﻿WEBVTT

00:00:13.740 --> 00:00:14.730
‫چی؟!

00:00:14.730 --> 00:00:16.350
‫یه انسان اونجا چیکار می‌کنه؟!

00:00:16.350 --> 00:00:17.300
‫پادشاه کجاست؟!

00:00:17.300 --> 00:00:20.740
‫امکان نداره! اعلی‌حضرت به انسان تبدیل شد؟!

00:00:21.760 --> 00:00:23.460
‫عجله کن! باهام بیا!

00:00:29.030 --> 00:00:29.760
‫ساریفی!

00:00:32.520 --> 00:00:33.510
‫کی-چان!

00:00:33.534 --> 00:00:38.534
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:38.630 --> 00:00:40.550
‫چه‌خبر شده؟

00:00:40.950 --> 00:00:43.720
‫چرا... چرا این اتفاق داره میفته؟

00:00:45.030 --> 00:00:47.750
‫آسمون... آبی‌ـه؟!

00:00:56.500 --> 00:00:59.890
‫پست‌فطرت! چه بلایی سر اعلی‌حضرت آوردی؟!

00:00:59.890 --> 00:01:01.650
‫من؟ هیچی.

00:01:01.650 --> 00:01:05.670
‫همش دروغه!
‫این آتیش‌ها از گور تو بلند می‌شه!

00:01:06.200 --> 00:01:12.100
‫به کتابخونه‌ی ممنوعه رفتی تا جادوهای شوم رو
‫ از کتاب‌های مهروموم‌شده یاد بگیری.

00:01:13.010 --> 00:01:17.260
‫و ازشون استفاده کردی تا
‫اعلی‌حضرت رو در اون کالبد گیر بندازی!

00:01:18.710 --> 00:01:20.680
‫همیشه می‌دونستم ذکاوت خوبی داری.

00:01:21.080 --> 00:01:23.140
‫با این وجود، استدلالت یه‌چیزی کم داره.

00:01:23.140 --> 00:01:23.990
‫چی؟!

00:01:24.480 --> 00:01:30.980
‫اعتراف می‌کنم که از هنرهای ممنوعه استفاده کردم،
‫اما هیچ‌کاری با پادشاه نکردم.

00:01:30.980 --> 00:01:36.580
‫تنها کاری که کردم، پراکنده‌کردن مِهی بود
‫ که این سرزمین رو پوشونده بود.

00:01:36.580 --> 00:01:40.990
‫و براثرش، شرایطِ یک شب آشکارسازی بازسازی شد.

00:01:41.210 --> 00:01:44.970
‫نیاز نیست بهتون یادآوری کنم
‫که در شب آشکارسازی،

00:01:44.970 --> 00:01:48.920
‫به دلایلی، پادشاه خودش رو
‫ از همگان پنهان می‌کنه.

00:01:48.920 --> 00:01:51.850
‫متوجه شدید دلیل اینکار چی بود؟

00:01:52.620 --> 00:01:53.560
‫چطور-

00:01:53.560 --> 00:01:56.750
‫این چیزیه که به‌دنبال ریشه‌یابیش بودم.

00:01:57.210 --> 00:02:02.520
‫راز سلطنتیِ بزرگی که پادشاه می‌خواست
‫ به هرقیمتی روش سرپوش بگذاره.

00:02:02.820 --> 00:02:04.100
‫غیرممکنه!

00:02:04.760 --> 00:02:11.640
‫انتظار داری باور کنم...
‫اون شکل واقعیِ اعلی‌حضرته؟!

00:02:12.350 --> 00:02:18.300
‫دقیقاً؛ تونستی مدرک رو
‫با چشمان خودت مشاهده کنی.

00:02:18.730 --> 00:02:22.140
‫این حقیقتِ بی‌چون و چراست.

00:02:23.500 --> 00:02:27.100
‫آهای! واسه چی «کی» رو پرت کردی سمت ساری؟

00:02:27.100 --> 00:02:27.800
‫اسکل.

00:02:28.040 --> 00:02:30.040
‫قراره ساریفی و سلطان رو دنبال کنیم.

00:02:30.040 --> 00:02:32.730
‫پیوندت با حباب شماره یک باعث می‌شه...

00:02:33.510 --> 00:02:35.870
‫شـ ـ شماها چی می‌خواین؟!

00:02:35.870 --> 00:02:37.390
‫چیکار می‌کنید؟!

00:02:37.390 --> 00:02:40.210
‫در این وضعیت اضطراری،
‫ وقت دعوای داخلی نیست!

00:02:40.460 --> 00:02:43.520
‫زودتر برین اون پایین و مردم رو آروم کنین!

00:02:43.520 --> 00:02:45.840
‫براساس دستورات ست-ساما اقدام می‌کنیم.

00:02:46.120 --> 00:02:47.120
‫ست؟

00:02:47.120 --> 00:02:48.550
‫سکوت!

00:02:51.270 --> 00:02:53.650
‫بنده قاضی دربار، سِت هستم.

00:02:53.650 --> 00:02:58.040
‫با توجه به این شرایطِ پیش‌بینی‌نشده،
‫بدین وسیله وضعیت فوق‌العاده اعلام می‌کنم؛

00:02:58.450 --> 00:03:02.740
‫که طی اون، بنده به‌عنوان
‫ پادشاه موقت خدمت خواهم کرد.

00:03:03.170 --> 00:03:05.570
‫سِت جای پادشاه رو می‌گیره؟!

00:03:06.070 --> 00:03:08.530
‫اینجا چه‌خبره، آبی؟!

00:03:09.030 --> 00:03:12.310
‫اینکه صدراعظم آنوبیس در کنار من ایستادن،

00:03:12.310 --> 00:03:16.910
‫و من رو برای انجام این وظیفه‌ی بزرگ
‫انتخاب کردن، دلیلی وجود داره.

