﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:03.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:03.590 --> 00:00:05.000
! لوله يِ تنفسيُ آماده کنيد

00:00:08.740 --> 00:00:11.320
سانگوو " ، ميخوايد چکار کنيد ؟ "

00:00:11.990 --> 00:00:13.320
. بايد با لوله يِ تنفسي بهش اکسيژن بديم

00:00:13.320 --> 00:00:14.690
. نميتونه نفس بکِشه

00:00:14.690 --> 00:00:18.520
. اگه اينکارو نکنيم ، ميميره

00:00:21.650 --> 00:00:23.310
. پدر

00:00:32.830 --> 00:00:33.910
! پدر

00:00:42.111 --> 00:00:43.960
. . ببخشيد که

00:00:46.300 --> 00:00:48.570
. همچين پدرِ بي عرضه اي بودم . .

00:00:56.140 --> 00:00:59.570
از بيمارستان به " سويونگ " زنگ ميزنم
. تا تولدشُ بهش تبريک بگم

00:01:01.720 --> 00:01:05.050
، آخه الان تو آمريکا شبِ
. با هم تفاوت زماني داريم

00:01:06.060 --> 00:01:10.320
، الان حسابي مشغولِ درس خوندنه
. احتمالا خودشم تولدشُ فراموش کرده

00:01:17.610 --> 00:01:22.490
کانگ ووجه " بزرگترين پسرِ رئيسِ عاملِ شرکتِ " »
. وينِرز " ، رئيس " کانگ گيبوم " هست "

00:01:22.490 --> 00:01:24.440
. ايشون در نيويورک تحصيل کرده

00:01:24.440 --> 00:01:26.190
عروس " لي سويونگ " ، در بهترين دانشگاهِ کُره
. تحصيل کرده

00:01:26.190 --> 00:01:29.980
ايشون در دانشگاه کُره
. « در رشته يِ حقوق درس ميخونه

00:01:33.200 --> 00:01:35.800
، خانه يِ معروف ترين افرادِ کُره »
. « " مديرعاملِ " وينِرز " . . " کانگ گيبوم

00:01:47.310 --> 00:01:49.050
« کانگ گيبوم »

00:02:25.410 --> 00:02:26.920
، متاسفم »

00:02:27.600 --> 00:02:32.700
، تو دلت نميخواست منو ببيني
. « اما . . من دلم ميخواست هر روز ببينمت

00:02:35.750 --> 00:02:37.830
. ببريدش به بخش مراقب هايِ ويژه

00:02:37.830 --> 00:02:39.300
! بابا

00:02:39.880 --> 00:02:41.520
! بابا . . نه ، نه

00:02:41.520 --> 00:02:42.780
! بابا

00:02:43.560 --> 00:02:44.830
! " سويونگ "

00:02:45.780 --> 00:02:46.910
! " سويونگ "

00:02:48.010 --> 00:02:50.760
. هيچوقت نتونستم درست باهاش حرف بزنم

00:02:50.760 --> 00:02:53.310
. خودت که ميديدي بابا چطور منو پس ميزد

00:02:54.740 --> 00:02:55.950
. لطفا مراقبِ باشيد

00:02:58.130 --> 00:02:58.930
. " سويونگ "

00:02:58.930 --> 00:03:02.300
! وِلم کن . . وِلم کن

00:03:02.300 --> 00:03:04.080
. " سويونگ "

00:03:05.140 --> 00:03:06.520
، " ووجه "

00:03:06.520 --> 00:03:08.790
. به بابام کمک کن

00:03:09.370 --> 00:03:12.270
. " بابامُ نجات بده ، " ووجه

00:03:56.680 --> 00:03:58.520
، " کيونگهو "

00:03:58.520 --> 00:04:00.520
پدرشوهرم چطوره ؟

00:04:00.520 --> 00:04:04.600
، تنفسِ مصنوعي بهش داديم
. خطرُ از سر گذروند

00:04:05.810 --> 00:04:09.590
، جراحي که خوب پيش رفته بود
چه مشکلي براش پيش اومده ؟

00:04:09.590 --> 00:04:13.920
، مقاومتِ ايمنيِ بدنش خيلي پايينِ
. مقدارِ عفونت هم خيلي بالا بوده

00:04:13.920 --> 00:04:18.650
، هرکاري از دستمون برميومد کرديم
. بايد منتظرِ نتيجه بمونيم

00:04:34.800 --> 00:04:38.950
پدر تو خطرِ ؟

00:04:40.320 --> 00:04:42.310
. فقط بايد صبر کنيم

00:04:48.100 --> 00:04:51.650
. امروز نميتوني ببينيش ، برگرد خونه

00:04:54.780 --> 00:04:56.230
. خواهش ميکنم برو

00:04:57.720 --> 00:04:59.500
. " تو هم همينطور ، " هوجونگ

00:05:00.470 --> 00:05:02.820
. من اينجا ميمونم

00:05:10.410 --> 00:05:12.190
. ووجه " ، تو برو "

00:05:15.111 --> 00:05:17.940
. پدر و مادرت نگرانت ميشن

00:05:17.940 --> 00:05:20.080
. فردا هم بايد بري سرِ کار

00:05:21.030 --> 00:05:22.540
. آره ، برو

00:05:24.990 --> 00:05:26.720
. برو

00:06:26.550 --> 00:06:27.590
، اوپا

00:06:28.150 --> 00:06:30.520
. چرا اينجا وايسادي ؟ . . هوا سردِ

00:06:32.170 --> 00:06:33.940
. . پدر

00:06:35.740 --> 00:06:37.980
احتمالِ درمانش چقدره ؟

00:06:39.450 --> 00:06:42.570
. خودت که شنيدي ، بايد منتظر بمونيم

00:06:53.920 --> 00:06:55.950
، اگه اتفاقي براش بيفته

00:06:57.550 --> 00:07:02.030
. سويونگ " ديگه نميتونه به صورتم نگاه کنه "

00:07:04.170 --> 00:07:05.920
. خودمم همينطور

00:07:05.920 --> 00:07:10.680
اگه پدرش بميره ، تو و " سويونگ " ديگه
. به راحتي نميتونيد همديگه رو ببينيد

00:07:17.550 --> 00:07:22.290
ميترسي که نکنه پدرش بميره ؟

00:07:22.290 --> 00:07:25.400
. . اگه همونجا نميموندم و ميرفتم دنبالش بگردم

00:07:27.330 --> 00:07:30.350
. . آخه چرا -
. خودتُ سرزنش نکن -

00:07:30.350 --> 00:07:32.390
. به فکرِ " سويونگ " باش

00:07:34.180 --> 00:07:36.650
، راس ميگم

00:07:36.650 --> 00:07:39.410
. جلويِ " سويونگ " خودتُ سرزنش نکن

00:07:44.020 --> 00:07:46.230
آخه چرا همه چي اينطوري شد ؟

00:07:48.020 --> 00:07:50.270
. من ازدواج نکردم که آخرسر اينطور بشه

00:08:08.090 --> 00:08:13.950
. « ببخشيد که ميگفتم اونکارا بخاطرِ شماهاس »

00:08:14.220 --> 00:08:16.190
« لي سامجه"ـيِ مرحوم" »

00:08:46.980 --> 00:08:48.740
، " سويونگ "

00:08:48.740 --> 00:08:50.740
. بهت که گفتم برگرد خونه

00:08:54.380 --> 00:08:56.560
. . سانگوو " ، من "

00:08:57.640 --> 00:09:00.910
اونوقت که زانويِ " ووجه " يه کم
، رگ به رگ شده بود

00:09:01.860 --> 00:09:04.390
يه عالمه سرِت غُر زدم که بايد
، يه چِک آپ کامل ازش بگيري

00:09:06.700 --> 00:09:08.720
. اما ، براي پدر اينطور نکردم

00:09:10.030 --> 00:09:12.650
. . وقتي پدر اومده بود ديدنم

00:09:14.230 --> 00:09:17.150
حتي به فکرم نرسيد که . .
. ازش بپرسم حالش خوبه يا نه

00:09:19.680 --> 00:09:23.650
. ازش براي نجاتِ جونِ " ووجه " تشکر نکردم

00:09:23.650 --> 00:09:25.650
. فقط از دستش عصباني شدم

00:09:27.570 --> 00:09:30.960
با خودم ميگفتم " ووجه " بخاطرِ اينکه
، پدر هِي خودشُ نشون ميداده بوده که حقيقتُ فهميده

00:09:32.310 --> 00:09:34.440
. همَش از دستِش فقط عصباني ميشدم

00:09:36.950 --> 00:09:39.370
تو که نميدونستي پدر از درون
. روده ـش پاره شده بوده

00:09:40.910 --> 00:09:42.290
. . پدر

00:09:43.870 --> 00:09:46.830
اون هميشه نگرانم بوده و ميترسيده که
. نکنه " ووجه " درموردم همه چيُ بفهمه

00:09:46.830 --> 00:09:50.400
، بي اينکه بدونه روده ـش پاره شده بوده
. از تو بيمارستان فرار کرده و رفته

00:09:54.830 --> 00:09:58.640
حتي ازش نپرسيدم
. بعدِ تصادف مشکلي براش پيش اومده يا نه

00:10:00.170 --> 00:10:02.570
. حتي ازش تشکر نکردم

00:10:05.470 --> 00:10:07.380
. . اون روز

00:10:08.150 --> 00:10:10.320
، اگه با " ووجه " براي ورزش ميومدم بيرون . .

