﻿WEBVTT

00:00:09.657 --> 00:00:15.137
‫«گر آتش است یارت تو برو در او همی‌سوز
‫به شب فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز»

00:01:41.321 --> 00:01:42.994
‫[قسمت ۶]

00:01:43.075 --> 00:01:47.167
‫[هم من منم، هم تو تویی، هم تو منی]

00:01:47.191 --> 00:01:54.191
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:01.239 --> 00:02:08.239


00:02:08.280 --> 00:02:10.658
‫چون می‌خوای خودت رو بشناسی

00:02:11.314 --> 00:02:14.169
‫باید اول یه چیزی که در درونته رو بشناسی.

00:02:15.325 --> 00:02:16.902
‫بهش می‌گن «نفْس».

00:02:18.704 --> 00:02:20.704
‫آدم باید تمایلاتِ نفْس‌اش رو بشناسه.

00:02:25.593 --> 00:02:26.759
‫حالا بگو ببینم،

00:02:28.137 --> 00:02:30.093
‫نفْس‌ات بهت می‌گه کدوم رو بخوری؟

00:02:30.959 --> 00:02:32.837
‫نون یا نمک؟

00:02:36.800 --> 00:02:37.855
‫نمک رو انتخاب می‌کنه.

00:02:46.400 --> 00:02:47.472
‫نون.

00:03:00.118 --> 00:03:01.510
‫سیر شدن رو انتخاب کردی.

00:03:04.832 --> 00:03:08.932
‫خودشناسی باعث می‌شه وقتی غذا می‌خوری
‫تشنه و گرسنه بشی.

00:03:10.028 --> 00:03:13.791
‫وقتی تشنه شدم می‌فهمم؟
‫بعدش به تکامل می‌رسم؟

00:03:14.674 --> 00:03:15.796
‫تقلیل می‌ری.

00:03:16.683 --> 00:03:18.450
‫در دنیای مادی تقلیل می‌ری

00:03:18.818 --> 00:03:21.174
‫و در دنیای معنوی کامل می‌شی.

00:03:24.827 --> 00:03:26.249
‫این راه، راه طولانی‌ایه؟

00:03:26.893 --> 00:03:28.505
‫شاید تو کوتاهش کنی.

00:03:29.571 --> 00:03:32.226
‫همون‌طور که راه ورود به این مکتب رو
‫کوتاه کردی.

00:03:36.024 --> 00:03:38.591
‫پسرانم در این مسیر همراهی‌ات می‌کنن.

00:03:39.357 --> 00:03:41.413
‫باهاشون می‌ری یه جایی.

00:03:41.724 --> 00:03:46.365
‫وقتی رسیدی اونجا، کار رو با من ادامه می‌دی.

00:03:47.736 --> 00:03:49.869
‫متوجه منظورم شدی؟

00:03:55.371 --> 00:03:59.326
‫اول از همه، دستی‌ات که چاقو می‌گرفت
‫باید قلم بگیره

00:03:59.771 --> 00:04:01.836
‫و چشم‌هات که خون می‌دیدن

00:04:01.917 --> 00:04:03.663
‫باید حروف رو ببینن و مطالعه کنن.

00:04:04.250 --> 00:04:06.373
‫مسیر سخت و مشقّت‌باری‌ـه.

00:04:07.398 --> 00:04:10.109
‫اگه راهنما و مُرشد نداشته باشی
‫گُم می‌شی.

00:04:10.409 --> 00:04:12.743
‫خوشبختانه نه یکی، بلکه دوتا مُرشد داری.

00:04:22.689 --> 00:04:25.211
‫برای محافظت از شما
‫دستم رو به خون آلوده کردم.

00:04:28.378 --> 00:04:32.393
‫شما هم اگه خنجر در دست داشتی

00:04:33.827 --> 00:04:35.705
‫همون کاری رو نمی‌کردی که من کردم؟

00:04:36.060 --> 00:04:37.405
‫من خنجر ندارم.

00:04:37.616 --> 00:04:39.427
‫- اگه داشتی چی؟
‫- هیچ‌وقت نداشتم.

00:04:45.748 --> 00:04:49.308
‫توی سرزمینی که من ازش میام
‫هر کسی یه خنجر داره.

00:04:52.025 --> 00:04:53.279
‫وقتی...

00:04:55.419 --> 00:04:57.566
‫جونت در خطره...

00:05:01.241 --> 00:05:03.028
‫کُشتن ضروری نیست؟

00:05:03.201 --> 00:05:06.334
‫اگه هدف‌مون از مُردن این باشه که زنده بشیم چی؟

00:05:10.576 --> 00:05:12.109
‫یعنی چی؟

00:05:14.150 --> 00:05:16.617
‫توی این شرایط متوجه منظورم نمی‌شی.

00:05:18.025 --> 00:05:19.518
‫چرا متوجه نمی‌شم؟

00:05:21.065 --> 00:05:22.238
‫بذار توضیح بدم.

00:05:25.502 --> 00:05:27.356
‫فرض کن وارد یه غار شدی.

00:05:27.916 --> 00:05:30.095
‫به بیرون پشت می‌کنی، به نور.

00:05:30.687 --> 00:05:33.114
‫داخل رو نگاه می‌کنی، توی تاریکی رو.

00:05:34.009 --> 00:05:38.247
‫چون چیزی جز تاریکی نمی‌بینی
‫فکر می‌کنی دنیا تاریکه.

00:05:39.234 --> 00:05:41.594
‫با این‌حال یه چشم‌انداز دیگه پشت سرت هست.

00:05:43.074 --> 00:05:47.126
‫اگه شجاعت به خرج بدی
‫و صورتت رو به سمت نور برگردونی

00:05:48.696 --> 00:05:50.562
‫و نور چشم‌هات رو کور کنه،

00:05:51.749 --> 00:05:55.749
‫و اگه جسارت داشته باشی
‫تا از غار خارج بشی...

00:05:56.961 --> 00:06:01.121
‫اون‌وقت حقیقتی که در پسِ حرف‌هامون هست رو
‫بهت می‌گیم.

00:06:03.759 --> 00:06:06.625
‫خنجری که به دست می‌گیرم، مانع می‌شه...

00:06:07.733 --> 00:06:09.533
‫که اینا رو بهم بگید؟

00:06:09.799 --> 00:06:12.145
‫خنجر مهم نیست،

00:06:12.447 --> 00:06:14.510
‫مهم خلاص‌شدن از خنجریه که توی ذهنته.

00:06:16.702 --> 00:06:19.262
‫ذهنت مجابت می‌کنه که خنجر به دست بگیری.

00:06:19.822 --> 00:06:22.489
‫پس اول از همه باید ذهنت رو تربیت کنی.

00:06:39.037 --> 00:06:40.557
‫پرس‌وجو کردم.

00:06:42.151 --> 00:06:44.218
‫پسره رو توی مکتب راه داده.

00:06:50.349 --> 00:06:52.122
‫آقا ادریس، کی فکرش رو می‌کرد

00:06:52.896 --> 00:06:56.269
‫که خدا توی این راه باهامون باشه؟

00:06:58.736 --> 00:07:00.579
‫کاری می‌کنم مردم ابهت مولانا رو بشکنن

00:07:01.793 --> 00:07:03.913
‫و مغول‌ها ابهت سلطان رو بشکنن.

00:07:05.291 --> 00:07:07.590
‫بعد از اینکه مردم از شرّ مولانا خلاص شدن

00:07:08.284 --> 00:07:11.071
‫و مغول‌ها از شرّ سلطان‌مون خلاص شدن

00:07:11.455 --> 00:07:16.335
‫مُلاّی من میاد به مردم بی‌رهبر می‌گه...

00:07:18.629 --> 00:07:22.883
‫«از امیر عدلیه، اصفهانی، پیروی کنید.»

00:07:25.631 --> 00:07:29.351
‫این ملاّی حقیر هر چی امر کنید می‌گه، ارباب.

00:07:30.191 --> 00:07:31.724
‫شک نداشته باشید.