00:03:16.910 --> 00:03:23.010
‫برای مثال، تنها بنده درک درستی
‫ از وضعیت کنونی‌مون دارم.

00:03:23.320 --> 00:03:30.260
‫منظره‌ی تکان‌دهنده‌ای که هم‌اکنون
‫ شاهدش بودید، به‌راستی پادشاه‌مون بود.

00:03:30.530 --> 00:03:34.810
‫شما شاهد دیگر نسل خانوادگیِ اعلی‌حضرت بودید.

00:03:35.800 --> 00:03:41.460
‫خون دیوسانان و انسان‌ها هرگز باهم ترکیب نمی‌شن؛
‫و دو بخش جداگانه باقی می‌مونن.

00:03:41.730 --> 00:03:47.280
‫و در زمانی که مِه از دید خارج بشه،
‫جادوی پادشاه به‌شدت ضعیف می‌شه.

00:03:47.280 --> 00:03:50.340
‫و دیگر قادر به حفظ شکل هیولاییِ خود نیست.

00:03:51.550 --> 00:03:54.380
‫اعلی‌حضرت نیمه‌انسانه؟

00:03:54.380 --> 00:04:00.250
‫اما بزرگ‌ترین مسئله اینه که
‫ هیچ سابقه یا اثرِ گواهی‌دهنده‌ای

00:04:00.250 --> 00:04:04.090
‫از ارتباط بین پادشاه سابق و
‫ هیچ انسانی در دسترس نیست.

00:04:04.090 --> 00:04:05.280
‫چی؟

00:04:05.280 --> 00:04:08.350
‫و همین مورد برای ملکه‌ی قبلی هم صدق می‌کنه.

00:04:08.700 --> 00:04:14.990
‫به عبارت دیگه، کسی که بهش لقب پادشاه دادیم،
‫خون خالص سلطنتی در رگ‌هاش جاری نیست.

00:04:14.990 --> 00:04:17.860
‫شیادی بیش نیست!

00:04:18.930 --> 00:04:22.200
‫چی؟ این دروغه!

00:04:22.430 --> 00:04:27.820
‫چیز وحشتناک‌تر اینه که اون به‌دنبال
‫ اختیار کردن همسری انسانی،

00:04:27.820 --> 00:04:31.750
‫و آلوده‌کردن سرزمین دیوسانان با خون انسان‌ها بود.

00:04:32.200 --> 00:04:34.880
‫چنین فردی پادشاه ما نیست.

00:04:34.880 --> 00:04:37.390
‫او دشمنی بر تمام دیوسانانه!

00:04:38.560 --> 00:04:42.480
‫و اینک، اجازه بدید اولین فرمانم رو
‫ به‌عنوان پادشاه موقت اعلام کنم.

00:04:43.380 --> 00:04:49.280
‫اون شروری که تظاهر به پادشاهی می‌کرد،
‫به همراه دختر انسانی که فرار کرده،

00:04:49.280 --> 00:04:51.860
‫هر دوشون رو فوراً دستگیر کنید!

00:04:55.520 --> 00:04:57.920
‫این همون غاریه که دیروز منو آوردی.

00:04:57.920 --> 00:04:59.870
‫مطمئنم اینجا جامون امنه.

00:05:01.930 --> 00:05:05.850
‫دیدنش؛ همه رازِ عالیجناب رو دیدن.

00:05:06.540 --> 00:05:09.350
‫حالا چی؟ باید چیکار کنیم؟

00:05:13.200 --> 00:05:14.270
‫نه.

00:05:14.880 --> 00:05:19.180
‫نمی‌دونم چرا این اتفاق افتاده
‫یا باید براش چیکار کنیم،

00:05:19.180 --> 00:05:22.080
‫ولی نگران و بلاتکلیف‌ترین فرد، خود عالیجنابه.

00:05:22.880 --> 00:05:24.790
‫من باید به خودم مسلط باشم!

00:05:26.710 --> 00:05:29.740
‫بیرون یه نگاه میندازم؛
‫بذار شنلت رو قرض بگیرم، باشه؟

00:05:33.320 --> 00:05:35.530
‫آسمون هنوز صافه.

00:05:36.130 --> 00:05:39.750
‫شک دارم این داستان طبیعی باشه، دخی.

00:05:39.750 --> 00:05:40.270
‫ها؟

00:05:40.470 --> 00:05:44.560
‫جادو جنبلی چیزی؛
‫یه نیروی غیرطبیعی پشت قضیه‌ست.

00:05:44.560 --> 00:05:47.990
‫منظورت اینه که...
‫یکی از عمد اینکارو با آسمون کرده؟

00:05:49.730 --> 00:05:52.280
‫قبل از هر چیزی، باید غذا بخوریم.

00:05:52.280 --> 00:05:55.160
‫بنو-چان، حواست به عالیجناب باشه!

00:05:56.360 --> 00:05:57.660
‫اونجا یه شهره.

00:05:58.310 --> 00:06:00.850
‫امیدوارم بتونم اونجا غذا گیر بیارم.

00:06:00.850 --> 00:06:03.170
‫ولی اگه بفهمن یه انسانم...

00:06:04.750 --> 00:06:07.440
‫تو صف وایسین! تو اینجا وایسا!

00:06:07.440 --> 00:06:08.440
‫مامان!

00:06:08.440 --> 00:06:09.380
‫عزیزم!

00:06:09.380 --> 00:06:11.580
‫این دوزیست بچه‌ی توئه؟

00:06:11.580 --> 00:06:13.910
‫بله؛ شوهرم دوزیسته.

00:06:13.910 --> 00:06:15.760
‫چرا از هم جداشون می‌کنین؟

00:06:16.000 --> 00:06:19.600
‫خوب گوش کنین! ما جوخه‌ی طبقه‌بندی هستیم!