00:10:12.480 --> 00:10:13.490
. نه

00:10:15.330 --> 00:10:17.710
نبايد بهش ميگفتم منم ميخوام
. باهام ورزش کنم

00:10:19.660 --> 00:10:21.150
. نه

00:10:22.210 --> 00:10:24.500
. نبايد با " ووجه " ازدواج ميکردم

00:10:28.570 --> 00:10:30.490
. نه

00:10:32.370 --> 00:10:34.660
. هرگز نبايد با " ووجه " آشنا ميشدم

00:10:40.350 --> 00:10:42.100
. . سانگوو " ، من "

00:10:44.220 --> 00:10:47.370
حتي باعث شدم " ووجه " برايِ پدر
. مراسمِ يادبود بگيره

00:10:51.660 --> 00:10:53.670
. . اگه پدر بميره

00:10:54.900 --> 00:10:57.350
. مثلِ اينه که خودم کُشتمش . .

00:10:59.900 --> 00:11:02.600
بخاطرِ اينکه " ووجه " رو ميشناخت بود که
. نجاتش داد

00:11:04.180 --> 00:11:06.360
، بخاطرِ اينکه اون " ووجه " بود
. از تو بيمارستان فرار کرد و رفت

00:11:16.680 --> 00:11:18.490
کانگ ووجه " رو مقصر ميدوني ؟ "

00:11:20.370 --> 00:11:22.170
. نه

00:11:23.250 --> 00:11:26.690
گرچه پافشاري و اصرار به ازدواج
، از طرفِ " ووجه " بود

00:11:26.690 --> 00:11:28.890
. اما ، اون تصميمُ خودم گرفتم

00:11:30.230 --> 00:11:33.240
، ووجه " هم اين وسط قربانيِ "
. اونم صدمه ديده

00:11:34.710 --> 00:11:38.270
، وقتي پدرُ تو اين حال و روز ميبينم

00:11:38.270 --> 00:11:40.750
" با خودم ميگم اگه سه سال پيش با " ووجه
. . آشنا نميشدم

00:11:42.450 --> 00:11:44.960
. هرگز همچين اتفاقي براي پدر نميفتاد . .

00:11:47.510 --> 00:11:50.340
، منم به تنفرم از پدر ادامه ميدادم

00:11:50.340 --> 00:11:54.560
اما ، دووم مياورم و بالاخره ي يه راهي
، براي زندگيم پيدا ميکردم

00:11:56.780 --> 00:11:59.490
. اونوقت ديگه همچين اتفاقي براي پدر نميفتاد

00:12:01.480 --> 00:12:03.620
. همَش دارم به اين چيزا فکرميکنم

00:12:06.920 --> 00:12:11.570
. پدر که نميخواد همچين حرفايي بزني

00:12:11.570 --> 00:12:14.430
، حالا اينارو فهميدم
. همينه که داره ديوونَم ميکنه

00:12:15.960 --> 00:12:19.830
، دلم به حالِ پدر ميسوزه و متاسفم
. دارم ديوونه ميشم

00:12:19.830 --> 00:12:23.860
اون هرگز نتونسته اونطور که
. دلش ميخواد زندگي بکنه

00:12:23.860 --> 00:12:27.880
نميتونه بعد از اينکه بهمون گفته
. متاسفِ ، همينطوري بميره و بذاره بره

00:12:27.880 --> 00:12:29.880
تو هم چشماشُ ديدي ، آره ؟

00:12:33.540 --> 00:12:36.510
چرا اون حرفارو به پدر و مادرِ " ووجه " زدم ؟

00:12:38.380 --> 00:12:41.760
چرا حرفايي که زده بودمُ پس نگرفتم ؟

00:12:42.670 --> 00:12:45.260
چرا به تنفرم از پدر ادامه دادم ؟

00:12:47.960 --> 00:12:50.670
. پدر خيلي خيلي دوستم داره

00:12:51.940 --> 00:12:54.000
آخه چرا اينو از ياد برده بودم ؟

00:12:58.390 --> 00:13:00.790
گفتنِ اين حرفا ديگه چه فايده اي داره ؟

00:13:02.450 --> 00:13:03.960
. تمومش کن

00:13:06.260 --> 00:13:08.460
، اگه پدر اينطوري بميره

00:13:10.360 --> 00:13:12.230
چطور ميتونم زندگي کنم ؟

00:13:16.790 --> 00:13:20.400
! خداي من . . عجب مهموني اي راه انداختي

00:13:21.830 --> 00:13:24.330
، اينم از غذاي موردعلاقه ـت
. سوپِ سبزيجات و تربچه يِ خشک

00:13:24.330 --> 00:13:26.150
سوپِ سبزيجات و تربچه يِ خشک ؟

00:13:32.380 --> 00:13:36.440
، کسي که دنبالت نکرده
. يواش يواش بخور

00:13:53.930 --> 00:13:56.900
واقعا ميخواستي ازم طلاق بگيري ؟

00:13:56.900 --> 00:14:00.140
. معلومه که نميخواستم

00:14:00.140 --> 00:14:02.610
. تو بودي که ميخواستي ازم طلاق بگيري

00:14:02.610 --> 00:14:05.810
خودت ورقه هارو آوردي و
. گفتي که باهم به دادگاه بريم

00:14:06.910 --> 00:14:12.210
. من تو تمام زندگيم برات يه آدمِ بي عرضه بودم

00:14:12.210 --> 00:14:14.520
تو هم روشِ خودتُ داري که
. ازم يه زنِ وحشتناک بسازي

00:14:14.520 --> 00:14:17.590
. فقط ميخواستم يه زندگيِ خوب داشته باشيم

00:14:17.590 --> 00:14:19.790
. تو زنِ وحشتناکي نيستي

00:14:19.790 --> 00:14:26.470
من هيچ مهارتي ندارم ، من خونه رو ترک کرده بودم و
. با اينحال يه عالمه غذا برام درست کردي

00:14:26.470 --> 00:14:31.100
. حالا که بازيگر شدي خوب دروغگويي شديا

00:14:31.100 --> 00:14:34.040
الان داري نقش بازي ميکني ، مگه نه ؟

00:14:35.670 --> 00:14:37.440
. متاسفم

00:14:37.440 --> 00:14:41.400
متاسفم که نميتونم اونطور که
. ميخواي شوهرِ با استعدادي باشم

00:14:43.930 --> 00:14:45.760
. غذاتُ بخور

00:14:45.760 --> 00:14:48.080
. چيزايي که منظوري ازشون نداريُ نگو

00:14:48.080 --> 00:14:50.630
. جدي ميگم

00:14:50.630 --> 00:14:54.090
ميخواستم يه بازيگرِ موفق بشم و
. برگردم پيشِت

00:14:55.620 --> 00:14:59.150
تو اين سن و سال چطور ميتوني موفق بشي ؟

00:14:59.150 --> 00:15:01.520
. هرکار دوس داري بکن

00:15:01.520 --> 00:15:05.790
. هرکاري ميخواي بکن و از زندگيت لذت ببر

00:15:08.570 --> 00:15:10.630
. " ممنون ، " گانسون

00:15:12.080 --> 00:15:14.500
. غذاتُ بخور

00:15:14.500 --> 00:15:19.120
من براي خودم آزاد کار ميکنم و
. الانم يه عالمه وقتِ خالي دارم

00:15:19.120 --> 00:15:21.330
. ميخوام بهت دوچرخه سواري ياد بدم

00:15:22.480 --> 00:15:23.670
دوچرخه سواري ؟

00:15:23.670 --> 00:15:28.470
اونوقت که تازه ازدواج کرده بوديم
. دلت ميخواست دوچرخه سواري کني

00:15:29.760 --> 00:15:32.470
اونوقتا پولِ زيادي نداشتم و
. نميتونست برات دوچرخه بخرم

00:15:32.470 --> 00:15:35.990
. بعدشم که وقتِ ياد دادن بهتُ نداشتم

00:15:35.990 --> 00:15:39.450
هنوزم اون چيزارو يادته ؟

00:15:57.570 --> 00:15:59.230
! بابا

00:15:59.230 --> 00:16:02.500
. هوجونگ " ، من برگشتم خونه "

00:16:02.500 --> 00:16:05.740
واقعا ؟

00:16:06.760 --> 00:16:09.830
آره ، مامانت بهم آسون گرفت و
. منم به سلامت برگشتم خونه

00:16:11.620 --> 00:16:13.330
، بابا

00:16:13.330 --> 00:16:16.920
. ممنونم که سالم برگشتي

00:16:18.111 --> 00:16:21.530
هوجونگ " ، چي شده ؟ "

00:16:21.530 --> 00:16:24.300
! داري گريه ميکني ؟ . . هِي

00:16:24.300 --> 00:16:26.050
داره گريه ميکنه ؟

00:16:26.050 --> 00:16:28.050
. گوشيُ بده

00:16:28.710 --> 00:16:31.730
هوجونگ " ، با شوهرت دعوات شده ؟ "

00:16:32.860 --> 00:16:34.570
. نه

00:16:34.570 --> 00:16:35.820
پس ، چي ؟

00:16:35.820 --> 00:16:39.600
چرا اين موقع شب با گريه داري
جوابِ گوشيُ ميدي ؟

00:16:41.100 --> 00:16:44.010
. بخاطرِ پدرشوهرمه

00:16:46.480 --> 00:16:48.080
مگه چِش شده ؟

00:16:57.550 --> 00:17:00.710
، چه تختِ خوبيه
داري چکار ميکني ؟

00:17:00.710 --> 00:17:02.260
. بيا دراز بکِش

00:17:08.810 --> 00:17:13.460
، من به جدا خوابيدن عادت کردم
. نميدونم خوابم ميبره يا نه

00:17:13.460 --> 00:17:16.770
! اِي بابا -
! اوه . . خداي من -

00:17:23.300 --> 00:17:24.790
. " ووجه "

