﻿WEBVTT

00:00:01.240 --> 00:00:07.560
‫ساریفی،چرا یهو درخواست کردی که
‫نقاشی پادشاه و ملکه‌ی پیشین رو ببینی؟

00:00:07.560 --> 00:00:10.600
‫ها؟ اوه، خب...

00:00:11.560 --> 00:00:16.870
<i></i><i>‫لئونهارت نیمه‌انسانه،
‫و پدرش قبل اون پادشاه بوده،</i>

00:00:17.290 --> 00:00:20.710
<i></i><i>‫پس فکر کردم حتماً خون انسانی‌ش
‫رو از مادرش به ارث برده.</i>

00:00:21.140 --> 00:00:24.760
‫ساری، وقتی ملکه بشی،
‫نقاشی تو هم می‌ره اون بالا.

00:00:24.760 --> 00:00:25.490
‫ها؟

00:00:26.260 --> 00:00:29.390
<i></i><i>‫واقعاً می‌تونم ملکه بشم؟</i>

00:00:34.000 --> 00:00:35.210
‫کی-چان!

00:00:35.440 --> 00:00:38.250
‫خدای من؛ بی‌ادبیِ منو ببخشید.

00:00:38.250 --> 00:00:40.630
‫شما ساریفی-ساما هستید، درسته؟

00:00:40.920 --> 00:00:42.810
‫اوه، بـ ـ بله.

00:00:43.100 --> 00:00:45.110
‫سخنان زیادی دربارتون شنیدم.

00:00:45.110 --> 00:00:49.310
‫بنده پرنسسِ بیزوند، ویویان هستم.

00:00:49.640 --> 00:00:51.320
‫خـ ـ خوشوقتم.

00:00:51.760 --> 00:00:52.900
‫با این وجود،

00:00:53.360 --> 00:00:57.390
‫حتی از انتظاری که از دلبرِ اعلی‌حضرت
‫داشتم هم جذاب‌تر هستید.

00:00:57.390 --> 00:01:00.830
‫کمی نگران شانس‌های خودم شدم.

00:01:01.210 --> 00:01:02.490
‫نگران؟

00:01:02.900 --> 00:01:05.290
‫راستش، بنده به اینجا اومدم

00:01:05.290 --> 00:01:08.530
‫تا از اعلی‌حضرت درخواست ازدواج کنم.

00:01:08.554 --> 00:01:16.554
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:09.960 --> 00:01:14.970
‫پرنسس‌های گربه و خزنده

00:01:17.090 --> 00:01:19.230
‫سـ ـ سرورم، لطفاً...

00:01:19.230 --> 00:01:20.880
‫لطفاً خونسرد باشید.

00:01:20.880 --> 00:01:22.220
‫سکوت!

00:01:22.220 --> 00:01:26.850
‫اینجا من پادشاهم! چه کسی بدون
‫مشورت من این اجازه رو داده؟

00:01:27.030 --> 00:01:28.940
‫بنده بودم، سرورم.

00:01:29.400 --> 00:01:30.780
‫آنوبیس...

00:01:30.980 --> 00:01:35.310
‫با عرض پوزش، از زمان
‫ضیافت قضاوت ساریفی-ساما،

00:01:35.310 --> 00:01:39.530
‫ما از هرطرف غرق در
‫اعتراضات و سؤالات بودیم.

00:01:39.870 --> 00:01:43.420
‫اگر با وضعیت فعلی از
‫یک ملکه انسانی برخوردار باشید،

00:01:43.420 --> 00:01:48.090
‫حتی ممکنه اصلاح روابط با
‫همتایان کوچیک هم غیرممکن باشه.

00:01:49.510 --> 00:01:56.590
‫طبیعتاً، بنده به خوبی از اینکه شما همیشه
‫تمام پیشنهادات ازدواج رو رد کردید آگاهم.

00:01:57.150 --> 00:01:58.000
‫هرچند،

00:01:58.000 --> 00:02:01.480
‫اگه حدالامکان به عروس‌های
‫احتمالی‌تون نگاهی بندازید...

00:02:01.930 --> 00:02:04.440
‫اصلاً امکان نداره اجازه این‌کارو بدیم!

00:02:04.440 --> 00:02:07.030
‫ملکه‌ی اعلی‌حضرت قراره ساریفی باشه!

00:02:07.030 --> 00:02:07.940
‫ملکه!

00:02:08.160 --> 00:02:10.310
‫کاملاً متوجه این هستم.

00:02:10.310 --> 00:02:11.340
‫گرچه...

00:02:11.340 --> 00:02:12.970
‫به به، ویویان-ساما.

00:02:13.390 --> 00:02:15.950
‫پرنسس کورا، همچنین پرنسس آلبا.

00:02:16.220 --> 00:02:17.570
‫مدت زیادی گذشته.

00:02:19.770 --> 00:02:21.230
‫بعداً صحبت خواهیم کرد.

00:02:23.230 --> 00:02:29.290
‫هر کدوم از ما با امید یک ملت
‫به دوش‌مون به اینجا فرستاده شدیم.

00:02:29.290 --> 00:02:35.370
‫چطور می‌تونیم حتی بدون صیغه شدن با
‫اعلی‌حضرت با هموطنان‌مون روبه‌رو بشیم؟

00:02:36.690 --> 00:02:38.130
‫اوه، عذر می‌خوام.

00:02:38.130 --> 00:02:41.960
‫چطور تونستم مقابل ملکه
‫آینده همچین حرفی بزنم؟

00:02:42.240 --> 00:02:44.320
‫خوشحالم که افتخار گفتگو رو داشتیم.

00:02:44.790 --> 00:02:45.940
‫حالا با اجازه شما.

00:02:53.450 --> 00:02:54.780
‫آه، زهره‌ترک شدم!

00:02:54.780 --> 00:02:57.100
‫نمی‌خواد انقدر بلند داد بزنی.

