ـه ؟

00:14:51.760 --> 00:14:55.560
دلم میخواد داستان این عروسک
خیمه شب بازی پایان خوشی داشته باشه ‏.‏

00:14:56.520 --> 00:14:58.140
لطفاً مراقبش باش ‏.‏

00:14:58.560 --> 00:14:59.900
حتماً ‏.‏

00:14:59.900 --> 00:15:02.730
واقعاً ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ قراره چه اتّفاقی بیفته ؟

00:15:04.440 --> 00:15:05.780
اون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:05.780 --> 00:15:07.990
یوهان میخواد همه چیز رو از نو خلق کنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:08.860 --> 00:15:10.780
تراژدی عمارت رز قرمز رو ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:11.620 --> 00:15:14.160
قتل عامِ یتیم خونه ی 511 کیندرهایم رو ‏.‏

00:15:15.540 --> 00:15:16.500
خواهش میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:17.580 --> 00:15:19.120
به هر قیمتی که شده ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:19.120 --> 00:15:21.210
زنده برگرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ تنما ‏.‏

00:15:21.960 --> 00:15:24.050
این تو بودی که نجاتم دادی ‏.‏

00:15:24.880 --> 00:15:25.960
پس باید ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:33.640 --> 00:15:34.220
داره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:35.600 --> 00:15:37.180
بارون می باره ‏.‏

00:15:50.200 --> 00:15:52.120
الکل ‏!‏

00:15:52.370 --> 00:15:54.620
الکــــل میخـــوام ‏!‏

00:15:54.790 --> 00:15:56.240
لعنــــت ‏!‏

00:16:01.460 --> 00:16:02.330
چی شد ؟

00:16:02.330 --> 00:16:05.090
پلیس بلأخره جسد کُنراد رو پیدا کرد یا نه ؟

00:16:05.300 --> 00:16:06.170
نـــه ؛

00:16:06.170 --> 00:16:09.420
هنوزم تو لیست گمشده هاست و دارند دنبالش می گردند ‏.‏

00:16:09.430 --> 00:16:12.720
می دونستم که نباید جسدش رو تو جنگل مخفی کنیم ‏!‏

00:16:12.720 --> 00:16:14.760
باید همون موقع پلیس رو خبر می کردیم و ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:14.760 --> 00:16:16.640
باز چرتوپرت گفتنت شروع شد ؟‏!‏؟

00:16:16.640 --> 00:16:19.100
جنابعالی هنوزم فکر میکنی من بودم بهش شلّیک کردم ‏!‏

00:16:19.600 --> 00:16:22.730
ببین یه بخت آزمائی لعنتی مارو تو چه مصیبتی انداخته ‏!‏

00:16:22.730 --> 00:16:26.110
توأم لازم نبود بری و این اسلحه هارو بخری ‏!‏

00:16:33.620 --> 00:16:35.700
هرچقدرم وایسی قطاری نمیاد ‏!‏

00:16:36.740 --> 00:16:39.750
بخاطر بارون شدید ‏،‏ سیل راه افتاده و پل بسته شده ‏.‏

00:16:39.750 --> 00:16:42.210
بخاطر سیل عبور و مروری انجام نمیشه ‏.‏

00:16:44.840 --> 00:16:46.790
آخرشم اینجا گیر افتادیم ‏!‏

00:16:46.800 --> 00:16:48.340
وضعیّت افتضاح به این میگن ‏!‏

00:16:49.470 --> 00:16:51.340
کلاوس پوپّه ‏،‏ درسته ؟

00:16:51.550 --> 00:16:52.800
می شناسیش ؟

00:16:52.800 --> 00:16:54.590
ژاکوب فاروبک ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:54.600 --> 00:16:56.140
امیل شربه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:00.680 --> 00:17:04.980
همیشه معتقد بودم تمام این اسامی متعلق به یک نفرند ‏.‏

00:17:04.980 --> 00:17:07.860
با اینکه سبک طرّاحی و خط مشی همشون با هم فرق دارند ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:08.440 --> 00:17:11.610
ولی وقتی با دید عمیق تری بهشون نگاه کنی ‏،‏
متوجّه میشی حرفم کاملاً درسته ‏.‏

00:17:11.610 --> 00:17:15.320
فقط هنوزم متوجّه نشدم که چرا از چندین
اسم ساختگی برای کارهاش استفاده می کرد ‏.‏

00:17:15.570 --> 00:17:17.240
طراحی ها خوبه ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:17.240 --> 00:17:20.290
بازم زیاد علاقه ای به کتاب هاش نشون نمیدم ‏.‏

00:17:20.870 --> 00:17:24.250
با اینکه کتاب های مصوّر با مضمون تاریکی و ناامیدی زیاده ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:24.250 --> 00:17:28.250
داستان های این شخص با بقیّه خیلی فرق داره ‏.‏

