﻿WEBVTT

00:00:01.920 --> 00:00:03.250
‫آمیت-سان!

00:00:04.780 --> 00:00:07.540
‫ساریفی-ساما، لانتولت-ساما.

00:00:08.960 --> 00:00:09.990
‫چی شده؟

00:00:10.400 --> 00:00:13.290
‫تازگی‌ها انگار مثل همیشه نیستی.

00:00:13.860 --> 00:00:16.680
‫ربطی به یورمونگاند-سان داره؟

00:00:17.720 --> 00:00:23.090
‫شنیدم گارد سلطنتی باید
‫ تا الان به قصر برمی‌گشته.

00:00:23.460 --> 00:00:26.420
‫و من اینجا همینطور نگرانم.

00:00:27.410 --> 00:00:30.570
‫گاردها به آیفوس لشکرکشی کردن، نه؟

00:00:30.570 --> 00:00:33.630
‫جنگ‌های داخلیِ اونجا تمومی ندارن.

00:00:34.010 --> 00:00:36.950
‫باید بذارن محلی‌ها خودشون حل‌وفصلش کنن.

00:00:37.900 --> 00:00:39.630
‫نگران نباش، آمیت-سان.

00:00:40.290 --> 00:00:43.850
‫یورمونگاند-سان طلسمی که
‫ ساختی رو پیش خودش داره.

00:00:44.460 --> 00:00:45.840
‫ساریفی-ساما...

00:00:46.250 --> 00:00:48.180
‫قسم می‌خورم صحیح و سالم برمی‌گردم،

00:00:48.730 --> 00:00:51.880
‫‫تا بتونم هزار دعاتون رو جبران کنم.

00:00:52.600 --> 00:00:55.430
‫پس مطمئنم چیزیش نمی‌شه، باشه؟

00:00:58.610 --> 00:01:02.110
‫دنبال من! جوخه اول، از غیرنظامی‌ها محافظت کنین!

00:01:02.400 --> 00:01:05.220
‫و بقیه‌تون، هدف رو دستگیر کنین!

00:01:07.110 --> 00:01:12.030
‫اینجا یه‌زمان سرزمین ما موش‌ها بود
‫ تا اینکه شما ازمون دزدیدینش!

00:01:12.030 --> 00:01:14.330
‫عدالت طرفِ ماست!

00:01:16.980 --> 00:01:21.870
‫کشیدن شمشیر علیه مردم غیرمسلح،
‫با هیچ دلیلی توجیه نمی‌شه!

00:01:22.270 --> 00:01:23.860
‫حالا با من طرفی!

00:01:23.880 --> 00:01:43.880
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:43.910 --> 00:02:03.910
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:55.020 --> 00:03:00.030
‫ملاقات تصادفی یک پسر و یک کودک

00:03:00.330 --> 00:03:04.500
‫گارد سلطنتی از آیفوس بازگشته! دروازه رو باز کنید!

00:03:11.110 --> 00:03:12.820
‫یورمونگاند-ساما...

00:03:14.100 --> 00:03:18.180
‫من، کاپیتان گارد سلطنتیِ اوزمارگو، یورمونگاند،

00:03:18.180 --> 00:03:21.420
‫همراه با 80 سرباز خدمت‌تون برگشتم، سرورم.

00:03:21.660 --> 00:03:24.420
‫خسته نباشی؛ بعداً گزارشت رو می‌شنوم.

00:03:24.890 --> 00:03:27.650
‫امروز، تو و افرادت می‌تونید استراحت کنید.

00:03:27.650 --> 00:03:32.000
‫خداروشکر، همه صحیح و سالم به خونه برگشتن.

00:03:37.400 --> 00:03:41.200
‫انگار این مأموریت بیشتر از معمول طول کشید، یور.

00:03:41.470 --> 00:03:45.260
‫فکر می‌کنم ازت خواسته بودم
‫که مدت‌طولانی بیرون از قصر نمونی.

00:03:45.260 --> 00:03:49.120
‫و منم ازت خواستم تا پام
‫می‌رسه اینجا سرم غر نزنی، آبی.

00:03:50.450 --> 00:03:51.950
‫اوه، پرنسس آمیت.

00:03:51.950 --> 00:03:53.410
‫ا ـ امم...

00:03:53.410 --> 00:03:54.570
‫چه زمان خوبی.

00:03:54.910 --> 00:03:55.540
‫چی؟

00:03:55.540 --> 00:04:00.310
‫می‌خواستم چیزی بهتون بگم،
‫اگه ممکنه در خلوت.

00:04:00.730 --> 00:04:03.010
‫ممکنه کمی از وقتتون رو بگیرم؟

00:04:03.010 --> 00:04:05.710
‫چـ ـ چــی؟!

00:04:25.590 --> 00:04:30.730
‫یـ ـ یعنی چیه که یورمونگاند-ساما می‌خواد بهم بگه؟

00:04:30.730 --> 00:04:33.990
‫و ـ وای خدا؛ نباید هیجان‌زده بشم.

