﻿WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:07.001
‫قوی‌تر از همیشه باشید
‫به امید ایرانی آزاد

00:00:08.209 --> 00:00:09.084
‫[اوت ۲۰۱۵]

00:00:09.141 --> 00:00:13.579
‫خب ویلیام، تو برو اونجا بشین.

00:00:13.612 --> 00:00:16.048
‫سلام بیل.

00:00:16.081 --> 00:00:17.282
‫حالت چطوره؟

00:00:17.316 --> 00:00:19.318
‫می‌گذره دیگه.

00:00:19.351 --> 00:00:22.888
‫خدایا، بدجور منتظرم فصل جدید
‫مسابقات فوتبال آرکانزاس شروع بشه.

00:00:22.921 --> 00:00:26.325
‫در سال ۲۰۱۵ که نسخه دی‌وی‌دی
‫برنامه «نیتن در خدمته» منتشر شد،

00:00:26.358 --> 00:00:28.193
‫کمدی سنترال ازم خواست،

00:00:28.227 --> 00:00:29.995
‫تا صدای ضبط‌شده‌ای براشون بفرستم،

00:00:30.029 --> 00:00:32.064
‫و در مورد چند قسمتی
‫که دوستشون دارم صحبت کنم.

00:00:32.097 --> 00:00:34.933
‫توی یکی از قسمت‌ها که داشتم به مدیر
‫یه سوغاتی‌فروشی کمک می‌کردم،

00:00:34.967 --> 00:00:37.136
‫در طول روندش،

00:00:37.169 --> 00:00:39.605
‫با بیل هیث آشنا شدم که به طور حرفه‌ای
‫بلد بود ادای بیل گیتس رو در بیاره.

00:00:39.638 --> 00:00:42.875
‫در دهه هشتاد که اون زمان...

00:00:44.376 --> 00:00:46.612
‫تولید کامپیوترهامون رو شروع کردیم...

00:00:46.645 --> 00:00:48.647
‫تغییر بزرگی بود.

00:00:48.681 --> 00:00:52.184
‫یعنی دستگاه‌های بزرگی
‫در بازار محسوب می‌شدن.

00:00:52.217 --> 00:00:54.086
‫خیلی شیفته شخصیتش شده بودم.

00:00:54.119 --> 00:00:56.922
‫واسه همین موقع ضبط صحبت‌هام،

00:00:56.955 --> 00:00:59.024
‫ازش خواستم تا واسه
‫این قسمت کنارمون باشه،

00:00:59.058 --> 00:01:01.960
‫و خاطر مورد علاقه‌اش در طول
‫ساخت این سریال رو بگه.

00:01:01.994 --> 00:01:05.030
‫آره، صاحب فروشگاه...

00:01:05.064 --> 00:01:07.766
‫وقتی وارد شدم،
‫براش در مورد اینکه چطور...

00:01:07.800 --> 00:01:10.869
‫بازار کامپیوتر ایجاد شد توضیح می‌دادم،

00:01:10.903 --> 00:01:12.838
‫یا اینکه چی شد که اصلا
‫ما وارد این بازار شدیم.

00:01:12.871 --> 00:01:14.773
‫ولی حین ضبط برنامه،

00:01:14.807 --> 00:01:16.875
‫به نظر می‌اومد
‫حواس بیل مدام پرت می‌شد.

00:01:16.909 --> 00:01:20.179
‫نه‌تنها که وسط برنامه هفت دقیقه
‫با شرکت تلفنیش صحبت کرد.

00:01:20.212 --> 00:01:22.381
‫آره، ملت توی توئیتر
‫کلی در موردش مطلب می‌ذاشتن.

00:01:22.414 --> 00:01:24.983
‫آره، می‌خوام نرخش کم بشه.

00:01:25.017 --> 00:01:26.852
‫به نظرتون چقدر طول می‌کشه؟

00:01:26.885 --> 00:01:28.787
‫ویلیام، کیه؟ کی زنگ زده؟

00:01:28.821 --> 00:01:30.389
‫- ای‌تی‌اندتی.
‫- خب، شماره‌اش چنده؟

00:01:30.422 --> 00:01:32.725
‫بعدش خودم باهاتون تماس می‌گیرم.

00:01:32.758 --> 00:01:34.059
‫ولی همچنین جزئیات...

00:01:34.093 --> 00:01:36.328
‫عشق پرشور جوانیش رو برامون شرح داد...

00:01:36.362 --> 00:01:38.731
‫و می‌گفت که عاشق خانمی
‫به نام فرانسیس گدی بوده.

00:01:38.764 --> 00:01:40.866
‫باید باهاش ازدواج می‌کردم.
‫همه هم دخالت می‌کردن.

00:01:40.899 --> 00:01:42.668
‫کی دخالت می‌کرد؟

00:01:42.701 --> 00:01:44.937
‫مثلا مادرم و دوست‌هام...

00:01:44.970 --> 00:01:47.906
‫راستش، مادر آدم،
‫که شامل خیلی از مادرها می‌شه،

00:01:47.940 --> 00:01:49.775
‫می‌خوان عروسشون رو
‫خودشون انتخاب کنن.

00:01:49.808 --> 00:01:53.245
‫ولی چندان سیستم کارآمدی نیست.

00:01:53.278 --> 00:01:55.881
‫یعنی الان داری حسرت می‌خوری؟

00:01:55.914 --> 00:01:58.217
‫آره، به زندگیم که نگاه می‌کنم،
‫یکی از حسرت‌هام همینه.

00:01:58.250 --> 00:02:01.153
‫باید باهاش ازدواج می‌کردم.

00:02:03.122 --> 00:02:04.790
‫الان هم نمی‌دونم کجاست.

00:02:04.823 --> 00:02:06.959
‫کلی سعی کردم پیداش کنم.

00:02:06.992 --> 00:02:08.694
‫اون لحظه زیاد ذهنم درگیرش نشده بود،

00:02:08.727 --> 00:02:10.295
‫ولی چندین ماه که گذشت،

00:02:10.329 --> 00:02:12.431
‫بیل بدون اینکه دعوت بشه،
‫بلند می‌شد تا دفتر می‌اومد،

00:02:12.464 --> 00:02:13.432
‫تا کادوهاش رو تحویل بده...
‫عه، ست قاشق و چنگاله.

00:02:14.833 --> 00:02:15.901
‫آره.
‫یا خوراکی برداره بخوره،

00:02:17.169 --> 00:02:19.171
‫یا همینطور اونجا وقت بگذرونه.

00:02:19.204 --> 00:02:22.005
‫همیشه هم این وسط
‫به فرانسیس گدی اشاره می‌کرد.

00:02:22.129 --> 00:02:23.762
‫می‌خوام پیداش کنم.

00:02:23.802 --> 00:02:26.107
‫آدم وقتی یکی تو مخش می‌ره...

00:02:26.568 --> 00:02:27.788
‫نمی‌تونه بی‌خیالش بشه.

00:02:27.813 --> 00:02:30.916
‫انگار فکر این شکست عشقی
‫که پنجاه سال پیش رخ داده،

00:02:30.949 --> 00:02:33.083
‫داره زندگیش رو احاطه می‌کنه.

00:02:33.146 --> 00:02:35.380
‫هنوز دارم دنبالش می‌گردم.
‫ولی نمی‌دونم کجاست.

00:02:35.421 --> 00:02:37.122
‫فرانسیس؟ نمی‌دونم واقعا.

00:02:37.156 --> 00:02:38.724
‫حالا می‌شه یه سر مستراح برم؟

00:02:38.757 --> 00:02:40.424
‫وقتی اومدم صحبت می‌کنیم.

00:02:40.458 --> 00:02:41.727
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

00:02:41.760 --> 00:02:43.762
‫بعدش که بیشتر باهاش آشنا شدم،
‫علت این مسئله رو فهمیدم.

00:02:43.796 --> 00:02:45.297
‫تو سن هفتاد و هشت سالگی،

00:02:45.330 --> 00:02:47.966
‫بیل تنها زندگی می‌کرد
‫و هیچ‌وقت با کسی ازدواج نکرده بود.

00:02:48.000 --> 00:02:51.170
‫تنها علاقه‌ای که تو زندگیش داشت،
‫به تیم آرکانزاس ریزربکس بود،

00:02:51.203 --> 00:02:52.838
‫که تیم فوتبال دبیرستانشون بود.

00:02:52.871 --> 00:02:55.841
‫هر سال مجموعا سه هزار دلار...

00:02:55.874 --> 00:02:59.978
‫واسه برنامه‌های ورزشی
‫آرکانزاس ریزربکس پرداخت می‌کنم.

00:03:00.012 --> 00:03:02.881
‫یوهو! خوک‌ها به پیش!

00:03:02.915 --> 00:03:05.718
‫ریزربکس شماره یکه!

00:03:05.751 --> 00:03:08.454
‫سبک زندگی متواضعانه و مرتبی داشت.

00:03:08.487 --> 00:03:11.457
‫این نامه‌ها همه‌شون
‫پیشنهادهای وام هستن.

00:03:11.490 --> 00:03:15.861
‫رایز پیشنهاد ۲،۶۰۰ دلار وام داده.

00:03:15.894 --> 00:03:18.964
‫این هم دوباره از طرف رایزه
‫که ۵،۰۰۰ دلار پیشنهاد داده.

00:03:18.997 --> 00:03:23.769
‫حساب شما تا هزار دلار وام،
‫واجد شرایط محسوب می‌شود.

00:03:23.802 --> 00:03:26.772
‫با وجود اینکه یادگاری‌های زیادی
‫تو زندگیش نگه داشته،

00:03:26.805 --> 00:03:29.842
‫عجیب بود که به جز اسم فرانسیس،

00:03:29.875 --> 00:03:31.310
‫هیچ چیز دیگه‌ای ازش نداره.
‫دنبالش گشتی؟ یعنی...

00:03:32.811 --> 00:03:36.382
‫آره، یکی دو باری تلاش کردم.
‫پیشنهاد خودت چیه؟

00:03:36.415 --> 00:03:39.051
‫بعد از کلی تحقیق تو اینترنت،
‫هیچی دستگیرم نشد.

00:03:39.084 --> 00:03:41.120
‫اگه با کسی ازدواج کرده بود،

00:03:41.153 --> 00:03:43.222
‫احتمالا باید دنبال فامیلی دیگه‌ای می‌گشتم.

00:03:43.255 --> 00:03:46.925
‫یعنی با ششصد هزار خانمی
‫که در حال حاضر...

00:03:46.959 --> 00:03:49.228
‫به نام فرانسیس تو آمریکا زندگی می‌کنن،

00:03:49.261 --> 00:03:51.897
‫پیدا کردن کسی که بیل دنبالشه،

00:03:51.930 --> 00:03:54.466
‫مستلزم تلاش و وقت بسیار زیادیه.

00:03:54.500 --> 00:03:57.369
‫ولی موانع این ماجراجویی پرچالش،

00:03:57.403 --> 00:03:59.071
‫نظرم رو جلب کرده بود.

00:03:59.104 --> 00:04:01.373
‫در کنارش زندگی پرحسرت این پیرمرد،

00:04:01.407 --> 00:04:04.243
‫به قدری تحت تاثیرم قرار داده بود
‫که نمی‌تونستم نادیده بگیرمش.

00:04:04.276 --> 00:04:07.279
‫بعدش با خودم گفتم
‫اگه من نباشم که بهش کمک کنم،

00:04:07.312 --> 00:04:11.250
‫هیچ‌کس نمی‌کنه.

00:04:11.952 --> 00:04:18.952
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:04:26.713 --> 00:04:29.216
‫برام مثل روز روشن بود
‫که برای پیدا کردن این خانم،

00:04:29.249 --> 00:04:31.685
‫صرفا نمی‌شه به جست‌جو
‫توی گوگل بسنده کرد.

00:04:31.718 --> 00:04:33.653
‫ولی قبل از اینکه
‫وقتم رو صرف این ماموریت کنم،

00:04:33.687 --> 00:04:36.523
‫می‌خواستم ببینم انگیزه بیل
‫از پیدا کردنش چیه.

00:04:36.556 --> 00:04:40.393
‫باید کلی حرف که تو دلم مونده رو بهش بزنم.

00:04:40.427 --> 00:04:43.530
‫در مورد...
‫اون زمانی که ما...

00:04:43.563 --> 00:04:46.833
‫در مورد این مدت طولانی که ندیدمش،

00:04:46.867 --> 00:04:49.603
‫تا این حفره زمانی رو
‫واسه خودش و خودم پر کنم.

00:04:49.636 --> 00:04:51.905
‫که این پازل تکمیل بشه.

00:04:51.938 --> 00:04:55.509
‫یعنی در بهترین حالت ممکن،
‫انتظار داری چه اتفاقی بیفته؟

00:04:55.542 --> 00:04:57.577
‫خب، اول که امیدوارم پیداش کنم.

00:04:57.611 --> 00:04:59.346
‫بعدش چی؟
‫وقتی که پیداش کردی چی؟

00:04:59.379 --> 00:05:01.248
‫به همین منوال ادامه می‌دم.

00:05:01.281 --> 00:05:03.483
‫یعنی چی؟

00:05:03.517 --> 00:05:06.253
‫مثلا اگه شوهر داشته باشه،

00:05:06.286 --> 00:05:08.622
‫باید با این واقعیت کنار بیام.

00:05:08.655 --> 00:05:10.724
‫اگه نکرده باشه چی؟

00:05:10.757 --> 00:05:13.293
‫اگه نکرده باشه،
‫شاید بتونیم با هم ازدواج کنیم.

00:05:14.828 --> 00:05:17.831
‫بالاخره به هم برسیم.

00:05:17.864 --> 00:05:19.833
‫هنوز دوستش داری؟

00:05:19.866 --> 00:05:21.735
‫آره. دارم.

00:05:21.768 --> 00:05:24.871
‫تحت تاثیر عاشقانه بودن
‫داستان زندگیشون قرار گرفتم.

00:05:24.905 --> 00:05:27.774
‫راستش تو این دنیا
‫عشق واقعی چیز نایابیه.

00:05:27.808 --> 00:05:29.576
‫احتمال اینکه بتونم بیل رو...

00:05:29.609 --> 00:05:32.612
‫به عشق دوران جوانیش برسونم،
‫خیلی برام باحال بود.

00:05:32.646 --> 00:05:34.748
‫واسه همین بهش گفتم
‫که براش خبرهای خوبی دارم.

00:05:34.781 --> 00:05:37.784
‫می‌خوام به کمک یکی از
‫منابعی که تو سریال...

00:05:37.818 --> 00:05:39.820
‫کمکم می‌کرد،
‫فرانسیس رو برات پیدا کنم.

00:05:39.853 --> 00:05:42.889
‫خب، واقعا...

00:05:45.025 --> 00:05:48.428
‫به نظرم فقط یه دوست واقعی
‫حاضره برای آدم چنین کاری بکنه.

00:05:48.462 --> 00:05:50.997
‫ولی بیل بالغ بر پنجاه سال بود
‫که نه فرانسیس رو دیده بود،

00:05:51.031 --> 00:05:52.799
‫نه باهاش صحبتی کرده بود.

00:05:52.833 --> 00:05:54.868
‫از این جهت کمترین
‫اطلاعات ممکن رو داشتیم.

00:05:54.901 --> 00:05:56.436
‫اگه اشتباه نکنم ازدواج کرده بود،

00:05:56.470 --> 00:05:59.806
‫ولی از زندگیش راضی نبود.
‫از طرف طلاق گرفت.

00:05:59.840 --> 00:06:02.809
‫فکر کنم یه بار دیگه هم
‫طلاق گرفته بود. نمی‌دونم.

00:06:02.843 --> 00:06:04.711
‫خب، وایستا.
‫با کی ازدواج کرده بود؟

00:06:04.744 --> 00:06:07.681
‫اسمش که چارلز بود.
‫فامیلیش رو یادم نمیاد.

00:06:07.714 --> 00:06:08.782
‫با چارلز ازدواج کرده بود.

00:06:08.815 --> 00:06:10.317
‫آره.

00:06:10.350 --> 00:06:11.551
‫ولی ممکنه دوباره ازدواج کرده باشه؟
‫- ممکنه.
‫- ولی تو که نمی‌دونی.

00:06:12.919 --> 00:06:14.621
‫اصلا نمی‌دونم.

00:06:14.654 --> 00:06:16.423
‫تنها اطلاعات قاطعی که از این خانم داشت...

00:06:16.456 --> 00:06:18.325
‫فامیلی قبل از ازدواجش...

00:06:18.358 --> 00:06:20.894
‫و خصوصیات ظاهریش تو سال ۱۹۶۱ بود.

00:06:20.927 --> 00:06:23.764
‫موهاش و چشم‌هاش قهوه‌ای بود.

00:06:23.797 --> 00:06:26.466
‫هیچ عکسی نداشتیم.
‫فقط طراحی‌ای از فرانسیس داشتیم...

00:06:26.500 --> 00:06:27.768
‫که بیل از حفظ کشیده بود.

00:06:27.801 --> 00:06:31.071
‫پس، دنبال این خانم می‌گردیم؟

00:06:33.840 --> 00:06:35.709
‫آره.

00:06:35.742 --> 00:06:37.511
‫خیلی زود برام روشن شد...

00:06:37.544 --> 00:06:39.479
‫که قراره مسیر سختی رو طی کنیم.

00:06:39.513 --> 00:06:42.783
‫ولی بیل یه نکته یادش اومد
‫که ممکن بود به کارمون بیاد.

00:06:42.816 --> 00:06:46.119
‫آخرین بار که دیدمش توی
‫لیدل راکِ آرکانزاس بود.

00:06:46.153 --> 00:06:48.989
‫اون زمان اگه درست یادم باشه...

00:06:49.022 --> 00:06:50.857
‫تو فروشگاه موسیقی موسی کار می‌کردم.

00:06:50.891 --> 00:06:53.927
‫حس کردم اگه بتونیم
‫بیل رو به شهری برگردونیم،

00:06:53.960 --> 00:06:56.797
‫که اولین بار توش فرانسیس رو دیده بود،
‫باعث بشه خاطراتی یادش بیاد.

00:06:56.830 --> 00:06:59.800
‫واسه همین پروازی به مقصد
‫لیدل راکِ آرکانزاس رزرو کردم...

00:06:59.833 --> 00:07:02.502
‫تا جست‌جوی فرانسیس رو شروع کنیم.

00:07:07.407 --> 00:07:08.975
‫مدت زیادی بود که بیل...

00:07:09.009 --> 00:07:10.811
‫به زادگاهش برنگشته بود.

00:07:10.844 --> 00:07:12.746
‫کلی هم از بازگشتش هیجان‌زده بود.

00:07:12.779 --> 00:07:14.681
‫- کیف می‌کنی بیل؟
‫- آره.

00:07:14.714 --> 00:07:18.752
‫ناسلامتی زادگاهمه بابا.
‫اینجا بزرگ شدم.

00:07:18.785 --> 00:07:20.754
‫همونطور که امیدوار بودم،
‫طولی نکشید...

00:07:20.787 --> 00:07:23.523
‫تا اینکه خاطرات قدیمیش
‫دوباره زنده شدن.

00:07:23.557 --> 00:07:25.826
‫وای خدا، یادمه مامانم
‫همیشه سمت اون ایستگاه...

00:07:25.859 --> 00:07:27.994
‫می‌اومد دنبالم.

00:07:28.028 --> 00:07:29.629
‫اینجا قبلا کارخونه بود.

00:07:29.663 --> 00:07:32.866
‫کارخونه دکتر پپر بود پسر.

00:07:32.899 --> 00:07:35.469
‫وای، این هم دبیرستان قدیمی وست‌سایده.

00:07:35.502 --> 00:07:37.404
‫عموم اینجا تدریس می‌کرد.

00:07:37.437 --> 00:07:39.406
‫بعد از اینکه خاطرات بیل
‫توی ذهنش زنده شد،

00:07:39.439 --> 00:07:41.975
‫عازم فروشگاه موسیقی موسی شدیم.

00:07:42.008 --> 00:07:44.111
‫جایی که بیل بیش از پنجاه سال پیش،

00:07:44.144 --> 00:07:45.779
‫آخرین بار فرانسیس رو توش دیده بود.

00:07:45.812 --> 00:07:48.415
‫قدیم که اونجا می‌شد. دومین ساختمون.

00:07:48.448 --> 00:07:49.983
‫فکر نکنم دیگه اونجا باشه.

00:07:50.016 --> 00:07:51.151
‫همه‌چی عوض شده.

00:07:51.184 --> 00:07:53.186
‫واقعا همه‌چیز عوض شده بود.

00:07:53.220 --> 00:07:55.689
‫فروشگاه موسیقی موسی
‫تبدیل به کلاه‌گیس‌ فروشی شده بود،

00:07:55.722 --> 00:07:57.557
‫ولی به محض اینکه واردش شدیم،

00:07:57.591 --> 00:07:59.593
‫خاطرات آخرین دیدارش با فرانسیس،

00:07:59.626 --> 00:08:01.461
‫به آرومی یادش اومد.

00:08:01.495 --> 00:08:03.663
‫مثلا اینجا یه پیشخوان بود.

00:08:03.697 --> 00:08:07.501
‫من هم اینجا بودم،
‫فرانسیس از اون طرف اومد.

00:08:07.534 --> 00:08:10.837
‫اینجا پشت پیشخوان بودم.

00:08:10.871 --> 00:08:12.539
‫خیلی‌خب.

00:08:12.572 --> 00:08:14.541
‫دستگاه ضبط صوتش رو آورده بود.

00:08:14.574 --> 00:08:16.810
‫اونجا بود که آخرین بار دیدمش.

00:08:16.843 --> 00:08:19.579
‫همینطور که تعریف می‌کرد،
‫کم کم متوجه شدم...

00:08:19.613 --> 00:08:20.914
‫که چه حسرت بزرگی روی دلشه.

00:08:20.947 --> 00:08:23.850
‫با گریه گفت:
‫تا آخر عمرم دوستت دارم.

00:08:23.884 --> 00:08:25.485
‫هیچ‌وقت اون لحظه رو یادم نمی‌ره.

00:08:25.519 --> 00:08:26.887
‫چنین حرفی بهت زد؟

00:08:26.920 --> 00:08:29.856
‫اوهوم. اینطوری بهم گفت.

00:08:29.890 --> 00:08:31.958
‫پس چرا دیگه ندیدیش؟

00:08:31.992 --> 00:08:34.895
‫گفت بهتره آرزوت رو دنبال کنی.
‫من هم رفتم هالیوود.

00:08:34.928 --> 00:08:37.898
‫بهم گفت دنبال آرزوهات باش.

00:08:40.600 --> 00:08:42.769
‫اینطوری قطع ارتباط کردیم.

00:08:42.803 --> 00:08:44.838
‫کم کم داشتم متوجه می‌شدم...

00:08:44.871 --> 00:08:47.707
‫که چرا سرگذشت بیل
‫اینقدر برام مهمه.

00:08:47.741 --> 00:08:50.210
‫از اونجا که خودم کسی بودم
‫که واسه آرزوهام تو هالیوود،

00:08:50.243 --> 00:08:52.746
‫عزیزان و داشته‌هام رو ول کردم،

00:08:52.779 --> 00:08:55.148
‫احساس نزدیکی زیادی باهاش می‌کردم.

00:08:55.182 --> 00:08:56.950
‫ولی همچنان این مسئله باقی بود،

00:08:56.983 --> 00:08:59.586
‫که به جز یه اسم کوچیک
‫و یه طراحی چهره قدیمی،

00:08:59.619 --> 00:09:02.622
‫هیچ اطلاعات دیگه‌ای نداشتیم
‫تا باهاش دنبال فرانسیس بگردیم.

00:09:03.315 --> 00:09:04.807
‫خانم سفیدپوسته؟

00:09:04.891 --> 00:09:06.193
‫- آره.
‫- سفیده؟

00:09:06.226 --> 00:09:08.228
‫- سفیده.
‫- سفیدپوسته.

00:09:08.261 --> 00:09:11.213
‫انگار داشتیم دنبال فرد مفقودی می‌گشتیم.

00:09:11.386 --> 00:09:12.761
‫این عکس خانمه؟

00:09:12.784 --> 00:09:14.526
‫خانمه دیگه.

