﻿WEBVTT

00:00:01.820 --> 00:00:05.720
‫سرزمین پادشاه والامقام، پادشاهی اوزمارگو

00:00:05.720 --> 00:00:10.220
‫شامل 32 شهر کلیدی و 15 ایالت تبعه هستش.

00:00:10.520 --> 00:00:14.700
‫پایتخت کارانبول، که این قصر
‫درش مستقر شده، قلب‌شه.

00:00:15.080 --> 00:00:19.880
‫هیولاهای بسیاری در نژادهای مختلف
‫از دوردست‌ها گرد هم اومدن، و فرهنگ غنی...

00:00:21.390 --> 00:00:23.170
‫داری گوش می‌دی، ملعون؟

00:00:23.170 --> 00:00:26.220
‫هـ ـ ها؟ داشتیم کجا رو می‌خوندیم؟

00:00:26.220 --> 00:00:27.950
‫ساری!

00:00:27.950 --> 00:00:31.850
‫تونستیم این کتاب‌ها رو به
‫نوشتار انسانی ترجمه کنیم.

00:00:31.850 --> 00:00:32.790
‫ترجمه.

00:00:33.130 --> 00:00:35.930
‫ممنونم، کی-چان، لاپ-چان.

00:00:38.160 --> 00:00:42.100
‫ولی چرا یهویی شروع به درس خوندن کردی؟

00:00:42.100 --> 00:00:48.140
‫من چون به‌عنوان یه قربانی اینجا اومدم،
‫هیچ‌چیزی درباره این پادشاهی نمی‌دونم.

00:00:49.170 --> 00:00:51.810
‫پس تصمیم گرفتم که یاد بگیرم،

00:00:52.280 --> 00:00:55.330
‫اما درک همشون یه‌جا برام زیادی‌ـه.

00:00:56.710 --> 00:01:02.380
‫هیچ انسان ناچیزی قادر به تحسین
‫تاریخِ ارجمند ما دیوسانان نیست.

00:01:02.380 --> 00:01:05.740
‫برخلاف میلم، به دستور اعلی‌حضرت
‫بهت آموزش می‌دادم،

00:01:05.740 --> 00:01:07.700
‫اما بیش از این فقط اتلاف زمانه.

00:01:07.700 --> 00:01:09.540
‫من به وظایف خودم بازمی‌گردم.

00:01:10.190 --> 00:01:12.320
‫وظایفت چیه، جناب صدراعظم؟

00:01:12.320 --> 00:01:14.320
‫کارهای صدراعظمی!

00:01:14.320 --> 00:01:19.480
‫کمک به پادشاه توی امور ایالتی وظیفه منه،
‫که برای مدیریت ایشون زیادن.

00:01:19.800 --> 00:01:22.780
‫مدت زیادیه که قادر به استراحت نبودن.

00:01:22.804 --> 00:01:42.804
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:33.590 --> 00:01:37.060
‫اگه سرنوشتم اینه که جونم رو تسلیم کنم

00:01:37.060 --> 00:01:41.060
‫اراده‌ی مقاومت رو خیلی وقت پیش از دست دادم

00:01:41.280 --> 00:01:45.480
‫نگاه چشمان پدر و مادرم توی قلبم

00:01:45.580 --> 00:01:47.160
‫تبدیل به یه نفرین شده

00:01:47.280 --> 00:01:50.630
‫نفرت زاده شده و مصیبت همراه هر تضادیه

00:01:50.700 --> 00:01:54.720
‫درحالی که دنیا توی پیچشی گیج‌کننده گیر کرده

00:01:54.960 --> 00:01:57.450
‫در این زندگی بی‌ارزشم

00:01:57.600 --> 00:02:01.750
‫بهم دلیلی برای زندگی دادی

00:02:04.790 --> 00:02:08.080
‫برای ریاکارانی مثل ما، سرنوشت مرگ از قبل تعیین شده

00:02:08.240 --> 00:02:10.420
‫من تا آخرین لحظه دعا می‌کنم

00:02:12.130 --> 00:02:15.450
‫این افکار، این قلب

00:02:15.610 --> 00:02:18.790
‫اگه اونا رو به تو ببخشم

00:02:19.020 --> 00:02:22.260
‫نه تسلی و نه تأسف

00:02:22.460 --> 00:02:25.530
‫بهشون نیازی ندارم

00:02:25.860 --> 00:02:29.180
‫این زندگی، این دنیا

00:02:29.340 --> 00:02:32.480
‫اگه می‌تونی اونا رو بپذیری

00:02:32.670 --> 00:02:36.000
‫پس کاری کن صدای این زندگی تا دوردست‌ها بره

00:02:36.180 --> 00:02:39.430
‫این عهد، این سرنوشت

00:02:39.580 --> 00:02:42.790
‫اگه تو خواستارش باشی

00:02:43.020 --> 00:02:46.250
‫در میان عذاب و مصیبت‌ها

00:02:46.460 --> 00:02:51.130
‫تو رو محکم در آغوش می‌گیرم

00:02:55.020 --> 00:03:00.030
‫هیولاها و شهر انسانی

00:03:00.790 --> 00:03:01.990
‫چی؟

00:03:02.370 --> 00:03:06.020
‫دلم می‌خواد با شما از قصر بیرون برم؛ نمی‌شه؟

00:03:06.730 --> 00:03:11.800
‫واقعاً با خودت تصور کردی که
‫من اجازه این کار رو می‌دم؟

00:03:11.800 --> 00:03:15.250
‫می‌خوام زندگی هیولاهای معمولی رو ببینم.

