﻿WEBVTT

00:00:09.870 --> 00:00:14.298
‫«باز گردد عاقبت این در بلی،
‫رو نماید یار سیمین بر بلی...»

00:00:14.379 --> 00:00:15.379
‫[حضرت مولانا]

00:01:41.750 --> 00:01:42.843
‫[قسمت ۲]

00:01:42.924 --> 00:01:47.716
‫[خام بُدَم، پخته شدم، سوختم.]

00:01:51.521 --> 00:01:56.446
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:56.833 --> 00:02:00.246
‫گفتم: «فریب ظاهر رو نخور.
‫ممکنه گمراه‌کننده باشه.»

00:02:02.080 --> 00:02:04.260
‫«شاید حقیقت در شنیده‌ها نهفته باشه.»

00:02:06.740 --> 00:02:08.260
‫اون‌وقت دیده‌ها رو فراموش کن.

00:02:08.920 --> 00:02:10.326
‫روی شنیده‌ها تمرکز کن.

00:02:10.860 --> 00:02:13.427
‫شنیده‌ها یه ویژگی خاصی دارن...

00:02:14.447 --> 00:02:15.893
‫که فریاد می‌زنن.

00:02:16.319 --> 00:02:18.263
‫پیداش کن، خداوندگار.

00:02:19.953 --> 00:02:21.020
‫پیداش کن.

00:02:22.473 --> 00:02:23.667
‫خداوندگار.

00:02:26.000 --> 00:02:27.147
‫خداوندگار.

00:02:28.873 --> 00:02:29.887
‫حالت خوبه؟

00:02:48.013 --> 00:02:50.547
‫اگه بخوای می‌تونیم برگردیم توی مکتب‌ات.

00:02:57.573 --> 00:03:00.306
‫لازم نیست. خوبم.
‫نگران نباشید.

00:03:04.640 --> 00:03:06.886
‫اگه یکی از سربازهاتون در دسترسه...

00:03:08.927 --> 00:03:10.973
‫بهش بگید این مرد بی‌چاره رو ببره مکتب‌مون.

00:03:15.273 --> 00:03:16.373
‫بیا، آقا.

00:03:24.773 --> 00:03:27.380
‫ببخشید، داشتی یه چیزی می‌گفتی.
‫لطفاً ادامه بده.

00:03:27.626 --> 00:03:29.813
‫پس بذار زودتر بهت بگم.

00:03:31.206 --> 00:03:32.273
‫فردا...

00:03:32.646 --> 00:03:36.473
‫قبل از نماز ظهر،
‫توی قصر از عُلَما میزبانی می‌کنیم.

00:03:38.253 --> 00:03:40.500
‫اگه شما هم بیای خوشحال می‌شیم.

00:03:45.913 --> 00:03:51.806
‫می‌دونم، خداوندگار.
‫از این‌جور مراسم‌ها خوشت نمیاد. می‌دونم.

00:03:57.623 --> 00:04:00.023
‫سلطان‌مون سفرۀ آتشین پهن کرده.

00:04:01.833 --> 00:04:05.066
‫کسایی که بشینن و اونجا غذا بخورن، می‌سوزن.

00:04:08.750 --> 00:04:09.977
‫درست می‌گی

00:04:11.257 --> 00:04:12.304
‫اما...

00:04:12.964 --> 00:04:15.230
‫به نظرات ارزشمندت نیاز داریم.

00:04:22.110 --> 00:04:24.844
‫اگه اجل امان بده، فردا میام اونجا.

00:04:25.464 --> 00:04:26.604
‫خوبه.

00:04:32.652 --> 00:04:38.652
.

00:04:38.676 --> 00:04:44.676


00:05:22.930 --> 00:05:24.117
‫منتظر چی هستن؟

00:05:25.083 --> 00:05:27.876
‫شاید منتظرن ما تسلیم شیم.

00:05:30.883 --> 00:05:33.043
‫قلعه رو تسلیم مغول‌ها نمی‌کنیم.

00:05:34.070 --> 00:05:36.377
‫حتی اگه به معنیِ مرگ‌مون باشه.

00:05:53.230 --> 00:05:54.997
‫چرا حمله نمی‌کنیم و قلعه رو نمی‌گیریم؟

00:05:57.710 --> 00:06:00.257
‫بهمون دستور بدید تا اولین حمله رو انجام بدیم.

00:06:02.004 --> 00:06:03.850
‫وقتش که برسه دستور می‌دم.

00:06:04.830 --> 00:06:06.097
‫ولی به تو نه.

00:06:10.064 --> 00:06:11.130
‫چرا؟

00:06:12.770 --> 00:06:14.710
‫چون تو یه مأموریت دیگه داری.

00:06:15.737 --> 00:06:17.764
‫دو نفر با خودت برمی‌داری و می‌ری «قونیه».

00:06:18.444 --> 00:06:20.390
‫وقتی این قلعه رو با خاک یکسان کردیم...

00:06:21.637 --> 00:06:24.257
‫سلجوق‌ها میان تا باهامون بجنگن.

00:06:25.630 --> 00:06:27.497
‫بهمون خبر می‌دی...

00:06:28.150 --> 00:06:29.637
‫که تصمیم‌شون دربارۀ جنگ چیه.

00:06:31.044 --> 00:06:33.584
‫اگه به موقع خبر بیاری...

00:06:35.097 --> 00:06:38.630
‫هر جا که خودمون بخوایم باهاشون وارد جنگ می‌شیم
‫و شکست‌شون می‌دیم.

00:06:39.837 --> 00:06:41.097
‫وگرنه...

00:06:42.056 --> 00:06:44.910
‫جنگ رو در برابر سلجوق‌ها می‌بازیم.

00:06:46.884 --> 00:06:48.890
‫حالا دو نفر رو انتخاب کن و باهاشون برو.

00:06:52.037 --> 00:06:53.344
‫اینجو، آریک!

00:07:12.703 --> 00:07:14.337
‫می‌دونم منتظر چی هستن.

00:07:15.390 --> 00:07:16.404
‫منتظر چی‌ان؟

00:07:20.970 --> 00:07:22.577
‫تیراندازها!

00:07:34.417 --> 00:07:36.203
‫خدا یکتاست!

00:08:02.530 --> 00:08:04.044
‫بُردِ تیرهامون بهشون نمی‌رسه.

00:08:04.844 --> 00:08:07.097
‫پس یعنی بُرد تیرهای اونا هم به ما نمی‌رسه.

00:08:33.204 --> 00:08:34.730
‫بُردِشون می‌رسه!

00:09:14.697 --> 00:09:17.004
‫ظاهر و باطن دوتا عالم متفاوتن.

00:09:19.470 --> 00:09:21.010
‫یکی‌شون در مقابل چشم‌هامونه

00:09:22.197 --> 00:09:23.523
‫و اون یکی در درون دل‌هامون.

00:09:27.537 --> 00:09:29.224
‫حالا کدوم‌شون سخت‌تره؟

00:09:32.577 --> 00:09:34.090
‫اونی که قابل دیدنه، واضحه.

00:09:35.390 --> 00:09:38.010
‫ولی طوفانِ درونِ دل‌هامون
‫قابل اندازه‌گیری و سنجش نیست.

00:09:39.317 --> 00:09:42.450
‫دعا می‌کنی تا از شرّ دغدغه‌های بیرونی خلاص شی.

00:09:42.850 --> 00:09:44.150
‫می‌گی: «خدایا...

