﻿WEBVTT

00:00:00.430 --> 00:00:07.430
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:09.067 --> 00:00:10.400
‫اسمم نیتن فیلدره و...

00:00:10.400 --> 00:00:13.233
‫با نمرات درخشانی از یکی از
‫بهترین دانشکده‌های کانادا...

00:00:13.233 --> 00:00:15.300
‫تو رشته کسب و کار فارغ‌التحصیل شدم.

00:00:15.300 --> 00:00:17.300
‫الان قصد دارم با دانشم...

00:00:17.300 --> 00:00:19.167
‫به صاحبان کسب و کارهای
‫کوچیک کمک کنم...

00:00:19.167 --> 00:00:20.933
‫تا توی این دنیای رقابتی کم نیارن.

00:00:29.500 --> 00:00:33.200
‫در این برنامه...
‫نیتن در خدمته.

00:00:33.200 --> 00:00:36.167
‫نبیل خلیل مالک مشروب‌فروشی بوکه پلازا...

00:00:36.167 --> 00:00:38.133
‫در سانتاکلاریتای کالیفرنیاست...

00:00:38.133 --> 00:00:40.533
‫و روزانه با مشکلی دست و پنجه نرم می‌کنه...

00:00:40.533 --> 00:00:42.633
‫که همیشه گریبان‌گیر مشروب‌فروشی‌ها بوده.

00:00:42.633 --> 00:00:44.533
‫همیشه نوجوان‌هایی هستن که...

00:00:44.533 --> 00:00:46.167
‫میان و سعی می‌کنن مشروب بفروشن.

00:00:46.167 --> 00:00:47.533
‫ما هم همیشه نمی‌فروشیم.

00:00:47.533 --> 00:00:49.033
‫ولی تا جایی که به من مربوطه...

00:00:49.033 --> 00:00:52.067
‫هیچ کسب و کاری نباید مشتری رو رد کنه...

00:00:52.067 --> 00:00:54.600
‫برای همین به نبیل سر زدم که بهش کمک کنم.

00:00:54.600 --> 00:00:56.267
‫هر بار که نوجوانی که سعی می‌کنه...

00:00:56.267 --> 00:00:59.033
‫مشروب الکلی بخره رو پس می‌زنی،
‫یه مشتری رو از دست می‌دی.

00:00:59.033 --> 00:01:00.633
‫آره، چون قانون می‌گه.

00:01:00.633 --> 00:01:04.433
‫اوهوم. پس از الان می‌تونن بخرنش...

00:01:04.433 --> 00:01:08.067
‫ولی تا وقتی 21 ساله نشدن نمی‌تونن ببرنش.

00:01:13.067 --> 00:01:15.267
‫دلیل اصلی میل نوجوانان به مشروب...

00:01:15.267 --> 00:01:17.300
‫اینه که جلوی دوست‌هاشون خفن به نظر بیان...

00:01:17.300 --> 00:01:19.667
‫پس اگه نبیل می‌ذاشت که
‫ خردسالان مشروب بخرن...

00:01:19.667 --> 00:01:21.367
‫ولی توی کمدی نگه‌داریش می‌کرد...

00:01:21.367 --> 00:01:24.667
‫تا 21 ساله بشن، بوکه پلازا کلی...

00:01:24.667 --> 00:01:27.500
‫مشتری خردسال پیدا می‌کرد که...

00:01:27.500 --> 00:01:30.267
‫می‌تونستن به دوست‌هاشون
‫ پز مشروب دادن رو بدن.

00:01:30.267 --> 00:01:34.533
‫نقشه: رونق تجارت با فروش الکل به خردسالان.

00:01:34.533 --> 00:01:37.333
‫ممکنه جواب بده، ولی وقتی به سنی می‌رسی...

00:01:37.333 --> 00:01:39.400
‫قطعا کوپنی رو نمی‌خوای که نوشته...

00:01:39.400 --> 00:01:41.300
‫آره، من یه بطری مشروب دارم.

00:01:41.300 --> 00:01:43.600
‫مشروب کجاست؟ می‌خوان که بخورنش.

00:01:43.600 --> 00:01:45.900
‫خب بهت برنخوره‌ها،
‫ولی من به سن نوجوانی...

00:01:45.900 --> 00:01:48.100
‫خیلی نزدیک‌تر هستم تا تو..

00:01:48.100 --> 00:01:52.967
‫پس گمونم بدونم جوان‌های امروز چی می‌خوان.

00:01:52.967 --> 00:01:55.233
‫اگه صرفا از مالک بودنش خوشحال باشن...

00:01:55.233 --> 00:01:56.400
‫عالی می‌شه.

00:01:56.400 --> 00:01:58.767
‫حالا که نبیل موافقت کرده بود،
‫چند برچسب درست کردم...

00:01:58.767 --> 00:02:01.267
‫که مثل سیستم تحویل کت
‫ برای مشروب کار می‌کرد.

00:02:01.267 --> 00:02:03.967
‫که کودکان وقتی که 21 ساله شدن...

00:02:03.967 --> 00:02:05.500
‫می‌تونستن درخواست مشروبشون رو بدن.

00:02:05.500 --> 00:02:08.500
‫بعد باید خبرش رو به نوجوان‌ها می‌رسوندم...

00:02:08.500 --> 00:02:09.700
‫پس یه جلسه با...

00:02:09.700 --> 00:02:11.600
‫نماینده لیگ جوانان گذاشتم...

00:02:11.600 --> 00:02:14.133
‫که بتونم قرارداد اسپانسری ببندم.

00:02:14.133 --> 00:02:17.067
‫واقعا می‌خواید تبلیغی بزنید که...

00:02:17.067 --> 00:02:18.800
‫نوشته «ما به خردسالان الکل می‌فروشیم»؟

00:02:18.800 --> 00:02:21.333
‫این خردسالان درواقع تا وقتی که...

00:02:21.333 --> 00:02:23.233
‫21 ساله نشدن نمی‌تونن
‫ مشروب رو به خونه ببرن.

00:02:23.233 --> 00:02:26.833
‫خب متوجه هستم، ولی موافق نیستم که...

00:02:26.833 --> 00:02:29.867
‫این موضوع به لیگ ما ارتباطی داشته باشه.

00:02:29.867 --> 00:02:31.467
‫متوجه منظورم هستید؟

00:02:31.467 --> 00:02:33.233
‫نمی‌دونم این نظرتون رو عوض می‌کنه یا نه...

00:02:33.233 --> 00:02:36.833
‫ولی همچنان مایل هستیم
‫که یک بطری جین...

00:02:36.833 --> 00:02:39.133
‫به تمام کودکان لیگ می‌دیم.

00:02:39.133 --> 00:02:41.633
‫نه، متاسفم.

00:02:41.633 --> 00:02:43.700
‫پس بابت وقتتون ممنونم.