00:02:57.100 --> 00:03:00.150
‫اگه انقدر سربه‌هوا نبودی داد نمی‌زدم.

00:03:00.150 --> 00:03:01.560
‫الان چی گفتی؟

00:03:01.890 --> 00:03:07.550
‫گفتم، می‌خوام این پرنسس‌ها رو ببینم
‫و درست باهاشون صحبت کنم.

00:03:07.550 --> 00:03:09.230
‫تنها اتلاف زمانه.

00:03:09.230 --> 00:03:14.220
‫من هرگز کسی رو صیغه نمی‌کنم،
‫و قصد دیدار این پرنسس‌ها هم ندارم.

00:03:14.220 --> 00:03:15.590
‫چه بد.

00:03:15.590 --> 00:03:18.180
‫نمی‌تونی حتی بدون دیدن بفرستی‌شون برن.

00:03:18.510 --> 00:03:22.230
‫آنوبیس اینو به میل و خواست خودش ترتیب دیده.

00:03:22.230 --> 00:03:24.310
‫هیچ‌وقت اینو نمی‌خواستم.

00:03:24.760 --> 00:03:29.600
‫ولی به‌نظرم جناب صدراعظم درست می‌گه.

00:03:30.110 --> 00:03:34.930
‫به‌خاطر یه انسان... به‌خاطر من
‫یه‌عالمه دردسر گردنتون افتاده.

00:03:35.460 --> 00:03:38.310
‫نباید بیشتر از این آدمای مهم رو ناراحت کنید.

00:03:39.510 --> 00:03:43.360
‫پس... اینکه من اشراف رو راضی نگه دارم

00:03:43.360 --> 00:03:48.480
‫و برای خودم صیغه بگیرم،
‫می‌دونی دقیقاً چه معنایی داری؟

00:03:48.890 --> 00:03:50.100
<i></i><i>‫چه معنایی؟</i>

00:03:50.780 --> 00:03:54.110
‫حتی منم کم و بیش می‌دونم صیغه چیه.

00:03:54.620 --> 00:03:58.920
‫این‌ها زنان زیرک و جاه‌طلبی هستن
‫که یه روش مستقیم رو انتخاب کردن.

00:03:59.280 --> 00:04:04.090
‫اگه نزدیک نگه‌شون دارم، ممکنه در نهایت
‫جایگاهت رو به‌عنوان ملکه به‌خطر بندازن.

00:04:05.040 --> 00:04:09.590
<i></i><i>‫اگه یکی از اون‌ها بتونه برای
‫عالیجناب کمک بهتری باشه...</i>

00:04:10.270 --> 00:04:11.680
‫من مشکلی-

00:04:14.700 --> 00:04:17.720
‫واقعاً از حرفت مطمئنی؟

00:04:18.770 --> 00:04:23.270
‫خب، نمی‌خوام مانعِ شما بشم.

00:04:23.270 --> 00:04:29.670
‫داری می‌گی من پادشاهی‌ام که
‫برای حمایت ازت زیادی ضعیفم؟

00:04:30.830 --> 00:04:32.530
‫اصلاً همچین چیزی نمی‌گم!

00:04:32.530 --> 00:04:33.970
‫عجیب رفتار می‌کنید، عالیجناب!

00:04:33.970 --> 00:04:35.510
‫کسی که عجیبه خودتی!

00:04:35.780 --> 00:04:38.720
‫دیگه قصد ادامه دادن این بحثو باهات ندارم.

00:04:38.720 --> 00:04:41.570
‫دهنتو بسته نگه‌دار و بگیر بخواب!

00:04:42.260 --> 00:04:43.690
‫دیگه بسمه!

00:04:43.970 --> 00:04:45.890
‫چی با خودت فکر کردی؟!

00:04:45.890 --> 00:04:48.750
‫آخه عالیجناب زیادی لجبازه!

00:04:48.750 --> 00:04:54.890
‫و ـ ولی اگه بفهمه اینجا قایمت کردیم،
‫بدجور بهمون زخم‌زبون می‌زنه.

00:04:54.890 --> 00:04:56.130
‫زخم‌زبون!

00:04:56.340 --> 00:05:00.260
‫نگران نباشید؛ عالیجناب فقط
‫برای هیچ‌وپوش عصبانی نمی‌شه...

00:05:01.590 --> 00:05:03.320
<i></i><i>‫درسته.</i>

00:05:03.320 --> 00:05:06.010
<i></i><i>‫پس برای چی قبل‌تر اونقدر عصبانی بود؟</i>

00:05:06.630 --> 00:05:12.030
<i></i><i>‫من لازم ندارم که ملکه باشم؛
‫فقط می‌خوام کنارش باشم.</i>

00:05:12.540 --> 00:05:14.510
<i></i><i>‫این به‌قدر کافی خوب نیست؟</i>

00:05:16.830 --> 00:05:21.580
‫فکر کنم بهتره واقعاً یه‌بار دیگه
‫با عالیجناب حرف بزنم.

00:05:24.830 --> 00:05:31.260
‫اطمینان دارم که می‌دونی پا گذاشتن
‫به اتاقِ من چه معنایی داره.

00:05:31.560 --> 00:05:34.380
‫البته که متوجه هستم، اعلی‌حضرت.

00:05:34.600 --> 00:05:36.790
‫می‌دونم که دارم گستاخی می‌کنم.

00:05:36.790 --> 00:05:40.990
‫اما با وجود اینکه همیشه نگهبانان
‫قدرتمند از اتاقتون حفاظت می‌کنن،

00:05:41.260 --> 00:05:44.270
‫به دلایلی، امشب بدون دفاع قرار داره.

00:05:44.270 --> 00:05:48.540
‫باور دارم که دقیقاً می‌دونم این چه معنایی داره.

00:05:49.620 --> 00:05:52.930
‫لطفاً اون نگاه رعب‌آور رو نشونم ندید.

