﻿WEBVTT

00:00:01.024 --> 00:00:08.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:08.660 --> 00:00:10.261
‫اسمم نیتن فیلدره و...

00:00:10.261 --> 00:00:12.163
‫با نمرات درخشانی از یکی از
‫بهترین دانشکده‌های کانادا...

00:00:12.163 --> 00:00:14.899
‫تو رشته کسب و کار فارغ‌التحصیل شدم.

00:00:14.899 --> 00:00:17.935
‫الان قصد دارم با دانشم...

00:00:17.935 --> 00:00:19.296
‫به صاحبان کسب و
‫...کارهای کوچیک کمک کنم

00:00:19.320 --> 00:00:20.537
‫تا توی این دنیای رقابتی کم نیارن.

00:00:29.046 --> 00:00:32.950
‫در این برنامه...
‫نیتن در خدمته.

00:00:32.950 --> 00:00:36.721
‫این مارک راپاپوره،
‫مالک اسباب‌بازی فروشی مارکی اسپارکی.

00:00:36.721 --> 00:00:38.422
‫و از میان تمام کالاهایی که خلق کرده...

00:00:38.422 --> 00:00:41.058
‫یکیشون از همه خیلی بدتره.

00:00:41.058 --> 00:00:44.796
‫دوینکیت توپ عجیبیه که کاری نمی‌کنه.

00:00:44.796 --> 00:00:46.630
‫و متاسفانه برای مارک،
‫خیلی هم...

00:00:46.630 --> 00:00:47.965
‫فروش چندانی نداشته.

00:00:47.965 --> 00:00:49.701
‫اصلا جالب نیست که...
‫یعنی همه چیز تا وقتی جالبه...

00:00:49.701 --> 00:00:53.270
‫که اسباب‌بازی‌هات رو بخرن.

00:00:53.270 --> 00:00:55.606
‫ولی تا جایی که به من
‫مربوطه کیفیت اسباب‌بازی...

00:00:55.606 --> 00:00:58.442
‫وقتی به بچه‌ها می‌فروشیدش اهمیتی نداره.

00:00:58.442 --> 00:01:00.077
‫پس سری به مارک زدم که راهی ارائه بدم...

00:01:00.077 --> 00:01:01.545
‫که اون دوینکیت‌ها رو بفروشه.

00:01:01.545 --> 00:01:03.981
‫وقتی بچه هستی چه چیزی رو...

00:01:03.981 --> 00:01:05.149
‫بیشتر از همه می‌خوای؟

00:01:05.149 --> 00:01:07.251
‫قدرت.

00:01:07.251 --> 00:01:11.522
‫نه. که به عنوان یه بچه دیده نشی.

00:01:11.522 --> 00:01:13.424
‫بازاریابی واسه بچه‌ها راحته...

00:01:13.424 --> 00:01:15.592
‫چون مغزشون خیلی کوچیکه.

00:01:15.592 --> 00:01:18.062
‫پس به جای فروختن یه توپ، مارک باید...

00:01:18.062 --> 00:01:20.932
‫هویتی رو به کودکان بفروشه.
‫چه هویتی؟

00:01:20.932 --> 00:01:23.367
‫این که داشتن یه دوینکیت...

00:01:23.367 --> 00:01:24.869
‫اثبات می‌کنه که شما بچه نیستید.

00:01:24.869 --> 00:01:26.537
‫نه. نه.

00:01:26.537 --> 00:01:28.339
‫اصل بازاریابی همینه.

00:01:28.339 --> 00:01:29.974
‫البته نظر تو اینه.

00:01:29.974 --> 00:01:31.542
‫خب همین باعث فروش محصولات می‌شه دیگه.

00:01:31.542 --> 00:01:36.013
‫ عالیه! عالیه.
‫خیلی هیجان زده شدم.

00:01:36.013 --> 00:01:38.415
‫الان داری طعنه می‌زنی؟

00:01:38.415 --> 00:01:41.185
‫آره.

00:01:41.185 --> 00:01:43.254
‫مارک قانع نشده بود و گفت که...

00:01:43.254 --> 00:01:45.056
‫فقط یه چیز می‌تونه نظرش رو عوض کنه.

00:01:45.056 --> 00:01:47.091
‫پول. ثروت.

00:01:47.091 --> 00:01:49.393
‫باید اثبات می‌کردم که این کار سود داره.

00:01:49.393 --> 00:01:51.863
‫برای همین هفته بعدش
‫ گروه آزمایشی‌ای جمع کردم...

00:01:51.863 --> 00:01:54.799
‫که ببینم راه‌حلم با بچه‌های واقعی
‫هم جواب می‌ده یا نه.

00:01:54.799 --> 00:01:56.533
‫وقتی این رو بهتون نشون
‫می‌دم چه فکری می‌کنید؟

00:01:56.533 --> 00:01:58.102
‫- می‌خوایدش؟
‫- نه.

00:01:58.102 --> 00:01:59.236
‫- نه.
‫- نه.

00:01:59.236 --> 00:02:00.371
‫چرا؟

00:02:00.371 --> 00:02:02.940
‫- مسخره‌.
‫- مسخره‌ست؟

00:02:02.940 --> 00:02:04.241
‫آره.

00:02:04.241 --> 00:02:07.278
‫باشه، خب یه لحظه صبر کنید بچه‌ها.

00:02:07.278 --> 00:02:09.646
‫بهم زنگ زدن.

00:02:09.646 --> 00:02:11.148
‫الو؟

00:02:11.148 --> 00:02:13.985
‫اوه، بله آقا. واقعا؟

00:02:13.985 --> 00:02:16.954
‫خدای من، باشه...
‫الان بهشون می‌گم.

00:02:16.954 --> 00:02:19.423
‫ببخشید بچه‌ها، الان رئیس جمهور بهم زنگ زد

00:02:19.423 --> 00:02:22.359
‫گفت که صاحب این اسباب‌بازی بودن...

00:02:22.359 --> 00:02:26.663
‫تنها راهیه که نشون می‌ده شما بچه نیستین.

00:02:26.663 --> 00:02:28.933
‫خب من که یکی دارم.

00:02:28.933 --> 00:02:31.803
‫پس خوبه. شما بچه هستید یا...

00:02:31.803 --> 00:02:33.404
‫- نه.
‫- نه.

00:02:33.404 --> 00:02:36.373
‫خب اسباب‌بازی رو ندارین.
‫پس حتما بچه هستید.

00:02:36.373 --> 00:02:42.279
‫مگر این‌که داشته باشیدش.
‫که در اون صورت نیستید.

00:02:42.279 --> 00:02:45.817
‫اوه خیلی‌خب پس...
‫شما دو تا بچه نیستید...

00:02:45.817 --> 00:02:51.588
‫ولی تو بچه‌ای؟

00:02:51.588 --> 00:02:53.457
‫- تو بچه‌ای؟
‫- نه.

00:02:53.457 --> 00:02:56.227
‫خب اسباب‌بازی رو که نداری.

00:03:01.198 --> 00:03:03.367
‫نظرت در مورد بچه‌هایی
‫ که اسباب‌بازی ندارن چیه؟

00:03:03.367 --> 00:03:04.735
‫- ناراحت کننده‌ست.
‫- عجیبه.

00:03:04.735 --> 00:03:06.070
‫- ناراحت کننده؟
‫- عجیبه.

00:03:06.070 --> 00:03:08.205
‫- چرا؟
‫- چون بچه‌ان.