00:02:43.700 --> 00:02:44.800
‫بابت پیشنهادتون ممنون.

00:02:44.800 --> 00:02:46.933
‫- آره.
‫- مطمئنم جواب می‌ده.

00:02:46.933 --> 00:02:49.533
‫- وای نه.
‫- چیه؟

00:02:49.533 --> 00:02:52.367
‫- این واسه چیه؟
‫- این...

00:02:52.367 --> 00:02:53.600
‫این واسه چیه؟

00:02:53.600 --> 00:02:55.167
‫نه، نه، نه، نه.

00:02:55.167 --> 00:02:56.567
‫نه، نه، ولی خیلی ممنون.

00:02:56.567 --> 00:02:57.867
‫بیایید تا بیرون همراهیتون کنم.

00:02:57.867 --> 00:03:00.067
‫- نه، نه، مطمئنید؟
‫- آره، آره، کارمون تمومه.

00:03:00.067 --> 00:03:01.667
‫حالا که اسپانسری وجود نداشت...

00:03:01.667 --> 00:03:04.067
‫باید یه راه دیگه پیدا می‌کردم که
‫ بازار نوجوان‌ها رو به دست بگیرم...

00:03:04.067 --> 00:03:06.800
‫برای همین یه بازیگر نوجوان استخدام کردم
‫ که نقش یه دانش‌آموز رو بازی کنه...

00:03:06.800 --> 00:03:09.333
‫و خبرش رو توی دبیرستان محلی پخش کنه.

00:03:09.333 --> 00:03:11.100
‫خب فورا قبل این‌که صحبتی...

00:03:11.100 --> 00:03:12.367
‫راجع به مشروب فروشی بکنی...

00:03:12.367 --> 00:03:14.267
‫باید آوازه‌ای واسه خودت بسازی...

00:03:14.267 --> 00:03:16.800
‫که بچه‌ها فکر کنن که تو باحالی.

00:03:16.800 --> 00:03:18.667
‫- باشه.
‫- پس در مورد این حرف بزن...

00:03:18.667 --> 00:03:20.867
‫که مدرسه مزخرفه دیگه...
‫یا مثلا این‌که...

00:03:20.867 --> 00:03:22.633
‫اینترنت چقدر باحاله مثلا.

00:03:22.633 --> 00:03:24.333
‫اون وسط‌ها چند تا فحش هم بده.

00:03:24.333 --> 00:03:26.433
‫امتحانش کن.

00:03:26.433 --> 00:03:27.733
‫چه خبرها رفیق؟

00:03:27.733 --> 00:03:30.600
‫وای داداش، اینترنت خیلی خفن شده.

00:03:30.600 --> 00:03:31.800
‫مدرسه خیلی تخمیه رفیق.

00:03:31.800 --> 00:03:33.600
‫بزن بریم توی اینترنت بابا.

00:03:33.600 --> 00:03:35.867
‫حالا که کانر تمرین کرده بود
‫بهش یک کلاه برعکس...

00:03:35.867 --> 00:03:38.400
‫و عینک آفتابی دادم که باحال‌تر به نظر برسه.

00:03:38.400 --> 00:03:39.767
‫و بعد اون رو به مدرسه فرستادم...

00:03:39.767 --> 00:03:41.700
‫که خبر رو پخش کنه.

00:03:41.700 --> 00:03:44.100
‫از اینترنت چه خبر رفیق؟

00:03:44.100 --> 00:03:47.267
‫معلم‌ها خیلی تخمین،
‫ولی اینترنت باحاله دیگه.

00:03:47.267 --> 00:03:49.067
‫راستی یه خبر خفن به گوشم رسیده.

00:03:49.067 --> 00:03:50.667
‫یه مشروب فروشی پایین خیابون هست.

00:03:50.667 --> 00:03:54.467
‫اسمش مشروب فروشی بوکه پلازاست...

00:03:54.467 --> 00:03:57.600
‫و به خردسالان مشروب می‌فروشه.

00:03:57.600 --> 00:04:01.067
‫خیلی‌خب دیگه، من برم کلاس‌ها رو بپیچونم.

00:04:01.067 --> 00:04:03.233
‫حالا که کانر داشت روی مدرسه کار می‌کرد...

00:04:03.233 --> 00:04:05.067
‫من برگشتم بوکه پلازا...

00:04:05.067 --> 00:04:07.300
‫و آماده دریافت مشتریان خردسال بودم...

00:04:05.078 --> 00:04:07.747
‫[ما به خردسالان مشروب می‌فروشیم]

00:04:07.300 --> 00:04:10.833
‫و بعد چند دقیقه پیداشون شد.

00:04:10.833 --> 00:04:12.500
‫تابلوی بیرون رو خوندی؟

00:04:12.500 --> 00:04:13.833
‫- تابلو رو...
‫- واقعیه؟

00:04:13.833 --> 00:04:15.100
‫- آره..
‫- آره، آره، می‌تونی...

00:04:15.100 --> 00:04:16.300
‫- بری اگه می‌خوای برداری.
‫- دوست داری بری...

00:04:16.300 --> 00:04:17.300
‫واسه خودت مشروبی چیزی برداری؟

00:04:18.633 --> 00:04:20.600
‫گمونم آره دیگه.

00:04:20.600 --> 00:04:22.667
‫- ببین چی آورده.
‫- نگاهش کن.

00:04:22.667 --> 00:04:25.200
‫- یک لیتری.
‫- خیلی بزرگه رفیق.

00:04:25.200 --> 00:04:26.500
‫- باکلاس هم هست. آفرین.
‫- می‌خوای سنگین شروع کنی...

00:04:26.500 --> 00:04:27.533
‫- مگه نه؟
‫- آره.

00:04:29.300 --> 00:04:31.067
‫- پس این مال تو شد دیگه.
‫- آره، خفنه.

00:04:31.067 --> 00:04:33.533
‫باحاله دیگه. دست نزن.

00:04:33.533 --> 00:04:36.100
‫الان یه کوپن می‌گیری که
‫وقتی بیست و یک سالت شد...

00:04:36.100 --> 00:04:38.500
‫می‌تونی بیای درخواستش رو بدی.

00:04:38.500 --> 00:04:39.833
‫آره، ولی...

00:04:39.833 --> 00:04:42.367
‫من واسه الان می‌خوامش.
‫دو سال دیگه نمی‌خوامش.

00:04:42.367 --> 00:04:45.167
‫با توجه به این‌که جنس فروخته شده
‫پس گرفته نمی‌شد، خردسالان راهی نداشتند...

00:04:45.167 --> 00:04:48.700
‫جز این‌که رسیدی رو پر کنن
‫که اجازه می‌داد مالک الکل بشن...

00:04:48.700 --> 00:04:50.767
‫بدون این که عواقب مصرفش رو تجربه کنن.

