﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:02.600
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:03.060 --> 00:00:06.440
حتي بدونِ اينکه شناختي از پدر و مادرش
داشته باشي ، ميگي ميخواستي باهاش ازدواج کني ؟

00:00:06.440 --> 00:00:07.530
. من که ربطي به اين ماجرا نداشتم

00:00:07.530 --> 00:00:09.030
. همه چي برام تموم شده بود

00:00:09.030 --> 00:00:10.610
چيه ؟ . . ديگه چي از جونَم ميخواي ؟

00:00:10.620 --> 00:00:13.000
! " لي سويونگ "
. اونه که باعث شده اينطوري بشم

00:00:13.000 --> 00:00:14.630
ميدوني به چي ميگن غيرممکن ؟

00:00:14.630 --> 00:00:18.000
، اگه نميخواي جانشينَم تو شرکت بشي
. بايد وظيفه اتُ با روابطِ ازدواج انجام بدي

00:00:18.000 --> 00:00:19.860
تاوانِ بزرگترين پسرِ شرکتِ " وينِرز " بودن
. همينه

00:00:19.900 --> 00:00:21.200
، حاضرم جانشينِتون تو شرکت بشم

00:00:21.200 --> 00:00:23.200
. به شرط اينکه بذاريد با " سويونگ " ازدواج کنم

00:00:23.200 --> 00:00:25.060
. انگار واقعا زده به مُخت -
بله ؟ -

00:00:25.060 --> 00:00:29.430
قولي که داده بودي رو تو يه قرارداد بنويس و
. اينطوري ميفهمم که سرِ قولِت ميموني

00:00:29.430 --> 00:00:31.960
. . پدر -
. همينکارو بکن ، باهاش ازدواج کن -

00:00:36.460 --> 00:00:38.960
. پدر . . ازت ممنونم

00:00:38.960 --> 00:00:40.380
. تمومش کن . . وايسيد

00:00:40.900 --> 00:00:42.430
داريد چي ميگيد ؟

00:00:42.880 --> 00:00:43.840
. آروم تر

00:00:44.110 --> 00:00:46.090
فکرکردي ميتونم آروم داشته باشم ؟

00:00:46.090 --> 00:00:47.970
منظورت چيه که ازدواج کنه ؟

00:00:48.080 --> 00:00:49.960
. بدونِ موافقتِ من که نميتوني اجازه بدي

00:00:49.960 --> 00:00:52.220
تو هم بدونِ پرسيدن از من نميتوني
. ازش تشکر کني

00:00:53.000 --> 00:00:54.360
. يادت باشه سرِ قولِت بموني

00:00:54.980 --> 00:00:55.980
. عزيزم ، بيا دنبالم

00:00:59.400 --> 00:01:02.260
مگه تو به تنهايي "ووجه"ـرو
به دنيا آوردي ؟

00:01:02.260 --> 00:01:04.700
، شايد باهام مثلِ مادرش رفتار نکني
. اما ، چه بخواي و چه نخواي مادرِ" ووجه " هستم

00:01:04.700 --> 00:01:06.200
. من بودم که اونو به دنيا آوردم

00:01:06.230 --> 00:01:08.750
اون بچه يِ بداخلاق و لجباز
. براي ده ماه تو شکمِ خودم بزرگ شده

00:01:08.750 --> 00:01:13.060
اون مريضي هايِ صبحگاهي که بخاطرِ اون
. داشتم باعث شد وزنم از 42 بشه 48

00:01:13.060 --> 00:01:15.060
، تمامِ زندگيمُ گذاشتم به پايِ به دنيا آوردنِ اون

00:01:15.060 --> 00:01:17.800
تو حق نداري تصميم بگيري
. اون با کي ازدواج کنه

00:01:17.800 --> 00:01:19.500
مگه فراموشي زدي ؟

00:01:19.500 --> 00:01:23.020
با پولِ من بود که تونستي تمامِ اون
صورتحسابايِ ده ماه حاملگيتُ بدي ، يادت نيست ؟

00:01:23.020 --> 00:01:25.870
، " کانگ کيبوم "
. اينقدر حرفُ عوض نکن

00:01:25.870 --> 00:01:27.430
مگه خودت همينو نميخواستي ؟

00:01:28.000 --> 00:01:31.010
خودت گفته بودي ميخواي
. با دختري که عاشقشِ ازدواج کنه

00:01:31.010 --> 00:01:33.300
حتي از " سونوو " با اون پيشينه يِ خانوادگيِ
. بي نظيرِش خوشِت نميومد

00:01:33.300 --> 00:01:37.500
خب . . فکرکردي منظورم اين بود که
اشکالي نداره ديگه تا اين حد سطح پايين بگيره ؟

00:01:37.500 --> 00:01:42.020
پس ، ميخواي " ووجه " با دختري که عاشقشِ
ازدواج کنه ، اما . . بايد انتظاراتِ تورو هم برآورده کنه ؟

00:01:42.350 --> 00:01:44.660
اين ديگه چه استاندارديه ؟

00:01:44.660 --> 00:01:46.250
. اين استانداردِ من بعنوانِ مادرشه

00:01:46.250 --> 00:01:48.800
، حتي اگه چاقو هم بيخِ گلوم بگيري
. با اين ازدواج موافقت نميکنم

00:01:49.280 --> 00:01:53.900
، هيچکس چاقو بيخِ گلوت نميگيره
. پس ، دست از اين چرت و پرتا بردار

00:01:53.900 --> 00:01:56.040
بگو ترجيح ميدي بدونِ کارت اعتباريت
. . زندگي کني يا

00:01:56.510 --> 00:02:00.300
ترجيح ميدي خودت بري بيرون و . .
پول دربياري ؟

00:02:00.300 --> 00:02:02.460
. حداقل يه تهديدي بکن که واقعي باشه

00:02:02.460 --> 00:02:03.800
چي گفتي ؟

00:02:03.800 --> 00:02:06.400
فقط اينطوريه که ميتونم بفهمم
. واقعا با اين ازدواج تا چه حد مخالفي

00:02:06.400 --> 00:02:10.660
. " کانگ کيبوم " -
. ووجه " باهام يه معامله اي کرده " -

00:02:11.600 --> 00:02:15.030
من هرکاري از دستم برميومد کردم تا
، اون تو شرکت کار کنه

00:02:15.030 --> 00:02:18.230
حالا خودش با پاهاي خودش اومده و
. ميگه اگه با ازدواج موافقت کنيم ، حاضرِ بياد تو شرکت

00:02:18.230 --> 00:02:20.130
چرا با وجودِ همچين شرايطي
نبايد اين معامله رو قبول ميکردم ؟

00:02:20.130 --> 00:02:22.000
بازم با اينحال . . يه شرايطي هستن که
. آدم نبايد قبولِشون کنه

00:02:22.000 --> 00:02:23.730
يعني پول و شرکت اينقدر برات مهمه ؟

00:02:23.730 --> 00:02:28.200
يعني از زندگيِ پسرت برات مهم تره ؟ -
. ازدواج خودش نيمي تجارته -

00:02:28.200 --> 00:02:30.610
درسته که اون دختر از لحاظِ پيشينه ي خانوادگيِ
، يه کم و کاستي هايي داره

00:02:30.610 --> 00:02:32.770
. اما . . خودش به شخصه خيلي به درد بخوره

00:02:33.100 --> 00:02:35.450
هم باهوشِ و هم مصمم و روراستِ و
. هم نابغه ـست

00:02:38.200 --> 00:02:42.060
تمامِ کلمه هايِ اشتباهِ مربوط به درسِ بعديُ
. حفظ کن

00:02:42.060 --> 00:02:46.400
معلم ، چطور شد که با داداشم
عاشق و معشوق شديد ؟

00:02:46.400 --> 00:02:50.200
از همون روزِ اول عاشقش شدي ؟
يا . . وقتي که به نمايشَم اومده بود ؟

00:02:51.060 --> 00:02:54.530
، نميخوام درموردش باهات صحبت کنم
. اينا مالِ گذشته ـست

00:02:54.530 --> 00:02:57.260
. نميخواد خيلي غصه بخوري

00:02:57.260 --> 00:02:59.430
. غصه يِ چيزيُ نميخورم

00:02:59.460 --> 00:03:03.430
چطور ميشه وقتي از مَردي که
عاشقشي ، مجبور شدي جدا بشي . . غصه اشُ نخوري ؟

00:03:03.430 --> 00:03:06.230
اگه آدمِ سرِ همچين چيزايي
. خودشُ اذيت کنه که يعني يه پا احمقه

00:03:06.230 --> 00:03:08.260
عصباني نيستي ؟

00:03:08.300 --> 00:03:10.680
ناراحت نيستي حتي با اينکه تقصيرِ خودت
نبوده که تو يه خانواده يِ فقير به دنيا بيايي ، اينطوري شده ؟

00:03:11.270 --> 00:03:14.690
. دنيا همينطوريه ديگه . . کاريش نميشه کرد

00:03:28.100 --> 00:03:29.630
. ممنون

00:03:31.100 --> 00:03:33.800
اين همون پاداشيِ که گفته بودم وقتي نمره هايِ
. سونگجه " پيشرفت کنه ، بهتون ميدم "

00:03:34.630 --> 00:03:37.820
درموردِ مقدارش تصميم نگرفته بوديم و
. براي همينم مقدارِ زيادي گذاشتم

00:03:39.400 --> 00:03:42.260
. ممنون . . به خوبي ازش استفاده ميکنم

00:03:43.760 --> 00:03:46.830
. ووجه " ، معلمُ برسون به خونه اش "

00:03:54.960 --> 00:03:57.630
، نيازي نيست منو برسوني

00:03:57.630 --> 00:03:59.300
. ميتونم با اتوبوس برم

00:03:59.900 --> 00:04:05.130
صبر کن ببينم ، انگار يه بار ديگه هم
. همچين صحنه ايُ ديدم

00:04:05.130 --> 00:04:07.990
. اينطوري راحت ترَم -
. اين خطُ هم يادمه -

00:04:07.990 --> 00:04:10.860
<c.colorffb0ff>، با اتوبوس ميرم
. اينطوري راحت ترَم</c>

00:04:13.560 --> 00:04:17.430
الان خيلي ذوق زده بنظر ميرسم . . نه ؟

00:04:18.160 --> 00:04:19.700
حالا چرا اين شکلي شدي ؟

00:04:19.700 --> 00:04:23.500
. نميخوام بهت گير بدم ، بهترِ خودت سوار بشي

00:04:23.500 --> 00:04:25.900
، اگه نميخواي به زور سوارِت کنم
. خودت بيا و سوار شو

00:04:26.500 --> 00:04:27.900
<c.colorffa8a8>اين چِش شده ؟</c>

00:04:27.900 --> 00:04:30.900
: حتما الان داري از خودت ميپرسي
<c.colorffa8a8>« اين چِش شده ؟ »</c>

00:04:32.660 --> 00:04:33.760
. بيا

00:05:00.430 --> 00:05:03.300
، " برادرِ " سونگجه
. . پياده نشدم که باهات غذا بخورم

00:05:03.300 --> 00:05:05.560
. ما قبلا آخرين غذامونو باهم خورديم . .