00:06:19.600 --> 00:06:24.100
‫ما نژاد‌های این شهر رو مطابق
‫سیستم طبقاتی جدید تقسیم می‌کنیم.

00:06:24.390 --> 00:06:28.120
‫از این لحظه، پستانداران گونه‌های ممتاز هستن.

00:06:28.120 --> 00:06:30.700
‫دیگران حق سکونت در اینجا رو ندارن!

00:06:30.710 --> 00:06:32.550
‫«جوخه‌ی طبقه‌بندی»؟

00:06:32.550 --> 00:06:34.900
‫داری می‌گی شهرمون رو ترک کنیم؟!

00:06:34.900 --> 00:06:37.620
‫این حکمِ پادشاه موقته.

00:06:38.250 --> 00:06:42.920
‫ما سیاست برابری اخیر رو اصلاح،
‫و ارجعیت‌های مشخصی ایجاد می‌کنیم!

00:06:42.920 --> 00:06:45.080
‫این فرمان جدیده.

00:06:45.450 --> 00:06:47.280
‫این خیلی مسخره‌ست!

00:06:47.280 --> 00:06:51.050
‫پادشاه فعلی بالأخره گذاشته بود
‫ زندگی خوبی داشته باشیم.

00:06:51.050 --> 00:06:53.120
‫اون فقط یه نیرنگ بود!

00:06:53.120 --> 00:06:58.460
‫پادشاه به‌دنبال برابری بود
‫تا خون ناخالصِ خودش رو لاپوشونی کنه.

00:06:58.460 --> 00:07:01.000
‫همش نقشه‌ای توسط پادشاه انسانی بود.

00:07:01.000 --> 00:07:05.150
‫تعریف از وضعیت فعلی،
‫معنیش حمایت از قوانین انسانی‌ـه!

00:07:05.150 --> 00:07:07.480
‫ولی چرا به طبقه‌های متفاوت تقسیم می‌شیم؟

00:07:07.480 --> 00:07:10.650
‫پس می‌تونیم طرف پادشاه انسانی رو بگیریم؟

00:07:10.650 --> 00:07:13.630
‫اینطوری، می‌شه مثل قبل زندگی‌مونو بکنیم، نه؟

00:07:13.630 --> 00:07:15.790
‫هوی، منظورت از این چیه؟!

00:07:15.790 --> 00:07:17.950
‫تا وقتی تو خوشحال باشی،
‫ چیز دیگه‌ای مهم نیست؟!

00:07:18.410 --> 00:07:21.400
‫زین پس، هرگونه ارتباط
‫بین نژادهای مختلف قدغنه!

00:07:21.880 --> 00:07:23.850
‫حالا، گمشین بیرون!

00:07:23.850 --> 00:07:25.530
‫بچه‌م رو بهم پس بدین!

00:07:25.530 --> 00:07:26.580
‫مامان!

00:07:28.130 --> 00:07:30.400
‫بهم دست نزن، تفاله‌ی پست!

00:07:30.400 --> 00:07:31.500
‫بس کن!

00:07:34.370 --> 00:07:35.510
‫یه انسان؟!

00:07:35.510 --> 00:07:37.540
‫ا ـ اون اینجا چیکار می‌کنه؟

00:07:37.540 --> 00:07:41.180
‫تو باید همون دختری باشی
‫ که با پادشاه انسانی فرار کرد!

00:07:41.180 --> 00:07:42.810
‫سـ ـ ساری!

00:07:43.130 --> 00:07:46.030
‫اون «پادشاه انسانی» نیست.

00:07:46.410 --> 00:07:48.150
‫اون پادشاهِ شماست!

00:07:49.310 --> 00:07:54.230
‫چرا فقط چون خون انسان تو رگ‌هاشه،
‫باید اینکارها رو انجام بدین؟!

00:07:54.700 --> 00:07:57.850
‫تمام این مدت، عالیجناب برای شماها تلاش می‌کرده.

00:07:57.850 --> 00:08:00.160
‫چرا نمی‌تونین اینو درک کنین؟!

00:08:01.240 --> 00:08:04.710
‫سـ ـ سکوت کن، انسان!
‫حالا و همین‌جا اعدامت می‌کنیم!

00:08:04.710 --> 00:08:06.210
‫ساری!

00:08:08.720 --> 00:08:09.550
‫لانت!

00:08:09.870 --> 00:08:11.040
‫شرمنده دیر شد.

00:08:13.400 --> 00:08:14.440
‫چطور جرئت داری؟!

00:08:18.630 --> 00:08:21.580
‫صد سال سیاه اون پلشتا
‫ جلو من شانسی داشته باشن.

00:08:21.580 --> 00:08:25.450
‫آخه از طرف خود کاپیتان گارد سلطنتی
‫ تمرین اختصاصی دیدم.

00:08:25.450 --> 00:08:27.710
‫کی! ساری!

00:08:27.710 --> 00:08:29.150
‫ممنون، لانت.

00:08:29.150 --> 00:08:30.730
‫شرمنده طولش دادم.

00:08:30.930 --> 00:08:31.860
‫عزیزم!

00:08:32.480 --> 00:08:36.410
‫آهای، وقتی ساریفی بچه‌تو نجات داده، نباید اینطوری-

00:08:36.410 --> 00:08:37.190
‫عیبی نداره.

00:08:37.190 --> 00:08:41.700
‫چیه؟ فکر کردم کمک رسیده،
‫ولی همدست انسان‌ها بود.

00:08:41.700 --> 00:08:43.190
‫از یه کفتارصفت چه انتظاری داری؟

00:08:43.770 --> 00:08:46.830
‫بیا بریم، ساریفی؛ نباید زیاد یه جا بمونیم.