00:04:50.767 --> 00:04:53.500
‫کاری که می‌کنین خیلی مزخرفه.
‫واقعا مسخرست.

00:04:53.500 --> 00:04:54.933
‫خیلی هم باحال و قانونیه.

00:04:54.933 --> 00:04:56.500
‫قانون شکنی اصلا هم باحال نیست.

00:04:56.500 --> 00:04:58.933
‫به نظر من که پولم هدر رفت.

00:04:58.933 --> 00:05:01.133
‫نقشه‌ام داشت جواب می‌داد،
‫و حالا نبیل قادر بود...

00:05:01.133 --> 00:05:03.767
‫به گروه جدیدی از مشتریان جنس بفروشه.

00:05:03.767 --> 00:05:06.167
‫پس چرا اصلا پولش رو دادم؟

00:05:06.167 --> 00:05:07.800
‫چون اجازه داری که مالک مشروب باشی.

00:05:07.800 --> 00:05:09.767
‫خیلی‌خب، من نمی‌خوام مالکش باشم.

00:05:09.767 --> 00:05:11.300
‫می‌خوام مصرفش کنم.

00:05:11.300 --> 00:05:13.333
‫می‌دونستم که یه سری از
‫نوجوان‌ها راضی نمی‌شن که...

00:05:13.333 --> 00:05:16.067
‫مغازه رو دست خالی ترک کنن،
‫برای همین گوشه‌ای از مغازه نبیل رو...

00:05:16.067 --> 00:05:18.333
‫تغییر دکوراسیون دادم که
‫ شبیه یه زیرزمین باحال بشه...

00:05:18.333 --> 00:05:20.500
‫که خردسالان بتونن قبل
‫ نگهداری مشروبشون در انبار...

00:05:20.500 --> 00:05:21.967
‫باهاش عکس بگیرن...

00:05:21.967 --> 00:05:25.200
‫تا بتونن به دوست‌هاشون پز بدن.

00:05:25.200 --> 00:05:28.067
‫خوشحال کردن نوجوان‌ها حس خوبی داشت...

00:05:28.067 --> 00:05:31.600
‫در عین حال هم مسئولیت‌های
‫مشروب نوشیدن رو بهشون یاد می‌داد.

00:05:31.600 --> 00:05:33.500
‫بعد این‌که تعطیل کردیم...

00:05:33.500 --> 00:05:35.700
‫خیلی ناراحت بودن که...

00:05:35.700 --> 00:05:37.367
‫خبرهای بدی رو به نبیل برسونم.

00:05:37.367 --> 00:05:39.400
‫من بررسی کردم و مشخص شد که...

00:05:39.400 --> 00:05:43.333
‫کاری که داشتیم می‌کردیم
‫به شدت غیرقانونیه...

00:05:43.333 --> 00:05:46.200
‫و من باید مراقب خودم باشم.

00:05:46.200 --> 00:05:47.567
‫شرمنده.

00:05:49.100 --> 00:05:50.467
‫عصربخیر قربان.

00:05:50.467 --> 00:05:51.467
‫- بله؟
‫- شما مالک...

00:05:51.467 --> 00:05:52.933
‫- اینجا هستید؟
‫- بله آقا. سلام.

00:05:52.933 --> 00:05:55.100
‫متاسفانه من باید شما رو بازداشت کنم.

00:05:55.100 --> 00:05:56.867
‫چی شده قربان؟ چرا...

00:05:56.867 --> 00:05:58.533
‫چون تجارتتون حرف نداره!

00:06:03.300 --> 00:06:05.633
‫اصلا هم مشکلی پیش نیومده،
‫داشتم شوخی می‌کردم.

00:06:05.633 --> 00:06:07.733
‫جدا؟ پس جواب می‌ده؟

00:06:07.733 --> 00:06:08.933
‫آره، اصلا غیرقانونی نیست.

00:06:08.933 --> 00:06:10.333
‫- باشه.
‫- یعنی پلیس واقعی نیست...

00:06:10.333 --> 00:06:11.833
‫- رقاصه دیگه.
‫- اشکالی نداره.

00:06:11.833 --> 00:06:13.867
‫ولی بردن رقاص پیش یه تاجر...

00:06:13.867 --> 00:06:15.500
‫فکر خوبی نیست، نه.

00:06:15.500 --> 00:06:16.667
‫اوه، خوشت نیومد؟

00:06:16.667 --> 00:06:17.833
‫اصلا. یعنی...

00:06:17.833 --> 00:06:18.933
‫خب شوخی بود می‌دونی...

00:06:18.933 --> 00:06:20.567
‫که مثلا فکر کنی پلیس بوده دیگه؟

00:06:20.567 --> 00:06:22.067
‫حرف من هم همینه، حتی اگه شوخی باشه...

00:06:22.067 --> 00:06:25.200
‫کار قشنگی نیست که رقاص بیاری
‫ پیش یه تاجر نیتن...

00:06:25.200 --> 00:06:28.633
‫رقاص مرد اصلا شوخی قشنگی نیست.

00:06:28.633 --> 00:06:30.967
‫خیلی‌خب.

00:06:37.700 --> 00:06:39.567
‫خاویر آرتگا یه دافع حشرات حرفه‌ای...

00:06:39.567 --> 00:06:41.133
‫و مدیر حشرات ای‌ تا زد هست...

00:06:41.133 --> 00:06:42.567
‫که شرکتی برای کنترل آفات...

00:06:42.567 --> 00:06:44.867
‫در وودلند هیلز کالیفرنیاست...

00:06:44.867 --> 00:06:46.867
‫و مایله که تجارتش رو از...

00:06:46.867 --> 00:06:49.900
‫خانه‌های مسکونی که معمولا
‫بهشون خدمت می‌ده ارتقا بده.

00:06:49.900 --> 00:06:53.833
‫عالی می‌شه که اگه بتونیم
‫مثلا مشتری هتلی پیدا کنیم.

00:06:53.833 --> 00:06:56.800
‫خاویر می‌خواست که قراردادی
‫ با هتل بزرگی ببنده...

00:06:56.800 --> 00:06:59.300
‫و من هم روش عالی‌ای برای
‫به دست آوردن این قرارداد داشتم.

00:06:59.300 --> 00:07:02.533
‫به جای این‌که کاری کنیم که انگار...

00:07:02.533 --> 00:07:05.333
‫یه دافع حشرات می‌ره هتل،
‫چرا کاری نکنی که انگار...

00:07:05.333 --> 00:07:08.467
‫هتل برنده یه جایزه شده؟

00:07:10.367 --> 00:07:11.833
‫آهان.

00:07:11.833 --> 00:07:15.200
‫بزرگ‌ترین ترس هر هتل اینه که
‫دافع حشرات استخدام کنه...

00:07:15.200 --> 00:07:17.533
‫چون رسیدنشون به این منظوره که...