00:03:15.250 --> 00:03:20.110
‫نخیر؛ خودم تمام خواسته‌هات رو
‫در همین قصر فراهم می‌کنم.

00:03:20.110 --> 00:03:22.070
‫بهش هیچ لزومی نیست.

00:03:22.070 --> 00:03:23.420
‫مطمئنی؟

00:03:23.740 --> 00:03:28.710
‫ولی بازم، فکر می‌کنم شما هم
‫هر چندوقت یه‌بار به استراحت نیاز دارید.

00:03:31.810 --> 00:03:33.360
‫باشه؟ لطفاً!

00:03:35.910 --> 00:03:37.970
‫وقتی موی دماغ می‌شی ول نمی‌کنی.

00:03:37.970 --> 00:03:38.580
‫کاریش-

00:03:38.580 --> 00:03:42.070
‫هورا! ممنونم، عالیجناب! عاشقتم!

00:03:42.930 --> 00:03:44.900
‫اما با یک شرط.

00:03:50.220 --> 00:03:53.940
‫اوه، محشره! خیلی شلوغه!

00:03:53.940 --> 00:03:57.500
‫و تازه واقعاً همه‌جور هیولا اینجا هست.

00:03:57.940 --> 00:04:01.310
‫به هرحال، اینجا یه خیابون بزرگ در قلب پایتخته.

00:04:01.310 --> 00:04:03.480
‫مخصوصاً عبور و مرور سنگینی داره.

00:04:05.550 --> 00:04:07.520
‫همم؟ چی انقدر خنده‌داره؟

00:04:07.520 --> 00:04:10.100
‫فـ ـ فقط اینکه، عالیجناب...

00:04:10.480 --> 00:04:12.750
‫خیلی مشکوک به‌نظر میاید!

00:04:12.750 --> 00:04:14.310
‫نمی‌تونم کاریش کنم.

00:04:14.310 --> 00:04:17.030
‫مهم‌تر از اون، قولت رو فراموش نکن.

00:04:17.350 --> 00:04:21.440
‫دردسر درست نمی‌کنم،
‫و قبل از تاریک‌شدن برمی‌گردم.

00:04:21.650 --> 00:04:25.730
<i></i><i>‫غیرقابل‌قبوله! غیرقابل‌قبوله!
‫نباید اون‌کارو کنید، سرورم!</i>

00:04:21.670 --> 00:04:26.080
‫آنوبیس رو به یه شهر همسایه فرستادم،
‫باید قبل از اون برگردیم،

00:04:25.730 --> 00:04:28.300
<i></i><i>‫اون‌کار هم نباید بکنید! همچنین اون!</i>

00:04:26.080 --> 00:04:28.940
‫وگرنه مجبور به شنیدن غر زدن‌هاش می‌شم.

00:04:28.300 --> 00:04:31.460
<i></i><i>‫موقعیت خودتون رو درک می‌کنید، سرورم؟!</i>

00:04:29.300 --> 00:04:32.820
‫حتی شما هم از سخنرانی‌هاش می‌ترسید.

00:04:31.460 --> 00:04:32.820
<i></i><i>‫غیرقابل‌قبوله!</i>

00:04:33.250 --> 00:04:35.300
‫باشه پس؛ بیاید بریم، عالیجناب!

00:04:35.540 --> 00:04:36.780
‫همچنین،

00:04:37.460 --> 00:04:39.850
‫منو با نام «عالیجناب» صدا نزن.

00:04:40.420 --> 00:04:41.750
‫اوه، درسته.

00:04:42.440 --> 00:04:43.570
‫در این صورت...

00:04:44.690 --> 00:04:46.080
‫بیا بریم، لئو!

00:04:47.340 --> 00:04:50.920
‫صنعتگرای گرانی این
‫پارچه رو رنگ‌آمیزی کردن.

00:04:50.920 --> 00:04:53.520
‫هیچ‌وقت دیگه این رنگو پیدا نمی‌کنیدا.

00:04:53.520 --> 00:04:55.310
‫وای، چه جواهر زیبایی.

00:04:55.310 --> 00:04:59.980
‫چشمان خوبی دارید؛
‫این قطعه به‌نظرتون چطوره؟

00:05:02.080 --> 00:05:06.570
‫اوه، ببخش، دختر جون؛ خیلی کوچولویی.