00:08:46.830 --> 00:08:47.580
‫باشه.

00:08:57.420 --> 00:08:59.420
‫پس این «پادشاه موقت»...

00:08:59.420 --> 00:09:04.950
‫آره؛ قاضیِ غلط‌انداز، سِت،
‫اونایی که تو شهر دیدی رو فرستاده بود.

00:09:04.950 --> 00:09:06.030
‫اینکه...

00:09:06.530 --> 00:09:09.130
‫احتمالاً یه‌مدتی هست نقشه‌شو داشته.

00:09:09.130 --> 00:09:11.650
‫انگار همش خیلی بی‌دردسر بوده، می‌فهمی؟

00:09:11.650 --> 00:09:14.820
‫مثلاً جوری که همه‌چی
‫ طبق سناریو‌ش پیش بره.

00:09:15.150 --> 00:09:17.530
‫پس شاید این آسمون هم کار خودش بوده.

00:09:18.010 --> 00:09:22.780
‫بنو-چان گفت یکی داره عمداً
‫از قدرت جادویی استفاده می‌کنه.

00:09:22.780 --> 00:09:25.740
‫و ازش استفاده می‌کنه
‫ تا آسمون رو صاف نگه داره...

00:09:25.740 --> 00:09:27.900
‫شایدم حق با تو باشه.

00:09:27.900 --> 00:09:33.330
‫اگه راز شاه رو فهمیده باشه
‫و این وضعیت رو برنامه‌ریزی کرده،

00:09:33.810 --> 00:09:38.010
‫پس می‌تونم بفهمم اون
‫ حرفای جنون‌آمیزش از کجا نشأت می‌گرفت.

00:09:38.010 --> 00:09:39.040
‫مگه چی گفته؟

00:09:39.420 --> 00:09:44.530
‫گفت پادشاه خون سلطنتی نداره،
‫ولی ست فرزندِ آخرین پادشاهه.

00:09:45.220 --> 00:09:48.770
‫پس اون تنها وارث حقیقیِ تاج‌وتخته.

00:09:50.140 --> 00:09:52.030
‫کدوم «وارث تاج‌وتخت»؟

00:09:52.480 --> 00:09:54.400
‫چطوری خونِ تو سلطنتی شده؟

00:09:54.400 --> 00:09:56.440
‫سوابق این مورد رو تأیید می‌کنن.

00:09:56.700 --> 00:10:00.790
‫من فرزند پادشاه مرحوم
‫و یکی از صیغه‌هاشون هستم.

00:10:01.090 --> 00:10:04.450
‫صرفاً در اطلاع عموم مخفی می‌شد،
‫زیرا در موردی به‌دور از عُرف،

00:10:04.450 --> 00:10:08.990
‫به‌جای خاندان سلطنتی،
‫به مادرم شباهت داشتم.

00:10:09.300 --> 00:10:11.250
‫شکی درش نیست.

00:10:11.250 --> 00:10:14.340
‫امضای کشیشِ اون‌زمان کاملاً واقعیه.

00:10:14.700 --> 00:10:22.060
‫به عبارتی، چون در این لحظه، فقط تو
‫ خون سلطنتی داری، یعنی تو باید حکومت کنی؟

00:10:22.350 --> 00:10:25.190
‫بسیار خوشحالم که درک می‌کنی.

00:10:25.190 --> 00:10:27.560
‫انتظار نداشتم اینقدر روشن‌فکر باشی.

00:10:29.580 --> 00:10:32.890
‫آبی، واسه همین اونجا وایسادی؟

00:10:33.330 --> 00:10:35.980
‫الان سِت پادشاهیه که بهش خدمت می‌کنی؟

00:10:36.280 --> 00:10:36.990
‫جوابمو بده!

00:10:37.300 --> 00:10:39.950
‫موضع من نسبت به همیشه فرقی نکرده.

00:10:39.950 --> 00:10:41.660
‫بنده آنوبیس هستم.

00:10:41.660 --> 00:10:45.090
‫تنها به پادشاه حقیقی خدمت می‌کنم.

00:10:48.440 --> 00:10:49.790
‫فهمیدم.

00:10:49.790 --> 00:10:53.920
‫اگه این راهیه که می‌خوای پیش بگیری،
‫من راهمو ازت جدا می‌کنم.

00:10:54.240 --> 00:10:56.750
‫من فقط به یه پادشاه خدمت می‌کنم!

00:10:56.750 --> 00:10:59.260
‫به هرقیمتی شده از جونش محافظت می‌کنم!

00:11:01.680 --> 00:11:05.220
‫پس درآخر طرفِ اون رو گرفتی.

00:11:05.220 --> 00:11:08.180
‫هرچند، مطابق حدسیاتم بود.

00:11:08.560 --> 00:11:11.250
‫یک شورشی‌ـه؛ بازداشتش کنید.

00:11:11.760 --> 00:11:15.770
‫باورم نمی‌شه تو زمانی که
‫ فرار می‌کردیم این‌همه اتفاق افتاده.

00:11:16.280 --> 00:11:21.240
‫اگه اون یارو سلطانِ این مملکت بشه،
‫شکی نیست قراره تو اوزمارگو جنگ داخلی بشه.

00:11:21.490 --> 00:11:25.240
‫اون ست بدجوری نژادپرسته.

00:11:25.240 --> 00:11:27.710
‫لانت... تو چی فکر می‌کنی؟

00:11:27.710 --> 00:11:28.210
‫عه؟

00:11:28.530 --> 00:11:29.890
‫درمورد عالیجناب.

00:11:30.210 --> 00:11:31.610
‫چیزی نیست.

00:11:32.160 --> 00:11:36.510
‫مطمئناً غافلگیرم کرد، اما شخصاً فکر نمی‌کنم
‫ چیز خیلی مهمی باشه.

