﻿WEBVTT

00:00:04.550 --> 00:00:06.360
‫چه شهر بزرگی!

00:00:06.750 --> 00:00:07.830
‫اینجا پاتزیو‌ـه.

00:00:08.970 --> 00:00:11.240
‫پادشاهی هم داره؟

00:00:11.240 --> 00:00:14.570
‫اینجا شهر اشراف و بازرگان‌هاس. خبری از پادشاه نیست.

00:00:17.320 --> 00:00:21.410
‫باورم نمی‌شه شهری با این همه آدم و بدون پادشاه وجود داشته باشه...

00:00:21.410 --> 00:00:24.120
‫نیاز نیست صورتت رو مخفی کنی؟

00:00:24.420 --> 00:00:25.460
‫صورتم؟

00:00:25.460 --> 00:00:28.990
‫مردمِ پاسلوئه ممکنه از اینجا گذر کنن.

00:00:29.470 --> 00:00:31.830
‫نمی‌دونم ممکنه بشناسنت یا نه.

00:00:31.830 --> 00:00:34.020
‫اِه، منظورت این بود.

00:00:34.020 --> 00:00:36.130
‫صدها سال تو اون روستا بودی.

00:00:36.130 --> 00:00:38.720
‫داستان و افسانه‌ای درباره‌ات ندارن؟

00:00:38.720 --> 00:00:39.870
‫دارن.

00:00:40.490 --> 00:00:43.640
‫«هولو گه‌گاهی به شکل یک دختر زیبا ظاهر می‌شه.»

00:00:44.290 --> 00:00:49.150
‫«به‌نظر میاد در اواسط نوجوانی‌ـه، با موهایی افشان، گوش‌های گرگ مانند،

00:00:49.150 --> 00:00:54.150
‫و دمی به رنگ قهوه‌ای تیره که در انتها سفیده.»‍

00:00:54.530 --> 00:00:56.900
‫«تا زمانی که ظاهرش رو مخفی نگه دارید،

00:00:56.900 --> 00:01:00.070
‫وعده‌ٔ یک محصول پربار در سال بعدی رو می‌ده.»

00:01:00.920 --> 00:01:03.190
‫اونا که تمام خصوصیاتت رو میدونن!

00:01:03.190 --> 00:01:04.030
‫همم.

00:01:05.050 --> 00:01:06.760
‫کسی متوجه من نمی‌شه.

00:01:06.760 --> 00:01:09.420
‫خیلی وقته که منو فراموش کردن.

00:01:10.790 --> 00:01:11.900
‫که‌اینطور.

00:01:14.510 --> 00:01:15.970
‫هی، میگم.

00:01:17.050 --> 00:01:20.620
‫اونا منو نمی‌شناسن دیگه، آره؟

00:01:20.620 --> 00:01:23.140
‫منم به همین امیدوارم.

00:01:27.460 --> 00:01:29.580
‫خب، مطمئنم مشکلی پیش نمیاد.

00:01:31.360 --> 00:01:42.040
ادویه و گرگ

00:01:42.100 --> 00:01:49.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:03:00.400 --> 00:03:04.410
قسمت سوم
بندرگاه و اغواگری شیرین

00:03:03.420 --> 00:03:06.040
‫انگار کلی چیز‌های خوشمزه اینجاست!

00:03:06.450 --> 00:03:07.660
‫چه سیب‌های خوبی.

00:03:07.660 --> 00:03:10.330
‫مگه نه؟ انگار دارن می‌گن بیا منو بخور نه؟

00:03:13.590 --> 00:03:14.710
‫آره.

00:03:17.030 --> 00:03:18.350
‫درسته.

00:03:18.350 --> 00:03:21.100
‫یکی از آشناهام روی معاملهٔ سیب سرمایه‌گذاری کرد.

00:03:21.510 --> 00:03:24.360
‫بیشتر از نصف کل داراییش رو گذاشت وسط.

00:03:24.360 --> 00:03:28.410
‫دارایی کل‌ـش ممکنه الان بیشتر از من باشه.

00:03:28.410 --> 00:03:30.060
‫منم باید سرمایه‌گذاری می‌کردم.

00:03:30.060 --> 00:03:33.290
‫آ-آره، خیلی حیف شد.

00:03:33.290 --> 00:03:35.480
‫ولی قمار خطرناکی بود.

00:03:35.860 --> 00:03:37.690
‫من ترجیح می‌دم روی یه کشتی تجاری سرمایه‌گذاری کنم.

00:03:37.690 --> 00:03:39.170
‫کشتی تجاری؟

00:03:39.170 --> 00:03:42.650
‫بازرگان‌هایی که باهم قرارداد دارن، پول‌هاشون رو
‫ می‌ذارن وسط تا یکی قرض کنن.

00:03:43.070 --> 00:03:47.070
‫مقدار فضای انباری که می‌تونی استفاده کنی به مقدار
‫پولی که گذاشتی وسط بستگی داره.

00:03:48.500 --> 00:03:49.610
‫چی شده؟
‫سیبا...

00:03:52.090 --> 00:03:54.580
‫می‌خوام چندتا سیب بخورم.

00:03:54.580 --> 00:03:57.000
‫عه، مشکل این بود.

00:04:02.630 --> 00:04:03.300
‫بفرما.

00:04:03.300 --> 00:04:04.890
‫هرچندتا که دلت می‌خواد بخر.

00:04:08.250 --> 00:04:10.720
‫آخه کی کل یه سکه‌ٔ نقره رو خرج سیب می‌کنه؟

00:04:12.850 --> 00:04:15.850
‫خودت گفتی هرچندتا که بخوام می‌تونم بخرم.