00:05:52.930 --> 00:05:57.070
‫متوجه هستم که اعلی‌حضرت چقدر
‫به ساریفی-ساما اهمیت می‌دن.

00:05:57.330 --> 00:05:58.990
‫اما به هرحال،

00:05:59.250 --> 00:06:01.800
‫اعلی‌حضرت هم هنوز یک مرد هستن.

00:06:01.800 --> 00:06:04.800
‫داشتن یکی یا دوتا صیغه طبیعی‌ـه.

00:06:05.320 --> 00:06:11.390
‫آخه به‌سختی می‌تونید به یک دختر انسانی
‫این‌طور عشق‌ورزی کنید، درسته؟

00:06:11.710 --> 00:06:16.260
<i></i><i>‫اینکه من برای خودم صیغه بگیرم،
‫می‌دونی چه معنایی داری؟</i>

00:06:16.260 --> 00:06:18.900
<i></i><i>‫می‌دونم؛ مشکلی ندارم.</i>

00:06:18.900 --> 00:06:20.780
‫...به‌سختی می‌تونید به یک دختر انسانی...

00:06:20.780 --> 00:06:23.980
<i></i><i>‫تا زمانی که کنارش باشم، من هیچ...</i>

00:06:23.980 --> 00:06:25.900
‫...عشق‌ورزی...

00:06:27.650 --> 00:06:28.640
‫نه!

00:06:33.300 --> 00:06:35.440
‫مـ ـ معذرت می‌خوام!

00:06:35.440 --> 00:06:36.620
‫نمی‌خواستم مزاحم بشم!

00:06:37.030 --> 00:06:40.220
‫عزیزم، ساریفی-ساما چقدر عجول هستن.

00:06:40.220 --> 00:06:42.350
‫بسیارخب، اعلی‌حضرت، بیاید ادامه بدیم.

00:06:42.350 --> 00:06:43.340
‫واقعاً که.

00:06:44.110 --> 00:06:47.710
‫به‌خاطر یه مهمون ناخواسته،
‫کسی که واقعاً منتظرش بودمو از دست دادم.

00:06:48.210 --> 00:06:53.740
‫گمشو؛ دیگه هرگز جاه‌طلبی ناشایستت
‫رو در حضورم نشون نده!

00:06:54.140 --> 00:06:56.510
‫ا ـ از حضورتون عذر می‌خوام!

00:07:00.710 --> 00:07:02.070
‫کی-چان، لاپ-چان.

00:07:02.390 --> 00:07:04.680
‫پس واقعاً بذارید امشب اینجا بخوابم.

00:07:04.680 --> 00:07:06.090
‫ساری!

00:07:06.090 --> 00:07:07.900
‫ببخشید که بیدارتون کردم.

00:07:07.900 --> 00:07:09.400
‫خیلی‌خب، بیاید بخوابیم.

00:07:10.190 --> 00:07:11.960
<i></i><i>‫چرا همچین حسی دارم؟</i>

00:07:11.960 --> 00:07:17.310
<i></i><i>‫مثل اینه که یه‌چیز تیز
‫تو گلوم گیر کرده، می‌سوزه.</i>

00:07:20.210 --> 00:07:23.010
‫هرگز تصور نمی‌کردم بتونم
‫روزی همراه پادشاه صبحانه بخورم.

00:07:23.010 --> 00:07:26.420
‫بله، افتخاری بسیار باورنکرنی‌ـه.

00:07:32.870 --> 00:07:34.830
<i></i><i>‫نتوستم تو چشماش نگاه کنم.</i>

00:07:36.160 --> 00:07:41.010
<i></i><i>‫باید به‌خاطر این‌طور دیدار کردنش
‫با پرنسس‌ها ازش تشکر کنم.</i>

00:07:41.390 --> 00:07:42.580
<i></i><i>‫و الان...</i>

00:07:42.580 --> 00:07:46.100
‫اوه، ویویان-ساما هنوز از خواب بلند نشدن؟

00:07:46.530 --> 00:07:48.400
<i></i><i>‫بعد دیروز...</i>

00:07:48.740 --> 00:07:51.840
‫سرورم، شما واقعاً باید
‫از سرزمینِ من دیدار کنید.

00:07:51.840 --> 00:07:54.650
‫آثار هنری بسیار پرشکوهی داریم.

00:07:54.650 --> 00:07:58.740
‫اوه، اگر به‌دنبال زیبایی هستید،
‫زادگاهِ من سرشار از یاقوت‌های خالصه.

00:07:58.740 --> 00:08:02.200
‫درحال صرف غذام؛ زبون به‌دهن بگیرید.

00:08:05.000 --> 00:08:07.870
‫اوه، خیلی معذرت می‌خوام!

00:08:08.150 --> 00:08:10.180
‫ای خدا، اون کیه؟

00:08:10.180 --> 00:08:13.640
‫شاهدخت ششمِ پادشاهی مورگا، پرنسس آمیت.

00:08:13.940 --> 00:08:19.190
‫حتی اون خزنده‌های بدمنظر هم به‌دنبال
‫وصلت با پادشاه‌ان؟ چه شرم‌آور.

00:08:19.660 --> 00:08:20.780
‫حالت خوبه؟

00:08:21.370 --> 00:08:23.110
‫به خودت صدمه نزدی؟

00:08:23.110 --> 00:08:25.490
‫بهتره بیرون یکم هوا بخوری.

00:08:25.810 --> 00:08:26.690
‫بیا.

00:08:26.690 --> 00:08:27.660
‫آهای!

00:08:27.660 --> 00:08:29.940
‫ترک میز غذا، نهایت بی‌نزاکتی‌ـه!

00:08:29.940 --> 00:08:30.730
‫مهم نیست.

00:08:31.940 --> 00:08:34.030
‫بذار هرکار می‌خواد بکنه.