00:05:05.560 --> 00:05:06.660
. ديگه ميرم

00:05:07.730 --> 00:05:08.860
، نخير

00:05:10.130 --> 00:05:15.700
از حالا به بعد بايد غذاهايِ بي شُماري
. باهام بخوري

00:05:15.730 --> 00:05:17.460
. اجازه گرفتم که باهات ازدواج کنم

00:05:18.960 --> 00:05:23.430
چي گفتي ؟ -
. گفتم براي ازدواجِمون اجازه گرفتم -

00:05:26.100 --> 00:05:29.260
، سرِ شام درموردش حرف ميزنيم
. هنوز چيزي نخوردي

00:05:30.360 --> 00:05:31.730
. نه

00:05:33.800 --> 00:05:35.860
منظورت چيه که اجازه گرفتي ؟

00:05:36.900 --> 00:05:39.400
چطور ميشه ؟

00:05:39.460 --> 00:05:45.160
پدرت کاملا به وضوح گفته بود که
. من فقط يه معلمَم . . همين

00:05:45.160 --> 00:05:47.200
، فکرکنم بابام نميخواسته پسرشُ از دست بده

00:05:47.760 --> 00:05:49.760
درست همونطور که
. من نميخوام تورو از دست بدم

00:05:52.000 --> 00:05:53.170
. دروغگو

00:05:55.600 --> 00:05:56.700
. تمومش کن

00:05:58.960 --> 00:06:00.580
چرا اينقدر بهم عذاب ميدي ؟

00:06:01.260 --> 00:06:04.960
چطوري ؟ . . چطور تونسته بها اجازه بده
با آدمي مثلِ من ازدواج کني ؟

00:06:04.960 --> 00:06:07.100
، از سال سوم دبيرستان که بودم درس ميدادم

00:06:07.100 --> 00:06:11.000
به بچه هايِ پولدار تو " دِگو " ، به اونايي که
. . تو " گانگنام " خودشونو از همه بهتر ميدونن

00:06:11.000 --> 00:06:14.160
حتي بهتر از خودشون ميدونم که چطور . .
. با آدمايي که کمتر از خودشون پولدارن ، رفتار ميکنن

00:06:14.160 --> 00:06:18.000
ميدونم چقدر از همچين آدمايي
. متنفرن و مسخرَشون ميکنن

00:06:19.160 --> 00:06:21.220
اونوقت داري ميگي بهت اجازه داده که
با آدمي مثلِ من ازدواج کني ؟

00:06:22.100 --> 00:06:23.000
. . " سويونگ "

00:06:23.000 --> 00:06:26.600
خانواده هايِ زياديُ ديدم که بخاطرِ اصرارِ
. بيش از حدِ پسرشون با ازدواج موافقت ميکنن

00:06:26.600 --> 00:06:28.930
. . حتي خانواده هايِ کم درآمدَم اينکارو ميکنن

00:06:28.930 --> 00:06:31.900
امکان نداره اون به راحتي
. با اين ازدواج موافقت کرده باشه

00:06:31.900 --> 00:06:34.400
. ازش اجازه گرفتم

00:06:34.400 --> 00:06:36.000
. دروغ نميگم

00:06:37.960 --> 00:06:41.960
، مادرم هنوز موافقت نکرده
. اما . . اونَم به زودي موافقت ميکنه

00:06:46.400 --> 00:06:51.100
<c.red>. من . . پدر ندارم</c>

00:06:55.560 --> 00:06:57.660
بيا بريم غذا بخوريم و
. اونجا درموردش حرف بزنيم

00:06:58.460 --> 00:06:59.390
. صبر کن

00:07:02.400 --> 00:07:03.900
. يه لحظه صبر کن

00:07:07.000 --> 00:07:08.560
. . فقط ، فقط

00:07:09.360 --> 00:07:11.160
. . فقط تنهام بذار

00:07:12.260 --> 00:07:17.530
سويونگ " ، ميدونم براي چي مُردد بودي و "
، جرأتِ ادامه دادنُ تو خودت نميديدي

00:07:17.530 --> 00:07:19.510
. ديگه نيازي نيست نگرانِ اين چيزا باشي

00:07:21.660 --> 00:07:23.470
چرا تو بايد تصميم بگيري که
با هم ازدواج کنيم يا نه ؟

00:07:24.010 --> 00:07:25.940
مگه توافق کرده بوديم
باهم ازدواج کنيم ؟

00:07:26.300 --> 00:07:29.000
نتيجه ي منطقيِ اينکه دونفر ميخوان
. باهم باشن اينه که باهم ازدواج کنن

00:07:29.030 --> 00:07:34.100
. من که هيچوقت نگفتم ميخوام باهات ازدواج کنم

00:07:34.130 --> 00:07:36.000
دليلِ اينکه چرا از اول
. . بهت جوابِ " نه " ميدادم ، اين بود که

00:07:36.000 --> 00:07:38.930
نميخواستم بخاطرِ اينکه اشتباه کردم و . .
. . عاشقت شدم ، توسطِ خانواده ات و

00:07:38.930 --> 00:07:41.700
. بقيه يِ آدماي دنيا تحقير و مسخره بشم . .

00:07:41.700 --> 00:07:45.080
نميخواستم جوري باهام رفتار بشه که
. انگار خيلي کم و کاستي دارم

00:07:47.800 --> 00:07:51.420
، باشه . . اصلا ازدواجُ فراموش کن
. باهم قرار ميذاريم

00:07:52.760 --> 00:07:54.790
. حتي بنظرِ خودمم ازدواج يه کم عجولانه ـست

00:07:56.430 --> 00:07:59.680
مهم ترين چيز براي من اين بود که
. اجازه يِ ازدواجِمونو بگيرم

00:08:00.500 --> 00:08:04.630
همين که ميدونم ديگه بخاطرِ خانوادم
. . صدمه نميبيني

00:08:04.700 --> 00:08:06.500
. برام کافيه . .

00:08:07.560 --> 00:08:11.730
يعني چي ؟

00:08:12.830 --> 00:08:15.840
. من که ديگه اجازه رو گرفتم . . منتظرت ميمونم

00:08:16.750 --> 00:08:20.540
. باهم قرار ميذاريم تا درموردم مطمئن بشي

00:08:21.600 --> 00:08:22.930
باشه ؟

00:08:51.700 --> 00:08:54.940
هيونگ ؟

00:08:54.940 --> 00:08:56.480
. اول بايد با مامان حرف بزنم

00:08:56.960 --> 00:08:58.320
چقدر عاشقِ معلمم هستي ؟

00:09:00.700 --> 00:09:03.230
يعني چي ؟ -
چقدر دوستش داري ؟ -

00:09:03.960 --> 00:09:05.800
بيشتر از من دوستش داري ؟

00:09:08.030 --> 00:09:10.560
. انگار هنوز بچه ايا

00:09:10.560 --> 00:09:12.900
چطور ميتونم مقدارِ عشقم به يه زنُ با
مقدار عشقِ تو مقايسه کنم ؟

00:09:12.900 --> 00:09:16.630
اصلا ميدوني وقتايي که استرس داره يا
داره بهش سخت ميگذره ، چکار ميکنه ؟

00:09:16.630 --> 00:09:19.040
اصلا ميدوني قبلا بجايِ اينکه
غذا بخوره . . از آب شير ميخورده ؟

00:09:20.130 --> 00:09:22.400
، تو که هيچي ازش نميدوني
آخه چرا دوستش داري ؟

00:09:22.400 --> 00:09:25.130
چرا دوستش داري ؟

00:09:27.630 --> 00:09:28.930
. . ببينم

00:09:31.560 --> 00:09:34.730
تو پيشِ خودت باهام مثلثِ عشقي داشتي ؟ . .

00:09:34.730 --> 00:09:36.060
. جوابمُ بده

00:09:38.800 --> 00:09:41.000
، نسبت به تو يه کم بيشتر ازش ميدونم

00:09:41.030 --> 00:09:43.830
و ميخوام باهاش طوري رفتار کنم که
. باعثِ دلنگرانيِ تو نشه

00:09:43.860 --> 00:09:45.330
اينطوري سوالت جواب داده شد ؟

00:09:47.330 --> 00:09:52.630
. چون داداشَمي بيخيالِت ميشم

00:09:52.630 --> 00:09:56.860
، اگه ببينم به گريه اش انداختي
. خودم با دستام ميکُشمت

00:09:59.160 --> 00:10:00.660
. خوشبختش کن

00:10:03.400 --> 00:10:06.090
. باشه . . به گريه نميندازمش

00:10:07.411 --> 00:10:09.390
. ممنونم که بخاطرِ من کنار کِشيدي

00:10:10.560 --> 00:10:13.000
هرطور شده بايد از مامان و بابا
. اجازه بگيري

00:10:13.030 --> 00:10:15.330
. خودم همه جوره هواتُ دارم

00:10:15.330 --> 00:10:17.800
بگو چکار ميتونم برات بکنم ؟

00:10:18.760 --> 00:10:23.530
. انگار واقعا بزرگ شديا

00:10:23.530 --> 00:10:26.160
. . بهم بگو ديگه

00:10:27.800 --> 00:10:29.840
. اجازه گرفتم

00:10:31.400 --> 00:10:33.660
اجازه گرفتي ؟

00:10:43.630 --> 00:10:46.930
. ببخشيد که زودتر بهتون نگفته بودم

00:10:46.930 --> 00:10:49.200
. خيلي عجله داشتم

00:10:52.800 --> 00:10:57.080
وقتي ازت خواسته بودم هرطور شده به
پدرت نبازي . . مگه ازت خواسته بودم اينطوري بکني ؟

00:10:57.080 --> 00:10:59.960
فکرميکردم منظورتون اين بود که
. من خوشبخت بشم

00:10:59.960 --> 00:11:03.160
فقط خودت بايد خوشبخت بشي ؟
مگه فقط تو حقِ خوشبخت بودن داري ؟

00:11:03.160 --> 00:11:05.860
. منِ بيچاره که خجالت ميکِشم عروس صِداش بزنم

00:11:05.860 --> 00:11:07.900
. تقصيرِ " سويونگ " نيست که يتيمه

00:11:07.900 --> 00:11:12.060
حتي خودِ بچه مهدکودکي ها هم ميدونن که
. همچين زندگي اي منصفانه نيست

00:11:12.060 --> 00:11:14.150
. ازم انتظار نداشته باش باهاش خيلي خوب باشم

00:11:14.150 --> 00:11:16.760
از منم انتظار نداشته باشيد که خوشبختيمُ
. بخاطرِ شُهرتِ پدر و مادرم فدا کنم

00:11:18.800 --> 00:11:22.000
فکرکردي دارم اينکارو بخاطرِ شهرتَم ميکنم ؟

00:11:22.030 --> 00:11:23.400
. . يعني نميدوني که

00:11:23.430 --> 00:11:25.560
ميخواستم يه رابطه يِ دوست داشتني و . .
خوب با عروسَم داشته باشم ؟

00:11:25.560 --> 00:11:28.060
. اون حتي از پدرتَم سردتر و نامَردتره

00:11:28.060 --> 00:11:30.560
، اگه جلوش يه ليوان آب يخ بخورم
. اينقدر حسِ سردي بهم دست ميده که از سرما ميميرم

00:11:30.560 --> 00:11:33.600
شما که تاحالا نشده حتي
. پنج دقيقه با " سويونگ " حرف بزنيد

00:11:33.600 --> 00:11:36.160
، همون اولين نگاه کافيه
. با يه نگاه ميشه همه چيُ فهميد

00:11:36.200 --> 00:11:37.720
. اين منم که قرارِ باهاش زندگي کنم

00:11:38.430 --> 00:11:39.320
که اينطور ؟

00:11:40.160 --> 00:11:43.060
پس . . مادرتُ به کُشتن بده و
. بعدشم يه زندگيِ خوب و قشنگ داشته باش

