﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:07.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:28.670 --> 00:00:30.640
‫ظاهراً خوب خوابیدی.

00:00:30.640 --> 00:00:34.430
‫اوهوم. این خزها خیلی گرم و نرمن.

00:00:40.970 --> 00:00:42.280
‫کک داشت.

00:00:42.280 --> 00:00:44.890
‫خب آخه، اعلاءترین خز رو داری.

00:00:44.890 --> 00:00:46.440
‫بهترین محیط زندگی برای کک‌هاست.

00:00:47.500 --> 00:00:51.900
‫انتظار نداشتم متوجه مرغوبیت این دم بشی! بزنم به تخته تیزبینی!

00:00:53.110 --> 00:00:55.610
‫خب، تا حدی درسته.

00:00:57.570 --> 00:01:01.240
‫دم نوک سفید من، مایه‌ی مباهاته.

00:01:01.530 --> 00:01:04.160
‫و همین‌طور گوش‌های نوک‌تیزم.

00:01:04.160 --> 00:01:08.450
‫گوش‌هام می‌تونن صدای پای حوادث رو
‫بشنون و انواع دروغ‌ها رو تشخیص بدن.

00:01:08.450 --> 00:01:11.130
‫دوستان زیادی رو از خطر نجات دادن!

00:01:12.260 --> 00:01:18.110
‫هولو گرگ خردمندِ یوئیتسو کسی نیست جز این‌جانب!

00:01:20.680 --> 00:01:23.500
‫و اون بینی که انقدر بهش می‌نازی چی می‌گه؟

00:01:24.410 --> 00:01:26.370
‫بهتره عجله کنی.

00:01:26.370 --> 00:01:27.220
‫چه مشکلی پیش اومده؟

00:01:28.170 --> 00:01:29.810
‫به‌زودی بارون می‌گیره.

00:01:36.360 --> 00:01:47.040
چاشنی و گرگ

00:03:05.370 --> 00:03:09.370
قسمت دوم
گرگ موذی و موضوع جدی

00:03:11.370 --> 00:03:13.490
‫سپاس خداوند بابت بخشندگی‌اش.

00:03:13.890 --> 00:03:15.210
‫ایشون همراه‌تون هستن؟

00:03:17.380 --> 00:03:18.650
‫همسرم هستن.

00:03:18.650 --> 00:03:21.670
‫روی صورتش چندتا جای سوختگی هست،
‫برای همین در ملاءعام می‌پوشونتش.

00:03:22.090 --> 00:03:23.490
‫که اینطور...

00:03:26.760 --> 00:03:29.610
‫پس، من به اجناس‌مون سروسامون می‌دم و بعدش میام اتاق‌مون.

00:03:47.490 --> 00:03:50.870
‫بارون خنک، درد سوختگی‌هامو کمتر کرده.

00:03:53.670 --> 00:03:55.630
‫خزها روبه‌راه بودن دیگه، نه؟

00:03:55.630 --> 00:03:58.250
‫اون خزها از بهترین سمورها به‌دست میان.

00:03:58.250 --> 00:04:00.330
‫شاید موجود دیگه‌ای شبیه به من باشه که...

00:04:00.330 --> 00:04:03.770
‫به کوهستانی که در اون زندگی می‌کنه، برکت و رزق و روزی میاره.

00:04:03.770 --> 00:04:04.610
‫به قیمتِ...

00:04:05.890 --> 00:04:07.170
‫به قیمت خوبی فروش می‌ره؟

00:04:07.170 --> 00:04:08.720
‫این رو نمی‌دونم.

00:04:09.110 --> 00:04:11.880
‫من که تاجر خز نیستم.

00:04:11.880 --> 00:04:12.560
‫درسته.

00:04:12.560 --> 00:04:14.240
‫اون گندم رو چیکار کنم؟

00:04:14.240 --> 00:04:16.050
‫منظورت چیه چیکار کنی؟

00:04:16.050 --> 00:04:20.060
‫می‌گم که، پوستشو بگیرم؟ یا همین‌طوری نگه‌ش دارم؟

00:04:20.060 --> 00:04:24.150
‫خب، البته اگه واقعاً توی اون گندم زندگی می‌کنی.

00:04:24.150 --> 00:04:29.540
‫تاوقتی که زنده‌م، اون گندم هیچ‌وقت نه خراب می‌شه و نه خشک.

