﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:08.147 --> 00:00:10.147
‫اسمم نیتن فیلدره و...

00:00:10.172 --> 00:00:13.172
‫با نمرات درخشانی از یکی از
‫بهترین دانشکده‌های کانادا...

00:00:13.172 --> 00:00:15.172
‫تو رشته کسب و کار فارغ‌التحصیل شدم.

00:00:15.172 --> 00:00:17.172
‫الان قصد دارم با دانشم
‫به صاحبان کسب و کارهای کوچیک...

00:00:17.172 --> 00:00:21.228
‫کمک کنم تا توی این دنیای رقابتی کم نیارن.

00:00:22.172 --> 00:00:25.697
‫در این برنامه نیتن در خدمته.

00:00:26.172 --> 00:00:29.172
‫آلن هاریکیان صاحب فروشگاه
‫تلویزیون اسپیرز...

00:00:29.172 --> 00:00:31.172
‫واقع در پاسدانای جنوبیه...

00:00:31.172 --> 00:00:32.772
‫که بیش از شصت ساله...

00:00:32.792 --> 00:00:34.172
‫به اهالی اون محله،
‫خدمت‌رسانی می‌کنه.

00:00:34.172 --> 00:00:36.172
‫ولی از زمانی که فروشگاه
‫بست‌بای بزرگ و مجهزی...

00:00:36.172 --> 00:00:38.172
‫با فاصله چند دقیقه‌ای
‫از فروشگاه کوچیکش تاسیس شده،

00:00:38.172 --> 00:00:40.172
‫آلن به هیچ عنوان نمی‌تونه...

00:00:40.172 --> 00:00:42.172
‫با قیمت‌های نجومیشون رقابت کنه.

00:00:42.172 --> 00:00:44.172
‫میزان فروششون واقعا مسخره است.

00:00:44.172 --> 00:00:46.172
‫یعنی به هیچ عنوان نمی‌تونم
‫باهاشون رقابت کنم.

00:00:46.172 --> 00:00:47.172
‫اگه این شرایط ادامه پیدا کنه...

00:00:47.172 --> 00:00:50.172
‫اسپیرز تی‌وی در خطر
‫انقراض و نابودی قرار می‌گیره.

00:00:50.172 --> 00:00:52.172
‫برای همین سری به آلن زدم
‫تا ایده بلندپروازانه‌ام...

00:00:52.172 --> 00:00:55.172
‫برای پیشی گرفتن
‫از بزرگترین رقیبش رو بگم.

00:00:55.172 --> 00:00:57.292
‫تو با استراتژی فروش
‫«تطبیق قیمت» بست‌بای آشنایی داری؟

00:00:57.312 --> 00:00:59.172
‫آره، واقعا ناجوره.

00:00:59.172 --> 00:01:02.172
‫یعنی واسه کسب و کارهای کوچیک
‫به شدت مضره.

00:01:02.172 --> 00:01:03.172
‫یکی از علل اصلی‌ای...

00:01:03.192 --> 00:01:06.172
‫که آلن به سختی می‌تونه
‫با بست‌بای رقابت کنه...

00:01:06.172 --> 00:01:09.172
‫اینه که رویکرد تهاجمی
‫با استراتژی تطبیق قیمت دارن.

00:01:09.172 --> 00:01:11.172
‫که به مشتریان تضمین می‌ده
‫اگر قیمت کمتری...

00:01:11.172 --> 00:01:13.172
‫در فروشگاه‌های رقیب دیدن،
‫با همون قیمت می‌فروشه.

00:01:13.172 --> 00:01:15.252
‫اینطوری میزان فروشش
‫از فروشگاه‌هایی مثل اسپیرز بیشتر می‌شه.

00:01:15.272 --> 00:01:17.172
‫ولی اگه آلن قیمت تلویزیون‌هاش رو
‫به قدری پایین بیاره...

00:01:17.172 --> 00:01:20.172
‫که عملا رایگان محسوب بشن...

00:01:20.172 --> 00:01:22.172
‫بنا بر سیاست قیمت‌گذاری بست‌بای،

00:01:22.172 --> 00:01:23.772
‫مجبورن مطابق اون قیمت
‫تلویزیون بفروشن،

00:01:23.792 --> 00:01:25.172
‫که به آلن فرصتی کوتاه می‌ده...

00:01:25.172 --> 00:01:28.172
‫تا بتونه انبار محصولاتشون رو
‫به قیمت یک دلار بخره...

00:01:28.172 --> 00:01:30.172
‫و اون تلویزیون‌ها رو
‫با هر قیمتی که خواست بفروشه...

00:01:30.172 --> 00:01:33.172
‫تا سود کلانی به جیب بزنه.

00:01:33.172 --> 00:01:36.172
‫نقشه: استفاده معکوس
‫از سیاست تطبیق قیمت بست‌بای...

00:01:36.172 --> 00:01:41.143
‫برای پر کردن انبار اسپیرز
‫با تلویزیون‌های یک دلاری.

00:01:41.168 --> 00:01:42.168
‫اِم...

00:01:43.172 --> 00:01:45.172
‫خیلی فکر خوبیه.

00:01:45.172 --> 00:01:47.212
‫ممکنه کمی زمان‌بر و طاقت‌فرسا باشه.

00:01:47.232 --> 00:01:48.172
‫خیلی‌خب.

00:01:48.172 --> 00:01:50.172
‫الان سرت خیلی شلوغه؟

00:01:50.172 --> 00:01:53.172
‫نه. راستش سرم خلوته.

00:01:53.172 --> 00:01:54.172
‫یعنی تو خونه و زندگیت...

00:01:54.172 --> 00:01:55.172
‫تعهد خاصی نداری؟

00:01:55.172 --> 00:01:57.172
‫با کسی رابطه نداری؟

00:01:57.172 --> 00:01:58.452
‫نه، تو رابطه نیستم.

00:01:58.472 --> 00:02:00.172
‫من هم تو رابطه نیستم. پس...

00:02:00.172 --> 00:02:01.172
‫آها.

00:02:01.172 --> 00:02:05.172
‫می‌تونیم تمام‌وقت
‫جفتمون براش زمان بذاریم.

00:02:05.172 --> 00:02:07.930
‫باشه. خیلی‌خب.
‫مشکلی نداره.

00:02:08.203 --> 00:02:09.172
‫بعد از کمی هم‌فکری،

00:02:09.172 --> 00:02:12.172
‫آلن پایه بود تا در ادامه
‫قیمت یکی از...

00:02:12.172 --> 00:02:15.172
‫تلویزیون‌های اچ‌دی سامسونگش رو...

00:02:15.172 --> 00:02:17.172
‫به قیمت یک دلار بفروشه.

00:02:17.172 --> 00:02:20.172
‫ولی به محض اینکه چنین تخفیفی
‫علنا اعلام بشه...

00:02:20.172 --> 00:02:22.172
‫ملت از همه‌جا میان اسپیرز
‫تا تلویزیون یک دلاری رو بخرن.

00:02:22.192 --> 00:02:25.172
‫من هم برای جلوگیری
‫از این افراد سودجو...

00:02:25.172 --> 00:02:27.172
‫که قراره بیان تمام تلویزیون‌های
‫یه دلاری آلن رو بخرن،

00:02:27.172 --> 00:02:30.172
‫قانون سفت و سختی برای
‫نوع پوشش تعیین کردم...

00:02:30.172 --> 00:02:33.172
‫و از مشتریان خواستم برای ورود
‫به فروشگاه باید لباس رسمی بپوشن.

00:02:33.172 --> 00:02:35.172
‫بعدش تمام تلویزیون‌های یک دلاری رو
‫به محوطه‌ای...

00:02:35.172 --> 00:02:36.172
‫در پشت فروشگاه منتقل کردم...

00:02:36.172 --> 00:02:39.172
‫و دیوار کاذبی دور اون محوطه کشیدم...

00:02:39.172 --> 00:02:40.212
‫که تنها راه ورود بهش...

00:02:40.232 --> 00:02:43.172
‫از طریق درب کوچیک و شصت سانتی‌متریه.

00:02:43.172 --> 00:02:46.172
‫در نهایت بین این درب و تلویزیون...

00:02:46.172 --> 00:02:48.172
‫تمساح زنده‌ای قرار دادم...

00:02:48.172 --> 00:02:50.452
‫به این امید که مشتریانی
‫که تا اینجا رسیدن...