00:17:28.500 --> 00:17:30.250
مثلاً چه فرقی داره ؟

00:17:32.260 --> 00:17:34.630
کینه و نفرت در داستان هاش بیداد می کنه ‏.‏

00:17:36.890 --> 00:17:39.140
بهتره یه چیزی نشونت بدم ‏.‏

00:17:44.480 --> 00:17:46.940
هِلموت ووس نویسنده ی این کتاب ـه ؛

00:17:46.940 --> 00:17:48.980
و سال 1989 به چاپ رسیده ‏.‏

00:17:49.440 --> 00:17:53.440
چون تعداد محدودی ازش منتشر شد ‏،‏ خیلی سختی کشیدم
تا تونستم بلأخره یه نسخه ازش گیر بیارم ‏.‏

00:17:53.450 --> 00:17:56.610
احساس میکنم این نویسنده هم همون کلاوس پوپّه هستش ‏.‏

00:17:57.740 --> 00:17:59.490
چطور به چنین نتیجه ای رسیدید ؟‏!‏؟

00:18:00.040 --> 00:18:01.160
بهت که گفتم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:01.160 --> 00:18:04.160
فقط کافیه دیدت رو نسبت بهش عمیق تر کنی ‏.‏

00:18:04.160 --> 00:18:07.710
هرچقدرم سبک طرّاحیش رو تغییر بده بازم اصل کار یکی ـه ‏.‏

00:18:08.590 --> 00:18:11.380
مضمون این کتاب با بقیّه داستان هاش به کلّی فرق کرده ‏.‏

00:18:11.380 --> 00:18:14.800
‏"‏ دزدی که خودش را در دهکده ای کوهستانی مخفی کرد ‏"‏

00:18:14.800 --> 00:18:18.510
اون دزد تصمیم میگیره تا پول های اهالی دهکده رو بدزده ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:18.510 --> 00:18:22.430
از وقتی که پاش به اون دهکده میرسه و
میان مردم میره ‏،‏ دزدی رو فراموش میکنه ‏.‏

00:18:22.430 --> 00:18:22.970
و بعد ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:23.520 --> 00:18:27.980
تصمیم میگیره که زندگی بی سروصدایی رو
شروع کنه و به اهالی اون دهکده کمک کنه ‏.‏

00:18:28.060 --> 00:18:30.980
‏"‏ زادگاهی آرامش بخش ‏"‏ هم عنوان کتاب ـه ‏.‏

00:18:31.190 --> 00:18:34.530
با خوندن این کتاب ‏،‏ تمام احساسات بدی که ازش داشتی از بین میرند ‏.‏

00:18:34.530 --> 00:18:37.990
ولی اینبار سبک طرّاحیش به نسبت قبلی ها خیلی افت کرده ‏.‏

00:18:37.990 --> 00:18:39.990
خیلی عجیب ـه مگه نه ؟

00:18:39.990 --> 00:18:43.120
مضمون داستانش که بهتر شد ‏،‏ سبک طراحیش خیلی افت کرد ‏.‏

00:18:43.620 --> 00:18:48.040
انگار اون اهدافی که از اوّل داشته گم کرده و چیزی براش باقی نمونده ‏.‏

00:18:48.920 --> 00:18:50.840
‏"‏ زادگاهی آرامش بخش ‏"‏

00:18:50.840 --> 00:18:52.550
دهکده ای در میان کوه ها ‏.‏

00:18:54.170 --> 00:18:58.380
‏"‏ زادگاهمون جایی در جنوب آلمان و در
میان کوه هاست ‏،‏ گویی بینشان محصور شده ‏.‏ ‏"‏

00:19:00.550 --> 00:19:01.680
نقشه دارید ؟‏!‏؟

00:19:03.520 --> 00:19:05.640
یه نقشه از آلمان جنوبی لازم دارم ‏.‏

00:19:08.190 --> 00:19:10.310
دنبال چیز خاصّی می گردی ؟

00:19:10.310 --> 00:19:13.020
یه دهکده در میان کوهستان های آلمان جنوبی ‏.‏

00:19:13.980 --> 00:19:14.940
خودشه ‏!‏

00:19:18.030 --> 00:19:19.160
روزنهایم ‏.‏

00:19:26.410 --> 00:19:28.670
الاناست که اینجارو آب با خودش ببره ‏!‏

00:19:29.710 --> 00:19:33.670
چطوری ؟ بلأخره تونستی ردّی از کنراد پیدا کنی و بفهمی کجاست ؟

00:19:33.840 --> 00:19:36.090
نه هنوز نفهمیدم کجاست ‏.‏

00:19:36.090 --> 00:19:38.800
همکارام هنوزم دارن دنبالش می گردند ‏.‏

00:19:38.800 --> 00:19:41.550
ولی تو این بارون که نمیشه کاری کرد ‏.‏

00:19:41.550 --> 00:19:45.260
بخاطر سیل و طغیان رودخونه تمام راه ها و جادّه ها بسته شدند ‏.‏

