﻿WEBVTT

00:00:03.190 --> 00:00:06.690
‫برای همین به اینجا علاقه‌مند شدین؟

00:00:06.690 --> 00:00:10.690
‫کجاشو دیدی. تازه هنوز فرصت نشده چندتا از ساکه‌های اینجا رو امتحان کنم.

00:00:10.690 --> 00:00:14.220
‫گذشته از اون، به‌قدری گرم صحبت‌ درمورد کار و بارمون بودیم...

00:00:14.220 --> 00:00:17.780
‫که وقت نکردیم راجع‌به مسائل دیگه حرف بزنیم.

00:00:17.780 --> 00:00:19.490
‫خب، خوشا به حال من.

00:00:19.490 --> 00:00:23.860
‫گفت‌وگوی خودمونی با شما،
‫حکم یه ضیافت تمام‌وکمال رو برای مبتدی‌ای مثل من داره.

00:00:23.860 --> 00:00:27.290
‫قبل از اینکه توی کلیسا همو ملاقات کنیم،
‫طی سفرت از چه مناطقی عبور کردی؟

00:00:27.290 --> 00:00:31.010
‫من از شمال رووین‌هایگن به جنوب اومدم.

00:00:31.010 --> 00:00:36.130
‫اون منطقه با شروع لشگرکشی بزرگ شمالی، خیلی خطرناک می‌شه...

00:00:38.470 --> 00:00:49.150
ادویه و گرگ

00:00:49.200 --> 00:00:56.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:07.430 --> 00:02:11.530
‫گفت‌وگوی دلچسبی بود!
‫هرموقع خواستین، بازم خبرم کنین.
قسمت چهارم
تاجر عاشق‌پیشه و وداع مهتابی

00:02:11.530 --> 00:02:13.250
‫آره،‌ تا بعد.
‫منتظرتون می‌مونم، جناب!

00:02:14.780 --> 00:02:17.420
‫از ظاهرِ زرن، مطمئن شدم.

00:02:17.420 --> 00:02:20.530
‫به افرادم می‌گم آمارشو دربیارن.

00:02:20.530 --> 00:02:21.490
‫دستتون درد نکنه.

00:02:21.490 --> 00:02:25.040
‫امیدوارم منبعِ معضلی که عرض کردید رو پیدا کنیم.

00:02:25.420 --> 00:02:30.120
‫اما راستشو بخواید، باورم نمی‌شه
‫همه‌ی این قضایا فقط ظرف یه روز اتفاق افتاد.

00:02:30.610 --> 00:02:32.460
‫پیش‌تر مشکوک شده بودیم،

00:02:32.460 --> 00:02:35.210
‫اما این یه مورد کلاه‌برداری ساده به‌نظر نمیاد.

00:02:35.480 --> 00:02:37.220
‫اون با تاجرها گرم می‌گیره،

00:02:37.220 --> 00:02:40.340
‫و ادعا می‌کنه ارزش سکه‌ی نقره‌ بالا می‌ره،
‫تا مجبور بشن همه‌ی سکه‌ها رو بخرن و جمع‌آوری کنن.

00:02:40.340 --> 00:02:43.720
‫اما، درواقع، ارزش سکه پایین میاد.

00:02:44.020 --> 00:02:48.680
‫قصد دارن تمام سکه‌های تاجرهایی رو که
‫بی‌معطلی می‌خوان بفروشن‌شون، بخرن،

00:02:48.680 --> 00:02:51.350
‫و از ضررشون، سود کنن.

00:02:51.350 --> 00:02:55.270
‫مغز متفکر، سود هنگفتی می‌کنه.

00:02:56.340 --> 00:02:57.980
‫تاجرهایی که رودست خوردن،

00:02:57.980 --> 00:03:01.290
‫لام تا کام درمورد خسارت‌شون حرف نمی‌زنن،
‫چون‌که وجهه‌شون رو خدشه‌دار می‌کنه.

00:03:01.290 --> 00:03:03.370
‫داستان سکه‌ی نقره علنی نمی‌شه،

00:03:03.370 --> 00:03:06.210
‫و مغز متفکر می‌تونه بدون اطلاع کسی،

00:03:06.210 --> 00:03:09.410
‫مقدار بسیار زیادی سکه‌ی نقره جمع کنه.

00:03:09.410 --> 00:03:13.970
‫من همین‌طور کنجکاوم بدونم
‫یارو می‌خواد با اون‌همه نقره چیکار کنه.