00:07:34.137 --> 00:07:36.764
‫خوبه، خوبه.

00:07:41.094 --> 00:07:44.534
‫فقط یه چیز مونده تا به خواسته‌مون برسیم.

00:07:47.027 --> 00:07:50.267
‫زندگیِ مغولِ مجروح.

00:07:52.485 --> 00:07:53.925
‫مگه نمُرده؟

00:07:59.712 --> 00:08:00.791
‫مُرده.

00:08:01.757 --> 00:08:03.344
‫زخمش عمیق بود.

00:08:04.458 --> 00:08:06.125
‫مسلّم بود عمرش به این دنیا نیست.

00:08:07.205 --> 00:08:09.672
‫به امیر عدلیه، آقای اصفهانی هم اینا رو گفتم.

00:08:10.593 --> 00:08:13.100
‫چرا به وزیرمون نگفتی؟

00:08:13.353 --> 00:08:15.073
‫آقای اصفهانی این‌طور صلاح دونستن.

00:08:16.007 --> 00:08:19.380
‫بهم دستور دادن دربارۀ اون مغوله
‫فقط به خودشون اطلاع بدم.

00:08:23.246 --> 00:08:26.846
‫کسی از اطرافیانت خنجر استفاده نمی‌کنه؟

00:08:27.253 --> 00:08:28.426
‫معلومه که می‌کنن.

00:08:28.746 --> 00:08:31.386
‫مثلاً عمر اتابک.
‫از دوستانِ عزیز منه.

00:08:32.240 --> 00:08:34.240
‫از خنجر و شمشیر استفاده می‌کنه.

00:08:34.373 --> 00:08:36.400
‫از فرمانده‌های سلجوقیه‌ست.

00:08:37.480 --> 00:08:38.747
‫پس...

00:08:39.893 --> 00:08:42.400
‫مردم شما هم با خنجر جون دیگران رو می‌گیرن.

00:08:42.853 --> 00:08:43.987
‫بذار توضیح بدم.

00:08:45.036 --> 00:08:46.569
‫یه آدم عاقل رو تصور کن.

00:08:47.583 --> 00:08:50.289
‫که به‌جای تمام انگشت‌هاش خنجر داشته باشه.

00:08:50.556 --> 00:08:52.036
‫سرِ سفره می‌شینه.

00:08:54.416 --> 00:08:59.189
‫دستش رو دراز می‌کنه لقمه برداره
‫ولی خودداری می‌کنه تا به بقیه آسیب نزنه.

00:09:02.080 --> 00:09:05.730
‫اگه بخوای چیزی از جیبش برداری،

00:09:07.023 --> 00:09:10.157
‫خودش چیزی که توی جیبشه رو بهت می‌ده،
‫تو برنمی‌داری.

00:09:11.177 --> 00:09:13.161
‫این فرق بین خنجریه...

00:09:13.283 --> 00:09:15.976
‫که تو دستت می‌گیری
‫و خنجری که عمر اتابک دستش می‌گیره.

00:09:19.524 --> 00:09:22.084
‫اگه خنجر ذهنت رو رها کنی

00:09:22.671 --> 00:09:24.991
‫دیگه توی دستت هم خنجری نمی‌مونه.

00:09:31.223 --> 00:09:33.823
‫ارباب، عمر اتابک اومده.

00:09:34.343 --> 00:09:35.663
‫می‌خواد شما رو ببینه.

00:09:36.849 --> 00:09:38.316
‫بذار بیاد.

00:09:51.634 --> 00:09:55.434
‫طبیب بهم گفت مغولِ مجروح مُرده.

00:09:57.568 --> 00:09:58.821
‫جدی؟

00:10:01.031 --> 00:10:04.218
‫گفت گذاشتی قاتل بره.

00:10:07.351 --> 00:10:10.031
‫الان که ما با عجله
‫داریم همه‌جا دنبال مغول‌ها می‌گردیم...

00:10:10.858 --> 00:10:13.444
‫چرا دربارۀ اتفاقی که افتاده بهم خبری داده نشد؟

00:10:18.063 --> 00:10:22.933
‫من از تمام کارهایی که اعلی‌حضرت
‫قصد انجامش رو داره، اطلاع ندارم، عمر اتابک.

00:10:26.332 --> 00:10:30.825
‫فقط وقتی خودش بهمون می‌گه خبردار می‌شیم.

00:10:33.606 --> 00:10:37.380
‫شما سلطان نیستید، آقای شمس‌الدین.

00:10:38.217 --> 00:10:41.865
‫نمی‌دونم خودتون رو جای ایشون فرض می‌کنید یا نه.

00:10:42.865 --> 00:10:44.825
‫هیچ‌وقت همچین فرضی نمی‌کنم.

00:10:45.487 --> 00:10:50.847
‫چون دوست دارم کله‌ام به بدنم چسبیده بمونه.

00:10:51.341 --> 00:10:56.194
‫اما از اونجایی که سلطان‌مون،
‫حاکمِ این سلطنت‌ـه...

00:10:57.101 --> 00:11:01.394
‫منم سلطانِ عدلیۀ سلجوقیان هستم.

00:11:03.575 --> 00:11:06.508
‫هر چیزی که دلم بخواد رو
‫با هر کسی که بخوام در میون می‌ذارم.

00:11:10.886 --> 00:11:15.831
‫مسئله دیگه‌ای هست که می‌خوای بدونی، عمر اتابک؟

00:11:18.686 --> 00:11:22.032
‫نه، آقای شمس‌الدین.

00:11:48.218 --> 00:11:50.178
‫اونچه که بهش اشارۀ ضمنی شده بود
‫به نزدت اومد.

00:11:51.631 --> 00:11:53.044
‫تو هم قبولش کردی.

00:11:54.244 --> 00:11:56.084
‫پس، از چیزی که برات آورد راضی هستی.

00:11:56.267 --> 00:11:59.334
‫حتی با اینکه هنوز نمی‌دونم چی آورده، راضی‌ام.

00:12:00.049 --> 00:12:03.982
‫اون پسره بی‌سواده.
‫خوندن و نوشتن بلد نیست.

00:12:06.468 --> 00:12:09.628
‫حکمت این کار چیه؟

00:12:10.661 --> 00:12:14.514
‫شاید حکمت رو توی سوادآموزی‌اش پیدا نکنی

00:12:15.932 --> 00:12:17.299
‫بلکه توی هستی‌اش پیدا کنی.

00:12:18.020 --> 00:12:22.620
‫قاطیِ مرواریدهای دریا، سنگ‌ریزه پیدا می‌شه.

00:12:23.633 --> 00:12:26.767
‫بین نقص‌ها و تقصیرها،
‫تمجید و تحسین پیدا می‌شه.

00:12:27.752 --> 00:12:32.993
‫توی قونیه فقط تو چشم و عقل اینو داری
‫که این چیزا رو بفهمی.

00:12:34.351 --> 00:12:37.658
‫حکمت ماجرای پسره رو پیدا کن

00:12:38.591 --> 00:12:40.858
‫و بذار این دوستی رو به کمال برسونیم.

00:12:42.777 --> 00:12:44.763
‫چرا همیشه حرف از رفتن می‌زنی؟

00:12:45.071 --> 00:12:47.205
‫چون بدونِ رفتن، برگشتنی در کار نیست.

00:12:47.631 --> 00:12:49.031
‫ما می‌ریم...

00:12:50.018 --> 00:12:52.045
‫تا اونی که میاد، خودش رو نشون بده.

00:12:52.531 --> 00:12:53.544
‫اون کیه؟

00:12:53.664 --> 00:12:55.784
‫هنوز از مقاصد اون پسره پرده‌برداری نکردی.

00:12:56.117 --> 00:12:57.757
‫پس نمی‌تونم اشاره کنم که کی میاد.

00:12:58.809 --> 00:13:01.476
‫شاید ندونی پسره به چه جایگاهی می‌برتت.

00:13:02.222 --> 00:13:05.009
‫شاید حکمتِ اومدنِ اون رو پیدا نکنی.