00:09:44.530 --> 00:09:46.670
‫ما رو از دغدغه‌هایی که بهمون دادی نجات بده.»

00:09:49.204 --> 00:09:51.783
‫اگه خداوند بزرگ صلاح ببینه،
‫شما رو از اون دغدغه‌ها رها می‌کنه.

00:09:52.330 --> 00:09:53.690
‫ولی اون یکی دغدغه‌ها چی؟

00:10:00.210 --> 00:10:01.870
‫ظاهر قابل رؤیته...

00:10:02.457 --> 00:10:05.297
‫ولی باطن رو نمی‌شه دید،
‫چون توی دلِ آدم‌هاست.

00:10:06.230 --> 00:10:08.504
‫بعدش که خیلی سبک‌بار می‌شی
‫برات غیرقابل تحمل می‌شه...

00:10:09.124 --> 00:10:11.017
‫و می‌گی ای‌کاش دغدغه‌ها برگردن.

00:10:12.117 --> 00:10:14.037
‫چون دغدغه‌های ظاهر، سنگینی می‌کنن.

00:10:15.517 --> 00:10:17.390
‫دغدغه‌های درونِ دل، وزنی ندارن.

00:10:19.784 --> 00:10:23.003
‫با دغدغه‌های ظاهری می‌تونید بجنگید
‫یا می‌تونید ازشون فرار کنید

00:10:24.070 --> 00:10:26.610
‫ولی نمی‌تونید از دغدغه‌های دلی‌تون فرار کنید.

00:10:31.844 --> 00:10:35.683
‫چون هر جا که برید،
‫دل‌تون هم باهاتون میاد.

00:10:40.450 --> 00:10:43.910
‫بعدش از دردِ اون دغدغه فریاد می‌کشید
‫و می‌گید:

00:10:47.424 --> 00:10:49.644
‫منبر و حقیقت، قبلۀ من هستن.

00:10:54.290 --> 00:10:55.657
‫خدایا به دادم برس.

00:11:00.117 --> 00:11:01.410
‫خدایا به دادم برس.

00:11:09.150 --> 00:11:10.404
‫ولی چطور؟

00:11:14.864 --> 00:11:15.937
‫چطور؟

00:11:43.904 --> 00:11:45.717
‫سربازهای کُشته‌شده رو جایگزین کنید.

00:11:53.917 --> 00:11:55.343
‫منجنیق‌ها آماده!

00:12:00.384 --> 00:12:01.824
‫بکِشید، بکِشید، بکِشید!

00:12:04.504 --> 00:12:06.357
‫سربازها، بجنبید!

00:12:09.017 --> 00:12:10.130
‫پُرش کنید!

00:12:20.750 --> 00:12:23.717
‫- الله اکبر!
‫- یا الله!

00:12:25.424 --> 00:12:27.217
‫کِی شمشیر می‌کشیم؟

00:12:33.417 --> 00:12:34.917
‫نیازی به کشیدنِ شمشیر نیست.

00:12:37.063 --> 00:12:39.143
‫به‌زودی خودشون درهای قلعه رو باز می‌کنن.

00:12:39.704 --> 00:12:41.330
‫منجنیق‌ها رو آزاد کنید.

00:13:17.144 --> 00:13:20.650
‫نظم‌تون رو حفظ کنید! عقب‌نشینی کنید!

00:13:22.537 --> 00:13:24.657
‫حسابِ منجنیق‌هامون رو نکرده بودن.

00:13:25.677 --> 00:13:29.310
‫توی بُردِمون هستن! تیراندازها!

00:13:31.730 --> 00:13:33.110
‫خدا یکتاست!

00:13:51.230 --> 00:13:54.330
‫به کُشتن‌مون می‌ده.
‫آخرش به کُشتن‌مون می‌دی.

00:13:55.224 --> 00:13:56.857
‫خدا یکتاست!

00:14:02.690 --> 00:14:05.057
‫منظور خداوندگار از فریاد کشیدن چی بود؟

00:14:06.330 --> 00:14:09.103
‫منظورش این بود که ایمان نیاز به دعا داره.

00:14:09.484 --> 00:14:12.943
‫به این نکته اشاره کرد
‫که فریاد فقط با دعا به ثمر می‌شینه.

00:14:13.744 --> 00:14:16.550
‫اگه این‌طور بود، باید می‌گفت
‫این فریاد رو با دعا باید آروم کرد.

00:14:16.910 --> 00:14:18.284
‫پس منظورش چی بود؟

00:14:20.564 --> 00:14:21.590
‫به گمونم...

00:14:23.324 --> 00:14:24.570
‫منظورش «شنیدن» بود.

00:14:25.884 --> 00:14:28.029
‫اشاره کرد که فریاد می‌تونه شنیده بشه

00:14:28.110 --> 00:14:30.044
‫ولی دقیق نگفت چیه.

00:14:30.157 --> 00:14:32.763
‫علاءالدین، بابام می‌دونه چی می‌گه.

00:14:32.964 --> 00:14:35.233
‫جوری حرف نمی‌زنه که بین پیروانش...

00:14:35.314 --> 00:14:36.337
‫شک و شبهه ایجاد کنه.

00:14:44.590 --> 00:14:45.877
‫شاید داره مکاشفه می‌کنه.

00:14:47.583 --> 00:14:49.970
‫شاید داره این فرآیندِ شنیده‌شدن رو کشف می‌کنه.

00:14:50.610 --> 00:14:53.570
‫پس وظیفۀ ما نیست که به این کشفی که
‫نمی‌تونه برامون واضحش کنه، فکر کنیم؟

00:14:54.984 --> 00:14:56.557
‫باید از داشته‌هامون راضی باشیم

00:14:56.797 --> 00:14:59.670
‫یا باید به دنبال کشفیاتِ جدید بریم
‫تا معنای داشته‌هامون رو...

00:14:59.751 --> 00:15:02.497
‫بسط بدیم؟ کدوم؟

00:15:05.890 --> 00:15:08.897
‫حدس من اینه که باید دومی رو انتخاب کنیم.

00:16:43.864 --> 00:16:45.484
‫بکِشید!

00:16:47.004 --> 00:16:50.150
‫یا الله!

00:16:53.330 --> 00:16:56.543
‫خدایا...

00:17:20.269 --> 00:17:23.856
‫یا الله!

00:17:28.873 --> 00:17:36.472
‫♪ از پس چندین هزار پرده که در پیش بود ♪

00:17:36.584 --> 00:17:44.602
‫♪ روی تو يک شعله زد کون و مکان در گرفت ♪

00:17:50.320 --> 00:17:53.643
‫♪ امــــــان ♪

00:17:54.763 --> 00:18:01.856
‫♪ بر سر کوی تو عشق آتش دل برفروخت ♪

00:18:02.312 --> 00:18:10.063
‫♪ شمع دل عاشقان جمله از آن در گرفت ♪

00:18:16.951 --> 00:18:20.091
‫♪ امان ♪

00:18:20.294 --> 00:18:26.878
‫♪ تا که ز رنگ رخت يافت دل من نشان ♪

00:18:27.433 --> 00:18:34.615
‫♪ تا که ز رنگ رخت يافت دل من نشان ♪

00:18:34.984 --> 00:18:39.179
‫♪ روی من از خون دل رنگ و نشان در گرفت ♪

00:19:51.324 --> 00:19:52.683
‫تیراندازها!

00:20:12.404 --> 00:20:14.150
‫خدا یکتاست!