00:04:15.850 --> 00:04:18.070
‫حواست باشه خرج خودتو در بیاری.

00:04:18.420 --> 00:04:22.240
‫تو که قبلاً وانمود کردی متوجه نشدی.

00:04:22.240 --> 00:04:25.820
‫حتماً حس خوبی داره که انقدر واضح بدونی بقیه دارن به چی فکر می‌کنن.

00:04:26.420 --> 00:04:28.020
‫منم یکی برمی‌دارم...

00:04:28.950 --> 00:04:29.700
‫آخ!

00:04:29.700 --> 00:04:31.290
‫واسه خودمن!

00:04:31.290 --> 00:04:33.120
‫با پول من خریدیشون!

00:04:33.120 --> 00:04:37.850
‫من هولو گرگ خردمندم. انقدر پول رو تو یه چشم‌به‌هم زدن درمیارم.

00:04:37.850 --> 00:04:39.420
‫خب، ببینیم و تعریف کنیم.

00:04:40.000 --> 00:04:43.780
‫اون سکهٔ نقره واسه جای خواب و غذای امشب بود.

00:04:48.720 --> 00:04:50.940
‫سیب‌ها میوه‌ٔ شیطانن.

00:04:50.940 --> 00:04:54.530
‫اونا پر از اغواگری‌های شیرینِ غیر قابل‌مقاومتن.

00:04:54.530 --> 00:04:57.020
‫اگه تو گرگ خردمندی، چرا سعی نمی‌کنی به همچین
‫حرص و طمعی غلبه کنی؟

00:04:57.020 --> 00:05:02.940
‫ممکنه خیلی چیزا رو به‌خاطر حرص و طمع از دست بدی،
‫ولی از خودداری هیچ سودی گیرت نمیاد.

00:05:08.130 --> 00:05:10.990
‫ما خزها رو در تجارت‌خانه‌ی میلونه که اونجاست می‌فروشیم.

00:05:12.540 --> 00:05:16.000
‫گمونم تو راهمون به اینجا ساختمون‌های بزرگ‌تری بودن.

00:05:16.280 --> 00:05:18.540
‫این سومین تجارت‌خانه‌ی بزرگ اینجاست.

00:05:18.540 --> 00:05:21.740
‫با این حال، این فقط یه شعبه از یه تجارت‌خانه‌ی با سابقهٔ خیلی بزرگه

00:05:21.740 --> 00:05:23.260
‫که تو کشوری در جنوب قرار داره.

00:05:23.260 --> 00:05:26.480
‫به عبارت دیگه، اونا بعضی اوقات اقلام رو با قیمت بالاتری می‌خرن،

00:05:26.480 --> 00:05:28.550
‫تا تو بازار با غیربومی‌ها رقابت کنن.

00:05:28.550 --> 00:05:29.380
‫بعلاوه...

00:05:29.380 --> 00:05:35.220
‫«می‌تونن اطلاعات زیادی از شعب مختلف خودشون جمع کنن»، درسته؟

00:05:35.220 --> 00:05:37.440
‫از اونجایی که اونا یه تجارت‌خانه‌ی‌ برون‌مرزی رو اداره می‌کنن،

00:05:37.720 --> 00:05:41.340
‫باید نسبت به تغییرات بازار ارز حساس باشن...

00:05:41.340 --> 00:05:43.030
‫د-دقیقا...

00:05:44.470 --> 00:05:47.900
‫می‌خوام اطلاعاتی که اون مرد جوان به اسم زرن بهمون داد رو بررسی کنم.

00:05:51.230 --> 00:05:53.410
‫به تجارت‌خانه‌ی میلونه خوش‌اومدین.

00:05:53.410 --> 00:05:55.450
‫خیلی شلوغه.

00:05:55.450 --> 00:05:58.170
‫تقریباً زمان سفر عظیم ما به شمال رسیده.

00:05:58.170 --> 00:06:01.580
‫تعداد کالاهایی که به رووین‌هایگن برده و آورده شدن خیلی زیاد بوده.

00:06:01.580 --> 00:06:03.960
‫هیچ‌کس نمی‌خواد فرصت‌های پول‌ساز رو هدر بده.

00:06:03.960 --> 00:06:05.210
‫درست می‌گید.

00:06:05.520 --> 00:06:07.760
‫خب، امروز چطور می‌تونیم در خدمتتون باشیم؟

00:06:07.760 --> 00:06:12.890
‫قبلاً از من گندم خریدید. امروز می‌خوام یه مقدار پوست خز بهتون بفروشم.

00:06:12.890 --> 00:06:16.370
‫درهای ما همیشه به‌روی تجارت بازه. بفرمایید از این طرف.

00:06:17.020 --> 00:06:20.460
‫ممنونم که امروز به تجارت‌خانه‌ی ما سر زدید.

00:06:20.460 --> 00:06:22.900
‫جناب کرفت لارنس هستید، درسته؟

00:06:22.900 --> 00:06:24.460
‫لطفاً لارنس صدام کنید.

00:06:24.460 --> 00:06:28.610
‫باعث افتخاره که هنوز اسم من رو از سه سال پیش خاطرتون دارید.

00:06:28.610 --> 00:06:30.730
‫نه، نه. نفرمایید.

00:06:30.730 --> 00:06:35.450
‫شنیدم امروز قصد فروش پوست‌های خز رو دارید.

00:06:35.450 --> 00:06:39.920
‫بله. امروز هفتادتا خز سمور اعلاء دارم.