00:02:50.452 --> 00:02:51.572
‫در مورد تصمیمشون...

00:02:51.592 --> 00:02:55.162
‫برای سو استفاده از این قیمت،
‫تجدید نظر کنن.

00:02:55.172 --> 00:02:57.172
‫با تدارکات پیش‌گیرانه‌ای که صورت دیدیم،

00:02:57.172 --> 00:02:59.172
‫حالا می‌تونستم تلویزیون‌ها رو
‫واسه آلن جور کنم.

00:02:59.172 --> 00:03:01.172
‫بنا بر سیاست‌های بست‌بای،

00:03:01.172 --> 00:03:04.172
‫تطبیق قیمت برای هر مشتری،
‫فقط شامل یک محصول می‌شه،

00:03:04.172 --> 00:03:07.172
‫از این جهت برای بالا بردن
‫شانس آلن توی خرید تلویزیون...

00:03:07.172 --> 00:03:10.172
‫توی کرگزلیست فراخوانی دادم
‫تا گروهی رو جمع‌آوری کنم...

00:03:10.172 --> 00:03:12.172
‫که تو این خریدها کمکمون کنن...

00:03:12.172 --> 00:03:14.172
‫و در عرض کمتر از یک هفته
‫با کسایی که واسه آگهی...

00:03:14.192 --> 00:03:16.172
‫اقدام کرده بودن دیدار کردم
‫تا ببینم افراد درستی هستن یا نه.

00:03:16.172 --> 00:03:20.172
‫خلاصه این شغل شامل
‫خرید محصولات می‌شه.

00:03:20.172 --> 00:03:21.172
‫خیلی‌خب.

00:03:21.172 --> 00:03:24.172
‫کارت تو خرید محصول خوبه؟

00:03:24.172 --> 00:03:27.172
‫اِم، فکر می‌کنم باشه.

00:03:27.929 --> 00:03:29.929
‫اصلا منظورتون از خرید محصول چیه؟

00:03:29.954 --> 00:03:32.172
‫یعنی بری تو مغازه‌ای
‫و یه محصولی بخری.

00:03:32.172 --> 00:03:33.172
‫آره.

00:03:34.194 --> 00:03:35.488
‫خیلی‌خب. عالیه.

00:03:36.172 --> 00:03:38.722
‫تمام شش نفری که اقدام کرده بودن
‫واجد شرایط این شغل بودن،

00:03:38.747 --> 00:03:40.589
‫پس بعد از اینکه چند آگهی نصب کردیم...

00:03:40.614 --> 00:03:42.713
‫و توی همون محل منتشر کردیم...

00:03:42.738 --> 00:03:44.338
‫وقتش رسیده بود تا آلن...

00:03:44.363 --> 00:03:47.172
‫تخفیف یک دلاریش رو
‫به دنیا نشون بده.

00:03:47.172 --> 00:03:49.172
‫درست در روز تبلیغ بزرگمون...

00:03:49.172 --> 00:03:52.172
‫افراد سودجو در کمترین زمان
‫جلوی فروشگاه صف کشیدن...

00:03:52.172 --> 00:03:54.172
‫که یعنی باید سریع عمل می‌کردیم.

00:03:54.172 --> 00:03:56.172
‫بعدش پشت فروشگاه با گروه
‫خریدارانم دیدار کردم...

00:03:56.172 --> 00:04:00.172
‫و به همه‌شون یه دلار دادم
‫تا تلویزیونی بخرن...

00:04:00.172 --> 00:04:02.738
‫و بعد سوار ون شدن تا به بست‌بای برن.

00:04:02.875 --> 00:04:06.345
‫در همون حین، خودم تو فروشگاه موندم
‫تا حواسم باشه...

00:04:06.370 --> 00:04:08.267
‫که کسی انبار آلن رو غارت نمی‌کنه.

00:04:08.359 --> 00:04:09.239
‫- سلام.
‫- سلام.

00:04:09.264 --> 00:04:10.728
‫- چه بهت میاد.
‫- لطف داری.

00:04:10.753 --> 00:04:12.172
‫- همچنین.
‫- مرسی.

00:04:12.172 --> 00:04:14.172
‫به محض اینکه آلن
‫درب فروشگاه رو باز کرد...

00:04:14.172 --> 00:04:16.172
‫کسب و کارمون رسما شروع شده بود.

00:04:16.172 --> 00:04:18.172
‫- چه قشنگ.
‫- کمکی از دستم بر میاد؟

00:04:18.719 --> 00:04:19.719
‫اومدیم...

00:04:19.745 --> 00:04:21.147
‫تلویزیون تخفیف‌دار رو بخریم.

00:04:21.515 --> 00:04:24.025
‫محض اطلاعتون بگم ما اینجا
‫نوع پوشش خاصی داریم،

00:04:24.050 --> 00:04:26.619
‫اونجا رو دیوار قانونش رو نوشتیم...

00:04:26.644 --> 00:04:28.549
‫عجب. تو تبلیغاتتون هیچ چیزی...

00:04:28.574 --> 00:04:29.869
‫- در مورد پوشش نگفته بودین.
‫- آره.

00:04:29.894 --> 00:04:30.650
‫- آره.
‫- اینطوری...

00:04:30.696 --> 00:04:32.478
‫آخه دقیقا جلوی فروشگاه نصبش کردیم...

00:04:32.503 --> 00:04:34.172
‫- تا همه ببینن...
‫- آره، ولی دلیل نمی‌شه...

00:04:34.172 --> 00:04:35.532
‫- این که داخله.
‫- جلوی فروشگاهه دیگه.

00:04:35.552 --> 00:04:37.172
‫داخل محسوب می‌شه.
‫ما اون بیرون منتظر بودیم.

00:04:37.172 --> 00:04:39.467
‫جلوی فروشگاه جاییه که
‫ما توش منتظر بودیم.

00:04:39.492 --> 00:04:41.919
‫مطمئن بودم عده‌ای ممکنه
‫از این قانون عصبانی بشن...

00:04:41.944 --> 00:04:43.182
‫برای همین فهرستی از...

00:04:43.207 --> 00:04:45.172
‫لباس‌فروشی‌های کرایه‌ای محله تهیه کردم...

00:04:45.172 --> 00:04:47.775
‫تا بهشون نشون بدم که اسپیرز
‫به کسب و کارش اهمیت می‌ده.

00:04:47.800 --> 00:04:49.346
‫راستش به نظرم آدم‌های
‫خیلی خوبی هستین...

00:04:49.371 --> 00:04:50.447
‫و می‌خوام بذارم وارد بشین...

00:04:50.472 --> 00:04:53.705
‫ولی فکر می‌کنم با این کار
‫دارم در حق مشتریانی...

00:04:53.730 --> 00:04:56.172
‫که به قانون پوشش
‫احترام می‌ذارن، ظلم کردم.

00:04:56.172 --> 00:04:58.172
‫آخه این...

00:04:58.172 --> 00:05:00.605
‫نقشه‌ام تو جبهه اسپیرز داشت جواب می‌داد.

00:05:00.652 --> 00:05:02.094
‫پس از گذشت سی دقیقه
‫از باز شدن فروشگاه...

00:05:02.119 --> 00:05:06.119
‫دقیقا صفر محصول از تلویزیون‌های
‫یک دلاری خریداری شده بود.

00:05:06.172 --> 00:05:08.172
‫در همون حین، روند کار خریدارانم
‫به درستی داشت پیش می‌رفت...

00:05:08.172 --> 00:05:11.816
‫و الان به فروشگاه بست‌بای رسیده بودن...

00:05:11.841 --> 00:05:15.147
‫ولی بعدش در کمال تعجب،
‫یکی از مشتریان واقعا برگشت...

00:05:15.172 --> 00:05:17.761
‫و لباسی پوشیده بود
‫که با قانون پوشش ما مطابقت داشت.

00:05:17.800 --> 00:05:19.760
‫- این رو کرایه کردی؟
‫- آره.

00:05:19.785 --> 00:05:21.738
‫در واقع از اینکه یک نفر اینقدر مصرانه...

00:05:21.763 --> 00:05:23.885
‫یخواد وارد فروشگاه بشه، جا نخوردم،

00:05:23.910 --> 00:05:25.705
‫ولی امیدوار بودم که موانع بعدیمون...

