﻿WEBVTT

00:00:00.550 --> 00:00:01.670
‫ست،

00:00:01.670 --> 00:00:05.680
‫حقیقت اینه که توی رگ‌هات،
‫خون سلطنتی جریان داره.

00:00:06.420 --> 00:00:10.600
‫تو حق اینو داری
‫ تا در کنار پادشاه بایستی.

00:00:11.160 --> 00:00:15.160
‫متأسفم که با همچین ظاهری به‌دنیا آوردمت.

00:00:15.650 --> 00:00:17.350
‫ولی یادت باشه، ست...

00:00:40.470 --> 00:00:41.590
‫عالیجناب!

00:00:42.130 --> 00:00:45.140
‫یه‌ذره ازم فاصله بگیر، ساریفی.

00:00:51.580 --> 00:00:56.460
‫الان برگشتن به این شکل و ظاهر
‫هیچ فرقی ایجاد نمی‌کنه!

00:00:56.460 --> 00:00:59.480
‫الانشم هویت قبیحت به همگان آشکار شده!

00:00:59.480 --> 00:01:03.310
‫دیگه هیچ تاج‌وتختی
‫تاب‌آورِ جثه‌ی ننگینت نیست!

00:01:11.190 --> 00:01:12.050
‫نفرین بهت!

00:01:12.074 --> 00:01:22.074
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:24.180 --> 00:01:30.220
‫ست، وسواس نامعقولت روی نژادها،
‫مردم این سرزمین رو به بی‌راهه کشونده

00:01:30.220 --> 00:01:34.490
‫و به افرادی که عزیز می‌دونم آسیب زده.

00:01:34.920 --> 00:01:38.230
‫حتی اگه به معنی واگذاری تاج‌وتختم باشه،

00:01:38.700 --> 00:01:41.180
‫مطمئن می‌شم تاوان گناهانت رو بدی!

00:01:44.730 --> 00:01:45.790
‫اون...

00:01:46.050 --> 00:01:47.040
‫پادشاه...

00:01:47.040 --> 00:01:49.380
‫به حالت عادی برگشته!

00:01:49.380 --> 00:01:50.530
‫ساریفی!

00:01:54.160 --> 00:01:56.380
‫عـ ـ عجب قدرت جادویی‌ای!

00:01:56.380 --> 00:02:00.560
‫نیمی از خونش انسانه، بعد می‌تونه
‫ همچین قدرت مرموزی رو کنترل کنه.

00:02:00.910 --> 00:02:04.250
‫برای یه دیو عادی، حتی آرزوش هم سخته.

00:02:05.720 --> 00:02:09.330
‫پـ ـ پس اعلی‌حضرت واقعاً پادشاه برحقه؟

00:02:09.330 --> 00:02:10.140
‫ولی...

00:02:10.810 --> 00:02:12.930
‫این ربطی به اون موضوع نداره.

00:02:13.710 --> 00:02:19.440
‫قدرتی که یک پادشاه باید در اختیار داشته باشه،
‫ جادوی خاندان سلطنتی نیست.

00:02:19.980 --> 00:02:24.240
‫قدرتِ محافظت از کسانیه که برای زندگی
‫ در این قلمرو تلاش می‌کنن.

00:02:24.590 --> 00:02:26.820
‫چون از درک این مورد عاجزی،

00:02:27.450 --> 00:02:29.660
‫حقی بر تاج‌وتخت نداری!

00:02:31.670 --> 00:02:36.510
‫محافظت از مردم این سرزمین؟
‫به این می‌گی قدرت یه پادشاه؟

00:02:36.510 --> 00:02:38.640
‫منو به خنده ننداز!

00:02:38.640 --> 00:02:42.710
‫اگه اینطوره، پس چرا
‫هیچ‌کس از مادرم محافظت نکرد؟

00:02:44.190 --> 00:02:47.080
‫تنها چون به این شکل متولد شدم،

00:02:47.080 --> 00:02:52.300
‫نتونست ملکه بشه و در گمنامی از دنیا رفت.

00:02:52.300 --> 00:02:54.690
‫پس همه‌جا رو دنبالش گشتم...

00:02:54.690 --> 00:02:56.520
‫و بالأخره پیداش کردم!

00:02:56.520 --> 00:03:00.050
‫چیزی که در اعماق
‫ کتابخونه‌ی ممنوعه مهر شده بود،

00:03:00.050 --> 00:03:04.740
‫مجموعه طلسم‌های محرمانه که تنها
‫اعضای خانواده سلطنتی قادر به استفاده ازشون هستن!

00:03:04.740 --> 00:03:09.600
‫با این، ثابت می‌کنم که
‫ قدرتِ یک پادشاه رو در وجودم دارم!

00:03:13.970 --> 00:03:15.200
‫اون چیه؟

00:03:17.930 --> 00:03:21.290
‫این سنگیه که کاهن اعظم بهم داد.

00:03:21.630 --> 00:03:23.310
‫کاهن اعظم؟!

00:03:23.310 --> 00:03:25.760
‫همونی که از سال‌ها پیش گمشده بود؟!

00:03:26.050 --> 00:03:27.260
‫می‌دونستم!