00:04:29.540 --> 00:04:37.000
‫اگه خورده، سوخته، دفن و با خاک قاطی بشه، ممکنه ناپدید بشم،

00:04:37.330 --> 00:04:40.100
‫ولی پوست‌گیری و نگه‌داری‌ش نباید مشکلی ایجاد کنه.

00:04:40.100 --> 00:04:43.700
‫پس بعداً پوستشو می‌گیرم و غلاتشو توی یه کیسه نگه می‌دارم.

00:04:44.140 --> 00:04:45.900
‫نمی‌خوای پیش خودت نگه‌ش داری؟

00:04:45.900 --> 00:04:49.390
‫خوشحال می‌شم. اگه بتونم دور گردنم
‫بندازمش که نور علی نور می‌شه.

00:04:49.390 --> 00:04:52.490
‫اشکالی نداره کمی از گندم رو نگه داریم؟

00:04:52.490 --> 00:04:54.520
‫می‌خوام به یه منطقه‌ی دیگه بفروشمش.

00:04:54.520 --> 00:04:59.370
‫اکثر محصولات زراعی فقط توی منطقه‌ی خودشون رشد خوبی دارن.

00:04:59.370 --> 00:05:03.940
‫فوراً خشک می‌شه. ارزششو نداره بابتش حتی به جاده بزنی.

00:05:06.280 --> 00:05:09.160
‫حتی بعد از خیس‌آب شدن زیر بارون هم بوی بدی می‌دی!

00:05:11.710 --> 00:05:14.170
‫به‌نظرم مرد جذابی هستی.

00:05:14.170 --> 00:05:16.420
‫باید بیشتر به خودت برسی.

00:05:16.420 --> 00:05:20.520
‫حدأقل انقدری به خودم می‌رسم که تأثیر بدی روی کارم نذاره.

00:05:20.520 --> 00:05:23.860
‫خب، به‌نظرم ریش بهت میاد.

00:05:24.300 --> 00:05:27.470
‫که اینطور؟ پس، تو هم متوجه جذابیت‌شون می‌شی؟

00:05:27.470 --> 00:05:31.810
‫البته، ترجیح می‌دادم یکم بلندتر باشه.

00:05:32.930 --> 00:05:33.860
‫این‌طوری...

00:05:41.320 --> 00:05:43.840
‫لباس‌هامونو باید توی اتاق نشیمن خشک کنیم.

00:05:43.840 --> 00:05:45.900
‫گمونم اونجا گرمه.

00:05:47.260 --> 00:05:49.850
‫کسای دیگه‌ای هم جلوی آتیش جمع شدن.

00:05:49.850 --> 00:05:50.990
‫حواست باشه به هویتت پی نبرن.

00:05:50.990 --> 00:05:53.040
‫من هولو گرگ خردمندم!

00:05:53.040 --> 00:05:55.720
‫سال‌ها پیش، فقط با این حالت سفر می‌کردم.

00:05:55.720 --> 00:05:57.250
‫خیالت تخت.

00:05:57.810 --> 00:06:00.600
‫ولی عمراً به ذهنم می‌رسید.

00:06:00.600 --> 00:06:03.420
‫پنهون کردن «جای سوختگی‌های» روی صورتم از مردم.

00:06:04.460 --> 00:06:06.050
‫خب، نظرت راجع‌بهش چیه؟

00:06:06.050 --> 00:06:09.040
‫همچین سوختگی‌، بخشی از هویت واقعی‌م می‌شه.

00:06:09.040 --> 00:06:12.170
‫درست مثل گوش‌ها و دمم، چیزی می‌شه
‫که فقط و فقط متعلق به منه.

00:06:17.630 --> 00:06:19.060
‫که اینطور.

00:06:20.590 --> 00:06:24.100
‫اوه. پس، از یورنز میاین؟

00:06:24.100 --> 00:06:28.410
‫بله، اونجا نمک گیر آوردم و به یه دهکده‌ی دیگه بردمش.

00:06:28.410 --> 00:06:31.290
‫اهالی دهکده درعوض بهم پوست سمور دادن.

00:06:31.290 --> 00:06:36.120
‫سخت نیست از اینجا به یورنز برگردین؟

00:06:36.120 --> 00:06:38.130
‫اینجاست که پختگی یه تاجر مفید واقع می‌شه.

00:06:38.130 --> 00:06:39.460
‫نیازی نیست برگردیم.

