﻿WEBVTT

00:00:01.700 --> 00:00:03.290
‫تانک 3 و 5، چتون شده؟

00:00:04.120 --> 00:00:07.830
‫چ‍ ـ چون خورشید خیلی روشنه
‫دشمن رو نمی‌تونیم ببینیم.

00:00:17.000 --> 00:00:19.290
‫چی شد؟ جواب بدین!

00:00:19.370 --> 00:00:21.410
‫توپ و شاسی ضربه خورده.

00:00:21.500 --> 00:00:23.160
‫تانک 5 هم قادر به شلیک نیست.

00:00:24.410 --> 00:00:27.540
‫ه‍ ـ همش فقط توی چند ثانیه...؟

00:00:30.000 --> 00:00:37.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:02.030 --> 00:02:07.050
‫قسمت 4: «فراتر از طوفان شنی»

00:02:04.080 --> 00:02:05.080
‫بهشون خورد؟

00:02:05.160 --> 00:02:07.750
‫آره. گول یه حقه‌ی ساده رو خوردن.

00:02:07.830 --> 00:02:09.290
‫نسبت به حرکات‌شون...

00:02:09.370 --> 00:02:11.410
‫انگار دارن از راداری چیزی استفاده می‌کنن.

00:02:15.000 --> 00:02:18.910
‫لعنتی، نمی‌تونم دوتا تانکِ پشت صخره رو ببینم.

00:02:19.500 --> 00:02:22.040
‫پیری، یه‌لحظه سرتو بدزد.

00:02:24.000 --> 00:02:25.330
‫چی شده، شاهزاده؟

00:02:38.450 --> 00:02:39.660
‫عجب پرشی.

00:02:40.660 --> 00:02:42.080
‫عجب بچه‌ایه...

00:02:45.790 --> 00:02:50.000
‫پیری، اینجا دوتاشون هستن
‫و تو رو نشونه گرفتن!

00:02:51.750 --> 00:02:54.040
‫ثیف! برو پایین درّه. بجنب!

00:02:54.120 --> 00:02:55.200
‫اطاعت.

00:02:55.910 --> 00:02:58.080
‫خدایا، هی برو بالا، هی بیا پایین.

00:03:10.830 --> 00:03:12.290
‫تچ، خطا رفت.

00:03:13.000 --> 00:03:15.790
‫یکی‌شون یه سلاح گنده داره.

00:03:16.290 --> 00:03:18.870
‫صخره‌ای که شاهزاده روشه رو
‫ از سمت راست دور بزن.

00:03:18.950 --> 00:03:20.290
‫باشه.

00:03:20.370 --> 00:03:23.370
‫ولی کار خطرناکی نکنی ها.

00:03:27.200 --> 00:03:29.290
‫ولی خیلی عجیب بودا.

00:03:29.370 --> 00:03:32.160
‫خیال کردم الان صدای شاهزاده رو شنیدم.

00:03:33.040 --> 00:03:35.290
‫خیال نکردی، واقعاً صدامو شنیدی.

00:03:36.370 --> 00:03:39.290
‫دیوها می‌تونن از طریق ذهن‌شون صحبت کنن.

00:03:39.370 --> 00:03:45.540
‫تا به‌حال با یه انسان اینطوری حرف نزدم،
‫ولی انگار وضوح ذهنی بالایی داری.

00:03:45.620 --> 00:03:46.350
‫واقعاً؟

00:03:46.780 --> 00:03:50.350
‫البته فقط می‌گه به‌عنوان یه انسان، کارت بدک نیست.

00:03:50.760 --> 00:03:53.750
‫ما فقط به‌خاطر تو تا اینجا رسیدیم.

00:03:53.750 --> 00:03:57.000
‫امکان نداشت با هیچ انسان دیگه‌ای هم‌سفر بشیم.

00:04:03.240 --> 00:04:04.350
‫اوه، پیری.