00:06:40.180 --> 00:06:42.460
‫چه خزهای عالی‌ای.

00:06:42.460 --> 00:06:46.130
‫محصولات زراعی امسال پربار بودن، برای همین پوست سمور زیادی گیرمون نیومده.

00:06:46.130 --> 00:06:48.630
‫مطمئنم سر همهٔ کشاورزان امسال با کار مزرعه گرم بوده.

00:06:48.630 --> 00:06:51.350
‫با این حال، من تونستم این مقدار پوست خز اعلاء رو جمع کنم.

00:06:51.350 --> 00:06:53.140
‫فوق‌العاده‌ان.

00:06:53.660 --> 00:06:57.770
‫پس، از اونجایی که ما قبلا با شما معامله داشتیم،

00:06:58.490 --> 00:07:02.350
‫۱۳۲ سکهٔ نقره ترنی چطوره؟

00:07:05.610 --> 00:07:08.490
‫خب، سخت می‌شه خزهایی با این کیفیت پیدا کرد.

00:07:09.050 --> 00:07:15.410
‫امیدوار بودم روابط‌مون رو از طریق این معامله محکم‌تر کنیم...

00:07:15.410 --> 00:07:18.950
‫تجارت‌خانه‌ی ما هم به‌دنبال همین امره.

00:07:18.950 --> 00:07:21.750
‫پس، با درنظر گرفتن روابط آیندهٔ ما...

00:07:21.750 --> 00:07:25.210
‫نظرتون درباره ۱۴۰ سکهٔ نقره چیه؟

00:07:25.520 --> 00:07:27.550
‫بله، پس بیاید...

00:07:29.730 --> 00:07:30.910
‫لطفاً یه لحظه من رو ببخشید.

00:07:32.420 --> 00:07:33.330
‫چی شده؟

00:07:33.330 --> 00:07:36.330
‫من چیزی راجع‌به بازار نمی‌دونم. قیمت چجوریاس؟

00:07:36.330 --> 00:07:37.220
‫خیلی خوبه.

00:07:40.890 --> 00:07:43.940
‫پس، قیمت براتون قابل‌قبوله؟

00:07:43.940 --> 00:07:46.820
‫۱۴۰ سکهٔ نقره ترنی!

00:07:46.820 --> 00:07:49.080
‫همین رو فرمودین؟

00:07:49.080 --> 00:07:50.370
‫عا، بله.

00:07:50.370 --> 00:07:52.860
‫عرض کردم ۱۴۰ سکهٔ نقره ترنی.

00:07:53.170 --> 00:07:56.490
‫الحق که شما تاجری با استعدادهای استثنایی هستید.

00:07:56.490 --> 00:08:00.290
‫ببینم، برای همینه که جوری وانمود می‌کنید انگار متوجه نشدین؟

00:08:00.710 --> 00:08:03.170
‫در این صورت، نمی‌تونیم انقدر راحت شما رو دست‌کم بگیریم.

00:08:03.170 --> 00:08:08.050
‫مـ-معذرت می‌خوام. من چیزی رو از قلم انداختم؟

00:08:08.820 --> 00:08:12.010
‫ارباب، لطفاً از این زورگویی‌ها اجتناب کنید.

00:08:12.010 --> 00:08:14.550
‫هـ-همچین قصدی نداشتم.

00:08:14.550 --> 00:08:16.740
‫بی‌زحمت بهشون بگو.

00:08:17.300 --> 00:08:18.930
‫حتماً، ارباب.

00:08:19.770 --> 00:08:22.660
‫قربان، لطفاً این خزها رو بو بکشید.

00:08:26.790 --> 00:08:27.560
‫خب؟

00:08:27.560 --> 00:08:29.860
‫این بوی میوه‌است؟

00:08:30.470 --> 00:08:35.030
‫بله، جنگل‌ها هم امسال بار میوه‌ٔ زیادی داشتن.

00:08:35.030 --> 00:08:38.530
‫این‌ها خزهای سمورهایی هستن که تو همچین جنگلی زندگی کردن.

00:08:38.530 --> 00:08:40.780
‫اونقدر شکم‌هاشون رو با غذاهای خوب پر کردن

00:08:40.780 --> 00:08:43.620
‫که بدنشون شروع به تراوش بوی شرین کرد.

00:08:43.620 --> 00:08:44.960
‫درسته!

00:08:44.960 --> 00:08:47.290
‫این پوست‌های سمور از اعلاء‌ترین‌های بازارن.

00:08:47.290 --> 00:08:53.090
‫بدن‌ـشون اونقدر سفت و محکم بود که دو مرد هیکلی نیاز شد تا
‫پوستشون رو جدا و آماده‌شون کنن.

00:08:53.370 --> 00:08:54.740
‫سعی کنید خز رو بکشید.

00:08:55.730 --> 00:08:56.740
‫محکم‌تر!

00:08:57.540 --> 00:08:58.550
‫نظرتون چیه؟

00:08:59.290 --> 00:09:01.890
‫مثل یه جونور درنده مقاومه.

00:09:01.890 --> 00:09:07.600
‫می‌تونه مثل آفتاب بهاری شما رو گرم کنه، و از رطوبت بارون جلوگیری کنه.

00:09:07.600 --> 00:09:10.520
‫از اینا مهم‌تر، این رایحه.

00:09:10.520 --> 00:09:14.530
‫تصور کنید این در بین لباس‌های دیگه‌ای که

00:09:14.530 --> 00:09:20.080
‫از پوست سمور معمولی که بو می‌ده دوخته شدن چقدر می‌درخشه.