00:13:05.701 --> 00:13:09.807
‫در این‌صورت، هم از وجود من محروم می‌شی
‫هم از کسی که میاد.

00:13:13.875 --> 00:13:15.222
‫اول برادرت،

00:13:16.754 --> 00:13:18.434
‫بعدش مادرت، پدرت،

00:13:19.060 --> 00:13:20.194
‫همسر اولت...

00:13:21.381 --> 00:13:23.501
‫بعدش هم که مردم شروع کردن به ترک‌کردنت.

00:13:24.061 --> 00:13:26.193
‫یه نفر یه چیزی دربارۀ من گفت.

00:13:28.255 --> 00:13:30.455
‫بعدش مردم ترکم کردن.

00:13:32.428 --> 00:13:35.254
‫برای همین سخنانم به قلب‌هاشون رسوخ نکرد.

00:13:36.938 --> 00:13:39.618
‫اگه غیر از این بود،
‫انقدر تشنۀ این برانگیختگی نبودند.

00:13:40.992 --> 00:13:42.938
‫چیزی نیست، خداوندگار.

00:13:43.922 --> 00:13:45.388
‫چیزی نیست.

00:13:45.588 --> 00:13:47.255
‫خیلی چیزا در راهه.

00:13:47.722 --> 00:13:49.842
‫نزدیکترین‌هات بهت شک می‌کنن.

00:13:51.415 --> 00:13:53.548
‫نزدیکترین‌هات بهت پشت می‌کنن.

00:13:55.194 --> 00:13:56.248
‫چرا؟

00:13:59.236 --> 00:14:02.742
‫چون روت رو به بیرونِ غار برگردوندی.

00:14:04.356 --> 00:14:06.636
‫اما اونا هنوز دارن داخل تاریکی می‌گردن.

00:14:13.304 --> 00:14:16.104
‫خدا می‌دونه اصفهانی چه فکری توی سرش داره.

00:14:18.038 --> 00:14:19.078
‫اما...

00:14:19.958 --> 00:14:23.158
‫برای تصمیمی که گرفته نمی‌تونیم کاری بکنیم.

00:14:23.675 --> 00:14:24.741
‫چرا، جناب وزیر؟

00:14:28.222 --> 00:14:30.582
‫اصفهانی امیر عدلیه‌ست، عمر.

00:14:31.323 --> 00:14:35.083
‫اختیارِ گرفتنِ چنین تصمیماتی رو داره.

00:14:36.296 --> 00:14:39.030
‫بنابراین باید یه راه دیگه پیدا کنیم.

00:14:43.888 --> 00:14:45.114
‫جناب وزیر.

00:14:45.501 --> 00:14:46.581
‫کامیار.

00:14:47.194 --> 00:14:50.168
‫اصفهانی پسرکی که خونریزی کرده بود رو ول کرد.

00:14:51.821 --> 00:14:53.695
‫داریم راجع‌به همین موضوع صحبت می‌کنیم.

00:14:54.376 --> 00:14:57.976
‫می‌دونید پسره کجاست، جناب وزیر؟

00:15:01.700 --> 00:15:03.087
‫نه، نمی‌دونیم.

00:15:06.798 --> 00:15:09.132
‫توی مکتب مولانا جلال‌الدین.

00:15:11.412 --> 00:15:13.667
‫دلیل اینکه اومده قونیه...

00:15:14.173 --> 00:15:16.811
‫ظاهراً اینه که از حکمت مولانا الهام بگیره.

00:15:21.016 --> 00:15:26.403
‫جناب وزیر، می‌تونم با خداوندگار
‫راجع‌به پسره صحبت کنم.

00:15:27.523 --> 00:15:28.549
‫نه.

00:15:30.496 --> 00:15:32.936
‫خودم با مولانا صحبت می‌کنم، عمر.

00:15:33.789 --> 00:15:35.523
‫تو یه وظیفۀ دیگه داری.

00:15:35.869 --> 00:15:37.029
‫هر چی امر بفرمایید.

00:15:38.083 --> 00:15:41.297
‫چشم از اصفهانی و طبیبه برندار.

00:15:42.673 --> 00:15:45.950
‫اگه با هم اومدن، اجازه داری...

00:15:46.480 --> 00:15:48.360
‫که هر جا بودن دستگیرشون کنی.

00:15:52.696 --> 00:15:54.002
‫هر چی امر بفرمایید.

00:16:07.232 --> 00:16:09.498
‫خیلی خوب می‌شه که بفهمیم

00:16:10.325 --> 00:16:13.152
‫اصفهانی چه فکری توی سرش داره، جناب وزیر.

00:16:17.646 --> 00:16:19.139
‫یه راهی هست، کامیار.

00:16:20.926 --> 00:16:22.886
‫قطعاً یه راهی براش هست.

00:16:26.052 --> 00:16:27.211
‫چه راهی؟

00:16:38.375 --> 00:16:39.481
‫فرمانده.

00:16:42.525 --> 00:16:44.418
‫می‌خوام یه مأموریت مهم بهتون بدم.

00:16:44.498 --> 00:16:47.431
‫- امر بفرمایید.
‫- اصفهانی و اون طبیبه رو تعقیب کنید.

00:16:47.565 --> 00:16:50.775
‫اگه بیرون قصر همدیگه رو دیدن،
‫بهم خبر بدین.

00:16:50.882 --> 00:16:51.988
‫مواظب باشید.

00:16:52.069 --> 00:16:55.416
‫نباید بفهمن دارن تعقیب می‌شن.

00:16:56.029 --> 00:16:57.229
‫هر چی امر بفرمایید.

00:17:01.584 --> 00:17:03.864
‫غذاهای باقی‌مونده رو بدید به حیوونا.

00:18:17.996 --> 00:18:19.196
‫آمین.

00:19:13.171 --> 00:19:17.251
‫بعضی وقتا همه‌چیز بجز تو
‫روی دوشم سنگینی می‌کنه.

00:19:18.225 --> 00:19:20.038
‫وایستادن روی پاهام برام سخت می‌شه.

00:19:22.851 --> 00:19:25.424
‫کم پیش میاد که شما رو
‫انقدر خسته ببینم، اعلی‌حضرت.

00:19:27.557 --> 00:19:29.331
‫انقدر واضحه؟

00:19:35.238 --> 00:19:36.958
‫ما در آستانۀ جنگیم، خاتون.

00:19:38.398 --> 00:19:39.705
‫اگه قبلاً بود...

00:19:40.177 --> 00:19:43.017
‫برای اتفاقی که افتاده دستور لشکرکشی می‌دادم.

00:19:44.110 --> 00:19:45.524
‫ولی الان...

00:19:47.377 --> 00:19:49.270
‫توی تصمیم‌گیری مردّد هستم.

00:19:50.616 --> 00:19:51.776
‫چرا؟

00:19:52.629 --> 00:19:54.323
‫یه نفر هست...

00:19:55.789 --> 00:19:57.916
‫که حرف‌هاش ذهنم رو درگیر کرده.

00:20:00.141 --> 00:20:03.088
‫ازم نمی‌خواد بجنگم

00:20:03.501 --> 00:20:05.754
‫بلکه می‌خواد پا جای پای بابام بذارم.

00:20:07.861 --> 00:20:09.568
‫این مشاور کیه؟

00:20:12.794 --> 00:20:14.368
‫مولانا جلال‌الدین.

00:20:26.251 --> 00:20:27.718
‫خوش اومدی. بفرما.

00:20:28.277 --> 00:20:30.010
‫ممنون، خداوندگار.

00:20:33.578 --> 00:20:35.391
‫اگه وقت داری...

00:20:35.818 --> 00:20:38.738
‫می‌خوام در مورد مسئله‌ی مهمی
‫باهات صحبت کنم.

00:20:39.738 --> 00:20:40.764
‫البته، بفرما.

00:20:42.231 --> 00:20:44.071
‫شرایط چالش‌برانگیزی‌ـه.

00:20:46.461 --> 00:20:48.221
‫مغول‌ها ازمون کمترن.