00:05:25.730 --> 00:05:27.650
‫بتونه مشتری رو وادار به صرف نظر کنه.

00:05:27.675 --> 00:05:31.172
‫خب، اینجا بخش تلویزیون‌های یک دلاریه.

00:05:31.172 --> 00:05:33.172
‫- خیلی‌خب.
‫- اِم...

00:05:33.172 --> 00:05:35.172
‫- بخش تلویزیون‌های ویژه است.
‫- آره.

00:05:35.172 --> 00:05:36.963
‫- درش اینه؟
‫- آره.

00:05:36.988 --> 00:05:38.525
‫این تلویزیون‌هامون گرون‌تره...

00:05:38.550 --> 00:05:39.162
‫خیلی‌خب.

00:05:39.172 --> 00:05:40.172
‫واسه همین تو اتاق جدا
‫نگهدارشون می‌کنیم.

00:05:40.172 --> 00:05:41.372
‫پس باید اون داخل برم.
‫خیلی‌خب.

00:05:41.392 --> 00:05:42.392
‫آره.

00:05:53.143 --> 00:05:55.172
‫عجب. باشه.

00:05:58.531 --> 00:06:00.352
‫دیگه قشنگ نیست. اِم...

00:06:02.899 --> 00:06:03.969
‫آره.

00:06:04.039 --> 00:06:05.727
‫شاید مشتری‌هامون مصر بوده باشن،

00:06:05.752 --> 00:06:08.172
‫ولی به محض رویاروییشون
‫با تمساحمون...

00:06:08.172 --> 00:06:09.172
‫کاملا صرف نظر می‌کردن.

00:06:09.172 --> 00:06:11.172
‫معذرت می‌خوام.
‫خودم هم حس بدی دارم...

00:06:11.172 --> 00:06:13.292
‫چون ما هم اینطوری
‫یه دلار ضرر می‌کنیم. متوجهی؟

00:06:13.312 --> 00:06:15.172
‫نقشه‌ام موفقیت‌آمیز اجرا شد.

00:06:15.172 --> 00:06:17.644
‫اون آقا تصمیم گرفت
‫تلویزیون یک دلاری رو نخره.

00:06:17.669 --> 00:06:20.397
‫هر مشتری دیگه‌ای که بعدش
‫مطابق قانون پوششمون اومد...

00:06:20.422 --> 00:06:22.623
‫به محض دیدن هربرت، جا زد.

00:06:22.648 --> 00:06:24.532
‫هربرت؟ هربرت چیه؟

00:06:25.595 --> 00:06:27.139
‫ببخشید. مگه تلویزیون رو نمی‌خواستین؟

00:06:27.172 --> 00:06:30.594
‫نه، خوشم نمیاد جایی برم
‫که توش تمساح باشه.

00:06:30.619 --> 00:06:33.211
‫به نظر می‌اومد همه‌چی
‫داره مطابق نقشه پیش می‌ره...

00:06:33.236 --> 00:06:35.172
‫ولی بعدش به گوشم رسید
‫که تو فروشگاه بست‌بای...

00:06:35.172 --> 00:06:37.172
‫اوضاع اونقدر خوب پیش نمی‌رفت.

00:06:37.172 --> 00:06:39.577
‫بعدش از نشون دادن آگهی تخفیف
‫به فروشندگان اونجا...

00:06:39.602 --> 00:06:40.920
‫به خریدارانم گفتن...

00:06:40.945 --> 00:06:43.376
‫که شرکتشون قادر به تطابق قیمت
‫در این میزان نیست.

00:06:43.408 --> 00:06:45.812
‫ما با قیمت فروش واقعی فروشگاه‌ها
‫تطبیق می‌دیم. نه صرفا آگهی.

00:06:45.837 --> 00:06:49.048
‫این هم فروشگاهه دیگه.
‫قیمتش رو نشونتون دادم.

00:06:49.073 --> 00:06:50.134
‫آره، ولی اینطور نیست.

00:06:50.172 --> 00:06:52.172
‫متوجه نبودم علت این اتفاق چیه...

00:06:52.172 --> 00:06:54.663
‫واسه همین از اسپیرز رفتم
‫و عازم بست‌بای شدم...

00:06:54.688 --> 00:06:57.678
‫تا ببینم خودم
‫فرصت بهتری دارم یا نه.

00:06:57.703 --> 00:07:00.977
‫راستش می‌خواستم بنا بر قانون تطابق قیمتتون،
‫این تلویزیون رو یک دلار بخرم.

00:07:01.267 --> 00:07:02.552
‫با اسپیرز تی‌وی تطابق قیمت نداریم.

00:07:02.577 --> 00:07:03.577
‫چرا ندارین؟

00:07:03.602 --> 00:07:05.408
‫چون از فروشگاه‌های رقیب
‫این اطراف نیستن.

00:07:05.470 --> 00:07:07.196
‫چرا دیگه. تو محدوده چهل کیلومتری
‫اینجا واقع شده.

00:07:07.221 --> 00:07:07.853
‫نه، نمی...

00:07:07.878 --> 00:07:09.001
‫نمی‌تونیم با اون‌ها تطابق قیمت بدیم.

00:07:09.026 --> 00:07:12.220
‫فرقی نداره به کدوم فروشگاه زنجیره‌ای برین،
‫هیچ‌جا با این قیمت تلویزیون نمی‌دن.

00:07:12.266 --> 00:07:15.015
‫حتی با وجود اعتماد به نفس
‫و استعداد چونه‌زدن من...

00:07:15.040 --> 00:07:16.984
‫خودم هم مشمول تطابق قیمت نشدم.

00:07:17.009 --> 00:07:18.172
‫تا سه می‌شمارم،

00:07:18.172 --> 00:07:20.820
‫اگر طی این مدت تلویزیونم رو بهم ندین...

00:07:20.845 --> 00:07:22.163
‫از اینجا می‌رم، خب؟

00:07:22.188 --> 00:07:24.172
‫یک، دو، سه.

00:07:24.197 --> 00:07:25.072
‫از این خبرها نیست.

00:07:25.134 --> 00:07:26.172
‫باورم نمی‌شد.

00:07:26.172 --> 00:07:28.984
‫چطور ممکنه بست‌بای،
‫یکی از شرکت‌های مورد علاقه‌ام،

00:07:29.009 --> 00:07:30.991
‫به سیاست قیمت‌گذاری‌ای پشت کنن...

00:07:31.016 --> 00:07:32.540
‫که من رو مشتری خودشون کرده بود؟

00:07:32.735 --> 00:07:35.172
‫کاشف به عمل اومد
‫که کلاهبرداری‌ای بیش نبوده.

00:07:35.172 --> 00:07:37.985
‫ولی یه مسئله‌ای که ازش مطمئن بودم،
‫این بود که وقتی شرکت‌های بزرگ...

00:07:38.010 --> 00:07:40.126
‫با مردم عادی مثل ما در می‌افتن،

00:07:40.151 --> 00:07:42.423
‫مجبور نیستیم توسری‌خور باشیم
‫و ظلم رو بپذیریم.

00:07:42.532 --> 00:07:45.023
‫روز بعدش به فروشگاه آلن برگشتم...

00:07:45.048 --> 00:07:47.172
‫و تغییراتی توی نقشه‌مون اعمال کردم.

00:07:47.172 --> 00:07:49.515
‫واقعا حالم به هم می‌خوره
‫که شرکت‌های بزرگ...

00:07:49.540 --> 00:07:51.929
‫مثل بست‌بای و انران...

00:07:51.954 --> 00:07:54.101
‫فکر می‌کنن از مجازات و عدالت مصون هستن.

00:07:54.126 --> 00:07:55.172
‫آره. آره.

00:07:55.172 --> 00:07:56.843
‫فکر می‌کنن ملت برده‌شون هستن.

00:07:56.868 --> 00:07:58.172
‫- متوجه منظورم می‌شی؟
‫- آره. کاملا.

00:07:58.172 --> 00:07:59.732
‫- راست می‌گی.
‫- تا جایی که می‌دونم...

00:07:59.752 --> 00:08:01.757
‫اون تلویزیون‌ها حق تو بوده.

00:08:01.782 --> 00:08:02.666
‫آره.

00:08:02.691 --> 00:08:05.172
‫واسه همینه که تصمیم گرفتم...

00:08:05.172 --> 00:08:09.923
‫برم و به وکالت تو...
‫از کل بست‌بای شکایت کنم.