00:09:15.042 --> 00:09:15.829
‫نه.

00:09:15.854 --> 00:09:17.555
‫برامون سخت بود که کجا
‫باید دنبالش بگردیم،

00:09:17.589 --> 00:09:20.425
‫یا اینکه اصلا از کجا شروع کنیم.

00:09:20.458 --> 00:09:21.960
‫تو راه هتل که بودیم،

00:09:21.993 --> 00:09:24.095
‫بیل ازم خواست یه سر
‫به دبیرستان قدیمیشون بزنیم.

00:09:24.129 --> 00:09:28.099
‫اون زمان دبیرستان مرکزی ادغام شده بود.
‫نه دانش‌آموز سیاه‌پوست جدید آوردن.

00:09:28.133 --> 00:09:29.768
‫موقع ورودشون پلیس فدرال...

00:09:29.801 --> 00:09:33.705
‫وارد عمل شد.

00:09:33.738 --> 00:09:35.740
‫ما همیشه بدون هیچ مشکلی،

00:09:35.774 --> 00:09:38.343
‫با سیاه‌پوست‌ها کنار می‌اومدیم.

00:09:38.376 --> 00:09:40.512
‫حیف شد که کار به اینجا کشید،

00:09:40.545 --> 00:09:42.647
‫ولی کاریه که شد دیگه.

00:09:42.681 --> 00:09:43.949
‫جالب بود که تاریخچه‌ای...

00:09:43.982 --> 00:09:45.917
‫از دبیرستان بیل یاد گرفتم.

00:09:45.951 --> 00:09:48.486
‫ولی بعدش جزئیاتی یادش اومد
‫که می‌تونست به کارمون بیاد.

00:09:48.520 --> 00:09:51.122
‫فرانسیس هم توی
‫دبیرستان شما درس می‌حوند؟

00:09:51.593 --> 00:09:52.747
‫اِم...

00:09:55.427 --> 00:09:58.763
‫نه، اگه اشتباه نکنم
‫تو دبیرستان دوماس درس می‌خوند.

00:09:58.797 --> 00:10:02.067
‫دوماس، آرکانزاس.

00:10:02.100 --> 00:10:03.802
‫دوماس.

00:10:03.835 --> 00:10:05.904
‫کاشف به عمل اومد که دوماس
‫اسم شهریه...

00:10:05.937 --> 00:10:08.039
‫که تو فاصله دو ساعته لیدل راکه.

00:10:08.073 --> 00:10:10.108
‫اگه با مسئولان مدرسه صحبت می‌کردیم،

00:10:10.141 --> 00:10:12.410
‫به احتمال زیاد سوابق دانش‌آموزان...

00:10:12.444 --> 00:10:15.013
‫یا حتی سالنامه قدیمی‌ای داشته باشن
‫که به کار ما بیاد.

00:10:15.046 --> 00:10:16.781
‫ولی اون روز مدرسه تعطیل بود،

00:10:16.815 --> 00:10:18.650
‫واسه همین باید
‫صبح باهاشون تماس می‌گرفتیم.

00:10:18.683 --> 00:10:20.418
‫تا اون موقع،
‫وارد اتاق هتلمون شدیم...

00:10:20.452 --> 00:10:22.621
‫که توی مرکز لیدل راک بود.

00:10:22.654 --> 00:10:24.923
‫بعد از اینکه چمدون‌هامون رو باز کردیم
‫و شام سفارش دادیم،

00:10:24.956 --> 00:10:28.460
‫گفتیم بهتره تا صبح استراحت کنیم.

00:10:32.464 --> 00:10:34.532
‫از حق نگذریم سفر باحالیه‌ها، قبول داری؟

00:10:34.566 --> 00:10:35.767
‫آره.

00:10:35.800 --> 00:10:37.435
‫خودمون مردونه.

00:10:37.469 --> 00:10:40.038
‫اوهوم.

00:10:40.071 --> 00:10:41.940
‫می‌شه سوالی ازت بپرسم؟

00:10:41.973 --> 00:10:43.975
‫آره.

00:10:44.009 --> 00:10:47.379
‫خاطره مورد علاقه‌ات از فرانسیس چیه؟

00:10:54.786 --> 00:10:58.156
‫احتمالا اون لحظه‌ای باشه
‫که با هم روی یه تخت دراز کشیده بودیم.

00:10:58.189 --> 00:10:59.557
‫روی تخت با هم دراز کشیده بودین؟
‫آره.

00:11:00.892 --> 00:11:03.094
‫اون‌وقت رو تخت... چیکار می‌کردین؟

00:11:05.104 --> 00:11:07.452
‫می‌خواستم باهاش سکس کنم.

00:11:09.684 --> 00:11:11.154
‫آها، چه باحال.

00:11:14.940 --> 00:11:17.008
‫خیلی‌خب، بگیریم بخوابیم؟

00:11:17.042 --> 00:11:19.477
‫آره دیگه.

00:11:19.511 --> 00:11:20.912
‫خیلی‌خب. شب به خیر بیل.

00:11:20.946 --> 00:11:23.014
‫شب به خیر.

00:11:23.048 --> 00:11:24.616
‫می‌خوای پتو رو خودت بندازی؟

00:11:24.649 --> 00:11:28.053
‫فعلا که نمی‌خوام.
‫ولی مرسی که پرسیدی.

00:11:28.086 --> 00:11:29.888
‫خیلی‌خب.

00:11:43.221 --> 00:11:44.790
‫صبح روز بعد، در حالی که بیل
‫داشت آماده می‌شد،

00:11:44.823 --> 00:11:46.558
‫تصمیم گرفتم با دبیرستان...

00:11:46.592 --> 00:11:48.126
‫دوماس تماس بگیرم
‫تا سرنخی به دست بیارم،

00:11:48.160 --> 00:11:49.628
‫تا اینکه به مشکلی خوردم.

00:11:49.661 --> 00:11:51.530
‫از اولیا نیستم.

00:11:51.563 --> 00:11:53.832
‫خب، ولی مطابق قوانین ما،

00:11:53.865 --> 00:11:55.534
‫برای حضور یا حتی دیدن مدرسه،

00:11:55.567 --> 00:11:57.736
‫باید اولیا یا قیم
‫یکی از دانش‌آموزان باشین.

00:11:57.769 --> 00:12:00.339
‫مدیریت مدرسه بهم گفت
‫که به علت قوانین...

00:12:00.372 --> 00:12:01.873
‫سفت و سختی که برای
‫حریم خصوصی دانش‌آموزان دارن،

00:12:01.907 --> 00:12:03.642
‫نه‌تنها که اطلاعاتی بهمون نمی‌دن،

00:12:03.675 --> 00:12:05.243
‫بلکه حتی نمی‌تونیم
‫سری به مدرسه بزنیم...

00:12:05.277 --> 00:12:07.245
‫تا سالنامه قدیمیشون رو ببینیم.

00:12:07.279 --> 00:12:09.281
‫گمونم یه پیرمرد هفتاد و هشت ساله...

00:12:09.314 --> 00:12:10.916
‫که دنبال آدرس دانش‌آموز سابقی می‌گرده...

00:12:10.949 --> 00:12:14.386
‫که قبلا عاشقش بوده،
‫تا حد زیادی غیرعادیه.

00:12:14.419 --> 00:12:16.722
‫ولی بعد از اینکه کمی در مورد
‫شهر دوما تحقیق کردم،

00:12:16.755 --> 00:12:18.724
‫به نتیجه‌ای رسیدم که ممکن بود،

00:12:18.757 --> 00:12:20.692
‫مسیر رسیدن رو برامون هموار کنه.

00:12:20.726 --> 00:12:22.561
‫ظاهرا شهرت دوماس به خاطر این بوده...

00:12:22.594 --> 00:12:24.730
‫که فیلم ۲۰۱۲ متیو مک‌کانهیه
‫به نام «ماد»،

00:12:24.763 --> 00:12:27.666
‫اونجا فیلمبرداری شده.

00:12:27.699 --> 00:12:31.370
‫مشخص بود که تمام اهالی دوماس،
‫به این مسئله افتخار می‌کردن.

00:12:31.403 --> 00:12:33.238
‫واسه همین اگه می‌تونستیم
‫وانمود کنیم که می‌خوایم...

00:12:33.272 --> 00:12:34.273
‫قسمت دوم «ماد» رو بسازیم،

00:12:34.306 --> 00:12:36.541
‫که اسمش «ماد دو: هیچ‌گاه تمیز نشد»ئه،

00:12:36.575 --> 00:12:38.510
‫اهالی شهر بهمون اجازه بدن،

00:12:38.543 --> 00:12:40.946
‫به تمام نقاط دوماس دسترسی داشته باشیم.

00:12:40.979 --> 00:12:42.648
‫از جمله دبیرستانی...

00:12:42.681 --> 00:12:45.450
‫که سالنامه‌های قدیمی توش بایگانی شده.

00:12:45.484 --> 00:12:47.719
‫ولی برای اجرای این نقشه،
‫نیاز به اعتبار داشتیم.

00:12:47.753 --> 00:12:51.189
‫از این جهت با بازیگری
‫به نام ریچارد لدبتر تماس گرفتم،

00:12:51.223 --> 00:12:52.858
‫که در پس زمینه یکی از...

00:12:52.891 --> 00:12:54.726
‫سکانس‌های فیلم «ماد» حضور داشته،

00:12:54.760 --> 00:12:56.395
‫و ازش خواستم بیاد تست بازیگریش رو...

00:12:56.428 --> 00:12:59.464
‫واسه فیلمی به نام «ماد دو» بده.

00:12:59.498 --> 00:13:02.267
‫اولا باید بگیم که بازیت
‫تو ماد یک رو خیلی دوست داشتیم.

00:13:02.301 --> 00:13:03.769
‫متشکرم.

00:13:03.802 --> 00:13:05.404
‫گمونم بیل گلدستین رو از فیلمبرداری...

00:13:05.437 --> 00:13:06.972
‫قسمت یکم یادت باشه.

00:13:07.005 --> 00:13:08.774
‫گمونم با هم آشنا نشدیم. فکر کنم...

00:13:08.807 --> 00:13:11.410
‫البته چهره‌ات...
‫چهره جفتتون خیلی آشناست.

00:13:11.443 --> 00:13:13.412
‫آره دیگه. آخه تمام مدت
‫توی صحنه حضور داشتیم.

00:13:13.445 --> 00:13:15.280
‫پس مطمئنم چند باری ما رو دیدی.

00:13:15.314 --> 00:13:17.249
‫فیلم فوق‌العاده‌ای بود. دست مریزاد.

00:13:17.282 --> 00:13:18.250
‫لطف داری.

00:13:18.283 --> 00:13:19.885
‫ممنونم.

00:13:19.918 --> 00:13:21.820
‫واسه تست بازیگریش،
‫چند خط دیالوگ نوشتم...

00:13:21.853 --> 00:13:24.584
‫که از سکانسی از «ماد دو» بوده
‫و بیل باهاش اجرا می‌کرد.

00:13:26.959 --> 00:13:28.493
‫می‌شه بگین جریان چیه؟

00:13:28.527 --> 00:13:30.495
‫مشخصه اینجا حسابی به هم ریخته.

00:13:30.529 --> 00:13:32.297
‫می‌دونم.

00:13:32.331 --> 00:13:34.600
‫باید زود این کتابخونه
‫دبیرستان رو تمیز کنیم.

00:13:34.633 --> 00:13:37.703
‫باز همه‌جاش گلی شده.

00:13:37.736 --> 00:13:39.972
‫با اینکه دفعه پیش
‫فکر می‌کردم اوضاع کثیف باشه،

00:13:40.005 --> 00:13:42.341
‫ولی این بار منزجرکننده شده.

00:13:42.374 --> 00:13:45.243
‫خیلی مسخره است که اینقدر...

00:13:45.277 --> 00:13:48.313
‫همه‌جا گلی شده.

00:13:49.481 --> 00:13:52.684
‫عالی بود. واقعا...

00:13:52.718 --> 00:13:55.721
‫خیلی خوب بخشش رو اجرا کرد.

00:13:55.754 --> 00:13:59.324
‫اول خیلی آروم و خونسرد
‫جملاتش رو گفت...

00:13:59.358 --> 00:14:03.362
‫بعدش وارد مرحله قدرتمندتری شد.

00:14:03.395 --> 00:14:04.930
‫خیلی‌خب. بهش بگو.

00:14:04.963 --> 00:14:07.266
‫خودت بهش بگو.

00:14:07.299 --> 00:14:08.533
‫واسه نقش قبول شدی.

00:14:08.567 --> 00:14:10.469
‫عالیه. متشکرم.

00:14:10.502 --> 00:14:11.937
‫حالا که بازیگری از فیلم ماد اصلی...

00:14:11.970 --> 00:14:14.806
‫توی گروهمون آورده بودیم،
‫با دبیرستان دوماس تماس گرفتیم،

00:14:14.840 --> 00:14:16.708
‫تا بهشون بگیم قراره واسه
‫قسمت دوم ماد،

00:14:16.742 --> 00:14:18.810
‫دنبال لوکیشن فیلمبرداری بگردیم.

00:14:18.844 --> 00:14:21.480
‫همونطور که انتظار داشتم،
‫با آغوش باز ازمون استقبال کردن.

00:14:21.513 --> 00:14:23.282
‫ایشون توی اون سکانسی بود
‫که موتورسیکلت...

00:14:23.315 --> 00:14:24.416
‫کنار راه‌آهن حرکت می‌کرد.
‫- خیلی‌خب.
‫- اونجا دیده می‌شه...

00:14:25.884 --> 00:14:27.619
‫که توی پس‌زمینه قابه
‫و موهای درخشانی داره.

00:14:27.653 --> 00:14:28.987
‫مسئولین مدرسه به قدری
‫شیفته بازیگر شدن،

00:14:29.021 --> 00:14:31.056
‫که باهامون مثل افراد ویژه رفتار کردن،

00:14:31.089 --> 00:14:33.592
‫اطراف مدرسه رو بهمون نشون دادن...

00:14:33.633 --> 00:14:36.348
‫تا با مدرسه‌شون بیشتر آشنا بشیم.

00:14:36.606 --> 00:14:39.012
‫سالنامه رو کجا می‌شه پیدا کرد؟

00:14:39.398 --> 00:14:41.033
‫ولی خبر نداشتن که هدف اصلیمون...

00:14:41.066 --> 00:14:43.001
‫پیدا کردن سالنامه‌های قدیمیشونه.

00:14:43.035 --> 00:14:44.336
‫اینجا محل فیلمبرداری خوبیه.

00:14:44.369 --> 00:14:46.004
‫سالنامه‌هاتون رو کجا نگه می‌دارین؟

00:14:46.038 --> 00:14:49.308
‫بهشون گفتیم که ماد دو قراره
‫تو دهه پنجاه رخ بده...

00:14:49.341 --> 00:14:52.077
‫و اگه سالنامه‌های قدیمیشون رو ببینیم
‫بهتر می‌تونیم...

00:14:52.110 --> 00:14:53.879
‫اون دوران رو به تصویر بکشیم.

00:14:53.912 --> 00:14:56.014
‫بیا، این سال ۵۷ می‌شه.

00:14:56.048 --> 00:14:58.884
‫فرانسیس در اواخر دهه پنجاه،
‫تو دوماس درس می‌خوند.

00:14:58.917 --> 00:15:02.087
‫وقتی سالنامه سال ۵۷ رو پیدا کردیم،
‫مطمئن بودم به خواسته‌مون رسیدیم.

00:15:02.120 --> 00:15:05.090
‫به نظرتون ممکنه مسئول تدارکات ما...

00:15:05.123 --> 00:15:05.924
‫نگاهی به این سالنامه‌ها بندازه؟

00:15:05.958 --> 00:15:08.760
‫نمی‌دونم. چرا که نه؟

00:15:08.794 --> 00:15:10.796
‫اینطوری بود که من و بیل،
‫نقشه خارق‌العاده‌ی...

00:15:10.829 --> 00:15:12.998
‫سرقتمون رو اجرا کردیم.

00:15:13.031 --> 00:15:14.600
‫وقتی به محل امنی رسیدیم،

00:15:14.633 --> 00:15:17.469
‫گفتیم وقتشه نگاهی
‫به سرنخ فعلیمون بندازیم.

00:15:23.875 --> 00:15:25.877
‫اینه.

00:15:28.113 --> 00:15:29.881
‫- خودشه.
‫- اینه؟

00:15:30.031 --> 00:15:32.317
‫آره، خودشه.

00:15:34.653 --> 00:15:36.755
‫خدایا.

00:15:38.924 --> 00:15:41.059
‫چقدر...

00:15:41.093 --> 00:15:45.697
‫خودشه.

00:15:49.635 --> 00:15:51.803
‫خودشه.

00:15:57.743 --> 00:15:59.378
‫واقعا خودشه.

00:16:05.394 --> 00:16:07.744
‫این سالنامه منبع فوق‌العاده‌ای بود.

00:16:07.777 --> 00:16:10.315
‫نه‌تنها که با اسامی هم‌کلاسی‌هاش...

00:16:10.340 --> 00:16:11.908
‫می‌تونستیم ردش رو بزنیم،

00:16:11.941 --> 00:16:14.377
‫بلکه عکسی قدیمی هم ازش پیدا کردیم.

00:16:14.410 --> 00:16:16.212
‫که یعنی شاید بشه از طریقی...

00:16:16.246 --> 00:16:18.248
‫متوجه شد که فرانسیس
‫احتمالا تو این سن چه‌شکلی شده.

00:16:18.621 --> 00:16:21.691
‫با یکی به نام کورنلیوس لاد،
‫که متخصص بالا بردن سن...

00:16:21.724 --> 00:16:24.694
‫از توی عکس بود و قبلا
‫با هم کار کرده بودیم تماس گرفتم،

00:16:24.727 --> 00:16:26.762
‫بهش گفتم راهی آرکانزاس بشه،

00:16:26.796 --> 00:16:28.731
‫و اتاق هتلی کنار اتاق
‫خودمون براش رزرو کردم،

00:16:28.764 --> 00:16:30.866
‫تا اونجا بتونه از وسایل
‫مورد نیازش استفاده کنه.

00:16:30.900 --> 00:16:34.370
‫این، اِم...

00:16:34.403 --> 00:16:35.404
‫دو تا پرینتر با مدل یکسانه.

00:16:35.438 --> 00:16:37.273
‫آره. آره.

00:16:37.306 --> 00:16:39.275
‫آدم همیشه تو مسافرت
‫باید نسخه پشتیبانی داشته باشه.

00:16:39.308 --> 00:16:41.744
‫آها، خیلی‌خب.
‫خیلی هم عالی.

00:16:41.777 --> 00:16:43.846
‫خوب شد که...

00:16:43.879 --> 00:16:45.348
‫- پشتیبانی داریم.
‫- آره.

00:16:45.381 --> 00:16:47.350
‫خیلی‌خب.

00:16:47.383 --> 00:16:49.151
‫ولی بعد از اینکه عکس رو بهش دادم،

00:16:49.185 --> 00:16:51.220
‫کورنلیوس اشاره کرد
‫که واسه تغییر سن این عکس،

00:16:51.254 --> 00:16:52.555
‫باید از تکنیک پیشرفته‌ای استفاده کنه.

00:16:52.588 --> 00:16:54.357
‫آخرین بار...

00:16:54.390 --> 00:16:57.460
‫ما عکس بچه‌ها رو ده سال بالاتر بردیم.

00:16:57.493 --> 00:16:58.494
‫- آره.
‫- ولی الان ازم می‌خوای...

00:16:58.527 --> 00:17:00.429
‫پنجاه سال بالاتر ببرم.

00:17:00.463 --> 00:17:03.899
‫مهم‌ترین نکته توی تغییرات چهره
‫در سنین زندگی، جاذبه است.

00:17:03.933 --> 00:17:06.569
‫جاذبه باعث می‌شه
‫چهره آدم‌ها سالخورده بشه.

00:17:06.602 --> 00:17:08.170
‫اگه جاذبه‌ای وجود نداشته باشه،
‫مثلا فرض کن...

00:17:08.204 --> 00:17:09.505
‫اگه تو فضا زندگی می‌کردیم...

00:17:09.538 --> 00:17:11.274
‫که یه روز خواهیم کرد...

00:17:11.307 --> 00:17:13.643
‫مثلا چهره خودت عوض نمی‌شه.

00:17:13.676 --> 00:17:15.845
‫تا آخر عمرت همین‌شکلی می‌مونی.

00:17:15.878 --> 00:17:17.613
‫- خیلی‌خب.
‫- یعنی هیچ جاذبه‌ای وجود نداره...

00:17:17.647 --> 00:17:19.315
‫که چهره‌ات رو سالخورده کنه.

00:17:19.348 --> 00:17:21.450
‫با این عکسی که بهم دادی،

00:17:21.484 --> 00:17:24.587
‫روی چهره‌ی این شخص،
‫باید جاذبه رو اعمال کنم.

00:17:24.620 --> 00:17:27.189
‫بسیارخب. باشه.

00:17:27.223 --> 00:17:29.625
‫تازه در کنارش یه نکته‌ای رو بگم
‫که شاید برات جالب باشه.

00:17:29.659 --> 00:17:32.328
‫دانشمندان پیش‌بینی کردن
‫که تا سی سال آینده...

00:17:32.361 --> 00:17:34.196
‫می‌تونیم وارد مطب دکتر بشیم...

00:17:34.230 --> 00:17:36.799
‫و از درمانی بهره‌مند بشیم
‫که همه توان خریدش رو دارن...

00:17:36.832 --> 00:17:41.270
‫که میانگین سن آدم رو
‫به ششصد سالگی می‌رسونه.

00:17:41.304 --> 00:17:42.939
‫فلشی به کورنلیوس دادم...

00:17:42.972 --> 00:17:45.741
‫که توش عکس سالنامه فرانسیس بود.

00:17:45.775 --> 00:17:48.878
‫بعد تنها گذاشتم تا راحت
‫کارش رو انجام بده.

00:17:51.781 --> 00:17:54.383
‫چند ساعت که گذشت،
‫دوباره باهام تماس گرفت...

00:17:54.417 --> 00:17:55.651
‫و نتیجه نهایی‌ای که فرانسیس...

00:17:55.685 --> 00:17:57.820
‫ممکنه امروز چه شکلی باشه رو بهم نشون داد.

00:17:57.853 --> 00:18:00.323
‫یعنی تو این عکس...

00:18:00.356 --> 00:18:01.757
‫سنش رو بالا بردم.
‫- هفتاد و پنج سالشه؟
‫- آره، هفتاد و شیش ساله است.

00:18:02.992 --> 00:18:04.794
‫بین هفتاد و پنج تا شیش.

00:18:04.827 --> 00:18:06.896
‫حتی تو این عکس
‫که هفتاد و شیش سالشه...

00:18:06.929 --> 00:18:08.998
‫همچنان جذابیت خاصی داره.

00:18:09.031 --> 00:18:11.567
‫درسته. آره.

00:18:11.601 --> 00:18:13.970
‫حداقل نظر منه.

00:18:14.003 --> 00:18:17.239
‫به... به نظرت تقریبا
‫این تصویر از فرانسیس...

00:18:17.273 --> 00:18:19.709
‫چقدر به فرانسیس واقعی نزدیکه؟

00:18:19.742 --> 00:18:22.445
‫تقریبا نود و پنج درصد احتمال می‌دم...

00:18:22.478 --> 00:18:23.813
‫که امروز دقیقا همین شکلی باشه.
‫نود و پنج درصد؟

00:18:25.047 --> 00:18:26.382
‫اوهوم.

00:18:26.415 --> 00:18:28.417
‫خیلی‌خب.

00:18:28.451 --> 00:18:29.819
‫فکر نکنم هیچ‌وقت درک کنم که سیستم...

00:18:29.852 --> 00:18:31.654
‫بالا بردن سن عکس چطور کار می‌کنه.

00:18:31.687 --> 00:18:33.589
‫ولی بهترین سرنخی بود که می‌شد باهاش...

00:18:33.623 --> 00:18:35.925
‫درک کرد که فرانسیس
‫هفتاد و شیش ساله چه شکلیه.