00:04:04.950 --> 00:04:07.790
‫پشتِ اون صخره‌ی سمت چپ‌تون منتظرنا.

00:04:12.370 --> 00:04:16.040
‫عجب. پس انگار واقعاً از رادار استفاده می‌کنن.

00:04:16.540 --> 00:04:18.870
‫ثیف، وقتی علامت دادم سریع ترمز بگیر!

00:04:19.210 --> 00:04:20.790
‫باشه، دریافت شد!

00:04:30.370 --> 00:04:32.790
‫بیا ببینم. این‌بار خطا نمی‌زنم.

00:04:34.910 --> 00:04:35.850
‫وایسا!
‫آتش!

00:04:40.540 --> 00:04:43.450
‫و ـ وایساد! چطور خبر داشت؟

00:04:46.540 --> 00:04:48.810
‫خیلی‌خب، حالا با تمام سرعت پیش برو!

00:04:48.810 --> 00:04:49.520
‫چی؟!

00:04:54.020 --> 00:04:56.160
‫حالا با تمام سرعت برگرد!

00:04:56.250 --> 00:04:58.410
‫وایسا، چی؟! جدی می‌گی؟!

00:04:58.410 --> 00:04:59.410
‫برو!

00:05:02.770 --> 00:05:04.700
‫نه! پناه بگیرین!

00:05:15.620 --> 00:05:16.700
‫خسارت چقدره؟

00:05:16.790 --> 00:05:18.540
‫تانک 2 تکون نمی‌خوره.

00:05:18.620 --> 00:05:19.620
‫مجروح چی؟

00:05:19.700 --> 00:05:21.200
‫کسی آسیب ندیده.

00:05:21.700 --> 00:05:22.700
‫چطور ممکنه؟

00:05:25.500 --> 00:05:26.700
‫پیری،

00:05:26.790 --> 00:05:28.830
‫تانک آخری داره حرکت می‌کنه.

00:05:35.290 --> 00:05:38.450
‫شاهزاده، می‌خوام به
‫ یه منطقه سنگیِ باریک بکشونمشون.

00:05:38.540 --> 00:05:39.440
‫راهو نشون بده!
‫اوکی.

00:05:50.480 --> 00:05:52.080
‫لعنتی. چه حقه کثیفی...

00:05:54.160 --> 00:05:55.620
‫یا خدا،

00:05:55.700 --> 00:05:58.830
‫اگه اون گنده‌بک بهمون بخوره، فاتحه‌مون خونده‌س.

00:06:12.660 --> 00:06:14.580
‫قایم‌شدن بی‌فایده‌ست.

00:06:15.580 --> 00:06:17.580
‫با همین صخره‌ها می‌فرستمتون هوا!

00:06:17.660 --> 00:06:18.830
‫داره شلیک می‌کنه!

00:06:37.410 --> 00:06:39.370
‫چرا کاری نمی‌کنیم؟

00:06:39.450 --> 00:06:42.830
‫اگه دوباره همون کارو کنن،
‫اوضاع طبق برنامه پیش نمی‌ره.

00:06:43.540 --> 00:06:45.830
‫یعنی نمی‌خوای بکشیشون؟

00:06:46.830 --> 00:06:48.910
‫مگه شما دیوها هم همین‌کارو نمی‌کنین؟

00:06:49.410 --> 00:06:50.410
‫هه.

00:06:51.540 --> 00:06:54.250
‫اون سنگ ضدجاذبه ذخیره‌مونه؟

00:06:54.330 --> 00:06:55.330
‫آره.

00:06:56.080 --> 00:07:00.330
‫با علامت من، مستقیم برو تو دل اون تانک.

00:07:02.410 --> 00:07:06.330
‫دوباره از یه سوراخ گزیده نمی‌شم.
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

00:07:15.910 --> 00:07:16.910
‫چی؟

00:07:28.250 --> 00:07:29.650
‫گزارش وضعیت!
‫یه مخزن رو منفجر کردن!