00:08:13.501 --> 00:08:15.801
‫از طرفی واقعا اعصاب و روان می‌خواد.

00:08:15.801 --> 00:08:17.801
‫اینکه آدم جلوی چنین
‫شرکت بزرگی قد علم کنه.

00:08:18.441 --> 00:08:19.601
‫ولی چطور قراره نتیجه بده؟

00:08:19.626 --> 00:08:21.009
‫فرآیندش دقیقا چیه؟

00:08:21.034 --> 00:08:23.649
‫ببین، در این مقطع حتی
‫خودم هم نمی‌دونم چطور پیش می‌ره،

00:08:23.674 --> 00:08:25.579
‫ولی با هم یه فکری می‌کنیم.

00:08:25.604 --> 00:08:27.006
‫- متوجهی؟
‫- اوهوم.

00:08:27.031 --> 00:08:29.187
‫جفتمون که تو رابطه عاشقانه نیستیم.

00:08:29.212 --> 00:08:30.812
‫- زندگی زناشویی نداریم.
‫- آره، ولی...

00:08:30.837 --> 00:08:31.626
‫راست می‌گی.

00:08:31.651 --> 00:08:33.801
‫پس واسه شکایت ازشون وقت داری؟

00:08:33.801 --> 00:08:36.610
‫خب، آخه...
‫این فرصت تنها...

00:08:36.635 --> 00:08:38.376
‫عملا تنها راهیه که می‌تونم
‫باهاش کسب درآمد کنم.

00:08:38.543 --> 00:08:40.886
‫پس نمی‌خوام اتفاقی بیفته
‫که به خطر بندازمش.

00:08:40.911 --> 00:08:43.811
‫بعد از اینکه به آلن گفتم
‫می‌خوام از بست‌بای شکایت کنم...

00:08:43.801 --> 00:08:45.249
‫بلافاصله نگرانی رو تو چشم‌هاش دیدم.

00:08:45.274 --> 00:08:46.210
‫وکلاشون کله‌گنده‌ترن،

00:08:46.235 --> 00:08:48.101
‫احتمالا بهتر هم باشن.
‫پول بیشتری هم دارن.

00:08:48.126 --> 00:08:50.509
‫آلن نگران بود که بست‌بای
‫این اقدام رو تلافی کنه...

00:08:50.534 --> 00:08:52.259
‫و با وکلاشون برگردن ازش شکایت کنن.

00:08:52.528 --> 00:08:53.776
‫پس یه‌خرده نگرانی؟

00:08:53.801 --> 00:08:55.688
‫آره. یه‌خرده که نیست.
‫کلی نگرانم.

00:08:55.713 --> 00:08:56.713
‫داغون شده بودم.

00:08:56.801 --> 00:08:57.881
‫اگه به خاطر ایده بکر من...

00:08:57.911 --> 00:09:00.054
‫آلن بی‌پول و کارتن‌خواب می‌شد...

00:09:00.079 --> 00:09:01.391
‫چطور با وجدانم کنار می‌اومدم؟

00:09:01.614 --> 00:09:04.431
‫ولی بنا بر تحقیقاتی که انجام دادم،
‫تنها راه برای گرفتن...

00:09:04.456 --> 00:09:07.071
‫تلویزیون‌هایی که حقش بود،
‫شکایت بود.

00:09:07.096 --> 00:09:09.776
‫ولی اونجا بود که به راه
‫تضمینی‌ای رسیدم...

00:09:09.801 --> 00:09:12.116
‫که در مقابل بست‌بای،
‫از هر شکایتی مصونیت پیدا می‌کرد.

00:09:12.141 --> 00:09:14.801
‫«تشخیص عدم سلامت روان».

00:09:14.801 --> 00:09:17.391
‫اگه آلن با تشخیص پزشک بالینی،
‫دیوانه شناخته می‌شد،

00:09:17.416 --> 00:09:20.407
‫بست‌بای هیچ‌جوره نمی‌تونست
‫ازش شکایتی کنه،

00:09:20.432 --> 00:09:22.688
‫ولی لازم بود تا کمی
‫روی این استراتژی مانور بدم.

00:09:22.713 --> 00:09:23.776
‫واسه همین بدون اطلاع آلن،

00:09:23.801 --> 00:09:25.801
‫داشتم جریان شکایت رو پیش می‌بردم.

00:09:25.801 --> 00:09:26.841
‫براش وقت ارزیابی روانی...

00:09:26.871 --> 00:09:29.509
‫پیش روان‌پزشک بالینی‌ای در لس‌آنجلس...

00:09:29.534 --> 00:09:31.259
‫به نام دکتر جودی رزنبرگ، گرفتم.

00:09:31.290 --> 00:09:33.366
‫به آلن گفته بودم صرفا
‫چک‌آپ معمولی...

00:09:33.391 --> 00:09:35.298
‫در جهت بیمه
‫برنامه‌ایه که دارم می‌سازم،

00:09:35.457 --> 00:09:37.156
‫ولی با نقشه‌ای پیش دکتر رفتم...

00:09:37.181 --> 00:09:40.063
‫و امیدوار بودم بتونم
‫گزارش پزشکی لازم رو جور کنم.

00:09:40.282 --> 00:09:43.579
‫راستش خیلی نگران دوستم آلنم.

00:09:43.604 --> 00:09:45.776
‫- اوهوم.
‫- فکر می‌کنم شاید...

00:09:45.801 --> 00:09:48.593
‫مشکلات روانی براش پیش اومده.

00:09:48.618 --> 00:09:50.313
‫بسیارخب. چه نشونه‌ای دیدین؟

00:09:50.338 --> 00:09:53.968
‫جدیدا توهم زده که مالک
‫فروشگاه الکترونیکیه...

00:09:53.993 --> 00:09:54.595
‫خیلی‌خب.

00:09:54.620 --> 00:09:57.390
‫و پونزده ساله که اونجا کار می‌کنه.

00:09:57.415 --> 00:10:01.165
‫خب، پس علائمی که نشون داده،
‫روان‌پریشی و توهم بوده.

00:10:01.251 --> 00:10:04.801
‫خودتون که ببینیدش متوجه می‌شین
‫چه قوه تخیل بالایی داره.

00:10:04.801 --> 00:10:07.421
‫- بسیارخب.
‫- خب. حاضری؟

00:10:07.446 --> 00:10:08.835
‫- بریم.
‫- خیلی‌خب. زود تموم می‌شه.

00:10:08.860 --> 00:10:09.811
‫- فقط خودت باش.
‫- باشه.

00:10:09.801 --> 00:10:11.121
‫سوالاتش ساده است.

00:10:11.151 --> 00:10:12.227
‫- آره.
‫- باشه.

00:10:12.252 --> 00:10:15.776
‫خیلی‌خب، کمی از خودت برام تعریف کن.

00:10:16.153 --> 00:10:18.773
‫خب، من تو اسپیرز تی‌وی کار می‌کنم.

00:10:18.798 --> 00:10:19.801
‫اوهوم.

00:10:19.801 --> 00:10:23.454
‫تقریبا پونزده شونزده ساله
‫که اونجا کار می‌کنم و...

00:10:23.479 --> 00:10:24.390
‫اوهوم.

00:10:24.415 --> 00:10:26.057
‫هنوز هم اونجا کار می‌کنی؟

00:10:26.081 --> 00:10:27.335
‫- آره. درسته.
‫- که اینطور.

00:10:27.360 --> 00:10:28.681
‫- از این کار خوشت میاد؟
‫- عاشقشم.

00:10:28.706 --> 00:10:30.308
‫پس عاشقشی. خیلی‌خب.

00:10:30.333 --> 00:10:33.777
‫در مورد تمساح هم ازش بپرس.

00:10:34.246 --> 00:10:35.485
‫خیلی‌خب.

00:10:35.801 --> 00:10:37.801
‫من که خبر نداشتم. تو تعریف کن.

00:10:37.801 --> 00:10:39.801
‫خب، ما یه برنامه‌ای ریخته بودیم...

00:10:39.801 --> 00:10:43.366
‫مثلا یه تمساح رو پشت
‫درب کوچیکی گذاشته بودیم...

00:10:43.391 --> 00:10:45.656
‫منظورم اتاق کوچیکیه
‫که درش هم کوچیک بوده...

00:10:45.681 --> 00:10:46.218
‫اوهوم.