00:03:08.205 --> 00:03:10.942
‫این استراتژی بهتر از چیزی
‫ که فکر می‌کردم جواب داد.

00:03:10.942 --> 00:03:13.010
‫پس بسته‌بندی اسباب‌بازی رو عوض کردم...

00:03:13.010 --> 00:03:15.012
‫و آوردمش پیش مارک که ببینم نظرش چیه.

00:03:15.012 --> 00:03:16.881
‫وحشتناکه.

00:03:16.881 --> 00:03:19.050
‫یعنی دقیقا چیش؟

00:03:19.050 --> 00:03:21.853
‫بچه با پوشک؟
‫با...

00:03:21.853 --> 00:03:23.587
‫بچه‌ها که مسخره‌اش می‌کنن؟

00:03:23.587 --> 00:03:26.858
‫اگه فقط همین رو بلدی،
‫واقعا هیچی بلد نیستی.

00:03:26.858 --> 00:03:28.392
‫یعنی من خیلی زحمت کشیدم...

00:03:28.392 --> 00:03:30.227
‫و کلی منابع مصرف کردم
‫ که درصد فروش...

00:03:30.227 --> 00:03:31.295
‫- خب تو...
‫- کمتر...

00:03:31.295 --> 00:03:32.396
‫توی کارت خوب نیستی.

00:03:32.396 --> 00:03:35.399
‫توی کارت خوب نیستی.

00:03:35.399 --> 00:03:37.301
‫کار کردن با مارک تفریحش...

00:03:37.301 --> 00:03:38.970
‫دقیقا اندازه بازی کردن
‫ با اسباب‌بازی‌هاش بود.

00:03:38.970 --> 00:03:40.704
‫ولی متقاعدشده بودم که
‫اگه نتیجه رو بهش نشون بدم...

00:03:40.704 --> 00:03:42.239
‫می‌تونم نظرش رو عوض کنم.

00:03:42.239 --> 00:03:44.942
‫پس یه تبلیغ حرفه‌ای واسه
‫ دونکیت نوشتم و ضبط کردم...

00:03:44.942 --> 00:03:46.743
‫که تضمین کنم که...

00:03:46.743 --> 00:03:48.880
‫بچه‌ها می‌خرنش.

00:03:58.722 --> 00:04:01.092
‫اگر بین سن سه تا هشت سال هستید...

00:04:01.092 --> 00:04:03.427
‫لطفا به دقت گوش کنید.

00:04:03.427 --> 00:04:06.530
‫تنها راه این‌که ثابت کنید بچه نیستید...

00:04:06.530 --> 00:04:08.232
‫این است که یه دونکیت داشته باشید.

00:04:08.232 --> 00:04:11.635
‫اگه این اسباب‌بازی رو نداشته باشید...

00:04:11.635 --> 00:04:13.237
‫مردم فکر می‌کنن که شما پوشک می‌پوشید...

00:04:13.237 --> 00:04:15.672
‫و دائما در حال گریه کردن هستید.

00:04:15.672 --> 00:04:18.309
‫اگه نداشته باشید...

00:04:18.309 --> 00:04:21.212
‫همه فکر می‌کنن توی گهواره
‫می‌خوابید و شیشه شیر می‌خورید.

00:04:22.713 --> 00:04:26.483
‫و وقتی که حرف می‌زنید مردم
‫ فقط می‌شنون که می‌گین...

00:04:26.483 --> 00:04:28.785
‫«گو گو گا گا».

00:04:28.785 --> 00:04:33.424
‫پس به مامان و باباتون بگید
‫ که یه دوینکیت براتون بخره.

00:04:33.424 --> 00:04:36.727
‫وگرنه تا جایی که بقیه می‌دونن...

00:04:36.727 --> 00:04:40.831
‫شما بچه هستید.

00:04:40.831 --> 00:04:45.769
‫همچنین می‌شه ازش به عنوان توپ استفاده کرد.

00:04:48.330 --> 00:04:50.517
‫[دوینکیت، تنها مدرک این‌که بچه نیستید.]

00:04:50.541 --> 00:04:53.644
‫- کات.
‫- خوبه.

00:04:53.644 --> 00:04:55.112
‫حرف نداشت.

00:04:55.112 --> 00:04:57.414
‫ولی وقتی که سعی کردم توی
‫ایستگاه محلی یه تبلیغ بزنم...

00:04:57.414 --> 00:05:01.452
‫دارید به بچه‌ها دروغ می‌گید
‫ که اگه این رو نداشته باشن...

00:05:01.452 --> 00:05:02.954
‫بچه هستن.

00:05:02.954 --> 00:05:05.822
‫گفتن چنین تبلیغی عمرا توی تلویزیون پخش بشه.

00:05:05.822 --> 00:05:08.993
‫برای همین شیوه جدیدی لازم داشتم.

00:05:08.993 --> 00:05:11.662
‫برای همین یه اسباب‌بازی فروشی
‫رو قانع کردم دوینکیت رو بفروشن...

00:05:11.662 --> 00:05:14.966
‫با پیشنهاد یه سانتای رایگان...

00:05:14.966 --> 00:05:16.733
‫چون داشتیم به فصل تعطیلات نزدیک می‌شدیم.

00:05:16.733 --> 00:05:19.536
‫ولی چیزی که نمی‌دونستن این
‫ بود که سانتا دوست قدیمیم...

00:05:19.536 --> 00:05:22.239
‫جیمز بیلی بود که می‌تونستم
‫ بهش اعتماد کنم...

00:05:22.239 --> 00:05:25.842
‫که مطمئن بشه همه بچه‌ها
‫ واسه کریسمس دوینکیت می‌خوان.

00:05:25.842 --> 00:05:29.313
‫- و حالا که جیمز سر جاش بود...
‫- سانتا!

00:05:29.313 --> 00:05:31.282
‫وقتش رسیده بود که دوینکیت بفروشیم.

00:05:31.282 --> 00:05:34.285
‫واسه کریسمس چی می‌خوای؟

00:05:34.285 --> 00:05:39.156
‫عروسک اور افتر خیلی دوست دارم.

00:05:40.491 --> 00:05:45.429
‫چرا؟ این...این... یعنی که تو بچه هستی.

00:05:46.663 --> 00:05:48.699
‫- تو بچه‌ای؟
‫- نه.

00:05:48.699 --> 00:05:51.202
‫می‌بینی همه دارن پسره رو مسخره می‌کنن؟

00:05:51.202 --> 00:05:54.038
‫نباید بقیه فکر کنن که بچه‌ای.

00:05:54.038 --> 00:05:56.173
‫و تنها راه اثباتش اینه که...

00:05:56.173 --> 00:06:00.144
‫- یه اسباب‌بازی دوینکیت داشته باشی.
‫- باشه.

00:06:00.144 --> 00:06:02.013
‫نقشه داشت جواب می‌داد.

00:06:02.013 --> 00:06:04.481
‫- این رو می‌خوام که...
‫- این رو می‌خوای؟

00:06:04.481 --> 00:06:09.553
‫یکی از دخترهای مدرسه باهام بدرفتاری می‌کنه.

00:06:09.553 --> 00:06:13.557
‫باهات بدرفتاری می‌کنه؟
‫اصلا خوب نیست.

00:06:13.557 --> 00:06:16.793
‫نکنه بخاطر اینه که فکر می‌کنه بچه‌ای...