00:11:37.070 --> 00:11:39.710
‫بالأخره من به تو خدمت می‌کنم، ساریفی.

00:11:40.350 --> 00:11:44.060
‫پس هرکی عشقت می‌کشه رو پادشاهم کن.

00:11:44.060 --> 00:11:46.610
‫مـ ـ ما هم همین حسو داریم!

00:11:46.610 --> 00:11:49.630
‫ما هم فقط پیرو تو و پادشاهیم، ساری!

00:11:49.630 --> 00:11:51.570
‫تـ ـ ترسناکه، ولی مهربون!

00:11:51.570 --> 00:11:53.980
‫کی، لاپ... عالیجناب دوست!

00:11:55.490 --> 00:11:59.950
‫ممنونم، لانت، کی-چان، لاپ-چان.

00:12:01.250 --> 00:12:08.440
‫عالیجناب، هنوزم هستن، هنوزم کسایی هستن که
‫ بدون اهمیت دادن به اینکه کی هستی، کنارت بمونن.

00:12:10.760 --> 00:12:14.120
‫نمی‌تونیم تا ابد اینطوری قایم بشیم.

00:12:14.520 --> 00:12:17.700
‫کسی که می‌تونه جلوی
‫ جنگ داخلیِ این کشور رو بگیره

00:12:17.700 --> 00:12:19.330
‫فقط عالیجنابه.

00:12:19.980 --> 00:12:22.470
‫باید کاری کنیم که دوباره رو پاهاش وایسه.

00:12:23.340 --> 00:12:27.610
‫اما برای اون کار، باید از یه‌چیز مطمئن بشم:

00:12:27.610 --> 00:12:30.470
‫گذشته واقعیِ عالیجناب.

00:12:32.030 --> 00:12:34.860
‫سرنخ می‌خوای که بفهمی شاه از کجا اومده؟

00:12:35.220 --> 00:12:37.230
‫واقعاً همچین چیزیو تو قصر پیدا می‌کنی؟

00:12:38.730 --> 00:12:41.320
‫‌جایی که فقط من می‌شناسم مخفی شده.

00:12:41.820 --> 00:12:44.920
‫و به‌خاطر اینکه برای عالیجناب خیلی باارزشه،

00:12:44.920 --> 00:12:47.950
‫درست نیست اگه بدون خودش بررسیش کنم.

00:12:48.200 --> 00:12:51.910
‫پس باید یه‌کار کنیم باهامون راه بیاد، ها؟

00:12:53.130 --> 00:12:54.860
‫شما اینجا منتظر بمونید.

00:12:54.884 --> 00:13:01.884
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:13:02.630 --> 00:13:05.430
‫عالیجناب، ببین.

00:13:07.490 --> 00:13:08.460
‫و اینکه،

00:13:08.910 --> 00:13:14.520
‫اونی که ست صداش می‌زنن پادشاه شده
‫ و داره نژادها رو از هم تقسیم می‌کنه.

00:13:15.350 --> 00:13:18.480
‫اگه ادامه پیدا کنه، باعث جنگ بین هیولاها می‌شه.

00:13:18.790 --> 00:13:24.870
‫لئو، از نظر من تنها کسی که
‫ می‌تونه این وضع رو تغییر بده، تویی.

00:13:25.070 --> 00:13:29.030
‫اگه بتونی به گذشته‌ت پی ببری و دوباره سرپا بشی،

00:13:29.030 --> 00:13:31.590
‫مطمئنم مردمی هستن که قبولت ‌کنن.

00:13:31.590 --> 00:13:32.460
‫پس...

00:13:33.610 --> 00:13:36.040
‫الان دیگه اصل‌ونسبم اهمیتی داره؟

00:13:37.610 --> 00:13:40.070
‫اونا منو توی این حالت دیدن.

00:13:40.460 --> 00:13:45.470
‫الان دیگه نمی‌تونم از مردم— نه،
‫ حتی نمی‌تونم از تو حفاظت کنم.

00:13:45.910 --> 00:13:49.860
‫این قلمرو دیگه برای کسی مثل من جایی نداره.

00:13:50.990 --> 00:13:52.130
‫ساریفی،

00:13:52.580 --> 00:13:55.600
‫با من به یوآنا بیا.

00:13:57.920 --> 00:14:00.890
‫به‌نظر میاد دیگه قدرت نظامی‌ت رو از دست دادی،

00:14:00.890 --> 00:14:02.930
‫کاپیتان یورمونگاند.

00:14:03.200 --> 00:14:10.680
‫خزنده‌ای مثل تو به هیچ‌وجه قرار نبود
‫ زیر فرمانِ پادشاه فعلی گارد سلطنتی رو رهبری کنه.

00:14:10.680 --> 00:14:12.110
‫و از حالا به بعد هم قرار نیست-

00:14:13.220 --> 00:14:14.410
‫پرنسس آمیت؟!

00:14:14.880 --> 00:14:17.500
‫ا... الان درو باز می‌کنم.

00:14:18.500 --> 00:14:19.890
‫لطفاً‌ عجله کنید.

00:14:20.300 --> 00:14:22.130
‫چرا شما همچین کاری می‌کنید؟

00:14:22.590 --> 00:14:25.580
‫شـ ـ شما می‌رید دنبال اعلی‌حضرت بگردید، نه؟

00:14:25.860 --> 00:14:28.910
‫خب، لطفاً منو همراهتون ببرید.

00:14:29.800 --> 00:14:30.770
‫امکانش نیست.

00:14:31.140 --> 00:14:33.170
‫نمی‌تونم اجازه بدم توی خطر باشید...

00:14:33.440 --> 00:14:35.650
‫ساریفی-ساما هم قراره پیششون باشه.