00:06:39.460 --> 00:06:41.330
‫چه جالب!

00:06:41.620 --> 00:06:46.300
‫من در یورنز، توی تجارت‌خانه‌ای که نمک‌ها
‫رو خریدم، هیچ پولی پرداخت نکردم.

00:06:46.300 --> 00:06:48.930
‫به این دلیل که توی یکی از شعبه‌های
‫همون تجارت‌خانه در شهر دیگه‌ای،

00:06:48.930 --> 00:06:51.510
‫مقدار برابری گندم بهشون فروختم.

00:06:51.810 --> 00:06:55.980
‫از اونجایی که پولی بابت گندم دریافت نکردم،
‫پولی هم بابت نمک پرداخت نکردم.

00:06:55.980 --> 00:07:00.000
‫به عبارتی، بدون نیاز به تبادل پول، دو قرارداد فروش بستم.

00:07:00.000 --> 00:07:03.520
‫اوه. چه پر رمز و راز!

00:07:03.970 --> 00:07:06.380
‫این معامله‌ی نرخ ارز نامیده می‌شه،

00:07:06.380 --> 00:07:10.890
‫و توسط تاجران، برای معامله کردن با مردمِ جاهای مختلف ابداع شده.

00:07:11.290 --> 00:07:14.940
‫من توی شهری به‌نام پِرِنزو یه تاکستان دارم،

00:07:14.940 --> 00:07:18.730
‫ولی تاحالا کسی به همچین روش غیرمعمولی،‌ باهام تسویه حساب نکرده.

00:07:19.120 --> 00:07:21.370
‫به‌نظرت باید همچین روشی رو یاد بگیرم؟

00:07:21.370 --> 00:07:23.010
‫نه، نیازی نیست.

00:07:23.010 --> 00:07:25.340
‫به‌عنوان اربابی که صاحب یه تاکستانه،

00:07:25.340 --> 00:07:28.520
‫همین‌که حواستون باشه یه تاجر موقع چونه زدن سرتون کلاه نذاره، کافیه.

00:07:28.520 --> 00:07:31.530
‫هرساله سر این جروبحث راه میفته.

00:07:32.420 --> 00:07:34.390
‫گفتید اسمتون لارنسه؟

00:07:35.200 --> 00:07:40.230
‫اگه یه‌وقت به پرنزو اومدین، لطفاً یه سر به‌ خونه‌م بزنین.

00:07:40.230 --> 00:07:41.960
‫قدم‌تون روی چشم ما جا داره.

00:07:41.960 --> 00:07:43.810
‫چشم، خوشحال می‌شم.

00:07:44.140 --> 00:07:47.180
‫خب، گمونم همسرم یکم خسته‌ست...

00:07:48.420 --> 00:07:50.010
‫از حضورتون مرخص می‌شیم.

00:07:50.780 --> 00:07:55.350
‫ الهی دوباره سر راه هم قرار بگیریم.

00:08:01.090 --> 00:08:04.340
‫جناب، شما خیلی کاردرستید.

00:08:04.340 --> 00:08:06.320
‫من صرفاً یه تاجر معمولی‌ام.

00:08:06.320 --> 00:08:10.500
‫نه، نه! من خودمم اون زوج رو نشونه گرفته بودم،

00:08:10.500 --> 00:08:12.800
‫ولی نتونستم فرصتی به‌دست بیارم.

00:08:12.800 --> 00:08:15.550
‫ولی شما به راحتی تمام از پسش براومدید!

00:08:15.900 --> 00:08:19.780
‫منم وقتی تازه شروع به کار کرده بودم، بقیه‌ی
‫تاجرها برام مثل هیولا به‌نظر می‌رسیدن.

00:08:20.190 --> 00:08:23.690
‫حتی الانم، بیشتر از نصف‌شون هنوز هیولان.
‫فقط باید تمام سعی‌تو بکنی.

00:08:23.690 --> 00:08:26.590
‫خب، این‌ باعث می‌شه خیالم راحت‌تر بشه.

00:08:28.540 --> 00:08:31.600
‫اسم من زِرِن ــه.

00:08:31.600 --> 00:08:33.820
‫یه تاجر تازه‌کارم.

00:08:37.820 --> 00:08:39.050
‫لارنس هستم.

00:08:40.730 --> 00:08:43.510
‫ایشون همراه‌تون هستن؟

00:08:45.950 --> 00:08:47.580
‫همسرم، هولو هستن.