00:20:49.406 --> 00:20:53.526
‫ولی به هیچ وجه نمی‌شه فهمید
‫چی توی سرشون می‌گذره.

00:20:54.668 --> 00:20:58.468
‫مسلماً دارن سعی می‌کنن منو به میدون نبرد بکِشن.

00:20:59.280 --> 00:21:00.717
‫یه بخشی از وجودم...

00:21:01.571 --> 00:21:02.984
‫می‌گه به حرف مولانا گوش کن.

00:21:03.960 --> 00:21:06.467
‫به‌جای جنگ، دنبال صلح باش.

00:21:08.487 --> 00:21:09.873
‫یه بخشی از وجودم هم...

00:21:10.607 --> 00:21:14.300
‫می‌گه با پنجاه هزار سرباز
‫برو به جنگِ مغول‌ها.

00:21:14.878 --> 00:21:17.505
‫به خونریزی‌شون پایان بده.

00:21:18.291 --> 00:21:20.531
‫منتظر چیزی هستی که تصمیم بگیری؟

00:21:24.509 --> 00:21:25.603
‫آره.

00:21:30.188 --> 00:21:32.068
‫به امیرهام گفتم سربازهاشون رو بیارن.

00:21:34.525 --> 00:21:36.925
‫مطابق خبرهایی که اونا میارن
‫تصمیم‌گیری می‌کنم.

00:21:46.297 --> 00:21:47.990
‫مطمئنم بهترین تصمیمی که...

00:21:48.229 --> 00:21:52.189
‫به صلاح حکومت و مردمه رو می‌گیری.

00:21:56.539 --> 00:21:57.579
‫بیا تو.

00:21:58.258 --> 00:22:00.271
‫افسون خاتون اومده، سلطان.

00:22:05.045 --> 00:22:08.031
‫اگه خودت به قدرتت شک کنی،
‫همه بهت شک می‌کنن.

00:22:14.426 --> 00:22:17.053
‫همون‌طور که از عشق من به خودت مطمئنی...

00:22:17.933 --> 00:22:20.133
‫از قدرتت هم مطمئن باش، سرورم.

00:22:30.494 --> 00:22:31.548
‫بفرما.

00:22:46.794 --> 00:22:49.594
‫اومدم در مورد یه مسئله‌ی دیگه بهت هشدار بدم.

00:22:51.114 --> 00:22:52.461
‫چه مسئله‌ای؟

00:22:53.741 --> 00:22:56.008
‫پسری که اخیراً به مکتب‌ات راه دادی.

00:22:56.621 --> 00:22:58.008
‫خداوندگار...

00:22:58.757 --> 00:23:01.544
‫مغول‌ها دارن سعی می‌کنن بهمون نفوذ کنن.

00:23:01.984 --> 00:23:04.477
‫خدا رو چه دیدی، شاید الانش هم کرده باشن.

00:23:05.757 --> 00:23:07.024
‫توی این شرایط...

00:23:07.500 --> 00:23:12.527
‫باید حواس‌مون به اطرافیان‌مون باشه.

00:23:13.033 --> 00:23:17.633
‫باید نسبت به تازه‌واردها
‫با احتیاط بیشتری عمل کنیم.

00:23:18.393 --> 00:23:20.513
‫فکر می‌کنی این پسره مغوله؟

00:23:21.981 --> 00:23:25.155
‫من فکر می‌کنم هر غریبه‌ای که میاد قونیه...

00:23:25.236 --> 00:23:27.821
‫احتمالش هست جاسوس مغول‌ها باشه.

00:23:28.368 --> 00:23:31.915
‫از اونجایی که این پسره اخیراً
‫بهمون معرفی شده،

00:23:33.462 --> 00:23:35.702
‫لطفاً مراقب باش، خداوندگار.

00:23:36.435 --> 00:23:38.235
‫منظورم نسبت به هر کس و هر چیزه.

00:23:40.813 --> 00:23:42.386
‫اگه اجازه بدی...

00:23:42.613 --> 00:23:45.313
‫می‌خوام یه مسئله‌ی دیگه هم
‫که ذهنم رو درگیر کرده باهات مطرح کنم.

00:23:46.018 --> 00:23:47.191
‫اختیار داری، بفرما.

00:23:49.658 --> 00:23:52.498
‫به تمام افراد این مکتب اعتماد داری؟

00:23:54.201 --> 00:23:56.028
‫اعتماد درجاتی داره.

00:23:57.528 --> 00:23:59.514
‫پس به هر کسی اعتماد نداری.

00:24:01.962 --> 00:24:06.016
‫اگه بگم ندارم، در حق‌شون کم‌لطفی کردم.

00:24:07.228 --> 00:24:10.788
‫اگه بگم دارم، دروغ گفتم.

00:24:11.907 --> 00:24:13.627
‫دیگه خودت حساب کن.

00:24:13.907 --> 00:24:14.987
‫خیلی‌خب.

00:24:15.907 --> 00:24:18.813
‫هیچ‌کس رو نداری که کاملاً بهش اعتماد داشته باشی؟

00:24:20.231 --> 00:24:21.485
‫معلومه که دارم.

00:24:22.898 --> 00:24:24.751
‫چرا داری همچین سؤالی می‌پرسی؟

00:24:24.938 --> 00:24:28.538
‫می‌خوام ازت اجازه بگیرم تا با یه نفر
‫که کامل بهش اعتماد داری در ارتباط باشم.

00:24:28.956 --> 00:24:30.089
‫برای چی؟

00:24:31.036 --> 00:24:34.276
‫برای وظیفۀ مکاتبۀ خبرها به قصر.

00:24:35.805 --> 00:24:39.111
‫وظیفۀ خیلی مهمیه، خداوندگار.

00:24:40.446 --> 00:24:41.659
‫خیلی مهم!

00:25:00.939 --> 00:25:03.725
‫- سلام افسون خاتون.
‫- سلام بانو.

00:25:04.286 --> 00:25:06.459
‫خوش اومدی. صفا آوردی.

00:25:06.606 --> 00:25:07.752
‫ممنونم.

00:25:10.865 --> 00:25:14.211
‫خاتون، خیلی خوشگل و باوقار شدی.

00:25:14.411 --> 00:25:16.745
‫استغفرالله، بانو.
‫دارید منو خجالت‌زده می‌کنید.

00:25:16.931 --> 00:25:20.025
‫خجالت‌زده برای چی؟
‫باید افتخار کنی. افتخار!

00:25:20.504 --> 00:25:21.757
‫بریم اونجا بشینیم.

00:25:28.693 --> 00:25:31.093
‫بگو ببینم توی قیصریه چی‌کارها کردی.

00:25:32.579 --> 00:25:33.939
‫برامون شربت بیارید.

00:25:35.666 --> 00:25:37.319
‫بگو راه برگشت چطور بود.

00:25:38.093 --> 00:25:40.239
‫همون‌موقع که مغول‌ها تسلیم‌مون شدن.

00:25:40.470 --> 00:25:43.696
‫خودم رو در پوشش یه مرد رسوندم قونیه، بانو.

00:25:44.403 --> 00:25:45.990
‫در پوشش یه مرد؟

00:25:46.496 --> 00:25:49.230
‫بابام توی نامه‌اش این توصیه رو کرد.

00:25:50.911 --> 00:25:53.693
‫یه فرمانده سلجوقی فکر کرد
‫واقعاً مَرد هستم

00:25:53.781 --> 00:25:55.194
‫و یه خنجر گذاشت روی گردنم.

00:25:57.397 --> 00:25:58.717
‫کدوم فرمانده؟

00:26:00.277 --> 00:26:01.583
‫عمر اتابک.

00:26:04.547 --> 00:26:06.241
‫بخت باهات یاره، خاتون.

00:26:08.001 --> 00:26:11.494
‫بابات یکی از مقامات بزرگِ دولت سلجوقی‌ـه.

00:26:13.869 --> 00:26:17.882
‫فرماندهی که روت خنجر کشیده،
‫از سوگلی‌هاست.

00:26:21.211 --> 00:26:24.211
‫و تا جایی که می‌دونم دلش جایی گیر نیست.