00:14:35.910 --> 00:14:39.720
‫و تا جایی که من خبر دارم،
‫اعلی‌حضرت تنها پادشاه این سرزمینه.

00:14:40.180 --> 00:14:42.980
‫تلاش می‌کنم که سرعتتون رو کم نکنم.

00:14:42.980 --> 00:14:44.930
‫پس خواهش می‌کنم!

00:14:44.930 --> 00:14:46.180
‫فراری‌ها اونجان!

00:14:46.180 --> 00:14:47.240
‫بگیریدشون!

00:14:50.020 --> 00:14:52.070
‫لطفاً ازم دور نشید.

00:14:52.360 --> 00:14:55.530
‫قسم می‌خورم که از شما محافظت کنم.

00:14:55.750 --> 00:14:57.340
‫بـ ـ بله!

00:14:58.260 --> 00:15:00.590
‫عالیجناب، ساریفی-ساما،

00:15:00.590 --> 00:15:02.340
‫لطفاً حالتون خوب باشه!

00:15:03.800 --> 00:15:06.510
‫فقط من و تو؟

00:15:07.290 --> 00:15:13.390
‫توی یوآنا— توی قلمرو انسان‌ها—
‫می‌تونم بدون مخفی شدن زندگی کنم.

00:15:13.740 --> 00:15:17.610
‫و تو هم قرار نیست به‌خاطر نژادت قضاوت بشی.

00:15:18.170 --> 00:15:21.420
‫بیا با آرامش تو سرزمین انسانی زندگی کنیم.

00:15:22.490 --> 00:15:25.900
‫لئو... واقعاً همچین چیزی رو می‌خوای؟

00:15:26.290 --> 00:15:29.050
‫تو تنها چیزی هستی که می‌خوام.

00:15:29.700 --> 00:15:31.560
‫تا وقتی تو کنارم باشی...

00:15:40.600 --> 00:15:44.030
‫دروغه؛ داری دروغ می‌گی.

00:15:44.830 --> 00:15:48.020
‫اگه اوزمارگو، جایی که برای حفاظت ازش
‫ این‌همه تلاش کردی رو رها کنی،

00:15:48.020 --> 00:15:50.850
‫واقعاً مطمئنی که قرار نیست ازش پشیمون بشی؟

00:15:51.580 --> 00:15:56.640
‫اگه بخوای مردمِ این سرزمین—
‫کسایی که پیشت موندنو فراموش کنی...

00:15:57.050 --> 00:15:59.120
‫واقعاً می‌تونی از ته قلب لبخند بزنی؟

00:16:00.540 --> 00:16:02.400
‫معلومه که نه.

00:16:02.720 --> 00:16:05.650
‫هرجایی که تو بری میام، لئو.

00:16:06.260 --> 00:16:08.070
‫هر اتفاقی هم بیفته، کنارت می‌مونم!

00:16:08.460 --> 00:16:11.900
‫پس لطفاً، حداقل به خودت دروغ نگو.

00:16:12.230 --> 00:16:15.540
‫منو بهونه‌ی فرار کردنت ندون!

00:16:21.890 --> 00:16:25.630
‫منو ببخش، ساریفی؛ حق با توئه.

00:16:26.440 --> 00:16:29.110
‫قرار بود بازم یه اشتباه کنم.

00:16:29.410 --> 00:16:30.350
‫بازم؟

00:16:33.600 --> 00:16:36.580
‫با اینکه یه هیولام، خون انسان تو رگ‌هامه.

00:16:36.990 --> 00:16:40.300
‫با اینکه یه پادشاهم، قلبم پر از ترسه.

00:16:40.800 --> 00:16:46.020
‫همش سعی داشتم چشمامو از خودم،
‫ و از تناقض‌هام برگردونم.

00:16:46.730 --> 00:16:50.990
‫تفرقه‌ی وجودم، باعث تفرقه‌ی پادشاهیم شده.

00:16:51.500 --> 00:16:53.440
‫به همین خاطر، مسئولیت می‌پذیرم.

00:16:54.200 --> 00:16:56.110
‫دیگه از خودم فرار نمی‌کنم.

00:16:56.840 --> 00:16:57.800
‫لئو...

00:17:07.670 --> 00:17:08.550
‫ترسیدی؟

00:17:08.900 --> 00:17:10.850
‫آره، ترسیدم.

00:17:10.850 --> 00:17:15.500
‫هم برای ظاهرشدن با این حالت در عموم،
‫و هم برای پی بردن به جایی که ازش اومدم.

00:17:16.200 --> 00:17:18.920
‫اما چیزیم نمی‌شه.

00:17:22.210 --> 00:17:23.640
‫تا وقتی تو کنارمی،

00:17:25.450 --> 00:17:27.590
‫چیزی نیست که ازش بترسم.

00:17:28.650 --> 00:17:33.290
‫آه! امیدوارم ساریفی-ساما صدمه ندیده باشن!

00:17:33.660 --> 00:17:36.730
‫حتماً‌ خودشون رو از تعقیب‌کننده‌ها قایم کردن.

00:17:36.730 --> 00:17:40.080
‫پس پیدا کردنشون برای ما هم نمی‌تونه راحت باشه.

00:17:40.080 --> 00:17:41.830
‫یورمونگاند-ساما...

00:17:42.420 --> 00:17:45.660
‫شما واقعاً به دوستانتون اهمیت می‌دید،
‫پرنسس آمیت.

00:17:46.060 --> 00:17:49.120
‫ا ـ اینطور هم نیست.

00:17:49.500 --> 00:17:52.450
‫به‌خاطر اینکه دوستمه نگرانش نیستم.

00:17:52.830 --> 00:17:56.710
‫چون نگرانشم، دوستش هستم.

00:17:57.100 --> 00:18:00.000
‫که اینطور؛ منم تفاوت زیادی ندارم.