00:18:35.958 --> 00:18:38.327
‫عکس به‌روزرسانی‌شده رو
‫پیش بیل بردم...

00:18:38.361 --> 00:18:40.363
‫تا ببینم نظرش چیه.

00:18:40.396 --> 00:18:42.398
‫وای خدا.

00:18:42.431 --> 00:18:45.468
‫فعلا همین رو داریم.

00:18:47.503 --> 00:18:49.672
‫نمی‌دونم صد درصد دقیقه یا نه،

00:18:49.705 --> 00:18:52.608
‫ولی اونقدر متخصص
‫بالا بردن سن تو دنیا وجود نداره،

00:18:52.642 --> 00:18:55.878
‫پس گمونم باید با همین بسازیم.

00:18:55.912 --> 00:18:59.882
‫کی این رو درست کرده؟

00:18:59.916 --> 00:19:02.752
‫کورنلیوس لاد.

00:19:02.785 --> 00:19:05.054
‫اگه به احتمال کمی فرانسیس
‫همچنان تو اون منطقه زندگی می‌کرد،

00:19:05.087 --> 00:19:07.823
‫از نظرم منطقی بود که کمپینی
‫با پوسترش راه بندازیم...

00:19:07.857 --> 00:19:10.593
‫و در همون حین دنبال
‫سرنخ‌های دیگه بگردیم.

00:19:10.626 --> 00:19:12.061
‫از این جهت نزدیک صد آگهی...

00:19:12.094 --> 00:19:13.829
‫توی لیدل راک و دوماس نصب کردیم...

00:19:13.863 --> 00:19:15.564
‫و به این امید بودیم
‫که یکی بشناسدش...

00:19:15.598 --> 00:19:17.700
‫و باهامون تماس بگیره.

00:19:17.733 --> 00:19:20.403
‫صبح روز بعد،
‫بیل تصمیم گرفت از هتل بره...

00:19:20.436 --> 00:19:21.904
‫و تو خونه خواهرزاده‌اش، شلی بمونه...

00:19:21.938 --> 00:19:23.873
‫که خونه‌اش در حومه لیدل راک بود.

00:19:23.906 --> 00:19:26.309
‫از بیل دعوت کرد تا پیشش بمونه،

00:19:26.342 --> 00:19:28.711
‫من هم کنجکاو بودم
‫تا با عضو خانواده بیل آشنا بشم،

00:19:28.744 --> 00:19:30.813
‫چون فکر کردم ممکنه
‫درکی از گذشته بیل...

00:19:30.846 --> 00:19:33.382
‫و از اون مهم‌تر،
‫درک بهتری از فرانسیس بهم بده.

00:19:33.416 --> 00:19:36.715
‫- سلام.
‫- سلام!

00:19:36.748 --> 00:19:38.721
‫سلام عرض شد.

00:19:38.754 --> 00:19:40.456
‫حالت چطوره؟

00:19:40.489 --> 00:19:41.591
‫خوبم. خوشحالم می‌بینمت.

00:19:41.624 --> 00:19:43.426
‫من هم خوشحالم. وای...

00:19:43.459 --> 00:19:46.062
‫بیاین تو.

00:19:46.095 --> 00:19:48.397
‫دریک ازدواج کرد و رفت
‫شمال غربی آرکانزاس زندگی کنه.

00:19:48.431 --> 00:19:49.532
‫- ناتالی و...
‫- کی؟

00:19:49.565 --> 00:19:51.534
‫- دریک دیگه.
‫- آها.

00:19:51.567 --> 00:19:55.404
‫خودت که از داکوتا خبر داری.
‫دیلان هم همچنان محصله.

00:19:55.438 --> 00:19:57.006
‫پس می‌شه گفت...
‫اوضاع و احوالمون خوبه.

00:19:57.039 --> 00:19:58.874
‫من و کریس بالاخره فرصت می‌کنیم
‫مدتی با هم خلوت کنیم.

00:19:58.908 --> 00:20:00.810
‫بالاخره آزاد شدین، نه؟

00:20:00.843 --> 00:20:02.812
‫آره، دقیقا. دقیقا.

00:20:02.845 --> 00:20:04.814
‫اونطوری که نه،
‫ولی در کل همه‌چی خوبه.

00:20:04.847 --> 00:20:06.782
‫این رنگ سالن پذیرایی رو...

00:20:06.816 --> 00:20:09.085
‫اون زمان که اینجا بودم نبود، مگه نه؟

00:20:09.118 --> 00:20:11.087
‫اتفاقا وقتی بودی هم همین بود.

00:20:11.120 --> 00:20:12.021
‫چه قشنگه.

00:20:12.054 --> 00:20:13.990
‫لطف داری.

00:20:14.023 --> 00:20:16.492
‫بعد از اینکه کمی
‫با شلی یاد گذشته کرد،

00:20:16.525 --> 00:20:18.961
‫بیل به طبقه بالا و اتاق نوه خواهرش،
‫یعنی داکوتا رفت،

00:20:18.995 --> 00:20:20.997
‫تا چمدونش رو باز کنه و مستقر بشه.

00:20:21.030 --> 00:20:23.132
‫در همون حین،
‫شلی من رو تو آشپزخونه برد...

00:20:23.165 --> 00:20:25.568
‫تا آلبوم خانوادگیشون رو بهم نشون بده.

00:20:25.601 --> 00:20:26.802
‫- این بیله؟
‫- خودشه.
‫- بامزه نیست؟
‫- چه مدل مویی داره.

00:20:28.004 --> 00:20:29.905
‫کلاهش رو ببین.

00:20:29.939 --> 00:20:33.042
‫این عکس مراسم عید پاک ۱۹۳۹ئه،

00:20:33.075 --> 00:20:34.977
‫این هم بیله.

00:20:35.011 --> 00:20:36.512
‫- چه بامزه است.
‫- واقعا.

00:20:36.545 --> 00:20:39.148
‫این هم یه عکسه که فکر کنم...

00:20:39.181 --> 00:20:40.616
‫این بیله؟

00:20:40.650 --> 00:20:42.852
‫آره، اون زمان که جوون بوده.

00:20:42.885 --> 00:20:43.953
‫- باورم نمی‌شه.
‫- چرا.

00:20:43.986 --> 00:20:45.488
‫موهاش رو ببین.

00:20:45.521 --> 00:20:46.622
‫وای خدا.

00:20:46.656 --> 00:20:48.858
‫اوهوم.

00:20:48.891 --> 00:20:51.460
‫از این مسئله که بیل یه زمان
‫اینقدر خوش‌قیافه بود، جا خوردم.

00:20:51.494 --> 00:20:53.963
‫برای اولین بار اونجا بود
‫که آرزوش توی بازیگری...

00:20:53.996 --> 00:20:56.132
‫برام تا حدی منطقی شد.

00:20:56.165 --> 00:20:58.734
‫من هم امیدوار بودم تا شلی بتونه
‫کمکم کنه تا درک کنم...

00:20:58.768 --> 00:21:01.070
‫که چرا این آدم عشق زندگیش رو...

00:21:01.103 --> 00:21:02.805
‫برای شهرت کنار گذاشت و رفت.

00:21:02.838 --> 00:21:05.508
‫بابای بیل وقتی پنج سالش بود فوت کرد.

00:21:05.541 --> 00:21:08.578
‫باباش، فکر کنم...

00:21:08.611 --> 00:21:10.413
‫در زمان مرگش پنجاه ساله بود.

00:21:10.446 --> 00:21:11.647
‫خلاصه اینکه جوون بود.

00:21:11.681 --> 00:21:13.549
‫آها.

00:21:13.583 --> 00:21:15.551
‫خیلی هم براش سخت بود...

00:21:15.585 --> 00:21:18.554
‫تا این غم رو هضم کنه.

00:21:18.588 --> 00:21:20.756
‫گمونم همین باعث می‌شد
‫که در مقاطعی از زندگیش،

00:21:20.790 --> 00:21:23.726
‫مثلا حس کنه که...

00:21:23.759 --> 00:21:27.430
‫حقشه به یه سری چیزها برسه...

00:21:27.463 --> 00:21:30.700
‫و اینکه زندگی چندان
‫بر وفق مرادش نبوده.

00:21:30.733 --> 00:21:34.036
‫گمونم همینه که حسرت به دلش می‌ذاره.

00:21:34.070 --> 00:21:37.506
‫خاطرات بیل از فرانسیس
‫خیلی گنگ و...

00:21:37.540 --> 00:21:38.441
‫- اوهوم.
‫- مبهمه.

00:21:38.474 --> 00:21:40.042
‫اوهوم.

00:21:40.076 --> 00:21:42.645
‫نصف جزئیات اکثر خاطرات رو یادش نیست.

00:21:42.678 --> 00:21:46.716
‫واسه همین امیدوار بودم
‫که شاید شما چیزی بدونین...

00:21:46.749 --> 00:21:48.851
‫که مثلا براتون تعریف کرده باشه.
‫اطلاع دارین؟

00:21:48.884 --> 00:21:51.654
‫خیلی خلاصه، ولی آره.

00:21:51.687 --> 00:21:54.023
‫ظاهرا...
‫اگه اشتباه نکنم با هم سر قرار می‌رفتن.

00:21:54.056 --> 00:21:55.758
‫مادربزرگم هم نمی‌خواست
‫که با فرانسیس ازدواج کنه.

00:21:55.791 --> 00:21:57.126
‫همین رو بهتون گفته؟

00:21:57.159 --> 00:21:59.061
‫کمابیش همین رو گفته بود، آره.

00:21:59.095 --> 00:22:01.764
‫حس می‌کنم براش حسرت بزرگیه
‫که باهاش ازدواج نکرد.

00:22:01.797 --> 00:22:03.132
‫- آره.
‫- همیشه می‌گه که...
‫- ای کاش باهاش ازدواج می‌کرد.
‫- آره.

00:22:04.500 --> 00:22:06.135
‫بیل همیشه ارتباطش...

00:22:06.168 --> 00:22:08.771
‫یعنی به معنای کلمه،
‫یه دفترچه سیاه داره...

00:22:08.804 --> 00:22:11.240
‫که راه ارتباطی با همه رو توش نوشته.

00:22:11.274 --> 00:22:12.875
‫از اقوام گرفته تا دوستانش.

00:22:12.909 --> 00:22:16.112
‫تو این مورد خیلی مرتب و منظمه.

00:22:16.145 --> 00:22:18.681
‫واسه همین اینکه نمی‌تونه
‫فرانسیس رو پیدا کنه،

00:22:18.714 --> 00:22:20.750
‫تا حد زیادی برام جالبه.

00:22:20.783 --> 00:22:23.753
‫عجیب بود که شلی،
‫با شناخت کاملی که از بیل داره،

00:22:23.786 --> 00:22:26.622
‫به نظرش قطع ارتباط
‫بیل و فرانسیس، غیرعادی بوده.

00:22:26.656 --> 00:22:28.824
‫حرفمون که ادامه پیدا کرد،

00:22:28.858 --> 00:22:31.093
‫جزئیات جالب‌تری به مکالمه اضافه شد.

00:22:31.127 --> 00:22:33.829
‫چند وقته که بیل...

00:22:33.863 --> 00:22:36.599
‫تقلید بیل گیتس انجام می‌ده؟

00:22:36.632 --> 00:22:40.636
‫اِم...

00:22:40.670 --> 00:22:42.071
‫گمونم از وقتی که تو نمایش‌ها بوده.

00:22:42.104 --> 00:22:43.773
‫یعنی... چی؟

00:22:43.806 --> 00:22:45.808
‫از وقتی که واسه شما اجرا کرد.

00:22:45.841 --> 00:22:49.512
‫تا اونجا که ما می‌دونیم،
‫قبلا این کار رو نکرده بود.

00:22:49.545 --> 00:22:51.681
‫یعنی قبل از «نیتن در خدمته»؟

00:22:51.714 --> 00:22:53.249
‫اصلا فکر نکنم تا حالا
‫تقلید صدایی انجام داده باشه.

00:22:53.282 --> 00:22:54.850
‫گفته بود که انجام داده؟

00:22:54.884 --> 00:22:56.852
‫اولین بار که باهاش آشنا شدم...

00:22:56.886 --> 00:22:58.087
‫بهم گفت به طور حرفه‌ای تمرین کرده.

00:22:58.120 --> 00:22:59.922
‫چه بدونم.

00:22:59.956 --> 00:23:02.058
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫هیچ‌وقت...

00:23:02.091 --> 00:23:03.793
‫البته باز هم ممکنه
‫چنین کاری کرده باشه و...

00:23:03.826 --> 00:23:06.829
‫من ازش خبر نداشته باشم.

00:23:06.862 --> 00:23:09.799
‫آها.

00:23:09.832 --> 00:23:13.135
‫مرموز بودن بیل حتی
‫فراتر از انتظاراتم رفته بود.

00:23:13.169 --> 00:23:15.972
‫برام سخت بود تا بفهمم
‫کدوم حقیقت زندگیش واقعیه،

00:23:16.005 --> 00:23:19.075
‫پس طبیعیه با خودم فکر کنم
‫که رابطه‌اش با فرانسیس...

00:23:19.108 --> 00:23:21.544
‫ممکنه اونطوری که تعریف کرده بود، نباشه.

00:23:21.577 --> 00:23:23.679
‫اگه قرار بود همچنان
‫وقتم رو وقف...

00:23:23.713 --> 00:23:25.715
‫کمک کردن به این آدم بکنم،

00:23:25.748 --> 00:23:27.683
‫باید از روراست بودنش اطمینان حاصل می‌کردم.

00:23:27.717 --> 00:23:29.952
‫آجیل مورد علاقه‌ات چیه؟

00:23:29.986 --> 00:23:31.954
‫بادوم‌زمینی.

00:23:31.988 --> 00:23:33.823
‫عاشق بادوم‌زمینی‌ام.

00:23:33.856 --> 00:23:37.093
‫آره، خوشم میاد.

00:23:37.126 --> 00:23:39.095
‫می‌شه یه سوالی ازت بپرسم؟

00:23:39.128 --> 00:23:40.896
‫راحت باش.

00:23:40.930 --> 00:23:44.000
‫دقیقا چند وقته که به طور حرفه‌ای
‫تقلید صدای بیل گیتس رو انجام می‌دی؟

00:23:49.005 --> 00:23:51.974
‫عه، فکر کنم چهار سالی می‌شه.
‫درست می‌گم؟

00:23:52.008 --> 00:23:55.244
‫چرا چنین سوالی می‌پرسی؟

00:23:55.278 --> 00:23:57.780
‫اولین بار که دیدمت...

00:23:57.813 --> 00:23:59.315
‫- آره.
‫- بهم گفتی که...

00:23:59.348 --> 00:24:02.184
‫راه امرار و معاشت
‫تقلید صدای بیل گیتسه.

00:24:02.218 --> 00:24:04.720
‫خب...

00:24:04.754 --> 00:24:06.689
‫گفتم راه امرار و معاشمه؟

00:24:06.722 --> 00:24:08.190
‫راه امرار و معاشته دیگه، نه؟

00:24:08.224 --> 00:24:10.059
‫- بله جناب.
‫- بسیارخب.

00:24:10.092 --> 00:24:11.894
‫آره.

00:24:11.928 --> 00:24:14.664
‫خب، لابد سو تفاهمی رخ داده.

00:24:14.697 --> 00:24:16.866
‫از جانب تو یا من؟

00:24:16.899 --> 00:24:20.002
‫خب، در کل بین دو نفر...

00:24:20.036 --> 00:24:22.271
‫ممکنه سو تفاهم پیش بیاد.

00:24:22.305 --> 00:24:24.874
‫حالا سو تفاهم بود
‫یا بهم دروغ گفته بودی؟

00:24:24.907 --> 00:24:27.610
‫من که بهت دروغ نمی‌گم.

00:24:27.643 --> 00:24:29.045
‫بهم گفتی به طور حرفه‌ای
‫تقلید صدای بیل گیتس انجام می‌دی.

00:24:29.078 --> 00:24:31.881
‫نمی‌دونم این حرف‌ها رو از کجا آوردی.

00:24:31.914 --> 00:24:33.182
‫تو برنامه ضبط شده.

00:24:35.851 --> 00:24:37.320
‫جلوی دوربین بهم گفته بودی.

00:24:42.325 --> 00:24:45.828
‫احیانا توی جزئیات رابطه‌ات با فرانسیس...

00:24:45.861 --> 00:24:47.096
‫مورد اغراق‌آمیزی گفتی
‫که لازم باشه بدونم؟

00:24:47.129 --> 00:24:50.232
‫نه. هیچ اغراقی نکردم.

00:24:50.266 --> 00:24:52.802
‫هر چیزی که بهت گفتم واقعیت داره.

00:24:52.835 --> 00:24:53.970
‫پس همه‌چی رو بهم گفتی؟

00:24:54.003 --> 00:24:56.272
‫خب، حداقل هر چیزی که یادمه.

00:24:56.305 --> 00:24:58.975
‫ولی اگه چیز دیگه‌ای یادم بیاد،
‫حتما بهت می‌گم.

00:25:00.876 --> 00:25:02.645
‫احیانا عین آدم‌های مریض
‫دنبال این خانمه که نیستی، نه؟

00:25:02.678 --> 00:25:04.347
‫نه.

00:25:04.380 --> 00:25:06.249
‫خیلی‌خب.

00:25:06.282 --> 00:25:09.418
‫نه بابا.

00:25:09.452 --> 00:25:12.321
‫به قیافه من میاد...
‫آدم مریضی باشم؟

00:25:15.224 --> 00:25:18.160
‫این مکالمه زیاد باعث نشد
‫تا دلم گرم بشه.

00:25:18.194 --> 00:25:19.428
‫بیل جوری با آدم صحبت می‌کنه...

00:25:19.462 --> 00:25:21.731
‫که فهمیدن منظورش سخته.

00:25:21.764 --> 00:25:24.333
‫دوباره بادوم‌زمینی پیدا کردم.

00:25:28.170 --> 00:25:30.273
‫اون روز که از پیششون رفتم،

00:25:30.306 --> 00:25:32.174
‫برام سخت بود که بفهمم
‫چه جزئیاتی رو باید...

00:25:32.208 --> 00:25:34.410
‫از این رابطه که مال
‫خیلی وقت پیشه، باور کنم.

00:25:40.131 --> 00:25:42.342
‫اسـ... اسمش فرانسیسه؟

00:25:42.625 --> 00:25:43.265
‫آره.
‫مادر مادربزرگمه.

00:25:44.623 --> 00:25:47.459
‫احیانا می‌دونی قبل از ازدواج،
‫فامیلیش چی بوده؟

00:25:49.156 --> 00:25:50.585
‫نمی‌دونم قبلا فامیلیش چی بوده.

00:25:50.610 --> 00:25:53.154
‫خیلی‌خب.

00:25:53.179 --> 00:25:55.281
‫روز بعدش یکی باهام تماس گرفت...

00:25:55.315 --> 00:25:57.150
‫که انگار یکی از پوسترهای
‫فرانسیس ما رو دیده بود...

00:25:57.183 --> 00:26:00.226
‫و فکر می‌کرد ممکنه
‫مادر مادربزرگش بوده باشه.

00:26:00.251 --> 00:26:03.154
‫می‌دونی چه سالی به دنیا اومده بود؟

00:26:04.268 --> 00:26:04.932
‫نه.

00:26:04.994 --> 00:26:06.752
‫الان که حضور ذهن ندارم.

00:26:06.777 --> 00:26:08.181
‫ولی پیره، نه؟

00:26:08.526 --> 00:26:09.197
‫آره بابا.

00:26:09.228 --> 00:26:11.898
‫اطلاعات زیادی از گذشته
‫مادر مادربزرگش نداشت،

00:26:11.931 --> 00:26:13.466
‫ولی قبل از اینکه
‫راه ارتباطیش رو بهمون بده،

00:26:13.499 --> 00:26:15.916
‫ازم خواست موقع استراحت ناهارش،
‫باهاش ملاقات کنیم.

00:26:16.018 --> 00:26:18.635
‫الان دارم از سر کار میام،
‫گمونم بتونیم توی...

00:26:18.705 --> 00:26:19.268
‫اِم...
‫چیپز باربیکیو همدیگه رو ببینیم.

00:26:20.815 --> 00:26:21.315
‫یا مثلا...

00:26:21.494 --> 00:26:24.383
‫ساعت یک و ربع توی پارکینگ اونجا منتظرم.

00:26:24.408 --> 00:26:26.512
‫باشه، دستت درد نکنه. خیلی‌خب.

00:26:26.546 --> 00:26:28.181
‫من هم با عجله خونه شلی رفتم...

00:26:28.214 --> 00:26:30.049
‫تا خبرها رو به بیل بدم.

00:26:30.083 --> 00:26:33.119
‫یکی به اسم جیک بهم زنگ زد...

00:26:33.152 --> 00:26:35.455
‫چون پوسترهای فرانسیسمون رو دیده بود.

00:26:35.488 --> 00:26:38.358
‫اسم مادر مادربزرگش فرانسیس بوده.

00:26:38.391 --> 00:26:40.026
‫فامیلیش فرق داره،

00:26:40.059 --> 00:26:42.628
‫ولی نمی‌دونه قبل از ازدواج،
‫فامیلیش چی بوده.

00:26:42.662 --> 00:26:44.664
‫فکر می‌کنه خودشه؟

00:26:44.697 --> 00:26:46.366
‫اون هم مطمئن نیست.

00:27:02.038 --> 00:27:03.540
‫- جیک؟
‫- بله جناب.

00:27:03.573 --> 00:27:04.808
‫- سلام.
‫- سلام، حالتون چطوره؟
‫سلام. حال شما؟

00:27:06.309 --> 00:27:07.877
‫- نیتن هستم.
‫- خوش‌وقتم.

00:27:07.911 --> 00:27:09.813
‫- بیل هستم.
‫- خوش‌وقتم.

00:27:09.846 --> 00:27:11.815
‫گفتین نام خانوادگیش رو یادتون نیست؟

00:27:11.848 --> 00:27:15.652
‫نه، من نتیجه‌اش محسوب می‌شم،
‫پس از اونجا که...

00:27:15.685 --> 00:27:17.120
‫ازدواج کرده بود...
‫راستش چند باری ازدواج کرده بود.

00:27:18.288 --> 00:27:19.589
‫مادر مادربزرگت؟

00:27:19.623 --> 00:27:21.124
‫بله.

00:27:21.157 --> 00:27:24.127
‫دیدی گفتم دو بار ازدواج کرده؟

00:27:24.160 --> 00:27:26.296
‫آره. پس...
‫دو بار ازدواج کرده؟

00:27:26.329 --> 00:27:27.564
‫- حداقل بیشتر از یک بار بوده.
‫- بسیارخب.

00:27:27.597 --> 00:27:30.166
‫الان هم تو رولاند زندگی می‌کنه.

00:27:30.200 --> 00:27:32.269
‫خب، می‌شه الان ببینمش؟

00:27:32.302 --> 00:27:35.538
‫احتمالا بشه. آره.

00:27:35.572 --> 00:27:38.108
‫بعد از اینکه به جیک ثابت کردیم
‫که مژدگانی رو پرداخت می‌کنیم،

00:27:38.141 --> 00:27:40.010
‫مجاب شد بهمون کمک کنه.

00:27:40.043 --> 00:27:42.045
‫نشونی مادر مادربزرگش رو بهمون داد،

00:27:42.078 --> 00:27:43.880
‫و ما هم عازم اون سر شهر شدیم،

00:27:43.914 --> 00:27:45.782
‫تا ببینیم این همون فرانسیسیه...

00:27:45.815 --> 00:27:47.317
‫که بیل دنبالش می‌گرده یا نه.

00:27:47.350 --> 00:27:49.319
‫گمونم نزدیک شدیم.

00:27:52.856 --> 00:27:53.957
‫حاضری؟
‫آره.

00:27:55.325 --> 00:27:56.593
‫خیلی‌خب.

00:28:50.347 --> 00:28:52.249
‫- سلام.
‫- حالتون چطوره؟

00:28:52.282 --> 00:28:53.383
‫خوبم.