00:26:26.358 --> 00:26:27.818
‫شربت رو بیار، خاتون.

00:26:28.264 --> 00:26:30.384
‫حرفای افسون، گلوم رو خشک کرد.

00:26:30.408 --> 00:26:50.408
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:27:34.813 --> 00:27:37.256
‫می‌خواستیم قبل از اینکه قلم به دست بشی،

00:27:37.337 --> 00:27:39.083
‫یه درکی از دنیای داخل پیدا کنی.

00:27:44.215 --> 00:27:46.081
‫اونا اینجا چی‌کار می‌کنن؟

00:27:46.315 --> 00:27:49.214
‫دارن کتاب‌های بزرگان و علما رو کپی می‌کنن.

00:27:49.346 --> 00:27:52.398
‫- باشه، ولی چرا؟
‫- تا فقط اینجا نگه‌شون نداریم.

00:27:52.615 --> 00:27:55.048
‫بلکه به مکاتب و شهرهای دیگه هم بفرستیم‌شون.

00:27:55.964 --> 00:27:57.081
‫بیا.

00:27:58.988 --> 00:28:00.988
‫برگه‌های کپی‌شده، اینجا کتاب می‌شن.

00:28:01.688 --> 00:28:04.204
‫پدرتون و جناب وزیر باهاتون کار دارن، آقا.

00:28:05.421 --> 00:28:06.871
‫جناب وزیر؟

00:28:10.906 --> 00:28:13.356
‫همینجا منتظر بمون.
‫کارم که تموم شد برمی‌گردم.

00:30:01.683 --> 00:30:04.016
‫بانو، عمر اتابک اومده.

00:30:05.109 --> 00:30:06.376
‫منتظره امر بفرمایید.

00:30:08.838 --> 00:30:09.988
‫بذار بیاد داخل.

00:30:18.671 --> 00:30:19.838
‫بانو.

00:30:20.337 --> 00:30:21.554
‫بیا، عمر اتابک.

00:30:23.371 --> 00:30:25.488
‫شنیدم قبلاً با افسون خاتون آشنا شدی.

00:30:29.452 --> 00:30:30.719
‫درسته، بانو.

00:30:31.586 --> 00:30:33.519
‫افتخار شرف‌یابی رو داشتم.

00:30:40.817 --> 00:30:43.550
‫پیروزی‌ات توی ارزروم همه‌مون رو
‫خیلی مسرور کرد.

00:30:43.811 --> 00:30:45.094
‫به همه‌مون امید داد.

00:30:45.377 --> 00:30:48.960
‫پیروزی و امید، هر دو از طرف جناب سلطان میان.

00:30:59.077 --> 00:31:03.011
‫دوست داشتم برای پیروزی‌ات
‫بهت طلا پاداش بدم

00:31:03.194 --> 00:31:05.727
‫ولی می‌دونم به همچین چیزهایی علاقه نداری.

00:31:07.561 --> 00:31:09.911
‫از اونجایی که می‌دونم
‫به نوشتن و علم کلام علاقه‌مندی

00:31:10.640 --> 00:31:12.223
‫این هدیه رو پیدا کردم که مناسب خودته.

00:31:13.394 --> 00:31:14.577
‫قبول می‌کنی؟

00:31:20.683 --> 00:31:22.117
‫من عاشق رنگ قرمزم.

00:31:22.517 --> 00:31:24.500
‫برای همین خواستم رنگ جوهرش قرمز باشه.

00:31:24.917 --> 00:31:26.183
‫منت به سرمون گذاشتید، بانو.

00:31:35.852 --> 00:31:37.786
‫می‌خوام یه چیز دیگه هم بدونم، عمر اتابک.

00:31:38.536 --> 00:31:40.522
‫علاقه‌ات به نویسندگی از کجا میاد؟

00:31:41.133 --> 00:31:43.585
‫از استادم، مولانا جلال‌الدین.

00:31:44.881 --> 00:31:45.915
‫جدی؟

00:31:48.481 --> 00:31:50.415
‫شنیدم محبوب دل همه‌ست.

00:31:51.071 --> 00:31:52.938
‫پس تو هم از اونایی.

00:31:53.198 --> 00:31:55.748
‫هم دوستش دارم، هم پیروِ راهش هستم.

00:32:01.511 --> 00:32:02.679
‫با اجازه.

00:32:20.286 --> 00:32:22.119
‫نظرت چیه، بابا؟

00:32:22.752 --> 00:32:24.036
‫قبول کنم؟

00:32:25.713 --> 00:32:28.043
‫تصمیمش با خودته، علاءالدین.

00:32:28.244 --> 00:32:30.094
‫هر تصمیمی که بگیری

00:32:30.448 --> 00:32:32.714
‫من بهت اعتماد کامل دارم.

00:32:35.404 --> 00:32:37.237
‫چه تصمیمی می‌گیری، علاءالدین؟

00:32:37.494 --> 00:32:39.961
‫این مقام رو توی قصر می‌پذیری؟

00:32:45.381 --> 00:32:46.497
‫بله، آقا.

00:32:47.606 --> 00:32:52.440
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم
‫تا این وظیفه‌ای که منو لایقش دونستید انجام بدم.

00:32:52.773 --> 00:32:54.140
‫شک ندارم همین‌طوره.

00:33:17.732 --> 00:33:19.165
‫فرمانده...

00:33:21.326 --> 00:33:24.042
‫که می‌تونی شمشیر بزنی و
‫شمشیرت رو خونی کنی.

00:33:31.013 --> 00:33:34.580
‫چقدر عجیب که این فرمانده
‫هم عاشق علم کلام‌ـه

00:33:37.309 --> 00:33:38.826
‫و هم نویسندگی.

00:33:43.859 --> 00:33:46.644
‫من نه خواهانِ خونریزی‌ام
‫نه شمشیرزنی.

00:33:46.911 --> 00:33:49.544
‫ولی اگه لازم باشه،
‫خونریزی می‌کنم و شمشیر می‌زنم.

00:33:49.978 --> 00:33:53.311
‫و خونِ روی شمشیرم رو
‫با جوهر پاک می‌کنم.

00:33:54.842 --> 00:33:55.976
‫با کلام.

00:33:56.359 --> 00:33:57.626
‫منظورت از کلام چیه؟

00:33:59.292 --> 00:34:01.942
‫منظورم آموزه‌های خداوندگارـه.

00:34:02.545 --> 00:34:05.278
‫اون آموزش می‌ده، من گوش می‌دم.
‫و همزمان با گوش‌دادن می‌نویسم.

00:34:11.223 --> 00:34:13.057
‫بجز تغییر چهره در قالب یه مَرد...

00:34:14.538 --> 00:34:16.421
‫چه مهارت‌های مخفی‌ای داری، افسون خاتون؟

00:34:16.621 --> 00:34:18.821
‫من مثل شما مهارت‌هام رو آشکار نمی‌کنم.

00:34:20.655 --> 00:34:22.338
‫مهارت‌های من محرمانه‌ان.

00:34:22.621 --> 00:34:24.338
‫با یه نگاه نمی‌شه دیدشون.

00:34:31.134 --> 00:34:32.701
‫چرا حالت چهره‌ات عوض شد؟

00:34:33.551 --> 00:34:35.201
‫یه چیز ناخوشایند دیدم.

00:34:36.476 --> 00:34:38.642
‫- آقای شمس‌الدین.
‫- بابا جون.

00:34:42.963 --> 00:34:46.563
‫افتخار آشنایی با فرمانده شجاع سلجوقی رو داشتم.

00:34:48.451 --> 00:34:49.451
‫جداً؟

00:34:50.017 --> 00:34:53.101
‫وقتی بانو با یه هدیه مفتخرشون کرد
‫منم اونجا حضور داشتم.

00:34:55.107 --> 00:34:58.740
‫خدا می‌دونه پیروزی بود،
‫یا هدیه‌ای...

00:34:59.007 --> 00:35:00.440
‫از جانب مغول‌ها.