00:17:25.460 --> 00:17:26.940
. برگشتم

00:17:27.990 --> 00:17:30.370
. از " سونگجه " شنيدم چي شده

00:17:30.370 --> 00:17:32.800
. ممنونم که برگشتي

00:17:32.800 --> 00:17:34.930
. " خداي من . . " ووجه

00:17:34.930 --> 00:17:36.770
. . چشمات

00:17:36.770 --> 00:17:38.290
گريه کردي ؟

00:17:39.240 --> 00:17:40.950
. نه

00:17:40.950 --> 00:17:44.130
. آخه چشمات قرمز شده و پُف کردن

00:17:46.000 --> 00:17:48.990
چي شده ؟ . . گريه کردي ؟

00:17:48.990 --> 00:17:50.350
. فقط خسته ـم

00:17:50.350 --> 00:17:52.410
. ميخوام برم بالا و استراحت کنم

00:18:08.040 --> 00:18:10.310
. « هرگز نبايد با " ووجه " آشنا ميشدم »

00:18:11.670 --> 00:18:13.960
. باهام بيا آمريکا

00:18:13.960 --> 00:18:15.460
. بيا باهم بريم آمريکا

00:18:15.460 --> 00:18:17.180
! تو

00:18:17.180 --> 00:18:19.510
. اگه از دستم بدي ، خودت تا ابد پشيمون ميموني

00:18:38.380 --> 00:18:40.410
، عزيزم

00:18:40.410 --> 00:18:44.970
تو تمام مدتي که خونه نبودم ، " ووجه " هميشه
همينطور بوده ؟

00:18:44.970 --> 00:18:47.020
. نه ، تا اين حد اوضاعش خراب نبود

00:18:47.020 --> 00:18:50.120
. درواقع ، خوب بود

00:18:50.120 --> 00:18:54.220
نکنه دوباره داره مخفيانه
با " سويونگ " قرار ميذاره ؟

00:18:54.220 --> 00:18:55.700
. منم مشکوک شده بودم

00:18:55.700 --> 00:18:58.900
شايد باهم قرار ميذاشتن و
. اونم دستِ رد به سينه ـش زده

00:18:58.900 --> 00:19:02.530
چرا بعدِ سه سال زندگي باهم بايد بخوان
باهم قرار بذارن ؟

00:19:02.530 --> 00:19:04.820
. اينطور نيست که بتونن پيشِ هم برگردن

00:19:04.820 --> 00:19:09.100
عزيزم ، چرا مجبورش کرديم
سويونگ"ـو طلاق بده ؟"

00:19:09.100 --> 00:19:12.630
يادم اومد ، چون بهم دروغ گفته شده بود
. احساسِ خيانت ميکردم

00:19:12.630 --> 00:19:15.180
، ما که به کاري مجبورشون نکرديم

00:19:15.180 --> 00:19:17.550
. اون خودش گذاشت و رفت

00:19:17.550 --> 00:19:21.550
، هنوزم وقتي به اون ماجرت فکرميکنم
. حس ميکنم فريب خوردم

00:19:21.940 --> 00:19:24.880
بخاطرِ اينه که
. خودش ميدونسته ما نميبخشيمِش

00:19:24.880 --> 00:19:28.020
بازم با اينحال حداقل بايد ازمون
. درخواستِ بخشش ميکرد

00:19:28.020 --> 00:19:30.740
آخه چرا بهمون دروغ گفته بود ؟
مگه چه احساسي داشته که اينطور کرده ؟

00:19:32.000 --> 00:19:36.580
اينکه به آدم دروغ گفته بشه که
. هميشه به خيانت کردن مربوط نميشه

00:19:36.580 --> 00:19:40.190
، يون سومي " بهم دروغ گفته بود "
. اما ، بازم "سونگجه"ـرو فرستاد پيشِ خودم

00:19:40.190 --> 00:19:44.990
اون شعبده باز باعث شد بفهمم که
، سونگجه " پسرِ خودمه "

00:19:44.990 --> 00:19:47.720
. همينطورم تورو سرِ عقل آورد

00:19:48.520 --> 00:19:50.250
درموردِ " سويونگ " چطور ؟

00:19:50.250 --> 00:19:52.630
وقتي فريبَم داده ، درعوض بهم چي داده ؟

00:19:53.790 --> 00:19:55.670
. خودشُ بهمون داده

00:19:55.670 --> 00:19:58.080
منظورت چيه ؟
خودشُ بهمون داده ؟

00:19:58.080 --> 00:20:01.280
اون قلبشُ به من داد و
. به آدمي مثلِ تو اعتمادشُ

00:20:01.280 --> 00:20:03.280
. اون همه چي بهمون داد

00:20:03.280 --> 00:20:05.210
. راستش ، کاملا درسته

00:20:05.210 --> 00:20:10.070
از کِي تاحالا همچين سخنرانِ به اين خوبي شدي ؟

00:20:10.070 --> 00:20:13.990
اشکالي نداره به حالِ خودشون بذاريمِشون ؟

00:20:29.080 --> 00:20:30.440
! پدر

00:20:34.660 --> 00:20:35.800
! بابا

00:20:53.640 --> 00:20:55.070
. " هوجونگ "

00:20:56.840 --> 00:20:58.510
. ترسيدم

00:21:03.550 --> 00:21:05.230
، پدرم

00:21:06.510 --> 00:21:08.990
اگه اينطور بميره ، چي ؟

00:21:19.530 --> 00:21:22.380
. حس ميکنم قلبم داره تيکه تيکه ميشه

00:21:48.500 --> 00:21:52.760
. ببخشيد که زودتر از اينا پيشِت برنگشتم

00:21:52.760 --> 00:21:54.320
. ببخشيد

00:21:56.020 --> 00:21:58.300
. . اگه اينطوري بذاري بري

00:21:58.300 --> 00:22:00.150
، پدر . . خودت که منو ميشناسي

00:22:01.360 --> 00:22:03.380
، خودت باعث شدي اينطوري بار بيام

00:22:05.060 --> 00:22:07.420
اگه اينطوري بري ، من ديگه توانِ زندگي کردن
. تو وجودم نميمونه

00:22:12.800 --> 00:22:17.150
، بابتِ تمام کارايي که کردي ميبخشمت

00:22:17.150 --> 00:22:18.790
. فقط بهوش بيا

00:22:22.040 --> 00:22:24.460
. ميخوام يه چيزي بهت بگم

00:22:28.280 --> 00:22:30.530
. هرکاري که ازم بخواي ميکنم

00:22:42.120 --> 00:22:43.350
، آره " مينسو " . . ميري آمريکا

00:22:43.350 --> 00:22:44.540
. يه ذره هم شک نداشته باش

00:22:47.100 --> 00:22:49.780
! " هِي . . دکتر " کانگ

00:22:49.780 --> 00:22:52.020
تو هم داري درخواست ميدي ؟

00:22:52.630 --> 00:22:53.750
مگه چيه ؟

00:22:53.750 --> 00:22:56.780
چون بچه پولدارم اجازه ندارم درخواست بدم ؟

00:22:56.780 --> 00:23:00.440
آره ، دخترِ يه آدمِ پولدار چه نيازي به اينکارا داره ؟

00:23:00.440 --> 00:23:04.240
. ميخوام جراح باشم ، نه فقط دخترِ يه آدمِ پولدار

00:23:04.240 --> 00:23:07.030
. بعنوان يه جراح ، از اين فرصتا خيلي پيش نمياد

00:23:07.030 --> 00:23:09.690
. منم درخواست دادم

00:23:10.450 --> 00:23:13.260
نميخواي بخاطرِ ما بيچاره ها بکِشي کنار ؟

00:23:13.260 --> 00:23:16.420
، يه دکتر فقط تو يه وضعيت ميکِشه کنار

00:23:16.420 --> 00:23:20.630
اونم زمانيِ که چاقويِ جراحيُ بدستِ دکتري که
. از خودش ماهرترِ ميسپره

00:23:25.800 --> 00:23:28.680
. « بذار باهم حرف بزنيم »

00:23:36.370 --> 00:23:39.080
. جلويِ دوربين کارِش حرف نداره

00:23:39.080 --> 00:23:41.670
آخه چرا دستپاچه ميشم ؟

00:23:48.000 --> 00:23:51.510
. اگه موهاشُ رنگ کنه ، خيلي جوون تر ميشه

00:23:57.480 --> 00:23:58.520
الو ؟

00:23:58.520 --> 00:24:01.111
شما مديربرنامه يِ " چوي مينسوک " هستي ؟

00:24:01.111 --> 00:24:01.950
بله ؟

00:24:01.950 --> 00:24:05.060
از عواملِ سريالِ " عشق و جنگ " خواستم که
، شماره ـشُ بهم بدن

00:24:05.060 --> 00:24:07.210
. اونا هم اين شماره رو بهم دادن

00:24:07.210 --> 00:24:08.650
. درسته

00:24:08.650 --> 00:24:10.000
چه کمکي از دستم برمياد ؟

00:24:12.610 --> 00:24:14.860
. اين لباسُ بپوش

00:24:14.860 --> 00:24:17.780
، داريم ميريم دامادمونُ ببينيم
. اين لباسُ نپوش

00:24:17.780 --> 00:24:20.590
. الان تو بخشِ مراقب هايِ ويژه ـس

00:24:20.590 --> 00:24:23.440
. نميتونم برم رو در رو پدرشُ ببينم که

00:24:23.440 --> 00:24:26.170
. بازم با اينحال ، به فکرِ " سانگوو " باش

00:24:27.490 --> 00:24:30.000
. من بازيگرم

00:24:31.440 --> 00:24:34.730
، تا وقتي که بقيه بعنوان بازيگر نشناسنِت

00:24:34.730 --> 00:24:37.390
. فقط يه مردِ ميانسال با رفتارايِ بچگونه هستي

00:24:37.390 --> 00:24:39.860
. با اين لباسا نيا

00:24:39.860 --> 00:24:42.390
. هوجونگ " خوشش نميادا ، بپوشش "