00:03:13.970 --> 00:03:17.110
‫این مسئله رو با بالادستی‌های تجارت‌خانه درمیون می‌ذارم.

00:03:17.110 --> 00:03:18.530
‫خیلی ممنونم.

00:03:19.550 --> 00:03:23.800
‫تهش تجربه‌ست که حرف اولو می‌زنه.
‫درست مثل بوی اون خزهای سمور.

00:03:27.930 --> 00:03:29.850
‫به‌نظرت به‌موقع قال قضیه رو می‌کنن؟

00:03:32.230 --> 00:03:34.480
‫حتی اگه حدسیات تو درست باشن،

00:03:34.480 --> 00:03:38.150
‫درصورتی که تجارت‌خانه‌ی میلونه سریعاً
‫دست به کار نشه، هیچ سودی نمی‌کنیم.

00:03:38.450 --> 00:03:41.360
‫به‌نظرم، مشکلی پیش نمیاد.

00:03:41.640 --> 00:03:44.500
‫تجارت‌خانه‌ی میلونه در سرزمین خارجی، به رونق رسید.

00:03:44.500 --> 00:03:46.790
‫مطمئناً در زمینه‌ی غنیمت شمردن فرصت‌ها، رودست‌شون نیست.

00:03:50.200 --> 00:03:51.210
‫چی شده؟

00:03:51.640 --> 00:03:57.040
‫یه‌لحظه... یاد گذشته‌ها افتادم.

00:03:57.450 --> 00:03:58.550
‫با نگاه کردن به من؟

00:03:58.880 --> 00:04:04.170
‫خب، اون هم مثل تو روی صندلی تاب می‌خورد و
‫دست آخر به‌طرز فجیعی کله پا می‌شد.

00:04:05.010 --> 00:04:07.910
‫خنگ و درعین‌ حال سرشار از شور و اشتیاق بود.

00:04:08.690 --> 00:04:12.300
‫اصلاً از حالت گرگم متعجب نشد.

00:04:12.300 --> 00:04:15.520
‫واقعاً عجیب‌وغریب بود، اما مرد خوبی بود.

00:04:17.390 --> 00:04:19.140
‫حتماً اهل دهکده‌ی پاسلو بود.

00:04:19.140 --> 00:04:21.570
‫همون کسی‌که ازت خواست محصولات گندم انبوهی به بار بیاری...

00:04:21.570 --> 00:04:26.120
‫درسته. بین من و بقیه فرق نمی‌ذاشت.

00:04:26.120 --> 00:04:29.830
‫آره، اون اولین دوستم بود.

00:04:30.820 --> 00:04:35.490
‫یه احمق تمام‌عیار بود. مات‌ومبهوتم می‌کرد.

00:04:49.230 --> 00:04:50.130
‫چیه؟

00:04:50.130 --> 00:04:52.730
‫باید یه‌چیزی بهت می‌گفتم.

00:04:52.730 --> 00:04:56.140
‫یا حدأقل این‌طور فکر می‌کنم،
‫ولی یادم نمیاد.

00:04:56.140 --> 00:04:59.440
‫مطمئنم موضوع مهمی بود...

00:04:59.440 --> 00:05:02.530
‫اگه واقعاً مهم باشه، مطمئنم بالأخره یادت میاد.

00:05:02.530 --> 00:05:04.580
‫حق با توــه.

00:05:10.020 --> 00:05:11.580
‫دوست، ها؟

00:05:26.340 --> 00:05:29.760
‫بنده مدیر این شعبه، ریکتن مارل‌هایت هستم.

00:05:30.060 --> 00:05:33.810
‫ما این معامله رو قبول می‌کنیم.

00:05:33.810 --> 00:05:37.600
‫پس، فهمیدین کی زرن رو اجیر کرده؟

00:05:37.600 --> 00:05:41.940
‫بله. بازرگانی مدیو ازش پشتیبانی می‌کنه.

00:05:41.940 --> 00:05:45.480
‫تاجایی که یادمه، اون‌ها بانفوذترین
‫فروشنده‌ی محصولات زراعی توی پتزیو هستن،

00:05:45.480 --> 00:05:47.950
‫و همین‌طور کشتی‌های تجاری زیادی دارن...

00:05:47.950 --> 00:05:53.330
‫هرچند، امکان نداره اون‌ها به‌تنهایی بتونن
‫قضیه‌ای که بهش مشکوکید رو عملی کنن.

00:05:53.940 --> 00:05:57.330
‫به عقیده‌ی من، یه نجیب‌زاده ازشون حمایت می‌کنه.