00:08:34.840 --> 00:08:37.860
‫حالت خوبه، امم... آمیت-سان؟

00:08:38.060 --> 00:08:42.760
‫لـ ـ لطفاً منو ببخشید، ساریفی-ساما؛
‫نمی‌خواستم به زحمتتون بندازم.

00:08:43.010 --> 00:08:45.200
‫اوه، من فرد خاصی نیستم.

00:08:45.590 --> 00:08:49.560
‫نه، شما بسیار الهام‌بخشید، ساریفی-ساما!

00:08:49.560 --> 00:08:53.490
‫در حضور پادشاه سر حرفتون می‌مونید.

00:08:53.490 --> 00:08:58.730
‫من تنها با نگاه ایشون،
‫ترس به تن و بدنم میفته.

00:08:58.730 --> 00:09:00.760
‫پرنسس آمیت حتی ترسناک‌تره.

00:09:01.140 --> 00:09:04.770
‫اگه انقدر از عالیجناب می‌ترسی،
‫چرا می‌خوای باهاش ازدواج کنی؟

00:09:05.260 --> 00:09:09.170
‫زادگاهم، مورگا، سرشناس‌ترین
‫پادشاهی خزندگان‌ـه؛

00:09:09.170 --> 00:09:14.450
‫و تا همین 200 سال پیش،
‫با اوزمارگو در جنگ بودیم.

00:09:14.450 --> 00:09:15.820
‫دویست سال؟

00:09:15.820 --> 00:09:19.400
‫با توجه به طول زندگی دیوسانان،
‫همچین داستان قدیمی‌ای نیست.

00:09:19.680 --> 00:09:24.180
‫ما خزندگان به‌عنوان ایالت تبعه نسبتاً جدید،
‫با آزار و اذیت مواجه هستیم.

00:09:24.180 --> 00:09:27.990
‫تصور می‌کردیم که پادشاه حتی
‫یک روزم بهمون فرصت نده،

00:09:28.580 --> 00:09:33.960
‫اما بعدش به‌نظر می‌رسید ممکنه،
‫امم، سلیقه خاصی داشته باشن، پس...

00:09:33.960 --> 00:09:34.820
‫آه.

00:09:36.480 --> 00:09:38.690
‫اما از قرار معلوم واقعاً مناسب‌شون نیستم.

00:09:39.050 --> 00:09:44.050
‫اصلاً با توجه به اینکه همه خواهرهام
‫ازم زیباترن، امکان نداشت منو انتخاب کنن.

00:09:44.330 --> 00:09:50.340
‫با این‌حال، بدون به‌دست آوردن قلب پادشاه،
‫اجازه برگشت به خونه رو ندارم،

00:09:50.340 --> 00:09:54.270
‫پس من دراصل تبعید شدم.

00:09:54.520 --> 00:09:56.020
‫این وحشتناکه!

00:09:56.020 --> 00:09:57.850
‫اوضاع به همین منوال‌ـه.

00:09:57.850 --> 00:10:01.820
‫زنان سلطنتی باید خودشونو
‫فدای سرزمین‌شون کنن.

00:10:02.320 --> 00:10:06.160
‫منی که در غل و زنجیر به‌دنیا اومدم،
‫امیدی به آزادی ندارم.

00:10:06.160 --> 00:10:08.580
‫این همیشه سرنوشتِ من بوده.

00:10:10.020 --> 00:10:14.680
‫شنیدی؟ سربازهامون از
‫لشکرکشی تو گائل برگشتن.

00:10:15.440 --> 00:10:17.350
‫پس گارد سلطنتی برگشته؟

00:10:17.980 --> 00:10:19.380
‫ببین، اونجا!

00:10:21.450 --> 00:10:24.030
‫کاپیتان گارد، یورمونگاند‌ـه!

00:10:25.660 --> 00:10:30.050
‫به‌خوبی در لشکرکشی خدمت کردید،
‫زمانی که آماده ارائه بودید-

00:10:30.050 --> 00:10:33.250
‫پادشاه کجاست؟ باید نتیجه
‫مأموریت رو بهشون گزارش بدم.

00:10:33.250 --> 00:10:34.610
‫نادون!

00:10:34.670 --> 00:10:38.530
‫می‌خوای با اون لباس‌های رنگ‌پریده‌ی
‫سفرت با اعلی‌حضرت دیدار کنی؟!

00:10:38.530 --> 00:10:41.590
‫تو هم که مثل همیشه سختگیری، آبی.

00:10:43.020 --> 00:10:43.820
‫همم؟

00:10:45.980 --> 00:10:47.710
‫تو باید پرنسس انسانی باشی.

00:10:48.170 --> 00:10:49.740
‫آوازه‌ت رو شنیدم.

00:10:50.400 --> 00:10:54.300
‫من کاپیتان گارد سلطنتی
‫اعلی‌حضرت، یورمونگاند هستم.

00:10:54.940 --> 00:10:56.910
‫آشنایی با شما باعث افتخاره.

00:10:56.910 --> 00:11:00.080
‫خـ ـ خوشوقتم، ساریفی هستم.

00:11:01.490 --> 00:11:04.410
‫من وفاداریم رو به پادشاه قسم خوردم.

00:11:04.820 --> 00:11:09.800
‫اگه ایشون بخوان شما همسرشون باشید،
‫من از تصمیم‌شون تبعیت خواهم کرد.

00:11:10.140 --> 00:11:14.990
‫البته، تردیدهای خودم رو
‫نسبت به یک ملکه انسانی دارم.

00:11:15.730 --> 00:11:18.100
‫لطفاً وظایفتون رو خوب به‌جا بیارید،

00:11:18.100 --> 00:11:24.080
‫و نه من، و نه اعلی‌حضرت رو
‫به هیچ‌عنوان ناامید نکنید.

00:11:24.690 --> 00:11:26.080
‫و حالا، پوزش می‌خوام.