00:35:01.057 --> 00:35:03.423
‫ظاهراً از پیروزی‌مون ناراحتید.

00:35:03.900 --> 00:35:04.984
‫اصلاً و ابداً.

00:35:05.238 --> 00:35:07.654
‫اون‌قدر با خوشحالی از این پیروزی استقبال کردم

00:35:08.138 --> 00:35:11.854
‫که به سربازهای زیردستِ خودم هدیه دادم.

00:35:12.305 --> 00:35:13.471
‫خوش به حال‌شون.

00:35:14.575 --> 00:35:15.659
‫با اجازه‌تون.

00:35:21.596 --> 00:35:23.146
‫از من چیزی می‌خوای، بابا جون؟

00:35:30.815 --> 00:35:33.431
‫به اون نزدیک نشو، دخترم.

00:35:34.698 --> 00:35:35.848
‫جانم؟

00:36:03.282 --> 00:36:04.682
‫خدایا!

00:36:05.651 --> 00:36:08.634
‫وای خدا، خدا رو شکر!

00:36:08.851 --> 00:36:10.967
‫علاءالدینِ من وارد قصر شد!

00:36:11.740 --> 00:36:14.501
‫کاش مادر مرحوم‌تون بود
‫و این روز رو می‌دید.

00:36:15.753 --> 00:36:18.169
‫ولی من می‌دونستم.

00:36:18.876 --> 00:36:20.859
‫می‌دونستم این اتفاق می‌افته.

00:36:21.392 --> 00:36:22.942
‫از کجا می‌دونستی، جنت خاتون؟

00:36:24.226 --> 00:36:26.392
‫اونا بچه‌های گوهر خاتون هستن.

00:36:26.642 --> 00:36:28.409
‫نوه‌هام هستن.

00:36:30.271 --> 00:36:31.888
‫حضور در قصر که سهله،

00:36:32.226 --> 00:36:34.735
‫وزیر شدن هم بهت میاد، پسرم.

00:36:35.286 --> 00:36:36.436
‫خجالتم می‌دین، مامان‌بزرگ.

00:36:36.603 --> 00:36:38.586
‫تازه کم گفتم.

00:36:39.136 --> 00:36:45.003
‫جفت‌تون هم از نظر علمی
‫هم از نظر ادب و شعور، همه‌چی‌تموم هستید.

00:36:46.601 --> 00:36:49.667
‫علاءالدین توی قصر، سوگلیِ همه می‌شه.

00:36:51.467 --> 00:36:53.300
‫بهاءالدین هم توی مکتب.

00:37:08.606 --> 00:37:09.940
‫خوشحال نیستی؟

00:37:10.639 --> 00:37:12.639
‫معلومه که خوشحالم. چرا نباشم؟

00:37:13.895 --> 00:37:15.212
‫اما...

00:37:16.640 --> 00:37:18.656
‫قصر جای متفاوتیه.

00:37:19.913 --> 00:37:22.944
‫خیلی‌ها بودن که اونجا بهشون افترا زده شده.

00:37:24.420 --> 00:37:27.236
‫خیلی‌ها سرشون رو جلوی افتراها خم کردن.

00:37:29.030 --> 00:37:31.747
‫ترسم اینه که خدایی نکرده
‫همچین اتفاقی بیفته.

00:37:32.830 --> 00:37:36.530
‫دلسرد نشو، پسرم.
‫نگران نباش، کایرا خاتون.

00:37:38.261 --> 00:37:39.995
‫من به نوه‌ام اعتماد دارم.

00:37:40.928 --> 00:37:45.028
‫می‌ره توی قصر و
‫انشاءالله آدم‌حسابی بیرون میاد.

00:37:45.907 --> 00:37:46.907
‫انشاءالله.

00:37:48.624 --> 00:37:50.490
‫حق داره نگران باشه، مامان‌بزرگ.

00:37:52.457 --> 00:37:53.840
‫درکت می‌کنم.

00:37:54.590 --> 00:37:56.890
‫حواسم هست که نگرانی‌ات رو برطرف کنم.

00:38:05.199 --> 00:38:07.365
‫داری به چی گوش می‌دی، خاتون؟

00:38:08.215 --> 00:38:11.299
‫برو ببین شام در چه حالیه.

00:38:52.715 --> 00:38:54.549
‫زردآلوها رو گاز گاز نکن، خاتون!

00:38:54.682 --> 00:38:57.165
‫به یه دردی بخور
‫و ببین غذا یه موقع نسوزه.

00:38:57.849 --> 00:38:59.415
‫طبقۀ بالا چه خبر بود؟

00:38:59.549 --> 00:39:01.349
‫چند ساعت رفته بودی.

00:39:01.430 --> 00:39:02.547
‫چه خبری می‌تونه باشه؟

00:39:02.628 --> 00:39:05.943
‫در مورد قبولیِ علاءالدین توی قصر صحبت کردیم.

00:39:09.809 --> 00:39:11.709
‫یکی از پسرهام وزیر می‌شه،

00:39:12.088 --> 00:39:14.938
‫اون یکی یه مدرسِ معروف می‌شه.

00:39:15.019 --> 00:39:18.805
‫خیال می‌کردیم علاءالدین و بهاءالدین
‫پسرهای گوهر خاتون‌ان.

00:39:19.222 --> 00:39:20.988
‫این چه حرفیه؟

00:39:21.472 --> 00:39:22.755
‫معلومه که پسرِ اون‌ان.

00:39:23.188 --> 00:39:26.305
‫ولی منم به اندازۀ گوهر خدا بیامرز...

00:39:26.451 --> 00:39:28.851
‫براشون جون کَندم.

00:39:29.734 --> 00:39:33.501
‫وقتی علاءالدین توی قصر مستقر شد

00:39:33.818 --> 00:39:36.118
‫و دیگه از اعضای ثابتِ اونجا شد،

00:39:36.351 --> 00:39:38.868
‫می‌رم خدماتش رو ببینم.

00:39:40.790 --> 00:39:42.607
‫انشاءالله، کرمانا.

00:40:37.653 --> 00:40:41.736
‫خدای بلندمرتبه تو رو هم در زمینۀ شمشیرزنی
‫و هم در زمینۀ قلم‌زنی ماهر آفریده.

00:40:42.513 --> 00:40:44.180
‫همیشه از این بابت شکرگزارم، استاد.

00:40:44.997 --> 00:40:47.757
‫اما در آینده...

00:40:47.957 --> 00:40:50.740
‫می‌دونم شاید از شمشیرم بیشتر استفاده کنم.

00:40:53.745 --> 00:40:56.278
‫داری در مورد تمایل سلطان‌مون به جنگ
‫صحبت می‌کنی؟

00:40:56.361 --> 00:40:57.711
‫هنوز چیزی قطعی نیست.

00:40:57.861 --> 00:41:00.178
‫وقتی از امیرها خبر بیاد، قطعی می‌شه.

00:41:00.678 --> 00:41:03.711
‫به‌زودی از تصمیم اعلی‌حضرت مطلع می‌شیم.

00:41:03.930 --> 00:41:04.980
‫امیدوارم...

00:41:05.596 --> 00:41:08.432
‫که تصمیم سلطان‌مون ختم به خیر بشه.

00:41:08.513 --> 00:41:09.747
‫آمین.

00:41:11.120 --> 00:41:13.967
‫استاد، یه موضوع دیگه هم هست.

00:41:15.351 --> 00:41:18.718
‫جناب وزیر دربارۀ این قضیه بهم هشدار داد، ولی...

00:41:19.768 --> 00:41:22.251
‫نگرانی‌ام نمی‌ذاره ساکت بمونم.

00:41:24.318 --> 00:41:27.318
‫پسرکی که توی مکتب راهش دادین...

00:41:27.936 --> 00:41:29.470
‫خب چی؟

00:41:30.736 --> 00:41:34.169
‫استاد، یه مسئله‌ای در مورد اون هست
‫که منو نگران می‌کنه.

00:41:34.953 --> 00:41:37.836
‫اگه اجازه بدین می‌خوام زیر نظر داشته باشمش.