00:20:26.917 --> 00:20:28.163
‫کمان‌ها رو بکِشید!

00:20:37.384 --> 00:20:39.283
‫روشون روغنِ داغ بریزید!

00:20:39.370 --> 00:20:42.149
‫- بکِشید!
‫- یک، دو...

00:20:53.457 --> 00:20:54.750
‫یا الله!

00:23:28.157 --> 00:23:30.237
‫یالا! یالا! یالا!

00:24:00.757 --> 00:24:02.670
‫کی هستی آقا؟
‫از کجا اومدی؟

00:24:02.890 --> 00:24:04.303
‫چرا مغول‌ها داشتن تعقیبت می‌کردن؟

00:24:07.624 --> 00:24:11.563
‫ارزروم...
‫از قلعۀ ارزروم اومدم.

00:24:12.337 --> 00:24:13.977
‫دارم می‌رم سمت قلعۀ قونیه.

00:24:15.344 --> 00:24:17.303
‫- مغول‌ها...
‫- مغول‌ها چی؟

00:24:18.197 --> 00:24:20.950
‫هر چی می‌دونی بهمون بگو.
‫ما از قلعۀ قونیه میایم.

00:24:22.804 --> 00:24:26.530
‫ما هم مثل تو سرباز سلجوقیان هستیم.
‫بهمون بگو.

00:24:29.544 --> 00:24:32.423
‫پس اینجا وقت تلف نکنید.

00:24:36.235 --> 00:24:39.155
‫اینو ببرید قصر.

00:24:40.377 --> 00:24:43.430
‫اگه دیر کنید قلعۀ ارزروم سقوط می‌کنه.

00:24:57.997 --> 00:25:01.157
‫بجنبید، سربازها! زود باشید.

00:25:02.070 --> 00:25:05.397
‫قربان، هر چی هم مغول‌ها رو بکُشیم تمومی ندارن.

00:25:05.843 --> 00:25:08.057
‫بذارید یه قاصد بفرستم و اعلام کنیم تسلیم...

00:25:09.544 --> 00:25:12.516
‫خدا شاهده اگه یه‌بار دیگه
‫حرف از تسلیم‌شدن بزنی...

00:25:12.597 --> 00:25:13.830
‫سرت رو از تنت جدا می‌کنم.

00:25:14.397 --> 00:25:16.497
‫من جز خدا تسلیم هیچ‌کس نمی‌شم.

00:25:17.124 --> 00:25:20.723
‫از این قلعه دفاع می‌کنیم
‫تا سربازهای قونیه برسن.

00:25:21.116 --> 00:25:22.196
‫فهمیدی؟

00:26:04.369 --> 00:26:07.737
‫منتظر کی هستی، عمر اتابک؟

00:26:13.397 --> 00:26:15.530
‫یا بهتره بگم منتظر چی هستی؟

00:26:16.897 --> 00:26:18.597
‫شرّ یا خیر؟

00:26:21.577 --> 00:26:24.690
‫امید به خیر دارم و
‫در مقابل شرّ اقدام می‌کنم.

00:26:26.770 --> 00:26:28.597
‫هر فکری می‌خوای بکن...

00:26:30.123 --> 00:26:32.423
‫ولی نمی‌تونی جلوی اتفاقی که
‫قراره بیفته رو بگیری.

00:26:33.290 --> 00:26:34.677
‫مشکلم این نیست.

00:26:35.817 --> 00:26:39.243
‫مشکلم اونایی‌ان که شرّ رو
‫در دل‌شون پنهان می‌کنن.

00:26:40.077 --> 00:26:42.550
‫خدا ما رو از شرّشون حفظ کنه.

00:26:43.410 --> 00:26:44.417
‫آمین.

00:26:44.570 --> 00:26:45.697
‫اما...

00:26:45.970 --> 00:26:48.957
‫انشاللّه برای روزهای تیره و تار هم
‫آماده‌مون کنه.

00:26:50.710 --> 00:26:52.290
‫مغول‌ها همه‌جا هستن.

00:26:53.110 --> 00:26:55.117
‫تو یه فرمانده سلجوقی هستی.

00:26:55.530 --> 00:26:58.883
‫از ظلم و ستم‌شون بیشتر از من آگاهی.

00:27:00.450 --> 00:27:01.584
‫یه روز...

00:27:02.617 --> 00:27:04.757
‫خدایی نکرده...

00:27:05.010 --> 00:27:08.737
‫اگه به اون دیوارها حمله کنن،
‫ترجیح می‌دی اعلان جنگ کنی...

00:27:09.777 --> 00:27:11.690
‫یا از ذهنت استفاده کنی؟

00:27:12.517 --> 00:27:16.090
‫وظیفۀ تو حرف‌زدنه...

00:27:17.104 --> 00:27:18.497
‫و وظیفۀ من شمشیر کشیدنه.

00:27:19.504 --> 00:27:23.064
‫اگه یه روز، مغول‌ها به اون دیوارها حمله کردن...

00:27:24.090 --> 00:27:26.677
‫پس یعنی برای رسیدن به اینجا
‫خیلی خون ریختن.

00:27:27.804 --> 00:27:30.690
‫اول از همه، تقاص تمام خون‌هایی که
‫ ریختن رو ازشون پس می‌گیرم.

00:27:32.657 --> 00:27:35.437
‫نمی‌ترسی خون خودت رو بریزن؟

00:27:38.684 --> 00:27:41.510
‫هر ضربۀ شمشیر که به آزادی‌ام کمک می‌کنه

00:27:42.103 --> 00:27:43.810
‫می‌تونه بدنم رو هم مجروح کنه.

00:27:44.444 --> 00:27:46.564
‫مثل مولانا حرف زدی.

00:27:48.250 --> 00:27:52.397
‫هرگز! حرف‌زدن مثل اون، نگاه‌کردن مثل اون...

00:27:53.217 --> 00:27:55.713
‫و دونستنِ چیزهایی که اون می‌دونه
‫همه‌شون ضرورت دارن.

00:27:55.737 --> 00:27:57.610
‫ولی کارِ ما آدمای معمولی نیست.

00:28:00.444 --> 00:28:01.810
‫اگه تو بودی چی‌کار می‌کردی؟

00:28:04.317 --> 00:28:07.730
‫باهاشون حرف می‌زدی یا شمشیر می‌کشیدی؟

00:28:08.557 --> 00:28:09.590
‫من...

00:28:13.917 --> 00:28:15.583
‫بلد نیستم از شمشیر استفاده کنم.

00:28:16.430 --> 00:28:18.024
‫پیشنهاد می‌کنم یاد بگیری.

00:28:18.950 --> 00:28:21.130
‫چون یه روز، شاید لازم بشه.

00:28:49.157 --> 00:28:52.877
‫استاد، ببخشید، ولی نگران‌تونیم.

00:28:53.464 --> 00:28:57.030
‫بگید دوای حال‌تون چیه تا بریم دنبالش بگردیم.

00:28:57.390 --> 00:28:59.303
‫این بار رو باید خودم به دوش بکِشم، صلاح‌الدین.

00:28:59.709 --> 00:29:01.929
‫اگه شدنی بود، فوراً به یکی دیگه منتقلش می‌کردم.

00:29:03.644 --> 00:29:05.210
‫اون فریاد هر چی که هست...

00:29:06.144 --> 00:29:09.237
‫وقتی پیداش کنی،
‫ما هم باهات خوشحالی می‌کنیم، بابا.