00:11:29.130 --> 00:11:31.000
‫خیلی نگران بودم.

00:11:31.000 --> 00:11:34.280
‫کاپیتان یورمونگاند فردی عادی‌ـه
‫که به درجات بالا رسیده.

00:11:32.580 --> 00:11:36.980
‫صبر کن، من هرگز اون دختر رو به‌عنوان ملکه قبول نمی‌کنم!

00:11:34.280 --> 00:11:37.620
‫جزو معدود سربازاییه که اعتماد اعلی‌حضرت رو داره!

00:11:36.980 --> 00:11:38.900
‫هوی! هوی گوش کن، یور!

00:11:37.620 --> 00:11:39.030
‫خیلی خفنه!

00:11:41.490 --> 00:11:43.320
‫چی شده، آمیت-سان؟

00:11:43.320 --> 00:11:45.810
‫اوه، هیچی نیست؛ فقط...

00:11:46.140 --> 00:11:53.640
‫هروقت کاپیتان رو می‌بینم،
‫من، خـ ـ خب، قلبم تندتند می‌زنه.

00:11:54.720 --> 00:11:55.730
‫مریضی؟!

00:11:55.730 --> 00:11:57.230
‫فکر نکنم اون باشه.

00:11:57.710 --> 00:12:02.000
‫درسته، همه اینا از زمانی که
‫یه دختر کوچیک بودم شروع شد.

00:12:02.000 --> 00:12:07.980
‫در طول اولین بازدید سلطنتی از مورگا
‫از زمانی که ما به یک کشور تابعه تبدیل شدیم.

00:12:08.430 --> 00:12:12.360
‫همه مشتاق این بودن که
‫به پادشاه جوان نگاهی بندازن.

00:12:12.360 --> 00:12:13.720
‫و من...

00:12:13.720 --> 00:12:15.300
‫سر راهی، آمیت!

00:12:15.300 --> 00:12:18.090
‫باید بذارم اعلی‌حضرت منو تو این لباس ببینه!

00:12:18.090 --> 00:12:19.080
‫اون‌موقع بود که...

00:12:19.770 --> 00:12:20.770
‫بفرمایید.

00:12:21.100 --> 00:12:24.770
‫ا ـ این یه شال سلطنتیه!

00:12:24.770 --> 00:12:29.810
‫مهر سلطنتی روش داره که نشون می‌ده
‫شما از اعلی‌حضرت دستور می‌گیرید!

00:12:29.810 --> 00:12:32.760
‫نمی‌تونم همچین چیز باارزشی رو قبول کنم!

00:12:32.760 --> 00:12:36.950
‫اعلی‌حضرت خواستار اینه که
‫گارد سلطنتی‌ش از پادشاهیش دفاع کنه.

00:12:37.430 --> 00:12:44.270
‫هر تکه پارچه‌ای که می‌پوشم و هر قطره خونی که
‫در رگ‌هام جریان داره متعلق به مردم‌شه.

00:12:44.980 --> 00:12:50.410
‫اون یورمونگاند-ساما، در زمانی بود
‫که فقط یه نگهبان ساده بود.

00:12:51.150 --> 00:12:53.710
‫چه مردیه!

00:12:53.710 --> 00:12:55.790
‫فقط همون یک دفعه دیدمش.

00:12:56.190 --> 00:13:00.470
‫پس تردید دارم که حتی منو یادش باشه؛

00:13:00.470 --> 00:13:05.170
‫اما مایلم که ببینمش و
‫این شال رو بهش برگردونم.

00:13:05.910 --> 00:13:08.760
‫برای همین اومدی تا به پادشاه نزدیک بشی؟

00:13:09.230 --> 00:13:11.730
‫حتی خودمم می‌دونم که یه نادونم.

00:13:12.170 --> 00:13:18.740
‫اما اگه بتونم کنار اون باشم، برام مهم نیست
‫که چقدر ممکنه سیاه‌بخت بشم.

00:13:18.740 --> 00:13:21.560
‫این چیزیه که بهش عشق می‌گن.

00:13:23.220 --> 00:13:26.920
‫عشق، ها؟ انگار من خیلی خوب نمی‌فهمم.

00:13:26.920 --> 00:13:31.330
‫اوه، نگران نباشید؛
‫وقتی زمانتون برسه خودتون می‌فهمید.

00:13:32.560 --> 00:13:34.260
‫مثل زنگ ناقوس می‌مونه.

00:13:34.260 --> 00:13:40.590
‫قلب‌تون هی تندتر و تندتر می‌زنه
‫و بهتون می‌گه که این همون فرده.

00:13:40.890 --> 00:13:42.450
‫همچین کسی رو نمی‌شناسید؟

00:13:42.450 --> 00:13:45.560
‫کسی که فقط با دیدنش، لپ‌هاتون گل میندازه،

00:13:45.560 --> 00:13:48.140
‫و صداش باعث سوزش قلبتون می‌شه.

00:13:48.780 --> 00:13:55.450
‫و دیدن صمیمی شدنش
‫با زن دیگری قلب‌تون رو به‌درد میاره.

00:13:56.500 --> 00:13:58.310
‫حتماً به کسی فکر کردید، نه؟

00:13:59.410 --> 00:14:00.950
‫خیلی مطمئن نیستم.

00:14:00.950 --> 00:14:02.930
‫الان یکم دعوامون شده.

00:14:02.930 --> 00:14:04.930
‫اوه، خدایا! این اصلاً قابل‌قبول نیست!

00:14:04.930 --> 00:14:06.940
‫باید به‌سرعت باهم آشتی کنید!

00:14:07.250 --> 00:14:12.140
‫مهم‌نیست چقدر قلب‌تون به‌درد بیاد،
‫نباید احساسات‌تون رو نادیده بگیرید.

00:14:12.140 --> 00:14:18.490
‫فرار نکنید، باهاش روبه‌رو بشید،
‫و بهش بگید که شما واقعاً‌ چه حسی دارید.