00:07:17.533 --> 00:07:19.600
‫این هتل موجودات موذی داره...

00:07:19.600 --> 00:07:21.700
‫پس اگه خاویر می‌تونست که پوشش رو عوض کنه...

00:07:21.700 --> 00:07:24.633
‫و تظاهر کنه که هتل برنده جایزه شده...

00:07:24.633 --> 00:07:26.267
‫نه تنها مهمان‌ها خوشحال می‌شدن...

00:07:26.267 --> 00:07:28.533
‫بلکه قراردادی با هتلی هم می‌بست...

00:07:28.533 --> 00:07:31.467
‫که می‌خواست مشکل آفت‌هاش
‫به صورت راز باقی بمونه.

00:07:31.467 --> 00:07:34.900
‫خب الان یعنی...
‫باید با...

00:07:34.900 --> 00:07:39.600
‫یعنی من...
‫تا جایی که، یعنی...

00:07:39.600 --> 00:07:41.700
‫اگه مشتری‌ها ببیننت که می‌ری داخل...

00:07:41.700 --> 00:07:43.233
‫درواقع می‌گن که...

00:07:43.233 --> 00:07:45.633
‫وای، این هتل خیلی خوبه...

00:07:45.633 --> 00:07:47.233
‫جای این‌که یه دافع حشرات
‫ رو ببینن که می‌گن...

00:07:47.233 --> 00:07:50.133
‫وای این هتل خیلی بده.

00:07:50.133 --> 00:07:52.667
‫تو در این زمینه تجربه داری.

00:07:52.667 --> 00:07:54.300
‫توی تجارت سررشته داری.

00:07:54.300 --> 00:07:58.133
‫حالا مگه چی می‌خواد بشه؟

00:07:58.133 --> 00:07:59.733
‫خاویر با ایده موافقت کرد.

00:07:59.733 --> 00:08:02.233
‫پس برای پیدا کردن مشتری
‫باید به هتلی نشون می‌دادم...

00:08:02.233 --> 00:08:04.700
‫که این فرآیند چطوری عملی می‌شه...

00:08:04.700 --> 00:08:06.967
‫برای همین یکی از ون‌های
‫ خدماتی خاویر رو تزئین کردم...

00:08:06.967 --> 00:08:10.767
‫که طوری به نظر بیاد که انگار ماشین
‫تحویل جوایز تقدیر از هتل‌هاست...

00:08:10.767 --> 00:08:14.067
‫سازمانی بسیار بزرگ که از خودم درآوردم.

00:08:14.067 --> 00:08:16.800
‫بعد من و خاویر روشی ترتیب دیدیم که...

00:08:16.800 --> 00:08:19.367
‫تمام اتاق‌های هتل رو پاکسازی کنیم.

00:08:19.367 --> 00:08:21.900
‫- یعنی یه جور مخفیانه...
‫- یه محفظه...

00:08:21.900 --> 00:08:23.900
‫که باز می‌شه.

00:08:23.900 --> 00:08:25.967
‫حالا که روشمون رو پیدا کرده بودیم،
‫اجازه‌ای از هتل تاریخی...

00:08:25.967 --> 00:08:29.533
‫می‌فر گرفتم که ویدئویی در اونجا ضبط کنیم...

00:08:29.533 --> 00:08:33.367
‫که روش کارمون رو به مدیریت نشون بدیم.

00:08:33.367 --> 00:08:35.733
‫شروعش اینطوره که ماشین ما می‌رسه...

00:08:35.733 --> 00:08:38.233
‫و چیزی رو حمل می‌کنیم که به نظر...

00:08:38.233 --> 00:08:40.433
‫جایزه بزرگیه که به هتل تقدیم شده.

00:08:40.433 --> 00:08:42.400
‫این کار دو هدف داره،
‫هم بردن تجهیزات به داخل...

00:08:42.400 --> 00:08:45.067
‫و هم تحت تاثیر قرار دادن مشتریانی که...

00:08:45.067 --> 00:08:47.467
‫می‌بینن در هتلی اقامت دارند که...

00:08:47.078 --> 00:08:50.851
‫[جایزه تقدیر از هتل برای کمترین میزان حشره]

00:08:47.467 --> 00:08:49.867
‫کمترین میزان حشره رو داره.

00:08:49.867 --> 00:08:52.433
‫- کمترین میزان حشره؟
‫- آره.

00:08:52.433 --> 00:08:54.633
‫پس یعنی احتمالا حشره هست.

00:08:54.633 --> 00:08:55.800
‫ما صرفا داریم جایزه رو میاریم...

00:08:55.800 --> 00:08:57.333
‫- مطمئن نیستیم.
‫- باشه.

00:08:57.333 --> 00:09:00.300
‫و بعد به دفتر شخصی پشت می‌رفتیم...

00:09:00.300 --> 00:09:02.167
‫که تجهیزات رو بدون این که کسی ببینه...

00:09:02.167 --> 00:09:04.867
‫آماده کنیم.

00:09:04.867 --> 00:09:08.067
‫بعد این‌که انجام شد،
‫میز جایزه‌مون رو...

00:09:08.067 --> 00:09:09.967
‫تبدیل به چرخ دستی مخصوص خدمتکار می‌کنیم...

00:09:09.967 --> 00:09:14.533
‫و من لباسم رو عوض می‌کنم تا
‫ با چرخ دستی طبیعی به نظر برسم.

00:09:14.533 --> 00:09:17.267
‫فضای داخلی خالیش باعث می‌شه که خاویر...

00:09:17.267 --> 00:09:19.533
‫بدون این‌که کسی شک کنه اتاق به اتاق...

00:09:19.533 --> 00:09:20.733
‫توی هتل رفت و آمد کنه.

00:09:21.967 --> 00:09:24.333
‫اون داخل راحتی؟

00:09:24.333 --> 00:09:26.233
‫آره.

00:09:26.233 --> 00:09:27.867
‫وقتی به اتاق آلوده می‌رسیم...

00:09:27.867 --> 00:09:30.600
‫چرخ دستی جلوی در رو می‌بست و خاویر...

00:09:30.600 --> 00:09:32.933
‫بدون این‌که دیده بشه خارج می‌شد.

00:09:32.933 --> 00:09:36.367
‫سریعا جارو رو بهش می‌دادم و بعد
‫تجهیزات رو به داخل می‌بردیم...

00:09:36.367 --> 00:09:37.767
‫تا خاویر کارش رو شروع کنه...

00:09:37.767 --> 00:09:40.100
‫و نواحی آفت‌زده رو اسپری کنه.

00:09:40.100 --> 00:09:42.633
‫با این‌که توی این هتل آفتی پیدا نکردیم...

00:09:42.633 --> 00:09:44.900
‫خاویر گفت که پیش اومده
‫که با تشکی برخورد داشتن...

00:09:44.900 --> 00:09:46.800
‫که انقدر از حشره آلوده شده که...