00:05:57.330 --> 00:05:59.830
‫گرچه هنوز به هویت اون شخص پی نبردیم،

00:05:59.830 --> 00:06:05.050
‫اما اگر ما قبل از اون‌ها وارد عمل بشیم، مشکلی ایجاد نمی‌کنه.

00:06:05.510 --> 00:06:09.420
‫پس، بیاین درخصوص سهم‌مون صحبت کنیم.

00:06:12.290 --> 00:06:14.490
‫امروز، بهترین روز زندگی‌مه.

00:06:14.490 --> 00:06:16.100
‫به‌نظر حسابی سرحال و قبراق میای.

00:06:16.100 --> 00:06:18.130
‫کم کمش 200,000 سکه‌ی نقره‌ی ترنی...

00:06:18.130 --> 00:06:21.620
‫نه، اگه همه‌چیز طبق برنامه پیش بره،
‫400,000 سکه‌ی نقره‌ی ترنی جابه‌جا می‌شه.

00:06:21.620 --> 00:06:25.580
‫درصورتی که تجارت‌خانه ده درصد از سود
‫عایدش شه، من پنجاه درصد نصیبم می‌شه.

00:06:26.230 --> 00:06:28.030
‫می‌شه 2,000 سکه‌ی نقره!

00:06:28.030 --> 00:06:32.370
‫با این‌مقدار پول، می‌تونم یه مغازه توی شهر برای خودم باز کنم!

00:06:32.660 --> 00:06:35.930
‫خب، خوش‌حالم که اوضاع به‌نظر داره وفق مرادت پیش می‌ره...

00:06:39.520 --> 00:06:41.900
‫گفتم اگه خماریت نپریده، توی مهمان‌سرا بمون و استراحت کن.

00:06:42.450 --> 00:06:46.460
‫نگران بودم یه‌وقت کلاه سرت بذارن.

00:06:46.460 --> 00:06:47.930
‫منظورت چیه؟

00:06:47.930 --> 00:06:49.850
‫منظورمو واضح بیان کردم.

00:06:51.890 --> 00:06:55.620
‫بیا، یکم تحمل کن. مهمان‌سرا همین حوالی‌ــه.

00:06:59.100 --> 00:06:59.820
‫باشه.

00:07:18.710 --> 00:07:19.960
‫داری طرح مغازه‌ت رو می‌کشی؟

00:07:20.820 --> 00:07:22.440
‫کِی بیدار شدی؟

00:07:22.440 --> 00:07:24.980
‫تخت خوابیدم و دیگه حالم خوب شده.

00:07:24.980 --> 00:07:26.740
‫ماشالا بااستعدادی‌ ها.

00:07:26.740 --> 00:07:28.090
‫نه زیاد...

00:07:28.440 --> 00:07:31.760
‫این مغازه‌ی توــه؟
‫می‌خوای توی کدوم شهر جاگیر شی؟

00:07:31.760 --> 00:07:35.860
‫هنوز تصمیم نگرفتم. این مغازه‌ی ایده‌آلم توی شهر ایده‌آلمه.

00:07:36.550 --> 00:07:41.310
‫تمام تاجرهای دوره‌گرد رویای صاحب‌مغازه شدن رو
‫در سر می‌پرورونن، من هم از این قاعده مستثنی نیستم.

00:07:41.650 --> 00:07:46.650
‫اما اگه معامله‌م با تجارت‌خانه‌ی میلونه نتیجه‌بخش باشه،
‫رویام به حقیقت می‌پیونده.

00:07:48.490 --> 00:07:51.490
‫صاحب مغازه شدن در این حد خوبه؟

00:07:51.760 --> 00:07:53.850
‫تاجرهای دوره‌گرد دائم بین شهرها در رفت‌وآمدن،

00:07:53.850 --> 00:07:56.520
‫و برای امرار معاش، هیچ‌وقت یه‌جا بند نمی‌شن.

00:07:56.520 --> 00:07:59.490
‫برای همین، من بیشتر عمرم رو توی ارابه‌م سپری کردم.

00:07:59.970 --> 00:08:03.210
‫این تو رو از نعمت داشتنِ دوست‌های صمیمی محروم می‌کنه.

00:08:03.210 --> 00:08:05.580
‫من در بهترین حالت، جاهایی‌ که
‫دادوستد می‌کنم، چندتا آشنا دارم.

00:08:06.340 --> 00:08:09.250
‫اگه یه مغازه باز کنم، جزئی از یه شهر می‌شم.