00:14:18.770 --> 00:14:19.660
‫می‌گم...

00:14:19.660 --> 00:14:22.760
‫من متوجه‌ام! عشق شما از پادشاه مخفیه، مگه نه؟

00:14:22.760 --> 00:14:25.910
‫نیازی به نگرانی نیست! من حمایت‌تون می‌کنم!

00:14:25.910 --> 00:14:27.030
‫خب...

00:14:27.030 --> 00:14:30.140
‫از این روز به بعد، ما دوشیزگانِ عاشقیم!

00:14:30.140 --> 00:14:34.030
‫ساری احاطه شده؛
‫دقیق نمی‌فهمم، اما پشمام ریخته.

00:14:31.210 --> 00:14:33.680
‫لطفاً با من تکرار کنید! آماده؟

00:14:33.680 --> 00:14:35.850
‫ما دوشیزگانِ عاشقیم!

00:14:34.030 --> 00:14:35.060
‫چه ترسناک.

00:14:34.640 --> 00:14:35.850
‫...عاشق.

00:14:36.440 --> 00:14:37.100
‫یه‌بار دیگه!

00:14:36.980 --> 00:14:41.600
‫اون پرنسس خزنده با خودش چی فکر کرده؟
‫چاپلوسی انسان رو می‌کنه؟

00:14:37.100 --> 00:14:39.700
‫ما دوشیزگان عاشقیم!

00:14:41.600 --> 00:14:43.920
‫از جایی که نمی‌تونه علاقه شاه رو کسب کنه،

00:14:43.920 --> 00:14:46.320
‫باید هم چرب‌زبونی اون انسان رو بکنه.

00:14:46.320 --> 00:14:50.230
‫چه حیله کثیفی؛
‫باید جایگاه خودشو بشناسه.

00:14:51.210 --> 00:14:54.910
‫کی-چان، لاپ-چان،
‫واقعاً منم نیازه که شرکت کنم؟

00:14:55.180 --> 00:14:56.660
‫خب اینکه معلومه!

00:14:56.660 --> 00:15:01.160
‫اعلی‌حضرت امشب دارن برای به‌رسمیت شناختن
‫کاپیتان یور ضیافتی برگزار می‌کنن.

00:15:01.160 --> 00:15:04.060
‫و جشن‌ها رو هم بدون ملکه‌مون نمی‌شه گرفت.

00:15:04.060 --> 00:15:04.680
‫ها؟

00:15:05.090 --> 00:15:07.600
‫آمیت-سان، چیزی شده؟

00:15:07.600 --> 00:15:09.080
‫جشن الاناست که...

00:15:10.770 --> 00:15:14.060
‫لباست پاره‌پوره شده!
‫چطور همچین شد؟!

00:15:14.060 --> 00:15:16.360
‫خـ ـ خب، می‌دونید...

00:15:17.980 --> 00:15:21.820
‫پوشش رسمی خزندگان واقعاً وقیحانه‌ست.

00:15:21.820 --> 00:15:24.010
‫نگو که شماها این‌کارو کردید!

00:15:24.010 --> 00:15:25.850
‫مشکلی نیست، ساریفی-ساما.

00:15:25.850 --> 00:15:26.810
‫اما امشب...

00:15:27.530 --> 00:15:32.700
‫بله؛ یورمونگاند-ساما توی جشن شرکت می‌کنن.

00:15:33.240 --> 00:15:38.330
‫دوست داشتم که بتونم
‫باهاشون هم‌صحبت بشم.

00:15:39.040 --> 00:15:43.580
‫اما فاصله‌ی دنیاهایی که من و اون
‫درش زندگی می‌کنیم خیلی زیاده.

00:15:44.110 --> 00:15:47.170
‫این شاید مجازاتم برای
‫خواسته‌های بیش از حدم باشه.

00:15:48.540 --> 00:15:50.720
‫سـ ـ سـ ـ ساریفی-ساما؟!

00:15:50.720 --> 00:15:52.300
‫اصلاً هم این‌طور نیست!

00:15:52.300 --> 00:15:55.690
‫تو همه این راهو برای دیدن کاپیتان اومدی، نه؟

00:15:55.940 --> 00:15:58.560
‫پس نذار همچین چیزی شکستت بده.

00:15:58.560 --> 00:16:01.300
‫مهم نیست چی بشه، می‌خوای باهاش باشی.

00:16:01.600 --> 00:16:04.330
‫این همون عشق نیست؟

00:16:05.380 --> 00:16:12.040
‫ما بازگشت ایمن و دستاوردهای درخشان
‫یورمانگاند-دونو را ارج می‌نهیم.

00:16:14.010 --> 00:16:17.620
‫ملعون، اون لباس رسمی‌ای که
‫برات آماده کرده بودم چی شد؟

00:16:17.620 --> 00:16:19.830
‫بغلش به یه‌چی گیر کرد و جر خورد.

00:16:19.830 --> 00:16:22.780
‫چی؟! توی ملعون هم انقدر گستاخ بودی که پاشی بیای؟

00:16:25.500 --> 00:16:29.870
‫اوه درسته، پرنسس آمیت رو اینجا نمی‌بینم.

00:16:29.870 --> 00:16:32.720
‫حتماً باید مشغول انتخاب لباسش باشه.

00:16:33.850 --> 00:16:36.610
‫بـ...بابت تأخیر عذر می‌خوام.

00:16:39.350 --> 00:16:41.180
‫بـ ـ ببخشید...

00:16:42.300 --> 00:16:43.760
<i></i><i>‫اوه، نمی‌تونم!</i>

00:16:43.760 --> 00:16:45.400
<i></i><i>‫جرئتشو ندارم.</i>

00:16:45.400 --> 00:16:47.100
<i></i><i>‫تو می‌تونی، آمیت-سان!</i>

00:16:47.750 --> 00:16:51.020
‫قول می‌دم؛ اگه بتونی
‫جرئت به‌خرج بدی، اون‌وقت...

