﻿WEBVTT

00:00:00.530 --> 00:00:07.530
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:09.077 --> 00:00:10.644
‫اسمم نیتن فیلدره و...

00:00:10.644 --> 00:00:12.546
‫با نمرات درخشانی از یکی از
‫بهترین دانشکده‌های کانادا...

00:00:12.546 --> 00:00:15.283
‫تو رشته کسب و کار فارغ‌التحصیل شدم.

00:00:15.283 --> 00:00:16.984
‫الان قصد دارم با دانشم...

00:00:16.984 --> 00:00:19.887
‫به صاحبان کسب و کارهای
‫کوچیک کمک کنم...

00:00:19.887 --> 00:00:20.988
‫تا توی این دنیای رقابتی کم نیارن.

00:00:29.497 --> 00:00:33.367
‫در این برنامه...
‫نیتن در خدمته.

00:00:33.367 --> 00:00:37.438
‫اندی فرشیدیان مالک شرکت
‫ تاکسیرانی او‌ سی می‌باشد...

00:00:37.438 --> 00:00:39.673
‫و یک عامل را عامل تمام مشکلاتش می‌داند.

00:00:39.834 --> 00:00:42.267
‫اوبر بدجوری بازار تاکسیرانی رو بهم ریخت.

00:00:42.268 --> 00:00:43.627
‫خیلی بد شد.

00:00:43.744 --> 00:00:45.679
‫سیستم‌های به اشتراک گذاشتن
‫ تاکسی مثل اوبر...

00:00:45.679 --> 00:00:47.981
‫اخیرا خیلی سر و صدا کردند...

00:00:47.981 --> 00:00:51.252
‫و باعث شدند شرکت‌های تاکسیرانی
‫مثل اندی ضرر بزرگی بکنن.

00:00:51.252 --> 00:00:52.986
‫می‌خوام باهات صادق باشم.

00:00:52.986 --> 00:00:55.356
‫من اخیرا خیلی بی‌پولم. می‌گیری چی می‌گم؟

00:00:55.356 --> 00:00:56.657
‫خیلی بی‌پول.

00:00:56.657 --> 00:00:58.926
‫پس با روشی تضمینی برای ارتقای تجارتش...

00:00:58.926 --> 00:01:01.162
‫بهش سر زدم.

00:01:01.162 --> 00:01:03.731
‫سیستم‌های اشتراکی تاکسی...

00:01:03.731 --> 00:01:07.335
‫- دارن بازارت رو خراب می‌کنن دیگه؟
‫- آره.

00:01:07.335 --> 00:01:10.838
‫خیلی از مشتریان تاکسیرانی رو تصاحب کردن.

00:01:10.838 --> 00:01:13.307
‫و نیاز داری که همون توجه مال تو باشه.

00:01:13.307 --> 00:01:15.376
‫و روش انجامش اینه که...

00:01:15.376 --> 00:01:19.147
‫به زن‌های باردار سواری رایگان بدی.

00:01:19.147 --> 00:01:21.949
‫این چه ربطی به...

00:01:21.949 --> 00:01:23.751
‫موفقیت توی تاکسیرانی داره؟

00:01:23.751 --> 00:01:25.986
‫هر بار که یه بچه در تاکسی به دنیا میاد...

00:01:25.986 --> 00:01:28.156
‫خبر خیلی بزرگی می‌شه.

00:01:28.156 --> 00:01:29.757
‫پس اگه اندی تبلیغی انجام می‌داد...

00:01:29.757 --> 00:01:32.260
‫که در اون به زن‌های باردار
‫ سواری رایگان می‌داد...

00:01:32.260 --> 00:01:34.162
‫دیر یا زود پیش‌ می‌اومد که...

00:01:34.162 --> 00:01:37.265
‫معجزه‌ی زندگی در شرکت او‌ سی رخ بده.

00:01:37.265 --> 00:01:40.534
‫نقشه: افزایش احتمال زایمان در صندلی عقب...

00:01:40.534 --> 00:01:44.505
‫به وسیله رایگان کردن تاکسی برای بارداران.

00:01:44.505 --> 00:01:46.774
‫تا حالا... تا حالا بهش فکر نکردم.

00:01:46.774 --> 00:01:48.909
‫انقدر انجامش می‌دی تا پیش بیاد.

00:01:48.909 --> 00:01:50.478
‫بعد اخبار میان سراغت.

00:01:50.478 --> 00:01:52.746
‫آره، عالی می‌شه.

00:01:52.746 --> 00:01:55.683
‫البته باید بپرسم، تاکسی‌هاتون تمیزن دیگه؟

00:01:55.683 --> 00:01:57.485
‫آره، حتما.

00:01:57.485 --> 00:01:59.019
‫اندی موافق بود.

00:01:59.019 --> 00:02:01.455
‫حالا باید کاری می‌کردم که
‫ زنان باردار از این تبلیغ خبردار بشن...

00:02:01.455 --> 00:02:03.324
‫برای همین به یه استودیوی یوگا رفتم...

00:02:03.324 --> 00:02:04.958
‫که کلاس‌های قبل زایمان داشتند...

00:02:04.958 --> 00:02:07.328
‫و ازشون خواستم که به مشتریانشون اطلاع بدن.

00:02:07.328 --> 00:02:09.530
‫و عالی می‌شه اگه این رو به اشتراک بذارید.

00:02:09.530 --> 00:02:11.699
‫چرا باید فقط در دوره سوم بارداری باشن؟

00:02:11.699 --> 00:02:15.002
‫اونش به نیازهای تبلیغاتی ما مربوط می‌شه.

00:02:15.002 --> 00:02:16.370
‫فهمیدم.

00:02:16.370 --> 00:02:18.439
‫و بعد چند روز تماس دریافت کردیم.

00:02:18.439 --> 00:02:21.442
‫برای همین با یکی از راننده‌های
‫اندی یعنی آرمن رفتم.

00:02:21.442 --> 00:02:23.411
‫و درحالی که منتظر اولین مشتری بودیم...

00:02:23.411 --> 00:02:25.012
‫تونستم که بیشتر باهاش آشنا بشم.

00:02:25.012 --> 00:02:28.282
‫خب تو رازی داری؟

00:02:29.850 --> 00:02:31.852
‫آره، راز دارم، ولی...

00:02:31.852 --> 00:02:34.388
‫اگه به تو بگم دیگه راز نیست.

00:02:34.388 --> 00:02:37.725
‫هم... منطقیه.

00:02:39.993 --> 00:02:42.996
‫راز بد؟

00:02:42.996 --> 00:02:44.398
‫گمونم آره.

00:02:44.398 --> 00:02:46.834
‫- جدی؟
‫- گمونم.

00:02:46.834 --> 00:02:48.802
‫و چند لحظه بعد وقت...

00:02:48.802 --> 00:02:50.404
‫سواری رایگان بارداران بود.

00:02:50.404 --> 00:02:52.473
‫خب الان چند وقته باردارید؟

00:02:52.473 --> 00:02:55.843
‫الان... 37 هفته باردارم.

00:02:55.843 --> 00:02:57.711
‫پس هر لحظه...

00:02:57.711 --> 00:02:59.380
‫- هر لحظه ممکنه.
‫- هر لحظه.

00:02:59.380 --> 00:03:01.582
‫ولی حالا که زنی که 9 ماهه بارداره...

00:03:01.582 --> 00:03:03.251
‫توی صندلی عقب نشسته بود...

00:03:03.251 --> 00:03:05.653
‫واقعیت کاری که داشتم انجام
‫ می‌دادم به سراغم اومد.