00:03:27.780 --> 00:03:31.370
‫بنده کاهن اعظم، کاپل هستم.

00:03:31.370 --> 00:03:34.980
‫من به شکل یک شیطان بی‌زبان در اومدم

00:03:34.980 --> 00:03:37.280
‫ا ـ اون صدا چیه؟!

00:03:34.980 --> 00:03:39.240
‫تا از حقیقت پنهانِ پادشاه‌مون حفاظت کنم.

00:03:37.520 --> 00:03:40.990
‫حتماً صدای همونیه که اون سنگ رو بهش داده.

00:03:41.470 --> 00:03:47.190
‫حقیقت دیگری وجود داره
‫ که باید به شما بازگو کنم.

00:03:47.530 --> 00:03:50.650
‫آخرین حرفای کاهن اعظم...

00:03:50.990 --> 00:03:56.350
‫این رازیه که باید بیشتر از هرچیزی
‫ ازش حفاظت می‌کردم.

00:03:56.830 --> 00:03:58.370
‫اعلی‌حضرت،

00:03:58.370 --> 00:04:04.340
‫پادشاه پیشین، از لحاظ فیزیکی
‫ قادر به بچه‌دار شدن نبود.

00:04:05.470 --> 00:04:12.050
‫اعلی‌حضرت علاوه بر ملکه‌ی خود،
‫ هم‌خواب صیغه‌های بسیاری شد،

00:04:12.050 --> 00:04:18.140
‫با این‌حال، نه ملکه، و نه دیگر
‫همسرانشون بچه‌ای به‌دنیا نیاوردن.

00:04:18.520 --> 00:04:24.040
‫در نهایت، پادشاه پیشین متوجه شد
‫ که مشکل ریشه در خودش داره،

00:04:24.040 --> 00:04:28.910
‫و برخلاف میلش، پسرِ برادرش رو ازآنِ خودش کرد.

00:04:29.250 --> 00:04:31.630
‫پادشاه قبلی یه برادر داشته؟!

00:04:31.630 --> 00:04:34.840
‫اون اصل‌ونسب واقعیِ اعلی‌حضرته.

00:04:35.310 --> 00:04:37.580
‫برای مخفی نگه‌داشتن این حقیقت،

00:04:37.720 --> 00:04:42.850
‫زمانی که یکی از صیغه‌های پادشاه پیشین،
‫از مرد دیگری بچه‌دار شد،

00:04:42.850 --> 00:04:49.110
‫اعلی‌حضرت به‌دروغ اون رو فرزندِ خودش
‫ اعلام کرد و اسم من رو به‌عنوان شاهد ثبت کرد.

00:04:49.430 --> 00:04:52.320
‫این یکی دیگر از گناهان منه.

00:04:53.000 --> 00:04:58.060
‫اما به مرور زمان، اون صیغه
‫دروغ ما رو به خودش تلقین کرد.

00:04:58.060 --> 00:04:59.400
‫دروغه!

00:05:03.580 --> 00:05:07.240
‫«تلقین به دروغ»؟

00:05:07.240 --> 00:05:08.820
‫چنین چیزی غیرممکنه!

00:05:09.130 --> 00:05:13.080
‫همونطور که می‌بینید، من الان
‫ قدرت یه پادشاه رو در اختیار دارم!

00:05:13.080 --> 00:05:15.490
‫خودم ثابتش می‌کنم!

00:05:15.490 --> 00:05:16.670
‫در غیر این‌صورت...

00:05:16.670 --> 00:05:17.610
‫کافیه، ست!

00:05:17.610 --> 00:05:18.460
‫بیشتر از این ممکنه-

00:05:18.460 --> 00:05:23.100
‫در غیر این‌صورت، تولدِ من بی‌معنی می‌شه!

00:05:29.810 --> 00:05:33.190
‫این... دیگه چیه؟

00:05:34.170 --> 00:05:35.430
‫محدودیت توانت.

00:05:36.190 --> 00:05:40.320
‫اون طلسم‌های محرمانه
‫ قدرت جادوییِ زیادی رو جذب می‌کنن.

00:05:40.320 --> 00:05:42.900
‫خونِ تو نتونست تحملش کنه.

00:05:43.730 --> 00:05:44.660
‫ست،

00:05:45.070 --> 00:05:50.280
‫تو در گرفتن قدرت خالص غرق شدی
‫و هیچ‌وقت خودت رو قبول نکردی.

00:05:50.510 --> 00:05:52.120
‫و به‌خاطر همین شکست خوردی.

00:05:53.110 --> 00:05:56.370
‫این... حقیقته؟

00:05:57.850 --> 00:05:59.960
‫هرچیزی که بهش باور داشتم

00:06:00.270 --> 00:06:02.410
‫دروغ بود.

00:06:02.960 --> 00:06:07.720
‫چیزی که به دنبالش بودم،
‫همیشه فراتر از توانم بوده.

00:06:08.280 --> 00:06:13.230
‫پس... تمام این مدت، من برای چی...

00:06:19.370 --> 00:06:21.600
‫مهم نیست دلیلت چی بود.

00:06:23.190 --> 00:06:27.220
‫اگه پیدا کردن دلیل باعث عذابت می‌شه،
‫بهتره که اصلاً نداشته باشیش.