00:04:33.990 --> 00:04:37.470
‫ولی هنوز خیلی چیزا هست که می‌خوام بهش بگم!

00:04:37.470 --> 00:04:38.370
‫پرنسس آمیت.

00:04:39.990 --> 00:04:40.620
‫بفرمایید.

00:04:43.110 --> 00:04:47.590
‫این... طلسمیه که بهتون دادم.

00:04:47.590 --> 00:04:51.890
‫بله؛ می‌خوام که بهتون برش گردونم.

00:04:51.890 --> 00:04:52.800
‫چی؟

00:04:53.130 --> 00:04:57.080
‫بـ ـ به‌نظرتون به‌درد نمی‌خوره؟

00:04:57.080 --> 00:04:58.790
‫چنین فکری نکنید.

00:04:58.790 --> 00:05:02.820
‫با اینکه مأموریت خطرناکی بود،
‫همه به سلامت برگشتن.

00:05:03.490 --> 00:05:05.320
‫مطمئنم این به لطف طلسم شما بوده.

00:05:05.320 --> 00:05:09.560
‫پـ ـ پس، خب... اگه مشکلی ندارید،

00:05:10.110 --> 00:05:12.270
‫ترجیح می‌دم پیش خودتون نگهش دارید.

00:05:12.940 --> 00:05:15.910
‫نه، من لیاقتش رو ندارم.

00:05:16.260 --> 00:05:17.580
‫لطفاً بگیرید.

00:05:17.580 --> 00:05:21.790
‫لطفاً اینو به کسی که براتون
‫ اهمیت بیشتری داره بدید.

00:05:22.150 --> 00:05:23.030
‫روز خوش.

00:05:34.030 --> 00:05:36.760
‫چی؟ یورمونگاند-سان اینو گفت؟

00:05:36.760 --> 00:05:39.820
‫بله؛ یکم پیش طلسم رو بهم برگردوند.

00:05:39.820 --> 00:05:41.570
‫عه‌وا، برای چی؟

00:05:41.570 --> 00:05:44.660
‫چون دیگه لازمش نداره؛ دلیل دیگه‌ای می‌خوای؟

00:05:44.660 --> 00:05:47.180
‫لانت! مؤدب باش.

00:05:47.700 --> 00:05:50.280
‫لانتولت-ساما درست می‌گن.

00:05:51.010 --> 00:05:52.490
‫این حتماً...

00:05:52.490 --> 00:05:55.090
‫جواب یورمونگاند-ساما به منه.

00:05:58.790 --> 00:05:59.580
‫آخی.

00:05:59.920 --> 00:06:02.920
‫حالا وللش، باورم نمی‌شه
‫شما انقدر جون‌جونی شدین.

00:06:03.290 --> 00:06:05.720
‫البته که شدیم؛ دوستیم دیگه.

00:06:05.720 --> 00:06:07.160
‫ساریفی-ساما...

00:06:07.500 --> 00:06:09.250
‫واقعاً نمی‌تونم قبولش کنم!

00:06:10.180 --> 00:06:11.480
‫ساریفی-ساما؟!

00:06:15.650 --> 00:06:18.860
‫طلسمِ پرنسس آمیت؟

00:06:18.860 --> 00:06:21.590
‫اگه دیگه لازمش نداری، اشکالی نداره.

00:06:21.590 --> 00:06:24.350
‫ولی اگه دلیل دیگه‌ای داری، لطفاً بهم بگو.

00:06:24.730 --> 00:06:27.560
‫آمیت-سان از ته قلبش اون طلسم رو ساخته.

00:06:28.160 --> 00:06:29.090
‫پس...

00:06:30.600 --> 00:06:34.510
‫خیلی ازتون عذر می‌خوام،
‫اما نمی‌تونم به این پاسخ بدم.

00:06:34.510 --> 00:06:36.440
‫یه مسئله‌ی شخصی هستش.

00:06:36.440 --> 00:06:40.670
‫وایسا ببینم! انقدر خسیس
‫ نباش دیگه، جناب گارد سلطنتی.

00:06:41.090 --> 00:06:41.920
‫و شما؟

00:06:42.170 --> 00:06:45.500
‫کاپیتان محافظین شخصیِ
‫ همنشین پادشاه، لانتولت.

00:06:45.500 --> 00:06:46.880
‫این یادت بمونه.

00:06:47.080 --> 00:06:48.810
‫رهبر محافظین ملکه؟

00:06:48.810 --> 00:06:52.210
‫که اینطور؛ پس همونی هستی که آبی-
‫صدراعظم بهش اشاره کرد.

00:06:52.210 --> 00:06:54.260
‫اون پسرک گستاخ خیلی...

00:06:54.730 --> 00:06:57.850
‫کم و بیش می‌تونم حدس بزنم چی گفته،

00:06:58.270 --> 00:07:01.440
‫ولی اون به کنار، چطوره تو و من...