00:07:31.200 --> 00:07:34.080
‫رادارمون به‌خاطر ذرات فلزی مختل شده!

00:07:40.560 --> 00:07:42.290
‫گندش بزنن!

00:07:59.660 --> 00:08:02.870
‫اون... خود...

00:08:05.750 --> 00:08:07.410
‫ژنرال شیوای افسانه‌ایه!

00:08:08.870 --> 00:08:10.500
‫از پسش بر اومدی، پیری.

00:08:11.080 --> 00:08:12.750
‫اینجا چه‌خبر شده؟

00:08:13.500 --> 00:08:14.750
‫یالا.

00:08:15.620 --> 00:08:17.200
‫حالا نوبت توئه که عقب‌نشینی کنی.

00:08:22.000 --> 00:08:23.000
‫همه حالشون خوبه؟

00:08:23.080 --> 00:08:24.750
‫بله، قربان.

00:08:29.660 --> 00:08:32.410
‫دقیقاً همونطوره که پدرم توصیفش می‌کرد.

00:08:32.910 --> 00:08:36.000
‫نسبت به آدمی مثل من،
‫تو یه سطح دیگه‌ست.

00:08:38.080 --> 00:08:39.000
‫ها؟

00:08:39.080 --> 00:08:42.200
‫پیری، دشمن داره از تانک بیرون میاد.

00:08:49.000 --> 00:08:51.370
‫ممکنه یه صحبتی باهم داشته باشیم؟

00:08:54.200 --> 00:08:56.250
‫صحبت درمورد چی؟

00:08:56.830 --> 00:08:58.620
‫دوتا سؤال ازت دارم.

00:08:59.120 --> 00:09:03.200
‫حقیقت داره که برای مردم سندلند
‫داری دنبال چشمه می‌گردی؟

00:09:04.040 --> 00:09:06.080
‫بله، درسته.

00:09:06.580 --> 00:09:08.580
‫قیمت آب ارتش انقدر بالاست...

00:09:08.580 --> 00:09:12.200
‫که بیشتر مردم حتی نمی‌تونن
‫ به حداقل آب دسترسی پیدا کنن.

00:09:14.370 --> 00:09:17.830
‫به روستایی‌ها قول دادم چشمه رو پیدا می‌کنم.

00:09:18.410 --> 00:09:21.500
‫قبل از اینکه بیایم،
‫هرچی پول داشتن بهمون دادن.

00:09:22.040 --> 00:09:25.700
‫واقعاً باور می‌کنی همچین چشمه‌ای وجود داره؟

00:09:25.790 --> 00:09:27.750
‫مطمئنم وجود داره.

00:09:28.450 --> 00:09:33.080
‫ولی ظاهراً یه رازی درمورد
‫ منبع آب ارتش سلطنتی هم وجود داره.

00:09:33.160 --> 00:09:34.370
‫درست نمی‌گم؟

00:09:35.040 --> 00:09:37.750
‫من به‌عنوان ژنرالِ ارتش سلطنتی،

00:09:37.830 --> 00:09:40.200
‫متأسفانه نمی‌تونم به اون سؤال جواب بدم.

00:09:41.370 --> 00:09:43.160
‫ب‍ ـ بابا،

00:09:43.250 --> 00:09:46.040
‫مثل اینکه ارتش سلطنتی داره تسلیم می‌شه.

00:09:46.200 --> 00:09:48.620
‫لعنتی! بازنده‌های بدبخت!

00:09:49.290 --> 00:09:53.250
‫متأسفم که نمی‌تونم درمورد
‫رازِ منبع آبی جوابی بهت بدم،

00:09:53.330 --> 00:09:54.660
‫ولی حالا برای اون‌یکی سؤالم،

00:09:55.790 --> 00:09:59.200
‫حقیقت پشت این انفجاری که
‫ پشت رادیو ازش حرف زدی چیه؟

00:10:00.120 --> 00:10:02.290
‫بهتره که چیزی ازشون ندونی.