00:28:53.416 --> 00:28:55.919
‫شما فرانسیس هستین؟

00:28:55.952 --> 00:28:58.188
‫فرانسیس واتسون هستم.

00:28:58.221 --> 00:29:00.857
‫فامیلیتون قبلا چی بوده؟ گدی بوده؟

00:29:00.891 --> 00:29:04.361
‫نه، فامیلیم آپلین بود.

00:29:04.394 --> 00:29:06.730
‫آها، بسیارخب.

00:29:06.763 --> 00:29:10.066
‫آخه من دنبال فرانسیس گدی می‌گشتم.

00:29:10.100 --> 00:29:12.235
‫نمی‌شناسم.

00:29:12.269 --> 00:29:14.804
‫بیاین تو. معذرت می‌خوام.

00:29:14.838 --> 00:29:18.275
‫نمی‌خواستم شما رو بیرون...

00:29:18.308 --> 00:29:20.076
‫معطل نگه دارم.

00:29:20.110 --> 00:29:22.012
‫سلام، بنده نیتنم.

00:29:22.045 --> 00:29:23.914
‫سلام نیتن.

00:29:23.947 --> 00:29:25.048
‫- سلام.
‫- من فرانسیسم.
‫سلام، از آشناییتون خوش‌وقتم.

00:29:26.149 --> 00:29:27.250
‫ایشون...
‫خودشون هستن؟

00:29:27.284 --> 00:29:28.785
‫نه.

00:29:28.818 --> 00:29:31.388
‫پس این خانم رو نمی‌شناسین؟

00:29:31.421 --> 00:29:32.689
‫بسیارخب.

00:29:32.722 --> 00:29:35.025
‫می‌شه از مستراحتون استفاده کنم؟

00:29:35.058 --> 00:29:37.694
‫یه لحظه اجازه بدین
‫ببینم کسی توش هست یا نه،

00:29:37.727 --> 00:29:40.697
‫چون اینجا خودم تنها زندگی نمی‌کنم.

00:29:42.065 --> 00:29:43.700
‫بسیارخب.

00:29:43.733 --> 00:29:45.302
‫نمی‌تونی نگهش داری؟

00:29:45.335 --> 00:29:47.103
‫خب، وقتی مثانه آدم پر می‌شه،

00:29:47.137 --> 00:29:48.438
‫اگرچه می‌تونه ادرارش رو نگه داره،

00:29:48.471 --> 00:29:51.174
‫ولی بهتره که خالیش کنه.

00:29:51.207 --> 00:29:53.276
‫بیرون منتظر می‌مونم بیل.

00:29:53.310 --> 00:29:55.378
‫خدا به همراهتون.

00:29:55.412 --> 00:29:57.180
‫ممنونم. متشکرم که کمک کردین.

00:30:04.788 --> 00:30:07.747
‫آهای. حالت خوبه؟

00:30:07.780 --> 00:30:09.292
‫آره.

00:30:09.326 --> 00:30:10.927
‫خیلی‌خب.

00:30:10.961 --> 00:30:13.463
‫ولی این نبود.

00:30:17.167 --> 00:30:19.302
‫مستراحشون چطور بود؟

00:30:19.336 --> 00:30:23.206
‫هوم، بد نبود.

00:30:23.240 --> 00:30:26.176
‫ولی می‌تونست تمیزتر باشه.

00:30:31.229 --> 00:30:33.208
‫بعد از اینکه توی دفتر تلفن
‫شهر رو نگاه انداختم،

00:30:33.242 --> 00:30:35.477
‫متوجه شدم که هیچ‌کس،

00:30:35.511 --> 00:30:38.080
‫با اسم فرانسیس وجود نداره
‫که همچنان توی دوماس باشه.

00:30:38.105 --> 00:30:40.374
‫امیدوارانه دنبال یکی از
‫هم‌کلاسی‌های قدیمیش می‌گشتم،

00:30:40.407 --> 00:30:42.476
‫که احتمالا راه ارتباطی باهاش داشته باشه،

00:30:42.510 --> 00:30:45.012
‫ولی به سختی می‌تونستم
‫کسی رو پیدا کنم که زنده باشه،

00:30:45.045 --> 00:30:47.648
‫یا بتونه به ایمیلم جواب بده.

00:30:47.681 --> 00:30:49.583
‫وقتی تو شهر بودیم،

00:30:49.617 --> 00:30:51.752
‫بیل به شصتمین سالگرد
‫دورهمی دبیرستانشون...

00:30:51.786 --> 00:30:53.387
‫توی دبیرستان لیدل راک شرکت کرد.

00:30:53.420 --> 00:30:55.589
‫وای، سلام!

00:30:55.623 --> 00:30:58.959
‫چندین تن از هم‌کلاسی‌های سابقش
‫که همچنان اون نزدیکی زندگی می‌کردن،

00:30:58.993 --> 00:31:00.828
‫توی مراسم شرکت کردن
‫تا یاد قدیم کنن و...

00:31:00.861 --> 00:31:02.930
‫با همدیگه عکس بگیرن.

00:31:02.963 --> 00:31:05.366
‫اینکه ارتباط مجدد بیل
‫با دوست‌هاش رو دیدم،

00:31:05.399 --> 00:31:07.368
‫باعث شد ایده‌ای به سرم بزنه.

00:31:07.401 --> 00:31:09.069
‫که شاید به همین طریق بتونیم،

00:31:09.103 --> 00:31:12.106
‫هم‌کلاسی‌های سابق فرانسیس رو
‫مجاب کنیم سمت ما بیان.

00:31:12.139 --> 00:31:15.075
‫توی سالنامه‌ای که داشتیم،
‫فرانسیس دوره دومی بود،

00:31:15.109 --> 00:31:18.112
‫پس دعوتنامه‌ای برای
‫مراسم تجدید دیدار...

00:31:18.145 --> 00:31:21.515
‫دانش‌آموزان دبیرستان دوماس،
‫در سال ۱۹۵۹ طراحی کردم،

00:31:21.549 --> 00:31:24.084
‫بعد چند هزار کپی ازش چاپ کردم،

00:31:24.118 --> 00:31:26.554
‫و به تعدادی از آقایون دوچرخه‌سوار
‫جهت توزیع سپردم...

00:31:26.587 --> 00:31:29.557
‫به این امید که اگه فردی
‫از بین تصاویر سالنامه،

00:31:29.590 --> 00:31:31.926
‫همچنان توی این شهر باشه،
‫تو مراسم شرکت کنه.

00:31:31.959 --> 00:31:33.527
‫خب، سردسته‌تون کدومه؟

00:31:33.561 --> 00:31:35.129
‫رئیس ایشونه.

00:31:35.162 --> 00:31:36.931
‫- سردسته‌شون تویی؟
‫- آره.

00:31:36.964 --> 00:31:38.766
‫- پس باید باهات صحبت کنم.
‫- خیلی‌خب.

00:31:38.799 --> 00:31:39.867
‫می‌خوام این آگهی‌ها رو به تمام...

00:31:39.900 --> 00:31:41.735
‫منازل دوماس پخش کنین، خب؟

00:31:41.769 --> 00:31:43.537
‫- خیلی‌خب.
‫- نمی‌خوام که شما...

00:31:43.571 --> 00:31:46.073
‫مثلا تو سطل زباله بندازیدشون
‫و الکی بگین که انجام دادین.

00:31:46.107 --> 00:31:47.475
‫واقعا می‌خوام به تک‌تک
‫خونه‌های دوماس سر بزنین، خب؟
‫حله. ردیفش می‌کنیم.

00:31:48.709 --> 00:31:50.644
‫- حله؟
‫- حله.

00:31:50.678 --> 00:31:53.881
‫خیلی‌خب. به نظر بچه‌های خوبی میاین،
‫پس می‌شه بهتون اعتماد کرد.

00:31:53.914 --> 00:31:54.915
‫- خیلی‌خب.
‫- پس حله.

00:31:54.949 --> 00:31:56.684
‫- عالی.
‫- چشم رئیس.

00:31:56.717 --> 00:31:58.552
‫در همون حین که داشتن
‫دعوتنامه‌ها رو تحویل می‌دادن،

00:31:58.586 --> 00:32:01.789
‫سالن اجتماعات کلیسا رو کرایه کردم
‫و مقدمات مراسم رو آماده کردم.

00:32:01.822 --> 00:32:03.557
‫تصمیم گرفتیم که بهتره بیل به عنوان...

00:32:03.591 --> 00:32:05.893
‫یه دانش‌آموز سابق حضور پیدا کنه...

00:32:05.926 --> 00:32:08.095
‫تا بدون اینکه کسی شک کنه،
‫بتونه همرنگ جماعت بشه و...

00:32:08.129 --> 00:32:09.797
‫در مورد فرانسیس پرس‌جو کنه.

00:32:09.830 --> 00:32:11.398
‫می‌تونی دوباره مامور مخفی بشی؟

00:32:11.432 --> 00:32:12.933
‫آره بابا.

00:32:12.967 --> 00:32:14.769
‫من هم یکی رو از سالنامه انتخاب کردم...

00:32:14.802 --> 00:32:16.170
‫که بیل تا حدی شبیهشه بود...

00:32:16.203 --> 00:32:18.072
‫یه‌خرده شبیه این هستی.

00:32:18.105 --> 00:32:19.974
‫بعدازظهر همون روز،
‫با اطلاعاتی که داشتیم،

00:32:20.007 --> 00:32:21.942
‫تمرین بازیگری انجام دادیم.

00:32:21.976 --> 00:32:24.912
‫سلام، بنده الکس استنفوردم.

00:32:24.945 --> 00:32:28.182
‫شاید من رو از باشگاه شطرنج...

00:32:28.215 --> 00:32:30.084
‫و گروه آواز یادتون باشه.

00:32:30.117 --> 00:32:33.187
‫همه‌مون با هم یه دبیرستان می‌رفتیم،

00:32:33.220 --> 00:32:36.791
‫فقط دلم می‌خواست بهتون...

00:32:36.824 --> 00:32:40.694
‫این تجدید دیدار بچه‌های
‫دبیرستان دوماس رو تبریک بگم.

00:32:42.165 --> 00:32:44.198
‫بیل به طور طبیعی‌ای
‫تو نقش الکس ظاهر شد،

00:32:44.231 --> 00:32:46.500
‫ولی همچنان نیاز بود
‫تا مسائلی رو در مورد...

00:32:46.534 --> 00:32:48.002
‫باقی دانش‌آموزان سابقی
‫که ممکنه ببینه رو...

00:32:48.035 --> 00:32:49.136
‫حفظ کنه و بلد باشه.

00:32:49.170 --> 00:32:51.105
‫تامی پیکاک.

00:32:51.138 --> 00:32:53.507
‫عه...

00:32:53.541 --> 00:32:55.743
‫گروه آواز، دو میدانی.

00:32:55.776 --> 00:32:57.745
‫نه، بسکتبال، گروه موسیقی و دو میدانی بود.

00:32:57.778 --> 00:32:59.814
‫بسکتبال، گروه موسیقی، دو میدانی.

00:32:59.847 --> 00:33:00.881
‫حالا فهمیدی؟
‫اوهوم.

00:33:02.216 --> 00:33:04.084
‫هنوز کلی کار داشت تا یاد بگیره،

00:33:04.118 --> 00:33:05.886
‫ولی چاره‌ای نداشتیم،
‫چون زمان زیادی...

00:33:05.920 --> 00:33:08.055
‫تا برگزاری شب تجدید دیدار نمونده بود.

00:33:08.088 --> 00:33:10.691
‫به طرز موفقیت‌آمیزی تونستیم
‫سالن اجتماعات کلیسا رو...

00:33:10.724 --> 00:33:14.495
‫تبدیل به مراسم رقصی کنیم
‫که حتی مناسب سیندرلا خانم بود،

00:33:14.528 --> 00:33:17.131
‫بیل هم با عینک ضخیم
‫و بدون نسخه‌ای...

00:33:17.164 --> 00:33:19.533
‫که از سمز کلاب گرفته بودیم،

00:33:19.567 --> 00:33:21.135
‫سیب دونصف الکس استنفورد شده بود.

00:33:21.168 --> 00:33:23.637
‫در همون حین که منتظر مهمانان بودیم،

00:33:23.671 --> 00:33:26.240
‫بیل بیرون قایم شده بود
‫و من هم لباس...

00:33:26.273 --> 00:33:29.176
‫گربه وحشی خوش‌یمن
‫دوماس رو پوشیدم،

00:33:29.210 --> 00:33:30.878
‫که اگه بیل به کمک احتیاج داشت،

00:33:30.911 --> 00:33:32.780
‫یواشکی بتونم به دادش برسم.

00:33:37.918 --> 00:33:40.521
‫فقط تعداد انگشت‌شماری
‫به دعوتمون جواب مثبت دادن،

00:33:40.554 --> 00:33:42.223
‫ولی امیدوار بودم یکی از این افراد،

00:33:42.256 --> 00:33:44.992
‫در طی این سالیان،
‫ارتباطش با فرانسیس رو حذف کرده باشه،

00:33:45.025 --> 00:33:46.927
‫و حتی شاید بدونه
‫که الان کجا زندگی می‌کنه.

00:33:47.096 --> 00:33:49.260
‫دیکی شافنبرگ هنوز زنده است؟

00:33:50.260 --> 00:33:51.620
‫فقط می‌دونم جی‌دی مرده.

00:33:51.846 --> 00:33:54.268
‫به محض اینکه سالن پر شد
‫و مهمون‌ها مشغول خوش و بش شدن،

00:33:54.301 --> 00:33:57.071
‫وقتش رسیده بود تا بیل
‫وارد مراسم بشه.

00:34:02.843 --> 00:34:05.679
‫الکس استنفوردم دوریس،
‫خیلی وقته ندیدمت.

00:34:05.713 --> 00:34:06.565
‫آره.
‫واقعا.

00:34:08.006 --> 00:34:09.861
‫جراح مغز و اعصابم.

00:34:09.886 --> 00:34:10.487
‫آها.
‫ای وای.

00:34:11.737 --> 00:34:12.432
‫بسیارخب.

00:34:12.953 --> 00:34:14.889
‫قبل از اینکه در مورد فرانسیس
‫از کسی بپرسه،

00:34:14.922 --> 00:34:16.757
‫به بیل گفتم کمی خوش و بش کنه،

00:34:16.791 --> 00:34:18.592
‫تا کاملا همرنگ جماعت بشه.

00:34:18.626 --> 00:34:21.095
‫باورم نمی‌شه با تامی پیکاک اینجا نشستم،

00:34:21.128 --> 00:34:22.930
‫بازیکن بسکتبال،
‫گروه موسیقی و دو میدانی.

00:34:24.732 --> 00:34:26.300
‫ولی نوازندگی ساکسوفونم...

00:34:26.333 --> 00:34:29.170
‫خیلی بهتر از بازی بسکتبال
‫و دو میدانیم بود.

00:34:29.203 --> 00:34:30.738
‫هنوز دو میدانی کار می‌کنی؟

00:34:30.771 --> 00:34:32.840
‫- نه جناب.
‫- نه؟

00:34:32.873 --> 00:34:35.042
‫ولی مطمئن بودم که بیل
‫باید خیلی بیشتر تلاش کنه...

00:34:35.075 --> 00:34:36.944
‫تا توسط گروه پذیرفته بشه.

00:34:36.969 --> 00:34:38.763
‫از کجا... از کجا همدیگه رو می‌شناسیم؟

00:34:39.213 --> 00:34:41.582
‫دبیرستان دیگه، مگه نه؟

00:34:42.058 --> 00:34:42.800
‫اِم...

00:34:43.317 --> 00:34:45.319
‫بنا بر تحقیقاتی که داشتم،
‫متوجه شدم که دوماس...

00:34:45.352 --> 00:34:47.288
‫سرود مخصوص غیررسمی
‫خودش رو داره...

00:34:47.321 --> 00:34:50.090
‫که اسمش رو «من یه مرد دوماسیِ
‫احمق و سربه‌هوام» گذاشتن.

00:34:50.124 --> 00:34:52.293
‫قبل از شروع مراسم،
‫متنش رو با بیل تمرین کردم.

00:34:52.326 --> 00:34:54.128
‫چون مطمئن بودم به این طریق،

00:34:54.161 --> 00:34:56.197
‫می‌تونه ثابت کنه که اهل اونجاست.

00:34:56.230 --> 00:34:58.299
‫متن ترانه هم توی صفحه نمایشی...

00:34:58.332 --> 00:35:00.101
‫پشت پرچم آرکانزاس قایم کرده بودیم.

00:35:00.134 --> 00:35:02.002
‫به بیل علامت دادم که روی صحنه بره...

00:35:02.036 --> 00:35:04.238
‫و شک و شبهه‌های در مورد
‫هویت اصلیش رو از بین ببره.

00:35:17.184 --> 00:35:20.788
‫♪ من یه مرد دوماسی احمق و سربه‌هوام. ♪

00:35:20.821 --> 00:35:23.824
‫♪ بذار نشونت بدم چی تو چنته دارم. ♪

00:35:23.858 --> 00:35:27.795
‫♪ خونه ما اطراف میدون هورنره. ♪

00:35:27.828 --> 00:35:31.098
‫♪ دلت می‌خواد که... ♪

00:35:31.132 --> 00:35:34.802
‫♪ معشوقه‌ام یه دختر بامزه ♪
‫♪ و خوشگل به نام کتیه. ♪

00:35:34.835 --> 00:35:38.172
‫♪ دختر درشت‌اندامیه ♪
‫♪ که جا تو دلم باز کرده. ♪

00:35:38.205 --> 00:35:41.208
‫♪ من یه مرد دوماسیِ احمق و سربه‌هوام. ♪

00:35:41.242 --> 00:35:44.678
‫♪ بذار نشونت بدم چی تو چنته دارم. ♪

00:35:44.712 --> 00:35:48.182
‫♪ آره، من یه مرد دوماسی ♪
‫♪ احمق و سربه‌هوام. ♪

00:35:48.215 --> 00:35:51.986
‫♪ بذار نشونت بدم چی تو چنته دارم. ♪

00:35:52.019 --> 00:35:53.721
‫اجراش حرف نداشت،

00:35:53.754 --> 00:35:56.323
‫و به نظر می‌اومد حتی
‫بدبین‌ترین افراد گروه...

00:35:56.357 --> 00:35:59.193
‫به یقین رسیده بودن
‫که بیل اهل اون شهر بوده.

00:36:13.240 --> 00:36:15.376
‫الان که از حسن نیت بیل مطمئن شده بودن،

00:36:15.409 --> 00:36:17.812
‫وقتش رسیده بود
‫تا در مورد فرانسیس پرس‌جو کنه.

00:36:19.013 --> 00:36:21.048
‫- متشکرم.
‫- یوهو!

00:36:23.083 --> 00:36:25.886
‫الکس استنفوردم،
‫چقدر خوبه دوباره می‌بینمت.

00:36:25.920 --> 00:36:28.756
‫احیانا تو خبری از فرانسیس گدی نداری؟

00:36:28.781 --> 00:36:29.490
‫نه.
‫نه؟

00:36:30.928 --> 00:36:33.731
‫نه، چند تا مراسم تجدید دیدار داشتیم، ولی...

00:36:33.756 --> 00:36:35.686
‫نمی‌دونم کجاست.

00:36:35.711 --> 00:36:38.848
‫تو از اوضاع و احوال
‫فرانسیس گدی خبر داری؟

00:36:38.959 --> 00:36:40.686
‫چقدر اسمش آشناست.

00:36:42.186 --> 00:36:43.772
‫راستش اصلا به خاطر ندارم.

00:36:44.055 --> 00:36:45.249
‫خبری ازش نشنیدی؟

00:36:45.679 --> 00:36:46.547
‫نه واقعا.

00:36:46.974 --> 00:36:49.844
‫هر کسی که بیل باهاش حرف می‌زد،
‫فرانسیس رو از زمان دبیرستان...

00:36:49.877 --> 00:36:51.745
‫نه دیده بود،
‫نه خبری ازش شنیده بود.

00:36:51.779 --> 00:36:54.115
‫عده‌ای می‌گفتن که احتمالا
‫چندین سال پیش از این ایالت رفته،

00:36:54.148 --> 00:36:56.984
‫ولی هیچ‌کس مطمئن نبود.

00:36:57.337 --> 00:36:58.923
‫اسمش رو یادمه.
‫گمونم تو کلاس ما بود.

00:36:59.220 --> 00:37:01.196
‫الان کجاست؟

00:37:01.407 --> 00:37:04.227
‫واقعا نمی‌دونم.
‫چند وقته ندیدمش؟

00:37:04.252 --> 00:37:05.977
‫مطلقا چیزی در موردش نشنیدی؟

00:37:06.173 --> 00:37:07.610
‫نه، هیچی نشنیدم.

00:37:08.270 --> 00:37:10.206
‫اگه فرانسیس از این ایالت رفته باشه،

00:37:10.231 --> 00:37:13.578
‫این جست‌جو به طرز فجیعی
‫سخت‌تر می‌شه.

00:37:13.603 --> 00:37:15.238
‫شب که به اتمام رسید،

00:37:15.263 --> 00:37:16.764
‫بدجور به شک افتاده بودم،

00:37:16.789 --> 00:37:19.425
‫و فکر نمی‌کردم دیگه بتونیم
‫این زن رو پیدا کنیم.

00:37:23.798 --> 00:37:24.688
‫نیتن...

00:37:24.713 --> 00:37:27.032
‫رفتم خونه خواهرم.

00:37:27.259 --> 00:37:28.672
‫اتفاقی...
‫چند نامه پیدا کردم.

00:37:30.188 --> 00:37:33.423
‫گفتم شاید بخوای اطلاعاتی
‫از فرانسیس بهت بدم.

00:37:34.290 --> 00:37:36.344
‫الان برگشتم خونه شلی.

00:37:37.063 --> 00:37:38.259
‫بهم زنگ بزن.

00:37:38.555 --> 00:37:39.857
‫این نامه‌ها مال ۱۹۶۰ئه؟
‫آره.

00:37:41.225 --> 00:37:42.059
‫همه این‌ها از طرف فرانسیسه؟

00:37:42.092 --> 00:37:44.127
‫فرانسیس.

00:37:44.161 --> 00:37:46.196
‫در حالی که داشت توی...

00:37:46.230 --> 00:37:48.065
‫وسایل قدیمی خونه خواهرش،
‫بتسی رو می‌گشت،

00:37:48.098 --> 00:37:50.501
‫چندین و چند نامه پیدا کرد،

00:37:50.534 --> 00:37:53.971
‫که فرانسیس بین سال‌های ۶۰ تا ۶۱
‫براش نوشته بود.

00:37:59.676 --> 00:38:01.879
‫«بیل عزیزم، فقط خواستم بدونی
‫که به رسم هرشب...»

00:38:01.912 --> 00:38:03.947
‫«امشب هم با فکر تو می‌خوابم.»

00:38:03.981 --> 00:38:06.617
‫«هیچ‌کسی پیشم نیست
‫و می‌گم ای کاش اینجا بودی.»

00:38:06.650 --> 00:38:09.086
‫«ولی حداقل عکست رو
‫روی بالش کناریم گذاشتم.»

00:38:09.119 --> 00:38:11.522
‫«هر موقع که به عکست نگاه می‌کنم،»

00:38:11.555 --> 00:38:13.824
‫«یادم میفته که چقدر دوستت دارم.»

00:38:13.857 --> 00:38:17.161
‫«انگار هزار ساله که باهات صحبت نکردم.»

00:38:17.194 --> 00:38:20.164
‫«کاش می‌شد دوباره همدیگه رو ببینیم.»

00:38:20.197 --> 00:38:21.865
‫«ولی نمی‌شه.»

00:38:21.899 --> 00:38:25.202
‫«خیلی بهت فکر می‌کنم.»

00:38:25.235 --> 00:38:26.837
‫«یه روز دوباره می‌تونیم
‫کنار همدیگه باشیم.»

00:38:26.870 --> 00:38:28.572
‫«اونموقع می‌تونیم اهمیت...»

00:38:28.605 --> 00:38:30.541
‫«عشق واقعی رو عمیقا درک کنیم.»