00:08:09.250 --> 00:08:12.970
‫می‌تونم رفاقت‌هامو پایدار کنم و با خیال راحت دنبال یه همسر مناسب بگردم.

00:08:14.330 --> 00:08:16.960
‫درسته. باید این موضوع رو با یاره درمیون بذارم.

00:08:16.960 --> 00:08:18.920
‫مطمئنم برام خوشحال می‌شه.

00:08:18.920 --> 00:08:21.060
‫شاید بتونم بازم باهاش دادوستد کنم...

00:08:21.950 --> 00:08:24.610
‫من یه‌خرده سردرگم می‌شم...

00:08:24.610 --> 00:08:25.560
‫برای چی؟

00:08:25.560 --> 00:08:29.780
‫اگه یه مغازه باز کنی، دیگه جایی نمی‌ری.

00:08:29.780 --> 00:08:34.200
‫مجبور می‌شم تنهایی سفر کنم یا یه همسفر دیگه پیدا کنم.

00:08:34.200 --> 00:08:36.250
‫تو هولو گرگ خردمندی.

00:08:36.250 --> 00:08:38.330
‫پولی که از خزهای سمور به‌دست آوردی هم هست.

00:08:38.730 --> 00:08:40.450
‫می‌تونی تنهایی بدون‌ دردسر سفر کنی.

00:08:43.100 --> 00:08:44.870
‫من از تنهایی خسته شدم.

00:08:50.190 --> 00:08:54.420
‫خب، تاوقتی برگردی به خونه‌ت، می‌تونم باهات سفر کنم.

00:08:58.660 --> 00:09:02.560
‫حتی اگه پول دستم بیاد، هنوز آمادگی باز کردن یه مغازه رو ندارم.

00:09:03.340 --> 00:09:04.690
‫جدی؟

00:09:05.740 --> 00:09:07.400
‫برای چی باید دروغ بگم؟

00:09:08.690 --> 00:09:10.350
‫خب، پس...

00:09:11.490 --> 00:09:13.530
‫اون قیافه رو نگیر.

00:09:15.630 --> 00:09:16.380
‫باشه.

00:09:44.200 --> 00:09:45.790
‫به این حس‌وحال‌ـت عادت ندارم.

00:09:46.820 --> 00:09:49.920
‫من همیشه یه رویا رو می‌بینم.

00:09:49.920 --> 00:09:50.770
‫رویا؟

00:09:51.100 --> 00:09:54.800
‫وقتی‌که بیدار می‌شم، تک‌وتنهام.

00:09:54.800 --> 00:09:57.040
‫یوئه، اینتی...

00:09:57.040 --> 00:10:00.370
‫هم پارو و هم میوری. همه‌شون رفتن.

00:10:00.720 --> 00:10:02.980
‫من می‌تونم صدها سال زندگی کنم.

00:10:02.980 --> 00:10:06.140
‫برای همین بود که تصمیم گرفتم سفر کنم.

00:10:06.140 --> 00:10:12.500
‫مطمئن بودم دوباره می‌بینمشون،
‫اما هیچ‌کدوم‌شون معلوم نیست کجان.

00:10:14.380 --> 00:10:18.340
‫دیگه دلم نمی‌خواد بیدار شم و کسی رو کنارم نبینم.

00:10:19.190 --> 00:10:21.280
‫از تنها بودن خسته شدم.

00:10:21.280 --> 00:10:23.220
‫تنها بودن، سرده.

00:10:23.220 --> 00:10:26.350
‫تنها بودن، دلتنگی‌آوره.

00:10:31.230 --> 00:10:34.610
‫تاجرهای دوره‌گرد هم گرفتار رویایی شبیه به اینن.

00:10:38.690 --> 00:10:40.160
‫خجالت‌آوره.

00:10:41.570 --> 00:10:45.120
‫اشک‌هات صورتت رو چسبناک کردن. یه‌لحظه وایسا.

00:10:49.930 --> 00:10:51.540
‫ولی این...

00:10:51.540 --> 00:10:53.400
‫می‌کشمشون و می‌ندازمشون دور.

00:10:53.400 --> 00:10:55.960
‫و نتیجه‌ی معامله هنوز مشخص نشده.

00:10:56.300 --> 00:10:58.010
‫جوجه رو باید آخر پائیز بشمرم.

00:11:04.930 --> 00:11:08.290
‫بازم حسابی زیر دینت رفتم.

00:11:08.980 --> 00:11:10.220
‫هنوز خوابم میاد.

00:11:10.220 --> 00:11:11.900
‫تو نمی‌خوابی؟

00:11:11.900 --> 00:11:13.530
‫یکم دیگه می‌خوابم.