00:10:02.370 --> 00:10:05.200
‫از اتفاقی که افتاده مطمئنم،
‫ولی مدرکی ازش ندارم.

00:10:06.250 --> 00:10:07.950
‫با این‌حال، واقعاً می‌خوام بدونم.

00:10:08.450 --> 00:10:10.200
‫چون این مشکل بهم مربوط می‌شه.

00:10:10.290 --> 00:10:12.290
‫همم؟ منظورت چیه؟

00:10:12.290 --> 00:10:16.950
‫من پسر آپو؛ یکی از افرادت، عاره هستم.

00:10:18.450 --> 00:10:21.450
‫می‌خوام بدونم چه بلایی سر پدرم اومد.

00:10:22.290 --> 00:10:24.790
‫پسر آپو؟ که اینطور.

00:10:25.410 --> 00:10:29.700
‫قبلاً یه عکس از دوران بچگی‌ت بهم نشون داد.

00:10:30.700 --> 00:10:32.750
‫بسیار خب، بهت می‌گم.

00:10:33.250 --> 00:10:34.330
‫ثیف، دست خودتو می‌بوسه.

00:10:34.410 --> 00:10:36.000
‫بهتره خودت داستانو بهش بگی.

00:10:37.410 --> 00:10:39.450
‫ثیف؟ گفت ثیف؟

00:10:39.540 --> 00:10:41.200
‫نکنه منظورش همون دیوه؟

00:10:41.790 --> 00:10:45.200
‫ای داد بیداد، خداوکیلی از برده‌دار هم بدتره.

00:10:45.290 --> 00:10:47.200
‫و ـ واقعاً خودشه!

00:10:47.290 --> 00:10:50.580
‫نکنه اطلاعاتت رو از اون گرفتی؟

00:10:50.660 --> 00:10:52.700
‫من نمی‌تونم به دیوها اعتماد کنم.

00:10:52.790 --> 00:10:55.120
‫یعنی با اون جونور دستت تو یه کاسه‌ست؟

00:10:57.530 --> 00:11:00.830
‫هوی وایسین ببینم. «جونور» با کی بودین؟

00:11:00.910 --> 00:11:04.200
‫نمی‌تونین بهمون اعتماد کنین؟ گمشین برین بابا!

00:11:04.290 --> 00:11:06.700
‫بلزبوب‌ـه!

00:11:06.790 --> 00:11:08.450
‫اونم باهاش اومده!

00:11:09.040 --> 00:11:12.160
‫نمی‌دونستم انقدر معروف بودین.

00:11:12.250 --> 00:11:15.450
‫ثیف، برای صحبت با اینا وقتتو تلف نکن.

00:11:16.700 --> 00:11:20.200
‫درسته. اگه بهشون اعتماد نداری، چیزی نپرس.

00:11:20.790 --> 00:11:22.950
‫ولی بذار یه‌چیزی بگم.

00:11:23.540 --> 00:11:26.950
‫در این لحظه، هیچ‌کس از این دوتا صادق‌تر نیست.

00:11:27.040 --> 00:11:30.950
‫حداقل من بیشتر از هر انسانی بهشون اعتماد دارم.

00:11:33.040 --> 00:11:36.620
‫دیوها مجبور شدن به کامیون‌های
‫حمل آبِ ارتش سلطنتی حمله کنن

00:11:36.700 --> 00:11:39.410
‫تا حداقل آبی که می‌تونستن رو به‌دست بیارن.

00:11:39.500 --> 00:11:41.040
‫هیچ‌کس رو نکشتن.

00:11:41.540 --> 00:11:44.200
‫اگه دلشون بخواد،
‫می‌تونن به قلعه‌ی ارتش حمله کنن،

00:11:44.290 --> 00:11:49.290
‫و توی چند لحظه کل سندلند رو
‫به تصرف خودشون دربیارن.

00:11:49.950 --> 00:11:51.950
‫بله، قطعاً همینطوره.