00:10:46.243 --> 00:10:48.046
‫واسه مشتری‌هایی که پیشمون می‌اومدن...

00:10:48.071 --> 00:10:49.984
‫تا تلویزیون یک دلاریمون رو بخرن.

00:10:50.009 --> 00:10:50.811
‫بسیارخب.

00:10:50.801 --> 00:10:53.390
‫در این راستا تنها کاری که باید می‌کردن...

00:10:53.415 --> 00:10:54.595
‫این بود که پوشش مناسب
‫مغازه رو داشته باشن...

00:10:54.620 --> 00:10:56.031
‫- چون قانون پوشش داشتیم.
‫- بسیارخب.

00:10:56.056 --> 00:10:58.315
‫از این جهت مشتریان باید
‫لباس خوب تنشون باشه.

00:10:58.340 --> 00:10:59.523
‫مثلا کت و شلوار، متوجهین؟

00:10:59.548 --> 00:11:00.801
‫با کروات. کفش‌های خوب.

00:11:00.801 --> 00:11:03.437
‫عجب. چقدر جالب شد.

00:11:03.462 --> 00:11:04.556
‫آره.

00:11:05.219 --> 00:11:06.691
‫خیلی ایده جالبی بود و...

00:11:06.716 --> 00:11:08.366
‫- واقعا ایده جالبیه.
‫- آره خلاصه.

00:11:08.391 --> 00:11:11.681
‫بعد از اینکه کار دکتر رزنبرگ
‫با ارزیابی بالینی تموم شد،

00:11:11.706 --> 00:11:14.509
‫به آلن گفتم از مطب خارج بشه،
‫تا گزارشش رو بگیرم.

00:11:14.622 --> 00:11:15.960
‫چی از رفتارش متوجه شدین؟

00:11:15.985 --> 00:11:17.116
‫یعنی چطور...

00:11:17.141 --> 00:11:19.251
‫افکارش هیچ ریشه‌ای در واقعیت نداره.

00:11:19.519 --> 00:11:21.156
‫من و شما می‌تونیم اینجا بشینیم و بگیم...

00:11:21.181 --> 00:11:23.712
‫«عجب. چه داستان باحالی».

00:11:23.737 --> 00:11:25.136
‫- اوهوم.
‫- «یا خدا».

00:11:25.168 --> 00:11:25.594
‫آره.

00:11:25.619 --> 00:11:27.913
‫یعنی از قانونی که رو دیوار نصب کرده و...

00:11:27.938 --> 00:11:30.218
‫تمساح و درب کوچیک گرفته...

00:11:30.243 --> 00:11:33.124
‫یعنی چیزی که نشون می‌ده،
‫عدم سلامت روانه؟ یا...

00:11:33.149 --> 00:11:34.801
‫من که می‌گم روان‌پریشیه.

00:11:34.801 --> 00:11:37.634
‫خب؟ یعنی تفکراتش با توهماتش قاطی شده.

00:11:37.659 --> 00:11:39.859
‫می‌شه این گزارش رو
‫به طور رسمی برام بنویسین؟

00:11:40.031 --> 00:11:41.056
‫حتما.

00:11:41.582 --> 00:11:43.582
‫با رسیدن به مدرک عدم سلامت روان آلن،

00:11:43.607 --> 00:11:45.624
‫دیگه در مقابل هر شکایتی، مصونیت داشت.

00:11:45.649 --> 00:11:46.811
‫دستتون درد نکنه.

00:11:46.801 --> 00:11:47.961
‫الان هم که می‌دونستم در امانه،

00:11:47.991 --> 00:11:50.811
‫کاملا می‌تونستم نقشه
‫شکایتم رو عملی کنم.

00:11:51.090 --> 00:11:52.812
‫ولی اگه قرار بود
‫علیه شرکت بزرگی...

00:11:52.837 --> 00:11:54.610
‫مثل بست‌بای قد علم کنم...

00:11:54.635 --> 00:11:56.524
‫به توصیه حقوقی نیاز داشتم...

00:11:56.549 --> 00:11:58.382
‫واسه همین سری به رفیق قدیمیم،

00:11:58.407 --> 00:11:59.811
‫آنتونی فیلوزا که قاضی کالیفرنیا بود زدم،

00:11:59.801 --> 00:12:02.801
‫تا توی شکایتم ازش مشورت بگیرم.

00:12:02.801 --> 00:12:05.801
‫اگه بنا بر این اطلاعاتی که بهم دادی،

00:12:05.801 --> 00:12:07.041
‫می‌خوای از بست‌بای شکایت کنی،

00:12:07.071 --> 00:12:08.811
‫قراره نبرد همه‌جانبه‌ای بشه.

00:12:08.801 --> 00:12:10.801
‫فیلوزا نسبت به رویکردم
‫دیدگاه بدبینانه‌ای داشت...

00:12:10.801 --> 00:12:12.801
‫ولی بهم گفت مدرکی وجود داره...

00:12:12.801 --> 00:12:14.801
‫که می‌تونه ورق دادگاه رو
‫به نفع من برگردونه.

00:12:14.801 --> 00:12:18.801
‫اگه یه نفوذی تو بست‌بای داشته باشی...

00:12:18.801 --> 00:12:22.801
‫که بتونه شهادت بده که سیاست
‫تطابق قیمت بست‌بای...

00:12:22.801 --> 00:12:28.801
‫به طور کامل...
‫اجرا نمی‌شه...

00:12:28.801 --> 00:12:29.801
‫اونجا یه شانسی داری.

00:12:29.801 --> 00:12:31.081
‫پس باید از داخل شرکت اطلاعات کسب کنم.

00:12:31.111 --> 00:12:33.811
‫آره. مثلا یکی باشه...
‫که فعالیت غیرقانونیشون رو لو بده.

00:12:33.801 --> 00:12:36.636
‫برام مثل روز روشن بود
‫که اگه نفوذی داخلی نداشته باشم...

00:12:36.661 --> 00:12:37.801
‫این پرونده به جایی نمی‌رسه.

00:12:37.801 --> 00:12:39.801
‫ولی پیدا کردن
‫کسی که جزو این شرکت باشه...

00:12:39.801 --> 00:12:42.801
‫و بتونه به طور قاطع
‫اقدام غیرقانونیشون رو افشا کنه...

00:12:42.801 --> 00:12:44.801
‫حتی چالش بزرگتری بود.

00:12:44.801 --> 00:12:46.801
‫برای مخفی کردن نیت اصلیم...

00:12:46.801 --> 00:12:49.801
‫آگهی‌ای توی اینترنت گذاشتم
‫تا کارکنان بست‌بای رو...

00:12:49.801 --> 00:12:51.801
‫به برنامه واقع‌گرایانه‌ای
‫با نام «قرار عاشقانه خرده‌فروشان»...

00:12:51.801 --> 00:12:55.801
‫دعوت کردم، که توش قراره کارکنان
‫خرده‌فورشی‌ها به قرار ناشناسی برن.

00:12:55.801 --> 00:12:56.801
‫بعد از گذشت چند روز،

00:12:56.801 --> 00:13:00.801
‫جوابی از نیروی کار خانمی به نام ال
‫که واسه بست‌بای کار می‌کرد، به دستم رسید.

00:13:00.801 --> 00:13:01.801
‫بیست و چهار سالمه.

00:13:01.801 --> 00:13:03.801
‫سه ماه تو بست‌بای کار می‌کردم.

00:13:03.801 --> 00:13:06.801
‫نقشه‌ام مستلزم این بود
‫که کارکن دیگه‌ای رو پیدا کنم...

00:13:06.801 --> 00:13:08.801
‫که قراره با این خانم سر قرار بره...

00:13:08.801 --> 00:13:10.921
‫و از اونجا که اشاره کرده بود
‫موسیقی آلترناتیو دوست داره...

00:13:10.951 --> 00:13:13.811
‫تصمیم گرفتم به عنوان مدیر
‫فروشگاه هات تاپیک...

00:13:13.801 --> 00:13:15.112
‫با اسم نیتن برم...

00:13:15.277 --> 00:13:17.926
‫ولی چیزی که ال ازش بی‌خبر بود،
‫این بود که تنها مقصودم...

00:13:17.951 --> 00:13:19.811
‫پی بردن به اسرار کثیف...

00:13:19.801 --> 00:13:21.801
‫سیاست تطابق قیمت بست‌بای بوده.