00:24:42.390 --> 00:24:43.380
هوجونگ " ؟ "

00:24:43.380 --> 00:24:43.990
. بيا

00:24:43.990 --> 00:24:46.690
. باشه ، خيلي خب

00:24:46.690 --> 00:24:51.120
. عفونت چيزِ وحشتناکيه

00:24:51.120 --> 00:24:52.630
. آره

00:24:52.630 --> 00:24:56.810
. . شوهرِ رئيسِ انجمنِ زن هايِ موسسه ـمون

00:24:56.810 --> 00:25:00.180
اول بخاطرِ سينه پهلو رفته بوده بيمارستان و . .
. آخرسر بخاطرِ عفونت جونِشُ از دست داده

00:25:02.520 --> 00:25:06.240
اين بيچاره که زن نداره و
. خواهرِ " سانگوو " هم آمريکائه

00:25:06.240 --> 00:25:08.070
. سانگوو " و " هوجونگ " دست تنها هستن "

00:25:08.070 --> 00:25:11.560
. حتما خيلي تنها و وحشت زده هستن

00:25:11.560 --> 00:25:14.000
خواهرِ " سانگوو " نمياد کُره ؟

00:25:14.000 --> 00:25:16.330
. نا سلامتي جونِ پدرش در خطره

00:25:20.810 --> 00:25:22.370
. بله ؟ خودمم

00:25:22.370 --> 00:25:24.460
آجوشي ، بيداري . . آره ؟

00:25:24.460 --> 00:25:26.820
. دست و صورتتُ بشور و آماده بشو

00:25:26.820 --> 00:25:28.360
. دارم ميام موسسه يِ بازيگري

00:25:28.360 --> 00:25:31.510
. سونگجه " ، من تو موسسه نيستم "

00:25:31.510 --> 00:25:33.111
. خونه هستم

00:25:33.111 --> 00:25:34.990
. برگشتم خونه

00:25:34.990 --> 00:25:36.140
سونگجه " ؟ "

00:25:36.140 --> 00:25:37.480
واقعا ؟

00:25:38.340 --> 00:25:40.980
. بگذريم ، آماده بشو و زود بيا اونجا

00:25:40.980 --> 00:25:43.970
. براي بازي تو سريال آخرهفته يه پيشنهاد داري

00:25:43.970 --> 00:25:45.970
چي ؟

00:25:45.970 --> 00:25:47.510
سريالِ آخرهفته ؟

00:25:48.440 --> 00:25:50.130
سريالِ آخرهفته ؟

00:25:50.130 --> 00:25:52.380
! آره

00:25:52.380 --> 00:25:55.080
. باشه ، ميرم اونجا

00:25:55.620 --> 00:25:56.510
چيه ؟ . . چي شده ؟

00:25:56.510 --> 00:25:58.150
چه خبره ؟

00:25:58.150 --> 00:26:00.920
. . من

00:26:00.920 --> 00:26:04.480
! پيشنهادِ بازي تو سريال آخرهفته به شده

00:26:05.550 --> 00:26:06.890
. بايد برم موسسه يِ بازيگري

00:26:06.890 --> 00:26:09.200
. بايد برم تو تست هنرپيشگي شرکت کنم

00:26:09.200 --> 00:26:10.690
. تو خودت تنهايي بايد بري بيمارستان

00:26:10.690 --> 00:26:14.950
منم بعدا ميرم رستوراني که
. قرار بود " گيبوم " رو ببينيم

00:26:14.950 --> 00:26:17.160
. باشه

00:26:17.160 --> 00:26:20.080
صبر کن . . " سونگجه " ماجراش چيه ؟

00:26:20.080 --> 00:26:24.080
داشتي با پسرِ " جيسون " ، يعني
سونگجه " حرف ميزدي ؟

00:26:24.080 --> 00:26:28.600
چي ؟ . . مگه بهت نگفته بودم ؟

00:26:28.600 --> 00:26:30.840
. بعدا برات تعريف ميکنم

00:26:33.740 --> 00:26:36.550
شعبده باز قرارِ که به مادرِ بازيگر اصلي
. يه زندگيِ جديد بده

00:26:39.660 --> 00:26:43.450
قرارِ اين نقشُ بازي کنم ؟

00:26:43.450 --> 00:26:45.780
. اگه کارگردان قبولت کنه

00:26:45.780 --> 00:26:48.010
، فقط دو قسمتِ . . اما ، اگه کارتُ خوب انجام بدي

00:26:48.010 --> 00:26:52.180
بهت اطمينان ميدم که
. زن هايِ ميانسال حسابي خاطرخوات ميشن

00:26:53.010 --> 00:26:54.300
، صبر کن

00:26:54.300 --> 00:26:57.050
اين چطور به دستم رسيده ؟

00:26:57.050 --> 00:27:00.230
. . دفعه ي پيش دستيار کارگردانُ ديده بودم و

00:27:00.230 --> 00:27:03.360
! سوپرايز ؛ اينو بهش نشون دادم . .

00:27:03.360 --> 00:27:06.050
چي ؟ . . پروفايلِ منه ؟

00:27:06.050 --> 00:27:07.800
به اين زودي درستش کردي ؟

00:27:07.800 --> 00:27:09.720
. آره

00:27:09.720 --> 00:27:11.950
تخصصم تو روندنِ موتوسيکلتِه ؟

00:27:12.770 --> 00:27:14.890
سي سال تجربه يِ بازيگري ؟

00:27:14.890 --> 00:27:17.350
. گفته بودي قبلا تو دانشگاه بازي ميکردي

00:27:17.350 --> 00:27:19.950
. اون که فقط يه گروهِ دانشجويي بود

00:27:19.950 --> 00:27:23.250
. بگذريم ، بازيگريُ از سي سال پيش شروع کردي

00:27:23.250 --> 00:27:27.410
. وقتي پاي اين چيزا مياد وسط خيلي باهوشيا

00:27:29.870 --> 00:27:31.270
« دستيار کارگردان »

00:27:32.080 --> 00:27:34.670
. مديربرنامه ي " چوي مينسوک " هستم

00:27:38.890 --> 00:27:40.640
آماده شدي ؟

00:27:40.640 --> 00:27:41.920
. بهت که گفتم از " ووجه " بپرس چِش شده

00:27:41.920 --> 00:27:44.940
چرا به اين زودي برگشتي ؟

00:27:44.940 --> 00:27:47.060
. ووجه " رفته بيرون "

00:27:47.060 --> 00:27:49.380
، آخرهفته ـس
بي اينکه چيزي بگه رفته ؟

00:27:49.380 --> 00:27:52.970
، ببخشيد . . خانم
. عروسِتون اومدن

00:27:58.780 --> 00:28:04.170
ببخشيد که تو روزِ تعطيليتون بي اينکه
. چيزي از قبل بگم اومدم

00:28:06.610 --> 00:28:08.960
ووجه " چيزيش شده ؟ "

00:28:09.920 --> 00:28:12.050
مگه نيومده بوده تورو ببينه ؟

00:28:12.700 --> 00:28:14.180
. نه

00:28:15.620 --> 00:28:18.690
. بايد يه چيزيُ بهتون بگم

00:28:18.690 --> 00:28:20.120
چيه ؟

00:28:20.120 --> 00:28:21.200
. بگو

00:28:23.780 --> 00:28:25.250
، سه سال پيش

00:28:27.780 --> 00:28:30.610
وقتي ازدواج کردم بهتون به دروغ گفتم که
، پدر ندارم

00:28:32.100 --> 00:28:33.890
. از بابتِ دروغم معذرت ميخوام

00:28:34.780 --> 00:28:36.120
. " سويونگ "

00:28:36.120 --> 00:28:38.370
. ما که قبلا دراينمورد حرف زده بوديم

00:28:39.650 --> 00:28:41.970
. من اونوقت نتونستم حرفامُ بطور کامل بزنم

00:28:43.490 --> 00:28:46.440
. جلوشُ نگير ، بذار بشنويم چي ميگه

00:28:49.050 --> 00:28:52.680
، اگه ميدونستم شما چه آدماي خوبي هستيد

00:28:52.680 --> 00:28:55.020
. منم ميتونستم باهاتون روراست تر باشم

00:28:56.340 --> 00:28:58.740
. اونوقتا خيلي احمق بودم

00:29:04.970 --> 00:29:10.420
، اونوقت نميخواستم با " ووجه " ازدواج کنم

00:29:11.500 --> 00:29:15.950
به اين خاطر که وقتي زندگيِ سختي داشتم و
. اونوقت با " ووجه " آشنا شدم ، به اينکار علاقمند شدم

00:29:15.950 --> 00:29:18.930
اما ، اگه شما مخالفت ميکرديد ، نميخواستم
. باهاش ازدواج کنم

00:29:20.270 --> 00:29:22.960
. فکرنميکردم که شما با ازدواجمون موافق کنيد

00:29:27.450 --> 00:29:30.610
، من از پدرم متنفر بودم

00:29:31.540 --> 00:29:34.310
. از کاراش شرمنده بودم

00:29:36.190 --> 00:29:39.840
خيلي خودخواه بودم ، نميخواستم بخاطرِ اون
. احساس کوچيکي کنم