00:29:11.957 --> 00:29:14.163
‫تو آفتابِ درخشانِ علم و دانشی، علاءالدین.

00:29:14.484 --> 00:29:15.684
‫اصلاً.

00:29:18.397 --> 00:29:21.757
‫یه دیوانه رو فرستادم مکتب.
‫مواظبش باش.

00:29:22.337 --> 00:29:24.123
‫همچین کسی نیومده مکتب، استاد.

00:29:25.163 --> 00:29:26.987
‫- نیومده؟
‫- نه، نیومده.

00:29:28.564 --> 00:29:30.210
‫هر وقت اومد، فوراً بهم بگید.

00:29:31.050 --> 00:29:34.150
‫- حالا می‌تونید برگردید مکتب.
‫- شما چی، بابا؟

00:29:35.497 --> 00:29:38.437
‫من توی قصر دعوت دارم.
‫مشتاق رفتن نیستم

00:29:39.470 --> 00:29:41.277
‫ولی نمی‌شه دعوت‌شون رو رد کنم.

00:29:41.790 --> 00:29:44.070
‫می‌شه دلیل اینکه دعوت شدین رو بهمون بگید استاد؟

00:29:46.264 --> 00:29:47.390
‫مغول‌ها.

00:30:02.357 --> 00:30:03.904
‫حداقل ۴۰۰۰ نفر تلفات داشتیم

00:30:05.597 --> 00:30:07.110
‫و به همین تعداد مجروح.

00:30:07.524 --> 00:30:11.623
‫اگه این وضع ادامه پیدا کنه،
‫هیچ‌جوره نمی‌تونیم قلعه رو فتح کنیم.

00:30:16.524 --> 00:30:18.037
‫من تا حالا شکست نخوردم

00:30:19.170 --> 00:30:20.590
‫و نخواهم خورد.

00:30:24.324 --> 00:30:25.410
‫قربان.

00:30:27.536 --> 00:30:29.570
‫اگه از جادو استفاده کنیم چی؟

00:30:39.150 --> 00:30:40.490
‫اون آخرین چاره‌مونه.

00:30:55.910 --> 00:31:01.350
‫قربان، یه نفر از قلعه اومده.
‫می‌خواد یه چیزایی رو بهتون بگه.

00:31:05.504 --> 00:31:06.523
‫بیارش.

00:31:37.030 --> 00:31:38.276
‫چی می‌خوای بگی؟

00:31:39.863 --> 00:31:44.324
‫«اگه بایجو نویان مایل باشه
‫و از جون‌مون بگذره...

00:31:45.790 --> 00:31:48.063
‫می‌تونیم افرادش رو وارد قلعه کنیم.»

00:31:48.530 --> 00:31:49.904
‫این کار رو می‌کنی؟

00:31:51.517 --> 00:31:54.144
‫نه جناب. من یه قاصد ساده‌ام.

00:31:54.797 --> 00:31:57.670
‫کسی که این کار رو انجام می‌ده، دوونی‌ـه.

00:32:00.557 --> 00:32:03.444
‫اما اون یه شرط گذاشته.

00:32:04.664 --> 00:32:07.910
‫- چه شرطی؟
‫- در ازای کمک به شما...

00:32:08.417 --> 00:32:10.970
‫می‌خواد امیرِ قلعه بشه.

00:32:13.363 --> 00:32:17.064
‫و اگه شما این شرط رو قبول کنید، قلعه...

00:32:19.537 --> 00:32:20.637
‫مال شما می‌شه.

00:32:50.424 --> 00:32:53.457
‫۲۰ هزارتا مغول نمی‌تونن این قلعه رو بگیرن.

00:32:54.610 --> 00:32:57.057
‫تا وقتی که سربازهای قونیه برسن
‫این اجازه رو بهشون نمی‌دیم!

00:32:58.157 --> 00:32:59.457
‫نترسید!

00:33:00.550 --> 00:33:03.583
‫ناامید نشید!
‫ما یا پیروز می‌شیم...

00:33:04.877 --> 00:33:06.203
‫یا شهید!

00:33:06.970 --> 00:33:10.323
‫جفت‌شون برامون شریف‌ان!
‫در هر صورت پیروزیم.

00:33:11.450 --> 00:33:12.624
‫سربازان!

00:33:13.597 --> 00:33:15.090
‫این قلعه غیرقابل نفوذه!

00:33:15.350 --> 00:33:19.390
‫غیرقابل نفوذ! غیرقابل نفوذ! غیرقابل نفوذ!

00:33:24.730 --> 00:33:26.197
‫خداوندگار، خوش اومدی.

00:33:26.677 --> 00:33:29.197
‫ممنون، عمر.
‫خبری از ارزروم نشد؟

00:33:29.463 --> 00:33:31.676
‫همه‌چیز بستگی به تصمیمِ حاکم‌مون داره

00:33:32.524 --> 00:33:34.280
‫و اینکه تو و بقیۀ عُلَما چی بگید.

00:33:36.604 --> 00:33:39.070
‫نگرانیِ شما از مغول‌ها تقصیر منه، عمر.

00:33:39.744 --> 00:33:40.870
‫ولی یادت باشه...

00:33:41.690 --> 00:33:43.883
‫ظلم ظالم مثل یه گودال تاریکه.

00:33:44.770 --> 00:33:47.644
‫در نهایت خودِ ظالم به درون گودال کشیده می‌شه.

00:34:18.892 --> 00:34:20.830
‫مهمانان شریف!

00:34:20.963 --> 00:34:25.530
‫سلطان‌مون، حافظِ دنیا،
‫اعلی‌حضرت غیاث‌الدین کیخسرو!

00:34:45.342 --> 00:34:48.850
‫سرورم، همون‌طور که بهتون گفتم...

00:34:49.124 --> 00:34:52.360
‫عُلَمای شهر به قصر دعوت شدن

00:34:52.441 --> 00:34:55.255
‫تا دربارۀ مغول‌های بی‌رحم، مشاوره بدن.

00:34:55.336 --> 00:34:59.357
‫حالا اگه مایل هستید،
‫یکی یکی صحبت‌هاشون رو بشنویم.

00:35:00.810 --> 00:35:03.156
‫- شروع کنید.
‫- سرورم...

00:35:04.730 --> 00:35:07.897
‫همه‌مون می‌دونیم وقت‌تون ارزشمنده.

00:35:08.990 --> 00:35:13.184
‫اگه مایل هستید،
‫برای صحبت در مورد مغول‌ها...

00:35:13.604 --> 00:35:16.619
‫بیاید اول از همه سخنان خداوندگار رو بشنویم

00:35:16.700 --> 00:35:18.673
‫که به تحققِ این جلسه کمک کرد.

00:35:18.697 --> 00:35:38.697

‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:36:06.564 --> 00:36:07.877
‫درها رو باز کنید.

00:36:18.750 --> 00:36:20.657
‫حق داشتید که احتیاط کنید.

00:36:21.130 --> 00:36:23.050
‫مغول‌ها دارن به قلعۀ ارزروم حمله می‌کنن.

00:36:31.663 --> 00:36:35.434
‫با نام خداوند مهربان
‫و با سلام و صلوات بر رسول خدا.

00:36:36.344 --> 00:36:39.113
‫خداوند همیشه حافظ سلامت و دولت سلطان‌مون،

00:36:39.137 --> 00:36:43.017
‫امنیت اهالی و امنیت شهرمون باشه.

00:36:43.098 --> 00:36:44.870
‫- آمین.
‫- آمین.