00:11:43.060 --> 00:11:46.700
. هرگز نه پدرت و نه خودتُ نميبخشم

00:12:00.830 --> 00:12:04.460
<c.cyan>اين همون پاداشيِ که قرار بود اگه نمره هايِ
. سونگجه " پيشرفت کنه ، بهتون بدم "</c>

00:12:07.830 --> 00:12:10.030
<c.cyan>. براي ازدواج موافقت گرفتم</c>

00:12:11.260 --> 00:12:13.200
<c.cyan>. . امکان نداره</c>

00:12:15.000 --> 00:12:17.500
<c.cyan>منظورتون اينه که
به درس دادن به " سونگجه " ادامه بدم ؟</c>

00:12:17.500 --> 00:12:19.260
<c.cyan>مگه کار و زندگيِ شخصي چيزايِ
جدا از هم نيستن ؟</c>

00:12:19.260 --> 00:12:21.660
<c.cyan>. اجازه گرفتم</c>

00:12:21.660 --> 00:12:22.960
<c.cyan>. دروغ نميگم</c>

00:12:22.960 --> 00:12:27.750
<c.cyan>. من . . پدر ندارم</c>

00:12:27.750 --> 00:12:30.030
<c.cyan>پس . . يتيمي ؟</c>

00:12:30.030 --> 00:12:31.670
<c.cyan>. پس ، بيا باهم قرار بذاريم</c>

00:12:34.100 --> 00:12:36.820
<c.cyan>. من . . پدر ندارم</c>

00:12:40.890 --> 00:12:41.960
<c.cyan>. من . . پدر ندارم</c>

00:12:43.510 --> 00:12:44.640
<c.cyan>. من . . پدر ندارم</c>

00:12:49.100 --> 00:12:52.600
اگه همينطوري ادامه بديم که
. آخرسر تو بعنوانِ يه انترن ميميريم

00:12:52.600 --> 00:12:55.800
، معلومه که همينطوره
. دکتر بودن که کارِ هرکسي نيست

00:12:59.830 --> 00:13:02.330
، تو برو
. فردا تو دانشگاه ميبينمت

00:13:02.330 --> 00:13:04.860
. باشه . . تو دانشگاه ميبينمت -
. باشه -

00:13:12.600 --> 00:13:14.060
، " کانگ ميونگ "

00:13:18.830 --> 00:13:20.430
چي شده ؟

00:13:20.430 --> 00:13:24.060
با تمامِ قدرتي که داشتي
تا تونستي گرفتي زديش ؟

00:13:25.100 --> 00:13:27.100
. فراموشش کن و به راهِت ادامه بده

00:13:35.400 --> 00:13:38.030
وقتي دارم به خوبي
. بهت ميگم ، خودت برو

00:13:46.100 --> 00:13:48.260
. امروز آخرين روزَم تو اينجا بود

00:13:48.300 --> 00:13:51.400
. ديگه تو بخش جراحيِ دانشگاهِ خودم ميرم

00:13:51.430 --> 00:13:55.260
چرا حالا اينو بهم ميگي ؟

00:13:57.100 --> 00:13:58.700
. پس . . داري ميري

00:14:06.660 --> 00:14:10.330
اصلا آدمي تو اين دنيا پيدا ميشه که
کاملا خوب و بي نقص باشه ؟

00:14:11.230 --> 00:14:12.800
" اصلا چيزي به اسمِ " نيمه ي گُمشده
وجود داره ؟

00:14:13.510 --> 00:14:16.140
. ديگه زيادي ملودرام بازي داري درمياري

00:14:17.860 --> 00:14:20.010
، اگه نيمه ي گُمشده اينقدر برات مهمه

00:14:20.010 --> 00:14:23.600
بايد ميرفتي و اون مَردي که
. زندگيتُ نجات داده بودُ پيدا ميکردي

00:14:25.730 --> 00:14:30.100
، وقتي فکرَم فقط درگيرِ يه چيزي ميشه
. ديگه رو چيزايِ ديگه نميتونم تمرکز کنم

00:14:30.100 --> 00:14:33.900
اگه تو دوره ي دبيرستان اينقدر نمره هايِ بالا
. . ميگرفتم که بتونم باهاش

00:14:33.900 --> 00:14:37.030
، واردِ دانشکده يِ پزشکي بشم . .
نشون ميداد که چقدر مصمم و با اراده ام ، مگه نه ؟

00:14:37.030 --> 00:14:41.100
بعد از اينکه بالاخره تونستم بعد از هزاران
، بي خوابي کِشيدن و خونريزي هاي بيني پزشکي قبول بشم

00:14:42.130 --> 00:14:45.060
. فهميدم که حتي اسمِ اون مردُ بلد نيستم

00:14:45.060 --> 00:14:46.900
. حتي قيافه اشُ هم نميتونستم به ياد بيارم

00:14:49.130 --> 00:14:53.100
راستش ، ديگه انگيزه ي پيدا کردنشُ
. از دست دادم

00:14:53.100 --> 00:14:58.630
بعد از اينکه روياي دکتر شدنُ
. تو وجودم تزريق کرد . . خودشم ناپديد شد

00:14:58.630 --> 00:15:01.590
براي همينه که هيچوقت نتونستي ببينش ؟

00:15:01.970 --> 00:15:04.840
آره ، خيلي ناراحت کننده ـست . . نه ؟

00:15:05.460 --> 00:15:09.300
اينقدر ناراحت کننده بود که
. ديگه ميخوام برم

00:15:10.330 --> 00:15:12.530
. قبل از اينکه بري شمارتُ بده

00:15:12.530 --> 00:15:15.160
، ما که هرازگاهي به تورِ هم ميخوريم
. بهترِ بذاريم همينطور بمونه

00:15:15.160 --> 00:15:18.430
ديگه چطور ميشه هرازگاهي بهم بربخوريم ؟

00:15:18.430 --> 00:15:23.760
نميخوام وقتي حتي قرار نيست
. به يکي زنگ بزنم ، باهاش شماره رد و بدل کنم

00:15:23.760 --> 00:15:25.700
، " لي سانگوو "

00:15:25.730 --> 00:15:28.730
بخاطرِ اينکه بهت علاقه دارم نيست که
. ميخوام ازت شماره بگيرم

00:15:28.730 --> 00:15:32.560
، منم ميگم نميتونم اينکارو بکنم
. زيادي سرگرمِ نجات پيدا کردن تو دنيام

00:15:35.360 --> 00:15:37.210
. باشه . . همينکارو ميکنيم

00:15:37.960 --> 00:15:38.950
. خداحافظ

00:15:43.100 --> 00:15:46.630
. واقعا آدمِ خوش بيني هستي

00:15:46.660 --> 00:15:49.860
خودت هرطور شده رو پايِ خودت وايميسي و
. زندگيتُ فدايِ عشق ميکني

00:15:49.900 --> 00:15:52.160
داري اذيتم ميکني ؟

00:15:52.160 --> 00:15:53.560
. تعريف کردم

00:15:57.060 --> 00:15:58.430
. تا بعد

00:16:34.100 --> 00:16:37.530
مامان کجاست ؟ -
. مادرت اعتصاب کرده و غذا نميخوره -

00:16:37.560 --> 00:16:39.300
اعتصابِ غذا کرده ؟

00:16:40.730 --> 00:16:43.900
. آره . . اعتصاب غذا

00:16:45.560 --> 00:16:50.860
، ميخوام تا وقتي که از " لي سويونگ " دست بکِشي
. هيچي نخورم

00:16:50.860 --> 00:16:53.800
آهنگِ کلاسيک گوش نميکنم و
، هيچ آرايشي نميکنم

00:16:53.860 --> 00:16:56.360
. پامُ هم از خونه بيرون نميذارم

00:16:56.400 --> 00:16:59.000
. حتي از کارت اعتباريمَم استفاده نميکنم -
. مامان -

00:16:59.000 --> 00:17:04.000
فقط از پيشينه ي خانوادگي و ويژگي هايِ
، لي سويونگ " نيست که بدَم مياد "

00:17:04.000 --> 00:17:06.970
، فقط از خودش خوشم نمياد
. اون زيادي آدمِ سرديه

00:17:07.460 --> 00:17:10.470
. مامان . . معلمم اينطور نيست

00:17:12.100 --> 00:17:16.220
درموردِ ازدواجِ " ووجه " حرف ميزنيد ؟

00:17:17.730 --> 00:17:19.820
چرا اين شکلي لباس پوشيدي ؟

00:17:20.800 --> 00:17:24.900
نکنه داري بخاطرِ اينکه
اينطوري عذابم ميدي ، جشن ميگيري ؟

00:17:25.700 --> 00:17:27.960
. دارم با پدر ميرم سرِ کار

00:17:30.160 --> 00:17:35.060
درحال حاضر دوهزار و 897 کارمند و
، همينطورم 137 طراح داريم

00:17:35.060 --> 00:17:40.760
همينطورم 160 شعبه ي مختلف و
. جمعا 354 فروشگاه داريم

00:17:40.760 --> 00:17:43.960
. اينا فروش هاي سالانه از سال 2000 هستن

00:17:43.960 --> 00:17:47.760
درموردِ هرکدوم از برندها و مفهومِشون
. ميخوام يه اطلاعاتي داشته باشم

00:17:47.800 --> 00:17:50.760
. تا فردا آمادشون ميکنم

00:17:50.800 --> 00:17:53.100
تبريک ميگم که همچين تصميمِ به اين بزرگي
. گرفتيد

00:17:53.100 --> 00:17:56.700
. منم همينطور

00:17:56.700 --> 00:18:02.560
فکرکنم به محض اينکه رسمي بشي ، ديگه نميتونيم
. باهات به راحتي و غيررسمي صحبت کنيم

00:18:02.560 --> 00:18:07.160
مدير " چوي " ، از فردا اعلام کن که
. ووجه " نائب رئيسِ جديدِ شرکته "

00:18:08.530 --> 00:18:10.360
نائب رئيس ؟

00:18:10.360 --> 00:18:12.130
ميخوام فورا مقامِش از مديرعامل به نائب رئيس
، ترقي پيدا کنه

00:18:12.160 --> 00:18:13.930
. تا اينطوري خودم بتونم فقط رئيس باشم

00:18:13.930 --> 00:18:18.200
منطقي نيست يکي هم رئيس و هم مديرعاملِ
. شرکت باشه که

00:18:18.200 --> 00:18:23.330
اگه به اين زودي نائب رئيس بشن که
. حرفايِ زيادي ازش درمياد

00:18:23.330 --> 00:18:25.960
. درست ميگن ، پدر -
چي درسته ؟ -

00:18:25.960 --> 00:18:27.760
خيلي وقته شايعه شده که پسرِ مديرعامل
. . هيچ علاقه اي

00:18:27.760 --> 00:18:30.400
. . به کار تو شرکت نداره و . .

00:18:30.400 --> 00:18:30.900
. ميخواد بره آمريکا . .