00:38:30.574 --> 00:38:34.011
‫«عشقی که جفتمون براش
‫زحمت و انتظار زیادی کشیدیم.»

00:38:34.044 --> 00:38:36.046
‫«احساسم به تو کاملا پاک و خالصه عزیزم،»

00:38:36.079 --> 00:38:38.015
‫«فقط هم تو رو دوست دارم...»

00:38:38.048 --> 00:38:40.250
‫خیلی جمله سنگینیه.

00:38:41.952 --> 00:38:43.821
‫عاشقت بوده بیل.

00:38:46.590 --> 00:38:49.126
‫اولین مدرکی بود که از رابطه...

00:38:49.159 --> 00:38:51.995
‫این دو نفر می‌دیدم،
‫ولی همینطور که نامه‌ها رو می‌خوندم،

00:38:52.029 --> 00:38:54.097
‫فهمیدم قصه بلندتر از چیزیه...

00:38:54.131 --> 00:38:55.532
‫که بیل برام تعریف کرده بود.

00:38:55.566 --> 00:38:57.234
‫«بیل عزیزم،»

00:38:57.267 --> 00:38:59.870
‫«ببخشید که این هفته
‫نتونستم زودتر برات نامه‌ای بنویسم.»

00:38:59.903 --> 00:39:01.939
‫«دارم بهت هشدار می‌دم،»

00:39:01.972 --> 00:39:04.274
‫«دیگه تحمل این شایعات رو ندارم.»

00:39:04.308 --> 00:39:06.743
‫«خسته شدم که اینقدر...»

00:39:06.777 --> 00:39:09.213
‫«حرف و حدیث در مورد...»

00:39:09.246 --> 00:39:11.181
‫«تو و گلوریا در میارن.»

00:39:11.215 --> 00:39:12.916
‫تو و کی؟

00:39:12.950 --> 00:39:16.720
‫گلوریا؟

00:39:16.753 --> 00:39:17.855
‫اسمش رو آورده بود؟

00:39:17.888 --> 00:39:20.557
‫آره...

00:39:20.591 --> 00:39:21.692
‫گلوریا کیه؟

00:39:21.725 --> 00:39:24.761
‫یه خانمی بود.

00:39:28.098 --> 00:39:31.068
‫بهش خیانت کردی؟

00:39:33.337 --> 00:39:36.173
‫گمونم چند باری با هم بیرون رفته بودیم.

00:39:39.143 --> 00:39:42.279
‫این نامه‌ها اوضاع رو به قدری
‫پیچیده کرده بودن که اصلا...

00:39:42.312 --> 00:39:45.215
‫شبیه قصه‌ای نبود که بیل در ابتدای برنامه...

00:39:45.249 --> 00:39:47.217
‫برام تعریف کرده بود.

00:39:47.251 --> 00:39:48.919
‫قطعا مشکوک بودم تا ببینم...

00:39:48.952 --> 00:39:50.721
‫جزئیات بیشتری در کاره یا نه.

00:39:50.754 --> 00:39:52.055
‫«می‌دونم خوشگل نیستم،»

00:39:52.089 --> 00:39:54.258
‫«می‌دونم هنرپیشه نیستم.»

00:39:54.291 --> 00:39:57.828
‫اذیت نکن بابا،
‫خیلی هم خوشگل بود.

00:39:57.861 --> 00:40:00.931
‫«خیلی چیزها هست که در موردت نمی‌دونم.»

00:40:00.964 --> 00:40:03.167
‫«بیل، باورم نمی‌شه که داری
‫با احساساتم بازی می‌کنی.»

00:40:05.369 --> 00:40:07.771
‫آره.

00:40:07.805 --> 00:40:09.339
‫خب...

00:40:09.373 --> 00:40:12.142
‫چرا می‌گه تو رو نمی‌شناسه؟

00:40:12.176 --> 00:40:14.244
‫«خیلی چیزها هست که در موردت نمی‌دونم.»

00:40:14.278 --> 00:40:15.746
‫منظورش چیه؟

00:40:15.779 --> 00:40:18.115
‫نمی‌دونم.

00:40:18.148 --> 00:40:21.318
‫عه...

00:40:21.351 --> 00:40:24.188
‫شاید منظورش اینه
‫سر از کارم در نمیاره.

00:40:25.923 --> 00:40:28.358
‫خودت سر از کار خودت در میاری؟

00:40:30.294 --> 00:40:32.696
‫خودم؟

00:40:32.729 --> 00:40:34.965
‫بعضی وقت‌ها خودم هم نمی‌تونم.

00:40:43.094 --> 00:40:47.898
‫احساس می‌کنی توی مکان دیگه‌ای هستی.

00:40:50.193 --> 00:40:53.163
‫جایی که توی بیست سالگیت بودی.

00:40:56.833 --> 00:40:59.970
‫وقتی که اولین بار داشتی
‫به کلیسای باپتیست می‌رفتی.

00:41:00.003 --> 00:41:02.839
‫توی لیدل راکِ آرکانزاس.

00:41:07.210 --> 00:41:10.047
‫سرت رو پایین بنداز
‫و به پاهات نگاهی کن،

00:41:11.782 --> 00:41:14.785
‫ببین چی پوشیدی.

00:41:14.818 --> 00:41:16.019
‫چند جلسه هیپنوتراپی...

00:41:16.053 --> 00:41:17.821
‫برای بیل رزرو کردم...

00:41:17.854 --> 00:41:19.690
‫به امید اینکه خاطرات بیشتری یادش بیاد...

00:41:19.723 --> 00:41:21.358
‫و بتونم درک عمیق‌تری
‫از گذشته این آدم داشته باشم.

00:41:21.391 --> 00:41:23.860
‫ولی بعد از چند جلسه،

00:41:23.894 --> 00:41:25.962
‫تمام چیزی که به خاطر آورد،
‫نتایج بازی‌های...

00:41:25.996 --> 00:41:27.764
‫تیم ریزربکس آرکانزاس بود.

00:41:27.798 --> 00:41:30.901
‫بدشانسی آوردیم.
‫باید بازی رو می‌بردیم.

00:41:30.934 --> 00:41:33.370
‫باید بازی وامونده رو می‌بردیم.

00:41:33.403 --> 00:41:35.906
‫و اینکه...

00:41:35.939 --> 00:41:39.276
‫نتیجه پونزده به چهارده شد.

00:41:39.309 --> 00:41:41.712
‫عجب.

00:41:41.745 --> 00:41:43.313
‫در همون حین که داشتم نامه‌هایی...

00:41:43.346 --> 00:41:45.816
‫که فرانسیس تقریبا شصت سال پیش...

00:41:45.849 --> 00:41:47.718
‫به بیل داده بود رو می‌خوندم،

00:41:47.751 --> 00:41:49.686
‫بیشتر می‌فهمیدم که این رابطه...

00:41:49.720 --> 00:41:52.322
‫چقدر عمیق و پیچیده‌تر از چیزیه
‫که فکرش رو می‌کردم.

00:41:52.356 --> 00:41:55.025
‫فرانسیس کاملا شیفته بیل بود،

00:41:55.058 --> 00:41:57.227
‫از این حجم از اطمینانی که به بیل،

00:41:57.260 --> 00:41:59.663
‫هنرش و آینده‌شون داشت،
‫حسابی متعجب شده بودم.

00:41:59.696 --> 00:42:01.832
‫«هر روز که می‌گذره بیشتر عاشقت می‌شم.»

00:42:01.865 --> 00:42:04.000
‫«زبان از بیانش قاصره.»

00:42:04.034 --> 00:42:06.069
‫«با هیچ کلمه‌ای نمی‌شه بیانش کرد.»

00:42:06.103 --> 00:42:09.873
‫«می‌تونیم در کنار همدیگه،
‫آینده‌ای که می‌خوایم رو بسازیم.»

00:42:09.906 --> 00:42:12.275
‫«می‌دونم مسیرت برای موفقیت...»

00:42:12.309 --> 00:42:14.144
‫«توی بازیگری و خوانندگی سخته،»

00:42:14.177 --> 00:42:17.180
‫«ولی شک ندارم به کمک خدا،
‫می‌تونی بهش برسی.»

00:42:17.214 --> 00:42:19.383
‫«شک نکن موفق می‌شی.»

00:42:19.416 --> 00:42:21.284
‫اگرچه همیشه مثبت‌نگر بود،

00:42:21.318 --> 00:42:23.787
‫ولی متن بعضی نامه‌ها،
‫باعث می‌شد سکوت کنم و توی فکر برم.

00:42:23.820 --> 00:42:25.222
‫«من عشقم رو خالصانه
‫نثار مردی می‌کنم...»

00:42:25.255 --> 00:42:27.691
‫«که حاضرم باهاش ازدواج کنم.»

00:42:27.724 --> 00:42:31.061
‫«اگه از چنین دخترهایی خوشت نمیاد،
‫پس متاسفم.»

00:42:31.094 --> 00:42:33.063
‫«گذاشتم بفهمی که حاضرم واسه داشتنت،
‫چه کارهایی بکنم.»

00:42:33.096 --> 00:42:35.365
‫«الان هم فهمیدی.»

00:42:35.399 --> 00:42:37.768
‫«پس دیگه این بحث رو پیش نکش.»

00:42:37.801 --> 00:42:39.903
‫توی این نامه‌ها،
‫انگار بیل کاملا...

00:42:39.936 --> 00:42:42.105
‫یه آدم دیگه‌ای بوده
‫که اصلا نمی‌شناسمش.

00:42:42.139 --> 00:42:43.774
‫«باور نمی‌کنم که عشق،»

00:42:43.807 --> 00:42:45.909
‫«بدون احترام وجود داشته باشه.»

00:42:45.942 --> 00:42:47.811
‫بعدش برام سوال شد که نکنه...

00:42:47.844 --> 00:42:50.180
‫اطراف خانم‌ها، جور دیگه‌ای رفتار می‌کرد.

00:42:50.213 --> 00:42:52.983
‫اگه احتمالی وجود داشت
‫که این دو نفر دوباره همدیگه رو ببینن،

00:42:53.016 --> 00:42:55.986
‫می‌خواستم مطمئن بشم
‫که بیل درست رفتار می‌کنه.

00:42:56.019 --> 00:43:00.290
‫یه دوستی به اسم بیل دارم،
‫که...

00:43:00.323 --> 00:43:02.959
‫دنبال معشوقه قدیمیش می‌گرده.

00:43:02.993 --> 00:43:04.227
‫خیلی‌خب.

00:43:04.261 --> 00:43:06.129
‫یکی رو توی اینترنت پیدا کردم،

00:43:06.163 --> 00:43:08.065
‫که قبول کرد با بیل سر قرار بره،

00:43:08.098 --> 00:43:10.467
‫تا بتونم توی شرایط رمانتیک،
‫رفتارش رو زیر نظر بگیرم.

00:43:10.500 --> 00:43:13.403
‫محض اطلاع بگم...
‫خیلی سنش زیاده.

00:43:13.437 --> 00:43:15.939
‫یعنی بیش‌ازحد زیاده.

00:43:17.019 --> 00:43:20.786
‫من کلی مشتری داشتم
‫که همسرشون فوت کرده بود...

00:43:20.811 --> 00:43:23.847
‫یا...
‫اکثرشون همسرهاشون فوت کرده بودن،

00:43:23.880 --> 00:43:27.384
‫یه‌سری مطلقه بودن،
‫یا تازه طلاق گرفته بودن.

00:43:27.417 --> 00:43:29.853
‫اسمش میسی بود،

00:43:29.886 --> 00:43:31.988
‫و حتی با اینکه هیچی در مورد
‫شغل همراهی نمی‌دونستم،

00:43:32.022 --> 00:43:34.291
‫هیچ مشکلی نداشت
‫که با بیل سر قرار بره...

00:43:34.324 --> 00:43:36.093
‫و بدون تماس فیزیکی،
‫فقط با همدیگه صحبت کنن.

00:43:36.126 --> 00:43:37.994
‫باشه. اوهوم.

00:43:38.028 --> 00:43:39.796
‫بعد از طریق وبسایتش وقت گرفتم...

00:43:39.830 --> 00:43:41.832
‫که نرخش ساعتی سیصد و پنجاه دلار بود.

00:43:41.865 --> 00:43:44.101
‫بعدش هم پیش بیل رفتم تا ببینم...

00:43:44.134 --> 00:43:46.136
‫می‌تونم متقاعدش کنم
‫با میسی ملاقات کنه یا نه.

00:43:46.169 --> 00:43:48.004
‫به نظرم تصمیم خوبیه که...

00:43:48.038 --> 00:43:49.506
‫یکی رو واسه همراهی داشته باشی.

00:43:49.539 --> 00:43:51.441
‫مثلا یکی که باهاش وقت بگذرونی.

00:43:51.475 --> 00:43:54.277
‫واسه همین جلسه‌ای با یه...

00:43:54.311 --> 00:43:56.446
‫همراه برات رزرو کردم.

00:43:56.480 --> 00:43:59.349
‫واقعا؟

00:44:02.319 --> 00:44:04.521
‫خدمات همراهی؟

00:44:04.554 --> 00:44:06.456
‫آره، خانمه همراه حرفه‌ایه.

00:44:06.490 --> 00:44:08.525
‫نه. معذرت می‌خوام.

00:44:08.558 --> 00:44:10.327
‫دلت نمی‌خواد؟

00:44:10.360 --> 00:44:11.862
‫خوشم نمیاد از اصطلاحش استفاده کنم،

00:44:11.895 --> 00:44:15.132
‫ولی آدم باید مراقب
‫بهداشت مقاربتیش باشه.

00:44:15.165 --> 00:44:17.200
‫این چه حرفیه بیل؟

00:44:17.234 --> 00:44:19.336
‫همینه.

00:44:19.369 --> 00:44:21.972
‫حتی بعد از اینکه به بیل گفتم
‫که ملاقاتشون جنسی نیست،

00:44:22.005 --> 00:44:24.508
‫همچنان پیشنهادم رو رد کرد
‫و می‌گفت با ارزش‌هاش در تضاده.

00:44:24.541 --> 00:44:26.977
‫گناه سدوم و عموره است.

00:44:27.010 --> 00:44:28.979
‫- گناه؟
‫- آره.

00:44:29.012 --> 00:44:30.881
‫حیف شد که بیل موافقت نکرد،

00:44:30.914 --> 00:44:33.016
‫ولی از اونجا که هزینه
‫ملاقات رو پرداخت کرده بودم،

00:44:33.050 --> 00:44:35.085
‫حس کردم بهتره مصاحبه‌ای
‫با میسی داشته باشم،

00:44:35.118 --> 00:44:37.287
‫تا ببینم می‌تونه ذهنیت...

00:44:37.320 --> 00:44:39.389
‫یه پیرمرد مجرد رو درک کنه یا نه.

00:44:39.423 --> 00:44:41.358
‫همون روز قبول کرد
‫تا همدیگه رو ببینیم...

00:44:41.391 --> 00:44:43.393
‫و جلوی دوربین صحبت کنیم.

00:44:43.427 --> 00:44:44.494
‫تا حالا چنین کاری نکردم. پس...
‫هیچ‌وقت جلوی دوربین نبودی؟

00:44:45.996 --> 00:44:47.497
‫- نه.
‫- واقعا؟

00:44:47.531 --> 00:44:48.865
‫اصلا.
‫برات عجیبه؟

00:44:50.067 --> 00:44:51.234
‫یه‌خرده عجیبه. آره.

00:44:51.268 --> 00:44:52.969
‫خیلی‌خب.
‫ولی مشکلی نداری؟

00:44:53.003 --> 00:44:54.304
‫- نه بابا. مشکلی ندارم.
‫- خیلی‌خب.

00:44:54.337 --> 00:44:56.339
‫فقط برام تازگی داره.

00:44:56.373 --> 00:44:58.008
‫کمی طول کشید تا میسی
‫با حضور دوربین...

00:44:58.041 --> 00:44:59.976
‫کنار بیاد و راحت باشه.
‫ولی خیلی زود...

00:45:00.010 --> 00:45:01.311
‫داوطلبانه در مورد
‫شغلش برام توضیح داد.

00:45:01.344 --> 00:45:03.046
‫تا حالا همراه کلی متخصص آی‌تی بودم،

00:45:03.080 --> 00:45:06.383
‫یا کلی سرمایه‌گذار آمریکایی رو همراهی کردم.

00:45:06.416 --> 00:45:07.884
‫پس بیشتر با اون‌ها رفت و آمد داری.

00:45:07.918 --> 00:45:09.886
‫وکیل، دکتر.

00:45:09.920 --> 00:45:12.255
‫عجب. قاضی چطور؟

00:45:12.289 --> 00:45:14.858
‫آره، یه بار همراه قاضی بودم.

00:45:14.891 --> 00:45:16.360
‫- واقعا؟
‫- با یه واعظ هم بودم.

00:45:16.393 --> 00:45:18.595
‫یه بار...

00:45:18.628 --> 00:45:20.931
‫راستش تا حالا
‫دو تا واعظ رو همراهی کردم.

00:45:20.964 --> 00:45:22.132
‫منظورت از همراهی...

00:45:22.165 --> 00:45:24.201
‫آره دیگه.

00:45:24.234 --> 00:45:25.902
‫از اینکه دیدم بازار همراهی دیگران...

00:45:25.936 --> 00:45:27.204
‫پذیرفته‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم...
‫حسابی جا خورده بودم.

00:45:28.572 --> 00:45:30.407
‫کلی پیش اومده بعد از اتمام همراهی،

00:45:30.440 --> 00:45:32.342
‫افراد همچنان خواستن
‫ارتباطمون حفظ بشه.

00:45:32.376 --> 00:45:34.378
‫مثلا هر از گاهی بهم ایمیل می‌دن:
‫«سلام، حالت چطوره؟»

00:45:34.411 --> 00:45:35.278
‫- جدی؟
‫- «امیدوارم حالت خوب باشه.»

00:45:35.312 --> 00:45:37.047
‫آره.

00:45:37.080 --> 00:45:39.216
‫اگه حس کنم می‌تونم باهات ارتباط بگیرم،

00:45:39.249 --> 00:45:41.118
‫مطمئن می‌شم که به خودم خوش می‌گذره.

00:45:41.151 --> 00:45:44.087
‫در اون صورت احتمالا
‫به تو هم خوش بگذره.

00:45:44.121 --> 00:45:46.590
‫دیدگاه میسی فوق‌العاده بود،

00:45:46.623 --> 00:45:48.558
‫ولی در کنارش مشتاق بود
‫بیشتر در مورد من بدونه.

00:45:48.592 --> 00:45:50.961
‫من یه سریال به اسم
‫«نیتن در خدمته» رو...

00:45:50.994 --> 00:45:52.963
‫- خب؟
‫- واسه کمدی سنترال ساختم.

00:45:52.996 --> 00:45:54.164
‫خنده‌داره؟
‫یعنی سریال طنزه؟

00:45:55.532 --> 00:45:57.467
‫یعنی...
‫حداقل امیدوارم که باشه.

00:45:57.501 --> 00:45:58.635
‫نمی‌دونم چطور بگم.

00:45:58.668 --> 00:46:00.170
‫به نظرت آدم بامزه‌ای میام؟

00:46:00.203 --> 00:46:01.438
‫فعلا که نمی‌دونم.

00:46:01.471 --> 00:46:03.040
‫الان که به نظرم آدم جدی‌ای میای.

00:46:03.073 --> 00:46:04.274
‫می‌خوای چند تیکه از سریال رو نشونت بدم؟

00:46:04.307 --> 00:46:06.043
‫- همراهم...
‫- آره.

00:46:06.076 --> 00:46:07.911
‫توی لپ‌تاپم دارمش.

00:46:07.944 --> 00:46:09.112
‫آره، حتما می‌بینمش.
‫- واقعا؟
‫- آره.

00:46:10.480 --> 00:46:11.648
‫خیلی‌خب. پس برم بیارمش.
‫- باشه.
‫- منتظر باش.

00:46:13.083 --> 00:46:14.651
‫خیلی‌خب.

00:46:14.684 --> 00:46:17.154
‫اسمم نیتن فیلدره و...

00:46:17.187 --> 00:46:19.089
‫با نمرات درخشانی از یکی از
‫بهترین دانشکده‌های کانادا...

00:46:19.122 --> 00:46:21.124
‫تو رشته کسب و کار فارغ‌التحصیل شدم.

00:46:21.158 --> 00:46:23.460
‫الان قصد دارم با دانشم...

00:46:23.493 --> 00:46:25.128
‫به صاحبان کسب و کارهای
‫کوچیک کمک کنم...

00:46:25.162 --> 00:46:26.430
‫واقعا نمرات درخشان داشتی؟

00:46:26.463 --> 00:46:28.465
‫تا توی این دنیای رقابتی کم نیارن.

00:46:28.498 --> 00:46:30.300
‫به نظر می‌اومد میسی
‫از برنامه‌ام لذت برده.

00:46:30.333 --> 00:46:31.935
‫یه‌خرده بامزه‌ای.

00:46:31.968 --> 00:46:33.336
‫- خب؟
‫- یه‌خرده بدجنسی‌ها...
‫- بدجنسم؟
‫- ولی بامزه‌ای.

00:46:34.638 --> 00:46:36.339
‫- آره.
‫- یعنی چی؟

00:46:36.373 --> 00:46:39.342
‫به تک‌تکشون توی برنامه دروغ گفتی.

00:46:39.376 --> 00:46:41.478
‫کسب و کار همینه دیگه.

00:46:41.511 --> 00:46:43.013
‫آدم بدجنس و بامزه‌ای هستی.

00:46:43.046 --> 00:46:44.181
‫کسب و کاره دیگه، نه؟

00:46:44.214 --> 00:46:46.616
‫آره. راست می‌گی.

00:46:46.650 --> 00:46:47.984
‫ولی وقت ملاقاتمون تموم شد،
‫و بعدش خداحافظی کردیم.

00:46:49.319 --> 00:46:51.088
‫- خداحافظ میسی.
‫- خداحافظ.

00:46:53.174 --> 00:46:55.500
‫بدون اینکه سرنخی بهم برسه،

00:46:55.525 --> 00:46:58.061
‫توی این شهر غریب گیر افتاده بودم،

00:46:58.095 --> 00:47:00.430
‫و کلی وقت آزاد برام مونده بود.

00:47:00.464 --> 00:47:02.265
‫اکثر شب‌ها تنهایی می‌نشستم...

00:47:02.299 --> 00:47:04.501
‫و تلویزیون نگاه می‌کردم.

00:47:04.534 --> 00:47:07.571
‫یا به نزدیکترین بار می‌رفتم
‫تا با اهالی شهر صحبت کنم.

00:47:07.596 --> 00:47:09.358
‫بعضی وقت‌ها خراب می‌شن.

00:47:09.406 --> 00:47:10.451
‫چی خراب می‌شه؟
‫بندش رو می‌گم.

00:47:11.860 --> 00:47:13.131
‫بند ساعت خراب می‌شه؟

00:47:13.405 --> 00:47:14.358
‫آره.

00:47:14.511 --> 00:47:16.662
‫آره، اصلا... اصلا اتفاق خوبی نیست.

00:47:17.347 --> 00:47:21.084
‫ولی در مجموع،
‫کمبودی توی ارتباطاتم حس می‌کردم،

00:47:21.118 --> 00:47:23.720
‫بعدش متوجه شدم تنها مکالمه
‫جذابی که بعد از مدت‌ها داشتم،

00:47:23.754 --> 00:47:26.123
‫با میسی بود.

00:47:26.156 --> 00:47:27.991
‫واسه همین دوباره بهش زنگ زدم،

00:47:28.025 --> 00:47:30.160
‫تا ازش بپرسم دوست داره
‫همدیگه رو ببینیم یا نه.

00:47:30.193 --> 00:47:31.194
‫الو.

00:47:31.228 --> 00:47:32.729
‫سلام، میسی هستی؟

00:47:32.763 --> 00:47:34.531
‫سلام.

00:47:34.564 --> 00:47:37.167
‫اون روز که توی پارک...

00:47:37.200 --> 00:47:39.403
‫نشستیم و حرف زدیم،
‫خیلی بهم خوش گذشت.