00:09:46.800 --> 00:09:48.200
‫باید خارج می‌شده.

00:09:48.200 --> 00:09:50.300
‫پس برای همین می‌خواستم
‫ به مدیر هتل نشون بدم...

00:09:50.300 --> 00:09:52.567
‫که روشی مخفیانه برای
‫خارج کردن تشک هم دارم...

00:09:52.567 --> 00:09:55.733
‫که در اون هیچ‌کدوم از مشتریان شک نمی‌کنن...

00:09:55.733 --> 00:09:58.800
‫و از اونجا که هتل می‌فر
‫مشتریان آسیایی زیادی داشت...

00:09:58.800 --> 00:10:01.733
‫بهترین راه خیلی واضح بود.

00:10:23.100 --> 00:10:25.333
‫در قالب یک جشن بداهه...

00:10:25.333 --> 00:10:27.000
‫موفق شدیم یک تشک رو...

00:10:27.000 --> 00:10:29.667
‫مستقیما به بیرون ببریم
‫و وقتی که به بیرون رسیدیم...

00:10:29.667 --> 00:10:32.800
‫فقط کافی بود که یه تغییر قیافه سریع بدیم...

00:10:32.800 --> 00:10:36.433
‫که همه‌چیز از دید مردم عادی باشه.

00:10:36.433 --> 00:10:38.467
‫و به سرعت یک چشم به هم زدن غیب می‌شدیم...

00:10:38.467 --> 00:10:40.167
‫بدون این‌که کسی بفهمه...

00:10:40.167 --> 00:10:43.100
‫هتل مشکل آفت داشته.

00:10:43.100 --> 00:10:45.733
‫اواخل همان هفته امیدوار بودم
‫که ویدئوی کاریمون...

00:10:45.733 --> 00:10:48.333
‫انقدر خوب هست که مدیر می‌فر...

00:10:48.333 --> 00:10:50.400
‫یعنی مایک شوفین رو راضی کنه.

00:10:50.400 --> 00:10:53.400
‫زیر اون اژدها تشک ماست.

00:10:53.400 --> 00:10:56.500
‫که پر از آفت بود،
‫توش لونه کرده بودن.

00:10:56.500 --> 00:10:59.533
‫و می‌‌بینید که به شیوه جدیدی...

00:10:59.533 --> 00:11:04.133
‫مکان‌های عمومی رو به وسیله عصای
‫ یک مرد نابینا نیز اسپری پاشی می‌کنیم.

00:11:04.133 --> 00:11:06.400
‫پس از دید مهمون‌ها...

00:11:06.400 --> 00:11:09.733
‫صرفا انگار یه مرد نابینا
‫ توی سالن انتظار گم شده.

00:11:09.733 --> 00:11:12.467
‫- درسته.
‫- خب کار ما همینه.

00:11:12.467 --> 00:11:14.533
‫و وقتی که تماشای ویدئومون تموم شد...

00:11:14.533 --> 00:11:15.833
‫وقتش رسیده بود که قرارداد رو ببندیم.

00:11:15.833 --> 00:11:18.233
‫قرارداد رو امضا کنید.

00:11:18.233 --> 00:11:20.633
‫قصد ندارم فورا همین الان تصمیمی بگیرم.

00:11:20.633 --> 00:11:23.700
‫ظاهرا مایک نمی‌خواست با
‫شرکت «باگز ای تو زی» کار کنه...

00:11:23.700 --> 00:11:27.233
‫برای همین عذر خاویر رو خواستم
‫ که تنها با مایک حرف بزنم.

00:11:27.233 --> 00:11:30.800
‫می‌گم، واضحه که قرار نیست امروز...

00:11:30.800 --> 00:11:32.967
‫با ما قراردادی امضا کنید.
‫درسته؟

00:11:32.967 --> 00:11:35.867
‫بدون در نظر گرفتن همه چیز نمی‌شه.
‫نه.

00:11:35.867 --> 00:11:38.767
‫می‌دونید، من یه سریال تلویزیونی دارم،
‫و توی سریال مایلیم که...

00:11:38.767 --> 00:11:40.467
‫پایان خوشی داشته باشیم...

00:11:40.467 --> 00:11:43.900
‫پس می‌شه حداقل جلوی دوربین...

00:11:43.900 --> 00:11:47.933
‫قرارداد رو امضا کنید؟

00:11:47.933 --> 00:11:49.767
‫اگه صرفا واسه دوربین باشه...

00:11:49.767 --> 00:11:52.167
‫تا جایی که وظایفی به
‫ همراه نداشته باشه قبوله.

00:11:52.167 --> 00:11:55.400
‫عالیه، بفرمایید،
‫اینجا رو امضا کنید...

00:11:55.400 --> 00:11:58.467
‫فقط واسه دوربین.

00:11:58.467 --> 00:12:00.633
‫- بیا.
‫- خیلی‌خب...

00:12:00.633 --> 00:12:03.400
‫پس قرارداد داریم.

00:12:03.400 --> 00:12:05.900
‫توی سریال قرارداد داریم...

00:12:05.900 --> 00:12:10.067
‫نه، توی قرارداد نوشته که...

00:12:10.067 --> 00:12:12.433
‫متوجه شدم که نیتن ازم خواست که...

00:12:12.433 --> 00:12:15.200
‫قرارداد رو برای دوربین امضا کنم.

00:12:15.200 --> 00:12:17.867
‫علامتی بود که قرارداد رو...

00:12:17.867 --> 00:12:19.900
‫- در زندگی واقعی امضا کنم.
‫- اوه.

00:12:19.900 --> 00:12:22.067
‫- می‌تونی ببینی.
‫- اوهوم.

00:12:22.067 --> 00:12:23.733
‫- این بند اینجا.
‫- درسته.

00:12:23.733 --> 00:12:27.133
‫پس قرارداد با ادعای دروغین بهم تقدیم شد.

00:12:27.133 --> 00:12:28.467
‫بهم اعتماد کن، این تصمیم خوبیه...

00:12:28.467 --> 00:12:29.967
‫نباید راجع بهش حس بدی داشته باشی.

00:12:29.967 --> 00:12:32.067
‫- نه، تو گولم زدی و این...
‫- گولت نزدم.

00:12:32.067 --> 00:12:33.200
‫- نه گول زدی.
‫- نه، گول نیست.

00:12:33.200 --> 00:12:34.200
‫و خوشم نیومد.

00:12:34.200 --> 00:12:36.167
‫همه چیز توی قرارداد نوشته شده.

00:12:36.167 --> 00:12:37.700
‫من خوشم نیومد.

00:12:37.700 --> 00:12:39.933
‫موفق شدم، و بی‌صبرانه منتظر بودم...

00:12:39.933 --> 00:12:41.300
‫که خبرهای خوب رو به خاویر برسونم.