00:03:05.653 --> 00:03:08.256
‫من اصلا احتیاطی نکرده بودم.

00:03:08.256 --> 00:03:10.324
‫و اگه قرار بود زنی اون پشت زایمان کنه...

00:03:10.324 --> 00:03:12.360
‫آرمن که این همه راز داره...

00:03:12.360 --> 00:03:13.761
‫صلاحیت انجامش رو داره؟

00:03:13.761 --> 00:03:15.263
‫و اونجا بود که متوجه شدم...

00:03:15.263 --> 00:03:17.265
‫شاید راه بهتری برای انجامش باشه.

00:03:17.265 --> 00:03:19.533
‫به ذهنم رسید که یه تاکسی هاچ‌بک...

00:03:19.533 --> 00:03:21.134
‫با میز زایمان بیمارستان...

00:03:21.134 --> 00:03:23.136
‫خصوصیات بسیار مشابه‌ای دارند...

00:03:23.136 --> 00:03:26.106
‫و ترکیبی از این دو ممکنه چیزی
‫باشه که دقیقا بهش نیاز دارم.

00:03:26.106 --> 00:03:28.175
‫حالا شرایط ضدعفونی رو هم...

00:03:28.175 --> 00:03:30.411
‫علاوه بر یه متخصص برای
‫زایمان در نظر بگیرید...

00:03:30.411 --> 00:03:32.646
‫اون وقت مکان کاملا امن برای زایمان داشتم...

00:03:32.646 --> 00:03:34.715
‫که از لحاظ خبری هم بیشتر سر و صدا می‌کرد...

00:03:33.547 --> 00:03:36.550
‫[زنی از عمد در تاکسی زایمان کرد]

00:03:34.715 --> 00:03:36.750
‫چون تا حالا انجام نشده بود.

00:03:36.750 --> 00:03:39.587
‫پس یه تبلیغ توی کریکزلیست گذاشتم
‫به دنبال زنان بارداری که...

00:03:39.587 --> 00:03:41.855
‫هنوز برای زایمانشون برنامه نریخته بودند...

00:03:41.855 --> 00:03:43.357
‫و بعد چند روز...

00:03:43.357 --> 00:03:45.158
‫پاسخی از زنی به اسم شانته دریافت کردم...

00:03:45.158 --> 00:03:47.295
‫که هفت ماهه باردار بود.

00:03:47.295 --> 00:03:50.898
‫از دید من تاکسی‌ای هستش
‫که منزل شما می‌شه...

00:03:50.898 --> 00:03:52.666
‫یا خیلی به منزلتون نزدیک می‌شه.

00:03:52.666 --> 00:03:54.001
‫بسیارخب.

00:03:54.001 --> 00:03:56.304
‫می‌خوام همه چیز بهداشتی باشه...

00:03:56.304 --> 00:03:59.373
‫که اگه از بیمارستان امن‌تر نباشه...

00:03:59.373 --> 00:04:01.041
‫به همون امنیت باشه.

00:04:01.041 --> 00:04:03.377
‫من مخالفش نیستم.

00:04:03.377 --> 00:04:07.014
‫یعنی گمونم احتمالا...

00:04:07.014 --> 00:04:08.549
‫باید بیشتر بهش فکر کنم...

00:04:08.549 --> 00:04:12.119
‫و در موردش با دوست‌پسرم حرف بزنم.

00:04:12.119 --> 00:04:14.322
‫یعنی به نحوی تو و پسرتون معروف می‌شید.

00:04:14.322 --> 00:04:16.724
‫خب آره، آره. آره.

00:04:16.724 --> 00:04:18.759
‫شانته واقعا مشتاق بود...

00:04:18.759 --> 00:04:21.629
‫و باعث شد فکر کنم که ممکنه واقعا رخ بده.

00:04:21.629 --> 00:04:23.797
‫پس رفتم پیش اندی که بهش خبرهای خوب رو بدم.

00:04:23.797 --> 00:04:26.033
‫واقعا زنی رو پیدا کردم...

00:04:26.033 --> 00:04:29.837
‫که احتمالا ممکنه که بخواد...

00:04:29.837 --> 00:04:33.341
‫توی یکی از تاکسی‌های شما زایمان کنه.

00:04:33.341 --> 00:04:34.608
‫- واقعا؟
‫- آره.

00:04:34.608 --> 00:04:36.176
‫چقدر پول خواست؟
‫چقدر خواست؟

00:04:36.176 --> 00:04:38.078
‫هنوز در مورد پول و شرایط حرفی نزدیم.

00:04:38.078 --> 00:04:40.414
‫- اوه...
‫- ولی فقط در صورتی انجامش می‌دم...

00:04:40.414 --> 00:04:42.916
‫که بشه در امنیت کامل انجامش داد.

00:04:42.916 --> 00:04:45.353
‫من سعی می‌کنم امن باشه.

00:04:45.353 --> 00:04:46.454
‫الکی که نمی‌گی احیانا؟

00:04:46.454 --> 00:04:47.821
‫چون وگرنه همین الان می‌رم بیرون.

00:04:47.821 --> 00:04:50.358
‫- نه، نرو... من...
‫- امنیت اولویت اول منه.

00:04:50.358 --> 00:04:51.825
‫من تضمین می‌کنم.
‫تضمین می‌کنم.

00:04:51.825 --> 00:04:54.362
‫آهان، چون حس کردم چشم‌هات شبیه پول شده.

00:04:54.362 --> 00:04:56.229
‫آره، ولی یه چشمم شبیه پوله...

00:04:56.229 --> 00:04:58.198
‫یه چشمم شبیه امنیت.

00:04:58.198 --> 00:05:00.634
‫- پس یه چشمت پوله...
‫- یه چشمم پوله...

00:05:00.634 --> 00:05:02.803
‫و چشم دیگه‌ام بچه.

00:05:02.803 --> 00:05:04.071
‫یعنی فقط بچه؟

00:05:04.071 --> 00:05:05.238
‫فقط یه علامت بچه. آره.

00:05:05.238 --> 00:05:06.707
‫بچه چه شکلیه؟

00:05:06.707 --> 00:05:09.877
‫شبیه یه بچه کوچولوی بامزه با لبخنده.

00:05:09.877 --> 00:05:11.278
‫- خوبه. خیلی‌خب.
‫- باشه.

00:05:11.278 --> 00:05:13.381
‫- خیلی ممنون.
‫- حتما رفیق.

00:05:13.381 --> 00:05:15.383
‫- امنیت اولویت اوله.
‫- بله که امنیت اولویت اوله...

00:05:15.383 --> 00:05:17.451
‫- بچه دومه.
‫- باشه.

00:05:17.451 --> 00:05:18.586
‫با موافقت اندی...

00:05:18.586 --> 00:05:20.087
‫قدم بعدی پیدا کردن مکانی بود که...

00:05:20.087 --> 00:05:21.755
‫زایمان در تاکسی در اون رخ بده.

00:05:21.755 --> 00:05:24.291
‫برای همین یه انبار نزدیک
‫ خانه شانته کرایه کردم...

00:05:24.291 --> 00:05:26.394
‫و یکی از تاکسی‌های اندی رو به اونجا بردم...

00:05:26.394 --> 00:05:27.795
‫که وسیله‌ی نقلیه‌ی زایمان بشه.

00:05:27.795 --> 00:05:30.764
‫بعد برای این‌که از امنیت
‫زایمان مطمئن بشم...

00:05:30.764 --> 00:05:33.033
‫کسی رو استخدام کردم
‫ که بتونه بچه رو به دنیا بیاره.