00:11:52.540 --> 00:11:55.620
‫تعصب می‌تونه قضاوت خوب رو خراب کنه،

00:11:56.330 --> 00:12:00.770
‫درست مثل بلایی که 30 سال پیش سر پیچی‌ها اومد.

00:12:01.790 --> 00:12:03.120
‫پیچی‌ها؟

00:12:03.660 --> 00:12:05.700
‫منظورت چیه؟

00:12:05.790 --> 00:12:07.330
‫بلزبوب هم باهاشونه.

00:12:07.410 --> 00:12:11.040
‫خوبه، همه‌شونو یه‌جا داریم.
‫الان فرصتمونه.

00:12:11.120 --> 00:12:15.450
‫گاپی، یه‌جور بزن تبدیل بشن به یه‌کپه تفاله سحرایی.

00:12:15.540 --> 00:12:17.120
‫رو چشمم، بابا.

00:12:18.290 --> 00:12:19.700
‫جایزه...

00:12:19.790 --> 00:12:21.700
‫مال خودمونه!

00:12:26.030 --> 00:12:26.770
‫لعنتی!

00:12:35.790 --> 00:12:38.750
‫چی؟ فکر نکنم خورده باشه.

00:12:38.830 --> 00:12:40.790
‫بلزبوب پیدامون کرد!

00:12:40.870 --> 00:12:42.330
‫چ‍ ـ چی؟

00:12:42.410 --> 00:12:44.250
‫حالا چیکار کنیم، بابا؟

00:12:49.750 --> 00:12:51.250
‫در می‌ریم!

00:12:51.750 --> 00:12:53.040
‫عــه.

00:12:53.540 --> 00:12:54.660
‫عا؟

00:12:55.250 --> 00:12:57.160
‫ا ـ اون الان چی‌چی بود؟

00:12:57.250 --> 00:12:58.910
‫شلیک گلوله بود.

00:12:59.000 --> 00:13:00.910
‫یه تانک دیگه هم هست؟

00:13:01.000 --> 00:13:03.910
‫نه، امکانش وجود نداره.

00:13:04.000 --> 00:13:05.700
‫اینا همه‌ی تانک‌هان.

00:13:09.000 --> 00:13:11.980
‫با خودم گفتم یه‌چی کمین کرده.

00:13:12.580 --> 00:13:14.200
‫حتماً همون شناگرهان.

00:13:14.290 --> 00:13:17.580
‫شناگرها؟ همون شارلاتان‌های معروف؟

00:13:17.660 --> 00:13:19.750
‫ای عوضی‌ها!

00:13:19.830 --> 00:13:24.160
‫اونا یه نقاشی به دفتر خبری آوردن،
‫ما هم تعقیبشون کردیم.

00:13:24.750 --> 00:13:26.160
‫عوضی‌ها!

00:13:27.000 --> 00:13:28.230
‫تیکه‌پارتون می‌کنم!

00:13:33.120 --> 00:13:35.910
‫بلزبوب جونمونو نجات داد.

00:13:36.910 --> 00:13:41.750
‫همونطور که گفتین،
‫شاید تصور اشتباهی نسبت به دیوها داشتم.

00:13:42.830 --> 00:13:47.160
‫ثیف، درمورد انفجار 30 سال پیش بهم بگو.

00:13:47.250 --> 00:13:50.160
‫نخیرم، خیلی اخلاق عنقی داری.

00:13:50.250 --> 00:13:54.660
‫چی گفتی؟ فکر کردی داری با کی حرف می-

00:13:58.750 --> 00:14:00.410
‫تو رو خدا، ارباب ثیف!

00:14:03.120 --> 00:14:04.620
‫خب، حالا که اصرار می‌کنی...

00:14:05.120 --> 00:14:07.950
‫بهت می‌گم. خوب گوش بده.