00:41:38.922 --> 00:41:40.205
‫لزومی نداره، عمر.

00:41:41.205 --> 00:41:42.605
‫مسئولیت اون پسر با منه.

00:41:43.318 --> 00:41:45.218
‫چه خیر برسونه چه شرّ، من باید جوابگو باشم.

00:41:45.299 --> 00:41:47.468
‫استاد، دقیقاً از همین نگرانم.

00:41:48.118 --> 00:41:50.434
‫این پسره شاید بهتون آسیب بزنه.

00:41:51.008 --> 00:41:53.114
‫وقتی به بیابون نگاه می‌کنی، چی می‌بینی عمر؟

00:41:56.932 --> 00:41:58.765
‫یه مکان بی‌پایان.

00:41:59.415 --> 00:42:02.927
‫اون مکان بی‌پایان از ذراتی تشکیل شده.

00:42:03.378 --> 00:42:05.908
‫وقتی دستت رو می‌کنی زیرِ خاک

00:42:06.282 --> 00:42:08.135
‫ذراتش از لای انگشت‌هات می‌ریزن بیرون.

00:42:08.411 --> 00:42:12.278
‫مکان بی‌پایان یعنی یه چیز کامل...

00:42:13.293 --> 00:42:15.168
‫ولی از ذراتی هم تشکیل شده.

00:42:16.102 --> 00:42:19.022
‫وقتی به پسره نگاه می‌کنی
‫یه چیز کامل دیگه می‌بینی.

00:42:20.472 --> 00:42:23.055
‫وقتی بهش به دیدِ ذرات نگاه می‌کنی چی می‌بینی؟

00:43:09.062 --> 00:43:10.862
‫شنیدم داری می‌ری قصر.

00:43:14.072 --> 00:43:15.755
‫بله، دارم می‌رم.

00:43:17.770 --> 00:43:19.203
‫قصر چه‌جوریه؟

00:43:20.336 --> 00:43:21.553
‫قصر؟

00:43:24.457 --> 00:43:26.757
‫نمی‌دونم.
‫اولین باریه که دارم می‌رم.

00:43:34.288 --> 00:43:37.138
‫ولی بعداً برات تعریف می‌کنم.

00:43:38.688 --> 00:43:40.122
‫البته اگه تو بخوای.

00:43:44.772 --> 00:43:45.855
‫می‌خوام.

00:43:54.109 --> 00:43:55.959
‫پس دیگه باید برم.

00:43:56.343 --> 00:43:57.759
‫نمی‌خوام دیر کنم.

00:44:38.865 --> 00:44:42.465
‫جناب وزیر، خوش اومدی.
‫صفا آوردی.

00:44:43.115 --> 00:44:46.065
‫خوشحالم به این بندۀ حقیر سر زدی.

00:44:47.509 --> 00:44:51.859
‫خوشحالم جایی هستم
‫که منو عزیز می‌دونن، اصفهانی.

00:44:52.126 --> 00:44:53.526
‫بسیار عالی.

00:44:54.909 --> 00:44:55.959
‫می‌دونی...

00:44:56.426 --> 00:44:58.026
‫مقام‌ها دائمی‌ان...

00:44:58.676 --> 00:45:00.426
‫ولی مردم موقتی‌ان.

00:45:02.197 --> 00:45:04.030
‫حق با شماست، جناب وزیر.

00:45:05.380 --> 00:45:07.997
‫اما یکی از وظایف‌مون...

00:45:08.147 --> 00:45:11.397
‫اینه که جانشین‌هامون رو تربیت کنیم.

00:45:12.713 --> 00:45:14.847
‫روی این مسئله کار کردی؟

00:45:15.913 --> 00:45:16.946
‫نخیر.

00:45:18.972 --> 00:45:20.822
‫لزومی ندیدم.

00:45:23.238 --> 00:45:25.405
‫چرا لزومی ندیدی؟

00:45:26.405 --> 00:45:30.072
‫نکنه قصد داری مقامت رو حفظ کنی؟

00:45:33.565 --> 00:45:37.599
‫تا وقتی اعلی‌حضرت بهم وظیفۀ جدیدی محول نکنه

00:45:37.832 --> 00:45:39.249
‫از همین مقام راضی‌ام.

00:45:40.540 --> 00:45:42.590
‫خوبه، خوبه.

00:45:42.957 --> 00:45:46.394
‫پس خیلی خوب می‌شه اگه...

00:45:46.475 --> 00:45:49.108
‫یه نفر رو تربیت کنی
‫که مثل خودت دوستدار عدالت باشه.

00:45:50.215 --> 00:45:52.515
‫کسی رو برای این کار در نظر داری؟

00:45:54.843 --> 00:45:56.043
‫نه.

00:45:57.059 --> 00:45:59.276
‫ولی می‌تونم یه نفر پیدا کنم.

00:45:59.693 --> 00:46:02.692
‫نگران نباش. من برات یه نفر پیدا کردم.

00:46:04.161 --> 00:46:06.095
‫- جناب وزیر.
‫- علاءالدین!

00:46:18.020 --> 00:46:19.270
‫بیا علاءالدین.

00:46:27.453 --> 00:46:30.270
‫یکی از عادل‌ترین افراد در استان قونیه.

00:46:30.603 --> 00:46:33.136
‫پسر مولانا جلال‌الدین، علاءالدین.

00:46:43.884 --> 00:46:47.267
‫علاءالدین رو تربیت کن، آقای اصفهانی.

00:46:48.151 --> 00:46:49.851
‫حتماً، جناب وزیر.

00:48:36.987 --> 00:48:38.170
‫زحمت داره، مگه نه؟

00:48:44.070 --> 00:48:45.887
‫چرا دارم وقتم رو با این چیزا هدر می‌دم؟

00:48:46.554 --> 00:48:48.370
‫خودشناسی اتلاف وقت نیست.

00:48:48.987 --> 00:48:50.720
‫این‌جوری چطور می‌تونم خودمو بشناسم؟

00:48:51.954 --> 00:48:53.104
‫این حروف...

00:48:54.772 --> 00:48:57.439
‫بهم حس اینو می‌دن
‫که دارم سرم رو می‌کوبونم توی دیوار.

00:48:57.889 --> 00:49:00.172
‫خودشناسی یعنی شناخت باطن خودت.

00:49:01.372 --> 00:49:02.972
‫یادگیری‌اش ساده نیست.

00:49:03.647 --> 00:49:06.314
‫چون همه‌چیز در باطن تو مهر و موم شده.

00:49:07.147 --> 00:49:10.147
‫تمام زحمات برای باز کردنِ قفلشه.

00:49:12.231 --> 00:49:15.331
‫اگه بهم بگی چطور قفلی که شکستی رو بشکنم

00:49:15.493 --> 00:49:17.293
‫زودتر به نتیجه می‌رسم.

00:49:17.643 --> 00:49:19.627
‫من اصلاً قفل رو ندیدم، پسر جون.

00:49:31.593 --> 00:49:33.810
‫اصلاً قفلی ندیدم.

00:49:42.025 --> 00:49:43.825
‫چرا کسی ازت محافظت نمی‌کنه؟

00:49:46.808 --> 00:49:49.108
‫آدمای مهمی میان بهت سر می‌زنن.

00:49:49.841 --> 00:49:51.225
‫خیلی‌ها دوستت دارن.

00:49:52.658 --> 00:49:55.908
‫پس چرا هیچ‌کس در برابر خطر ازت محافظت نمی‌کنه؟

00:49:58.822 --> 00:50:00.956
‫چون که خودم رو به خدا سپردم.

00:50:01.972 --> 00:50:03.839
‫هیچ حافظی بهتر از اون نیست.

00:50:05.954 --> 00:50:08.664
‫حالا، علت‌ها در معلول‌ها مخفی شده‌ان.

00:50:08.745 --> 00:50:10.281
‫معلول‌ها هم در علت‌ها.

00:50:10.597 --> 00:50:13.847
‫وقتی یه چیزی می‌گم و انجامش می‌دم
‫معلولی داره.