00:11:13.530 --> 00:11:15.340
‫برای اون شمع هزینه کردم، هدر می‌ره.

00:11:15.340 --> 00:11:17.490
‫چه طرز فکر تاجرگونه‌ای.

00:11:36.730 --> 00:11:37.460
‫چیکار می‌کنی؟!

00:11:37.460 --> 00:11:39.800
‫انقدر دست‌وپاچلفتی نباش.

00:11:46.900 --> 00:11:48.540
‫نمی‌تونم نفس بکشم.

00:11:51.170 --> 00:11:53.270
‫چشم‌هات به تاریکی عادت کردن؟

00:11:54.450 --> 00:11:55.290
‫منظورت...

00:11:55.290 --> 00:11:58.150
‫موضوع مهمی که باید بهت می‌گفتم، یادم اومد.

00:11:58.590 --> 00:12:01.980
‫تو داری سعی می‌کنی درگیر یه نقشه‌ی بزرگ بشی.

00:12:01.980 --> 00:12:03.960
‫مطمئنم که دشمن هم محتاط عمل می‌کنه.

00:12:03.960 --> 00:12:05.490
‫سه نفر کنار درن.

00:12:05.910 --> 00:12:08.360
‫مطمئناً از اون مدل‌های محترم نیستن.

00:12:08.360 --> 00:12:10.210
‫ممکنه کار بازرگانی مدیو باشه؟

00:12:10.750 --> 00:12:13.090
‫خوشبختانه، خارج از ساختمون کسی نیست.

00:12:13.090 --> 00:12:14.830
‫آماده‌ای؟

00:12:20.790 --> 00:12:25.430
‫لطفاً خوب به بدنم زیر نور مهتاب نگاه کن!

00:12:42.980 --> 00:12:45.240
‫باید بیخیال ارابه بشیم.

00:12:45.240 --> 00:12:47.940
‫چیزی از کشتن اسبت گیر اونا نمیاد.

00:12:48.490 --> 00:12:50.750
‫بعد از اینکه آب‌ها از آسیاب افتاد می‌تونیم بیایم سراغش.

00:13:04.830 --> 00:13:05.860
‫بدو!
‫باشه!

00:13:15.530 --> 00:13:16.940
‫محض احتیاط.

00:13:16.940 --> 00:13:19.210
‫بهتره یکم گندم داشته باشی.

00:13:24.270 --> 00:13:25.240
‫داغن.

00:13:25.240 --> 00:13:27.610
‫چون من درون اون گندم‌ها هستم!

00:13:29.010 --> 00:13:31.220
‫دارن به سمت تجارت‌خانه‌ی میلونه میرن!

00:13:31.220 --> 00:13:32.620
‫نذارید فرار کنن!

00:13:45.580 --> 00:13:48.300
‫هولو، وقتی این قضیه ختم به خیر شد بیا بریم خرید.

00:13:48.300 --> 00:13:50.050
‫الان یهویی چی داری می‌گی؟

00:13:50.050 --> 00:13:52.260
‫برات شونه و کلاه‌ و چیزهای دیگه می‌خرم!

00:13:52.260 --> 00:13:53.930
‫چی تو سرته؟

00:13:53.930 --> 00:13:56.780
‫هیچی. فقط واسه اینه که تو همچین موهای قشنگی داری.

00:13:59.050 --> 00:14:02.290
‫ترجیح می‌دم یه شونه برای دمم داشته باشم.

00:14:02.290 --> 00:14:04.360
‫باشه! برات می‌خرم.

00:14:04.360 --> 00:14:05.690
‫قول دادیا.
‫آره!

00:14:11.820 --> 00:14:14.050
‫خیلی‌خب، تقریباً رسیدیم به تجارت‌خانه‌ی میلونه!

00:14:20.130 --> 00:14:21.720
‫قطعاً از اینجا عبور می‌کنن!

00:14:21.720 --> 00:14:22.600
‫نذارید فرار کنن!
‫نیروهای کمکی کم‌کم می‌رسن اینجا.

00:14:23.880 --> 00:14:25.690
‫همه‌ی سوراخ سنبه‌ها رو می‌گردیم!
‫اوضاع واسه ما خیطه.

00:14:26.080 --> 00:14:27.520
‫بهتر نیست جدا شیم؟

00:14:27.520 --> 00:14:30.890
‫فکر خوبی‌ـه، ولی من یه بهترش رو دارم.