00:13:21.801 --> 00:13:23.081
‫می‌خوای شعبده‌بازی نشونت بدم؟

00:13:23.111 --> 00:13:24.811
‫- معلومه.
‫- شعبده‌بازی دوست داری؟

00:13:24.801 --> 00:13:26.801
‫آره. دوست دارم.

00:13:26.801 --> 00:13:27.961
‫- صرفا یه کار...
‫- خیلی‌خب.

00:13:27.991 --> 00:13:29.811
‫- اونقدر هم...
‫- چرا که نه؟

00:13:29.801 --> 00:13:30.801
‫خیلی‌خب.

00:13:30.801 --> 00:13:32.292
‫این سکه رو می‌بینی؟

00:13:32.317 --> 00:13:34.317
‫- دارم می‌بینم.
‫- خیلی‌خب.

00:13:42.559 --> 00:13:43.839
‫فکر کنم این حقه رو دیده بودم.

00:13:44.009 --> 00:13:45.709
‫خیلی‌خب.

00:13:45.734 --> 00:13:46.934
‫حالا که ال رو تحت تاثیر قرار دادم،

00:13:46.959 --> 00:13:49.739
‫وقتشه ببینم می‌تونم کاری کنم
‫که اقرار کنه...

00:13:49.801 --> 00:13:52.001
‫آیا کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه
‫سیاست تطابق قیمت...

00:13:52.031 --> 00:13:53.811
‫بست‌بای وجود داره
‫که کسی ازش خبر نداره یا نه.

00:13:53.801 --> 00:13:57.801
‫یکی از ویژگی‌های باحال هات تاپیک
‫اینه که، مثلا...

00:13:57.801 --> 00:13:59.801
‫چندان قوانین رو سفت و سخت نمی‌گیرن.
‫متوجه منظورم می‌شی؟

00:13:59.801 --> 00:14:01.801
‫یعنی تا حدی دستمون بازه
‫هر کاری می‌خوایم بکنیم.

00:14:01.801 --> 00:14:03.179
‫- آره.
‫- مثلا بگم...

00:14:03.204 --> 00:14:05.801
‫اونجا سیاست تطابق قیمت داریم.

00:14:05.801 --> 00:14:07.801
‫مثلا پیش اومده یکی میاد...

00:14:07.801 --> 00:14:09.001
‫که می‌خواد قیمت محصول رو
‫مطابقت بده...

00:14:09.031 --> 00:14:11.811
‫ولی اگه با طرف حال نکنم،
‫بهش می‌گم «نه».

00:14:11.801 --> 00:14:12.801
‫متوجه منظورم می‌شی؟

00:14:12.801 --> 00:14:13.921
‫شما هم از این کارها می‌کنین؟

00:14:13.951 --> 00:14:16.811
‫- من هم این مدلیش رو دیدم. آره.
‫- تو بست‌بای؟

00:14:16.801 --> 00:14:18.801
‫- اوهوم. آره.
‫- مثلا چی دیدی؟

00:14:18.801 --> 00:14:21.801
‫اینکه حاضر نشدن
‫بهشون تخفیف بدن...

00:14:21.801 --> 00:14:23.081
‫- تطبیق قیمت انجام ندادن؟
‫- آره.

00:14:23.111 --> 00:14:24.811
‫صرفا چون با طرف «حال نکردن».

00:14:24.801 --> 00:14:25.801
‫- واقعا؟
‫- آره.

00:14:27.801 --> 00:14:28.801
‫چه عجیب.

00:14:28.801 --> 00:14:29.801
‫آره.

00:14:29.801 --> 00:14:32.801
‫بالاخره به هدفم رسیدم.
‫پته‌شون رو روی آب ریختم.

00:14:32.801 --> 00:14:35.801
‫تونستم با دوربینم مدرک قاطعانه‌ای...

00:14:35.801 --> 00:14:37.801
‫از فساد درونی یکی از محترم‌ترین...

00:14:37.801 --> 00:14:40.801
‫شرکت‌های آمریکایی رو ثبت کنم.

00:14:40.801 --> 00:14:42.201
‫ولی با این وجود
‫که به خواسته‌ام رسیده بودم،

00:14:42.201 --> 00:14:44.201
‫نمی‌خواستم بی‌ادبی کنم
‫و فورا دختره رو ترک کنم.

00:14:44.201 --> 00:14:46.801
‫واسه همین تصمیم گرفتم برای
‫کلاس خصوصی رقص سالسایی...

00:14:46.801 --> 00:14:48.801
‫که واسه قرار تدارک دیده بودم، بمونم.

00:14:48.801 --> 00:14:50.801
‫سلام، حالتون چطوره؟ خوبین؟

00:14:50.801 --> 00:14:52.801
‫باید شونه‌هاتون رو تکون بدین.

00:14:52.801 --> 00:14:54.801
‫باسنتون و دستتون هم حرکت بدین.

00:14:54.801 --> 00:14:56.801
‫اعتراف می‌کنم...

00:14:56.801 --> 00:14:58.121
‫یه‌خرده سر رقصیدن اضطراب داشتم،

00:14:58.151 --> 00:14:59.811
‫ولی بعد از اینکه شروع کردیم،

00:14:59.801 --> 00:15:01.801
‫فهمیدم که کارم توش خوب بوده.

00:15:01.801 --> 00:15:02.801
‫به چشم‌هاش نگاه کن.

00:15:02.801 --> 00:15:03.801
‫منتظر نگاهته.

00:15:03.801 --> 00:15:05.801
‫عالی شد.

00:15:05.801 --> 00:15:08.801
‫بعد از اینکه رقصمون تموم شد،
‫از هم خداحافظی کردیم.

00:15:08.801 --> 00:15:09.801
‫از آشناییت خوشحال شدم.

00:15:09.801 --> 00:15:11.801
‫آره، من هم.
‫بعدا می‌بینمت.

00:15:11.801 --> 00:15:12.801
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

00:15:16.630 --> 00:15:18.668
‫حالا که مدارک لازم جهت شکایت...

00:15:18.693 --> 00:15:21.755
‫از بست‌بای رو جور کردم،
‫تصور صحنه دادگاه وحشتناکمون...

00:15:21.780 --> 00:15:23.430
‫داشت تبدیل به واقعیت هولناکی می‌شد.

00:15:23.430 --> 00:15:25.430
‫تنها کسایی هم که می‌تونستن
‫تو این دادگاه خراب کنن...

00:15:25.430 --> 00:15:27.378
‫گروه خریدارانی بودن...

00:15:27.403 --> 00:15:29.430
‫که اگه کار به دادگاه بکشه،
‫حتما به عنوان شاهد احضار می‌شدن.

00:15:29.430 --> 00:15:32.003
‫واسه همین به دادگاهی
‫که کرایه کرده بودم، دعوتشون کردم...

00:15:32.028 --> 00:15:34.430
‫تا تک‌تکشون رو برای اونچه
‫که ممکنه در رویارویی...

00:15:34.430 --> 00:15:37.301
‫با تیم وکلای بست‌بای رو به رو بشن،
‫آماده‌شون کنم.

00:15:37.326 --> 00:15:38.526
‫سوگند می‌خوری حقیقت رو بگی،

00:15:38.551 --> 00:15:40.133
‫و چیزی جز حقیقت نگی؟

00:15:40.158 --> 00:15:41.700
‫- سوگند می‌خورم.
‫- بله.

00:15:41.725 --> 00:15:42.182
‫سوگند می‌خورم.

00:15:42.207 --> 00:15:43.430
‫- بله.
‫- سوگند می‌خورم.

00:15:43.875 --> 00:15:45.964
‫صبح روز سی و یکم مارس ۲۰۱۵،

00:15:45.989 --> 00:15:47.137
‫شما وارد شعبه‌ای از بست‌بای شدین،

00:15:47.162 --> 00:15:49.411
‫تا با تطابق قیمت، تلویزیونی
‫به مبلغ یک دلار خریداری کنین.

00:15:49.512 --> 00:15:50.825
‫درست می‌گم؟

00:15:51.449 --> 00:15:54.028
‫بله، ولی تاریخ دقیقش رو درست خاطرم نیست.

00:15:54.312 --> 00:15:56.312
‫چطور اون تبلیغ تخفیف رو پیدا کردین؟

00:15:58.210 --> 00:15:59.770
‫از...