00:06:16.793 --> 00:06:19.030
‫چون که یه دوینکیت نداری؟

00:06:20.164 --> 00:06:22.899
‫پس حتما پوشک می‌پوشی دیگه.

00:06:22.899 --> 00:06:25.169
‫نه، من دیگه پوشک نمی‌پوشم.

00:06:25.169 --> 00:06:27.671
‫چون دیگه نمی‌خوام بچه باشم!

00:06:29.340 --> 00:06:30.907
‫به نظرم درست نمیاد که سانتا بگه...

00:06:30.907 --> 00:06:32.943
‫بچه‌ها شبیه یه بچه‌ننه به نظر میان.

00:06:32.943 --> 00:06:35.046
‫خب این... نظر خودته دیگه.

00:06:35.046 --> 00:06:37.048
‫با صرف نظر از چند والد سخت‌گیر...

00:06:37.048 --> 00:06:39.516
‫دوینکیت اسباب‌بازی پرفروش روز بوو.

00:06:39.516 --> 00:06:41.952
‫ولی وقتی با خبرهای خوب رفتم سراغ مارک...

00:06:41.952 --> 00:06:43.687
‫هنوز هم متوجه نشده بود.

00:06:43.687 --> 00:06:46.423
‫خیلی پیشنهاد بدی بود و جلوه بدی داشت...

00:06:46.423 --> 00:06:48.059
‫- طراحیش وحشتناک بود.
‫- نه ولی جواب داد.

00:06:48.059 --> 00:06:49.826
‫- غیرحرفه‌ای بود...
‫- باشه.

00:06:49.826 --> 00:06:51.462
‫اصلا ثابت نکردی که جواب داده.

00:06:51.462 --> 00:06:53.430
‫ولی به فروش رسیدیم.

00:06:53.430 --> 00:06:56.067
‫توی زندگی همه متوجه دید شما نمی‌شن.

00:06:56.067 --> 00:06:59.103
‫ولی مهمه که همیشه پیشرفت کنی.

00:06:59.103 --> 00:07:01.272
‫و گاهی‌اوقات راه بهتر کردن روحیه‌ها...

00:07:01.272 --> 00:07:03.074
‫یه هدیه‌ست.

00:07:04.608 --> 00:07:05.909
‫این تویی.

00:07:05.909 --> 00:07:07.544
‫ولی بزرگ‌ترین تفاوت من و مارک...

00:07:07.544 --> 00:07:10.147
‫اینه که وقتی من با
‫ اسباب‌بازی‌ها بازی می‌کنم...

00:07:10.147 --> 00:07:11.815
‫- برنده می‌شم.
‫- سلام من مارکی هستم.

00:07:11.815 --> 00:07:15.852
‫و یه تاجر احمقم که کیرش کوچیکه.

00:07:15.852 --> 00:07:19.090
‫اصلا به فکر این نیستم که
‫به احساسات مردم لطمه نزنم.

00:07:19.090 --> 00:07:22.659
‫و همه همکارهام بهم می‌خندن.

00:07:24.961 --> 00:07:26.197
‫در فصل آخر سریالم...

00:07:26.197 --> 00:07:28.332
‫به یه کارآگاه خصوصی به
‫اسم برایان ولفی کمک کردم...

00:07:28.332 --> 00:07:30.701
‫و در سایت یلپ بهش یه نظر خوب دادم.

00:07:30.701 --> 00:07:33.937
‫من اصلا یلپ به تخمم نیست. خب؟

00:07:33.937 --> 00:07:35.872
‫ولی وقتی اخیرا به برایان سر زدم...

00:07:35.872 --> 00:07:37.408
‫بهم چیزی گفت که شوکه شدم.

00:07:37.408 --> 00:07:39.910
‫وقتی توی سریالت بودم،
‫کلی تماس...

00:07:39.910 --> 00:07:42.313
‫از دفترهای تهیه‌کنندی دریافت کردم...

00:07:42.313 --> 00:07:45.182
‫و راستش درحال حاضر من هم سریال
‫ تلویزیونی واقع‌نمای خودم رو دارم.

00:07:45.182 --> 00:07:47.351
‫حقیقت داره. بعد این‌که من معروفش کردم...

00:07:47.351 --> 00:07:50.554
‫برایان در کانال دیسکاوری
‫ حالا سریال خودش رو داره.

00:07:50.554 --> 00:07:52.723
‫ولی از این قرارداد چیزی به من نرسید.

00:07:52.723 --> 00:07:54.125
‫پس با این نگرانی که شاید افراد بیشتری...

00:07:54.125 --> 00:07:55.826
‫از سریالم به دنبال...

00:07:55.826 --> 00:07:59.130
‫سریال واقع‌نمای خودشون رفته باشن،
‫کل فصل اول رو تماشا کردم...

00:07:59.130 --> 00:08:01.598
‫که ببینم کاندید احتمالی‌ای هست یا نه.

00:08:01.598 --> 00:08:03.033
‫و اون موقع بود که سایمون رو یادم اومد...

00:08:03.033 --> 00:08:06.937
‫یه نگهبان حرفه‌ای که یه نقطه‌ضعف بزرگ داشت.

00:08:06.937 --> 00:08:08.805
‫سینه هشتاد و پنج برات خیلی مهمه؟

00:08:08.805 --> 00:08:10.941
‫حتما...حتما ضروریه.

00:08:10.941 --> 00:08:12.809
‫داستانش تمام موارد لازم...

00:08:12.809 --> 00:08:14.411
‫برای سریال شدن رو داشت.

00:08:14.411 --> 00:08:16.147
‫برای همین به سایمون زنگ
‫ زدم که بیاد دفترم...

00:08:16.147 --> 00:08:18.048
‫چون اگه قرار بود واسه
‫خودش سریالی داشته باشه...

00:08:18.048 --> 00:08:19.250
‫می‌خواستم تهیه‌کنندش من باشم.

00:08:19.250 --> 00:08:21.017
‫خب سایمون.

00:08:21.017 --> 00:08:23.887
‫نظرت چیه که یه سریال واقع‌نمایی...

00:08:23.887 --> 00:08:26.990
‫- راجع به تو درست کنیم؟
‫- وای. خیلی قضیه بزرگیه.

00:08:26.990 --> 00:08:29.893
‫قطعا...قطعا دوست دارم چنین کاری بکنیم.

00:08:29.893 --> 00:08:31.428
‫از نظر من که طرحش خیلی خوبه.

00:08:31.428 --> 00:08:33.764
‫تو نگهبانی هستی که توی کارش خیلی خوبه...

00:08:33.764 --> 00:08:36.833
‫ولی فقط یه چیز هست که حواست رو پرت می‌کنه.

00:08:36.833 --> 00:08:38.535
‫- درسته.
‫- که چیه؟

00:08:38.535 --> 00:08:41.738
‫آره دیگه، دخترهایی که...
‫سینه‌های بزرگ دارن.

00:08:41.738 --> 00:08:43.407
‫سایمون موافق بود.

00:08:43.407 --> 00:08:44.775
‫برای همین ساعت آینده رو صرف...

00:08:44.775 --> 00:08:47.077
‫نوشتن داستان‌های احتمالی
‫ برای سریالمون کردیم.

00:08:47.077 --> 00:08:48.945
‫فرض کنیم مثلا من توی یه فروشگاه...

00:08:48.945 --> 00:08:52.183
‫نگهبان هستم و یه خانم خوشگلی...

00:08:52.183 --> 00:08:54.218
‫هر روز می‌اومد توی فروشگاه...