00:08:48.590 --> 00:08:50.460
‫همراه خانوم‌تون سفر می‌کنید؟

00:08:50.460 --> 00:08:55.470
‫باتوجه به اینکه چهره‌شونو کاملاً پوشوندین،
‫حتماً احترام زیادی براشون قائلید.

00:08:55.470 --> 00:08:58.050
‫مطمئنم خدا بابت این رویارویی، ما رو سر راه هم قرار داده.

00:08:58.050 --> 00:09:01.470
‫اجازه می‌دید یه نگاهی کنم؟

00:09:01.470 --> 00:09:02.160
‫نه...

00:09:02.160 --> 00:09:05.200
‫یه سفر، قبل از راهی شدن فرد، لذت‌بخش‌ترین چیز دنیاست.

00:09:05.200 --> 00:09:08.460
‫ترسناک‌ترین ویژگی یه سگ، پارس کردنشه.

00:09:08.460 --> 00:09:12.440
‫و زیباترین حالت زنان، زمانیه که از پشت نگاهشون کنی.

00:09:12.440 --> 00:09:16.660
‫از سر برداشتن یه کلاه به این سادگی،
‫ممکنه وهم و خیال رو به راحتی از بین ببره.

00:09:16.660 --> 00:09:19.740
‫هرگز نمی‌تونم همچین کاری در حق‌تون بکنم.

00:09:21.370 --> 00:09:23.980
‫آه، خانوم‌تون حرف نداره.

00:09:23.980 --> 00:09:26.890
‫من تموم زورمو می‌زنم که صرفاً ‫تحت‌ سلطه‌ش قرار نگیرم.

00:09:28.170 --> 00:09:31.970
‫مطمئناً‌ خدا منو به سمت شما هدایت کرده.

00:09:31.970 --> 00:09:33.590
‫چطوره، جناب؟

00:09:33.590 --> 00:09:37.700
‫می‌شه لطفاً به حرفی که می‌خوام بزنم گوش بدین؟

00:09:44.750 --> 00:09:46.520
‫چه بوی خوبی داره!

00:09:46.850 --> 00:09:49.480
‫پنیر بز روی سیب‌زمینی پخته؟!

00:09:50.140 --> 00:09:51.220
‫وایسا.

00:09:54.160 --> 00:09:55.400
‫گندم؟

00:09:55.400 --> 00:09:58.990
‫یه ریسمان چرمی دورش بستم که بتونی دور گردنت بندازیش.

00:09:59.420 --> 00:10:01.490
‫هوم، ممنونم.

00:10:04.230 --> 00:10:05.530
‫ولی...

00:10:07.540 --> 00:10:08.960
‫این الان مهم‌تره!
‫وایسا!

00:10:10.620 --> 00:10:11.960
‫بازم؟!

00:10:12.490 --> 00:10:14.350
‫ریسمان چرمی و کیسه‌ی گندم.

00:10:14.780 --> 00:10:16.980
‫حتی پنیر بز روی سیب‌زمینی هم مهمونت کردم.

00:10:16.980 --> 00:10:19.300
‫بابت همه‌ی این‌ها، باید پول زیادی پرداخت می‌کردم.

00:10:19.300 --> 00:10:21.970
‫مهم‌تر از همه، بهترین لباسم!

00:10:21.970 --> 00:10:24.010
‫باید همه‌شو جبران کنی!

00:10:26.580 --> 00:10:28.170
‫فقط همین؟

00:10:28.170 --> 00:10:29.010
‫آره.

00:10:31.910 --> 00:10:35.350
‫طعم سبزیجاتی که انسان‌ها پرورش می‌دن،
‫خیلی بهتر از آجیلی‌ـه که به‌زور پیدا می‌کنم.

00:10:36.030 --> 00:10:39.570
‫عاشق اینم که توی آتیش می‌پزنشون.

00:10:49.040 --> 00:10:51.860
‫گلوی آدم‌ها خیلی باریکه.

00:10:51.860 --> 00:10:53.300
‫چه بد!

00:10:53.300 --> 00:10:55.340
‫خب، گرگ‌ها غذاشون رو بدون جویدن می‌بلعن.

00:10:56.900 --> 00:10:58.340
‫البته که این‌طوره.

00:10:59.470 --> 00:11:01.090
‫ما فضای گونه نداریم.