00:29:43.600 --> 00:29:45.850
. تو زماني که اينجا بودم ، بهم اعتماد کرديد

00:29:45.850 --> 00:29:49.990
. ميترسيدم که نکنه شما و "ووجه"ـرو نا اميد کنم

00:29:49.990 --> 00:29:51.810
. به همين خاطرم نميتونستم حقيقتُ بهتون بگم

00:29:55.111 --> 00:29:59.020
ووجه " صدمه ديده بود و "
، مجبور بود بخاطرِ من طلاق بگيره

00:30:00.540 --> 00:30:04.750
. متاسفم که شرمندَتون کردن

00:30:06.530 --> 00:30:08.320
. لطفا منو ببخشيد

00:30:12.450 --> 00:30:17.310
، تو که همچين آدمي نيستي
چرا داري درمورد احساست بهمون ميگي ؟

00:30:18.111 --> 00:30:20.490
ميخواي برِت گردونيم اينجا ؟

00:30:21.750 --> 00:30:24.130
. نه ، پدر

00:30:24.130 --> 00:30:29.530
. نميخوام بيش از اين ناراحتتون کنم

00:30:31.670 --> 00:30:34.830
پس ، چرا يهويي داري اين چيزارو ميگي ؟

00:30:36.430 --> 00:30:41.290
ميخواستم تا دير نشده از صميم قلب
. ازتون معذرت خواهي کنم

00:30:42.500 --> 00:30:44.390
منظورت چيه ؟

00:30:46.380 --> 00:30:49.550
. . اگه الان ازتون نخوام منو ببخشيد

00:30:50.890 --> 00:30:53.010
. فکرکنم تا ابد افسوسِشُ ميخورم . .

00:30:54.660 --> 00:30:56.820
همين ؟

00:30:58.330 --> 00:31:00.020
. . مادر ، پدر

00:31:01.300 --> 00:31:03.130
. لطفا سالم بمونيد . .

00:31:23.410 --> 00:31:26.810
اين موقع صبح رنگ پريده و دوون دوون
، اومده اينجا

00:31:26.810 --> 00:31:29.420
و يهويي ازمون ميخواد که ببخشيمِش ؟

00:31:30.610 --> 00:31:33.580
پشتِشُ ديدي ؟

00:31:34.530 --> 00:31:37.100
. انگار کمرِش داشت خم ميشد

00:31:37.100 --> 00:31:39.100
. به " ووجه " زنگ بزن

00:31:44.800 --> 00:31:46.750
، دستگاه مشترک موردنظر خاموش مي باشد »
. « لطفا پيامِ خود را بگذاريد

00:31:46.750 --> 00:31:48.390
. گوشيش خاموشه

00:31:48.390 --> 00:31:52.350
چه خبره ؟ . . موضوع چيه ؟

00:31:52.350 --> 00:31:55.760
. عروسِمون مياد اينجا ، اما ميگه نميخواد برگرده

00:31:55.760 --> 00:31:58.810
رنگش اينقدر پريده که
. انگار روحه

00:31:58.810 --> 00:32:03.590
پسرِمون بي اينکه چيزي بگه غيبِش ميزنه و
. نميتونيم بهش زنگ بزنيم

00:32:05.250 --> 00:32:08.260
اونا چه مرگِشون شده ؟

00:32:22.550 --> 00:32:24.860
. به سختي دووم آورده

00:32:24.860 --> 00:32:26.860
. هيچ پيشرفتي از خودش نشون نداده

00:32:30.060 --> 00:32:32.160
، بخش مراقبت هاي ويژه »
. « بيمارستان دانشگاهِ " هانجين " ، اتاق 1301

00:32:41.730 --> 00:32:42.960
. صبر کن ببينم

00:32:42.960 --> 00:32:45.600
اون عروسِ " جيسون " نيست ؟

00:32:51.500 --> 00:32:54.080
. هرچقدر لازم داري بخواب

00:32:54.080 --> 00:32:56.650
. ميتونم همينجا بمونم

00:32:58.460 --> 00:32:59.890
. " سويونگ "

00:33:01.230 --> 00:33:04.350
سويونگ " ، کجا رفته بودي ؟ "

00:33:04.350 --> 00:33:07.120
. رفته بودم پدر و مادرِ "ووجه"ـرو ببينم

00:33:07.120 --> 00:33:08.710
پدر و مادرِ "کانگ ووجه"ـرو ؟

00:33:17.210 --> 00:33:18.490
. به حرفِتون ادامه بديد

00:33:18.490 --> 00:33:20.220
. من ديگه ميرم بيرون

00:33:23.180 --> 00:33:25.230
چرا رفته بودي ديدنِ اونا ؟

00:33:27.250 --> 00:33:29.640
. يه مدتي ميشه که ميخواستم اينکارو بکنم

00:33:30.640 --> 00:33:32.580
. رفتم اونجا و کاري که بايدُ کردم

00:33:33.170 --> 00:33:35.220
. پدر هم همينو ميخواد

00:33:39.050 --> 00:33:41.840
. صبر کن

00:33:41.840 --> 00:33:43.770
اون عروسِ " جيسون " نبود ؟

00:33:43.770 --> 00:33:46.700
پيشِ " سانگوو " چکار ميکنه ؟

00:33:46.700 --> 00:33:49.470
. باهام بيا ، مامان

00:33:49.470 --> 00:33:50.880
. زودباش

00:33:53.930 --> 00:33:56.370
. خداي من

00:33:56.370 --> 00:33:57.500
. صبر کن ببينم

00:33:57.500 --> 00:34:01.410
خواهرِ " سويونگ " که گفته بودي
خارج زندگي ميکنه ، درواقع "لي سويونگ"ـه ؟

00:34:01.410 --> 00:34:03.120
زنِ " ووجه " ؟

00:34:03.120 --> 00:34:04.870
عروسِ " جيسون " ؟

00:34:05.930 --> 00:34:10.550
. مامان ، درموردش فکراي بد نکن

00:34:10.550 --> 00:34:13.190
! اوه . . خداي من

00:34:13.190 --> 00:34:18.640
اون دخترِ بي شرمي که با دروغ ازدواج کرده بود
درواقع خواهرشوهرته ؟

00:34:20.870 --> 00:34:23.310
اون پول جمع کرده بوده که
. سانگوو " بتونه پزشکي بخونه "

00:34:23.310 --> 00:34:25.280
. بخاطرِ اون موقع دبيرستان ترک تحصيل کرده

00:34:25.280 --> 00:34:28.950
تمام بدهي هاي پدرش و پول دانشگاهشُ
. خودش داده

00:34:28.950 --> 00:34:32.280
. آره

00:34:33.300 --> 00:34:38.060
. پدرشوهرت حتما زندگيِ سختي داشته

00:34:38.060 --> 00:34:40.150
! نه

00:34:40.150 --> 00:34:44.200
اون يه مدتي زياده روي کرده و
. يه اشتباهايي کرده ، اما . . اون آدمِ خوبيه

00:34:44.200 --> 00:34:45.820
. حالا هرچي

00:34:45.820 --> 00:34:48.850
ديگه براي چي دخترش بايد بخواد
وانمود کنه که پدرش مُرده ؟

00:34:48.850 --> 00:34:51.350
. سويونگ " يه اشتباهي کرده بوده "

00:34:51.350 --> 00:34:53.280
. فراموشش کن

00:34:56.570 --> 00:34:58.360
. پسرا هميشه به پدرشون ميرن

00:34:58.360 --> 00:35:01.650
اگه " سانگوو " هم مثلِ پدرش بشه ، چي ؟

00:35:01.650 --> 00:35:06.360
. مامان ، پدر اصلا آدمِ بدي نيست

00:35:06.360 --> 00:35:09.840
اون تو عروسيِ " سويونگ " بوده و
. با اينحال هيچي نگفته

00:35:09.840 --> 00:35:12.310
. حتي "ووجه"ـرو هم نجات داده بوده

00:35:13.560 --> 00:35:15.830
منظورت چيه ؟

00:35:15.830 --> 00:35:18.060
رفته بوده به عروسيش ؟

00:35:18.060 --> 00:35:21.020
و " ووجه " رو نجات داده ؟

00:35:23.590 --> 00:35:26.490
. مامان ، داري ديوونَم ميکني

00:35:26.490 --> 00:35:31.290
بگو ببينم . . تو کله ـت چي ميگذره ؟

00:35:51.140 --> 00:35:53.990
. يه کم لبخند بزن ، بيخيال

00:35:53.990 --> 00:35:57.150
. نگرانِ "سويونگَ"ـم

00:35:57.150 --> 00:36:01.890
، وقتي "ووجه"ـرو ديديم
. ميتونيم درموردش صحبت کنيم

00:36:01.890 --> 00:36:06.390
چون تو اين مدت پيشِ " گانسون " بودي
. ازش خواستي که به يه غذا مهمونِش کني

00:36:06.390 --> 00:36:08.920
. باشه ، تابلو نميکنم

00:36:19.920 --> 00:36:21.200
! خداي من

00:36:21.200 --> 00:36:23.050
. گانسون " ، چه زود اومدي "

00:36:23.050 --> 00:36:25.280
. سلام -
. سلام -

00:36:25.280 --> 00:36:26.820
چرا تنهايي ؟

00:36:26.820 --> 00:36:27.960
مينسوک " کجاس ؟ "

00:36:28.830 --> 00:36:32.550
قبل از اينکه بياد اينجا ، بهش زنگ زدن و
. رفت براي يه نقش تست هنرپيشگي بده

00:36:33.540 --> 00:36:36.420
. پس ، بايد اول سفارش بديم

00:36:47.860 --> 00:36:49.480
، " گانسون "