00:14:08.040 --> 00:14:10.080
‫30 سال پیش، اون زمان،

00:14:10.160 --> 00:14:14.160
‫پیچی‌ها عادت به ساخت سلاح و این‌چیزا نداشتن.

00:14:15.000 --> 00:14:17.660
‫درحال ساخت ماشینی برای تولید آب بودن.

00:14:29.580 --> 00:14:32.000
‫گاپی، اونو یه‌کاریش بکن!

00:14:32.080 --> 00:14:33.410
‫عه... من؟

00:14:36.250 --> 00:14:39.660
‫لعنتی! ایکبیری!

00:14:48.660 --> 00:14:49.660
‫بگیر!

00:14:51.410 --> 00:14:51.980
‫درد داشت.

00:15:02.000 --> 00:15:06.250
‫اهم، خودت خواستی!
‫نشونت می‌دم!

00:15:13.000 --> 00:15:14.410
‫و ـ وایسا!
‫ها؟

00:15:15.910 --> 00:15:19.120
‫واقعاً باور داری اون چشمه وجود داره؟

00:15:19.200 --> 00:15:23.290
‫چه بدونم.
‫ولی به اون پیری اعتماد دارم.

00:15:23.790 --> 00:15:27.200
‫اگه اون می‌گه وجود داره، حتماً درسته.

00:15:27.970 --> 00:15:31.580
‫اگه یه چشمه پیدا کردین،
‫می‌شه ما توش شنا کنیم؟

00:15:31.660 --> 00:15:35.160
‫پسرهام تا حالا تن به آب نزدن،
‫با اینکه خودمونو شناگر صدا می‌زنیم.

00:15:35.250 --> 00:15:37.040
‫هرکار دلت می‌خواد بکن.

00:15:37.120 --> 00:15:38.910
‫چی؟ ناموساً؟

00:15:41.750 --> 00:15:43.660
‫فقط می‌مونه این‌یکی.

00:15:50.700 --> 00:15:55.410
‫بهم نمی‌رسی.
‫می‌تونم 180 کیلومتر بر ساعت بدوئم.

00:16:15.750 --> 00:16:16.950
‫بی‌عرضه!

00:16:31.450 --> 00:16:33.370
‫ببین تا کجا اومدیم.

00:16:36.250 --> 00:16:39.120
‫گیری کردیما، رفتن رو اعصابم.

00:16:40.000 --> 00:16:41.000
‫ها؟

00:16:45.250 --> 00:16:48.160
‫عا، یه طوفان شنی!

00:16:51.660 --> 00:16:53.250
‫اینم وقت گیر آورده ها...

00:16:55.330 --> 00:16:57.620
‫جایی هم نیست سنگر بگیرم.

00:17:00.080 --> 00:17:01.700
‫اگه بتونم اونجا برسم...

00:17:07.250 --> 00:17:09.950
‫لعنتی! بدتر شد!

00:17:43.250 --> 00:17:45.160
‫رسیدم!

00:17:45.250 --> 00:17:46.250
‫ها؟

00:17:48.580 --> 00:17:50.500
‫اینجا چرا انقدر روشنه؟

00:18:07.080 --> 00:18:09.370
‫ب‍ ـ باورم نمی‌شه.

00:18:09.450 --> 00:18:13.290
‫پس یعنی عملیات انهدام
‫برای پیچی‌هایی بود که درحال ساخت آب بودن،

00:18:13.370 --> 00:18:17.080
‫و تانک‌های ارتش سلطنتی رو
‫ نابود می‌کردن چون سر راهشون بودن؟

00:18:17.160 --> 00:18:18.250
‫آره.

00:18:18.830 --> 00:18:21.250
‫ذخایر آب رو انحصار کردن تا سود به‌جیب بزنن؟

00:18:22.120 --> 00:18:25.160
‫و هرطور که بخوان کشور رو کنترل کنن؟

00:18:25.250 --> 00:18:27.700
‫درسته، شاید باورش برات سخت باشه.