00:05:08.040 --> 00:05:09.970
<i></i><i>‫چقدر سرزنده‌ست.</i>

00:05:09.970 --> 00:05:14.490
<i></i><i>‫اما وقتی این‌طوری می‌بینمش،
‫خیلی با شهر انسان‌ها فرقی نداره.</i>

00:05:16.190 --> 00:05:19.450
‫ها؟ یه بوی خوبی میاد.

00:05:19.450 --> 00:05:21.440
‫اوه، نونوایی!

00:05:22.270 --> 00:05:25.420
‫خوش اومدی، دختر جون؛ تازه از اجاق در اومده.

00:05:25.420 --> 00:05:26.770
‫اینا هم همین‌طور.

00:05:27.080 --> 00:05:29.590
‫پس اینجا هم نون دارن.

00:05:29.590 --> 00:05:33.010
‫هیچ‌وقت توی قصر
‫سرو نمی‌کردن، پس نمی‌دونستم.

00:05:33.270 --> 00:05:34.460
‫قصر؟

00:05:34.460 --> 00:05:36.760
‫شماها از قصر اومدید؟

00:05:37.970 --> 00:05:40.940
‫شاخ‌های بزرگ؛ مثل پادشاه.

00:05:42.140 --> 00:05:47.270
‫بی‌خیال بچه، اعلی‌حضرت عمراً خودشو
‫شبیه یه شخصیت مرموز بپوشونه.

00:05:47.270 --> 00:05:52.630
‫فقط محض اطلاع‌تون، می‌گن پادشاه
‫از هرچیزِ ساخته‌شده از گندم متنفره.

00:05:52.630 --> 00:05:55.130
‫با اینکه اینا نعمت این کشورن.

00:05:56.580 --> 00:06:02.670
‫زمان آخرین پادشاه، خاندان سلطنتی و اشراف
‫همه‌ چیزای کمیاب رو هاپولی کردن.

00:06:02.950 --> 00:06:07.740
‫اما پادشاه فعلی هیچ علاقه‌ای به
‫ظرافت یا تزئینات پرزرق‌وبرق نداره.

00:06:07.740 --> 00:06:10.700
‫به لطف اونه که می‌تونیم کسب‌وکار داشته باشیم.

00:06:10.700 --> 00:06:11.550
‫دقیقاً.

00:06:11.780 --> 00:06:16.810
‫این روزا، اشراف‌های کله‌گنده
‫برای خرید میان توی شهر،

00:06:16.810 --> 00:06:18.770
‫پس از این بابت قدردان‌شیم.

00:06:24.720 --> 00:06:27.100
‫بیا بگیر؛ برای توئه، لئو.

00:06:27.100 --> 00:06:31.150
‫نمی‌خوامش؛ اون چیزای اسفنجی
‫اشتهای منو راضی نمی‌کنه.

00:06:31.150 --> 00:06:34.090
‫جدی؟ واقعاً جدی نمی‌خوای؟

00:06:34.530 --> 00:06:39.420
‫الان کامل سیرم، پس خوشحال می‌شدم
‫اگه یکی رو به‌جام می‌خوردی.

00:06:39.420 --> 00:06:42.910
‫کدوم نادونی از رو شکم‌سیری غذا می‌خره؟

00:06:43.370 --> 00:06:45.940
‫ببخشید، ولی...

00:06:45.940 --> 00:06:49.600
‫بی‌خیال؛ بگو "آآه"؛ لطفاً؟

00:06:49.600 --> 00:06:51.330
‫"آآه."

00:06:53.650 --> 00:06:54.520
‫چطوره؟

00:06:55.220 --> 00:06:59.810
‫شبیه جویدن هوائه، اما...
‫خب، بدک نیست.

00:07:00.970 --> 00:07:02.410
‫خداروشکر!

00:07:05.840 --> 00:07:06.980
‫چی شده؟

00:07:07.420 --> 00:07:10.780
‫مامانی نیست؛ مامانی نیست.

00:07:10.780 --> 00:07:12.440
‫از مامانت جدا شدی؟

00:07:12.440 --> 00:07:13.110
‫هوم.

00:07:13.760 --> 00:07:14.910
‫اسمت چیه؟

00:07:14.910 --> 00:07:16.280
‫بولاس.

00:07:16.720 --> 00:07:20.310
‫خیلی‌خب، بولاس-چان؛
‫بیا باهم دنبال مامانت بگردیم.

00:07:20.310 --> 00:07:23.740
‫خورشید به‌زودی غروب می‌کنه؛
‫باید برگردیم به قلعه.

00:07:24.420 --> 00:07:28.950
‫می‌دونم؛ پس باید سریع
‫پیداش کنیم، وگرنه دیر می‌شه.

00:07:31.400 --> 00:07:35.630
‫مامانِ بولاس، اینجایی؟

00:07:35.630 --> 00:07:38.100
‫مامانِ بولاس!

00:07:38.100 --> 00:07:39.680
‫مامانِ بولا-

00:07:40.640 --> 00:07:43.020
‫چـ ـ چی؟

00:07:43.850 --> 00:07:47.490
‫بدش به من؛ این‌طوری مادرش می‌تونه ببینتش.