00:12:41.300 --> 00:12:44.767
‫آره، خیلی‌خب،
‫خوشحالی دیگه؟

00:12:44.767 --> 00:12:47.500
‫- آره.
‫- خیلی‌خب، خوبه.

00:12:50.067 --> 00:12:53.900
‫بمال بمال و بپاش بپاش...

00:12:53.900 --> 00:12:58.900
‫جارو کن و جارو کن.
‫بعدش هم ویژ...

00:12:58.900 --> 00:13:00.767
‫این صداها رو حین سرزدن به...

00:13:00.767 --> 00:13:03.167
‫کارواش لس‌فلیز در روستای ات‌واتر...

00:13:03.167 --> 00:13:05.367
‫واقع در کالیفرنیا می‌شنوید.

00:13:05.367 --> 00:13:09.333
‫ولی صدایی که نمی‌شنوید صدای پوله.

00:13:09.333 --> 00:13:11.567
‫امیر لانکارانی مالک اینجاست...

00:13:11.567 --> 00:13:14.333
‫و می‌گه اخیرا کسب و کار کساد بوده.

00:13:14.333 --> 00:13:17.967
‫ممکنه گاهی اوقات خیلی سخت بشه.

00:13:17.967 --> 00:13:20.300
‫ولی به عنوان کسی که تجارتش تمیزیه...

00:13:20.300 --> 00:13:22.600
‫تعجب کردم که دیدم دفترش انقدر کثیفه...

00:13:22.600 --> 00:13:24.533
‫و باعث شد به این فکر فرو برم که...

00:13:24.533 --> 00:13:26.533
‫آیا این استراتژی‌ای هوشمندانه‌ست یا نه.

00:13:26.533 --> 00:13:29.433
‫دفترتون انقدر کثیفه که
‫ به مشتریتون بفهمونید...

00:13:29.433 --> 00:13:33.300
‫اولویت شما نظافت خودروهاست؟

00:13:33.300 --> 00:13:36.300
‫بله، جای تمیز کردن دفترم...

00:13:36.300 --> 00:13:39.267
‫تمرکزم رو می‌ذارم روی تمیز کردن ماشینشون.

00:13:39.267 --> 00:13:40.633
‫پس همه این‌ها عمدیه.

00:13:40.633 --> 00:13:42.167
‫بله.

00:13:42.167 --> 00:13:44.400
‫یعنی قبلا هم به‌هم ریختگی دیدم،
‫ولی این یه چیز دیگست.

00:13:44.400 --> 00:13:46.833
‫- خب من نهایت تلاشم رو می‌کنم.
‫- آره خب...

00:13:46.833 --> 00:13:49.900
‫یه کاسه توالت کامل زیر میزتونه.

00:13:49.900 --> 00:13:55.500
‫خب دلیل اون اینه که...
‫ما اون رو واسه...

00:13:55.500 --> 00:13:57.067
‫واسه یکی از دستشویی‌ها خریده بودیم...

00:13:57.067 --> 00:13:59.833
‫و فرصت نکردیم عوضش کنیم.

00:13:59.833 --> 00:14:01.533
‫شما از اون توالت استفاده نمی‌کنید؟

00:14:01.533 --> 00:14:02.567
‫اینجا نه، نه.

00:14:02.567 --> 00:14:03.633
‫- نه؟
‫- نه.

00:14:03.633 --> 00:14:05.267
‫راه حل امیر برای تبلیغ کارواشش...

00:14:05.267 --> 00:14:07.533
‫قطعا خاص بود و این به این معنا بود که...

00:14:07.533 --> 00:14:10.200
‫من ایده‌ای داشتم که قرار بود عاشقش بشه.

00:14:10.200 --> 00:14:12.633
‫کارواش لس‌فلیز مخصوصا
‫در ناحیه‌ای بنا شده...

00:14:12.633 --> 00:14:14.967
‫که پرنده‌های خیلی کمی داره...

00:14:14.967 --> 00:14:17.433
‫پس اگه امیر می‌تونست به نحوی پرنده‌ها رو...

00:14:17.433 --> 00:14:20.533
‫به درخت‌های خیابون اطراف جذب بکنه...

00:14:20.533 --> 00:14:23.367
‫مشتری‌هاش قطعا خیلی بیشتر می‌شدن.

00:14:23.367 --> 00:14:27.100
‫نقشه: پرنده‌های بیشتر یعنی مشتری‌های بیشتر.

00:14:27.100 --> 00:14:28.767
‫پرنده؟

00:14:28.767 --> 00:14:30.800
‫خب گذاشتن پرنده...

00:14:30.800 --> 00:14:33.067
‫- توی درخت که عیبی نداره.
‫- درسته.

00:14:33.067 --> 00:14:36.300
‫کاری که بعدش می‌کنن به انتخاب خودشونه.

00:14:36.300 --> 00:14:37.533
‫درسته.

00:14:37.533 --> 00:14:39.967
‫پس اگه روی ماشینی چنین کاری کنن،
‫واسه شما سود داره...

00:14:39.967 --> 00:14:41.967
‫- ولی...
‫- هر چی ماشین‌های بیشتری کثیف بشن...

00:14:41.967 --> 00:14:46.500
‫دخل مغازه من هم پر تر می‌شه.

00:14:46.500 --> 00:14:47.833
‫درسته.

00:14:47.833 --> 00:14:50.267
‫امیر از فکرم خوشش اومده بود،
‫پس قدم اول...

00:14:50.267 --> 00:14:52.867
‫این بود که درخت مناسبی
‫برای میزبانی پرنده‌ها پیدا کنم.

00:14:52.867 --> 00:14:54.700
‫مستقیما روبروی کارواش در خیابان...

00:14:54.700 --> 00:14:57.200
‫شاخه خوبی بود که روی خیابان آویزان بود.

00:14:57.200 --> 00:14:59.400
‫باید همون‌جا می‌بودن.

00:14:59.400 --> 00:15:01.700
‫از اونجایی که می‌دونستم
‫ پرنده‌ها عاشق بذر هستند...

00:15:01.700 --> 00:15:03.067
‫مقداری روی شاخه...

00:15:03.067 --> 00:15:05.633
‫و سرتاسر درخت پاشیدم که جذبشون کنم.

00:15:05.633 --> 00:15:09.467
‫ولی در کمال تعجب با گذشت
‫ یک روز هم پرنده‌ای پیداش نشد.

00:15:09.467 --> 00:15:11.367
‫واسه همین چند قوطی تن ماهی رو خالی کردم...

00:15:11.367 --> 00:15:13.433
‫و با کرم خاکی و خاک پرش کردم...

00:15:13.433 --> 00:15:15.267
‫و با چسب به شاخه‌ها چسبوندمشون...

00:15:15.267 --> 00:15:17.300
‫چون به نظرم این غذای بهتری بود.