00:47:39.436 --> 00:47:43.373
‫می‌خواستم بپرسم
‫دلت می‌خواد دوباره بیرون بریم؟

00:47:43.407 --> 00:47:45.075
‫یا...

00:47:45.108 --> 00:47:48.612
‫خب، نرخش که ساعتی
‫سیصد و پنجاه دلاره.

00:47:48.645 --> 00:47:52.015
‫اگه وقت گرفتی حتما بهم بگو.

00:47:52.049 --> 00:47:53.517
‫باشه.

00:47:53.550 --> 00:47:54.618
‫- سلام.
‫- حالت چطوره؟

00:47:54.651 --> 00:47:56.353
‫خوبم. تو چطوری؟

00:47:56.386 --> 00:47:57.487
‫خوشحالم می‌بینمت.

00:47:57.521 --> 00:47:59.523
‫همچنین.

00:47:59.556 --> 00:48:01.591
‫این رو واسه تو گرفتم.

00:48:01.625 --> 00:48:03.326
‫معمولا که جلوی بقیه
‫پول نمی‌گیرم. ولی اشکال نداره.

00:48:03.360 --> 00:48:04.494
‫ای بابا، واقعا؟

00:48:04.528 --> 00:48:06.163
‫آره.

00:48:06.196 --> 00:48:07.531
‫باشه، پس کی...
‫آخه نمی‌دونستم.
‫فقط خواستم مطمئن باشی.

00:48:08.565 --> 00:48:10.500
‫معمولا با کارت هدیه
‫یا جعبه هدیه می‌دن.

00:48:10.534 --> 00:48:11.635
‫منظورت چیه؟
‫وگرنه بقیه مشکوک می‌شن.

00:48:12.803 --> 00:48:14.438
‫الان باید چیکار کنم؟

00:48:14.471 --> 00:48:15.505
‫آها، منظورت اینه...
‫یعنی توی مکان عمومی...

00:48:16.673 --> 00:48:18.041
‫باید کارت هدیه داد.

00:48:18.075 --> 00:48:20.510
‫عین کارت دیگه،
‫مثل کارت خوشامدگویی.

00:48:20.544 --> 00:48:22.646
‫باشه، باشه.
‫واسه دفعه بعد تجربه شد.

00:48:22.679 --> 00:48:23.747
‫خیلی‌خب.

00:48:23.780 --> 00:48:26.783
‫ممنونم. آخه اصلا... آره خلاصه.

00:48:26.817 --> 00:48:28.318
‫عجیب بود که برای همراهی کسی،

00:48:28.352 --> 00:48:30.287
‫داشتم پول پرداخت می‌کردم.

00:48:30.320 --> 00:48:32.289
‫ولی میسی بلد بود چطور
‫این مسئله رو امری طبیعی جلوه بده.

00:48:32.322 --> 00:48:34.191
‫چند قسمت دیگه از برنامه‌ات دیدم.

00:48:34.224 --> 00:48:35.525
‫- واقعا؟
‫- آره.
‫نظرت چی بود؟

00:48:36.693 --> 00:48:39.262
‫خب، ببین...

00:48:39.296 --> 00:48:41.765
‫نشستم قسمت...

00:48:41.798 --> 00:48:43.266
‫روح مشاور املاک رو دیدم.

00:48:43.300 --> 00:48:44.601
‫یادمه.

00:48:44.634 --> 00:48:46.203
‫اون واقعا بامزه بود.

00:48:46.236 --> 00:48:47.738
‫لطف داری میسی.

00:48:47.771 --> 00:48:50.073
‫واقعا نظر لطفته.

00:48:50.107 --> 00:48:52.209
‫لحظاتی که کنار میسی بودم
‫خیلی بهم خوش گذشت،

00:48:52.242 --> 00:48:55.645
‫بعد از اینکه جلسه‌مون تموم شد،
‫دلم می‌خواست دوباره ببینمش.

00:48:55.679 --> 00:48:58.582
‫از این جهت در طول اون هفته،
‫چند قرار دیگه باهاش گذاشتم.

00:48:58.615 --> 00:49:00.650
‫تولدت مبارک.

00:49:00.684 --> 00:49:02.452
‫دستت درد نکنه.

00:49:02.486 --> 00:49:04.121
‫این بار کارم درست بود، نه؟

00:49:04.154 --> 00:49:06.123
‫- آره. داری یاد می‌گیری.
‫- پس خوبه.

00:49:06.156 --> 00:49:08.592
‫شبیه جاهاییه که آدم‌ها
‫توش از یکی خواستگاری می‌کنن.

00:49:08.625 --> 00:49:10.293
‫تو که نمی‌خوای خواستگاری کنی، نه؟

00:49:10.327 --> 00:49:11.628
‫نه، نمی‌کنم.

00:49:11.661 --> 00:49:13.697
‫خیالم راحت شد.

00:49:13.730 --> 00:49:15.132
‫صرفا دارم می‌گم شبیه اون مکان‌هاست.
‫آره، واقعا موافقم.

00:49:16.333 --> 00:49:17.501
‫آره.
‫خنده‌هات خیلی قشنگه.

00:49:18.602 --> 00:49:20.170
‫راستش از خندیدنم بدم میاد.

00:49:20.203 --> 00:49:21.438
‫- واقعا؟
‫- آره.
‫به نظر من که خنده قشنگی داری.

00:49:22.806 --> 00:49:24.374
‫خیلی زشته. چطور بگم؟

00:49:24.408 --> 00:49:25.575
‫نه، واقعا خنده‌هات قشنگه.
‫لطف داری.

00:49:26.843 --> 00:49:29.112
‫نظر واقعیم بود.

00:49:33.990 --> 00:49:35.291
‫- خداحافظ میسی.
‫- خداحافظ.
‫زودی می‌بینمت.

00:49:36.759 --> 00:49:38.928
‫می‌بینمت.

00:49:39.870 --> 00:49:41.806
‫چند هفته بود که توی
‫آرکانزاس موندگار شده بودیم،

00:49:41.839 --> 00:49:43.874
‫من هم کم‌کم داشت یادم می‌رفت،

00:49:43.908 --> 00:49:45.810
‫که اصلا واسه چی
‫عازم اونجا شده بودیم.

00:49:45.843 --> 00:49:49.680
‫تمرکزم سر جاش نبود.
‫بی‌دلیل از همه‌چیز فیلم می‌گرفتم...

00:49:49.714 --> 00:49:52.316
‫و امیدوار بودم اتفاق جالبی رخ بده.

00:49:52.350 --> 00:49:55.219
‫چندین ساعت فیلم ضبط کرده بودیم،

00:49:55.252 --> 00:49:57.321
‫ولی مطمئن نبودم
‫ماجرای جست‌جوی فرانسیس،

00:49:57.355 --> 00:49:58.689
‫قراره به پایانی ختم بشه یا نه.

00:49:58.723 --> 00:50:01.525
‫می‌شه بزنین کانال فاکس نیوز؟

00:50:01.559 --> 00:50:04.195
‫از طرفی پیش خودم می‌گفتم
‫نکنه بیل یه پیرمرد بی‌حوصله است...

00:50:04.228 --> 00:50:07.398
‫که دلش ماجراجویی‌هایی می‌خواد
‫تا سر خودش رو گرم کنه؟

00:50:07.431 --> 00:50:09.567
‫یا شاید وقتی آدم...

00:50:09.600 --> 00:50:11.535
‫اینقدر کارش رو ارجح می‌دونه...

00:50:11.569 --> 00:50:13.704
‫به هر نوع ارتباط انسانی‌ای...

00:50:13.738 --> 00:50:15.373
‫محتاج می‌شه.

00:50:17.842 --> 00:50:19.510
‫- تولدت مبارک.
‫- مرسی.

00:50:19.543 --> 00:50:21.279
‫خیلی‌خب.

00:50:21.312 --> 00:50:23.214
‫ظاهرا «بر باد رفته» رو
‫اینجا فیلمبرداری کردن.

00:50:23.247 --> 00:50:25.383
‫تا حالا ندیدمش.

00:50:25.416 --> 00:50:27.251
‫هر چقدر بیشتر لحظات رو ضبط می‌کردیم،

00:50:27.285 --> 00:50:29.620
‫پذیرش اینکه سریال تموم شده
‫و باید به زندگیمون برگردیم،

00:50:29.654 --> 00:50:31.355
‫برامون سخت‌تر می‌شد.

00:50:31.389 --> 00:50:34.225
‫دوباره انجام بده.

00:50:36.861 --> 00:50:38.229
‫دوباره بکن.

00:50:38.262 --> 00:50:39.864
‫نه، فقط دو بار انجام می‌دم.

00:50:39.897 --> 00:50:41.599
‫می‌خوای دستت رو بگیرم؟

00:50:41.632 --> 00:50:42.833
‫خودت می‌خوای دستم رو بگیری؟

00:50:42.867 --> 00:50:44.635
‫تو می‌خوای دستم رو بگیری؟

00:50:44.669 --> 00:50:45.937
‫آره دیگه. گمونم.

00:50:45.970 --> 00:50:47.538
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

00:50:47.571 --> 00:50:48.572
‫چقدر دست‌هات سرده.

00:50:48.606 --> 00:50:50.274
‫می‌دونم.

00:50:51.104 --> 00:50:52.705
‫احساس می‌کنی راحت نیستی؟

00:50:52.855 --> 00:50:54.623
‫- چرا.
‫- پس خوبه.

00:50:54.656 --> 00:50:56.892
‫اتفاقا خوشم میاد.

00:50:56.925 --> 00:50:59.428
‫خوبه.

00:50:59.461 --> 00:51:01.496
‫در پایان یکی از جلساتمون،

00:51:01.530 --> 00:51:02.898
‫میسی ازم پرسید که آیا می‌خوام...

00:51:02.931 --> 00:51:05.667
‫دیدار بعدیمون کمی بیشتر
‫خصوصی باشه یا نه.

00:51:05.701 --> 00:51:07.636
‫فقط بهم بگو دیگه.

00:51:07.669 --> 00:51:09.538
‫چی رو بهت بگم؟

00:51:09.571 --> 00:51:11.340
‫اینکه راحتی یا نه.

00:51:11.373 --> 00:51:13.475
‫یعنی بهت بگم که...

00:51:13.508 --> 00:51:15.310
‫آره.

00:51:15.344 --> 00:51:16.445
‫راحتم یا نه...

00:51:16.478 --> 00:51:19.314
‫آره.

00:51:24.947 --> 00:51:26.849
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

00:51:33.345 --> 00:51:35.571
‫[میسی، امیدوارم زود حالت خوب بشه.]

00:51:36.235 --> 00:51:37.305
‫[آرزو می‌کنم زود خوب بشی.]

00:51:38.766 --> 00:51:40.313
‫[میسی]

00:52:00.373 --> 00:52:01.808
‫- سلام.
‫- سلام، حالت چطوره؟
‫سلام، خوبم. حال تو چطوره؟

00:52:02.985 --> 00:52:04.186
‫خوبم. خوشحالم می‌بینمت.

00:52:04.219 --> 00:52:05.821
‫همچنین. بیا تو.

00:53:05.080 --> 00:53:07.149
‫خوبی؟

00:53:07.182 --> 00:53:09.117
‫خوبم.

00:53:09.151 --> 00:53:11.119
‫خیلی‌خب. پس خوبه.

00:53:50.092 --> 00:53:51.960
‫ازت خوشم میاد.

00:53:51.994 --> 00:53:54.830
‫من هم ازت خوشم میاد.

00:54:03.405 --> 00:54:04.773
‫واقعا؟

00:54:04.806 --> 00:54:07.442
‫آره.

00:54:19.455 --> 00:54:20.392
‫ایول.

00:54:36.138 --> 00:54:38.840
‫با مسئولین آرامستان‌های محلی تماس گرفتیم،

00:54:38.874 --> 00:54:41.009
‫و پرسیدیم که آیا کسی با نام خانوادگی...

00:54:41.043 --> 00:54:42.878
‫گدی اونجا دفن شده یا نه.

00:54:42.911 --> 00:54:46.214
‫اولش چیزی دستمون رو نگرفت،

00:54:46.248 --> 00:54:49.885
‫ولی بعد سرنخی پیدا کردیم
‫که بهمون امید داد.

00:54:49.918 --> 00:54:52.854
‫متوجه شدیم که توی آرامستانی
‫در حومه دوماس،

00:54:52.888 --> 00:54:54.189
‫محل دفن خانوادگی‌ای
‫به نام «گدی» وجود داره.

00:54:54.222 --> 00:54:56.325
‫اینجاست.

00:54:56.358 --> 00:54:58.160
‫قبر فرانسیس نبود،

00:54:58.193 --> 00:54:59.895
‫ولی بعد از اینکه بیل
‫چند لحظه نگاه انداخت،

00:54:59.928 --> 00:55:01.863
‫فهمید اسم روی قبر رو قبلا شنیده.

00:55:01.897 --> 00:55:04.266
‫الان که دارم به اسامی و...

00:55:04.299 --> 00:55:06.001
‫تاریخ فوتشون نگاه می‌کنم،

00:55:06.034 --> 00:55:07.970
‫احتمال می‌دم قبر والدینش باشه.

00:55:08.003 --> 00:55:11.340
‫اسم پدرش رو خیلی گنگ و مبهم یادمه.

00:55:11.373 --> 00:55:13.342
‫چی تو ذهنته؟

00:55:13.375 --> 00:55:15.210
‫رابرتش رو که یادمه.

00:55:15.243 --> 00:55:17.212
‫ولی کروز رو مطمئن نیستم.

00:55:17.245 --> 00:55:19.481
‫اگه بیل درست به خاطر آورده باشه،

00:55:19.514 --> 00:55:22.417
‫و این سنگ قبر پدر فرانسیس باشه،

00:55:22.451 --> 00:55:25.220
‫احتمالا آگهی ترحیمش
‫حاوی اطلاعاتی باشه...

00:55:25.253 --> 00:55:27.556
‫که بفهمیم فرزندانش
‫در قید حیات هستن یا نه.

00:55:27.589 --> 00:55:30.559
‫روز بعد به کتابخانه عمومی
‫لیدل راک رفتیم...

00:55:30.592 --> 00:55:32.194
‫تا بایگانی‌های روزنامه‌هاشون...

00:55:32.227 --> 00:55:34.262
‫از سال ۱۹۸۲ رو ببینیم.

00:55:34.296 --> 00:55:36.031
‫- اینه؟
‫- آره.

00:55:36.064 --> 00:55:37.265
‫- خیلی‌خب.
‫- اینجا باید بذاریش.

00:55:37.299 --> 00:55:40.168
‫زیر شیشه بذارش،
‫بعد ببرش این سمتی.

00:55:41.870 --> 00:55:43.472
‫- درسته؟
‫- آره.

00:55:50.312 --> 00:55:53.181
‫وایستا ببینم، پیداش کردم.

00:55:53.215 --> 00:55:57.219
‫رابرت کروز گدی،
‫شصت و سه ساله،

00:55:57.252 --> 00:55:58.854
‫زاده تگزارکانای تگزاس،

00:55:58.887 --> 00:56:00.622
‫که سابقا لیدل راک نام داشته.

00:56:00.656 --> 00:56:03.558
‫دو دختر ایشان در قید حیات هستن.

00:56:03.592 --> 00:56:06.161
‫فرانسیس مونرو...

00:56:06.194 --> 00:56:10.299
‫از ماسکـ...
‫ماسیکای شمالی واقع در میشیگان.

00:56:10.332 --> 00:56:12.234
‫با این اطلاعات،

00:56:12.267 --> 00:56:14.303
‫تونستیم صفحه فیس‌بوک...

00:56:14.336 --> 00:56:17.606
‫فران مونرو که توی بلارِ میشیگان
‫زندگی می‌کرد رو پیدا کنیم.

00:56:19.574 --> 00:56:21.376
‫وای خدا.

00:56:21.410 --> 00:56:23.412
‫به نظرت خودشه؟

00:56:23.445 --> 00:56:24.980
‫وای خدا بیل.

00:56:25.013 --> 00:56:26.248
‫وای!

00:56:26.281 --> 00:56:27.950
‫نگاه کن.
‫فارغ‌التحصیل دبیرستان دوماس.

00:56:27.983 --> 00:56:30.352
‫آره، پس حتما خودشه.

00:56:32.087 --> 00:56:33.922
‫- سال ۱۹۵۹.
‫- اوهوم.

00:56:33.956 --> 00:56:34.656
‫- خودشه.
‫- خودشه.

00:56:34.690 --> 00:56:36.191
‫صد درصد خودشه.

00:56:36.224 --> 00:56:37.960
‫من هم صد درصد موافقم خودشه.

00:56:37.993 --> 00:56:40.295
‫دروغ نگم توی سن هفتاد و شیش سالگی،

00:56:40.329 --> 00:56:42.597
‫همچنان خانم جذابی بود.

00:56:42.631 --> 00:56:45.634
‫و به طرز عجیبی مشابه عکسی بود
‫که کورنلیوس طراحی کرده بود.

00:56:46.553 --> 00:56:49.086
‫باورم نمی‌شه اینقدر بزرگ شدن.

00:56:51.373 --> 00:56:52.908
‫نگاهش کن.

00:56:52.941 --> 00:56:54.276
‫عین بچه مدرسه‌ای‌ها احساساتی شدی.

00:56:55.512 --> 00:56:57.448
‫خدایا...

00:56:57.473 --> 00:56:58.574
‫هوف!

00:56:58.800 --> 00:57:00.669
‫ولی بعد متوجه شدیم...

00:57:00.702 --> 00:57:02.376
‫که هیجانات بیل رو نابود کرد.

00:57:02.409 --> 00:57:03.872
‫این شوهرشه.

00:57:03.905 --> 00:57:05.425
‫ای بابا.

00:57:11.380 --> 00:57:14.283
‫حداقل ببینیم طرف چه شکلیه.

00:57:14.316 --> 00:57:16.818
‫همیشه احتمال می‌دادیم
‫که شوهر داشته باشه،

00:57:16.852 --> 00:57:18.754
‫ولی رفتار بیل بعدش
‫به قدری تغییر کرد،

00:57:18.787 --> 00:57:20.689
‫که تا به حال اونجوری ندیده بودمش.

00:57:20.722 --> 00:57:23.825
‫لیاقتش بیشتر از این یارو بود.

00:57:23.859 --> 00:57:27.629
‫اصلا آدم خوش‌قیافه‌ای نیست.

00:57:27.663 --> 00:57:29.698
‫این حرف که واقعا زشته.

00:57:29.731 --> 00:57:33.835
‫معذرت می‌خوام،
‫ولی منظورم اون نبود.

00:57:33.869 --> 00:57:36.338
‫ظاهرا اضافه‌وزن هم داره.

00:57:36.371 --> 00:57:39.241
‫بیل حسابی درگیر شوهر فرانسیس شده بود.

00:57:39.274 --> 00:57:41.643
‫مردک وکیله.

00:57:41.677 --> 00:57:44.279
‫لیسانس ادبیات انگلیسی،
‫بازیکن فوتبال، برنده دو میدانی،

00:57:44.313 --> 00:57:45.614
‫عضو گروه آواز.

00:57:45.647 --> 00:57:48.650
‫خدایا.

00:57:48.684 --> 00:57:51.687
‫باید باهاش ازدواج می‌کردم.

00:57:51.720 --> 00:57:53.989
‫باید خودم باهاش ازدواج می‌کردم.

00:57:54.022 --> 00:57:55.958
‫بعد کم‌کم فکری به سرش زد.

00:57:55.991 --> 00:57:58.260
‫خب، پس می‌ریم میشیگان.

00:57:58.293 --> 00:57:59.628
‫- چی؟
‫- می‌ریم اونجا.

00:57:59.661 --> 00:58:02.030
‫حضوری می‌بینمش.

00:58:02.064 --> 00:58:05.701
‫تا اتفاقی که باید میفتاد رو رقم بزنم.

00:58:05.734 --> 00:58:08.737
‫آخه الان شوهر داره.

00:58:08.770 --> 00:58:11.807
‫می‌تونه طلاق بگیره و با من ازدواج کنه.

00:58:16.204 --> 00:58:17.333
‫عجب.

00:58:23.210 --> 00:58:25.980
‫آها، خیلی‌خب.

00:58:27.923 --> 00:58:30.058
‫گفت تا آخر عمر دوستم داره.

00:58:30.092 --> 00:58:31.960
‫حرف خودشه.

00:58:31.994 --> 00:58:35.964
‫این حرف هم نشون می‌ده
‫هیچ‌وقت واسه تلاش کردن دیر نیست.

00:58:35.998 --> 00:58:37.699
‫نمی‌دونستم چه برداشتی...

00:58:37.733 --> 00:58:39.868
‫باید از حرف‌های بیل داشته باشم.

00:58:39.901 --> 00:58:43.305
‫انگار از بابت شوهر داشتن فرانسیس،
‫کلی دلسرد شده بود،

00:58:43.338 --> 00:58:46.135
‫و مدام با خودش وعده‌ای که این زن،
‫تقریبا شصت سال پیش...

00:58:46.168 --> 00:58:47.709
‫بهش داده بود رو تکرار می‌کرد.

00:58:47.743 --> 00:58:50.712
‫این حرف که «تا آخر عمرم دوستت دارم»
‫خیلی سنگینه‌ها.

00:58:50.746 --> 00:58:53.048
‫خودش گفت تا آخر عمرش دوستم داره.

00:58:53.081 --> 00:58:55.417
‫به نظرت حرف سنگینی نیست؟

00:58:55.450 --> 00:58:59.888
‫یادت باشه، خودش گفته بود
‫تا آخر عمر دوستم داره.

00:58:59.921 --> 00:59:02.980
‫برای اولین بار از وقتی که قبول کردم
‫تا به بیل کمک کنم،

00:59:03.014 --> 00:59:04.393
‫مونده بودم که چیکار کنم.

00:59:06.734 --> 00:59:09.356
‫بیل کاملا مصمم بود
‫تا عازم میشیگان بشه...

00:59:09.390 --> 00:59:11.663
‫و از عشقش به فرانسیس بگه.

00:59:11.688 --> 00:59:13.657
‫می‌دونم چه احساس عمیقی
‫نسبت بهش داشت،

00:59:13.690 --> 00:59:15.859
‫ولی این احتمال رو لحاظ نکرده بودم،

00:59:15.893 --> 00:59:18.428
‫که بیل می‌خواد متقاعدش کنه
‫تا از شوهرش طلاق بگیره.

00:59:18.462 --> 00:59:21.465
‫به نظرت ممکنه چنین کاری بکنه؟

00:59:21.498 --> 00:59:22.833
‫احتمالش وجود داره.

00:59:22.866 --> 00:59:25.702
‫داریم شانسمون رو امتحان می‌کنیم دیگه.

00:59:26.368 --> 00:59:27.540
‫هر چه بادا باد.

00:59:28.038 --> 00:59:30.807
‫غریزه‌ام می‌گفت که اصلا فکر خوبی نیست،

00:59:30.841 --> 00:59:33.110
‫و احتمال موفقیت بیل خیلی کمه.

00:59:33.143 --> 00:59:34.912
‫ولی از کجا معلوم؟

00:59:34.945 --> 00:59:37.047
‫نامه‌های عاشقانه فرانسیس واسه بیل...

00:59:37.080 --> 00:59:38.982
‫ظاهرا خیلی عمیق و سنگین بودن.

00:59:39.016 --> 00:59:40.517
‫شاید بعد از این‌همه سال...

00:59:40.550 --> 00:59:43.120
‫این حسرت به دل اون هم مونده باشه.

00:59:43.153 --> 00:59:45.589
‫با این اوصاف،
‫اگه قرار بود بیل دم خونه فرانسیس بره،

00:59:45.622 --> 00:59:46.957
‫و غافل‌گیرش کنه،

00:59:46.990 --> 00:59:48.959
‫حس می‌کردم موظفم کمکش کنم...

00:59:48.992 --> 00:59:51.128
‫تا به بهترین حالت
‫این کار رو انجام بده.

00:59:51.161 --> 00:59:53.697
‫واسه همین از طریق اینترنت،
‫بازیگر خانمی پیدا کردم،

00:59:53.730 --> 00:59:57.034
‫که از لحاظ سن و ظاهر،
‫مشابه فرانسیس بود،

00:59:57.067 --> 00:59:58.969
‫تا ازش بخوام همراه تمرینی بیل باشه.