00:07:48.120 --> 00:07:50.610
‫آره؛ ممنونم، لئو.

00:07:50.610 --> 00:07:52.600
‫سریع پیداش می‌کنیم و برمی‌گردیم.

00:07:54.260 --> 00:07:56.570
<i></i><i>‫اون سرگیجه برای چی بود؟</i>

00:07:56.570 --> 00:07:58.670
<i></i><i>‫به‌خاطر پوشیدن این کله‌ست؟</i>

00:07:59.250 --> 00:08:03.050
‫مامانی نیست؛ نمی‌تونم پیداش کنم.

00:08:05.510 --> 00:08:07.930
‫لئو، شرمنده؛ می‌شه یکم خم شی؟

00:08:11.010 --> 00:08:13.730
‫مشکلی نیست؛ حتماً پیداش می‌کنیم.

00:08:14.150 --> 00:08:15.930
‫پس گریه نکن،

00:08:16.290 --> 00:08:16.990
‫باشه؟

00:08:19.120 --> 00:08:20.130
‫باشه.

00:08:24.780 --> 00:08:26.230
‫بولاس!

00:08:26.610 --> 00:08:27.850
‫مامانی!

00:08:27.850 --> 00:08:30.490
‫کجا بودی؟! داشتم دنبالت می‌گشتم!

00:08:30.490 --> 00:08:32.080
‫خداروشکر که سالمی.

00:08:32.980 --> 00:08:35.050
‫واقعاً ازتون سپاس‌گزارم.

00:08:35.050 --> 00:08:37.340
‫نه، ما کاری نکردیم...

00:08:38.360 --> 00:08:39.190
‫مراقب باش!

00:08:42.090 --> 00:08:43.460
‫یـ ـ یه انسانه!

00:08:43.460 --> 00:08:44.450
‫انسان؟!

00:08:44.450 --> 00:08:45.330
‫گفتی «انسان»؟!

00:08:46.750 --> 00:08:49.010
‫مشکلی نیست، لئو؛ بچه سالمه.

00:08:49.010 --> 00:08:50.210
‫بولاس!

00:08:50.210 --> 00:08:51.300
‫بفرمایید، خا-

00:08:51.300 --> 00:08:53.390
‫به بچه‌م دست نزن!

00:08:55.100 --> 00:08:57.730
‫اون قبل‌تر اومد مغازه‌مون.

00:08:57.730 --> 00:08:59.410
‫چیزی که ندزدیده؟

00:08:59.410 --> 00:09:01.160
‫یکی نگهبان‌ها رو خبر کنه!

00:09:01.160 --> 00:09:02.810
‫از این کشور برو بیرون!

00:09:02.810 --> 00:09:04.350
‫انسان پلید!

00:09:14.130 --> 00:09:16.170
‫ببینید! انسان نیستش!

00:09:16.170 --> 00:09:19.190
‫پیداش کنید! نمی‌تونه خیلی دورشده باشه!

00:09:20.880 --> 00:09:25.180
‫می‌ریم خونه، قبل اینکه این
‫هیاهو بدتر از این بشه.

00:09:25.180 --> 00:09:25.980
‫هوم.

00:09:30.850 --> 00:09:33.970
‫سرورم، آخه شما کجا رفته بودید؟

00:09:34.490 --> 00:09:38.470
‫گزارشی اومده که می‌گه یک انسان توی شهر دیده‌شده.

00:09:38.470 --> 00:09:40.180
‫بعداً راجع بهش حرف می‌زنیم.

00:09:40.180 --> 00:09:41.750
‫اوه، اعلی‌حضرت!

00:09:41.750 --> 00:09:44.450
‫این اسناد الساعه به مهر شما نیاز دارن.

00:09:44.450 --> 00:09:46.000
‫گفتم بعداً!

00:09:47.100 --> 00:09:49.900
‫عالیجناب، معذرت می‌خوام!

00:09:51.870 --> 00:09:54.210
‫آخرشم براتون دردسر درست کردم.

00:09:54.620 --> 00:09:59.300
‫بی‌احتیاطی کردم، و باعث‌شدم
‫تمام مردم شهر بترسن.

00:09:59.300 --> 00:10:03.760
‫فکر می‌کنی اون هیولاها از یه انسان می‌ترسیدن؟

00:10:03.760 --> 00:10:06.240
‫آره؛ آخه...

00:10:06.900 --> 00:10:09.360
‫طوری که بهم نگاه می‌کردن

00:10:10.230 --> 00:10:14.000
‫درست شبیه نگاه آدما، وقتی
‫درباره هیولاها حرف می‌زدن بود.

00:10:15.430 --> 00:10:19.250
‫شاید برای این باشه که باهم یه‌جنگ طولانی داشتن.

00:10:20.530 --> 00:10:25.210
‫ممکنه این درست باشه که
‫هیولاها خیلی قوی‌تر از انسان‌هان،

00:10:26.130 --> 00:10:32.550
‫اما هیچ‌کدوم از کسایی که امروز دیدم
‫به‌نظر نمی‌رسید دلشون بخواد با انسان‌ها بجنگن.