00:36:45.030 --> 00:36:46.063
‫آمین.

00:36:48.144 --> 00:36:52.714
‫اگه سرورمون مایل هستن نظرات رو
‫در رابطه با مغول‌ها بشنوند،

00:36:52.806 --> 00:36:54.069
‫نظر بندۀ حقیر اینه:

00:36:54.204 --> 00:36:58.216
‫تصمیمی که دربارۀ شهرمون و اهالی‌اش گرفته می‌شه

00:36:58.870 --> 00:37:00.130
‫با خودِ اعلی‌حضرته.

00:37:04.397 --> 00:37:06.803
‫اگه سرورمون اجازه بدن...

00:37:07.076 --> 00:37:11.536
‫برای اینکه پیشنهاد خداوندگار واضح‌تر بشه

00:37:12.424 --> 00:37:13.730
‫می‌خوام یه سؤالی بپرسم.

00:37:14.024 --> 00:37:16.797
‫- بپرس.
‫- خداوندگار در این موضوع...

00:37:17.517 --> 00:37:20.110
‫پیشنهاد جنگ با مغول‌ها رو می‌ده

00:37:21.750 --> 00:37:23.343
‫یا برقراریِ صلح؟

00:37:25.017 --> 00:37:26.723
‫این دیگه چه‌جور سؤالیه؟

00:37:27.497 --> 00:37:30.984
‫مگه خداوندگار سربازه
‫که این سؤال رو ازش می‌پرسی؟

00:37:31.137 --> 00:37:34.030
‫بله درسته، خداوندگار سرباز نیست.

00:37:34.190 --> 00:37:36.437
‫اگه سرورم اجازه بدن...

00:37:37.670 --> 00:37:40.890
‫می‌خوام پاسخی که خداوندگار
‫به این سؤال می‌ده رو بشنوم

00:37:43.057 --> 00:37:46.177
‫چون بالاترین مقام علمی در شهرمون، ایشونه.

00:37:55.617 --> 00:37:57.667
‫ای پسر بهاءالدین ولد،

00:37:59.470 --> 00:38:01.490
‫ای گُلِ باغِ هستی.

00:38:03.690 --> 00:38:07.103
‫وقتی ازت دربارۀ مغول‌ها بپرسن چه پاسخی می‌دی؟

00:38:08.317 --> 00:38:11.270
‫یه روز که پرسیدن «جنگ یا صلح»،

00:38:13.103 --> 00:38:14.663
‫جوابت چیه؟

00:38:16.630 --> 00:38:19.193
‫پا روی دلت می‌ذاری و سکوت اختیار می‌کنی

00:38:20.370 --> 00:38:22.790
‫یا حقیقت رو همون‌طور که هست بیان می‌کنی؟

00:38:30.337 --> 00:38:34.070
‫پیشنهاد من اینه که
‫به‌جای جنگیدن با مغول‌ها...

00:38:34.670 --> 00:38:37.123
‫سرورمون بهتره راهی برای صلح پیدا کنن.

00:38:52.630 --> 00:38:55.904
‫سلطان، از قلعۀ ارزروم خدمت رسیدم.

00:39:13.884 --> 00:39:14.977
‫سرورم.

00:39:17.604 --> 00:39:19.717
‫مغول‌ها به قلعۀ ارزروم حمله کردن.

00:39:32.190 --> 00:39:36.383
‫حالا که مغول‌های گناهکار
‫به قلعۀ ارزروم حمله کردن

00:39:37.284 --> 00:39:38.777
‫خداوندگار...

00:39:39.610 --> 00:39:43.536
‫هنوز پیشنهادش اینه که جنگ نکنیم و صلح کنیم؟

00:40:33.017 --> 00:40:34.083
‫کجا بودی؟

00:40:34.210 --> 00:40:36.063
‫- نتونستم زودتر...
‫- لازم نیست جواب بدی.

00:40:36.737 --> 00:40:39.963
‫بایجو چه واکنشی به پیشنهادم نشون داد؟
‫فقط همینو بگو.

00:40:42.156 --> 00:40:46.010
‫قبول کرد.
‫گفت: «اگه کمک کنید قلعه رو بگیرم...

00:40:46.223 --> 00:40:47.930
‫از جون‌تون محافظت می‌کنم

00:40:48.417 --> 00:40:50.833
‫و ارباب‌تون طبق خواسته‌اش امیرِ قلعه می‌شه.

00:40:51.014 --> 00:40:53.627
‫- لازم نیست نگران باشه.»
‫- خوبه.

00:40:55.023 --> 00:40:56.596
‫- خوبه.
‫- بله...

00:40:58.977 --> 00:41:00.333
‫ولی اگه بایجو نویان...

00:41:00.357 --> 00:41:02.884
‫بعد از اینکه قلعه رو گرفت
‫نظرش عوض شد چی؟

00:41:05.317 --> 00:41:07.553
‫ما داریم روی لبۀ تیغ راه می‌ریم، حسیپ.

00:41:08.230 --> 00:41:10.950
‫ممکنه بمیریم، ممکنه زنده بمونیم.

00:41:11.697 --> 00:41:13.137
‫اینش رو با هم می‌فهمیم.

00:41:14.677 --> 00:41:17.684
‫ولی الان یه مسئله دیگه هست
‫که باید ترتیبش رو بدیم.

00:41:18.890 --> 00:41:21.843
‫اینکه چطور مغول‌ها رو وارد قلعه کنیم.

00:41:22.517 --> 00:41:25.877
‫- قبلش باید به این فکر کنیم.
‫- راستش، یه راهی هست.

00:41:26.904 --> 00:41:28.304
‫چه‌جور راهی؟

00:41:38.443 --> 00:41:39.503
‫این چیه؟

00:41:40.756 --> 00:41:42.109
‫بایجو نویان داد.

00:41:42.684 --> 00:41:44.813
‫ازمون خواست دوتا کوزه
‫که از اینا پُر شده رو...

00:41:44.894 --> 00:41:46.960
‫زیرِ دیوارهای قلعه بذاریم
‫و آتیش‌شون بزنیم.

00:41:49.383 --> 00:41:52.463
‫این پودر اون‌قدر توان داره
‫که می‌تونه دیوارهای قلعه رو تخریب کنه.

00:42:00.937 --> 00:42:02.857
‫دوتا کوزه از این پودر سیاه؟

00:42:03.757 --> 00:42:07.417
‫- چطور می‌تونه دیوارها رو بیاره پایین؟
‫- اون گفت می‌تونه.

00:42:08.123 --> 00:42:10.163
‫مراحلش رو قدم به قدم توضیح داد.

00:42:12.857 --> 00:42:14.630
‫یه‌جور جادوئه؟

00:42:24.930 --> 00:42:26.457
‫قبل از اینکه پیشنهادم رو بگم...

00:42:28.130 --> 00:42:30.410
‫پدرتون، روح‌شون شاد،

00:42:30.434 --> 00:42:33.720
‫سلطان علاءالدین کیقباد،
‫مهمتره که اقدامات ایشون رو بررسی کنیم.

00:42:33.997 --> 00:42:35.270
‫مگه ایشون نبودن...

00:42:36.104 --> 00:42:38.850
‫که به‌جای جنگیدن با مغول‌ها
‫باهاشون صلح کردن؟

00:42:39.410 --> 00:42:40.543
‫مگه ایشون نبودن...