00:11:01.420 --> 00:11:03.620
‫نمی‌تونم وقت صرف جویدن بکنم.

00:11:05.060 --> 00:11:08.940
‫هرچند، قبلاً شده سیب‌زمینی بپره تو گلوم.

00:11:08.940 --> 00:11:10.990
‫ممکنه زیاد با من سازگار نباشن.

00:11:18.580 --> 00:11:22.770
‫الان یادم افتاد، مگه تو نگفته بودی وقتی بقیه دروغ می‌گن می‌تونی تشخیص بدی؟

00:11:24.740 --> 00:11:26.240
‫آره، کم‌وبیش.

00:11:26.550 --> 00:11:27.770
‫دقیقاً تا چه حدی؟

00:11:31.140 --> 00:11:33.780
‫خب، تا حدی که بتونم تشخیص بدم.

00:11:33.780 --> 00:11:37.340
‫تو دمم رو تحسین کردی، درصورتی که ته دلت به این باور نبودی.

00:11:38.670 --> 00:11:41.520
‫من همیشه راست نمی‌گم.

00:11:41.520 --> 00:11:46.210
‫به‌هرحال، به‌تو بستگی داره که باورم کنی یا نه.

00:11:47.640 --> 00:11:49.400
‫پس، بذار یه سؤال ازت بپرسم.

00:11:49.400 --> 00:11:51.730
‫نظرت راجع‌به اون بچه چیه؟

00:11:51.730 --> 00:11:53.140
‫بچه؟

00:11:53.140 --> 00:11:56.100
‫اونی که روبه‌روی شومینه باهامون حرف زد.

00:11:56.100 --> 00:11:57.190
‫عااا!

00:11:58.180 --> 00:12:00.940
‫هردوی شما به چشم من بچه‌اید.

00:12:03.110 --> 00:12:06.240
‫اگرچه تو فقط یه کوچولو بالغ‌تری.

00:12:07.860 --> 00:12:10.230
‫اون بچه چی بهمون گفت؟

00:12:12.540 --> 00:12:14.180
‫راستش، جناب،

00:12:14.180 --> 00:12:18.380
‫بین مردم پیچیده که سکه‌ی نقره‌ای که در حال حاضر داره دست به دست می‌شه،

00:12:18.380 --> 00:12:21.260
‫به‌زودی با سکه‌های نقره‌ای با درصد خلوص بالاتر جایگزین می‌شه.

00:12:21.560 --> 00:12:22.300
‫اوه؟

00:12:22.300 --> 00:12:28.470
‫ارزش سکه‌های نقرهٔ جدید با سکه‌های قدیمی یکی می‌مونه،

00:12:28.470 --> 00:12:34.090
‫اما سکه‌های جدید در مبادله با ارز رایج کشورهای دیگه ارزش بالاتری پیدا می‌کنن.

00:12:34.090 --> 00:12:35.380
‫به‌عبارت دیگه...

00:12:36.570 --> 00:12:39.330
،‫اگر ما مقدار زیادی از سکه‌های رایج رو جمع کنیم

00:12:39.330 --> 00:12:42.730
‫و اون‌ها رو با سکه‌های جدید، زمانی که در دسترس قرار گرفتن، مبادله کنیم،

00:12:42.730 --> 00:12:45.740
‫می‌تونیم از تفاوت‌شون کلی سود ببریم.

00:12:45.740 --> 00:12:48.580
‫همون‌طور که انتظار داشتم! خیلی سریع می‌گیرین چی می‌گم!

00:12:48.580 --> 00:12:54.460
‫چی‌ می‌گین؟ من می‌تونم بهتون بگم سکه از کدوم نوعه.

00:12:54.460 --> 00:12:58.460
‫در عوض، چطوره زمانی که یه سود حسابی کردین منم سهیم کنین؟

00:13:05.460 --> 00:13:08.430
‫من فکر می‌کنم اون دروغ می‌گه.

00:13:08.850 --> 00:13:12.150
‫هرچند نمی‌دونم دقیقاً راجع‌به کدوم بخش ممکنه دروغ گفته باشه.

00:13:12.730 --> 00:13:13.640
‫که اینطور.

00:13:14.140 --> 00:13:18.610
‫گمانه‌زنی ارز به خودی خود چیز غریبی نیست، ولی...

00:13:18.610 --> 00:13:21.490
‫تو نمی‌دونی اون چرا باید راجع‌به همچین‌چیزی دروغ بگه.