00:10:33.050 --> 00:10:36.570
‫و ما انسان‌ها هم تفاوتی نداریم.

00:10:37.530 --> 00:10:39.680
‫هردوی انسان و هیولا

00:10:39.680 --> 00:10:41.900
‫به‌نظر به چشم تو یکی میان.

00:10:42.610 --> 00:10:47.110
‫فکر کنم این نگاهت، سرایت و فریب خودشو داره.

00:10:47.880 --> 00:10:48.520
‫ها؟

00:10:49.280 --> 00:10:51.530
‫منم که باید عذرخواهی کنم.

00:10:52.310 --> 00:10:55.880
‫وقتی کنار من بودی
‫گذاشتم توی خطر بیفتی.

00:10:55.880 --> 00:10:57.360
‫تقصیر تو نبود.

00:10:58.000 --> 00:11:01.540
‫نه، من گاردمو پایین آوردم.

00:11:01.990 --> 00:11:08.910
‫من از این روزِ استراحت
‫در کنارت، از ته قلبم لذت بردم.

00:11:09.550 --> 00:11:14.060
‫از زمانی که به‌دنیا اومدم و شاه شدم،
‫تا به‌حال همچین اشتباهی مرتکب نشده بودم.

00:11:17.630 --> 00:11:22.800
‫شما نباید به بقیه تعظیم کنید، عالیجناب؛
‫وگرنه صدراعظم عصبانی می‌شه.

00:11:22.800 --> 00:11:23.960
‫و اینکه...

00:11:26.950 --> 00:11:33.050
‫یه اشتباه نبود؛ چونکه خیلی بهم خوش‌گذشت.

00:11:39.810 --> 00:11:40.890
‫ساریفی؟!

00:11:42.130 --> 00:11:45.910
‫پس دلیلش، مهِ این سرزمینه.

00:11:45.910 --> 00:11:48.350
‫این تشخیص شماست، کشیش اعظم؟

00:11:48.350 --> 00:11:53.220
‫بله؛ تمام انسان‌ها به مهِ سمّی حساس هستن.

00:11:53.220 --> 00:11:58.010
‫و هیچ انسانی تا به‌امروز قادر نبوده
‫در کشور ما سکونت کنه.

00:11:58.260 --> 00:12:00.610
‫که یعنی، با این‌وضع...

00:12:00.610 --> 00:12:04.000
‫با این‌وضع نیروی حیات
‫اون دختر به‌تدریج کمتر می‌شه.

00:12:04.000 --> 00:12:06.960
‫تا درنهایت کاملاً از بین بره.

00:12:07.950 --> 00:12:10.070
‫درد داری، ساریفی؟

00:12:11.780 --> 00:12:15.790
‫من خوبم؛ شما به کارتون برگردید، عالیجناب.

00:12:17.260 --> 00:12:19.270
‫من چیزیم نمی‌شه.

00:12:20.310 --> 00:12:21.400
‫ساریفی.

00:12:22.110 --> 00:12:25.090
‫اگه تو پادشاهیِ من بمونی، تو قراره...

00:12:26.230 --> 00:12:29.890
<i></i><i>‫به هرحال من، هرطور که شده...</i>

00:12:31.460 --> 00:12:37.070
‫اما من قسم می‌خورم که نجاتت می‌دم.

00:12:39.780 --> 00:12:43.130
‫آسمون... آبی‌ـه.

00:12:45.440 --> 00:12:46.340
‫اوه!

00:12:47.280 --> 00:12:48.830
‫بیدار شدی؟

00:12:56.630 --> 00:12:57.740
<i></i><i>‫یه انسان؟</i>

00:12:58.240 --> 00:13:00.770
‫عزیزم! عزیزم!

00:13:01.400 --> 00:13:03.160
‫امم... من کجام؟

00:13:03.160 --> 00:13:06.210
‫مطب من، تو حومه شهرِ توریس.

00:13:06.550 --> 00:13:09.790
‫تو رو برای مسمومیت به آلودگیِ مه به‌اینجا آوردن.

00:13:09.790 --> 00:13:13.350
‫یادت نمیاد؟ حتماً باید از مرز اومده باشی.

00:13:13.350 --> 00:13:17.300
‫باد بعضی‌اوقات اون مه رو به سمتِ ما می‌فرسته.

00:13:18.150 --> 00:13:20.540
<i></i><i>‫پس اینجا خاک انسان‌هاست؟</i>

00:13:21.690 --> 00:13:24.250
‫اوه، هنوز بلند نشو.

00:13:24.250 --> 00:13:26.190
‫اول داروهاتو بخور.

00:13:26.530 --> 00:13:33.060
‫این از آمبروسیا، میوه‌ای که فقط در سرزمین‌هایی
‫با خالص‌ترین آب‌ها رشد می‌کنه، ساخته‌شده.

00:13:33.060 --> 00:13:36.680
‫می‌تونه سمّ داخل بدنت رو خیلی سریع درمان کنه.