00:36:50.111 --> 00:36:52.090
چيزي شده ؟

00:36:52.090 --> 00:36:54.320
دوباره با " مينسوک " دعواتون شده ؟

00:36:55.510 --> 00:36:57.170
. نه

00:36:59.710 --> 00:37:03.060
راستي ، ميدونستي ؟

00:37:03.060 --> 00:37:06.470
سونگجه " و " مينسوک " هر دوشون "
. تو يه موسسه هستن

00:37:07.300 --> 00:37:08.720
. ميدونم

00:37:13.111 --> 00:37:13.780
. ببخشيد

00:37:13.780 --> 00:37:15.920
. ببخشيد دير کردم

00:37:15.920 --> 00:37:18.090
. مينسوک " ، چه عجب ديديمت "

00:37:18.090 --> 00:37:20.850
. بهتر از دفعه ي پيش بنظر ميرسي

00:37:22.950 --> 00:37:24.900
. آره ، همه اينو بهم ميگن

00:37:28.590 --> 00:37:30.620
رفتي بيمارستان ؟

00:37:30.620 --> 00:37:33.111
پدرشوهرش حالش چطوره ؟

00:37:34.240 --> 00:37:36.550
مگه فاميلِتون مريضه ؟

00:37:37.290 --> 00:37:38.390
. آره

00:37:38.390 --> 00:37:43.950
پدرشوهرِ " هوجونگ " تو بخشِ
. مراقبت هايِ ويژه ـس

00:37:44.660 --> 00:37:47.100
حالا حالش چطوره ؟

00:37:47.100 --> 00:37:49.100
بهتر شده ؟

00:37:49.720 --> 00:37:52.030
. نه ، همونطورِ که بود

00:37:55.380 --> 00:37:58.970
، اون تنهاس و " هوجونگ " هم تنها عروسِشه
. حتما خيلي براش سخته

00:37:58.970 --> 00:38:02.740
، اگه پدرشوهرش بميره
. بايد خودش به تنهايي براش مراسم بگيره

00:38:02.740 --> 00:38:04.070
. نه

00:38:04.070 --> 00:38:06.560
خواهرش خارج درس ميخونه ، آره ؟

00:38:07.670 --> 00:38:08.880
. آره

00:38:08.880 --> 00:38:12.030
برميگرده کُره ؟

00:38:16.030 --> 00:38:19.380
، تاحالا هزاربار پيش خودم فکرکردم

00:38:21.260 --> 00:38:23.490
. خيلي اشتباهِ

00:38:25.960 --> 00:38:27.930
منظورت چيه ؟

00:38:27.930 --> 00:38:32.960
، هوجونگ " ميگه نگرانِ پدرشوهرشِ "

00:38:32.960 --> 00:38:36.960
ازم خواسته چيزي بهتون نگم تا بعدا
، مشکلي پيش نياد

00:38:36.960 --> 00:38:40.210
. اما ، اون اينطور پيش خودش فکرميکنه

00:38:40.210 --> 00:38:44.980
. بعنوان يه بزرگسال ، فکرکنم حق با منه

00:38:46.630 --> 00:38:49.650
منظورت چيه ؟

00:38:50.670 --> 00:38:56.290
بعنوان يه پدر و مادر ، بايد بدونيد که
. کي پسرتونو نجات داده بوده

00:38:57.650 --> 00:39:02.650
اگه بميره ، چي ؟

00:39:05.140 --> 00:39:06.740
. . چي

00:39:08.230 --> 00:39:10.480
منظورت چيه ، " گانسون " ؟

00:39:30.460 --> 00:39:34.200
پدرت چکاره ـس ؟

00:39:35.770 --> 00:39:37.740
شغلِ پدرت چيه ؟

00:39:37.740 --> 00:39:39.670
چه حرفه اي داره ؟

00:39:42.220 --> 00:39:43.900
. . پدرم

00:39:45.830 --> 00:39:47.470
. پدر ندارم

00:39:47.470 --> 00:39:49.830
. بهترِ که يتيم هستي

00:39:49.830 --> 00:39:51.900
. يتيم بودن بهتر از داشتنِ پدر و مادرِ بيچاره ـس

00:39:51.900 --> 00:39:54.740
. حداقل اينطوري يه بهانه اي دارم

00:40:07.520 --> 00:40:09.720
. بله ، خوش اومديد

00:40:09.720 --> 00:40:10.850
. سلام

00:40:13.440 --> 00:40:14.980
چي شده اومدي اينجا ؟

00:40:14.980 --> 00:40:16.880
پدرت بهوش اومد ؟

00:40:16.880 --> 00:40:18.540
. نه

00:40:18.540 --> 00:40:20.290
. . فقط

00:40:21.460 --> 00:40:24.730
اشکالي نداره يه کم اينجا بمونم ؟

00:40:24.730 --> 00:40:25.960
چي ؟

00:40:25.960 --> 00:40:28.580
. حتما

00:40:28.580 --> 00:40:32.710
. اشکالي نداره ، اما . . اينطوري فقط ناراحت ميشي

00:40:37.350 --> 00:40:40.940
پدرم اينجا چکارايي ميکرده ؟

00:40:54.780 --> 00:40:59.580
. آقاي " لي " ، يعني پدرت اينارو درست کرده

00:41:01.870 --> 00:41:03.410
. که اينطور

00:41:05.070 --> 00:41:08.380
اينارو هم پدرم کِشيده ؟

00:41:08.380 --> 00:41:11.670
. ميگفت ميخواد اينو بسازه تا بعدا به دخترش بدتش

00:41:16.800 --> 00:41:18.540
. مراقبِ مغازه باش

00:41:18.540 --> 00:41:20.540
. بايد برم يه چيزي بخورم

00:41:23.020 --> 00:41:24.280
. باشه

00:41:24.280 --> 00:41:28.000
. چقدر زندگي بي رحمه

00:41:28.000 --> 00:41:30.390
. نميذاره يه لحظه هم آدم در آرامش باشه

00:42:22.500 --> 00:42:24.600
« پدر »

00:42:27.020 --> 00:42:28.280
بله ، پدر ؟

00:42:28.280 --> 00:42:30.610
الان کجايي ؟

00:42:30.610 --> 00:42:31.820
. جلويِ خونه ـم

00:42:31.820 --> 00:42:33.840
. نرو بيرون ، خونه بمون

00:42:33.840 --> 00:42:35.070
. همين الان برو تو خونه

00:42:38.740 --> 00:42:40.560
چي شده ؟

00:42:40.560 --> 00:42:42.010
. صبر کن

00:42:57.250 --> 00:42:58.630
چي شده ؟

00:42:59.700 --> 00:43:01.030
اينجا چه خبره ؟

00:43:01.030 --> 00:43:03.030
. ما بهش زنگ زديم بياد

00:43:03.030 --> 00:43:04.190
. بشينيد

00:43:10.250 --> 00:43:11.720
چي شده ؟

00:43:11.720 --> 00:43:13.010
چرا به " سويونگ " گفتيد بياد اينجا ؟

00:43:13.010 --> 00:43:15.050
! ميخوايم ادبِش کنيم

00:43:16.970 --> 00:43:18.380
، شما دوتا

00:43:18.380 --> 00:43:21.170
چه تو کله ـتون ميگذره ؟

00:43:21.170 --> 00:43:23.540
. " راس ميگه ، " سويونگ

00:43:23.540 --> 00:43:26.290
فکرميکردم باهوش ترين زني هستي که
، تا حالا تو زندگيم ديدم

00:43:26.290 --> 00:43:28.690
. فکرکنم اشتباه ميکردم

00:43:28.690 --> 00:43:30.690
. ووجه " ، تو هم همينطور "

00:43:31.740 --> 00:43:33.490
مگه چي شده ؟

00:43:33.490 --> 00:43:35.800
. شماها ازمون آدماي بي شرم و حيايي ساختيد

00:43:35.800 --> 00:43:38.380
چرا دهنتونو بسته نگه داشتيد ؟

00:43:38.380 --> 00:43:39.890
. گانسون " دوستِ خيلي صميميمِ "

00:43:39.890 --> 00:43:41.620
فکرکرديد تا کِي از همه چي بي خبر ميمونيم ؟

00:43:41.620 --> 00:43:46.050
شنيديم که پدرِ " سويونگ " بوده که
. " تورو نجات داده بوده ، " ووجه

00:43:48.910 --> 00:43:52.390
. ميتوني بعدا جزئياتُ برامون بگي

00:43:52.390 --> 00:43:54.070
، " سويونگ "

00:43:54.070 --> 00:43:56.300
. وسايلتُ جمع کن و فورا برميگردي اينجا

00:43:58.030 --> 00:44:01.680
پدرت با اينکه بيهوش هست ، بازم شماهارو
. نگاه ميکنه

00:44:01.680 --> 00:44:06.490
حتما خيلي ناراحته که
. داري اينطوري تنها زندگي ميکني

00:44:06.490 --> 00:44:07.290
. مامان

00:44:07.290 --> 00:44:12.760
، " سويونگ "
. . من بخاطرِ اينکه حتي يه سِنت هم ازمون

00:44:12.760 --> 00:44:14.940
نگرفتي و از اينجا رفتي بود که . .
. بعنوان وکيل استخدامت کردم و بهت پول دادم