00:18:28.200 --> 00:18:30.410
‫منم تا دیروز همین بودم.

00:18:31.000 --> 00:18:34.410
‫ولی الان دیگه همه‌چی با عقل جور درمیاد.

00:18:35.000 --> 00:18:38.250
‫پیچی‌ها افراد آروم و صلح‌طلبی بودن.

00:18:38.330 --> 00:18:43.410
‫به خودم می‌گفتم چطور شد که
‫ یهویی چنین سلاح‌های وحشتناکی دستشون رسیده.

00:18:44.000 --> 00:18:45.910
‫انگار ما همه ساده بودیم.

00:18:46.620 --> 00:18:51.410
‫تصورشم نمی‌کردم فرمانده کل زئو تا این حد پیش بره.

00:18:51.500 --> 00:18:54.290
‫واقعاً باورم نمی‌شه.

00:18:54.790 --> 00:18:58.830
‫من توسط فرمانده کل زئو به مقام ژنرال رسیدم.

00:18:59.330 --> 00:19:04.160
‫شاید سنگدل باشه
‫ولی امکان نداره انقدر بی‌رحم باشه.

00:19:04.250 --> 00:19:07.500
‫ای داد بیداد. حدس می‌زدم اینو بگی.

00:19:07.580 --> 00:19:09.540
‫چیزی که باید می‌شنیدی رو شنیدی.

00:19:10.120 --> 00:19:13.250
‫شرمنده، ولی واسه یه‌مدت بیشتر تانک‌تونو نیاز داریم.

00:19:18.750 --> 00:19:23.000
‫مشکلی ندارین؟ راحت می‌ذارین شیوا بره؟

00:19:23.870 --> 00:19:27.100
‫متأسفانه، هرگز نتونستیم شیوا رو پیدا کنیم.

00:19:27.100 --> 00:19:27.660
‫چی؟

00:19:27.750 --> 00:19:31.700
‫زمانی که تو مشتمون بود
‫ به دلایل نامعلومی شناگرها بهمون حمله‌ور شدن.

00:19:31.790 --> 00:19:35.660
‫چهار تانک آسیب دیدن و شیوا فرار کرد... درسته؟

00:19:36.620 --> 00:19:37.660
‫- ب‍ ـ بله، قربان!
‫- ب‍ ـ بله، قربان!

00:19:39.250 --> 00:19:43.040
‫حالا باید به فرمانده کل زئو گزارش بدم.

00:19:43.660 --> 00:19:45.910
‫نه، قبل از اون...

00:19:47.250 --> 00:19:51.250
‫چرا این انسان‌ها انقدر به همه‌چی مشکوکن؟

00:19:51.330 --> 00:19:54.160
‫دهنم کف کرد، بعد پاشده می‌گه باور نمی‌کنم.

00:19:54.250 --> 00:19:56.910
‫بالأخره دنیاییه که باید باهاش سر کنیم.

00:19:57.000 --> 00:20:00.370
‫راستی، رانندگیم چطور بود؟

00:20:00.450 --> 00:20:02.000
‫همچین بدک نبودم، نه؟

00:20:02.500 --> 00:20:06.160
‫آره، رانندگیت حرف نداشت.
‫باورم نمی‌شه تازه‌کاری.

00:20:06.250 --> 00:20:07.910
‫عجب، عجب.

00:20:08.000 --> 00:20:10.580
‫مهمتر از اون، شاهزاده کجا غیبش زد؟

00:20:10.660 --> 00:20:13.000
‫پیری! پیری!

00:20:13.080 --> 00:20:15.160
‫شاهزاده؟ الان کجایی؟

00:20:15.250 --> 00:20:17.160
‫خودت فکر می‌کنی کجام؟

00:20:18.040 --> 00:20:19.660
‫لب چشمه‌م.

00:20:19.750 --> 00:20:20.750
‫چی؟

00:20:21.250 --> 00:20:24.250
‫چشمه افسانه‌ای رو پیدا کردم!