00:19:45.720 --> 00:19:48.270
بعنوان دوستش مطمئنّم که نگرانشی ‏.‏

00:19:48.690 --> 00:19:50.560
معلوم هست اینجا چه خبره ؟

00:19:50.560 --> 00:19:52.980
تو این دهکده همیشه آرامش حاکم بوده ولی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:52.980 --> 00:19:55.440
حالا کنراد خبری ازش نیست ؛

00:19:55.440 --> 00:19:57.280
به سگ خانم هیلمن هم شلّیک شده ‏.‏

00:19:58.200 --> 00:20:02.030
بیچاره خانوم هیلمن اینقدر حالش خراب بود
که نمیتونست از تختش بلند بشه ‏.‏

00:20:02.740 --> 00:20:07.370
دیشبم آقای کِمنِر بعدِ اینکه کافه رو ترک کرده
بهش حمله کردند و تا تونستند کتکش زدند ‏.‏

00:20:07.370 --> 00:20:09.290
شنیدم بدجوری صدمه دیده ‏.‏

00:20:10.290 --> 00:20:12.880
هنوزم متوجّه نشدیم کی بهش حمله کرده ‏.‏

00:20:12.880 --> 00:20:15.170
اگه خدایی نکرده آقای کمنر بمیره ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:15.170 --> 00:20:18.210
اوّلین مقتول این شهر آروم لقب می گیره ‏.‏

00:20:18.800 --> 00:20:21.720
با این وضعیت و بارون شدید ‏،‏ عملاً کمکی از دستمون برنمیاد ‏.‏

00:20:21.720 --> 00:20:24.010
با این افراد کم چیکار میتونم بکنم آخه ؟‏!‏؟

00:20:24.890 --> 00:20:27.220
مطمئنّاً دست غریبه ها تو کاره ‏.‏

00:20:27.220 --> 00:20:30.060
هیچوقت نشده جرمی یا قتلی تو این شهر صورت بگیره ‏.‏

00:20:30.060 --> 00:20:31.810
شک ندارم که کار غریبه هاست ‏!‏

00:20:31.810 --> 00:20:34.560
ما هم جزو غریبه ها هستیم ‏!‏

00:20:37.570 --> 00:20:39.360
نه منظورم شماها نبودید ‏!‏

00:20:39.360 --> 00:20:40.820
واقعاً بارون شدیدی ـه ‏.‏

00:20:41.450 --> 00:20:45.330
تو این هوای بارونی با ویلچر حتّی نمیشه ذرّه ای تکون خورد ‏.‏

00:20:49.290 --> 00:20:50.410
خب ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:50.410 --> 00:20:53.580
میرم که همکارام رو پیدا کنم و از قسمت دیگه کارو شروع کنیم ‏.‏

00:20:53.580 --> 00:20:54.960
مراقب خودت باش ‏!‏

00:21:03.340 --> 00:21:05.300
کفش های شوهرتون ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:05.300 --> 00:21:07.680
کمی کثیف بنظر می رسند ‏.‏

00:21:07.930 --> 00:21:11.230
انگار زیر بارون داشتند قدم می زدند ‏.‏

00:21:13.270 --> 00:21:14.690
میخواستم یه تماس بگیرم ‏.‏

00:21:30.450 --> 00:21:32.830
اون الکلی عوضّی ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:32.830 --> 00:21:35.670
بهش که نمیخوره دست به کار خطرناکی زده باشه ‏.‏

00:21:48.310 --> 00:21:49.430
چیزی شده ؟

00:21:49.430 --> 00:21:50.560
بنزین تموم کردید ؟

00:21:51.270 --> 00:21:53.020
یا روغن چکّه می کنه ؟

00:21:54.520 --> 00:21:56.230
میتونم با یه مکانیک تماس بگیرم تا ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:04.990 --> 00:22:06.570
بازم شلّیک گلوله ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:12.120 --> 00:22:13.660
تلفن قطع شده ‏.‏

00:22:17.670 --> 00:22:21.710
ما نمی تونیم چنین چیزی رو متوقّف کنیم ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

00:22:28.500 --> 00:22:42.600
...آری .... چشم بدوز به آنچه هم اکنون در این دنیا هویداست

00:22:45.100 --> 00:23:00.100
... آری .... با چشمانت به مهربانی ایمان بیاور

00:23:18.100 --> 00:23:26.100
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین یگانگی ات

00:23:26.400 --> 00:23:34.400
خانه ات را بنا کن .... در سرزمین خلوص و پاکی ات

00:23:34.900 --> 00:23:36.300
... خانه ات را بنا کن