00:42:40.737 --> 00:42:44.993
‫که به‌نظرشون این تصمیم هم به صلاح دولت بود
‫و هم به صلاح مردم؟

00:42:45.337 --> 00:42:46.483
‫پدرتون...

00:42:47.037 --> 00:42:51.263
‫سلطانی بودند که در نبردهای زیادی پیروز شدند،
‫نه تنها در میدان نبرد، در شورا هم همین‌طور.

00:42:53.937 --> 00:42:56.630
‫حالا که خشم مغول‌ها همه‌جا رو احاطه کرده

00:42:56.711 --> 00:42:59.660
‫چطور می‌تونیم باهاشون صلح کنیم؟

00:43:00.450 --> 00:43:02.277
‫اونایی که خداوند تبارک و تعالی رو می‌شناسن

00:43:03.464 --> 00:43:05.033
‫دلیلی برای ترسیدن از مغول‌ها ندارن.

00:43:07.557 --> 00:43:09.643
‫برای اینکه مسلمون‌شون کنیم...

00:43:09.897 --> 00:43:13.723
‫نیازی به کمان یا شمشیر نداریم،
‫بلکه برتریِ ایمانی احتیاج داریم

00:43:15.184 --> 00:43:17.803
‫تا اشتباهاتی که خوارزمیان کردند رو تکرار نکنیم.

00:43:19.850 --> 00:43:21.090
‫خداوندگار...

00:43:21.530 --> 00:43:24.177
‫ما رو با سخنان ارزشمندت مستفیض کردی.

00:43:24.397 --> 00:43:26.597
‫ولی سرورمون...

00:43:26.796 --> 00:43:29.637
‫باید دربارۀ مغول‌ها تصمیم بگیرند.

00:43:30.244 --> 00:43:33.303
‫به همین دلیل، اگه ایشون هم موافق باشن...

00:43:33.670 --> 00:43:35.924
‫باید به شورای جنگ برگردن.

00:43:50.063 --> 00:43:51.483
‫این‌طور بهتره.

00:44:02.624 --> 00:44:03.904
‫خداوندگار.

00:44:08.750 --> 00:44:11.657
‫بهمون راجع‌به مغول‌ها هشدار داده بودی

00:44:13.069 --> 00:44:16.115
‫ولی دیر به هشدارت توجه کردیم.

00:44:18.150 --> 00:44:20.410
‫پس نگرانی‌ات بی‌مورد نبود.

00:44:21.764 --> 00:44:23.263
‫دعا کن، خداوندگار.

00:44:23.344 --> 00:44:28.806
‫دعا کن که قبل از اینکه مغول‌ها قلعه رو بگیرن
‫ما برسیم ارزروم.

00:44:54.047 --> 00:44:56.267
‫امشب آتیش به‌پا می‌کنیم

00:44:57.740 --> 00:45:01.673
‫و با قدرتش قلعه رو تسخیر می‌کنیم.

00:45:02.300 --> 00:45:03.374
‫آماده باشید.

00:45:25.400 --> 00:45:26.607
‫ارتش مغول...

00:45:27.680 --> 00:45:29.394
‫با چندتا سرباز حمله کرده؟

00:45:30.814 --> 00:45:33.594
‫طبق نامه‌ای که امیر قلعه، سینان‌الدین، فرستاده

00:45:34.467 --> 00:45:37.313
‫حدود ۲۰ هزار سرباز مغول هستن، سرورم.

00:45:37.812 --> 00:45:39.340
‫۲۰ هزارتا؟

00:45:39.847 --> 00:45:43.300
‫با این همه سرباز،
‫مشخصه که قلعه رو می‌خواد.

00:45:59.640 --> 00:46:01.673
‫شاید همین الانش هم قلعه رو از دست داده باشیم.

00:46:04.594 --> 00:46:05.753
‫اعلی‌حضرت.

00:46:10.073 --> 00:46:12.746
‫فرمانده اون قلعه، امیر سینان‌الدین‌ـه.

00:46:13.814 --> 00:46:16.000
‫اون فرمانده قدرتمندیه.

00:46:16.847 --> 00:46:19.433
‫در ضمن، گرفتنِ قلعۀ ارزروم راحت نیست.

00:46:20.193 --> 00:46:21.646
‫خودتون رو نگران نکنید.

00:46:27.100 --> 00:46:28.847
‫سربازها چی، عمر؟

00:46:29.060 --> 00:46:31.387
‫تمام سربازها برای دستورات‌تون آماده‌ان، سرورم.

00:46:31.627 --> 00:46:33.427
‫چندتا سرباز می‌بری؟

00:46:33.508 --> 00:46:36.413
‫ما فردا صبح با ۵۰۰۰ سرباز
‫به سمت قلعۀ ارزروم می‌ریم.

00:46:36.494 --> 00:46:39.473
‫ولی اگه می‌خواید تعداد بیشتری با خودم ببرم

00:46:39.633 --> 00:46:41.180
‫آماده‌سازی‌شون بیشتر طول می‌کشه.

00:46:41.313 --> 00:46:44.193
‫پس اگه فردا با ۵۰۰۰ سرباز حرکت کنیم

00:46:44.360 --> 00:46:45.813
‫بهتره، سلطان.

00:46:50.353 --> 00:46:52.947
‫خدا بهتون نصرت و پیروزی عطا کنه.

00:46:53.174 --> 00:46:54.227
‫آمین.

00:46:55.534 --> 00:46:56.720
‫پس...

00:46:57.827 --> 00:46:59.534
‫فوراً آماده شید و حرکت کنید، عمر.

00:47:08.514 --> 00:47:09.613
‫سرورم.

00:47:09.847 --> 00:47:13.592
‫مطمئناً جنگ تنها گزینه
‫برای شرایطِ فعلیِ ماست

00:47:13.673 --> 00:47:15.893
‫اما یه نگرانی دارم.

00:47:17.360 --> 00:47:18.707
‫چی شده، اصفهانی؟

00:47:19.740 --> 00:47:23.027
‫به‌نظرتون مردم با خداوندگار هم‌نظر هستند؟

00:47:23.314 --> 00:47:27.300
‫اصفهانی، هر چی توی ذهنته رو
‫واضح و شفاف بیان کن.

00:47:27.381 --> 00:47:29.187
‫درست می‌فرمایید، سرورم.

00:47:30.020 --> 00:47:32.100
‫اگه بخوام رُک‌تر بگم...

00:47:32.860 --> 00:47:35.613
‫خداوندگار پیشنهاد صلح بهتون داد.

00:47:36.420 --> 00:47:38.159
‫بهتون گفت با مغول‌ها نجنگید.

00:47:38.240 --> 00:47:42.580
‫اگه اعتقادش اینه،
‫مردم هم باید اعتقادشون همین باشه.

00:47:43.346 --> 00:47:47.340
‫چون که خداوندگار حکم عقل مردم رو داره.

00:47:51.094 --> 00:47:53.580
‫باید یه نکته‌ای رو گوشزد کنم، سرورم.

00:47:53.967 --> 00:47:55.033
‫اگه اجازه بدید.

00:47:56.080 --> 00:47:58.806
‫خداوندگار نگفت برای پس‌گرفتنِ قلعۀ ارزروم

00:47:58.887 --> 00:48:00.773
‫با مغول‌ها نجنگید.

00:48:01.214 --> 00:48:06.127
‫اگه توصیه‌اش رو این‌طور تفسیر کنیم،
‫انگار بهش افترا زدیم.

00:48:06.594 --> 00:48:10.118
‫به هیچ وجه. من اصلاً همچین قصدی نداشتم و...