00:14:30.890 --> 00:14:32.090
‫چه فکری؟

00:14:32.090 --> 00:14:35.330
‫من می‌رم به خیابون اصلی و توجهشون رو جلب می‌کنم.

00:14:35.330 --> 00:14:37.440
‫تو همین فرصت، تو برو سراغ میلونه...

00:14:37.440 --> 00:14:39.260
‫وایسا ببینم. من نمی‌تونم اینکارو کنم!

00:14:39.260 --> 00:14:39.940
‫خوب گوش کن.

00:14:39.940 --> 00:14:43.370
‫حتی اگر جدا بشیم هم، اونا زود می‌گیرنت.

00:14:43.370 --> 00:14:46.620
‫من هولو گرگ خردمندم. نمی‌تونن راحت گیرم بندازن.

00:14:46.620 --> 00:14:51.490
‫ولی، اگه تو گیر بیفتی کی با تجارت‌خانه‌ی میلونه مذاکره کنه؟

00:14:51.490 --> 00:14:54.820
‫تو همین الانش هم نقشه‌ت رو بهشون لو دادی.

00:14:54.820 --> 00:14:56.950
‫برای اینکه از ما دست نکشن،

00:14:56.950 --> 00:15:00.940
‫باید تهدیدشون کنی که در غیر این صورت ممکنه
‫بهشون خیانت کنی.

00:15:00.940 --> 00:15:01.880
‫نمی‌شه!

00:15:01.880 --> 00:15:06.830
‫اگه بازرگانی مدیو گوش‌ها و دمت رو ببینه میبرتت کلیسا!

00:15:07.340 --> 00:15:09.470
‫پس فقط گیر نمیفتم.

00:15:09.890 --> 00:15:14.500
‫و تازه اگه گیر بیفتم هم، احتمالاً بتونم تا یکی دو روز گوش‌ها و دمم رو مخفی کنم.

00:15:14.500 --> 00:15:16.640
‫فقط به موقع بیا نجاتم بده.

00:15:16.640 --> 00:15:17.450
‫تو!

00:15:17.450 --> 00:15:21.490
‫تو آرزو داری با پولی که در میاری یه مغازه باز کنی.

00:15:21.490 --> 00:15:25.360
‫و منم بهت گفتم حسابی بهت مدیونم.

00:15:25.750 --> 00:15:28.900
‫می‌خوای از من یه گرگ ناسپاس بسازی؟

00:15:29.180 --> 00:15:31.820
‫مسخره بازی درنیار! اگه بگیرنت میکشنت!

00:15:31.820 --> 00:15:33.270
‫امکان نداره این با بدهی‌ت برابر باشه!

00:15:36.620 --> 00:15:38.660
‫آخر مرض تنهایی، مرگه.

00:15:39.630 --> 00:15:41.040
‫به‌اندازه کافی برابرن.

00:15:46.120 --> 00:15:47.530
‫من بهت باور دارم.

00:15:48.010 --> 00:15:50.260
‫تو حتماً میای دنبالم.

00:15:53.970 --> 00:15:54.880
‫پیداشون کردم!
‫خیابون روئینو!

00:15:55.840 --> 00:15:56.820
‫تنهاس؟

00:15:56.820 --> 00:15:59.130
‫باید دو نفر باشن! پیداشون کنید!

00:16:01.340 --> 00:16:02.460
‫اوناهاش!

00:16:11.010 --> 00:16:12.170
‫تاجر بعد از ظهری، لارنس هستم!

00:16:12.170 --> 00:16:14.080
‫کمک‌مون کنید! به ما حمله کردن!

00:16:14.080 --> 00:16:15.090
‫اوناهاش!

00:16:21.210 --> 00:16:25.110
‫وایسا! هوی، اون مردک رو تحویل ما بده!

00:16:25.830 --> 00:16:27.000
‫حروم‌زاده‌ها!

00:16:27.380 --> 00:16:30.500
‫اینجا تجارت‌خانه‌ی میلونه، متعلق به مارکیز میلونه‌ی کبیره،

00:16:30.500 --> 00:16:36.390
‫مورد تایید سی‌وسومین دوک اعظم روندیو از دوک‌نشین روندیو!

00:16:36.390 --> 00:16:39.050
‫اون حصار متعلق به مارکیزه،

00:16:39.050 --> 00:16:41.820
‫و هرکس که در این ملک باشه مهمان ایشونه.

00:16:41.820 --> 00:16:46.770
‫و تمام مهمانان مارکیز تحت حفاظت دوک اعظم روندیو هستن!