00:13:36.910 --> 00:13:38.240
‫دارو؟

00:13:39.430 --> 00:13:41.890
‫اما من پولی ندارم.

00:13:41.890 --> 00:13:45.300
‫نمی‌خواد؛ قبلاً پرداخت شده.

00:13:46.830 --> 00:13:48.510
‫سه‌روزی گذشته،

00:13:49.020 --> 00:13:53.260
‫یکی تو رو بیهوش جلوی مطب ول کرد.

00:13:55.190 --> 00:13:56.600
<i></i><i>‫اینجا ولم کرد.</i>

00:13:56.990 --> 00:13:59.430
‫نصف‌شب یه صدای در زدن شنیدیم.

00:13:59.430 --> 00:14:03.310
‫تا وقتی بیرون اومدیم،
‫دیگه رفته بودن،

00:14:03.310 --> 00:14:08.810
‫اما مقدار زیادی پول برای درمانت،
‫و این نامه رو گذاشته بودن.

00:14:12.010 --> 00:14:16.890
<i></i><i>‫نوشتار دیوسانان و مهر سلطنتی؟
‫از طرف عالیجناب‌ـه؟</i>

00:14:17.280 --> 00:14:19.120
<i></i><i>‫نمی‌تونم بخونمش...</i>

00:14:20.480 --> 00:14:24.220
‫اگه توی پادشاهیِ من بمونی، آینده‌ی تو قراره...

00:14:24.530 --> 00:14:26.740
<i></i><i>‫...اما مطمئنم این‌طوریه.</i>

00:14:27.480 --> 00:14:29.680
<i></i><i>‫من توسط عالیجناب...</i>

00:14:30.110 --> 00:14:31.680
<i></i><i>‫نجات پیدا کردم.</i>

00:14:34.470 --> 00:14:36.420
‫روزتون به‌خیر، دکتر.

00:14:36.420 --> 00:14:39.260
‫اوه، سلام، راشه-سان.

00:14:39.260 --> 00:14:41.360
‫از اون‌وقت حالتون چطور بوده؟

00:14:41.660 --> 00:14:43.220
‫به‌لطف شما بهترم.

00:14:43.220 --> 00:14:47.280
‫اما خب، به‌نظر میاد
‫یه‌دستیار جدید استخدام کردید، نه؟

00:14:47.280 --> 00:14:48.470
‫چی؟

00:14:48.470 --> 00:14:51.160
‫اون دختر رو قبلاً توی حیاطتون ندیده بودم.

00:14:51.160 --> 00:14:53.410
‫اوه، اون دختر، خب...

00:14:53.880 --> 00:14:55.770
‫دراصل یه بیماره.

00:14:55.770 --> 00:14:57.170
‫یه بیمار؟

00:14:58.210 --> 00:14:59.500
‫خوش‌اومدید!

00:14:59.500 --> 00:15:02.460
‫اوه وایسا، اینو توی مطب نمی‌گن.

00:15:02.460 --> 00:15:04.180
‫سلام، آقا.

00:15:05.950 --> 00:15:07.460
‫به‌نظر سرحالی.

00:15:07.460 --> 00:15:11.260
‫ساریفی، هنوز کامل خوب نشدی؛

00:15:11.260 --> 00:15:13.340
‫نمی‌خواد برای کمک به‌خودت فشار بیاری.

00:15:13.750 --> 00:15:15.000
‫من خوبم.

00:15:15.790 --> 00:15:20.010
‫اما برای درمانت مبلغ قابل‌توجهی خرج شد.

00:15:20.300 --> 00:15:23.330
‫آره، اما اون پول مال من نبود.

00:15:23.940 --> 00:15:26.170
<i></i><i>‫اما اگه بیکار بمونم، فقط قراره...</i>

00:15:27.340 --> 00:15:28.870
<i></i><i>‫به اون فکر کنم.</i>

00:15:29.810 --> 00:15:31.740
‫کار دیگه‌ای برای انجام ندارید؟

00:15:51.400 --> 00:15:55.360
‫خدایا، واقعاً خوش‌شانسم
‫که تو انقدر سخت‌کوشی.

00:15:55.360 --> 00:15:57.780
‫مریض‌ها هم دوستت دارن.

00:15:57.780 --> 00:15:59.020
‫اصلاً کاری نکردم.

00:15:59.020 --> 00:16:02.430
‫می‌گم، من و شوهرم داشتیم فکر می‌کردیم

00:16:03.010 --> 00:16:08.960
‫ما هیچ‌چیز درباره تو یا کسایی که
‫به‌اینجا آوردنت نمی‌دونیم.

00:16:08.960 --> 00:16:14.500
‫اما اگه... اگه جایی برای رفتن نداری،

00:16:14.790 --> 00:16:16.950
‫خوشحال می‌شیم که اینجا بمونی.