00:50:14.631 --> 00:50:16.314
‫ولی نباید یادت بره که...

00:50:16.931 --> 00:50:19.347
‫اون معلول‌ها مسبب علت‌های دیگه‌ای می‌شن.

00:50:22.110 --> 00:50:23.177
‫صحیح.

00:50:24.847 --> 00:50:29.047
‫به‌خاطر همینه که عزیزانت ولت کردن؟

00:50:49.972 --> 00:50:51.606
‫حتی اگه یه عده ترکم کردن...

00:50:53.372 --> 00:50:57.506
‫و بهم پشت کردن،
‫دَرهام به روی همه باز می‌مونه.

00:50:58.189 --> 00:51:01.939
‫تا مردم ملت‌های دیگه
‫بتونن بیان داخل و سرکشی کنن.

00:51:02.372 --> 00:51:05.989
‫تا از من بشنون که ما چی هستیم.

00:51:16.862 --> 00:51:19.395
‫من اومدم داخل تا یه سر و گوشی آب بدم.

00:51:22.512 --> 00:51:25.679
‫ولی نشنیدم بگید چی هستید و کی هستید.

00:51:43.729 --> 00:51:45.162
‫بیا نزدیکتر.

00:51:46.795 --> 00:51:49.162
‫نزدیکتر. از اینم نزدیکتر.

00:51:52.212 --> 00:51:53.912
‫این جنگ برای چیه؟

00:51:55.395 --> 00:51:57.912
‫حالا که تو منی و من تو...

00:51:59.686 --> 00:52:01.719
‫این جدایی برای چیه؟

00:52:04.218 --> 00:52:07.702
‫این جنگ و لجاجتی که با خودمون داریم چیه؟

00:52:09.345 --> 00:52:11.845
‫چرا نور از نور فرار می‌کنه؟

00:52:13.529 --> 00:52:16.112
‫همه‌مون آدمای بالغی هستیم.

00:52:17.577 --> 00:52:19.777
‫پس چرا انقدر کوریم؟

00:52:21.510 --> 00:52:24.427
‫چرا ثروتمندان از فقرا بدشون میاد؟

00:52:26.439 --> 00:52:30.822
‫چرا دستِ راست از دستِ چپ بدش میاد؟

00:52:31.418 --> 00:52:32.868
‫مگه جفت‌شون مال آدم نیستن؟

00:52:33.502 --> 00:52:34.818
‫نظرکرده یعنی چی؟

00:52:35.835 --> 00:52:37.085
‫ملعون یعنی چی؟

00:52:39.558 --> 00:52:41.675
‫همه‌مون از یه خاکیم.

00:52:42.025 --> 00:52:43.908
‫عقل و ذهن‌مون یکی‌ـه.

00:52:44.291 --> 00:52:46.825
‫ولی زیرِ این آسمونِ پاره‌پاره...

00:52:47.470 --> 00:52:49.387
‫یکی رو دوتا می‌بینیم و وحشت می‌کنیم.

00:52:49.770 --> 00:52:53.687
‫حواسِ پنج‌گانه و شش جهتِ جغرافیایی رو...

00:52:53.864 --> 00:52:55.564
‫برای رسیدن به جایگاه اتحاد استفاده کن.

00:52:55.964 --> 00:53:00.632
‫چرا باید فقط در مورد درخت بلندِ اتحاد صحبت کنی؟

00:53:03.681 --> 00:53:04.864
‫بیا.

00:53:05.714 --> 00:53:07.114
‫منیّت رو بذار کنار

00:53:07.764 --> 00:53:09.881
‫و به بقیه ملحق شو.

00:53:11.314 --> 00:53:15.114
‫وقتی فقط خودتی و خودت، ذره‌ای بیش نیستی.

00:53:17.395 --> 00:53:19.879
‫وقتی به بقیه ملحق می‌شی...

00:53:20.962 --> 00:53:22.245
‫دریا می‌شی.

00:53:23.895 --> 00:53:25.145
‫معدن می‌شی.

00:54:49.092 --> 00:54:51.775
‫شیرِ نر، کاری که باید بکنه رو می‌کنه

00:54:52.846 --> 00:54:54.714
‫و سگ هم کاری که سگ‌ها می‌کنن می‌کنه.

00:54:57.181 --> 00:55:00.131
‫روح مخلص به خواستِ خودش، درک می‌کنه

00:55:01.452 --> 00:55:03.402
‫و جسم، جسم می‌مونه.

00:55:04.852 --> 00:55:06.869
‫جسم و روح رو یکی بدونید.

00:55:07.298 --> 00:55:09.115
‫اما در صدها هزار تکه.

00:55:11.631 --> 00:55:14.481
‫مثل بادوم.
‫همه‌شون مقادیر روغن‌شون یکیه.

00:55:17.117 --> 00:55:19.093
‫زبون‌های بسیاری روی زمین وجود داره

00:55:19.600 --> 00:55:21.460
‫ولی معنیِ همه‌شون یکی‌ـه.

00:55:29.215 --> 00:55:30.998
‫اگه گلدان رو بشکنید...

00:55:31.665 --> 00:55:33.465
‫آبِ جاری‌شده یکی می‌شه.

00:55:37.315 --> 00:55:38.760
‫اگه اتحاد رو پیدا کنید...

00:55:41.208 --> 00:55:43.408
‫و کلام رو از صافیِ دل رد کنید،

00:55:43.592 --> 00:55:47.325
‫روح به هر کسی که دیدگاهی
‫برای تجلی خودش داره...

00:55:47.508 --> 00:55:49.025
‫پیام ارسال می‌کنه.

00:56:07.992 --> 00:56:09.225
‫بیا عمر.

00:56:09.557 --> 00:56:11.837
‫چرا اعلی‌حضرت دستور تشکیل شورا داده؟

00:56:13.954 --> 00:56:17.221
‫قاصدهایی که برای امیرها فرستادیم برگشتن، عمر.

00:56:19.650 --> 00:56:21.200
‫بحث شورا...

00:56:21.450 --> 00:56:23.600
‫ارائه‌ی خبر به سلطان‌مونه.

00:56:25.183 --> 00:56:27.317
‫خبر خوبیه یا بَد؟

00:56:28.052 --> 00:56:33.639
‫حضار محترم! سلطان‌مون،
‫اعلی‌حضرت غیاث‌الدین کیخسرو تشریف آوردند.

00:57:04.760 --> 00:57:05.860
‫اعلی‌حضرت...

00:57:07.460 --> 00:57:11.494
‫چهار قاصدی که به نزدِ امیرها فرستادید برگشتند.

00:57:11.681 --> 00:57:14.548
‫پس بگو امیرها جواب‌شون چی بوده، وزیر علی.

00:57:17.153 --> 00:57:20.560
‫امیرها گفتند که...

00:57:20.754 --> 00:57:24.821
‫برای جنگِ با مغول‌ها
‫نیروهای کمکی نمی‌فرستند.

00:57:30.271 --> 00:57:31.904
‫می‌خوان تنهامون بذارن؟

00:57:34.847 --> 00:57:36.714
‫شما تنها نیستید، اعلی‌حضرت.

00:57:37.047 --> 00:57:41.164
‫پنجاه هزار سرباز دارید
‫که آماده به فرمان‌تون هستند.

00:57:47.715 --> 00:57:51.547
‫چقدر طول می‌کشه
‫تا پنجاه هزار سرباز آماده بشن، عمر؟

00:57:52.748 --> 00:57:56.331
‫۹ روز برای لشکرکشی کافیه، اعلی‌حضرت.

00:58:22.904 --> 00:58:25.554
‫پس فوراً آماده‌سازی‌ها رو شروع کنید.

00:58:27.371 --> 00:58:29.054
‫در طلوعِ دهمین روز...

00:58:30.204 --> 00:58:32.137
‫بعد از نماز صبح...

00:58:33.588 --> 00:58:36.504
‫سلجوق‌ها به مغان لشکرکشی می‌کنن.

00:58:36.528 --> 00:58:43.528
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:58:43.552 --> 00:58:53.552
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.