00:08:54.218 --> 00:08:55.586
‫ولی سینه‌های کوچیکی داشت.

00:08:55.586 --> 00:08:57.288
‫ولی بعدش یهویی یه هفته اومد...

00:08:57.288 --> 00:08:59.890
‫و سینه‌های بزرگ‌تری داشت.

00:08:59.890 --> 00:09:03.327
‫و من فهمیده بودم که عمل کرده.

00:09:03.327 --> 00:09:05.095
‫این می‌تونه... این می‌تونه....
‫مثلا...

00:09:05.095 --> 00:09:07.030
‫یه سریال باشه.

00:09:07.030 --> 00:09:09.633
‫می‌دونی که هر قسمت سریال نیم ساعته دیگه؟

00:09:09.633 --> 00:09:11.202
‫آره.

00:09:11.202 --> 00:09:12.969
‫باشه.

00:09:12.969 --> 00:09:14.838
‫چند ایده دیگه ارائه دادیم...

00:09:14.838 --> 00:09:17.341
‫و بعد ضبط یه دمو برای ارائه...

00:09:17.341 --> 00:09:18.942
‫یه قرار ملاقات با یکی از بزرگ‌ترین...

00:09:18.942 --> 00:09:21.077
‫شرکت‌های تهیه‌کننده تلویزیون
‫ واقع‌نما در کشور...

00:09:21.077 --> 00:09:22.513
‫در هفته بعدیش رزرو کردم.

00:09:22.513 --> 00:09:24.581
‫خب کمی بعد به این رسیدگی خواهیم کرد.

00:09:24.581 --> 00:09:26.116
‫ولی اول...

00:09:26.116 --> 00:09:28.885
‫الان دوره سختی برای سالن سینما داشتنه.

00:09:28.885 --> 00:09:30.887
‫مخصوصا حالا که اکثر بلیت‌های فروش...

00:09:30.887 --> 00:09:32.489
‫به افرادی می‌رسه که در فیلم نقش داشتن...

00:09:32.489 --> 00:09:35.125
‫سینماهایی مثل ویتیر ویلج
‫ در ویتیر کالیفرنیا...

00:09:35.125 --> 00:09:38.229
‫مجبورن برای کسب درآمد
‫به فروش خوراکی اکتفا کنن.

00:09:38.229 --> 00:09:39.563
‫امتیازی که قراره ازش پول در بیاریم.

00:09:39.563 --> 00:09:41.064
‫ما چنین چیزی هستیم.
‫یه...

00:09:41.064 --> 00:09:43.133
‫سینما یه حق امتیاز انحصاری خیلی بزرگه.

00:09:43.133 --> 00:09:45.969
‫برای با راه حلی ساده سری به مدیر سینما...

00:09:45.969 --> 00:09:49.240
‫اریک چفینو زدم تا فورا
‫ درآمدش رو دوبرابر کنم.

00:09:49.240 --> 00:09:52.243
‫به نظر میاد که اکثرا یه
‫نفر ذرت بو داده می‌خره...

00:09:52.243 --> 00:09:54.245
‫و بعدش دو نفر...

00:09:54.245 --> 00:09:55.246
‫با هم می‌خورنش.

00:09:55.246 --> 00:09:56.547
‫آره، تقریبا می‌شه گفت...

00:09:56.547 --> 00:09:58.982
‫95 درصد مشتریان با هم می‌خورن.

00:09:58.982 --> 00:10:01.117
‫ولی دیگه از این خبرها نیست.

00:10:01.117 --> 00:10:03.720
‫هر مشتری رو مجبور کنیم که محصول
‫ انحصاری خودشون رو بخرن...

00:10:03.720 --> 00:10:06.557
‫با این قانون جدید: به اشتراک گذاشتن ممنوع.

00:10:06.557 --> 00:10:08.625
‫هم... به نظرت مشتری‌ها...

00:10:08.625 --> 00:10:09.760
‫با این به خوبی کنار میان؟

00:10:09.760 --> 00:10:11.262
‫می‌دونی، اگه ادیسون نگران...

00:10:11.262 --> 00:10:13.530
‫مشتریان شمعش بود که اصلا...

00:10:13.530 --> 00:10:16.099
‫- لامپ رو اختراع نمی‌کرد.
‫- درسته. درسته.

00:10:16.099 --> 00:10:18.269
‫همیشه یکم جرئت لازمه که اولین نفری باشی...

00:10:18.269 --> 00:10:19.503
‫که چیزی رو تغییر می‌ده، پس...

00:10:19.503 --> 00:10:22.172
‫و این ممکنه به همون بزرگی باشه.

00:10:22.172 --> 00:10:24.241
‫آره، مثل همون مثالی که
‫از توماس جفرسون زدی...

00:10:24.241 --> 00:10:25.809
‫که اگه به شمع اهمیتی می‌داد.

00:10:25.809 --> 00:10:27.511
‫- ادیسون رو گفتم.
‫- آره ادیسون. ممنون.

00:10:27.511 --> 00:10:28.779
‫- آره، اشکالی نداره.
‫- آره دیگه.

00:10:28.779 --> 00:10:31.648
‫کاری که ادیسون با شمع‌ها کرد دیگه؟

00:10:31.648 --> 00:10:33.750
‫اگه ازشون می‌ترسید که نمی‌رفت...

00:10:33.750 --> 00:10:36.287
‫لامپ رو اختراع کنه دیگه مثلا...

00:10:36.287 --> 00:10:37.721
‫درسته.

00:10:37.721 --> 00:10:40.824
‫اریک موافق بود، پس
‫ فرداش بعد آموزش کارکنان...

00:10:40.824 --> 00:10:42.793
‫ما قانون جدید رو اعمال کردیم.

00:10:42.793 --> 00:10:45.028
‫می‌شه یه ذرت بو داده کوچیک بدید؟

00:10:45.028 --> 00:10:46.763
‫نمی‌تونین با هم بخورین‌ها،
‫پس می‌خواید که...

00:10:46.763 --> 00:10:50.467
‫- دو تا ذرت بو داده کوچیک بدم؟
‫- هم... حتما.

00:10:50.467 --> 00:10:52.769
‫ظاهرا که داشت جواب می‌داد،
‫چون یه سری...

00:10:52.769 --> 00:10:54.971
‫سفارششون رو عوض می‌کردن
‫و گزینه دومی هم خریداری می‌کردن.

00:10:54.971 --> 00:10:57.040
‫- یکی برای هر کدومتون.
‫- ممنون.

00:10:57.040 --> 00:10:59.242
‫- بفرمایید. نوش جان.
‫- ولی با بیشتر شدن مشتری‌ها...

00:10:59.242 --> 00:11:01.478
‫نگران شدم که نکنه یه وقت...

00:11:01.478 --> 00:11:03.314
‫- مشتری‌ها قانون رو دور بزنن.
‫- نه اشکالی نداره.

00:11:03.314 --> 00:11:04.648
‫خیلی‌خب.

00:11:04.648 --> 00:11:06.082
‫و وقتی که به داخل سینما نگاه کردم...

00:11:06.082 --> 00:11:08.552
‫شک‌هام تایید شدن.

00:11:08.552 --> 00:11:10.321
‫پس باید با احتیاط به مردم
‫ یادآوری می‌کردم...

00:11:10.321 --> 00:11:12.789
‫که دارن قوانین سینما رو زیر پا می‌ذارن.

00:11:12.789 --> 00:11:15.112
‫ببخشید. نمی‌تونیم اجازه بدیم با هم بخورید.