00:16:17.470 --> 00:16:19.000
<i></i><i>‫جایی برای رفتن؟</i>

00:16:20.510 --> 00:16:24.450
<i></i><i>‫نباید بهش فکر کنم؛
‫من نمی‌تونم تو اون پادشاهی زندگی‌ کنم.</i>

00:16:25.030 --> 00:16:29.810
<i></i><i>‫حتی اگه برگردم، فقط باز قراره
‫عالیجناب رو نگران کنم.</i>

00:16:32.040 --> 00:16:35.640
‫اما خب، لازم نیست همین الان تصمیم‌تو بگیری.

00:16:36.290 --> 00:16:38.180
‫خیلی‌خب؛ بیا یه ‌استراحت کنیم.

00:16:38.570 --> 00:16:39.590
‫چشم.

00:16:39.590 --> 00:16:41.540
<i></i><i>‫باید همین‌طور به جلو پیش برم.</i>

00:16:43.260 --> 00:16:46.890
‫یه دختر جدید توی مطبِ حومه شهر؟

00:16:47.180 --> 00:16:50.770
‫شنیدم برای بیماری مسمومیت مه،
‫فوری اینجا آوردنش.

00:16:51.150 --> 00:16:54.150
‫اما یه‌شایعه می‌گه برای روستای نوئل تو شماله.

00:16:54.440 --> 00:16:59.900
‫نوئل؟ همون‌جایی نیست که
‫یه قربانی فرستاده بود؟

00:17:01.330 --> 00:17:04.380
‫سلام! مثل همیشه برای گیاهای دارویی-

00:17:05.280 --> 00:17:08.340
‫بـ ـ بیا! اینو بگیر و سریع برو بیرون.

00:17:08.340 --> 00:17:10.740
‫ها؟ اما پولش چی-؟

00:17:10.740 --> 00:17:11.680
‫فقط برو!

00:17:16.580 --> 00:17:17.730
‫چی شده؟

00:17:17.730 --> 00:17:20.420
‫مردم شهر به‌نظر متفاوت رفتار می‌کنن.

00:17:46.750 --> 00:17:48.250
‫عموجان! خاله‌جان!

00:17:48.610 --> 00:17:50.870
‫می‌شه از اینجا بری، ساریفی؟

00:17:51.690 --> 00:17:58.510
‫زمزمه‌ی اینکه تو یه قربانی هستی که از
‫قلمرو هیولاها فرار کرده، تو کل شهر پیچیده.

00:17:58.820 --> 00:18:02.180
‫نگران اینن که اگه پادشاه
‫بخواد دنبالت بیاد چی؟

00:18:02.180 --> 00:18:05.700
‫و اینکه قراره کل شهرو برای گرفتنت زیرو رو کنه.

00:18:06.920 --> 00:18:10.030
‫تو الانش هم کامل خوب شدی، مگه نه؟

00:18:10.490 --> 00:18:13.870
‫پس لطفاً، برو یه‌جای دیگه.

00:18:19.420 --> 00:18:21.820
<i></i><i>‫دوباره جایی برای رفتن ندارم.</i>

00:18:23.030 --> 00:18:26.150
<i></i><i>‫اما فکر کنم این دیگه چیز جدیدی نباشه.</i>

00:18:26.400 --> 00:18:28.580
‫...اگه پادشاه بخواد دنبالت بیاد.

00:18:29.720 --> 00:18:31.630
<i></i><i>‫خوب می‌شد اگه این‌طوری بود.</i>

00:18:32.470 --> 00:18:35.700
<i></i><i>‫اما من چیزیم نمی‌شه.</i>

00:18:37.320 --> 00:18:40.290
<i></i><i>‫چون هراتفاقی هم که بخواد برام بیفته،</i>

00:18:41.300 --> 00:18:43.400
<i></i><i>‫عالیجناب همیشه اونجا کنارمه.</i>

00:18:47.720 --> 00:18:50.650
<i></i><i>‫اصلاً هم... این‌طور نیست.</i>

00:18:51.390 --> 00:18:54.380
<i></i><i>‫من دیگه نمی‌تونم بدون اون زندگی کنم.</i>

00:19:04.880 --> 00:19:07.650
‫دنبالت می‌گشتم، ساریفی.

00:19:11.880 --> 00:19:15.030
‫ا ـ اینجا چیکار می‌کنید، عالیجناب؟

00:19:15.030 --> 00:19:17.060
‫اونم تو حالت انسانی!

00:19:17.350 --> 00:19:23.280
‫تو قلمرو انسانی، که مه سمّی در خودش نداره،
‫حالت هیولایی و قدرت جادویی‌مو از دست می‌دم.

00:19:23.280 --> 00:19:26.010
‫اینم باعث شد پیدا کردنت سخت‌تر بشه.

00:19:26.250 --> 00:19:27.600
‫پیدا کردنم؟

00:19:28.250 --> 00:19:30.500
‫اما فکر می‌کردم منو ول کردید.

00:19:31.250 --> 00:19:35.200
‫چی داری می‌گی؟
‫من که یه‌نامه برات گذاشتم.

00:19:35.610 --> 00:19:39.860
‫و ـ ولی هنوز نمی‌تونم خط دیوسانان رو بخونم.