00:05:33.033 --> 00:05:35.035
‫- تو مامایی.
‫- من دانشجوی مامایی هستم.

00:05:35.035 --> 00:05:36.036
‫- دانشجوی مامایی هستی.
‫- دقیقا.

00:05:36.036 --> 00:05:37.104
‫خیلی‌خب، پس دقیقا...

00:05:37.104 --> 00:05:39.407
‫ولی تقریبا همه چیزش رو می‌دونی.

00:05:39.407 --> 00:05:40.608
‫اوهوم.

00:05:40.608 --> 00:05:42.075
‫و بهم تضمین داد که انجامش توی تاکسی...

00:05:42.075 --> 00:05:43.411
‫مشکلی به همراه نخواهد داشت.

00:05:43.411 --> 00:05:45.479
‫ما عادت داریم که هر جای ممکن زایمان کنیم.

00:05:45.479 --> 00:05:47.915
‫ولی اعتماد به حرف یه دانشجوی مامایی...

00:05:47.915 --> 00:05:50.283
‫ریسکی بود که من نمی‌تونستم بپذیرم.

00:05:50.283 --> 00:05:52.285
‫پس قبل نشون دادنش به شانته...

00:05:52.285 --> 00:05:55.689
‫یک متخصص زنان و زایمان،  دکتر
‫مانزر اس کوراشی رو دعوت کردم که بیاد...

00:05:55.689 --> 00:05:58.792
‫که تضمین بده که کیم صلاحیت
‫ انجام این کار رو داره.

00:05:58.792 --> 00:06:01.328
‫اگه بری داخل و ماما رو بررسی کنی...

00:06:01.328 --> 00:06:02.996
‫به نظرت می‌تونی بفهمی که...

00:06:02.996 --> 00:06:04.698
‫- کارش رو بلده یا نه؟
‫- می‌تونم سوالات ساده بپرسم...

00:06:04.698 --> 00:06:07.134
‫که ببینم پاسخ مناسبی می‌ده یا نه.

00:06:07.134 --> 00:06:08.502
‫چون نمی‌خواستم با سوال‌ پرسیدن از کیم...

00:06:08.502 --> 00:06:10.203
‫در زمینه تخصصش اون رو ناراحت کنم...

00:06:10.203 --> 00:06:13.073
‫کاری کردم که دکتر لباس
‫ مکانیک خودرو رو بپوشه...

00:06:13.073 --> 00:06:15.543
‫تا بتونه مخفیانه بررسی کنه
‫ که ببینه صلاحیت داره یا نه.

00:06:15.543 --> 00:06:17.110
‫- وقتی رفتی داخل...
‫- اوهوم...

00:06:17.110 --> 00:06:18.912
‫صرفا مکانیکی هستی که برای بررسی ماشین رفتی.

00:06:18.912 --> 00:06:20.448
‫- خوبه.
‫- باشه.

00:06:20.448 --> 00:06:23.451
‫شاید همچنان یکم باهوش به نظر برسی.

00:06:23.451 --> 00:06:24.718
‫نمی‌دونم می‌تونی...

00:06:24.718 --> 00:06:27.020
‫لهجه معمولی‌تری داشته باشی نه نه.

00:06:27.020 --> 00:06:31.258
‫گمونم می‌تونم سعی کنم بیشتر...
‫خودمونی برخورد کنم.

00:06:31.258 --> 00:06:33.461
‫هوی. من اومدم یه نگاهی به ماشین بندازم.

00:06:33.461 --> 00:06:35.463
‫من اومدم یه نگاهی به ماشین بندازم.

00:06:35.463 --> 00:06:37.898
‫- ماشین.
‫- ماشین. ماشین.

00:06:37.898 --> 00:06:40.333
‫- ماشین. آره.
‫- من اومدم یه نگاهی به ماشین بندازم.

00:06:40.333 --> 00:06:41.502
‫خوبه. عالیه.

00:06:41.502 --> 00:06:42.870
‫به نظرت اینطوری بهتره که...

00:06:42.870 --> 00:06:44.572
‫- صرفا از لهجه‌ای استفاده...
‫- آره، به نظرم کمک می‌کنه...

00:06:44.572 --> 00:06:46.740
‫اینطوری بیشتر مکانیک به نظر می‌رسی.

00:06:46.740 --> 00:06:48.141
‫- خیلی‌خب، باشه.
‫- باشه، عالیه.

00:06:48.141 --> 00:06:49.477
‫حالا که دکتر آماده بود...

00:06:49.477 --> 00:06:51.144
‫بردمش داخل که کیم رو ببینه.

00:06:51.144 --> 00:06:53.647
‫- این تدیه.
‫- حالتون چطوره؟

00:06:53.647 --> 00:06:55.583
‫- سلام تدی.
‫- من اومدم ماشین رو بررسی کنم.

00:06:55.583 --> 00:06:56.584
‫- باشه.
‫- تدی از...

00:06:56.584 --> 00:06:59.286
‫- بروکلین نیویورک اومده.
‫- باشه.

00:06:59.286 --> 00:07:00.954
‫- برای همین...
‫- مشتاقم لهجه‌اش رو بشنوم.

00:07:00.954 --> 00:07:02.355
‫منتظر بودم لهجه‌اش رو بشنوم.

00:07:02.355 --> 00:07:03.957
‫آره، میاد و می‌ره.

00:07:03.957 --> 00:07:06.193
‫- من قبلا توی بروکلین زندگی می‌کردم.
‫- جدا؟ کجاش؟

00:07:06.193 --> 00:07:07.861
‫کجاش؟ تو اهل کجایی؟

00:07:07.861 --> 00:07:10.097
‫- ناحیه شمالی.
‫- ناحیه شمالی بروکلین؟

00:07:10.097 --> 00:07:11.599
‫آره خب، در هر صورت،
‫اینجا چی داریم؟

00:07:11.599 --> 00:07:14.935
‫نقشه مخفیانه‌مون داشت جواب می‌داد،
‫چون دکتر کوراشی...

00:07:14.935 --> 00:07:16.870
‫می‌تونست مخفیانه سوالات پزشکی بپرسه...

00:07:16.870 --> 00:07:18.939
‫بدون این‌که کیم به چیزی شک کنه.

00:07:18.939 --> 00:07:20.541
‫رفیق، من اهل بروکلینم،
‫ترجیح می‌دم پیتزا بخورم.

00:07:20.541 --> 00:07:22.009
‫این رو نمی‌دونم، ولی این...

00:07:22.009 --> 00:07:24.878
‫حالا اگه از اون اپیدورال‌ها
‫نیاز داشته باشه چی می‌شه؟

00:07:24.878 --> 00:07:26.179
‫و به محض این‌که جواب‌های
‫لازمش رو دریافت کرد...

00:07:26.179 --> 00:07:28.315
‫بررسی ماشینش رو انجام داد...

00:07:28.315 --> 00:07:30.317
‫- به نظر خوبه.
‫- و بیرون با من دیدار کرد...

00:07:30.317 --> 00:07:32.185
‫که گزارشش رو بهم تحویل بده.

00:07:32.185 --> 00:07:33.521
‫برای اکثریت زایمان‌ها...

00:07:33.521 --> 00:07:35.222
‫کاملا مشکلی پیش نمیاد.

00:07:35.222 --> 00:07:36.524
‫- اینطور فکر می‌کنی؟
‫- آره.

00:07:36.524 --> 00:07:39.292
‫چون اکثر زایمان‌ها به صورت طبیعی رخ می‌دن.