00:18:00.000 --> 00:18:00.810
‫هه؟

00:18:01.810 --> 00:18:06.640
‫در زمان جوانیم، تنها رؤیام
‫ پیوستن به ارتش سلطنتی بود.

00:18:07.310 --> 00:18:10.400
‫هرچند تبعیضِ خزنده‌ها بی‌داد می‌کرد،

00:18:10.400 --> 00:18:13.100
‫و مهم نبود چقدر تلاش کنم،
‫هیچ‌وقت انتخاب نمی‌شدم.

00:18:13.440 --> 00:18:15.650
‫اما بعد، در روزی...

00:18:16.560 --> 00:18:22.120
‫یعنی چقدر استعداد مثل تو
‫ به‌خاطر تبعیض نژادی حروم شدن؟

00:18:22.540 --> 00:18:26.110
‫فقط منتظر باش؛
‫ زمانی قراره این پادشاهی رو تغییر بدم.

00:18:26.110 --> 00:18:29.860
‫تا اون زمان، به شمشیرزنیت اعتماد داشته باش.

00:18:30.890 --> 00:18:33.690
‫اعلی‌حضرت به قولشون وفا کردن.

00:18:33.690 --> 00:18:35.830
‫و حالا، من اینجام.

00:18:36.390 --> 00:18:39.120
‫من بهش خدمت نمی‌کنم چون پادشاهمه.

00:18:39.120 --> 00:18:43.150
‫چون می‌خوام بهش خدمت کنم، پادشاهمه.

00:18:43.810 --> 00:18:46.510
‫متأسفم که فقط درمورد خودم حرف زدم.

00:18:46.510 --> 00:18:48.530
‫نـ ـ نه، نیازی نیست!

00:18:48.940 --> 00:18:51.870
‫همیشه باعث خوشحالیه که
‫راجع به یورمونگاند-ساما می‌شنوم.

00:18:52.560 --> 00:18:53.230
‫ها؟

00:18:53.490 --> 00:18:55.360
‫این گلبرگ‌ها از کجا اومدن؟

00:18:55.880 --> 00:18:57.780
‫هنوزم خشک نشدن.

00:18:58.310 --> 00:19:02.110
‫حتماً‌ یکی جلوی باد داره طالعش رو می‌گیره.

00:19:03.250 --> 00:19:05.750
‫اوه، فقط یه‌چیز کوچیک که
‫ من و ساریفی-ساما انجام دادیم.

00:19:06.200 --> 00:19:10.460
‫وای! گل‌هایی که کاشتی
‫ خیلی خوشگل شدن، آمیت-سان.

00:19:10.850 --> 00:19:14.510
‫اما خب در اوزمارگو فقط یک شب دووم میارن.

00:19:14.510 --> 00:19:19.230
‫ولی توی مورگا گفته می‌شه
‫ طالعِ این گل‌ها معمولاً حقیقت پیدا می‌کنه.

00:19:19.230 --> 00:19:20.560
‫عـه؟

00:19:20.560 --> 00:19:22.690
‫می‌شه از آینده‌ت با یورمونگاند-سان طالع بگیری؟

00:19:23.740 --> 00:19:25.800
‫بـ ـ بنده همچین جسارتی نمی‌کنم!

00:19:26.180 --> 00:19:29.060
‫عمراً‌ همچین چیزیو بهش بگم!

00:19:29.330 --> 00:19:33.020
‫اوه خب، من و ساریفی-ساما با این گل‌ها-

00:19:33.280 --> 00:19:34.380
‫نکنه؟!

00:19:35.250 --> 00:19:37.190
‫داری چیکار می‌کنی، ساریفی؟

00:19:37.750 --> 00:19:40.570
‫باید برا آتیشِ شب زود هیزم جمع کنیم.

00:19:40.870 --> 00:19:47.250
‫می‌دونم، اما آمیت-سان گفت معمولاً
‫طالعی که با این گل‌ها می‌گیرن حقیقت پیدا می‌کنه.

00:19:48.400 --> 00:19:49.510
‫تعقیب شدیم؟!

00:19:49.510 --> 00:19:50.290
‫عقب وایسا!

00:19:53.790 --> 00:19:54.690
‫لانت؟

00:19:54.690 --> 00:19:56.080
‫کاپیتان!

00:19:56.080 --> 00:19:56.700
‫ها؟

00:19:56.700 --> 00:19:57.370
‫اوه!

00:19:57.370 --> 00:19:59.970
‫ساریفی-ساما! صدمه ندیدین؟!

00:19:59.970 --> 00:20:01.180
‫آمیت-سان!

00:20:01.740 --> 00:20:04.190
‫ببخشید نگرانت کردم!

00:20:04.640 --> 00:20:06.870
‫خوب تونستین جامونو پیدا کنیدا.

00:20:06.870 --> 00:20:07.660
‫آره.

00:20:08.060 --> 00:20:11.610
‫گمونم به‌لطف دوستیِ اون دوتا باشه.

00:20:13.250 --> 00:20:16.730
‫به هرجهت، از اونجایی که شما اینجایید، یعنی...

00:20:28.110 --> 00:20:29.570
‫بابت تأخیر عذر می‌خوام.

00:20:30.010 --> 00:20:35.790
‫کاپیتان گارد سلطنتیِ اوزمارگو،
‫یورمونگاند، در خدمت حضرتعالی هستم.

00:20:36.810 --> 00:20:39.510
‫کارت خوب بود، یورمونگاند.

00:20:40.580 --> 00:20:46.810
‫پس نقشه دارید با هجوم به قصر،
‫دفترخاطراتی که از یوآنا گرفتید رو بخونید، درسته؟

00:20:47.450 --> 00:20:49.710
‫پس بنده حمله رو رهبری می‌کنم.