00:11:15.112 --> 00:11:16.467
‫با هم نخوردیم.

00:11:16.467 --> 00:11:17.592
‫دیدم که با هم خوردید.

00:11:17.625 --> 00:11:18.554
‫کی؟

00:11:18.578 --> 00:11:19.889
‫دیدم که چند تا برداشت.

00:11:20.221 --> 00:11:22.449
‫خب نمی‌دونم چی دیدی،
‫ولی گمون نکنم درست باشه.

00:11:22.699 --> 00:11:25.430
‫تو خوردی؟ چون روی لباست ریخته.
‫اینجا...

00:11:25.430 --> 00:11:26.644
‫نه اون فقط...

00:11:26.644 --> 00:11:28.271
‫از ظرفش ریخته.

00:11:28.339 --> 00:11:31.475
‫می‌شه که... اشکالی نداره...

00:11:31.475 --> 00:11:34.411
‫انگشتت رو بو کنم؟

00:11:34.411 --> 00:11:36.144
‫خب دیگه، بوی ذرت بو داده می‌ده.

00:11:36.144 --> 00:11:37.322
‫چند تایی خورد.

00:11:37.322 --> 00:11:38.406
‫خیلی‌خب، خورد.

00:11:38.515 --> 00:11:41.051
‫خورد. پس خورد دیگه.
‫این کارتون...

00:11:41.051 --> 00:11:42.218
‫عملا دزدی از سینماست.

00:11:42.218 --> 00:11:44.521
‫تقلب کردن خیلی راحت بود...

00:11:44.521 --> 00:11:46.757
‫و بدون راه حلی خوب برای تماشای...

00:11:46.757 --> 00:11:48.825
‫اتفاقات داخل سینما،
‫امکان نداشت که...

00:11:48.825 --> 00:11:51.462
‫قانون به اشتراک نذاشتن رو تحمیل کنیم.

00:11:51.462 --> 00:11:53.063
‫پس قبل شلوغی عصر...

00:11:53.063 --> 00:11:54.898
‫چندین دوربین دید در شد...

00:11:54.898 --> 00:11:56.232
‫جلوی سینما کار گذاشتم...

00:11:56.232 --> 00:11:59.002
‫که بهمون اجازه می‌داد افرادی که
‫ می‌خواستن با هم بخورن رو...

00:11:59.002 --> 00:12:01.805
‫از مانیتورهایی که توی
‫اتاق پشتی کار گذاشتم ببینیم.

00:12:01.805 --> 00:12:04.375
‫و حین تعلیم کارکنان،
‫متوجه شدم که دوربین‌ها...

00:12:04.375 --> 00:12:07.444
‫ممکنه برای کار دیگه‌ای هم
‫توی سینما خوب باشن.

00:12:07.444 --> 00:12:10.013
‫معمولا پیش میاد که مردهای مسن‌تر...
‫مثلا مردهای میان‌سال...

00:12:10.013 --> 00:12:12.783
‫شب‌ها دیروقت تنهایی برن برنامه کودک ببینن.

00:12:12.783 --> 00:12:14.751
‫ولی درواقع کسی رو ندیدیم که...

00:12:14.751 --> 00:12:16.587
‫- آهان. باشه.
‫- یعنی وسطش باشه.

00:12:16.587 --> 00:12:18.522
‫پس این ممکنه برای کسایی که
‫ ذرت به اشتراک می‌ذارن خوب باشه.

00:12:18.522 --> 00:12:20.023
‫و منحرفان جنسی.

00:12:20.023 --> 00:12:22.292
‫خوشحال بودم که همزمان دو هدف داره...

00:12:22.292 --> 00:12:24.661
‫ولی از اونجایی که زوایای دوربین
‫درحال حاضر طوری بود که...

00:12:24.661 --> 00:12:27.230
‫فقط مردم رو حین به اشتراک گذاشتن
‫خوراکی ببینه، به فرانک گفتم...

00:12:27.230 --> 00:12:29.600
‫بهم کمک کنه که زوایا رو
‫ تنظیم کنم که همچنین...

00:12:29.600 --> 00:12:32.302
‫باعث گیر افتادن منحرفان سالن سینما هم بشه.
‫فرقی نمی‌کرد کجا نشسته باشن.

00:12:32.302 --> 00:12:33.570
‫یکم بالاتر.

00:12:33.570 --> 00:12:35.305
‫و با بهبود بخشیدن به نقطه دید دوربین...

00:12:35.305 --> 00:12:39.109
‫تونستم بیشتر با محله‌ای
‫که توش بودم آشنا بشم.

00:12:39.109 --> 00:12:42.012
‫خب حالا زندگی توی ویتیر چطوره؟

00:12:42.012 --> 00:12:44.147
‫یه سری پارک داره که باحالن.

00:12:44.147 --> 00:12:47.851
‫رونالد ریگان دبیرستان اینجا بود.

00:12:47.851 --> 00:12:50.621
‫دانشگاهش...
‫گمونم بیشترین درخت رو داره؟

00:12:50.621 --> 00:12:53.790
‫بین شهرها. تنوع درختیش...

00:12:53.790 --> 00:12:55.692
‫وای. خبر نداشتم.

00:12:55.692 --> 00:12:57.461
‫وقتی که دروبین‌ها سرجاشون قرار گرفتن...

00:12:57.461 --> 00:12:59.229
‫برای فیلم بعدی رفتم سر جام.

00:12:59.229 --> 00:13:01.898
‫و چیزی که دیدم من رو شوکه کرد.

00:13:01.898 --> 00:13:03.333
‫به اشتراک گذاشتن. بوم.

00:13:03.333 --> 00:13:06.503
‫گرفتمش. از قبل برنامه ریزی شده بود.

00:13:06.503 --> 00:13:09.339
‫اصلا خجالت نمی‌کشن.
‫همین‌طوری با هم می‌خورن.

00:13:09.339 --> 00:13:13.109
‫اصلا انگار هیچکس...
‫همه دارن با هم می‌خورن.

00:13:13.109 --> 00:13:15.479
‫با این دانش که این رفتار در صورت...

00:13:15.479 --> 00:13:17.213
‫نداشتن عواقب همچنان ادامه خواهد داشت...

00:13:17.213 --> 00:13:18.682
‫بعد پخش فیلم...

00:13:18.682 --> 00:13:21.051
‫دو نفر از مرتکبان رو به اتاق پشتی بردم...

00:13:21.051 --> 00:13:22.786
‫تا درس عبرت بقیه بشن.

00:13:22.786 --> 00:13:26.990
‫این اینجا سیستم نظارتی ماست.

00:13:26.990 --> 00:13:29.159
‫- و شما داشتید با هم می‌خوردید.
‫- اوهوم.

00:13:29.159 --> 00:13:30.961
‫و بخاطر همین شما باید...

00:13:30.961 --> 00:13:33.564
‫- وارد تابلو بشید.
‫- کدوم تابلو؟

00:13:33.564 --> 00:13:36.633
‫_ این.
‫- «تابلوی اشتراک ذرت...

00:13:34.814 --> 00:13:39.777
‫[تابلوی اشتراک ذرت و افرادی
‫که در سینما خودارضایی می‌کنند]

00:13:36.633 --> 00:13:39.836
‫- و افرادی که...
‫- این تابلوی مجرمانه.

00:13:39.836 --> 00:13:41.738
‫خب گمون نکنم...
‫یعنی ما ذرت به اشتراک گذاشتیم.