00:07:39.292 --> 00:07:42.195
‫برداشت دکتر کوراشی بهم
‫در مورد نقشه‌ام اطمینان داد.

00:07:42.195 --> 00:07:45.032
‫حالا فقط مونده بود که شانته قبول کنه.

00:07:48.869 --> 00:07:50.037
‫روزش بالاخره فرا رسیده بود...

00:07:50.037 --> 00:07:51.639
‫و حالا که وسیله‌ نقلیه زایمان
‫از لحاظ بهداشتی امن بود...

00:07:51.639 --> 00:07:55.442
‫ماموری رو زود صبح آوردم
‫ که کل انبار رو استریل کنه.

00:07:55.442 --> 00:07:57.845
‫حالا وقتش رسیده بود که ببینم می‌تونم...

00:07:57.845 --> 00:08:00.180
‫شانته و دوست‌پسرش رو قانع کنم
‫که اولین فرزندشون...

00:08:00.180 --> 00:08:02.683
‫در تاکسی شرکت او سی
‫ اندی به دنیا بیاد یا نه.

00:08:02.683 --> 00:08:04.685
‫عالیه، نه؟

00:08:04.685 --> 00:08:06.987
‫هم...

00:08:06.987 --> 00:08:09.557
‫- همون‌طور که می‌بینید...
‫- وای.

00:08:09.557 --> 00:08:11.792
‫- کاملا انجام شده.
‫- خیلی عوض شده.

00:08:11.792 --> 00:08:14.795
‫- وای. کاملا عوض شده.
‫- وای.

00:08:14.795 --> 00:08:16.797
‫بعد توضیح مراحل کار...

00:08:16.797 --> 00:08:19.466
‫مشتاقانه منتظر پاسخ زوج بودم.

00:08:19.466 --> 00:08:22.936
‫فکرش... خیلی خوبه.

00:08:22.936 --> 00:08:26.574
‫ولی الان که محصول نهایی رو می‌بینم...

00:08:26.574 --> 00:08:28.475
‫بیشتر احساس می‌کنم که...

00:08:28.475 --> 00:08:31.579
‫- صد درصد مطمئن نیستم.
‫- آره.

00:08:31.579 --> 00:08:33.981
‫بخاطر اینه که به اندازه کافی حوله نیست...

00:08:33.981 --> 00:08:36.149
‫ نه راستش... راستش عاشق حوله‌ها شدم.

00:08:36.149 --> 00:08:37.484
‫- خیلی‌خب، خوبه.
‫- حوله‌ها درواقع...

00:08:37.484 --> 00:08:38.819
‫موضوع اون نیست، موضوع اینه که...

00:08:38.819 --> 00:08:40.688
‫اگه ممکن بود همه‌چیز...

00:08:40.688 --> 00:08:43.290
‫مثل یه بیمارستان واقعی باشه...

00:08:43.290 --> 00:08:45.092
‫غافلگیر شدم که شانته و دامیان...

00:08:45.092 --> 00:08:46.393
‫منصرف شده بودن.

00:08:46.393 --> 00:08:49.029
‫خوشبختانه یه نقشه کمکی داشتم.

00:08:49.029 --> 00:08:53.066
‫هر چی باشه نمی‌تونیم فراموش کنیم که...

00:08:53.066 --> 00:08:55.235
‫- موضوع اصلی اینجا کیه.
‫- بله.

00:08:55.235 --> 00:08:58.639
‫اندی که مالک شرکت تاکسیرانی او سیه.

00:08:58.639 --> 00:09:00.774
‫- اوه.
‫- پس قبل این‌که برید...

00:09:00.774 --> 00:09:03.076
‫به نظرم بهتره که...

00:09:03.076 --> 00:09:06.446
‫- چند کلمه ازش بشنوید.
‫- باشه.

00:09:06.446 --> 00:09:08.616
‫حالا که تصمیم داشتن اونجا رو ترک کنن...

00:09:08.616 --> 00:09:10.884
‫تنها امید من به شخصی بود که...

00:09:10.884 --> 00:09:12.986
‫بیشتر از هر کسی به کمکشون نیاز داشت.

00:09:12.986 --> 00:09:15.989
‫پس حالا وظیفه اندی بود که قانعشون کنه.

00:09:15.989 --> 00:09:19.292
‫می‌دونید، من توی تاکسیم...
‫واسه مدتی خیلی خیلی طولانی یه علامتی داشتم.

00:09:19.292 --> 00:09:20.628
‫و نتونستم ازش استفاده کنم دیگه؟

00:09:20.628 --> 00:09:23.631
‫و وقتی که بچه‌تون بیاد بیرون...

00:09:23.631 --> 00:09:27.234
‫و وقتی چشمش رو باز می‌کنه،
‫اولین چیزی که می‌بینه...

00:09:27.234 --> 00:09:29.637
‫علامتیه که من واسه بچه‌ها دارم.

00:09:29.637 --> 00:09:31.171
‫و روی علامت چی نوشته؟

00:09:31.171 --> 00:09:32.806
‫نوشته «شما بامزه هستید.»

00:09:32.806 --> 00:09:34.141
‫- شما بامزه هستید؟
‫- بامزه.

00:09:34.141 --> 00:09:35.709
‫- درسته که بلد نیست بخونش.
‫- آره.

00:09:35.709 --> 00:09:38.011
‫ولی توی ذهنش می‌مونه...
‫توی مغزش می‌ره...

00:09:38.011 --> 00:09:40.247
‫و همون‌جا می‌مونه،
‫می‌فهمید چی می‌گم؟

00:09:40.247 --> 00:09:42.783
‫به نظرم شما باید خیلی کارهای
‫دیگه انجام بدید...

00:09:42.783 --> 00:09:46.186
‫که شرایط مورد نیاز من رو برآورده کنید.

00:09:46.186 --> 00:09:47.655
‫خواهش می‌کنم.

00:09:47.655 --> 00:09:49.222
‫ولی اگه کار دیگه‌ای از دستمون برمیاد...

00:09:49.222 --> 00:09:50.691
‫مثلا حرف زدن...

00:09:50.691 --> 00:09:53.160
‫می‌شه یه لطفی بکنید و
‫کمی بیشتر بهش فکر کنید...

00:09:53.160 --> 00:09:54.161
‫اندی. اندی.

00:09:54.161 --> 00:09:56.263
‫و لطفا فرصتش رو به من بدید؟

00:09:56.263 --> 00:09:57.798
‫نه، گمونم بهتره که...

00:09:57.798 --> 00:09:59.266
‫با بیمارستان پیش بریم.

00:09:59.266 --> 00:10:01.068
‫- من بهتون صد درصد تضمین می‌دم.
‫- اندی. اندی. اندی.

00:10:01.068 --> 00:10:02.502
‫- هر چیزی که بخواید.
‫- نه، اندی...

00:10:02.502 --> 00:10:04.805
‫در هر صورت بابت پیشنهادتتون خیلی ممنونیم.

00:10:04.805 --> 00:10:06.173
‫- آره.
‫- گمون نکنم که...

00:10:06.173 --> 00:10:07.775
‫- مایل باشن انجامش بدن.
‫- یه لحظه بهم وقت بده.

00:10:07.775 --> 00:10:11.178
‫دامیان و شانته قبول نکردن،
‫ولی اندی تسلیم نمی‌شد.

00:10:11.178 --> 00:10:13.647
‫- پس موضوع تویی؟
‫- نه، موضوع من نیستم، نه.

00:10:13.647 --> 00:10:14.815
‫خب طوری می‌گی انگار هستی.