00:48:10.199 --> 00:48:14.233
‫موضوع این شورا، توصیۀ خداوندگار نیست.

00:48:14.494 --> 00:48:18.147
‫اما اگه من سلطان این سلطنت هستم

00:48:18.294 --> 00:48:19.674
‫اونم عالِم اینجاست.

00:48:20.800 --> 00:48:25.900
‫پشت قوت شمشیرمون،
‫قدرت ایمان اون وجود داره.

00:48:26.254 --> 00:48:27.760
‫اینو به اطلاع همه برسونید.

00:49:11.980 --> 00:49:14.307
‫صحبت‌هایی که در مورد مکاشفات بابا کردی
‫درست بودن.

00:49:14.600 --> 00:49:18.020
‫ولی بازم، باهاشون دربارۀ
‫ همچین موضوع‌هایی صحبت نکن.

00:49:18.634 --> 00:49:22.140
‫- منظورت با شرف‌الدین و کایسر‌ـه؟
‫- بله، منظورم با هموناست.

00:49:22.393 --> 00:49:23.967
‫علمی که ما از بابا یاد می‌گیریم

00:49:24.048 --> 00:49:26.853
‫با سطح علمی اونا متفاوته.

00:49:26.934 --> 00:49:27.940
‫یعنی چی؟

00:49:28.540 --> 00:49:29.920
‫یعنی اینکه...

00:49:30.015 --> 00:49:33.847
‫حرف‌های تو ممکنه توی ایمان‌شون
‫شُبهه بندازه.

00:49:35.147 --> 00:49:36.153
‫شبهه؟

00:49:37.167 --> 00:49:39.250
‫از کِی تا حالا تحقیق‌کردن برای تقویت ایمان

00:49:39.274 --> 00:49:41.233
‫شبهه شده؟

00:49:41.460 --> 00:49:42.807
‫منظور بدی نداشتم.

00:49:43.887 --> 00:49:45.427
‫منظورت هر چی که هست

00:49:45.934 --> 00:49:48.593
‫من بازم حرف دلم رو می‌زنم.

00:49:51.553 --> 00:49:55.594
‫حداقل حرف‌های من
‫مثل حرف‌های تو بقیه رو ناراحت نمی‌کنه.

00:49:57.640 --> 00:50:00.353
‫- من کیو ناراحت کردم، علاءالدین؟
‫- کایرا خاتون.

00:50:02.560 --> 00:50:05.527
‫من با کایرا خاتون مشکلی ندارم،
‫چه برسه به اینکه بخوام ناراحتش کنم.

00:50:12.294 --> 00:50:15.787
‫ولی از کسی پنهون نمی‌کنم
‫که دلم برای مامان خدابیامرز تنگ شده.

00:50:17.587 --> 00:50:18.807
‫دل منم براش تنگ شده...

00:50:20.080 --> 00:50:23.827
‫ولی خواسته‌هام باعث ناراحتی بقیه نمی‌شه.

00:50:54.294 --> 00:50:55.447
‫خداوندگار.

00:50:59.327 --> 00:51:00.627
‫خداوندگار.

00:51:05.347 --> 00:51:06.607
‫خداوندگار.

00:51:08.434 --> 00:51:09.767
‫کِی اومدی خاتون؟

00:51:11.180 --> 00:51:12.313
‫همین الان اومدم.

00:51:12.500 --> 00:51:14.607
‫اسمت رو صدا زدم ولی جواب ندادی.

00:51:14.688 --> 00:51:16.033
‫اصلاً نشنیدم.

00:51:17.833 --> 00:51:19.287
‫چون اینجا نبودی.

00:51:31.047 --> 00:51:34.319
‫چرا هنوز بیداری؟
‫استراحت نمی‌کنی.

00:51:34.400 --> 00:51:36.727
‫چشم‌هات از بی‌خوابی کاسۀ خون می‌شن.

00:51:36.827 --> 00:51:40.253
‫اشکالی نداره. چه فایده که چشم‌هام رو ببندم؟

00:51:41.020 --> 00:51:42.400
‫دلم خوابش نمی‌بره.

00:51:43.700 --> 00:51:45.274
‫هِی می‌گرده و می‌گرده.
‫(مکاشفه می‌کنه)

00:51:49.780 --> 00:51:51.960
‫دنبال چی می‌گردی؟
‫شاید اگه بهم بگی...

00:51:52.094 --> 00:51:54.200
‫هر چیزی که دنبالش گشته می‌شه رو
‫نمی‌شه به زبون آورد.

00:51:54.920 --> 00:51:56.547
‫اگه هم بشه، شناخته نمی‌شه.

00:52:09.874 --> 00:52:12.527
‫ولی یه چیزی رو می‌دونم
‫و ازت پنهونش نمی‌کنم.

00:52:28.314 --> 00:52:30.647
‫توی این دنیای زودگذر یه عاشق داری

00:52:34.887 --> 00:52:37.400
‫و اون خداوندگاره که عاشق صورتته.

00:52:39.720 --> 00:52:41.227
‫اونه که نگرانته...

00:52:42.700 --> 00:52:44.387
‫و با خوشی‌ات می‌خنده.

00:52:47.254 --> 00:52:48.927
‫بذار همه بدونن...

00:52:50.080 --> 00:52:53.500
‫خداوندگار عاشق و دلباختۀ یه خانمه.

00:53:01.007 --> 00:53:04.027
‫پس منم توی این دنیای زودگذر
‫محبوب خودم رو پیدا کردم.

00:53:07.287 --> 00:53:08.734
‫برو دوباره بخواب، خاتون.

00:53:10.360 --> 00:53:12.160
‫حداقل یکی‌مون باید طعم خواب رو بچِشه.

00:53:14.040 --> 00:53:15.060
‫برو.

00:53:48.554 --> 00:53:49.880
‫آتیشی روشن نیست.

00:53:52.334 --> 00:53:53.887
‫چرا هنوز بهمون حمله نکردن؟

00:53:55.620 --> 00:53:57.063
‫چه فکری توی سرشه؟

00:53:58.240 --> 00:53:59.943
‫می‌خواد به دل‌مون ترس بندازه؟

00:54:01.520 --> 00:54:02.746
‫ترس؟

00:54:04.860 --> 00:54:07.793
‫تا الان باید فهمیده باشه
‫که ما ازش نمی‌ترسیم.

00:54:35.174 --> 00:54:36.180
‫آماده!

00:55:11.067 --> 00:55:12.847
‫داره چی‌کار می‌کنه؟

00:55:15.214 --> 00:55:17.340
‫فهمیده نمی‌تونه قلعه رو بگیره.

00:55:18.494 --> 00:55:20.060
‫می‌خواد قرار و مدار بذاره؟

00:55:59.767 --> 00:56:03.620
‫- یه تقاضایی ازت دارم.
‫- ما باهات قراری نمی‌ذاریم.

00:56:05.634 --> 00:56:09.453
‫اگه دنبال غنیمت می‌گردی،
‫می‌تونی هر جای دیگه‌ای غنیمت جمع کنی.

00:56:10.306 --> 00:56:11.680
‫من دنبال غنیمت نیستم.

00:56:16.260 --> 00:56:20.540
‫من قلعه رو می‌خوام
‫و تا قبل از طلوع می‌گیرمش.

00:56:25.294 --> 00:56:26.454
‫نمی‌تونی.

00:56:28.254 --> 00:56:29.540
‫نمی‌گیری.