00:16:47.250 --> 00:16:48.320
‫خوب گوش بدید!

00:16:48.320 --> 00:16:50.650
‫آسیب زدن به این مکان با اون چوب،

00:16:50.650 --> 00:16:54.070
‫مصداق آسیب به پیکرهٔ عالی‌جناب دوک اعظمه.

00:17:00.410 --> 00:17:01.340
‫عقب نشینی کنید!

00:17:03.610 --> 00:17:05.750
‫نصف شبی عجب الم‌شنگه‌ای بود.

00:17:05.750 --> 00:17:07.890
‫دقیقاً چی شده؟

00:17:07.890 --> 00:17:09.540
‫بابت بی‌ادبیم عذر می‌خوام.

00:17:09.540 --> 00:17:11.990
‫از اون مهم‌تر، ممنونم که نجاتم دادین.

00:17:12.340 --> 00:17:15.630
‫اگه می‌خوای تشکر کنی، ببرش پیش مارکیز میلونه که از اینجا دوره.

00:17:16.060 --> 00:17:18.510
‫بگذریم، اونا کی بودن؟

00:17:22.730 --> 00:17:25.940
‫مطمئنم افراد بازرگانی مدیو بودن.

00:17:25.940 --> 00:17:27.530
‫نظر منم همینطوره.

00:17:27.530 --> 00:17:30.940
‫فکر می‌کنم اونا از معامله من با شما بو بردن.

00:17:30.940 --> 00:17:32.820
‫احتمالاً در تلاش برای متوقف کردن ما بودن.

00:17:32.820 --> 00:17:34.900
‫متوقف کردن ما؟

00:17:34.900 --> 00:17:38.600
‫همراه من ممکنه اسیر شده باشه.

00:17:38.600 --> 00:17:41.030
‫ممکنه از قدرت تجارت‌خانه‌تون برای برگردوندنش استفاده کنید؟

00:17:41.030 --> 00:17:44.610
‫یکی از افراد ما بعد از جار و جنجال اون‌ها رو تعقیب کرد

00:17:44.610 --> 00:17:50.000
‫و دیده که دختر جوانی رو با زور می‌برن.

00:17:50.000 --> 00:17:53.050
‫اون احتمالاً همراه من، هولو بوده.

00:17:53.650 --> 00:17:56.900
‫اون خودش رو طعمه کرد تا من بتونم به اینجا بیام...

00:17:56.900 --> 00:17:58.260
‫که‌ اینطور.

00:17:58.260 --> 00:18:02.390
‫ولی، فکر می‌کنید اونا به چه دلیلی خانم هولو رو دستگیر کردن؟

00:18:02.390 --> 00:18:03.460
‫گفتم که!

00:18:03.460 --> 00:18:07.690
‫می‌خواستن جلوی کار کردن ما با شما رو بگیرن، و راه بازرگانی مدیو رو بستن.

00:18:09.740 --> 00:18:12.480
‫این یکم عجیب نیست؟

00:18:12.480 --> 00:18:13.730
‫کجاش عجیبه؟!

00:18:13.730 --> 00:18:15.250
‫لطفاً آروم باشید.

00:18:15.250 --> 00:18:18.210
‫یه چیزی عجیبه. قطعاً عجیبه.

00:18:18.210 --> 00:18:19.410
‫چطور؟!

00:18:19.410 --> 00:18:24.160
‫بهش فکر کنید. ما همین الان هم در حال جمع‌آوری سکه‌ها هستیم.

00:18:24.490 --> 00:18:30.050
‫آیا اونا می‌تونن با گروگان گرفتن شما دو نفر چیزی رو متوقف کنن؟

00:18:30.050 --> 00:18:30.540
‫ها؟

00:18:30.940 --> 00:18:33.930
‫ما همین الان هم در حال جمع‌آوری سکه‌های نقره ترنی هستیم،

00:18:33.930 --> 00:18:39.260
‫که یعنی الان هم واضح می‌دونیم چه معامله‌ای در پشت پرده در حال انجامه.

00:18:39.710 --> 00:18:42.650
‫اگر شما به ما نگفته بودید که این چه نوع طرح پول‌سازی‌ایه،

00:18:42.650 --> 00:18:46.250
‫و فقط می‌گفتید که سکه‌های نقره ترنی جمع کنیم،

00:18:46.250 --> 00:18:49.270
‫ممکن بود گروگان گرفتن همراهتون فایده‌ای داشته باشه.