00:10:14.815 --> 00:10:16.984
‫این فرصت خوبی واسه شماست.

00:10:16.984 --> 00:10:18.852
‫نه، داری سعی می‌کنی ما رو قانع کنی،
‫ولی آخرش که می‌رسه...

00:10:18.852 --> 00:10:20.387
‫انگار موضوع اصلی خودتی.

00:10:20.387 --> 00:10:22.790
‫علامت بچه از چشم‌هاش رفته بود...

00:10:22.790 --> 00:10:25.425
‫و با یه علامت پول دیگه جایگزین شده بود.

00:10:25.425 --> 00:10:27.394
‫دیگه از نظرش یه انسان نبودن...

00:10:27.394 --> 00:10:29.162
‫صرفا راهی برای رسیدن به ثروت بودن.

00:10:29.162 --> 00:10:32.833
‫پس مجبور شدم کاری که به نظرم
‫درست بود رو انجام بدم و بذارم که برن.

00:10:32.833 --> 00:10:36.804
‫- لطفا دوباره بهش فکر کنید.
‫- باشه اندی.

00:10:36.804 --> 00:10:38.839
‫می‌تونید برید. ممنونم.

00:10:38.839 --> 00:10:40.540
‫بد شد که اوضاع...

00:10:40.540 --> 00:10:42.109
‫اون‌طوری که اندی می‌خواست پیش نرفت.

00:10:42.109 --> 00:10:43.243
‫ولی گاهی‌اوقات توی تجارت...

00:10:43.243 --> 00:10:46.346
‫موفقیت همچنین به این معنا
‫ هم هست که بدونی کی دست بکشی.

00:10:46.346 --> 00:10:48.448
‫به نظرم اتفاقی که امروز رخ داد...

00:10:48.448 --> 00:10:50.951
‫مثال کاملی از اینه که...

00:10:50.951 --> 00:10:53.420
‫طمع ذهن یه انسان رو آلوده کنه...

00:10:53.420 --> 00:10:57.024
‫و این آلودگی توی ذهن تو هم رخ داده.

00:10:57.024 --> 00:10:59.492
‫- درسته. درسته.
‫- تمرکزت رو از دست دادی...

00:10:59.492 --> 00:11:03.330
‫و یادت رفت که مهم‌ترین چیز چیه.

00:11:03.330 --> 00:11:04.932
‫زندگی انسان.

00:11:04.932 --> 00:11:08.769
‫نظرت چیه دنبال یه بچه دیگه بگردیم؟

00:11:08.769 --> 00:11:12.305
‫به نظرم بهتره بی‌خیال این قضیه بشیم.

00:11:13.807 --> 00:11:16.744
‫شاید یه نفر دیگه خوشش بیاد.

00:11:16.744 --> 00:11:18.411
‫یعنی شاید.

00:11:18.411 --> 00:11:21.849
‫می‌دونی، نمی‌تونم صد درصد تضمینش کنم که؟

00:11:21.849 --> 00:11:24.084
‫اندی، به عنوان یه
‫تاجر بهت احترام می‌ذارم...

00:11:24.084 --> 00:11:28.756
‫ولی به نظرم به عنوان دو انسان
‫اهداف مشترکی نداریم.

00:11:28.756 --> 00:11:30.257
‫باشه، موفق باشی پسر.

00:11:30.257 --> 00:11:32.225
‫باشه.

00:11:32.225 --> 00:11:35.028
‫- امیدوارم موفق باشی.
‫- باشه، خیلی ممنون.

00:11:41.201 --> 00:11:43.036
‫برای یه تجارت
‫هیچ علامت موفقیتی...

00:11:43.036 --> 00:11:44.504
‫بهتر از یه صف توی خیابون نیست.

00:11:44.504 --> 00:11:46.439
‫و برای فروشگاه هات‌داگ ال‌ای پینک...

00:11:46.439 --> 00:11:48.641
‫خیلی خوب چنین چیزی رو دارن.

00:11:48.641 --> 00:11:50.110
‫ولی با این‌که شرایط داره خوب پیش می‌ره...

00:11:50.110 --> 00:11:51.678
‫مالکینش یعنی گلوریا و ریچارد...

00:11:51.678 --> 00:11:53.613
‫همیشه دنبال ارتقای کارشون هستند.

00:11:53.613 --> 00:11:56.683
‫هر کسب و کاری که رشد نکنه عقب می‌افته.

00:11:56.683 --> 00:11:59.052
‫آره، ما همیشه دنبال راهی هستیم
‫ که کسب و کار رو ارتقا بدیم.

00:11:59.052 --> 00:12:01.889
‫خانواده پینک عاشق برندشون بودن...

00:12:01.889 --> 00:12:03.824
‫ولی وقتی مخفیانه رفتم
‫که اوضاع رو بررسی کنم...

00:12:03.824 --> 00:12:05.893
‫یه مشکل واضح رو دیدم که...

00:12:05.893 --> 00:12:08.395
‫باعث می‌شد نتونن بیشتر پول در بیارن.

00:12:08.395 --> 00:12:09.797
‫برای همین یه سری به این زوج زدم...

00:12:09.797 --> 00:12:12.265
‫تا بتونن نوع جدیدی از مشتریان رو جلب کنن.

00:12:12.265 --> 00:12:15.035
‫امروز یه پیراهن صورتی پوشیدم...

00:12:15.035 --> 00:12:17.137
‫چون اسم شما پینکه.

00:12:17.137 --> 00:12:20.440
‫درسته. باشه.

00:12:20.440 --> 00:12:22.475
‫در حال حاضر صد طولانی مغازه پینک...

00:12:22.475 --> 00:12:24.144
‫داره چندین مشتری که...

00:12:24.144 --> 00:12:26.213
‫وقت منتظر بودن رو ندارن رو از دست می‌ده.

00:12:26.213 --> 00:12:27.848
‫ولی ریچارد و گلوریا می‌تونن به آسونی...

00:12:27.848 --> 00:12:31.084
‫اون مشتریان رو با قانونی جدید
‫ به دست بیارن...

00:12:31.084 --> 00:12:34.387
‫اگه عجله داشته باشید
‫می‌تونید از صف جلو بزنید.

00:12:34.387 --> 00:12:36.824
‫دوست ندارم که زود قضاوت کنم...

00:12:36.824 --> 00:12:39.159
‫ولی مشتریانی که می‌بینن...

00:12:39.159 --> 00:12:41.328
‫یه نفر سو استفاده کرده...

00:12:41.328 --> 00:12:43.663
‫احتمالا ناراحت بشن.

00:12:43.663 --> 00:12:45.332
‫می‌خوام که بدونید من قصد دارم...

00:12:45.332 --> 00:12:48.001
‫با تمام وجود از برند شما دفاع کنم.

00:12:48.001 --> 00:12:49.970
‫خیلی‌خب، ببینیم چطور انجامش می‌دیم.

00:12:49.970 --> 00:12:51.905
‫- باشه.
‫- باشه.

00:12:51.905 --> 00:12:54.174
‫خانواده پینک موافقت
‫کردن که من ایده‌ام رو...

00:12:54.174 --> 00:12:55.608
‫وقت ناهار جمعه اثبات کنم.

00:12:55.525 --> 00:12:59.654
‫[قانون جدید: در صف جلو زدن در صورتی
‫ که عجله داشته باشید قانونیست.]

00:12:55.608 --> 00:12:58.245
‫برای همین فردا تابلویی در خیابان گذاشتم...

00:12:58.245 --> 00:13:00.313
‫که قانون جدید رو به نمایش می‌ذاشت.