00:56:32.333 --> 00:56:33.800
‫روی چه حساب انقدر مطمئنی؟

00:56:35.720 --> 00:56:37.227
‫اول از همه خدا...

00:56:39.820 --> 00:56:42.753
‫بعدش سربازهام که روی اون دیوارهان.

00:56:47.647 --> 00:56:50.533
‫همه‌شون خسته و وحشت‌زده‌ان.

00:56:52.774 --> 00:56:54.887
‫می‌دونن قراره چه اتفاقی براشون بیفته.

00:56:55.460 --> 00:56:58.667
‫اون‌وقت تو خبر داری
‫چه اتفاقی قراره برات بیفته؟

00:57:14.753 --> 00:57:17.180
‫یا همین الان قلعه رو تحویل بده

00:57:18.307 --> 00:57:20.800
‫یا هم قلعه‌ات رو می‌گیرم،
‫هم سرت رو قطع می‌کنم.

00:57:21.487 --> 00:57:22.747
‫اونو خدا می‌دونه.

00:57:24.007 --> 00:57:26.053
‫باید مواظب سرِ خودت باشی.

00:57:30.047 --> 00:57:34.210
‫قبل از مرگت، اگه کاری هست که می‌خوای بکنی، بکن.

00:57:36.674 --> 00:57:38.533
‫وقتی قلعه رو بگیرم...

00:57:40.507 --> 00:57:41.800
‫دیگه وقت نداری.

00:58:03.820 --> 00:58:05.167
‫خداوندگار؟

00:58:09.546 --> 00:58:12.186
‫- خوش اومدی.
‫- ممنونم، شیرازی.

00:58:12.754 --> 00:58:15.580
‫- بعید می‌دونستم بیای.
‫- چرا؟

00:58:16.567 --> 00:58:18.227
‫اون‌موقع توی مسجد...

00:58:19.360 --> 00:58:22.067
‫ببخشید که اینو می‌گم
‫ولی اون‌قدر درد داشتی...

00:58:22.247 --> 00:58:25.473
‫که فکر کردم اون همه درد
‫حتماً از پا درت میاره.

00:58:27.180 --> 00:58:30.507
‫وقتی اومدی مکتب‌مون
‫اولین سؤالی که پرسیدی چی بود؟

00:58:32.260 --> 00:58:34.820
‫اینکه می‌تونم ازت تفسیر حدیث یاد بگیرم یا نه.

00:58:35.247 --> 00:58:38.287
‫بعدش ازم پرسیدی:
‫«در عوض چی بهم یاد می‌دی؟»

00:58:38.547 --> 00:58:40.167
‫بعدش گفتم نجوم.

00:58:41.294 --> 00:58:43.973
‫اول بیا ادامۀ درس‌مون رو برگزار کنیم.

00:58:44.700 --> 00:58:48.493
‫بعدش می‌تونی درس نجوم منو ادامه بدی.

00:58:48.620 --> 00:58:52.553
‫حتماً، ولی قبلش می‌خواستم
‫بهت کشف جدیدم رو نشون بدم.

00:58:53.093 --> 00:58:54.120
‫چه کشفی؟

00:59:01.760 --> 00:59:05.080
‫تا چهل روز دیگه،
‫یه اتفاق خیلی بزرگ می‌افته، خداوندگار.

00:59:05.747 --> 00:59:09.780
‫اون‌قدر خارق‌العاده‌ست که همۀ قونیه‌ای‌ها
‫شاهدش خواهند بود.

00:59:11.446 --> 00:59:14.460
‫چهل روز دیگه، خورشید و ماه...

00:59:15.687 --> 00:59:16.853
‫می‌افتن روی هم.

00:59:19.647 --> 00:59:22.233
‫وقتی این اتفاق بیفته، آسمون تاریک می‌شه.

00:59:22.734 --> 00:59:24.533
‫حیوون‌ها گیج می‌شن،

00:59:24.614 --> 00:59:26.853
‫پرنده‌ها فکر می‌کنن شب شده و می‌رن خونه!

00:59:26.934 --> 00:59:30.192
‫احتمالاً انسان‌ها در طول این مدت بترسن،
‫بله...

00:59:30.273 --> 00:59:33.366
‫ولی دلیلی برای ترسیدن نیست.
‫این اتفاق همیشه می‌افتاده.

00:59:33.447 --> 00:59:36.107
‫ما برای اولین بار کسوف رو...

00:59:36.394 --> 00:59:37.527
‫به چشم می‌بینیم.

00:59:37.847 --> 00:59:41.340
‫ازت انتظار کمتر از این نمی‌رفت، شیرازی.

00:59:42.460 --> 00:59:45.660
‫دانشمند نجوم، یه قدم دیگه
‫برای درک عالم هستی برداشت.

00:59:46.240 --> 00:59:48.993
‫امیدوارم خدا کشفیاتِ مشعوف‌کننده‌ات رو
‫در اختیار منم بذاره.

00:59:49.927 --> 00:59:51.714
‫همین الانش هم صاحب علمی، خداوندگار.

00:59:58.080 --> 00:59:59.153
‫می‌شنوی؟

01:00:00.280 --> 01:00:01.334
‫چیو؟

01:00:05.340 --> 01:00:06.514
‫خداوندگار؟

01:00:07.847 --> 01:00:08.974
‫خداوندگـ...

01:02:13.460 --> 01:02:15.313
‫چطور می‌تونه این‌جوری بنوازه؟

01:02:19.960 --> 01:02:21.813
‫چون داره فریاد می‌کشه.

01:02:26.207 --> 01:02:27.647
‫فریاد چی می‌کشه؟

01:02:34.214 --> 01:02:36.687
‫جدایی، شیرازی.

01:02:40.854 --> 01:02:42.247
‫این فریاد جدایی‌ـه.

01:02:42.291 --> 01:02:45.791
‫[بشنو از نی چون حکایت می‌کند،
‫از جدایی‌ها شکایت می‌کند]

01:02:48.460 --> 01:02:51.200
‫اون نِی داره فریاد می‌کشه
‫چون جدا شده.

01:02:59.040 --> 01:03:00.647
‫می‌خواد برگرده به اصل خودش.

01:03:05.794 --> 01:03:07.080
‫مثل ما.

01:03:10.293 --> 01:03:13.033
‫مثل ما می‌خواد بره جایی که بهش تعلق داره.

01:03:18.253 --> 01:03:20.887
‫رازِ نِی‌ای که فریاد می‌کِشه رو فهمیدی

01:03:23.253 --> 01:03:24.433
‫ولی هنوز تموم نشده.

01:03:26.217 --> 01:03:27.250
‫تموم نشده.

01:03:28.680 --> 01:03:29.820
‫شنیده رو پیدا کردی،

01:03:30.920 --> 01:03:32.167
‫حالا باید...

01:03:32.360 --> 01:03:35.300
‫سخنانی رو پیدا کنی
‫که راه دستیابی به حقیقت رو به بقیه نشون می‌ده.

01:03:36.160 --> 01:03:38.160
‫این قضیه تا کِی می‌خواد ادامه پیدا کنه؟

01:03:39.114 --> 01:03:41.667
‫- من طاقتش رو ندارم.
‫- تا وقتی بسوزی.

01:03:44.300 --> 01:03:46.807
‫تا وقتی بپزی و بسوزی.
‫(خام بُدَم، پخته شدم، سوختم.)

01:03:46.831 --> 01:03:52.831
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:03:52.855 --> 01:04:02.855
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.