00:20:49.710 --> 00:20:53.770
‫ست درحال‌حاضر هنوز به‌طور کامل
‫ قصر رو تحت‌ کنترلش نداره.

00:20:54.320 --> 00:20:56.800
‫بدون شک متحدانی پیدا می‌کنیم.

00:20:56.800 --> 00:21:00.870
‫اما خب، اگه آسمون به روال سابقش
‫ برمی‌گشت آسون‌تر می‌شد.

00:21:01.310 --> 00:21:05.500
‫وقتی شاه به حالت قبلش برگرده،
‫ست باید غزلشو بخونه.

00:21:05.500 --> 00:21:06.820
‫اینکار جواب نمی‌ده.

00:21:07.630 --> 00:21:11.940
‫این‌بار، زورِ بازو جوابگوی مشکلاتمون نیست.

00:21:12.400 --> 00:21:18.370
‫تا زمانی که مردم منو به‌عنوان پادشاهشون نپذیرن،
‫انجام اینکار هیچ معنایی نداره.

00:21:18.770 --> 00:21:24.200
‫و اگه به گذشته‌م پی ببرم و بفهمم
‫ خون سلطنتی در رگ‌هام جاری نیست،

00:21:24.530 --> 00:21:26.290
‫از این سرزمین می‌رم.

00:21:27.550 --> 00:21:30.710
‫اگه به اونجا ختم بشه، منم همراهیتون می‌کنم.

00:21:31.280 --> 00:21:33.040
‫هرجایی به‌دنبالتون میام.

00:21:35.500 --> 00:21:39.090
‫من و یورمونگاند به قصر هجوم می‌بریم.

00:21:39.090 --> 00:21:43.650
‫زمانی که خودمو نشون بدم، تمام چشم‌ها به منه.

00:21:43.960 --> 00:21:47.580
‫اون‌موقع من سوسکی می‌رم و دفترو می‌قاپم.

00:21:47.580 --> 00:21:48.650
‫منم همینطور.

00:21:49.140 --> 00:21:54.320
‫منم با لانت می‌رم؛ فقط من می‌دونم
‫ دفترخاطرات کجا مخفی‌شده.

00:21:54.320 --> 00:21:59.260
‫ساریفی-ساما، خیلی خطرناکه!
‫شما بهتره پیش من بمونید.

00:21:59.260 --> 00:22:02.100
‫نگران نباش؛ لانت رو همراهم دارم.

00:22:02.400 --> 00:22:03.420
‫پس لطفاً...

00:22:08.620 --> 00:22:09.590
‫خیلی‌خب.

00:22:13.740 --> 00:22:15.730
‫دفتر رو به شما می‌سپارم.

00:22:17.280 --> 00:22:18.050
‫اوهوم!

00:22:19.160 --> 00:22:21.300
‫ساریفی رو به تو سپردم، لانت.

00:22:21.810 --> 00:22:25.900
‫قسم می‌خورم به‌عنوان کاپیتان محافظینِ ملکه،
‫با جونم ازش محافظت کنم.

00:22:31.150 --> 00:22:34.050
‫بـ ـ به سلامــت!

00:22:34.850 --> 00:22:36.940
‫خب دیگه، ما هم باید راه بیفتیم.

00:22:36.940 --> 00:22:37.550
‫بله، قربان!

00:22:39.310 --> 00:22:41.450
‫پرنسس، لطفاً یه‌جا مخفی بشید.

00:22:41.900 --> 00:22:44.200
‫عذر می‌خوام که همچنان
‫ نمی‌تونم ازتون حفاظت کنم.

00:22:44.410 --> 00:22:46.670
‫نیازی نیست؛ مراقب خودتون باشید!

00:22:50.990 --> 00:22:56.290
‫پس در آخر هم تنها کاری که ازم برمیاد
‫ دعا کردن برای امنیت‌شونه.

00:22:58.830 --> 00:23:00.950
‫متأسفم، همرزمانم.

00:23:02.450 --> 00:23:03.260
‫بفرمایید، سرورم.

00:23:03.284 --> 00:23:06.284
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:06.308 --> 00:23:09.308
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:09.530 --> 00:23:11.650
‫ست-ساما! خیلی فوریه!

00:23:12.140 --> 00:23:13.570
‫متوجه هستم.

00:23:14.400 --> 00:23:16.990
‫چرا اومده پیشم؟

00:23:17.440 --> 00:23:19.300
‫دروازه رو باز کنید!

00:23:19.300 --> 00:23:21.510
‫پادشاه اوزمارگو برگشته!

00:23:25.570 --> 00:23:27.320
‫دیگه از چیزی نمی‌ترسم.

00:23:27.320 --> 00:23:32.080
‫نه از این شکل، نه این خون،
‫و خصوصاً نه از این قلبِ شکننده.

00:23:32.080 --> 00:23:33.530
‫من می‌جنگم!

00:23:33.530 --> 00:23:37.490
‫به‌خاطر مردمِ این سرزمین،
‫به‌خاطر دوستانِ تغییرناپذیرم،

00:23:37.490 --> 00:23:39.820
‫و به‌خاطر تو، ساریفی!

00:00:48.020 --> 00:00:53.030
‫پرواز و جاه‌طلبی قاضی

00:23:37.020 --> 00:23:40.010
<font size="70">‫قسمت بعد</c>

00:23:37.020 --> 00:23:40.010
‫کاهن اعظم و حقیقت درمورد پادشاه

00:05:48.030 --> 00:05:49.320
‫قار   و قور

00:05:49.490 --> 00:05:51.450
‫قار

00:05:49.490 --> 00:05:51.450
‫قار

00:05:51.700 --> 00:05:54.660
‫قور

00:05:51.700 --> 00:05:54.660
‫قور