00:13:00.313 --> 00:13:02.850
‫برای این‌که از همهمه جلوگیری بشه
‫ و همه نگن که عجله دارن...

00:13:02.850 --> 00:13:05.318
‫یه لیست پنج‌تایی از دلیل‌های مقبول...

00:13:05.318 --> 00:13:06.536
‫برای جلو زدن در صف درست کردم.

00:13:06.703 --> 00:13:07.745
‫نوبت دکتر...

00:13:08.079 --> 00:13:08.871
‫مصاحبه شغلی...

00:13:09.122 --> 00:13:10.665
‫سوار کردن بچه از مدرسه...

00:13:10.665 --> 00:13:11.457
‫خاکسپاری...

00:13:11.859 --> 00:13:15.428
‫و یا اگر مامور ترافیک هوایی
‫ هستید که دیرش شده.

00:13:15.428 --> 00:13:17.330
‫قانون جدید ظاهرا مشتریانی که...

00:13:17.330 --> 00:13:18.765
‫رد می‌شدند رو جلب کرده بود.

00:13:18.765 --> 00:13:21.734
‫هر چند اکثرشون برای جلو زدن قبول نشدن.

00:13:21.734 --> 00:13:22.579
‫هم... نه.

00:13:22.612 --> 00:13:23.302
‫نه..

00:13:23.302 --> 00:13:24.762
‫خلبان هستم، ولی

00:13:25.172 --> 00:13:27.540
‫- ولی مامور کنترل ترافیک هوایی نیستی.
‫- نه نه.

00:13:27.540 --> 00:13:29.642
‫ولی چند نفر هم بودن که واقعا عجله داشتن.

00:13:29.642 --> 00:13:31.478
‫امروز قرار دکتر داری؟

00:13:31.478 --> 00:13:33.013
‫- آره.
‫- و دکترت کیه؟

00:13:33.013 --> 00:13:34.882
‫- دکتر پایا.
‫- دکتر پایا؟

00:13:34.882 --> 00:13:36.649
‫دفتر دکتر پایا.

00:13:36.649 --> 00:13:39.452
‫زنگ زدم که قرار رو تایید کنم.
‫ به اسم...

00:13:39.452 --> 00:13:40.687
‫- جیسون.
‫- جیسون...

00:13:40.687 --> 00:13:42.155
‫- ولف.
‫- ولف.

00:13:42.155 --> 00:13:44.491
‫بله. جیسون باید ساعت پنج و نیم اینجا باشه.

00:13:44.491 --> 00:13:47.194
‫عالیه. باشه خیلی ممنون.

00:13:47.194 --> 00:13:48.595
‫و وقتی که تونستم دلیلشون رو تایید کنم...

00:13:48.595 --> 00:13:50.130
‫اون باید از صف جلو بزنه.
‫قرار دکتر داره.

00:13:50.130 --> 00:13:51.264
‫- باشه؟
‫- آره، باشه.

00:13:51.264 --> 00:13:52.399
‫خیلی‌خب.

00:13:52.399 --> 00:13:53.901
‫مشتریان می‌تونستن از صف جلو بزنن...

00:13:53.901 --> 00:13:55.903
‫بدون این‌که کسی عصبانی بشه.

00:13:55.903 --> 00:13:58.205
‫با پیشرفت روز سیستم داشت عالی جواب می‌داد.

00:13:58.205 --> 00:13:59.406
‫- دارید می‌رید مراسم ختم؟
‫- بله.

00:13:59.406 --> 00:14:00.673
‫- واقعا؟
‫- آره.

00:14:00.673 --> 00:14:03.010
‫- مراسم ختم کیه؟
‫- کانی مندل.

00:14:03.010 --> 00:14:05.012
‫- دوستم بود.
‫- اوه. واقعا...

00:14:05.012 --> 00:14:06.279
‫- تسلیت می‌گم.
‫- ممنون. ممنون.

00:14:06.279 --> 00:14:08.181
‫ولی حالا که وقت ناهار داشت تموم می‌شد...

00:14:08.181 --> 00:14:10.383
‫یه چیزی دیدم که اذیتم کرد.

00:14:10.383 --> 00:14:12.920
‫یه مشتری که قبل‌تر دیدم گفت عجله داره.

00:14:12.920 --> 00:14:15.255
‫قرار ملاقات دکتر دارم.
‫یادم رفته بود.

00:14:15.255 --> 00:14:16.789
‫امروز قرار ملاقات دکتر داری؟

00:14:16.789 --> 00:14:18.391
‫- آره. اوهوم.
‫- واقعا داری؟

00:14:18.391 --> 00:14:19.726
‫- اوهوم.
‫- ولی وقتی سعی کردم...

00:14:19.726 --> 00:14:21.929
‫نتونست تایید کنه یا اطلاعاتی بهم بده.

00:14:21.929 --> 00:14:25.132
‫- شماره دکترت چنده؟
‫- شماره‌اش رو ندارم.

00:14:25.132 --> 00:14:26.699
‫الان... همراهم نیست.

00:14:26.699 --> 00:14:28.301
‫فقط باید ساعت سه برم.

00:14:28.301 --> 00:14:30.470
‫من بهش اطمینان کردم و...

00:14:30.470 --> 00:14:32.539
‫گذاشتم بره جلوی صف.

00:14:32.539 --> 00:14:34.474
‫ولی حالا چهل و پنج دقیقه بعد...

00:14:34.474 --> 00:14:37.710
‫همچنان اونجا نشسته بود و وقت می‌گذروند.

00:14:37.710 --> 00:14:39.179
‫و من شک کردم که...

00:14:39.179 --> 00:14:41.248
‫اصلا نوبت دکتری نداشته باشه.

00:14:41.248 --> 00:14:44.017
‫برای همین به یکی از فیلمبردارهام گفتم
‫ که تا جلوی ماشینش...

00:14:44.017 --> 00:14:46.987
‫یواشکی تعقیبش کنه،
‫و وقتی که رفت...

00:14:46.987 --> 00:14:48.388
‫من هم تعقیبش کردم...

00:14:48.388 --> 00:14:51.691
‫تا ببینم راستش رو گفته یا نه.

00:14:53.110 --> 00:14:55.945
‫دیگه واسه دکتر دیر شد، مگه نه؟

00:14:57.447 --> 00:14:58.648
‫بعد سی دقیقه تعقیب کردنش...

00:14:58.648 --> 00:15:01.951
‫ما رو مستقیما به سمت یه دروغ برد.

00:15:01.951 --> 00:15:04.754
‫اون نرفت پیش دکتر.

00:15:04.754 --> 00:15:07.324
‫به جای رفت که یه فیلم ببینه.

00:15:07.324 --> 00:15:10.160
‫بهانه‌ای که توی لیست من نبود.

00:15:10.160 --> 00:15:12.129
‫شوک واقعا بزرگی...

00:15:12.129 --> 00:15:13.396
‫به اسم پینک وارد شده بود.

00:15:13.396 --> 00:15:15.732
‫برای همین اون شب به رستوران برگشتم...

00:15:15.732 --> 00:15:17.634
‫تا ببینم گلوریا می‌خواد
‫چطور با مسئله روبرو بشه.

00:15:17.634 --> 00:15:19.536
‫پس از صف جلو زد...

00:15:19.536 --> 00:15:21.171
‫غذاش رو گرفت و بعد؟

00:15:21.171 --> 00:15:23.473
‫- رفت که فیلم ببینه.
‫- آهان.

00:15:23.473 --> 00:15:26.676
‫می‌دونی، به نظرم اگه جوابی ندی...