00:09:20.080 --> 00:09:24.460
‫مطمئنم می‌تونید اون‌ها رو با قیمت بی‌نظیری بفروشید.

00:09:25.370 --> 00:09:26.540
‫حالا.

00:09:26.540 --> 00:09:30.050
‫لطفاً دوباره بفرمایید با چه قیمتی خریدارشون هستین؟

00:09:30.910 --> 00:09:32.210
‫خب، در این صورت...

00:09:35.310 --> 00:09:37.970
‫۲۰۰ سکهٔ نقره ترنی چطوره؟

00:09:40.660 --> 00:09:44.140
‫سه سکهٔ نقره در عوض هر پوست چطوره؟

00:09:44.140 --> 00:09:46.270
‫که می‌شه ۲۱۰ سکه.

00:09:48.220 --> 00:09:50.400
‫ارباب، تجارت‌خانه‌های دیگه چطور؟

00:09:50.910 --> 00:09:54.650
‫قـ-قبول می‌کنم! لطفاً با ۲۱۰ سکه به من بفروشیدشون!

00:09:55.750 --> 00:09:58.070
‫قیمت‌شون اینه، ارباب.

00:09:58.070 --> 00:10:00.410
‫بـ-باشه.

00:10:09.580 --> 00:10:11.700
‫شراب واقعاً حرف نداره!

00:10:12.380 --> 00:10:15.800
‫نمی‌خوای بری بالا؟ مهمونه منه.

00:10:15.800 --> 00:10:18.340
‫تو قبلاً بازرگان بودی؟

00:10:18.980 --> 00:10:23.140
‫چیه؟ با اون نمایشم غرورتو جریحه‌دار کردم؟

00:10:23.910 --> 00:10:29.230
‫فقط از همون روشی استفاده کردم که بازرگان زیرکی که اومده بود
‫روستا ازش استفاده کرد.

00:10:29.230 --> 00:10:31.900
‫از خودم درنیاوردمش.

00:10:41.340 --> 00:10:44.320
‫ولی من هیچ وقت متوجه‌اش نشدم.

00:10:44.320 --> 00:10:48.330
‫چندین‌بار بهشون دست زدم و اصلاً متوجه بوی میوه نشدم.

00:10:48.330 --> 00:10:52.540
‫خب، اون به‌خاطر سیب‌هایی بود که من قبلاً خریدم.

00:10:53.670 --> 00:10:54.890
‫این که یعنی...!

00:10:54.890 --> 00:10:56.970
‫«تقصیر خودشه که گول حقه رو خورده».

00:10:56.970 --> 00:10:58.520
‫خب، دیگه انقدرم نامردی نمی‌کنم...

00:10:58.520 --> 00:11:01.890
‫ولی مطمئنم وقتی از وجود همچین روشی خبردار بشه
‫تحت‌تاثیر قرار می‌گیره.

00:11:01.890 --> 00:11:03.690
‫خب، احتمالاً حق با توـه.

00:11:03.690 --> 00:11:07.180
‫کسایی که به‌خاطر گول خوردن راحت عصبی می‌شن هیچ‌وقت به جایی نمی‌رسن.

00:11:07.180 --> 00:11:09.490
‫یه حرفه‌ای واقعی از شکست خوردن تحت‌تاثیر قرار می‌گیره.

00:11:10.390 --> 00:11:14.410
‫اینا به کنار، کاری که می‌خواستی رو انجام دادی؟

00:11:15.690 --> 00:11:16.890
‫فعلاً.

00:11:17.670 --> 00:11:21.490
‫ولی به‌نظر می‌اومد هیچ اطلاعی از کشوری که

00:11:21.490 --> 00:11:23.820
‫سکه‌های نقره‌اش تازه ضرب شده باشه ندارن.

00:11:23.820 --> 00:11:27.660
‫تجارت‌خانه‌ی میلونه هم به‌نظر نمی‌اومد چیزی رو مخفی کنه...

00:11:28.700 --> 00:11:32.120
‫خب، مهم‌ نیست چه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه داستان زرن باشه،

00:11:32.700 --> 00:11:35.570
‫من تا زمانی که پولم نپره و پیش برم مشکلی ندارم.

00:11:37.730 --> 00:11:40.290
‫به‌سلامتی دیدار دوباره‌مون!

00:11:44.260 --> 00:11:46.050
‫ساکهٔ خوبی‌ـه.

00:11:46.050 --> 00:11:49.880
‫حتماً روی پوست‌های خزتون حسابی سود کردین.

00:11:49.880 --> 00:11:50.820
‫بگی نگی.
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

00:11:52.640 --> 00:11:56.610
‫شما هرچی بیشتر پول بذارید، من سود بیشتری می‌کنم.

00:11:56.610 --> 00:11:57.900
‫این حرفا بسه.

00:11:58.550 --> 00:12:03.370
‫تو گفتی در ازای اطلاعات، که کدوم سکه قراره با درصد نقره بیشتر ضرب بشه،

00:12:03.370 --> 00:12:06.600
‫سهمی از سود من می‌خوای.

00:12:06.600 --> 00:12:08.300
‫درست می‌گم؟

00:12:08.300 --> 00:12:08.910
‫بله.

00:12:08.910 --> 00:12:11.080
‫مطمئنی این اطلاعات صحت دارن؟

00:12:11.080 --> 00:12:13.080
‫خب، اولاً...

00:12:13.080 --> 00:12:17.160
‫من از روی اطلاعاتی که از یه شهر معدنی
‫که قبلاً ساکنش بودم به دستم رسیده، این حدس رو زدم.