00:19:41.400 --> 00:19:44.200
‫چـ ـ چی می‌گفت؟

00:19:46.540 --> 00:19:50.160
‫نوشته بودم که قول می‌دم به‌خاطرت برمی‌گردم.

00:19:53.170 --> 00:19:54.640
‫دستتو بده.

00:19:54.640 --> 00:19:55.870
‫اون چیه؟

00:19:56.350 --> 00:20:01.910
‫میوه آمبروسیا مه سّمی رو تصفیه می‌کنه؛
‫ من از جادوم برای تبلورش استفاده کردم.

00:20:02.500 --> 00:20:08.550
‫این میوه تو اوزمارگو یه‌چیز کمیابه،
‫پس یکم طول کشید که به‌دستش بیارم.

00:20:09.150 --> 00:20:11.070
‫اگه اینو همیشه دستت کنی،

00:20:11.490 --> 00:20:15.640
‫سمّ بلافاصله بعد از
‫وارد‌شدن به بدنت تطهیر می‌شه.

00:20:19.530 --> 00:20:26.010
‫پس من... می‌تونم با تو بمونم، عالیجناب؟ لئو؟

00:20:28.940 --> 00:20:29.920
‫نادون.

00:20:31.730 --> 00:20:33.880
‫یه‌چیز واضحو نپرس.

00:20:33.880 --> 00:20:36.880
‫تو ملکه منی.

00:20:42.000 --> 00:20:43.380
‫ساری!

00:20:43.380 --> 00:20:45.190
‫خوش برگشتی!

00:20:45.190 --> 00:20:46.420
‫برگشتی!

00:20:46.420 --> 00:20:48.850
‫برگشتم، کی-چان، لاپ-چان!

00:20:49.200 --> 00:20:51.410
‫یعنی دیگه مریض نیستی؟

00:20:51.410 --> 00:20:53.330
‫نه؛ خوب خوبم!

00:20:53.330 --> 00:20:55.200
‫خداروشکر!

00:20:55.200 --> 00:20:57.120
‫شکر! شکر!

00:20:56.310 --> 00:20:57.620
‫خیلی ممنون!

00:20:58.180 --> 00:20:59.320
‫هی، عالیجناب.

00:20:59.580 --> 00:21:03.970
‫من می‌خوام بیشتر درباره این کشور،
‫درباره اوزمارگو یاد بگیرم.

00:21:04.390 --> 00:21:08.590
‫می‌خوام مردمانش رو با چشمای خودم ببینم.

00:21:09.120 --> 00:21:13.370
‫این ممکنه برای انسانی مثل تو آسون نباشه.

00:21:14.430 --> 00:21:19.180
‫اشکالی نداره؛ این سرزمینیِ که قراره
‫با شما توش زندگی کنم، عالیجناب.

00:21:19.180 --> 00:21:21.820
‫درضمن حالا اینو دارم.

00:21:22.810 --> 00:21:27.320
‫اگه از اون حلقه استفاده کنی و
‫به بدنت وقتی برای سازگاری بدی،

00:21:27.320 --> 00:21:30.860
‫حتی یه انسان هم می‌تونه به‌تدریج
‫به مه سمّی مصونیت پیدا کنه.

00:21:31.480 --> 00:21:34.630
‫وقتی اون اتفاق افتاد،
‫می‌تونی اون چیز مزاحم رو در بیاری.

00:21:34.630 --> 00:21:36.760
‫اگه دردسرش رو تحمل-

00:21:36.760 --> 00:21:37.810
‫عالیجناب،

00:21:38.470 --> 00:21:44.520
‫می‌دونید توی سرزمین انسان‌ها گذاشتن یه‌ انگشتر
‫روی انگشت‌حلقه چپ چه معنایی داره؟

00:21:47.460 --> 00:21:48.600
‫خب، می‌دونی،

00:21:49.690 --> 00:21:53.900
‫نشونه‌ای از یه قوله که تا ابد کنار هم می‌مونیم.

00:21:53.924 --> 00:22:13.924
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:13.948 --> 00:22:33.948
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:25.930 --> 00:23:27.990
‫نفرین بهت، دخترک انسانی!

00:23:27.990 --> 00:23:30.330
‫چاره‌ای جز احضار پرنسس‌ها
‫از دوردست‌ها رو برام نذاشتی!

00:23:30.330 --> 00:23:32.410
‫یکی از اون‌ها به‌عنوان ملکه رسمی‌مون منصوب-

00:23:32.410 --> 00:23:33.430
‫پرنسس‌ها؟!

00:23:33.430 --> 00:23:36.320
‫مطمئن همه‌شون خوشگل و جذابن!

00:23:36.320 --> 00:23:37.010
‫ذوق‌زده شدم!

00:23:37.010 --> 00:23:39.440
‫یکم نگران باشی به جایی بر نمی‌خوره.

00:23:37.020 --> 00:23:40.010
‫قسمت بعد

00:23:37.020 --> 00:23:40.010
‫پرنسس‌های گربه و خزنده