00:16:01.182 --> 00:16:02.182
‫تو یه آگهی دیده بودم.

00:16:02.215 --> 00:16:03.753
‫یه آگهی بود که تو...

00:16:03.778 --> 00:16:05.430
‫- آگهی بود؟
‫- اوهوم.

00:16:05.430 --> 00:16:08.301
‫کسی در اون روز بهتون گفته بود
‫که به بست‌بای برین؟

00:16:09.430 --> 00:16:11.430
‫خب، بله.

00:16:11.430 --> 00:16:14.430
‫یعنی نه.

00:16:14.713 --> 00:16:16.713
‫نه. خودم خواستم برم.

00:16:16.801 --> 00:16:20.430
‫این تلویزیون واسه خودتون بود،
‫یا واسه کس دیگه‌ای بود؟

00:16:20.851 --> 00:16:22.851
‫قرار بود واسه خودم باشه.

00:16:23.036 --> 00:16:24.430
‫- واسه خودتون بود؟
‫- اوهوم.

00:16:24.430 --> 00:16:28.430
‫پس چه توضیحی واسه این فیلم دارین؟

00:16:28.820 --> 00:16:31.820
‫برنامه اینه که قراره
‫به فروشگاه بست‌بای بری...

00:16:31.860 --> 00:16:34.620
‫و با این آگهی درخواست
‫تطبیق قیمت بدی...

00:16:34.645 --> 00:16:36.737
‫- و تلویزیون یک دلاری بخری.
‫- خیلی‌خب.

00:16:36.762 --> 00:16:39.354
‫تلویزیون هم باید به من بدی.
‫چون واسه منه.

00:16:39.379 --> 00:16:41.050
‫واسه تو نیست.
‫متوجه شدی، نه؟

00:16:41.075 --> 00:16:42.090
‫اوهوم.

00:16:42.286 --> 00:16:43.628
‫چه توضیحی برای این دارین؟

00:16:44.430 --> 00:16:46.430
‫اِم...

00:16:51.880 --> 00:16:53.430
‫عه...

00:16:53.430 --> 00:16:56.191
‫بلافاصله بعد از دیدن
‫عدم اطمینان خریدارم...

00:16:56.216 --> 00:16:57.430
‫موجب نگرانیم شد.

00:16:57.430 --> 00:16:59.430
‫با مصاحبه از افراد بیشتری که داشتم...

00:16:59.430 --> 00:17:01.370
‫برام واضح‌تر شد که با ساده‌ترین پرسش...

00:17:01.395 --> 00:17:03.414
‫ممکنه تمام ماجرا رو لو بدن.

00:17:03.439 --> 00:17:04.631
‫خانم بارسلونا،

00:17:04.656 --> 00:17:07.168
‫تا حالا کسی رو با این مشخصات دیدین؟

00:17:11.430 --> 00:17:12.430
‫نه.

00:17:12.955 --> 00:17:14.096
‫برای اولین بار...

00:17:14.121 --> 00:17:16.425
‫کم‌کم شک به دلم افتاد که شاید...

00:17:16.450 --> 00:17:17.784
‫نتونیم این پرونده رو ببریم.

00:17:17.809 --> 00:17:19.104
‫تازه اوضاع جایی بدتر شد...

00:17:19.129 --> 00:17:21.430
‫که مدرک محکوم‌کردن
‫بست‌بای رو بردم...

00:17:21.430 --> 00:17:22.964
‫و به قاضی فیلوزا نشون دادم...

00:17:22.989 --> 00:17:24.430
‫شاهد باید تو دادگاه حاضر بشه،

00:17:24.430 --> 00:17:26.831
‫در غیر این صورت شهادتش
‫به رسمیت شناخته نمی‌شه.

00:17:26.856 --> 00:17:28.714
‫چون باید توسط دادگاه
‫ازش سوالاتی پرسیده بشه.

00:17:28.739 --> 00:17:29.854
‫ولی فیلمش رو که گرفتم.

00:17:29.879 --> 00:17:30.964
‫نه، این که کافی نیست.

00:17:30.989 --> 00:17:32.430
‫بهم گفت حرف‌های ال...

00:17:32.430 --> 00:17:33.823
‫فقط در صورتی رسمیت داره...

00:17:33.848 --> 00:17:36.430
‫که خودش قبول کنه
‫در دادگاه حاضر بشه و شهادت بده.

00:17:36.430 --> 00:17:37.800
‫ولی وقتی ازش خواستم
‫همدیگه رو ببینیم...

00:17:37.825 --> 00:17:40.430
‫تا ازش بخوام به عنوان شاهد
‫تو دادگاه حاضر بشه...

00:17:40.430 --> 00:17:42.430
‫اصلا از این حرفم خوشش نیومد.

00:17:42.430 --> 00:17:44.430
‫واقعا عجیبه.

00:17:44.430 --> 00:17:47.065
‫اینکه با یکی قرار بذاری و ازش بخوای...

00:17:47.090 --> 00:17:51.278
‫«سلام داداش، میای از بست‌بای شکایت کنیم؟»

00:17:52.429 --> 00:17:53.246
‫خیلی‌خب.

00:17:53.430 --> 00:17:55.430
‫تا اینجای کار که مشخصه دیوانه‌ای.

00:17:55.930 --> 00:17:58.430
‫ال نمی‌خواست بهم کمک کنه،

00:17:58.430 --> 00:18:01.653
‫پرونده‌مون هم جلوی چشمم
‫داشت نیست و نابود می‌شد.

00:18:03.481 --> 00:18:06.271
‫حالا که دیگه ال و شهادتش رو نداشتم...

00:18:06.281 --> 00:18:08.271
‫پرونده‌ام داشت ضربه مهلکی می‌دید،

00:18:08.281 --> 00:18:10.271
‫اما بنا به دلایلی،
‫وقتی که از پیشم رفت...

00:18:10.281 --> 00:18:12.653
‫نمی‌تونستم جلوی تداعی
‫حرف‌هاش توی سرم رو بگیرم...

00:18:12.684 --> 00:18:15.271
‫تا اینجای کار که مشخصه دیوانه‌ای.

00:18:15.281 --> 00:18:16.721
‫اونجا که بود واسه اولین بار...

00:18:16.746 --> 00:18:19.281
‫در مورد کاری که داشتم می‌کردم،
‫شروع به تامل کردم.

00:18:19.694 --> 00:18:21.206
‫من با خانمی آشنا شده بودم...

00:18:21.231 --> 00:18:24.018
‫که فکر می‌کرد به طور عاطفی،
‫با یکی ارتباط گرفته...

00:18:24.043 --> 00:18:26.690
‫در صورتی که صرفا
‫احساساتی حساب‌شده بود...

00:18:26.715 --> 00:18:30.003
‫تا بتونم ازش اطلاعات بگیرم.
‫عملا کلاهبرداری کردم.

00:18:30.028 --> 00:18:32.745
‫اون لحظه بود که فهمیدم کار خودم...

00:18:32.770 --> 00:18:35.271
‫به پلیدی کار شرکتی بود
‫که می‌خواستم شکستش بدم.

00:18:35.281 --> 00:18:37.271
‫یعنی اقداماتم برای شکست دادن بست‌بای،

00:18:37.281 --> 00:18:40.271
‫باعث شد تا خودم بدترین آدم دنیا بشم.

00:18:40.281 --> 00:18:42.271
‫می‌تونستم همچنان پی
‫جریان شکایت رو بگیرم...

00:18:42.281 --> 00:18:45.136
‫و دوباره سعی می‌کردم
‫با استفاده از نیروی کار دیگه‌ای...

00:18:45.161 --> 00:18:46.784
‫که تو برنامه دوست‌یابیم
‫شرکت کرده بود...

00:18:46.809 --> 00:18:48.745
‫به مدارکی که دنبالشم برسم...

00:18:48.770 --> 00:18:50.659
‫آدم وقتی تو بست‌بای کار می‌کنه...

00:18:50.684 --> 00:18:52.276
‫انگار توی شهر بازی تکنولوژیه.

00:18:52.301 --> 00:18:54.159
‫همه‌جا سی‌دی و دی‌وی‌دیه و...

00:18:54.184 --> 00:18:56.271
‫ولی نمی‌خواستم دل کوچولوی
‫فرشته دیگه‌ای رو بشکنم...