00:18:30.900 --> 00:18:33.200
اگه همچين پسري اينقدر سريع
، مقامش از مديرعامل به نائب رئيس ترقي پيدا کنه

00:18:33.200 --> 00:18:36.040
. شرکتِمون اعتبارشُ از دست ميده

00:18:37.130 --> 00:18:38.720
پس ، از کجا ميخواي شروع کني ؟

00:18:39.340 --> 00:18:41.450
کارمُ بعنوان کارمندِ عادي تو
. تيمِ برنامه ريزي شروع ميکنم

00:18:42.730 --> 00:18:44.930
. ببينيد اين پسر چه روحيه اي داره

00:18:44.930 --> 00:18:47.000
. حالا معلومِ که پسرِ خودمه

00:18:47.030 --> 00:18:48.330
. درسته

00:18:49.970 --> 00:18:50.610
. . بله

00:19:02.800 --> 00:19:05.360
حالا بايد چاپلوسيِ "ووجه"ـرو هم بکنم ؟

00:19:11.730 --> 00:19:15.330
، هم تو خونه و هم تو شرکت دارم نابود ميشم
. آخرسر ميميرم

00:19:34.600 --> 00:19:37.710
. تمامِ روز لب به هيچي نزدن

00:19:46.730 --> 00:19:48.560
. پاشو

00:19:48.560 --> 00:19:52.700
برات از اون خوراک مارماهي مخصوصا که
. دوست داري از هتل " سِرا " خريدم

00:19:52.700 --> 00:19:56.960
يعني شبيهِ آدمِ احمقيَم که حاضر ميشم نظرمُ درموردِ
ازدواج پسرم بخاطرِ يه مارماهي عوض کنم ؟

00:19:56.960 --> 00:20:01.960
اينطوري ديگه هروقت که
. بخواي غذا بخوري نميتوني هيچي بخوريا

00:20:01.960 --> 00:20:04.990
، هرگز همچين اتفاقي نميفته
. ميخوام از گرسنگي بميرم

00:20:05.290 --> 00:20:07.200
فکرکردي " ووجه " ميذاره
مادرش از گرسنگي جون بده ؟

00:20:07.200 --> 00:20:09.230
. احتمالا اول خودش از گرسنگي جون ميده

00:20:11.130 --> 00:20:13.920
داري تهديدم ميکني ؟ -
. خودت اينطور خواستي -

00:20:14.970 --> 00:20:17.020
ووجه " کسيِ که هيچوقت تاحالا "
. حاضر نشده براساسِ خواسته ي من کاري بکنه

00:20:17.330 --> 00:20:19.400
فکرکردي حاضر ميشه به حرفِ تو گوش بده ؟

00:20:19.400 --> 00:20:22.970
. حتما ترجيح ميده خودشَم باهات اعتصاب کنه -
. بذار سعيشُ بکنه -

00:20:26.030 --> 00:20:31.960
مگه خودت اونشب نشنيدي که اون دختر
با قاطعيتِ تمام بهمون قول داد با " ووجه " بهم ميزنه ؟

00:20:31.960 --> 00:20:36.070
بخاطرِ همچين دختري " ووجه " حاضر شد
. بيخيالِ نيويورک بشه و بجاش شرکتُ انتخاب کرد

00:20:36.800 --> 00:20:40.150
اون ديوونه يِ اون دختره ، فکرکردي
حتي اصلا درحال حاضر نظرت براش مهمه ؟

00:20:41.200 --> 00:20:45.030
خب . . حالا که چي براش مهم نباشه ؟

00:20:45.030 --> 00:20:46.430
. بهش بگو اينقدر گرسنگي ميکِشم تا بميرم

00:20:46.430 --> 00:20:48.090
. هرکار ميخواي بکن . . نميترسم

00:20:48.090 --> 00:20:49.160
پس ، من چي ؟

00:20:50.230 --> 00:20:54.200
آروزيِ پدرم اين بود که
، ووجه " جانشينَم تو شرکت بشه "

00:20:54.200 --> 00:20:57.960
، حالا اگه تو جلويِ همچين چيزيُ بگيري
فکرکردي ديگه ميشينم و باهات غذا ميخورم ؟

00:20:58.960 --> 00:21:02.530
. . من ، منم

00:21:02.530 --> 00:21:06.480
خودمم هيچوقت از غذا خوردن . .
. باهام خوشم نيومده

00:21:07.300 --> 00:21:10.190
، پس ، قبل از اينکه از گرسنگي بميري
. ورقه هايِ طلاقُ امضا کن

00:21:16.400 --> 00:21:18.460
! خداي من

00:21:18.460 --> 00:21:20.530
! مامان

00:21:20.530 --> 00:21:26.460
رفتم هتلِ " سِرا " و برات از اون پيتزا با
. پنيرِ گورگنزولا با قهوه اي که دوست داري ، خريدم

00:21:27.400 --> 00:21:29.200
بويِ پنيرِش آدمُ مستِ خودش ميکنه ، نه ؟

00:21:31.130 --> 00:21:34.000
تو هم ؟

00:21:36.160 --> 00:21:41.060
. مامان ، بيا باهم پيتزا بخوريم ديگه

00:21:45.400 --> 00:21:46.230
! هيونگ

00:21:50.060 --> 00:21:51.530
تو هم غذا برام خريدي ؟

00:21:51.530 --> 00:21:53.960
تو ديگه برام چي آوردي . . هان ؟

00:22:00.660 --> 00:22:04.930
برات املت گوشتِ مخصوصي که
. هميشه تو نيويورک ميخوردي ، خريدم

00:22:06.930 --> 00:22:08.920
از اون رستوران تو نيويورک ؟

00:22:09.400 --> 00:22:11.170
. يه فروشگاه زنجيره اي تو " ايتائِوون " باز کردن

00:22:11.600 --> 00:22:13.490
خودت گفته بودي اين خوشمزه ترين
. غذا نيويورکه

00:22:15.260 --> 00:22:16.790
فکرکردي اينقدر به آسوني خامِت ميشم ؟

00:22:17.560 --> 00:22:20.490
فکرکردي بخاطرِ يه غذا
حاضر ميشم با ازدواجت موافقت کنم ؟

00:22:22.230 --> 00:22:24.630
هميشه هرروز صبح تو اون رستوران
. . صبحانه ميخورديم و

00:22:24.630 --> 00:22:27.200
، باهم يه دوري تو پارکِ مرکزي ميزديم . .

00:22:28.060 --> 00:22:29.820
. اونوقتا واقعا خيلي خوب باهم کنار ميومديم

00:22:33.460 --> 00:22:35.280
. فقط به يادِ اون خاطره ها اينو برات خريدم

00:22:59.260 --> 00:23:00.930
<c.colorffb18c>. ورقه هايِ طلاقُ امضا کن</c>

00:23:01.900 --> 00:23:04.910
، درسته که پيشينه يِ خانوادگيِ خوبي نداره
. اما . . اون دخترِ خيلي به درد بخوريه

00:23:05.430 --> 00:23:07.310
. اون دخترِ سرسخت و مصمم و باهوشيه

00:23:08.800 --> 00:23:11.830
منم کسي نيستم که بخوام بخاطرِ
. شُهرت خانوادم ، بيخيالِ خوشبختيم بشم

00:23:12.960 --> 00:23:15.730
<c.colorffb18c>. واقعا اونوقتا خوب باهم کنار ميومديم</c>

00:23:21.200 --> 00:23:22.760
. اِي نامَرد

00:23:30.760 --> 00:23:34.060
، حقيقتِ کاملا نامطمئنيه

00:23:34.060 --> 00:23:37.630
. . شاملِ شرايط عادي و شرايطِ استثنائي هست

00:23:38.900 --> 00:23:42.460
<c.color35bdff>مهم ترين چيز برام اينه که
. تونستم براي ازدواجمون اجازه بگيرم</c>

00:23:43.430 --> 00:23:46.630
<c.color35bdff>، حالا که تونستم اجازه رو بگيرم
. منتظرت ميمونم</c>

00:24:11.100 --> 00:24:13.060
<c.colorff0080>« لي سويونگ »</c>

00:24:18.060 --> 00:24:21.020
لي سويونگ " . . ميدونستي اين اولين بارِ که "
بهم زنگ ميزني ؟

00:24:23.000 --> 00:24:26.000
چيزي ميخواي بهم بگي ؟ -
. يه چيزي هست که بايد بهت بگم -

00:24:28.800 --> 00:24:30.710
. هرچي زودتر باشه ، بهتره

00:24:31.840 --> 00:24:33.750
هرچي زودتر باشه ، بهتره ؟

00:24:34.860 --> 00:24:37.730
، خب . . همين الان حرف ميزنيم
کجا همديگه رو ببينيم ؟

00:24:39.300 --> 00:24:41.500
. خودم ميام اونجايي که هستي

00:24:46.400 --> 00:24:48.260
<c.color80ff00>دروغ گفته بودي ؟</c>

00:24:49.000 --> 00:24:52.620
<c.color80ff00>درحاليکه پدرت زنده ـست ، به دروغ بهمون
گفتي اون مُرده ؟</c>

00:24:54.000 --> 00:24:58.120
<c.color80ff00>حتي فکرشم نميکردم که
. شما بهمون اجازه يِ ازدواج بديد</c>

00:24:58.120 --> 00:24:59.411
<c.color80ff00>اينکار اصلا منطقيه ؟</c>

00:24:59.411 --> 00:25:01.330
<c.color80ff00>. بهمون دروغ گفتي تا بتوني اجازمونو بگيري</c>

00:25:01.330 --> 00:25:04.630
<c.color80ff00>حالا اين پدرت چکاره ـست ؟</c>

00:25:04.630 --> 00:25:07.640
<c.color80ff00>. يه گارسون تو کلوبِ شبانه ـست</c>

00:25:11.600 --> 00:25:14.300
<c.color80ff00>براي اينکه بهمون اجازه داديد نيست که
. دارم حقيقتُ بهتون ميگم</c>

00:25:14.300 --> 00:25:15.700
<c.color80ff00>پس ، براي چيه ؟</c>

00:25:21.300 --> 00:25:22.800
<c.red>« مادرِ سونگجه »</c>

00:25:36.860 --> 00:25:42.200
. درواقع من اصلا اونقدرام آدمِ مادي گرايي نيستم

00:25:43.930 --> 00:25:46.470
. اما . . همه ي پدر و مادرا همينطورن

00:25:47.600 --> 00:25:50.750
آدم ميخواد اگه امکانش باشه ، بچه اش با يکي که
. پيشينه ي خانوادگيِ خوبي داره . . ازدواج کنه

00:25:51.930 --> 00:25:55.490
اما ، پيشينه ي خانوادگيِ شما چندين کم و کاستي
داره ، مگه نه ؟

00:25:56.680 --> 00:25:59.020
. و ما هم خانواده يِ عادي اي نيستيم

00:25:59.900 --> 00:26:03.480
براي همين کمي زمان لازم داشتم تا
. بتونم خودمو آروم کنم

00:26:06.460 --> 00:26:07.980
. . حالا که خوب فکرميکنم

00:26:08.430 --> 00:26:11.020
، ميبينم حالا که پسرم عاشقت هست . .
چه اشکالي داره که يتيم هستي ؟

00:26:12.330 --> 00:26:16.630
، پيشِ خودم يه راه حلي براي اينکار پيدا کردم
. براي همينم باهات تماس گرفتم

00:26:17.640 --> 00:26:20.770
. بهت اجازه ميدم با " ووجه " ازدواج کني

00:26:23.030 --> 00:26:24.660
غافلگير شدي ، نه ؟

00:26:24.660 --> 00:26:27.460
حتي شوکه نشدي ؟

00:26:29.100 --> 00:26:29.930
. . من

00:26:31.700 --> 00:26:33.190
. بايد يه چيزي بهتون بگم . .