00:07:01.640 --> 00:07:05.310
‫د ـ دوئل؟! بین یورمونگاند-ساما و لانتولت-ساما؟!

00:07:05.620 --> 00:07:07.910
‫چی شده که می‌خوان همچین کاری کنن؟

00:07:07.910 --> 00:07:12.650
‫ما هم مطمئن نیستیم؛
‫لانت یه‌دفعه به چالش دعوتش کرد.

00:07:12.650 --> 00:07:13.290
‫یه‌دفعه.

00:07:13.290 --> 00:07:16.230
‫و الان کجا رفتن؟

00:07:19.200 --> 00:07:24.560
‫لانتولت بودی، نه؟ چرا می‌خوای باهام مبارزه کنی؟

00:07:24.560 --> 00:07:27.150
‫شمشیر من با اراده‌ی پادشاه می‌چرخه.

00:07:27.660 --> 00:07:31.680
‫مگه تو هم نباید قدرتت رو در اختیار اربابت بذاری؟

00:07:31.680 --> 00:07:35.350
‫«ارباب» من، به‌خاطر جنابعالی کشتی‌هاش غرق شده.

00:07:35.350 --> 00:07:37.900
‫پس قراره بجنگیم و اگه من بردم،

00:07:37.900 --> 00:07:40.370
‫باید به سؤالِ ساریفی جواب درست‌درمون بدی.

00:07:41.080 --> 00:07:44.410
‫وفاداری از نظر من یعنی این، مشکلی داری؟

00:07:44.410 --> 00:07:46.930
‫باهاش دوئل کن، یورمونگاند.

00:07:46.930 --> 00:07:47.720
‫اعلی‌حضرت!

00:07:47.720 --> 00:07:49.230
‫من اجازه‌شو می‌دم.

00:07:49.650 --> 00:07:50.650
‫ولی...

00:07:50.910 --> 00:07:55.470
‫من هنوز نتونستم کاپیتان محافظین
‫ ملکه رو درحال مبارزه ببینم.

00:07:55.470 --> 00:07:59.860
‫اگه بتونه جلوت از پس خودش بربیاد،
‫حتماً تو میدون جنگ هم همینطوره.

00:07:59.860 --> 00:08:01.870
‫حالا داری حرف حساب می‌زنی، سلطان.

00:08:01.870 --> 00:08:04.460
‫ملعون، چطور جرئت داری
‫ اعلی‌حضرت رو انقدر گستاخانه-

00:08:03.880 --> 00:08:05.210
‫بسیار خب.

00:08:05.990 --> 00:08:11.210
‫اگه امر سرورم باشه، پس من، یورمونگاند،
‫ چالشِ کاپیتان محافظین ملکه، لانتولت-دونو رو

00:08:11.560 --> 00:08:13.420
‫با افتخار قبول می‌کنم.

00:08:15.970 --> 00:08:18.000
‫ای وای! الانم شروع شده!

00:08:22.910 --> 00:08:24.050
‫عالیجناب،

00:08:24.050 --> 00:08:26.530
‫چرا اجازه‌ی دوئل رو دادی؟

00:08:26.830 --> 00:08:29.010
‫من می‌خواستم جلوشونو بگیرم.

00:08:29.010 --> 00:08:31.730
‫می‌خواستم از یه‌چیز مطمئن شم.

00:08:35.860 --> 00:08:40.370
‫حواست پرت نشه ها؛ همه‌ کسایی
‫که باهاشون می‌جنگی مهربون نیستن.

00:08:40.620 --> 00:08:43.620
‫آره، این حرف منم هست.

00:08:44.010 --> 00:08:44.780
‫ها؟

00:08:47.350 --> 00:08:49.000
‫اتمام مبارزه! برنده مشخص شد!

00:08:51.320 --> 00:08:52.660
‫این حساب بود؟!

00:08:52.660 --> 00:08:53.960
‫قبول نیست! این تقلبه!

00:08:54.300 --> 00:08:55.580
‫که اینطور.

00:08:56.620 --> 00:08:58.380
‫چیزی متوجه شدی؟

00:08:58.730 --> 00:09:01.610
‫آره؛ گمون می‌کنم اون...

00:09:01.610 --> 00:09:04.190
‫یه‌بار دیگه! دوباره دوئل کنیم!

00:09:07.490 --> 00:09:08.990
‫یورمونگاند-ساما.

00:09:12.800 --> 00:09:13.910
‫پرنسس آمیت؟

00:09:14.260 --> 00:09:15.860
‫می‌تونم بهتون کمکی کنم؟

00:09:20.580 --> 00:09:22.730
‫مـ ـ معذرت می‌خوام.

00:09:24.640 --> 00:09:26.220
‫می‌دونستم! زخمی شدید!

00:09:27.490 --> 00:09:28.410
‫می‌گم...

00:09:28.780 --> 00:09:34.760
‫این داروی مورگان هستش؛
‫برای ساختار بدنی خزندگان عالیه.