00:06:27.610 --> 00:06:31.690
‫مهم نیست چطور به‌دنیا اومدی،
‫تو فقط می‌تونی خودت باشی.

00:06:32.110 --> 00:06:35.580
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌تونه به تو تبدیل بشه.

00:06:36.730 --> 00:06:39.620
‫برای معنی‌دادن به تولدت، همین کافی نیست؟!

00:06:40.280 --> 00:06:43.340
‫اوه، که اینطور.

00:06:43.340 --> 00:06:44.310
‫ست.

00:06:44.670 --> 00:06:49.260
‫چیزی که همیشه دنبالش بودم، فقط یه‌چیز بود.

00:06:49.660 --> 00:06:53.800
‫مهم نیست چه ظاهری داشته باشی،
‫تو هنوزم خودتی.

00:06:53.800 --> 00:06:56.260
‫مادرت خیلی دوستت داره.

00:06:56.620 --> 00:07:03.690
‫چیزی که همیشه آرزوش رو داشتم تنها... فقط...

00:07:04.340 --> 00:07:07.700
‫همین چیز ساده بود.

00:07:08.180 --> 00:07:08.950
‫می‌دونم.

00:07:09.670 --> 00:07:12.050
‫منم دوستت دارم، مادر!

00:07:17.880 --> 00:07:21.320
‫حتماً از دست من عصبانی هستید.

00:07:21.320 --> 00:07:23.780
‫منظورت برعکس همین نیست؟

00:07:24.050 --> 00:07:27.690
‫تمام این مدت فریبت دادم.

00:07:27.690 --> 00:07:35.250
‫نه، من بارها و بارها در حضور شما
‫ علیه انسان‌ها سخن گفتم.

00:07:35.530 --> 00:07:39.720
‫این طبیعیه که نمی‌تونستید
‫منو محرم اسرار خودتون بدونید.

00:07:40.030 --> 00:07:44.560
‫این به‌خاطر ضعفِ خودمه؛ مقصرش تو نیستی.

00:07:44.990 --> 00:07:48.290
‫با این‌حال، من نمی‌تونم خودم رو ببخشم.

00:07:49.220 --> 00:07:52.780
‫زمانی که این زخم‌ها درمان شدن
‫ و توانایی راه رفتن داشتم،

00:07:52.780 --> 00:07:55.380
‫قصد دارم از این سرزمین برم.

00:07:56.670 --> 00:08:01.490
‫در تمام این مدت، تنها کاری که کردم،
‫ آزار و آسیب به شما بود.

00:08:02.470 --> 00:08:06.950
‫حالا که اینو فهمیدم،
‫خودمو لایقِ بودن در کنار شما نمی‌دونم.

00:08:07.200 --> 00:08:07.980
‫آنوبیس!

00:08:07.980 --> 00:08:09.970
‫شما اون دختر رو دارید.

00:08:11.220 --> 00:08:12.560
‫بهش اعتراف می‌کنم.

00:08:13.320 --> 00:08:17.860
‫اون دختر بیشتر از هرکس دیگه‌ای شما رو
‫به‌سمت تبدیل‌شدن به پادشاهی قدرتمند هدایت کرده.

00:08:17.860 --> 00:08:21.050
‫کسی شده که بیشتر از هرچیزی نیاز داشتید.

00:08:22.520 --> 00:08:27.090
‫درست می‌گی که ساریفی منو
‫ به قوی‌ترین فرد تبدیل کرد.

00:08:27.770 --> 00:08:32.820
‫ولی این فقط به‌خاطر این امکان‌پذیر بود
‫که تو پیشم بودی، آنوبیس.

00:08:34.070 --> 00:08:40.440
‫برای تبدیل‌کردن فرد ضعیفی مثل من به پادشاه،
‫تمام این مدت نقش شرور رو بازی می‌کردی.

00:08:40.440 --> 00:08:43.600
‫هیچ‌کس اینو به خوبیِ من نمی‌دونه.

00:08:44.190 --> 00:08:45.620
‫بدون تو،

00:08:46.140 --> 00:08:49.430
‫ممکن بود در زمان تاج‌گذاری دل‌نازک باشم.

00:08:49.430 --> 00:08:54.120
‫و ممکن بود قبل از ملاقاتم با ساریفی،
‫از تخت پادشاهی سرنگون می‌شدم.

00:08:54.700 --> 00:09:00.170
‫می‌تونستم تمام مخالف‌ها رو نادیده بگیرم
‫و بلافاصله ساریفی رو ملکه‌ی خودم کنم.

00:09:00.450 --> 00:09:05.170
‫ولی دست نگه داشتم چون می‌خواستم
‫ تو با این وصلت موافقت کنی.

00:09:05.740 --> 00:09:10.980
‫می‌خواستم زنی که از ته قلب
‫ دوست دارم، از ته قلب...

00:09:11.200 --> 00:09:14.840
‫توسط تو، اولین دوست من پذیرفته بشه.

00:09:19.250 --> 00:09:20.820
‫هی، سیریوس.

00:09:21.460 --> 00:09:23.470
‫اسم من آنوبیس‌ـه.

00:09:23.470 --> 00:09:26.160
‫اعلی‌حضرت نباید با خدمتکارشون
‫ مثل دوست برخورد کنن.