00:44:14.940 --> 00:44:18.640
اون فقط يه بهانه بود تا بتونم
. بهت پول بدم

00:44:18.640 --> 00:44:20.640
. از مادرت بپرس تا بهتون بگه

00:44:22.810 --> 00:44:24.730
. نميخوايم اينکارو بکنيم

00:44:29.410 --> 00:44:31.890
. اول بايد دراينمورد با من حرف ميزديد

00:44:31.890 --> 00:44:34.310
چرا "سويونگ"ـو سرِ اين موضوع
کِشونديد اينجا ؟

00:44:34.310 --> 00:44:36.410
مگه حرفايِ اشتباهي زديم ؟

00:44:36.410 --> 00:44:38.100
. ما ديگه بينِمون همه چي تموم شده

00:44:38.100 --> 00:44:39.660
. ديگه از هم جدا شديم

00:44:40.410 --> 00:44:41.710
. " ووجه "

00:44:42.380 --> 00:44:45.430
تو بخاطرِ دوست نداشتنِ " سويونگ " نبود که
. ازش طلاق گرفتي

00:44:46.140 --> 00:44:47.520
، " سويونگ "

00:44:47.520 --> 00:44:49.190
بخاطرِ اينکه "ووجه"ـرو
دوست نداشتي ازش طلاق گرفتي ؟

00:44:49.190 --> 00:44:51.680
. تحت فشار نذاريدش

00:44:51.680 --> 00:44:54.620
. حالا وقتِ حرف زدنِ درمورد ما نيست

00:44:54.620 --> 00:44:56.370
. بلندشو و برو بيمارستان

00:44:56.370 --> 00:44:58.340
. تا بيرون باهات نميام ، ببخشيد

00:45:16.520 --> 00:45:18.320
. تحت فشار نذاريدش »

00:45:18.320 --> 00:45:20.630
. « الان وقتِ حرف زدنِ درمورد ما نيست

00:45:27.940 --> 00:45:29.670
چه چيزاييُ فهميديد ؟

00:45:31.010 --> 00:45:33.111
، اينکه تورو نجات داده و

00:45:33.111 --> 00:45:35.440
. درموردِ عروسي هم فهميديم

00:45:37.450 --> 00:45:38.880
درموردِ عروسي چيُ فهميديد ؟

00:45:38.880 --> 00:45:43.220
عليرغمِ زندگي اي که
، پدرزنت داشته

00:45:43.220 --> 00:45:47.700
اون در سکوت عروسيِ دخترشُ ديده و
. حتي تورو هم نجات داده

00:45:47.700 --> 00:45:49.600
. فقط همينارو ميدونيم

00:45:49.600 --> 00:45:51.220
. . پدر

00:45:51.220 --> 00:45:54.430
اون عروسيمونو ديده ؟ . .

00:45:54.430 --> 00:45:56.111
مگه نميدونستي ؟

00:45:57.300 --> 00:46:03.660
پس ، تو و " سويونگ " واقعا از هم کاملا
جدا شديد ؟

00:46:05.950 --> 00:46:09.340
براي همينم " سويونگ " امروز اومده بود و
ازمون درخواستِ بخشش ميکرد ؟

00:46:09.340 --> 00:46:11.440
براي آخرين بار بود که ميديدِمون ؟

00:46:33.690 --> 00:46:36.960
. پدرشوهر و مادرشوهرت آدمايِ خوبيَن

00:46:36.960 --> 00:46:39.530
. انتظار نداشتم " ووجه " همچين حرفي بزنه

00:46:39.530 --> 00:46:42.450
. فکرکنم "ووجه"ـرو به خوبي نميشناختم

00:46:42.450 --> 00:46:45.710
، وقتي ميگفت حاضرِ تنهام بذاره

00:46:45.710 --> 00:46:51.720
، فکرميکردم فقط يه بهانه براي دوباره ديدنمِ
. اما ، انگار واقعا جدي ميگفته

00:46:51.720 --> 00:46:55.790
. اون باور داشته که يه روزي دوباره پيشش برميگردي

00:46:55.790 --> 00:46:58.150
. وقتي مياد بيمارستان بايد ازش تشکر کنم

00:47:18.840 --> 00:47:32.960
<c.cyan>♪هر روز منتظرت ميمونم و آخرسر بي اينکه♪
♪چيزي بگم تو تنهايي هام گريه ميکنم♪</c>

00:47:32.960 --> 00:47:46.800
<c.cyan>♪مثلِ يه احمق با خودم تکرار ميکنم که♪
♪خوشبختي به اين آسوني بدست نمياد♪</c>

00:47:46.800 --> 00:48:00.830
<c.cyan>♪نميخواستم دوباره عذاب بکِشم و♪
♪از سرِ ترسَم نميتونم قلبمُ به روت باز کنم♪</c>

00:48:00.830 --> 00:48:08.290
<c.cyan>♪، هرچقدرم که وانمود کنم حالم خوبه♪</c>

00:48:08.290 --> 00:48:14.990
<c.cyan>♪اما . . قلبم هميشه منو به گريه ميندازه♪</c>

00:48:14.990 --> 00:48:18.860
<c.cyan>♪چشمات داره منو ميبينه ؟♪</c>

00:48:18.860 --> 00:48:22.410
<c.cyan>♪داري قلبمُ نگاه ميکني ؟♪</c>

00:48:22.410 --> 00:48:29.440
<c.cyan>♪ناراحتي هامُ بارها و بارها تو خودم فرو ميريزم♪
♪اما . . بازم ديوونه وار از درون عذابم ميده♪</c>

00:48:29.440 --> 00:48:33.040
<c.cyan>♪خاطرتُ ميندازم دور و♪
♪از قلبم پاکِش ميکنم♪</c>

00:48:33.040 --> 00:48:35.660
<c.cyan>♪اما . . ميبينم دوباره به همون جاي اول برميگردم♪</c>

00:48:35.660 --> 00:48:47.900
<c.cyan>♪برگرد و مثلِ گذشته ها منو درآغوشت بگير♪</c>

00:49:07.710 --> 00:49:09.500
شش ماه يعني اينکه حتي مجبور نيستي
. هيچ مقدارِ بيشتريُ بگذروني

00:49:09.500 --> 00:49:11.270
وقتي اومدي بيرون ، براي ارزيابيِ مدرسه
. خودتُ آماده کن

00:49:11.270 --> 00:49:13.480
. ميتوني با دوستات بري دانشگاه

00:49:14.600 --> 00:49:15.990
. که اينطور

00:49:15.990 --> 00:49:18.170
. بايد سرِ قولي که بهم داده بودي بموني

00:49:19.580 --> 00:49:21.050
. باشه

00:49:21.050 --> 00:49:24.010
. شوخي نميکنما

00:49:27.400 --> 00:49:31.860
، دفعه ي پيش خودت بهم قول داده بودي
. همينجاس

00:49:32.940 --> 00:49:34.800
. براساسِ برنامه براي دانشگاه آماده ميشم »

00:49:34.800 --> 00:49:36.530
. خودمو دوست دارم

00:49:36.530 --> 00:49:39.020
وقتي همه چي سخت ميشه ، به مادربزرگ و
. خواهر و برادرام فکرميکنم

00:49:39.020 --> 00:49:40.220
. هرگز تسليم نميشم

00:49:40.220 --> 00:49:42.020
، خودمُ بخاطرِ اشتباهاتم سرزنش نميکنم

00:49:42.020 --> 00:49:44.700
. « اما ، هرگز يه اشتباهُ دوبار تکرار نميکنم

00:49:44.700 --> 00:49:46.750
بايد ادامه بدم ؟

00:49:46.750 --> 00:49:48.070
. باهوشيا

00:49:48.070 --> 00:49:50.070
. فکرکنم باهوش تر از من باشي

00:49:51.800 --> 00:49:53.300
« پيامِ صوتي 001 / دومِ ژانويه يِ 2013 »

00:49:54.600 --> 00:49:56.070
اين چيه ؟

00:49:57.410 --> 00:49:59.920
چرا نميتونم هيچي بشنوم ؟ »

00:49:59.920 --> 00:50:01.270
آقاي " يو " ؟

00:50:01.270 --> 00:50:02.710
« آقاي " يو " ، تويي ؟

00:50:46.930 --> 00:50:48.860
اومدي پدرُ ببيني ؟

00:50:49.890 --> 00:50:51.020
. آره

00:50:52.420 --> 00:50:55.620
. فقط بيست دقيقه وقتِ ملاقات داري

00:50:55.620 --> 00:50:56.940
. باشه

00:51:33.570 --> 00:51:35.390
، بابا

00:51:39.020 --> 00:51:41.510
چرا نميتونم هيچي بشنوم ؟ »

00:51:41.510 --> 00:51:45.090
« آقاي " يو" . . تويي ؟

00:51:45.090 --> 00:51:48.400
. آقاي " يو " نيست که ، "سويونگ"ـه

00:51:48.400 --> 00:51:50.430
آخه صداي من کجاش مثلِ آقاي "يو"ـئه ؟

00:51:50.430 --> 00:51:52.430
! خداي من . . از دستِ تو »

00:51:52.430 --> 00:51:54.500
! هِي

00:51:54.500 --> 00:51:58.560
. « الان سرَم خيلي شلوغه

00:51:58.560 --> 00:52:00.960
. اصلا هم سرِت شلوغ نيست

00:52:06.290 --> 00:52:09.050
چرا هيچي نميتونم بشنوم ؟ »

00:52:09.050 --> 00:52:12.010
« آقاي " يو " ، تويي ؟

00:52:12.010 --> 00:52:13.660
. سويونگ"ـه"

00:52:13.660 --> 00:52:15.580
! خداي من . . از دستِ تو

00:52:15.580 --> 00:52:17.510
! هِي

00:52:17.510 --> 00:52:21.570
. « الان سرَم شلوغه

00:52:25.920 --> 00:52:28.320
آقاي " يو " ، تويي ؟ »

00:52:30.160 --> 00:52:31.260
! خداي من . . از دستِ تو

00:52:31.260 --> 00:52:36.430
. « الان سرَم شلوغه

00:52:46.850 --> 00:52:48.770
، پدر

00:52:52.380 --> 00:52:54.910
. . اگه اينطوري بميري

00:52:55.650 --> 00:52:57.480
من بايد چکار کنم ؟ . .