00:12:17.160 --> 00:12:20.240
‫به‌نظرم این اطلاعات تاحدودی قابل‌اطمینان هستن.

00:12:20.240 --> 00:12:22.880
‫اما، خب...

00:12:22.880 --> 00:12:25.720
‫دادوستد هیچ‌وقت مسجل نبوده و نیست.

00:12:27.270 --> 00:12:28.390
‫درسته.

00:12:28.690 --> 00:12:31.970
‫تصمیم داشتم اگه با اطمینان حرف زدی، دست رد به سینه‌ت بزنم.

00:12:31.970 --> 00:12:34.130
‫همچین معامله‌ی شیرینی، برام شک‌برانگیز می‌بود.

00:12:35.010 --> 00:12:37.110
‫خب، چقدر سهم می‌خوای؟

00:12:37.110 --> 00:12:40.840
‫آه بله، ده سکه‌ی نقره‌ی ترنی بابت اطلاعات...

00:12:40.840 --> 00:12:43.860
‫و ده درصد از سودتون رو می‌خوام.

00:12:44.140 --> 00:12:45.700
‫چه محافظه‌کارانه.

00:12:45.700 --> 00:12:50.580
‫والا اگه خدای نکرده آخرسر ضرر کردین، من مسئولیتی گردن نمی‌گیرم.

00:12:50.580 --> 00:12:52.830
‫در ازای نگه داشتن ده درصد،

00:12:52.830 --> 00:12:56.980
‫امیدوارم احیاناً اگه ضرر کردین، ‫برای فسخ قرارداد،

00:12:56.980 --> 00:12:59.770
‫پس دادنِ ده‌ سکه‌ی نقره‌تون کافی باشه.

00:12:59.770 --> 00:13:00.960
‫که اینطور.

00:13:00.960 --> 00:13:06.000
‫تاریخ تسویه، سه‌روز قبل از بازار بهاره‌ی بزرگ سال آینده باشه.

00:13:06.000 --> 00:13:10.390
‫به‌نظرم این پیش از پایان امسال عملی می‌شه.

00:13:10.390 --> 00:13:13.480
‫ظرف شیش ماه؟ خوبه.

00:13:13.480 --> 00:13:17.540
‫پس، بی‌زحمت اگه می‌شه فردا
‫ توی دفتر اسناد عمومی، قرارداد ببندیم.

00:13:17.540 --> 00:13:18.670
‫خیلی‌خب.

00:13:18.670 --> 00:13:20.460
‫خب، به امید سود کلان!

00:13:20.460 --> 00:13:22.860
‫به امید سود کلان!

00:13:25.110 --> 00:13:26.420
‫سکه‌ی نقره‌ی فاروم!

00:13:26.420 --> 00:13:29.380
‫اشتباهه. اون یه سکه‌ی نقره‌ی مارین تقلبی‌ــه.

00:13:29.380 --> 00:13:30.870
‫مگه این‌یکی نیست؟

00:13:30.870 --> 00:13:33.740
‫اون یه سکه‌ی نقره‌ی جشن میلاد مقدس میتزفینگ ــه.

00:13:35.110 --> 00:13:37.290
‫وقتی ازشون استفاده کردی، یاد می‌گیری چطوری تشخیص‌شون بدی.

00:13:37.290 --> 00:13:39.340
‫بعد از برطرف شدن خماری‌ت، ادامه می‌دیم.

00:13:39.340 --> 00:13:41.590
‫نه! یه‌بار دیگه!

00:13:42.850 --> 00:13:45.260
‫چاره‌ای نیست. به‌دقت گوش کن.

00:13:45.720 --> 00:13:49.260
‫سکه‌ی نقره‌ی ترنی، سکه‌ی نقره‌ی فیلینگ، سکه‌ی نقره‌ی ایلید،

00:13:49.730 --> 00:13:52.510
‫سکه‌ی نقره‌ی لوته، سکه‌ی نقره‌ی مارین تقلبی،

00:13:52.900 --> 00:13:56.180
‫سکه‌ی نقره‌ی فاروم، سکه‌ی نقره‌ی پادشاه کچلی لامباردو،

00:13:56.630 --> 00:14:01.440
‫سکه‌ی نقره‌ی کلیسای میتزفینگ،
‫سکه‌ی نقره‌ی کلیسای میتزفینگ تقلبی،

00:14:01.440 --> 00:14:03.320
‫سکه‌ی نقره‌ی میتزفینگ مقدس،

00:14:03.320 --> 00:14:05.650
‫و سکه‌ی نقره‌ی جشن میلاد...

00:14:05.650 --> 00:14:08.060
‫خوابم... میاد.

00:14:08.450 --> 00:14:09.990
‫تصمیم عاقلانه‌ای گرفتی.

00:14:09.990 --> 00:14:14.040
‫هوم. چرا انقدر انواع مختلف ازش هست؟

00:14:14.040 --> 00:14:16.840
‫همون‌طور که پادشاهی‌های جدید پدید میان و سقوط می‌کنن،

00:14:16.840 --> 00:14:21.670
‫اشخاص بانفوذ و کلیسا دائم انواع جدیدی از سکه می‌زنن.

00:14:21.670 --> 00:14:23.820
‫علاوه‌بر اون، قلب سکه هرگز متوقف نمی‌شه.

00:14:24.350 --> 00:14:28.140
‫سکه‌های نقره‌ی لوته، دراصل
‫سکه‌های نقره‌ی ترنی تقلبی نامیده می‌شدن...