00:09:27.070 --> 00:09:30.250
‫برام مهم نبود چقدر منفور و نفرت‌انگیزم.

00:09:31.620 --> 00:09:34.220
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستیم به حالت قبلی برگردیم.

00:09:35.200 --> 00:09:39.040
‫فکر می‌کردم دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم لمسش کنم.

00:09:39.530 --> 00:09:41.280
‫تا این گرما رو حس کنم.

00:09:41.990 --> 00:09:43.390
‫با تمام ضعف‌هام،

00:09:43.390 --> 00:09:47.360
‫یه‌مقدار دیگه بهم کمک کن... سیریوس.

00:09:48.950 --> 00:09:49.680
‫چی؟!

00:09:50.080 --> 00:09:53.780
‫از اول می‌دونستید صدراعظم خیانت نکرده بود؟!

00:09:53.780 --> 00:09:55.320
‫البته که می‌دونستم.

00:09:55.320 --> 00:09:59.510
‫امکان نداره همچین فرد غیرعادی‌ای
‫ به این سرراستی خیانت کنه.

00:09:59.510 --> 00:10:03.440
‫پس واسه چی اونقدر محکم بهش مشت زدید؟

00:10:03.950 --> 00:10:08.080
‫بعد از اون چطور ممکنه
‫ ست به وفاداریِ آبی شک کنه؟

00:10:08.680 --> 00:10:09.670
‫ولی به هرحال،

00:10:09.670 --> 00:10:11.630
‫سخت‌ترین بخشش داره می‌رسه.

00:10:12.300 --> 00:10:15.770
‫باید با جوخه‌ی طبقه‌بندی که طرزفکرِ ست رو
‫ دنبال می‌کنن سروکله بزنیم.

00:10:15.770 --> 00:10:17.860
‫پس بهتره حواسمو جواب کنم، نه؟

00:10:17.860 --> 00:10:19.790
‫یه‌چی بگو ندونم.

00:10:22.760 --> 00:10:27.130
‫لطفاً به تمرین با من ادامه بدید،
‫کاپیتان گارد سلطنتی!

00:10:27.154 --> 00:10:32.154
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:10:32.470 --> 00:10:33.830
‫خداروشکر!

00:10:33.830 --> 00:10:35.260
‫هنوز اینجاست.

00:10:35.960 --> 00:10:36.860
‫ببین!

00:10:37.180 --> 00:10:40.570
‫پس این دفترخاطراتیه که از یوآنا برگردوندی.

00:10:41.180 --> 00:10:44.520
‫تو گذرگاهی که می‌ذاشتم
‫ قربانی‌ها ازش فرار کنن قایمش کردی.

00:10:45.250 --> 00:10:48.550
‫ممکنه چیز جدیدی توش نباشه،

00:10:48.840 --> 00:10:52.430
‫و شاید آرزو کنی که هیچ‌وقت نمی‌خوندیش.

00:10:59.120 --> 00:11:05.250
‫الان زندگی‌ای درون من با
‫مادر انسانی و پدر دیوسان درحال رشده.

00:11:05.890 --> 00:11:09.110
‫این بچه ممکنه از پدر دیوسانش متنفر بشه.

00:11:09.730 --> 00:11:12.880
‫یا از منی که عاشق یه دیو شدم متنفر بشه.

00:11:13.920 --> 00:11:18.720
‫دیوی که یک سال پیش،
‫در جنگلِ نزدیک مرز باهاش ملاقات کردم.

00:11:19.140 --> 00:11:22.280
‫به‌شدت در نبرد زخمی شده بود.

00:11:22.740 --> 00:11:25.830
‫«بهت آسیب نمی‌زنم،
‫ پس بذار در آرامش بمیرم.»

00:11:26.260 --> 00:11:30.640
‫درحالی که صورت غمگینی
‫ به خودش گرفته بود اینو ازش شنیدم.

00:11:31.450 --> 00:11:34.080
‫بلافاصله پس از به‌دنیا اومدن،
‫خانواده‌ش دور انداختنش،

00:11:34.080 --> 00:11:36.620
‫پس هیچ خونه یا خانواده‌ای برای برگشتن نداشتن.

00:11:37.360 --> 00:11:43.120
‫برای پذیرفته‌شدن فقط می‌تونست بجنگه،
‫ولی از آسیب به دیگران متنفر بود.

00:11:43.710 --> 00:11:47.550
‫فقط می‌خواست با عشق‌ورزیدن به کسی،
‫و عشق ورزیده‌شدن توسط اون فرد زندگی کنه.

00:11:48.000 --> 00:11:53.090
‫با تصورم نسبت به دیوها خیلی فرق داشت.

00:11:54.040 --> 00:11:55.080
‫گریه نکن.

00:11:56.250 --> 00:11:59.570
‫من دوستت خواهم داشت.

00:12:00.640 --> 00:12:04.960
‫خانواده‌م به‌خاطر اینکه چشمای قرمزی
‫ مثل یه جادوگر داشتم منو طرد کردن،

00:12:04.960 --> 00:12:08.070
‫و اون مردِ تنهایی بود که هرگز اسمی نگرفته بود.