00:26:33.190 --> 00:26:37.530
، وقتي خوب دربارش فکرکردم
. ديدم اينکه يتيم هستي ، خيلي بهتره

00:26:37.530 --> 00:26:39.520
اينطوري بهتر از اينه که
. پدر و مادرِي داشته باشي که برات شرم آور باشن

00:26:41.060 --> 00:26:44.060
. اينطوري ميتونيم به بقيه دروغ بگيم

00:26:44.060 --> 00:26:47.930
. ميگيم که پدر و مادرت دکتر بودن

00:26:47.930 --> 00:26:50.700
حالا که قرارِ عروسَم بشي ، ميتونم به راحتي
باهات حرف بزنم ديگه ، نه ؟

00:26:50.700 --> 00:26:56.440
ميگيم پدر و مادرت داوطلبانه به آفريقا رفته بودن و
. بسيار ناگهاني از مالاريا فوت کردن

00:26:56.440 --> 00:26:57.540
چطوره ؟

00:27:00.860 --> 00:27:02.900
چرا جوابمُ نميدي ؟

00:27:04.710 --> 00:27:06.150
. . من

00:27:07.930 --> 00:27:09.900
. قصدِ ازدواج ندارم . .

00:27:09.900 --> 00:27:11.330
چي گفتي ؟

00:27:11.330 --> 00:27:16.660
درست مثل دفعه ي پيش که گفته بودم نيازي نيست
، نگران باشيد که نکنه با پسرتون رابطه داشته باشم

00:27:16.700 --> 00:27:18.930
. الان هم همينو بهتون ميگم

00:27:20.900 --> 00:27:24.160
، حالا که بهت اجازه ي ازدواج دادم
داري منو رد ميکني ؟

00:27:24.160 --> 00:27:26.760
بخاطرِ اينکه با برادرِ " سونگجه " موافقت نکرده بوديد
. نبود که اونو رد کردم

00:27:26.830 --> 00:27:28.180
پس ، براي چي بود ؟

00:27:28.810 --> 00:27:31.570
چه دليلِ ديگه اي
براي رد کردنِ " ووجه " داري ؟

00:27:32.760 --> 00:27:36.630
، زندگيِ منم تو اين ازدواج مهمه

00:27:38.500 --> 00:27:41.160
. نميخوام درگيرِ يه ازدواجِ سنگين و پُر زحمت بشم

00:27:49.930 --> 00:27:51.530
<c.colorff93ff>. يه کم دير ميرسم</c>

00:27:51.560 --> 00:27:54.500
<c.colorff93ff>. . مادرت ازم خواسته تنهايي برم</c>

00:27:54.500 --> 00:27:55.900
<c.colorff93ff>. ببينمش . .</c>

00:27:57.500 --> 00:27:59.250
يه جارو که درست کردم ، يه جايِ ديگه ي کار
. حالا ميلنگه

00:28:18.730 --> 00:28:20.660
چيزاي زيادي که نميخواستي
بشنويُ شنيدي ، آره ؟

00:28:23.160 --> 00:28:25.760
. مادرت حتما خيلي ناراحت شده

00:28:25.760 --> 00:28:29.210
، بعدا باهاش صحبت ميکنم
. کارِت عالي بود

00:28:32.930 --> 00:28:38.870
چرا هميشه بهم ميگي " کارِت عالي بود " يا
درکَم ميکني " يا " اشکالي نداره " ؟ "

00:28:40.660 --> 00:28:44.800
آخه چرا ؟
. . مگه من کيَم که

00:28:46.300 --> 00:28:50.330
مگه ازم چي ميدوني که
تصميم گرفتي باهام ازدواج کني ؟

00:28:51.930 --> 00:28:53.360
. بخاطرِ اينکه تويي

00:28:54.760 --> 00:28:56.290
. بخاطرِ اينکه تو همه چيُ تحمل ميکني

00:28:58.660 --> 00:29:05.150
سرسختي و تحمل کردنا و روراستيتِ که
. منو بدجور گرفتارِ خودش کرده

00:29:08.100 --> 00:29:09.360
. اشتباه متوجه شدي

00:29:10.700 --> 00:29:13.100
تاحالا به خوبي فهميدم که
. هيچوقت به خودت دروغ نميگي

00:29:13.800 --> 00:29:16.680
، حتي اگه يه چاقو هم بيخِ گلوت باشه
. هيچوقت دروغ نميگي

00:29:17.730 --> 00:29:19.450
. کسي هستي که کاملا ميتونم بهش اعتماد کنم

00:29:20.260 --> 00:29:22.200
ما ميتونيم بهم اعتماد کنيم و
. همديگه رو کامل کنيم

00:29:22.990 --> 00:29:27.270
براي همينه که ميخوام بقيه ي زندگيمُ
. با تو بگذرونم

00:29:28.530 --> 00:29:29.690
. همَش همينه که گفتم

00:29:46.200 --> 00:29:49.710
پدر و مادرم بخاطرِ راحتيِ خانواده هاشون
. هرکدوم به يه هدفي ازدواج کردن

00:29:51.210 --> 00:29:56.180
پدرم بخاطرِ کارايِ سياسيِ خانوادَش و
. مادرم بخاطرِ پول باهاش ازدواج کرد

00:29:56.870 --> 00:29:58.460
حتي وقتيَم که سنِ کمي داشتم
، به خوبي متوجهِ اين قضيه شدم

00:29:59.700 --> 00:30:02.411
با اينکه پدرم اون چيزيُ که ميخواست
، بدست آورده بود ، بازم آدمِ سردي بود

00:30:03.330 --> 00:30:06.300
، مادرم با اينکه يه عالمه پول داشت
. هميشه واسه خودش تو ابرا سپري ميکرد

00:30:08.000 --> 00:30:12.350
تو خونَمون هميشه همه از هم جدا بودن و
. من و خواهر و برادرم تنها بوديم

00:30:14.160 --> 00:30:16.910
بخاطرِ اينکه نميخواستم آخرسر
، مثلِ پدرم بشم

00:30:17.830 --> 00:30:20.160
. از شرکت فرار کردم

00:30:21.330 --> 00:30:25.390
با اين فکر که همه چي
. . تو زندگيم بي معناست ، زندگيمُ ميگذروندم

00:30:28.830 --> 00:30:29.990
. تا اينکه با تو آشنا شدم . .

00:30:39.130 --> 00:30:42.310
. ببين باعث شدي چقدر حرف بزنما

00:30:43.430 --> 00:30:45.300
. حالا يه کم تو حرف بزن صداتُ بشنويم

00:30:45.300 --> 00:30:46.900
چي ميخواستي بهم بگي ؟

00:30:55.900 --> 00:30:57.240
. . ميخواستم ازت بخوام

00:30:59.900 --> 00:31:03.100
مطمئن بشي همه به خوبي متوجهِ . .
. . جايگاه و وضعيت من هستن تا اينکه

00:31:03.100 --> 00:31:06.060
ديگه برام يه روزي مثلِ امروز با مادرت . .
. تکرار نشه

00:31:08.560 --> 00:31:10.700
. مادرت ميگه حتما بايد باهات ازدواج کنيم

00:31:12.160 --> 00:31:14.230
همَش همين ؟

00:31:15.130 --> 00:31:20.500
، باشه . . خودم درستش ميکنم
. حالا ديگه از اين به بعد باهم قرار ميذاريم

00:31:20.500 --> 00:31:21.900
. منو نديد نگيريا

00:31:21.930 --> 00:31:25.000
منظورم از همه ي اين حرفا اينه که
. بعد از ازدواجمون ، ديگه از اين نگرانيا نداريم

00:31:32.530 --> 00:31:35.480
کارِ پاره وقتي که دوستم بهم پيشنهاد
. . داده بود اينه که

00:31:35.480 --> 00:31:39.820
صندلي هايِ سالن عروسي رو . .
. اينقدر پُر کنم تا داماد ضايع و بي کس و کار بنظر نرسه

00:31:44.860 --> 00:31:47.130
مگه همچين چيزيَم وجود داره ؟

00:31:47.130 --> 00:31:49.260
. جديدا اينکار زياد طرفدار داره

00:31:49.330 --> 00:31:54.680
تازشم ، تو مراسماي يادبود هم کسايي هستن که
الَکي ميرن و وانمود ميکنن شوهر يا دوست پسرِ
. يکي ديگه تو مراسم هستن

00:31:55.860 --> 00:31:57.800
. تو چه دنيايي زندگي ميکنيما

00:31:58.411 --> 00:32:03.760
بهم گفتن خيلي خوش قيافه ام و.
. ميخوام دوباره اينکارو بکنم يا نه

00:32:03.760 --> 00:32:06.010
. اما . . اونوقت بود که به فکرِ تو افتادم

00:32:06.360 --> 00:32:08.850
براي دو يا سه ساعت کار که بکني
. بهت سي هزار وُن ميدن

00:32:10.200 --> 00:32:11.640
. نيازي نيست

00:32:12.370 --> 00:32:15.370
. تورو خدا يه کم به خودت بيا

00:32:15.660 --> 00:32:20.800
آخه چه بلايي سرِت اومده که
اينطوري شدي ؟

00:32:33.060 --> 00:32:36.460
. دارم ديوونه ميشما

00:32:36.460 --> 00:32:41.160
گانسون " ، چرا تمامِ آدمايي که پاشونو "
تو اين خونه ميذارن ، اينطوريَن ؟

00:32:41.160 --> 00:32:43.930
بنظرت آدمِ باور نکردني اي نيست ؟

00:32:43.930 --> 00:32:46.680
چطور جرأت کرد بهم بگه نميخواد ازدواج کنه ؟
اونَم درحاليکه بهش اجازه دادم ؟

00:32:46.680 --> 00:32:48.830
حالا ميخواي چکار کني ؟

00:32:48.860 --> 00:32:52.130
حالا که قرارِ عروسِ بزرگترين پسرِ
صاحب شرکتِ " وينِرز " بشه ، ميخواي چکار کني ؟

00:32:52.130 --> 00:32:53.650
اگه " سونگجه " ميخواست باهاش
. ازدواج کنه که بنظرم مشکلي نبود

00:32:56.420 --> 00:32:58.330
هِي . . چرا اينقدر حرفِ "سونگجه"ـرو
پيش ميکِشي ؟

00:32:58.330 --> 00:33:00.530
چندبار بايد بهت بگم که
سونگجه " پسرِ خودمه ؟ "

00:33:00.560 --> 00:33:02.460
. حواسِت باشه چي ميگيا

00:33:02.460 --> 00:33:05.260
. باشه ، ببخشيد

00:33:05.260 --> 00:33:08.560
بگذريم . . حالا ميخواي چکار کني ؟

00:33:08.560 --> 00:33:11.570
. نميتونم همينطوري دست رو دست بذارم که

00:33:12.260 --> 00:33:15.600
. نميتونم تحمل کنم

00:33:15.600 --> 00:33:17.200
پس ، ميخواي چکار کني ؟

00:33:23.600 --> 00:33:27.090
<c.color00ff80>، " کانگ کيبوم " ، " کانگ ووجه "
. . " کانگ ميونگ " ، " کانگ سونگجه "</c>

00:33:27.090 --> 00:33:28.930
<c.color00ff80>. سرِ ساعت هفت خونه باشيد . .</c>

00:33:30.360 --> 00:33:32.930
اين زن پيشِ خودش فکرکرده
داره چکار ميکنه ؟

00:33:41.350 --> 00:33:43.440
مامان . . قرارِ نقش بازي کنيم ؟

00:33:44.110 --> 00:33:46.510
، اون خنده رو از رو صورتت پاک کن
. " کانگ سونگجه "

00:33:47.310 --> 00:33:48.950
فکرکردي داري چکار ميکني ؟

00:33:54.880 --> 00:34:00.510
همونطور که از شما دوتا
. ياد گرفتم ، ميخوام باهاتون يه معامله اي بکنم