00:13:41.738 --> 00:13:43.540
‫- اونجا خودارضایی نکردیم.
‫- نه.

00:13:43.540 --> 00:13:45.776
‫اون مال شما نیست،
‫مال وقتیه که یه نفر رو حینش گیر بندازیم.

00:13:45.776 --> 00:13:46.810
‫- آهان.
‫- ولی فقط یه تخته...

00:13:46.810 --> 00:13:48.111
‫برای هر دوش داریم.

00:13:48.111 --> 00:13:49.546
‫باشه خب، باید دو تا تخته جدا داشته باشید...

00:13:49.546 --> 00:13:51.482
‫چون نمی‌خوام کسی باشم که خودارضایی کرده.

00:13:51.482 --> 00:13:54.050
‫این تخته‌ها قیمتشون 20 دلاره.

00:13:54.050 --> 00:13:57.153
‫پس اگه قرار بود یه دونه جدا
‫ واسه منحرف‌ها بگیریم...

00:13:57.153 --> 00:13:58.789
‫باید دو تا می‌بودن.

00:13:58.789 --> 00:13:59.923
‫- پس واسه همین یه تخته گذاشتیم.
‫- خب شما سینما دارین.

00:13:59.923 --> 00:14:02.759
‫باید از پس هزینه دو تا تخته بر بیایین.

00:14:02.759 --> 00:14:03.960
‫خیلی‌خب، بابت نظرتون ممنون.

00:14:03.960 --> 00:14:05.295
‫- و ممکنه که گوش کنیم...
‫- آره.

00:14:05.295 --> 00:14:06.597
‫و عملیش کنیم.

00:14:06.597 --> 00:14:08.331
‫حالا که مجازاتی تعیین شده بود،
‫امیدوار بودم که...

00:14:08.331 --> 00:14:11.001
‫مجرمان رو سرکوب کنه.
‫ولی چیزی که...

00:14:11.001 --> 00:14:14.004
‫در مورد ویتیر فهمیدم این بود
‫ که مردمش خیلی بی‌ادبن.

00:14:14.004 --> 00:14:15.772
‫مشکلی ندارم که روی تخته باشم.

00:14:15.772 --> 00:14:17.667
‫چون دوباره و دوباره
‫ و دوباره به اشتراک می‌ذارم.

00:14:17.692 --> 00:14:20.411
‫علاوه بر اون وقتی که سیستم
‫ رو به اریک نشون دادم...

00:14:20.436 --> 00:14:22.197
‫اون قدری که انتظار داشتم هیجان زده نبود.

00:14:22.777 --> 00:14:25.014
‫ممکنه واسه این سالن خوب نباشه.
‫چیزی که ما می‌خوایم نیست.

00:14:25.014 --> 00:14:26.748
‫باشه.

00:14:26.748 --> 00:14:29.451
‫تصمیم سختی بود...
‫این که دو کسب و کار...

00:14:29.451 --> 00:14:32.221
‫دو ایده من رو در هفته
‫ پس بزنن من رو ناراحت کرد.

00:14:32.221 --> 00:14:34.556
‫تنها امیدم این بود که تصمیمم با سایمون...

00:14:34.556 --> 00:14:35.824
‫اوضاع رو عوض کنه.

00:14:38.376 --> 00:14:40.670
‫روز ارائه بزرگمون فرا رسیده بود...

00:14:40.695 --> 00:14:42.297
‫و من و سایمون مضطربانه توی سالن انتظار...

00:14:42.297 --> 00:14:43.865
‫منتظر جلسه‌مون بودیم.

00:14:43.865 --> 00:14:46.501
‫قبل ارائه دادن سریالمون
‫ شاید بهتر باشه که...

00:14:46.501 --> 00:14:49.171
‫با صحبت خودمونی هالیوودی شروع کنیم یا...

00:14:49.171 --> 00:14:51.340
‫- درسته.
‫- مطلعشون کنیم که تو...

00:14:51.340 --> 00:14:53.908
‫- صنعت رو می‌شناسی دیگه.
‫- آره، یه خرده صحبت خودمونی.

00:14:53.908 --> 00:14:55.377
‫- آره.
‫- آره، باشه.

00:14:55.377 --> 00:14:58.213
‫حالا که سایمون آماده بود،
‫با تهیه‌کننده تلویزیون واقع‌نما...

00:14:58.213 --> 00:15:00.782
‫برانت پینویدیچ ملاقات کردیم که ببینیم...

00:15:00.782 --> 00:15:02.784
‫می‌تونیم قراردادی برای سریال
‫واقع‌نمای جدیدمون ببندیم یا نه.

00:15:02.784 --> 00:15:04.319
‫اون فیلم کاپیتان فیلیپس رو یادتونه؟

00:15:04.319 --> 00:15:05.754
‫بله.

00:15:05.754 --> 00:15:07.856
‫آهان، شنیدم که بازیگری که...

00:15:07.856 --> 00:15:09.491
‫نقش یکی از دزدان دریایی رو بازی کرده...

00:15:09.491 --> 00:15:11.660
‫شنیدم که الان تقریبا ورشک...
‫ورشکست کرده دیگه...

00:15:11.660 --> 00:15:13.195
‫- سخته.
‫- آره.

00:15:13.195 --> 00:15:14.496
‫- تجارت سختیه.
‫- آره هست.

00:15:14.496 --> 00:15:15.697
‫همش زرق و برق نیست.

00:15:15.697 --> 00:15:17.899
‫بعد این‌که سایمون دانش
‫صنعتش رو به رخ کشید...

00:15:17.899 --> 00:15:19.301
‫سریالمون رو برای برنت به نمایش گذاشتیم.

00:15:19.301 --> 00:15:22.071
‫بزن بریم.

00:15:22.071 --> 00:15:23.605
‫اسم من سایمون کلاگه...

00:15:24.706 --> 00:15:26.575
‫و من یه نگهبان حرفه‌ای هستم.

00:15:26.575 --> 00:15:29.844
‫شغل من نیازمند تمرکز دائم
‫و تصمیم‌گیری فوق سریعه.

00:15:31.713 --> 00:15:34.383
‫هیچی نمی‌تونه حواس
‫ من رو از وظایفم پرت کنه...

00:15:34.383 --> 00:15:35.950
‫جز یه چیز...

00:15:35.950 --> 00:15:40.489
‫علاقه‌ای بسیار شدید به سینه‌های بزرگ.

00:15:40.489 --> 00:15:42.157
‫داستان من اینه.

00:15:42.157 --> 00:15:46.561
‫در این برنامه...
‫سایمون درحال تماشاست.

00:15:48.363 --> 00:15:51.900
‫هر روز صبح حدود ساعت هفت،
‫هفت و ربع بیدار می‌شم...

00:15:51.900 --> 00:15:53.668
‫و بعد معمولا لیوان آبی که دیشب...

00:15:53.668 --> 00:15:59.108
‫روی میز کنار تخت گذاشتم رو می‌نوشم.

00:15:59.108 --> 00:16:00.675
‫بعد تختم رو مرتب می‌کنم...

00:16:00.675 --> 00:16:03.112
‫بعد می‌رم توی دستشویی
‫و صورتم رو اصلاح می‌کنم...

00:16:03.112 --> 00:16:07.382
‫دندون‌هام رو مسواک می‌زنم و دوش می‌گیرم.

00:16:07.382 --> 00:16:08.950
‫و بعد برمی‌گردم توی اتاق خوابم و...