00:14:45.320 --> 00:14:46.900
‫اطلاعات مفیدی بود.

00:14:46.900 --> 00:14:48.900
‫خیلی ممنونم.

00:14:48.900 --> 00:14:51.820
‫جناب، امیدوارم کلی پول و پله به جیب بزنین.

00:14:51.820 --> 00:14:54.770
‫امیدوارم تا ابد زیبا بمونین،‌ خانم!

00:14:54.770 --> 00:14:57.370
‫تا تهش پرسروصدا بود...

00:14:58.100 --> 00:15:00.330
‫خب، سکه‌ی نقره‌ی مدنظر کدومه؟

00:15:00.330 --> 00:15:02.430
‫این‌یکی. سکه‌ی نقره‌ی ترنی.

00:15:03.670 --> 00:15:07.000
‫سکه‌ای کاملاً معتبر توی این منطقه‌ست.

00:15:07.000 --> 00:15:08.130
‫معتبر؟

00:15:08.450 --> 00:15:11.400
‫آره. چند صد نوع ارز وجود داره،

00:15:11.400 --> 00:15:14.350
‫و مقدار نقره و طلاشون اغلب اوقات تغییر می‌کنه.

00:15:14.830 --> 00:15:20.010
‫ارزش یه سکه خیلی بیشتر از نقره یا طلای درونشه.

00:15:20.500 --> 00:15:23.340
‫از این رو، برای دادوستد کردن، لازمه که بهشون اعتماد داشت.

00:15:23.340 --> 00:15:24.420
‫که اینطور.

00:15:24.850 --> 00:15:27.110
‫خب، برداشتت ازش چیه؟

00:15:27.410 --> 00:15:31.310
‫مطمئن نیستم، ولی یه فکرهایی درموردش دارم.

00:15:32.390 --> 00:15:34.220
‫می‌خوام از اون بخورم.

00:15:39.250 --> 00:15:42.000
‫خب، چی متوجه شدی؟

00:15:42.000 --> 00:15:45.250
‫داستانش اگه در رابطه با سکه‌های نقره‌ی ترنی
‫باشه، ممکنه حقیقت داشته باشه.

00:15:47.070 --> 00:15:48.550
‫این یه سکه‌ی نقره‌ی فیلینگ ــه.

00:15:49.010 --> 00:15:52.260
‫درصد بالایی نقره داره و توی بازار محبوبه.

00:15:52.580 --> 00:15:54.890
‫می‌شه سکه‌ی رقیب ترنی درنظر گرفتش.

00:15:56.170 --> 00:15:58.810
‫در هر دوره‌ای، ارزش یه سکه،

00:15:58.810 --> 00:16:01.220
‫همیشه به قدرت اون کشور بستگی داره.

00:16:01.220 --> 00:16:04.650
‫اگه ارزهای خارجی، بازار یه کشور رو قبضه کنن،

00:16:05.130 --> 00:16:07.520
‫کشور از حیث اقتصادی، گرفتار می‌شه.

00:16:07.520 --> 00:16:09.740
‫حکم شکست خوردن توی جنگ رو داره.

00:16:10.180 --> 00:16:11.380
‫به عبارتی،

00:16:11.380 --> 00:16:16.240
‫احتمالش می‌ره که برای شکست دادن رقیب‌شون،
‫دارن مقدار نقره‌ی توی سکه‌هاشون رو افزایش می‌دن.

00:16:16.240 --> 00:16:17.330
‫آره.

00:16:18.810 --> 00:16:23.830
‫برای همین، برخلاف تصور تو، شاید زرن لزوماً دروغ نمی‌گه.

00:16:23.830 --> 00:16:27.690
‫خب، گوش‌های منم اشتباه می‌کنن.

00:16:29.370 --> 00:16:32.590
‫چیه؟ خیال کردی دلخور می‌شم؟

00:16:33.660 --> 00:16:35.100
‫آره.

00:16:35.100 --> 00:16:38.740
‫البته، ممکنه عقیده‌ای که نسبت بهم داری، ناراحتم کنه.

00:16:41.380 --> 00:16:42.810
‫کجا داری می‌ری؟
‫پل.

00:16:44.680 --> 00:16:47.520
‫اونجا یه آشنا دارم که صراف ــه.

00:16:47.800 --> 00:16:51.900
‫راستش، تشخیص صحیح خلوص یه ارز، کار سختیه.

00:16:52.350 --> 00:16:54.900
‫با این‌حال، علت افزایش و کاهش محبوبیت ارزهای به‌خصوص،

00:16:54.900 --> 00:16:58.490
‫اینه که مردم نسبت به تغییرات خلوص نقره و طلا حساسن.

00:16:59.120 --> 00:17:02.790
‫انقدری که یه تغییر جزئی به‌نظرشون خیلی بزرگ میاد.

00:17:03.410 --> 00:17:06.840
‫برای همین، همیشه وقتی یه ارز دستخوش تغییر بزرگی می‌شه،

00:17:06.840 --> 00:17:08.990
‫یه‌جور شاخص وجود داره.

00:17:10.040 --> 00:17:11.550
‫لازم نیست همه‌ی این‌ها رو الان حفظ کنی.

00:17:11.850 --> 00:17:14.680
‫طی ماه‌ پیش‌رو، کم کم بهت توضیح‌شون می‌دم.

00:17:14.680 --> 00:17:15.700
‫به عبارت دیگه...