00:34:01.110 --> 00:34:01.960
يه معامله ؟

00:34:03.180 --> 00:34:08.970
ووجه " . . يا فورا با اون دختر ازدواج ميکني يا "
. باهاش بهم ميزني

00:34:09.980 --> 00:34:11.511
منظورتون چيه ؟

00:34:11.550 --> 00:34:16.980
بهش اجازه ي ازدواج دادم و
. با اينحال ميگه نميخواد ازدواج کنه

00:34:17.960 --> 00:34:21.240
يعني من بايد منتظرِ عروسم بمونم تا
بالاخره فکراشُ بکنه ؟

00:34:21.910 --> 00:34:23.980
بهش گفتي ميتونه ازدواج کنه و
اون گفت نميخواد ؟

00:34:24.850 --> 00:34:25.990
. آره

00:34:27.150 --> 00:34:28.650
. . مامان ، موضوع اينه که

00:34:28.680 --> 00:34:32.310
نکنه ميخواي بگي ميخواد به درس دادنِش
ادامه بده و منو ديوونه کنه ؟

00:34:32.310 --> 00:34:34.350
. بخاطرِ غرورشه

00:34:34.350 --> 00:34:37.180
. بخاطرِ پول نيست -
مگه فقط اونه که غرور داره ؟ -

00:34:37.180 --> 00:34:41.450
مگه فقط اونه که غرقِ غرورِ ؟
مگه فقط اون حق داره غرور داشته باشه ؟

00:34:41.450 --> 00:34:44.580
. ووجه " ، چيزي نگو "

00:34:44.580 --> 00:34:46.340
. مادرت اين حقُ داره که يه معامله باهامون بکنه

00:34:47.580 --> 00:34:49.010
چقدر بهش وقت ميدي ؟

00:34:50.280 --> 00:34:52.680
. يه روز -
. . مامان -

00:34:53.010 --> 00:34:58.520
من که مادرت هستم
، درعرضِ دو روز تسليمِ خواسته ات شدم

00:34:59.750 --> 00:35:04.020
، تا اينقدر برات فداکاري کردم
يعني تو حتي اينکارَم برام نميتوني بکني ؟

00:35:06.280 --> 00:35:10.310
، درسته داداش . . اگه اونَم تورو دوست داره
. کارِ سختي که نيست

00:35:10.310 --> 00:35:13.110
. مگه اينکه حسِ ديگه اي بهت داشته باشه

00:35:19.680 --> 00:35:24.550
<c.red>. اعتراف کنم / قبول کنم / فرار کنم / پدر</c>

00:35:38.510 --> 00:35:42.411
مامان ، ميگي چکار کنم ؟

00:35:44.210 --> 00:35:46.010
چکار کنم ؟

00:35:49.180 --> 00:35:51.880
. فقط دلم ميخواد از اينجا فرار کنم

00:36:06.411 --> 00:36:10.620
، نميتونم وقتي مادرم همچين حالي داره
. اونو نديد بگيرم

00:36:13.910 --> 00:36:15.830
لطفا يه کم از ديدگاه اون
. به قضيه نگاه کن

00:36:17.550 --> 00:36:19.670
منظورت اينه که اون ميگه
. ميخواد ما فورا باهم ازدواج کنيم

00:36:20.310 --> 00:36:23.430
، من ميخوام تمامِ زندگيمُ با تو بگذرونم

00:36:24.150 --> 00:36:27.350
. . اگه تو هم بيخيالِ غرور و ترسِت بشي

00:36:27.380 --> 00:36:30.750
. حسي مثلِ من پيدا ميکني . .

00:36:30.780 --> 00:36:33.980
. . پس -
. به اندازه ي کافي باهم نبوديم -

00:36:35.350 --> 00:36:39.510
، نميخوام با همچين زمانِ کوتاهي
. سرِ زندگيم شرط بندي کنم

00:36:39.510 --> 00:36:42.450
شايد وقتِ کمي رو باهم گذرونده
. باشيم ، اما . . ارتباطي که باهم داشتيم خيلي عميق بود

00:36:42.450 --> 00:36:46.010
بهش فکرکن . . رابطمون خيلي عميق تر از
. رابطه ي زوجاي ديگه بود

00:36:47.980 --> 00:36:49.810
. فقط خودت اينطور فکرميکني

00:36:52.380 --> 00:36:57.850
اگه من با همچين حس و حالي بيام جلوتو و
. تو بازم منو رد کني ، پس . . حق با توئه

00:36:57.910 --> 00:37:01.250
. يعني اينکه هيچ ارزشي برات ندارم

00:37:01.250 --> 00:37:03.250
. يعني ميتوني بدونِ من زندگي کني

00:37:08.210 --> 00:37:10.150
، براي آخرين بار ازت ميپرسم

00:37:11.050 --> 00:37:12.650
همينطوره ؟

00:37:18.310 --> 00:37:19.350
. آره

00:37:20.250 --> 00:37:22.110
که اينطوره ؟

00:37:23.180 --> 00:37:25.450
يعني ميگي بدونِ من نميتوني زندگي کني ؟

00:37:25.450 --> 00:37:28.010
يعني ميگي بهم هيچ نيازي نداري ؟

00:37:30.780 --> 00:37:32.450
. آره

00:37:32.450 --> 00:37:36.050
. باشه ، پس . . ميرم

00:37:38.110 --> 00:37:40.310
، هرکاري از دستم برميومد برات کردم

00:37:40.350 --> 00:37:45.650
، اگه ميگي اوني نيستم که ميخواي
. پس . . ميرم آمريکا

00:37:47.510 --> 00:37:51.050
. " بهت باختم . . " لي سويونگ

00:37:53.950 --> 00:37:55.600
. بهترِ از هم خداحافظي نکنيم

00:37:56.810 --> 00:38:01.200
نيازيَم نيست بهم بگيم
. زندگيِ خوبي داشته باشي يا مراقبِ خودت باش

00:38:32.210 --> 00:38:35.850
<c.color8ad9ff>. کارِ درستُ کردي</c>

00:38:39.680 --> 00:38:43.150
<c.color8ad9ff>. اينطوري برايِ همه بهتره</c>

00:39:32.411 --> 00:39:34.980
ميخواي ماشينُ نگه دارم ؟

00:39:34.980 --> 00:39:36.180
. نه

00:40:16.380 --> 00:40:19.340
معلم . . سرِ راه داداشمُ نديدي ؟

00:40:21.780 --> 00:40:23.880
امروز بايد رياضي کار کنيم ، آره ؟

00:40:24.480 --> 00:40:26.280
. اون رفت آمريکا

00:40:27.210 --> 00:40:29.350
. ميگفت هرکاري کرده نتونسته راضيت کنه

00:40:34.210 --> 00:40:35.590
. کتاباتُ دربيار

00:40:36.160 --> 00:40:39.360
گفته بودي قرارِ امتحانِ کلمه ها و جمله هايِ
. زبان انگليسي داشته باشيم

00:41:18.980 --> 00:41:22.411
<c.color2fb3f9>با خودم فکرميکردم مدت زمانِ زيادي نيست که
. همديگه رو ميشناسيم</c>

00:41:23.280 --> 00:41:24.810
<c.colorff95ff>معلمِ " سونگجه " ؟</c>

00:41:32.411 --> 00:41:34.880
<c.color2fb3f9>. اما . . حق با اون بود</c>

00:41:34.910 --> 00:41:38.250
<c.color2fb3f9>، تو همين مدتِ کوتاهي که باهم بوديم
. چيزايِ زياديُ تجربه کرديم</c>

00:41:39.610 --> 00:41:41.580
<c.color2fb3f9>. . يه روز باهاش آشنا شدم</c>

00:41:42.850 --> 00:41:46.110
<c.colorff6cff>. لطفا وانمود کن که منو نميشناسي</c>

00:41:46.110 --> 00:41:51.050
<c.color2fb3f9>، جلوش گارد گرفتم
. . باهاش دچار سوء تفاهم شدم ، باهم دعوا کرديم</c>

00:41:52.580 --> 00:41:54.380
<c.color2fb3f9>. . برام گيج کننده و . .</c>

00:41:58.810 --> 00:42:00.650
<c.color2fb3f9>، تاثيرگذار بود . .</c>

00:42:01.680 --> 00:42:03.680
<c.color2fb3f9>. اينطوري بود که غرقِ دنياش شدم</c>

00:42:07.510 --> 00:42:16.110
<c.color2fb3f9>برام لذت بخش و دلگرم کننده و
. خوشحال کننده و پُر از حسِ قدرشناسي بود</c>

00:42:17.310 --> 00:42:22.850
<c.color2fb3f9>تو همين مدت کوتاهي که
. با هم بوديم ، قبل از اينکه بره . . همه چي بهم داد</c>

00:42:28.310 --> 00:42:31.270
، اون پسرِ دوستِ مامانمِ
. اسمش "ووجه"ـست

00:42:31.270 --> 00:42:34.470
، مامانم بعد از اينکه درموردش فهميده
. حسابي از اينرو به اونرو شده

00:42:34.680 --> 00:42:36.950
مادرت تمامِ پول توجيبي ها و کارت اعتباريا و
. همه چيتُ ازت گرفته

00:42:36.950 --> 00:42:41.950
اون يارو حتي يه ذره هم بخاطرت
. اذيت نشده و تو به تنهايي داري نقشِ "ژوليت"ـو بازي ميکني

00:42:42.010 --> 00:42:43.480
. بايد برم ببينمش

00:42:44.280 --> 00:42:47.490
راهي براي ديدنش نيست ؟ -
. فراموشش کن -

00:42:52.710 --> 00:42:54.370
. اونا حسابي زيرنظر گرفتنت

00:42:55.880 --> 00:42:57.120
. حتي خوابشم نبين

00:42:58.150 --> 00:43:01.960
فقط ميخوام براي آخرين بار ببينمش و
. دستمالشُ بهش پس بدم

00:43:02.550 --> 00:43:03.500
براي آخرين بار ؟

00:43:04.150 --> 00:43:06.310
. فورا ميرم بيمارستان و قبل از ساعت چهار برميگردم

00:43:06.350 --> 00:43:08.450
. لطفا کارت اعتباريتُ بهم قرض بده

00:43:11.050 --> 00:43:14.170
. لي سانگوو " ديگه اينجا نمياد "

00:43:15.050 --> 00:43:17.240
. بايد زودتر ميومدم

00:43:22.880 --> 00:43:26.530
. هِي . . باديگاردت دنبالت ميگرده

00:43:27.380 --> 00:43:29.110
چرا اينقدر کِشش دادي ؟

00:43:29.110 --> 00:43:31.680
. بگيد نميدونيد من کجام

00:43:39.610 --> 00:43:40.650
<c.red>« " براي " سانگوو »</c>

00:43:46.050 --> 00:43:47.150
آجوشي ؟

00:43:48.880 --> 00:43:49.930
آجوشي ؟

00:43:54.350 --> 00:43:55.880
. عجيبه

00:43:55.880 --> 00:43:59.250
، از کارِش که تو کلوب استعفا داده
يعني جايِ ديگه اي کار گرفته ؟