00:09:34.760 --> 00:09:39.150
‫چطور خبر داشتید؟ سعی کردم
‫ حتی از افراد خودم هم مخفیش کنم.

00:09:39.480 --> 00:09:42.350
‫ساریفی-ساما بهم گفتن.

00:09:42.720 --> 00:09:47.220
‫عالیجناب گفت شمشیرزنیِ یورمونگاند-سان
‫ به نظرش عجیب میومد.

00:09:47.220 --> 00:09:50.850
‫حدس می‌زد شاید صدمه دیده باشه.

00:09:51.550 --> 00:09:53.200
‫پادشاه اینو گفت؟

00:09:53.470 --> 00:09:57.670
‫این زخم رو توی مأموریت‌تون گرفتید، مگه نه؟

00:09:57.670 --> 00:09:59.410
‫برای همین طلسم رو...

00:10:01.690 --> 00:10:02.990
‫منو ببخشید.

00:10:02.990 --> 00:10:07.060
‫خیلی متأسفم که طلسمم ناامیدتون کرد.

00:10:07.060 --> 00:10:08.720
‫اشتباه می‌کنید.

00:10:09.060 --> 00:10:15.790
‫اون طلسم رو بهتون برگردوندم،
‫چون نمی‌خواستم شما رو اینطور آشفته ببینم.

00:10:16.320 --> 00:10:17.050
‫چی؟

00:10:17.050 --> 00:10:24.300
‫درحین انجام وظیفه مرتکب اشتباه شدم
‫و نتونستم لطف‌تون رو جبران کنم.

00:10:25.040 --> 00:10:30.930
‫تا زمانی که اون طلسم رو دارم، هر آسیبی
‫ که ببینم، زخمی بر قلب شما می‌شه.

00:10:30.930 --> 00:10:36.190
‫برای همین بود که به‌طور وقیحانه‌ای،
‫ اون طلسم رو بهتون پس دادم.

00:10:37.240 --> 00:10:43.530
‫پس، آمیت-سان، این فقط حس منه،
‫ولی فکر می‌کنم یورمونگاند-سان حتماً...

00:10:45.790 --> 00:10:48.740
‫یورمونگاند-ساما، من...

00:10:49.290 --> 00:10:52.640
‫استعداد یا قدرت بخصوصی ندارم.

00:10:52.640 --> 00:10:58.230
‫پس اون طلسم رو بهتون دادم
‫چون بهترین کاری بود که از دستم برمیومد.

00:10:58.630 --> 00:11:01.340
‫شما جون‌تون رو توی نبرد به‌خطر میندازید.

00:11:01.830 --> 00:11:05.950
‫پس از حالا، منم جون خودم رو وسط می‌ذارم.

00:11:06.570 --> 00:11:10.720
‫به‌قدری قوی می‌شم که
‫هیچی نتونه به لرزه درم بیاره.

00:11:10.720 --> 00:11:13.180
‫پس... پس...

00:11:13.640 --> 00:11:17.910
‫لطفاً یک‌بار دیگه این رو با خودتون ببرید!

00:11:28.450 --> 00:11:30.340
‫عااا! رو اعصابه!

00:11:30.340 --> 00:11:32.010
‫اصلاً تحملشو ندارم!

00:11:31.170 --> 00:11:33.220
‫ولی خوب جنگیدی ها.

00:11:33.220 --> 00:11:37.410
‫آره، عالیجناب هم گفت
‫ کاپیتان محافظین خوبی می‌شی.

00:11:37.670 --> 00:11:41.620
‫اینکه بگین جلو یه مرد ناقص دووم آوردم، تعریف نیستا.

00:11:41.850 --> 00:11:46.260
‫امم، ساریفی-ساما، چطور متوجه شدید؟

00:11:46.260 --> 00:11:47.030
‫ها؟

00:11:47.470 --> 00:11:53.100
‫منظورم اینه که فهمیدید یورمونگاند-ساما
‫ به‌خاطر خودم، طلسم رو برگردونده.

00:11:53.100 --> 00:11:56.600
‫فقط حدس زدم؛ کامل مطمئن نبودم.

00:11:56.600 --> 00:11:59.820
‫ولی اگه عالیجناب انجامش می‌داد،
‫مطمئنم دلیلش می‌تونست این ‌باشه.

00:12:00.390 --> 00:12:03.030
‫وای نگید از این حرفا، ساریفی-ساما!

00:12:03.030 --> 00:12:05.980
‫مسخره‌ست؛ فقط می‌خواین عشق‌تونو به رخ بکشین؟

00:12:06.330 --> 00:12:09.670
‫ولی موجودات جورواجوری
‫ دور خودت جمع کردی ها.

00:12:10.330 --> 00:12:13.150
‫یکی من، یه کفتار، کاپیتان محافظین‌تم.

00:12:13.540 --> 00:12:18.330
‫رفیقت یه پرنسس خزنده‌ست،
‫زیردست‌هاتم از نژاد تک‌چشم‌هان.

00:12:18.330 --> 00:12:20.890
‫و جانور مقدستم که این جونوره.