00:15:26.676 --> 00:15:29.146
‫باعث می‌شه که برند شما ضعیف دیده بشه.

00:15:29.146 --> 00:15:32.449
‫خب...

00:15:32.449 --> 00:15:35.252
‫پس با اجازه‌تون می‌خوام
‫این آقا رو سوار قایق کنم...

00:15:35.252 --> 00:15:37.354
‫و وقتی که توی دریا گیر افتاد...

00:15:37.354 --> 00:15:39.656
‫بهش درسی بدم که دیگه فراموشش نکنه.

00:15:39.656 --> 00:15:43.226
‫هی. هی...

00:15:43.226 --> 00:15:44.694
‫این خیلی شدیده.

00:15:44.694 --> 00:15:46.163
‫بعد مکالمه‌ام با گلوریا...

00:15:46.163 --> 00:15:48.365
‫ریچارد تا بیرون همراهم اومد و گفت...

00:15:48.365 --> 00:15:51.168
‫که دیگه نمی‌خواد توی پینک کار کنم.

00:15:51.168 --> 00:15:53.236
‫ولی وقتی کن قولی به تجارتی می‌دم...

00:15:53.236 --> 00:15:56.239
‫مصمم هستم که با تمام وجود از برند دفاع کنم.

00:15:56.239 --> 00:15:58.007
‫همیشه به قولم عمل می‌کنم.

00:15:58.007 --> 00:16:00.543
‫و این یعنی که خودم باید
‫ به این مرد نشون می‌دادم...

00:16:00.543 --> 00:16:03.045
‫وقتی با پینک در بیفته چه بلایی سرش میاد.

00:16:03.045 --> 00:16:05.448
‫پس به وسیله شماره‌اش که گرفته بودم...

00:16:05.448 --> 00:16:07.984
‫به جاناتان گفتم که از
‫دفتر پینک تماس گرفتم...

00:16:07.984 --> 00:16:09.752
‫و خبرهای هیجان انگیزی دارم.

00:16:09.752 --> 00:16:11.354
‫تو دوست من...

00:16:11.354 --> 00:16:13.561
‫مشتری شماره ده میلیونی
‫هستی که به پینک میاد.

00:16:14.515 --> 00:16:16.392
‫خدای من. جدی می‌گی؟

00:16:16.659 --> 00:16:18.060
‫جدی می‌گم.

00:16:19.562 --> 00:16:23.533
‫شما برنده نهار خرچنگ...

00:16:23.533 --> 00:16:25.468
‫در دریا شدید.

00:16:25.741 --> 00:16:27.069
‫در کجا؟

00:16:27.304 --> 00:16:28.605
‫در دریا.

00:16:28.646 --> 00:16:30.615
‫خیلی ممنون. خیلی هیجان‌زدم شدم!

00:16:30.615 --> 00:16:31.615
‫خیلی ممنون!

00:16:31.674 --> 00:16:33.243
‫تبریم می‌گم.

00:16:33.243 --> 00:16:36.346
‫جاناتان باور کرده بود.
‫ماهی به دام افتاده بود.

00:16:36.346 --> 00:16:38.515
‫پس یه قایق در بندر سان پدرو مستقر کردم...

00:16:38.515 --> 00:16:41.218
‫و یه لیموزین همراه دو مدل
‫استخدامی فرستادم...

00:16:41.218 --> 00:16:43.686
‫تا حین مسیرش به دریا سرگرمش کنن.

00:16:43.686 --> 00:16:45.255
‫خیلی هیجان زده‌ام که...

00:16:45.255 --> 00:16:48.258
‫مشتری شماره ده میلیون پینک باشم.

00:16:48.258 --> 00:16:49.559
‫عاشق هات داگشون بودم.

00:16:49.559 --> 00:16:51.628
‫خیلی هیجان‌زدم‌ام که نماینده اون‌هام.

00:16:51.628 --> 00:16:54.231
‫وقتی که جاناتان رسید بردمش
‫جایی که باید می‌بردم...

00:16:54.231 --> 00:16:57.667
‫و قرار بود که یاد بگیره
‫ سو استفاده از پینک...

00:16:57.667 --> 00:16:59.302
‫بی‌عواقب نخواهد بود.

00:16:59.302 --> 00:17:01.338
‫خیلی زود به سمت دریا رفتیم...

00:17:01.338 --> 00:17:04.073
‫و جاناتان روحش هم خبر نداشت که...

00:17:04.073 --> 00:17:06.243
‫قرار بود زندگیش برای همیشه عوض بشه.

00:17:11.248 --> 00:17:13.916
‫شعار شخصیت توی زندگی چیه؟

00:17:13.916 --> 00:17:16.553
‫زندگی رو هر طوری دوست داری زندگی کن،
‫و سعی کن ازش لذت ببری.

00:17:16.553 --> 00:17:18.321
‫- اوهوم...
‫- چون هیچ‌کس...

00:17:18.321 --> 00:17:19.989
‫قرار نیست که...
‫هیچ‌کس نمی‌تونه اذیتت کنه.

00:17:19.989 --> 00:17:22.024
‫- به کسی جواب پس نده.
‫- دقیقا.

00:17:22.024 --> 00:17:23.993
‫- آره.
‫- به کسی جواب پس نده.

00:17:23.993 --> 00:17:25.027
‫آره.

00:17:25.027 --> 00:17:26.128
‫من خیلی خوشحالم که...

00:17:26.128 --> 00:17:28.565
‫مشتری شماره ده میلیون پینک...

00:17:28.565 --> 00:17:32.034
‫یه آدم از خودگذشته و صادق بود.

00:17:32.034 --> 00:17:33.903
‫آره.

00:17:33.903 --> 00:17:35.805
‫وقتی که به آب‌های عمیق رسیدیم...

00:17:35.805 --> 00:17:37.407
‫جاناتان رو به عرشه بالایی بردم...

00:17:37.407 --> 00:17:39.742
‫جایی که قرار بود نقشه‌ام اجرا بشه.

00:17:39.742 --> 00:17:42.111
‫پای میز شخصی خودت بشین...

00:17:42.111 --> 00:17:44.481
‫- اینجا خیلی قشنگه.
‫- توی دریا هستیم.

00:17:44.481 --> 00:17:46.483
‫نظرت چیه؟

00:17:46.483 --> 00:17:48.585
‫و این هم از این...

00:17:48.585 --> 00:17:50.287
‫امیدوارم گرسنه‌ی...

00:17:50.287 --> 00:17:51.488
‫پوچی باشی.

00:17:51.488 --> 00:17:53.690
‫حالا.

00:17:55.157 --> 00:17:56.726
‫پشت پرده چهار نفری بودن که...

00:17:56.726 --> 00:17:58.761
‫جاناتان خودخواهانه ازشون جلو زده بود...

00:17:58.761 --> 00:18:01.097
‫تا زودتر هات‌داگش رو تحویل بگیره.

00:18:01.097 --> 00:18:02.865
‫تو مشتری شماره ده میلیون نیستی.

00:18:02.865 --> 00:18:05.167
‫تو امروز اینجا هستی...

00:18:05.167 --> 00:18:07.036
‫چون که من می‌دونم قرار دکتر نداشتی.

00:18:07.036 --> 00:18:09.872
‫دیدم که رفتی توی سینما.

00:18:09.872 --> 00:18:12.108
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره.

00:18:12.108 --> 00:18:15.578
‫و این هم چهار نفری هستن که ازشون جلو زدی...

00:18:15.578 --> 00:18:17.079
‫و خیال می‌کردی ازشون بهتری...