00:16:08.950 --> 00:16:11.653
‫اگه روز کاریم باشه،
‫یونیفرم نگهبانیم رو می‌پوشم.

00:16:11.653 --> 00:16:16.658
‫معمولا اول جورابم رو
‫می‌پوشم و بعد شلوارم...

00:16:16.658 --> 00:16:20.629
‫و بعد زیرپوشم، و بعد پیراهن نگهبانیم.

00:16:20.629 --> 00:16:23.132
‫معمولا تا وقتی پیراهنم رو نپوشیدم
‫دکمه شلوارم رو نمی‌بندم...

00:16:23.132 --> 00:16:25.134
‫چون اینطوری راحت‌تر پیراهنم
‫رو توی شلوارم می‌زنم.

00:16:25.134 --> 00:16:28.437
‫بعد این که شلوارم رو پوشیدم.

00:16:28.437 --> 00:16:30.839
‫بعد می‌رم توی آشپزخونه‌ و...

00:16:30.839 --> 00:16:32.941
‫صبحانه می‌خورم. گاهی‌اوقات
‫ هم یه فنجان قهوه...

00:16:32.941 --> 00:16:35.277
‫امروز واسه صبحانه یه
‫ ساندویچ گرم درست کردم...

00:16:35.277 --> 00:16:40.215
‫چون مزه‌اش از غلات صبحانه بهتر بود.

00:16:40.215 --> 00:16:41.950
‫و بعد صدا مایکرویو در اومد و فهمیدم که...

00:16:41.950 --> 00:16:45.954
‫ساندویچم آماده شده،
‫پس از مایکرویو درش آوردم.

00:16:45.954 --> 00:16:48.990
‫راه حلم اینه که اولین گازم رو بزنم...

00:16:48.990 --> 00:16:52.060
‫و بعد کمی ساندویچ رو باز کنم
‫ و توش فوت کنم...

00:16:52.060 --> 00:16:54.296
‫تا خنک بشه.

00:16:54.296 --> 00:16:55.697
‫و بعد که...

00:16:55.697 --> 00:16:58.800
‫خوردن ساندویچم تموم شد،
‫بشقابم رو آب می‌کشم...

00:16:58.800 --> 00:17:01.803
‫و می‌ذارمش توی آبکش.

00:17:01.803 --> 00:17:04.739
‫و بعد خونه رو ترک می‌کنم و می‌رم سرکار.

00:17:04.739 --> 00:17:06.875
‫امروز کارم این بود که در
‫یه فروشگاه جواهرات...

00:17:06.875 --> 00:17:08.042
‫در چتزورث کار کنم.

00:17:08.042 --> 00:17:09.978
‫همیشه سعی می‌کنم در مورد
‫ همه چیز صادق باشم...

00:17:09.978 --> 00:17:12.714
‫پس وقتی کار جدیدی رو شروع می‌کنم،
‫سعی می‌کنم که مدیرش...

00:17:12.714 --> 00:17:15.250
‫باهام آشنا بشه تا غافلگیری‌ای پیش نیاد.

00:17:15.250 --> 00:17:17.886
‫یه چیزی هست که گمونم شما بهتره
‫ازش خبر داشته باشید...

00:17:17.886 --> 00:17:20.855
‫گاهی اوقات پیش میاد زن‌هایی که سینه بزرگی
‫ دارن حواسم رو پرت کنن...

00:17:20.855 --> 00:17:22.857
‫می‌دونید دیگه، مثلا بهشون نگاه می‌کنم...

00:17:22.857 --> 00:17:24.393
‫ولی من...من...من...

00:17:24.393 --> 00:17:26.445
‫خب گمونم لزومی نداره در این مورد بحث کنیم.

00:17:26.470 --> 00:17:27.529
‫باشه.

00:17:27.529 --> 00:17:30.999
‫بعد توضیح مختصرم رفتم سر جام
‫و کارم رو شروع کردم.

00:17:30.999 --> 00:17:33.202
‫دوست دارم کنار در بایستم
‫تا بتونم...

00:17:33.202 --> 00:17:36.871
‫افرادی که میان داخل رو ببینم،
‫و حواسم به افراد مشکوک باشه.

00:17:36.871 --> 00:17:38.973
‫متوجه شدم که یه کارمند خانم هست...

00:17:38.973 --> 00:17:41.843
‫آسیایی بود و در دهه چهارم زندگیش.

00:17:41.843 --> 00:17:43.912
‫ولی حواسم رو پرت نمی‌کرد،
‫چون که...

00:17:43.912 --> 00:17:45.447
‫سینه‌های بزرگی نداشت.

00:17:45.447 --> 00:17:47.115
‫و بعد از بیست یا سی دقیقه...

00:17:47.115 --> 00:17:49.951
‫صدای باز شدن در رو شنیدم
‫ و دیدم که یه مشتری وارد شد.

00:17:49.951 --> 00:17:54.589
‫و متوجه شدم که زنی بود که
‫سینه‌های بزرگی داشت.

00:17:54.589 --> 00:17:57.226
‫اگه اون زمان دزدی‌ای رخ می‌داد
‫احتمالا من...

00:17:57.226 --> 00:17:59.461
‫انقدر حواسم پرت اون خانم بود که احتمالا...

00:17:59.461 --> 00:18:01.530
‫متوجه‌اش نمی‌شدم.

00:18:01.530 --> 00:18:03.265
‫حینی که اون خانم توی فروشگاه بود...

00:18:03.265 --> 00:18:04.533
‫دائما داشتم به کارهایی که...

00:18:04.533 --> 00:18:05.600
‫دوست داشتم باهاش بکنم فکر می‌کردم.

00:18:05.600 --> 00:18:07.001
‫که مثلا چطور دوست دارم پیش هم لخت باشیم...

00:18:07.001 --> 00:18:09.671
‫و سینه‌هاش رو بگیرم توی دستم...

00:18:09.671 --> 00:18:13.408
‫ماساژشون بدم و از دست‌هام استفاده کنم که...

00:18:13.408 --> 00:18:15.877
‫سعی کنم فشارشون بدم.

00:18:15.877 --> 00:18:19.448
‫ماساژشون بدم.

00:18:19.448 --> 00:18:22.584
‫خیلی خیلی قشنگه.
‫واقعا خوشم اومد.

00:18:22.584 --> 00:18:24.886
‫وقتی وارد این حالت می‌شم
‫ زمان متوقف می‌شه...

00:18:24.886 --> 00:18:27.856
‫یا انگار که انقدر کند شده که...

00:18:27.856 --> 00:18:29.591
‫تقریبا متوقف شده.

00:18:29.591 --> 00:18:31.493
‫یعنی کمی متوجه گذر زمان می‌شم.

00:18:31.493 --> 00:18:33.528
‫یعنی می‌دونم که زمان در حرکته...
‫ولی خیلی...

00:18:33.528 --> 00:18:35.830
‫آروم می‌گذره.

00:18:35.830 --> 00:18:37.866
‫وقتی که رفت در رو براش باز کردم...

00:18:37.866 --> 00:18:39.501
‫و گفتم که «روز خوبی داشته باشید.»

00:18:39.501 --> 00:18:41.370
‫- ممنون. روز خوبی داشته باشید.
‫- شما هم. ممنون.

00:18:41.370 --> 00:18:43.638
‫اینطوری تونستم آخرین نگاهم رو...

00:18:43.638 --> 00:18:48.009
‫حینی که می‌رفت بندازم.