00:17:16.090 --> 00:17:20.500
‫وقتی‌که ضراب قصد داره تغییر بزرگی
‫توی خلوص یه سکه ایجاد کنه،

00:17:20.500 --> 00:17:27.230
‫با تغییرات جزئی شروع می‌کنه تا ببینه واکنش بازار چیه، درسته؟

00:17:28.690 --> 00:17:31.170
‫آ ــ آره، یـ ــ یه‌چیزی توی همین مایه‌ها.

00:17:32.510 --> 00:17:34.620
‫مشتاق دیدار، وایز.

00:17:34.620 --> 00:17:35.780
‫لارنس!

00:17:36.220 --> 00:17:39.540
‫از آشنایی‌تون خوش‌وقتم. اسم شریف‌تون چیه؟

00:17:39.540 --> 00:17:41.370
‫اسم من هولوــه...

00:17:41.370 --> 00:17:43.900
‫هولو. چه اسم زیبایی!

00:17:43.900 --> 00:17:45.000
‫هی...

00:17:45.000 --> 00:17:49.710
‫نظرتون چیه توی مغازه‌ی من مشغول به کار شین؟
‫و چه بسا خانم خونه‌م بشید...

00:17:49.710 --> 00:17:53.980
‫یه صراف با ارزهای مختلف زیادی سروکار داره، درسته؟

00:17:53.980 --> 00:17:55.840
‫شناخت چندانی ازشون ندارم.

00:17:55.840 --> 00:18:00.350
‫فدای سرتون! می‌تونم یادتون بدم!
‫اوقات شیرینی باهم سپری می‌کنیم!

00:18:00.720 --> 00:18:03.010
‫وایز، می‌خواستم راجع‌به موضوعی باهات صحبت کنم.

00:18:03.260 --> 00:18:04.520
‫چی می‌خوای؟

00:18:04.520 --> 00:18:07.970
‫می‌خوام یه سکه‌ی نقره‌ی ترنی جدیداً ضرب‌شده ببینم.

00:18:09.550 --> 00:18:11.230
‫قدیمی‌ترین تا جدیدترین.

00:18:11.710 --> 00:18:13.460
‫هیچ فرقی نکرده.

00:18:13.460 --> 00:18:17.400
‫حتی کسایی مثل من که هر روز سروکارشون
‫با پوله، هیچ تغییری رو متوجه نشدن.

00:18:18.250 --> 00:18:20.340
‫نظرت چیه ذوبش کنیم و بعد بررسی‌ش کنیم؟

00:18:20.340 --> 00:18:23.080
‫زده به سرت. نمی‌تونم همچین کاری بکنم!

00:18:23.080 --> 00:18:25.410
‫می‌شه منم ببینمشون؟

00:18:25.410 --> 00:18:26.450
‫متوجه چیزی شدی؟
‫البته، بفرمایین!

00:18:30.250 --> 00:18:32.540
‫چه مرد نابکاری هستین.

00:18:33.690 --> 00:18:36.550
‫انقدر زیبایید که دست خودم نبود.

00:18:36.840 --> 00:18:38.970
‫خب، لطفاً ببینید.

00:18:41.760 --> 00:18:43.600
‫راه نداره.

00:18:43.600 --> 00:18:48.230
‫من ده‌ها ساله که صرافم و با این‌حال
‫نمی‌تونم صرفاً ازطریق صدا خلوص سکه رو تشخیص بدم.

00:18:48.230 --> 00:18:52.560
‫شنیدم بعضی‌ آدم‌ها می‌تونن تشخیص بدن،
‫ولی حتی اون داستان‌ها هم افسانه‌ن.

00:18:55.370 --> 00:18:56.830
‫خب؟ فهمیدی؟

00:18:57.390 --> 00:18:58.950
‫اصلاً نفهمیدم.

00:18:58.950 --> 00:19:01.240
‫کاریش نمی‌شه کرد. کاریش نمی‌شه کرد.

00:19:01.240 --> 00:19:03.620
‫نقره رو بی‌خیال شو و به‌جاش یه شام مهمونم باش.

00:19:04.290 --> 00:19:05.970
‫چه مرد جالبی بود.

00:19:05.970 --> 00:19:08.010
‫اون یه زن‌باز تمام‌عیاره.

00:19:08.700 --> 00:19:12.920
‫خب؟ خلوصش بیشتر شده بود؟ یا کمتر؟

00:19:12.920 --> 00:19:16.420
‫می‌بینم خوب یاد گرفتی با گول زدن ملت ازشون جواب بگیری.

00:19:16.420 --> 00:19:18.350
‫دیدم گوش‌هات تکون خوردن.

00:19:18.860 --> 00:19:20.410
‫کنار تو نمی‌تونم بی‌احتیاطی کنم.

00:19:20.410 --> 00:19:23.640
‫تعجب کردم که چیزی نگفتی.

00:19:23.640 --> 00:19:26.600
‫خب، به این طریق خواستم ازت تشکر کنم.

00:19:26.930 --> 00:19:27.700
‫از من؟

00:19:27.700 --> 00:19:30.250
‫یکم قبل حسودیت شده بود، مگه نه؟

00:19:30.250 --> 00:19:31.520
‫بابت این تشکر کردم.

00:19:32.150 --> 00:19:33.810
‫لازم نیست نگرانش باشی.

00:19:33.810 --> 00:19:37.480
‫مردا همه یه‌مشت نادون حسودن.

00:19:37.480 --> 00:19:42.290
‫و زنا نادون‌هایی‌ان که با این چیزها خوشحال می‌شن.

00:19:42.290 --> 00:19:44.660
‫دنیا مملو از احمق‌هاست.