00:18:17.079 --> 00:18:20.583
‫که شامل یه دختر 9 ساله هم می‌شه.

00:18:20.583 --> 00:18:21.951
‫عصبانی نشید.

00:18:21.951 --> 00:18:24.621
‫من درک نمی‌کنم چرا باید از ما جلو بزنی.

00:18:24.621 --> 00:18:26.523
‫واقعا متاسفم. من اصلا اینطوری نیستم.

00:18:26.523 --> 00:18:29.726
‫من دروغ‌گو نیستم.
‫هرچند که این حرف رو زدم...

00:18:29.726 --> 00:18:31.027
‫تحت خیلی... خیلی...
‫من فقط...

00:18:31.027 --> 00:18:32.995
‫اون از ما هم پرسید که می‌خوایم جلو بزنیم...

00:18:32.995 --> 00:18:34.997
‫و از آقای پشتیمون هم پرسید
‫ که از لیست موردی داریم یا نه...

00:18:34.997 --> 00:18:36.499
‫و هر دومون گفتیم نه.

00:18:36.499 --> 00:18:37.700
‫ولی می‌دونید، حرف من وقتی که گفتم...

00:18:37.700 --> 00:18:39.336
‫و آره، تو گفتی که «مطمئنید؟...

00:18:39.336 --> 00:18:40.337
‫من نمی‌خوام بکنم.» و این
‫و اون و اون قضیه دیگه.

00:18:40.337 --> 00:18:41.638
‫- نه نکردم.
‫- گفتیم باشه برو...

00:18:41.638 --> 00:18:43.005
‫چون خیال می‌کردیم قرار دکتر داری...

00:18:43.005 --> 00:18:46.242
‫و خیال می‌کردیم داریم به
‫یه غریبه لطف می‌کنیم...

00:18:46.242 --> 00:18:48.711
‫غریبه‌ای که عجله داشته
‫ و قبل قرارش با دکتر...

00:18:48.711 --> 00:18:50.547
‫خواسته یه چیزی بخوره.

00:18:50.547 --> 00:18:53.182
‫حالا که جاناتان فهمیده بود
‫ کارهاش روی بقیه تاثیر داره...

00:18:53.182 --> 00:18:55.352
‫وقتش بود که مجازات بشه.

00:18:55.352 --> 00:18:57.354
‫نقشه اولیه‌ای که در ذهن داشتم...

00:18:57.354 --> 00:18:59.622
‫این بود که همه رو به جز جاناتان...

00:18:59.622 --> 00:19:01.358
‫در قایق دومی سوار کنم...

00:19:01.358 --> 00:19:04.226
‫و بعد قایق اصلی رو به
‫ همراه جاناتان غرق کنم.

00:19:04.226 --> 00:19:07.364
‫ولی مشاوران قانونیم گفتن
‫ که این کار امن نیست.

00:19:07.364 --> 00:19:09.932
‫برای همین به مجازات سبک‌تری تن دادم.

00:19:09.932 --> 00:19:11.801
‫باید یه یه آدامس...

00:19:11.801 --> 00:19:16.038
‫از این بسته آدامس معمولی برداری.

00:19:16.038 --> 00:19:18.107
‫این چیه؟

00:19:18.107 --> 00:19:21.378
‫صرفا یه بسته معمولی آدامسه.

00:19:21.378 --> 00:19:23.480
‫قرار نیست چنین کاری بکنم.

00:19:23.480 --> 00:19:25.582
‫مذاکره که نیست جاناتان.

00:19:25.582 --> 00:19:27.183
‫تو یه کار اشتباه کردی.

00:19:27.183 --> 00:19:30.052
‫و مجازاتت اینه که یه آدامس...

00:19:30.052 --> 00:19:31.588
‫از این بسته معمولی آدامس برداری.

00:19:31.588 --> 00:19:32.722
‫باشه، ولی حینش روم رو اون طرفی می‌کنم.

00:19:32.722 --> 00:19:36.225
‫- باشه.
‫- نمی‌خوام ببینم که...

00:19:36.225 --> 00:19:38.928
‫آخ! درد داشت.

00:19:38.928 --> 00:19:41.063
‫آره، یه بسته آدامس معمولی نبود.

00:19:41.063 --> 00:19:43.265
‫آدامس جویدنی برقی بود.

00:19:43.265 --> 00:19:45.267
‫حالا که بهای کارش رو پرداخته بود...

00:19:45.267 --> 00:19:46.703
‫می‌خواستم مطمئن بشم که جاناتان...

00:19:46.703 --> 00:19:48.405
‫وقتی پیاده می‌شه آدم بهتری باشه.

00:19:48.405 --> 00:19:51.508
‫درون همه ما دو بخش هست.

00:19:51.508 --> 00:19:53.643
‫بخشی که دروغ‌گوئه...

00:19:53.643 --> 00:19:55.412
‫و بخشی که آدم خوبیه.

00:19:55.412 --> 00:19:58.448
‫و تو داری اجازه می‌دی که بخش دروغ‌گو...

00:19:58.448 --> 00:20:00.417
‫به کل بدنت غلبه کنه.

00:20:00.417 --> 00:20:03.085
‫از اعماق وجودت...

00:20:03.085 --> 00:20:05.588
‫من می‌دونم تو آدم خوبی هستی جاناتان.

00:20:05.588 --> 00:20:08.725
‫و احساس می‌کنم اگه با تمام
‫ وجود روی خودت کار کنی...

00:20:08.725 --> 00:20:11.428
‫تا چند سال دیگه شاید حتی خودت باشی که...

00:20:11.428 --> 00:20:13.162
‫ملت رو روی قایق گیر می‌اندازی.

00:20:13.162 --> 00:20:15.898
‫خدای من. باشه.

00:20:15.898 --> 00:20:17.534
‫نباید الان بخندی.

00:20:17.534 --> 00:20:19.702
‫نه، ولی تو خیلی عجیبی.

00:20:19.702 --> 00:20:22.104
‫- نه جاناتان، عجیب نیستم.
‫- تو روانی‌ای.

00:20:22.104 --> 00:20:23.440
‫نه، من معمولیم.

00:20:23.440 --> 00:20:26.443
‫وقتی مردم کار اشتباهی می‌کنن
‫ من بهشون درس می‌دم.

00:20:26.443 --> 00:20:28.044
‫خیلی گول‌زننده و حرافی...

00:20:28.044 --> 00:20:29.812
‫و از این خوشم نمیاد.

00:20:29.812 --> 00:20:31.614
‫چه جاناتان درس گرفته باشه
‫و چه نگرفته باشه...

00:20:31.614 --> 00:20:33.082
‫اون روز حین ترک کردن...

00:20:33.082 --> 00:20:35.284
‫می‌دونستم که کار مهمی کرده بودم.

00:20:35.284 --> 00:20:38.187
‫به قولم عمل کردم و وقار رو...

00:20:38.187 --> 00:20:40.122
‫به اسمی که براش سوگند
‫ خورده بودم برگردوندم...

00:20:40.122 --> 00:20:41.724
‫و به دنیا اطلاع دادم که...

00:20:41.724 --> 00:20:43.660
‫اگه بخوان با پینک در بیفتن...

00:20:43.660 --> 00:20:45.995
‫چنین چیزی در انتظارشونه.

00:20:47.872 --> 00:20:50.666
‫[تا ابد از حضور در پینک منع شد]

00:20:50.867 --> 00:20:52.441
‫اصلا...

00:20:52.465 --> 00:20:53.712
‫شک نکن.

00:20:53.736 --> 00:21:00.736
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.