00:13:21.490 --> 00:13:22.320
‫درست می‌گم؟

00:13:24.220 --> 00:13:30.930
‫وقتی کسی دروغ می‌گه، دلیلی که پشت دروغش داره از خود دروغ مهم‌تره.

00:13:32.380 --> 00:13:33.540
‫حق با تو‌ـه.

00:13:34.250 --> 00:13:37.030
‫خیلی طول کشید تا اینو متوجه بشم.

00:13:39.630 --> 00:13:41.680
‫نیازی نیست با همچین چیزی خودت رو اذیت کنی.

00:13:41.680 --> 00:13:45.340
‫هرچی باشه، تو هنوزم به چشم من یه بچه‌ای.

00:13:48.380 --> 00:13:53.020
‫اگر من اینجا نبودم چیکار می‌کردی؟

00:13:53.020 --> 00:13:54.430
‫اگر تنها بودم؟

00:13:58.130 --> 00:14:00.660
‫اینکه اطلاعات درسته یا غلط رو کنار می‌ذاشتم.

00:14:01.170 --> 00:14:04.110
‫و جوری رفتار می‌کردم انگار به پیشنهاد زرن علاقه‌مندم.

00:14:04.110 --> 00:14:06.110
‫و چرا این‌کارو می‌کردی؟

00:14:06.110 --> 00:14:09.490
‫اگر درست باشه من سود می‌برم.

00:14:09.490 --> 00:14:13.020
‫اگه غلط باشه، به این معنی‌ـه که یه‌نفر نقشه‌ای زیر سر داره.

00:14:13.020 --> 00:14:18.590
‫اگر به دقت بررسیش کنم، معمولاً به یه جور طرح پول‌سازی می‌رسه.

00:14:19.830 --> 00:14:23.880
‫حالا که من بهت گفتم دروغ بوده چی؟

00:14:24.200 --> 00:14:25.170
‫خب...

00:14:27.820 --> 00:14:31.340
‫از همون اولم چیزی برای تردید وجود نداشت.

00:14:31.340 --> 00:14:34.640
‫تو به‌ هر حال می‌خوای جوری رفتار کنی که انگار علاقه‌مند شدی.

00:14:37.270 --> 00:14:39.700
‫انگاری این سیب‌زمینی‌های اضافه برای منن.

00:14:44.940 --> 00:14:47.250
‫بالأخره من هولو گرگ خردمندم.

00:14:47.250 --> 00:14:49.940
‫فکر کردی چندتا پیرهن بیشتر از تو پاره کردم؟

00:15:38.590 --> 00:15:40.660
‫باشد که همسر عزیزم...

00:15:40.660 --> 00:15:43.210
‫شهامت بیشتری داشته باشد!

00:15:49.880 --> 00:15:51.040
‫خدایا.

00:15:51.040 --> 00:15:52.890
‫صبح اول صبحی داشتی چیکار می‌کردی؟

00:15:52.890 --> 00:15:57.010
‫زود بیدار شدم، واسه همین به خطبه‌هاشون گوش دادم.

00:15:57.010 --> 00:15:59.060
‫همچین چیزی نظرتو جلب کرد؟

00:15:59.060 --> 00:16:01.740
‫گاه‌ و بی‌گاه گوش دادنش جالبه.

00:16:03.700 --> 00:16:07.620
‫در هر حال، به‌نظر میاد اهمیت بیشتری پیدا کردن.

00:16:07.620 --> 00:16:09.900
‫کلیسا همیشه مهم بوده.

00:16:10.370 --> 00:16:11.980
‫نه خیلی.

00:16:11.980 --> 00:16:16.020
‫اوایل که من از شمال به اینجا اومدم انقدر مهم نبود.

00:16:16.490 --> 00:16:17.740
‫لااقل،

00:16:17.740 --> 00:16:22.060
‫اونا چیزهای اغراق‌آمیزی مثل «خدای یگانه جهان رو خلق کرد»،

00:16:22.060 --> 00:16:24.830
‫و ما صرفاً اون رو «قرض گرفتیم» نمی‌گفتن.

00:16:25.460 --> 00:16:28.930
‫طبیعت نمی‌تونه توسط کسی خلق شده باشه.

00:16:28.930 --> 00:16:34.550
‫زمانی که کلیسا دست به اجرای همچین نمایش‌های طنزی زد، تعجب کردم.