00:59:59.002 --> 01:00:01.071
‫بعدش با شرکت اجاره سالن تئاتری
‫در اون حوالی صحبت کردم،

01:00:01.104 --> 01:00:02.205
‫که در حال حاضر قرار بود نمایش...

01:00:02.239 --> 01:00:04.474
‫«فرانکشتاین جوان» رو روی صحنه ببرن،

01:00:04.508 --> 01:00:06.510
‫و ازشون خواستم اجازه بدن
‫از محل تمرینشون...

01:00:06.543 --> 01:00:08.211
‫توی یه روز تعطیل استفاده کنیم.

01:00:08.245 --> 01:00:10.981
‫با استفاده از اسباب منزلی
‫که پشت صحنه پیدا کردیم،

01:00:11.014 --> 01:00:14.718
‫نسخه‌ای مشابه منزل فرضی
‫فرانسیس درست کردیم.

01:00:14.751 --> 01:00:17.988
‫وقتی که جون، بازیگرمون،
‫از لس‌آنجلس به اینجا رسید،

01:00:18.021 --> 01:00:20.490
‫بهش نامه‌های فرانسیس رو دادم
‫تا مطالعه کنه...

01:00:20.524 --> 01:00:22.693
‫و درک بهتری از خانمی رو داشته باشه...

01:00:22.726 --> 01:00:24.494
‫که قراره نقشش رو بازی کنه.

01:00:24.528 --> 01:00:28.031
‫این آقا ناامیدش کرد و به احساساتش ضربه زد.

01:00:28.065 --> 01:00:30.667
‫طولی نکشید که وقت آشنایی
‫با آقایی رسید...

01:00:30.701 --> 01:00:32.636
‫که کلی در موردش تعریف شنیده بود.

01:00:32.669 --> 01:00:34.571
‫سلام بیل.

01:00:34.605 --> 01:00:36.573
‫جون بازیگریه که قراره
‫نقش فرانسیس رو بازی کنه.

01:00:36.607 --> 01:00:38.242
‫- خوشحالم دوباره می‌بینمت.
‫- همچنین.

01:00:38.275 --> 01:00:41.044
‫نظرت چیه؟
‫ظاهرش مشابه چیزیه که انتظار داری؟

01:00:41.078 --> 01:00:42.246
‫- آره.
‫- آره؟

01:00:42.279 --> 01:00:43.780
‫بد نیست.

01:00:45.015 --> 01:00:46.650
‫- بد نیست.
‫- خیلی‌خب.

01:00:46.683 --> 01:00:48.051
‫دندون‌هات قشنگه.

01:00:48.085 --> 01:00:49.753
‫- لطف داری.
‫- واقعا قشنگه.

01:00:49.786 --> 01:00:51.521
‫خیلی وقته ندیدیش، نه؟

01:00:51.555 --> 01:00:53.690
‫دندون‌هاش رو ببین. چقدر خوشگلن.

01:00:53.724 --> 01:00:55.592
‫همه دندون‌هات هم نگه داشتی.
‫یکیش هم نیفتاده.

01:00:55.626 --> 01:00:56.727
‫- آره، نیفتاده.
‫- دندون مصنوعی نیست.

01:00:56.760 --> 01:00:59.730
‫واقعیه. همه‌شون واقعی‌ان.

01:00:59.763 --> 01:01:01.798
‫فورا اون جنبه از شخصیت بیل رو دیدم،

01:01:01.832 --> 01:01:04.801
‫که فرانسیس تو نامه‌هاش
‫ازش تعریف می‌کرد،

01:01:04.835 --> 01:01:06.870
‫و می‌دونستم که انجام این کار
‫کلی زمان می‌بره.

01:01:06.904 --> 01:01:09.139
‫واسه اولین اجرامون،

01:01:09.172 --> 01:01:11.775
‫از بیل خواستم تا بهم نشون بده
‫که وقتی به خونه فرانسیس رسید،

01:01:11.808 --> 01:01:13.911
‫دقیقا چه کاری انجام می‌ده.

01:01:13.944 --> 01:01:16.647
‫بعدش هم اگه نیاز به تغییری بود،
‫از اونجا شروع می‌کنیم.

01:01:16.680 --> 01:01:19.082
‫خب بیل، جلوی در خونه فرانسیس رسیدی.

01:01:19.116 --> 01:01:20.918
‫اولین باریه که طی پنجاه سال اخیر،
‫قراره ببینیش.

01:01:20.951 --> 01:01:22.085
‫خب، حاضری؟

01:01:22.119 --> 01:01:24.021
‫حرکت.

01:01:31.295 --> 01:01:33.931
‫فرانسیس، خدایا...
‫باورم نمی‌شه خودتی!

01:01:33.964 --> 01:01:35.933
‫بیل، وای خدا!

01:01:35.966 --> 01:01:38.235
‫خیلی وقته ندیدمت.

01:01:38.268 --> 01:01:40.103
‫واقعا خودتی؟

01:01:40.137 --> 01:01:42.272
‫پسر...

01:01:42.306 --> 01:01:44.575
‫وای... وای خدا جون.

01:01:44.608 --> 01:01:47.110
‫باورم نمی‌شه پیدات کردم.

01:01:48.912 --> 01:01:50.280
‫بعد از این‌همه سال.

01:01:50.314 --> 01:01:52.316
‫می‌دونم، می‌دونم بشین.

01:01:52.349 --> 01:01:54.818
‫باید ازدواج می‌کردیم.
‫چرا باهام ازدواج نکردی؟

01:01:54.851 --> 01:01:58.222
‫خب بیل،
‫از خودت برام تعریف کن.

01:01:58.255 --> 01:02:00.290
‫تند نرو، چهل و هفت سالی گذشته‌ها.

01:02:00.324 --> 01:02:03.060
‫الان متاهلم. آروم پیش برو.

01:02:03.093 --> 01:02:05.095
‫قدم‌های کوتاه بردار.

01:02:05.128 --> 01:02:06.997
‫می‌خوام...

01:02:07.030 --> 01:02:09.299
‫خیلی‌خب، وقفه بدین.

01:02:09.333 --> 01:02:13.237
‫بیل، می‌شه بپرسم چرا
‫دستت رو سمت پاش بردی؟

01:02:13.270 --> 01:02:15.272
‫کجا؟ پاش؟

01:02:15.305 --> 01:02:19.209
‫آره.

01:02:19.243 --> 01:02:21.645
‫نمی‌دونم. صرفا...

01:02:21.678 --> 01:02:23.947
‫جون در نقش فرانسیس،
‫وقتی لمست کرد...

01:02:23.981 --> 01:02:25.015
‫چه حسی بهت دست داد؟

01:02:25.048 --> 01:02:27.651
‫معذب شدم.

01:02:27.684 --> 01:02:29.653
‫اولین اجرامون پر از مشکل بود.

01:02:29.686 --> 01:02:32.022
‫تلاش‌های ابتدایی بیل
‫برای دل فرانسیس رو بردن،

01:02:32.055 --> 01:02:33.824
‫یا چندش‌آور بودن...

01:02:33.857 --> 01:02:35.025
‫شوهرت آدم حسودیه؟

01:02:35.058 --> 01:02:36.627
‫یا رقت‌انگیز بودن.

01:02:36.660 --> 01:02:39.997
‫دارم دوباره ازت می‌خوام
‫که باهام ازدواج کنی.

01:02:40.030 --> 01:02:42.332
‫انگار نمی‌تونست با فرانسیس...

01:02:42.366 --> 01:02:44.034
‫مثل یه آدم عادی رفتار کنه.

01:02:44.067 --> 01:02:45.836
‫سورپرایز!

01:02:45.869 --> 01:02:48.005
‫بعد از اینکه بازیگر ماد دو رو آوردیم،

01:02:48.038 --> 01:02:51.008
‫تا نقش شوهرش رو بازی کنه،
‫فقط اوضاع رو بدتر کرد.

01:02:51.041 --> 01:02:53.176
‫اومدم تا با همسرم...

01:02:53.210 --> 01:02:54.678
‫- ازدواج کنم.
‫- همسر منه.

01:02:54.711 --> 01:02:55.712
‫- تو اصلا...
‫- ولی همسر منه.

01:02:55.746 --> 01:02:57.347
‫انگلیسی بلدی؟!

01:02:57.381 --> 01:02:59.216
‫انگار نمی‌تونست شرایط رو...

01:02:59.249 --> 01:03:01.151
‫از دید فرانسیس ببینه.

01:03:01.184 --> 01:03:03.854
‫از اون بدتر این بود که فرانسیس خیالی ما...

01:03:03.887 --> 01:03:05.055
‫اصلا مجاب نشده بود.

01:03:05.088 --> 01:03:07.858
‫باید سعی کنی بیشتر...

01:03:07.891 --> 01:03:10.027
‫شرایط رو درک کنی.

01:03:10.060 --> 01:03:13.130
‫چون اگه بخوای عجول باشی...

01:03:13.163 --> 01:03:14.698
‫- آره، بد می‌شه.
‫- متوجه منظورم می‌شی؟

01:03:14.731 --> 01:03:16.833
‫یعنی رفتار بیشتر باید
‫عین آقایون متشخص باشه.

01:03:16.867 --> 01:03:18.235
‫برای اینکه بیل بهتر بتونه...

01:03:18.268 --> 01:03:20.003
‫احساسات اون لحظه فرانسیس رو درک کنه،

01:03:20.037 --> 01:03:23.006
‫تصمیم گرفتیم با استفاده
‫از کلاه‌گیسی که...

01:03:23.040 --> 01:03:25.375
‫از فروشگاه همون خیابون گرفتم،
‫جای نقش‌ها رو عوض کنیم.

01:03:25.409 --> 01:03:27.811
‫نمی‌دونی که چه شب‌هایی رو به یادت...

01:03:27.844 --> 01:03:29.947
‫تا صبح گریه کردم.

01:03:29.980 --> 01:03:32.082
‫ساعت‌ها توی جام خوابم نمی‌برد.

01:03:32.115 --> 01:03:34.718
‫معذرت می‌خوام فرانسیس.

01:03:34.751 --> 01:03:37.054
‫خب، وقتی آدم یکی رو می‌کشه،

01:03:37.087 --> 01:03:39.823
‫با معذرت خواهی که نمی‌تونه
‫طرف رو زنده کنه.

01:03:39.856 --> 01:03:43.026
‫بعد از اینکه بیل تقریبا یک ساعت
‫در نقش فرانسیس بود،

01:03:43.060 --> 01:03:45.162
‫انگار بهتر می‌تونست
‫شرایط رو از دید فرانسیس ببینه.

01:03:45.195 --> 01:03:47.898
‫هیچ‌وقت خبری ازت نشد،
‫کلی برات نامه نوشتم،

01:03:47.931 --> 01:03:50.067
‫کلی باهات تماس گرفتم.

01:03:50.100 --> 01:03:52.336
‫همه تماس‌هام رو نادیده گرفتی.

01:03:52.369 --> 01:03:54.338
‫فقط دنبال آرزوهات بودی.

01:03:54.371 --> 01:03:56.373
‫خیالاتی که توی هالیوود داشتی.

01:03:56.406 --> 01:04:00.010
‫فقط به فکر خودت بودی.

01:04:00.043 --> 01:04:03.046
‫آدم خودخواهی هستی!

01:04:03.080 --> 01:04:05.716
‫بعد از اینکه دوباره در نقش خودش قرار گرفت،

01:04:05.749 --> 01:04:08.018
‫به نظر می‌اومد شاهد
‫جنبه نرم‌تری از بیل بودیم.

01:04:08.051 --> 01:04:11.889
‫بهت خیانت کرده بودم.

01:04:11.922 --> 01:04:15.292
‫با فکر اینکه قراره ازدواج کنیم،
‫توی آب‌نمک گذاشته بودمت.

01:04:15.325 --> 01:04:18.295
‫جواب نامه‌هات رو نمی‌دادم.

01:04:18.328 --> 01:04:20.931
‫این مدت زندگیم با حسرت گذشت.

01:04:20.964 --> 01:04:23.967
‫اینکه...
‫واقعا سخت گذشت.

01:04:24.001 --> 01:04:26.370
‫می‌دونم خانواده خوشبختی داری،

01:04:26.403 --> 01:04:28.238
‫خونه به این قشنگی داری،

01:04:28.272 --> 01:04:31.275
‫از شوهرت هم راضی هستی،

01:04:31.308 --> 01:04:33.477
‫ولی اگه بگم...

01:04:33.510 --> 01:04:36.146
‫که هیچ حسی بهت ندارم،
‫دروغ محضه.

01:04:36.179 --> 01:04:38.749
‫چون دارم.

01:04:38.782 --> 01:04:41.351
‫فرانسیس، فقط خواستم بدونی...

01:04:41.385 --> 01:04:44.354
‫که واقعا خیلی دوستت دارم.

01:04:46.356 --> 01:04:47.958
‫بعد از اینکه تمرین تموم شد،

01:04:47.991 --> 01:04:50.260
‫حس کردم بیل پیشرفت چشم‌گیری داشته.

01:04:54.998 --> 01:04:56.934
‫حتی جون هم نظرش در مورد اینکه...

01:04:56.967 --> 01:04:59.336
‫می‌تونه دل فرانسیس رو ببره،
‫مثبت شده بود.

01:04:59.369 --> 01:05:01.271
‫فکر کنم احتمالش وجود داره...

01:05:01.305 --> 01:05:03.173
‫و قطعا احتمال قوی‌تری وجود داره...

01:05:03.206 --> 01:05:06.944
‫که از زندگی مشترکش راضی نباشه.

01:05:06.977 --> 01:05:09.112
‫ولی آدم که این مسائل رو نمی‌دونه،

01:05:09.146 --> 01:05:12.182
‫تا اینکه وقت درستش می‌رسه.

01:05:12.215 --> 01:05:15.052
‫نمی‌شد تشخیص داد
‫که روز دیدار با فرانسیس...

01:05:15.085 --> 01:05:16.253
‫اوضاع چطور پیش می‌ره،

01:05:16.286 --> 01:05:18.021
‫ولی به زودی قرار بود بفهمیم.

01:05:18.055 --> 01:05:19.856
‫چون وقتش رسیده بود
‫تا عازم میشیگان بشیم.

01:05:19.890 --> 01:05:21.158
‫- دوستت دارم.
‫- خداحافظ شلی.
‫دوستت دارم.

01:05:22.559 --> 01:05:24.461
‫خیلی‌خب. موفق باشی.

01:05:24.494 --> 01:05:25.862
‫بهم بگو چی شد.
‫ممنون.

01:05:27.297 --> 01:05:28.532
‫می‌دونم.

01:05:31.235 --> 01:05:33.270
‫آخی. حالت خوبه؟

01:05:33.303 --> 01:05:34.404
‫آره.

01:05:34.438 --> 01:05:37.174
‫مطمئنی؟

01:05:40.844 --> 01:05:42.045
‫اذیت نمی‌شی؟
‫اذیت نمی‌شم.

01:05:43.247 --> 01:05:45.315
‫درست می‌شه.
‫همه‌چی درست می‌شه.

01:05:45.349 --> 01:05:47.050
‫آینده که معلوم نیست.

01:05:47.084 --> 01:05:48.952
‫آدم نمی‌دونه فرداش چطور پیش می‌ره.

01:05:48.986 --> 01:05:50.287
‫راست می‌گی.

01:05:50.320 --> 01:05:51.989
‫خب.

01:06:00.597 --> 01:06:03.367
‫راهی فرودگاه شدیم و سوار هواپیمامون...

01:06:03.400 --> 01:06:05.435
‫که مقصدش ۱،۵۲۸ کیلومتر
‫به سمت شمال...

01:06:05.469 --> 01:06:09.172
‫تراورس‌سیتی میشیگان بود، شدیم.

01:06:09.206 --> 01:06:12.175
‫وقتی پروازمون نشست،
‫داشت دیروقت می‌شد.

01:06:12.209 --> 01:06:15.078
‫تصمیم گرفتیم بریم هتل
‫و اون شب رو استراحت کنیم.

01:06:15.112 --> 01:06:16.880
‫قرار گذاشتیم که فردا اول وقت،

01:06:16.914 --> 01:06:19.583
‫سمت منزل فرانسیس بریم.

01:06:19.616 --> 01:06:21.051
‫برای همینه که می‌خوام...

01:06:21.084 --> 01:06:23.120
‫اصلاحات جامع مهاجرتی ایجاد کنم...

01:06:23.153 --> 01:06:25.455
‫که مهاجران در مقاطع صد روزه،
‫تابعیت ما رو بگیرن.

01:06:25.489 --> 01:06:27.491
‫متشکرم وزیر کلینتون.

01:06:27.524 --> 01:06:28.926
‫می‌خوام در ادامه...

01:06:28.959 --> 01:06:30.561
‫نگاه کن...

01:06:30.594 --> 01:06:32.563
‫چی؟

01:06:34.932 --> 01:06:37.167
‫این آدمیه که بهش میاد
‫رئیس‌جمهور بشه.

01:06:37.200 --> 01:06:38.535
‫از من به تو نصیحت.

01:06:38.569 --> 01:06:42.172
‫قبلا هم بهت گفته بودم.

01:06:42.205 --> 01:06:45.008
‫دونالد اچ ترامپ،

01:06:45.042 --> 01:06:48.245
‫اسم وسطش اچ بود دیگه، نه؟

01:06:48.278 --> 01:06:50.047
‫گمونم «جی» باشه.

01:06:50.080 --> 01:06:51.415
‫ها؟

01:06:51.448 --> 01:06:53.884
‫چرا داری این حرف رو بهم می‌زنی؟

01:06:53.917 --> 01:06:55.152
‫چون می‌خوام قانعت کنم...
‫که ترامپ آدم ریاست جمهوریه.

01:06:56.587 --> 01:07:00.290
‫چون انگار خیال می‌کنی
‫قرار نیست انتخابات رو برنده بشه.

01:07:00.324 --> 01:07:02.559
‫توی رأی‌گیری‌ها که باخته.

01:07:02.593 --> 01:07:05.362
‫اون رأی‌گیری‌ها که چیزی رو مشخص نمی‌کنن.

01:07:05.395 --> 01:07:07.965
‫پس چی مشخص می‌کنه؟

01:07:07.998 --> 01:07:09.233
‫می‌خوام خانم وزیر خودشون...

01:07:09.266 --> 01:07:11.134
‫روز انتخابات.

01:07:11.168 --> 01:07:13.270
‫من به لایحه امنیت مرزها رأی دادم، ولی...

01:07:15.205 --> 01:07:17.307
‫روز بعد در حالی که بیل
‫داشت آماده می‌شد،

01:07:17.341 --> 01:07:20.611
‫از سایت وایت‌پیجز،
‫شماره تلفن و نشانی منزل...

01:07:20.644 --> 01:07:22.583
‫فرانسیس رو یادداشت کردم.

01:07:24.615 --> 01:07:27.084
‫اون روز صبح بیل حتی
‫یک کلمه هم باهام صحبت نکرد.

01:07:27.117 --> 01:07:29.386
‫مشخص بود ذهنش خیلی درگیره.

01:07:32.122 --> 01:07:34.261
‫جالبه که آدم‌ها بعد از دوره‌ای...

01:07:34.295 --> 01:07:35.592
‫که با هم صمیمی می‌شن...

01:07:35.617 --> 01:07:38.662
‫لزومی نمی‌بینن حتما با زدن حرفی
‫در حضور اون آدم، سکوت رو بشکنن.

01:07:58.582 --> 01:08:01.552
‫چی تو سرته؟

01:08:01.585 --> 01:08:03.620
‫کلا تو فکرم.

01:08:11.728 --> 01:08:13.096
‫بیل؟

01:08:13.130 --> 01:08:14.631
‫هوم؟

01:08:14.665 --> 01:08:16.567
‫چی تو سرته؟

01:08:16.600 --> 01:08:20.170
‫صرفا...

01:08:57.518 --> 01:08:59.253
‫نشانی منزل فرانسیس،

01:08:59.286 --> 01:09:00.921
‫ما رو به محله کوچیک با بافت جنگلی،

01:09:00.955 --> 01:09:02.089
‫در حومه لیک میشیگان برد.

01:09:04.091 --> 01:09:05.693
‫برنامه این بود که اول
‫بیل تنها جلوی در بره،

01:09:05.726 --> 01:09:07.928
‫و ما دورتر منتظر بمونیم،

01:09:07.962 --> 01:09:09.964
‫تا فرانسیس با دیدن دوربین‌ها دستپاچه نشه.

01:09:09.997 --> 01:09:13.033
‫اینجاست.

01:09:17.204 --> 01:09:18.973
‫انتهای اونجا می‌شه.

01:09:19.006 --> 01:09:21.642
‫آها. خیلی‌خب.

01:09:30.117 --> 01:09:31.519
‫انتهای اونجا خونه فرانسیسه.
‫آره.

01:09:36.223 --> 01:09:38.659
‫وای خدا. بهم رحم کن.

01:09:43.431 --> 01:09:45.433
‫ولی وقتی به لحظه پیاده شدن رسیدیم،

01:09:45.466 --> 01:09:47.435
‫بیل نمی‌خواست بدون ما بره.

01:09:47.468 --> 01:09:49.136
‫خب، مگه خودت نمی‌خواستی...

01:09:49.170 --> 01:09:51.539
‫حتما فیلم بگیری؟

01:09:51.572 --> 01:09:54.542
‫حس می‌کنم این لحظه
‫براتون خصوصی باشه.

01:09:54.575 --> 01:09:56.210
‫نه بابا، دوربین‌هات رو بیار.

01:09:56.243 --> 01:09:59.280
‫عاشق روابط عمومی‌ام.

01:10:03.517 --> 01:10:05.553
‫شنیدی چی گفتم؟ روابط عمومی.

01:10:05.586 --> 01:10:07.388
‫منظورت چیه؟

01:10:07.421 --> 01:10:11.025
‫منظورم مطبوعات خبریه دیگه.

01:10:11.058 --> 01:10:13.627
‫اینکه بیل متوجه نشد
‫اگه ما با کلی دوربین...

01:10:13.661 --> 01:10:16.097
‫جلوی در خونه فرانسیس سبز بشیم،
‫موجب وحشتش می‌شه،

01:10:16.130 --> 01:10:17.631
‫داشت نگرانم می‌کرد.

01:10:17.665 --> 01:10:20.000
‫به نظرت چه حسی به اون می‌ده؟

01:10:20.034 --> 01:10:21.769
‫عه... براش که مهم نیست.

01:10:21.802 --> 01:10:23.604
‫دوربین براش مهم نیست؟

01:10:23.637 --> 01:10:26.040
‫آره.

01:10:26.073 --> 01:10:28.225
‫می‌خواست با کل عوامل
‫جلوی در فرانسیس بریم،

01:10:28.258 --> 01:10:30.311
‫بهش پیشنهاد کردم
‫اول بهش زنگ بزنه.

01:10:30.344 --> 01:10:33.581
‫می‌تونیم بزنیم.
‫شماره‌اش رو داری؟

01:10:33.614 --> 01:10:36.117
‫ماشین رو بردم یه گوشه پارک کردم،

01:10:36.150 --> 01:10:39.153
‫و شماره فرانسیس رو
‫با گوشی بیل گرفتم،

01:10:39.186 --> 01:10:42.723
‫تا بتونه باهاش تماس بگیره.

01:10:43.797 --> 01:10:44.297
‫حاضری؟
‫آره.

01:10:56.137 --> 01:10:58.439
‫الو؟

01:10:58.472 --> 01:11:00.207
‫الو، فرانسیس؟

01:11:00.241 --> 01:11:01.308
‫بله.
‫حالت چطوره؟

01:11:02.476 --> 01:11:04.078
‫خوبم. شما؟

01:11:04.111 --> 01:11:06.414
‫خب، حدس بزن کی‌ام.

01:11:06.447 --> 01:11:08.082
‫عه، آخه نمی‌تونم.

01:11:08.115 --> 01:11:10.684
‫از کجا بدونم؟

01:11:10.718 --> 01:11:12.553
‫خوب فکر کن.