00:19:46.570 --> 00:19:49.160
‫سکه‌های نقره چطور بودن؟

00:19:50.660 --> 00:19:55.340
‫تغییرشون خیلی تدریجی بود،
‫ولی صدای سکه‌های جدید خفیف‌تر بود.

00:19:55.340 --> 00:19:59.710
‫خفیف؟ پس خلوص‌شون داره پایین میاد...

00:19:59.710 --> 00:20:02.060
‫که یعنی زرن دروغ می‌گفت.

00:20:03.270 --> 00:20:07.560
‫اگه خلوص نقره یا طلا افزایش پیدا می‌کرد، مثل آب خوردن می‌شد سود کرد.

00:20:07.820 --> 00:20:11.540
‫فقط کافی بود همه‌ی سکه‌های قدیمی رو بخری و
‫با سکه‌های جدید طاق‌شون بزنی.

00:20:11.540 --> 00:20:14.060
‫ولی اگه خلوص پایین اومده،

00:20:14.060 --> 00:20:16.730
‫حتی اگه از قبل خبردار باشی، به این راحتی‌ها نمی‌تونی پول دربیاری...

00:20:17.340 --> 00:20:21.620
‫می‌تونی وقتی ارزش‌شون کمتر شد، همه‌شونو بخری،

00:20:21.620 --> 00:20:24.100
‫ولی برای همچین کاری، نیاز به سرمایه‌ی اولیه داری،

00:20:24.100 --> 00:20:27.780
‫و بعیده بشه ظرف شش‌ماه سودی کرد...

00:20:28.740 --> 00:20:33.050
‫عقلم به جایی قد نمی‌ده. زرن قصد داره
‫چطوری از این ماجرا منفعت کنه؟

00:20:35.500 --> 00:20:38.460
‫شاید گول خوردی.

00:20:38.460 --> 00:20:42.670
‫گول خوردم؟ منظورت اینه که ده سکه‌ی نقره‌م رو بالا کشید؟

00:20:42.670 --> 00:20:46.280
‫نه. اگه ارزش نقره‌ی ترنی کاهش پیدا کنه،

00:20:46.280 --> 00:20:49.210
‫اون وروجک ده سکه‌ی نقره رو بهت پس می‌ده.

00:20:49.210 --> 00:20:51.770
‫در بدترین حالت، هیچ پولی کاسب نمی‌شه.

00:20:51.770 --> 00:20:53.530
‫از طرفی، اگه ارزشش افزایش پیدا کنه،

00:20:53.530 --> 00:20:57.980
‫ده درصد از سود، بدون ریسک کردن پولی، نصیبش می‌شه.

00:20:58.260 --> 00:21:01.190
‫حتی اگه سودی نکنه، ضرری هم نمی‌کنه.

00:21:01.190 --> 00:21:02.940
‫متوجه منظورت شدم.

00:21:02.940 --> 00:21:05.130
‫سه‌سوته می‌شه به افکار انسان‌ها پی برد.

00:21:05.130 --> 00:21:07.910
‫باورم نمی‌شه. همچین اشتباه بچگونه‌ای کردم...

00:21:08.460 --> 00:21:09.630
‫منتها...

00:21:10.660 --> 00:21:14.540
‫عادیه که خلوص نقره افت کنه؟

00:21:14.540 --> 00:21:17.200
‫نه، معمولاً توجه ویژه‌ای برای حفظِ...

00:21:17.200 --> 00:21:19.000
‫سطح خلوص یه سکه‌ی نقره ‌می‌شه.

00:21:20.060 --> 00:21:24.980
‫ما به یک‌باره توی همچین زمانی، اطلاعاتی
‫درمورد خلوص یه سکه به دستمون رسید.

00:21:24.980 --> 00:21:26.310
‫واقعاً یه تصادفه؟

00:21:29.460 --> 00:21:33.600
‫ما گرگ‌ها گاهی اوقات موقع شکار طعمه، از یه درخت بالا می‌ریم.

00:21:33.600 --> 00:21:38.650
‫چشم‌اندازمون رو تغییر می‌دیم.
‫جنگل از بالای یه درخت متفاوت به‌نظر می‌رسه.

00:21:38.650 --> 00:21:41.110
‫باید چشم‌اندازمو تغییر بدم؟

00:21:41.110 --> 00:21:46.030
‫شاید این وسط،‌ اون وروجک شیاد واقعی نباشه؟

00:21:47.280 --> 00:21:53.140
‫اون وروجک ممکنه نیازی برای دریافت مستقیم سود از ما نداشته باشه.

00:21:53.140 --> 00:22:00.210
‫ممکنه کسی ازش خواسته باشه که
‫با این معامله سراغ بقیه بره.

00:22:00.700 --> 00:22:01.540
‫که اینطور!
‫فهمیدم.

00:22:03.000 --> 00:22:06.510
‫چطوری می‌شه با سکه‌ی نقره‌ای که
‫ارزشش روبه‌کاهشه، پول درآورد!

00:22:06.510 --> 00:22:08.840
‫مثل اینکه چیزی فهمیدی.

00:22:08.840 --> 00:22:09.590
‫بیا بریم!

00:22:10.480 --> 00:22:11.490
‫کجا؟

00:22:12.100 --> 00:22:13.710
‫به تجارت‌خانه‌ی میلونه!

00:22:15.000 --> 00:22:22.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::

00:23:45.110 --> 00:23:50.110
قسمت چهارم
تاجر عاشق‌پیشه و وداع مهتابی
‫قسمت بعدی:
‫تاجر عاشق‌پیشه و وداع مهتابی.