00:16:54.580 --> 00:16:55.730
‫برای شماست.

00:16:57.170 --> 00:16:58.320
‫این...

00:17:02.850 --> 00:17:06.240
‫به سختی شما رو شناختم، بانوی کوچک من.

00:17:08.350 --> 00:17:10.380
<i></i><i>‫عالی بود، آمیت-سان.</i>

00:17:10.900 --> 00:17:13.030
<i></i><i>‫منم می‌خوام شجاع باشم.</i>

00:17:11.260 --> 00:17:12.150
‫بفرمایید.

00:17:12.150 --> 00:17:13.260
‫اوه، ممنون.

00:17:13.670 --> 00:17:16.290
<i></i><i>‫تا با این احساسات ناشناخته‌م روبه‌رو بشم.</i>

00:17:19.300 --> 00:17:20.680
<i></i><i>‫ویویان-سان...</i>

00:17:21.160 --> 00:17:24.710
<i></i><i>‫فکر کردم الان داشت بهم نگاه می کرد؛
‫شاید خیالاتی شدم؟</i>

00:17:26.660 --> 00:17:28.690
<i></i><i>‫سرم... گیج می‌ره...</i>

00:17:34.930 --> 00:17:37.700
‫ها؟ من اینجا چیکار می‌کنم؟

00:17:38.180 --> 00:17:40.410
‫حالتون بهتر شده؟

00:17:40.810 --> 00:17:44.610
‫به‌نظر میومد که ناگهان مریض شدید.

00:17:45.340 --> 00:17:46.930
‫الان حالم خوبه.

00:17:46.930 --> 00:17:49.710
‫واقعاً؟ چقدر بد.

00:17:50.230 --> 00:17:53.800
‫شاید باید مشروب قوی‌تری بهتون می‌دادم.

00:17:55.090 --> 00:17:59.430
‫می‌گم، امکانش هست
‫با زبون‌خوش از سر راهم کنار بری؟

00:17:59.430 --> 00:18:00.520
‫ها؟

00:18:00.530 --> 00:18:02.170
‫امم... داری درباره چی-

00:18:02.170 --> 00:18:02.900
‫ساکت باش!

00:18:03.190 --> 00:18:07.940
‫من تمام رفتار مردا رو با بدنم کنترل می‌کردم.

00:18:07.940 --> 00:18:12.530
‫با این‌حال شاه حتی از لمس کردنم هم امتنا کرد!

00:18:13.070 --> 00:18:15.630
‫تا به‌حال این‌قدر تحقیر نشده بودم!

00:18:15.630 --> 00:18:21.970
‫زنان سلطنتی به‌عنوان اتلاف فضا مورد تحقیر قرار می‌گیرن مگه اینکه از نظر سیاسی مفید باشن.

00:18:21.970 --> 00:18:23.290
‫اصلاً تحملشو ندارم!

00:18:23.650 --> 00:18:28.730
‫شاهی که عاشق یه انسان شده
‫بی‌شک یه پادشاه بی‌ارزشه!

00:18:28.730 --> 00:18:31.800
‫به‌غیر از بازیچه‌ی من‌ بودن چه فایده‌ای داره؟

00:18:31.800 --> 00:18:34.790
‫پس... فقط گورتو گم کن!

00:18:36.100 --> 00:18:39.990
‫حتی اگه من اینجا نبودم،

00:18:39.990 --> 00:18:43.570
‫مطمئنم که عالیجناب هیچ‌وقت تو رو
‫درکنار خودش نگه نمی‌داشت.

00:18:45.050 --> 00:18:48.600
‫عالیجناب همچین کسی نیست.

00:18:49.310 --> 00:18:54.150
‫درسته، اون بیشتر از هرکسی
‫زیر بار اقتدارش زجر می‌کشه.

00:18:54.510 --> 00:18:58.600
‫اما سعی داره که اینو مخفی نگه داره
‫و پادشاهی قدرتمند باشه.

00:18:58.600 --> 00:19:01.040
‫این‌کارو برای مردمش می‌کنه.

00:19:01.510 --> 00:19:04.230
‫عالیجناب این‌طوریه، و برای همین من...

00:19:04.850 --> 00:19:09.830
‫حتی اگه نتونم ملکه‌ش باشم،
‫هیچ‌وقت به‌خاطر تو کنار نمی‌کشم!

00:19:10.890 --> 00:19:12.160
‫توی...

00:19:12.160 --> 00:19:14.290
‫ساریفی-ساما! سریع‌تر فرار کنید!

00:19:16.480 --> 00:19:17.590
‫آمیت-سان!

00:19:20.070 --> 00:19:23.070
‫حتی اون خزنده هم سر راهم میاد؟

00:19:23.070 --> 00:19:25.840
‫شما نژادهای ناچیز نمی‌دونید کِی بس کنید!

00:19:33.040 --> 00:19:34.140
‫عالیجناب!

00:19:36.100 --> 00:19:39.330
‫چیزی که دیشب گفتمو فراموش کردی؟

00:19:39.330 --> 00:19:41.920
‫لـ ـ لطفاً منو ببخشید!

00:19:41.920 --> 00:19:45.160
‫ا ـ اما من چاره دیگه‌ای نداشتم.

00:19:45.670 --> 00:19:49.320
‫بدون عطوفت شما نمی‌تونم زنده بمونم.

00:19:49.320 --> 00:19:51.530
‫اعلی‌حضرت، لطفاً‌ رحم کنید!

00:19:51.530 --> 00:19:52.810
‫دهنتو ببند!

00:19:52.810 --> 00:19:54.330
‫این اخطار آخرمه!

00:19:54.330 --> 00:19:57.710
‫دیگه اون قیافه وقیحتو جلوی چشمام نیار!