00:44:00.180 --> 00:44:02.910
آقايِ " لي " ؟

00:44:04.450 --> 00:44:05.560
شما کي هستيد ؟

00:44:05.980 --> 00:44:09.570
. اومده بودم اوپا "سانگوو"ـرو ببينم

00:44:10.050 --> 00:44:11.140
واقعا ؟

00:44:12.780 --> 00:44:15.880
از کِي تاحالا دوست دختر واسه خودش
دست و پا کرده ؟

00:44:15.880 --> 00:44:18.880
. اينو هم با خودت ببر تو

00:44:19.750 --> 00:44:21.450
. آجوشي الان خونه نيست

00:44:21.450 --> 00:44:26.080
واقعا ؟ . . پس ، هروقت اومد خونه بهش بگو که
. يه سر بياد سوپرمارکت

00:44:26.080 --> 00:44:28.080
. براش کار پيدا کردم

00:44:29.780 --> 00:44:31.850
. شما خيلي خوشگل هستيا

00:44:38.980 --> 00:44:40.450
حالا چکار کنم ؟

00:44:41.750 --> 00:44:44.050
تو آخرين جلسه ي درسي نبوده ؟

00:44:44.850 --> 00:44:46.980
. باشه ، قطع کن

00:44:52.880 --> 00:44:57.680
<c.colord994fe>. . دستگاه مشترک موردنظر خاموش ميباشد</c>

00:45:33.180 --> 00:45:34.180
آجوشي ؟

00:45:35.270 --> 00:45:36.340
! آجوشي

00:46:22.210 --> 00:46:23.310
. . يعني چي

00:46:33.710 --> 00:46:34.980
کجا ميري ؟

00:46:43.480 --> 00:46:46.950
چي شده ؟

00:46:46.950 --> 00:46:48.950
. مريض بود

00:46:48.980 --> 00:46:51.980
. تبِش خيلي زياد بود و نميتونست بلند بشه

00:46:51.980 --> 00:46:55.580
منم رفتم بيمارستان و يه دکتر براش آوردم و
. دکتر گفت که بخاطرِ دردِ بدنه

00:46:55.580 --> 00:46:58.510
، درسته
. گفت دردِ بدنِ خيلي زيادي داره

00:46:58.550 --> 00:47:00.210
خب ، چرا به خودم زنگ نزدي ؟

00:47:00.210 --> 00:47:02.180
. شمارتُ بلند نيستم

00:47:02.180 --> 00:47:04.080
. ميتونستي از گوشيِ پدرم استفاده کني

00:47:08.510 --> 00:47:12.350
، اينِش ديگه به فکرم نرسيد
. خيلي هول کرده بودم . . ببخشيد

00:47:17.210 --> 00:47:21.380
اصلا براي چي اومده بودي خونه يِ ما ؟

00:47:22.780 --> 00:47:27.380
اومده بودم دستمالي که
. بهم قرض داده بوديُ بهت پس بدم

00:47:27.380 --> 00:47:30.550
خب ، اول رفتم بيمارستان و بهم گفتن که
. ديگه اونجا نميري

00:47:30.550 --> 00:47:33.380
بعدشم رفتم کلوبي که پدرت توش کار ميکنه و
. اونا هم گفتن از کارِش استعفا داده

00:47:33.380 --> 00:47:35.150
. براي همينم آخرِش اومدم خونَتون

00:47:35.150 --> 00:47:39.710
ميخواستم دستمالُ برات بذارم و برم که
. . صاحب سوپرمارکت اومد و براتون غذا آورد

00:47:42.180 --> 00:47:44.180
اينکارا اصلا به هيچ عنوان
. به پايِ استاکر بودن حساب نميشه

00:47:44.210 --> 00:47:47.910
. همينطوري اتفاقي اينطوري شد

00:47:49.550 --> 00:47:51.710
. باشه ، فهميدم

00:47:51.710 --> 00:47:56.350
. ممنونم که مراقبِ پدرم بودي

00:47:57.910 --> 00:47:59.380
. . کاري نکردم

00:48:00.450 --> 00:48:02.610
صورتحسابِ بيمارستان و پولِ تاکسي چقدر شد ؟

00:48:02.610 --> 00:48:06.180
، نه . . چيزي نيست
. چيزِ زيادي نشد

00:48:09.380 --> 00:48:11.411
. نه ، بده . . ازت ميگيرمش

00:48:14.110 --> 00:48:18.150
ديگه دست از اين عادتم که
. بگم پول دارمُ کنار گذاشتم

00:48:21.910 --> 00:48:23.480
. بجاش براي غذا مهمونِت ميکنم

00:48:24.110 --> 00:48:25.350
واقعا ؟

00:48:25.380 --> 00:48:28.850
هم خونه امونو تميز کردي و همينطورم حتي
. لباسارو شُستي ، فقط با پول که نميشه اينارو جبران کرد

00:48:28.910 --> 00:48:30.710
کِي مهمونم ميکني ؟

00:48:41.050 --> 00:48:44.450
بايد بري خونِتون و
. مراقبِ پدرت باشي

00:48:44.450 --> 00:48:46.350
. نه ، اين خيابونا شبا خيلي خطرناکَن

00:48:49.210 --> 00:48:52.150
با تاکسي ميري ديگه ، آره ؟ -
. آره -

00:48:53.980 --> 00:48:59.470
اگه پدرت اينقدر مريضِ ، بايد از دوست دخترت
. بخواي که بياد و مراقبش باشه

00:48:59.780 --> 00:49:03.420
. انگار دوست دخترت دانشجويِ پزشکي نيست

00:49:04.350 --> 00:49:06.330
به پدرمَم چيزي دراينمورد گفتي ؟

00:49:06.870 --> 00:49:09.160
درموردِ ديدنِ دوست دخترت ؟

00:49:09.710 --> 00:49:11.980
. نه ، چيزي نگفتم

00:49:11.980 --> 00:49:13.610
. يادت باشه هيچوقت بهش چيزي نگي

00:49:14.750 --> 00:49:17.050
يعني بازم ميتونم بيام اينجا ؟

00:49:17.050 --> 00:49:18.950
. منظورم اين نبود

00:49:18.980 --> 00:49:23.310
پس ، يعني اينکه ازم بدِت نمياد . . آره ؟

00:49:23.350 --> 00:49:24.710
. ازت خوشمَم نمياد

00:49:25.580 --> 00:49:28.150
. اما ، ازم بدت نمياد

00:49:29.580 --> 00:49:31.550
. گفتم ازت خوشمَم نمياد

00:49:32.290 --> 00:49:33.230
. سوارشو

00:49:38.430 --> 00:49:41.210
پدرت از دوست دخترت خوشش نمياد ؟

00:49:42.750 --> 00:49:43.750
. سوارشو

00:49:45.180 --> 00:49:48.150
. برو سوارشو ديگه

00:50:02.780 --> 00:50:05.280
. . سرِت

00:50:05.280 --> 00:50:07.350
. سرِتُ ببر تو

00:50:28.550 --> 00:50:30.350
چوي مينسوک " ؟ "

00:50:31.260 --> 00:50:32.750
برگشتي ؟

00:50:32.750 --> 00:50:35.050
حتي يه ذره ام نگران نيستي ؟

00:50:36.580 --> 00:50:40.960
تو هم نگراني ؟ -
شوخيت گرفته ؟ -

00:50:41.480 --> 00:50:44.550
. خيالم راحت شد

00:50:44.550 --> 00:50:48.980
نگران بودم که
. چطوري اينو بهت بگم

00:50:48.980 --> 00:50:54.180
، بنظرت چطوره با پولي که از استعفام ميگيرم
يه مغازه يِ کوچيک باز کنيم ؟

00:50:54.180 --> 00:50:56.700
اين مرتيکه داره چي واسه خودش ميگه ؟

00:50:57.320 --> 00:50:59.380
. دارم درموردِ " ووجه " حرف ميزنم

00:50:59.780 --> 00:51:02.250
به محض اينکه " ووجه " رسما کارِشُ
، تو شرکت شروع کنه

00:51:02.250 --> 00:51:08.980
برام خجالت آوره که بخوام خودمُ جلويِ پسرِ دوستم
کوچيک کنم . . مگه نه ؟

00:51:08.980 --> 00:51:13.480
اونوقت خجالت آور نيست که
يه شوهرِ و پدرِ خوب براي زن و بچه ات باشي ؟

00:51:14.280 --> 00:51:18.350
براي همينه که
. اينقدر دارم به " هوجونگ " سخت ميگيرم

00:51:19.880 --> 00:51:22.530
بخاطرِ همينه که دارم
. بهت سخت ميگيرم ، دختره يِ لوس

00:51:22.530 --> 00:51:26.110
. براي اينکه با مَردي مثلِ پدرت آشنا نشي -
. تمومش کن -

00:51:26.110 --> 00:51:29.050
. اون پسر اصلا مثلِ بابا نيست

00:51:30.510 --> 00:51:31.850
. اون قرارِ دکتر بشه

00:51:32.600 --> 00:51:33.690
دکتر ؟

00:51:34.280 --> 00:51:37.020
. آره ، دانشجويِ پزشکيه

00:51:37.610 --> 00:51:39.310
! خداي من

00:51:39.380 --> 00:51:43.180
ببين چطور داري تو همچين وضعيتي
. واسه خودت ريز ريز لبخند ميزني

00:51:43.180 --> 00:51:46.280
مجبورم کردي هرروز بخاطرِ باديگاردا
. دويست هزار وُن برات خرج کنم

00:51:46.280 --> 00:51:51.570
، داري از پشت به مادرت خنجر ميزني
. ميري يارو رو ميبيني و از خوشحالي ذوق مرگ ميشي

00:51:52.580 --> 00:51:54.710
. ببخشيد ، مامان

00:51:55.480 --> 00:51:59.110
، اِي دختره يِ چشم سفيد
حالا که چي يارو دکتره ؟

00:51:59.110 --> 00:52:00.180
. پيشينه ي خانوادگي از هرچيزي مهم تره

00:52:00.180 --> 00:52:03.080
، مهم تر از هرچيزي پدر و مادرشن
آخه چندبار بايد بهت بگم ؟

00:52:06.480 --> 00:52:09.210
اين چيه ؟

00:52:09.210 --> 00:52:12.410
چرا لباسِت اينطوري پاره شده ؟

00:52:16.610 --> 00:52:19.110
زودباش بهم بگو ببينم . . کي اينکارو کرده ؟

00:52:19.180 --> 00:52:20.060
کارِ اونه ؟

00:52:20.470 --> 00:52:22.920
. نه ، مامان . . اون هرگز همچين کاري نميکنه

00:52:23.250 --> 00:52:27.380
. . چون در قفل بود ، ميخواستم از پنجره برم بالا که

00:52:28.180 --> 00:52:30.810
چي ؟ . . از پنجره ؟

00:52:32.080 --> 00:52:33.970
انگار آخرسر ديوونه شدي رفت ، آره ؟

00:52:33.970 --> 00:52:36.700
، ديوونه شدي
ديگه از پنجره بالا ميري ؟

00:52:38.220 --> 00:52:41.180
خب ، چرا خودتُ راحت نميکني و
نميري بميري ، دختره يِ پُررو ؟

00:52:41.210 --> 00:52:43.250
. بخاطرِ تو نميتونم زندگي کنم

00:52:43.250 --> 00:52:45.400
آخه چرا ؟ چرا ؟ . . براي چي ؟

00:52:54.480 --> 00:52:56.180
به سلامت برگشت ؟

00:52:57.110 --> 00:52:59.050
تا کِي ميخواي اينطوري باشي ؟

00:53:00.610 --> 00:53:02.960
، نميدونم " سويونگ " بهت چي گفته

00:53:03.320 --> 00:53:05.620
، اما . . اگه ميخواي اينطوري رفتار کني
. به همون کارِ گارسونيت برگرد

00:53:05.620 --> 00:53:06.870
آخه اين چه کاريه ؟

00:53:07.910 --> 00:53:09.770
، خودم ميدونستم

00:53:10.810 --> 00:53:12.660
، ميدونستم دارم به شماها سختي ميدم

00:53:14.710 --> 00:53:20.120
اما . . پيش خودم فکرميکردم که
. شماها هم از احساسِ من باخبريد

00:53:22.210 --> 00:53:24.320
. . فکرميکردم چون من دوستتون دارم

00:53:25.850 --> 00:53:28.130
. شماها هم منو دوست داريد . .