00:12:20.890 --> 00:12:23.390
‫«جونور» عمه‌ته، باقالی!

00:12:23.850 --> 00:12:27.950
‫و مهم‌تر از همه، پادشاه هیولاها
‫ داره با یه انسان ازدواج می‌کنه.

00:12:27.950 --> 00:12:32.840
‫درست می‌گی، اما امیدوارم
‫ همه‌ی این‌چیزا یه‌روزی عادی بشه.

00:12:33.250 --> 00:12:36.740
‫صرف‌نظر از نژاد و گونه،
‫قبول کنیم با اینکه باهم متفاوتیم،

00:12:36.740 --> 00:12:38.610
‫از درون شبیه همیم.

00:12:39.260 --> 00:12:41.030
‫من آرزوم اینه.

00:12:41.730 --> 00:12:44.150
‫این که فقط خیال خامه.

00:12:44.490 --> 00:12:45.800
‫آره فکر کنم.

00:12:46.450 --> 00:12:52.810
‫درسته، نفرت بین هیولاها و انسان‌ها
‫ فراتر از یه تبعیض ساده‌ست.

00:12:53.610 --> 00:13:00.440
‫حتی الان، می‌دونم کسایی اون بیرون هستن که
‫ زخم‌هایی دارن که از طرف من قابل درمان نیست.

00:13:00.790 --> 00:13:03.760
‫واقعاً‌ می‌خوای بری؟

00:13:03.760 --> 00:13:09.860
‫آره؛ شنیدم هیولاها دارن بچه‌ها رو
‫ سمت شرق، نزدیک مرز می‌دزدن.

00:13:10.360 --> 00:13:13.550
‫به‌عنوان یه شکارچی هیولای حرفه‌ای،
‫نمی‌تونم نادیده‌ش بگیرم.

00:13:13.890 --> 00:13:16.260
‫که اینطور؛ پس مراقب باش.

00:13:16.260 --> 00:13:18.430
‫کار خطرناکی نکنیا.

00:13:18.800 --> 00:13:20.500
‫بابت همه‌چی ممنون، عموجان.

00:13:21.070 --> 00:13:22.070
‫فعلاً!

00:13:33.300 --> 00:13:34.450
‫ایلیا!

00:13:34.970 --> 00:13:36.530
‫دوباره همو می‌بینیم دیگه، نه؟

00:13:42.760 --> 00:13:43.700
‫هیولاها!

00:13:43.960 --> 00:13:46.640
‫چی‌چی؟ بکش کنار!

00:13:51.330 --> 00:13:52.570
‫نمی‌ذارم در برین!

00:13:57.940 --> 00:14:00.060
‫هی، جاییت درد نمی‌کنه، بچه؟

00:14:00.410 --> 00:14:03.440
‫نـ ـ نه، خوبم.

00:14:03.760 --> 00:14:05.780
‫آخه سرم خیلی سفته!

00:14:07.620 --> 00:14:09.650
‫ها؟ آدم؟

00:14:11.510 --> 00:14:16.390
‫مـ ـ ممنون، داداش؛ نجاتم دادی!

00:14:16.390 --> 00:14:19.900
‫می‌تونی بهم بگی مالو؛ اسم تو چیه، داداش؟

00:14:21.120 --> 00:14:21.810
‫هی.

00:14:21.810 --> 00:14:22.500
‫نزدیک نیا!

00:14:27.180 --> 00:14:29.940
‫کشتن بچه‌ای مثل تو وقت تلف‌کردنه.

00:14:29.940 --> 00:14:31.810
‫می‌ذارم بری، از جلو چشم گمشو.

00:14:31.810 --> 00:14:33.720
‫اما بلد نیستم چطوری گم شم.

00:14:33.720 --> 00:14:36.630
‫می‌گم برو خونه‌تون! کشور خودت!

00:14:36.630 --> 00:14:37.960
‫نمی‌دونم چطوری.

00:14:37.960 --> 00:14:38.440
‫ها؟!

00:14:38.670 --> 00:14:42.390
‫منو دزدیدن، برا همین نمی‌دونم راه خونه کدوم‌وره.

00:14:45.690 --> 00:14:47.330
‫می‌گم، داداش!

00:14:47.330 --> 00:14:50.650
‫واقعنی می‌خوای منو ببری خونه‌مون؟!

00:14:51.060 --> 00:14:54.200
‫فقط چون دارم می‌رم سمت مرز گفتم دنبالم بیای.

00:14:54.600 --> 00:14:56.840
‫درضمن انقدر نزدیکم راه نرو.

00:14:56.840 --> 00:14:58.850
‫باش! پس می‌بریم خونه.

00:14:58.850 --> 00:15:00.210
‫ممنون، داداش.

00:15:00.210 --> 00:15:02.180
‫انقدر منو اون‌طوری صدا نزن.