00:15:17.300 --> 00:15:20.333
‫حتی در باقی درخت‌های ناحیه
‫ که نمی‌خواستم پرنده‌ها توش برن...

00:15:20.333 --> 00:15:22.467
‫مترسک گذاشتم...

00:15:22.467 --> 00:15:24.800
‫اما همچنان پرنده‌ای نیومد.

00:15:24.800 --> 00:15:26.767
‫و قرار نبود که باقی عمرم رو صرف...

00:15:26.767 --> 00:15:28.367
‫کمک کردن به این کارواش کنم.

00:15:28.367 --> 00:15:30.533
‫پس ترتیبش رو دادم که
‫ گردآورنده پرنده بیاد...

00:15:30.533 --> 00:15:33.433
‫و به صورت دستی کبوتر روی شاخه بذاره.

00:15:33.433 --> 00:15:35.067
‫ولی متاسفانه به اندازه
‫ کافی مدفوع نمی‌کردند که...

00:15:35.067 --> 00:15:37.100
‫تاثیر مورد نظرم رو بذارند...

00:15:37.100 --> 00:15:38.300
‫برای همین با مسئول پرنده‌ها حرف زدم...

00:15:38.300 --> 00:15:40.567
‫که ببینم فکر دیگه‌ای داره یا نه.

00:15:40.567 --> 00:15:44.467
‫مرغ و طاووس. خیلی مدفوع می‌کنن.

00:15:45.800 --> 00:15:47.100
‫به نظرتون عجیب نمی‌شه که...

00:15:47.100 --> 00:15:49.133
‫روی شاخه درخت مرغ باشه؟

00:15:49.133 --> 00:15:51.633
‫- شاید؟
‫- نه، مرغ‌ها توی درخت می‌رن.

00:15:51.633 --> 00:15:54.367
‫پس اونقدرها هم عجیب نخواهد بود؟

00:15:54.367 --> 00:15:56.433
‫- نه خیر.
‫- خیلی‌خب.

00:15:56.433 --> 00:15:58.233
‫- پس به غریزه شما اعتماد می‌کنم.
‫- آره.

00:15:58.233 --> 00:16:01.100
‫به حرف کارول گوش کردیم و چند عدد مرغ...

00:16:01.100 --> 00:16:03.733
‫به درخت اضافه کردیم که
‫به گفته وی بیشتر دستشویی می‌کردن...

00:16:03.733 --> 00:16:06.367
‫و جواب هم داد، ولی مقدار پرتابه...

00:16:06.367 --> 00:16:08.067
‫به اندازه‌ای نبود که مردم رو متقاعد کنه...

00:16:08.067 --> 00:16:09.933
‫ماشینشون رو بشورن...

00:16:09.933 --> 00:16:11.933
‫برای همین ترتیبی دادیم که
‫طاووسی به گروه اضافه بشه...

00:16:11.933 --> 00:16:16.267
‫چون مدفوعشون پنجاه درصد
‫ بزرگ‌تر از مرغ‌هاست.

00:16:16.267 --> 00:16:18.533
‫و بدین ترتیب احساس کردم
‫ که تمام چیزهای لازم...

00:16:18.533 --> 00:16:20.500
‫برای شروع کارم رو داشتم.

00:16:20.500 --> 00:16:22.100
‫برای همین یه تابلو تبلیغاتی...

00:16:22.100 --> 00:16:23.867
‫برای خدماتی ویژه و جدید نصب کردم.

00:16:23.867 --> 00:16:26.867
‫حالا می‌خواستم پرنده‌های
‫توی درخت ر وبه امیر نشون بدم.

00:16:26.867 --> 00:16:29.833
‫وای.

00:16:29.833 --> 00:16:31.367
‫- عالیه.
‫- آره.

00:16:31.367 --> 00:16:34.133
‫یعنی خیلی طبیعی به نظر میاد.
‫مگه نه؟

00:16:34.133 --> 00:16:36.833
‫ملت زیرشون رانندگی می‌کنن،
‫کلی روی ماشین‌ها مدفوع می‌کنن...

00:16:36.833 --> 00:16:38.567
‫و بعدش کجا می‌رن؟

00:16:38.567 --> 00:16:40.333
‫دقیقا اون سمت خیابان.

00:16:40.333 --> 00:16:44.233
‫- آره.
‫- با عقل... چیز...

00:16:44.233 --> 00:16:46.600
‫با عقل جور در میاد، مگه نه؟

00:16:46.600 --> 00:16:49.067
‫حالا باید راهی پیدا می‌کردم
‫ که ماشین بایسته...

00:16:49.067 --> 00:16:51.667
‫که پرنده‌ها وقت داشته
‫ باشن کارشون رو انجام بدن.

00:16:51.667 --> 00:16:54.767
‫آقا ببخشید، ببخشید،
‫من لنز چشمم رو اینجا گم کردم...

00:16:54.767 --> 00:16:55.733
‫داشتم دنبالش می‌گشتم.

00:16:56.140 --> 00:16:57.140
‫باشه.

00:16:57.233 --> 00:16:59.067
‫آره، نگران بودم که از روش رد بشید.

00:16:59.442 --> 00:17:00.442
‫آهان.

00:17:00.533 --> 00:17:02.267
‫امکانش هست کمکم کنید؟

00:17:02.381 --> 00:17:03.381
‫هم...

00:17:03.445 --> 00:17:05.392
‫کمک کنم دنبال لنزت بگردی؟

00:17:05.433 --> 00:17:07.100
‫آره.

00:17:07.100 --> 00:17:10.067
‫هم، نمی‌دونم کجا رو بگردم.

00:17:12.933 --> 00:17:15.700
‫- وای، امروز چقدر پرنده هست.

00:17:15.700 --> 00:17:17.600
‫شرمنده، پایین خیابون یه کارواش هست...

00:17:17.600 --> 00:17:19.733
‫که کارشون توی تمیز کردنش حرف نداره.

00:17:19.733 --> 00:17:21.433
‫اگه خواستید این هم یه کوپن تخفیف.

00:17:21.433 --> 00:17:23.067
‫بالاخره نقشه‌ام داشت جواب می‌داد.

00:17:23.067 --> 00:17:24.567
‫توی درخت مرغ چیکار می‌کنه؟

00:17:24.567 --> 00:17:26.933
‫پرتابه‌ها واقعا داشتن باعث می‌شدن...

00:17:26.933 --> 00:17:29.100
‫ملت به کارواش سر بزنن.

00:17:29.100 --> 00:17:30.400
‫و هر چی جلوتر رفتیم...

00:17:30.400 --> 00:17:33.400
‫می‌دونید چطور باید از
‫ اینجا برم پیش تابلو هالیوود؟

00:17:33.400 --> 00:17:35.700
‫طبیعت داشت کارش رو انجام می‌داد...