00:53:30.150 --> 00:53:32.370
. نميدونستم اينقدر ازم متنفريد

00:53:37.710 --> 00:53:39.850
. اون اين حرفارو فقط از رويِ ناراحتيش زده

00:53:41.110 --> 00:53:46.140
. نه ، اصلا حرفِ اشتباهي نزد

00:53:48.910 --> 00:53:55.630
من هيچي نيستم ، تنها کاري که
. در حقِتون کردم اين بود که بهتون عذاب بدم

00:53:57.450 --> 00:54:01.810
، حتي اگرم ازم متنفر باشيد
. حرفي براي گفتن ندارم

00:54:04.550 --> 00:54:07.210
مگه " سويونگ " بهت چي گفته که
اينطوري شدي ؟

00:54:08.910 --> 00:54:15.430
همَش بخاطرِ اينه که نميدونم کيَم و
. تاحالا براي چي زندگي کردم

00:54:17.330 --> 00:54:20.180
. تاحالا فقط يه زندگيِ بيهوده و بي هدف داشتم

00:54:23.210 --> 00:54:28.190
براي همينه که با اينکه ميدونم
. از اينکار متنفري ، بازم مشروب خوردم

00:54:30.810 --> 00:54:37.150
از حالا به بعد ديگه اونطور که
. لياقتشُ دارم زندگي ميکنم

00:54:43.050 --> 00:54:44.520
سه شاعرِ " چونگروکپا " کيا بودن ؟

00:54:44.910 --> 00:54:47.710
. " پارک مووِل " ، " پارک توجين " ، " چو چيهون "

00:54:48.300 --> 00:54:50.070
. چهار اثرِ معروفِ "پارک مووِل"ـو بگو

00:54:50.550 --> 00:54:53.430
. . " ناگونه " ، " چونگنورو " ، " هاگوان "

00:54:55.550 --> 00:54:57.550
آخريش چي بود ؟ -
. " گاجِئونگ " -

00:54:58.530 --> 00:55:00.340
بهت گفته بودم که چون تو امتحانا
. . هميشه اين سوالُ ميدن

00:55:00.340 --> 00:55:01.620
. حتما درست حفظِشون کني . .

00:55:01.980 --> 00:55:02.690
. دوباره بگو

00:55:03.640 --> 00:55:07.460
معلم ، اصلا کنجکاو نيستي الان برادرم
چه حس و حالي داره ؟

00:55:08.250 --> 00:55:12.180
. نه -
معلم ، چرا دروغ ميگي ؟ -

00:55:12.250 --> 00:55:15.050
چرا فکرميکني دروغ ميگم ؟

00:55:15.080 --> 00:55:17.640
ميدوني چرا خواستم معلمم بموني ؟

00:55:18.300 --> 00:55:19.390
. بخاطرِ اينکه آدمِ روراستي هستي

00:55:20.550 --> 00:55:23.010
، هميشه باهام روراست بودي

00:55:23.350 --> 00:55:25.400
. و ميگفتي بهم اعتماد داري

00:55:25.980 --> 00:55:27.780
پس ، حالا چرا داري بهم دروغ ميگي ؟

00:55:28.780 --> 00:55:29.920
چرا يهويي اينطور شدي ؟

00:55:30.650 --> 00:55:33.720
بخاطرِ اينکه داري طوري رفتار ميکني که
. انگار هيچي نشده ، براي داداشم دلم ميسوزه

00:55:34.250 --> 00:55:36.250
. . ووجه " ميخواست بيخيالِ آمريکا رفتن بشه و "

00:55:36.250 --> 00:55:39.810
جانشينِ پدرم تو شرکت بشه تا اينکه . .
. بتونه باهات ازدواج کنه

00:55:41.470 --> 00:55:44.260
ميدوني چقدر داداشم از کار کردن تو شرکت
متنفر بود ؟

00:55:58.310 --> 00:56:04.580
<c.colorffb693>ميخوام قبل از اينکه از اينجا برم ، ببينم که
. تو خونه ام غذا ميخوري و ميخندي و ميخوابي</c>

00:56:15.550 --> 00:56:19.520
<c.colorffb693>يعني فکرميکني چرا اينقدر دلم ميخواد
ببينم که " سويونگ " خوب غذا ميخوره و ميخوابه ؟</c>

00:56:20.500 --> 00:56:23.020
<c.colorffb693>چرا هميشه دلم ميخواد به خنده بندازمش تا
از شرِ استرسِش راحت بشه ؟</c>

00:56:25.380 --> 00:56:27.550
<c.color0080ff>، ووجه " بيخيالِ رفتن به آمريکا شد و "</c>

00:56:27.550 --> 00:56:31.280
<c.color0080ff>حاضر شد جانشينِ پدرم تو شرکت بشه تا
. بتونه اجازه يِ ازدواج باهاتُ ازش بگيره</c>

00:56:32.910 --> 00:56:36.150
<c.color0080ff>ميدوني چقدر از کار تو شرکت متنفر بود ؟</c>

00:57:01.480 --> 00:57:03.680
واقعا نميخواي بهم بگي موضوع چيه ؟

00:57:03.710 --> 00:57:05.380
. داشتي گريه ميکردي

00:57:05.380 --> 00:57:09.980
تو آدمي هستي که هيچوقت حاضر نميشي
. وسطِ خيابون و جلويِ مردم بزني زيرِ گريه

00:57:12.110 --> 00:57:15.550
خوشحالم که ميبينم بخاطرم عصباني ميشي و
، " مراقبم هستي ، " سانگوو

00:57:16.810 --> 00:57:18.310
. خوبه که حداقل تورو دارم

00:57:20.870 --> 00:57:22.010
بخاطرِ پدره ؟

00:57:25.780 --> 00:57:27.490
. . اون روز که رفته بودي سراغِ پدر

00:57:28.210 --> 00:57:31.370
مگه بهش چي گفتي که . .
خودت و اونو به اين حال و روز انداختي ؟

00:57:34.480 --> 00:57:36.040
. ديگه جلويِ من درباره يِ پدر حرف نزن

00:57:36.690 --> 00:57:37.510
. بخاطرِ اون نيست که اينطورم

00:57:38.580 --> 00:57:39.860
پس ، موضوع چيه ؟

00:57:41.350 --> 00:57:43.220
تو خونه اي که داري زندگي ميکني اتفاقي افتاده ؟

00:57:44.310 --> 00:57:46.680
براي همينه که دوباره تو مهمونخونه زندگي ميکني ؟

00:57:47.780 --> 00:57:48.910
. نه

00:57:50.210 --> 00:57:52.110
. . اينطور نيست

00:57:55.110 --> 00:57:58.910
بالاخره يکيُ پيدا کردم که
، واقعا ميتونستم تو زندگيم بهش تکيه کنم

00:58:00.750 --> 00:58:02.550
. اما . . اون ديگه اينجا نيست

00:58:04.480 --> 00:58:06.180
. اون رفته

00:58:07.280 --> 00:58:10.610
دوست پسر داشتي ؟

00:58:13.810 --> 00:58:18.420
. بخاطرِ پدر نميتونستم باهاش بمونم

00:58:21.180 --> 00:58:24.420
منظورت چيه که بخاطرِ پدر نتونستي ؟
منظورت چيه ؟

00:58:41.480 --> 00:58:42.810
، اِي دخترِ احمق

00:58:44.980 --> 00:58:47.390
به تنهايي داشتي با خودت چکار ميکردي ؟

00:58:52.210 --> 00:58:53.760
. بايد بهم ميگفتي

00:59:09.450 --> 00:59:13.010
براي ناهار چي بخوريم ؟
تو چي ميخوري ، " سويونگ " ؟

00:59:13.510 --> 00:59:15.800
. شماها بريد ، الان حسِ غذا خوردن ندارم

00:59:16.560 --> 00:59:18.290
جديدا چِش شده ؟

00:59:18.550 --> 00:59:20.610
مگه با احساساتِت خودتُ سير ميکني ؟

00:59:21.550 --> 00:59:26.810
، بهت که گفته بودم هرطور شده بايد غذا بخوري
. انگار اصلا گوش نميديا

00:59:52.210 --> 00:59:54.240
با خودم گفتم نکنه به اين حال و روز
. افتاده باشي و براي همينم اومدم بهت سربزنم

00:59:56.510 --> 01:00:01.010
اومدم ببينم نکنه " لي سويونگ " از کارِش پشيمون
. شده باشه و اگه اينطوره ، بيام و دوباره اونو مالِ خودم بکنم

01:00:02.180 --> 01:00:04.110
. براي همينم برگشتم

01:00:36.110 --> 01:00:38.210
<c.colord1a3a3>« لي سامجه »</c>

01:00:44.550 --> 01:00:46.250
آقاي " يو " ؟ -
بله ؟ -

01:00:46.250 --> 01:00:51.610
اگه پولي که بهم دادنُ بهشون بدم و
اينجا غذا بخورم ، بهم سي هزاروُن ميدن ؟

01:00:51.610 --> 01:00:54.580
. آره ، فقط کافيه يه دوساعتي اينجا بشيني

01:00:54.580 --> 01:00:56.850
خوبه . . نه ؟ -
. آره -

01:00:56.880 --> 01:00:59.650
. هم غذا گيرِت مياد و هم پول درمياري

01:00:59.680 --> 01:01:04.210
اينکارُ تا زماني که بتوني
. يه کارِ تمام وقت پيدا کني ، ادامه بده

01:01:04.210 --> 01:01:05.850
. براي هزينه هايِ زندگي کافيه

01:01:05.850 --> 01:01:07.680
. باشه ، همينکارو ميکنم

01:01:07.680 --> 01:01:09.050
. بريم تو

01:01:38.380 --> 01:01:39.680
. " سويونگ "

01:01:50.050 --> 01:01:52.450
. اومدم يه چيزي بهتون بگم

01:01:54.250 --> 01:01:55.950
چيه ؟

01:01:57.680 --> 01:02:00.180
داري ميري خارج ؟

01:02:02.411 --> 01:02:08.650
براي درس خوندن تو نيويورک
. بورسيه يِ تحصيلي گرفتم

01:02:08.650 --> 01:02:10.411
نيويورک ؟

01:02:11.080 --> 01:02:15.550
چرا يهويي ميخواي بري خارج ؟

01:02:15.550 --> 01:02:19.450
، تو که ميخواي آزمونِ وکالت بدي
ديگه چرا ميخواي بري خارج ؟

01:02:19.450 --> 01:02:22.150
حالا حتما بايد بري ؟

01:02:23.950 --> 01:02:26.180
. بخاطرِ اينه که ميخوام بيشتر درس بخونم

01:02:30.110 --> 01:02:31.611
. تا دوهفته يِ ديگه ميرم

01:02:32.680 --> 01:02:35.050
اينقدر سريع ؟

01:02:37.080 --> 01:02:41.411
تا کِي ميخواي اونجا بموني ؟

01:03:08.800 --> 01:03:20.800
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:03:20.824 --> 01:03:33.824
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.