00:20:03.430 --> 00:20:04.980
‫حالت خوبه؟

00:20:06.120 --> 00:20:07.820
‫اون عصر رو خراب کرد.

00:20:08.220 --> 00:20:12.100
‫نیازی نیست به ضیافت برگردی؛
‫توی اتاقم استراحت کن.

00:20:12.580 --> 00:20:13.360
‫عالیجناب.

00:20:15.040 --> 00:20:19.380
‫خیلی ممنون که وقت‌تونو گذاشتید و همه رو دیدید.

00:20:19.820 --> 00:20:23.530
‫و خیلی متأسفم؛ این همش تقصیر منه.

00:20:23.890 --> 00:20:26.280
‫این جشن ایده‌ی خودم بود.

00:20:26.280 --> 00:20:32.660
‫آنوبیس اصرار داره که گهگاهی اشرافو راضی کنم،
‫اما فقط ذره‌ای از منظورشو متوجه شدم.

00:20:32.920 --> 00:20:38.330
‫و اینکه... دیشب باهات خیلی خشن
‫صحبت کردم؛ منو ببخش.

00:20:43.040 --> 00:20:48.420
‫پس درآخر، هیچ کدوم از پرنسس‌ها
‫قادر به تکون‌دادن قلب پادشاه نبودن.

00:20:48.660 --> 00:20:53.760
‫عه‌وا، جناب صدراعظم؛
‫چی شما رو به گوشه‌کنارهای قصر آورده؟

00:20:53.760 --> 00:20:56.060
‫شـ ـ شما، پرنسس آمیت.

00:20:56.060 --> 00:20:58.270
‫خود شما هنوز اینجا چیکار می‌کنید؟

00:20:58.940 --> 00:21:05.790
‫من مجوز ویژه‌ای گرفتم که کنار
‫ساریفی-ساما به‌عنوان دوست‌شون بمونم.

00:21:06.150 --> 00:21:09.630
‫اعلی‌حضرت این رو به‌اذای جایزه
‫برای دفاع از پرنسس بهم دادن.

00:21:09.630 --> 00:21:10.780
<i></i><i>‫چی؟!</i>

00:21:11.090 --> 00:21:14.460
‫برای خوراکی آخرشبی کلوچه ماندراگورا پختم.

00:21:14.460 --> 00:21:16.680
‫دوست دارید شما هم امتحان کنید؟

00:21:16.680 --> 00:21:18.660
‫نـ ـ نه، من خوبم.

00:21:18.980 --> 00:21:21.030
‫که این‌طور؛ پس منو می‌بخشید.

00:21:22.130 --> 00:21:26.590
<i></i><i>‫الان کلاً فقط به اون دخترک
‫یه متحد اضافه کردم!</i>

00:21:27.910 --> 00:21:33.000
‫ساریفی، نیاز نیست برای اون
‫احساس ترحم یا دلسوزی کنی.

00:21:33.000 --> 00:21:38.430
‫پرنسس آمیت، ویویان، و بقیه‌شون
‫ریسک کاری که می‌کردنو می‌دونستن.

00:21:38.720 --> 00:21:42.550
‫می‌دونم؛ منم باید بیشتر آماده باشم.

00:21:43.120 --> 00:21:46.610
<i></i><i>‫برای اینکه بدونم کنار پادشاه‌‌بودن به چه معناست.</i>

00:21:47.440 --> 00:21:49.080
‫پس اینو یادت بمونه:

00:21:50.060 --> 00:21:53.390
‫من به هیچ‌جور صیغه،
‫یا هرنوع زن دیگه‌ای نیاز ندارم.

00:21:54.160 --> 00:21:58.290
‫تنها زنی که خواستارشم تویی، ساریفی.

00:22:00.620 --> 00:22:01.800
<i></i><i>‫ناقوس.</i>

00:22:01.800 --> 00:22:03.460
<i></i><i>‫مثل زنگ ناقوس می‌مونه.</i>

00:22:03.460 --> 00:22:09.000
<i></i><i>‫بهتون می‌گه که این همون فرده.</i>

00:22:09.000 --> 00:22:09.870
‫ها؟

00:22:12.010 --> 00:22:14.340
‫ساری، یهو چت شده؟

00:22:14.340 --> 00:22:17.520
‫امروز خیلی سرده!
‫و شما هم خیلی پشمالویی!

00:22:17.810 --> 00:22:19.800
‫هوا که به‌نظرم مثل همیشه‌ست.

00:22:20.110 --> 00:22:21.840
<i></i><i>‫نمی‌دونم.</i>

00:22:21.840 --> 00:22:23.080
‫خب، مهم نیست.

00:22:24.040 --> 00:22:26.150
‫هرچقدر می‌خوای همون‌طور بمون.

00:22:27.530 --> 00:22:29.610
<i></i><i>‫شاید یه‌روزی بفهمم چیه.</i>

00:22:30.670 --> 00:22:33.770
<i></i><i>‫اگه بتونم کنار این گرما بمونم.</i>

00:22:33.794 --> 00:22:53.794
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:53.818 --> 00:23:13.818
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:25.480 --> 00:23:27.510
‫نفرین بهت، دخترک انسانی!

00:23:27.510 --> 00:23:29.660
‫هر کارم رو برعلیه‌م می‌کنی!

00:23:29.660 --> 00:23:31.690
‫اگه ادامه پیدا کنه، جایگاهم-

00:23:31.690 --> 00:23:34.520
‫وا حیرتا! این تهدید عجیب چیه که احساس می‌کنم؟!

00:23:34.520 --> 00:23:38.120
‫جناب صدراعظم، یه کلوچه می‌خواید؟

00:23:36.970 --> 00:23:39.970
‫قسمت بعد

00:23:36.970 --> 00:23:39.970
‫هیولای مقدس جاودانگی و تولد دوباره

00:23:38.120 --> 00:23:39.640
‫نه، من خوبم.