00:18:56.281 --> 00:18:58.909
‫که صرفا دنبال ارتباط عاطفی بوده.

00:18:58.934 --> 00:19:01.268
‫دروغ نگم خیلی وقته
‫که با کسی سر قرار نرفتم.

00:19:01.293 --> 00:19:03.307
‫واسه همین تصمیم گرفتم
‫پرونده رو بی‌خیال بشم...

00:19:03.332 --> 00:19:06.192
‫و دیگه دنبال تلویزیون‌های
‫برحق آلن نباشم.

00:19:06.217 --> 00:19:08.721
‫وقتی آدم خودش رو کاملا
‫با موفقیت‌هاش می‌شناسه...

00:19:08.746 --> 00:19:11.996
‫مواجهه با شکست می‌تونه
‫منجر به احساس پوچیش بشه.

00:19:12.557 --> 00:19:14.550
‫ولی وقتی داشتم دوباره
‫یکی از فیلم‌ها رو می‌دیدم،

00:19:14.575 --> 00:19:17.057
‫اتفاقی متوجه مکالمه‌ای شدم
‫که روز تبلیغ آگهی...

00:19:17.082 --> 00:19:18.698
‫با آلن داشتم.

00:19:18.723 --> 00:19:20.271
‫همیشه بهم می‌گه مثلا،

00:19:20.281 --> 00:19:22.650
‫باید با یکی ازدواج کنم و...
‫بچه‌دار بشم.

00:19:22.675 --> 00:19:24.292
‫- مامانت؟
‫- آره.

00:19:24.317 --> 00:19:27.159
‫اونجا بود که فهمیدم تعریفم از موفقیت...

00:19:27.184 --> 00:19:28.870
‫ممکنه کاملا اشتباه بوده باشه.

00:19:28.895 --> 00:19:30.081
‫با کسی آشنا شدی؟ یا...

00:19:30.106 --> 00:19:31.271
‫نه، نه.

00:19:31.296 --> 00:19:33.643
‫تمام تمرکزم رو شغلمه.

00:19:33.668 --> 00:19:34.714
‫- می‌فهمم.
‫- آره.

00:19:34.739 --> 00:19:35.956
‫در اون لحظه متوجهش نشده بودم،

00:19:35.981 --> 00:19:38.620
‫اما حقیقت از نگاه و صورتش مشخص بود.

00:19:38.645 --> 00:19:41.761
‫شاید آلن گفته باشه که دنبال
‫تلویزیون با قیمت کم بوده...

00:19:41.786 --> 00:19:43.604
‫ولی چیزی که بهش نیاز داشت، نبود.

00:19:43.629 --> 00:19:45.925
‫واسه همین روز بعدش،
‫به فروشگاه اسپیرز برگشتم...

00:19:45.950 --> 00:19:48.003
‫و همراه خودم چیزی رو بردم
‫که سالیان سال بود...

00:19:48.028 --> 00:19:49.721
‫آلن از خودش محروم کرده بود.

00:19:49.746 --> 00:19:53.418
‫می‌دونم نشد تلویزیون‌هایی
‫که بهت قول داده بودم رو برات بگیرم...

00:19:53.855 --> 00:19:54.529
‫اشکالی نداره.

00:19:54.645 --> 00:19:56.909
‫ولی یکی رو با خودم آوردم
‫که می‌خوام با هم آشناتون کنم.

00:19:56.934 --> 00:19:58.278
‫- خب.
‫- اشکالی نداره؟

00:19:58.303 --> 00:19:59.018
‫نه بابا. ردیفه.

00:19:59.043 --> 00:20:00.234
‫- باشه، یه لحظه وایستا.
‫- باشه.

00:20:01.358 --> 00:20:02.358
‫مرسی.

00:20:03.934 --> 00:20:04.924
‫سلام.

00:20:04.934 --> 00:20:07.206
‫آلن، ایشون کاتیه.

00:20:07.231 --> 00:20:09.054
‫- سلام، خوش‌وقتم.
‫- سلام کتی. خوش‌وقتم.

00:20:09.084 --> 00:20:11.692
‫کاتی تو بست‌بای کار می‌کرده...

00:20:11.717 --> 00:20:12.707
‫- آره.
‫- خیلی‌خب.

00:20:12.732 --> 00:20:15.356
‫دست بر قضا مجرد هم هست.

00:20:15.395 --> 00:20:17.098
‫- اوهوم. درسته.
‫- آها.

00:20:17.124 --> 00:20:18.934
‫پس من هم می‌رم که شما
‫با هم آشنا بشین.

00:20:18.934 --> 00:20:19.924
‫- باشه، خیلی‌خب.
‫- دستت درد نکنه.

00:20:19.934 --> 00:20:20.924
‫- سلام.
‫- سلام.

00:20:20.934 --> 00:20:22.924
‫سلام.

00:20:22.934 --> 00:20:24.387
‫- حالت چطوره؟
‫- همه‌چی خوبه.

00:20:24.412 --> 00:20:25.721
‫- آره.
‫- خوبه.

00:20:25.746 --> 00:20:27.237
‫آره، پس تو بست‌بای کار می‌کردی؟

00:20:27.262 --> 00:20:28.924
‫آره، دبیرستانی که بودم
‫تو بست‌بای کار می‌کردم.

00:20:28.934 --> 00:20:29.924
‫- جدا؟
‫- آره.

00:20:29.934 --> 00:20:31.924
‫خیلی‌خب. کدوم شعبه؟
‫همین اطراف بود؟

00:20:31.934 --> 00:20:33.331
‫اینکه خوشحالی آلن رو دیدم...

00:20:33.356 --> 00:20:35.534
‫باعث شد تا دوباره حس خوبی
‫نسبت به کارم داشته باشم.

00:20:35.559 --> 00:20:37.549
‫بخش عجیبش اینه که وقتی
‫چند روز بی‌وقفه بارون میاد...

00:20:37.559 --> 00:20:38.653
‫همه وحشت می‌کنن.

00:20:38.678 --> 00:20:40.106
‫آره، همه وحشت می‌کنن.
‫قبول دارم.

00:20:40.131 --> 00:20:41.309
‫می‌گن «وای خدا، پس خورشید چی شد؟»

00:20:41.334 --> 00:20:43.534
‫«این چه وضعشه کالیفرنیا؟»
‫انگار مثلا از قصده.

00:20:43.559 --> 00:20:46.059
‫در خصوص خودم باید بگم
‫که با تنهایی مشکلی نداشتم.

00:20:46.084 --> 00:20:48.989
‫چون اینطوری بیشتر وقت داشتم
‫تا روی کارم تمرکز کنم.

00:20:53.075 --> 00:20:55.370
‫پیش‌شماره شیکاگو ۷۷۳ می‌شه...

00:20:55.395 --> 00:20:56.535
‫- آها، که اینطور.
‫- ولی الان شماره تلفنم رو نوشتم.

00:20:56.559 --> 00:20:58.239
‫- از آشناییت خوشحال شدم.
‫- همچنین.

00:20:58.264 --> 00:20:59.098
‫- خیلی‌خب. خدانگهدارت.
‫- خیلی ازت ممنونم.

00:20:59.123 --> 00:21:00.809
‫احتمالا به زودی ببینمت.
‫بهت زنگ می‌زنم.

00:21:00.834 --> 00:21:02.293
‫- باشه. خداحافظ. ممنونم.
‫- خداحافظ.

00:21:02.545 --> 00:21:06.545
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:21:12.297 --> 00:21:14.434
‫- کلا تیپ هات تاپیک داری.
‫- آره دیگه.

00:21:14.459 --> 00:21:16.270
‫تخفیف کارکنان شامل حالم می‌شه...

00:21:16.295 --> 00:21:18.355
‫دقیقا چقدر بهت تخفیف می‌دن؟

00:21:18.379 --> 00:21:19.495
‫چهل درصد.

00:21:19.520 --> 00:21:20.661
‫یا خدا.

00:21:20.686 --> 00:21:21.996
‫- وای.
‫- خوبه، نه؟

00:21:22.021 --> 00:21:23.168
‫فوق‌العاده است.

00:21:23.193 --> 00:21:24.480
‫تو بست‌بای چقدر تخفیف می‌دن؟

00:21:24.505 --> 00:21:26.505
‫فکر کنم اون هم چهل درصد بود.

00:21:26.530 --> 00:21:27.633
‫چه خوبه.