00:16:36.990 --> 00:16:39.630
‫این هم باید یکی از تغییرات دوره و زمونه باشه.

00:16:40.330 --> 00:16:42.890
‫انگار دنیا خیلی تغییر کرده.

00:16:45.270 --> 00:16:47.250
‫تو تغییر نکردی؟

00:16:51.330 --> 00:16:54.030
‫پس مطمئنم زادگاهت هم تغییری نکرده.

00:16:59.250 --> 00:17:02.750
‫دلداری کردن تو مایه‌ی ننگ گرگ خردمنده.

00:17:10.910 --> 00:17:11.970
‫هی!

00:17:12.590 --> 00:17:15.890
‫بجنب‌ بیا! چیکار داری می‌کنی؟!

00:17:23.570 --> 00:17:27.620
‫جدی؟! هستی؟‍!

00:17:27.620 --> 00:17:29.610
‫هرچند، نمی‌تونم جلو جلو پرداخت کنم.

00:17:29.990 --> 00:17:33.360
‫تا زمانی که خزهام رو با پول تاخت نزدم، سرمایه‌ای ندارم.

00:17:33.360 --> 00:17:39.870
‫پس، بیاید در بندرگاه پاتزیو همدیگه رو ملاقات کنیم و
‫یه قرارداد رسمی تنظیم کنیم!

00:17:40.250 --> 00:17:43.900
‫زمانی که به پاتزیو رسیدین، لطفا بیاید به باری به اسم یورِند.

00:17:43.900 --> 00:17:46.040
‫اونجا می‌تونید با من تماس بگیرید.

00:17:46.040 --> 00:17:47.330
‫یورِند؟

00:17:47.330 --> 00:17:49.580
‫بله، پس من اول می‌رم.

00:17:49.930 --> 00:17:52.840
‫سفر به سلامت، جناب!

00:17:53.300 --> 00:17:55.130
‫باهم سفر نمی‌کنیم؟

00:17:55.130 --> 00:17:56.960
‫جاده‌ها گل‌آلود هستن.

00:17:56.960 --> 00:17:59.390
‫اینجوری راه رفتن از سفر با گاری خیلی سریع‌تره.

00:17:59.390 --> 00:18:02.450
‫نیازی نیست مجبورش کنیم یه گاری کند رو دنبال کنه.

00:18:03.100 --> 00:18:06.660
‫درسته. تاجرها نسبت به وقت‌شون خسیسن.

00:18:07.770 --> 00:18:10.230
‫وقت طلاست.

00:18:11.430 --> 00:18:13.110
‫چه جمله‌ٔ جالبی.

00:18:13.590 --> 00:18:15.860
‫وقت طلاست، ها؟

00:18:16.380 --> 00:18:21.070
‫کشاورزهایی که صدها سال مراقب‌شون بودی هم نسبت به زمان‌شون حساسن.

00:18:21.070 --> 00:18:23.200
‫حواست به چیه؟

00:18:23.620 --> 00:18:25.680
‫اونا نسبت به زمان‌شون حساس نیستن.

00:18:25.680 --> 00:18:27.620
‫نسبت به حس کردن حساسن.

00:18:29.510 --> 00:18:30.750
‫متوجه نمی‌شم.

00:18:31.140 --> 00:18:32.210
‫مثلاً...

00:18:32.690 --> 00:18:35.380
‫وقتی سپیده‌دم رو احساس می‌کنن بیدار می‌شن،

00:18:35.380 --> 00:18:37.670
‫و زمانی که احساس می‌کنن ظهر شده علف‌های هرز رو می‌کنن.

00:18:38.270 --> 00:18:40.650
‫زمانی که بهار رو احساس می‌کنن جوانه‌های تازه‌سبزشده رو می‌کارن،

00:18:40.650 --> 00:18:43.260
‫با احساس کردن تابستان از رشد محصولات لذت می‌برن،

00:18:43.750 --> 00:18:46.250
‫با احساس پاییز برداشت رو جشن می‌گیرن،

00:18:46.250 --> 00:18:49.100
‫و زمانی که زمستان رو احساس می‌کنن به انتظار بهار می‌شینن.

00:18:49.100 --> 00:18:51.800
‫اونا به زمان اهمیتی نمی‌دن.

00:18:51.800 --> 00:18:53.230
‫برای منم همینطوره.