00:17:35.700 --> 00:17:38.400
‫و با این‌که یکیش محکم خورد توی دهنم...

00:17:48.100 --> 00:17:50.467
‫اگه می‌دونستم باعث می‌شه یه مشتری بیاد...

00:17:50.467 --> 00:17:53.367
‫فورا دوباره انجامش می‌دادم.

00:17:53.367 --> 00:17:54.767
‫آخر روز کاری رفتم پیش امیر...

00:17:54.767 --> 00:17:57.333
‫که ببینم از نتایجم راضی هست یا نه.

00:17:57.333 --> 00:17:59.200
‫خب نظرت راجع به امروز چی بود؟

00:17:59.200 --> 00:18:02.833
‫محشر. به نظر که ایده کمی داره جواب می‌ده...

00:18:02.833 --> 00:18:05.567
‫حداقل چند تا ماشین با پی‌پی پرنده دیدم.

00:18:05.567 --> 00:18:07.500
‫- مدفوع، آره.
‫- خب حالا محض اطلاعت...

00:18:07.500 --> 00:18:10.367
‫من کبوترها و مرغ‌ها رو برای تو خریدم...

00:18:10.367 --> 00:18:13.167
‫پس اگه خواستی می‌تونی بذاریشون اونجا.

00:18:15.367 --> 00:18:16.833
‫باشه.

00:18:16.833 --> 00:18:18.667
‫حالا می‌دونم چنین موضوعی...

00:18:18.667 --> 00:18:21.133
‫ممکنه مطرح کردنش یکم زشت باشه...

00:18:21.133 --> 00:18:24.400
‫ولی می‌دونم که شما ماهانه
‫کارمند برتر رو اعلام می‌کنید.

00:18:24.400 --> 00:18:26.233
‫- آره می‌کنیم.
‫- می‌دونی...

00:18:26.233 --> 00:18:29.800
‫مشخصا امروز بهت نشون دادم که کارم خوبه...

00:18:29.800 --> 00:18:32.333
‫و واسه همین برام سوال بود که...

00:18:32.333 --> 00:18:37.167
‫امکانش هست من رو واسش در نظر بگیرید؟

00:18:37.167 --> 00:18:39.667
‫بابت کارمند ماه؟

00:18:39.667 --> 00:18:41.600
‫آره.

00:18:44.200 --> 00:18:45.267
‫حتما.

00:18:45.267 --> 00:18:46.667
‫باشه، ممنون.

00:18:46.667 --> 00:18:48.533
‫قابلی نداشت.

00:18:48.533 --> 00:18:51.467
‫حالا مراسم خاصی چیزی هم می‌گیرید؟

00:18:51.467 --> 00:18:55.300
‫معمولا فقط یه کارت هدیه
‫ 25 دلاری بهشون می‌دیم.

00:18:55.300 --> 00:19:00.167
‫باشه، ولی واسه کاری که کردم یکم کمه.

00:19:00.167 --> 00:19:04.500
‫امکانش هست بکنیمش 200 دلار؟

00:19:04.500 --> 00:19:05.900
‫حتما.

00:19:05.900 --> 00:19:07.867
‫عالیه، خیلی ممنون، این...

00:19:07.867 --> 00:19:09.333
‫- قابلی نداشت.
‫- چه افتخاری، یعنی...

00:19:09.333 --> 00:19:11.633
‫- باشه.
‫- قابلی نداشت.

00:19:14.567 --> 00:19:18.067
‫به جلسه مراسم کارمند ماه...

00:19:18.067 --> 00:19:20.167
‫خوش اومدید.

00:19:21.967 --> 00:19:25.367
‫این افتخار نصیب کسی می‌شه که...

00:19:25.367 --> 00:19:28.900
‫بیشترین تعهد رو به شرکت
‫در ماه اخیر نشون داده...

00:19:28.900 --> 00:19:31.433
‫کسی که سخت‌تر از همه کار کرده...

00:19:31.433 --> 00:19:37.367
‫و در همه زمینه‌ها بهترین بوده.

00:19:40.767 --> 00:19:45.467
‫این ماه... این ماه،
‫به نیتن می‌رسه.

00:19:45.467 --> 00:19:47.433
‫- من؟
‫- آره، تو، نیتن.

00:19:47.433 --> 00:19:49.467
‫- خدای من، واقعا؟
‫- آره.

00:19:49.467 --> 00:19:52.100
‫خدای من. خیلی غافلگیر شدم.

00:19:52.100 --> 00:19:54.400
‫- واقعا ممنونم.
‫- قابلی نداشت.

00:19:54.400 --> 00:19:55.900
‫واقعا ممنونم. خیلی مفتخرم...

00:19:55.900 --> 00:19:57.867
‫هم...

00:19:59.467 --> 00:20:01.900
‫ممنونم.

00:20:01.900 --> 00:20:07.100
‫و این هم از جایزه نقد دویست...

00:20:07.100 --> 00:20:11.133
‫- دلاری.
‫- جایزه نقد دویست دلاری.

00:20:11.133 --> 00:20:13.633
‫خیلی ممنون. خدای من.

00:20:16.300 --> 00:20:19.233
‫وای. باشه.

00:20:24.467 --> 00:20:26.133
‫خیلی ممنون.

00:20:26.133 --> 00:20:28.567
‫حالا اگه می‌شه به صف بشید...

00:20:28.567 --> 00:20:31.600
‫بعد نیتن از کنار شما رد می‌شه...

00:20:31.600 --> 00:20:35.033
‫و شما به احترامش به پشتش دست می‌زنید.

00:20:35.033 --> 00:20:37.300
‫خیلی‌خب، یکم خجالت می‌کشم.

00:20:37.300 --> 00:20:40.000
‫- خیلی‌خب.
‫- باشه.

00:20:42.467 --> 00:20:46.433
‫ممنونم. ممنونم.

00:20:46.433 --> 00:20:49.200
‫وای.

00:20:49.200 --> 00:20:51.867
‫خیلی‌خب، می‌بینمتون دیگه.
‫بعدا می‌بینمتون.

00:20:51.867 --> 00:20:53.800
‫باشه.

00:20:53.824 --> 00:20:57.824
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:21:04.763 --> 00:21:05.815
‫اصلا...

00:21:05.839 --> 00:21:06.891
‫شک نکن.

00:21:10.778 --> 00:21:12.378
‫آره، از اول عمرم فقط سر یه کلاس رفتم.

00:21:12.378 --> 00:21:13.545
‫اکثرش رو پیچوندم.

00:21:13.545 --> 00:21:16.145
‫خیلی کار خفنیه.

00:21:16.145 --> 00:21:18.545
‫زیاد خوندن بلد نیستم.

00:21:18.545 --> 00:21:20.745
‫یعنی حروف معمولی رو بلدم...

00:21:20.745 --> 00:21:24.684
‫ولی دوست‌هام راهنماییم می‌کنن.