01:11:12.586 --> 01:11:15.423
‫صدام برات آشنا نیست؟

01:11:17.224 --> 01:11:19.126
‫نه.

01:11:19.160 --> 01:11:20.661
‫نیست؟

01:11:20.694 --> 01:11:22.329
‫نه.

01:11:22.363 --> 01:11:25.399
‫خیلی وقته صحبت نکردیم فرانسیس.

01:11:27.701 --> 01:11:29.570
‫آره، کلی کنجکاوم کردی.

01:11:29.603 --> 01:11:32.807
‫کی هستی؟

01:11:32.840 --> 01:11:34.375
‫الو؟

01:11:34.408 --> 01:11:35.643
‫بله؟ پشت خطم.

01:11:35.676 --> 01:11:37.678
‫خیلی‌خب.

01:11:37.711 --> 01:11:39.080
‫عه...
‫بهش بگو.

01:11:40.214 --> 01:11:41.816
‫نمی‌دونی کی‌ام؟

01:11:41.849 --> 01:11:43.851
‫خوب فکر کن.

01:11:43.884 --> 01:11:47.221
‫گفتی صدام برات آشنا نیست؟

01:11:47.254 --> 01:11:49.490
‫نه.

01:11:49.523 --> 01:11:51.459
‫یه لحظه وایستا.

01:11:51.492 --> 01:11:53.360
‫جیم بکلی هستی؟

01:11:53.394 --> 01:11:54.862
‫کی؟

01:11:54.895 --> 01:11:56.130
‫بکلی هستی؟
‫نه.

01:11:57.298 --> 01:11:59.366
‫نیستی؟

01:11:59.400 --> 01:12:02.236
‫آها...

01:12:02.269 --> 01:12:03.137
‫بهش بگو کی هستی.
‫آره.

01:12:04.638 --> 01:12:08.175
‫خیلی‌خب،
‫می‌خوام بگم کی‌ام.

01:12:08.209 --> 01:12:09.276
‫خیلی‌خب.

01:12:09.310 --> 01:12:12.346
‫بیل هیثم.

01:12:14.181 --> 01:12:15.816
‫الو؟

01:12:15.850 --> 01:12:17.151
‫الو.

01:12:17.184 --> 01:12:19.220
‫بیل هیثم.

01:12:19.253 --> 01:12:21.222
‫بیل هیث؟

01:12:21.255 --> 01:12:24.725
‫ه، ی، ث.

01:12:24.759 --> 01:12:26.527
‫بسیارخب.
‫سلام بیل، حالت چطوره؟

01:12:26.560 --> 01:12:28.829
‫حالا یادت اومد، نه؟

01:12:28.863 --> 01:12:31.298
‫آره، یادم اومد.
‫مگه می‌شه یادم نیاد؟

01:12:31.332 --> 01:12:33.401
‫خب، حالت چطوره؟

01:12:33.434 --> 01:12:35.636
‫دارم اشتباهات گذشته‌ام رو درست می‌کنم.

01:12:37.438 --> 01:12:39.807
‫عجب. کار سختیه؟

01:12:39.840 --> 01:12:42.877
‫راستش...
‫خیلی وقت‌ها پیش می‌اومد تو فکرت باشم،

01:12:42.910 --> 01:12:46.647
‫تا اینکه بالاخره با خودم گفتم...

01:12:46.680 --> 01:12:49.417
‫که بهتره باهات تماس بگیرم...

01:12:49.450 --> 01:12:51.218
‫- و...
‫- خیلی‌خب.

01:12:51.252 --> 01:12:52.920
‫خب...

01:12:52.953 --> 01:12:54.855
‫زندگیت چطور می‌گذره؟

01:12:54.889 --> 01:12:56.690
‫تو لس‌آنجلس زندگی می‌کنم.

01:12:56.724 --> 01:12:59.493
‫هنوز تو کار بازیگری‌ام.

01:12:59.527 --> 01:13:02.196
‫خوش به حالت.

01:13:02.229 --> 01:13:03.931
‫- خوش به حالت.
‫- خب...

01:13:03.964 --> 01:13:05.866
‫آرزوت از بچگی همین بود.

01:13:05.900 --> 01:13:07.635
‫آره.

01:13:07.668 --> 01:13:09.470
‫بچه داری؟

01:13:09.503 --> 01:13:12.273
‫نه، عه...

01:13:12.306 --> 01:13:14.642
‫گمونم اشتباه کردم
‫با تو ازدواج نکردم.

01:13:14.675 --> 01:13:16.477
‫می‌دونی شرایط چطوریه دیگه.

01:13:18.646 --> 01:13:21.515
‫خب، من که نه تا نوه دارم.

01:13:21.549 --> 01:13:22.917
‫جدی؟

01:13:22.950 --> 01:13:25.386
‫- آره.
‫- خب...

01:13:25.419 --> 01:13:29.490
‫مادربزرگم و نه تا نوه دارم...

01:13:29.523 --> 01:13:33.294
‫یه نوه دوقلو داریم که...

01:13:33.327 --> 01:13:36.931
‫الان تقریبا سه سالشون شده.

01:13:36.964 --> 01:13:39.533
‫در حالی که این تماس
‫یه ربع طول کشیده بود،

01:13:39.567 --> 01:13:41.469
‫بیل هنوز به فرانسیس نگفته بود،

01:13:41.502 --> 01:13:43.771
‫که بیرون خونه‌اش نشسته.

01:13:43.804 --> 01:13:46.574
‫کدوم رفتار مامانم رو بیشتر یادته؟

01:13:46.607 --> 01:13:48.909
‫کدوم رفتار مامانت رو بیشتر یادمه؟

01:13:48.943 --> 01:13:50.311
‫اینکه ازم خوشش نمی‌اومد.

01:13:50.344 --> 01:13:52.613
‫وای! چی؟!

01:13:52.646 --> 01:13:53.748
‫خوشش نمی‌اومد.

01:13:53.781 --> 01:13:55.850
‫چرا چنین فکری می‌کنی؟

01:13:55.883 --> 01:13:58.252
‫راست می‌گم دیگه.

01:13:58.285 --> 01:13:59.453
‫از چی این برداشت رو کردی؟

01:13:59.487 --> 01:14:01.355
‫آخه چرا خودش...

01:14:01.389 --> 01:14:04.225
‫نمی‌دونم. ولی خوشش نمی‌اومد.

01:14:05.893 --> 01:14:08.963
‫خب، الان خوشبختی؟

01:14:08.996 --> 01:14:12.266
‫می‌پرسی خوشبختم؟
‫آره، خیلی هم خوشبختم.

01:14:12.299 --> 01:14:14.268
‫چطور؟

01:14:14.301 --> 01:14:16.537
‫ازدواج مجدد کردی، نه؟

01:14:16.570 --> 01:14:19.707
‫اوهوم.

01:14:19.740 --> 01:14:22.543
‫عجب‌ها.
‫انگار دارم خواب می‌بینم.

01:14:22.576 --> 01:14:24.712
‫چند وقته ازدواج کردین؟

01:14:24.745 --> 01:14:26.480
‫بذار فکر کنم.

01:14:26.514 --> 01:14:28.949
‫من و دیو تقریبا چهل و هفت ساله
‫که ازدواج کردیم.

01:14:28.983 --> 01:14:32.319
‫نه، دقیقا چهل و هفت ساله
‫که زن و شوهریم.

01:14:32.353 --> 01:14:36.357
‫هوم.

01:14:36.390 --> 01:14:38.492
‫عمر آدم مثل باد می‌گذره.

01:14:38.526 --> 01:14:40.528
‫آره، واقعا قبول دارم.

01:14:40.561 --> 01:14:42.663
‫چشم روی هم بذاری می‌بینی پیر شدی.

01:14:44.765 --> 01:14:47.034
‫طی این سالیان به من هم فکر کردی؟

01:14:47.068 --> 01:14:50.504
‫معلومه که کردم.

01:14:50.538 --> 01:14:54.008
‫تا حالا نشده بخوای
‫گوشی رو برداری و بهم زنگ بزنی؟

01:14:54.041 --> 01:14:56.510
‫معلومه.

01:14:56.544 --> 01:14:59.580
‫پس چرا زنگ نزدی؟

01:15:01.348 --> 01:15:04.885
‫برات سخت بود؟

01:15:04.919 --> 01:15:06.387
‫الو؟

01:15:06.420 --> 01:15:07.922
‫الو.

01:15:07.955 --> 01:15:10.791
‫سختت بود هم زنگ بزنی؟

01:15:14.795 --> 01:15:16.430
‫صدام رو داری فرانسیس؟

01:15:16.464 --> 01:15:19.300
‫آره، صـ... صدات رو می‌شنوم.

01:15:20.768 --> 01:15:23.571
‫خب...

01:15:23.604 --> 01:15:25.773
‫صرفا...

01:15:25.806 --> 01:15:27.575
‫اینقدر یادت تو مخم رفته بود،

01:15:27.608 --> 01:15:29.710
‫که می‌خواستم باهات صحبت کنم.

01:15:29.744 --> 01:15:31.545
‫کار خوبی کردی.

01:15:31.579 --> 01:15:33.547
‫همین که صدات رو می‌شنوم...

01:15:33.581 --> 01:15:36.951
‫زندگیم...

01:15:37.970 --> 01:15:40.540
‫تا حد زیادی شادتر شده.

01:15:41.088 --> 01:15:43.324
‫خوش به حالت. حالت خوبه؟

01:15:43.357 --> 01:15:45.092
‫می‌پرسی حالم خوبه؟

01:15:45.126 --> 01:15:47.094
‫اوهوم. از لحاظ سلامت می‌گم.

01:15:47.128 --> 01:15:48.929
‫آره.

01:15:48.963 --> 01:15:51.065
‫بزنم به تخته.

01:15:53.868 --> 01:15:55.736
‫گوش کن چی می‌گم،
‫کلی مواظب خودت باش.

01:15:55.770 --> 01:15:57.505
‫خوشحال شدم صدات رو شنیدم...

01:15:57.538 --> 01:15:59.673
‫و اینه...

01:15:59.707 --> 01:16:01.809
‫خدا پشت و پناهت باشه.

01:16:01.842 --> 01:16:04.044
‫چی گفتی؟

01:16:04.078 --> 01:16:06.046
‫گفتم خدا پشت و پناهت باشه.

01:16:06.080 --> 01:16:07.882
‫ممنونم. همچنین.

01:16:07.915 --> 01:16:09.583
‫ممنونم بیل.

01:16:09.617 --> 01:16:10.918
‫خداحافظ. خدا پشتت.
‫خداحافظ.

01:16:15.978 --> 01:16:17.825
‫خیلی‌خب.

01:16:18.541 --> 01:16:20.076
‫چه حسی داری؟

01:16:20.110 --> 01:16:22.512
‫من چه حسی دارم؟

01:16:22.545 --> 01:16:24.347
‫منظورم در مورد مکالمه بود.

01:16:24.380 --> 01:16:25.615
‫خودت چه حسی داری؟

01:16:25.648 --> 01:16:27.674
‫آخه انگار بیشتر از من اضطراب داشتی...

01:16:28.005 --> 01:16:30.707
‫من که مضطرب نبودم.
‫کاملا آروم بودم.

01:16:43.897 --> 01:16:45.261
‫هنوز می‌خوای بری داخل؟
‫نه، گمون نکنم.

01:16:47.391 --> 01:16:49.927
‫باهاش حرف زدم. همین بسه.

01:16:49.960 --> 01:16:53.230
‫نمی‌شه با هم ازدواج کنیم.
‫اوضاع دیگه مثل قدیم نیست.

01:16:56.400 --> 01:16:59.103
‫به نظرت بی‌خیال عشقش به تو شده؟

01:17:03.000 --> 01:17:06.419
‫از حرف‌هاش که اینطور به نظر می‌اومد.
‫انگار صرفا براش خاطره بودم...

01:17:08.178 --> 01:17:10.214
‫اولش حتی صدام رو نشناخت.

01:17:15.052 --> 01:17:16.019
‫حالت خوبه؟

01:17:16.053 --> 01:17:18.322
‫آره.

01:17:18.355 --> 01:17:20.824
‫می‌خوای بریم خونه؟

01:17:20.858 --> 01:17:23.494
‫آره.

01:17:31.502 --> 01:17:33.403
‫اون شب وقتی برگشتیم هتل،

01:17:33.437 --> 01:17:36.206
‫یه زنبور توی اتاق اومده بود.

01:17:36.240 --> 01:17:38.175
‫ای!

01:17:38.208 --> 01:17:40.511
‫بیل هم مصمم بود که بگیردش.

01:17:52.990 --> 01:17:54.892
‫کم نمیاره.

01:17:55.397 --> 01:17:56.235
‫پدرسگ.
‫ببخشید فحش دادم.

01:18:06.403 --> 01:18:10.407
‫خب. سیفون هم روش کشیدم.

01:18:10.441 --> 01:18:13.277
‫دست مریزاد.

01:18:15.485 --> 01:18:17.754
‫بعد از مدت زیادی
‫که تو آرکانزاس مونده بودم،

01:18:17.788 --> 01:18:20.605
‫وقتی برگشتم لس‌آنجلس،
‫فهمیدم کلی کار عقب‌افتاده دارم...

01:18:20.630 --> 01:18:22.265
‫که پشت گوش انداخته بودم.

01:18:22.299 --> 01:18:24.334
‫ساعت‌ها خودم رو سرگرم کار می‌کردم...

01:18:24.367 --> 01:18:27.437
‫و برام سخت بود
‫که به روتین زندگیم برگردم.

01:18:27.470 --> 01:18:29.839
‫دیگه فکرم زیاد درگیر بیل نبود.

01:18:29.880 --> 01:18:32.215
‫گمونم ته دلم می‌خواستم...

01:18:32.242 --> 01:18:33.843
‫که به پایان خوش زندگیش برسه.

01:18:33.877 --> 01:18:35.845
‫وقتی هم این اتفاق نیفتاد،

01:18:35.879 --> 01:18:37.647
‫خیلی تو ذوقم خورده بود.

01:18:37.681 --> 01:18:39.616
‫تا اینکه یه روز، خیلی ناگهانی،

01:18:39.649 --> 01:18:42.419
‫بیل ازم خواست تا دفترم بیاد
‫تا هدیه‌ای بهم بده.

01:18:42.452 --> 01:18:43.753
‫یه هدیه برات آوردم.
‫واقعا؟

01:18:45.155 --> 01:18:46.389
‫واسه منه؟
‫آره.

01:18:47.691 --> 01:18:49.726
‫چیه؟

01:18:49.759 --> 01:18:52.762
‫وای بیل. دستت درد نکنه.

01:18:52.796 --> 01:18:55.832
‫سینی پذیراییه؟

01:18:55.865 --> 01:18:57.667
‫آره، می‌تونی توش پاستا بریزی،

01:18:57.701 --> 01:19:01.304
‫سالاد بریزی.
‫هر چی که بخوای.

01:19:01.338 --> 01:19:03.306
‫عجب.

01:19:03.340 --> 01:19:05.809
‫فروشنده‌اش آشنا بود.
‫این رو انتخاب کردم...

01:19:05.842 --> 01:19:09.446
‫چون فکر می‌کردم برات...

01:19:09.479 --> 01:19:11.348
‫هدیه مناسبی باشه.

01:19:11.381 --> 01:19:13.972
‫واقعا لطف کردی که برام
‫چنین هدیه‌ای گرفتی.

01:19:14.005 --> 01:19:15.151
‫نگو بابا.

01:19:15.185 --> 01:19:19.507
‫این در مقابل لطفی که
‫تو در حقم کردی ناچیزه...

01:19:19.532 --> 01:19:21.224
‫بابت تمام زحماتت ممنونم.

01:19:21.258 --> 01:19:23.226
‫سینیش واقعا قشنگ بود،
‫ولی بعدش فهمیدم...

01:19:23.260 --> 01:19:25.228
‫که بیل صرفا نیومده بود
‫تا ازم تشکر کنه.

01:19:25.262 --> 01:19:29.434
‫نظرت در مورد اون بازیگری
‫که از لس‌آنجلس تا...

01:19:29.468 --> 01:19:31.607
‫آرکانزاس اومده بود چیه؟

01:19:31.640 --> 01:19:32.269
‫جون؟

01:19:32.302 --> 01:19:34.871
‫به نظرم خانم خوبی بود.

01:19:34.905 --> 01:19:36.640
‫خب، صرفا...

01:19:36.673 --> 01:19:37.938
‫چطور مگه؟ نظر خودت در موردش چیه؟

01:19:37.971 --> 01:19:39.876
‫خب، می‌دونی دیگه.

01:19:39.910 --> 01:19:42.712
‫به نظرم بد نمی‌شه
‫شماره‌اش رو داشته باشم.

01:19:42.746 --> 01:19:44.281
‫این لبخندت واسه چیه بیل؟

01:19:44.314 --> 01:19:46.283
‫لبخند کجا بود؟

01:19:46.316 --> 01:19:48.270
‫گلوت پیشش گیر کرده بیل؟

01:19:48.295 --> 01:19:49.886
‫حالا نه در این حد...

01:19:49.920 --> 01:19:51.454
‫گلوت پیش جون گیر کرده؟

01:19:51.488 --> 01:19:53.356
‫آخه یه بار باهاش کار کردم.

01:19:53.390 --> 01:19:55.458
‫پس چرا می‌خندی بیل؟
‫برو قیافه خودت رو ببین.

01:19:55.492 --> 01:19:56.908
‫لپ‌هات گل انداخته.
‫وای خدا.

01:19:58.295 --> 01:20:00.730
‫شماره تلفنش رو نداشتم،
‫واسه همین...

01:20:00.764 --> 01:20:02.599
‫می‌خوای الان بهش زنگ بزنی؟

01:20:02.632 --> 01:20:04.467
‫آره.

01:20:10.607 --> 01:20:12.409
‫الو.

01:20:12.442 --> 01:20:13.610
‫جون؟
‫بله؟

01:20:14.744 --> 01:20:16.413
‫حالت چطوره؟

01:20:16.446 --> 01:20:18.381
‫خوبم. حال تو چطوره؟

01:20:18.415 --> 01:20:21.251
‫می‌دونی داری با کی صحبت می‌کنی؟

01:20:24.459 --> 01:20:27.495
‫مگه بیل نیستی؟

01:20:30.327 --> 01:20:32.562
‫چرا... خود بیلم.

01:20:33.341 --> 01:20:35.408
‫آسونه که آدم زندگی دیگران رو...

01:20:35.442 --> 01:20:37.221
‫به چشم قصه‌ای پر از پند و اندرز ببینه.

01:20:37.255 --> 01:20:40.940
‫به‌هرحال، هیچ‌کس دلش نمی‌خواد
‫در ایام پیری، حسرت به دلش مونده باشه.

01:20:40.966 --> 01:20:41.855
‫باورم نمی‌شه.
‫وای خدا.

01:20:42.973 --> 01:20:44.574
‫چقدر خوش‌تیپ شدی.

01:20:44.608 --> 01:20:46.509
‫خودت رو چی می‌گی؟

01:20:46.543 --> 01:20:48.712
‫پسر، دوباره می‌خوام
‫به زیبایی دندون‌هات اشاره کنم.

01:20:48.745 --> 01:20:49.946
‫خیلی خوشگلن.

01:20:51.815 --> 01:20:52.882
‫به سلامتی دندون‌هات بخوریم.
‫خیلی‌خب.

01:20:54.317 --> 01:20:55.752
‫مامانم همیشه می‌گفت:

01:20:55.785 --> 01:20:57.921
‫«هر شیش ماه یه بار
‫باید دندون‌پزشکی بری جون.»

01:20:57.954 --> 01:20:59.589
‫من هم می‌گفتم «باشه مامان جان».

01:20:59.623 --> 01:21:01.625
‫ولی اگه با دقت به زندگی
‫هر کس نگاه کنین،

01:21:01.658 --> 01:21:04.594
‫می‌بینین که عمر آدم،
‫اگرچه زودگذره،

01:21:04.628 --> 01:21:06.187
‫اما پر از لحظات ناب شادیه.

01:21:06.220 --> 01:21:09.866
‫پس چندان نمی‌شه گفت
‫که روزگار سختی پشت سر گذاشتن.

01:21:09.900 --> 01:21:12.269
‫بگذریم، خواستم بهت بگم...

01:21:12.302 --> 01:21:14.271
‫که دیروز بلیتم رو رزرو کردم.

01:21:14.304 --> 01:21:16.473
‫دل تو دلم نیست زودتر ببینمت.

01:21:16.506 --> 01:21:19.743
‫دوستدار تو، نیتن.

01:21:27.851 --> 01:21:31.922
‫سلام.

01:21:31.955 --> 01:21:33.532
‫خوشحالم می‌بینمت.

01:21:33.565 --> 01:21:34.691
‫همچنین.
‫- می‌خوای این بالا...
‫- اینجا بشینیم؟

01:21:35.825 --> 01:21:37.460
‫آره. چرا که نه؟

01:21:38.675 --> 01:21:40.594
‫خیلی خوشحالم دوباره می‌بینمت.

01:21:40.627 --> 01:21:42.440
‫من هم خوشحالم می‌بینمت.

01:21:43.550 --> 01:21:45.452
‫جای قشنگی انتخاب کردی.

01:21:45.485 --> 01:21:48.989
‫آخه تو نقشه اینجا رو
‫آبی نشون داده بود،

01:21:49.022 --> 01:21:52.059
‫فکر کردم رودخونه‌ای چیزی باشه...

01:21:52.092 --> 01:21:54.928
‫آره. یه لحظه فکر کردم
‫قراره سوار کامیون‌ها بشیم.

01:21:54.961 --> 01:21:56.396
‫آره.

01:22:07.307 --> 01:22:09.009
‫اذیت نمی‌شی؟

01:22:09.042 --> 01:22:10.143
‫نه.
‫دست‌های سردت اذیت نمی‌شن؟

01:22:11.478 --> 01:22:12.690
‫مرسی که گرمشون می‌کنی.
‫قابلی نداره.

01:22:19.186 --> 01:22:21.955
‫عجیبه که اینجا هم باید
‫دورمون دوربین باشه، نه؟

01:22:21.988 --> 01:22:24.858
‫اگه بخوایم می‌تونیم خاموششون کنیم.

01:22:26.326 --> 01:22:28.028
‫می‌شه؟

01:22:28.061 --> 01:22:29.029
‫می‌خوای بکنیم؟

01:22:30.223 --> 01:22:32.507
‫آخه اینطوری به هدفت پشت نکردی؟

01:22:32.532 --> 01:22:33.600
‫کدوم هدف؟

01:22:33.633 --> 01:22:35.435
‫نمی‌دونم.

01:22:35.469 --> 01:22:37.437
‫هدفم چیه؟

01:22:37.471 --> 01:22:40.874
‫از همه‌چی فیلم می‌گیری.

01:22:40.907 --> 01:22:44.010
‫انگار هدفی پشتش داری، نه؟

01:22:47.587 --> 01:22:54.587
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

01:23:02.162 --> 01:23:04.097
‫تازه یه پهپاد داریم.

01:23:04.131 --> 01:23:06.400
‫گمونم خیلی باحال می‌شه
‫اگه قاب هوایی هم بگیریم.

01:23:06.433 --> 01:23:07.534
‫باشه.

01:23:11.638 --> 01:23:14.908
‫ناراحت نباش، خوشحال باش.

01:23:14.941 --> 01:23:18.011
‫لبخندت رو نشونم بده.

01:23:18.045 --> 01:23:21.014
‫غروب که بشه برمی‌گردم خونه،

01:23:21.048 --> 01:23:24.518
‫میام جایی که توش احساس آزادی دارم.

01:23:24.551 --> 01:23:27.621
‫شاید فکر کنی تک و تنهایی،

01:23:27.654 --> 01:23:30.924
‫ولی من همیشه کنارتم.

01:23:30.957 --> 01:23:32.893
‫ناراحت نباش.

01:23:32.926 --> 01:23:35.262
‫برام خوشحال باش.

01:23:35.563 --> 01:23:45.563
‫«زن، زندگی، آزادی»
‫«حتی یک روز اسارت حق توماج صالحی نیست»