00:12:08.490 --> 00:12:13.040
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،
‫ حتماً ملاقات‌مون دست سرنوشت بوده.

00:12:14.220 --> 00:12:19.790
‫با اینکه زود از میان‌مون رفت،
‫به بچه‌مون راجع بهش می‌گم.

00:12:20.880 --> 00:12:26.560
‫«پدرت هرروز و هرشب چشم‌انتظارِ به‌دنیا اومدنت بود.»

00:12:26.560 --> 00:12:29.040
‫«تو با عشق متولد شدی.»

00:12:29.950 --> 00:12:31.280
‫«و همینطور یه‌روز،

00:12:31.740 --> 00:12:38.420
‫ازت می‌خوام با قلبی که داری،
‫هم به خودت، و هم شخص دیگری عشق بورزی.»

00:12:39.010 --> 00:12:40.220
‫عالیجناب؟

00:12:40.220 --> 00:12:42.650
‫نه، خوبم.

00:12:43.140 --> 00:12:44.020
‫باشه.

00:12:45.110 --> 00:12:46.070
‫می‌فهمم.

00:12:46.660 --> 00:12:49.280
‫اون اشک ناراحتی نیست.

00:12:49.930 --> 00:12:55.550
‫بچه‌م امروز کلی لگد زد؛
‫مطمئنم سالم و سلامت به‌دنیا میاد.

00:12:56.180 --> 00:13:02.050
‫اگه بچه‌م پسر بود، اولین هدیه‌ام بهش
‫ اسمِ «ریچارد» خواهد بود.

00:13:03.050 --> 00:13:08.070
‫شیر دل

00:13:03.050 --> 00:13:08.070
‫اسمی همانند پادشاه افسانه‌ای
‫ که به «لاینهارت» معروف بود.

00:13:08.520 --> 00:13:12.180
‫خداوندا، لطفاً کاری کن فرزندم همانند شیر،
‫ قلبی سلطه‌ناپذیر داشته باشه.

00:13:13.050 --> 00:13:15.950
‫کاری کن فرزندی قوی و شجاع داشته باشم.

00:13:17.010 --> 00:13:22.310
‫حالا یه‌جورایی حس می‌کنم
‫واقعاً به ذاتِ واقعیم پی بردم.

00:13:22.930 --> 00:13:24.930
‫ممنونم، ساریفی.

00:13:25.360 --> 00:13:28.350
‫من فقط دفترخاطراتی که بهم واگذار شد رو دادم.

00:13:28.350 --> 00:13:32.500
‫در هرصورت، گمونم اسم واقعی‌ت
‫ باید ریچارد باشه، عالیجناب.

00:13:32.500 --> 00:13:35.190
‫از این به‌ بعد همینطوری صدات کنم؟

00:13:35.190 --> 00:13:38.670
‫نه؛ تنها اسمی که دارم، چیزیه که تو بهم دادی.

00:13:39.260 --> 00:13:45.390
‫از حالا به بعد، همینطور که هستم با همه
‫ روبه‌رو می‌شم، و هیچ رازی برای مخفی کردن نمی‌ذارم.

00:13:45.820 --> 00:13:46.640
‫و همینطور...

00:13:47.110 --> 00:13:48.730
‫شامل تو هم می‌شه.

00:13:48.730 --> 00:13:49.740
‫من؟

00:13:55.220 --> 00:14:00.320
‫اوه، یعنی واقعاً‌ کار درستیه مراسم رو
‫ از جایی که متوقف شد ادامه بدیم؟

00:14:00.320 --> 00:14:02.660
‫گفتم که بابا، اوکیه.

00:14:02.660 --> 00:14:04.490
‫مهمتر از اون، زخمت.

00:14:04.490 --> 00:14:07.660
‫چرا از جانور مقدسِ ساریفی نخواستی خوبت کنه؟

00:14:07.660 --> 00:14:10.470
‫چی؟ خـ ـ خب...

00:14:11.160 --> 00:14:13.430
‫لانت بهم گفت چه اتفاقی افتاد.

00:14:13.890 --> 00:14:15.350
‫بسیار معذرت می‌خوام.

00:14:15.350 --> 00:14:19.610
‫بنده، به‌عنوان یک شوالیه آسیب ندیدم،
‫درحالی که شما چنین زخمی برداشتید.

00:14:19.610 --> 00:14:23.860
‫نـ ـ نه، خودم اینکارو کردم!

00:14:23.860 --> 00:14:25.100
‫به علاوه،

00:14:25.100 --> 00:14:28.610
‫خوشحالم که کسی مثل من تونست مفید واقع بشه.

00:14:28.610 --> 00:14:32.050
‫در مقابل فداکاری‌های شما چیز خاصی نیست،

00:14:32.050 --> 00:14:36.200
‫اما برای من، این زخم یه نشان افتخاره.

00:14:38.380 --> 00:14:42.860
‫پس عذرخواهیِ من
‫فقط به غرورتون لطمه وارد می‌کنه.

00:14:42.860 --> 00:14:43.740
‫جان؟!

00:14:45.180 --> 00:14:49.640
‫به‌خاطر کمکی که به سرورم ارائه دادید
‫نهایت قدردانی رو ازتون دارم.