00:18:53.830 --> 00:18:57.690
‫کله‌ات خوب کار می‌کنه، ولی تو تجربه لنگ می‌زنی.

00:19:04.230 --> 00:19:09.440
‫به عبارت دیگه، همینطور که سنت می‌ره بالا جا‌افتاده‌تر‌ می‌شی.

00:19:09.440 --> 00:19:11.460
‫منظورت دقیقاً چند صد ساله؟

00:19:13.470 --> 00:19:16.040
‫مشخصه مغزت خوب کار می‌کنه.

00:19:16.040 --> 00:19:19.920
‫شاید واسه تو انقدر قدیمی شده که دیگه کم‌کم داره از کار میفته.

00:19:21.620 --> 00:19:25.470
‫می‌دونی چرا ما گرگا به آدما حمله می‌کنیم؟

00:19:26.660 --> 00:19:27.390
‫نه.

00:19:28.190 --> 00:19:34.110
‫به‌خاطر اینه که می‌خوایم کله‌هاشونو بخوریم تا قدرت‌شون رو به‌دست بیاریم.

00:19:35.570 --> 00:19:38.220
‫تو به چشم من جوجه‌ای بیش نیستی.

00:19:38.220 --> 00:19:40.530
‫به گرد پام هم نمی‌رسی.

00:19:43.520 --> 00:19:47.020
‫تاحالا شده گرگی بهت حمله کنه؟

00:19:47.020 --> 00:19:47.700
‫شده.

00:19:48.170 --> 00:19:49.260
‫حدوداً هشت بار.

00:19:52.410 --> 00:19:53.900
‫هولناک بودن، مگه نه؟
‫آره.

00:19:55.740 --> 00:19:59.530
‫از دسته‌های سگ‌های وحشی قسر در رفتم، ولی گرگ‌ها...

00:20:01.510 --> 00:20:02.520
‫واقعاً ترسناکن.

00:20:03.180 --> 00:20:07.680
‫واسه اینه که آدم‌های زیادی رو خوردن و قدرت‌شون روـــــــ

00:20:07.680 --> 00:20:08.720
‫بس ‌کن!

00:20:10.420 --> 00:20:12.620
‫معذرت می‌خوام که گفتم مغزت داره از کار میفته.

00:20:13.330 --> 00:20:14.170
‫پس،

00:20:15.270 --> 00:20:16.520
‫لطفاً دیگه بس کن.

00:20:32.030 --> 00:20:33.340
‫معذرت می‌خوام...

00:20:46.290 --> 00:20:47.640
‫عصبانی شدی؟
‫شدم.

00:20:49.450 --> 00:20:51.680
‫برای همین دیگه راجع‌به همچین چیزی شوخی نکن.

00:21:03.790 --> 00:21:06.290
‫بیا امشب نزدیکی اون منطقه بخوابیم.

00:21:07.540 --> 00:21:12.910
‫گرگ‌ها فقط در بیشه‌زار زندگی کردن، درحالی که
سگ‌های وحشی ‫در گذشته کنار آدم‌ها بودن.

00:21:14.110 --> 00:21:17.740
‫این تفاوت بین دشواری گرگ‌ها و سگ‌هاست.

00:21:18.170 --> 00:21:21.380
‫گرگ‌ها تنها توسط انسان‌ها شکار شدن.

00:21:21.820 --> 00:21:24.010
‫انسان‌ها برای ما منشاء ترس هستن.

00:21:24.010 --> 00:21:25.490
‫برای همین زمانی که وارد بیشه‌زارهامون می‌شن،

00:21:25.940 --> 00:21:29.770
‫به این فکر می‌کنیم که چطور شکست‌شون بدیم.

00:21:33.940 --> 00:21:35.230
‫این یعنی تو هم...

00:21:35.770 --> 00:21:39.980
‫چیزهایی هستن که حتی منم قبول نمی‌کنم بهشون جواب بدم.

00:21:42.180 --> 00:21:43.260
‫متأسفم.

00:21:43.990 --> 00:21:45.940
‫حالا مساوی شدیم.

00:22:02.590 --> 00:22:07.050
‫تو و من در دو دنیای کاملاً متفاوتی زندگی کردیم.

00:22:07.070 --> 00:22:15.070
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::

00:23:45.020 --> 00:23:50.030
قسمت سوم
بندرگاه و اغواگری شیرین
‫قسمت بعدی: «بندرگاه و اغواگری شیرین.»