00:20:25.250 --> 00:20:27.250
‫ر ـ راست می‌گی؟

00:20:27.750 --> 00:20:29.330
‫واقعاً چشمه رو پیدا کردی؟

00:20:29.830 --> 00:20:33.330
‫چیه؟ حرف دیوها رو باور نمی‌کنی؟

00:20:33.410 --> 00:20:34.900
‫خب، جاش کجاست؟
‫مجال بده.

00:20:36.580 --> 00:20:38.410
‫الان راهو نشونت می‌دم.

00:20:40.950 --> 00:20:43.370
‫اوه خوبه، طوفان شنی تموم شد.

00:20:44.330 --> 00:20:45.910
‫بذار ببینم...

00:20:48.500 --> 00:20:51.290
‫یه تانک دارم می‌بینم، تویی؟

00:20:51.790 --> 00:20:52.910
‫آره، همونم!

00:20:53.620 --> 00:20:55.830
‫پس خوبه، همینطوری مستقیم بیا.

00:20:55.910 --> 00:20:56.910
‫ردیفه.

00:20:57.790 --> 00:21:00.250
‫نه وایسا، یه‌ذره سمت راست.

00:21:00.330 --> 00:21:01.500
‫به راست...

00:21:02.000 --> 00:21:04.160
‫نه نه! گفتم راست!

00:21:04.250 --> 00:21:06.160
‫راست دارم می‌رم دیگه.

00:21:06.250 --> 00:21:09.830
‫نه،‌ تو رو نمی‌گم!
‫راست خودمو دارم می‌گم، نه تو!

00:21:09.910 --> 00:21:13.160
‫چطوری قراره بفهمم از کجا نگاه می‌کنین؟

00:21:14.000 --> 00:21:18.160
‫معنی این چیه،‌ ژنرال؟
‫این‌وقت روز واسه چی زنگ زدی؟

00:21:18.750 --> 00:21:20.540
‫وسط شامم ها.

00:21:20.620 --> 00:21:22.120
‫خیلی عذر می‌خوام.

00:21:22.200 --> 00:21:26.160
‫مسئله اینه که چند لحظه پیش
‫ اینو از فرمانده زئو شنیدم.

00:21:26.950 --> 00:21:30.790
‫30 سال پیش، توی عملیات نابودی پیچی‌ها،
‫تانک‌های ارتش سلطنتی

00:21:30.870 --> 00:21:33.000
‫توسط شخص شما سفارش داده شده بودن.

00:21:33.080 --> 00:21:34.540
‫چ‍ ـ چی؟

00:21:34.620 --> 00:21:36.700
‫چرا زئو باید همچین چیزی رو بگه؟

00:21:36.790 --> 00:21:38.410
‫اشتباهه!

00:21:39.000 --> 00:21:42.910
‫اون همش نقشه‌ی فرمانده کل زئو بود.

00:21:43.000 --> 00:21:44.080
‫آها، پس اینطوره؟

00:21:44.160 --> 00:21:46.910
‫اون هیچی، ترتیب شیوا رو دادی؟

00:21:47.910 --> 00:21:51.290
‫نه قربان، همچنان داریم دنبالش می‌گردیم.

00:21:51.370 --> 00:21:52.370
‫با اجازه‌تون.

00:21:54.080 --> 00:21:58.290
‫باورم نمی‌شه. همش حقیقت داشت.

00:21:59.620 --> 00:22:01.450
‫شاهزاده، چشمه کجاست؟

00:22:01.540 --> 00:22:02.790
‫اینجائه.

00:22:03.700 --> 00:22:05.080
‫بیا، اینوری.

00:22:19.370 --> 00:22:21.120
‫و ـ وا حیرتا!

00:22:22.330 --> 00:22:24.910
‫باورم نمی‌شه.

00:22:26.120 --> 00:22:27.870
‫این معرکه‌ست!

00:22:28.000 --> 00:22:35.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.