00:53:18.500 --> 00:53:20.670
. پدرِ بيچاره ـم

00:53:22.530 --> 00:53:24.970
. ووجه " نمياد اينجا "

00:53:26.570 --> 00:53:28.560
. حتي بهم زنگَم نميزنه

00:53:30.980 --> 00:53:32.580
، بابا

00:53:33.980 --> 00:53:36.100
چرا " ووجه " باهام اينطوري ميکنه ؟

00:53:37.830 --> 00:53:40.750
چطور ميتونه باهام اينطوري کنه ؟

00:54:18.140 --> 00:54:20.040
ووجه " ؟ "

00:54:32.640 --> 00:54:34.510
من اينجا چکار ميکنم ؟

00:54:45.710 --> 00:54:48.240
اينقدر مَست کردي که
حتي نميدوني کجايي ؟

00:54:49.710 --> 00:54:51.410
. ببخشيد

00:54:51.410 --> 00:54:52.910
. يه کم مَست کرده بودم

00:55:14.210 --> 00:55:17.880
« راننده »

00:55:22.050 --> 00:55:24.760
. کليدِتُ بده ، من ميرسونمت

00:55:26.050 --> 00:55:29.140
. نيازي نيست ، زنگ ميزنم راننده بياد

00:55:29.900 --> 00:55:31.960
چرا باهام اينطوري ميکني ؟

00:55:35.670 --> 00:55:37.360
. خودت که ميدوني چقدر همه چي برام سخته

00:55:37.360 --> 00:55:39.630
. مجبورم نکن نگرانِ تو هم بشم

00:55:41.120 --> 00:55:42.570
. . اينکه پدرم اينطور شد

00:55:42.570 --> 00:55:45.410
، گفته بودم که تقصيرِ تو نيست . .
. تقصيرِ منه

00:55:47.280 --> 00:55:49.040
. . اونوقت

00:55:49.040 --> 00:55:53.400
، تو حتي بهم يه زنگَم نزدي . .
چطور ميتوني اينطوري کني ؟

00:55:53.400 --> 00:55:55.760
. ميترسم که نکنه پدرت بميره

00:55:57.010 --> 00:55:58.550
. وحشت کردم

00:56:01.010 --> 00:56:03.980
، اگه پدرت بميره

00:56:03.980 --> 00:56:06.210
. . تو هم احتمالا

00:56:06.210 --> 00:56:08.760
. ديگه هرگز نميتوني باهام روبرو بشي . .

00:56:09.690 --> 00:56:12.800
. تو منو انتخاب کردي و پدرتُ ترک کرده بودي

00:56:14.850 --> 00:56:16.370
کي گفته پدرم قرارِ بميره ؟

00:56:16.370 --> 00:56:18.370
. . من

00:56:18.370 --> 00:56:20.690
. فکرميکردم بايد منتظرت بمونم . .

00:56:22.120 --> 00:56:25.450
. ميخواستم اول پدرتُ قبول کني

00:56:25.450 --> 00:56:27.940
، اگه نميتونستي اول اونو قبول کني

00:56:27.940 --> 00:56:30.140
چطور ميتونستي منو قبول کني ؟

00:56:30.140 --> 00:56:31.760
. اونم با اين شخصيتِت

00:56:34.700 --> 00:56:36.560
. . سه سال

00:56:38.590 --> 00:56:39.980
، آره . .

00:56:40.910 --> 00:56:43.960
، فکرميکردم بعد از گذشتِ سه سال

00:56:43.960 --> 00:56:47.310
. بتوني تمام درد و ناراحتي هاتُ فراموش کني

00:56:47.310 --> 00:56:49.770
. فکرميکردم ميتوني دوباره نگاهم کني

00:56:53.170 --> 00:56:55.140
ميخواستي اين همه صبر کني ؟

00:56:57.120 --> 00:56:59.250
. زيادي خودمو دست بالا گرفته بودم

00:57:02.080 --> 00:57:04.130
. . اگه پدر بميره

00:57:05.880 --> 00:57:09.520
اونوقت هربار که منو ميبيني ، به يادِ . .
، اون تصادف ميفتي

00:57:09.520 --> 00:57:11.111
. بعدش عذاب ميکِشي

00:57:12.590 --> 00:57:15.850
. . وقتي نگاهِ تو چشماتُ ميبينم

00:57:15.850 --> 00:57:18.470
. قلبم تيکه تيکه ميشه . .

00:57:20.930 --> 00:57:23.780
، تو براي فرار از پدرت اومده بودي پيشِ من

00:57:25.380 --> 00:57:28.850
. اونوقت همَش با عذاب وجدان زندگي ميکردي

00:57:30.710 --> 00:57:32.800
. . اگه اتفاقي براش بيفته

00:57:34.030 --> 00:57:35.740
. ديگه همه چي بينِمون تموم ميشه . .

00:57:37.130 --> 00:57:38.060
. . " ووجه "

00:57:38.060 --> 00:57:40.240
. . براي همينه که

00:57:40.240 --> 00:57:42.920
. از روبرو شدن باهات ميترسيدم

00:57:42.920 --> 00:57:45.860
. حتي نميتونم دلداريت بدم

00:57:45.860 --> 00:57:48.670
. نميتونم بهت بگم پدرت حالش خوب ميشه

00:57:48.670 --> 00:57:50.290
آخه چطور ميتونم باهات روبرو بشم ؟

00:57:51.270 --> 00:57:53.260
. نگاه کردن بهت خيلي سخته

00:59:06.000 --> 00:59:07.420
ووجه " ؟ "

00:59:10.820 --> 00:59:13.350
. . دليلش اين نبود

00:59:13.350 --> 00:59:16.160
. براي فرار از پدرم نبود که اومدم پيشِت

00:59:19.810 --> 00:59:21.190
. . اونوقتا

00:59:23.380 --> 00:59:25.111
. . " ووجه "

00:59:25.111 --> 00:59:26.580
. . من

00:59:28.140 --> 00:59:29.160
. . من

00:59:30.560 --> 00:59:32.940
. . دوست داشتن يا نداشتن

00:59:32.940 --> 00:59:37.060
. . ناخوش بودن يا دلتنگ بودن . .

00:59:37.060 --> 00:59:39.460
. نميتونستم همچين احساساتيُ از خودم بروز بدم . .

00:59:39.460 --> 00:59:41.170
. خودت که اينو خوب ميدوني

00:59:41.170 --> 00:59:43.180
. . من

00:59:43.180 --> 00:59:47.470
، هميشه تويِ خودم فکرميکردم
. هميشه تو تنهايي هام فکرميکردم

00:59:47.470 --> 00:59:49.800
. اين برام يه عادت شده بود

00:59:53.111 --> 00:59:56.200
چون ميدونستي چه احساسي دارم ، براي همينم
. . دوستت داشتم

00:59:56.200 --> 00:59:57.780
. ازت متشکر بودم . .

00:59:59.530 --> 01:00:01.910
، اونوقت که رفته بودي آمريکا

01:00:03.400 --> 01:00:06.170
هر روز حس ميکردم زمين ميخواد
. دهن باز کنه و منو تو خودش ببره

01:00:11.270 --> 01:00:13.370
. خيلي متاسف بودم

01:00:14.490 --> 01:00:16.790
. براي همين بود که نميتونستم قلبمُ به روت باز کنم

01:00:18.320 --> 01:00:22.040
. ووجه " ، تو خيلي باهام خوب بودي "

01:00:22.040 --> 01:00:25.040
. تو خيلي خيلي باهام خوب بودي

01:00:27.080 --> 01:00:31.440
. اما . . من هميشه دربرابرت متاسف بودم

01:00:31.440 --> 01:00:35.900
همَش کارايي ميکردم که
. بابتِشون متاسف ميشدم

01:00:37.370 --> 01:00:39.100
. . " ووجه "

01:00:39.100 --> 01:00:42.650
. نميخواستم هيچ کارِ بدي درحقِت بکنم . .

01:00:42.650 --> 01:00:44.850
. نميخواستم نا اميدت کنم

01:00:46.170 --> 01:00:48.740
. براي همينم بود که نميتونستم حقيقتُ بهت بگم

01:00:49.650 --> 01:00:52.220
. ميترسيدم که نکنه از دست بدمت

01:00:57.950 --> 01:00:59.960
، من پدرمُ ترک کرده بودم

01:01:01.300 --> 01:01:04.180
بخاطرِ همينم وحشت داشتم که
. خودم مادر بشم

01:01:06.800 --> 01:01:08.960
. براي همينم نميتونستم بچه دار بشم

01:01:10.760 --> 01:01:12.310
. ببخشيد

01:01:16.810 --> 01:01:18.650
. من عاشقت بودم

01:01:22.600 --> 01:01:24.120
، " ووجه "

01:01:25.030 --> 01:01:27.060
. تمام اونکارا بخاطرِ اين بود که عاشقت بودم

01:01:33.630 --> 01:01:35.380
. هنوزم عاشقتم

01:01:37.280 --> 01:01:39.900
. " عاشقتم ، " ووجه

01:01:39.900 --> 01:01:41.440
. بهت نياز دارم

01:01:43.660 --> 01:01:46.130
. ميخوام کنارم باشي

01:02:33.800 --> 01:02:58.800
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:02:58.824 --> 01:03:38.824
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.