00:15:02.570 --> 00:15:07.500
‫بچه‌ عجیبی هستیا؛ چه‌جور هیولایی
‫ از یه انسان تشکر می‌کنه؟

00:15:07.500 --> 00:15:09.130
‫ها؟ چرا؟

00:15:09.130 --> 00:15:14.460
‫مامانم همیشه می‌گه هروقت کسی
‫ ‌کار خوبی برام انجام داد ازش تشکر کنم.

00:15:14.800 --> 00:15:17.180
‫آدما ممنون نمی‌گن؟

00:15:18.640 --> 00:15:20.890
‫عا! وایسا منم بیام!

00:15:20.890 --> 00:15:25.320
‫چی داره می‌گه؟ با اینکه هیولاست
‫ مثل انسان‌ها حرف می‌زنه.

00:15:27.810 --> 00:15:28.900
‫هی، بچه.

00:15:31.420 --> 00:15:32.500
‫نیست؟!

00:15:32.930 --> 00:15:34.700
‫یه‌لحظه چشامو ازش برداشتم.

00:15:34.700 --> 00:15:36.810
‫نگو دوباره دزدینـ ـ

00:15:39.620 --> 00:15:41.500
‫آی!

00:15:41.500 --> 00:15:43.550
‫واسه خودت پرسه نزن، جغله!

00:15:43.550 --> 00:15:45.120
‫گفتم که دنبال من بیای!

00:15:45.400 --> 00:15:46.580
‫داداش!

00:15:46.580 --> 00:15:47.630
‫انقدرم اینو نگو!

00:15:47.630 --> 00:15:50.290
‫حتماً‌ چون اینطوری سربه‌هوایی دزدینت دیگه!

00:15:50.290 --> 00:15:52.360
‫ببخشید؛ فقط اینه که...

00:15:52.680 --> 00:15:56.940
‫تاحالا همچین گل‌ و حشره‌های عجیبی ندیده‌ بودم.

00:15:56.940 --> 00:16:00.050
‫آدما همیشه تو همچین جاهایی زندگی می‌کنن؟

00:16:00.050 --> 00:16:02.010
‫باید خوب باشه ها.

00:16:02.960 --> 00:16:06.180
‫هی، اون دزدا چرا اینجا آوردنت؟

00:16:06.790 --> 00:16:08.870
‫چرا باید هیولاها، هیولا بدزدن؟

00:16:08.870 --> 00:16:09.810
‫هه؟

00:16:10.200 --> 00:16:14.910
‫خب، آه، کلی بچه رو تازگیا دارن می‌برن.

00:16:14.910 --> 00:16:17.080
‫اول می‌فروشن‌شون به آدما،

00:16:17.080 --> 00:16:20.570
‫یا باهاشون «تفریح» می‌کنن
‫یا می‌ذارنشون تو «سیرک».

00:16:20.870 --> 00:16:26.790
‫پس اون هیولاهای بچه‌دزدی که
‫ دربارشون شنیدم برای انسان‌ها کار می‌کنن؟

00:16:24.490 --> 00:16:27.390
‫موندم این «سیرک» جای باحالیه یا نه...

00:16:27.390 --> 00:16:29.710
‫انسان‌ها با هیولاها مثل اسباب‌بازی رفتار می‌کنن.

00:16:30.640 --> 00:16:31.750
‫درست مثل

00:16:32.750 --> 00:16:34.140
‫اتفاق اون‌موقع.

00:16:35.750 --> 00:16:36.980
‫داداش؟

00:16:37.270 --> 00:16:38.880
‫جاییت درد گرفت؟

00:16:38.880 --> 00:16:39.680
‫بهم دست نزن!

00:16:47.460 --> 00:16:48.730
‫چیکار می‌کنی؟

00:16:48.990 --> 00:16:51.910
‫گـ ـ گفتی بهت دست نزنم.

00:16:52.950 --> 00:16:57.880
‫مامانم هروقت اوخ می‌شم، برای دلداری نازم می‌کنه.

00:16:57.880 --> 00:17:00.400
‫برا همین چون دستم بهت نخوره، از دور ناز می‌دم.

00:17:00.400 --> 00:17:02.410
‫نازی نازی، زود خوب شو!

00:17:02.410 --> 00:17:03.380
‫خوب شو!

00:17:03.380 --> 00:17:04.250
‫خوب-

00:17:05.220 --> 00:17:07.150
‫اونجان! پیداشون کردم!

00:17:07.150 --> 00:17:10.890
‫دیگه به‌اندازه کافی از این
‫ نصفه‌نیمه کارکردن هیولاها کشیدم.

00:17:10.890 --> 00:17:12.910
‫پولو گرفتن و زدن به‌چاک.

00:17:13.390 --> 00:17:14.470
‫آدمن.

00:17:14.970 --> 00:17:16.060
‫شماها کی هستین؟

00:17:16.060 --> 00:17:20.800
‫برای یه اشراف‌زاده کار می‌کنیم؛
‫تا همین‌جا می‌تونم بهت بگم.

00:17:20.800 --> 00:17:23.780
‫اون هیولا شکار ماست.