00:14:50.400 --> 00:14:53.900
‫بنده دستی زیباتر از مال شما نمی‌شناسم.

00:14:57.100 --> 00:14:59.580
‫پرنسس آمیت؟!

00:14:58.260 --> 00:15:00.120
‫حالا جدی روبه‌راهی؟

00:15:00.400 --> 00:15:01.490
‫سکوت!

00:15:02.240 --> 00:15:03.710
‫اعلی‌حضرت تشریف‌فرما می‌شوند!

00:15:15.590 --> 00:15:22.100
‫چندین روز پیش، در همین مکان، در شکلی که
‫ زمان مدیدی پنهان کرده بودم ظاهر شدم.

00:15:22.520 --> 00:15:25.600
‫این درسته که نیمی از خون من انسانه.

00:15:26.040 --> 00:15:30.610
‫اثباتِ گذشته‌ی سلطنتیم چیزی رو عوض نمی‌کنه.

00:15:30.990 --> 00:15:35.520
‫گرچه تلاش‌های بی‌وقفه برای اصلاح روابط با یوآنا

00:15:35.520 --> 00:15:38.890
‫از میل به پنهان‌سازیِ گذشته‌م نشأت نگرفته.

00:15:39.520 --> 00:15:40.570
‫دلیل این کارم

00:15:40.870 --> 00:15:43.420
‫این بود که یاد گرفتم کسی رو دوست بدارم.

00:15:44.230 --> 00:15:47.250
‫کسی برای قربانی شدن به اوزمارگو فرستاده شد،

00:15:47.250 --> 00:15:49.470
‫فقط دختری بداقبال.

00:15:49.950 --> 00:15:56.690
‫اما اون دختر دارای قلبی قوی‌تر از هرکس،
‫ و قوّتی بر قلب نهیفم بوده.

00:15:58.190 --> 00:16:02.010
‫او هرکس رو نه به‌عنوان دیو، و نه انسان،
‫بلکه تنها به‌عنوان یک شخص می‌دید،

00:16:02.360 --> 00:16:06.520
‫و انگیزه‌ای که نه‌تنها من...
‫بلکه خیلی‌ها رو تحت‌تأثیر قرار داد.

00:16:07.730 --> 00:16:10.460
‫دوست‌داشتنش منو متوجه چیزی کرد.

00:16:11.250 --> 00:16:16.050
‫سرزمینی که واقعاً باید براش عطش داشته باشم
‫جایی بی‌قید‌وبند از نژاد و نسب‌ـه،

00:16:16.050 --> 00:16:21.080
‫جایی که مردم آزادانه عشق بِورزن، و عشق ورزیده بشن.

00:16:34.550 --> 00:16:36.770
‫ها! همون خانوم اون‌موقعی!

00:16:38.610 --> 00:16:44.060
‫شکی نیست عده‌ای منو برای داشتنِ
‫خون انسانی و مخفی کردنش نخواهند بخشید؛

00:16:44.060 --> 00:16:46.140
‫اما می‌خوام یکبار دیگه بهم اعتماد کنید.

00:16:46.500 --> 00:16:53.590
‫با ساریفی درکنارم، قولِ شرف می‌دم
‫ تا آخرین نفس از اوزمارگو و مردمش حفاظت کنم!

00:16:54.030 --> 00:17:00.230
‫تنها یکبار، ازتون خواهش می‌کنم تا حال و آینده‌تون رو

00:17:00.230 --> 00:17:03.250
‫به پادشاه جدید اوزمارگو واگذار کنید، به من:

00:17:03.250 --> 00:17:05.060
‫لئونهارت!

00:17:13.760 --> 00:17:16.130
‫زنده‌باد پادشاه لئونهارت!

00:17:15.550 --> 00:17:17.720
‫زنده‌باد ملکه ساریفی!

00:17:25.600 --> 00:17:28.800
‫لئونهارتِ من همچین کسیه.

00:17:46.860 --> 00:17:51.020
‫فردا طبق برنامه،
‫دومین نشست‌مون با یوآنا برقرار می‌شه.

00:17:51.020 --> 00:17:53.290
‫بابت عجله عذر می‌خوام، سرورم،

00:17:53.290 --> 00:17:55.780
‫اما خواهش می‌کنم بعد مراسم فوراً حاضر باشید.

00:17:55.780 --> 00:17:57.010
‫متوجه هستم.

00:17:57.370 --> 00:17:59.790
‫این زمان خیلی مهمیه.

00:17:59.790 --> 00:18:02.380
‫حتی زوج‌های جدید هم باید به کارهای مهمی برسن.

00:18:02.380 --> 00:18:04.720
‫نیازی به نگرانی نیست.

00:18:04.720 --> 00:18:10.360
‫ما بیش از هر زمان دیگه‌ای قلب و روحمون رو
‫ وقف اعلی‌حضرت خواهیم کرد.

00:18:10.750 --> 00:18:12.350
‫روتون حساب می‌کنم.

00:18:12.630 --> 00:18:15.530
‫دیگه ساریفی-ساما آماده هستن.

00:18:30.680 --> 00:18:32.330
‫چـ ـ چطور به‌نظر میام؟

00:18:34.030 --> 00:18:35.250
‫زیبا شدی.