00:18:49.910 --> 00:18:54.340
‫با این‌ حال، تجارت‌خانه‌ی ما هرگز در چنین موقعیتی وارد عمل نمی‌شه.

00:18:54.340 --> 00:18:55.280
‫یعنی...
‫بله.

00:18:56.200 --> 00:18:59.740
‫از اونجایی که ما تمام اطلاعاتی که نیاز داریم رو در اختیار داریم،

00:18:59.740 --> 00:19:03.280
‫مهم نیست که سر شما دو نفر چی اومده.

00:19:03.280 --> 00:19:06.500
‫ما همین الان هم پول زیادی در این معامله گذاشتیم.

00:19:06.500 --> 00:19:11.570
‫اگر میزان سود هنگفتی که در خطره رو...

00:19:11.570 --> 00:19:13.790
‫با کینه‌ی شخصی شما نسبت به خودمون مقایسه کنیم...

00:19:15.750 --> 00:19:20.510
‫واقعاً از گفتن این حرف متنفرم، اما انتخاب من سود تجارت‌خانه‌ی خودمونه.

00:19:20.510 --> 00:19:22.760
‫باورم نمی‌شه!

00:19:45.810 --> 00:19:48.990
‫به همین خاطره که دلیل اقدامات اونها رو متوجه نمی‌شم.

00:19:50.770 --> 00:19:52.170
‫لطفاً صبر کنید!

00:19:53.330 --> 00:19:56.340
‫متوجه هستم که همراه شما خیلی براتون عزیزه.

00:19:56.340 --> 00:20:00.470
‫اما اگر افکار شما به‌خاطر اون پریشان بشه، نشان از رفتار ناشیانه‌تون داره.

00:20:02.930 --> 00:20:04.090
‫معذرت می‌خوام.

00:20:04.490 --> 00:20:11.350
‫نفرمایید، اگر همسر من هم در این شرایط بود، من هم نمی‌تونستم
‫آرامشم رو حفظ کنم.

00:20:11.930 --> 00:20:14.100
‫با در نظر گرفتن همه جوانب، هنوز هم عجیبه.

00:20:14.550 --> 00:20:20.010
‫بازرگانی مدیو می‌دونسته که ما همچین تصمیمی می‌گیریم.

00:20:20.010 --> 00:20:23.100
‫با این وجود، اونا شما رو هدف قرار دادن.

00:20:23.100 --> 00:20:28.740
‫این یعنی شما باید نوعی اهرم فشار در مقابل ما داشته باشید.

00:20:28.740 --> 00:20:31.690
‫چیزی به ذهنتون می‌رسه؟

00:20:34.170 --> 00:20:38.000
‫سودی که در مقابل ما قرار داره عظیمه.

00:20:38.000 --> 00:20:40.450
‫مهم نیست چقدر جزئی باشه، لطفاً با من در میون بذارید.

00:20:40.450 --> 00:20:41.210
‫نکنه؟

00:20:41.210 --> 00:20:44.970
‫جناب لارنس، فکری به ذهنتون رسیده، مگه نه؟

00:20:50.060 --> 00:20:51.440
‫با‌اجازه.
‫چی شده؟

00:20:52.270 --> 00:20:55.020
‫نامه‌ای رو در محوطه‌ی ما انداختن.

00:20:55.020 --> 00:20:57.500
‫گمون می‌کنم مربوط به وقایع جاری‌ـه.

00:20:58.510 --> 00:21:01.480
‫«به گرگ و بیشه‌ای که در آن زندگی می‌کند»؟

00:21:03.890 --> 00:21:07.570
‫معذرت می‌خوام. ممکنه من اول بخونمش؟

00:21:10.380 --> 00:21:11.580
‫بفرمایید.

00:21:11.600 --> 00:21:18.600
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::

00:21:20.040 --> 00:21:24.890
‫«گرگ در اختیار ماست. درهای کلیسا همیشه باز هستند.

00:21:25.270 --> 00:21:29.990
‫درها را به همراه اهالی خانه ببندید تا از ورود گرگ جلوگیری کنید.»

00:21:37.220 --> 00:21:39.500
‫شکل انسانی گرگی‌ـه که محصولات پربار به همراهش میاره!

00:21:40.620 --> 00:21:44.030
‫شکل انسانی گرگی‌ـه که محصولات پربار به همراهش میاره!

00:23:40.410 --> 00:23:41.660
‫تو...

00:23:45.020 --> 00:23:50.030
قسمت پنجم
شکل انسانی گرگ و بره‌ی رام
‫قسمت بعد: شکل انسانی گرگ و بره‌ی رام.