00:17:24.170 --> 00:17:26.310
‫...می‌فروشن‌شون به آدما...

00:17:26.310 --> 00:17:27.230
‫همینان...

00:17:27.230 --> 00:17:30.230
‫خیلی‌خب، بهتره بدیش به ما.

00:17:32.320 --> 00:17:35.450
‫همم؟ اون تتو رو گونه چپت...

00:17:35.820 --> 00:17:39.140
‫تو باید همون آواره‌ای باشی
‫که این اطراف هیولا شکار می‌کنه.

00:17:39.140 --> 00:17:41.780
‫تو هم دنبال این هیولایی؟

00:17:42.550 --> 00:17:43.540
‫به من...

00:17:46.520 --> 00:17:47.700
‫مربوط نیست.

00:17:48.270 --> 00:17:50.660
‫اهمیت نمی‌دم چه اتفاقی براش میفته.

00:17:50.660 --> 00:17:52.280
‫خب خوبه.

00:17:52.280 --> 00:17:52.880
‫ها؟

00:17:53.180 --> 00:17:55.170
‫عمو کجا می‌ریم؟

00:17:55.170 --> 00:17:58.210
‫پیش اربابی که خوب ازت مراقبت کنه.

00:17:58.440 --> 00:17:59.410
‫عـه؟

00:17:59.410 --> 00:18:02.800
‫نه نمی‌خوام! می‌خوام برم خونه‌مون!

00:18:02.800 --> 00:18:05.510
‫نمی‌خوام! ولم کن!

00:18:05.510 --> 00:18:07.470
‫می‌خوام برم خونه!

00:18:06.120 --> 00:18:07.470
‫انقدر وول نخور!

00:18:07.880 --> 00:18:11.680
‫نمی‌خوام! مامان!

00:18:12.360 --> 00:18:18.660
‫چرا باید اهمیت بدم اگه بمیره، زنده بمونه،
‫ باهاش تفریح بشه، یا بره تو سیرک؟

00:18:19.030 --> 00:18:21.320
‫تا وقتی دست از سر من برداره...

00:18:21.320 --> 00:18:22.780
‫نه! نمی‌خوام!

00:18:22.780 --> 00:18:24.550
‫دهنتو ببند و انقدر ناله نکن!

00:18:22.780 --> 00:18:24.550
‫نمی‌خوام برم!

00:18:25.090 --> 00:18:29.560
‫داداش، کمکم کن!

00:18:34.000 --> 00:18:35.850
‫فـ ـ فکر کردی چیکار می‌کنی؟!

00:18:35.850 --> 00:18:39.020
‫نمی‌تونی از پولی که از این
‫جونور تو جیبت می‌ره بگذری؟

00:18:39.960 --> 00:18:41.540
‫منو با خودتون یکی نکنین.

00:18:42.150 --> 00:18:44.770
‫من از عمق وجودم از هیولاها متنفرم،

00:18:45.090 --> 00:18:48.010
‫اما... از عوضی‌هایی مثل شما،

00:18:48.360 --> 00:18:53.180
‫که با جون همه بازی می‌کنن، بیشتر متنفرم.

00:18:53.440 --> 00:18:54.560
‫چی؟!

00:18:54.560 --> 00:18:58.080
‫اگه بخوای جلومون وایسی،
‫کاری می‌کنیم پشیمون شی!

00:19:03.040 --> 00:19:03.960
‫همون‌جا واینستا!

00:19:04.230 --> 00:19:05.410
‫زودباش فرار کن!

00:19:07.870 --> 00:19:08.830
‫احمق!

00:19:10.070 --> 00:19:13.010
‫داداش رو اذیت نکنید!

00:19:13.360 --> 00:19:14.000
‫تو...

00:19:14.000 --> 00:19:15.460
‫هی، مراقب باش.

00:19:15.460 --> 00:19:17.100
‫اگه بکشیمش هیچی نمی‌ارزه.

00:19:17.100 --> 00:19:17.880
‫می‌دونم بابا.

00:19:29.890 --> 00:19:31.770
‫اینو فقط یه‌بار می‌گم.

00:19:31.770 --> 00:19:34.820
‫اگه برا جونتون بیشتر از جیبتون ارزش قائلید،

00:19:34.820 --> 00:19:36.530
‫سریع از جلو چشام دور شید.

00:19:37.040 --> 00:19:39.200
‫بـ ـ باشه، تو بردی!

00:19:39.200 --> 00:19:40.770
‫بچه باشه واسه خودت!

00:19:48.570 --> 00:19:50.500
‫باید سرت تو کار خودت می‌بود.

00:19:50.890 --> 00:19:54.010
‫اگه به یه هیولا بدهکار باشم بهتره بمیرم.

00:19:54.010 --> 00:19:56.180
‫اما الان بی‌حسابیم، گرفتی؟

00:19:56.180 --> 00:19:58.470
‫من که چیزی بهت قرض ندادم.

00:19:58.470 --> 00:19:59.210
‫به‌هرحال...