00:18:35.780 --> 00:18:39.650
‫ملکه‌ی من از هرچیزی در این دنیا زیباتره.

00:18:41.590 --> 00:18:43.370
‫بیا؛ دیگه وقتشه.

00:18:43.370 --> 00:18:46.520
‫اوه، اول یه‌چیزی می‌خواستم.

00:18:47.150 --> 00:18:50.930
‫قبل از اینکه واقعاً یه ملکه بشم،
‫می‌خوام به حرفم گوش بدی

00:18:51.310 --> 00:18:54.390
‫به احساس خود خودم، کسی الان هستم.

00:18:55.700 --> 00:18:59.850
‫من توی یه روستای کوچیکِ شمالی،
‫روستای نوئل بزرگ شدم.

00:19:00.390 --> 00:19:03.470
‫یه مامان، یه بابا، و یه خواهر بزرگتر داشتم.

00:19:03.470 --> 00:19:06.540
‫همیشه خودمو خوشبخت می‌دونستم.

00:19:07.150 --> 00:19:09.300
‫وقتی درمورد قربانی‌ها فهمیدم...

00:19:10.330 --> 00:19:12.500
‫سرنوشتمو قبول کردم.

00:19:12.970 --> 00:19:17.270
‫خیلی راحت‌تر از این بود که درمقابلش
‫ دست‌وپا بزنم و به خودم سختی بدم.

00:19:17.720 --> 00:19:18.700
‫ولی...

00:19:19.310 --> 00:19:22.960
‫درواقع فقط داشتم از احساسات خودم دوری می‌کردم.

00:19:23.440 --> 00:19:24.930
‫من همیشه ضعیف بودم.

00:19:25.880 --> 00:19:26.880
‫اما، می‌دونی،

00:19:27.690 --> 00:19:30.280
‫از وقتی تو رو دیدم، همه‌چیز تغییر کرد.

00:19:30.890 --> 00:19:36.690
‫چون تو منو انتخاب کردی،
‫تونستم سرنوشت خودمو واضح ببینم.

00:19:37.780 --> 00:19:41.550
‫و حالا، از ته قلبم به این باور دارم،

00:19:41.550 --> 00:19:45.900
‫واقعاً خوشحالم که زنده موندم تا امروز رو ببینم!

00:19:46.780 --> 00:19:50.790
‫پس امیدوارم توی تمام سختی‌ها درکنارم بمونی.

00:19:52.050 --> 00:19:54.160
‫آره؛ منم همین حسو دارم.

00:19:55.080 --> 00:19:58.770
‫واقعاً خوشحالم که به‌دنیا اومدم.

00:20:01.610 --> 00:20:02.420
‫می‌گم، لئو.

00:20:03.260 --> 00:20:05.140
‫فردا، و پسفردا،

00:20:05.140 --> 00:20:07.020
‫حتی یه دهه یا یه صده‌ی دیگه،

00:20:07.020 --> 00:20:08.720
‫همیشه همین حسو دارم.

00:20:09.370 --> 00:20:16.020
‫واقعاً خوشبختم که تونستم
‫ با بقیه و در کنارِ تو زندگی کنم.

00:20:16.440 --> 00:20:17.550
‫واقعاً خوشبختم.

00:20:17.980 --> 00:20:19.750
‫بیا بریم، ساریفی.

00:20:19.750 --> 00:20:20.690
‫اوهوم.

00:20:21.620 --> 00:20:23.400
‫این تنها شروعه.

00:20:23.880 --> 00:20:28.350
‫شروعی تازه برای این پادشاهی،
‫برای همه... و برای ما.

00:20:32.120 --> 00:20:33.710
‫اعلی‌حضرت!

00:20:33.710 --> 00:20:35.960
‫شاهزاده ریچارد!

00:20:35.960 --> 00:20:38.030
‫باز از زیر درس در رفتی!

00:20:38.030 --> 00:20:40.910
‫آنوبیس-ساما از دستمون عصبانی می‌شه!

00:20:40.330 --> 00:20:41.690
‫عصبانی!

00:20:41.690 --> 00:20:43.650
‫مشکلم همینه!

00:20:43.650 --> 00:20:46.590
‫آنوبیس دم‌به‌دقه عصبانیه، صبرم سر اومده.

00:20:46.590 --> 00:20:48.100
‫واسه همین در می‌رم!

00:20:51.000 --> 00:20:52.960
‫دیگه راه فرار نداری.

00:20:56.300 --> 00:20:58.970
‫قبول نیست، اعلی‌حضرت!

00:20:56.760 --> 00:20:57.700
‫ای خدا!

00:20:58.970 --> 00:21:03.160
‫تغییرشکلِ شاهزاده ریچارد دیگه برام عادی شده.

00:21:03.160 --> 00:21:03.990
‫منم.

00:21:03.990 --> 00:21:08.480
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی برسه که
‫ به دیدن انسان‌ها عادت کنم.

00:21:10.760 --> 00:21:14.320
‫شاهزاده ریچارد واقعاً
‫پسر پرجنب‌وجوشی‌ـه، مگه نه؟

00:21:14.320 --> 00:21:18.240
‫بله، ولی برای خودش هم که شده
‫باید یکم با قاعده و قانون جلو بره.