00:18:48.009 --> 00:18:50.512
‫احتمالا 80 یا 85 بودن.

00:18:50.512 --> 00:18:53.114
‫بعد این‌که مشتری‌ها کمتر شدن...

00:18:53.114 --> 00:18:54.983
‫احساس کردم که وقتشه برم پیش رئیسم...

00:18:54.983 --> 00:18:56.585
‫و موقعیتم رو بهش توضیح بدم.

00:18:56.585 --> 00:18:57.819
‫نمی‌دونم که متوجه شدید یا نه...

00:18:57.819 --> 00:18:59.954
‫ولی چند دقیقه پیش خانم جوانی اومد...

00:18:59.954 --> 00:19:01.423
‫که سینه‌های خیلی بزرگی داشت.

00:19:01.423 --> 00:19:04.025
‫نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم
‫ و نگاه نکنم و من...

00:19:04.025 --> 00:19:06.127
‫کمی حواسم پرت شد،
‫نمی‌دونم که شما...

00:19:06.127 --> 00:19:07.496
‫گمون نکنم لزومی باشه...

00:19:07.496 --> 00:19:08.797
‫دائما به این موضوع اشاره کنیم سایمون.

00:19:08.797 --> 00:19:10.299
‫نگران شدم که چرا دائما بهش اشاره می‌کنی.

00:19:10.299 --> 00:19:12.200
‫گمون نکنم لزومی داشته باشه که...

00:19:12.200 --> 00:19:13.024
‫حین انجام کارت دائما بهش اشاره کنی.

00:19:13.091 --> 00:19:13.858
‫- باشه.
‫- باشه؟

00:19:13.878 --> 00:19:15.712
‫خب قول می‌دم که دیگه حین کار حواسم پرت نشه.

00:19:15.712 --> 00:19:18.182
‫- باشه.
‫- باشه.

00:19:18.902 --> 00:19:20.779
‫گمونم این تجربه باعث شد بهتر بشم...

00:19:20.779 --> 00:19:22.581
‫چون کمک کرد که متوجه بشم...

00:19:22.581 --> 00:19:24.816
‫خیلی خجالت‌آوره که در موردش صحبت کنم...

00:19:24.816 --> 00:19:26.585
‫پس دفعه بعدی...

00:19:26.585 --> 00:19:29.353
‫احتمالا به رئیسم نمی‌گم
‫ که زن‌های سینه بزرگ...

00:19:29.353 --> 00:19:31.289
‫حین کار حواسم رو پرت می‌کنن.

00:19:38.164 --> 00:19:42.536
‫هم.. گوش کنید. فیلمبرداریش خوبه...
‫خوب هماهنگ شده.

00:19:42.536 --> 00:19:44.838
‫این ایده که نمی‌تونی با
‫وجود سینه‌های بزرگ...

00:19:44.838 --> 00:19:46.806
‫کارت رو انجام بدی...

00:19:46.806 --> 00:19:48.241
‫- چیز خنده داریه.
‫- آره.

00:19:48.241 --> 00:19:49.832
‫البته بزرگ‌ترین محدودیت موجود اینه که...

00:19:49.879 --> 00:19:50.980
‫جایی برای فروشش نیست.

00:19:50.980 --> 00:19:52.349
‫خب به نظرم خیلی از مردم...

00:19:52.349 --> 00:19:54.351
‫نه صرفا نگهبان‌ها،
‫کلی از مردها...

00:19:54.351 --> 00:19:56.953
‫وقتی این رو می‌بینن احتمالا...

00:19:56.953 --> 00:19:58.355
‫- کمتر احساس...
‫- درسته.

00:19:58.355 --> 00:19:59.822
‫کمتر احساس انحراف کنن
‫و بیشتر فکر کنن که طبیعیه...

00:19:59.822 --> 00:20:01.924
‫- می‌دونی دیگه؟ آره.
‫- درسته.

00:20:01.924 --> 00:20:05.462
‫- درسته. پس داره انسانیش می‌کنه.
‫- آهان، به شکل فعلی...

00:20:05.462 --> 00:20:08.197
‫من باید پیشنهادتون رو رد کنم.
‫متاسفم. قبول نمی‌کنم.

00:20:08.197 --> 00:20:10.667
‫- و رد یعنی که...
‫- نه.

00:20:10.667 --> 00:20:12.068
‫درسته.

00:20:13.522 --> 00:20:16.005
‫ناراحت بودم که نتونستیم سریال رو بفروشیم...

00:20:16.105 --> 00:20:18.341
‫ولی بیشتر ناراحتیم بخاطر این بود
‫که بعد امید دادن به سایمون...

00:20:18.341 --> 00:20:19.376
‫ناراحتش کرده بودم.

00:20:19.376 --> 00:20:22.011
‫- ناراحتی؟
‫- یه ذره.

00:20:22.011 --> 00:20:24.180
‫واقعا امیدوار بودم که از سریال خوشش بیاد.

00:20:24.180 --> 00:20:26.215
‫ولی اون روز سایمون کیفیتی نشون داد...

00:20:26.215 --> 00:20:29.118
‫که کم پیش میاد توی انسان‌ها ببینی.
‫استقامت.

00:20:29.118 --> 00:20:31.320
‫احتمالا کمی...
‫کمی با جامعه...

00:20:31.320 --> 00:20:33.790
‫اصلی آمریکا در ارتباط نیست دیگه.

00:20:33.790 --> 00:20:35.692
‫گمونم بهتره بخش سینه‌ها رو حفظ کنیم...

00:20:35.692 --> 00:20:40.029
‫و شاید همچنین من رو با
‫ لباس الویسم وارد کنیم.

00:20:40.029 --> 00:20:42.999
‫- لباس الویس داری؟
‫- آره.

00:20:42.999 --> 00:20:45.802
‫سایمون نمی‌خواست
‫در مورد سریالمون تسلیم بشه.

00:20:45.802 --> 00:20:48.070
‫و با وجود این‌که مشخص بود که لباس الویس...

00:20:48.070 --> 00:20:51.608
‫شرایط رو فقط بدتر می‌کنه،
‫روحیه‌اش باعث شد که متوجه بشم...

00:20:51.608 --> 00:20:53.843
‫فرقی نمی‌کنه که زندگی چه
‫مشکلی سر راه سایمون قرار بده...

00:20:53.843 --> 00:20:55.011
‫برای اون مشکلی پیش نمیاد.

00:21:02.192 --> 00:21:03.327
‫عالی بود.

00:21:03.352 --> 00:21:04.920
‫خیلی‌خب.

00:21:05.621 --> 00:21:06.776
‫اصلا...

00:21:06.801 --> 00:21:08.634
‫شک نکن.

00:21:08.658 --> 00:21:10.658
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:21:12.255 --> 00:21:13.874
‫خب یعنی به نظرم اگه ازش بپرسید...

00:21:13.889 --> 00:21:15.891
‫ترجیح می‌ده کدوم یکی از این بچه‌ها باشه...

00:21:15.891 --> 00:21:18.659
‫قطعا اونی رو انتخاب نمی‌کنه
‫که بچه‌ننه به نظر می‌رسه.

00:21:18.659 --> 00:21:20.328
‫شاید چون بخاطر این باشه که
‫سانتا بهش گفته...

00:21:20.328 --> 00:21:25.600
‫در اون صورت شبیه بچه‌ننه‌ها می‌شه.

00:21:25.600 --> 00:21:26.734
‫هم...