00:20:01.280 --> 00:20:05.590
‫شاید الان کوچیک باشه، ولی وقتی
‫بزرگ شه، انسان‌ها رو می‌کشه.

00:20:05.590 --> 00:20:07.580
‫اونا همچین موجوداتی‌ان.

00:20:08.250 --> 00:20:11.370
‫ولی همه‌ی هیولاها اینو نمی‌خوان.

00:20:13.240 --> 00:20:17.330
‫بعضی‌هاشون مهربون، بعضی‌هاشون
‫ترسو، همه‌نوع ازشون هست.

00:20:17.960 --> 00:20:19.740
‫درست مثل انسان‌ها.

00:20:23.310 --> 00:20:26.470
‫هروقت کسی ‌کار خوبی
‫ برام انجام داد ازش تشکر می‌کنم.

00:20:26.470 --> 00:20:28.350
‫آدما نمی‌گن؟

00:20:29.860 --> 00:20:32.510
‫«ممنون» منظورم بود.

00:20:34.990 --> 00:20:37.930
‫اوهوم، اوهوم؛ قابلتو نداشت!

00:20:41.440 --> 00:20:46.010
‫من تغییر نمی‌کنم؛ نفرتی که نسبت به
‫ هیولاها دارم تاابد باقی می‌مونه.

00:20:46.770 --> 00:20:47.840
‫اما، ساریفی...

00:20:48.740 --> 00:20:56.970
‫چیزی که می‌گفتی شاید خیلی هم اشتباه نبوده باشه،
‫حداقل هیولاهایی که دورتو گرفتن همچین موجوداتی‌ان.

00:20:57.860 --> 00:20:59.660
‫هیولاهایی مثل این فسقلی.

00:21:02.800 --> 00:21:05.690
‫خیل‌خب؛ پشت اون کوه، قلمرو دیوسانانه.

00:21:05.690 --> 00:21:08.060
‫آسمون باز معمولی شد!

00:21:08.060 --> 00:21:11.710
‫نمی‌تونم از اینجا جلوتر بیام،
‫بقیه‌شو خودت باید یه‌کاریش کنی.

00:21:11.710 --> 00:21:13.200
‫باش! ممنون.

00:21:13.530 --> 00:21:16.960
‫بعضی‌وقتا بیا اوزمارگو باهم بازی کنیم، داداش!

00:21:16.960 --> 00:21:18.530
‫اگه حالشو داشتم.

00:21:19.350 --> 00:21:21.000
‫گفتی میای ها!

00:21:21.000 --> 00:21:23.970
‫می‌بینمت، داداش! بای‌بای!

00:21:24.280 --> 00:21:27.450
‫گفتم، بای‌بای!

00:21:40.780 --> 00:21:43.590
‫بای‌بای!

00:21:46.200 --> 00:21:52.580
‫بعد از تیتراژ ادامه دارد...

00:21:52.600 --> 00:22:12.600
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:50.090 --> 00:22:53.710
‫انتظار نداشتیم گارد سلطنتی قاتی ماجرا بشه.

00:22:53.710 --> 00:22:55.540
‫اما دفعه بعد...

00:22:55.540 --> 00:23:00.220
‫راستی، شنیدم دسته پیمان خونی تو ماسیا،
‫ اعلام کرده می‌خواد منحل بشه.

00:23:00.530 --> 00:23:04.520
‫اونا بزرگترین گروه ضد سلطنت اطراف اونجا بودن.

00:23:04.520 --> 00:23:06.510
‫هاه! چه بزدلایی!

00:23:06.510 --> 00:23:11.120
‫همیشه می‌دونستم آخرش به‌عهده خودمون،
‫ستارگان سیاه‌ـه،‌ تا شاه رو از سلطنت پایین بکشیم.

00:23:11.510 --> 00:23:14.380
‫شماها هم قرار نیست تغییر زیادی ایجاد کنید.

00:23:14.380 --> 00:23:15.950
‫کـ ـ کی اونجاست؟!

00:23:15.950 --> 00:23:18.430
‫تو رو شاه فرستاده؟!

00:23:18.430 --> 00:23:21.300
‫درسته؛ شماها از الان به بعد...

00:23:21.770 --> 00:23:24.620
‫سربازانی در خدمت اولیاحضرتید.

00:23:26.630 --> 00:23:29.520
‫تمام ضد سلطنت‌ها یک‌جا
‫حرکاتشون رو متوقف کردن؟

00:23:29.520 --> 00:23:31.960
‫به‌حدی که انگار بهشون علامت داده شده.

00:23:31.960 --> 00:23:35.310
‫از یه‌طرف مثل نعمت می‌مونه، اما از طرف دیگه...

00:23:35.630 --> 00:23:38.900
‫درسته؛ یه بوهایی میاد.

00:23:37.020 --> 00:23:40.010
<font size="70">‫قسمت بعد</c>

00:23:37.020 --> 00:23:40.010
‫تهاجم و گرگ بدون پادشاهی