00:21:18.930 --> 00:21:23.060
‫پادشاه لئونهارت هیچ‌وقت نمی‌تونست
‫ جوونیش رو اونطوری بگذرونه.

00:21:23.750 --> 00:21:28.340
‫وقتی به این فکر می‌کنم،
‫این بچگی به‌نظرم خیلی جذابه.

00:21:28.650 --> 00:21:34.070
‫اگه منم بچه‌ای از خودم داشتم، می‌خوام
‫همانند شاهزاده بی‌قیدوبند از همه‌چیز باشه.

00:21:34.390 --> 00:21:36.510
‫منم چنین حسی دارم.

00:21:38.460 --> 00:21:41.440
‫خب البته، فقط فرضاً.

00:21:41.440 --> 00:21:43.720
‫بله، منم فرضاً می‌گم.

00:21:44.250 --> 00:21:45.530
‫گرفتمت.

00:21:45.810 --> 00:21:47.620
‫لانت! چته تو؟!

00:21:47.620 --> 00:21:50.260
‫منو بگو فکر می‌کردم طرف منی!

00:21:50.260 --> 00:21:54.850
‫شرمنده‌تم، شاهزاده؛ من همیشه طرف ملکه‌م.

00:21:54.850 --> 00:21:57.470
‫بفرمایید؛ آق صدراعظم انتظار می‌کشن.

00:21:58.000 --> 00:22:01.210
‫خیلی‌خب، بهتره درس رو ادامه بدیم.

00:22:01.550 --> 00:22:03.410
‫دیگه بسمه!

00:22:03.690 --> 00:22:06.920
‫ترجیح می‌دم به‌جای درس، با لانت تمرین کنم.

00:22:07.210 --> 00:22:10.410
‫پادشاه دیوسانان فقط نیازه قوی باشه دیگه،‌ نه؟

00:22:10.410 --> 00:22:14.210
‫دیگه اون دوران گذشته.

00:22:14.210 --> 00:22:17.840
‫تنها با جادوی قوی نمی‌تونید به شاهی خوب تبدیل بشید.

00:22:18.170 --> 00:22:21.420
‫باید تاریخ و فرهنگِ داخلی و خارجی رو مطالعه کنید،

00:22:21.420 --> 00:22:25.800
‫افق دیدتون رو گسترش بدید،
‫و پادشاهی بشید که دیگران رو هدایت می‌کنه.

00:22:25.800 --> 00:22:27.160
‫هدایت؟

00:22:27.160 --> 00:22:28.080
‫درسته.

00:22:28.650 --> 00:22:32.280
‫برای مردم گوش شنوا باشید
‫و با رنج‌هاشون همدردی کنید.

00:22:32.780 --> 00:22:38.730
‫پدر و مادر شما اینطوری تا به همین روز
‫ این سرزمین رو هدایت کردن.

00:22:38.754 --> 00:22:40.754
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:41.030 --> 00:22:42.280
‫می‌گم، آنوبیس،

00:22:42.280 --> 00:22:45.250
‫در این‌صورت امروز درباره مامان‌بابا بهم بگو!

00:22:45.250 --> 00:22:47.780
‫می‌خوام بدونم قبل من چیکار می‌کردن!

00:22:47.780 --> 00:22:48.950
‫جان؟

00:22:48.950 --> 00:22:51.570
‫اوه، بسیار خب.

00:22:51.570 --> 00:22:54.040
‫اینم بخشی از دانسته‌های یک فرمانرواست.

00:22:54.040 --> 00:22:55.450
‫ایول!

00:22:55.450 --> 00:22:59.980
‫اما به‌هیچ وجه نباید با پدرت
‫ درباره چیزایی که می‌گم حرف بزنی.

00:22:59.980 --> 00:23:00.980
‫اوهوم!

00:23:01.390 --> 00:23:07.450
‫در اون دوران، سرزمینِ ما کاملاً
‫ از یوآنا به‌طور سیاسی مجزا بود.

00:23:07.450 --> 00:23:11.180
‫تنها استثنا در این قانونِ خدشه‌ناپذیر،
‫ مراسم قربانی بود،

00:23:11.180 --> 00:23:14.000
‫به صورتی که دختری تنها، پا به قلمرومون می‌ذاره.

00:23:14.024 --> 00:23:15.476
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:15.500 --> 00:23:20.800
‫اول، اون دختر رو به‌عنوان موجودی تأسف‌آور می‌دیدم...

00:23:21.680 --> 00:23:24.850
‫در انتهای دنیا، پوشیده‌شده توسط مه،

00:23:24.850 --> 00:23:28.970
‫سرزمینی ممنوعه بود که هیچ انسانی
‫حق ورود به آن را نداشت.

00:23:28.970 --> 00:23:32.960
‫هیولاهای بسیار، تحت حکومتِ پادشاهی مهربان

00:23:33.870 --> 00:23:39.090
‫و همچنین پرنسسی قربانی در آن ساکن بودند.

00:00:27.000 --> 00:00:32.010
‫یک ملکه و آینده‌ پادشاهی

00:14:56.330 --> 00:14:57.040
‫سرخ